ح ج ب / الحجاب
الحِجابُ (نسخه آزمایشی)
حجاب
درآمد[۱]
واژهشناسی «حجاب»
به گفتۀ خلیل فراهیدی و ابن فارس، مادّۀ «حجب» بر منع دلالت دارد و جوهری بر این معنا، «سَتر (پوشاندن)» را نیز افزوده است.[۲] کاربرد این مادّه در قرآن کریم نیز نشان از همین معنای منع و پوشیدگی دارد که گاه در موانع مادّی و گاه در موانع معنوی به کار رفته است.[۳] در روایات نیز همین گونه است؛ ولی مدخل پیش رو، ناظر به حجاب مادّی و پوشش شرعی است. این آیات و روایات بر لزوم پوشش همۀ زنان بالغ و عاقل و آزاد دلالت دارند و از آشکار کردن زیباییها و زینتهای ناآشکار برای نامحرمان منع کردهاند. گفتنی است به دلیل وجوب پوشش بر مردان، برخی روایات ناظر به آن نیز میآیند، هر چند بنا به مقتضیات طبیعی، شکل و اندازۀ حجاب مردان، متفاوت است. تعیین حدّ پوشش و چگونگی حجاب مردان و زنان، به عهدۀ این مدخل نیست و در عهدۀ دانش فقه است.
نگاه اجمالی
در فصل یکم، متون قرآنی و حدیثیِ دلالت کننده بر لزوم پوشش و حجاب گرد آمدهاند. در این فصل، ابتدا چهار آیۀ «حجاب»، «جِلباب»، «خِمار» و «تَبرُّج» به همراه روایات ناظر بر آنها آمدهاند. در ادامۀ این فصل، اوامر و نواهی پیامبر صلی الله علیه وآله و امامان علیهم السلام در سه بخش، یاد شدهاند و از جمله، لزوم حجاب، به بلوغ مقیّد شده است. متون این فصل به پوشش زن و مرد در نماز و وجوب ستر عورت بویژه هنگام قضای حاجت و نظافت و استحمام، اشاره دارند و از عریان شدن در مکانهای عمومی و کشف عورت در منظر دیگران و همچنین پوشش نازک بدننما نهی میکنند.
این فصل در ادامه، برخی از استثنائات حکم حجاب زنان را ذکر کرده است. بیشتر این استثناها در قرآن کریم آمدهاند، مانند: زنان سالمند از کارافتادهای که امیدی به ازدواج ندارند و کسی به آنها رغبت نمیکند، یا آنچه از صورت و دست، آشکار است یا نزد محارم و کودکان و مردانی که درکی از امور جنسی یا گرایش طبیعی به آن ندارند. برخی استثناها نیز تنها در روایات ذکر شدهاند، مانند حجاب زن در برابر بندهاش که به دلیل عدم ابتلا به آن در روزگار معاصر، بررسی آن به دانش فقه واگذار شده است.
این متون فراوان به روشنی نشان میدهند که مفهوم «حجاب» در اسلام، برآمده از متن دین است و فقیهان و عالمان اسلامی تنها آن را توضیح داده و تبیین نمودهاند. بر پایۀ این آیات و روایات، فقیهان شیعه و اهل سنّت از ابتدا تا کنون به لزوم پوشش زنان در برابر نامحرمان فتوا داده و موارد استثنا را نیز روشن ساختهاند. توجّه به این متون، همچنین بیانگر آن است که برخی گزارشهای تاریخی در بارۀ بیحجابی، ناظر به دورۀ تاریخی جاهلی و پیش از تشریع حجاب از سوی خداوند و اوامر و نواهی پیامبر خدا صلی الله علیه وآله بودهاند. برخی گزارشها نیز قابل استناد نیستند؛ زیرا افزون بر ضعف سند و منبع، ناظر به حالات خاصّی مانند ناداری و کمبود پوشش در صدر اسلام[۴] یا حالات بیاختیاری مانند اسارت یا وضعیت روحی دشوار و موقّتی مانند مصیبت بزرگ عاشورا هستند که برای بانوان مظلوم بنی هاشم پدید آمد[۵] و در عزاداری زنان داغدار مدینه نیز تجلّی نمود.[۶]
پس از این فصل طولانی، فصل دوم با توجّه به برخی احکام «نگاه»، تدوین شده و به دلیل پیوستگی حکم حجاب با حکم نگاه، در این مدخل آمده است. قرآن کریم، مردان و زنان را به صراحت به «غضّ بصر (فرو خواباندن دیده)» فرمان داده است تا این دو جنس مخالف، به یکدیگر خیره و مغلوب تیرهای مسموم شیطان نشوند و زمینۀ ارتباطهای ناسالم فراهم نیاید. در این جا نیز برخی استنثناها وجود دارد که در چهار بخش دستهبندی شدهاند. تفصیل و تطبیق همۀ این احکام، نیازمند تفقّه و نگرش جامع فقیهانه است که در کتابهای فقهی باید آن را پی گرفت.
در فصل سوم به پیشینۀ حجاب در صدر اسلام و پوشش همسران پیامبر صلی الله علیه وآله و دختر گرامیاش فاطمۀ زهرا علیها السلام و برخی زنانی که با این خانواده رفت و آمد داشتهاند، پرداخته شده است. این گزارشها نشان میدهند که امر الهی و فرمان پیامبر صلی الله علیه وآله به داشتن پوشش، از مرز قانون، فراتر رفته و زمینۀ شکلگیری فرهنگ حجاب را فراهم آورده است. در انتهای این فصل، پیشبینیِ محقّق شدۀ پیامبر خدا صلی الله علیه وآله و امیر مؤمنان علیه السلام در بارۀ کنار نهاده شدن حجاب از سوی امّت اسلامی آمده است.
در پایان و در فصل چهارم، به حکمت حجاب و پوشش پرداخته شده و به فطری و عُقلایی بودن آن، تأثیرش بر پاکی و سلامت دل و نیز به ارمغان آوردن امنیت اخلاقی و اجتماعی اشاره شده است. همچنین پیامدهای ناگوار ترک حجاب در دنیا و آخرت گوشزد گردیده است.
گفتنی است مدخل «حجاب» افزون بر مدخل «نظر» با مدخلهای دیگری (مانند: حیا، عفّت، لباس، غیرت، عبد، حمّام، زینت و خضاب) نیز مرتبط است که در همین دانشنامه به گونۀ مستقل، پس از این خواهند آمد.
الفَصلُ الأَوَّل: وُجوبُ الحِجابِ و التَّستُّر
فصل یکم: وجوب حجاب و پوشش
۱ / ۱: الآیاتُ الآمِرَةُ بِالحِجابِ و التَّسَتُّرِ
۱ / ۱: آیاتی که به حجاب و پوشش فرمان میدهند
۱ / ۱ - ۱: آیَةُ الحِجابِ
۱ / ۱ - ۱: آیۀ حجاب
الکتاب
قرآن
(يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَكُم إِلىٰ طَعَامٍ غَيرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِن إِذَا دُعِيتُم فَادخُلُوا فَإِذَا طَعِمتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَا مُستَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُم كَانَ يُؤذِي النَّـبِيَّ فَيَسْتَحيِي مِنكُم وَاللهُ لَا يَستَحيِي مِنَ الحَقِّ وَإِذَا سَأَلتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسأَلُوهُنَّ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُم أَطهَرُ لِقُلُوبِكُم وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُم أَن تُؤذُوا رَسُولَ اللّٰهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزوَاجَهُ مِن بَعدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُم كَانَ عِندَ اللّٰهِ عَظِيمًا).[۷]
(اى كسانى كه اسلام آوردهايد! به خانههاى پيامبر وارد نشويد، مگر آن كه براى [خوردن] طعامى به شما اذن داده شود، بى آن كه [زودتر بروید و] منتظر وقتِ رسيدن آن باشيد؛ ولی آن گاه كه دعوت شديد، وارد شويد و چون غذا خورديد، پراكنده گرديد، بى آن كه [پس از خوردن،] سرگرم صحبت شويد. این، پيامبر را آزار میدهد و او از شما شرم مىكند [که چيزى نمىگويد؛] و[لى] خداوند از بيان حق [و وظايف شما] شرم نمىكند، و چون متاعى [از وسايل زندگى] از آنان (زنان پيامبر) خواستيد، از پشت پرده بخواهيد، كه آن، براى دلهاى شما و دلهاى آنان پاكيزهتر است، و شما را نرسد كه پيامبر را آزار برسانيد و نه هرگز همسران او را پس از او به همسرى گيريد. مسلّماً آن [كار] نزد خداوند، بس بزرگ است).
الحدیث
حديث
- صحیح البخاري عن ابن شهاب: أَخبَرَني أَنَسُ بنُ مالِكٍ أَنَّهُ كانَ ابنَ عَشرِ سِنينَ مَقدَمَ رَسولِ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله المَدينَةَ، فَكانَ أُمَّهاتي يُواظِبنَني عَلىٰ خِدمَةِ النَّبيِّ صلّی الله عليه وآله، فَخَدَمتُهُ عَشرَ سِنينَ، وَ تُوُفِّيَ النَّبِيُّ صلّی الله عليه وآله وَ أَنَا ابنُ عِشرينَ سَنَةً، فَكُنتُ أَعلَمَ النّاسِ بِشَأنِ الحِجابِ حينَ أُنزِلَ، وَ كانَ أَوَّلَ ما أُنزِلَ في مُبتَنىٰ[۸] رَسولِ اللّٰه صلّی الله عليه وآله بِزَينَبَ بِنتِ جَحشٍ، أَصبَحَ النَّبيُّ صلّی الله عليه وآله بِها عَروساً، فَدَعَا القَومَ فَأَصابوا مِن الطَّعامِ، ثُمَّ خَرَجوا، وَ بَقِيَ رَهطٌ[۹] مِنهُم عِندَ النَّبِيِّ صلّی الله عليه وآله فَأَطالُوا المكثَ، فَقامَ النَّبِيُّ صلّی الله عليه وآله فَخَرَجَ وَ خَرَجتُ مَعَهُ؛ لِكَي يَخرُجوا، فَمَشَى صلّی الله عليه وآله وَ مَشَيتُ، حَتّىٰ جاءَ عَتَبَةَ حُجرَةِ عائِشَةَ، ثُمَّ ظَنَّ أَنَّهُم خَرَجوا، فَرَجَعَ وَ رَجَعتُ مَعَهُ، حَتّىٰ إذا دَخَلَ عَلىٰ زَينَبَ، فَإذا هُم جُلوسٌ لَم يَقوموا، فَرَجَعَ
النَّبيُّ صلّی الله عليه وآله وَ رَجَعتُ مَعَهُ، حَتّىٰ إذا بَلَغَ عَتَبَةَ حُجرَةِ عائِشَةَ وَ ظَنَّ أَنَّهُم خَرَجوا، فَرَجَعَ وَ رَجَعتُ مَعَهُ، فَإذا هُم قَد خَرَجوا، فَضَرَبَ النَّبِيُّ صلّی الله عليه وآله بَيني وَ بَينَهُ بِالسِّترِ، وَ أُنزِلَ الحِجابُ.[۱۰]
- صحیح البخاری - به نقل از ابن شهاب -: اَنَس بن مالک به من گفت: وقتی پیامبر خدا صلی الله علیه وآله به مدینه آمد، من ده سال داشتم و مادرانم (همسران پیامبر) مرا به خدمت کردن به پیامبر وا میداشتند. من ده سال به او خدمت کردم و زمانی که پیامبر صلی الله علیه وآله از دنیا رفت، من بیست سال داشتم. بنا بر این، زمانی که آیۀ حجاب نازل شد، من آگاهترین شخص به موضوع حجاب بودم. این آیه نخستین بار در هنگام ازدواج پیامبر خدا صلی الله علیه وآله با زینب بنت جَحش نازل شد. هنگامی که پیامبر با او عروسی کرد، دعوتی کرد و مردم غذا خوردند و رفتند؛ امّا عدّهای نزد پیامبر ماندند و ماندنشان طول کشید. برای این که بروند، پیامبر صلی الله علیه وآله برخاست و از اتاق بیرون رفت و من هم با او خارج شدم. تا دمِ درِ اتاق عایشه رفت و من نیز همراهش رفتم. سپس به گمان این که آنها رفتهاند، باز گشت و من نیز همراهش باز گشتم. چون وارد اتاق زینب شد، دید هنوز نشستهاند و نرفتهاند. از این رو، باز گشت و من هم با او باز گشتم و چون دم درِ اتاق عایشه رسید، به گمان این که آن عدّه رفتهاند، باز گشت و من هم باز گشتم. این بار رفته بودند. پس پیامبر بین من و خودش پرده زد و در این هنگام آیۀ حجاب نازل شد.
- الطبقات الكبرى عن أَنَس: نَزَلَ الحِجابُ مُبتَنىٰ رَسولِ اللّٰه صلّی الله عليه وآله بِزَينَبَ بِنتِ جَحشٍ، وَ ذٰلِكَ سَنَةَ خَمسٍ مِنَ الهِجرَةِ، وَ حَجَبَ نِساءَهُ مِنّي يَومَئِذٍ وَ أَنَا ابنُ خَمسَ عَشرَةَ.[۱۱]
- الطبقات الکبری - به نقل از اَنَس -: آیۀ حجاب در هنگام عروسی پیامبر خدا صلی الله علیه وآله با زینب بنت جَحش نازل شد؛ یعنی در سال پنجم هجرت. در آن روز، پیامبر صلی الله علیه وآله میان من و همسرانش پرده زد و من پانزده سال داشتم.
- تفسیر الطبري عن مجاهد: إنَّ رَسولَ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله كانَ يَطعَمُ[۱۲] وَ مَعَهُ بَعضُ أَصحابِهِ، فَأَصابَت يَدُ رَجُلٍ مِنهُم يَدَ عائِشَةَ، فَكَرِهَ ذٰلِكَ رَسولُ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله، فَنَزَلَت آيَةُ الحِجابِ.[۱۳]
- تفسیر الطبری - به نقل از مجاهد -: پیامبر خدا صلی الله علیه وآله با عدّهای از اصحابش غذا میخورد که دست یکی از آنها به دست عایشه خورد. پیامبر خدا ناراحت شد. پس، آیۀ حجاب نازل شد.
۱ / ۱ - ۲: آیَةُ الجِلبابِ
۱ / ۱ - ۲: آیۀ جِلباب (روسری بلند)
الکتاب
قرآن
(يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِأَزوٰاجِكَ وَ بَنٰاتِكَ وَ نِسٰاءِ المُؤمِنِينَ يُدنِينَ عَلَيهِنَّ مِن جَلاَبِيبِهِنَّ[۱۴] ذٰلِكَ أَدنىٰ أَن يُعرَفنَ فَلاٰ يُؤذَينَ وَ كٰانَ اللّٰهُ غَفُوراً رَحِيماً).[۱۵]
(اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنهاى مردانِ مسلمان بگو روسرىهای بلندشان را بر خود فرو افکنند [تا گردن و سینه و بازوان و ساقهایشان پوشیده شود]. این [کار] برای آن که [به پاکدامنی] شناخته شوند و مورد آزار [هوسبازان] قرار نگیرند، بهتر است و خداوند، همواره آمرزنده و مهربان است).
الحدیث
حدیث
- تفسير القمّي - في قَولِهِ تَعالیٰ: (يٰا أَيُّهَا الـنَّبِيُّ قُل لِأَزوٰاجِكَ وَ بَنٰاتِكَ وَ نِسٰاءِ المُؤمِنِينَ يُدنِينَ عَلَيهِنَّ مِن جَـلاَبِيبِهِنَّ) -: فَإنَّهُ كانَ سَبَبُ نُزولِها أَنَّ النِّساءَ كُنَّ يَخرُجنَ إلَى المَسجِدِ وَ يُصَلّينَ خَلفَ رَسولِ اللّٰه صلّی الله عليه وآله، وإذا كانَ بِاللَّيلِ خَرَجنَ إلىٰ صَلاةِ المَغرِبِ وَ العِشاءِ الآخِرَةِ وَ الغَـداةِ، يَقعُدُ الشُّبّانُ لَهُنَّ في طَريقِهِنَّ فَيُؤذونَهُنَّ وَ يَتَعَرَّضـونَ لَهُنَّ، فَأَنزَلَ اللّٰهُ: (يٰا أَيُّهَا النَّبـیِيُّ قُل لِأَزوٰاجِكَ وَ بَنٰاتِكَ وَ نِسٰاءِ المُؤمِنِينَ يُدنِينَ عَلَيهِنَّ مِن جَلاَبِيبِهِنَّ ذٰلِكَ أَدنىٰ أَن يُعرَفنَ فَلاٰ يُؤذَينَ وَ كٰانَ اللهُ غَفُوراً رَحِيماً).[۱۶]
- تفسير القمّى - در بارۀ این سخن خداوند: (اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنهای مردانِ مسلمان بگو روسریهای بلندشان را بر خود فرو افکنند) -: سبب نزولش این بود كه زنان از خانه خارج مىشدند و به مسجد مىآمدند و پشت سر پيامبر خدا صلی الله علیه وآله نماز مىخواندند و چون در شب براى نماز مغرب و عشا و صبح بيرون مىآمدند، جوانان بر سر راهشان مىنشستند و آنها را مورد آزار و تعرّض قرار مىدادند. از اين رو خداوند نازل فرمود: (اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنهای مردانِ مسلمان بگو روسرىهاى بلندشان را بر خود فرو افكنند. اين [كار] براى آن كه [به پاکدامنی] شناخته شوند و مورد آزار [هوسبازان] قرار نگیرند، بهتر است و خداوند، همواره آمرزنده و مهربان است).
- الدرّ المنثور عن مُعاوِية بن قُرّة: إنَّ ذُعّاراً مِن ذُعّارِ[۱۷] أَهلِ المَدينَةِ كانوا يَخرُجونَ بِاللَّيلِ فَيَنظُرونَ النِّساءَ وَ يَغمِزونَهُنَّ، وَ كانوا لا يَفعَلونَ ذٰلِكَ بِالحَرائِرِ، إنَّما يَفعَلونَ ذٰلِكَ بِالإماءِ، فَأَنزَلَ اللّٰهُ هٰذِهِ الآيَةَ: (يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِأَزوٰاجِكَ وَ بَنٰاتِكَ وَ نِسٰاءِ المُؤمِنِينَ) إلىٰ آخِرِ الآيةِ.[۱۸]
- الدرّ المنثور - به نقل از معاویة بن قُرّه -: عدّهای از هرزگانِ مدینه شبها بیرون میآمدند و به زنان، چشمچرانی و تعرّض میکردند. آنها این کار را با زنان آزاد نمیکردند و با کنیزان چنین میکردند. پس خداوند، این آیه را فرو فرستاد: (ای پیامبر! به همسران و دخترانت و به زنهای مردانِ مسلمان بگو...) (تا آخر آیه).
- تفسیر الطبري عن أبي صالحٍ: قَدِمَ النَّبيُّ صلّی الله عليه وآله المَدينَةَ عَلىٰ غَيرِ مَنزِلٍ، فَكانَ نِساءُ النَّبيِّ صلّی الله عليه وآله وَ غَيرُهُنَّ إذا كانَ اللَّيلُ خَرَجنَ يَقضينَ حَوائِجَهُنَّ، وَ كانَ رِجالٌ يَجلِسونَ عَلَى الطَّريقِ لِلغَزَلِ، فَأَنزَلَ اللهُ: (يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَ بَنَاتِكَ وَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ)، يُقَنَّعنَ بِالجِلبابِ حَتّىٰ تُعرَفَ الأَمَةُ مِنَ الحُرَّةِ.[۱۹]
- تفسیر الطبری - به نقل از ابو صالح -: زمانی که پیامبر صلی الله علیه وآله به مدینه آمد، منزلی نداشت. شب که میشد، زنان او و دیگر زنان برای انجام کارهای خود بیرون میآمدند، و مردانی هم بودند که سر راه مینشستند و به ریسندگی میپرداختند. پس خداوند، این آیه را فرو فرستاد: (اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنهای مردانِ مسلمان بگو روسریهای بلندشان را بر خود فرو افکنند) [. یعنی] روسریهای بلند بپوشند تا کنیز از زنِ آزاد تشخیص داده شود.
- مجمع البیان عن الجُبّائي: (ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ) أَي ذٰلِكَ أَقرَبُ إلىٰ أَن يُعرَفنَ بِزِيِّهِنَّ أَنَّهُنَّ حَرائِرُ وَ لَسنَ بِإماءٍ، فَلا يُؤذيهِنَّ أَهلُ الرِّيبَةِ؛ فَإنَّهُم كانوا يُمازِحونَ الإماءَ، وَ رُبَّما كانَ يَتَجاوَزُ المُنافِقونَ إلىٰ مُمازَحَةِ الحَرائِرِ، فَإذا قيلَ لَهُم في ذٰلِكَ قالوا: حَسِبناهُنَّ إماءً! فَقَطَعَ اللّٰهُ عُذرَهُم.
وَ قيلَ: مَعناهُ: ذٰلِكَ أَقرَبُ إلىٰ أَن يُعرَفنَ بِالسِّترِ وَ الصَّلاحِ فَلا يُتَعَرَّضَ لَهُنَّ؛ لِأَنَّ الفاسِقَ إذا عَرَفَ امرَأَةً بِالسِّترِ وَ الصَّلاحِ لَم يَتَعَرَّض لَها.[۲۰]
- مجمع البیان - به نقل از جُبّایی -: (این [کار] برای آن که [به پاکدامنی] شناخته شوند و مورد آزار [هوسبازان] قرار نگیرند، بهتر است) یعنی با این پوششِ بیشتر، معلوم میشود که آنها آزاد هستند، نه کنیز و در نتیجه اهل فساد، آنان را آزار نمیدهند؛ چون این افراد با کنیزان شوخی میکردند و گاه افراد منافق (سُستایمان)، کار را به شوخی کردن با زنان آزاد هم میکشاندند و اگر به آنان اعتراض میشد، میگفتند: خیال کردیم کنیزند! پس، خداوند، بهانه را از دست آنان گرفت.
به قولی، معنای آیه این است: این کار موجب میشود که به پوشیدگی و درستکاری شناخته شوند و در نتیجه کسی مزاحمشان نشود؛ چرا که افراد فاسد وقتی بدانند زنی پاکدامن و درستکار است، مزاحم او نمیشوند.
- سنن أبي داوود عن اُمّ سَلَمة: لَمّا نَزَلَت (يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ)، خَرَجَ نِساءُ الأَنصارِ كَأَنَّ عَلىٰ رُؤوسِهِنَّ الغِربانَ[۲۱] مِنَ الأَكسِيَةِ.[۲۲]
- سنن أبی داوود - به نقل از اُمّ سلمه -: چون آیۀ (روسریهای بلند خود را بر خود فرو افکنند) نازل شد، زنان انصار از خانههایشان بیرون آمدند، در حالی که جوری سرشان را با پارچه پوشانده بودند که انگار کلاغهایی روی سرشان نشستهاند.
۱ / ۱ - ۳: آیَةُ الخِمارِ
۱ / ۱ - ۳: آیۀ خِمار (روسری و مَقنعه)
الکتاب
قرآن
(وَ قُل لِلمُؤمِنٰاتِ يَغضُضنَ مِن أَبصٰارِهِنَّ وَ يَحفَظنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لاٰ يُبدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلّٰا مٰا ظَهَرَ مِنهٰا وَ ليَضرِبنَ بِخُمُرِهِنَّ[۲۳] عَلىٰ جُيُوبِهِنَّ[۲۴] وَ لاٰ يُبدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلّٰا لِبُعُولَتِهِنَّ أَو آبٰائِهِنَّ أَو آبٰاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَو أَبنٰائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ).[۲۵]
(و به زنان مسلمان بگو كه چشمان خود را [از نگاه هوسآلود] فرو بندند و دامان خود را حفظ كنند و زينت [یعنی زیور و زیبایی] خود را جز آنچه نمایان است، آشكار نسازند و بايد روسرىهاى خود را بر روى سینههای خود بیندازند و زینت [یعنی زيور و زیبایی] خود را بر كسى آشكار نسازند، جز بر شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنهاى همکیششان يا بردگانشان يا مردان وابستۀ خانواده كه نياز شهوانى ندارند يا كودكانى كه از آميزش با زنها آگاهی ندارند، و [زنانى كه خلخال در پا دارند] پاهاى خود را [محكم] به زمين نزنند تا زينتهايى كه پنهان مىدارند، معلوم گردد، و همگى شما - اى مسلمانان - به سوى خدا باز گرديد، باشد كه رستگار شويد).
الحدیث
حدیث
- الإمام الباقر عليه السلام - فـي قَـولِـهِ تــعالیٰ: (وَ لَا يُـبدِينَ زِيـنَتَـهُنَّ إِلَّا مَـا ظَـهَـرَ مِـنهَا) -: هِـيَ الـثِّيابُ، وَ الكُحلُ، و الخاتَمُ، و خِضابُ الكَفِّ، و السِّوارُ.
و الزّينَةُ ثلاثٌ: زينَةٌ لِلنّاسِ، و زينَةٌ لِلمَحرَمِ، و زينَةٌ لِلزَّوجِ. فَأَمّا زينَةُ النّاسِ فقَد ذَكَرناهُ. وَ أَمّا زينةُ المَحرَمِ فَمَوضِعُ القِلادةِ فَما فَوقَها، وَالدُّملُجُ[۲۶] وَ ما دونَهُ، وَ الخَلخالُ وَ ما أَسفَلَ مِنهُ. وَ أَمّا زينَةٌ لِلزَّوجِ[۲۷] فَالجَسَدُ كُلُّهُ.[۲۸]
- امام باقر علیه السلام - در بارۀ این سخن خدای متعال: (و زينت خود را آشكار نسازند، جز آنچه پيداست) -: آن [زینتی که پیداست]، جامه، سُرمه، انگشتر، خضاب کفِ دست، و دستبند است.
زینت [که آشکار کردنش اشکالی ندارد]، سه نوع است: زینت برای مردم عادی، زینت برای مَحرم و زینت برای شوهر. زینتی که برای مردم [آشکار کردنش مُجاز] است، همان است که بیان کردیم؛ و زینتی که برای مَحرم است، جای بستن گردنبند و بالاتر از آن، محلّ بستن بازوبند و پایینتر از آن و محلّ بستن خلخال و پایینتر از آن است؛ و زینتی که برای شوهر است، تمام بدن زن است.
- الکافي عن الفُضَيل بن يَسار: سَأَلتُ أَبا عَبدِ اللّٰهِ عليه السلام عَنِ الذِّراعَينِ مِنَ المَرأَةِ، أَ هُما مِنَ الزِّينَةِ الَّتي قالَ اللّٰهُ تَبارَكَ وَ تَعالىٰ: (وَلا يُبدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ)؟
قالَ: نَعَم، وَ ما دونَ الخِمارِ مِنَ الزّينَةِ، وَ ما دونَ السِّوارَينِ[۲۹].[۳۰]
- الکافی - به نقل از فُضَیل بن يسار -: از امام صادق علیه السلام پرسيدم: آيا ساقهای دست زن، جزو زينتى است كه خداوند - تبارک و تعالى - فرمود: (زينتهايشان را جز براى همسرانشان آشكار نسازند)؟
فرمود: «بله، و آنچه روسری، آن را میپوشاند و نیز دستها از محلّ دستبند (مچ) به بالا».
- الإمام الصادق عليه السلام - فِي قَولِ اللّٰهِ عزّ وجلّ: (إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا) -: الزّينَةُ الظّاهِرَةُ: الكُحلُ وَ الخاتَمُ.[۳۱]
- امام صادق علیه السلام - در بارۀ اين سخن خداوند عز وجل: (جز آنچه پیداست) -: زينت آشکار، سرمه و انگشتر است.
- الکافي عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام، قال: سَأَلتُهُ عَن قَولِ اللّهِ تَعالیٰ: (وَ لَا يُبدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنهَا)، قالَ: الخاتَمُ، وَ المَسَكَةُ؛ و هِيَ القُلبُ[۳۲].[۳۳]
- الکافی - به نقل از ابو بصير -: از امام صادق علیه السلام در بارۀ اين سخن خداوند متعال: (و زيور خود را آشکار نسازند، جز آنچه پیداست) پرسیدم. فرمود: «[آنچه پیداست،] انگشتر و دستبند است».
- رسول اللّٰه صلّی الله عليه وآله: أَيُّمَا امرَأَةٍ وَضَعَت خِمارَها في غَيرِ بَيتِ زَوجِها، فَقَد هَتَكَت حِجابَها.[۳۴]
- پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: هر زنی که در غیر خانۀ شوهرش روسری خود را از سرش بردارد، حجابش را شکسته است.
- عنه صلّی الله عليه وآله: إنَّما نُهِيَ النِّساءُ عَن خَمسٍ: عَنِ اتِّخاذِ الكِمامِ[۳۵]، وَ لُبسِ النِّعالِ، وَ جُلوسٍ فِي المَجالِسِ، وَ خَطَرٍ بِالقَضيبِ[۳۶]، وَ لُبسِ الأُزُرِ وَ الأَردِيَةِ بِغَيرِ دِرعٍ[۳۷].[۳۸]
- پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: زنان از پنج کار نهی شدهاند: از کلاه گذاشتن، پوشیدن نعلین، نشستن در نشستنگاهها[ی عمومی]، به دست گرفتن چوب، پوشیدن تنپوش بدون روپوش.
- صحیح البخاري عن عائشة: يَرحَمُ اللّهُ نِساءَ المُهاجِراتِ الأُوَلَ، لَمّا أَنزَلَ اللهُ (وَلْـيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ)، شَقَّقنَ مُروطَهُنَّ[۳۹] فَاختَمَرنَ بِهِ.[۴۰]
- صحیح البخاری - به نقل از عایشه -: خدا رحمت کند زنان مهاجر نخستین را! وقتی خداوند [آیۀ] (و بايد روسرىهاى خود را بر روى سینهها بیندازند) فرو فرستاد، تکّهای از شال کمر خود را کندند و با آن، سر و گردنشان را پوشاندند.
- مسند ابن حنبل عن صفيَّة بنت شَيبة: ذَكَرَت [عائِشَةُ] نِساءَ الأَنصارِ فَأَثنَت عَلَيهِنَّ وَ قالَت لَهُنَّ مَعروفاً، وَ قالَت: لَمّا نَزَلَت سورَةُ النّورِ، عَمَدنَ إلىٰ حُجَزِ - أَو حُجُوزِ - مَناطِقِهِنَّ[۴۱] فَشَقَقنَهُ، ثُمَّ اتَّخَذنَ مِنهُ خُمُراً.[۴۲]
- مسند ابن حنبل - به نقل از صفیّه بنت شیبه -: عایشه از زنان انصار سخن به میان آورد و آنان را ستود و به نیکی از آنان یاد نمود و گفت: چون سورۀ نور نازل شد، زنان انصار، شال کمر خود را شکافتند و از آن برای خود روسری ساختند.
- فتح الباري عن صَفيّة: ذَکَرنا عِندَ عائِشَةَ نِساءَ قُرَيشٍ وَ فَضلَهُنَّ، فَقالَت: إنَّ نِساءَ قُرَيشٍ لَفُضلاءُ، وَ لٰكِنّي - وَ اللّٰهِ - ما رَأَيتُ أفضَلَ مِن نِساءِ الأَنصارِ؛ أَشَدَّ[۴۳] تَصديقاً بِكِتابِ اللّٰهِ، وَ لا إيماناً بِالتَّنزيلِ، لَقَد أُنزِلَت سورَةُ النّورِ: (وَلْيَـضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ) فَانقَلَبَ رِجالُهُنَّ إلَيهِنَّ يَتلونَ عَلَيهِنَّ ما أُنزِلَ فيها، ما مِنهُنَّ امرَأَةٌ إلّا قامَت إلىٰ مِرطِها، فَأَصبَحنَ يُصَلّينَ الصُّبحَ مُعتَجِراتٍ[۴۴] كَأَنَّ عَلىٰ رُؤوسِهِنَّ الغِربانَ.[۴۵]
- فتح الباری - به نقل از صفیّه -: نزد عایشه، از زنان قریش و خوبی آنان سخن به میان آوردیم. او گفت: زنان قریش البتّه خوب اند؛ امّا به خدا سوگند که من در تصدیق کتاب خدا و ایمان به تنزیل، خوبتر از زنان انصار ندیدهام. زمانی که [آیۀ] سورۀ نور: (و بايد روسرىهاى خود را بر روى سینهها بیندازند) نازل شد، مردان انصار، نزد زنانشان رفتند
و آنچه را در آن سوره نازل شده بود، برای آنها خواندند. هیچ زنی از آنها نبود، مگر این که سراغ ردایش رفت و صبح که شد، همگی چارقَد (مِعجَر) به سر - تو گویی کلاغ روی سرشان است -، نماز صبح میخواندند.
راجع: ص۴۸۸ (ما ظهر من الزینة).
ر.ک: ص489 (زینتهایی که نمایان است).
۱ / ۱ - ۴: آیَةُ التَّبَرُّجِ
۱ / ۱ - ۴: آیۀ تَبَرُّج (خودنمایی)
الکتاب
قرآن
(يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا * وَ قَرنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجنَ تَبَرُّجَ الجاهِلِيَّةِ الأُولى وَ أَقِمنَ الصَّلاةَ وَ آتِينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعنَ اللهَ وَ رَسُولَه).[۴۶]
(اى زنان پیامبر! اگر پرهيزگارى ورزيد، همانند هيچ يک از زنان نيستيد[؛ بلكه برتريد]. پس نرم [و هوسانگیز] سخن نگوييد، مبادا آن کس كه بيماردل است، به طمع افتد و سخن به شايستگى بگوييد * و در خانۀ خود بمانید و مانند روزگار جاهليّتِ نخست، زیباییها و زیورهایتان را آشکار نکنید و نماز را بر پا داريد و زكات بپردازيد و از خدا و فرستادهاش اطاعت کنيد).
الحدیث
حدیث
- الإمام الباقر عليه السلام - في قَولِهِ تَعالىٰ: (وَ لاٰ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجٰاهِلِيَّةِ الْأُولىٰ)[۴۷] -: أي سَيَكونُ جاهِلِيَّةٌ اُخرىٰ.[۴۸]
- امام باقر علیه السلام - در بارۀ اين سخن خداوند متعال: (و مانند روزگار جاهليّتِ نخست، زیباییها و زیورهایتان را آشكار نكنيد) -: يعنى جاهليّت ديگرى اتّفاق خواهد افتاد.
راجع: ص۵۲۶ (الإخبار بترك الحجاب في الاُمّة الإسلامیّة).
ر.ک: ص527 (خبر دادن از ترک حجاب در امّت اسلامی).
۱ / 2: أوامِرُ النَبیّ صلّی الله عليه وآله وَ الأئمّةِ عليهم السلام بالحِجابِ وَ التَّسَتُّرِ
۱ / ۲: دستورهای پیامبر صلی الله علیه وآله و امامان علیهم السلام در بارۀ حجاب و پوشش
۱ / 2 - 1: الأَمرُ بالحِجابِ بَعدَ البُلوغِ
۱ / ۲ - ۱: دستور به حجاب، پس از بلوغ
- سنن أبي داوود عن عائشة: إنَّ أَسماءَ بِنتَ أبي بَكرٍ دَخَلَت عَلىٰ رَسولِ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله وَ عَلَيها ثِيابٌ رِقاقٌ، فَأَعرَضَ عَنها رَسولُ اللهِ صلّی الله عليه وآله، و قالَ: يا أسماءُ، إنَّ المَرأَةَ إذا بَلَغَتِ المَحيضَ لَم تَصلُح أَن يُرىٰ مِنها
إلّا هٰذا و هٰذا - و أَشارَ إلىٰ وَجهِهِ وَ كَفَّيهِ -.[۴۹]
- سنن أبی داوود - به نقل از عايشه -: اَسماء دختر ابو بكر، در حالى كه لباسهاى نازكى به تن داشت، نزد پيامبر خدا آمد. پيامبر خدا صلی الله علیه وآله از او روى گرداند و فرمود: «اى اسماء! زن وقتى به سنّ قاعدگى رسيد، ديگر درست نيست كه از او جز اين قسمتها ديده شود»
و به صورت و دو دست خود تا مچ اشاره نمود.
- سنن أبي داوود عن محمّد: إنَّ عائِشَةَ نَزَلَت عَلىٰ صَفِيَّةَ أُمِّ طَلحَةَ الطَلَحاتِ، فَرَأَت بَناتٍ لَها فَقالَت: إنَّ رَسولَ اللّهِ صلّی الله عليه وآله دَخَلَ وَ في حُجرَتي جارِيَةٌ، فَأَلقىٰ لي حَقوَهُ[۵۰] وَ قالَ: شُقّيهِ بِشُقَّتَينِ، فَأَعطي هٰذِهِ نِصفاً وَ الفَتاةَ الَّتي عِندَ أُمِّ سَلَمَةَ نِصفاً، فَإنّي لا أَراها إلّا قَد حاضَت.[۵۱]
- سنن أبی داوود - به نقل از محمّد -: عایشه مهمان صفیّه مادر طلحةُ الطَلَحات شد. چشمش به دختران او افتاد. گفت: یک بار پیامبر خدا داخل اتاقم شد. دخترکی با من بود. ایشان جامهاش را به من داد و فرمود: «این را نصف کن. نصفش را به این بده و نصف دیگرش را به دختری که نزد اُمّ سلمه است؛ چون فکر میکنم او به سنّ قاعدگی رسیده است».
- تفسیر الطبري عن ابن جُرَيج: قالَت عائِشَةُ: دَخَلَت عَلَيَّ ابنَةُ أَخي لِأُمّي عَبدِ اللّٰه بنِ الطُّفَيلِ مُزَيَّنَةً، فَدَخَلَ النَّبيُّ صلّی الله عليه وآله، فَأَعرَضَ، فَقالَت عائِشَةُ: يا رَسولَ اللّٰهِ، إنَّهَا ابنَةُ أَخي وَ جارِيَةٌ!
فَقالَ: إذا عَرَكَتِ[۵۲] المَرأَةُ، لَم يَحِلَّ لَها أَن تُظهِرَ إلّا وَجهَها، وَ إلّا ما دونَ هٰذا - وَ قَبَضَ عَلىٰ ذِراعِ نَفسِهِ، فَتَرَكَ بَينَ قَبضَتِهِ وَ بَينَ الكَفِّ مِثلَ قَبضَةٍ أُخرىٰ -.[۵۳]
- تفسیر الطبری - به نقل از ابن جُرَیج -: عایشه گفت: دختر برادر مادریام، عبد اللّٰه بن طُفَیل، آرایشکرده نزد من آمد. پیامبر صلی الله علیه وآله وارد شد و صورتش را برگرداند. عایشه گفت: ای پیامبر خدا! این، برادرزادۀ من است و دختربچّه است.
فرمود: «زن از زمانی که عادت شد، برایش روا نیست جز صورتش و جز پایینتر از این قسمت پیدا باشد» و [برای توضیح،] ساق دست خود را گرفت و به اندازۀ یک قبضه تا مچ دستش را خالی گذاشت.
- الکافي عن جابر بن عبد اللّٰه: كُنّا عِندَ النَّبيِّ صلّی الله عليه وآله، فَقالَ: إنَّ خَيرَ نِسائِكُمُ الوَلودُ الوَدودُ العَفيفَةُ، العَزيزَةُ في أَهلِهَا الذَّليلَةُ مَعَ بَعلِها، المُتَبَرِّجَةُ مَعَ زَوجِهَا، الحَصانُ[۵۴] عَلىٰ غَيرِهِ، الَّتي تَسمَعُ قَولَهُ وَ تُطيعُ أَمرَهُ، وَ إذا خَلا بِها بَذَلَت لَهُ ما يُريدُ مِنها، وَ لَم تَبَذَّل كَتَبَذُّلِ الرَّجُلِ.[۵۵]
- الکافی - به نقل از جابر بن عبد اللّٰه -: نزد پيامبر صلی الله علیه وآله بوديم كه فرمود: «بهترينِ زنان شما، زنی است که زایا، مهربان، عفيف، عزّتمند در میان خانواده، فروتن در برابر شوهر، خودآرا براى همسر و پاکدامن در برابر بيگانه باشد؛ زنى كه از شوهرش حرفشنوی دارد و از دستور او اطاعت میکند، و هر گاه شوهر با او خلوت كند، به خواستههايش تَن مىدهد و رفتارى مردانه از خود نشان نمىدهد».
- رسول اللّٰه صلّی الله عليه وآله: إنَّ الجارِيَةَ إذا حاضَت لَم يَصلُح أَن يُرىٰ مِنها إلّا وَجهُها وَ يَداها إلَى المَفصِلِ.[۵۶]
- پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: دختر، زمانی که به سنّ قاعدگی رسید، جایز نیست جایی از بدنش دیده شود، جز صورت و دستهایش تا مچ.
- الإمام الباقر عليه السلام: لا يَصلُحُ لِلجارِيَةِ إذا حاضَت إلّا أَن تَختَمِرَ، إلّا أَن لا تَجِدَهُ.[۵۷]
- امام باقر علیه السلام: براى دختر، زمانی که به سنّ قاعدگی رسید، جز اين شايسته نيست كه موى خود را با مقنعه (/ روسری)[۵۸] بپوشاند، مگر اين كه مقنعهای نداشته باشد.
- کتاب من لا یحضره الفقیه: سَأَلَ يونُسُ بنُ يَعقوبَ أَبا عَبدِ اللّٰه عليه السلام عَنِ الرَّجُلِ يُصَلّي في ثَوبٍ واحِدٍ، قالَ: نَعَم.
قالَ: قُلتُ: فَالمَرأَةُ؟
قالَ: لا، وَ لا يَصلُحُ لِلحُرَّةِ إذا حاضَت إلَّا الخِمارُ، إلّا أَن لا تَجِدَهُ.[۵۹]
- کتاب من لا یحضره الفقیه: یونس بن یعقوب از امام صادق علیه السلام پرسید: آیا جایز است مرد با یک لباس نماز بخواند؟ فرمود: «بله».
گفتم: زن چه طور؟
فرمود: «نه. زن آزاد، از زمانی که حیض شد، باید مقنعه (/ روسری) سر کند، مگر این که نداشته باشد».
- الکافي عن عبد الرحمان بن الحجّاج: سَأَلتُ أَبا إبراهيمَ عليه السلام [۶۰] عَنِ الجارِيَةِ الَّتي لَم تُدرِك: مَتىٰ يَنبَغي لَها أَن تُغَطِّيَ رَأسَها مِمَّن لَيسَ بَينَها وَ بَينَهُ مَحرَمٌ؟ وَ مَتىٰ يَجِبُ عَلَيها أَن تُقَنِّعَ رَأسَها لِلصَّلاةِ؟
قالَ: لا تُغَطّي رَأسَها حَتّىٰ تَحرُمَ عَلَيهَا الصَّلاةُ[۶۱].[۶۲]
- الکافی - به نقل از عبد الرحمان بن حَجّاج -: از امام كاظم علیه السلام پرسيدم: دخترى كه بالغ نشده، چه زمانی باید سرش را از نامحرم بپوشاند؟ و چه زمانی بر او واجب است كه در نماز، سرش را بپوشاند؟
فرمود: «تا زمانى كه [برای اوّلین بار، حیض شود و] نماز بر او حرام گردد، سرش را نمیپوشاند».
۱ / 2 - 2: الأمرُ بِالحِجابِ عِندَ الخَصِيِّ وَ الخادِمِ
۱ / ۲ - ۲: دستور به حجاب، نزد اَخته و خادم
- صحیح مسلم عن عروة عن عائِشة: كانَ يَدخُلُ عَلىٰ أَزواجِ النَّبيِّ صلّی الله عليه وآله مُخَنَّثٌ، فَكانوا يَعُدّونَهُ مِن غَيرِ أُولِي الإربَةِ[۶۳]... فَدَخَلَ النَّبيُّ صلّی الله عليه وآله يَوماً وَ هُوَ عِندَ بَعضِ نِسائِهِ وَ هُوَ يَنعَتُ امرَأَةً، قالَ: إذا أَقبَلَت أَقبَلَت بِأَربَعٍ، وَ إذا أَدبَرَت أَدبَرَت بِثَمانٍ.
فَقالَ النَّبيُّ صلّی الله عليه وآله: أَ لا أَرىٰ هٰذا يَعرِفُ ما هاهُنا؟! لا يَدخُلَنَّ عَلَيكُنَّ.
قالَت: فَحَجَبوهُ.[۶۴]
- صحیح مسلم - به نقل از عروه، از عایشه -: شخص خُنثایی بود که با همسران پیامبر صلی الله علیه وآله رفت و آمد میکرد و مردم، او را از افراد فاقد میل جنسی به شمار میآوردند.… روزی، پیامبر صلی الله علیه وآله داخل شد و دید او نزد یکی از همسرانش است و زنی را وصف میکند و میگوید: وقتی میآید، با چهار تا میآید و وقتی میرود، با هشت تا میرود.
پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «حواستان باشد! به نظر میرسد که او این چیزها را میفهمد. دیگر پیش شما نیاید».
از آن پس، مردم، او را [از رفت و آمد با زنانشان] منع کردند.
- الإمام الصادق عن أبيه عن آبائهِ عليهم السلام، قال: كانَ بِالمَدينَةِ رَجُلانِ، يُسَمّىٰ أَحَدُهُما: هِيتَ، وَ الآخَرُ: مانِعٌ، فَقالا لِرَجُلٍ - وَ رَسولُ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله يَسمَعُ -: إذَا افتَتَحتُمُ الطّائِفَ إن شاءَ اللّٰه، فَعَلَيكَ بِابنَةِ غَيلانَ الثَّقَفِيَّةِ؛ فَإنَّها شَموعٌ[۶۵] بَخلاءُ[۶۶]، مُبَتَّلَةٌ هَيفاءُ شَنباءُ، إذا جَلَسَت تَثَنَّت[۶۷]؛ و إذا تَكَلَّمَت غَنَّت، تُقبِلُ بِأَربَعٍ، و تُدبِرُ بِثَمانٍ، بَينَ رِجلَيها مِثلُ القَدَحِ.
فَقالَ النَّبيُّ صلّی الله عليه وآله: لا أَراکُما مِن أُولِي الإربَةِ مِنَ الرِّجالِ! فَأَمَرَ بِهِما رَسولُ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله فَغُرِّبَ[۶۸] بِهِما إلىٰ مَكانٍ يُقالُ لَهُ: العَرايا، و كانا يَتَسَوَّقانِ في كُلِّ جُمُعَةٍ.[۶۹]
- امام صادق علیه السلام - به نقل از پدرش، از پدرانش علیهم السلام -: در مدينه دو مرد بودند: یکی به نام «هِيت» و دیگری به نام «مانع». یک روز، آن دو به مردى مىگفتند- و پيامبر صلی الله علیه وآله مىشنيد-: اگر خدا خواست و بر طائف چيره شديد، بر تو باد دختر غَيلان ثقفى كه دختری بسيار شوخطبع، درشتچشم، خوشاندام، باريک، و داراى دندانهاى سفيد است كه چون بنشيند، با تبختر مینشيند و چون سخن بگويد، با ناز حرف میزند. وقتى مىآيد، با چهار مىآيد و وقتى مىرود، با هشت مىرود[۷۰] و ما بین دو پایش مثل پیاله است.
پيامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «من شما دو نفر را از مردانِ فاقد میل جنسی نمىدانم». سپس دستور داد آنها را به جايى به نام «عَرايا» روانه کنند و فقط در هر جمعه برای خرید [به مدینه] میآمدند.[۷۱]
- امام صادق علیه السلام: زن نباید جلوی مرد خواجه (اَخته) سربرهنه بنشیند.
- الکافي عن محمّد بن إسحاق: سَأَلتُ أَبَا الحَسَنِ مُوسىٰ عليه السلام قُلتُ: يَكونُ لِلرَّجُلِ الخَصِيُّ يَدخُلُ عَلىٰ نِسائِهِ، فَيُناوِلُهُنَّ الوَضوءَ، فَيَرىٰ شُعورَهُنَّ؟ قالَ: لا.[۷۴]
- الکافی - به نقل از محمّد بن اسحاق -: از امام كاظم علیه السلام پرسيدم: مردى، خواجهاى (اَختهای) در خدمت خویش دارد. آيا مىتواند بر زنانش وارد شود و آب به آنها بدهد و موهايشان را ببيند؟ فرمود: «نه».
- الإمام الحسین عليه السلام: أُدخِلَ عَلىٰ أُختي سَكينَةَ بِنتِ عَليٍّ عليه السلام خادِمٌ، فَغَطَّت رَأسَها مِنهُ، فَقيلَ لَها: إنَّهُ خادِمٌ! قالَت: هُوَ رَجُلٌ مُنِعَ شَهوَتَهُ.[۷۵]
- امام حسین علیه السلام: برای خواهرم سکینه دختر علی علیه السلام، خادمی آوردند. سکینه سرش را از او پوشاند. به او گفتند: او خادم است. سکینه گفت: [در هر حال] او مرد است و فقط شهوتش از او گرفته شده است.
- إثبات الوصیّة عن أبي الخِداش: قُلتُ لِأَبي جَعفَرٍ [الجَوادِ] عليه السلام: جُعِلتُ فِداكَ!... الخَصّيُّ یَدخُلُ عَلَی النِّساءِ؟
فحَوَّلَ عليه السلام وَجهَهُ، ثُمَّ استَدناني وَ قالَ: وَ ما نُقِصَ مِنهُ إلَّا الخِناثَةُ الواقِعَةُ عَلَیهِ.[۷۶]
- إثبات الوصیّة - به نقل از ابو خِداش-: به امام جواد علیه السلام گفتم: فدایت شوم!... آیا شخص خواجه (اخته) میتواند بر زنان [نامحرم که حجاب شرعی] ندارند، وارد شود؟
امام علیه السلام رویش را برگرداند و سپس مرا به نزدیکش طلبید و فرمود: «او تنها نقصی که دارد، اختگی است [و از مردی خارج نشده است]».
- تهذیب الأحکام عن القاسم الصَّيقَل عن الإمام الجواد عليه السلام، قال: كَتَبَت إلَيهِ أُمُّ عَليٍّ تَسأَلُ عَن كَشفِ الرَّأسِ بَينَ يَدَيِ الخادِمِ، وَ قالَت لَهُ: إنَّ شيعَتَكَ اختَلَفوا عَلَيَّ في ذٰلِكَ، فَقالَ بَعضُهُم: لا بَأسَ، وَ قالَ بَعضُهُم: لا يَحِلُّ.
فَكَتَبَ عليه السلام: سَأَلتِ عَن كَشفِ الرَّأسِ بَينَ يَدَيِ الخادِمِ: لا تَكشِفي رَأسَكِ بَينَ يَدَيهِ، فَإنَّ ذٰلِك مَكروهٌ.[۷۷]
- تهذیب الأحکام - به نقل از قاسم صیقل -: اُمّ علی در نامهای به امام جواد علیه السلام در بارۀ نپوشیدن سر از خادم پرسید و گفت: شیعیان شما در این باره به من دو جور پاسخ دادهاند. بعضی گفتند: اشکالی ندارد، و بعضی دیگر گفتند: جایز نیست.
امام علیه السلام [در جوابش] نوشت: «دربارۀ نپوشیدن سر از خادم پرسیدهای. در جلوی او، سرت را برهنه نکن؛ زیرا این کار، ناپسند است».
1 / 2 - 3: أوامِرُ شَتّیٰ
۱ / ۲ - ۳: دستورهای دیگر
- صحيح مسلم عن أُمّ عطيّة: أمَرَنا رَسولُ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله أن نُخرِجَهُنَّ فِي الفِطرِ و الأَضحىٰ؛ العَواتِقَ[۷۸] و الحُيَّضَ و ذَواتَ الخُدورِ؛ فَأَمَّا الحُيَّضُ فَيَعتَزِلنَ الصَّلاةَ و يَشهَدنَ الخَيرَ و دَعوَةَ المُسلِمينَ.
قُلتُ: يا رَسولَ اللّٰهِ، إحدانا لا يَكونُ لَها جِلبابٌ؟
قالَ: لِتُلبِسها أُختُها مِن جِلبابِها.[۷۹]
- صحيح مسلم - به نقل از اُمّ عطيّه -: پيامبر خدا صلی الله علیه وآله به ما فرمان داد كه دختران تازهبالغ، زنان حائض و زنان پردهنشين را در [عيد] فطر و [عید] قربان، بيرون آوريم و حائضها از نماز، كناره بگيرند و در ديگر كارهاى نيک و دعاى مسلمانان حضور يابند.
گفتم: اى پيامبر خدا! اگر یکی از ما روسرى بلند (چادر) ندارد [چه]؟
فرمود: «خواهرش [که در خانه میمانَد] باید روسرى خود را به او بدهد».
- السنن الکبریٰ عن أسماء بنت عُمَيس: دَخَلَ رَسولُ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله عَلىٰ عائِشَةَ بِنتِ أَبي بَكرٍ وَ عِندَها أُختُها أَسماءُ بِنتُ أَبي بَكرٍ وَ عَلَيها ثِيابٌ شامِيَّةٌ واسِعَةُ الأَكمامِ[۸۰]، فَلَمّا نَظَرَ إلَيها رَسولُ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله قامَ فَخَرَجَ، فَقالَت لَها عائِشَةُ: تَنَحَّي فَقَد رَأىٰ رَسولُ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله أَمراً كَرِهَهُ، فَتَنَحَّت، فَدَخَلَ رَسولُ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله، فَسَأَلَتهُ عائِشَةُ لِمَ قامَ؟
قالَ: أَ وَ لَم تَري إلىٰ هَيأَتِها؟! إنَّهُ لَيسَ لِلمَرأَةِ المُسلِمَةِ أَن يَبدُوَ مِنها إلّا هٰذا وَ هٰذا - وَ أَخَذَ بِكَفَّيهِ فَغَطّىٰ بِهِما ظَهرَ كَفَّيهِ حَتّىٰ لَم يَبدُ مِن كَفِّهِ إلّا أَصابِعُهُ، ثُمَّ نَصَبَ كَفَّيهِ عَن صُدغَيهِ[۸۱] حَتّىٰ لَم يَبدُ إلّا وَجهُهُ -.[۸۲]
- السنن الکبری - به نقل از اسماء بنت عُمَیس -: پیامبر خدا صلی الله علیه وآله بر عایشه دختر ابو بکر وارد شد، در حالی که خواهرش اسماء دختر ابو بکر نزد او بود و جامههای شامی آستینگشادی بر تن داشت. پیامبر خدا با دیدن او برخاست و از اتاق خارج شد. عایشه به اسماء گفت: از این جا برو؛ چون پیامبر خدا چیزی دید که خوشایندش نبود. اسماء بیرون رفت. پیامبر خدا به اتاق باز گشت. عایشه پرسید: چرا رفتید؟
فرمود: «قیافهاش را ندیدی؟! برای زن مسلمان جایز نیست از بدنش جز این و این نمایان باشد» و با کف دستانش پشت دستانش را پوشاند، به طوری که فقط انگشتانش نمایان بود. سپس کف دستانش را دو طرف شقیقۀ (گیجگاه) خود قرار داد، به طوری که فقط صورتش پیدا بود.
- سنن أبي داوود عن دِحيَة بن خليفة الكلبي: أُتِيَ رَسولُ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله بِقَباطِيَّ[۸۳]، فَأَعطاني مِنها قِبطِيَّةً فَقالَ: اِصدَعها[۸۴] صَدعَينِ، فَاقطَع أحَدَهُما قَميصاً، و أَعطِ الآخَرَ امرَأَتَكَ تَختَمِرُ بِهِ.
فَلَمّا أدبَرَ قالَ: وَ أْمُرِ امرَأَتَكَ أَن تَجعَلَ تَحتَهُ ثَوباً لا يَصِفُها.[۸۵]
- سنن أبى داوود - به نقل از دِحْية بن خليفۀ كلبى -: براى پيامبر خدا صلی الله علیه وآله چند قواره پارچۀ قِبطی (نوعی پارچۀ کتانی سفید) آوردند. ايشان يكى از آنها را به من بخشيد و فرمود: «آن را دو پاره كن. يكى را پيراهن كن و ديگرى را به همسرت بده تا برای خود مقنعه کند» و چون بازگشت [که برود]، فرمود: «به همسرت بگو که زير آن، پارچهای قرار دهد تا بدنش نمایان نباشد».
- مسند ابن حنبل عَن أُسامة بن زيد: كَساني رَسولُ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله قِبطِيَّةً كَثيفَةً كانَت مِمّا أَهداها دِحيَةَ الكَلبِيَّ، فَكَسَوتُهَا امرَأَتي، فَقالَ لي رَسولُ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله: ما لَكَ لَم تَلبَسِ القِبطِيَّةَ؟
قُلتُ: يا رَسولَ اللّٰهِ، كَسَوتُهَا امرَأَتي.
فَقالَ لي رَسولُ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله: مُرها فَلتَجعَل تَحتَها غِلالَةً[۸۶]؛ إنّي أَخافُ أَن تَصِفَ حَجمَ عِظامِها.[۸۷]
- مسند ابن حنبل - به نقل از اُسامة بن زيد-: پيامبر خدا صلی الله علیه وآله جامۀ قِبطی ضخیمی، از همانها كه به دِحْيۀ كلبى هديه داده بود، به من داد که بپوشم. من آن را به همسرم دادم. پيامبر خدا صلی الله علیه وآله به من فرمود: «چرا آن جامۀ قِبطی را نمىپوشى؟».
گفتم: اى پیامبر خدا! آن را به همسرم دادم.
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله به من فرمود: «به او بگو زيرپوشى زير آن بپوشد؛ چون مىترسم حجم استخوانبندیاش (هیکلش) را نمايان سازد».
- رسول اللّه صلّی الله عليه وآله: النِّساءُ عِيٌّ[۸۸] وَ عَورَةٌ[۸۹]، فَاستُروا عِيَّهُنَّ بِالسُّكوتِ، وَ استُروا عَوراتِهِنَّ بِالبُيوتِ.[۹۰]
- پيامبر خدا صلی الله علیه وآله: زنان، لُکنتی در زبان هستند و شرمگاهی پوشاندنی! پس لُکنت [و نارسایی] زبان آنان[۹۱] را با سکوت [خود] و ایمن نبودن شرمگاههایشان را با [ساختن یا فراهم کردن] خانه درمان کنید.
- الإمام الصادق عليه السلام - في حَديثِ زَواجِ عَلِيٍّ و فاطِمَةَ عليها السلام -:... قالَ رَسولُ اللّه صلّی الله عليه وآله: يا اُمَّ سَلَمَةَ! هَلُمّي فاطِمَةَ. فَانطَلَقَت فَأتَت بِها و هِيَ تَسحَبُ أذيالَها، و قَد تَصَبَّبَت عَرَقاً حَياءً مِن رَسولِ اللّٰه صلّی الله عليه وآله، فَعَثَرَت، فَقالَ لَها رَسولُ اللّٰه صلّی الله عليه وآله: أقالَكِ اللّهُ العَثرَةَ فِي الدُّنيا و الآخِرَةِ.
فَلَمّا وَقَفَت بَينَ يَدَيهِ كَشَفَ الرِّداءَ عَن وَجهِها حَتّىٰ رَآها عَلِيٌّ عليه السلام ثُمَّ أخَذَ يَدَها فَوَضَعَها في يَدِ عَلِيٍّ عليه السلام، فَقالَ: بارَكَ اللّٰهُ لَكَ فِي ابنَةِ رَسولِ اللّٰهِ. يا عَلِيُّ، نِعمَ الزَّوجَةُ فاطِمَةُ. و يا فاطِمَةُ، نِعمَ البَعلُ عَلِيٌّ. اِنطَلِقا إلىٰ مَنزِلِكُما.[۹۲]
- امام صادق علیه السلام - در خبر ازدواج على و فاطمه علیها السلام -: پیامبر خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «اى اُمّ سلمه! فاطمه را بياور». من رفتم و او را در حالى كه دامنش به زمين كشيده مىشد و از خجالت پیامبر خدا صلی الله علیه وآله عرق مىريخت، آوردم. در آن حال، پاى فاطمه لغزيد. پیامبر خدا صلی الله علیه وآله به او فرمود: «خدا در دنيا و آخرت، لغزش را از تو باز دارد!».
چون [فاطمه] در برابر پيامبر صلی الله علیه وآله ايستاد، پیامبر خدا صلی الله علیه وآله چادر از صورتش به كنار زد تا آن كه على علیه السلام او را ديد. سپس دست فاطمه علیها السلام را گرفت و در دست على علیه السلام نهاد و فرمود: «خدا به تو از دختر پيامبر خدا بركت دهد! اى على! فاطمه چه نيكو همسرى است! و اى فاطمه! على چه نيكو شوهرى است! به خانهتان برويد».
- عنه عليه السلام - في رِسالَةِ أميرِ المُؤمِنينَ إلَى الحَسَنِ عليه السلام -: لا تُمَلِّكِ المَرأَةَ مِنَ الأمرِ ما يُجاوِزُ نَفسَها، فَإنَّ ذٰلِكَ أنعَمُ لِحالِها، و أرخىٰ لِبالِها، و أدوَمُ لِجَمالِها؛ فَإنَّ المَرأَةَ رَيحانَةٌ و لَيسَت بِقَهرَمانَةٍ. و لا تَعدُ بِكَرامَتِها نَفسَها، و اغضُض بَصَرَها بِسِترِكَ، و اكفُفها بِحِجابِكَ.[۹۳]
- امام صادق علیه السلام - در بارۀ نامهای که امير مؤمنان علیه السلام به امام حسن علیه السلام نوشت -: بيش از توان زن، كار بر دوش او قرار نده كه اين، حال او را خوشتر و دل او را آسودهتر و زيبايى او را بادوامتر مىكند؛ چرا كه زن، گُل است و خدمتکار نيست. نیز بيش از ظرفيتش او را تكريم نکن، كه اين نيز پيامدهاى ناگوارى دارد! و با فراهم کردن پوششی برای او، ديدهاش را [از ديدن نامحرم] ببند و خودت برای او حجاب باش [و نامحرم را از او باز دار].
- عنه عليه السلام: لا يَصلُحُ لِلمَرأَةِ المُسلِمَةِ أَن تَلبَسَ مِنَ الخُمُرِ وَ الدُّروعِ ما لا يُواري شَيئاً.[۹۴]
- امام صادق علیه السلام: شایسته نيست زن مسلمان، روسری و پیراهنی بپوشد كه جایی [از بدنش] را درست نمىپوشاند.[۹۵]
- عنه عليه السلام: لا يَنبَغي لِلمَرأَةِ أَن تَنكَشِفَ بَينَ يَـدَيِ اليَهـودِيَّـةِ وَ النَّصـرانِيَّــةِ؛ فَـإنَّهُــنَّ يَصِفـنَ ذلِكَ لِأَزواجِهِنَّ.[۹۶]
- امام صادق علیه السلام: شایسته نيست كه زن [مسلمان] جلوی زنان يهودى و مسيحى برهنه شود؛ زيرا آنان، وضع او را براى شوهرانشان وصف میکنند.
- الکافي عن سعيدة و مِنَّة أُختَي محمّد بن أبي عُمَير بَيّاع السابُريّ: دَخَلنا عَلىٰ أَبي عَبدِ اللهِ عليه السلام فَقُلنا: تَعودُ المَرأَةُ أَخاها؟ قالَ: نَعَم.
قُلنا: تُصافِحُهُ؟ قالَ: مِن وَراءِ الثَّوبِ.
قالَت إحداهُما: إنَّ أُختي هٰذِهِ تَعودُ إخوَتَها، قالَ: إذا عُدتِ إخوَتَكِ فَلا تَلبَسِي المُصَبَّغَةَ[۹۷].[۹۸]
- الکافی - به نقل از سعيده و مِنّه، خواهران محمّد بن ابى عُمَير بَیّاع سابُری[۹۹] -: خدمت امام صادق علیه السلام رسيديم و گفتیم: آيا زن میتواند به ديدار برادر [دینی] خود برود؟ فرمود: «آرى».
گفتیم: میتواند با او دست بدهد؟ فرمود: «از روی لباس».
یکی از آنها گفت: این خواهرم به دیدن برادران [دینی] خود میرود. فرمود: «زمانى كه به ديدار برادرانت مىروى، لباس رنگين نپوش».
- الإمام الصادق عليه السلام: لا تَلبَسُ الحادُّ[۱۰۰] ثِياباً مُصَبَّغَةً، وَ لا تَكتَحِلُ، وَ لا تَطَيَّبُ، وَ لا تَزَيَّنُ؛ حَتّىٰ تَنقَضِيَ عِدَّتُها. وَ لا بَأسَ أَن تَلبَسَ ثَوباً مَصبوغاً بِسَوادٍ.[۱۰۱]
- امام صادق علیه السلام: زنی که عزادار شوهر خود است، نباید لباسهای رنگی بپوشد یا سرمه بکشد یا عطر بزند و یا آرایش کند، تا زمانی که عدّهاش تمام شود؛ امّا پوشیدن لباس مشکی اشکالی ندارد.
- الإمام عليّ عليه السلام: علَيكُم بالصَّفيقِ[۱۰۲] مِن الثِّيابِ؛ فَإنَّهُ مَن رَقَّ ثَوبُهُ رَقَّ دينُهُ.[۱۰۳]
- امام على علیه السلام: جامههای ضخيم بر تن کنید؛ زيرا كسى كه جامهاش نازک باشد، دينش نازک میشود.
راجع: هذه الموسوعة: عنوان «الخضاب».
ر.ک: همین دانشنامه: مدخل «خضاب».
1 / 3: تَسَتُّرُ المَرأَةِ فِي الصَّلاةِ
۱ / ۳: پوشش زن در نماز
- رسول اللّٰه صلّی الله عليه وآله: ثَمانِيَةٌ لا يَقبَلُ اللّٰهُ لَهُم صَلاةً:... وَ تارِكُ الوُضوءِ، وَ المَرأَةُ المُدرِكَةُ تُصَلّي بِغَيرِ خِمارٍ.[۱۰۴]
- پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: هشت نفرند که خدا نماز آنان را قبول نمیکند:... کسی که بیوضو نماز بخواند، و زن [آزادِ] بالغی که بدون مقنعه نماز بخواند.
- عنه صلّی الله عليه وآله: لا يَقبَلُ اللّٰهُ صَلاةَ الجارِيَةِ قَد حاضَت حَتّىٰ تَختَمِرَ، فَهٰذا فِي الحُرَّةِ، فَأَمَّا المَملوكَةُ فَلَيسَ عَلَيها أَن تَختَمِرَ.[۱۰۵]
- پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: خدا نماز دختری را که به سنّ قاعدگی رسیده است، قبول نمیکند، مگر این که مقنعه سر کُند. این، برای زنِ آزاد است؛ امّا برای کنیز، سر کردنِ مقنعه واجب نیست.
- پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: خدا نماز زنی را که به سنّ قاعدگی رسیده است، جز با سر کردن روسری نمیپذیرد.
- سنن أبي داوود: عن اُمّ سلمة، أنَّها سَأَلَتِ النَّبيَّ صلّی الله عليه وآله: أ تُصَلِّي المَرأَةُ في دِرعٍ و خِمارٍ لَيسَ عَلَيها إزارٌ؟ قالَ صلّی الله عليه وآله: إذا كانَ الدِّرعُ سابِغاً يُغَطّي ظُهورَ قَدَمَيها.[۱۰۸]
- سنن أبی داوود: اُمّ سَلَمه از پیامبر صلی الله علیه وآله پرسید: آیا زن میتواند در حالی که فقط یک پیراهن و یک روسری به تن دارد، بدون پوشیدن دامن (لُنگ) نماز بخواند؟ پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «اگر پیراهن، بلند باشد و پشت پاهایش را بپوشاند[، اشکالی ندارد]».
- المصنّف لعبد الرزّاق عن اُمّ الحسن: رَأَيتُ اُمَّ سَلَمَةَ زَوجَ النَّبيِّ صلّی الله عليه وآله تُصَلّي في دِرعٍ و خِمارٍ.[۱۰۹]
- المصنّف، عبد الرزّاق - به نقل از اُمّ حسن -: دیدم که اُمّ سلمه، همسر پیامبر صلی الله علیه وآله، با یک پیراهن و روسری نماز میخواند.
- الإمام عليّ عليه السلام: إذا حاضَتِ الجارِيَةُ فَلا تُصَلّي إلّا بِخِمارٍ.[۱۱۰]
- امام علی علیه السلام: هر گاه دختر به سنّ قاعدگی رسید، باید با روسری نماز بخواند.
- عنه عليه السلام: المَرأَةُ تُصَلّي فِي الدِّرعِ وَ الخِمارِ إذا كانا كَثيفَينِ، فَإن كانَ مَعَهُما إزارٌ وَ مِلحَفَةٌ فَهُوَ أَفضَلُ لَها، وَ لا يُجزِي الحُرَّةَ أَن تُصَلِّيَ بِغَيرِ خِمارٍ أَو قِناعٍ.[۱۱۱]
- امام علی علیه السلام: زن میتواند با پیراهن و مقنعه نماز بخواند، به شرط آن که ضخیم باشند؛ امّا اگر علاوه بر آن دو، دامن و مَلحفهای (چادری) هم داشته باشد، برایش بهتر است. برای زن آزاد، نماز خواندن بدون روسری یا مقنعه کافی نیست.
- تهذيب الأحکام عن زرارة: سَأَلتُ أبا جَعفَرٍ عليه السلام عَن أدنىٰ ما تُصَلّي فيهِ المَرأَةُ، قالَ: دِرعٌ و مِلحَفَةٌ، فَتَنشُرُها عَلىٰ رَأسِها و تَتَجَلَّلُ بِها.[۱۱۲]
- تهذیب الأحکام - به نقل از زُراره -: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: کمترین پوششی که زن با آن نماز میخواند، چیست؟ فرمود: «پیراهنی و مَلحفهای (چادری) که آن را بر سر میگستراند و خود را با آن میپوشاند».
- الکافي عن محمّد بن مسلم عن الإمام الباقر عليه السلام: المَرأَةُ تُصَلّي فِي الدِّرعِ وَ المِقنَعَةِ إذا كانَ الدِّرعُ كَثيفاً - يَعني: إذا كانَ سَتيراً -.[۱۱۳]
- الکافی _ به نقل از محمّد بن مسلم -: امام باقر علیه السلام فرمود: «زن باید با پیراهن و مقنعه نماز بخواند، به شرط آن که پیراهن، ضخیم باشد». مقصود [امام]، آن است که بدن را بپوشاند.
- کتاب من لا یحضره الفقیه: سَأَلَ يونُسُ بنُ يَعقوبَ أَبا عَبدِ اللّٰهِ عليه السلام عَنِ الرَّجُلِ يُصَلّي في ثَوبٍ واحِدٍ، قالَ: نَعَم.
قالَ: قُلتُ: فَالمَرأَةُ؟ قالَ عليه السلام: لا، وَ لا يَصلُحُ لِلحُرَّةِ إذا حاضَت إلَّا الخِمارُ، إلّا أَن لا تَجِدَهُ.[۱۱۴]
- کتاب من لا یحضره الفقیه: يونس بن يعقوب از امام صادق علیه السلام سؤال كرد: آيا مرد مىتواند در يک جامه نماز بخواند؟ فرمود: «آرى».
گفتم: زن چه طور؟ فرمود: «نه. برای زن آزاد، هر گاه به سنّ قاعدگی رسيده باشد، نماز خواندن [با یک جامه] جائز نيست، جز با [افزودن] روسرى، مگر این كه آن را نداشته باشد».
- الإمام الباقر عليه السلام: صَلَّت فاطِمَةُ عليها السلام في دِرعٍ وَ خِمارُها عَلىٰ رَأسِها، لَيسَ عَلَيها أَكثَرُ مِمّا وارَت بِهِ شَعرَها وَ أُذُنَيها.[۱۱۵]
- امام باقر علیه السلام: فاطمه علیها السلام با پيراهنی و روسریای که به سر داشت و به اندازهای بود که فقط موها و گوشهاى او را بپوشانَد، نماز میخواند.
- الکافي عن ابن أبي يَعفور: قالَ أبو عَبدِ اللهِ عليه السلام: تُصَلِّي المَرأَةُ في ثَلاثَةِ أَثوابٍ: إزارٍ، وَ دِرعٍ، وَ خِمارٍ؛ وَ لا يَضُرُّها بِأَن تقَنَّعَ بِالخِمارِ، فَإن لَم تَجِد فَثَوبَينِ: تَتَّزِرُ بِأَحَدِهِما، وَ تَقَنَّعُ بِالآخَرِ.
قُلتُ: فَإن كانَ دِرعٌ وَ مِلحَفَةٌ، لَيسَ عَلَيها مِقنَعَةٌ؟
فَقالَ: لا بَأسَ إذا تَقَنَّعَت بِمِلحَفَةٍ، فَإن لَم تَكفِها فَلتَلبَسها طولاً.[۱۱۶]
- الکافی - به نقل از ابن ابی یَعفور -: امام صادق علیه السلام فرمود: «زن در سه تكّه لباس نماز بخواند: دامن و پیراهن و روسرى، و ضرری برایش ندارد كه با روسرى، سر و گردن و صورتش را بپوشاند، و اگر سه تكّه لباس نداشت، با دو تكّه نماز بخواند: با يكى بدنش را و با ديگرى سرش را بپوشاند».
گفتم: اگر پيراهنی و مَلحفهای (چادری) دارد، ولى روسرى ندارد، چه كند؟
فرمود: «در صورتى که سرش را با مَلحفه بپوشاند، اشکال ندارد و اگر [برای این کار] كافى نبود، آن را به درازا بپوشد».
- کتاب من لا یحضره الفقیه عن المُعَلَّى بن خُنَيس عن الإمام الصادق عليه السلام، قال: سَأَلتُهُ عَنِ المَرأَةِ تُصَلّي في دِرعٍ وَ مِلحَفَةٍ، لَيسَ عَلَيها إزارٌ وَ لا مِقنَعَةٌ، قالَ: لا بَأسَ إذَا التَفَّت بِها، وَ إن لَم تَكُن تَكفيها عَرضاً جَعَلَتها طولاً.[۱۱۷]
- کتاب من لا یحضره الفقیه - به نقل از معلّی بن خُنَیس -: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آيا جايز است زن با یک پيراهن و مَلحَفه (چادر) نماز بخواند و دامن و مقنعه نداشته باشد؟ فرمود: «هر گاه خود را در آن [مَلحفه] بپيچد، اشكالى ندارد، و اگر از عرض، تمام بدن را فرا نگرفت، آن را از طول به خود بپيچد».
- تهذيب الأحكام عن جمیل بن درّاج: سَأَلتُ أبا عَبدِ اللَّهِ عليه السلام عَنِ المَرأَةِ تُصَلّي في دِرعٍ و خِمارٍ، فَقالَ: تَكونُ عَلَيها مِلحَفَةٌ تَضُمُّها عَلَيها.[۱۱۸]
- تهذیب الأحکام - به نقل از جمیل بن دَرّاج -: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا زن میتواند فقط با پیراهن و روسری نماز بخواند؟ فرمود: «باید پوششی نیز داشته باشد که آن را به خود بپیچد».
- تهذیب الأحکام عَن سَماعة: سَأَلتُهُ عليه السلام [۱۱۹] عَنِ المَرأَةِ تُصَلّي مُتَنَقِّبَةً، قالَ: إذا كَشَفَت عَن مَوضِعِ السُّجودِ فَلا بَأسَ بِهِ، وَ إن أَسفَرَت فَهُوَ أَفضَلُ.[۱۲۰]
- تهذیب الأحکام - به نقل از سَماعه -: از امام [صادق] علیه السلام پرسیدم: آیا زن میتواند با روبند (پوشیه) نماز بخواند؟ فرمود: «چنانچه محلّ سجده را کنار بزند، اشکالی ندارد و البتّه اگر صورتش باز باشد، بهتر است».
- مسائل عليّ بن جعفر: سَأَلتُهُ [أيِ الإمامَ الكاظِمَ عليه السلام] عَنِ المَرأَةِ، هَل يَصلُحُ لَها أن تُصَلِّيَ في إزارٍ و مِلحَفَةٍ و مِقنَعَةٍ و لَها دِرعٌ؟ قالَ: إذا وَجَدَت فَلا يَصلُحُ لَها الصَّلاةُ إلّا و عَلَيها دِرعٌ.[۱۲۱]
- مسائل علیّ بن جعفر: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم: آیا زن میتواند در حالی که فقط دامن و مَلحفه (چادر) و روسری دارد، [بدون پیراهن] نماز بخواند، در حالی که پیراهنی نیز [در خانه] دارد؟ فرمود: «اگر آن را داشته باشد، نماز خواندن بدون پیراهن، صحیح نیست».
- کتاب من لا یحضره الفقیه: سَأَلَ عَليُّ بنُ جَعفَرٍ أَخاهُ موسَى بنَ جَعفَرٍ عليه السلام عَنِ المَرأَةِ لَيسَ لَها إلّا مِلحَفَةٌ واحِدَةٌ، كَيفَ تُصَلّي؟ قالَ: تَلتَفُّ فيها وَ تُغَطّي رَأسَها وَ تُصَلّي، فَإن خَرَجَت رِجلَيها وَ لَيسَ تَقدِرُ عَلىٰ غَيرِ ذٰلِكَ فَلا بَأسَ.[۱۲۲]
- کتاب من لا یحضره الفقیه: علی بن جعفر از برادرش [امام] موسی بن جعفر علیه السلام پرسید: هر گاه زن جز يک مَلحفه (چادر) نداشته باشد، چگونه نماز بگزارد؟ فرمود: «خود را در همان مَلحفه مىپيچد و سرش را مىپوشاند و نماز مىخواند و اگر پاهايش برهنه بيرون ماند و چيز ديگرى نيز براى پوشانيدن آنها نيافت، اشكالى ندارد».
- الإمام الکاظم عليه السلام: لَيسَ عَلَى الإماءِ أن يَتَقَنَّعنَ فِي الصَّلاةِ، و لا يَنبَغي لِلمَرأَةِ أن تُصَلِّيَ إلّا في ثَوبَينِ.[۱۲۳]
- امام کاظم علیه السلام: کنیزان، ملزم نیستند در نماز، روسری سر کنند و شایسته نیست که زن نماز بخواند، مگر در دو لباس.
- الإمام الصادق عليه السلام: لا بَأسَ بِالمَرأَةِ المُسلِمَةِ الحُرَّةِ أَن تُصَلِّيَ و هِيَ مَكشوفَةُ الرَّأسِ.[۱۲۴]
- امام صادق علیه السلام: اشکالی ندارد که زن مسلمان آزاد، با سر برهنه نماز بخواند.
- عنه عليه السلام: لا بَأسَ أَن تُصَلِّيَ المَرأَةُ المُسلِمَةُ وَ لَيسَ عَلىٰ رَأسِها قِناعٌ. [۱۲۵]
- امام صادق علیه السلام: اشکالی ندارد که زن مسلمان، بدون مقنعه نماز بخواند.
توضیح
قال الشیخ الطوسي في تبیین هاتین الروایتین: فيحتَمل أن يَكون المراد بِهٰذينِ الخبرينِ: الصّغيرة من النّساء دون البالغات؛ لأنّه يجوز لهنّ أن يصلّين بِغير قناعٍ. و يحتمل أيضاً: أن يكون إِنّما سوِّغ لهنّ هٰذا في حال لم يتمكّنّ و لا يَقدرن على القناع، فحينئذٍ يجوز لهنّ أن يصلّين بِغير قناع. و يحتمل أيضاً أن يكون المراد بقوله: «تُصَلّي بِغَيرِ قِناعٍ» إذا كان عليها ثوبٌ يسترها من رأسها إِلىٰ قدميها. فأمّا الحديث الثّاني فليس فيه ذكر الحرّة و إنّما تضمّن ذكر المرأة المسلمة، و يجوز أن يكون المراد بِها أمةً؛ لأنّ الأمة لا يجب عليها القناع حسب ما ذكرنا.[۱۲۶]
توضیح
شیخ طوسی رحمه الله در توضیح این دو روایت گفته است: احتمال دارد مراد از این دو خبر، دختران خردسال باشند، نه زنان بالغ؛ زیرا برای دختران خردسال جایز است بدون مقنعه نماز بخوانند. احتمال هم دارد مراد، این باشد که در صورت دسترس نداشتن به مقنعه جایز است بدون آن نماز بخوانند. نیز احتمال دارد مراد از این که میتوانند بدون مقنعه نماز بخواند، وقتی باشد که زن، جامهای داشته باشد که از سر تا پایش را بپوشاند. در این صورت، فقدان مقنعه موجب برهنه ماندن سر نمیشود. در حدیث دوم هم سخنی از زن آزاد نیست؛ بلکه فقط گفته «زن مسلمان». از این رو میتواند مراد از آن، کنیز باشد؛ زیرا بر حسب آنچه گفتیم، پوشیدن موی سر [در نماز] برای کنیز، واجب نیست.
1 / ۴: تَسَتُّرُ الرَّجُلِ فِي الصَّلاةِ
۱ / ۴: پوشش مرد در نماز
- سنن أبي داوود عن سَلَمة بن الأَكوع: قُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، إنّي رَجُلٌ أَصيدُ، أَ فَأُصَلّي فِي القَميصِ الواحِدِ؟
قالَ صلّی الله عليه وآله: نَعَم، وَ ازرُرهُ وَ لَو بِشَوكَةٍ. [۱۲۷]
- سنن أبی داوود - به نقل از سلمة بن اَکوَع -: گفتم: ای پیامبر خدا! من مردی شکارچی هستم. آیا با یک پیراهن نماز بخوانم؟
فرمود: «بله. جلو آن را، حتّی اگر شده با یک خار، ببند (دُکمه کُن)».
- الکافي عن محمّد بن مسلم: رَأَيتُ أَبا جَعفَرٍ عليه السلام صَلّىٰ في إزارٍ واحِدٍ لَيسَ بِواسِعٍ قَد عَقَدَهُ عَلىٰ عُنُقِهِ، فَقُلتُ لَهُ: ما تَرىٰ لِلرَّجُلِ يُصَلّي في قَميصٍ واحِدٍ؟
فَقالَ: إذا كانَ كَثيفاً، فَلا بَأسَ بِهِ.[۱۲۸]
- الکافی - به نقل از محمّد بن مسلم -: امام باقر علیه السلام را ديدم كه با لُنگى بلند كه گشاد هم نبود و به گردن خود بسته بود، نماز مىخواند. به ايشان گفتم: نظرتان در بارۀ نماز خواندن مرد با يک پيراهن چيست؟
فرمود: «چنانچه ضخيم باشد، اشكال ندارد».
- قرب الإسناد عن عليّ بن جعفر عن أخیه الإمام الکاظم عليه السلام، قال: سَأَلتُهُ عَنِ الرَّجُلِ، هَل يَصلُحُ لَهُ أَن يُصَلِّيَ في سِروالٍ واحِدٍ وَ هُوَ يُصيبُ ثَوباً؟ قالَ: لا يَصلُحُ.[۱۲۹]
- قرب الإسناد - به نقل از علی بن جعفر -: از [برادرم امام] موسی بن جعفر علیه السلام پرسیدم: آیا درست است مرد با آن که به پیراهن دسترس دارد، فقط با یک شلوار نماز بخواند؟ فرمود: «شایسته نیست».
- تهذیب الأحکام عن عليّ بن جعفر عن أخیه الإمام الکاظم عليه السلام، قال: سَأَلتُهُ عَن رَجُلٍ عُريانٍ وَ حَضَرَتِ الصَّلاةُ، فَأَصابَ ثَوباً نِصفُهُ دَمٌ أَو كُلُّهُ، أَ يُصَلّي فيهِ أَو يُصَلّي عُرياناً؟ فَقالَ: إن وَجَدَ ماءً غَسَلَهُ، وَ إن لَم يَجِد ماءً صَلّىٰ فيهِ وَ لَم يُصَلِّ عُرياناً.[۱۳۰]
- تهذیب الأحکام - به نقل از علی بن جعفر -: از [برادرم امام] موسی بن جعفر علیه السلام پرسیدم: مردی برهنه است و وقت نماز فرا میرسد و به جامهاى دست مییابد كه نيمى از آن، يا تمام آن خونی است. آیا با آن لباس، نماز بخواند يا نماز را برهنه به جا آورد؟
فرمود: «اگر آب پيدا كرد، آن را میشويد و اگر آبى نيافت، با همان لباس [خونآلود] نماز بخواند و برهنه نماز نخواند».
- الإمام الصادق عليه السلام: الرَّجُلُ إذَا اتَّزَرَ بِثَوبٍ واحِدٍ إلىٰ ثُندُوَتِهِ[۱۳۱]، صَلّىٰ فيهِ.[۱۳۲]
- امام صادق علیه السلام: مرد، چنانچه لُنگی به دور خود ببندد که تا سینههایش بیاید، میتواند با آن نماز بخواند.
1 / ۵: وُجوبُ سَترِ العَورَةِ
۱ / ۵: وجوب پوشاندن عورت
- رسول اللّٰه صلّی الله عليه وآله: عَورَةُ الرَّجُلِ عَلَى الرَّجُلِ كَعَورَةِ المَرأَةِ عَلَى الرَّجُلِ، وَ عَورَةُ المَرأَةِ عَلَى المَرأَةِ كَعَورَةِ المَرأَةِ عَلَى الرَّجُلِ.[۱۳۳]
- پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: عورت مرد برای مرد، مانند عورت زن برای مرد است و عورت زن برای زن، مانند عورت زن برای مرد است.
- مسند ابن حنبل عن سلیمان بن زیاد الحَضرَميّ: إنَّ عَبدَ اللّهِ بنَ الحارِثِ بنِ جَزءٍ الزُّبَيديَّ... مَرَّ وَ صاحِبٌ لَهُ بِأَيمَنَ[۱۳۴] وَ فِئَةٌ[۱۳۵] مِن قُرَيشٍ قَد حَلّوا أُزُرَهُم فَجَعَلوها مَخاريقَ[۱۳۶] يَجتَلِدونَ بِها وَ هُم عُراةٌ.
قالَ عَبدُ اللّٰهِ:... ثُمَّ إنَّ رَسولَ اللّهِ صلّی الله عليه وآله خَرَجَ عَلَيهِم، فَلَمّا أَبصَروهُ تَبَدَّدوا. فَرَجَعَ رَسولُ اللّه صلّی الله عليه وآله مُغضِباً حَتّىٰ دَخَلَ، وَ كُنتُ أَنَا وَراءَ الحُجرَةِ فَسَمِعتُهُ صلّی الله عليه وآله يَقولُ: «سُبحانَ اللّهِ! لا مِنَ اللّهِ استَحيَوا، وَ لا مِن رَسولِهِ استَتَروا!».
وَ أُمُّ أَيمَنَ عِندَهُ تَقولُ: اِستَغفِر لَهُم يا رَسولَ اللّهِ!
قالَ عَبدُ اللّهِ: فَبِلَأيٍ[۱۳۷] ما، اِستَغفَرَ لَهُم.[۱۳۸]
- مسند ابن حنبل - به نقل از سلیمان بن زیاد حَضرَمی -: عبد اللّٰه بن حارث بن جَزء زُبَیدی [برایم گفت که] با یکی از دوستانش رد میشد؛ دیدند که اَیمَن و عدّهای از جوانان قریش، لباسهای خود را در آوردهاند و برهنه، تُرنابازی[۱۳۹] میکنند.…
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله بیرون آمد و آن عدّه با دیدن ایشان پراکنده شدند. پیامبر خدا غضبناک، بازگشت و داخل خانه شد. من پشت اتاق ایشان بودم. شنیدم که میفرماید: «سبحان اللّٰه! نه از خدا شرم میکنند و نه از پیامبر او خود را میپوشانند».
اُمّ اَیمَن نزد ایشان بود و میگفت: برایشان طلب آمرزش کن، ای پیامبر خدا!
پیامبر صلی الله علیه وآله پس از قدری درنگ برای آنان طلب آمرزش کرد.
- أحکام القرآن عن ابن عبّاس: اِطَّلىٰ رَسولُ اللّهِ صلّی الله عليه وآله، فَطَلاهُ رَجُلٌ، فَسَتَرَ عَورَتَهُ بِثَوبٍ وَ طَلَى الرَّجُلُ سائِرَ جَسَدِهِ. فَلَمّا فَرَغَ، قالَ لَهُ النَّبِيُّ صلّی الله عليه وآله: أُخرُج عَنّي. ثُمَّ طَلَى النَّبيُّ صلّی الله عليه وآله عَورَتَهُ بِيَدِهِ.[۱۴۰]
- أحکام القرآن - به نقل از ابن عبّاس -: پیامبر خدا صلی الله علیه وآله خواست نوره بکشد. مردی برایش این کار را انجام داد. ایشان عورت خود را با لباسی پوشاند و آن مرد بقیّۀ بدن ایشان را نوره مالید و چون کارش تمام شد، پیامبر به او فرمود: «از من فاصله بگیر» و آن گاه عورتش را با دست خود، نوره مالید.
- المستدرك على الصحيحين عن محمّد بن بياض: رُفِعتُ إلىٰ رَسولِ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله في صِغَري و عَلَيَّ خِرقَةٌ و قَد كُشِفَت عَورَتي، فَقالَ صلّی الله عليه وآله: غَطّوا حُرمَةَ عَورَتِهِ؛ فَإنَّ حُرمَةَ عَورَةِ الصَّغيرِ كَحُرمَةِ عَورَةِ الكَبيرِ، وَ لا يَنظُرُ اللهُ إلىٰ كاشِفِ عَورَةٍ.[۱۴۱]
- المستدرک على الصحيحَين - به نقل از محمّد بن بَياض -: در خردسالى، مرا خدمت پيامبر خدا صلی الله علیه وآله بردند. پاره لباسى بر تنم بود و عورتم دیده میشد. فرمود: «حريم عورتش را بپوشانيد كه حرمت عورت كودک، همانند حرمت عورت بزرگسال است و خداوند، به آشكار كنندۀ عورت، نگاه نمىكند».
- سنن أبي داوود عن المِسوَر بن المَخرَمة: حَمَلتُ حَجَراً ثَقيلاً، فَبَینا أَمشي فَسَقَطَ عَنّي ثَوبي، فَقالَ لي رَسولُ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله: خُذ عَلَيكَ ثَوبَكَ، وَ لا تَمشوا عُراةً.[۱۴۲]
- سنن أبی داوود - به نقل از مِسوَر بن مَخرَمه -: سنگ بزرگی برداشتم و در هنگام رفتن، لباسم از تنم افتاد. پیامبر خدا به من فرمود: «لباست را بپوش و برهنه راه نروید».
- سنن أبي داوود عَن بَهز بن الحَكيم عن أبيه عن جدِّهِ: قُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، عَوراتُنا، ما نَأتي مِنها وَ ما نَذَرُ؟ قالَ: اِحفَظ عَورَتَكَ، إلّا مِن زَوجَتِكَ أَو ما مَلَكَت يَمينُكَ.
قالَ: قُلتُ: يا رَسولَ اللّٰهِ، إذا كانَ القَومُ بَعضُهُم في بَعضٍ؟ قالَ: إنِ استَطَعتَ ألّا يَرَيَنَّها أَحَدٌ فَلا يَرَيَنَّها.
قالَ: قُلتُ: يا رَسولَ اللّٰه، إذا كانَ أَحَدُنا خالياً؟ قالَ: اللّٰهُ أَحَقُّ أَن يُستَحییٰ مِنهُ
مِنَ النّاسِ.[۱۴۳]
- سنن أبی داوود - به نقل از بَهز بن حکیم، از پدرش، از جدّش -: [به پیامبر صلی الله علیه وآله] گفتم: ای پیامبر خدا! عورتهایمان را کجا بپوشانیم و کجا نپوشانیم؟ فرمود: «عورتت را از همه بجز زنت یا کنیزت بپوشان».
گفتم: ای پیامبر خدا! اگر مردم، قاطی هم بودند [مثلاً در جایی مانند حمّام عمومی، چه طور]؟ فرمود: «تا جایی که میتوانی، سعی کن کسی آن را نبیند».
گفتم: ای پیامبر خدا! اگر کسی از ما خودش تنها باشد، چه؟ فرمود: «خدا سزاوارتر است که مردم از او حیا کنند».
- صحیح البخاري عن أبي سعید الخُدري: نَهىٰ رَسولُ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله عَن لِبسَتَينِ.… وَ اللِّبسَتانِ: اِشتِمالُ[۱۴۴] الصَّمّاءِ؛ وَ الصَّمّاءُ: أَن يَجعَلَ ثَوبَهُ عَلىٰ أَحَدِ عاتِقَيهِ، فَيَبدو أَحَدُ شِقَّيهِ لَيسَ عَلَيهِ ثَوبٌ. وَ اللِّبسَةُ الأُخرىٰ: اِحتِباؤُهُ[۱۴۵] بِثَوبِهِ وَ هُوَ جالِسٌ، لَيسَ عَلىٰ فَرجِهِ مِنهُ شَيءٌ.[۱۴۶]
- صحیح البخاری - به نقل از ابو سعید خُدری -: پیامبر خدا صلی الله علیه وآله از دو نوع لباس پوشیدن و از دو نوع خرید و فروش نهی کرد.… آن دو نوع پوشیدن، یکی این است که کسی جامهاش را به یک طرف شانهاش بیندازد، به طوری که طرف دیگر پیکرش برهنه باشد و دیگری این که انسان، طوری دو ساق پا در دست (زانو به بغل) بنشیند که جامهاش عورتش را نپوشانَد.
- السنن الکبری للنَّسائي عن سالم عن أبيه: نَهىٰ رَسولُ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله عَن لِبسَتَينِ: وَ هُوَ أَن يَلتَحِفَ الرَّجُلُ بِثَوبٍ لَيسَ عَلَيهِ غَيرُهُ، ثُمَّ يَرفَعُ جانِبَيهِ عَلىٰ مَنكِبَيهِ. أَو يَحتَبِيَ الرَّجُلُ فِي ثَوبٍ واحِدٍ لَيسَ بَينَ[۱۴۷] فَرجِهِ وَ بَينَ السَّماءِ شَيءٌ؛ يَعنِي سِتراً.[۱۴۸]
- السنن الکبری، نسائی - به نقل از سالم، از پدرش -: پیامبر خدا صلی الله علیه وآله از دو نوع پوشیدن نهی کرد: یکی این که مرد فقط یک جامه دور خودش بپیچد و دو طرف آن را روی دو شانهاش بیندازد [چون در این حالت، پایینتنهاش برهنه میماند] و دیگر این که جامهای تنش باشد و ساق پا در دست (زانو به بَغَل) بنشیند، طوری که بین عورتش و آسمان، چیزی نباشد - یعنی عورتش برهنه باشد -.
- الإمام عليّ عليه السلام: نَهىٰ رَسولُ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله... عَنِ التَّعَرّي بِاللَّیلِ وَ النَّهارِ.[۱۴۹]
- امام علی علیه السلام: پیامبر خدا صلی الله علیه وآله... از برهنه بودن، چه در شب و چه در روز، نهی فرمود.
- عنه عليه السلام: لا يَزالُ المَلَكُ مُوَلِّياً عَنِ العَبدِ ما دامَ بادِيَ العَورَةِ. [۱۵۰]
- امام علی علیه السلام: فرشته[ی الهی] به بنده، تا زمانی که عورتش برهنه باشد، پشت میکند.
- عنه عليه السلام: إذا تَعَرَّى الرَّجُلُ، نَظَرَ إلَيهِ الشَّيطانُ فَطَمِعَ فيهِ؛ فَاستَتِروا، لَيسَ لِلرَّجُلِ أَن يَكشِفَ ثِيابَهُ عَن فَخِذِهِ وَ يَجلِسَ بَينَ قَومٍ.[۱۵۱]
- امام علی علیه السلام: زمانى كه انسان عريان شود، شيطان به او نگاه و در او طمع مىكند. پس پوشيده باشيد. روا نيست كه مرد، لباسش را از روى ران، كنار بزند و در حضور جمع بنشيند.
- عنه عليه السلام - لَمّا بَعَثَهُ صلّی الله عليه وآله رَسولُ اللهِ بِسورَةِ بَراءَةَ[۱۵۲] لِيَقرَأَها عَلَى النّاسِ فِي المَوسِمِ بِمَكَّةَ-: إنّي رَسولُ رَسولِ اللهِ صلّی الله عليه وآله إلیکم...، و قالَ: لا يَطوفُ بِالبَيتِ عُريانٌ و لا عُريانَةٌ.[۱۵۳]
- امام علی علیه السلام - هنگامی که آیات برائت نازل شد[۱۵۴] و پیامبر صلی الله علیه وآله وی را فرستاد تا آن آیات را در موسم حج برای مردم در مکّه قرائت کند -: [پس از این] هیچ مرد و زنی نباید برهنه طواف کند.
- الکافي عن سَماعة: سَأَلتُ أَبا عَبدِ اللّٰهِ عليه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَحتَبي بِثَوبٍ واحِدٍ، فَقالَ: إن كانَ يُغَطّي عَورَتَهُ فَلا بَأسَ.[۱۵۵]
- الکافی - به نقل از سَماعه -: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا جایز است مرد با یک جامه، ساق پا در دست (زانو به بَغَل) بنشیند؟ فرمود: «اگر [آن جامه] عورتش را پوشانده باشد، اشکالی ندارد».
- الإمام الکاظم عليه السلام: كانَ أَبي عليه السلام يَقولُ: إنَّ حُرمَةَ عَورَةِ المُؤمِنِ وَ حُرمَةَ بَدَنِهِ وَ هُوَ مَيِّتٌ، كَحُرمَتِهِ وَ هُوَ حَيٌّ.[۱۵۶]
- امام کاظم علیه السلام: پدرم علیه السلام میفرمود: «حرمت عورت مؤمن و حرمت بدن بیجانش، همانند حرمت آن در زمان زنده بودن اوست».
1 / ۶: التّسَتُّرُ عِندَ التَخَلّي
۱ / ۶: پوشش در هنگام قضای حاجت
- رسول اللّٰه صلّی الله عليه وآله: مَن أَتَى الغائِطَ فَليَستَتِر، فَإن لَم يَجِد إلّا أَن يَجمَعَ كثيباً مِن رَملٍ فَليَستَدبِرهُ؛ فَإنَّ الشَّيطانَ يَلعَبُ بِمَقاعِدِ بَني آدَمَ. مَن فَعَلَ فَقَد أَحسَنَ، وَ مَن لا فَلا حَرَجَ.[۱۵۷]
- پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: هر کس در وقت قضای حاجت، باید خودش را بپوشاند و اگر جایی نیافت، تپّهای از شن درست کند و پشت آن پناه گیرد؛ زیرا شیطان با نشیمنگاه آدمیزاد، بازی میکند. هر کس چنین کرد، چه بهتر، هر کس هم نکرد، اشکالی ندارد.
- عنه صلّی الله عليه وآله: لايَتَناجىٰ اثنانِ عَلىٰ غائِطِهِما، يَنظُرُ كُلُّ واحِدٍ مِنهُما إلىٰ عَورَةِ صاحِبِهِ؛ فَإنَّ اللَّهَ عزّ وجلّ يَمقُتُ عَلىٰ ذٰلِكَ.[۱۵۸]
- پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: هیچ گاه، دو نفری که در حال قضای حاجت هستند، با هم صحبت نکنند و به عورت یکدیگر نگاه نکنند؛ زیرا خداوند عز وجل از این کار، نفرت دارد.
- عنه صلّی الله عليه وآله: لا يَخرُجُ الرَّجُلانِ يَضرِبانِ الغائِطَ كاشِفَينِ عَن عَورَتِهِما يَتَحَدَّثانِ؛ فَإنَّ اللّهَ عزّ وجلّ يَمقُتُ عَلىٰ ذلِكَ.[۱۵۹]
- پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: دو نفر که با هم برای قضای حاجت میروند، عورت خود را برهنه نکنند و به سخن گفتن با هم ننشینند، که خداوند عز وجل از این کار، نفرت دارد.
تنبيه
تشیر بعض الروايات الأخیرة إلیٰ وجود نوعٍ من التساهل لدى بعض عرب الجاهلية في ستر العورة، و إن كانت رواياتٌ تاريخيةٌ أُخرىٰ تدلّ على أنّ السلوك السائد لديهم كان الحرص على الستر؛ منها ما رواه الواقدي في واقعة هجرة النبيّ صلّی الله عليه وآله و اختبائه في الغار، إذ يروي أنّ رجلاً تتبّع أثر النبيّ حتى بلغ باب الغار، فلمّا رأى خيوط العنكبوت المنسوجة، ظنّ أن لا أحد فيه، فانصرف عن المطاردة، و قضى حاجته عند مدخل الغار. حینها کان أبو بكرٍ خائفاً من انكشاف أمرهما، فقال له النبيّ صلّی اللّه عليه وآله: «لو رآنا، لَم یَکشِف عَن فَرجِهِ».[۱۶۰]
نکته
چند روایت اخیر، نشان از سهلانگاری برخی اعراب جاهلی در کشف عورت دارد، گر چه از روایات تاریخی دیگر آشکار میشود که رویّۀ عمومی آنان، پوشاندن عورت بوده است، مانند آنچه واقدی در ماجرای هجرت پیامبر صلی الله علیه وآله و پنهان شدن ایشان در غار آورده است. مردی در تعقیب ایشان تا ورودیِ غار میآید و چون تارهای تنیدۀ عنکبوت را میبیند، میپندارد که کسی درون غار نیست و از این رو، دست از جستجو و تعقیب میکشد و در جلوی غار، اقدام به قضای حاجت میکند. ابو بکر، هراسانِ دیده شدن خود و پیامبر است؛ ولی پیامبر صلی الله علیه وآله به او میفرماید: «اگر ما را دیده بود، کشف عورت نمیکرد».
1 / 7: التَّسَتُّرُ عِندَ الاِغتِسالِ
۱ / ۷: پوشش در هنگام حمّام کردن
- رسول اللّٰه صلّی الله عليه وآله: إنَّ اللّٰهَ عزّ وجلّ حَيِيٌّ سِتِّيرٌ، فَإذا أَرادَ أَحَدُكُم أَن يَغتَسِلَ فَليَتَوارَ بِشَيءٍ.[۱۶۱]
- پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: خداوند عز وجل بسیار باحیا و پوشیده است. از این رو، هر یک از شما که خواست سراپایش را بشویَد، پشت چیزی پنهان شود.
- عنه صلّی الله عليه وآله: لا یَغتَسِلُ أَحَدُکُم بِفَلاةٍ[۱۶۲]... إلّا أَن یَستَتِرَ بِشَجَرَةٍ أَو بِجِدارٍ.[۱۶۳]
- پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: هر گاه یکی از شما در بیابانی خودش را شُست...، حتماً پشت درختی یا دیواری پناه گیرد.
- سنن أبي داوود عن یَعلیٰ: إنَّ رَسولَ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله رَأىٰ رَجُلاً يَغتَسِلُ بِالبَرازِ[۱۶۴] بِلا إزارٍ، فَصَعِدَ المِنبَرَ، فَحَمِدَ اللهَ وَ أَثنىٰ عَلَيهِ، ثُمَّ قالَ صلّی الله عليه وآله: إنَّ اللّهَ عزّ وجلّ حَيِيٌّ سِتّيرٌ يُحِبُّ الحَياءَ وَ السَّترَ؛ فَإذَا اغتَسَلَ أَحَدُكُم فَليَستَتِر.[۱۶۵]
- سنن أبی داوود - به نقل از یَعلیٰ -: پیامبر خدا صلی الله علیه وآله مردی را دید که در فضای باز و برهنه خودش را میشوید. پس منبر رفت و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: «خداوند عز وجل بسیار باحیا و پوشیده است و حیا و پوشش را دوست دارد. بنا بر این، هر گاه یکی از شما خودش را میشوید (حمّام میکند)، خود را بپوشاند».
- رسول اللّٰه صلّی الله عليه وآله: إنَّ اللّٰهَ يَنهاكُم عَنِ التَّعَرّي، فَاستَحيوا مِنَ اللّهِ وَ الَّذينَ مَعَكُمُ الكِرامِ الكاتِبينَ الَّذينَ لا يُفارِقونَكُم إلّا عِندَ إحدىٰ ثَلاثِ حالاتٍ: الغائِطِ، وَ الجَنابَةِ، وَ الغُسلِ. فَإذَا اغتَسَلَ أَحَدُكُم بِالعَراءِ فَليَسَّتَّر بِثَوبِهِ أَو بِجِذمِ[۱۶۶] حائِطٍ أَو بَعيرِهِ.[۱۶۷]
- پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: خدا شما را از برهنگی نهی میکند. بنا بر این، از خدا و از فرشتگان گرامیِ نویسندۀ اعمال - که جز در سه حالتِ: قضای حاجت و جنابت و غسل از شما جدا نمیشوند -، حیا کنید. پس، هر گاه یکی از شما در فضای باز غسل کرد، خود را با جامهاش یا پشت دیواری یا پشت شترش بپوشاند.
- الدرّ المنثور عن ابن عبّاس: خَرَجَ رَسولُ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله عِندَ الظَّهيرَةِ، فَرَأىٰ رَجُلاً يَغتَسِلُ بِفَلاةٍ مِنَ الأَرضِ، فَحَمِدَ اللّهَ وَ أَثنىٰ عَلَيهِ ثُمَّ قالَ:
أَمّا بَعدُ، فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَكرِمُوا الكِرامَ الكاتِبينَ الَّذينَ مَعَكُم، لَيسَ يُفارِقونَكُم إلّا عِندَ إحدىٰ مَنزِلَتَينِ: حَيثُ يَكونُ الرَّجُلُ عَلىٰ خَلائِهِ، أَو يَكونُ مَعَ أَهلِهِ؛ لِأَنَّهُم كِرامٌ كَما سَمّاهُمُ اللّٰهُ. فَيَستَتِرُ أَحَدُكُم عِندَ ذٰلِكَ بِجِرمِ حائِطٍ أَو بَعيرِهِ؛ فَإنَّهُم لا يَنظُرونَ إلَيهِ.[۱۶۸]
- الدرّ المنثور - به نقل از ابن عبّاس -: پیامبر خدا صلی الله علیه وآله در نیمروز بیرون آمد. مردی را دید که در فضای باز، خودش را میشوید. پس خدا را حمد و ثنا گفت و سپس فرمود: «از خدا پروا کنید و احترام فرشتگان گرامیِ نویسندۀ اعمال را - که همیشه با شمایند و تنها در یکی از دو حالت از شما جدا میشوند: در هنگام قضای حاجت یا هنگام خلوت با همسر - نگه دارید؛ زیرا آنها، همان طور که خدا توصیفشان کرده، گرامی هستند. بنا بر این، هر یک از شما در این هنگام، خودش را در پشت دیواری یا پشت شترش بپوشاند. در این صورت به او نگاه نمیکنند».
- الإمام الصادق عن أبیه عن آبائه عليهم السلام، قالَ: قالَ رَسولُ اللّٰه صلّی الله عليه وآله: إنَّ اللّٰهَ- تَبارَكَ وَ تَعالىٰ-كَرِهَ لَكُم - أَيَّتُهَا الأُمَّةُ- أربَعاً و عِشرینَ خَصلَةً و نَهاکُم عَنها:... وَ کَرِهَ الغُسلَ تَحتَ السَّماءِ بِغَيرِ مِئزَرٍ...، وَ كَرِهَ دُخولَ الأَنهارِ بِلا مِئزَرٍ؛ وَ قالَ صلّی الله عليه وآله: فِي الأَنهارِ عُمّارٌ وَ سُكّانٌ مِنَ المَلائِكَةِ، وَ كَرِهَ دُخولَ الحَمّاماتِ إلّا بِمِئزَرٍ.[۱۶۹]
- امام صادق علیه السلام - به نقل از پدرش، از پدرانش علیهم السلام -: پیامبر خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «خداوند عز وجل برای شما - ای امّت - بیست و چهار خصلت را ناخوش میدارد و از آن نهی میکند...: ناخوش میدارد غسل کردن در زیر آسمان را بدون لُنگ... و ناخوش میدارد داخل نهر شدن را بدون لُنگ» و [پیامبر خدا صلی الله علیه وآله در بارۀ علّت این کراهت، چنین] فرمود: «در نهرها آباد کنندگان و ساکنانی از فرشتگان هستند، و نیز ناخوش میدارد داخل شدن به حمّام [عمومی] را بدون لُنگ».
- الإمام عليّ عليه السلام: إنَّهُ صلّی الله عليه وآله نَهىٰ أَن يَدخُلَ الرَّجُلُ الماءَ إلّا بِمِئزَرٍ.[۱۷۰]
- امام علی علیه السلام: پیامبر صلی الله علیه وآله نهی کرد از این که مرد، بدون لُنگ، داخل آب شود.
- عنه عليه السلام: إنَّ النَّبيَّ صلّی الله عليه وآله رَأىٰ قَوماً يَغتَسِلونَ فِي النَّهرِ عُراةً لَيسَ عَلَيهِم أُزُرٌ، فَوَقَفَ فَنادىٰ بِأَعلىٰ صَوتِهِ، فَقالَ: (مَا لَكُمْ لَا تَرْجُونَ لِلّٰهِ وَقَارًا)[۱۷۱]؟![۱۷۲]
- امام علی علیه السلام: پیامبر صلی الله علیه وآله عدّهای را دید که در نهر، برهنه و بدون لُنگ، خود را شستشو میدهند. پس ایستاد و فریاد زد: (چرا برای خدا عظمت قائل نیستید؟!).
- عنه عليه السلام - في ذِکرِ مَناهِي النَّبيِّ صلّی الله عليه وآله -: قالَ: إذَا اغتَسَلَ أَحَدُكُم في فَضاءٍ مِنَ الأَرضِ فَليُحاذِر عَلىٰ عَورَتِهِ.[۱۷۳]
- امام علی علیه السلام - در بیان مواردی که پیامبر صلی الله علیه وآله آنها را ممنوع نموده -: هر گاه یکی از شما در فضای باز، خودش را شُست (حمّام کرد)، عورتش را بپوشاند.
- سنن أبي داوود عن أبي السَّمح: كُنتُ أَخدِمُ النَّبِيَّ صلّی الله عليه وآله، فَكانَ إذا أَرادَ أَن يَغتَسِلَ قالَ: «وَلِّنِي قَفاكَ»، فَأُوَلِّيهِ قَفايَ فَأَستُرُهُ بِهِ.[۱۷۴]
- سنن أبی داوود- به نقل از ابو السَّمْح -: من به پیامبر صلی الله علیه وآله خدمت میکردم. هر گاه میخواست غسل کند (خودش را بشوید)، میفرمود: «مرا پشتت قرار ده» و من ایشان را پشتم قرار میدادم و با این کار، او را میپوشاندم.
- رسول اللّٰه صلّی الله عليه وآله: إنَّ موسَی بنَ عِمرانَ عليه السلام كانَ إذا أَرادَ أَن يَدخُلَ الماءَ، لَم يُلقِ ثَوبَهُ حَتّىٰ يُوارِيَ عَورَتَهُ فِي الماءِ.[۱۷۵]
- پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: موسی بن عمران علیه السلام هر گاه میخواست داخل آب شود، جامهاش را در نمیآورد تا آن گاه که عورتش در آب، ناپدید میشد.
- المصنّف لعبد الرزّاق عن عامر بن ربيعة: أَتىٰ عَلَينا عَليٌّ عليه السلام وَ نَحنُ نَغتَسِلُ، يَصُبُّ بَعضُنا عَلىٰ بَعضٍ، فَقالَ: أَ تَغتَسِلونَ و لا تَستَتِرونَ؟! وَ اللّهِ، إنّي لَأَخشىٰ أَن تَكونوا خَلَفَ الشَّرِّ![۱۷۶]
- المصنّف، عبد الرزّاق - به نقل از عامر بن ربیعه -: مشغول شستشوی خود بودیم و روی یکدیگر آب میریختیم که علی علیه السلام نزدمان آمد و فرمود: «آیا بدون پوشش، خود را میشویید؟ به خدا سوگند که میترسم شما نسل شر باشید».
- الکافي عن حَنان بن سَدير عن أَبيه، قال: دَخَلتُ أَنا و أَبي و جَدّي و عَمّي حَمّاماً بِالمَدينَةِ، فَإذا رَجُلٌ في بَيتِ المَسلَخِ، فَقالَ لَنا: مِمَّنِ القَومُ؟ فَقُلنا: مِن أَهلِ العِراقِ.
فَقالَ: وَ أَيُّ العِراقِ؟ قُلنا: كوفِيّونَ.
فَقالَ: مَرحَباً بِكُم يا أَهلَ الكوفَةِ! أَنتُمُ الشِّعارُ دونَ الدِّثارِ[۱۷۷].
ثُمَّ قالَ: ما يَمنَعُكُم مِنَ الأُزُرِ؟ فَإنَّ رَسولَ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله قالَ: «عَورَةُ المُؤمِنِ عَلَى المُؤمِنِ حَرامٌ»!
قالَ: فَبَعَثَ إلىٰ أَبي كِرباسَةً، فَشَقَّها بِأَربَعَةٍ، ثُمَّ أَخَذَ كُلُّ واحِدٍ مِنّا واحِداً، ثُمَّ دَخَلنا فيها... فَلَمّا خَرَجنا مِنَ الحَمّامِ سَأَلنا عَنِ الرَّجُلِ، فَإذا هُوَ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ عليه السلام و مَعَهُ ابنُهُ مُحَمَّدُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام.[۱۷۸]
- الکافی - به نقل از حَنان بن سَدير، از پدرش -: من همراه پدر و پدربزرگ و عمويم به حمّامى در مدينه رفتیم. مردى در رختكن حمّام بود و به ما گفت: «اهل كجایید؟». گفتيم: اهل عراق.
گفت: «كجای عراق؟». گفتیم: كوفى هستيم.
گفت: «خوش آمديد، اى اهل کوفه! شما خودی و مَحرم اسرار ما هستيد».
سپس گفت: «چرا لُنگ نپوشیدهاید؟ پيامبر خدا صلی الله علیه وآله فرمود: عورت مؤمن بر مؤمن، حرام است».
آن گاه تكّهپارچهاى از كرباس براى پدرم فرستاد و او آن را چهار پاره كرد و هر پاره را يكى از ما برداشتيم و با آنها وارد حمّام شديم.… چون از حمّام بیرون آمدیم، در بارۀ آن مرد، پرس و جو كرديم. متوجّه شديم او على بن الحسين (زین العابدین) علیه السلام است و پسرش محمّد بن على علیه السلام نيز همراهش بود.
- الکافي عن ابن أَبي يَعفور: سَأَلتُ أَبا عَبدِ اللّٰهِ عليه السلام: أَ يَتَجَرَّدُ الرَّجُلُ عِندَ صَبِّ الماءِ تُرىٰ عَورَتُهُ أَو يُصَبُّ عَلَيهِ الماءُ، أَو يَرىٰ هُوَ عَورَةَ النّاسِ؟ فَقالَ: كانَ أَبي يَكرَهُ ذٰلِكَ مِن كُلِّ أَحَدٍ.[۱۷۹]
- الکافی - به نقل از ابن ابی یَعفور -: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا جایز است مرد، هنگام شستن خود، لُخت شود، به طوری که عورتش دیده شود؟ یا کسی روی او آب بریزد؟ یا او عورت مردم را ببیند؟ فرمود: «پدرم این کار را از هیچ کسی خوش نمیداشت».
- تهذیب الأحکام عن أبي بصیر: قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّٰهِ عليه السلام: يَغتَسِلُ الرَّجُلُ بارِزاً؟ فَقالَ: إذا لَم يَرَهُ أَحَدٌ فَلا بَأسَ.[۱۸۰]
- تهذیب الأحکام - به نقل از ابو بصیر -: به امام صادق علیه السلام گفتم: آیا جایز است مرد در فضای باز، غسل (/ حمّام) کند؟ فرمود: «اگر کسی او را نبیند، اشکالی ندارد».
راجع: هذه الموسوعة: عنوان «الحمّام».
ر.ک: همین دانشنامه: مدخل «حمّام».
توضیح
العورة في اللغة: كلّ ما يستحيي الإنسان من انكشافه.[۱۸۱] أمّا في اصطلاح الروايات و الفقه، فهي تطلق على القُبُل و الدُّبُر، أي الأعضاء التناسلية للإنسان و مخرج الغائط منه. و بحسب فقه الشيعة و السنّة، فإنّ ستر العورة بهذا المعنىٰ واجب على الرجال و النساء معاً، و كشفها أو تعريضها لرؤية الأجانب، و نظرهم إلیها، محرّم.[۱۸۲] أمّا بالنسبة إلى سائر أعضاء البدن، فثمّة فرق بين المرأة و الرجل؛ بِناءً على الروایات الواردة عن الفريقين، الشيعة والسنّة، يجب على النساء أن يسترن أجزاءً اُخرىٰ من أجسادهنّ عن نظر الأجانب.
في حين لا يُطلب ذلك من الرجل على الوجه نفسه.[۱۸۳] إلّا في الحالات التي يُعَدّ فيها تَفريطُ الرجال في ستر العورة من المُنكرات الشرعية؛ و مع ذلك، ففي المجتمعات التي تَفرض قوانينُها أو أعرافُها التزاماً أكبر بالحشمة في لباس الرجال، فإنّ التقيّدَ بذلك أولىٰ و أليق. و هذا الحكم مؤيَّد أيضاً في روايات أهل السنّة.
بالإضافة إلى ذلك، ورد في بعض روايات الفريقين (الشيعة[۱۸۴] و السنّة) اعتبار الفخذ[۱۸۵] من العورة، كما ورد في بعض روايات أهل السنّة اعتبار ما بين السرّة و الركبة من عورة الرجل.[۱۸۶] غير أنّ فقهاء الشيعة لا يذهبون إلى هذا الرأي.[۱۸۷] و على هذا الأساس، فإنّ وجوب ستر هذه المناطق من الجسد - كما ورد في بعض الروايات - يُفهَم بوصفه توجيهاً أخلاقياً مناسباً لضرورات العُرف الاجتماعي، لا حكماً إلزامياً يترتّب عليه عقاب. و تفاصيل هذه المسألة تُبحث ضمن علم الفقه.
توضیح
عورت در لغت، هر آن چیزی است که انسان از آشکار شدنش خجالت میکشد؛ امّا در دیدگاه احادیث و اصطلاح فقهی، به معنای پیش و پشت آدمی یا همان آلت جنسی و مخرج مدفوع (عورتَین) است. از دیدگاه شیعه و اهل سنّت، ستر عورت به این معنا بر مرد و زن، واجب و کشف و در معرض دید نامحرمان نهادن آن و نگریستن به عورت دیگران، حرام است. در بارۀ بقیّۀ اعضای بدن نیز میان مرد و زن تفاوت است. بر پایۀ احادیث شیعه و اهل سنّت، زنان باید بخشهای دیگری از بدن خود را در برابر نامحرمان بپوشانند؛ ولی بر مردان چنین وجوبی نیست، مگر در جایی که کمپوششی مردان، مُنکَر شرعی محسوب شود، هرچند در جوامعی که قانون یا عُرف آنها، پوشش بیشتری را برای مردان الزام کرده، بهتر است که مردان به آن پایبند باشند. این حکم بر پایۀ روایات اهل سنّت نیز چنین است. افزون بر این، برخی روایات شیعی[۱۸۸] و اهل سنّت، ران (فَخِذ) را[۱۸۹] و برخی روایات اهل سنّت، میانۀ ناف تا زانوی مردان را نیز عورت دانستهاند؛[۱۹۰] ولی فقیهان شیعی، چنین نظری ندارند. [۱۹۱] بر این پایه، حکم به ستر این بخش از بدن را - که در برخی روایات آمده است-، باید حکمی اخلاقی و مناسب اقتضائات اجتماعی دانست و نه حکمی الزامی و کیفردار. تفصیل بیشتر را باید در دانش فقه سراغ گرفت.
راجع: هذه الموسوعة: عنوان «الحمّام» و عنوان «اللباس» / الدعاء عند ارتداء الثياب الجديدة.
ر.ک: همین دانشنامه: مدخل «حمّام» و مدخل «لباس» / دعا هنگام پوشیدن لباس نو.
1 / 8: مُستَثنَیاتُ الحِجابِ
1 / 8: موارد استثنای پوشش
1 / 8 - 1: القَواعِدُ مِنَ النِّساءِ
۱ / ۸ - ۱: زنان از کار افتاده
الکتاب
قرآن
(وَ القَوٰاعِدُ مِنَ النِّسٰاءِ اللاّٰتِي لاٰ يَرجُونَ نِكٰاحاً فَلَيسَ عَلَيهِنَّ جُنٰاحٌ أَن يَضَعنَ ثِيٰابَهُنَّ غَيرَ مُتَبَرِّجٰاتٍ بِزِينَةٍ وَ أَن يَستَعفِفنَ خَيرٌ لَهُنَّ وَ اللّٰهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ).[۱۹۲]
(و بر زنانِ یائسهای که [دیگر] امید زناشویی [و فرزندآوری] ندارند، گناهی نیست که لباسهای خود را کنار بگذارند، به شرط این که زینتی (زیبایی و زیوری) را آشکار نکنند، و حتماً اگر عفّت بورزند، برای آنان بهتر است، و خداوند، شنوا و داناست).
الحدیث
حدیث
- الکافي عن محمّد بن مسلم عن الإمام الباقر عليه السلام - فِي قَولِهِ عزّ وجلّ: (وَالقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ الـلَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا) -: مَا الَّذِي يَصلُحُ لَهُنَّ أَن يَضَعنَ مِن ثِيابِهِنَّ؟ قالَ: الجِلبابُ[۱۹۳].[۱۹۴]
- الکافی - به نقل از محمّد بن مسلم -: هنگامی که از امام باقر علیه السلام در بارۀ این سخن خداوند عز وجل: (و بر زنانِ یائسهای كه [دیگر] امید زناشویى [و فرزندآوری] ندارند) سؤال شد: چه لباسهایی را مىتوانند كنار بگذارند؟ فرمود: «روسریهای بلند را».
- الإمام الصادق عليه السلام - في قَولِهِ تَعالی: (أَنْ يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ) -: الجِلبابَ و الخِمارَ إذا كانَتِ المَرأَةُ مُسِنَّةً.[۱۹۵]
- امام صادق علیه السلام – در بارۀ این سخن خداوند متعال: {و لباسهای خود را كنار بگذارند)-: مقصود، چارقَد (روسری بلند) و مقنعه (روسری معمولی) است، آن گاه كه زن، سالخورده باشد.
- عنه عليه السلام: القَواعِدُ مِنَ النِّساءِ لَيسَ عَلَيهِنَّ جُناحٌ أَن يَضَعنَ ثِيابَهُنَّ. - قالَ: - تَضَعُ الجِلبابَ وَحدَهُ.[۱۹۶]
- امام صادق علیه السلام - در بارۀ زنانِ یائسهای که (گناهی نیست اگر لباسهای خود را كنار نهند) -: تنها روسری بلند (چادر) را كنار بگذارند.[۱۹۷]
- تهذیب الأحکام عن أبي الصباح الکناني: سَألتُ أبا عَبدِ اللهِ عليه السلام عَنِ القَواعِدِ مِنَ النِّساءِ: مَا الَّذِي يَصلُحُ لَهُنَّ أَن يَضَعنَ مِن ثِيابِهِنَّ؟ فَقالَ: الجِلبابُ، إلّا أَن تَكونَ أَمَةً، فَلَيسَ عَلَيها جُناحٌ أَن تَضَعَ خِمارَها.[۱۹۸]
- تهذیب الأحکام- به نقل از ابو صباح کِنانی -: از امام صادق علیه السلام در بارۀ زنان یائسۀ بیرغبت به زناشویی پرسیدم: مراد از لباسهایی که آنها میتوانند کنار بگذارند، چیست؟ فرمود: «مراد، روسری بلند (چادر) است، مگر این که کنیز باشد، که در این صورت، حتّی برداشتن روسری هم برایش گناهی ندارد».
- الکافي عَن الحلبي عن الإمام الصادق عليه السلام - و قَد قَرَأَ: (أَنْ يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ) فَقالَ -: الخِمارَ وَ الجِلبابَ.
قُلتُ: بَينَ يَدَي مَن كانَ؟
قالَ عليه السلام: بَينَ يَدَي مَن كانَ، غَيرَ مُتَبَرِّجَةٍ بِزِينَةٍ، فَإن لَم تَفعَل فَهُوَ خَيرٌ لَها، وَ الزّينَةُ الَّتي يُبدينَ لَهُنَّ شَيءٌ فِي الآيَةِ الأُخرىٰ[۱۹۹].[۲۰۰]
- الکافی - به نقل از حلبى-: امام صادق علیه السلام آیۀ ([گناهی نیست كه] لباس خود را كنار نهند) را خواند و فرمود: «روسری و چادر».
گفتم: جلوى هر كس كه باشد؟
فرمود: «جلوى هر كس كه باشد؛ ولی زینتی (زیبایی و زیوری) را آشكار نسازد. البتّه اگر چنین نكند (لباس خود را کنار ننهد)، برایش بهتر است و آن زینتی كه [جایز است] آشكارش نمایند، چیز دیگری است که در آیهای دیگر[۲۰۱] آمده است».
- تهذیب الأحکام عن يونُس بن عبد الرحمان: ذَكَرَ الحُسَينُ أَنَّهُ كَتَبَ إلَيهِ عليه السلام يَسأَلُهُ عَن حَدِّ القَواعِدِ مِنَ النِّساءِ اللّاتي إذا بَلَغَت جازَ لَها أَن تَكشِفَ رَأسَها وَ ذِراعَها؟ فَكَتَبَ عليه السلام: مَن قَعَدنَ عَنِ النِّكاحِ.[۲۰۲]
- تهذیب الأحکام - به نقل از یونس بن عبد الرحمان -: حسین (راوی حدیث) گفت که به ایشان (امام علیه السلام) نامه نوشت و از سنّ زنانِ یائسه - که چون به آن سن برسند، برایشان جایز است پوشش از سر و ساق دستشان بردارند - پرسید. امام علیه السلام نوشت: «کسانی که [به سِنّی رسیدهاند که دیگر] رغبتی به زناشویی ندارند».
- قرب الإسناد عن أحمد بن محمّد بن أبي نصر عن الإمام الرضا عليه السلام، قال: سَأَلتُهُ عَنِ الرَّجُلِ: أَ يَحِلُّ لَهُ أَن يَنظُرَ إلىٰ شَعرِ أُختِ امرَأَتِهِ؟ فَقالَ: لا، إلّا أَن تَكونَ مِنَ القَواعِدِ.
قُلتُ لَهُ: أُختُ امرَأَتِهِ وَ الغَرِيبَةُ سَواءٌ؟ قالَ: نَعَم.
قُلتُ: فَما لي مِنَ النَّظَرِ إلَيهِ مِنها؟[۲۰۳] فَقالَ: شَعرُها وَ ذِراعُها.[۲۰۴]
- قرب الإسناد - به نقل از احمد بن محمّد بن ابی نصر -: از امام رضا علیه السلام پرسیدم: آیا برای مرد، جایز است که به موی خواهر زنش نگاه کند؟ فرمود: «نه، مگر این که از زنان یائسۀ بیرغبت به زناشویی باشد».
به ایشان گفتم: آیا خواهر زن و بیگانه یکی هستند؟ فرمود: «بله».
گفتم: پس من میتوانم به چه بخشی از آنان (زنان یائسه) نگاه کنم؟ فرمود: «میتوانی به مو و بازوی آنان (از آرنج تا سر انگشت) نگاه کنی».
1 / 8 - 2: ما ظَهَرَ مِن الزّینَةِ
۱ / ۸ - ۲: زینتهایی که نمایان است
الکتاب
قرآن
(وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا).[۲۰۵]
(و زينت خود [یعنی زیبایی و زیورِ خود] را جز آنچه نمایان است، آشكار نسازند).
الحدیث
حدیث
- الإمام الصادق عليه السلام - لمّا سُئِلَ عَمّا تُبدِي المَرأَةُ مِن زِينَتِها -: الوَجهَ وَ الكَفَّينِ.[۲۰۶]
- امام صادق علیه السلام - هنگامی که از ایشان در بارۀ زینتهایی پرسیده شد که زن میتواند آشکار سازد -: صورت و پشت و روی دو دست تا مچ.
راجع: ص۴۴۰ (آیة الخمار).
ر.ک: ص۴۴۱ (روسری و مقنعه).
1 / 8 - 3: عِندَ المَحارِمِ و الطِّفلِ و غَیرِ اُولِي الإربَةِ
۱ / ۸ - ۳: نزد محارم، کودکان و مردانی که نیاز شهوانی ندارند
الکتاب
قرآن
(وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ).[۲۰۷]
(و به زنان مسلمان بگو كه چشمان خود را [از نگاه هوسآلود] فرو گیرند و دامان خود را حفظ كنند و زينت خود [یعنی زیبایی و زیور خود] را آشكار نسازند، جز آنچه پیداست، و بايد روسرىهاى خود را بر روى گریبانهایشان بیندازند و زینت خود را آشكار نسازند، جز برای شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنهاى [همکیش]شان يا بردههایشان يا مردانِ وابستۀ خانواده كه نياز شهوانى ندارند يا كودكانى كه از آميزش با زنها آگاهی ندارند، و [زنانى كه خلخال در پا دارند] پاهاى خود را [محكم] به زمين نزنند تا آنچه از زينتهايشان پنهان مىدارند، شناخته نشود، و همگى شما - اى مسلمانان - به سوى خدا باز گرديد، باشد كه رستگار شويد).
الحدیث
حدیث
- الإمام الباقر عليه السلام: وَ أَمّا قَولُهُ: (أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ)، فَهُوَ الشَّيخُ الكَبيرُ الفانِي الَّذي لا حاجَةَ لَهُ فِي النِّساءِ، وَ الطِّفلِ الَّذي لَم يَظهَر عَلىٰ عَوراتِ النِّساءِ.[۲۰۸]
- امام باقر علیه السلام: و امّا سخن خداوند: (مردانِ وابستۀ خانواده که نیاز شهوانی ندارند)، مراد، مردان پیر و سالخورده است که نیاز به زن ندارند و کودکانی که [هنوز] از مسائل جنسی زنان سر در نمیآورند.
- الکافي عن زرارة: سَأَلتُ أَبا جَعفَرٍ عليه السلام عَن قَولِ اللّٰهِ عزّ وجلّ: (أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ)، قالَ: الأَحمَقُ الَّذي لا يَأتِي النِّساءَ.[۲۰۹]
- الکافی - به نقل از زُراره -: از امام باقر علیه السلام در بارۀ اين سخن خداوند عز وجل: (مردانِ وابستۀ خانواده که نیاز شهوانی ندارند) پرسیدم. فرمود: «کمخردی كه به زنان شهوت ندارد».
- الإمام الصادق عليه السلام: سُئِلَ أَميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام عَنِ الصَّبِيِّ يَحجُمُ المَرأَةَ؟ قالَ عليه السلام: إن كانَ يُحسِنُ يَصِفُ، فَلا.[۲۱۰]
- امام صادق علیه السلام: از امير مؤمنان علیه السلام سؤال شد: آیا پسربچّه مىتواند زن را حجامت كند؟ فرمود: «اگر بتواند [ویژگیهای بدن زن را] دقیق وصف کند، نه».
- الإمام الرضا عليه السلام: يُؤخَذُ الغُلامُ بِالصَّلاةِ و هُوَ ابنُ سَبعِ سِنينَ، و لا تُغَطِّي المَرأَةُ شَعرَها مِنهُ حَتّىٰ يَحتَلِمَ.[۲۱۱]
- امام رضا علیه السلام: پسر در هفت سالگى براى نماز، بازخواست میشود و تا زمانى كه محتلم نشده است، لازم نيست زن، موى خود را از او بپوشاند.
- عنه عليه السلام: لا تُغَطِّي المَرأَةُ رَأسَها مِنَ الغُلامِ حَتّىٰ يَبلُغَ الغُلامُ.[۲۱۲]
- امام رضا علیه السلام: لازم نیست زن، سر خود را از پسری که به سنّ بلوغ نرسیده است، بپوشاند.
- المعجم الکبیر عن الزُّبَيرِ بن بَكّار: كانَت صَفِيَّةُ بِنتُ عَبدِ المُطَّلِبِ لا تُغَطّي رَأسَها مِن رَسولِ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله، وَ لا مِن عَشَرَةٍ مِنَ المُهاجِرِينَ الأَوَّلِينَ: حَمزَةُ بنُ عَبدِ المُطَّلِبِ أَخوها، وَ جَعفَرٌ وَ عَلِيٌّ ابنا أَبي طالِبٍ ابنا أَخيها، وَ الزُّبَيرُ بنُ العَوّامِ ابنُها، وَ عُثمانُ بنُ عَفّانَ ابنُ ابنَةِ أُختِها، أُمُّهُ أَروىٰ بِنتُ كَريزٍ، وَ أُمُّهَا البَيضاءُ أُمُّ حَكيمٍ بِنتُ عَبدِ المُطَّلِبِ، وَ أَبو سَلَمَةَ بنُ عَبدِ الأَسَدِ وَ أَبو سَبرَةَ بنُ أَبي رُهمٍ ابنا أُختِها بَرَّةَ بِنتِ عَبدِ المُطَّلِبِ، وَ أُمُّ طُلَيبِ بنِ نُمَيرِ بنِ وَهبِ بنِ عَبدِ قُصَيٍّ: أَروىٰ بِنتُ عَبدِ المُطَّلِبِ، وَ أُمُّ عَبدِ اللّٰهِ وَ أَبِي أَحمَدَ الأَعمَى[۲۱۳] الشّاعِرِ وَ اسمُهُ عَبدُ بنُ جَحشِ بنِ رِئابِ بنِ يَعمُرَ بنِ حُبَيرَةَ بنِ مُرَّةَ بنِ غَنمِ بنِ دُودانَ بنِ أَسَدِ بنِ خُزَيمَةَ: أُمَيمَةُ بِنتُ عَبدِ المُطَّلِبِ، وَ تُوُفِّيَت صَفِيَّةُ فِي خِلافَةِ عُمَرَ بنِ الخَطّابِ.[۲۱۴]
- المعجم الکبیر - به نقل از زبیر بن بکّار -: صفّیه دختر عبد المطّلب، از پیامبر خدا و ده نفر از مهاجران اوّلیه رو نمیگرفت: از برادرش حمزة بن عبد المطّلب، از برادرزادههایش جعفر و علی، پسران ابو طالب، از پسرش زبیر بن عوّام، از نوۀ دختری خواهرش عثمان بن عفّان - که مادرش اَرویٰ بنت کَریز و مادر اَرویٰ بیضاء اُمّ حکیم دختر عبد المطّلب است - و [از] ابو سلمة بن عبد الأسد و ابو سَبرة بن ابی رُهم، پسران خواهرش بَرّه دختر عبد المطّلب و مادر طُلَیب بن نُمَير بن وَهب بن عبد قُصَی [که همین] اَروىٰ بنت عبد المُطّلب [است] و مادر عبد اللّٰه و ابو احمدِ اَعمای شاعر- که نامش عبد بن جَحش بن رِئاب بن يَعمُر بن حُبَيرَة بن مُرّة بن غَنم بن دودان بن اَسد بن خُزَيمة است - [که همان] اُمَیمه دختر عبد المطّلب [است]. صفیّه در زمان خلافت عمر بن خطّاب از دنیا رفت.
بیان
إضافةً إلى ما سبق ذكره، فإنّ الإماء مستثنياتٌ أيضاً من حكم وجوب الحجاب، و تدلّ على ذلك رواياتٌ عديدةٌ.[۲۱۵] كما أنّه - بناءً على بعض الآيات و الروايات - يجوز للمرأة ألّا تغطّي شعر رأسها و ساقيها أمام العبيد الذين تملكهم،[۲۱۶] و إن كانت الروايات متباينةً و مختلفةً بشأن جواز نظر العبد (المملوك) إلى سيّدته.[۲۱۷] و من الجدير بالذكر أنّ هناك خلافاً في مدى شمول هذا الحكم للخدم، و كذلك للرجال المخنّثين والمخصيّين، رغم أنّ أكثر الفقهاء لم يقرّوا بهذا الشمول. و نظراً لكون هذه المسألة فقهيةً و نادرة الابتلاء في العصر الحاضر، فإنّنا نحيل المهتمّين بها إلى الكتب الحديثية و الفقهية لمزيدٍ من البحث و التفصيل.[۲۱۸]
نکته
افزون بر موارد یاد شده، کنیزان نیز از حکم وجوب حجاب، مستثنا هستند و روایات فراوانی بر این مطلب دلالت دارند.
همچنین بر پایۀ برخی آیات و روایات، زن میتواند موی سر و نیز ساق دست و پای خود را از مردان بردهای که در تملّک دارد، نپوشاند، هر چند در جواز نگاه کردن بنده (مملوک) به بانویش، برخی روایات مختلف و متعارض در دست است.
گفتنی است در شمول این حکم نسبت به خادمان و و مردان مُخَنّث (عِنّین) و خَصیّ (اخته شده) نیز اختلاف شده است، هر چند بیشتر فقیهان، این شمول را نپذیرفتهاند. از آن جا که این، مسئلهای فقهی و در روزگار کنونی کمابتلاست، علاقهمندان را به کتابهای فقهی ارجاع میدهیم.
الفَصلُ الثّاني: بَعضُ أحکامِ النَّظَرِ
فصل دوم: برخی از احکام نگاه کردن
2 / 1: الأمرُ بِغَضِّ النَظَرِ
۲ / ۱: دستور به فرو گرفتن چشم
الکتاب
قرآن
(قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصٰارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذٰلِكَ أَزْكىٰ لَهُمْ إِنَّ اللّٰهَ خَبِيرٌ بِمٰا يَصْنَعُون * وَ قُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ وَ لَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَىٰ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَ لَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ).[۲۱۹]
(به مردان مسلمان بگو که چشمان خود را [از دیدن آنچه حرام است] فرو گیرند و شرمگاه خود را حفظ كنند. اين براى آنان پاكيزهتر است. قطعاً خدا به كارهايى كه انجام مىدهند، آگاه است * و به زنان مسلمان بگو که چشمان خود را [از نگاه هوس آلود] فرو گیرند و شرمگاه خود را حفظ كنند و زينت خود [یعنی زیبایی و زیور خود] را آشکار نسازند، مگر مقدارى كه [به گونۀ عادی مانند انگشتر و حنا و سرمه، بر دست و صورت] پيداست و [براى پوشاندن گردن و سينه] روسریهای خود را بر روى گريبانهايشان بيندازند و زیبایی و زیور خود را آشكار نكنند، جز برای شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان، يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنهای [همکيش] شان، يا بردههایشان، يا مردانِ وابستۀ خانواده که نیاز شهوانی ندارند، يا کودکانی كه از آمیزش با زنها آگاهی ندارند و [زنانی که خلخال در پا دارند] پاهای خود را [محکم] به زمين نزنند که آنچه از زينتهايشان پنهان مىدارند، [به وسيلۀ نامحرمان] شناخته نشود، و همگی شما - اى مسلمانان - به سوى خدا باز گرديد، باشد که رستگار شويد).
الحدیث
حدیث
- الإمام الباقر عليه السلام: استَقبَلَ شابٌّ من الأنصارِ امرَأةً بالمَدينَةِ، و كانَ النِّساءُ يَتَقَنَّعنَ خَلفَ آذانِهِنَّ، فنَظَرَ إلَيها و هِيَ مُقبِلَةٌ، فلَمّا جازَت نَظَرَ إلَيها و دَخَلَ في زُقاقٍ قد سَمّاهُ ببَني فُلانٍ، فجَعَلَ يَنظُرُ خَلفَها، وَ اعتَرَضَ وَجهَهُ عَظمٌ في الحائطِ أو زُجاجَةٌ فشَقَّ وَجهَهُ، فلَمّا مَضَتِ المَرأةُ نَظَرَ فإذا الدِّماءُ تَسيلُ على صَدرِهِ و ثَوبِهِ، فقالَ: وَ اللّهِ لَآتِيَن رَسولَ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله وَ لَاُخبِرَنَّهُ.
قالَ: فَأَتاهُ، فَلَمّا رَآهُ رَسولُ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله قالَ لَهُ: ما هٰذا؟ فَأَخبَرَهُ، فَهَبَطَ جَبرَئيلُ عليه السلام بِهٰذِهِ الآيَةِ: (قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصٰارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذٰلِكَ أَزْكىٰ لَهُمْ إِنَّ اللّٰهَ خَـبِيرٌ بِمٰا يَصْنَعُونَ).[۲۲۰]
- امام باقر علیه السلام: جوانی از انصار در مدینه با زنی روبهرو شد، در حالی که آن روزها زنان، روسریهای خود را پشت گوشهایشان میبستند. او به زن نگاه کرد - در حالی که زن به سوی او میآمد - و هنگامی که از کنار او گذشت، همچنان نگاهش را به دنبال او ادامه داد تا اینکه وارد کوچهای شد که به نام بنی فلان شناخته میشد. او همچنان به زن نگاه میکرد، تا این که صورتش به استخوان یا شیشهای که در دیوار بود، برخورد کرد و زخمی شد. وقتی زن رفت، نگاه کرد و دید که خون بر سینه و لباسش جاری است. گفت: به خدا سوگند، نزد پیامبر خدا صلی الله علیه وآله میروم و او را باخبر میکنم.
پس نزد پیامبر صلی الله علیه وآله رفت. پیامبر خدا صلی الله علیه وآله هنگامی که او را دید، از او پرسید: «چه شده است؟». جوان، ماجرا را بازگو کرد. آن گاه جبرئیل علیه السلام این آیه را نازل کرد: (به مؤمنان بگو چشمهای خود را فرو گیرند و شرمگاه خود را حفظ کنند. این برای آنان پاکیزهتر است. قطعاً خداوند به کارهایی که انجام میدهند، آگاه است).
- رسول اللَّه صلّی الله عليه وآله: أيُّها النّاسُ! إنّمَا النَّظَرُ مِن الشَّيطانِ، فَمَن وَجَدَ مِن ذٰلكَ شَيئاً فَليَأْتِ أهلَهُ.[۲۲۱]
- پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: ای مردم! نگاه کردن [به نامَحرم]، از سوی شیطان است. پس هر کس چیزی از آن را در خود یافت، باید به سوی خانوادهاش رود.
- الإمام عليّ عليه السلام: إذا نَظَرَ أحَدُكُم إلَى امرَأةٍ تُعجِبُهُ فليُلامِس أهلَهُ، فَإنَّمَا هِيَ امرَأةٌ كَامرَأتِهِ.[۲۲۲]
- امام علی علیه السلام: هر گاه یکی از شما به زنی نگاه کرد و از او خوشش آمد، [برود و] با همسر خود نزدیکی کند؛ زیرا او نیز زنی مانند همسرش است.
- عنه عليه السلام: لَكُم أوّلُ نَظرَةٍ إلَى المَرأةِ، فلا تُتبِعوها بِنَظرَةٍ اُخریٰ و احذَروا الفِتنَةَ.[۲۲۳]
- امام علی علیه السلام: شما اجازه دارید نخستین نگاه را به زن داشته باشید؛ امّا آن را با نگاه دوم، دنبال نکنید و از فتنهها بپرهیزید.
- عنه عليه السلام - في ذِکرِ قِصَّةِ موسیٰ و سَقیهِ الماءَ لِابنَتَي شُعَیبٍ عليه السلام -: فَلَمّا رَجَعَتا ابنَتا شُعَيبٍ إلىٰ شُعَيبٍ عليه السلام، قالَ لَهُما: أسرَعتُمَا الرُّجوعَ! فَأَخبَرَتاهُ بِقِصَّةِ موسىٰ عليه السلام و لَم تَعرِفاهُ.
فَقالَ شُعَيبٌ لِواحِدَةٍ مِنهُنَّ: اذهَبي إلَيهِ فَادعيهِ لِنَجزِيَهُ أجرَ ما سَقىٰ لَنا.
فَجاءَت إلَيهِ كَما حَكَىاللّٰهُ تَعالىٰ (تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيٰاءٍ)، فَقالَت: (إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مٰا سَقَيْتَ لَنٰا) فَقامَ موسىٰ عليه السلام مَعَها و مَشَت أمامَهُ، فَسَفَقَتهَا الرِّياحُ، فَبانَ عَجُزُها، فَقالَ لَها موسىٰ عليه السلام: تَأَخَّري و دُلّيني عَلَى الطَّريقِ بِحَصاةٍ تُلقيها أمامي أتبَعها؛ فَأنَا مِن قَومٍ لا يَنظُرونَ في أدبارِ النِّساءِ.
فَلَمّا دَخَل عَلىٰ شُعَيبٍ قَصَّ عَلَيهِ قِصَّتَهُ. فَقالَ لَهُ شُعَيبٌ عليه السلام: (لاٰ تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِينَ).
قالَت إحدىٰ بَناتِ شُعَيبٍ: (يٰا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ)[۲۲۴].
فَقالَ لَها شُعَيبٌ: أمّا قُوَّتُهُ فَقَد عَرَفتيهِ أنَّهُ يَستَقِي الدَّلوَ وَحدَهُ، فَبِمَ عَرَفتِ أمانَتَهُ؟
فَقالَت: إنَّهُ لَمّا قالَ لي: تَأَخَّري عَنّي و دُلّيني عَلَى الطّريقِ فَأَ نَا مِن قَومٍ لا يَنظُرونَ في أدبارِ النِّساءِ، عَرَفتُ أنَّهُ لَيسَ مِنَ القَومِ الَّذينَ يَنظُرونَ في أعجازِ النِّساءِ، فَهٰذِهِ أمانَتُهُ.[۲۲۵]
- امام علی علیه السلام - در بیان داستان موسی علیه السلام و آب کشیدن او برای دو دختر شعیب علیه السلام -: هنگامی که دختران شعیب نزد پدرشان باز گشتند، شعیب به آنها گفت: زود بر گشتید! آن دو، داستان موسی علیه السلام را برای او بیان کردند، بدون این که او را بشناسند.
شعیب به یکی از آنان گفت: نزد او برو و دعوتش کن تا مزد سیراب کردن گوسفندان ما را دریافت کند.
او نزد موسی علیه السلام رفت، همان گونه که خداوند متعال توصیف کرده است: (با حیای کامل راه میرفت). سپس گفت: (پدرم تو را دعوت میکند تا مزد کاری را که برای ما انجام دادهای، بدهد). موسی علیه السلام همراه او حرکت کرد و دختر در جلو راه میرفت. باد لباسش را کنار زد و پشتش نمایان شد. موسی علیه السلام به او گفت: پشت سر من راه برو و مسیر را با انداختن سنگی نشان بده که من آن را دنبال کنم؛ زیرا ما قومی هستیم که به پشت سر زنان [هم] نگاه نمیکنیم».
هنگامی که موسی علیه السلام نزد شعیب علیه السلام آمد، داستان [زندگی] خود را برای او بیان کرد. شعیب علیه السلام به او گفت: (نترس. از قوم ستمگر، نجات یافتهای).
یکی از دختران شعیب گفت: (پدر! او را استخدام کن؛ زیرا بهترین کسی که میتوانی استخدام کنی، فرد نیرومند و امین است).
شعیب علیه السلام به او گفت: نیروی او را شناختهای؛ زیرا خودش دلو را کشید؛ امّا امانتداری او را از کجا دانستی؟
دختر پاسخ داد: هنگامی که به من گفت: «پشت سر من راه برو و مسیر را نشانم بده؛ زیرا ما قومی هستیم که به پشت سرِ زنان نگاه نمیکنیم»، فهمیدم که او از کسانی نیست که از پشت سر به زنان نگاه کنند. این، نشانۀ امانتداری اوست.
- الإمام الكاظم عليه السلام - في قَضِيَّةِ موسىٰ عليه السلام و بِنتِ شُعَيبٍ -: قالَ لَها شُعَيبٌ عليه السلام: يا بُنَيَّةُ، هٰذا قَوِيٌّ قَد عَرَفتِهِ بِرَفعِ الصَّخرَةِ، الأَمينُ مِن أينَ عَرَفتِهِ؟! قالَت: يا أبَةِ، إنّي مَشَيتُ قُدّامَهُ، فَقالَ: امشي مِن خَلفي فَإن ضَلَلتُ فَأَرشِديني إلَى الطَّريقِ، فَإنّا قَومٌ لا نَنظُرُ في أدبارِ النِّساءِ.[۲۲۶]
- امام کاظم علیه السلام - در داستان موسی علیه السلام و دختر شعیب -: شعیب علیه السلام به دخترش گفت: دخترم! این مرد، نیرومند است که توانسته سنگ را بردارد؛ امّا از کجا دانستی که امین است؟ دختر پاسخ داد: پدر! من جلوتر از او راه رفتم؛ ولی او گفت: «پشت سر من حرکت کن. اگر راه را گم کردم، مرا راهنمایی کن؛ زیرا ما قومی هستیم که از پشت سر زنان [هم] به آنها نگاه نمیکنیم».
- الإمام الرضا عليه السلام - مِمّا كَتَبَهُ إليٰ مُحَمَّدِ بنِ سِنانٍ في جَوابِ مَسائِلِهِ -: حُرِّمَ النَّظَرُ إلىٰ شُعورِ النِّساءِ المَحجُوباتِ بِالأَزواجِ و إلىٰ غَيرِهِنَّ مِنَ النِّساءِ لِما فيهِ مِن تَهيِيجِ الرِّجالِ، و ما يَدعُو التَّهيِيجُ إلَيهِ مِنَ الفَسادِ وَ الدُّخولِ في ما لا يَحِلُّ و لا يَجمُلُ، و كَذٰلِكَ ما أشبَهَ الشُّعورَ، إلَّا الَّذي قالَ اللّهُ تَعالىٰ: (وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللَّاتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ)[۲۲۷] أي غَيرَ الجِلبابِ، فَلا بَأْسَ بِالنَّظَرِ إلىٰ شُعورِ مِثلِهِنَّ.[۲۲۸]
- امام رضا علیه السلام - از جملۀ آنچه در پاسخ سؤالهای محمّد بن سِنان نوشته است -: نگاه كردن به موى زنان شوهردار و ديگر زنان، به اين علّت حرام شده است كه موجب تحريک مردها مىشود و اين تحريک، به فساد و ارتكاب اعمال حرام و ناشايست مىانجامد. همچنين است دیگر چيزهايى كه [به لحاظ تحريک كنندگى] مانند مو هستند، مگر در مواردى كه خداى متعال فرموده است: (و بر زنانِ یائسهای كه امید زناشویی [و فرزندآوری] ندارند، گناهى نيست كه پوشش خود را كنار نهند، [به شرطى كه] زينتى را آشكار نكنند)؛ یعنی بجز جامه [پوششهای دیگر را کنار نهند]. نگاه كردن به موهاى اين گونه زنان، اشكالى ندارد.
- الإمام الصادق عليه السلام: أما يَخشَى الَّذينَ يَنظُرونَ في أدبارِ النِّساءِ، أن يُبتَلَوا بِذٰلِكَ في نِسائِهِم؟![۲۲۹]
- امام صادق علیه السلام: آیا کسانی که از پشت سر زنان به آنها نگاه میکنند، نمیترسند که همین، دامنگیر زنان خودشان شود؟!
2 / 2: مُستَثنَیاتُ النَّظَرِ
۲ / ۲: موارد استثنای نگاه کردن
2 / 2 - 1: الوَجهُ وَ الكَفّانِ وَ القَدَمانِ
۲ / ۲ - ۱: صورت، کف دو دست و دو قدم
- الکافي عن مَروَك بن عُبَید عن بعض أصحابنا عن الإمام الصادق عليه السلام، قال: قُلتُ لَهُ: ما يَحِلُّ لِلرَّجُلِ أن يَرىٰ مِنَ المَرأَةِ إذا لَم يَكُن مَحرَماً؟ قالَ: الوَجهُ، وَ الكَفّانِ، وَ القَدَمانِ.[۲۳۰]
- الکافی - به نقل از مَروَک بن عُبَید، از یکی از شیعیان -: به امام صادق علیه السلام گفتم: چه چيزى از زن نامحرم، رواست كه مرد ببيند؟ فرمود: «صورت، و پشت و روی دو دست، و دو قدم».
- قرب الإسناد عن عليّ بن جعفر عن أخیه الإمام الکاظم عليه السلام، قال: سَأَلتُهُ عَنِ الرَّجُلِ، ما يَصلُحُ لَهُ أن يَنظُرَ إلَيهِ مِنَ المَرأَةِ الَّتي لا تَحِلُّ لَهُ؟ قالَ: الوَجهُ، وَ الكَفُّ، و مَوضِعُ السِّوارِ.[۲۳۱]
- قرب الإسناد - به نقل از علی بن جعفر -: از او (برادرم امام کاظم علیه السلام) پرسیدم که: مرد به چه بخشی از بدن زنی که برایش حلال نیست، میتواند نگاه کند؟ فرمود: «صورت، پشت و روی دست، و جایگاه دستبند».
2 / 2 - 2: الضَّروراتُ
۲ / ۲ - ۲: ضرورتها
- الکافي عن أبي حمزة الثُّماليّ عن الإمام الباقر عليه السلام، قال: سَأَلتُهُ عَنِ المَرأَةِ المُسلِمَةِ يُصيبُهَا البَلاءُ في جَسَدِها؛ إمّا كَسرٌ أو جِراحٌ في مَكانٍ لا يَصلُحُ النَّظَرُ إلَيهِ، و يَكونُ الرِّجالُ أرفَقَ بِعِلاجِهِ مِنَ النِّساءِ، أ يَصلُحُ لَهُ أن يَنظُرَ إلَيها؟
قالَ: إذَا اضطُرَّت إلَيهِ فَيُعالِجُها إن شاءَت.[۲۳۲]
- الکافی - به نقل از ابو حمزۀ ثُمالی -: از امام باقر علیه السلام پرسيدم: زن مسلمانى جسمش آسيب ديده و در جايى كه نگاه كردن به آن شايسته نيست، دچار شكستگى يا زخم شده است و مردان در درمان او موفّقتر از زنان اند. آيا شايسته است كه مرد به او نگاه كند؟
فرمود: «اگر چارهای نیست و زن، خودش خواست، [اشکالی ندارد که] مردی او را درمان كند».
- الکافي عن داوود بن فَرقد: سَمِعتُ صاحِباً لَنا يَسأَلُ أَبا عَبدِ اللَّهِ عليه السلام عَنِ المَرأَةِ تَموتُ مَعَ رِجالٍ لَيسَ مَعَهُم ذو مَحرَمٍ، هَل يُغَسِّلونَها و عَلَيها ثِيابُها؟
فَقالَ: إذاً يُدخَلَ عَلَيهِم[۲۳۳] و لٰكِن يَغسِلُونَ كَفَّيها.[۲۳۴]
- الکافی - به نقل از داوود بن فَرقَد -: از دوستى شنيدم كه از امام صادق علیه السلام پرسيد: زنى در ميان مردان نامحرم مىميرد و كسى از مَحرمهاى او نيست كه او را غسل دهد. آيا مردها او را با همان لباسش غسل بدهند؟
فرمود: «اگر چنین شود، [اين كار] براى خويشان زن، عار است؛ ولى دستهايش را بشويند».
- الکافي عن مُفَضّل بن عمر: قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللَّهِ عليه السلام: مَن غَسَّلَ فاطِمَةَ عليها السلام؟ قالَ: ذاكَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام.
فَكَأَنَّمَا[۲۳۵] استَفظَعتُ ذٰلِكَ مِن قَولِهِ، فَقالَ لي: كَأَنَّكَ ضِقتَ مِمّا أخبَرتُكَ؟! فَقُلتُ: قَد كانَ ذٰلِكَ جُعِلتُ فِداكَ.
فَقالَ لي: لا تَضيقَنَّ؛ فَإنَّها صِدّيقَةٌ، لَم يَكُن يُغَسِّلُها إلّا صِدّيقٌ. أ ما عَلِمتَ أنَّ مَريَمَ عليها السلام لَم يُغَسِّلها إلّا عيسىٰ عليه السلام؟!
قُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، فَما تَقولُ فِي المَرأَةِ تَكونُ فِي السَّفَرِ مَعَ الرِّجالِ لَيسَ لَها مَعَهُم ذُو مَحرَمٍ و لا مَعَهُمُ امرَأَةٌ، فَتَموتُ المَرأَةُ، ما يُصنَعُ بِها؟
قالَ: يُغسَلُ مِنها ما أوجَبَ اللّهُ عَلَيهِ التَّيَمُّمَ، و لا تُمَسُّ، و لا يُكشَفُ شَيءٌ مِن مَحاسِنِهَا الَّذي أَمَرَ اللّهُ عزّ وجلّ بِسَترِهِ.
قُلتُ: كَيفَ يُصنَعُ بِها؟
قالَ: يُغسَلُ بَطنُ كَفَّيها و وَجهُها، و يُغسَلُ ظَهرُ كَفَّيها.[۲۳۶]
- الکافی - به نقل از مُفَضَّل بن عُمَر -: به امام صادق علیه السلام گفتم: چه كسى فاطمه علیها السلام را غسل داد؟ فرمود: «امير مؤمنان علیه السلام بود كه او را غسل داد».
از اين سخن امام علیه السلام به هم ريختم. امام علیه السلام به من فرمود: «گويى از اين حرف، دلت گرفت». گفتم: فدايت گردم! همين طور است.
به من فرمود: «دلتنگ مباش؛ چرا كه او صدّيقه بود و بايد فقط صِدّيق، او را غسل مىداد. آيا نمىدانى كه مريم علیها السلام را جز عيسى علیه السلام كسى غسل نداد؟».
گفتم: فدايتان گردم! زنى در سفر با مردانى همراه است و مىميرد و هيچ كدام مَحرم او نيستند و زنى هم همراهشان نيست كه او را غسل بدهد. با او چه كنند؟
فرمود: «به مقدارى كه خداوند در تيمّمْ واجب كرده است، او را غسل بدهند و دست به او نزنند و جايى از زيبايىهاى بدنش را - كه به فرمان خداوند عز وجل بايد پوشيده بماند - نبايد آشكار كنند».
گفتم: پس با او چه كنند؟ فرمود: «كف دستهایش و صورتش و روی دستهايش را بشويند».
- تهذیب الأحکام عن أبي سعيد: سَمِعتُ أبا عَبدِ اللَّهِ عليه السلام يَقولُ: «المَرأَةُ إذا ماتَت مَعَ قَومٍ لَيسَ لَها فيهِم ذاتُ مَحرَمٍ، يَصُبّونَ الماءَ عَلَيها صَبّاً».
و رَجُلٌ ماتَ مَعَ نِسوَةٍ و لَيسَ فيهِنَّ لَهُ مَحرَمٌ، فَقالَ أَبو حَنيفَةَ: يَصبُبنَ الماءَ عَلَيهِ صَبّاً، فَقالَ أَبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام: «بَل يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَمسَسنَ مِنهُ ما كانَ يَحِلُّ لَهُنَّ أن يَنظُرنَ مِنهُ إلَيهِ و هُوَ حَيٌّ، فَإذا بَلَغنَ المَوضِعَ الَّذي لا يَحِلُّ لَهُنَّ النَّظَرُ إلَيهِ و لا مَسُّهُ و هُوَ حَيٌّ، صَبَبنَ الماءَ عَلَيهِ صَبّاً».[۲۳۷]
- تهذیب الأحکام - به نقل از ابو سعید -: از امام صادق علیه السلام شنیدم که میفرمود: «هنگامی که زنی در میان گروهی بمیرد که در میان آنان هیچ فرد مَحرم برای او وجود نداشته باشد، آب را [از روی لباس] بر او میریزند».
و مردی که در میان زنانی فوت کند که هیچ کدام از آنها برای او مَحرم نیستند، ابو حنیفه گفت: زنان، آب را بر او میریزند؛ امّا امام صادق علیه السلام فرمود: «برای آنان جایز است که از بدن او آن قسمتهایی را لمس کنند که لمس آن یا نگاه کردن به آن در حال حیات او برایشان حلال بوده است؛ امّا هنگامی که به محلّی برسند که نگاه کردن یا لمس آن در حال حیات او جایز نیست، آب را [از روی لباس] بر آن قسمت میریزند».
2 / 2 - 3: مُقَدِّمةُ الزَّواجِ
۲ / ۲ - ۳: مقدّمات ازدواج
- رسول الله صلّی الله عليه وآله - لِلمُغيرَةِ بنِ شُعبَةَ و قَد خَطَبَ امرَأَةً -: لَو نَظَرتَ إلَيها، فَإنَّهُ أحرىٰ أن يُؤدَمَ[۲۳۸] بَينَكُما.[۲۳۹]
- پیامبر خدا صلی الله علیه وآله - خطاب به مُغیرة بن شُعبه که از زنی خواستگاری کرده بود -: برو و او را ببين؛ زيرا اين كار، موجب محبّت [و سازش بيشتر] ميان شما مىشود.
- عنه صلّی الله عليه وآله - لِصَحابِيٍّ خَطَبَ امرَأَةً-: اُنظُر إلَىٰ وَجهِها وَ كَفَّيها.[۲۴۰]
- پیامبر خدا صلی الله علیه وآله - خطاب به یکی از اصحاب که زنی را خواستگاری کرده بود -: به چهره و دستهای او نگاه کن.
- عنه صلّی الله عليه وآله: مَن تاقَت نَفسُهُ إلىٰ نِكاحِ امرَأَةٍ، فَليَنظُر مِنها إلىٰ ما يَدعوهُ إلىٰ نِكاحِها.[۲۴۱]
- پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: كسى كه میخواهد با زنی ازدواج کند، [مىتواند] به آن قسمتهايى از بدن زن كه عاملِ بر اَنگیختن او به ازدواج با آن زن است، نگاه كند.
- الامام الکاظم عن آبائه عليهم السلام عن رسول الله صلّی الله عليه وآله: إذا أَرادَ أَحَدُكُم أَن يَتَزَوَّجَ المَرأَةَ، فَلا بَأْسَ أَن يَنظُرَ إلَىٰ ما يَدعوهُ إلَيهِ مِنها.
قالَ جَعفَرُ بنُ مُحَمَّدٍ عليه السلام: قالَ لَنا أَبي: ذَكَرتُ هَذا لِجابِرِ بنِ عَبدِ اللهِ الأَنصارِيِّ، فَقالَ لَنا جابِرٌ: لَمّا سَمِعتُ هٰذَا الحَديثَ مِن رَسولِ اللَّه صلّی الله عليه وآله اختَبَأْتُ بِجارِيَةٍ مِنَ الأَنصارِ فِي حائِطٍ لِأَبِيها، فَنَظَرتُ إلَىٰ ما أَرَدتُ وَ إلَىٰ ما لَم أُرِد، فَتَزَوَّجتُها فَكانَت خَيرَ امرَأَةٍ.[۲۴۲]
- امام کاظم علیه السلام - به نقل از پدرانش علیهم السلام -: پیامبر خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «اگر یکی از شما تصمیم به ازدواج با زنی گرفت، اشکالی ندارد که به آن جاهایی [از بدن آن زن] که او را به این ازدواج ترغیب میکند، نگاه کند».
[پدرم] جعفر بن محمّد علیه السلام فرمود: «پدرم گفت: "این حدیث را برای جابر بن عبد اللّٰه انصاری ذکر کردم. جابر گفت: هنگامی که این حدیث را از پیامبر خدا صلی الله علیه وآله شنیدم، در باغ پدر دختری از انصار پنهان شدم و به آنچه میخواستم و به آنچه نمیخواستم نگاه کردم. سپس با او ازدواج کردم و او بهترین زن بود"».
- الامام عليّ عليه السلام - فِي رَجُلٍ يَنظُرُ إلى مَحاسِنِ امرَأَةٍ يُريدُ أَن يَتَزَوَّجَها-: لا بَأْسَ، إنَّما هُوَ مُستامٌ، فَإن تَقَيَّضَ[۲۴۳] أَمرٌ يَكونُ.[۲۴۴]
- امام علی علیه السلام - در بارۀ مردی که به زیباییهای زنی نگاه میکند که قصد ازدواج با او را دارد -: اشکالی ندارد. او در حال ارزیابی است. اگر شرایطْ مناسب باشد، ازدواج صورت میگیرد.
- الکافي عن محمّد بن مسلم: سَأَلتُ أَبا جَعفَرٍ عليه السلام عَنِ الرَّجُلِ يُريدُ أَن يَتَزَوَّجَ المَرأَةَ، أَ يَنظُرُ إلَيها؟ قالَ: نَعَم، إنَّما يَشتَريها بِأَغلَى الثَّمَنِ.[۲۴۵]
- الکافی - به نقل از محمّد بن مسلم -: از امام باقر علیه السلام در بارۀ مردی که میخواهد زنی را به همسری برگزیند، پرسیدم: آیا میتواند به او نگاه کند؟ امام علیه السلام فرمود: «بله؛ او دارد چیزی را به بالاترین قیمت، خریداری میکند».
- الکافي عن الحسن بن السَّري عن الإمام الصادق عليه السلام: أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنِ الرَّجُلِ: يَنظُرُ إلَى المَرأَةِ قَبلَ أَن يَتَزَوَّجَها؟ قالَ: نَعَم، فَلِمَ يُعطي مالَهُ؟![۲۴۶]
- الکافی - به نقل از حسن بن سَری -: از امام صادق علیه السلام پرسید[م]: آیا مرد میتواند به زنی پیش از ازدواج با او نگاه کند؟ فرمود: «آری؛ پس برای چه مالش را میبخشد؟!».
- الکافي عن الحسن السَّري: قُلتُ لِأبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام: الرجُلُ يُريدُ أن يتزوَّجَ المَرأةَ، يَتَأمَّلُها و يَنظُرُ إلىٰ خَلفِها وَ إلىٰ وَجهِها؟
قالَ: نَعَم، لا بَأسَ أن يَنظُرَ الرَّجُلُ إلَى المَرأةِ إذا أرادَ أن يَتَزَوَّجَها، يَنظُرُ إلىٰ خَلفِها وَ إلىٰ وَجهِها.[۲۴۷]
- الکافی - به نقل از حسن بن سَری -: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: مردی که قصد ازدواج دارد، آیا میتواند به پشت و روی (هیکل و چهرۀ) زن نگاه کند؟
فرمود: «بله؛ اشکالی ندارد که مردی هنگام تصمیم گرفتن برای ازدواج، به پشت و روی زن نگاه کند».
- علل الشرائع عن يونس بن يعقوب: قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللَّهِ عليه السلام: الرَّجُلُ يُريدُ أَن يَتَزَوَّجَ المَرأَةَ، يَجُوزُ أَن يَنظُرَ إلَيها؟
قالَ: نَعَم، وَ تُرَقِّقُ[۲۴۸] لَهُ الثِّيابَ؛ لِأَنَّهُ يُريدُ أَن يَشتَرِيَها بِأَغلىٰ ثَمَنٍ.[۲۴۹]
- علل الشرائع - به نقل از یونس بن یعقوب -: به امام صادق علیه السلام گفتم: مردی که قصد ازدواج دارد، آیا میتواند به زن نگاه کند؟
فرمود: «بله؛ و زن، لباسهای نازک برایش بپوشد؛ زیرا او میخواهد زن را با بالاترین قیمت بخرد».
- تهذيب الأحكام عن عبد الله بن سنان: قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللَّهِ عليه السلام: الرَّجُلُ يُريدُ أَن يَتَزَوَّجَ المَرأَةَ فَيَنظُرُ إلىٰ شَعرِها؟
فَقالَ: نَعَم؛ إنَّما يُريدُ أَن يَشتَرِيَها بِأَغلَى الثَّمَنِ.[۲۵۰]
- تهذیب الأحکام - به نقل از عبد اللّٰه بن سِنان -: به امام صادق علیه السلام گفتم: آیا مردی که قصد ازدواج دارد، میتواند به موی زن نگاه کند؟
فرمود: «بله؛ زیرا او میخواهد زن را با بالاترین قیمت خریداری کند».
- الکافي عن عبد اللّه بنِ الفضلِ عن أبيه عن رجل عن الإمام الصادق عليه السلام، قال: قُلتُ لَهُ: أ يَنظُرُ الرَّجُلُ إلَى المَرأَةِ يُريدُ تَزويجَها، فَيَنظُرُ إلىٰ شَعرِها و مَحاسِنِها؟
قالَ: لا بَأْسَ بِذٰلِكَ إذا لَم يَكُن مُتَلَذِّذاً.[۲۵۱]
- الکافی - به نقل از عبد اللّٰه بن فضل، از پدرش، از مردی -: به امام صادق علیه السلام گفتم: آيا مرد مىتواند به زنى كه قصد ازدواج با او را دارد، نگاه كند و به موها و زيبايىهاى او بنگرد؟
فرمود: «مانعى ندارد، تا وقتی كه قصد لذّت بردن نداشته باشد».
- الإمام الصادق عليه السلام: لا بَأْسَ بِأَن يَنظُرَ إلىٰ وَجهِها و مَعاصِمِها إذا أرادَ أن يَتَزَوَّجَها.[۲۵۲]
- امام صادق علیه السلام: مانعى ندارد كه مرد، هنگامى كه قصد ازدواج دارد، به صورت و ساق پا و ساق دست زن نگاه كند.
راجع: الهداية الكبرى: ص3۵۴، مدینة المعاجز: ج8 ص21، بحار الأنوار: ج۵۱ ص۲۵ ذیل ح37.
ر.ک: الهداية الكبرى: ص3۵۴، مدینة المعاجز: ج8 ص21، بحار الأنوار: ج۵۱ ص۲۵ ذیل ح37.
2 / 2 - ۴: نِساءُ أهلِ الذِّمَّةِ و مَن إذا نُهینَ لا یَنتَهين
۲ / ۲ - ۴: زنان اهل کتاب و زنانی که وقتی نهی میشوند، نمیپذیرند
- کتاب من لا يحضره الفقيه عن عَبّاد بن صُهَيب عن الإمام الصادق عليه السلام: لا بَأسَ بِالنَّظَرِ إلىٰ شُعورِ نِساءِ أهلِ تِهامَةَ و الأعرابِ و أهلِ البَوادي مِن أهلِ الذِّمَّةِ و العُلوجِ؛ لِأنَّهُنَّ إذا نُهينَ لا يَنتَهينَ.
قالَ: وَ المَجنونَةُ المَغلوبَةُ لا بَأسَ بِالنَّظَرِ إلىٰ شَعرِها و جَسَدِها، ما لَم يَتَعَمَّد ذٰلِكَ.[۲۵۳]
- کتاب من لا یحضره الفقیه - به نقل از عَبّاد بن صُهَیب -: امام صادق علیه السلام فرمود: «اشکالی ندارد که به موی زنان ساحلنشینان و چادرنشینان و ساکنان صحراها، چه از اهل ذِمّه باشند و چه بَددین [و بیدین]، نگاه شود؛ زیرا اگر از این عمل منع شوند، باز هم پرهیز نمیکنند».
[نیز] فرمود: «همچنین نگاه به مو و بدن زن دیوانۀ ناتوانی که اختیار خودش را ندارد، اشکالی ندارد، البتّه تا آن هنگام که این کار به عمد انجام نشود».
- رسول الله صلّی الله عليه وآله: لا حُرمَةَ لِنِساءِ أهلِ الذِّمَّةِ أن يُنظَرَ إلىٰ شُعورِهِنَّ و أيديهِنَّ.[۲۵۴]
- پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: برای زنان اهل ذمّه حرمت و محدودیتی وجود ندارد که به موها و دستهایشان نگاه شود.
- الکافي عن عَبّاد بن صُهَيب عن الإمام الصادق عليه السلام: لا بَأسَ بِالنَّظَرِ إلىٰ رُؤُوسِ أهلِ التِّهامَةِ و الأعرابِ و أهلِ السَّوادِ و العُلوجِ؛ لِأنَّهُم إذا نُهوا لا يَنتَهونَ.
قالَ: وَ المَجنونَةِ و المَغلوبَةِ عَلىٰ عَقلِها، و لا بَأسَ بِالنَّظَرِ إلىٰ شَعرِها و جَسَدِها ما لَم يَتَعَمَّد ذٰلِكَ.[۲۵۵]
- الکافی - به نقل از عَبّاد بن صُهَيب -: امام صادق علیه السلام فرمود: «نگاه كردن به سر زنان اهل ساحل و چادرنشینان و روستائیان و بَددینان، ايرادى ندارد؛ زيرا اگر نهى شوند، دست بر نمىدارند».
[نیز] فرمود: «و همچنین زنان ديوانه و سبکعقل، که نگاه كردن به مو و بدن اینها، اگر عمدى [و به قصد لذّت بردن] نباشد، اشكالى ندارد».
الفَصلُ الثّالِث: الحِجابُ في صَدرِ الإسلامِ
فصل سوم: حجاب در آغاز اسلام
3 / 1: حِجابُ نِساءِ النَّبِيّ صلّی الله عليه وآله
۳ / ۱: حجاب زنان پیامبر صلی الله علیه وآله
الکتاب
قرآن
(وَ قَرنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجنَ تَبَرُّجَ الجاهِلِيَّةِ الأُولى وَ أَقِمنَ الصَّلاةَ وَ آتِينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعنَ اللهَ وَ رَسُولَه).[۲۵۶]
(و در خانۀ خود بمانید و مانند دوران جاهليّتِ نخست [با آرايش و زينت و بدون رعايت حجاب، ميان مردم] خودنمایی نکنید و نماز را بر پا داريد و زكات بپردازيد و از خدا و فرستادهاش اطاعت کنيد).
الحدیث
حدیث
- سنن أبي داوود عن عائشة: كانَ الرُّكبانُ يَمُرّونَ بِنا وَ نَحنُ مَعَ رَسولِ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله مُحرِماتٌ، فَإذا حاذَوا[۲۵۷] بِنا سَدَلَت إحدانا جِلبابَها مِن رَأسِها عَلىٰ وَجهِها، فَإذا جاوَزونا كَشَفناهُ.[۲۵۸]
- سنن أبى داوود - به نقل از عايشه -: ما [همسران پيامبر]، مُحرِم و همراه پيامبر خدا صلی الله علیه وآله بوديم. سوارهها از كنار ما مىگذشتند و چون به رو به روى ما مىرسيدند، هر كداممان روسرىاش را از روى سرش بر صورتش میانداخت و چون از ما مىگذشتند، آن را از روى صورتمان بر مىداشتيم.
- الطبقات الکبری عن ابن عبّاس: لَمّا أَرادَ رَسولُ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله أَن يَخرُجَ مِن خَيبَرَ، قالَ القَومُ: اَلآنَ نَعلَمُ أَ سُرِّيَّةٌ[۲۵۹] صَفيَّةُ أَمِ امرَأَةٌ[۲۶۰]؛ فَإن كانَتِ امرَأَةً فَإنَّهُ سَيَحجُبُها، وَ إلّا فَهِيَ سُرِّيَّةٌ.
فَلَمّا خَرَجَ، أَمَرَ بِسِترٍ فَسُتِرَ دونَها؛ فَعَرَفَ النّاسُ أَنَّهَا امرَأَةٌ.[۲۶۱]
- الطبقات الکبری - به نقل از ابن عبّاس -: چون پیامبر خدا صلی الله علیه وآله خواست رهسپار خیبر شود، مردم گفتند: اکنون میفهمیم که صفیّه کنیز است یا زن [آزاد]؛ زیرا اگر آزاد باشد، پیامبر خدا او را میپوشاند و اگر نپوشاند، او کنیز است.
چون پیامبر خدا بیرون آمد، دستور داد پردهای آوردند و صفیّه را در پرده نشاند. پس، مردم فهمیدند که او آزاد است.
- الطبقات الکبریٰ عن عبد اللّٰه بن عبد الرحمان بن أَبي صَعصعة: بَعَثَ المُقَوقِسُ- صاحِبُ الإسكَندَريَّةِ- إلىٰ رَسولِ اللّٰه صلّی الله عليه وآله - في سَنَةِ سَبعٍ مِنَ الهِجرَةِ - بِمارِيَةَ … وَ كانَ رَسولُ اللّٰهِ مُعجَباً بِاُمِّ إبراهيمَ[۲۶۲]، وَ كانَت بَيضاءَ جَميلَةً. فَأَنزَلَها رَسولُ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله فِي العالِيَةِ؛ فِي المالِ الَّذي يُقالُ لَهُ اليَومَ: مَشرَبَةُ[۲۶۳] أُمِّ إبراهيمَ. وَ كانَ رَسولُ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله يَختَلِفُ إلَيها هُناكَ، وَ ضَرَبَ عَلَيهَا الحِجابَ.[۲۶۴]
- الطبقات الکبری - به نقل از عبد اللّٰه بن عبد الرحمان بن ابی صَعصَعه -: در سال هفتم هجرت، مُقَوقِس، فرمانروای اسکندریّه، ماریه را [که پس از آن، اُمّ ابراهیم نامیده شد] برای پیامبر خدا فرستاد... و پیامبر خدا از اُمّ ابراهیم خوشش میآمد. او زنی سفید و زیبا بود. به همین سبب، او را در [منطقۀ] عالیه، در ملکی که امروز به آن «مشربۀ اُمّ ابراهیم» میگویند، اسکان داد. پیامبر خدا در آن جا نزد او میرفت و برایش پرده زده بود.
- سنن أبي داوود: عن وَهب مولىٰ أَبي أَحمد عن أُمّ سَلَمة، أنَّ النَّبيَّ صلّی الله عليه وآله دَخَلَ عَلَيها وَ هِيَ تَختَمِرُ، فَقالَ: لَيَّةً،[۲۶۵] لا لَيَّتَينِ.
قالَ أبو داوودَ: مَعنیٰ قَولِهِ: «لَیَّةً، لا لَیَّتَینِ» یَقولُ: لا تَعتَمُّ مِثلَ الرَّجُلِ، لا تُکَرِّرُهُ طاقاً أو طاقَینِ. [۲۶۶]
- سنن أبی داوود: وَهب، آزاد شدۀ ابو احمد، میگوید: پیامبر صلی الله علیه وآله نزد او (اُم سَلَمه) آمد و او مشغول سر کردنِ روسریاش بود. فرمود: «یک دور، نه دو دور».
ابو داوود میگوید: معنای «یک دور، نه دو دور» [یعنی] میگوید روسریات را یک دور بپیچ، نه دو دور، تا شبیه دستار مردان نشود.
- الطبقات الکبریٰ عن حُمَيد بن عبد اللّٰه الأصَمّ عن اُمّه: رَأَيتُ عَلىٰ عائِشَةَ خِماراً أَسوَدَ جَيشانِيّاً[۲۶۷].[۲۶۸]
- الطبقات الکبری - به نقل از حُمَید بن عبد اللّٰه اَصَم، از مادرش -: بر سر عایشه روسری سیاه جَیشانی (منسوب به ناحیۀ جَیشان در یمن) دیدم.
- الطبقات الکبریٰ عن أَمینَة: رَأَيتُ عَلىٰ عائِشَةَ مِلحَفَةً مُوَرَّسَةً[۲۶۹] وَ خِماراً جَيشانِيّاً إلَى السَّوادِ ما هُوَ.[۲۷۰]
- الطبقات الکبری - به نقل از امینه -: بر سر عـایشه، چادر وَرسی (رنگ شده با وَرس و زعفرانیرنگ) و روسری سیاه جَیشانی دیدم.
- سنن أبي داوود عن اُمّ سَلَمة: كُنتُ عِندَ رَسولِ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله وَ عِندَهُ مَيمونَةُ، فَأَقبَلَ ابنُ أُمِّ مَكتومٍ، وَ ذٰلِكَ بَعدَ أَن أُمِرنا بِالحِجابِ[۲۷۱]،[۲۷۲] فَقالَ النَّبيُّ صلّی الله عليه وآله: اِحتَجِبا مِنهُ.
فَقُلنا: يا رَسولَ اللّٰهِ، أَ لَيسَ أَعمىٰ لا يُبصِرُنا وَ لا يَعرِفُنا؟!
فَقالَ النَّبِيُّ صلّی الله عليه وآله: أَ فَعَمياوانِ أَنتُما؟ أَ لَستُما تُبصِرانِهِ؟![۲۷۳]
- سنن أبی داوود - به نقل از اُمّ سلمه -: نزد پیامبر خدا بودم و میمونه هم نزد ایشان بود. در این هنگام، ابن اُمّ مکتوم آمد. این بعد از آن بود که امر به حجاب شده بودیم. پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «بروید پشت پرده».
گفتیم: ای پیامبر خدا! مگر نه این است که او نابیناست و ما را نمیبیند و نمیشناسد؟
پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «آیا شما دو نفر هم نابینایید؟! آیا نه این است که شما او را میبینید؟!».
- الکافي عن أحمد بن أبي عبد اللّٰه: اِستَأذَنَ ابنُ أُمِّ مَكتومٍ عَلَى النَّبيِّ صلّی الله عليه وآله وَ عِندَهُ عائِشَةُ و حَفصَةُ، فَقالَ لَهُما: قُوما، فَادخُلَا البَيتَ.
فَقالَتا: إنَّهُ أَعمىٰ!
فَقالَ: إن لَم يَرَكُما، فَإنَّكُما تَرَيانِهِ.[۲۷۴]
- الکافی - به نقل از احمد بن ابى عبد اللّٰه -: ابن اُمّ مكتوم از پیامبر صلی الله علیه وآله اجازۀ ورود خواست، در حالى كه عايشه و حفصه نزد ایشان بودند. به آن دو فرمود: «برخيزيد و به داخل اتاق بروید».
گفتند: او نابيناست.
فرمود: «اگر او شما را نمىبيند، شما كه او را مىبينيد!».
- البدایة و النهایة عن عروة بن الزبير- في ذِكرِ وَفاةِ رَسولِ اللهِ صلّی الله عليه وآله -: و أقبَلَ أبو بَكرٍ مِنَ السُّنحِ[۲۷۵] عَلىٰ دابَّتِهِ حَتّىٰ نَزَلَ بِبابِ المَسجِدِ، ثُمَّ أقبَلَ مَكروباً حَزيناً، فَاستَأذَنَ في بَيتِ ابنَتِهِ عائِشَةَ، فَأَذِنَت لَهُ، فَدَخَلَ و رَسولُ اللّه صلّی الله عليه وآله قَد تُوُفِّيَ عَلَى الفِراشِ و النِّسوَةُ حَولَهُ، فَخَمَّرنَ وُجوهَهُنَّ و استَتَرنَ مِن أبي بَكرٍ إلّا ما كانَ مِن عائِشَةَ.[۲۷۶]
- البدایة و النهایة - به نقل از عُروة بن زبیر، در بارۀ وفات پیامبر خدا صلی الله علیه وآله -: ابو بكر، سوار بر مركبش از سُنح آمد تا بر درِ مسجد پياده شد. سپس با نگرانی و اندوه، جلو آمد و بر درِ منزل دخترش عايشه [ايستاد و] اجازه خواست. عايشه به او اجازه داد. او داخل شد، در حالى كه پيامبر خدا بر بستر، وفات يافته بود و زنان، پيرامونش بودند. پس، چهرههايشان را پوشاندند و خود را از ابو بكر پنهان ساختند، مگر عايشه.
3 / 2: حِجابُ بِنتِ النَّبيِّ صلّی الله عليه وآله، فاطِمَةَ عليها السلام
۳ / ۲: حجاب دختر پیامبر صلی الله علیه وآله، فاطمه علیها السلام
- الإمام عليّ عليه السلام: إنَّ فاطِمَةَ بِنتَ رَسولِ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله استَأذَنَ عَلَیها أَعمیٰ فَحَجَبَتهُ، فَقالَ النَّبيُّ صلّی الله عليه وآله: يا فاطِمَةُ، حَجَبتيهِ وَ هُوَ لا يَراكِ؟
فَقالَت: يا رَسولَ اللّٰه، إن لَم يَكُن يَراني فَأَنَا أَراهُ، وَ هُوَ يَشَمُّ الرّيحَ.
فَقالَ لَهَا النَّبيُّ صلّی الله عليه وآله: أَشهَدُ أَنَّكِ بَضعَةٌ مِنّي.[۲۷۷]
- امام على علیه السلام: مردى نابينا از فاطمه دختر پیامبر خدا صلی الله علیه وآله اجازه[ی ورود به منزل] خواست. فاطمه از او حجاب گرفت. پيامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «ای فاطمه! از او حجاب گرفتى، با اين كه او تو را نمىبيند؟!».
فاطمه گفت: اى پیامبر خدا! اگر او مرا نمىبيند، من كه او را مىبينم و او بو را استشمام مىكند».
پيامبر صلی الله علیه وآله به او فرمود: «گواهى مىدهم که تو پارهای از وجود من هستی».
- فضائل فاطمة الزهراء للحاكم عن سعيد بن المسيّب عن الإمام عليّ عليه السلام - أنَّهُ قالَ لِفاطِمَةَ عليها السلام -: ما خَيرٌ لِلنِّساءِ؟ قالَت: ما لَهُنَّ خَيرٌ مِن ألّا يَرَينَ الرِّجالَ و لا يَرَونَهُنَّ.
قالَ: فَذَكَرتُ ذٰلِكَ لِلنَّبِيّ صلّی الله عليه وآله و أخبَرتُهُ بِقَولِ فاطِمَةَ عليها السلام، فَقالَ: إنَّ فاطِمَةَ بَضعَةٌ مِنّي.[۲۷۸]
- فضائلُ فاطمةَ الزهراء، حاكم - به نقل از سعيد بن مُسَيَّب -: على علیه السلام به فاطمه علیها السلام گفت: «براى زنان، بهترين چيست؟».
گفت: «براى آنان، بهتر از اين نيست كه آنان مردان را نبينند و مردان [نیز] آنان را».
على علیه السلام گفت: من اين گفتۀ فاطمه را برای پيامبر صلی الله علیه وآله تعریف کردم. فرمود: «به راستی، فاطمه، پارۀ تن من است».
- مکارم الأخلاق عن الفُضَیل عن الإمام الباقر عليه السلام: فاطِمَةُ سَيِّدَةُ نِساءِ أَهلِ الجَنَّةِ، وَ ما كانَ خِمارُها إلّا هٰكَذا- وَ أَومَأَ بِيَدِهِ إلىٰ وَسَطِ عَضُدِهِ، وَ مَا استَثنىٰ أَحَداً-.[۲۷۹]
- مکارم الأخلاق - به نقل از فُضَیل -: امام باقر علیه السلام فرمود: «فاطمه که بانوی بانوان بهشت است، روسریاش این گونه (تا اینجا) بود...» و با دستش به وسط بازویش اشاره کرد و هیچ کسی را استثنا نکرد.
- الإمام الباقر عليه السلام عن جابر بن عبد اللّه الأنصاريّ: خَرَجَ رَسولُ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله يُريدُ فاطِمَةَ عليها السلام وَ أَنا مَعَهُ، فَلَمَّا انتَهَيتُ إلَى البابِ وَضَعَ يَدَهُ عَلَيهِ فَدَفَعَهُ، ثُمَّ قالَ: السَّلامُ عَلَيكُم. فَقالَت فاطِمَةُ عليها السلام: عَلَيكَ السَّلامُ يا رَسولَ اللّٰه.
قالَ: أَدخُلُ؟ قالَت: اُدخُل يا رَسولَ اللّٰه.
قالَ: أَدخُلُ أَنا وَ مَن مَعي؟ فَقالَت: يا رَسولَ اللّٰه، لَيسَ عَلَيَّ قِناعٌ.
فَقالَ: يا فاطِمَةُ، خُذي فَضلَ مِلحَفَتِكِ فَقَنِّعي بِهِ رَأسَكِ. فَفَعَلَت.
ثُمَّ قالَ: السَّلامُ عَلَيكُم. فَقالَت فاطِمَةُ عليها السلام: و عَلَيكَ السَّلامُ يا رَسولَ اللّٰه.
قالَ: أَدخُلُ؟ قالَت: نَعَم يا رَسولَ اللّٰه.
قالَ: أنا و مَن مَعي؟ قالَت: و مَن مَعَكَ.
قالَ جابرٌ: فَدَخَل رَسولُ اللهِ صلّی الله عليه وآله وَ دَخَلتُ.[۲۸۰]
- امام باقر علیه السلام - به نقل از جابر بن عبد اللّٰه انصارى -: پيامبر خدا صلی الله علیه وآله به قصد ديدن فاطمه علیها السلام راه افتاد و من با ايشان بودم. هنگامى كه به درِ خانه[ی فاطمه] رسيدم، دستش را بر در نهاد و آن را کمی باز کرد و سپس فرمود: «سلام بر شما!». فاطمه علیها السلام گفت: و بر تو سلام، ای پیامبر خدا!
پيامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «داخل شوم؟». فاطمه گفت: داخل شوید، اى پیامبر خدا!
پيامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «من و همراهم داخل شویم؟». گفت: اى پیامبر خدا! مَقنعه سرم نیست.
فرمود: «اى فاطمه! گوشۀ مَلحَفهات را بگير و سرت را با آن بپوشان» و فاطمه علیها السلام چنين كرد.
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله سپس فرمود: «سلام بر شما!». فاطمه گفت: و بر تو سلام، ای پیامبر خدا!
فرمود: «آيا داخل شوم؟». گفت: آرى، اى پیامبر خدا!
فرمود: «من و همراهم؟». گفت: و همراهتان.
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله داخل شد و من نيز داخل شدم.
- حلیة الأولیاء عن كثير النواء عن عِمران بن حُصَين: إنَّ النَّبِيَّ صلّی الله عليه وآله قالَ: أ لا تَنطَلِقُ بِنا نَعودُ فاطِمَةَ، فَإنَّها تَشتَكي؟ قُلتُ: بَلىٰ.
قالَ: فَانطَلَقنا، حَتّىٰ إذَا انتَهَينا إلىٰ بابِها فَسَلَّمَ وَ استَأذَنَ، فَقالَ: أدخُلُ أنَا و مَن مَعِي؟ قالَت: نَعَم، و مَن مَعَكَ يا أبَتاهُ؟ فَوَ اللّهِ ما عَلَيَّ إلّا عَباءَةٌ!
فَقالَ لَها: اِصنَعي بِها كَذا، وَ اصنَعي بِها كَذا. فَعَلَّمَها كَيفَ تَستَتِرُ. فَقالَت: وَ اللّهِ ما عَلىٰ رَأسي مِن خِمارٍ!
قالَ: فَأخَذَ خَلَقَ مُلاءَةٍ كانَت عَلَيهِ، فَقالَ: اِختَمِري بِها.
ثُمَّ أذِنَت لَهُما فَدَخَلا، فَقالَ: كَيفَ تَجِدينَكِ يا بُنَيَّةُ؟ قالَت: إنّي لَوَجِعَةٌ، و إنَّهُ لَيَزيدُ فِيَّ أنَّهُ ما لي طَعامٌ آكُلُهُ.
قالَ: يا بُنَيَّةُ، أ ما تَرضَينَ أنَّكِ سَيِّدَةُ نِساءِ العالَمينَ؟ قالَت: تَقُولُ[۲۸۱]: يا أبَتِ، فَأينَ مَريَمُ ابنَةُ عِمرانَ؟!
قالَ: تِلكَ سَيِّدَةُ نِساءِ عالَمِها، و أنتِ سَيِّدَةُ نِساءِ عالَمِكِ. أما وَ اللّهِ، زَوَّجتُكِ سَيِّداً فِي الدُّنيا وَ الآخِرَةِ.[۲۸۲]
- حلیة الأولیاء - به نقل از کثیر نَواء، از عِمران بن حُصَین -: پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «آیا نمیخواهی با ما بیایی تا به عیادت فاطمه برویم که او بیمار است؟». گفتم: چرا.
پس راه افتادیم تا این که به درِ خانۀ فاطمه علیها السلام رسیدیم. پیامبر صلی الله علیه وآله سلام کرد و اجازهٔ ورود خواست. آن گاه فرمود: «آیا من و هر کس همراهم است، میتوانیم وارد شویم؟». فاطمه گفت: «بله؛ امّا چه کسانی همراهتان هستند، ای پدر؟ [اگر نامَحرم اند،] به خدا، جز عبایی بر تن ندارم».
پس پیامبر صلی الله علیه وآله به او نشان داد که چگونه از همان لباس برای پوشش [خود] استفاده کند و به او فرمود: «این گونه کن و این گونه کن». فاطمه علیها السلام گفت: به خدا، بر سرم نیز هیچ روسری نیست.
پس پیامبر صلی الله علیه وآله شال کهنهای را که بر کمر داشت، باز کرد و فرمود: «با این، خود را بپوشان».
سپس فاطمه علیها السلام اجازه داد و آنان وارد شدند. پیامبر صلی الله علیه وآله پرسید: «ای دخترم! حال تو چگونه است؟». فاطمه پاسخ داد: بسیار درد دارم و این که چیزی برای خوردن ندارم، حال مرا بدتر کرده است.
پیامبر فرمود: «ای دخترم! آیا راضی نیستی که سَرور زنان جهانیان هستی؟». فاطمه گفت: ای پدر! پس جایگاه مریم دختر عمران کجاست؟!».
پیامبر فرمود: «او سَرور زنان عصر خود بود و تو سَرور زنان عصر خود هستی. سوگند به خدا، تو را به همسریِ کسی در آوردهام که سَرور دنیا و آخرت است».
- کفایة الأثر عن أبي ذَرّ: دَخَلتُ عَلىٰ رَسولِ اللّٰه صلّی الله عليه وآله في مَرَضِهِ الَّذي تُوُفِّيَ فيهِ، فَقالَ: يا أَبا ذَرٍّ، ايتِني بِابنَتي فاطِمَةَ.
قالَ: فَقُمتُ وَ دَخَلتُ عَلَيها وَ قُلتُ: يا سَيِّدَةَ النِّسوانِ، أَجيبي أَباكِ.
قالَ: فَلَبِسَت جِلبابَها[۲۸۳]، وَ أَبرَزَت وَ خَرَجَت حَتّىٰ دَخَلَت عَلىٰ رَسولِ اللّٰه صلّی الله عليه وآله.[۲۸۴]
- كفاية الأثر - به نقل از ابو ذر -: در بيمارىاى كه به درگذشت پیامبر خدا صلی الله علیه وآله انجامید، نزد ايشان رفتم. فرمود: «اى ابو ذر! دخترم فاطمه را نزدم بياور».
برخاستم و نزد فاطمه علیها السلام رفتم و گفتم: اى سَرور بانوان! پدرتان شما را فرا خوانده است.
فاطمه چادرش را سر کرد و بيرون آمد و راه افتاد و به خدمت پیامبر خدا رسيد.
- الاحتجاج عن عبد اللّٰه بن الحسن عن آبائه عليهم السلام: إنَّهُ لَمَّا اجتمَعَ أَبوبَكرٍ و عُمَرُ عَلىٰ مَنعِ فاطِمَةَ عليها السلام فَدَكاً[۲۸۵]، و بَلَغَها ذٰلِكَ، لاثَت[۲۸۶] خِمارَها عَلىٰ رَأسِها، و اشتَمَلَت[۲۸۷] بِجِلبابِها، و أقبَلَت في لُمَةٍ[۲۸۸] مِن حَفَدَتِها و نِساءِ قَومِها، تَطَأُ ذُيولَها[۲۸۹].[۲۹۰]
- الاحتجاج - به نقل از عبد اللّٰه پسر امام حسن علیه السلام، از پدرانش علیهم السلام -: هنگامى كه ابو بكر و عمر، در ممانعت از فاطمه علیها السلام براى دخل و تصرّف در فدک، همداستان شدند و خبر آن به فاطمه رسيد، مقنعهاش را سرش کرد و چادرش را به خود پیچید و با جمعى از خدمتكاران و زنان طايفهاش به راه افتاد، در حالی که دامن لباسش به زمین کشیده میشد (زیر پا میماند).
- الکافي عن أبي هاشم: لَمّا اُخرِجَ بِعَلِيٍّ عليه السلام، خَرَجَت فاطِمَةُ عليها السلام واضِعَةً قَميصَ رَسولِ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله عَلىٰ رَأسِها، آخِذَةً بِيَدَيِ ابنَيها، فَقالَت: ما لي و ما لَكَ يا أَبا بَكرٍ؟! تُريدُ أَن تُؤتِمَ ابنَيَّ وَ تُرمِلَني مِن زَوجي؟ وَ اللّٰهِ، لَو لا أَن تَكونَ سَيِّئَةٌ لَنَشَرتُ شَعري وَ لَصَرَختُ إلَىٰ رَبّي.
فَقالَ رَجُلٌ مِنَ القَومِ: ما تُريدُ إلىٰ هٰذا؟!
ثُمَّ أَخَذَت بِيَدِهِ فَانطَلَقَت بِهِ.[۲۹۱]
- الكافى - به نقل از ابو هاشم -: وقتى على علیه السلام [از خانه برای بیعت گرفتن از او] بيرون برده شد، فاطمه علیها السلام در حالی که پيراهن پیامبر خدا صلی الله علیه وآله را بر سر نهاده و دست دو پسرش را گرفته بود، بيرون آمد و گفت: «از جان من چه میخواهی، ای ابو بکر؟! مىخواهى این دو پسرم را يتيم و مرا بيوه كنى؟ به خدا سوگند، اگر گناه نبود، مويم را پريشان مىكردم و به درگاه پروردگارم ناله سر مىدادم».
مردى از میان جمعیت [به ابوبكر] گفت: با اين [مرد] چه كار دارى؟!
سپس [فاطمه علیها السلام] دست علی را گرفت و او را با خود برد.
- السنن الكبرى عن عمارة بن مهاجر عن اُمّ جعفر - في ذِکِر نَعشِ فاطِمَةَ عليها السلام -: إنَّ فاطِمَةَ بِنتَ رَسولِ اللّهِ صلّی الله عليه وآله قالَت: يا أَسماءُ، إنّي قَدِ استَقبَحتُ ما يُصنَعُ بِالنِّساءِ؛ إنَّهُ يُطرَحُ عَلَى المَرأَةِ الثَّوبُ فَيَصِفُها!
فَقالَت أَسماءُ: يا بِنتَ رَسولِ اللّهِ، أَ لا أُريكِ شَيئاً رَأَيتُهُ بِأَرضِ الحَبَشَةِ؟ فَدَعَت بِجَرائِدَ رَطبَةٍ فَحَنَتها، ثُمَّ طَرَحَت عَلَيها ثَوباً.
فَقالَت فاطِمَةُ عليها السلام: ما أَحسَنَ هٰذا و أَجمَلَهُ! يُعرَفُ بِهِ الرَّجُلُ مِنَ المَرأَةِ.[۲۹۲]
- السنَن الكبرى - به نقل از عُمارة بن مهاجر، از اُمّ جعفر، در بارۀ پیکر بیجان فاطمه علیها السلام -: فاطمه دختر پیامبر خدا صلی الله علیه وآله گفت: «اى اسماء! من از كارى كه با [جنازۀ] زنها مىشود، بدم مىآيد. پارچهاى روى زن مىاندازند كه [برجستگىهاى بدن] او را نشان مىدهد.
اسماء گفت: اى دختر پیامبر خدا! آيا چيزى را كه در حبشه ديدم، به شما نشان ندهم؟ سپس شاخههاى ترى خواست و آنها را خم كرد و پارچهاى بر آنها انداخت.
فاطمه علیها السلام گفت: «اين، چه خوب و زيباست! با اين [تابوت]، زن از مرد، باز شناخته مىشود».
- الإمام الصادق عليه السلام: أَوَّلُ نَعشٍ أُحدِثَ فِي الإسلامِ نَعشُ فاطِمَةَ عليها السلام؛ إنَّهَا اشتَكَت شَكوَتَهَا الَّتي قُبِضَت فيها، وَ قالَت لِأَسماءَ: إنّي نَحَلتُ[۲۹۳] وَ ذَهَبَ لَحمي، أَ لا تَجعَلي لي شَيئاً يَستُرُني؟
قالَت أَسماءُ: إنّي كُنتُ بِأَرضِ الحَبَشَةِ رَأَيتُهُم يَصنَعونَ شَيئاً، أَ فَلا أَصنَعُ لَكِ؟ فَإن أَعجَبَكِ صَنَعتُ لَكِ.
قالَت عليها السلام: نَعَم.
فَدَعَت بِسَرِيرٍ فَأَكَبَّتهُ لِوَجهِهِ، ثُمَّ دَعَت بِجَرائِدَ فَشَدَّتهُ عَلىٰ قَوائِمِهِ، ثُمَّ جَلَّلَتهُ ثَوباً، فَقالَت: هٰكَذا رَأَيتُهُم يَصنَعونَ.
فَقالَت: اِصنَعي لي مِثلَهُ، اُستُريني سَتَرَكِ اللّٰهُ مِنَ النّارِ.[۲۹۴]
- امام صادق علیه السلام: نخستين تابوتى كه در اسلام ساخته شد، تابوت فاطمه علیها السلام بود. او در بيمارىای كه به وفاتش انجاميد، به اسماء گفت: «من لاغر شدهام و گوشت بدنم آب شده است. براى من چيزى درست نمىكنى كه [هنگام تشييع،] بدنم را بپوشاند؟».
اسماء گفت: در حبشه كه بودم، ديدم مردمِ آن جا چيزى درست مىكردند. آيا براى شما [همان را] درست نكنم؟ اگر خوشتان آمد، برايتان مىسازم.
فاطمه فرمود: «باشد».
پس تختى خواست و به رو خواباند و شاخههايى را درخواست كرد و به پايههاى آن بست. سپس پارچهاى به آنها بست و گفت: ديدم اين گونه مىساختند.
فاطمه فرمود: «براى من مثل همين را بساز. مرا بپوشان. خداوند، تو را از آتش [جهنّم] بپوشاند».
3 / 3: حِجابُ النِّساءِ في عَصرِ النَّبِيِّ صلّی الله عليه وآله
۳ / ۳: حجاب زنان در عصر پیامبر صلی الله علیه وآله
- سنن الترمذي عن ابن عمر: قالَ رَسولُ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله: مَن جَرَّ ثَوبَهُ خُيَلاءَ[۲۹۵]، لَم يَنظُرِ اللّهُ إلَيهِ يَومَ القِيامَةِ.
فَقالَت أُمُّ سَلَمَةَ: فَكَيفَ يَصنَعنَ النِّساءُ بِذُيولِهِنَّ؟
قالَ: يُرخينَ شِبراً.
فَقالَت: إذاً تَنكَشِفَ أَقدامُهُنَّ!
قالَ: فَيُرخينَهُ ذِراعاً، لا يَزِدنَ عَلَيهِ.[۲۹۶]
- سنن الترمذی - به نقل از ابن عمر -: پیامبر خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «هر کس از روی تکبّر دامنکشان راه برود، در روز قیامت، خدا به او نمینگرد».
اُمّ سلمه گفت: پس زنان با پایین دامنشان چه کنند؟
فرمود: «یک وجب [از زانو] فرو بگذارند».
اُمّ سلمه گفت: در این صورت، پاهایشان دیده میشود.
فرمود: «پس یک ذراع (دو وجب معمولی) فرو بگذارند، نه بیشتر از آن».
- الطبقات الکبریٰ عن عَلقمة بن أَبي عَلقمة عن اُمّه: رَأَيتُ حَفصَةَ بِنتَ عَبدِ الرَّحمانِ بنِ أَبي بَكرٍ دَخَلَت عَلىٰ عائِشَةَ وَ عَلَيها خِمارٌ رَقيقٌ يَشِفُّ[۲۹۷] عَن جَيبِها[۲۹۸]، فَشَقَّتهُ عائِشَةُ عَلَيها وَ قالَت: أَ ما تَعلَمينَ ما أَنزَلَ اللّٰهُ في سورَةِ النّورِ؟! ثُمَّ دَعَت بِخِمارٍ فَكَسَتها.[۲۹۹]
- الطبقات الکبری - به نقل از علقمة بن ابی علقمه، از مادرش -: حفصه دخـتر عبـدالرحمـان بن ابی بکر را دیدم که نزد عایشه آمد، در حـالی که روسری نازکی بر سـر داشت، به طوری که گردنش دیده میشد. عایشه گفت: مگر نمیدانی که خدا در سورۀ نور چه نازل کرده است؟ سپس مقنعهای خواست و آن را بر حفصه پوشاند.
- أدب النساء عن أبی مروان عن عُمرة بنت عبد الرحمان: اِبتاعَت عائِشَةُ قُبطِيَّةً[۳۰۰]، فَأَرسَلَت بِها إلىٰ أَسماءَ أُختِها وَ قالَت: اِختَمِري بِها، وَ اجعَلي تَحتَها وِقايَةً.[۳۰۱]
- أدب النساء - به نقل از ابو مروان، از عُمره دختر عبد الرحمان -: عایشه یک قُبطیّه (بالاپوش کتان نرم و سفید مصری) خرید و آن را برای خواهرش اسماء فرستاد و گفت: با آن، سر و گردنت را بپوشان و زیر آن، لباس پوشیدۀ دیگری به تن کن.
- الإمام عليّ عليه السلام: كُنتُ قاعِداً فِي البَقيعِ مَعَ رَسولِ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله في يَومِ دَجنٍ[۳۰۲] وَ مَطَرٍ، إذ مَرَّتِ امرَأَةٌ عَلىٰ حِمارٍ، فَهَوَت يَدُ الحِمارِ في وَهدَةٍ[۳۰۳] فَسَقَطَتِ المَرأَةُ، فَأَعرَضَ النَّبيُّ صلّی الله عليه وآله بِوَجهِهِ.
قالوا: يا رَسولَ اللّٰهِ! إنَّها مُتَسَروِلَةٌ.
قالَ: اللّٰهُمَّ اغفِر لِلمُتَسَروِلاتِ - لِاثاً - يا أَيُّهَا النّاسُ! اِتَّخِذُوا السَّراويلاتِ؛ فَإنَّها مِن أَستَرِ ثِيابِكُم، وَ حَصِّنوا بِها نِساءَكُم إذا خَرَجنَ. [۳۰۴]
- امام على علیه السلام: من و پيامبر خدا صلی الله علیه وآله در يک روز ابرى و بارانى در بقيع نشسته بوديم كه زنى سوار بر الاغ از آن جا گذشت. پای الاغ در گودالى فرو رفت و زن به زمين افتاد. پيامبر صلی الله علیه وآله رويش را برگرداند.
حاضران گفتند: اى پيامبر خدا! آن زن، شلوار به پا دارد.
پيامبر صلی الله علیه وآله سه بار فرمود: «خدايا! زنان شلوارپوش را بيامرز» [و سپس] فرمود: «اى مردم! شلوار بپوشيد كه شلوار، پوشانندهترينِ جامههاى شماست و زنان خود را در موقعى كه بيرون مىآيند، با شلوار حفظ كنيد».
- الإمام الصادق عليه السلام: لَمّا فَتَحَ رَسولُ اللّٰه صلّی الله عليه وآله مَكَّةَ، بايَعَ الرِّجالَ، ثُمَّ جاءَ النِّساءُ يُبايِعنَهُ، فَأَنزَلَ اللّهُ عزّ وجلّ: (يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذٰا جٰاءَكَ الْمُؤْمِنٰاتُ يُبٰايِعْنَكَ عَلىٰ أَنْ لاٰ يُشْرِكْنَ بِاللّٰهِ شَيْئاً وَ لاٰ يَـسْرِقْنَ وَ لاٰ يَزْنِينَ وَ لاٰ يَقْتُلْنَ أَوْلاٰدَهُنَّ وَ لاٰ يَأْتِينَ بِبُهْتٰانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ وَ لاٰ يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبٰايِعْهُنَّ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ)، فَقالَت هِندُ: أمَّا الوَلَدُ فَقَد رَبَّينا صِغاراً و قَتَلتَهُم كِباراً. و قالَت اُمُّ حَكيمٍ بِنتُ الحارِثِ بنِ هِشامٍ - و كانَت عِندَ عِكرِمَةَ بنِ أبي جَهلٍ-: يا رَسولَ اللّٰهِ، ما ذٰلِكَ المَعروفُ الَّذي أمَرَنا اللّٰهُ ألّا نَعصِيَنَّكَ فيهِ؟
قالَ: لا تَلطِمنَ خَدّاً، و لا تَخمِشنَ وَجهاً، و لا تَنتِفنَ شَعراً، و لا تَشقُقنَ جَيباً، و لا تُسَوِّدنَ ثَوباً، و لا تَدعِينَ بِوَيلٍ.
فَبايَعَهُنَّ رَسولُ اللّٰه صلّی الله عليه وآله عَلىٰ هٰذا. فَقالَت: يا رَسولَ اللّٰهِ، كَيفَ نُبايِعُكَ؟
قالَ: إنَّني لا اُصافِحُ النِّساءَ. فَدَعا بِقَدَحٍ مِن ماءٍ فَأدخَلَ يَدَهُ ثُمَّ أخرَجَها، فَقالَ: أدخِلنَ أيدِيَكُنَّ فِي هٰذَا الماءِ فَهِيَ البَيعَةُ.[۳۰۵]
- امام صادق علیه السلام: چون پيامبر خدا صلی الله علیه وآله مكّه را فتح كرد، با مردان بيعت نمود و سپس زنان براى بيعت كردن با ايشان آمدند. پس، خداوند عز وجل اين آيه را نازل فرمود: (اى پيامبر! چون زنان مسلمان به نزدت آيند تا با تو بيعت كنند كه چيزى را با خدا شريک نسازند و دزدى نكنند و زنا نكنند و فرزندان خود را نكشند و بچّههاى نامشروع را [كه به دنیا آوردهاند] به شوهر خویش نبندند و در كار نيک، از تو نافرمانى نكنند، با آنان بيعت كن و از خدا برايِشان آمرزش بخواه. قطعاً خدا آمرزنده و مهربان است). هند [همسر ابو سفیان] گفت: فرزندان را ما به كودكى پرورديم و چون بزرگ شدند، تو آنها را كشتى. اُمّ حكيم، دختر حارث بن هشام - که همسر عِكرِمة بن ابى جهل بود - گفت: اى پيامبر خدا! آن كار نيكى كه خدا به ما امر كرده است تا در آن از تو نافرمانى نكنيم، چيست؟
فرمود: «[در عزا و ماتم] بر صورت خود، سيلى نزنيد، چهره مخراشيد، موى خود را نكَنيد، گريبان ندريد، جامۀ سياه [به نشانۀ عزا] نپوشيد، و شيون، سر ندهيد».
با اين شرطها، پيامبر خدا صلی الله علیه وآله با آن زنان، بيعت كرد. اُمّ حكيم گفت: اى پيامبر خدا! چگونه با تو بيعت كنيم؟
فرمود: «من با زنان، دست نمىدهم». پس، قدحى آب خواست و دستش را در آن فرو برد و بيرون آورد و فرمود: «دستهايتان را در اين آب، فرو بريد. اين، بيعت است».
3 / ۴: الإخبارُ بِتَركِ الحِجابِ فِي الاُمَّةِ الإسلامِیَّةِ
۳ / ۴: خبر دادن از ترک حجاب در امّت اسلامی
- رسول اللّٰه صلّی الله عليه وآله: سَيَكونُ في آخِرِ أُمَّتي رِجالٌ يَركَبونَ عَلَى السُّروجِ كَأَشباهِ الرِّجالِ، يَنزِلونَ عَلىٰ أَبوابِ المَسجِدِ، نِساؤُهُم كاسِياتٌ عارِياتٌ، عَلىٰ رُؤوسِهِم[۳۰۶] كَأَسنِمَةِ البُختِ[۳۰۷] العِجافِ[۳۰۸]، اِلعَنوهُنَّ فَإنَّهُنَّ مَلعوناتٌ.[۳۰۹]
- پيامبر خدا صلی الله علیه وآله: در اواخر امّت من، مردانى خواهند آمد که بر زين مىنشينند، مردنما هستند و بر درهاى مساجد، فرود مىآيند. زنانشان، پوشيده و در عين حال، برهنه اند، و بر سرهايشان چيزى همانند كوهان شترهای نحيف بُختی[۳۱۰] است. آنها را لعنت كنيد؛ چرا كه آنان ملعون اند (از رحمت خدا دورند).
- عنه صلّی الله عليه وآله: صِنفانِ مِن أَهلِ النّارِ لَم أَرَهُما: قَومٌ مَعَهُم سياطٌ كَأَذنابِ البَقَرِ يَضرِبونَ بِهَا النّاسَ، وَ نِساءٌ كاسِياتٌ عارِياتٌ مُميلاتٌ مائِلاتٌ[۳۱۱]، رُؤوسُهُنَّ كَأَسنِمَةِ البُختِ المائِلَةِ، لا يَدخُلنَ الجَنَّةَ وَ لا يَجِدنَ ريحَها، وَ إنَّ ريحَها لَيوجَدُ مِن مَسيرَةِ كَذا وَ كَذا.[۳۱۲]
- پيامبر خدا صلی الله علیه وآله: دو دسته، از اهل آتش هستند كه [هنوز] آنها را نديدهام [و در آينده میآیند]: عدّهاى [از مردان اُمّتم] كه تازيانههايى مانند دُم گاو دارند و با آنها مردم را مىزنند، و زنانى كه پوشيده اند و در عين حال برهنه اند، منحرف كننده اند[۳۱۳] و خود، منحرف اند،[۳۱۴] و سرهايشان، همچون كوهانهاى خمیدۀ شترهای بُختی است. اينان، به بهشت نمىروند و بوى آن را - كه از فاصلهاى چنين و چنان (بسيار دور) به مشام مىرسد - نمیشنوند.
- الإمام عليّ عليه السلام: يَظهَرُ في آخِرِ الزَّمانِ وَ اقتِرابِ السّاعَةِ - وَ هُوَ شَرُّ الأَزمِنَةِ - نِسوَةٌ كاشِفاتٌ عارِياتٌ، مُتَبَرِّجاتٌ، [خارجاتٌ][۳۱۵] مِنَ الدّينِ، داخِلاتٌ فِي الفِتَنِ، مائِلاتٌ إلَى الشَّهَواتِ، مُسرِعاتٌ إلَى اللَّذّاتِ، مُستَحِلّاتٌ لِلمُحَرَّماتِ، في جَهَنَّمَ خالِداتٌ.[۳۱۶]
- امام على علیه السلام: در آخِر الزمان و هنگام نزديكى قيامت - كه بدترينِ زمانهاست -، زنهاى برهنه و لُخت، آشكار مىگردند كه از دين، فاصله گرفته و در فتنهها داخل شدهاند، تمايل به شهوات دارند و به سمت خوشىها و لذّتها شتابان اند، محرّمات را حلال مىشمرند و در دوزخ، جاودانه اند.
راجع: ح۱۸.
ر.ک: ح۱۸.
الفَصلُ الرّابِع: حِکمَةُ الحِجابِ وَ التَّسَتُّرِ
فصل چهارم: حکمت حجاب و پوشش
۴ /۱: الاِستِجابَةُ لِنِداءِ الفِطرَةِ وَ العَقلِ
۴ / ۱: پاسخگویی به ندای فطرت و عقل
الکتاب
قرآن
(وَيٰا آدَمُ اُسكُن أَنتَ وَ زَوجُكَ اَلجَنَّةَ فَكُلٰا مِن حَيـثُ شِـئتُمٰا وَ لاٰ تَــقرَبٰـا هٰـذِهِ اَلـشَّجَرَةَ فَـتَكُونٰا مِـنَ اَلظّٰالِمِينَ ٭ فَوَسوَسَ لَهُمَا الشَّيطٰانُ لِيُبدِيَ لَهُمٰا مٰا وُورِيَ عَنهُمٰا مِن سَوآتِهِمٰا وَ قٰالَ مٰا نَهٰاكُمٰا رَبُّكݠُمٰا عَن هٰذِهِ الشَّـجَرَةِ إِلّٰا أَن تَكُونٰا مَلَكَينِ أَو تَكُونٰا مِنَ الخٰالِدِينَ ٭ وَ قٰاسَمَهُمٰا إِنِّي لَكُمٰا لَمِنَ النّٰاصِحِينَ ٭ فَدَلّٰاهُمٰا بِغُرُورٍ فَلَمّٰا ذٰاقَا الشَّجَرَةَ بَدَت لَهُمٰا سَوآتُهُمٰا وَ طَفِقٰا يَخصِفٰانِ عَلَيهِمٰا مِن وَرَقِ الجَنَّةِ وَ نٰادٰاهُمٰا رَبُّهُمٰا أَ لَم أَنهَكُمٰا عَن تِلكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُل لَكُمٰا إِنَّ الشَّيطٰانَ لَكُمٰا عَدُوٌّ مُبِینٌ).[۳۱۷]
(و اى آدم! تو با همسرت در اين بهشت، سكونت گزين. پس، از هر جا[ی آن] كه خواستيد، بخوريد و به اين گیاه نزديک نگرديد، كه از ستمكاران خواهيد بود. * پس شيطان، آن دو را وسوسه كرد تا آنچه را از عورتهايشان بر آنها پوشيده بود، آشكار سازد و گفت: «پروردگارتان شما را از اين گیاه، منع نكرد، مگر آن كه مبادا دو فرشته شويد يا از جاودانهها گرديد» * و براى آن دو با تأکید، سوگند ياد كرد كه: «حتماً من براى شما از خيرخواهانم». * پس آن دو را با فریبی به سقوط کشانید. پس چون از آن گیاه چشيدند، برهنگیشان بر آنها نمايان شد و در صدد بر آمدند تا با برگ درختان بهشت، خود را بپوشانند و پروردگارشان آنها را ندا داد: آيا شما را از آن گیاه، نهى نكردم و به شما نگفتم كه همانا شيطان، دشمن آشكار شماست؟!).
(يٰا بَنِي آدَمَ قَد أَنزَلنٰا عَلَيكُم لِبٰاساً يُوٰارِي سَوآتِكُم وَ رِيشاً وَ لِبٰاسُ التَّقوىٰ ذٰلِكَ خَيرٌ ذٰلِكَ مِن آيٰاتِ اللّٰهِ لَعَلَّهُم يَذَّكَّرُونَ).[۳۱۸]
(اى فرزندان آدم! به يقين، بر شما لباسى كه عورتهاى شما را بپوشاند و زيور شما باشد، نازل كرديم و البتّه لباس تقوا (پرهیزگاری) بهتر است. اينها از نشانههاى خداوند [براى مردم] است. باشد كه متذكّر شوند).
(يٰا بَنِي آدَمَ لاٰ يَفتِنَنَّكُمُ الشَّيطٰانُ كَمٰا أَخرَجَ أَبَوَيكُم مِنَ الجَنَّةِ يَنزِعُ عَنهُمٰا لِبٰاسَهُمٰا لِيُرِيَهُمٰا سَوآتِهِمٰا إِنَّهُ يَرٰاكُم هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِن حَيثُ لاٰ تَرَونَهُم إِنّٰا جَعَلنَا الشَّيٰاطِينَ أَولِيٰاءَ لِلَّذِينَ لاٰ يُؤمِنُونَ).[۳۱۹]
(ای فرزندان آدم! شیطان، شما را نفریبد، آن گونه که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد و لباسشان را از تنشان بیرون ساخت تا برهنگیشان را به آنها نشان دهد. همانا او و دار و دستهاش، شما را میبینند از جایی که شما آنها را نمیبینید؛ [امّا بدانید] ما شیاطین را اولیای کسانی قرار دادیم که ایمان نمیآورند).
الحدیث
حدیث
- رسول اللّٰه صلّی الله عليه وآله: إنَّ اللّهَ خَلَقَ آدَمَ عليه السلام رَجُلاً طُوالاً... فَلَمّا ذاقَ الشَّجَرَةَ سَقَطَ عَنهُ لِباسُهُ، فَأَوَّلُ ما بَدا مِنهُ عَورَتُهُ، فَلَمّا نَظَرَ إلىٰ عَورَتِهِ جَعَلَ يَشتَدُّ[۳۲۰] فِي الجَنَّةِ.[۳۲۱]
- پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: خداوند، آدم را مردی بلندبالا آفرید... و چون از گیاه [ممنوعه] چشید، لباسش از تن او افتاد و نخستین جایی که از بدنش نمایان شد، عورتش بود. همین که چشمش به عورتش افتاد، شروع به دویدن در بهشت کرد.
- تفسیر القمّي: سُئِلَ الصّادِقُ عليه السلام عَن جَنَّةِ آدَمَ عليه السلام: أَ مِن جِنانِ الدُّنيا كانَت أَم مِن جِنانِ الآخِرَةِ؟ فَقالَ عليه السلام: كانَت مِن جِنانِ الدُّنيا، تَطلُعُ فيهَا الشَّمسُ وَ القَمَرُ، وَ لَو كانَت مِن جِنانِ الآخِرَةِ ما أُخرِجَ مِنها أَبَداً آدَمُ عليه السلام وَ لَم يَدخُلها إبليسُ.
قالَ عليه السلام: أَسكَنَهُ اللّهُ الجَنَّةَ وَ أَتىٰ جَهالَةً إلَى الشَّجَرَةِ، فَأَخرَجَهُ؛ لِأَنَّهُ خُلِقَ خِلقَةً لا تَبقىٰ إلّا بِالأَمرِ وَ النَّهيِ وَ اللِّباسِ وَ الأَكنانِ[۳۲۲] وَ النِّكاحِ، وَ لا يُدرِكُ ما يَنفَعُهُ مِمّا يَضُرُّهُ إلّا بِالتَّوقِيفِ[۳۲۳].
فَجاءَهُ إبلِيسُ فَقالَ: إنَّكُما إن أَكَلتُما مِن هٰذِهِ الشَّجَرَةِ الَّتي نَهاكُمَا اللّٰهُ عَنها صِرتُما مَلَكَينِ، وَ بَقيتُما فِي الجَنَّةِ أَبَداً، وَ إن لَم تَأكُلا مِنها أَخرَجَكُمَا اللّٰهُ مِنَ الجَنَّةِ. وَ حَلَفَ لَهُما أَنَّهُ لَهُما ناصِحٌ، كَما قالَ اللّٰهُ تَعالىٰ حِكايَةً عَنهُ: (مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ * وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ)، فَقَبِلَ آدَمُ عليه السلام قَولَهُ، فَأَكَلا مِنَ الشَّجَرَةِ، فَكانَ كَما حَكَى اللّٰهُ (بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا) وَ سَقَطَ عَنهُما ما أَلبَسَهُمَا اللّٰهُ مِن لِباسِ الجَنَّةِ، وَ أَقبَلا يَستَتِرانِ بِوَرَقِ الجَنَّةِ (وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُلْ لَكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُبِينٌ)؟ فَقالا كَما حَكَى اللّٰهُ عزّ وجلّ عَنهُما: (رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ)[۳۲۴].[۳۲۵]
- تفسیر القمّی: از امام صادق علیه السلام در بارۀ بهشت آدم علیه السلام سؤال شد: آیا از بهشتهاى دنيا بوده، يا از بهشتهاى آخرت؟ فرمود: «از بهشتهاى دنيا بوده است. آفتاب و ماه در آن طلوع مىكردند. اگر از بهشتهاى آخرت بود، هرگز آدم از آن اخراج نشده بود و هرگز ابلیس داخلش نشده بود».
نيز فرمود: «خداوند، آدم علیه السلام را در بهشت سُکنا داد و او از روی نادانی، به سراغ گیاه [ممنوعه] رفت و خدا هم او را بیرون کرد؛ چون او چنان خلق شده بود كه بدون امر و نهى و غذا و لباس و منزل و ازدواج نمیتوانست زندگى كند و جز با راهنمایی خدا نفع و ضرر خود را تشخيص نمیداد.
ابليس نزد او [و همسرش] آمد و گفت: اگر از اين گیاهی كه خدا شما را از آن نهى كرده، بخوريد، فرشته میشويد و براى هميشه در بهشت باقى میمانيد؛ ولى اگر از آن نخوريد، خدا از بهشت، بيرونتان خواهد كرد. سپس برایشان سوگند خورد كه: من خيرخواه شمايم، چنان كه خدای متعال، داستان را از قول او بازگو كرده است: (پروردگارتان شما را از اين گیاه، نهی نكرد، مگر آن كه مبادا دو فرشته شويد يا از جاودانهها گرديد * و براى آن دو با تأکید، سوگند یاد کرد كه: حتماً من براى شما از خيرخواهانم). آدم، حرف او را قبول کرد و هر دو از گیاه خوردند و چنان شد كه خداوند بازگو كرده است: (برهنگیشان بر آنها آشکار شد)؛ يعنى لباسهاى بهشتى - كه خدا بر تن آنان پوشانده بود - فرو افتاد و شروع به پوشاندن خود با برگهای درختان بهشت کردند و پروردگارشان آنها را ندا داد که: (آیا شما را از آن گیاه، نهی نکردم و به شما نگفتم که همانا شیطان، دشمن آشکار شماست؟!). آن دو، چنان که خداوند عز وجل بازگو کرده است، گفتند: (پروردگارا! ما به خود ستم كرديم و اگر تو ما را نيامرزى و رحم نكنى، حتماً از زيانكاران خواهيم بود)».
- الإمام الصادق عليه السلام - في ذِکرِ جُنودِ العَقلِ وَ الجَهلِ -: فَکانَ مِمّا أَعطَی اللّهُ العَقلَ مِنَ الخَمسَةِ وَ السَّبعینَ الجُندَ الخَیرُ... و جَعَلَ ضِدَّهُ الشَّرَّ...، وَ السَّترُ، وَ ضِدَّهُ التَّبَرُّجَ[۳۲۶].[۳۲۷]
- امام صادق علیه السلام - در بيان لشكر خِرد و نادانی -: از جملۀ هفتاد و پنج سربازی که خداوند در اختیار عقل قرار داد، «خیر» است... و ضدّ آن را «شر» قرار داد... و [نیز] «پوشيدگى» و ضدّ آن را «خودنمايى» قرار داد.
۴ / 2: طَهارَةُ القَلبِ
۴ / ۲: پاکیِ دل
(وَ إِذٰا سَأَلتُمُوهُنَّ مَتٰاعاً فَسئَلُوهُنَّ مِن وَرٰاءِ حِجٰابٍ ذٰلِكُم أَطهَرُ لِقُلُوبِكُم وَ قُلُوبِهِنَّ).[۳۲۸]
(و هنگامی که وسیلهای [از وسایل زندگی] را از آنان (همسران پیامبر) میخواهید، از پشت پرده درخواست کنید. این کار برای پاکی دلهای شما و آنها بهتر است).
(قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ إِنَّ اللهَ خَبيرٌ بِما يَصْنَعُون).[۳۲۹]
(به مردان مسلمان بگو: چشمان خود را [از آنچه دیدنش حرام است] فرو بندند و شرمگاه خود را حفظ كنند. اين براى آنان پاكيزهتر است. قطعاً خدا به كارهايى كه انجام مىدهند، آگاه است).
۴ / 3: الأَمنُ فِی الدُّنیا وَ الآخِرَةِ
۴ / ۳: امنیّت در دنیا و آخرت
الکتاب
قرآن
(يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِأَزوٰاجِكَ وَ بَنٰاتِكَ وَ نِسٰاءِ المُؤمِنِينَ يُدنِينَ عَلَيهِنَّ مِن جَلاَبِيبِهِنَّ ذٰلِكَ أَدنىٰ أَن يُعرَفنَ فَلاٰ يُؤذَينَ وَ كٰانَ اللّٰهُ غَفُوراً رَحِيماً).[۳۳۰]
(اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنهاى مردانِ مسلمان بگو: روسرىهای بلندشان را بر خود فرو افکنند. اين [كار] برای آن که [به پاکدامنی] شناخته شوند و مورد آزار [هوسبازان] قرار نگیرند، بهتر است و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است).
الحدیث
حدیث
- الإمام الرضا عليه السلام - مِمّا كَتَبَ في جَوابِ مَسائِلِ مُحَمَّدِ بن سِنانٍ -: حُرِّمَ النَّظَرُ إلىٰ شُعورِ النِّساءِ المَحجوباتِ بالأزواجِ و غَيرِهِنَّ مِن النِّساءِ؛ لِما فيهِ مِن تَهييجِ الرِّجالِ، و ما يَدعو التَّهييجُ إلَی الفَسادِ و الدُّخولِ في ما لا يَحِلُّ وَ لا يَجمُلُ، وَ كَذٰلِكَ ما أَشبَهَ الشُّعورَ.[۳۳۱]
- امام رضا علیه السلام - از آنچه در پاسخ سٶالهای محمّد بن سِنان نوشت -: نگاه کردن به موی زنان شوهردار و غیر شوهردار حرام شد؛ چون این کار، موجب تحریک مردان میشود و این تحریک، آنان را به فساد میکشانَد و وارد کارهای حرام و ناپسند میکند. این موضوع در بارۀ هر چیز دیگری شبیه مو هم صادق است.
راجع: ص۴۳۸ (آیة الجلباب).
ر.ک: ص۴۳۹ (آیۀ جلباب).
۴ / ۴: آثارُ تَركِ الحِجابِ
۴ / ۴: آثار ترک حجاب
- رسول اللّٰه صلّی الله عليه وآله: هَلاكُ نِساءِ اُمَّتي فِي الأَحمَرَينِ: اَلذَّهَبِ، وَ الثِّيابِ الرِّقاقِ. وَ هَلاكُ رِجالِ اُمَّتي في تَركِ العِلمِ، وَ جَمعِ المالِ.[۳۳۲]
- پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: هلاكت زنان امّت من، در گرو دو كالاى سرخفام است: يكى طلا و ديگرى جامههاى نازک، و هلاكت مردان امّتم در ترک دانش و گردآورى ثروت است.
- الإمام الصادق عليه السلام: قالَ رَسولُ اللهِ صلّی الله عليه وآله: مَن أَطاعَ امرَأَتَهُ، أَكَبَّهُ اللّٰهُ عَلىٰ وَجهِهِ فِي النّارِ.
قيلَ: و ما تِلكَ الطّاعَةُ؟
قالَ: تَطلبُ مِنهُ الذَّهابَ إلىٰ الحَمّاماتِ، وَ العُرُساتِ، وَ العيداتِ، وَ النِّياحاتِ؛ وَ الثِّيابَ الرِّقاقَ.[۳۳۳]
- امام صادق علیه السلام: پيامبر خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «هر كس به فرمان زنش گردن نهد، خدا او را با چهره در آتش میافكَنَد».
گفتند: و آن گردن نهادن، چيست؟
فرمود: «اين كه زنش از او [اجازه] بخواهد كه به حمّامها، عروسىها، جشنها و سوگوارىها برود و لباس نازک[۳۳۴] بپوشد [و او اجازه دهد]».
- رسول اللّه صلّی الله عليه وآله: المَرأةُ عَورَةٌ؛ فَإذا خَرَجَتِ استَشرَفَهَا الشَّيطانُ.[۳۳۵]
- پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: زن، [وجودش] شرمگاهی پوشاندنی است، که هر گاه از جایگاه خود به در آید، شیطان به دنبال وی خواهد بود.
- الإمام عليّ عليه السلام: دَخَلتُ أَنا وَ فاطِمَةُ عَلىٰ رَسولِ اللّٰهِ صلّی الله عليه وآله فَوَجَدتُهُ يَبكي بُكاءً شَديداً، فَقُلتُ: فِداكَ أَبي وَ أُمّي يا رَسولَ اللّٰهِ! مَا الَّذي أَبكاكَ؟
فَقالَ: يا عَلِيُّ، لَيلَةَ أُسرِيَ بي إلَى السَّماءِ رَأَيتُ نِساءً مِن أُمَّتي في عَذابٍ شَديدٍ.…
فَقالَت فاطِمَةُ عليها السلام: حَبيبي وَ قُرَّةَ عَيني! أَخبِرني ما كانَ عَمَلُهُنَّ.…
فَقالَ: أَمَّا المُعَلَّقَةُ بِشَعرِها، فَإنَّها كانَت لا تُغَطّي شَعرَها مِنَ الرِّجالِ...، وَ أَمَّا الَّتي كانَت تَأكُلُ لَحمَ جَسَدِها، فَإنَّها كانَت تُزَيِّنُ بَدَنَها لِلنّاسِ.[۳۳۶]
- امام على علیه السلام: من و فاطمه بر پيامبر خدا صلی الله علیه وآله وارد شديم. ديدم ايشان به شدّت گريه مىكند. گفتم: پدر و مادرم به فدايت، اى پيامبر خدا! چه چیزی موجب شده گریه کنید؟
فرمود: «اى على! شبى كه به آسمان برده شدم، زنانى از امّتم را در عذاب شديد ديدم...».
فاطمه علیها السلام گفت: اى پدر عزیز و نور چشمم! بفرما که اعمال آنها چه بوده است.…
فرمود: «آن زنى كه از موهایش آويزان بود، [در دنیا] مویش را از مردان نمیپوشاند... و آن زنى كه گوشت بدن خود را مىخورْد، بدنش را برای مردم آرایش میکرد».
- ↑ درآمد، به قلم پژوهشگر ارجمند، حجّة الإسلام و المسلمین عبد الهادی مسعودی.
- ↑ «الحجاب: السِّتر... و حجبه: أي منعه عن الدخول... أو سَتَرَه سَتراً» (الصحاح: ج۱ ص۱۰۷ مادّۀ «حجب»).
- ↑ مانند: (وَ إِذا قَرَأتَ القُرآنَ جَعَلنا بَينَكَ وَ بَينَ الَّذينَ لا يُؤمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجاباً مَستُوراً) (اسرا: آیۀ ۴۵)، (فَاتَّخَذَت مِن دُونِهِم حِجاباً فَأَرسَلنا إِلَيها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا) (مریم: آیۀ ۱۷)، (كَلّا إِنَّهُم عَن رَبِّهِم يَومَئِذٍ لَمَحجُوبُونَ) (مطفّفین: آیۀ ۱۵).
- ↑ ر.ک: الثاقب فی المناقب: ص۲۹۸، بحار الأنوار: ج۴۳ ص۶۶ و ج۹۲ ص۳۷.
- ↑ ر.ک: الإرشاد: ج۲ ص۹۳، قرب الإسناد: ص۲۶ ح۸۸، الأمالی، صدوق: ص۲۳۰ ح۲۴۲، الملهوف: ص۱۸۹، بحار الأنوار: ج۴۵ ص۱۰۷، ۱۵۵ و ۱۶۹؛ الثقات، ابن حبّان: ج۲ ص۳۱۲، تذكرة الخواصّ: ص۲۶۳.
- ↑ الملهوف: ص۲۲۶، مثير الأحزان: ص۱۱۲ نحوه، بحار الأنوار: ج۴۵ ص۱۴۷.
- ↑ الأحزاب: ۵۳.
- ↑ الابتِناء و البناء: النکاح. و الأصل فیه أنّ الرجل کان إذا تزوّج امرأةً بنیٰ علیها قُبّة...، فیُقال بنی الرجل علیٰ أهله (اُنظر: النهایة: ج۱ ص۱۵۸ «بنا»).
- ↑ الرَّهط من الرجال: ما دونَ العَشرة (النهایة: ج۲ ص۲۸۳ «رهط»).
- ↑ صحيح البخاري: ج۵ ص۱۹۸۲ ح۴۸۷۱، صحيح مسلم: ج۲ ص۱۰۵۰ ح۹۳ نحوه؛ مجمع البیان: ج۸ ص۵۷۴ نحوه و راجع سنن الترمذي: ج۵ ص۳۵۶ ح۳۲۱۷.
- ↑
الطبقات الكبرىٰ: ج۸ ص۱۷۴ و راجع أُسد الغابة: ج۱ ص۱۳۱ و السيرة الحلبية: ج۲ ص۶۰۶ و فتح الباري: ج۸ ص۴۶۲.
- ↑
یَطعَم:أي یأکل. یقال: طَعِمَ یَطعَم؛ إذا أکَلَ أو ذاقَ (اُنظر: لسان العرب: ج۱۲ ص۳۶۳ «طعم»).
- ↑
تفسیر الطبري: ج۱۲ الجزء ۲۲ ص۳۹، تفسیر القرطبي: ج۱۴ ص۲۲۴؛ مجمع البیان: ج۸ ص۵۷۴ نحوه و راجع الأدب المفرد: ص۳۰۹ ح۱۰۵۳ و السنن الکبری للنسائي: ج۶ ص۴۳۵ ح۱۱۴۱۹ و المعجم الأوسط: ج۳ ص۲۱۲ ح۲۹۴۷.
- ↑ الجلابیب: القُمُص و الخُمُر، الواحد جلباب (مفردات ألفاظ القرآن: ص۱۹۹ «جلب»). و قال الجزري: الجِلباب: الإزار و الرداء، و قیل: الملحَفة، و قیل: هو کالمقنعة تغطّي به المرأةُ رأسَها و ظهرها و صَدرها (النهایة: ج۱، ص۲۸۳ «جلب»).
- ↑ الأحزاب: ۵۹.
- ↑
تفسیر القمّي: ج۲ ص۱۹۶، بحار الأنوار: ج۱۰۴ ص۳۳ ح۶.
- ↑
کذا في الطبعة التي بأیدینا بالذال المعجمة، و الظاهر انّه تصحیف و الصواب: «دُعّاراً» بالدال المهملة. قال الجزري: الدعارة: الفساد و الشرّ، و رجل داعِر: خبیث مُفسِد، و یُجمع علی دُعّار (النهایة: ج۲، ص۱۱۹ «دعر»). أو لعلّها بالزاي؛ من الزَّعارَة، و هي شَراسَةٌ و سوءُ خُلُقٍ (اُنظر: لسان العرب: ج۴ ص۳۲۴ «زعر»).
- ↑
الدرّ المنثور: ج۶ ص۶۶۰ نقلاً عن عبد بن حمید، تفسیر ابن کثیر: ج۶ ص۴۷۱ عن السدّي، الطبقات الکبریٰ: ج۸ ص۱۷۶ عن أبي مالك و کلاهما نحوه.
- ↑
تفسیر الطبري: ج۱۲ الجزء ۲۲ ص۴۶.
- ↑ مجمع البیان: ج۸ ص۵۸۰، بحار الأنوار: ج۲۲ ص۱۸۶؛ أسباب النزول للواحدي: ص۳۷۷ ح۷۱۹ عن السدّي نحوه و راجع تفسير الآلوسي: ج۲۲ ص۹۰.
- ↑
شُبّهت الخُمُر في سوادها بالغِربان، جمع غُراب (النهایة: ج۳ ص۳۵۲ «غرب»).
- ↑
سنن أبي داوود: ج۴ ص۶۱ ح۴۱۰۱، تفسیر ابن کثیر: ج۶ ص۴۷۱، تفسير الآلوسي: ج۲۲ ص۸۹ کلاهما نحوه.
- ↑ أصل الخَمر: ستر الشيء، و یقال لِما یُستَر بِهِ: خِمار، لکنّ الخِمار صار في التعارُف اسماً لِما تُغطّي به المرأة رآسها، و جمعُه خُمُر (مفردات ألفاظ القرآن: ص۲۹۸ «خمر»). الخمار: ما تُغطّي به المرأة رأسها. و تخمّرت بالخِمار و اختمَرَت: لَبِسته (لسان العرب: ج۴، ص۲۵۷ «خمر»).
- ↑ جیوبهنّ: أي صدورهن، و من هنا سُمّیت فتحة القمیص العلیا المقوّرة جَیباً. و قال ابن منظور: جِبتُ القمیص: قَوَّرتُ جَیبه. و کلّ شيء قُطِع وَسَطُه فهو مجیوب و مَجوب و مُجَوَّب (اُنظر: لسان العرب: ج۱ ص۲۸۵ - ۲۸۸ «جوب»).
- ↑ النور: ۳۱.
- ↑ الدُّملُوج: المعضَد، و كذلك الدُّملُج (الصحاح: ج۱ ص۳۱۶ «دملج»).
- ↑ في بحار الأنوار: «و أمّا زينَةُ الزَّوجِ»، و هو الأنسب.
- ↑ تفسیر القمّي: ج۲ ص۱۰۱ عن أبي الجارود، بحار الأنوار: ج۱۰۴ ص۳۳ ح۵ و راجع المصنّف لابن أبي شیبة: ج۳ ص۳۸۴ ح۱۳.
- ↑ قال الفیض الکاشاني (رحمه الله): «ما دون الخمار»: يعني ما يستره الخمار من الرأس و الرقبة، و هو ما سوى الوجه منهما. و «ما دون السوارين»: يعني من اليدين، و هو ما عدا الكفّين منهما (الوافي: ج۲۲ ص۸۱۷).
- ↑ الکافي: ج۵ ص۵۲۰ ح۱، وسائل الشیعة: ج۱۴ ص۱۴۵ ح۲۵۴۲۵.
- ↑
الکافي: ج۵ ص۵۲۱ ح۳ عن زرارة، مکارم الأخلاق: ج۱ ص۴۹۶ ح۱۷۲۳، مجمع البیان: ج۷ ص۲۱۷ عن ابن عبّاس من دون إسناد إلی أحد من أهل البیت عليهم السلام نحوه، بحار الأنوار: ج۱۰۴ ۳۶ ح۲۳.
- ↑
القُلب: منَ الأسوِرَة، یقولون: سِوارٌ قُلب. أو هو السوار یکون من عاجٍ أو نحوه (اُنظر: تاج العروس: ج۲ ص۳۳۷ «قلب»).
- ↑
الکافي: ج۵ ص۵۲۱ ح۴، مکارم الأخلاق: ج۱ ص۴۹۷ ح۱۷۲۴ نحوه، بحار الأنوار: ج۱۰۴ ص۳۶ ح۲۳؛ تفسیر الطبري: ج۱۰ الجزء ۱۸ ص۱۱۹ عن ابن عبّاس من دون إسناد إلی أحد من أهل البیت عليهم السلام نحوه.
- ↑
دعائم الإسلام: ج۲ ص۲۱۵ ح۷۹۴، مستدرك الوسائل: ج۱۴ ص۲۸۰ ح۱۶۷۱۶؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۱۲ ص۶۹ عن عمر بن الخطّاب من دون إسناد إلی أحدٍ من أهل البیت عليهم السلام نحوه.
- ↑
الکُمَّة و الکِمام: القَلَنسُوَة المدوّرة (اُنظر: المصباح المنیر: ص۵۴۱ «کمم»).
- ↑
خَطَران الرجُل: اهتزازه في المشي و تَبَختُره. و خَطَر بسیفه و رمحه و قضیبه و سَوطِه یَخطِر خَطَراناً: إذا رَفَعه مرّة و وضعَه اُخریٰ (لسان العرب: ج۴ ص۲۵۰ «خطر»).
- ↑
دِرع المرأة: قمیصُها. و هو أیضاً الثوب الصغیر تلبسه الجاریة الصغیرة في بیتها. و في التهذیب [للأزهري]: الدِّرع: ثوب تجوبُ [أي تقطعُ أو تشقُّ] المرأةُ وسَطَه، و تجعل له یدین، و تخیط فَرجَیه (لسان العرب: ج۸ ص۸۲ «درع»).
- ↑
تاریخ دمشق: ج۱۶ ص۳۲۳ ح۳۹۴۰، کنز العمّال: ج۵ ص۸۶۱ ح۱۴۵۶۷.
- ↑
المُروط: الأکسیة، الواحد مِرط، و یکون من صوف، و ربما کان من خزّ أو غیره (النهایة: ج۴ ص۳۱۹ «مرط»).
- ↑
صحیح البخاري: ج۴ ص۱۷۸۲ ح۴۴۸۰، سنن أبي داوود: ج۴ ص۶۱ ح۴۱۰۲ نحوه، السنن الکبری: ج۲ ص۳۳۰ ح۳۲۵۸.
- ↑
المِنطَق: النطاق، و جمعه مناطق؛ و هو أن تلبس المرأة ثوبها ثم تشدّ وسطها بشيء، و ترفع وسط ثوبها و ترسله علی أسفل عند معاناة الأشغال؛ لئلّا تعثر في ذیلها (النهایة: ج۵ ص۷۵ «نطق»).
- ↑
مسند ابن حنبل: ج۹ ص۵۵۸ ح۲۵۶۰۸، سنن أبي داوود: ج۴ ص۶۱ ح۴۱۰۰ نحوه.
- ↑
کذا في الطبعة المعتمدة للمصدر، و لعلّ الصواب: «و أشدّ».
- ↑
الاعتجار: لِبسة کالالتحاف. و المِعجَر: ثوب تعتجر به المرأة، أصغر من الرداء و أکبر من المقنعة (لسان العرب: ج۴، ص۵۴۴ «عجر»).
- ↑
فتح الباري: ج۸ ص۴۹۰ ذیل ح۴۷۵۹، تفسیر ابن کثیر: ج۶ ص۴۸، تفسیر ابن أبي حاتم: ج۸ ص۲۵۷۵ ح۱۴۴۰۶ کلاهما نحوه.
- ↑ الأحزاب: ۳۳.
- ↑
الأحزاب: ٣٣.
- ↑
تفسير القميّ: ج٢ ص١٩٣ عن طلحة بن زيد عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج۲۲ ص۱۸۹ ح۱؛ تفسير ابن أبي حاتم: ج۹ ص۳۱۳۱ ح۱۷۶۷۲ عن ابن عبّاس.
- ↑
سنن أبي داوود: ج۴ ص۶۲ ح۴۱۰۴، السنن الکبریٰ: ج۲ ص۳۱۹ ح۳۲۱۸، مسند الشامیّین: ج۴ ص۶۴ ح۲۷۳۹ کلاهما نحوه.
- ↑
رمىٰ فلان بحَقوِه: أي بإزاره (کتاب العین: ج۳ ص۲۵۵ «حقو»)
- ↑
سنن أبي داوود: ج۱ ص۱۷۳ ح۶۴۲، مسند ابن حنبل: ج۹ ص۳۸۹ ح۲۴۷۰۰ نحوه، السنن الكبرىٰ: ج۶ ص۹۵ ح۱۱۳۱۲.
- ↑ العِراك: الحیض (لسان العرب: ج۱۰ ص۴۶۷ «عرك»).
- ↑ تفسیر الطبري: ج۱۰ الجزء ۱۸ ص۱۱۹، المغني لابن قدامة: ج۷ ص۴۶۲، الدرّ المنثور: ج۶ ص۱۸۰.
- ↑
الحَصان: العفیفة. أحصنَتِ المرأةُ فهي محصِنَة و محصَنة (النهایة: ج۱ ص۳۹۷ «حصن»).
- ↑
الکافي: ج۵ ص۳۲۴ ح۱، تهذیب الأحکام: ج۷ ص۴۰۰ ح۱۵۹۷ و فیه «الستیرة» بدل «العفیفة»، کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۳ ص۳۸۹ ح۴۳۶۷، و فیه بزیادة «الستیرة» بعد «الودود»، بحار الأنوار: ج۱۰۳ ص۲۳۵ ح۲۰.
- ↑
المراسیل مع الأسانید: ص۲۱۵ ح۱ عن قتادة، نصب الراية: ج۱ ص۴۱۲.
- ↑
الکافي: ج۵ ص۵۳۲ ح۱ عن محمّد بن مسلم و راجع دعائم الإسلام: ج۱ ص۱۷۷.
- ↑
۱ گفتنی است پوشاندن مو منحصر به پوشاندن آن با خِمار (روسرى و مقنعه) نیست و به هر گونه که پوشانده شود و دیده نشود، کافی است.
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۱ ص۳۷۳ ح۱۰۸۲، وسائل الشیعة: ج۳ ص۲۹۴ ح۵۵۳۸.
- ↑
أي الإمام الکاظم عليه السلام.
- ↑ قال المجلسي (رحمه الله): «حتّی تحرم علیها الصلاة» الظاهر أنّه کنایة عن الحیض، و یحتمل أن یکون حرمة الصلاة بدون القناع (مرآة العقول: ج۲۰ ص۳۷۰).
- ↑ الکافي: ج۵ ص۵۳۳ ح۲، علل الشرائع: ص۵۶۵ ح۲، بحار الأنوار: ج۱۰۴ ص۳۵ ح۱۶.
- ↑
قال الطریحي: قوله تعالی: (غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ): قیل: هم البُلهُ الذین لا یعرفون شیئاً من اُمور النساء، و هو مرويّ عن أبي عبدالله عليه السلام، و قیل: الخَصِيّ. و قیل: الشیخ الکبیر الفاني الذي لا حاجة له في النساء. و قیل: العبید الصغار... و في الحدیث: «اُولي الإربة من الرجال» الأحمق الذي لا یأتي النساء (مجمع البحرین: ج۱ ص۳۷ «أرب»).
- ↑ صحیح مسلم: ج۴ ص۱۷۱۶ ح۳۳، سنن أبي داوود: ج۴ ص۶۲ ح۴۱۰۷، السنن الکبری للنسائي: ج۵ ص۳۹۵ ح۹۲۴۷.
- ↑
الشَّموع: الجاریة اللَّعوب الضَّحوك. و قیل: هي المزّاحة الطیّبة الحدیث (أُنظر: لسان العرب: ج۸ ص۱۸۶ «شمع»).
- ↑
في کثیر من نسخ الکافي: «نجلاء»، و کذلك في الوافي و الوسائل و بحار الأنوار. قال ابن منظور: النَّجَلُ: سَعَة شقّ العین مع حُسن. و عینٌ نَجلاء: أي واسعة (اُنظر: لسان العرب: ج۱۱ ص۶۴۷ «نجل»).
- ↑
قال المجلسي (رحمه الله) في توضیح بعض ألفاظ الحدیث: مُبَتَّلَة: یقال: امرأة مُبَتَّلة - بتشدید التاء مفتوحة -: أي تامّة الخَلق... هیفاء: الهَیَف - مُحرّکة -: ضمر البطن و الکشح و دقّة الخاصرة... شنباء: الشَّنَب - بالتحریك -: البیاض و البریق و التحدید في الأسنان... تَـثَـنَّت: أي تردّ بعض أعضائها علی بعض... أو من ثنيِ العود؛ إذا عَطَفَه، و معناه: إذا جلست انعطَفت أعضاؤها و تمایلت کما هو شأن المتبختر و المتجبّر الفخور (بحار الأنوار: ج۲۲ ص۸۹).
- ↑ التغریب: النفي عن البلد... یقال: أغربته و غرّبته: إذا نحّته و أبعدته (النهایة: ج۳ ص۳۴۹ «غرب»).
- ↑ الکافي: ج۵ ص۵۲۳ ح۳ عن عبد اللّٰه بن میمون القدّاح، بحار الأنوار: ج۲۲ ص۸۸ ح۴۲ و راجع الاستذكار لابن عبد البرّ: ج۷ ص۲۸۷ ح۱۴۶۵.
- ↑
۱ در الوافى آمده است: «مراد از چهار، دو دست و دو پاست و مراد از هشت، آن چهار، به اضافۀ دو كتف و دو باسن است».
- ↑ ۲ به نظر میرسد دو نفری که در این حدیث از آنان نام برده شده، در میان مردم به نداشتن میل جنسی مشهور بودهاند. از این رو، کسی از نشست و برخاست آنها با زنان ممانعت نمیکرد؛ امّا پس از آن که پیامبر صلی الله علیه وآله از آنان سخنانی را شنید که با باور مردم در بارۀ آنان ناسازگار بود، زمینۀ جدا کردن آن دو را از محافل زنانه فراهم نمود.
- ↑
خَصَیتُ العبدَ: سَلَلتُ خُصیَیهِ، فهو خَصِيّ (اُنظر: المصباح المنیر: ص۱۷۱ «خصي»).
- ↑
مکارم الأخلاق: ج۱ ص۴۹۵ ح۱۷۱۶، بحار الأنوار: ج۱۰۴ ص۴۶ ح۱۴.
- ↑
الکافي: ج۵ ص۵۳۲ ح۲، تهذیب الأحکام: ج۷ ص۴۸۰ ح۱۹۲۵، کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۳ ص۴۶۹ ح۴۶۳۳، بحار الأنوار: ج۱۰۴ ص۴۶ ح۱۷.
- ↑
الأمالي للطوسي: ص۳۶۶ ح۷۸۰ عن عليّ بن رزین عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج۱۰۴ ص۴۵ ح۷.
- ↑ إثبات الوصیّة: ص۲۳۶ و راجع دلائل الإمامة: ص۳۹۰ ح۳۴۴.
- ↑ تهذیب الأحکام: ج۷ ص۴۵۷ ح۱۸۲۸، وسائل الشیعة: ج۱۴ ص۱۶۶ ح۲۵۴۸۲.
- ↑
العواتِق: جمع عاتق؛ و هي الشابّة أوّل ما تدرك (النهاية: ج۳ ص۱۷۸ «عتق»).
- ↑ صحیح مسلم: ج۲ ص۶۰۶ ح۱۲، مسند ابن حنبل: ج۷ ص۴۰۱ ح۲۰۸۱۹، سنن ابن ماجة: ج۱ ص۴۱۴ ح۱۳۰۷ کلاهما نحوه.
- ↑
الکُمُّ من الثَّوب: مدخل الید و مخرجها، و الجمع أکمام (لسان العرب: ج۱۲ ص۵۲۶ «کمم»).
- ↑ الصُّدغان: مابین لِحاظَي العینین إلی أصل الأُذُن (لسان العرب: ج۸ ص۴۳۹ «صدغ»).
- ↑ السنن الکبریٰ: ج۷ ص۱۳۸ ح۱۳۴۹۷، المعجم الکبیر: ج۲۴ ص۱۴۳ ح۳۷۸، المعجم الأوسط: ج۸ ص۱۹۹ ح۸۳۹۴ کلاهما نحوه.
- ↑
قَباطي: جمع قبطيّة، و تقدّم بيان معناها.
- ↑
صَدَعَ الشيءَ: شَقَّه بنصفَین (لسان العرب: ج۸ ص۱۹۴ «صدع»).
- ↑ سنن أبي داوود: ج۴ ص۶۴ ح۴۱۱۶، المعجم الکبیر: ج۴ ص۲۲۵ ح۴۱۹۹، تاریخ دمشق: ج۱۶ ص۳۰۳ ح۳۹۳۶ کلاهما نحوه.
- ↑ الغِلالة: الثوب الذي یُلبَس تحت الثیاب أو تحت دِرع الحدید. و اغتَلَلت الثوبَ: لبستُه تحت الثیاب (لسان العرب: ج۱۱ ص۵۰۲ «غلل»).
- ↑ مسند ابن حنبل: ج۸ ص۱۸۴ ح۲۱۸۴۵، السنن الکبری: ج۲ ص۳۳۱ ح۳۲۶۲، المعجم الکبیر: ج۱ ص۱۶۰ ح۳۷۶ کلاهما نحوه.
- ↑
العيّ: اللکنة، و العجز عن البيان، و عدم الضبط، و اللّوي، و التذمّر، و الأمل، و العطف؛ و العَیيّ عن حجّته: إذا لم یهتد لوجه عمله (اُنظر: تهذیب اللغة: ج۳ ص۱۶۳ ـ ۱۶۵ «عيي») و فیه إشارة إلی الآیة ۱۸ من سورة الزخرف.
- ↑
العورة: ما يُستحىٰ منه و ينبغي ستره، و کلّ شيء إظهاره عارٌ لصاحبه (اُنظر: تهذیب اللغة: ج٣ ص٣١٨ «عور»).
- ↑
الكافي: ج۵ ص۵۳۵ ح۱ عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عن الإمام علی عليهما السلام، کتاب من لا يحضره الفقيه: ج۳ ص۳۹۰ ح۴۳۷۲ نحوه، بحار الأنوار: ج۱۰۳ ص۲۵۲ ح۵۰؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۳۱۰ ح۵۵۷ عن الإمام عليّ عليه السلام نحوه، و راجع: الکافي: ج۱ ص۵۳۵ ح۴.
- ↑
اشاره است به آیۀ ۱۸ از سورۀ زخرف.
- ↑ الأمالي للطوسي: ص۴۰ ح۴۵ عن يعقوب بن شعيب، بحار الأنوار: ج۴۳ ص۹۵ ح۵ و راجع المناقب لابن شهر آشوب: ج۳ ص۳۵۳ و المناقب للخوارزمي: ص۳۵۰ ح۳۶۴.
- ↑
الكافي: ج۵ ص۵۱۰ ح۳ عن عبد الرحمان بن کثیر، عوالي اللآلي: ج۳ ص۳۱۱ ح۱۳۹ مرسلاً عن أمیر المؤمنین عليه السلام.
- ↑
الکافي: ج۳ ص۳۹۶ ح۱۴ عن عبید اللّٰه بن عليّ الحلبي، تهذیب الأحکام: ج۲ ص۲۱۹ ح۸۶۱، مکارم الأخلاق: ج۱ ص۲۱۱ ح۶۲۹.
- ↑
مجلسی رحمه الله در مرآة العقول (ج ۱۵ ص۳۰۶) مىگويد: «"ظاهر بدنش را نمىپوشاند" بیانگر نپوشاندن رنگ بدن هم هست كه اجماعى است و اختلاف در پوشيدن لباسى است كه حجم بدن را نشان دهد، ولى رنگ آن را بپوشاند. احتياط، اين است كه لباس بدننما نپوشند، مگر در صورت ضرورت، كه با آن نماز هم خوانده مىشود».
- ↑
الکافي: ج۵ ص۵۱۹ ح۵ عن حفص بن البختري، کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۳ ص۵۶۱ ح۴۹۲۸، الخصال: ص۵۸۷ ح۱۲ عن الإمام الباقر عليه السلام، بحار الأنوار: ج۱۰۳ ص۲۵۵ ح۱ و راجع تفسیر القرطبي: ج۱۲ ص۲۳۳.
- ↑ قال الفیض الکاشاني (رحمه الله): أراد بالأخ الأخ في الدّین، لا الأخ في النَّسَب. و المُصَبَّغَة: المُلَوَّنَة (الوافي: ج۲۲ ص۸۴۷).
- ↑ الکافي: ج۵ ص۵۲۶ ح۳، وسائل الشيعة: ج۱۴ ص۱۵۲ ح۲۵۴۵۰ و راجع مشكاة الأنوار: ص۳۵۵ ح۱۱۵۱.
- ↑
بَیّاعِ سابُری: سابُریفروش. سابُری (/ سابوری/ شاپوری)، نوعی جامۀ ابریشمی بود که در شهر سابور (شاپور / بیشاپور) در حوالی کازرون امروزی تولید میشد.
- ↑
حَدَّتِ المَرأةُ علی زوجها تَحِدُّ حِداداً - بالکسر - فهي حادٌّ - بغیر هاء -: إذا حَزِنت علیه و لَبِست ثیاب الحزن و ترکت الزینة (مجمع البحرين: ج۱ ص۳۷۴ «حدد»).
- ↑
دعائم الإسلام: ج۳ ص۲۹۱ ح۱۰۹۶، مستدرك الوسائل: ج۱۵ ص۳۶۰ ح۱۸۵۰۴.
- ↑
ثوبٌ صَفیق: مَتین. وقد صَفُقَ صَفاقةً: کثُف نَسجُه (لسان العرب: ج۱۰ ص۲۰۴ «صفق»).
- ↑
الخصال: ص۶۲۳ ح۱۰ عن أبي بصیر عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، تحف العقول: ص۱۱۳، بحار الأنوار: ج۸۳ ص۱۸۴ ح۱۳؛ البدایة و النهایة: ج۹ ص۲۷۱ نحوه.
- ↑
کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۱ ص۵۹ ح۱۳۱، الخصال: ص۴۰۷ ح۳، المحاسن: ج۱ ص۷۶ ح۳۶ کلاهما عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صَلّی الله عَليه وآلِه نحوه، بحار الأنوار: ج۸۸ ص۱۲۸ ح۵.
- ↑
دعائم الإسلام: ج۱ ص۱۷۷؛ بحار الأنوار: ج۸۳ ص۱۸۸ ح۱۷؛ المصنّف لابن أبي شیبة: ج۲ ص۱۳۳ ح۱۲ عن عائشة، المصنّف لعبد الرزّاق: ج۳ ص۱۳۰ ح۵۰۳۸ و فیهما صدره إلی «حتی تختمر» نحوه.
- ↑
صلاة الحائض: أي البالغة؛ سُمّیَت حائضاً لأنَّها بلغت سنّ الحیض (اُنظر: البحر الرائق لابن نجیم المصري: ج۱ ص۴۶۶ و المبسوط للسرخسي: ج۱ ص۲۱۲).
- ↑
سنن أبي داوود: ج۱ ص۱۷۳ ح۶۴۱ عن عائشة، سنن ابن ماجة: ج۱ ص۲۱۵ ح۶۵۵؛ ذكرى الشيعة: ج۳ ص۵.
- ↑
سنن أبي داوود: ج۱ ص۱۷۳ ح۶۴۰، المستدرك علی الصحیحین: ج۱ ص۳۸۰ ح۹۱۵، السنن الكبریٰ: ج۲ ص۳۲۹ ح۳۲۵۱.
- ↑
المصنّف لعبد الرزّاق: ج۳ ص۱۲۸ ح۵۰۲۷ و نقل شبه هذا في عائشة فراجع التاريخ الكبير: ج۶ ص۱۸۹ الرقم ۲۱۲۹ و المصنّف لابن أبي شيبة: ج۲ ص۱۳۰ ح۱۹.
- ↑
قرب الإسناد: ص۱۴۱ ح۵۰۶ عن الإمام الصادق عن أبیه عليهما السلام، بحار الأنوار: ج۸۸ ص۱۲۵ ح۱.
- ↑
دعائم الإسلام: ج۱ ص۱۷۷، بحار الأنوار: ج۸۳ ص۱۸۸ ح۱۷ و راجع مسائل عليّ بن جعفر: ص۱۱۳ ح۳۴.
- ↑
تهذيب الأحكام: ج۲ ص۲۱۷ ح۸۵۳، الاستبصار: ج۱ ص۳۸۸ ح۱۴۷۸، وسائل الشيعة: ج۳ ص۲۹۵ ح۵۵۴۴.
- ↑
الکافي: ج۳ ص۳۹۴ ح۲، تهذيب الأحكام: ج۲ ص۲۱۷ ح۸۵۵، کتاب من لا يحضره الفقيه: ج۱ ص۳۷۲ ح۱۰۸۱ نحوه.
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۱ ص۳۷۳ ح۱۰۸۲، وسائل الشیعة: ج۳ ص۲۹۴ ح۵۵۳۸.
- ↑
کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۱ ص۲۵۷ ح۷۸۹ عن الفضیل، وسائل الشیعة: ج۳ ص۲۹۳ ح۵۵۳۵.
- ↑ الکافي: ج۳ ص۳۹۵ ح۱۱، تهذیب الأحکام: ج۲ ص۲۱۷ ح۸۵۶، بحار الأنوار: ج۸۳ ص۱۸۶ ذیل ح۱۳.
- ↑
کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۱ ص۳۷۳ ح۱۰۸۴، وسائل الشیعة: ج۳ ص۲۹۴ ح۵۵۳۹ و راجع تهذیب الأحکام: ج۲ ص۲۱۹ ح۸۶۰.
- ↑
تهذيب الأحكام: ج۲ ص۲۱۹ ح۸۶۰، منتقَى الجمان: ج۱ ص۴۶۶، وسائل الشيعة: ج۳ ص۲۹۵ ح۵۵۴۵.
- ↑
أي الإمام الصادق عليه السلام؛ لأنّ سماعة من أصحابه.
- ↑
تهذیب الأحکام: ج۲ ص۲۳۰ ح۹۰۴، وسائل الشیعة: ج۳ ص۳۰۶ ح۵۵۹۰.
- ↑
مسائل عليّ بن جعفر: ص۱۱۳ ح۳۴ و ۳۳ و ۳۵ کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۸۳ ص۱۹۲ ح۲.
- ↑
کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۱ ص۳۷۳ ح۱۰۸۳، مسائل عليّ بن جعفر: ص۱۷۲ ح۲۹۹، منتقَی الجمان: ج۱ ص۴۶۶، بحار الأنوار: ج۸۳ ص۱۷۷ ح۴.
- ↑
تهذيب الأحكام: ج۲ ص۲۱۷ ح۸۵۴ عن عبد الرحمان بن الحجّاج، منتقَى الجمان: ج۱ ص۴۶۶، وسائل الشيعة: ج۳ ص۲۹۵ ح۵۵۴۴.
- ↑
تهذیب الأحکام: ج۲ ص۲۱۸ ح۸۵۷ عن عبد اللّٰه بن بكير، عوالي اللآلي: ج۳ ص۷۷ ح۴۴ و لیس فیه «الحرّة»، وسائل الشيعة: ج۳ ص۲۹۷ ح۵۵۵۶.
- ↑
تهذیب الأحکام: ج۲ ص۲۱۸ ح۸۵۸ عن عبد اللّٰه بن بكير، الاستبصار: ج۱ ص۳۸۹ ح۱۴۸۲.
- ↑ تهذیب الأحکام: ج۲ ص۲۱۸، و الروایات المشار إلیها في تهذیب الأحکام: ج۲ ص۱۱۷ – ۱۱۸ ح۸۵۳ – ۸۵۸ و راجع: تهذیب الأحکام: ج۴ ص۲۸۱ ح۸۵۱، وسائل الشیعة: ج۴ ص۴۱۲ ح۵۵۶۴ و ۵۵۶۲ و المحاسن: ج۲ ص۳۷ ح۱۱۱۶.
- ↑ سنن أبي داوود: ج۱ ص۱۷۰ ح۶۳۲، السنن الكبرىٰ: ج۲ ص۳۳۹ ح۳۲۹۴، المصنّف لابن أبي شيبة: ج۱ ص۳۸۱ ح۱ نحوه.
- ↑ الکافي: ج۳ ص۳۹۴ ح۲، تهذیب الأحکام: ج۲ ص۲۱۷ ح۸۵۵، منتقَی الجمان: ج۱ ص۴۸۱.
- ↑
قرب الإسناد: ص۱۹۱ ح۷۱۷، بحار الأنوار: ج۸۳ ص۱۸۴ ح۱۲.
- ↑
تهذيب الأحكام: ج۲ ص۲۲۴ ح۸۸۴، کتاب من لا يحضره الفقيه: ج۱ ص۲۴۸ ح۷۵۵، قرب الإسناد: ص۱۹۱ ح۷۱۸، بحار الأنوار: ج۸۳ ص۲۶۱ ح۱۱.
- ↑
الثندوتان للرجل كالثديين للمرأة (النهاية: ج۱ ص۲۲۳ «ثند»).
- ↑
الکافي: ج۳ ص۴۰۱ ح۱۵ عن سفيان بن السمط، وسائل الشيعة: ج۳ ص۲۸۳ ح۵۴۸۰.
- ↑
المستدرك على الصحيحين: ج۴ ص۲۰۰ ح۷۳۵۹ عن عليّ بن عمر بن الإمام عليّ عليه السلام عن أبيه عن جدّه، الفردوس: ج۳ ص۴۴ ح۴۱۱۴ عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صَلّی الله عَليه وآلِه.
- ↑
في مسند أبي یعلیٰ: «بأُمّ أیمنَ» و في شعب الإیمان: «و صحابٌ له یقال له: أیمَن».
- ↑
في مسند أبي یعلیٰ و شعب الإیمان: «و فتیةٌ» بدل «و فئة».
- ↑
مخاریق: جمع مِخراق؛ و هو ثَوبٌ یُلَفُّ و یضرِبُ به الصبیانُ بعضهم بعضاً (النهایة: ج۲ ص۲۶ «خرق»).
- ↑ فَبِلَأيٍ: أي بعد مشقّة و جهد و إبطاء (النهایة: ج۴ ص۲۲۱ «لأي»).
- ↑ مسند ابن حنبل: ج۶ ص۲۱۶ ح۱۷۷۲۸، مسند أبي یعلیٰ: ج۲ ص۲۰۷ ح۱۵۳۷، شعب الإيمان: ج۶ ص۱۵۴ ح۷۷۶۳ کلاهما نحوه.
- ↑
در متن عربی حدیث، «مَخاریق» (جمع مِخراق) آمده و مِخراق، همان: دُرّه، تُرّه، تُرنا و به معنای دو یا چند جامۀ در هم کلاف شده (به هم تافته) است که در بازی، به یکدیگر میکوبند (ر.ک: لغتنامۀ دهخدا: ذیل «تُرنا» و «مِخراق»).
- ↑
أحکام القرآن للجصّاص: ج۱ ص۸۱، إمتاع الأسماع: ج۷ ص۸۵.
- ↑
المستدرك على الصحيحين: ج۳ ص۲۸۸ ح۵۱۱۹، الإصابة: ج۶ ص۲۵ الرقم ۷۸۱۵.
- ↑
سنن أبي داوود: ج۴ ص۴۰ ح۴۰۱۶، صحیح مسلم: ج۱ ص۲۶۸ ح۷۸، السنن الکبری: ج۲ ص۳۱۸ ح۳۲۱۲ کلاهما نحوه.
- ↑ سنن أبي داوود: ج۴ ص۴۰ ح۴۰۱۷، سنن الترمذي: ج۵ ص۹۷ ح۲۷۶۹، سنن ابن ماجة: ج۱ ص۶۱۸ ح۱۹۲۰ کلاهما نحوه.
- ↑
اشتَمَل بالثوب: إذا أداره علی جَسدِه کلّه (لسان العرب: ج۱۱ ص۳۶۸ «شمل»).
- ↑
الاحتباء: هو أن یضُمّ الإنسانُ رجلَیه إلی بطنه إذا جلَس، و یجمعهما بثَوبٍ إلی ظهره، و یشُدُّه علیه. و قد یکون الاحتباء بالیدین عِوضَ الثوب (النهایة: ج۱ ص۳۳۵ «حبا»).
- ↑
صحیح البخاري: ج۵ ص۲۱۹۱ ح۵۴۸۲، السنن الكبرى: ج۵ ص۵۵۸ ح۱۰۸۶۸، سنن أبي داوود: ج۳ ص۲۵۴ ح۳۳۷۷ نحوه و راجع صحیح مسلم: ج۳ ص۱۶۶۱ ح۷۱ و سنن الترمذي: ج۵ ص۹۶ ح۲۷۶۷.
- ↑
في المصدر «بینه فرجة»، و یبدو أنّه تصحیف، و الصحیح ما أثبتناه من کتاب الاستذکار لابن عبد البِرّ.
- ↑
السنن الکبریٰ للنسائي: ج۵ ص۴۹۶ ح۹۷۴۹، الاستذکار لابن عبد البِرّ: ج۸ ص۳۱۷ ح۱۷۰۱، صحيح ابن حبّان: ج۱۴ ص۵۰۶ ح۶۵۵۹ نحوه و راجع مسند ابن حنبل: ج۳ ص۴۹۱ ح۹۹۸۹.
- ↑
کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۴ ص۳ و۱۰ ح۴۹۶۸، الأمالي للصدوق: ص۵۱۲ ح۷۰۷ کلاهما عن الحسین بن زید عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، مکارم الأخلاق: ج۲ ص۳۱۰ ح۲۶۵۵ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج۷۶ ص۳۳۱ ح۱.
- ↑
تفسیر القرطبي: ج۱۹ ص۲۴۸.
- ↑
الخصال: ص۶۳۰ ح۱۰، تهذیب الأحکام: ج۱ ص۳۷۳ ح۱۱۴۴ و فیه صدره إلی «فاستتروا» و کلاهما عن أبي بصیر عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، تحف العقول: ص۱۱۹، بحار الأنوار: ج۱۰ ص۱۰۸ ح۱.
- ↑
نزلت هذه السورة في السّنة التّاسعة للهجرة.
- ↑
تفسير العيّاشي: ج۲ ص۲۱۴ ح۱۷۷۱ عن حریز عن الإمام الصادق عليه السلام، علل الشرائع: ص۱۹۰ ح۲ نحوه، وسائل الشيعة: ج۹ ص۴۶۳ ح۱۸۰۶۶؛ مسند ابن حنبل: ج۱ ص۱۷۲ ح۵۹۴ عن زید بن أثیع نحوه.
- ↑
این آیات، در سال نهم هجری نازل شده است.
- ↑
الکافي: ج۲ ص۶۶۳ ح۴، وسائل الشيعة: ج۸ ص۴۷۷ ح۱۵۷۹۴.
- ↑
قرب الإسناد: ص۳۱۲ ح۱۲۱۶، تهذيب الأحكام: ج۱ ص۴۴۵ ح۱۴۴۰ نحوه، بحار الأنوار: ج۸۱ ص۳۲۸ ح۲۷.
- ↑
سنن أبي داوود: ج۱ ص۹ ح۳۵ عن أبي هريرة، مسند ابن حنبل: ج۳ ص۳۰۵ ح۸۸۴۷، صحيح ابن حبّان: ج۴ ص۲۵۷ ح۱۴۱۰.
- ↑
سنن ابن ماجة: ج۱ ص۱۲۳ ح۳۴۲ عن أبي سعید الخدري.
- ↑
سنن أبي داوود: ج۱ ص۴ ح۱۵ عن أبي سعید الخُدري، مسند ابن حنبل: ج۴ ص۷۲ ح۱۱۳۱۰، المستدرك على الصحيحين: ج۱ ص۲۶۰ ح۵۶۰.
- ↑ «... إنَّ رَجُلًا كَشَفَ عَن فَرجِهِ وَ جَلَسَ يَبولُ، فَقالَ أبو بَكرٍ: قَد رَآنا يا رَسولَ اللّٰهِ! قالَ صَلّی الله عَليه وآلِه: لَو رَآنَا لَم يَكشِف عَن فَرجِه». (المغازي: ج۱ ص۵۳۳، فتح الباري: ج۷ ص۱۱).
- ↑
مسند ابن حنبل: ج۶ ص۲۸۴ ح۱۷۹۹۲ عن يعلى بن اُميّة، سنن النسائي: ج۱ ص۲۰۰ نحوه، شعب الإيمان: ج۶ ص۱۶۱ ح۷۷۸۳.
- ↑
الفلاة: الصحراء، و الأرض القَفر التي لا ماء فیها (اُنظر: لسان العرب: ج۱۵ ص۱۶۴ «فلا»).
- ↑
الفردوس: ج۵ ص۱۱۶ ح۷۶۵۷ عن أنس.
- ↑
البَراز: الفضاء الواسع (النهایة: ج۱ ص۱۱۸ «برز»).
- ↑
سنن أبي داوود: ج۴ ص۳۹ ح۴۰۱۲، سنن النسائي: ج۱ ص۲۰۰، السنن الکبریٰ: ج۱ ص۳۰۵ ح۹۵۶.
- ↑
جِذْمِ حائط: أي بقیّة حائط، أو قطعة من حائط (النهایة: ج۱ ص۲۵۳ «جذم»).
- ↑
البدایة و النهایة: ج۱ ص۵۱، تفسیر ابن کثیر: ج۸ ص۳۶۶، المصنّف لعبد الرزّاق: ج۱ ص۲۸۵ ح۱۱۰۱ کلاهما نحوه؛ بحار الأنوار: ج۵۹ ص۲۰۰ ح۷۱.
- ↑ الدرّ المنثور: ج۸ ص۴۴۰ نقلاً عن ابن مردویه و راجع تفسیر القرطبي: ج۱۹ ص۲۴۸.
- ↑
کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۳ ص۵۵۶ ح۴۹۱۴، الخصال: ص۵۲۰ ح۹ کلاهما عن عبد اللّٰه بن الحسین بن زید بن عليّ عن أبیه، مکارم الأخلاق: ج۱ ص۵۰۱ ح۱۷۳۶ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صَلّی الله عَليه وآلِه، بحار الأنوار: ج۷۶ ص۶۹ ح۱.
- ↑
تهذیب الأحکام: ج۱ ص۳۷۴ ح۱۱۴۵ عن مسمع بن عبد الملك عن الإمام الصادق عليه السلام، مکارم الأخلاق: ج۱ ص۱۳۱ ح۳۲۳؛ صحیح ابن خزیمة: ج۱ ص۱۲۴ ح۲۴۹ عن جابر عن رسول اللّٰه صَلّی الله عَليه وآلِه نحوه.
- ↑
نوح: ۱۳.
- ↑
المصنّف لعبد الرزّاق: ج۱ ص۲۸۶ ح۱۱۰۲.
- ↑
کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۴ ص۳ و۴ ح۴۹۶۸، الأمالي للصدوق: ص۷۰۹ ح۷۰۷ کلاهما عن الحسین بن زید عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، مکارم الأخلاق: ج۲ ص۳۰۶ ح۲۶۵۵ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه عليه السلام، بحار الأنوار: ج۷۶ ص۳۲۹ ح۱.
- ↑
سنن أبي داوود: ج۱ ص۱۰۲ ح۳۷۶، سنن النسائي: ج۱ ص۱۲۶، سنن ابن ماجة: ج۱ ص۲۰۱ ح۶۱۳ نحوه.
- ↑
مسند ابن حنبل: ج۴ ص۵۲۲ ح۱۳۷۶۶ عن أنس، فتح الباري: ج۶ ص۴۳۷.
- ↑
المصنّف لعبد الرزّاق: ج۱ ص۲۸۷ ح۱۱۰۸.
- ↑ قال المجلسي (رحمه الله): قال في القاموس: الشِّعار: مایلي الجَسَد من الثیاب. و الدِّثار - بالکسر -: ما فوق الشعار من الثیاب. انتهی. و الغَرَض بیان غایة الاختصاص و المَحَرمیّة للأسرار (مرآة العقول: ج۲۲ ص۳۹۸). و قال الفیض الکاشاني (رحمه الله): یعني أنتم الخاصّة و البطانة؛ و ذلك لأنّ أکثر أهل الکوفة کانوا من شیعتهم عليهم السلام و إن قَصَّروا أوّلاً (الوافي: ج۶ ص۶۴۰).
- ↑ الکافي: ج۶ ص۴۹۷ ح۸، کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۱ ص۱۱۸ ح۲۵۲، مکارم الأخلاق: ج۱ ص۱۲۹ ح۳۲۰ نحوه، بحار الأنوار: ج۴۶ ص۱۴۱ ح۲۴ و راجع الكافي: ج۶ ص۴۹۷ ح۷ و کتاب من لا يحضره الفقيه: ج۱ ص۱۱۷ ح۲۵۰.
- ↑
الکافي: ج۶ ص۵۰۲ ح۲۸، مکارم الأخلاق: ج۱ ص۱۲۵ ح۳۰۰، بحار الأنوار: ج۷۶ ص۷۸ ح۲۱.
- ↑
تهذیب الأحکام: ج۱ ص۳۷۴ ح۱۱۴۸، مکارم الأخلاق: ج۱ ص۱۳۲ ح۳۲۸، بحار الأنوار: ج۷۶ ص۸۰ ح۲۱.
- ↑ «العَورَةُ: السَّوءَةُ و كُلُّ ما يُستَحىٰ منه» (المحیط في اللّغة: ج۲ ص۱۴۱ مادّۀ «عور»).
- ↑ «عَن أبي الحَسَنِ الماضي عليه السلام قالَ: العَورَةُ عَورَتانِ: القُبُلُ وَ الدُّبُرُ، فَأَمَّا الدُّبُرُ مَستورٌ بِالأَليَتَينِ، فَإذَا سَتَرتَ القَضيبَ وَ البَيضَتَينِ فَقَد سَتَرتَ العَورَةَ» (الکافي: ج۶ ص۵۰۱ ح۲۶).
- ↑ راجع: الكافي: ج۵ ص۵۲۱ ح۲.
- ↑ «لَيسَ لِلرَّجُلِ أن يَكشِفَ ثِيابَهُ عَن فَخِذِهِ وَ يَجلِسَ بَينَ قَوم» (الخصال: ص۶۳۰ ح۱۰ و تحف العقول: ص۱۱۹).
- ↑ «فَخِذُ المَرءِ المُسلِمِ مِن عَورَتِهِ» (المعجم الكبير: ج۲ ص۲۷۳ ح۲۱۴۹ عن جرهد). «الفَخِذُ عَورَةٌ» (صحيح البخاري: ج۱ ص۱۴۵ ذیل ح۳۶۳ عن جرهد و ابن عبّاس و محمّد بن عبد اللّٰه بن جحش)، «غَطِّ فَخِذَكَ؛ فَإنَّ فَخِذَ الرَّجُلِ مِن عَورَتِهِ؛ ران خود را بپوشان» (مسند ابن حنبل: ج۱ ص۵۹۱ ح۲۴۹۳ عن ابن عبّاس)، «لا تَكشِف فَخِذَكَ، وَ لا تَنظُر إلىٰ فَخِذِ حَيٍّ وَ لا مَيِّتٍ» (سنن أبی داوود: ج۴ ص۴۰ ح۴۰۱۵ عن الإمام علی عليه السلام).
- ↑ رسول الله صَلّی الله عَليه وآلِه: «عَورَةُ المُؤمِنِ ما بَینَ سُرَّتِهِ إلیٰ رُکبَتِهِ» (الجامع الصغير: ج۲ ص۱۸۳ ح۵۶۴۱)، «ما بَينَ السُّرَّةِ وَ الرُّكبَةِ عَورَةٌ» (المعجم الأوسط: ج۷ ص۳۷۲ ح۷۷۶۱ عن عبد اللّٰه بن جعفر)، «ما فَوقَ الرُّكبَتَينِ مِنَ العَورَةِ، وَ ما أسفَلَ مِنَ السُّرَّةِ مِنَ العَورَةِ» (السنن الكبرىٰ: ج۲ ص۳۲۴ ح۳۲۳۷ عن أبي أيّوب).
- ↑ «إنَّ الفَخِذَ لَیسَت مِنَ العَورَةِ» (تهذيب الأحكام: ج۱ ص۳۷۴ ح۱۱۵۰ و الوافي: ج۶ ص۵۹۹).
- ↑ «جایز نیست مرد، لباسش را از ران خود کنار بزند و در میان جمعی بنشیند».
- ↑ «ران مرد مسلمان، جزء عورت اوست»، «ران، عورت است»، «ران خود را بپوشان؛ چون ران مرد، جزء عورت اوست»، «ران خود را برهنه نکن و به ران کسی، زنده یا مرده، نگاه نکن».
- ↑ پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: «عورت مسلمان، از ناف تا زانوی اوست»، «از ناف تا زانو عورت است»، «بالای زانوها جزء عورت است و پایینتر از ناف هم جزء عورت است».
- ↑ «ران، جزء عورت نیست».
- ↑ النور: ۶۰.
- ↑
الجَلابیب: القُمُصُ والخُمُر، الواحد جلباب (مفردات ألفاظ القرآن: ص۱۹۹ «جلب». و قال الجزري: الجلباب: الإزار و الرداء، و قیل: الملحفه، و قیل: هو کالمقنعة تغطّي به المرأة رأسها و ظهرها و صدرها (اُنظر: النهایة: ج۱ ص۲۸۳ «جلب»).
- ↑
الکافي: ج۵ ص۵۲۲ ح۳ عن محمّد بن مسلم، عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج۲ ص۹۸ ح۱ عن الإمام الرضا عليه السلام نحوه، بحار الأنوار: ج۱۰۴ ص۳۴ ح۱۲؛ السنن الکبریٰ: ج۷ ص۱۵۰ ح۱۳۵۳۳ عن ابن مسعود من دون إسناد إلی أحدٍ من أهل البیت عليهم السلام نحوه.
- ↑
الکافي: ج۵ ص۵۲۲ ح۴ عن حريز بن عبد اللّٰه، وسائل الشیعة: ج۱۴ ص۱۴۷ ح۲۵۴۳۳ و راجع مجمع البيان: ج۷ ص۲۴۳.
- ↑
الکافي: ج۵ ص۵۲۲ ح۲ عن محمّد بن أبي حمزة، وسائل الشیعة: ج۱۴ ص۱۴۷ ح۲۵۴۳۲ و راجع التبیان في تفسیر القرآن: ج۷ ص۴۶۱.
- ↑
مقصود، فقط خود چادر (جِلباب) نیست؛ بلکه منظور این است که این بانوان سالخورده تنها میتوانند لباسهای روی خود را نپوشند؛ ولی آنان نیز نباید بدن خود را در معرض نگاه نامحرمان قرار دهند (ر. ک: مرآة العقول: ج۲۰ ص۳۴۵).
- ↑
تهذیب الأحکام: ج۷ ص۴۸۰ ح۱۹۲۸، وسائل الشیعة: ج۱۴ ص۱۴۷ ح۲۵۴۳۵.
- ↑ قال المجلسي (رحمه الله): قوله: «لَهنّ شيء» أي شيء یثبت لهنّ جوازُه في الآیة الاُخریٰ، و هي قوله عزّ وجلّ: (مَا ظَهَرَ مِنْهَا) [النور: ۳۱]؛ فإنّ ما سویٰ ذلك داخل فيالنهي عن التبرّج بها. و لا یبعد أن یکون «لَهُنّ» تصحیف «هي» (مرآة العقول: ج۲۰ ص۳۴۵).
- ↑ الکافي: ج۵ ص۵۲۲ ح۱، وسائل الشیعة: ج۱۴ ص۱۴۷ ح۲۵۴۳۱.
- ↑ در مرآة العقول (ج ۲۰ ص۳۴۵) آمده است: «زینت آشكار، جوازش در آیهاى دیگر [از همین سوره] بیان شده است: (وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنهَا؛ و زینت خویش را آشکار نسازند، مگر آنچه پیداست) [نور: آیۀ ۲۴] و جز زینت آشکار، بقیّۀ موارد، داخل در تبرّج است كه [در آیۀ ۶۰ از سورۀ نور] از آن نهى شده است».
- ↑
تهذیب الأحکام: ج۷ ص۴۶۷ ح۱۸۷۱، وسائل الشیعة: ج۱۴ ص۱۴۷ ح۲۵۴۳۴ و راجع تفسیر الطبري: ج۱۰ الجزء ۱۸ ص۱۶۶.
- ↑ أي إذا کانت من القواعد من النساء.
- ↑ قرب الإسناد: ص۳۶۳ ح۱۳۰۰، وسائل الشيعة: ج۱۴ ص۱۴۴ ح۲۵۴۲۰.
- ↑ النور: ۳۱.
- ↑
قرب الإسناد: ص۸۲ ح۲۷۰ عن مسعدة بن زياد، بحار الأنوار: ج۱۰۴ ص۳۳ ح۷ و راجع السنن الکبری: ج۲ ص۳۱۹ ح۳۲۱۴.
- ↑ النور: ۳۱.
- ↑
تفسیر القمّي: ج۲ ص۱۰۱ عن أبي الجارود، بحار الأنوار: ج۱۰۴ ص۳۳ ح۵.
- ↑
الکافي: ج۵ ص۵۲۳ ح۱، تهذیب الأحکام: ج۷ ص۴۶۸ ح۱۸۷۳ عن الإمام الصادق عليه السلام، معاني الأخبار: ص۱۶۱ ح۱، بحار الأنوار: ج۱۰۴ ص۳۴ ح۱۳ و راجع تفسیر القرطبي: ج۱۲ ص۲۳۴.
- ↑
الکافي: ج۵ ص۵۳۴ ح۱ عن السکوني، وسائل الشیعة: ج۱۴ ص۱۷۲ ح۲۵۵۱۳.
- ↑
کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۳ ص۴۳۶ ح۴۵۰۷ عن أحمد بن محمّد بن أبي نصر، وسائل الشیعة: ج۱۴ ص۱۶۹ ح۲۵۴۹۷.
- ↑
قرب الإسناد: ص۳۸۵ ح۱۳۵۵ عن أحمد بن محمّد بن أبي نصر، بحار الأنوار: ج۱۰۴ ص۳۵ ح۱۷.
- ↑
قوله: «و اُمّ طُلَیب... و اُمّ عبد اللّٰه و أبي أحمد الأعمیٰ» الظاهر أنّ «طُلَیب» و «عبد اللّٰه» و «أبي أحمد الأعمیٰ» هؤلاء الثلاثة أیضاً لا تُغطّي صفیّةُ رأسَها منهم؛ لأنّها خالتهم، فیکون العدد عشرة.
- ↑
المعجم الكبير: ج۲۴ ص۳۱۹ ح۸۰۵.
- ↑ راجع: تهذيب الأحكام: ج۴ ص۲۸۱ ح۸۵۱ و ۸۵۹ و ص۳۲۷ ح۱۰۱۵، المقنع للصدوق: ص۱۹۶، منتقى الجمان: ج۱ ص۴۶۷، وسائل الشيعة: ج۳ ص۲۹۷ ح۵۵۵۴ و ۵۵۵۵. راجع: الكافي: ج۳ ص۳۹۴ ح۲ و ج۵ ص۵۲۵ ح۲، تهذيب الأحكام: ج۲ ص۲۱۷ ح۸۵۵ و ح۸۵۹، کتاب من لا يحضره الفقيه: ج۱ ص۳۷۳ ح۱۰۸۵ و ۱۰۸۶، علل الشرائع: ص۳۴۵ ح۱ و ص۳۴۶ ح۳، المحاسن: ج۲ ص۳۷ ح۱۱۱۶، بحار الأنوار: ج۸۳ ص۱۸۱ ح۶ و ۷ و ص۱۸۲ ح۹، وسائل الشيعة: ج۳ ص۲۸۱ ح۵۴۷۲.
- ↑ راجع: الكافي: ج۵ ص۵۳۱ ح۱ - ۴، کتاب من لا يحضره الفقيه: ج۳ ص۴۶۹ ح۴۶۳۲، مجمع البيان: ج۸ ص۵۷۷، وسائل الشيعة: ج۲۰ ص۲۲۳ باب ۱۲۴: ما يحلّ للمملوك النظر إليه من مولاته.
- ↑ ففي روایة عن الإمام عليّ عليه السلام - أنّهُ کانَ یَقولُ -: لا يَنظُرِ العَبدُ إلىٰ شَعرِ سَيِّدَتِهِ (قرب الإسناد: ص۱۰۳ ح۳۴۶ عن الحسين بن علوان عن الإمام الصادق عن أبيه عليهما السلام، بحار الأنوار: ج۱۰۴ ص۴۴ ح۲ و راجع المصنّف لابن أبي شيبة: ج۳ ص۴۱۵ ح۳).
- ↑ راجع: وسائل الشیعة: ج۲ ص۲۲۵ باب ۱۲۵ «عدم جواز نظر الخصيّ إلى المرأة»، جواهر الکلام: ج۲۹ ص۹۰ و فیه: «(هل يجوز للخصيّ) البالغ (النظر إلى المرأة المالكة) له (أو الأجنبية) عنه و لو لكونه حرّاً و بالعكس؟ (قيل: نعم) يجوز، (و قيل: لا) يجوز...».
- ↑ النور: ٣٠ - ۳۱.
- ↑ الكافي: ج۵ ص۵٢١ ح۵ عن سعد الإسكاف، وسائل الشيعة: ج۱۴ ص۱۳۸ح۲۵۳۹۸.
- ↑
الکافي: ج۵ ص۴۹۴ ح۱ عن حمّاد بن عثمان عن الإمام الصادق عليه السلام، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۴ ص۱۹ ح۴۹۷۵، بحار الأنوار: ج۱۶ ص۲۵۹ ح۴۶.
- ↑
نهج البلاغة: الحكمة ۴۲۰، بحار الأنوار: ج۱۰۴ ص۳۹ ح۴۳؛ ربيع الأبرار: ج۴ ص۲۹۵.
- ↑
الخصال: ص۶۳۲ ح۱۰ عن أبي بصير و محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ۱۰۴ ص۳۵ ح۲۰.
- ↑ القصص: ٢۵ و ٢۶.
- ↑ تفسير القمّي: ج٢ ص١٣٨.
- ↑
كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۴ ص١٩ ح۴٩٧۴ عن صفوان بن يحيىٰ، فقه القرآن للراوندی: ج٢ ص١۴۵، بحار الأنوار: ج١٣ ص٣٢ ح۵.
- ↑
النور: ۶۰.
- ↑
عیون أخبار الرضا عليه السلام: ج۲ ص۸۸ و ۹۷ ح۱ عن محمّد بن سنان، علل الشرائع: ص۵۶۵ ح۱ نحوه، بحار الأنوار: ج۱۰۴ ص۳۴ ح۱۲.
- ↑
الكافي: ج۵ ص۵۵٣ ح٢ عن هشام بن سالم، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۴ ص١٩ ح۴٩٧٣، دعائم الإسلام: ج٢ ص٢٠٢ ح٧۴٠ و فيهما «ما يأمن» بدل «أما يخشىٰ»، وسائل الشيعة: ج١۴ ص١۴۵ ح٢۵۴٢۴.
- ↑
الکافي: ج۵ ص۵۲۱ ح۲، الخصال: ص۳۰۲ ح۷۸ نحوه، بحار الأنوار: ج۱۰۴ ص۳۵ ح۱۵.
- ↑
قرب الإسناد: ص۲۲۷ ح۸۹۰، بحار الأنوار: ج۱۰۴ ص۳۴ ح۱۱.
- ↑ الکافي: ج۵ ص۵۳۴ ح۱.
- ↑ قال الشیخ البهائي (رحمه الله): «یُدخَل» بالبناء للمفعول، أي یُعاب، و الدَّخَل - بالتحریك -: العیب. و الضمیر في «علیهم» یعود إلی أقارب المرأة، لدلالة ذکرها علیهم. و قد یُقرأ بالبناء للفاعل [یَدخُل] و تجعل الإشارة إلی التلذّذ، و ضمیر «علیهم» إلی الرجال الذین یغسلونها (مشرق الشمسین: ص۳۳۰).
- ↑ الکافي: ج۳ ص۱۵۸ ح۹، تهذیب الإحکام: ج۱ ص۴۴۲ ح۱۴۲۸، کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۱ ص۱۵۳ ح۴۲۶ کلاهما نحوه.
- ↑ في الطبعة المعتمدة: «کأنّك»، و التصویب من بعض نسخ المصدر (اُنظر الکافي - طبعة دار الحدیث -: ج۵ ص۴۲۰).
- ↑ الکافي: ج۳ ص۱۵۹ ح۱۳، تهذيب الأحکام: ج۱ ص۴۴۰ ح۱۴۲۲، کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۱ ص۱۵۶ ح۴۳۵ و لیس فیه صدره إلی «عیسی» نحوه، بحار الأنوار: ج۴۳ ص۲۰۶ ح۳۲.
- ↑ تهذیب الأحکام: ج۱ ص۳۴۲ ح۱۰۰۱، الاستبصار: ج۱ ص۲۰۵ ح۷۲۱.
- ↑
قال السیّد الرضي (رحمه الله) ما محصّله: أنّ قوله صَلّی الله عَليه وآلِه: «أحریٰ أن یؤدَم بینکما» یحتمل أن یکون مأخوذاً من الطعام المأدوم؛ لأنّ طیبه و صلاحه إنّما یکون بالإدام؛ کالزیت و ما شاکله. فکأنّه صَلّی الله عَليه وآلِه أراد أنّ ذلك أحریٰ و أجدر أن یتوافقا کما یوافق الطعام إدامه أو کما یوافق الإدام خُبزَه. قال الکسائي: أدَمَ الله بینهما: إذا ألقیٰ بینهما المحبّة و الاتّفاق (المجازات النبویّة: ص۱۱۹).
- ↑
المجازات النبوية: ص۱۱۹ ح۸۱؛ سنن ابن ماجة: ج١ ص۵٩٩ ح١٨۶۵ نحوه.
- ↑
عوالي اللآلي: ج٣ ص٣١۴ ح١۵۱ و ج۲ ص۲۶۲ ح۵.
- ↑
عوالي اللآلي: ج٣ ص٣١۴ ح١۵٠ و راجع سنن أبي داوود: ج٢ ص٢٢٨ ح٢٠٨٢.
- ↑ الجعفريّات: ص۹۳، النوادر للراوندي: ص۱۱۷ ح۱۱۹ و ۱۲۰ و ۱۲۱ نحوه، بحار الأنوار: ج۱۰۴ ص۴۳ ح۳ و ۴ و ۵.
- ↑
قال الفیض الکاشاني (رحمه الله): المُستام: من السَّوم الذي في المبایَعة، یقال:سُمتُ بالسلعة و ساوَمت و استَمتُ بها و علیها؛ سألتُه سَومَها، و هي في معرض شِرائي. و «تَقَیّضَ»: تَقدَّرَ و تَسبَّبَ (الوافي: ج۲۱ ح۳۷۳).
- ↑
تهذيب الأحكام: ج۷ ص۴۳۵ ح۱۷۳۵ عن غياث بن إبراهيم عن الإمام الصادق عن أبيه عليهما السلام، قرب الإسناد: ص۱۵۹ ح۵۸۱ عن الإمام الصادق عن آبائه عنه عليهم السلام، عوالي اللآلي: ج۲ ص۲۶۳ ح۷ کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۱۰۴ ص۴۳ ح۱.
- ↑
الكافي: ج۵ ص۳۶۵ ح۱، وسائل الشيعة: ج۱۴ ص۵۹ ح۲۵۱۰۰ و راجع صحيح مسلم: ج۲ ص۱۰۴۰ ح۷۴
- ↑
الكافي: ج۵ ص۳۶۵ ح۴، وسائل الشيعة: ج۱۴ ص۵۹ ح۲۵۱۰۳.
- ↑ الكافي: ج۵ ص۳۶۵ ح۳، وسائل الشيعة: ج۱۴ ص۵۹ ح۲۵۱۰۲.
- ↑ في المصدر: «ترفق»، و التصویب من بحار الأنوار نقلاً عن المصدر، و کذلك أیضاً [بالقاف] في وسائل الشیعة: ج۲۰ ص۹۰ ح۲۵۱۱۰.
- ↑ علل الشرائع: ص۵۰۰ ح۱، بحار الأنوار: ج۱۰۴ ص۴۳ ح۲.
- ↑ تهذيب الأحكام: ج۷ ص۴۳۵ ح۱۷۳۴، کتاب من لا يحضره الفقيه: ج۳ ص۴۱۲ ح۴۴۳۹، عوالي اللآلي: ج۳ ص۳۱۴ ح۱۵۳.
- ↑ الکافي: ج۵ ص۳۶۵ ح۵.
- ↑
الکافي: ج۵ ص۳۶۵ ح۲ عن هشام بن سالم و حمّاد بن عثمان و حفص بن البختريّ.
- ↑ کتاب من لا يحضره الفقيه: ج۳ ص۴۶۹ ح۴۶۳۶، علل الشرائع: ص۵۶۵ ح۱ نحوه، بحار الأنوار: ج۱۰۴ ص۴۵ ح۸.
- ↑
الكافي: ج۵ ص۵۲۴ ح۱ عن السکوني عن الإمام الصادق عليه السلام، وسائل الشيعة: ج۱۴ ص۱۴۹ ح۲۵۴۴۰.
- ↑ الكافي: ج۵ ص۵۲۴ ح۱، وسائل الشيعة: ج۱۴ ص۱۴۹ ح۲۵۴۴۲.
- ↑ الأحزاب: ۳۳.
- ↑
الحَذوُ و الحِذاء: الإزاء و المقابل (النهایة: ج۱ ص۳۵۸ «حذا»).
- ↑
سنن أبي داوود: ج۲ ص۱۶۷ ح۱۸۳۳، سنن ابن ماجة: ج۲ ص۹۷۹ ح۲۹۳۵ نحوه، مسند ابن حنبل: ج۹ ص۲۶۹ ح۲۴۰۷۶.
- ↑
سُرِّیَّة: أي جاریة (تاج العروس: ج۱۹ ص۵۲۱ «سرو»).
- ↑
أي حُرّة.
- ↑ الطبقات الکبریٰ: ج۲ ص۱۱۶، صفة الصفوة: ج۱ ص۴۶۹ الرقم ۴۰، تاریخ دمشق: ج۱۶ ص۴۵؛ بحار الأنوار: ج۲۱ ص۳۳ ذیل ح۳۵.
- ↑
أي مارِیَةَ.
- ↑
المَشرَبة: أرض لَیّنة لا یزال فیها نَبتٌ أخضرُ رَیّانُ. و المَشرَبَة و المَشرُبَة - بالفتح و الضمّ -: الغُرفَة. و المَشارب: العَلالي (لسان العرب: ج۱ ص۴۹۱ «شرب»).
- ↑
الطبقات الکبریٰ: ج۸ ص۲۱۲، تاریخ الطبري: ج۱۱ ص۶۱۷، المنتظم: ج۳ ص۲۹۹؛ بحار الأنوار: ج۲۱ ص۴۳ ذیل ح۲.
- ↑
لیّة لا لیّتین: أي تلوي خمارها علی رأسها مرةً واحدة و لا تدیره مرّتین؛ لئلّا تتشبّه بالرجال إذا اعتمّوا (النهایة: ج۴ ص۲۷۹ «لوا»).
- ↑ سنن أبي داوود: ج۴ ص۶۴ ح۴۱۱۵، المستدرك علی الصحیحین: ج۴ ص۲۱۶ ح۷۴۱۷، مسند ابن حنبل: ج۱۰ ص۱۸۴ ح۲۶۶۰۰ و راجع الکافي: ج۵ ص۱۱۷ ح۲، تهذیب الأحکام: ج۶ ص۳۵۸ ح۱۰۲۷ في ما وصف الإمام الباقر عليه السلام کیفیة خروج اُمّ سلمة، بإذنٍ من النّبيّ صَلّی الله عَليه وآلِه لمناحة اُقیمت علی أحد أقاربها.
- ↑
جَیشان: مِخلاف [ناحیة أو قریة] بالیمن (تاج العروس: ج۹ ص۷۸ «جیش»).
- ↑
الطبقات الكبریٰ: ج۸ ص۷۳.
- ↑
ثوب مُوَرَّس: مصبوغ بالوَرس. و الوَرس: نَبتٌ أصفر تُصبَغ به الثیابُ و غیرها (اُنظر: لسان العرب: ج۶ ص۲۵۴ «ورس»).
- ↑
الطبقات الكبرىٰ: ج۸ ص۷۳.
- ↑
في سائر المصادر هنا زیادة: «فَدَخَلَ عَلَینا».
- ↑
نزلت آیة الحجاب في السنة الخامسة من الهجرة، بعد غزوة الأحزاب بقلیل (اُنظر: الصحیح من سیرة النبيّ الأعظم: ج۱۴ ص۱۲۹).
- ↑ سنن أبي داوود: ج۴ ص۶۳ ح۴۱۱۲، سنن الترمذي: ج۵ ص۱۰۲ ح۲۷۷۸ نحوه؛ مکارم الأخلاق: ج۱ ص۴۹۸ ح۱۷۲۸ نحوه، بحار الأنوار: ج۱۰۴ ص۳۷ ح۲۵.
- ↑ الکافي: ج۵ ص۵۳۴ ح۲، عوالي اللآلي: ج۱ ص۵۷ ح۸۲ نحوه، بحار الأنوار: ج۲۲ ص۲۴۴ ح۱۲.
- ↑
السَُنحُ:موضع قرُب المدینة المنوّرة علی ساکنها أفضل الصلاة و السلام، و فیه منازل بني الحارث بن الخزرج من الأنصار، کان به مسکن أبي بکر؛ لأنّه کانت له زوجة من بني الحارث بن الخزرج (اُنظر: تاج العروس: ج۴ ص۹۶ «سنخ»).
- ↑
دلائل النّبوّة للبيهقي: ج۷ ص۲۱۷، البداية و النهاية: ج۵ ص۲۴۳، السيرة النبويّة لابن كثير: ج۴ ص۴۸۲.
- ↑ العدد القویّة: ص۲۲۴ ح۱۶ عن الإمام الصادق عن أبیه عليهما السلام، الجعفریّات: ص۹۵ عن الإمام الکاظم عن آبائه عن الإمام الحسین عليهم السلام، النوادر للراوندي: ص۱۱۹ ح۲۶ عن الامام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج۱۰۴ ص۳۸ ح۳۶.
- ↑ فضائل فاطمة الزهراء للحاكم: ص۵۴ ح٣٩، مسند البزّار: ج٢ ص١۶٠ ح۵٢۶ نحوه؛ مكارم الأخلاق: ج١ ص۴٩٧ ح١٧٢٧ عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه، بحار الأنوار: ج۴٣ ص۵۴ ح۴٨.
- ↑
مکارم الأخلاق: ج۱ ص۲۱۱ ح۶۲۸ عن الفضیل.
- ↑ الكافي: ج۵ ص۵۲۸ ح۵ عن جابر الجعفي، مشكاة الأنوار: ص۳۴۳ ح۱۰۹۹، بحار الأنوار: ج۴۳ ص۶۲ ح۵۳.
- ↑ کذا في المصدر، و الظاهر أنّ کلمة «تقول» زائدة.
- ↑ حلية الأولياء: ج۲ ص۴۲ الرقم ۱۳۳، ما نُقل عن الرسول في فضل الزهراء البتول لأبي المعالي البغدادي: ص۳۵۸ ح۱۲؛ كشف اليقين: ص۴۴۵ ح۵۴۹، العدد القويّة: ص۲۲۵ ح۲۰ کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۳۷ ص۶۸
ذیل ح۳۸. - ↑ في الطبعة التي بأیدینا: «فلبت منحلها» بدل «فَلَبِسَت جِلبابَها»، و التصویب من بحار الأنوار نقلاً عن المصدر.
- ↑ كفاية الأثر: ص۳۶، بحار الأنوار: ج۳۶ ص۲۸۸ ح۱۱۰.
- ↑
فَدَك - بفتحتین -: قریة من قری الیهود، بینها و بین مدینة النبيّ یومان، و بینها و بین خیبر دون مرحلة، و هي ممّا أفاء اللّٰه علی رسوله. مُنصرف و غیر منصرف. و کانت لرسول اللّٰه صَلّی الله عَليه وآلِه... فلمّا نزل: (وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ)؛ أي أعطِ فاطمة فدَکاً، أعطاها رسول اللّٰه صَلّی الله عَليه وآلِه إیّاها. و کانت في یدِ فاطمة عليها السلام إلی أن تُوُفّي رسول اللّٰه صَلّی الله عَليه وآلِه، فأُخِذت من فاطمة عليها السلام (مجمع البحرین: ج۳، ص۱۳۷۰ «فدك»).
- ↑
اللوث: الطَّيّ و الجمع. و لاث العمامة: شَدّها و ربطها. و لاثت خِمارها: لَفّته (اُنظر: النهایة: ج۴ ص۲۷۵ «لوث»).
- ↑
الاِشتمال: افتعال من الشَّملَة؛ و هو کساء یُتَغَطّیٰ به و یُتَلَفَّف فیه (النهایة: ج۲ ص۵۰۱ «شمل»).
- ↑
في لُمَة: أي في جماعة (النهایة: ج۴ ص۲۷۴ «لمه»).
- ↑
قال المجلسي (رحمه الله): «تَطأ ذُيولَها» أي كانت أثوابها طويلة تستر قدميها، و تضع عليها قدمها عند المشي، و جمع الذيل باعتبار الأجزاء أو تعدّد الثياب (بحار الأنوار: ج۲۹ ص۲۴۸).
- ↑
الاحتجاج: ج۱ ص۲۵۳ ح۴۹، دلائل الإمامة: ص۱۱۱ ح۳۶ عن زید بن عليّ بن الحسین عن آبائه عليهم السلام نحوه، بحار الأنوار: ج۲۹ ص۲۲۰ ح۸؛ بلاغات النساء: ص۲۳ عن زید بن عليّ بن الحسین عن آبائه عليهم السلام نحوه.
- ↑ الكافي: ج۸ ص۲۳۷ ح۳۲۰، تفسير العيّاشي: ج۲ ص۲۰۵ ح۱۷۵۶، الاختصاص: ص۱۸۶ كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۲۸ ص۲۵۲ ح۳۵.
- ↑ السنن الكبرىٰ: ج۴ ص۵۶ ح۶۹۳۰، حلية الأولياء: ج۲ ص۴۳ الرقم۱۳۳ نحوه؛ كشف الغمّة: ج۲ ص۱۲۹ عن أسماء نحوه، بحار الأنوار: ج۴۳ ص۱۸۹ ح۱۹ و راجع المستدرك على الصحيحين: ج۳ ص۱۷۷ ح۴۷۶۳.
- ↑
نَحَلَ الجسمُ: سَقُم. و أنحَلَهُ الهَمّ. و النُّحول: الهُزال (المصباح المنیر: ص۵۹۵، لسان العرب: ج۱۱ ص۶۵۰ «نحل»).
- ↑ تهذيب الأحكام: ج۱ ص۴۶۹ ح۱۵۴۰ عن أبي عبد الرحمان الحذّاء، دعائم الإسلام: ج۱ ص۲۳۲ عنه عن آبائه عليهم السلام نحوه، بحار الأنوار: ج۴۳ ص۲۱۲ ح۴۳ و راجع الجعفريّات: ص۲۰۵.
- ↑
الخُیَلاء و الخِیَلاء: الکِبر و العُجب (النهایة: ج۲، ص۹۳ «خیل»).
- ↑ سنن الترمذي: ج۴ ص۲۲۳ ح۱۷۳۱، سنن النسائي: ج۸ ص۲۰۹، مسند ابن حنبل: ج۲ ص۲۰۶ ح۴۴۸۹ نحوه.
- ↑
شَفَّ الثوبُ یَشِفُّ شُفوفاً: إذا بدا ما وراءه و لم یستُره (النهایة: ج۲ ص۴۸۷ «شفف»).
- ↑
جَیبها: أي صدرها. و قد مرّ بیانه سابقاً.
- ↑
الطبقات الکبریٰ: ج۸ ص۷۲، الموطّأ: ج۲ ص۹۱۳ ح۶، السنن الکبری: ج۲ ص۳۳۲ ح۳۲۶۵ کلاهما نحوه.
- ↑
القُبطیّة: الثوب من ثیاب مِصرَ، رقیقة بیضاء، و کأنّه منسوب إلی القِبط و هم اُهل مصر. و ضمّ القاف من تغییر النَّسب، و هذا في الثیاب، فأمّا في الناس فقِبطِيّ بالکسر (النهایة: ج۴ ص۶ «قبط»).
- ↑
أدب النساء: ص۲۱۳ ذیل ح۱۲۱.
- ↑
الدُّجنَةُ: الظُلمَةُ (مجمع البحرين: ج۱ ص۵۷۸ «دجن»). أي: في یومٍ مُظلم.
- ↑
الوَهدَة: المكان المنخفض، كأنّه حفرة (لسان العرب: ج۳ ص۴۷۱ «وهد»).
- ↑ تنبیه الخواطر: ج۲ ص۷۸، مستدرك الوسائل: ج۳ ص۲۴۵ ح۳۴۹۰؛ مسند البزّار: ج۳ ص۱۱۲ ح۸۹۸ عن الأصبغ بن نباتة و لیس فیه ذیله من «یا أیّها الناس» نحوه.
- ↑ الكافي: ج۵ ص۵٢٧ ح۵ عن أبان، تفسير القمّي: ج۲ ص۳۶۴ من دون إسناد إلی أحد من أهل البیت عليهم السلام نحوه، بحار الأنوار: ج٢١ ص١٣۴ ح٢٣ و راجع المصنّف لعبد الرزّاق: ج۶ ص۷ ح۹۸۲۶ و الطبقات الكبرىٰ: ج۸ ص۱۱.
- ↑
کذا في المصدر، و في صحیح ابن حبّان: «رؤوسهنّ».
- ↑
البُخت من الجِمال: هی جمال طوال الأعناق (النهایة: ج۱ ص۱۰۱ «بخت»).
- ↑
عِجاف: جمع عجفاء؛ و هي المهزولة (النهایة: ج۳ ص۱۸۶ «عجف»).
- ↑
مسند ابن حنبل: ج۲ ص۶۹۱ ح۷۱۰۵ عن عبد اللّٰه بن عمرو، صحیح ابن حبّان: ج۱۳ ص۶۴ ح۵۷۵۳، المستدرك علی الصحیحین: ج۴ ص۴۸۳ ح۸۳۴۶ و فیه «البحت» بدل «البخت» و «المیاثر» بدل «السروج».
- ↑
بُختی، نام گونهای شتر است که گردن بلند دارد.
- ↑
قال ابن منظور: یقول: یَمِلنَ بالخُیَلاء، و یُصبِینَ قلوبَ الرجال. و قیل: المائلات: المتبرّجات. و قیل: مائلات الرؤوس إلی الرجال. قال ابن الأثیر: المائلات: الزائغات عن طاعة اللّه و ما یَلزمُهُنّ حِفظه، و مُمِیلات: یُعَلّمنَ غیرَهُنّ الدخول في مثل فِعلِهنّ. و قیل: مائلات مُتَبخترات في المشي، مُمیلات لأکتافِهنّ و أعطافِهِنّ (لسان العرب: ج۱۱ ص۶۳۷ «میل»).
- ↑
صحیح مسلم: ج۳ ص۱۶۸۰ ح۱۲۵ عن أبي هریرة، مسند ابن حنبل: ج۳ ص۲۷۴ ح۸۶۷۳، السنن الکبریٰ: ج۲ ص۳۳۱ ح۳۲۶۰ کلاهما نحوه.
- ↑
واژۀ «مميلات» در متن عربی حدیث، يعنى زنانى كه به ديگر زنان ياد مىدهند كه [در بدحجابى] مانند آنها رفتار كنند، يا به اين معناست كه با تبختر و كرشمه راه مىروند.
- ↑
واژۀ «مائلات» در متن عربى حديث، به معناى زنانى است كه با ناز و كرشمه، راه مىروند و دل مردان را مىرُبايند، يا به معناى زنانى است كه روسرى و مقنعۀ خود را كج مىكنند و تا نيمهٔ سر را مىپوشانند، يا به اين معناست كه بَزَک كرده، با زر و زيور بيرون مىآيند و خود را به نمايش مىگذارند.
نیز بنا به قولى، «مائلات» يعنى زنانى كه مانند بدكارهها، موهاى خود را شانه و آرايش مىكنند و «مميلات» زنانى هستند كه ديگران را اين گونه آرايش و بَزَک مىكنند (ر.ک: لسان العرب: ذيل «مائلات»).
- ↑
ما بین المعقوفین لا یوجد في الطبعة التي بأیدینا، و أثبتناه من الوافي(ج۲۲ ص۸۰۹)، و هو الذي یقتضیه السیاق.
- ↑
کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۳ ص۳۹۰ ح۴۳۷۴ عن الأصبغ بن نباته، مکارم الأخلاق: ج۱ ص۴۴۰ ح۱۵۱۲.
- ↑ الأعراف: ۱۹ - ۲۲.
- ↑ الأعراف: ۲۶.
- ↑ الأعراف: ۲۷.
- ↑
الشَّدّ: العَدْوُ [أي الرکض]، و الفِعل: اشتَدَّ؛ أي عَدا (لسان العرب: ج۳ ص۲۳۴ «شدد»).
- ↑
تفسیر ابن کثیر: ج۱ ص۱۱۴ عن اُبيّ بن کعب، البدایة و النهایة: ج۱ ص۷۸، تفسیر ابن أبي حاتم: ج۱ ص۸۸ ح۳۸۸.
- ↑ الأکنان: جمع الِکنّ؛ البیت (أُنظر: لسان العرب: ج۱۳ ص۳۶۰ «کنن»).
- ↑ التَّوقیف: التبیین. و قد وقّفتُه و بَیَّنتُه کلاهما بمعنیً. و یقال أیضاً: وقَفَ فُلاناً علیٰ ذَنبِه و سوء صَنیعِه: إذا أطلَعَهُ علیه و أعلَمَهُ به. و هو مجاز. و التوقیفُ في الشرع کالنَّصّ (اُنظر: تاج العروس: ج۱۲ ص۵۳۰ «وقف»).
- ↑ الأعراف: ۲۳.
- ↑ تفسیر القمّي: ج۱ ص۴۳، بحار الأنوار: ج۱۱ ص۱۶۱ ح۵.
- ↑
التبرّج: إظهار الزینة للناس الأجانب، و هو المذموم، و أمّا للزوج فلا (النهایة: ج۱ ص۱۱۳ «برج»).
- ↑
الکافي: ج۱ ص۲۲ ح۱۴ عن سماعة بن مهران، الخصال: ص۵۹۰ ح۱۳، علل الشرائع: ص۱۱۵ ح۱۰، بحار الأنوار: ج۱ ص۱۱۱ ح۷.
- ↑ الأحزاب: ۵۳.
- ↑ النور: ۳۰ و راجع النور: ۲۷ ـ ۲۹.
- ↑ الأحزاب: ۵۹.
- ↑
علل الشرائع: ص۵۶۵ ح۱ عن محمّد بن سنان، عیون أخبار الرضا عليه السلام: ج۲ ص۹۷ ح۱، بحار الأنوار: ج۱۰۴ ص۳۴ ح۱۲.
- ↑
إرشاد القلوب: ص۱۸۳، تنبیه الخواطر: ج۱ ص۳.
- ↑ الکافي: ج۵ ص۵۱۷ ح۳ عن السکوني، الخصال: ص۱۹۶ ح۲ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صَلّی الله عَليه وآلِه نحوه، بحار الأنوار: ج۱۰۳ ص۲۴۳ ح۱۱.
- ↑ در الوافى آمده است: «منظور، جايى است كه پوشيدن لباس نازک، مفسدهانگيز باشد و محتمل است به جهت آشكار شدن جاهاى خاصّى از بدن و مختص به آن زمان يا بعضى از شهرها باشد». در مرآة العقول آمده است: «مراد، رفتن به حمّام و عروسى براى تفريح و سرگرمى است، و گر نه حمّام رفتن براى رفع نياز و رفتن به عروسی و عزا برای اداى حقوق خويشاوندى و همسايهدارى، جايز، بلكه نيكوست».
- ↑
سنن الترمذي: ج۳ ص۴۷۶ ح۱۱۷۳ عن عبد الله بن مسعود، صحيح ابن حبّان: ج۱۲ ص۴۱۳ ح۵۵۹۹؛ تنبیه الخواطر: ج۲ ص۱۱۹ بزیادة «سترها بيتُها» بعد «عورة».
- ↑ عیون أخبار الرضا عليه السلام: ج۲ ص۱۰ و ۱۱ ح۲۴ عن عبد العظیم الحسني عن الإمام الجواد عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج۸ ص۳۰۹ ح۷۵.