ح ج م / الحجامة

از دانشنامه قرآن و حدیث

الحِجامَة

حجامت

درآمد[۱]

واژه‌شناسی «حجامت»

واژۀ حجامت برگرفته از مادّۀ «ح ج م» است که در معنای اصلی آن اختلاف است. ابن فارس، اصل معنای آن را منع و جلوگیری دانسته؛[۲] ولی ابن منظور، آن را به معنای مکیدن و بادکش کردن گرفته است.[۳] با این همه، این دو و نیز برخی دیگر از لغت‌دانان مانند خلیل فراهیدی، فَیّومی و طُرَیحی حجامت را به معنای یک شغل، «مشهور» یاد کرده و «بی‌نیاز از تعریف» شمرده‌اند.[۴]

حجامت از دیرباز تا کنون و بویژه در میان طبیبان عرب و ایرانی، یکی از شیوه‌های رایج درمان یا پیشگیری از برخی بیماری‌های جسمی بوده است. بنا به آنچه از گفتۀ برخی تاریخ‌نگاران معاصر بر می‌آید، حجامت در عرب قدیم به همین شیوۀ متداول مرطوب[۵] یعنی بادکش کردن بخشی از سطح بدن از طریق مکیدن به وسیلۀ کاسه یا لیوان و سپس نیشتر زدن و خون گرفتن از همان جا وجود داشته و متناسب با بیماری، در اعضای مختلف بدن صورت می‌گرفته است.[۶]

با این همه، گفتنی است:

یک. طبّ سنّتى ایران كه در برخی موارد و بویژه در روزگار معاصر به روايات اسلامى توجّه جدّی دارد، اهمّیت فراوانی برای حجامت قائل است؛ امّا این – چنان ‌که در مقدّمۀ دانش‌نامۀ احادیث پزشکی به تفصیل، بیان شده است -[۷] به معنای تأیید همۀ آنچه در این باره گفته یا عمل می‌شود، نیست؛ چون همۀ روایات حجامت و فصد،[۸] سند و منبع معتبر ندارند. افزون بر این، چه بسا وضعیت جغرافيايى، نژادى، مزاجى و حتّی حالت‌های خاصّ بیمار و نیز وضعیت مخاطب پیامبر و امام، همگی در صدور اين روايات، مؤثّر باشند.

از اين رو، روايات حجامت هم مانند دیگر روایات طبّی باید با روش علمى و با توجّه به يافته‌ها و تجارب بشرى بررسی شوند و در صورت تأييد و اطمينان به مؤثّر و مفید و بی‌ضرر بودن، به آنها عمل گردد. قصد ما در این مدخل نیز بیش از این نیست که روایات حجامت خشک و تر، و نیز روایات فَصد (خون‌گیری از رگ/ رگ‌زنی) را گردآوری و به گونه‌ای دسته‌بندی کنیم که محقّقان بتوانند آنها را به میدان تحقیق و تجربه وارد سازند و بر دانش در این عرصه بیفزایند.

دو. حجامت کردن، چه به عنوان روشی در طبّ پیشگیری و چه به عنوان روشی درمانی، پیش از ظهور اسلام، وجود داشته و چنان‌ که رازی در کتاب الحاوی، ابن سینا در کتاب القانون و جُرجانی در کتاب ذخیرۀ خوارزمشاهی نقل کرده‌اند، پزشکان چینی، هندی، ایرانی، یونانی و...، قرن‌ها پیش از اسلام، این روش درمانی پیشگیرانه را می‌شناخته و به کار می‌برده‌اند[۹] و حتّی در بارۀ آن، تألیفاتی داشته‌اند،[۱۰] هر چند - چنان که صاحب‌نظران نوشته‌اند - کاربرد آن، اندک و محدود بوده (و برای مثال، حجامت کودکان زیر دو سال و افراد بالای شصت سال، منع قطعی داشته) است.[۱۱]

سه. در منابع طبّی کهن عربی و فارسی، حجامت، دو گونه دارد: تَر (مرطوب) و خشک (یابس) و حجامت خشک، همان «بادکش کردن/ امتصاص» است. پیش‌تر گفتیم که برخی لغت‌شناسان عرب، اصل حجامت را به معنای بادکش کردن دانسته‌اند.[۱۲] اکنون باید افزود که برخی صاحب‌نظران معتقدند که حجامت، در متون کهن عربی، بویژه در احادیث اسلامی، اگر با الفاظی مثل: القرن، الفرع، الموسی، الشَّوک، الطعن، الفَصد، الدَّم و امثال اینها - که قرینه بر بریدن، زخم زدن، تیغ زدن و آمدن خون اند - به کار نرفته باشد، صرفاً به معنای «بادکش کردن» است.[۱۳]

نگاه اجمالی

در فصل نخست، روایات ترغیب به حجامت و در فصل دوم، فواید آن ذکر شده است. آداب حجامت در فصل سوم آمده است. روایات فصل چهارم به جاهایی از بدن اشاره نموده که حجامت در هر یک از آن جاها برای بیماری خاصّی مؤثّر است. در فصل پنجم، زمان‌هایی که برای حجامت خوب و مناسب یا نامناسب است، ارائه شده است. روایات فصد نیز در فصلی مستقل گرد آمده‌اند. فصد (رگ‌زنی)، شیوۀ دیگری برای خارج کردن خون غلیظ یا کهنه و آلوده از بدن است. فصد، شیوۀ درمانی حادتری نسبت به حجامت و بادکش کردن است؛ زیرا در حجامت مرطوب (تَر)، خون کمی از طریق مویرگ‌ها بیرون می‌آید[۱۴] و اثرش نیز موضعی است؛ امّا در فصد، خون از رگ بیرون می‌جهد و در همۀ بدن یا بخش بزرگی از آن اثر می‌نهد.

الفَصلُ الأَوَّل: الحَثُّ عَلَى الحِجامَةِ

فصل یکم: تشویق به حجامت کردن

۱ / ۱: وَصِيَّةُ جَبرَئيلَ وَ المَلائِكَةِ بِالحِجامَةِ

۱ / ۱: سفارش جبرئیل و فرشتگان به حجامت کردن

  1. رسول اللّه صلّی اللّه عليه و آله: لَقَد أوصاني جِبريلُ عليه السلام بِالحَجمِ،‌ حَتّى‌ ظَنَنتُ‌ أنَّهُ‌ لا بُدَّ مِنهُ‌.[۱۵]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: جبرئیل چندان مرا به حجامت سفارش کرد که گمان کردم چاره‌ای از آن نیست.

 

  1. المستدرك على الصحيحين عن أبي هريرة: أخبَرَني أبُو القاسِمِ صلّی اللّه عليه و آله أنَّ جِبريلَ - عَلَيهِ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ - أخبَرَهُ أنَّ الحَجمَ أفضَلُ ما تَداوىٰ بِهِ النّاسُ.[۱۶]

 

  1. المستدرک علی الصحیحین - به نقل از ابو هریره -: پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله به من خبر داد که جبرئیل - که درود و سلام بر او باد - به ایشان خبر داده که حجامت، بهترین چیزی است که مردم با آن، خود را درمان کرده‌اند.

 

  1. الإمام الصادق عليه السلام: نَزَلَ جَبرَئيلُ عليه السلام عَلىٰ رَسولِ اللّٰهِ صلّی اللّه عليه و آله بِالسِّواكِ وَ الخِلالِ وَ الحِجامَةِ.[۱۷]

 

  1. امام صادق علیه السلام: جبرئيل علیه السلام با [دستور] مسواک زدن و خلال كردن و حجامت نمودن، بر پيامبر خدا صلی اللّه علیه و آله نازل شد.

 

  1. سنن الترمذى عن ابن مسعود: حَدَّثَ رَسولُ اللّٰهِ صلّی اللّه عليه و آله عَن لَيلَةَ أُسرِيَ بِهِ، أَنَّهُ لَم یَمُرَّ عَلیٰ مَلَأٍ مِنَ المَلائِكَةِ إِلّا أَمَروهُ أَن مُر أُمَّتَكَ بِالحِجامَةِ.[۱۸]

 

  1. سنن الترمذی - به نقل از ابن مسعود -: پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله از شبی که به معراج برده شد، سخن گفت و فرمود که در آن شب بر هیچ جمعی از فرشتگان نگذشت، مگر این که به او دستور دادند: امّتت را به حجامت کردن دستور بده.

 

  1. رسول اللّه صلّی اللّه عليه و آله: ما مَرَرتُ لَيلَةَ أُسرِيَ بي بِمَلَإٍ مِنَ المَلائِكَةِ إلّا كُلُّهُم يَقولُ لي: عَلَيكَ - يا مُحَمَّدُ - بِالحِجامَةِ.[۱۹]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: در شبی که معراج برده شدم، بر هیچ جمعی از فرشتگان نگذشتم، مگر این که همۀ آنها به من می‌گفتند: ای محمّد! بر تو باد حجامت کردن.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله - في ذِکرِ المِعراجِ -:... ثُمَّ صَعِدنا إلَى السَّماءِ السّابِعَةِ، فَما مَرَرتُ بِمَلَكٍ مِنَ المَلائِكَةِ إلّا قالوا: يا مُحَمَّدُ احتَجِم، وَ أمُر أُمَّتَكَ بِالحِجامَةِ.[۲۰]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله - در بیان جریان معراج -: سپس به آسمان هفتم صعود کردیم و بر هیچ جمعی از فرشتگان نگذشتیم، مگر این که گفتند: ای محمّد! حجامت کن و امّتت را هم به حجامت کردن فرمان بده.

۱ / ۲: وَصِيَّةُ النَّبِيِّ صلّی اللّه عليه و آله و أهلِ البيَتِ عليهم السلام بِالحِجامَةِ

۱ / ۲: سفارش پیامبر صلی اللّه علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام به حجامت کردن

  1. رسول اللّه صلّی اللّه عليه و آله: عَلَيكُم بِالحِجامَةِ.[۲۱]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: بر شما باد حجامت کردن!

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: الحِجامَةُ تَنفَعُ مِن كُلِّ داءٍ؛ ألا فَاحتَجِموا.[۲۲]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: حجامت برای هر دردی مفید است. هان! پس حجامت کنید.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: اِحتَجِموا؛ فَإِنَّ الدَّمَ رُبَّما تَبَيَّغَ[۲۳] بِصاحِبِهِ فَيَقتُلُهُ.[۲۴]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: حجامت كنيد؛ زیرا چه بسا خون، طغيان كند و آدمی را بكُشد!

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: إن كانَ دَواءٌ يَبلُغُ الدّاءَ، فَإِنَّ الحِجامَةَ تَبلُغُهُ.[۲۵]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: اگر دارویی برای دردی مؤثّر باشد، حجامت است.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: الدّاءُ ثَلاثَةٌ وَ الدَّواءُ ثَلاثَةٌ؛ فَأَمَّا الدّاءُ: فَالدَّمُ وَ المِرَّةُ وَ البَلغَمُ؛ فَدَواءُ الدَّمِ الحِجامَةُ، و دَواءُ البَلغَمِ الحَمّامُ، و دَواءُ المِرَّةِ[۲۶] المَشِيُّ[۲۷].[۲۸]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: درد، سه چيز است و درمان نيز سه چيز. درد، عبارت است از: خون، صفرا و بلغم. درمان خون، حجامت است، و درمان بلغم، حمّام است، و درمان صفرا، مُسهِل است.[۲۹]

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: الدَّواءُ في‌ أَربَعَةٍ: الحِجامَةِ، وَ الحُقنَةِ، وَ النّورَةِ، وَ القَي‌ءِ.[۳۰]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: درمان در چهار چیز است: حجامت کردن، تنقیه کردن، نوره کشیدن، و بالا آوردن.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: خَيرُ الدَّواءِ اللَّدودُ،[۳۱] وَ السَّعوطُ،[۳۲] و المَشِيُّ، وَ الحِجامَةُ، وَ العَلَقُ[۳۳].[۳۴]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: بهترین درمان‌ها، لَدود[۳۵] و انفیه و مُسهِل و حجامت و زالو انداختن اند.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: إنَّ أمثَلَ ما تَداوَيتُم بِهِ الحِجامَةُ وَ القُسطُ البَحرِيُّ[۳۶].[۳۷]

 

  1. پيامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: عالی‌ترين چيزى كه با آن مداوا مى‌شوید، حجامت و قُسط شیرین است.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: خَيرُ ما تَداوَيتُم بِهِ الحِجامَةُ وَ القُسطُ البَحرِيُّ.[۳۸]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: بهترین چیزی که با آن مداوا می‌شوید، حجامت و قُسط شیرین است.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: إِن كانَ في شَيءٍ مِمّا تَداوَيتُم بِهِ خَيرٌ فَالحِجامَةُ.[۳۹]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: اگر در چیزی از آنچه خود را با آن درمان می‌کنید، خیری باشد، آن چیز، حجامت است.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: إنَّ مِن خَيرِ ما تَداوىٰ بِهِ النّاسُ الحَجمُ.[۴۰]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: یکی از بهترین چیزهایی که مردم با آن خود را درمان کنند، حجامت است.

 

  1. دعائم الإسلام عن الإمام الصادق عليه السلام عن رسول اللّه صلّی اللّه عليه و آله: إِنَّ خَيرَ الدَّواءِ الحِجامَةُ، وَ الفِصادٌ، وَ الحَبَّةُ السَّوداءُ؛ يَعنِي الشُّونِيزَ.[۴۱]

 

  1. دعائم الإسلام - به نقل از امام صادق علیه السلام -: پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود: «بهترین دارو: حجامت و فصد و سیاه‌دانه است» یعنی همان شونیز.

 

  1. صحيح البخاري عن جابر بن عبداللّه‌ عن رسول اللّه صلّی اللّه عليه و آله: إِن كانَ في شَي‌ءٍ مِن أَدوِيَتِكُم أَو يَكونُ في شَي‌ءٍ مِن أَدوِيَتِكُمْ خَيرٌ؛ فَفي شَرطَةِ مِحجَمٍ، أَو شَربَةِ عَسَلٍ، أَو لَذعَةٍ بِنارٍ[۴۲] تُوافِقُ الدّاءَ، و ما أُحِبُّ أَن أَكتَوِيَ‌.[۴۳]

 

  1. صحیح البخاری - به نقل از جابر بن عبد اللّٰه انصاری -: پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود: «اگر در چیزی از درمان‌های شما نفعی بوده یا هست، در نیشتر حجامت یا نوشیدن عسل یا داغ کردن متناسب با درد است. من دوست ندارم داغ شوم».

 

  1. تأويل مختلف الحديث: رُوّيتُم أَنَّهُ صلّی اللّه عليه و آله كَوىٰ أَسعَدَ بنَ زُرارَةَ و قالَ: إِن كانَ في شَيء مِمّا تَداوُونَ بِهِ خَيرٌ، فَفي بَزغَةِ[۴۴] حَجّامٍ، أَو لَذعَةٍ بِنارٍ.[۴۵]

 

  1. تأویل مختلف الحدیث: روایت شده است که پیامبر صلی اللّه علیه و آله اسعد بن زراره را داغ کرد و فرمود: «اگر در چیزی از آنچه خود را با آن‌ مداوا می‌کنید، نفعی باشد، در نیشتر حجامتگر یا داغ کردن است».

 

  1. الإمام الباقر عليه السلام: طِبُّ العَرَبِ في ثَلاثةٍ: شَرطَةِ الحَجّامِ، وَ الحُقنَةِ، و آخِرُ الدَّواءِ الكَيُّ.[۴۶]

 

  1. امام باقر علیه السلام: طبّ عرب، در سه چیز است: نیشتر حجامتگر، تنقیه، و داغ کردن - که آخرین درمان است -.

 

  1. الإمام الصادق عليه السلام: طِبُّ‌ العَرَبِ‌ خَمسَةٌ: شَرطَةُ الحَجّامِ، وَ الحُقنَةُ، وَ السُّعوطُ، وَ القَي‌ءُ، وَ الحَمّامُ، و آخِرُ الدَّواءِ الكَيُّ.[۴۷]

 

  1. امام صادق علیه السلام: طبّ عرب، پنج چیز است: نیشتر حجامتگر، تنقیه، انفیه، بالا آوردن، حمّام، و داغ کردن - که آخرین درمان است -.

 

  1. الإمام الباقر عليه السلام: طِبُّ العَرَبِ في سَبعَةٍ: شَرطَةِ الحِجامَةِ، وَ الحُقنَةِ، وَ الحَمّامِ، وَ السُّعوطِ، وَ القَيءِ، و شَربَةِ عَسَلٍ، و آخِرُ الدَّواءِ الكَيُّ، و رُبَّما يُزادُ فيهِ النّورَةُ.[۴۸]

 

  1. امام باقر علیه السلام: طبّ عرب، در هفت چيز است: نيشتر حجامتگر، تنقیه، حمّام، انفيه، قى كردن، نوشيدن قدرى عسل، و آخرين درمان هم داغ كردن است و شايد نوره را هم بِدان بيفزايند.

 

  1. الإمام الصادق عليه السلام: إذا ثارَ الدَّمُ بِأَحَدِكُم فَليَحتَجِم؛ لا يَتَبَيَّغ بِهِ فَيَقتُلَهُ. و إِذا أرادَ أحَدُكُم‌ ذَلِكَ‌ فَليَكُن‌ في آخِرِ النَّهارِ.[۴۹]

 

  1. امام صادق علیه السلام: هر گاه کسی از شما دچار هیجان خون شد، حجامت کند تا خونش طغیان نکند که او را بکشد، و هر گاه کسی از شما خواست حجامت کند، این کار را در آخر روز بکند.

 

  1. رسول اللّه صلّی اللّه عليه و آله: نِعمَ العادَةُ الحِجامَةُ.[۵۰]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: خوب عادتی است حجامت کردن!

۱ / ۳: تَداوِي الأنبِياءِ بِها

۱ / ۳: درمان پیامبران با حجامت

  1. الإمام الصادق عليه السلام: مِن دَواءِ الأَنبِياءِ الحِجامَةُ وَ النّورَةُ وَ السُّعوطُ.[۵۱]

 

  1. امام صادق علیه السلام: از درمان‌های پیامبران است: حجامت و نوره و اَنفیّه.

 

  1. رسول اللّه صلّی اللّه عليه و آله: خَمسٌ مِن سُنَنِ المُرسَلينَ: الحَياءُ، وَ الحِلمُ، وَ الحِجامَةُ، وَ السِّواكُ، وَ التَّعَطُّرُ.[۵۲]

 

  1. پيامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: پنج چیز، از سنّت‌هاى پيامبران است: حيا، بردبارى، حجامت كردن، مسواک زدن و عطر زدن.

۱ / ۴: تَداوِي النَّبِيِّ صلّی اللّه عليه و آله بِها

۱ / ۴: درمان پیامبر صلی اللّه علیه و آله با حجامت

  1. الإمام علی عليه السلام: ما وَجِعَ رَسولُ اللّٰهِ صلّی اللّه عليه و آله وَجَعاً قَطُّ إلّا كانَ‌ فَزَعُهُ‌ إلَى‌ الحِجَامَةِ.[۵۳]

 

  1. امام علی علیه السلام: پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله هیچ گاه دچار دردی نمی‌شد، مگر این که به حجامت پناه می‌برد.

 

  1. صحيح البخاري عن ابن عبّاس: اِحتَجَمَ النَّبِيُّ صلّی اللّه عليه و آله في رَأْسِهِ و هُوَ مُحرِمٌ؛ مِن وَجَعٍ كانَ بِهِ بِماءٍ يُقالُ لَهُ: لُحيُ جَمَلٍ.[۵۴]

 

  1. صحیح البخاری - به نقل از ابن عبّاس -: پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله در حالی که مُحرِم بود، در آبگاهی به نام لُحی جَمَل، دچار دردی شد و حجامت کرد.

 

  1. الإمام الباقر عليه السلام: إنَّ رَسولَ اللّٰهِ صلّی اللّه عليه و آله احتَجَمَ‌ وَسَطَ رَأسِهِ‌، حَجَمَهُ‌ ابنُ أبي طَيبَةَ بِمِحجَمَةٍ مِن صُفرٍ، و أَعطاهُ رَسولُ اللّٰهِ صلّی اللّه عليه و آله صاعاً مِن تَمرٍ.[۵۵]

 

  1. امام باقر علیه السلام: پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله وسط سرش را حجامت کرد. ابن ابی طَیبه با نیشتری مسی ایشان را حجامت کرد و پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله یک صاع خرما به او [دست‌مُزد] داد.

 

  1. الإمام الصادق عليه السلام: إنَّ النَّبِيَّ صلّی اللّه عليه و آله قَدِ احتَجَمَ‌ و أَعطَى‌ الأَجرَ.[۵۶]

 

  1. امام صادق علیه السلام: پيامبر صلی اللّه علیه و آله حجامت كرد و مزد آن را هم ‌داد.

 

  1. الإمام الصادق عليه السلام: كانَ رَسولُ اللّٰهِ صلّی اللّه عليه و آله يَحتَجِمُ‌ بِثَلاثٍ:‌ واحِدَةٍ مِنها فِي الرَّأسِ؛ يُسَمِّيهَا المُتَقَدِّمَةَ، و واحِدَةٍ بَينَ الكَتِفَينِ؛ يُسَمّيهَا النّافِعَةَ، و واحِدَةٍ بَينَ الوَرِكَينِ يُسَمّيهَا الْمُعينَةَ.[۵۷]

 

  1. امام صادق علیه السلام: پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله سه تا حجامت می‌کرد: یکی در سر، که آن را متقدّم (پیشین) می‌نامید. یکی در بین دو شانه، که آن را نافع (سودمند) می‌نامید، و یکی در مابین دو کَفَل (بالای باسَن)، که آن را مُعین (کمک کننده) می‌نامید.

 

  1. الإمام الصادق عليه السلام: إنَّ النَّبِيَّ صلّی اللّه عليه و آله كانَ إذَا احتَجَمَ هاجَ بِهِ و تَبَيَّغَ، فَاغتَسَلَ‌ بِالماءِ البارِدِ لِيُسَكِّنَ عَنهُ حَرارَةَ الدَّمِ.[۵۸]

 

  1. امام صادق علیه السلام: پیامبر صلی اللّه علیه و آله هر گاه حجامت می‌کرد، دچار هیجان و طغیان خون می‌شد. پس با آب سرد، خودش را می‌شست تا حرارت خون در او فروکش کند.

 

  1. مسند ابن حنبل عَن سمُرة بن جُندب: كُنتُ عِندَ رَسولِ اللهِ صلّی اللّه عليه و آله، فَدَعا حَجّاماً فَأَمَرَهُ أن يَحجُمَهُ، فَأَخرَجَ مَحاجِمَ لَهُ مِنْ قُرونٍ، فَأَلزَمَهُ إيّاهُ، فَشَرَطَهُ بِطَرَفِ شَفرَةٍ، فَصَبَّ الدَّمَ فِي إناءٍ عِندَهُ. فَدَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلٌ مِن بَني فَزارَةَ، فَقالَ: ما هذا يا رَسولَ اللهِ؟ عَلامَ تُمَكِّنُ هذا مِن جِلدِكَ يَقْطَعُهُ؟

قالَ: فَسَمِعتُ النَّبِيَّ صلّی اللّه عليه و آله يَقولُ: هذَا الحَجمُ.

قالَ: و مَا الحَجمُ؟

قالَ: هُوَ مِن خَيرِ ما تَداوى بِهِ النّاسُ.[۵۹]

  1. مسند ابن حنبل - به نقل از سَمَرة بن جُندب -: نزد پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله بودم که حجامتگر را فرا خواند و دستور داد حجامتش کند. حجامتگر، شاخ‌های حجامتش را در آورد و بادکش کرد و با نوک تیغی نیشتر زد و خون را در ظرفی که نزدش بود، ریخت.

در این هنگام، مردی از بنی فزاره وارد شد. گفت: این چه وضعی است، ای پیامبر خدا؟ چرا اجازه می‌دهید این مرد، پوست شما را بشکافد؟

از پیامبر صلی اللّه علیه و آله شنیدم که فرمود: «این، حجامت است».

آن مرد گفت: حجامت چیست؟

فرمود: «این، از بهترین روش‌هایی است که مردم، خود را با آن درمان کرده‌اند».

  1. الطبقات الكبرى عن الحسن: إنَّ رَسولَ اللّهِ صلّی اللّه عليه و آله احتَجَمَ في رَأسِهِ، و أَمَرَ أصحابَهُ أن يَحتَجِموا في رُؤوسِهِم.[۶۰]

 

  1. الطبقات الكبرى - به نقل از حسن -: پيامبر خدا صلی اللّه علیه و آله در سرش حجامت كرد و به يارانش هم دستور داد كه در سرشان حجامت كنند.

۱ / ۵: تَداوي أهلِ البَيتِ عليهم السلام بِها

۱ / ۵: درمان اهل بیت علیهم السلام با حجامت

  1. الإمام علی عليه السلام: إنَّ النَّبِيَّ صلّی اللّه عليه و آله أمَرَني بِالحِجامَةِ وَ الاِفتِصادِ.[۶۱]

 

  1. امام علی علیه السلام: پیامبر صلی اللّه علیه و آله مرا به حجامت و فصد کردن امر فرمود.

 

  1. رجال الكشّي عن زرارة: قَدِمتُ المَدينَةَ و أَنَا شابٌّ أمرَدُ، فَدَخَلتُ‌ سُرادِقاً[۶۲] لِأَبي جَعفَرٍ عليه السلام بِمِنىً، فَرَأَيتُ قَوماً جُلوساً فِي الفُسطاطِ، و صَدرُ المَجلِسِ لَيسَ فيهِ أحَدٌ، و رَأَيتُ رَجُلاً جالِساً ناحِيَةً يَحتَجِمُ، فَعَرَفتُ بِرَأيي أنَّهُ أَبو جَعفَرٍ عليه السلام، فَقَصَدتُ نَحوَهُ فَسَلَّمتُ عَلَيهِ، فَرَدَّ السَّلامَ عَلَيَّ، فَجَلَستُ بَينَ يَدَيهِ وَ الحَجّامُ خَلفَهُ.[۶۳]

 

  1. رجال الکشّی - به نقل از زراره -: در اوان جوانی که هنوز ریش در نیاورده بودم، به مدینه رفتم و در مِنا به خیمۀ ابو جعفر (امام باقر) علیه السلام وارد شدم. دیدم عدّه‌ای در خیمه نشسته‌اند و بالای مجلس، خالی است. مردی را دیدم که در گوشه‌ای مشغول حجامت است. حدس زدم ابو جعفر باشد. به سویش رفتم و سلام کردم. جواب سلامم را داد. رو به رویش نشستم و حجامتگر پشت سرش بود.

 

  1. الكافي عن يزيد بن عبدالملك النوفلي: دَخَلتُ عَلىٰ أبي عَبدِ اللّٰهِ عليه السلام و في يَدِهِ رُمّانَةٌ، فَقالَ: يا مُعَتِّبُ، أعطِهِ رُمّانَةً؛ فَإِنّي لَم أُشرَك في شَيءٍ أبغَضَ إلَيَّ مِن أن أُشرَكَ في رُمّانَةٍ.

ثُمَّ احتَجَمَ، و أَمَرَني أن أحتَجِمَ، فَاحتَجَمتُ، ثُمَّ دَعا بِرُمّانَةٍ اُخرىٰ.[۶۴]

  1. الكافى - به نقل از يزيد بن عبد الملک نوفلى -: بر امام صادق علیه السلام وارد شدم، در حالى كه انارى در دست داشت. فرمود: «اى مُعَتِّب! يک انار هم به اين مرد بده؛ چرا كه در [خوردن] هيچ چيز، كسى با من شريک نشده است كه برايم ناخوشايندتر از شريک شدن در [خوردن] انار باشد». سپس حجامت كرد و به من فرمود كه حجامت كنم. من هم حجامت كردم. آن گاه، انارى ديگر خواست.

 

  1. الخصال عن عبد الرحمان بن عَمرو بن أسلم: رَأَيتُ أبَا الحَسَنِ موسَى بنَ جَعفَرٍ عليه السلام احتَجَمَ يَومَ الأَرْبِعاءِ و هُوَ مَحمومٌ،‌ فَلَم‌ تَترُكهُ‌ الحُمّى.‌ فَاحتَجَمَ يَومَ الجُمُعَةِ فَتَرَكَتهُ الْحُمّى.[۶۵]

 

  1. الخصال - به نقل از عبد الرحمان بن عَمرو بن اَسلم -: ابو الحسن موسی بن جعفر علیه السلام را دیدم که تب داشت و در روز چهارشنبه حجامت کرد؛ امّا تب رهایش نکرد و روز جمعه حجامت کرد و تبش قطع شد.

 

  1. مكارم الأخلاق عن الأنصاري: كانَ الرِّضا عليه السلام رُبَّما تَبَيَّغَهُ‌ الدَّمُ، فَاحتَجَمَ في جَوفِ اللَّيلِ.[۶۶]

 

  1. مکارم الأخلاق - به نقل از انصاری -: امام رضا علیه السلام گاهی، دچار هیجان خون می‌شد و در همان دل شب، حجامت می‌کرد.

 

  1. عيون أخبار الرضا عليه السلام عَن مُقاتِلِ بن مُقاتِل: رَأَيتُ أبَا الحَسَنِ الرِّضا عليه السلام في‌ يَومِ‌ الجُمُعَةِ في‌ وَقتِ‌ الزَّوالِ‌ عَلىٰ ظَهرِ الطَّريقِ يَحتَجِمُ و هُوَ مُحرِمٌ.[۶۷]

 

  1. عیون أخبار الرضا علیه السلام - به نقل از مُقاتِل بن مُقاتِل-: ابو الحسن [امام] رضا علیه السلام را دیدم که در روز جمعه هنگام زوال، در حالی که مُحرِم بود، کنار جادّه حجامت می‌کرد.

الفَصلُ الثّاني: فَوائِدُ الحِجامَةِ

فصل دوم: فایده‌های حجامت

۲ / ۱: الشِّفاءُ مِنَ الأَمراضِ

۲ / ۱: شفابخش بیماری‌ها

  1. رسول اللّه صلّی اللّه عليه و آله: فِي‌ الحَجمِ‌ شِفاءٌ.[۶۸]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: در حجامت، شفاست.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: إن يَكُن في شَيءٍ شِفاءٌ، فَفي شَرطَةِ حَجّامٍ أو شَربَةِ عَسَلٍ.[۶۹]

 

  1. پيامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: اگر در چيزى شفا باشد، در نيشتر حجامتگر یا نوشيدن قدری عسل است.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: شِفاءُ أُمَّتي في ثَلاثٍ: آيَةٍ مِن‌ كِتابِ‌ اللّٰهِ‌ العَزيزِ، أو لَعقَةٍ مِن عَسَلٍ،‌ أو شَرطَةِ حَجّامٍ.[۷۰]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: شفای امّت من، در سه چیز است: آیه‌ای از کتاب خداوند عزیز، یا قاشقی عسل، یا نیشتر حجامتگر.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: الشِّفاءُ في ثَلاثَةٍ: في شَرطَةِ مِحجَمٍ، أو شَربَةِ عَسَلٍ، أو كَيَّةٍ بِنارٍ؛ و أَنَا أنهىٰ أُمَّتي عَنِ الكَيِّ.[۷۱]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: شفا در سه چیز است: در نیشتر حجامتگر، یا نوشیدن قدری عسل، یا داغ نهادن با [آهن گداخته در] آتش، و من امّتم را از داغ نهادن، نهی می‌کنم.

 

  1. صحيح البخاري عن عاصمِ بن عُمَر بن قَتادَة: إنَّ جابِرَ بنَ عَبدِ اللّهِ عادَ المُقَنَّعَ، ثُمَّ قالَ: لا أبرَحُ حَتّىٰ تَحتَجِمَ؛ فَإِنّي سَمِعتُ رَسولَ اللهِ صلّی اللّه عليه و آله يَقول: إنَّ فيهِ شِفاءً.[۷۲]

 

  1. صحیح البخاری - به نقل از عاصم بن عُمَر بن قَتاده -: جابر بن عبد اللّٰه از مُقَنَّع عیادت کرد و گفت: از این جا نمی‌روم تا این که حجامت کنی؛ زیرا من از پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله شنیدم که می‌فرمود در آن شفاست.

 

  1. سنن أبي داوود عن سلمى امرأة أبي رافع: ما كانَ أحَدٌ يَشتَكي إلىٰ رَسولِ اللهِ صلّی اللّه عليه و آله وَجَعاً في رَأسِهِ، إلّا قالَ: اِحتَجِم.[۷۳]

 

  1. سنن أبى داوود - به نقل از سلمى، همسر ابو رافع (خدمت‌گزار پيامبر خدا صلی اللّه علیه و آله) -: كسى نبود که از دردی در سرش به پيامبر خدا صلی اللّه علیه و آله شكايت کند، جز آن كه پيامبر صلی اللّه علیه و آله می‌فرمود: «حجامت كن».

 

  1. رسول اللّه صلّی اللّه عليه و آله: الحِجامَةُ فِي الرَّأسِ شِفاءٌ مِن سَبعٍ إذا ما نَوىٰ صاحِبُها: مِنَ الجُنونِ، وَ الجُذامِ، وَ البَرَصِ، وَ النُّعاسِ، و وَجَعِ الضِّرسِ، وَ الصُّداعِ، و ظُلمَةٍ يَجِدُها في عَينَيهِ.[۷۴]

 

  1. پيامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: حِجامت در سر، شفابخش هفت درد است، هر گاه با نیّت شفا باشد: از ديوانگى، جذام، پيسى، خواب‌آلودگى، دندان‌درد، سردرد و تاری‌ای كه شخص در چشم احساس مى‌كند.

 

  1. الإمام الصادق عليه السلام: إِن أخَذَ الرَّجُلَ‌ الدَّوَرانُ‌، فَليَحتَجِم‌.[۷۵]

 

  1. امام صادق علیه السلام: اگر کسی سرگیجه گرفت، حجامت کند.

 

  1. مکارم الأخلاق: کانَ [الإمامُ الصّادقُ عليه السلام] إذَا اعتَلَّ‌ إنسانٌ‌ مِن‌ أهلِ‌ الدّارِ قالَ: «اُنظُروا في وَجهِهِ»، فَإِن قَالوا: أصفَرُ، قالَ: «هُوَ مِنَ المِرَّةِ الصَّفراءِ»، فَيَأْمُرُ بِماءٍ فَيُسقىٰ. و إِن قالوا: أَحمَرُ، قالَ: «دَمٌ»، فَيَأْمُرُ بِالحِجامَةِ.[۷۶]

 

  1. مکارم الأخلاق: امام صادق علیه السلام هر گاه یکی از اهالی خانه بیمار می‌شد، می‌فرمود: «به صورتش بنگرید». اگر می‌گفتند زرد است، می‌فرمود: «از تلخۀ صفراست» و دستور می‌داد به او آب بنوشانند، و اگر می‌گفتند سرخ است، می‌فرمود: «خون است» و دستور حجامت می‌داد.

 

  1. الكافي عن حمزة بن الطيّار: كنتُ عِندَ أبِي الحَسَنِ الأَوَّلِ عليه السلام، فَرَآني أتَأَوَّهُ، فَقالَ: ما لَكَ؟

قُلتُ: ضِرسي. فَقالَ: لَوِ احتَجَمتَ!

فَاحتَجَمتُ، فَسَكَنَ. فَأَعلَمتُهُ. فَقالَ لي: ما تَداوَى النّاسُ بِشَيءٍ خَيرٍ مِن مَصَّةِ دَمٍ، أو مُزعَةِ عَسَلٍ.

قالَ: قُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ! مَا المُزعَةُ عَسَلٍ؟

قالَ: لَعقَةُ عَسَلٍ.[۷۷]

  1. الكافى - به نقل از حمزة بن طيّارـ: نزد امام كاظم علیه السلام بودم. ديد آه و ناله مى‌كنم. فرمود: «چه شده است؟». گفتم: دندانم. فرمود: «کاش حجامت مى‌كردى!».

من حجامت كردم و دردم ساکت شد. امام علیه السلام را از اين موضوع آگاه كردم. به من فرمود: «مردم به چیزی بهتر از يک مَكشِ خون يا يک مُزْعۀ عسل درمان نجسته‌اند».

گفتم: فدايت شوم! «مزعۀ عسل» چيست؟

فرمود: «يک قاشق عسل».

راجع: ص14 (وصیّة النبيّ صلّی اللّه عليه و آله و أهل البیت عليهم السلام بالحجامة)

و ص76 (بعض أیّام الشهر).

ر.ک: ص۱۵ (سفارش پیامبر صلی اللّه علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام به حجامت کردن)

و ص۷۹ (برخی روزهای ماه).

۲ / ۲: تَقوِيَةُ العَقلِ وَ الحِفظِ

۲ / ۲: تقویت عقل و حافظه

  1. رسول اللّه صلّی اللّه عليه و آله: الحِجامَةُ عَلَى الرّيقِ أمثَلُ، و هِيَ تَزيدُ فِي العَقلِ، و تَزيدُ فِي الحِفظِ، و تَزيدُ الحافِظَ حِفظاً.[۷۸]

 

  1. پيامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: حجامت کردنِ ناشتا، سودمندتر است، که خِرد را افزايش مى‌دهد، حافظه را زياد مى‌كند و بر حافظۀ حافظان مى‌افزايد.

 

  1. الإمام علی عليه السلام: إنَّ الحِجامَةَ تُصَحِّحُ البَدَنَ، و تَشُدُّ العَقلَ.[۷۹]

 

  1. امام على علیه السلام: حِجامت، بدن را صحّت مى‌دهد و عقل را استحكام مى‌بخشد.

۲ / ۳: جَلاءُ البَصَرِ

۲ / ۳: تقویت بینایی

  1. معاني الأخبار عن رسول اللّه صلّی اللّه عليه و آله: نِعمَ العيدُ الحِجامَةُ - يَعنِي العادَةَ -؛ تَجلُو البَصَرَ، و تَذهَبُ بِالدّاءِ.[۸۰]

 

  1. پيامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: نيكو عادتى است حجامت! ديده را جلا مى‌دهد و درد را مى‌بَرَد.

 

  1. رسول اللّه صلّی اللّه عليه و آله: نِعمَ الدَّواءُ الحِجامَةُ؛ تُذهِبُ الدَّمَ، و تَجلُو البَصَرَ، و تُخِفُّ الصُّلبَ.[۸۱]

 

  1. پيامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: نيكو درمانى است حجامت! [افزایش] خون را مى‌بَرَد، ديده را جلا مى‌دهد و کمر را سبُک مى‌كند.

الفَصلُ الثّالِث: آدابُ الحِجامَةِ

فصل سوم: آداب حجامت کردن

۳ / ۱: قِراءَةُ آيَةِ الكُرسِيِّ وَ الصَّلَواتُ

۳ / ۱: خواندن آیة الکرسی و صلوات فرستادن

  1. رسول اللّه صلّی اللّه عليه و آله: مَن قَرَأَ آيَةَ الكُرسِيِّ عِندَ الحِجامَةِ، كانَت لَهُ مَنفَعَةُ حِجامَتِهِ.[۸۲]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: هر کس در هنگام حجامت کردن، آیة الکرسی را بخواند، حجامتش به او سود می‌رساند.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: مَن قَرَأَ آيَةَ الكُرسِيِّ عِندَ حِجامَةٍ، كانَت مَنفَعَتُها مَنفَعَةَ حِجامَتَينِ.[۸۳]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: هر کس در هنگام حجامت کردن، آیة الکرسی را بخواند، نفع آن حجامت به‌اندازۀ دو حجامت خواهد بود.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: إِذَا تَبغِي الدَّمُ‌ بِأَحَدِكُم فَليَحتَجِم فِي أَيِّ الأَيَّامِ كَانَ وَ ليَقرَأ آيَةَ الكُرسِيِّ وَ يَستَخِيرُ اللهَ تَعَالَى ثَلَاثاً وَ يُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ صلّی اللّه عليه و آله.[۸۴]

 

  1. رسول خدا صلی اللّه علیه و آله: هر گاه در کسی از شما خون طغیان کرد، در هر روزی که بود، حجامت کند و آیة الکرسی را بخواند و سه بار از خدا طلب خیر کند و بر پیامبر صلی اللّه علیه و آله صلوات بفرستد.

 

  1. الإمام الصادق عليه السلام: اِقرَأ آيَةَ الكُرسِيِّ، وَ احتَجِم أيَّ يَومٍ شِئتَ.[۸۵]

 

  1. امام صادق علیه السلام: آية الكرسى را بخوان و هر روزى كه خواستى، حجامت كن.

 

  1. الإمام الصادق عليه السلام: اِقرَأ آيَةَ الكُرسِيِّ، وَ احتَجِم‌ إذا بَدا لَكَ‌.[۸۶]

 

  1. امام صادق علیه السلام: آیة الکرسی را بخوان و هر زمان که خواستی، حجامت کن.

 

  1. الخصال عن محمّد بن رياح: رَأَيتُ أَبا إِبراهيمَ عليه السلام يَحتَجِمُ‌ يَومَ‌ الجُمُعَةِ، فَقُلتُ:‌ جُعِلتُ فِداكَ، تَحتَجِمُ يَومَ الجُمُعَةِ؟!

قالَ: أقرَأُ آيَةَ الكُرسِيِّ، فَإِذا هاجَ بِكَ الدَّمُ لَيلًا كانَ أَو نَهاراً فَاقرَأ آيَةَ الكُرسِيِّ وَ احتَجِم.[۸۷]

  1. الخصال - به نقل از محمّد بن ریاح -: ابو ابراهیم (امام کاظم) علیه السلام را دیدم که روز جمعه حجامت می‌کند. گفتم: قربانت گردم! در روز جمعه حجامت می‌کنید؟!

فرمود: «آیة الکرسی را می‌خوانم. هر زمان که خون در تو به هیجان آمد، شب باشد یا روز، آیة الکرسی را بخوان و حجامت کن».

۳ / ۲: الدُّعاءُ بِالمَأثورِ

۳ / ۲: خواندن دعای مأثور[۸۸]

  1. معاني الأخبار عن خلف بن حمّاد عن رجل عن الإمام الصادق عليه السلام: أنَّهُ قالَ لِرَجُلٍ مِن أَصحابِهِ: إذا أرَدتَ‌ الحِجامَةَ و خَرَجَ الدَّمُ مِن مَحاجِمِكَ، فَقُل قَبلَ أن تَفرُغَ وَ الدَّمُ يَسيلُ: «بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ،‌ أعوذُ بِاللهِ الكَريمِ في حِجامَتي هٰذِهِ مِنَ العَينِ فِي الدَّمِ، و مِن كُلِّ سوءٍ».

ثُمَّ قالَ: و ما عَلِمتَ يا فُلانُ أنَّكَ إذا قُلتَ هٰذا فَقَد جَمَعتَ الأَشياءَ كُلَّها؟![۸۹]

  1. معانی الأخبار - به نقل از خلف بن حَمّاد، از مردی -: امام صادق علیه السلام به مردی از اصحابش فرمود: «هر گاه خواستی حجامت کنی و خون از جای حجامت بیرون زد، قبل از تمام شدن حجامت و در حالی که خون جاری است، بگو: "به نام خداوند مهرگستر مهربان. به خدای کریم، پناه می‌برم در این حجامتم از چشم‌زخم در خون و از هر گونه بدی"».

سپس فرمود: «فلانی! نمی‌دانی که با گفتن این دعا همه چیز را جمع کرده‌ای!».

  1. فقه الرضا عليه السلام: فَإِذا أرَدتَ الحِجامَةَ، فَاجلِس‌ بَينَ‌ يَدَيِ‌ الحَجّامِ‌ و أَنتَ مُتَرَبِّعٌ و قُل:‌ بِسمِ اللّٰهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ،‌ أعوذُ بِاللّٰهِ الكَريمِ في حِجامَتي مِنَ العَينِ فِي الدَّمِ، و مِن كُلِّ سوءٍ و أعلالٍ و أَمراضٍ و أَسقامٍ و أَوجاعٍ، و أَسأَلُكَ العَافِيَةَ وَ المُعافاةَ وَ الشِّفاءَ مِن كُلِّ داءٍ.[۹۰]

 

  1. فقه الرضا علیه السلام: هر گاه خواستی حجامت کنی، جلوی حجامتگر، چهارزانو بنشین و بگو: «به نام خداوند مهرگستر مهربان. به خدای کریم، پناه می‌برم در این حجامتم از چشم‌زخم در خون و از هر گونه بدی و علیلی و بیماری و ناخوشی و درد، و از تو عافیت و تن‌درستی و شفا از هر دردی را می‌خواهم».

۳ / ۳: الحِجامَةُ عَلَی الطَّعامِ

۳ / ۳: حجامت کردن با شکم سیر

  1. الإمام الصادق عليه السلام: إيّاكَ‌ وَ الحِجامَةَ عَلَى‌ الرّيقِ‌.[۹۱]

 

  1. امام صادق علیه السلام: از حجامت کردنِ ناشتا بپرهیز.

 

  1. الإمام الصادق عليه السلام: لا تَحتَجِم حَتّى‌ تَأكُلَ‌ شَيئاً؛ فَإِنَّهُ أدَرُّ لِلعِرقِ،‌ و أَسهَلُ لِخُروجِهِ، و أَقوىٰ لِلبَدَنِ.[۹۲]

 

  1. امام صادق علیه السلام: قبل از حجامت کردن، چیزی بخور؛ زیرا این کار خون را در رگ، بیشتر و خروج آن را آسان‌تر و بدن را قوی‌تر می‌کند.

 

  1. الكافي عن عمّار الساباطي عن الإمام الصادق عليه السلام: ما يَقولُ مَن قِبَلَكُمْ فِي الحِجَامَةِ؟ قُلتُ: يَزعُمونَ أنَّها عَلَى الرّيقِ أفضَلُ مِنها عَلَى الطَّعامِ.

قالَ: لا، هِيَ عَلَى الطَّعامِ أدَرُّ لِلعُروقِ، و أَقوىٰ لِلبَدَنِ.[۹۳]

  1. الکافی - به نقل از عمّار ساباطى -: امام صادق علیه السلام فرمود: «مردمِ طرف‌هاى شما در بارۀ حجامت چه مى‌گويند؟».

گفتم: مى‌گويند حجامت در حالت ناشتا بهتر از حجامت كردن بعد از غذاست.

فرمود: «نه، حجامت كردن بعد از غذا موجب جريان بيشتر [خون در] رگ‌ها و قوّت بيشتر بدن مى‌شود».

  1. الإمام الكاظم عليه السلام: الحِجامَةُ بَعدَ الأَكلِ؛ لِأَنَّهُ‌ إِذا شَبِعَ‌ الرَّجُلُ‌ ثُمَ‌ احتَجَمَ اجْتَمَعَ الدَّمُ و أَخرَجَ الدّاءَ، و إِذَا احتَجَمَ قَبلَ الأَكلِ خَرَجَ الدَّمُ و بَقِيَ الدّاءُ.[۹۴]

 

  1. امام کاظم علیه السلام: حجامت کردن، بعد از غذاست؛ زیرا زمانی که انسان سیر باشد و حجامت کند، خون جمع می‌شود و بیماری را بیرون می‌کند، و هر گاه قبل از غذا [و با شکم خالی] حجامت کند، خون خارج می‌شود، امّا بیماری در بدن می‌ماند.

 

  1. رسول اللّه صلّی اللّه عليه و آله: الحِجامَةُ عَلَی الرّيقِ دَواءٌ، و عَلَى الشِّبَعِ داءٌ.[۹۵]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: حجامت کردنِ ناشتا، دواست و با شکم سیر، درد است.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: الحِجامَةُ عَلَى الرّيقِ أَمثَلُ، و فيها شِفاءٌ و بَرَكَةٌ، و تَزيدُ العَقلَ وَ الحِفظَ؛ فَاحتَجِموا عَلىٰ بَرَكَةِ اللهِ‌ يَومَ الخَميسِ.[۹۶]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: حجامت کردنِ ناشتا بهتر است و در آن، شفا و برکت است و عقل و حافظه را می‌افزاید. پس، در روزهای پنجشنبه به برکت خدا حجامت کنید.

توضیح

توضیح

تؤكد العديد من الأحادیث على تناول الطعام و الشبع قبل الحجامة. كما جاء في بعض الأحاديث أن الأفضل أن تکون المعدة خالیة قبل الحجامة. و عدد روايات المجموعة الأولیٰ أكثر و مصادرها و أسانیدها أکثر اعتباراً. كما أن الطبيعة البشرية تتعرض في بعض الأحيان إلى ضعف مؤقت بسبب الحجامة أو سحب الدم، و الأفضل في هذه الحالة أن نكون قد تناولنا شیئاً، و ألّا نحتجم علی معدة خالیة. و بالطبع فإن امتلاء المعدة أيضاً يستنزف قوى الجسم و يضرّ به أثناء الحجامة. و لذلك فإن الحالة الوسطى بین الشبع و الجوع هي الأنسب، و من هنا يمكن اعتبار رواية أو روايتين تشيران إلى الجوع قبل الحجامة بمثابة عدم امتلاء المعدة. كما توصي منظمة نقل الدم الإيرانية الیوم لمن يريد التبرّع بالدم، بتناول الطعام و الراحة قبل عملية التبرّع. کما یتمّ إعطاء الطعام و السوائل للشخص بعد انتهاء عملیة تبرّعه بالدم و قبل مغادرته.

روایات متعدّدی بر غذا خوردن و سير بودن قبل از حجامت تأكيد دارند. برخی روایات نیز تهی بودن شكم قبل از حجامت را بهتر دانسته‌اند. تعداد روایت‌های دستۀ نخست، بیشتر و اعتبار منابع و اسناد آنها بهتر است. همچنین طبيعت انسانی، گاه بر اثر حجامت یا خون‌گيرى دچار ضعف موقّتی می‌شود که در این صورت، بهتر است چیزی خورده باشیم و با شکم تهی حجامت نکنیم. البتّه پُر بودن شكم نيز نیروی بدن را تحليل مى‌بَرد و در وقت حجامت، زیان‌آور است. از این رو، حالت میانۀ سيرى و گرسنگى مناسب‌تر است و در اين صورت می‌توان یکی دو روایت ناظر به گرسنه بودن پیش از حجامت را به معنای پر نبودن شکم دانست، چنان ‌که امروزه، سازمان انتقال خون ایران به کسانی که قصد اهدای خون دارند، توصیه می‌کند که قبل از ورود به فرایند اِهدا، غذا خورده و استراحت مختصری کرده باشند و پس از اهدای خون و قبل از خروج از سازمان نیز با خوراکی و مایعات، از اهدا کننده پذیرایی می‌کند.

۳ / ۴: أكلُ الرُّمّانِ

۳ / ۴: خوردن انار

  1. مكارم الأخلاق عن زيد الشحّام: كُنتُ عِندَ أبي عَبدِ اللّٰه عليه السلام، فَدَعا بِالحَجّامِ فَقالَ لَهُ: اِغسِل مَحاجِمَكَ و عَلِّقها. و دَعا بِرُمّانَةٍ فَأَكَلَها. فَلَمّا فَرَغَ مِنَ الحِجامَةِ دَعا بِرُمّانَةٍ اُخرىٰ فَأَكَلَها، و قالَ: هٰذا يُطفِئُ المِرارَ.[۹۷]

 

  1. مكارم الأخلاق - به نقل از زيد شحّام -: نزد امام صادق علیه السلام بودم كه حجامتگر را طلبيد و به او فرمود: «نیشترهایت را بشوى و بياويز». آن گاه، انارى طلبيد و خورد. چون حجامت را به پايان برد، انار ديگرى طلبيد و خورد و فرمود: «اين، صفرا را فرو مى‌نشانَد».

 

  1. الكافي عن يزيد بن عبد الملك النوفلي: دَخَلتُ عَلى أبي عَبدِ اللّٰهِ عليه السلام و في يَدِهِ رُمّانَةٌ، فَقالَ: يا مُعَتِّبُ، أعطِهِ رُمّانَةً؛ فَإِنّي لَم أُشرَك في شَيءٍ أبغَضَ إلَيَّ مِن أن أُشرَكَ في رُمّانَةٍ.

ثُمَّ احتَجَمَ، و أمَرَني أن أَحتَجِمَ فَاحتَجَمتُ، ثُمَّ دَعا بِرُمّانَةٍ اُخرى.[۹۸]

  1. الكافى - به نقل از يزيد بن عبد الملک نوفلى -: بر امام صادق علیه السلام وارد شدم، در حالى كه انارى در دست داشت. فرمود: «اى مُعَتِّب! يک انار هم به اين مرد بده؛ چرا كه در [خوردن] هيچ چيز، كسى با من شريک نشده است كه برايم ناخوشايندتر از شريک شدن در [خوردن] انار باشد».

سپس حجامت كرد و به من فرمود كه حجامت كنم. من هم حجامت كردم. آن گاه، انارى ديگر خواست.

  1. الإمام العسكري عليه السلام: كُلِ الرُّمّانَ بَعدَ الحِجامَةِ رُمّاناً حُلواً؛ فَإِنَّهُ يُسَكِّنُ الدَّمَ، و يُصَفِّي الدَّمَ فِي الجَوفِ.[۹۹]

 

  1. امام عسكرى علیه السلام: پس از حجامت، انار بخور، انارى شيرين؛ چرا كه هیجان خون را فرو مى‌نشاند و خون را در درون، تصفيه مى‌كند.

۳ / ۵: أكلُ الحَلاوَةِ

۳ / ۵: خوردن شیرینی

  1. طبّ الائمة عليهم السلام لابني بسطام عن زرارة بن أعين عن الإمام الصادق عليه السلام: أنَّهُ احتَجَمَ، فَقالَ يا جارِيَةُ، هَلُمّي‌ ثَلاثَ‌ سُكَّراتٍ.‌ ثُمَّ [قالَ: إنَّ السُّکَّرَ][۱۰۰] بَعدَ الحِجامَةِ يورِدُ الدَّمَ الصّافِيَ و يَقطَعُ الحَرارَةَ.[۱۰۱]

 

  1. طبّ الأئمّة علیهم السلام ابنی بسطام - به نقل از زرارة بن اعین -: امام صادق علیه السلام حجامت کرد و فرمود: «ای کنیز! سه حبّه قند بیاور. خوردن قند بعد از حجامت، خونِ صاف می‌آورد و حرارت را قطع می‌کند».

 

  1. مكارم الأخلاق: رُوِيَ عَن أبي عَبدِ اللّٰهِ عليه السلام أنَّهُ احتَجَمَ فَقالَ: «يا جَارِيَةُ، هَلُمِّي ثَلاثَ سُكَّراتٍ». ثُمَّ قَالَ: «إنَّ‌ السُّكَّرَ بَعدَ الحِجامَةِ يَرُدُّ الدَّمَ الطَّمِيَّ[۱۰۲]،‌ و يَزيدُ فِي القُوَّةِ».[۱۰۳]

 

  1. مکارم الأخلاق: در بارۀ امام صادق علیه السلام نقل شده است که حجامت کرد و فرمود: «ای کنیز! سه حبّه قند بیاور». سپس فرمود: «زیرا قند بعد از حجامت، خون تازه می‌آورد و نیرو را می‌افزاید».

۳ / ۶: أكلُ السَّمَكِ

۳ / ۶: خوردن ماهی

  1. المحاسن عن معتّب: قالَ لي أبُو الحسن عليه السلام يَوماً: يا مُعَتِّبُ، اُطلُب لَنا حيتاناً طَرِيَّةً؛ فَإِنّي أُريدُ أن أحتَجِمَ.

فَطَلَبتُها لَهُ فَأَتَیتُهُ بِها، فَقالَ لي: يا مُعَتِّبُ، سَكبِج[۱۰۴] لي شَطرَها، وَ اشوِ لي شَطرَها.

فَتَغَدّىٰ مِنها أبُو الحَسَنِ عليه السلام، و تَعَشّىٰ.[۱۰۵]

  1. المحاسن - به نقل از مُعَتِّب -: امام كاظم علیه السلام روزى به من فرمود: «اى معتّب! چند ماهىِ تازه برایمان تهیّه كن كه مى‌خواهم حجامت كنم».

آن را تهيّه كردم و براى ایشان آوردم. به من فرمود: «اى معتّب! نيمى از آن را با سركه بپز و نيمى را برايم كباب كن» و امام، ناهار و شام از آن خورد.

  1. الكافي عن محمّد بن يحيى: كَتَبَ بَعضُ أصحابِنا إلىٰ أبي مُحَمَّدٍ عليه السلام يَشكو إلَيهِ دَماً و صَفراءَ، فَقالَ: إذَا احتَجَمتُ هاجَتِ الصَّفراءُ، و إذا أخَّرتُ الحِجامَةَ أضَرَّنِي الدَّمُ! فَما تَرىٰ في ذٰلِكَ؟

فَكَتَبَ عليه السلام: اِحتَجِم، و كُل عَلىٰ أثَرِ الحِجامَةِ سَمَكاً طَرِيّاً كَباباً.

قالَ: فَأَعَدتُ عَلَيهِ المَسأَلَةَ بِعَينِها.

فَكَتَبَ عليه السلام: اِحتَجِم، و كُل عَلى أثَرِ الحِجامَةِ سَمَكاً طَرِيّاً كَباباً بِماءٍ و مِلحٍ.

قالَ: فَاستَعمَلتُ ذٰلِكَ، فَكُنتُ في عافِيَةٍ و صارَ غِذايَ.[۱۰۶]

  1. الكافى - به نقل از محمّد بن يحيى -: يكى از شيعيان به امام عسكرى علیه السلام نامه نوشت و به ایشان از خون و صفرا اظهار ناراحتى كرد و نوشت: چون حجامت مى‌كنم، صفرا به جوش مى‌‌آيد و چون حجامت را به تأخير مى‌افكنم، خون، مرا زيان مى‌رساند. چاره را در چه مى‌بينید؟

امام نوشت: «حجامت كن و در پىِ حجامت، ماهىِ تازۀ كباب شده بخور».

اين پرسش را ديگر بار تكرار كردم.

نوشت: «حجامت كن و در پِى حجامت، ماهىِ تازۀ كباب شده‌ای را با آب و نمک بخور».

اين كار را انجام دادم و از آن پس، هماره در عافيت بودم و آن، خوراک من شده بود.

  1. مكارم الأخلاق عن أبي بصير: قالَ أبو جَعفَر عليه السلام: أيَّ شَي‌ءٍ تَأْكُلونَ‌ بَعدَ الحِجامَةِ؟

فَقُلتُ: الهِندَباءَ وَ الخَلَّ.

فَقالَ: لَيسَ بِهِ بَأسٌ.[۱۰۷]

  1. مکارم الأخلاق - به نقل از ابو بصیر -: امام باقر علیه السلام پرسید: «پس از حجامت، چه می‌خورید؟».

گفتم: کاسنی و سرکه.

فرمود: «عیبی ندارد».

۳ / ۷: آدابٌ اُخری

۳ / ۷: آداب دیگر

  1. الطبقات الكبرى عن هارون بن رئاب: إنَّ رَسولَ اللّهِ صلّی اللّه عليه و آله احتَجَمَ. ثُمَّ قالَ لِرَجُلٍ: اِدفِنهُ لا يَبحَث عَنهُ كَلبٌ[۱۰۸].[۱۰۹]

 

  1. الطبقات الکبری - به نقل از هارون بن رئاب -: پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله حجامت کرد. سپس به مردی فرمود: «آن (خون) را دفن کن که سگی دنبالش نرود [و نخورد]».

 

  1. الإمام الباقر عليه السلام: مَنِ احتَجَمَ‌ فَنَظَرَ إلَىٰ‌ أوَّلِ‌ مِحجَمَةِ دَمِهِ، أمِنَ مِنَ الرَّمَدِ إلَى الحِجامَةِ الأُخرىٰ.[۱۱۰]

 

  1. امام باقر علیه السلام: هر کس حجامت کند و به اوّلین خون حجامتش بنگرد، تا حجامت بعدی از چشم‌درد در امان است.

 

  1. الإمام الصادق عليه السلام - لِغُلامِهِ رُبَیحٍ -: يا رُبَيْحُ، اُشدُد قَصَبَ المَلازِمِ، وَ اجعَل مَصَّكَ رَخِيّاً، وَ اجعَل شَرطَكَ زَحفاً[۱۱۱].[۱۱۲]

 

  1. امام صادق علیه السلام - خطاب به پیشکار خود، رُبَیح -: ای رُبَیح! قَصَب المَلازم[۱۱۳] را محکم کن و مَکِش را نرم و سست انجام بده و تیغ را نرم و آرام و به صورت سینه‌خیز بکش.

 

  1. طبّ الأئمّة عليهم السلام لابني بسطام عن شُعيب العَقرقوفيّ: حَدَّثَنا أَبو إسحاقَ الأَزديِّ عَن أَبي إِسحاقَ السَّبيعيِّ عَمَّن ذَكَرَهُ‌: أَنَّ أمیرَ المُؤمِنینَ عليه السلام کانَ یَغتَسِلُ مِنَ الحِجامَةِ وَ الحَمّامِ. قالَ شُعَیبٌ: فَذَکَرتُهُ لِأَبي عَبدِ اللّهِ الصّادِقِ عليه السلام، فَقالَ:

إنَّ النَّبِيَّ صلّی اللّه عليه و آله کانَ إذَا احتَجَمَ، هاجَ بِهِ و تَبَیَّغَ، فَاغتَسَلَ بِالماءِ البارِدِ لِیُسَکِّنَ عَنهُ حَرارَةَ الدَّمِ. و إِنَّ أمیرَ المُؤمِنین عليه السلام کانَ إذا دَخَلَ الحَمّامَ، هاجَت بِهِ الحَرَارةُ، صَبَّ عَلَیهِ الماءَ البارِدَ فَتَسکُنُ عَنهُ الحَرارَةُ.[۱۱۴]

  1. طب الأئمّة علیهم السلام ابنا بسطام - به نقل از شعیب عَقَرقوفی، از ابو اسحاق اَزدی، از ابو اسحاق سبیعی، از کسی که یاد کرده است -: امیر مؤمنان علیه السلام چون حجامت می‌کرد یا حمّام می‌رفت، غسل می‌کرد.

شعیب گفت: این مطلب را برای امام صادق علیه السلام گفتم. فرمود: «پیامبر صلی اللّه علیه و آله هنگامی که حجامت می‌کرد، خونش به هیجان می‌آمد و جنبش می‌کرد. پس با آب سرد غسل می‌کرد تا حرارت بدنش فروکش کند. امیر مؤمنان علیه السلام هر گاه به حمّام می‌رفت، حرارت بدنش به هیجان می‌آمد. پس، آب سرد بر خود می‌ریخت و حرارت بدنش فرو می‌نشست».

  1. طبّ الأئمّة عليهم السلام لابني بسطام عن إسحاق بن أبي الحسن عن أُمّه أُمّ‌ محمّد: قالَ سَيِّدي عليه السلام: مَن‌ نَظَرَ إلى‌ أوَّلِ‌ مَحجَمَةٍ مِن دَمِهِ، أمِنَ مِنَ الواهِنَةِ[۱۱۵] إلَى الحِجامَةِ الأُخرىٰ.

فَسَأَلتُ سَيِّدي: مَا الواهِنَةُ؟ فَقالَ وَجَعُ العُنُقِ.[۱۱۶]

  1. طبّ الأئمّة علیهم السلام، ابنا بسطام - به نقل از اسحاق بن ابی الحسن، از مادرش اُمّ محمّد -: سَرورم فرمود: «کسی که به اوّلین خونِ حجامتش نگاه کند، تا حجامت بعدی، از واهنه ایمن می‌شود».

از سَرورم پرسیدم: واهنه چیست؟ فرمود: «گردن‌درد».

  1. الإمام الرضا عليه السلام - للمأمون -: إذا أرَدتَ‌ الحِجامَةَ فَلا تَحتَجِم‌ إِلّا لِاثنَتَي عَشرَةَ تَخلو مِنَ الهِلالِ إلىٰ خَمسَةَ عَشَرَ مِنهُ؛ فَإِنَّهُ أصَحُّ لِبَدَنِكَ، فَإِذا نَقَصَ الشَّهرُ فَلا تَحتَجِم إلّا أن تَكونَ مُضطَرّاً إلىٰ إخراجِ الدَّمِ؛ و ذٰلِكَ أنَّ الدَّمَ يَنقُصُ في نُقصانِ الهِلالِ و یَزیدُ في زِیادَتِهِ.

وَ لتَکُنِ الحِجامَةُ بِقَدرِ ما مَضیٰ مِنَ السِّنینَ: ابنُ عِشرِینَ سَنَةً یَحتَجِمُ في کُلِّ عِشرِینَ یَوماً، وَ ابنُ ثَلاثِینَ سَنَةً في کُلِّ ثَلَاثَینَ یَوماً، وَ ابنُ أربَعینَ في کُلِّ أربَعینَ یَوماً، و ما زادَ فَبِحِسابِ ذٰلِكَ.

وَ اعلَم - یا أمیرَ المُؤمِنینَ - أَنَّ الحِجامَةَ إنَّما یؤخَذُ دَمُها مِن صِغارِ العُروقِ المَبثوثَةِ فِي اللَّحمِ، و مِصداقُ ذٰلِكَ أنَّها لا تُضَعِّفُ القُوَّةَ کَما یوجَدُ مِنَ الضَّعفِ عِندَ الفِصادِ.

و حِجامَةُ النُّقرَةِ[۱۱۷] تَنفَعُ لِثِقلِ الرَّأسِ. و حِجامَةُ الأَخدَعَینِ[۱۱۸] یُخَفِّفُ عَنِ الرَّأسِ وَ الوَجهِ وَ العَینِ، وَ هِيَ نافِعَةٌ لِوَجَعِ الأَضراسِ. و رُبَّما نابَ الفَصدُ عَن سائِرِ ذٰلِكَ. و قَد یُحتَجَمُ تَحتَ الذَّقَنِ لِعِلَاجِ القُلاعِ[۱۱۹] فِي الفَمِ و فَسادِ اللِّثَةِ و غَیرِ ذٰلِكَ مِن أَوجاعِ الفَم. و کَذٰلِكَ الَّتي توضَعُ بَینَ الکَتِفَینِ تَنفَعُ مِنَ الخَفَقانِ الَّذي یَکونُ مَعَ الاِمتِلاءِ وَ الحَرارَةِ. وَ الَّتي توضَعُ عَلَی السّاقَینِ قَد یَنقُصُ مِنَ الإمتِلاءِ فِي الکُلیٰ وَ المَثانَةِ وَ الأَرحامِ، و یُدِرُّ الطَّمثَ، غَیرَ أنَّها مَنهَکَةٌ لِلجَسَدِ، و قَد تَعرِضُ مِنهَا العَشوَةُ الشَّدیدَةُ، إلّا أنَّها نافِعَةٌ لِذَوِي البُثورِ وَ الدَّمامیلِ.

وَ الَّذي یُخَفِّفُ مِن ألَمِ الحِجامَةِ تَخفیفُ المَصِّ عِندَ أَوَّلِ ما یَضَعُ المَحاجِمَ، ثُمَّ یُدَرِّجُ المَصَّ قَلیلاً قَلیلاً، وَ الثَّواني أزیَدُ فِي المَصِّ مِنَ الأَوائِلِ، و کَذٰلِكَ الثَّوالِثُ فَصاعِداً. و یَتَوَقَّفُ عَنِ الشَّرطِ حَتّی یَحمَرَّ المَوضِعُ جَیِّداً بِتَکریرِ المَحاجِمِ عَلَیهِ، و تُلَیَّنُ المِشرَطَةُ عَلی جُلودٍ لَیِّنَةٍ، و یَمسَحُ المَوضِعَ قَبلَ شَرطِهِ بِالدُّهنِ، وَ کَذٰلِكَ یَمسَحُ المَوضِعَ الَّذي یَفصِدُ بِدُهنٍ؛ فَإِنَّهُ یُقَلِّلُ الأَلَمَ، وَ ذٰلِكَ یُلَیِّنُ المِشراطَ وَ المِبضَعَ[۱۲۰] بِالدُّهنِ، و یَمسَحُ عَقیبَ الحِجامَةِ و عِندَ الفَراغِ مِنها المَوضِعَ بِالدُّهنِ، وَ لیُنَقِّط عَلَی العُروقِ إذا فُصِدَت شَیئاً مِنَ الدُّهنِ؛ کَي لا تَلتَحِمَ فَیَضُرَّ ذلِكَ المَقصودَ.

وَ لیَعمِدِ الفاصِدُ أن یَفصِدَ مِنَ العُروقِ ما کانَ فِي المَواضِعِ القَلیلَةِ اللَّحمِ؛ لِأَنَّ في قِلَّةِ اللَّحمِ مِن فَوقِ العُروقِ قِلَّةَ الأَلَمِ، و أکثَرُ العُروقِ ألَماً إذا کانَ الفَصدُ في حَبلِ الذِّراعِ وَ القِیفَالِ؛ لِأَجلِ کَثرَةِ اللَّحمِ عَلَیها، فَأَمَّا الباسلیقُ وَ الأَکحَلُ[۱۲۱] فَإِنَّهُما أقَلُّ ألَماً فِي الفَصدِ إذا لَم یَکُن فَوقَهُمَا لَحمٌ.

وَ الواجِبُ تَکمیدُ مَوضِعِ الفَصدِ بِالماءِ الحارِّ لِیَظهَرَ الدَّمُ، و خاصَّةً فِي الشِّتاءِ؛ فّإِنَّهُ یُلَیِّنُ الجِلدَ و یُقَلِّلُ الأَلَمَ و یُسَهِّلُ الفَصدَ.

وَیَجِبُ في کُلِّ ما ذَکَرنا مِن إخراجِ الدَّمِ اجتِنابُ النِّساءِ قَبلَ ذٰلِكَ بِاثنَتَي عَشرَةَ ساعَةً. و یَحتَجِمُ في یَومٍ صاحٍ صافٍ لا غَیمٌ فیهِ و لا ریحٌ شَدیدَةٌ. وَ لیُخرِج مِنَ الدَّمِ بِقَدرِ ما یَریٰ مِن تَغَیُّرِهِ. و لا تَدخُل یَومَكَ ذاكَ الحَمّامَ؛ فَإِنَّهُ یورِثُ الدّاءَ، وَ اصبُب عَلیٰ رَأسِكَ و جَسَدِكَ الماءَ الحارَّ و لا تَغفُل ذٰلِكَ مِن ساعَتِكَ. و إِیّاكَ وَ الحَمّامَ إذَا احتَجَمتَ؛ فَإِنَّ الحُمَّی الدّائِمَةَ تَکونُ مِنهُ.

فَإِذَا اغتَسَلتَ مِنَ الحِجامَةِ فَخُذ خِرقَةَ مِرعِزّیٰ[۱۲۲] فَأَلقِها عَلیٰ مَحاجِمِكَ أو ثَوباً لَیِّناً مِن قَزٍّ[۱۲۳] أو غَیرِهِ. و خُذ قَدرَ الحِمَّصَةِ مِنَ الدِّریاقِ الأَکبَرِ فَاشرَبهُ و کُلهُ مِن غَیرِ شَربٍ إن کانَ شِتاءً، وَ إِن کانَ صَیفاً فَاشرَبِ الإِسکَنجَبینَ المَغلِيَّ؛ فَإِنَّكَ إذا فَعَلتَ ذٰلِكَ فَقَد أمِنتَ مِنَ اللَّقوَةِ[۱۲۴] وَ البَهَقِ وَ البَرَصِ وَ الجُذامِ بِإِذنِ اللّٰهِ تَعالیٰ.

وَ مُصَّ مِنَ الرُّمِانِ الإِملیسِيِّ؛ فَإِنَّهُ یُقَوِّي النَّفسَ و یُحیِي الدَّمَ. و لا تَأکُلَنَّ طَعاماً مَالِحاً و لا مِلحاً بَعدَهُ بِثُلُثَي ساعَةٍ؛ فَإِنَّهُ یَعرِضُ مِنهُ الجَرَبُ. وَ إِن کانَ شِتاءً فَکُلِ الطَّیاهیجَ إذَا احتَجَمتَ، وَ اشرَب عَلَیهِ مِن ذٰلِكَ الشَّرابِ الَّذي وَصَفتُهُ لَكَ، وَ ادهُن مَوضِعَ الحِجامَةِ بِدُهنِ الخِیرِيِّ و ماءِ وَردٍ و شَيءٍ مِن مِسكٍ، و صُبَّ مِنهُ عَلی هامَتِكَ سَاعَةَ تَفرُغُ مِن حِجامَتِكَ.

و أَمّا فِي الصَّیفِ فإِذَا احتَجَمتَ فَکُلِ السِّکباجَ[۱۲۵] وَ الهُلامَ[۱۲۶] وَ المَصُوصَ[۱۲۷] وَ الخامِیرَ،[۱۲۸] وَ صُبَّ عَلی هامَتِكَ دُهنَ البَنَفسَجِ و ماءَ وَردٍ و شَیئاً مِن کافورٍ، وَ اشرَب مِن ذٰلِكَ الشَّرابِ الَّذي وَصَفتُهُ لَكَ بَعدَ طَعامِكَ، و إِیّاكَ و کَثرَةَ الحَرَکَةِ وَ الغَضَبِ و مُجامَعَةَ النِّساءِ یَومَكَ ذاكَ... و أَکلُ السَّمَكِ المَملُوحِ بَعدَ الحِجامَةِ وَ الفَصدِ لِلعُروقِ یُوَلِّدانِ البَهَقَ وَ الجَرَبَ.[۱۲۹]

  1. امام رضا علیه السلام - خطاب به مأمون -: هر گاه خواستى حجامت كنى، فقط از دوازدهم تا پانزدهم ماه باشد؛ زيرا حجامت كردن در اين مدّت، براى سلامت بدن، مفيدتر است. از اين مدّت كه گذشت، حجامت مكن، مگر اين كه ناچار از خارج ساختن خون باشى. علّتش اين است كه با كاستن از هلال ماه، خون كاهش مى‌يابد و با افزايش آن، خون افزايش مى‌يابد. حجامت بايد متناسب با سن باشد. كسى كه بيست سال دارد، بايد هر بيست روز يک بار حجامت كند، سى ساله، هر سى روز يک بار، چهل ساله، هر چهل روز يک بار، و به همين نسبت.

بدان - اى امير مؤمنان - كه در حجامت، خون در واقع از رگ‌هاى ريز پراكنده در گوشت گرفته مى‌شود. تأیید کنندۀ اين سخن، آن است كه در حجامت، بر خلاف فصد، احساس ضعف دست نمى‌دهد. حجامت در گودى پس گردن براى سنگينى سر، مفيد است، و حجامت دو رگ دو طرف گردن، سر و صورت و چشم‌ها را سبک مى‌سازد و براى درد دندان‌ها سودمند است. گاه به جاى اينها، فصد مى‌شود. زير چانه براى درمان جوش دهان و فساد (عفونت و خونريزى) لثه و ديگر بيمارى‌هاى دهان حجامت مى‌شود. حجامت ميان دو كتف، براى تپش قلبی كه از امتلاى معده و حرارت باشد، مفيد است. حجامت ساق‌هاى پا گاه از امتلاى كليه‌ها و مثانه و رحم مى‌كاهد و خون حيض را روان مى‌سازد؛ امّا اين نوع حجامت، جسم را ضعيف مى‌كند و گاه موجب ضعف بينايى (/شب‌كورى) شديد مى‌گردد. منتها براى ضایعات پوستی (بُثورات) و دُمَل‌ها مفيد است.

آنچه از درد حجامت مى‌كاهد، اين است كه وقتى شاخ حجامت [بر محلّ حجامت] گذاشته مى‌شود، ابتدا به آهستگى بمكند (بادكش شود) و سپس اندک اندک و به تدريج مكيده شود و مكيدن‌هاى دوم، بيشتر و سنگین‌تر از مكيدن‌های اوّل باشد. همچنين است مكيدن‌هاى سوم به بالا، و نيشتر زده نشود تا آن كه محلّ حجامت با تكرار شاخ نهادن و مكيدن كاملاً سرخ گردد. نیشتر زدن بر پوست‌های نرم باید نرم [و ملایم] باشد و محلّ حجامت را بايد قبل از نيشتر زدن، روغن ماليد و همچنين محلّ فصد را بايد روغن ماليد؛ زيرا اين كار، درد را كم مى‌كند. همچنين نيشتر را بايد با روغن چرب كرد و بعد از حجامت هم محلّ آن را روغن ماليد. پس از فصد كردن، بر روى رگى كه فصد شده، بايد چند قطره‌اى روغن چكاند تا رگ، مسدود نشود و به شخص فصد شده، آسيب نرساند.

رگزن بايد رگى را انتخاب كند كه در جاى كم‌گوشت قرار دارد؛ زيرا كم بودن گوشت روى رگ، موجب كم شدن درد مى‌گردد. دردناک‌ترين رگ‌ها در فصد، رگ حبل الذراع[۱۳۰] و قيفال‌[۱۳۱] است؛ زيرا گوشت زيادى روى آنهاست؛ امّا رگ باسَليق‌[۱۳۲] و اَكحَل[۱۳۳] در هنگام فصد، دردش كمتر است، اگر روى آنها را گوشت نگرفته باشد.

لازم است محلّی را که می‌خواهند فصد کنند بویژه در فصل زمستان، با دستمال آب گرم خوب مالش دهند تا خون آشکار شود؛ زیرا اين كار، پوست را نرم و درد را كم و فصد را آسان مى‌سازد.

علاوه بر آنچه كه در فصد و حجامت گفته شد، لازم است قبل از خون گرفتن، دوازده ساعت از مقاربت با زن دورى كرد. در روزى بايد حجامت كرد كه هوا آفتابى و صاف و بدون ابر و باد شديد باشد، و از خون به ‌اندازه‌اى خارج شود كه تغيير در [رنگ یا غلظت] آن ديده شود. در روزى كه حجامت كرده‌اى، حمّام مرو؛ زيرا موجب بیماری مى‌شود. بلافاصله بعد از حجامت، آب گرم بر سر و بدنت بريز و از آن غفلت نکن؛ ولی بعد از حجامت، از رفتن به حمّام [و ماندن در آن] خوددارى كن؛ زيرا سبب تب دائمى مى‌گردد.

چون خود را از حجامت شستى، قطعۀ پارچه‌اى از كرک بز آنقرى يا پارچۀ نرمى از ابريشم يا جز آن را بردار و بر محلّ حجامتت بگذار و اگر زمستان بود، به‌ اندازۀ يک نخود ترياق اكبر[۱۳۴] بخور، و اگر تابستان بود، قدرى سكنجبين جوشيده بنوش، كه اگر چنين كنى، به اذن خدا از لقوه و بهک و پيسى و جذام در امان خواهى بود.

همچنين آب انار مَلَس تناول كن؛ زيرا نفْس (بدن) را تقويت و خون را زنده مى‌كند. تا دو سوم ساعت پس از حجامت، غذاى شور با نمک نخور؛ زيرا موجب جَرَب (گرى) مى‌شود. اگر در زمستان حجامت كردى، گوشت تيهو بخور و از آن شرابى كه برايت توضيح دادم، بالاى آن بنوش و محلّ حجامت را با مخلوطى از روغن خيرى (شب‌بو) و گلاب و مشک چرب كن، و بلافاصله پس از حجامت، از آن مخلوط بر فرق سرت بريز.

امّا اگر در تابستان حجامت كردى، سِكباج[۱۳۵] و هَلام‌[۱۳۶] و مَصوص[۱۳۷] و خامير[۱۳۸] تناول كن و آميختۀ روغن بنفشه و گلاب و مقدارى كافور بر فرق خود بريز و بعد از غذايت، از آن شرابى كه برايت شرح دادم، بنوش. در آن روز [كه حجامت كرده‌اى‌]، از حركت زياد و عصبانيت و مقاربت پرهيز كن... و خوردن ماهی خشکِ نَمَک‌سود، بعد از حجامت و بعد از رگ زدن (فَصد)، موجب پیسیِ سطحی (بَهَک) و جَرَب (گَری) است.

الفَصلُ الرّابِع: مَواضِعُ الحِجامَةِ

فصل چهارم: جایگاه‌های حجامت در بدن

  1. رسول اللّه صلّی اللّه عليه و آله: الحِجامَةُ فِي‌ الرَّأْسِ‌ شِفاءٌ مِن‌ كُلِّ‌ داءٍ إلَّا السّامَ[۱۳۹].[۱۴۰]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: حجامت در سر، شفای هر دردی است جز مرگ.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: إنَّ الحِجامَةَ فِي الرَّأسِ دَواءٌ مِن داءٍ الجُنونِ وَ الجُذامِ وَ العَشا وَ البَرَصِ وَ الصُّداعِ.[۱۴۱]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: حجامت در سر، درمانِ درد جنون و جذام و شب‌کوری و پیسی و سردرد است.

 

  1. الإمام الصادق عليه السلام: الحِجامَةُ فِي‌ الرَّأْسِ‌ شِفاءٌ مِن‌ سَبعٍ:‌ مِنَ الجُنونِ، وَ الجُذامِ، وَ البَرَصِ، وَ النُّعاسِ، و وَجَعِ الضِّرسِ، و ظُلمَةِ العَينِ، وَ الصُّداعِ‌.[۱۴۲]

 

  1. امام صادق علیه السلام: حجامت در سر، شفای هفت بیماری است: جنون و جذام و پیسی و خواب‌آلودگی و دندان‌درد و تاری چشم و سردرد.

 

  1. المستدرك علی الصحیحین عن أبي سعید الخدري: رَسولَ الله صلّی اللّه عليه و آله قالَ: المِحجَمَةُ الَّتي في وَسَطِ الرَّأسِ: مِنَ الجُنُونِ[۱۴۳] وَ الجُذامِ وَ النُّعاسِ وَ الأَضراسِ. و كانَ يُسَمّيها مُنقِذَةً.[۱۴۴]

 

  1. المستدرک علی الصحیحین - به نقل از ابو سعید خُدری -: پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود: «حجامتِ وسط سر، برای [دفع] جنون و جذام و خواب‌آلودگی و دندان‌درد است». ایشان این نوع حجامت را مُنقِذه (نجات‌بخش) می‌نامید.

 

  1. تاريخ بغداد عن ابن عمر: إنَّ رَسولُ اللهِ صلّی اللّه عليه و آله كانَ يَحتَجِمُ في رَأسِهِ، و يُسَمّيهِ أُمَّ ‌مُغيثٍ.[۱۴۵]

 

  1. تاریخ بغداد - به نقل از ابن عمر -: پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله سرش را حجامت می‌کرد و این نوع حجامت را اُمّ مُغیث می‌نامید.

 

  1. سنن أبي داوود عن جابر بن عبد اللّه‌: اِحتَجَمَ رَسولُ اللهِ صلّی اللّه عليه و آله عَلىٰ كاهِلِهِ[۱۴۶] مِن أجلِ الَّذي أكَلَ مِنَ الشّاةِ، حَجَمَهُ أبو هِندٍ بِالقَرنِ وَ الشَّفرَةِ، و هُوَ مَولىً لِبَني بَياضَةٍ مِنَ الأَنصارِ.[۱۴۷]

 

  1. سنن أبی داوود - به نقل از جابر بن عبد اللّٰه -: پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله به خاطر گوشت [مسمومِ] گوسفندی که خورده بود، کاهل (میان دو کتف) خود را حجامت کرد. ابو هند با شاخ و تیغ، حجامتش کرد. او غلام بنی بیاضه از انصار بود.

 

  1. رسول اللّٰه صلّی اللّه عليه و آله: الحِجامَةُ فِي الرَّأسِ هِيَ المُغيثةُ[۱۴۸]، أمَرَني بِها جَبرَئيلُ حينَ أكَلتُ طَعامَ اليَهودِيَّةِ.[۱۴۹]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: حجامت سر، مُغیثه (فریادرس) است. زمانی که غذای آن زن یهودی را خوردم، جبرئیل به من دستور داد این حجامت را انجام دهم.

 

  1. الإمام صادق عليه السلام: الحِجامَةُ فِي الرَّأسِ شِفاءٌ مِن سَبعٍ مِنَ الجُنونِ وَ الجُذام،‌ وَ البَرَصِ، وَ النُعاسِ، وَجَعِ الضَّرسِ، و ظُلمَةِ العَینِ وَ الصُّداعِ.[۱۵۰]

 

  1. امام صادق علیه السلام: حجامت در سر، شفای هفت بیماری است: جنون و جذام و پیسی و خواب‌آلودگی و دندان‌درد و تاری چشم و سردرد.

 

  1. الكافي عن ابن فضّال عمّن ذكره عن الإمام الصّادِق عليه السلام: الحِجامَةُ فِي الرَّأْسِ هِيَ المُغيثَةُ؛ تَنفَعُ مِن كُلِّ داءٍ إِلَّا السّامَ - و شَبَرَ مِنَ الحاجِبَينِ إِلىٰ حَيثُ بَلَغَ إِبهامُهُ، ثُمَّ قالَ-: هاهُنا.[۱۵۱]

 

  1. الکافی - به نقل از ابن فضّال، از کسی که از او یاد کرده است -: امام صادق علیه السلام فرمود: «حجامت كردن در سر، فريادرس است و براى هر دردى سودمند است بجز مرگ» و از دو ابرو وجب كرد تا آن جا كه انگشت شستش رسيد. سپس فرمود: «اين جا».

 

  1. معاني الأخبار عن الإمام الصادق عليه السلام: الحِجامَةُ عَلَى‌ الرَّأْسِ‌ عَلىٰ‌ شِبرٍ مِن‌ طَرَفِ‌ الأَنفِ، وَ فِترٍ بَينَ الحاجِبَينِ،‌ فَكانَ رَسولُ اللّهِ صلّی اللّه عليه و آله يُسَمّيها بِالمُنقِذَةِ.

و في حَديثٍ آخَرَ قالَ: كانَ رَسولُ اللّهِ صلّی اللّه عليه و آله يَحتَجِمُ عَلىٰ رَأسِهِ، و يُسَمّيهَا المُغيثَةَ أوِ المُنقِذَةَ.[۱۵۲]

  1. معانی الأخبار - به نقل از ابو خدیجه -: امام صادق علیه السلام فرمود: «محلّ حجامت در سر، فاصلۀ یک وجب از نوک بینی یا فاصلۀ دو انگشت شست و سبّابه از بین دو ابروست. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله این حجامت را مُنقِذِه (نجاتبخش) می‌نامید.

در حدیثی دیگر آمده است: «پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله سرش را حجامت می‌کرد و آن را فریادرس یا نجاتبخش می‌نامید».

  1. رسول اللّه صلّی اللّه عليه و آله: عَلَيكُم بِالحِجامَةِ في جَوزَةِ القَمَحدُوَةِ[۱۵۳]؛ فَإِنَّهُ دَواءٌ مِنِ اثنَينِ و سَبعينَ داءً، و خَمسَةِ أدواءٍ: مِنَ الجُنونِ، وَ الجُذامِ، وَ البَرَصِ، وَ وَجَعِ الأَضراسِ.[۱۵۴]

 

  1. پيامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: بر شما باد حجامت در استخوان پسِ سر؛ چرا كه درمان هفتاد و دو بيمارى است و درمان پنج بيمارى، [از جمله] ديوانگى، جذام، پيسى و دندان‌درد است.

 

  1. الطبقات الكبرى عن لیث عن الحجّاج بن عبد اللّٰه الحمیري عن بكیر بن الأشجّ: بَلَغَني أنَّ الأَقرَعَ بنَ حابِسٍ دَخَلَ عَلَى النَّبِيِّ صلّی اللّه عليه و آله و هُوَ يَحتَجِمُ فِي القَمَحدُوَةِ، فَقالَ: يَابنَ أبي كَبشَةَ، لِمَ احتَجَمتَ وَسَطَ رَأسِكَ؟!

فَقالَ رَسولُ اللّٰهِ صلّی اللّه عليه و آله: يَابنَ حابِسٍ، إنَّ فيها شِفاءً مِن وَجَعِ الرَّأسِ، وَ الأَضراسِ، وَ النُّعاسِ، وَ المَرَضِ - و أَشُكُّ فِي الجُنونِ، لَيثٌ يَشُكُّ -.[۱۵۵]

  1. الطبقات الكبرى - به نقل از بكير بن اَشَج -: به من خبر رسيده كه اقرع بن حابس بر پيامبر صلی اللّه علیه و آله وارد شد، در حالى كه پشت سرش را حجامت مى‌كرد. گفت: اى فرزند ابو كَبشه! چرا ميان سرت را حجامت كردى؟

پيامبر خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود: «اى پسر حابِس! در آن، شفاى درد سر و دندان و خواب‌آلودگى و بيمارى است».

ليث[۱۵۶] گفت: و شک دارم كه جنون را نيز فرمود يا نه.

  1. سنن أبي داوود عن أنس: إنَّ النَّبِيَّ صلّی اللّه عليه و آله احتَجَمَ ثَلاثًا فِي الأَخدَعَيْنِ[۱۵۷] وَ الكاهِلِ.[۱۵۸]

 

  1. سنن أبی داوود - به نقل از اَنَس -: پیامبر صلی اللّه علیه و آله سه بار در دو طرف گردن و میان دو کتف حجامت کرد.

 

  1. مسند ابن حنبل عن جابر: إنَّ رَسولَ اللهِ صلّی اللّه عليه و آله احتَجَمَ في رَأسِهِ و هُوَ مُحرِمٌ، مِن وَثْ‌ءٍ[۱۵۹] كانَ بِوَرِكِهِ - أو ظَهرِهِ -.[۱۶۰]

 

  1. مسند ابن حنبل - به نقل از جابر -: پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله در حالی که مُحرم بود، به خاطر دردی که در استخوان دنبالچه‌اش - یا کمرش - داشت، سرش را حجامت کرد.

 

  1. الإمام علی عليه السلام: نَزَلَ جِبرِيلُ عَلَى النَّبِيِّ صلّی اللّه عليه و آله بِحِجامَةِ الأَخدَعَينِ وَ الكاهِلِ.[۱۶۱]

 

  1. امام علی علیه السلام: جبرئیل، حجامت دو طرف گردن و میان دو کتف را بر پیامبر صلی اللّه علیه و آله نازل کرد.

 

  1. السنن الكبرى عن أنس: كانَ يَحتَجِمُ رَسولُ اللهِ صلّی اللّه عليه و آله ثَلاثاً: اثنَينِ فِي الأَخدَعَينِ، و واحِداً فِي الكاهِلِ.[۱۶۲]

 

  1. السنن الکبری - به نقل از اَنَس -: پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله سه بار حجامت می‌کرد: دو بار دو طرف گردن را و یک بار میان دو کتف را.

 

  1. المعجم الكبير عن ابن عبّاس: كانَ رَسولُ اللهِ صلّی اللّه عليه و آله يَحتَجِمُ ثَلاثاً فِي الأَخدَعَينِ و بَينَ الكَتِفَينِ، حَجَمَهُ غُلامٌ لِبَني بَياضَةَ يُقالُ لَهُ أبو هِندٍ.[۱۶۳]

 

  1. المعجم الکبیر - به نقل از اَنَس -: پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله سه بار، دو طرف گردن و بین دو شانه را حجامت می‌کرد. غلامی از بنی بیاضه به نام ابو هند، او را حجامت کرد.

 

  1. السنن الترمذي عن أنس: كانَ رَسولُ اللهِ صلّی اللّه عليه و آله يَحتَجِمُ فِي الأَخدَعَينِ وَ الكاهِلِ، و كانَ يَحتَجِمُ لِسَبعَ ‌عَشرَةَ و تِسعَ‌عَشرَةَ و إِحدىٰ و عِشرينَ.[۱۶۴]

 

  1. السنن الترمذی - به نقل از اَنَس -: پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله دو طرف گردن و میان دو کتف را حجامت می‌کرد. او هفدهم و نوزدهم و بیست و یکم ماه حجامت می‌کرد.

 

  1. الإمام الباقر عليه السلام: اِحتَجَمَ النَّبِيُّ صلّی اللّه عليه و آله في رَأْسِهِ و بَينَ كَتِفَيهِ و في قَفاهُ ثَلاثاً، سَمّىٰ واحِدَةً: النّافِعَةَ، وَ الاُخرىٰ: المُغيثَةَ، وَ الثّالِثَةَ: المُنقِذَةَ.[۱۶۵]

 

  1. امام باقر علیه السلام: پيامبر صلی اللّه علیه و آله در سرش، ميان دو شانه‌اش و در پس گردنش، هر سه جا (/ سه بار) حجامت كرد و اوّلى را سودبخش، دومى را فريادرس و سومى را نجات‌بخش ناميد.

 

  1. الإمام الصادق عليه السلام: كانَ النَّبِيُّ صلّی اللّه عليه و آله يَحتَجِمُ‌ فِي‌ الأَخدَعَينِ،‌ فَأَتاهُ‌ جَبرَئِيلُ عليه السلام عَنِ اللّٰهِ تَبارَكَ و تَعالىٰ بِحِجامَةِ الكاهِلِ.[۱۶۶]

 

  1. امام صادق علیه السلام: پیامبر صلی اللّه علیه و آله دو طرف گردنش را حجامت می‌کرد. سپس جبرئیل از جانب خداوند - تبارک و تعالی - حجامت میان دو کتف را برایش آورد.

 

  1. سنن ابن ماجة عن أبي كبشة الأنماري: إنَّ النَّبِيَّ صلّی اللّه عليه و آله كانَ يَحتَجِمُ عَلىٰ هامَتِهِ و بَينَ كَتِفَيهِ، و يَقولُ: مَن أُهرِقَ مِنهُ هٰذِهِ الدِّماءُ فَلا يَضُرُّهُ أن لا يَتَداوىٰ بِشَيءٍ لِشَيءٍ.[۱۶۷]

 

  1. سنن ابن ماجة - به نقل از ابو کبشۀ انصاری -: پیامبر صلی اللّه علیه و آله فرق سر و میان دو کتفش را حجامت می‌کرد و می‌فرمود: «هر کس این خون‌ها از او بریزد، زیانی نمی‌بیند، اگر خود را برای چیزی به چیزی درمان نکند».

 

  1. مكارم الأخلاق: رُوِيَ‌ أنَّ رَجُلاً شَكا إلى أبي عَبدِ اللّٰهِ عليه السلام الحِكَّةَ، فَقالَ لَهُ: شَرِبتَ الدَّواءَ؟

فَقالَ: نَعَم.

فَقالَ: فَصَدتَ العِرقَ؟

فَقالَ: نَعَم، فَلَم أنتَفِع بِهِ.

فَقالَ: اِحتَجِم‌ ثَلاثَ‌ مَرّاتٍ‌ فِي‌ الرِّجلَينِ‌ جَميعاً في ما بَينَ العُرقوبِ وَ الكَعبِ.

فَفَعَلَ، فَذَهَبَ عَنهُ.[۱۶۸]

  1. مکارم الأخلاق: روایت شده است که مردی از خارش بدن به امام صادق علیه السلام شکایت کرد. امام علیه السلام به او فرمود: «دارو مصرف کرده‌ای؟». گفت: بله.

فرمود: «فصد کرده‌ای؟». گفت: بله، فایده‌ای نکرد.

فرمود: «سه بار بین پیِ پاشنه و قوزکِ هر دو پایت را حجامت کن».

آن مرد، این کار را کرد و دردش بر طرف شد.

  1. مكارم الأخلاق: رُوِيَ عَنِ الصّادِقِ عليه السلام أنَّـهُ شَكا إلَيهِ رَجُلٌ الحِكَّةَ، فَقالَ: اِحتَجِم ثَلاثَ مَرّاتٍ فِي الرِّجلَينِ جَميعاً في ما بَينَ العُرقوبِ وَ الكَعبِ. فَفَعَلَ الرَّجُلُ ذلِكَ فَذَهَبَ عَنهُ.

و شَكا إلَيهِ آخَرُ، فَقالَ: اِحتَجِم في واحِدِ عَقِبَيكَ[۱۶۹]، أو مِنَ الرِّجلَينِ جَميعاً ثَلاثَ مَرّاتٍ، تَبرَأ إن شاءَ اللّٰهُ.[۱۷۰]

  1. مكارم الأخلاق: از امام صادق علیه السلام روايت شده كه مردى از خارش بدن به ایشان شکایت كرد. امام علیه السلام فرمود: «سه بار در هر دو پا، در فاصلۀ ميان پىِ پا و استخوان قوزک، حجامت كن». آن مرد، اين كار را انجام داد و خارش بدنش از بین رفت.

مردى ديگر نيز اظهار ناراحتى كرد. امام علیه السلام فرمود: «در پىِ پا (يكى از پاها يا هر دو پا) سه بار حجامت كن كه به خواست خداوند، بهبود می‌يابى».

  1. الإمام علی عليه السلام: إنَّ النَّبِيَّ صلّی اللّه عليه و آله احتَجَمَ‌ في‌ باطِنِ‌ رِجلِهِ‌ مِن‌ وَجَعِ أصابِعِهِ.[۱۷۱]

 

  1. امام علی علیه السلام: پیامبر صلی اللّه علیه و آله کف پایش را به خاطر درد انگشتانش حجامت کرد.

 

  1. الإمام الرضا عليه السلام: حِجامَةُ النُّقرَةِ تَنفَعُ لِثِقلِ الرَّأسِ.[۱۷۲]

 

  1. امام رضا علیه السلام: حجامت گودی پس گردن (پسِ سر)، برای سنگینی سر، مفید است.

 

  1. الإمام الرضا عليه السلام: حِجامَةُ الأَخدَعَينِ يُخَفِّفُ عَنِ الرَّأسِ وَ الوَجهِ وَ العَينِ، و هِىَ نافِعَةٌ لِوَجَعِ الأَضراسِ.[۱۷۳]

 

  1. امام رضا علیه السلام: حجامت دو طرف گردن، [درد] سر و صورت و چشم را سبک می‌سازد و برای درد دندان مفید است.

 

  1. الإمام الرضا عليه السلام: و قَد يُحتَجَمُ تَحتَ الذَّقَنِ لِعِلاجِ القُلاعِ فِي الفَمِ وَ فَسادِ اللِّثَّةِ و غَيرِ ذَلِكَ مِن أوجاعِ الفَمِ.[۱۷۴]

 

  1. امام رضا علیه السلام: زير چانه براى درمان جوش دهان و فساد (عفونت و خونريزى) لثه و ديگر بيمارى‌هاى دهان حجامت مى‌شود.

 

  1. الإمام الرضا عليه السلام - في ذِكرِ مَواضِعِ الحِجامَةِ -: وَ الَّتي توضَعُ عَلَى السّاقَينِ قَد يَنقُصُ مِنَ الاِمتِلاءِ فِي الكُلىٰ وَ المَثانَةِ وَ الأَرحامِ، و يُدِرُّ الطَّمثَ، غَيرَ أنَّها مَنهَكَةٌ لِلجَسَدِ.[۱۷۵]

 

  1. امام رضا علیه السلام - در بیان جا‌های حجامت -: آن حجامتى كه در ساق پاها صورت پذيرد، چه بسا که از پرخونی كليه، مثانه و رحم بكاهد و خون قاعدگى را به جريان اندازد. تنها مشكلى كه دارد، اين است كه تن را ضعيف مى‌كند.

 

  1. الإمام الرضا عليه السلام - في ذِكرِ مَواضِعِ الحِجامَةِ -: كَذلِكَ الَّتي توضَعُ بَينَ الكَتِفَينِ تَنفَعُ‌ مِنَ‌ الخَفَقانِ‌ الَّذي‌ يَكونُ مَعَ الاِمتِلاءِ وَ الحَرارَةِ.[۱۷۶]

 

  1. امام رضا علیه السلام - در بیان جا‌های حجامت -: همچنین حجامت میان دو کتف برای تپش قلب که از اِمتلا (پرخونی) و حرارت است، سودمند است.

 

  1. رسول اللّٰه صلّی اللّه عليه و آله: الحِجامَةُ في نُقرَةِ الرَّأسِ[۱۷۷] تورِثُ النِّسيانَ.[۱۷۸]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: حجامت در گودیِ پس سر، فراموشی می‌آورد.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: يا عَلِيُّ، تِسعَةُ أشياءَ تورِثُ النِّسيانَ:... وَ الحِجامَةُ فِي النُّقرَةِ.[۱۷۹]

 

  1. پيامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: اى على! هفت چيز فراموشى مى‌آورَد:... حجامت در گودىِ پسِ سر.

الفَصلُ الخامِس: أوقاتُ الحِجامَةِ

فصل پنجم: اوقات حجامت

۵ / ۱: فَصلُ الرَّبيعِ

۵ / ۱: فصل بهار

  1. الإمام الرضا عليه السلام: أمّا فَصلُ الرَّبيعِ؛ فإِنَّه روحُ الأَزمانِ... و يُستَعمَلُ فيهِ الفَصدُ وَ الحِجامَةُ.[۱۸۰]

 

  1. امام رضا علیه السلام: فصل بهار، جانِ زمان‌هاست... و برای فصد و حجامت كردن، مناسب است.

 

  1. الإمام الصادق عليه السلام: أوَّلُ ثَلاثاءَ تَدخُلُ في شَهرِ آذارَ بِالرّومِيَّةِ الحِجامَةُ فيهِ‌ مَصَحَّةٌ سَنَةً بِإِذنِ اللّهِ تَعالى.[۱۸۱]

 

  1. امام صادق علیه السلام: حجامت کردن در نخستین سه‌شنبۀ ماه رومی آذار[۱۸۲] به اذن خداوند متعال، موجب تن‌درستی در طول سال است.

۵ / ۲: إذَا اشتَدَّ الحَرُّ

۵ / ۲: هنگام شدّت گرما

  1. رسول اللّٰه صلّی اللّه عليه و آله: إِذَا اشتَدَّ الحَرُّ فَاستَعينوا بِالحِجامَةِ؛ لا تَبَيَّغَ دَمُ أحَدِكُم فَيَقتُلَهُ.[۱۸۳]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: هر گاه گرما شدّت یافت، از حجامت کمک بگیرید تا خون کسی از شما طغیان نکند و او را نکشد.

 

  1. مكارم الأخلاق عن أبي الحسن عليه السلام: لا تَدَعِ الحِجامَةَ في‌ سَبعٍ‌ مِن‌ حَزِيرانَ، فَإِن فاتَكَ فَلِأَربَعَ عَشرَةَ.[۱۸۴]

 

  1. مکارم الأخلاق - به نقل از ابو الحسن علیه السلام -: حجامت کردن در هفتم حُزَیران[۱۸۵] را رها نکن. اگر از دستش دادی، چهاردهم حجامت کن.

۵ / ۳: إذا بَلَغَ الصَّبِيُّ أربَعَةَ أشهُرٍ

۵ / ۳: در چهارماهگی کودک

  1. الإمام الصادق عليه السلام: إذا بَلَغَ الصَّبِيُّ أربَعَةَ أشهُرٍ، فَاحْجُمهُ في كُلِّ شَهرٍ فِي النُّقرَةِ؛ فَإِنَّها تُجَفِّفُ لُعابَهُ، و تُهبِطُ الحَرارَةَ مِن رَأْسِهِ و جَسَدِهِ.[۱۸۶]

 

  1. امام صادق علیه السلام: چون كودک به چهارماهگى رسيد، هر ماه، در گودى پشت سر او حجامت كن؛ زيرا حجامت، آب‌ریزش دهان [او] را خشک مى‌كند (خاتمه می‌دهد) و گرما را از سر و بدنش خارج می‌سازد.

۵ / ۴: یَومُ السَّبتِ

۵ / ۴: روز شنبه

  1. رسول اللّٰه صلّی اللّه عليه و آله: من كانَ‌ مِنكُم‌ مُحتَجِماً، فَليَحتَجِم‌ يَومَ السَّبتِ.[۱۸۷]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: هر کس از شما خواست حجامت کند، روز شنبه حجامت کند.

 

  1. طبّ الأئمّة عليهم السلام لابني بسطام عن المفَضّل بن عمر الجعفي: سَأَلَ طَلحَةُ بنُ زَيدٍ أبا عَبدِ اللهِ‌ عليه السلام عَنِ الحِجامَةِ يَومَ السَّبتِ و يَومَ الأَربِعاءِ، و حَدَّثتُهُ بِالحَديثِ الَّذي تَرويهِ العامَّةُ عَن رَسولِ اللهِ صلّی اللّه عليه و آله، و أَنكَرَهُ و قالَ[۱۸۸]:

الصَّحيحُ عَن رَسولِ اللهِ صلّی اللّه عليه و آله: «إِذا تَبَيَّغَ بِأَحَدِكُمُ الدَّمُ فَليَحتَجِم؛ لايَقتُلْهُ»، ثُمَّ قالَ: ما عَلِمتُ أحَداً مِن أهلِ‌بَيتي يَرىٰ بِهِ بَأساً.[۱۸۹]

  1. طبّ الأئمّة علیهم السلام، پسران بسطام - به نقل از مفضّل بن عمر جُعفی -: طلحة بن زید از امام صادق علیه السلام در بارۀ حجامت کردن در روزهای شنبه و چهارشنبه پرسید [و گفت:] حدیثی را که عامّه از پیامبر خدا روایت می‌کنند، به ایشان گفتم. امام علیه السلام آن را انکار کرد و فرمود: «روایت درستش از پیامبر خدا این است: هر گاه در یکی از شما خون غلبه کرد، حجامت کند که او را نکشد». سپس فرمود: «هیچ یک از خاندانم را نمی‌شناسم که در این (حجامت در روزهای شنبه و چهارشنبه) اشکالی دیده باشد».

 

  1. طبّ الأئمّة عليهم السلام لابني بسطام عن طلحة بن زيد: سَأَلتُ أبا عَبدِ اللهِ عليه السلام عَنِ الحِجامَةِ يَومَ السَّبتِ، قالَ: يُضَعِّفُ.

قُلتُ: إنَّما عِلَّتي مِن ضَعفي و قِلَّةِ قُوَّتي!

قالَ: فَعَلَيكَ بِأَكلِ السَّفَرجَلِ الحُلوِ مَعَ حَبِّهِ؛ فَإِنَّهُ يُقَوِّي الضَّعفَ، و يُطَيِّبُ المَعِدَةَ، و يُزَكِّي المَعِدَةَ.[۱۹۰]

  1. طبّ الأئمّة علیهم السلام، پسران بسطام - به نقل از طلحة بن زيد -: از امام صادق علیه السلام در بارۀ حجامت در روز شنبه پرسيدم. فرمود: «سستى مى‌آورد».

گفتم: اصلاً بيمارىِ من، از ضعف و كم‌قوّتىِ من است.

فرمود: «در اين صورت، بِهِ شيرين را با دانه‌اش بخور؛ زيرا ضعف را از بين مى‌برد و معده را خوش‌بو مى‌كند و آن را پاک مى‌گرداند».

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: مَنِ احتَجَمَ يَومَ الأَربِعاءِ و يَومَ السَّبتِ فَرَأىٰ وَضَحاً[۱۹۱]، فَلا يَلُومَنَّ إلّا نَفسَهُ.[۱۹۲]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: هر کس روز چهارشنبه و روز شنبه حجامت کرد و پیسی دید، کسی جز خودش را ملامت نکند.

۵ / ۵: یَومُ الأَحَدِ

۵ / ۵: روز یکشنبه

  1. الإمام الصادق عليه السلام: الحِجامَةُ يَومَ‌ الأَحَدِ فيها شِفاءٌ مِن كُلِّ داءٍ.[۱۹۳]

 

  1. امام صادق علیه السلام: حجامت کردن در روز یکشنبه، شفای هر دردی است.

 

  1. الخصال عن خلف بن حمّاد عن رجل عن الإمام الصادق عليه السلام: أنَّهُ مَرَّ بِقَومٍ یَحتَجِمونَ، فَقالَ: ما کانَ عَلَیکُم لَو أخَّرتُموهُ إِلی عَشِیَّةِ الأَحَدِ فَکانَ یَکونُ أَنزَلَ لِلدّاءِ![۱۹۴]

 

  1. الخصال - به نقل از خلف بن حمّاد، از مردی روایت کرد -: امام صادق علیه السلام بر عدّه‌ای گذشت که مشغول حجامت بودند. فرمود: «چه می‌شد اگر این کار را به عصر یکشنبه می‌انداختید؟! زیرا حجامت در آن روز، در درمان بیماری مؤثّرتر است».

 

  1. الإمام الصادق عليه السلام: يَحتَجِمُ الصّائِمُ في‌ غَيرِ شَهرِ رَمَضانَ‌ مَتى‌ شاءَ، فَأَمّا في شَهرِ رَمَضانَ فَلا يَغدِرُ بِنَفسِهِ و لا يُخرِجُ الدَّمَ، إلّا أَن تَبَيَّغَ بِهِ. و أمّا نَحنُ فَحِجامَتُنا في شَهرِ رَمَضانَ بِاللَّيلِ، و حِجامَتُنا يَومَ الأَحَدِ، وَ حِجامَةُ مَوالينا يَومَ الإِثنَينِ.[۱۹۵]

 

  1. امام صادق علیه السلام: روزه‌دار در غیر ماه رمضان، هر زمان که خواست، حجامت کند؛ امّا در ماه رمضان به خودش ضرر نزند و خون [از بدنش] خارج نسازد، مگر این که دچار هیجان خون شود. ما حجامتمان در ماه رمضان، هنگام شب است. زمان حجامت ما روز یکشنبه است و زمان حجامت پیروان ما روز دوشنبه.

۵ / ۶: يَومُ الإِثنَينِ

۵ / ۶: روز دوشنبه

  1. الإمام الصادق عليه السلام: اِحتَجَمَ رَسولُ اللهِ صلّی اللّه عليه و آله يَومَ الإِثنَينِ، و أَعطَى‌ الحَجّامَ‌ بُرّاً[۱۹۶].[۱۹۷]

 

  1. امام صادق علیه السلام: پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله روز دوشنبه حجامت کرد و به حجامت کننده مقداری گندم داد.

 

  1. الإمام الصادق عليه السلام: كانَ رَسولُ اللهِ صلّی اللّه عليه و آله يَحتَجِمُ‌ يَومَ‌ الإِثنَينِ‌ بَعدَ العَصرِ.[۱۹۸]

 

  1. امام صادق علیه السلام: پیامبر خدا روزهای دوشنبه بعد از نماز عصر حجامت می‌کرد.

 

  1. الإمام الصادق عليه السلام: الحِجَامَةُ يَومَ‌ الإِثنَينِ‌ مِن‌ آخِرِ النَّهارِ تَسُلُّ‌ الدّاءَ سَلّاً مِنَ البَدَنِ.[۱۹۹]

 

  1. امام صادق علیه السلام: حجامت کردن در پایان روز دوشنبه، درد را از بدن به طور کامل بیرون می‌کشد.

 

  1. الإمام الصادق عليه السلام: حِجامَةُ مَوالينا يَومَ الإِثنَينِ.[۲۰۰]

 

  1. امام صادق علیه السلام: حجامت پیروان ما، در روز دوشنبه است.

 

  1. الإمام الرضا عليه السلام: حِجامَةُ الإِثنَينِ‌ لَنا، وَ الثَّلاثاءِ لِبَني أُمَيَّةَ.[۲۰۱]

 

  1. امام رضا علیه السلام: حجامتِ روز دوشنبه، مال ماست و سه‌شنبه مال بنی امیّه.

۵ / ۷: يَوم الثَّلاثاءِ

۵ / ۷: روز سه‌شنبه

  1. رسول اللّٰه صلّی اللّه عليه و آله: الحِجامَةُ... في سَبعٍ و عَشرٍ مِنَ الشَّهرِ شِفاءٌ، و يَومَ الثَّلاثاءِ صِحَّةٌ لِلبَدَنِ.[۲۰۲]‌

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: حجامت کردن... در هفتم و دهم ماه، شفاست و در روز سه‌شنبه مایۀ تن‌درستی.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: لا تَحتَجِموا يَومَ الثَّلاثاءِ؛ فَإِنَّ سورَةَ الحَديدِ أُنزِلَت يَومَ الثَّلاثاءِ.[۲۰۳]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: روز سه‌شنبه حجامت نکنید؛ زیرا سورۀ حدید در روز سه‌شنبه نازل شد.

 

  1. الإمام علی عليه السلام: يَومُ الثَّلاثاءِ يَومُ حَربٍ‌ و دَمٍ.‌[۲۰۴]

 

  1. امام علی علیه السلام: روز سه‌شنبه، روز جنگ و خون است.

 

  1. الإمام عليّ عليه السلام - فِي الدّيوان المَنسوبِ إلَيهِ، في أيّامِ الأُسبوعِ -:

لَنِعمَ اليَومُ يَومُ السَّبتِ حَقّاً لِصَيدٍ إِن أرَدتَ بِلَا امتِراءِ

و فِي الأحَدِ البِناءُ لِأنَّ فيهِ تَبَدَّى اللّٰهُ في خَلقِ السَّماءِ

و فِي الإثنَينِ إِن سافَرتَ فيهِ سَتَظفَرُ بِالنَّجاحِ وَ بِالثَّرَاءِ

و مَن يُرِدِ الحِجامَةَ فَالثَّلاثاءُ و في ساعاتِها هَرقُ الدِّماءِ...[۲۰۵]

  1. امام علی - در دیوان منسوب به ایشان در بارۀ روزهای هفته -:

حقا که خوب روزی است روز شنبه /

برای شکار اگر خواستی، بی چون و چرا.

و یکشنبه برای بنّایی؛ زیرا در این روز /

خدا آفریدن آسمان را آغاز کرد

و دوشنبه اگر خواستی مسافرت کنی /

به کامیابی و ثروت، دست خواهی یافت.

و هر که می‌خواهد حجامت کند، سه‌شنبه /

تمام ساعاتش مناسب برای ریختن خون است.…

  1. رسول اللّٰه صلّی اللّه عليه و آله: إنَّ يَومَ الثَّلاثاءِ يَومُ الدَّمِ، و فيهِ ساعَةٌ لا يَرقَأُ.[۲۰۶]

 

  1. پیامبر خدا: روز سه‌شنبه، روز خون است. در این روز، ساعتی هست که خون بند نمی‌آید.

 

  1. الكافي عن حمران: قالَ أبو عَبدِ اللهِ عليه السلام: فيمَ يَختَلِفُ النّاسُ؟.

قُلتُ: يَزعُمونَ أنَّ الحِجامَةَ في يَومِ الثَّلاثاءِ أصلَحُ.

قَالَ: فَقالَ لي: و إِلى ما يَذهَبونَ في ذٰلِكَ؟».

قُلتُ: يَزعُمونَ أنّهُ يَومُ الدَّمِ.

قالَ: فَقالَ: صَدَقوا، فَأَحرىٰ أن لا يُهَيِّجوهُ في يَومِهِ، أما عَلِموا أنَّ في يَومِ الثَّلاثاءِ ساعَةً مَن وافَقَها لَم يَرقَ دَمُهُ حَتّىٰ يَموتَ، أو ما شاءَ اللهُ؟![۲۰۷]

  1. الکافی - به نقل از حُمران -: امام صادق علیه السلام فرمود: «اختلاف مردم در چيست؟».

گفتم: مى‌گويند حجامت در روز سه‌شنبه بهتر است.

به من فرمود: «به چه دليل اين را مى‌گويند؟».

گفتم: معتقدند كه سه‌شنبه روز خون است.

فرمود: «راست مى‌گويند. پس، بهتر است كه خون را در روزش تحريک نكنند. آيا نمى‌دانند كه در روز سه‌شنبه ساعتى هست كه هر كس در آن ساعت حجامت كند، خونش بند نمى‌آيد تا بميرد، يا آنچه خدا خواهد [بر سرش آيد، مانند بلايى بزرگ يا مرضى كه درمانش دشوار باشد]؟!».

  1. تاريخ دمشق عن ابن عمر: نَهىٰ رَسولُ اللهِ صلّی اللّه عليه و آله عَنِ الحِجامَةِ يَومَ الثَّلاثاءِ.[۲۰۸]

 

  1. تاریخ دمشق - به نقل از ابن عمرـ: پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله از حجامت کردن در روز سه‌شنبه نهی کرد.

۵ / ۸: يَومُ‌ الأَربِعاءِ

۵ / ۸: روز چهارشنبه

  1. رسول اللّه صلّی اللّه عليه و آله: مَنِ احتَجَمَ‌ يَومَ‌ الأَربِعاءِ فَأَصابَهُ‌ وَضَحٌ،‌ فَلا يَلومَنَّ إلّا نَفسَهُ.[۲۰۹]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: هر کس روز چهارشنبه حجامت کرد و پیس شد، نباید کسی جز خودش را سرزنش کند.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: نَزَلَ عَلَيَّ جِبريلُ بِالنَّهيِ عَنِ الحِجامَةِ يَومَ الأَربِعاءِ، و قالَ: إنَّهُ يَومُ نَحسٍ مُستَمِرٍّ.[۲۱۰]

 

  1. پیامبر خدا علیه السلام: جبرئیل، نهی از حجامت کردن در روز چهارشنبه را بر من نازل کرد و گفت: همۀ این روز، ‌شوم است.

 

  1. الإمام علی عليه السلام: تَوَقَّوُا الحِجامَةَ وَ النّورَةَ يَومَ الأَرْبِعاءِ؛ فَإِنَّ يَومَ الأَربِعَاءِ يَومُ‌ نَحسٍ مُستَمِرٍّ، و فيهِ خُلِقَت جَهَنَّمُ.[۲۱۱]

 

  1. امام على علیه السلام: از حجامت كردن و نوره كشيدن در روز چهارشنبه خوددارى كنيد؛ زيرا روز چهارشنبه، روزى است كه همه‌اش شوم است و دوزخ نيز در اين روز آفريده شده است.

 

  1. الإمام الرضا عليه السلام: يَومُ الأَربِعاءِ يَومُ نَحسٍ مُستَمِرٍّ؛ مَنِ احتَجَمَ فيهِ خيفَ عَلَيهِ أَن تَخضَرَّ مَحاجِمُهُ[۲۱۲]، و مَن تَنَوَّرَ فيهِ خيفَ عَلَيهِ البَرَصُ.[۲۱۳]

 

  1. امام رضا علیه السلام: روز چهارشنبه، يک روزِ همیشه شوم است. هر كس در اين روز حجامت كند، بيم آن هست كه محلّ حجامتش كبود شود، و هر كس در اين روز نوره كشد، بيم آن مى‌رود كه دچار پيسى گردد.

 

  1. الإمام علی عليه السلام: نَهىٰ [رَسولُ اللّٰهِ صلّی اللّه عليه و آله] عَنِ الحِجامَةِ يَومَ الأَربِعاءِ وَ الجُمُعَةِ.[۲۱۴]

 

  1. امام علی علیه السلام: [پیامبر خدا] از حجامت کردن در روزهای چهارشنبه و جمعه نهی کرد.

 

  1. مكارم الأخلاق: فِي الحَديثِ أَنَّهُ [رَسولَ اللّٰهِ صلّی اللّه عليه و آله] نَهىٰ‌ عَنِ‌ الحِجامَةِ في‌ يَومِ‌ الأَربِعاءِ إِذا كانَتِ الشَّمسُ فِي العَقرَبِ.[۲۱۵]

 

  1. مکارم الأخلاق: در حدیث است که پیامبر خدا از حجامت کردن در روز چهارشنبه، زمانی که خورشید در برج عقرب است، نهی کرد.

 

  1. الخصال عن حُذَيفة بن منصور: رَأَيتُ أَبا عَبدِ اللّٰهِ عليه السلام احتَجَمَ‌ يَومَ‌ الأَربِعاءِ بَعدَ العَصرِ.[۲۱۶]

 

  1. الخصال - از حُذَیفة بن منصور -: امام صادق علیه السلام را دیدم که روز چهارشنبه بعد از نماز عصر حجامت کرد.

 

  1. الإمام الرضا عليه السلام: مَنِ احتَجَمَ في يَومِ الأَربِعاءِ لا يَدورُ[۲۱۷]، خِلافاً عَلىٰ‌ أهلِ‌ الطِّيَرَةِ؛ عوفِيَ‌ مِن كُلِّ آفَةٍ، و وُقِيَ مِن كُلِّ عاهَةٍ، و لَم تَخضَرَّ مَحاجِمُهُ‌.[۲۱۸]

 

  1. امام رضا علیه السلام: کسی که در روز چهارشنبۀ آخر ماه حجامت کند، بلایی سرش نمی‌آید و بر خلاف نظر کسانی که این روز را شوم می‌دانند، از هر آفتی، مصون می‌ماند و از هر صدمۀ جسمی، محفوظ می‌ماند و محلّ حجامتش کبود نمی‌شود.

 

  1. الكافي عن أبي عُروَة أخي شُعَيب أو عن شُعَيب العَقَرقوفي: دَخَلتُ عَلىٰ أبِي الحَسَنِ الأَوَّلِ عليه السلام و هُوَ يَحتَجِمُ يَومَ الأَربِعاءِ فِي الحَبسِ، فَقُلتُ لَهُ: إنَّ هٰذا يَومٌ يَقولُ النّاسُ: إنَّ مَنِ احتَجَمَ فيهِ أصابَهُ البَرَصُ!

فَقالَ: إنَّما يُخافُ ذٰلِكَ عَلىٰ مَن حَمَلَتهُ أُمُّهُ في حَيضِها.[۲۱۹]

  1. الكافى - به نقل از ابو عُروه يا از برادرش شُعَيب عَقَرقوفى -: يک روز چهارشنبه در زندان، به خدمت ابو الحسن (امام كاظم علیه السلام) رسیدم، در حالى كه حِجامت مى‌كرد. به ایشان گفتم: اين روزى است كه مردم مى‌گويند هر كس در آن حجامت كند، دچار پيسى مى‌شود.

فرمود: «از اين پيشامد، تنها بر كسى بايد بيم داشت كه مادرش در حال حيض، او را آبستن شده است».

  1. الخصال عن يعقوب بن يزيد عن بعض أصحابنا، قال: دَخَلتُ عَلى أَبِي الحَسَنِ عَلِيِّ بنِ مُحَمَّدٍ العَسكَرِيِّ عليه السلام يَومَ الأَربِعَاءِ و هُوَ يَحتَجِمُ، فَقُلتُ لَهُ: إِنَّ‌ أَهلَ‌ الحَرَمَينِ‌ يَروونَ‌ عَن‌ رَسولِ اللّٰهِ صلّی اللّه عليه و آله أنَّهُ قالَ: «مَنِ احتَجَمَ يَومَ الأَربِعاءِ فَأَصابَهُ بَياضٌ، فَلا يَلومَنَّ إلّا نَفسَهُ».

فَقالَ: كَذَبوا، إِنَّما يُصيبُ ذلِكَ مَن حَمَلَتهُ أُمُّهُ فِي طَمثٍ[۲۲۰].[۲۲۱]

  1. الخصال - به نقل از یعقوب بن یزید، از یکی از یارانمان -: روز چهارشنبه خدمت ابو الحسن علی بن محمّد عسکری رسیدم و دیدم حجامت می‌کند. گفتم: اهل حرمین (مکّه و مدینه) از پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله روایت می‌کنند که فرمود: «هر کس در روز چهارشنبه حجامت کند و دچار پیسی شود، هرگز کسی جز خودش را سرزنش نکند».

فرمود: «دروغ می‌گویند. این مرض به کسی می‌رسد که مادرش در زمان حیض، او را باردار شده باشد».

راجع: ص24 ح۳۹.

ر.ک: ص25 ح۳۹.

۵ / ۹: يَومُ الخَميسِ

۵ / ۹: روز پنجشنبه

  1. رسول اللّٰه صلّی اللّه عليه و آله - في أوقاتِ الحِجامةِ -: فَمَن كانَ مُحتَجِماً، فَيَومَ الخَمِيسِ عَلَى اسمِ اللهِ، وَ اجتَنِبُوا الحِجامَةَ يَومَ الجُمُعَةِ و يَومَ السَّبتِ و يَومَ الأَحَدِ، وَ احتَجِموا يَومَ الإِثنَينِ وَ الثّلاثاءِ، وَ اجتَنِبُوا الحِجَامَةَ يَومَ الأَربِعاءِ؛ فَإِنَّهُ اليَومُ الَّذي أُصيبَ فيهِ أَيّوبُ بِالبَلاءِ، و ما يَبدو جُذامٌ و لا بَرَصٌ إلّا في يَومِ الأَربِعاءِ أو لَيلَةِ الأَربِعَاءِ.[۲۲۲]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله - در بیان زمان‌های مناسب حجامت -: هر که خواست حجامت کند، روز پنجشنبه به نام خدا حجامت کند. از حجامت در روزهای جمعه و شنبه و یکشنبه دوری کنید. روزهای دوشنبه و سه‌شنبه حجامت کنید. از حجامت کردن در روز چهارشنبه دوری کنید؛ زیرا چهارشنبه، روزی است که ایّوب در آن روز دچار بلا شد. جذام و پیسی جز در روز چهارشنبه یا شب چهارشنبه پیدا نمی‌شود.

 

  1. الإمام الصادق عليه السلام: أَصيبوا مِنَ الحِجامَةِ حاجَتَكُم يَومَ الخَميسِ.[۲۲۳]

 

  1. امام صادق علیه السلام: روز پنجشنبه اگر نياز به حجامت داريد، حجامت كنيد.

 

  1. الإمام الصادق عليه السلام: إنَّ الدَّمَ‌ يَجتَمِعُ‌ في‌ مَوضِعِ‌ الحِجامَةِ يَومَ الخَميسِ، فَإِذا زالَتِ الشَّمسُ تَفَرَّقَ، فَخُذ حَظَّكَ مِنَ الحِجامَةِ قَبلَ الزَّوالِ.[۲۲۴]

 

  1. امام صادق علیه السلام: روز پنجشنبه خون در جای حجامت جمع می‌شود و در هنگام زوال خورشید پخش می‌گردد. بنا بر این، پیش از زوال، بهره‌ات را از حجامت ببر.

 

  1. الخصال عن مُعَتِّب بن المبارك: دَخَلتُ عَلى أَبي عَبدِ اللهِ عليه السلام في يَومِ الخَميسِ و هُوَ يَحتَجِمُ، فَقُلتُ لَهُ: يَابنَ رَسولِ اللهِ! أَ تَحتَجِمُ في يَومِ الخَمِيسِ؟

فَقالَ: نَعَم،‌ مَن‌ كانَ‌ مِنكُم مُحتَجِماً فَليَحتَجِم في يَومِ الخَميسِ؛ فَإِنَّ عَشِيَّةَ كُلِّ جُمُعَةٍ يَبتَدِرُ الدَّمُ فَرَقاً مِنَ القِيامَةِ، و لا يَرجِعُ إلى وَكرِهِ إلى غَداة الخَميسِ.[۲۲۵]

  1. الخصال - به نقل از مُعَّتِب بن مبارک -: در روز پنجشنبه بر امام صادق علیه السلام وارد شدم و دیدم مشغول حجامت است. گفتم: ای پسر پیامبر خدا! روز پنجشنبه حجامت می‌کنید؟ فرمود: «بله؛ هر یک از شما هم خواست حجامت کند، روز پنجشنبه حجامت کند؛ زیرا شامگاه هر جمعه خون از بیم قیامت آشفته می‌شود و تا بامداد پنجشنبه به لانه‌اش برنمی‌گردد».

 

  1. الإمام الصادق عليه السلام: مَنِ احتَجَمَ‌ في‌ آخِرِ خَميسٍ‌ مِنَ‌ الشَّهرِ في أَوَّلِ النَّهارِ، سُلَّ مِنهُ الدّاءُ سَلّاً.[۲۲۶]

 

  1. امام صادق علیه السلام: هر کس صبح پنجشنبۀ آخر هر ماه حجامت کند، درد و بیماری از وجود او بیرون کشیده می‌شود.

 

  1. رسول اللّٰه صلّی اللّه عليه و آله: مَنِ احتَجَمَ في يَومِ الخَميسِ فَمَرِضَ فيهِ، ماتَ فيهِ.[۲۲۷]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: هر کس در روز پنجشنبه حجامت کند و در آن روز بیمار شود، همان روز می‌میرد.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: لا تَحتَجِمُوا يَومَ الخَميسِ؛ فَإِنَّهُ مَن يَحتَجِم فيهِ فَيَنالَهُ مَكروهٌ فَلا يَلومَنَّ إلّا نَفسَهُ.[۲۲۸]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: روز پنجشنبه حجامت نکنید؛ زیرا هر کس در این روز حجامت کند و ناراحتی‌ای به او برسد، هرگز نباید کسی جز خودش را سرزنش کند.

۵ / ۱۰: يَوم‌ الجُمُعَةِ

۵ / ۱۰: روز جمعه

  1. الخصال عن عبدالرحمن بن عمرو بن أسلم: رَأَيتُ أبَا الحَسَنِ موسَى بنَ جَعفَرٍ عليه السلام احتَجَمَ يَومَ الأَربِعاءِ و هُوَ مَحمومٌ فَلَم تَترُكهُ الحُمّىٰ، فَاحتَجَمَ‌ يَومَ‌ الجُمُعَةِ فَتَرَكَتهُ‌ الحُمّىٰ.[۲۲۹]

 

  1. الخصال - به نقل از عبد الرحمان بن عَمرو بن اسلم -: ابو الحسن موسی بن جعفر علیه السلام را دیدم که تب داشت و روز چهارشنبه حجامت کرد؛ امّا تبش قطع نشد. پس، روز جمعه [دو باره] حجامت کرد و تب، او را رها کرد.

 

  1. الإمام الصادق عليه السلام: لا تَحتَجِموا في يَومِ الجُمُعَةِ مَعَ الزَّوالِ؛ فَإِنَّ مَنِ احتَجَمَ مَعَ الزَّوالِ في يَومِ الجُمُعَةِ فَأَصابَهُ شَيءٌ، فَلا يَلومَنَّ إلّا نَفسَهُ.[۲۳۰]

 

  1. امام صادق علیه السلام: هنگام زوال روز جمعه حجامت نكنيد؛ زيرا هر كس در هنگام زوال روز جمعه حجامت كند و بلايى بر سرش آيد، هرگز نباید كسى جز خودش را سرزنش كند.

 

  1. الخصال عن محمّد بن رباح القلّاء: رَأَيتُ أبا إِبراهيمَ عليه السلام يَحتَجِمُ يَومَ الجُمُعَةِ، فَقُلتُ: جُعِلتُ‌ فِداكَ،‌ تَحتَجِمُ‌ يَومَ‌ الجُمُعَةِ؟!

قالَ: أقرَأُ آيَةَ الكُرسِيِّ، فَإِذا هاجَ بِكَ الدَّمُ لَيلاً كانَ أو نَهاراً فَاقرَأ آيَةَ الكُرْسِيِّ وَ احتَجِم.[۲۳۱]

  1. الخصال - به نقل از محمّد بن رباح قلّا -: ابو ابراهیم (امام کاظم علیه السلام) را دیدم که در روز جمعه حجامت می‌کند. گفتم: قربانت گردم! روز جمعه حجامت می‌کنید؟

فرمود: «آیة الکرسی را می‌خوانم. هر گاه خون در تو هیجان کرد، شب باشد یا روز، آیة الکرسی بخوان و حجامت کن».

  1. مكارم الأخلاق عن المُفَضَّل بن عُمَر: دَخَلتُ عَلَى الصّادِقِ عليه السلام و هُوَ يَحتَجِمُ يَومَ الجُمُعَةِ، فَقالَ: أ وَ لَيسَ تَقرَأُ آيَةَ الكُرسِيِّ؟

وَ نَهىٰ عَنِ‌ الحِجامَةِ مَعَ‌ الزَّوالِ‌ في‌ يَومِ‌ الجُمُعَةِ.[۲۳۲]

  1. مکارم الأخلاق - به نقل از مُفَضَّل بن عُمَرـ: روز جمعه بر [امام] صادق علیه السلام وارد شدم. مشغول حجامت بود. فرمود: «آیا آیة الکرسی را نمی‌خوانی؟».

ایشان از حجامت کردن در روز جمعه به هنگام زوال خورشید نهی کرد.

  1. رسول اللّٰه صلّی اللّه عليه و آله: إنَّ فِي الجُمُعَةِ ساعَةً لا يَحتَجِمُ فيها مُحتَجِمٌ إلّا عَرَضَ لَهُ داءٌ لا يُشفىٰ مِنهُ.[۲۳۳]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: در روز جمعه ساعتی است که هیچ کس در آن ساعت، حجامت نمی‌کند، مگر این که دچار مرضی می‌گردد که از آن بهبود نمی‌یابد.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: إنَّ فِي الجُمُعَةِ لَساعَةً لا يَحتَجِمُ فيها أحَدٌ إلّا ماتَ.[۲۳۴]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: در روز جمعه ساعتی است که هیچ کس در آن ساعت حجامت نمی‌کند، مگر این که می‌میرد.

 

  1. عيون أخبار الرضا عليه السلام عَن مُقاتل بن مُقاتل: رَأَيتُ أبَا الحَسَنِ الرِّضا عليه السلام في‌ يَومِ‌ الجُمُعَةِ في‌ وَقتِ‌ الزَّوالِ‌ عَلىٰ ظَهرِ الطَّريقِ يَحتَجِمُ و هُوَ مُحرِمٌ.[۲۳۵]

 

  1. عیون أخبار الرضا علیه السلام - به نقل از مُقاتل بن مُقاتل-: ابو الحسن [امام] رضا علیه السلام را دیدم که روز جمعه، هنگام زوال خورشید، در حالی که مُحرِم بود، کنار جادّه حجامت می‌کرد.

 

  1. مصباح المتهجّد: رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ صلّی اللّه عليه و آله أنَّ الخَيرَ وَ الشَّرَّ يُضاعَفانِ يَومَ الجُمُعَةِ، فَيَنبَغي لِلإِنسانِ أن يَستَكثِرَ مِنَ الخَيرِ فيهِ، و يَتَجَنَّبَ الشَّرَّ، وَ الحِجامَةُ فيهِ مَكروهَةٌ، و رُوِيَ جَوازُها.[۲۳۶]

 

  1. مصباح المتهجّد: از پیامبر صلی اللّه علیه و آله روایت شده است که در روز جمعه خیر و شر دو چندان می‌شود. بنا بر این، شایسته است که انسان در این روز، کار خیر زیاد انجام دهد و از شر دوری کند. حجامت کردن در این روز مکروه است. جواز آن هم روایت شده است.

 

  1. الإمام علی عليه السلام: نَهىٰ [رَسولُ اللّٰهِ صلّی اللّه عليه و آله] عَنِ الحِجامَةِ يَومَ الأَربِعاءِ وَ الجُمُعَةِ.[۲۳۷]

 

  1. امام علی علیه السلام: پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله از حجامت کردن در روز چهارشنبه و جمعه نهی کرد.

۵ / ۱۱: بَعضُ أیّامِ الشَّهرِ

۵ / ۱۱: برخی روزهای ماه

  1. رسول اللّٰه صلّی اللّه عليه و آله: الحِجامَةُ تُكرَهُ في أوَّلِ الهِلالِ، و لا يُرجىٰ نَفعُها حَتّىٰ يَنقُصَ الهِلالُ.[۲۳۸]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: حجامت کردن در اوّل ماه، مکروه است و امیدی به نفع آن نیست، تا آن گاه که هلال، کاهش گیرد.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: مَنِ احتَجَمَ صَبيحَةَ سَبعَ‌عَشرَةَ، كانَ لَهُ شِفاءٌ مِن كُلِّ داءٍ.[۲۳۹]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: هر کس صبح هفدهم ماه حجامت کند، برایش شفای هر دردی باشد.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: الحِجامَةُ في سَبعٍ و عَشرٍ مِنَ الشَّهرِ شِفاءٌ، و يَومَ الثّلَاثاءِ صِحَّةٌ لِلبَدَنِ.[۲۴۰]

 

  1. پیامبر خدا علیه السلام: حجامت کردن در هفتم و دهم ماه، شفاست و در روز سه‌شنبه مایۀ تن‌درستی است.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: الحِجامَةُ يَومَ الثَّلاثاءِ لِسَبعَ‌عَشرَةَ مِنَ الشَّهرِ دَواءٌ لِداءِ سَنَةٍ.[۲۴۱]

 

  1. پیامبر خدا علیه السلام: حجامت کردن در روز سه‌شنبه هفدهم ماه، داروی درد یک سال است.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: مَن وافَقَ مِنكُم يَومَ الثَّلاثاءِ لَيلَةَ سَبعَ‌عَشرَةَ مَضَت مِنَ الشَّهرِ، فَلا يُجاوِز حَتّىٰ يَحتَجِمَ؛ فَاحتَجِمُوا.[۲۴۲]

 

  1. پیامبر خدا علیه السلام: هر کس از شما با سه‌شنبه شب هفدهم ماه مصادف شد، فرصت را از دست ندهد و حجامت کند. حتماً حجامت کنید!

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: اِحتَجِمُوا لِخَمسَ‌عَشرَةَ أَو سَبعَ‌عَشرَةَ أَو تِسعَ‌عَشرَةَ أَو إِحدىٰ وَ عِشرينَ؛ لا يَتَبَيَّغ بِكُمُ الدَّمُ فَيَقتُلَكُم.[۲۴۳]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: پانزدهم یا هفدهم یا نوزدهم یا بیست و یکم ماه حجامت کنید تا خونتان بر نیاشوبد و شما را نکشد.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: إنَّ خَيرَ ما تَحتَجِمونَ فيهِ: يَومَ سَبعَ عَشرَةَ، و يَومَ تِسعَ عَشرَةَ، و يَومَ إحدىٰ و عِشرينَ‌.[۲۴۴]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: بهترین زمان برای حجامت کردن روز هفدهم و روز نوزدهم و روز بیست و یکم ماه است.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: مَنِ احتَجَمَ لِسَبعَ عَشرَةَ مِنَ الشَّهرِ و تِسعَ‌ عَشرَةَ و إِحدىٰ و عِشرينَ، كانَ لَهُ شِفاءٌ مِن كُلِّ داءٍ.[۲۴۵]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: هر کس هفدهم و نوزدهم و بیست و یکم ماه حجامت کند، برایش شفای هر دردی است.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: مَنِ احتَجَمَ يَومَ الثَّلاثاءِ لِسَبعَ عَشرَةَ أو تِسعَ عَشرَةَ أو لِإِحدىٰ و عِشرينَ مِنَ الشَّهرِ، كانَت لَهُ شِفاءٌ مِن كُلِّ داءٍ مِن أدواءِ السَّنَةِ كُلِّها، و كانَت لِما سِوىٰ ذٰلِكَ شِفاءٌ مِن وَجَعِ الرَّأسِ وَ الأَضراسِ وَ الجُنونِ وَ الجُذامِ وَ البَرَصِ.[۲۴۶]

 

  1. پيامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: هر كس در روز سه‌شنبه هفدهم يا نوزدهم يا بيست و يكم ماه حجامت كند، اين حجامت براى وى شفاى همه دردهاى سال خواهد بود و افزون بر آن، شفاى سردرد، دندان درد، ديوانگى، جذام و پيسى نيز خواهد بود.

 

  1. رسول الله صلّی اللّه عليه و آله: يُستَحَبُّ الحِجامَةُ في‌ تِسعَةَ عَشَرَ مِنَ‌ الشَّهرِ و واحِدٍ و عِشرينَ.[۲۴۷]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: حجامت کردن در نوزدهم و بیست و یکم ماه مستحب است.

 

  1. الإمام الصادق عليه السلام: يُكرَهُ فيهِ [أيِ اليَومِ الحادي وَ العِشرینَ مِن كُلِّ شَهرٍ مِنَ الأشهُرِ العَرَبيَّةِ] سائِرُ الأَعمالِ،‌ وَ الفَصدُ وَ الحِجامَةُ.[۲۴۸]

 

  1. امام صادق علیه السلام: در این روز - یعنی بیست و یکم هر ماه، از ماه‌های عربی - اعمال دیگر و فصد و حجامت کراهت دارد.

 

  1. الإمام الرضا عليه السلام: كانونُ الأَوَّلُ أحَدٌ و ثَلاثونَ يَوماً... و يُتَّقىٰ فيهِ الحِجامَةُ وَ الفَصدُ.[۲۴۹]

 

  1. امام رضا علیه السلام: كانون اوّل،[۲۵۰] سی و یک روز است... و در آن از حجامت و فصد كردن، بايد خوددارى شود.

۵ / ۱۲: بَعضُ السّاعاتِ

۵ / ۱۲: برخی ساعت‌ها

  1. الإمام الصادق عليه السلام: إذا ثارَ الدَّمُ‌ بِأَحَدِكُم‌ فَليَحتَجِم‌؛ لا يَتَبَيَّغ[۲۵۱] بِهِ فَيَقتُلَهُ. و إِذا أرادَ أحَدُكُم ذٰلِكَ فَليَكُن في آخِرِ النَّهارِ.[۲۵۲]

 

  1. امام صادق علیه السلام: هر گاه خون در یکی از شما به هیجان آمد، حجامت کند تا طغیان نکند و او را نکشد، و هر گاه یکی از شما خواست حجامت کند، در آخر روز باشد.

 

  1. مكارم الأخلاق: رَوَى الأَنصارِيُّ قالَ: كانَ الرِّضا عليه السلام رُبَّما تَبَيَّغَهُ الدَّمُ، فَاحتَجَمَ في جَوفِ اللَّيلِ.[۲۵۳]

 

  1. مکارم الأخلاق: انصاری روایت کرد و گفت: امام رضا علیه السلام گاه دچار طغیان خون می‌شد و در همان دل شب حجامت می‌کرد.

۵ / ۱۳: کُلُّ وَقتٍ

۵ / ۱۳: هر وقتی

  1. سبل الهدی و الرشاد عن عائشة: كانَ رَسولُ اللّٰهِ صلّی اللّه عليه و آله يَكتَحِلُ كُلَّ لَيلَةٍ، و يَحتَجِمُ كُلَّ شَهرٍ، و يَشرَبُ الدَّواءَ كُلَّ سَنَةٍ.[۲۵۴]

 

  1. سبل الهدی و الرشاد - به نقل از عایشه -: پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله هر شب سرمه می‌کشید، هر ماه حجامت می‌کرد، و هر سال دارو می‌نوشید.

 

  1. رسول اللّه صلّی اللّه عليه و آله: إذا تَبَیَّغَ[۲۵۵] الدَّمُ‌ بِأَحَدِكُم،‌ فَليَحتَجِم‌ في أيِّ الأَيّامِ كانَ، وَ ليَقرَأ آيَةَ الكُرسِيِّ، و يَستَخيرُ اللّهَ تَعالى ثَلاثاً، و يُصَلّي عَلَى النَّبِيِّ صلّی اللّه عليه و آله.[۲۵۶]

 

  1. پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: هر گاه در کسی از شما خون طغیان کرد، در هر روزی که بود، حجامت کند و آیة‌ الکرسی بخواند و سه بار از خدا طلب خیر کند و بر پیامبر صلی اللّه علیه و آله صلوات بفرستد.

 

  1. الإمام الصادق عليه السلام: اِقرَأ آيَةَ الكُرسِيِّ وَ احتَجِم أَيَّ يَومٍ شِئتَ، و تَصَدَّق وَ اخرُج أَيَّ يَومٍ شِئتَ.[۲۵۷]

 

  1. امام صادق علیه السلام: آية الكرسى را بخوان و هر روزى كه خواستى حجامت كن. صدقه بده و هر روزى كه خواستى مسافرت كن.

 

  1. الإمام الصادق عليه السلام: اِقرَأ آيَةَ الكُرسِيِّ وَ احتَجِم إِذَا بَدَا لَكَ‌.[۲۵۸]

 

  1. امام صادق علیه السلام: آیة الکرسی بخوان و هر زمان که خواستی، حجامت کن.

تَوضیحٌ حَولَ الوَقتِ المُناسِبِ لِلحِجامَةِ

توضیحی در بارۀ زمان مناسب حجامت

توجد روایات کثیرة حول الأوقات المناسبة و غیر المناسبة للحجامة. بعضُ هذه الروایات یتعلّق بأیّام الاُسبوع، و بعضها یتعلّق بأیّام مختلفة من الشهور القمریة، و بعضها یتعلّق بساعات النهار و اللیل. معظم هذه الروایات لاتملك مصادر موثوقة بشکل کبیر، و هي علی شکل نصائح. بالإضافة إلیٰ ذلك، تختلف هذه الروایات فيما بينها في کثیر من الأحیان[۲۵۹]، و نتيجة لذلك، فإن اتّباعها ليس واجباً، و لا يوجد حاجة لمراعاة كلّ واحدة منها؛ بل لا یمکن - من الناحية العملية – مراعاتها جمیعاً بسبب الاختلافات فیما بينها.

هذا الرأي تؤكّده الروايات المذكورة في هذا العنوان: رواية واحدة ذكرت حجامة النبيّ صلّی اللّه عليه و آله في أيّ وقت، و روايات أُخرى تجيز الحجامة في أيّ وقت، بشرط أن يرافقها قراءة آية الكرسي و الصلاة على النبيّ و آله و طلب الخیر من الله تعالىٰ[۲۶۰]

روایات متعدّدی در بارۀ زمان‌های مناسب و نامناسب حجامت در دست است. برخی از این روایات، ناظر به روزهای هفته و برخی ناظر به روزهای مختلف ماه‌های قمری و برخی ناظر به ساعت‌های روز و شب است. بیشتر این روایات، اسناد یا منابع چندان معتبری ندارند و به شکل توصیه‌ای هستند. افزون بر این، در بسیاری از موارد با یکدیگر اختلاف دارند[۲۶۱] و از این رو عمل به آنها واجب نیست و نیازی به رعایت یک‌یک آنها وجود ندارد؛ بلکه عملاً رعایت همۀ آنها (به دلیل اختلافات میان آنها) امکان‌پذیر نیست. این نظر به وسیله روایت‌های مذکور در همین مَدخل، تأیید می‌شود: یک روایت، حجامت پیامبر خدا را در هر زمان گزارش کرده و چند روایت دیگر، حجامت را در هر زمان، مشروط به این که با خواندن آیة الکرسی و صلوات و درخواست خیر از خداوند متعال همراه باشد، روا می‌داند.[۲۶۲]

الفَصلُ السّادِس: الفَصدُ و فَوائِدُهُ

فصل ششم: فصد و فواید آن

  1. دعائم الإسلام عن الإمام الصادق عليه السلام عن رسول اللّٰه صلّی اللّه عليه و آله: إنَّ‌ خَيرَ الدَّواءِ الحِجامَةُ وَ الفِصادُ[۲۶۳] وَ الحَبَّةُ السَّوداءُ؛ يَعنِي الشُّونِيزَ.[۲۶۴]

 

  1. دعائم الاسلام - به نقل از امام صادق علیه السلام -: پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود: «بهترین دارو، حجامت و فصد و سیاه‌دانه است» یعنی همان شونیز.

 

  1. الإمام علی عليه السلام: إنَّ النَّبِيَّ صلّی اللّه عليه و آله أمَرَني بِالحِجامَةِ وَ الاِفتِصادِ.[۲۶۵]

 

  1. امام علی علیه السلام: پیامبر صلی اللّه علیه و آله مرا به حجامت و فصد کردن امر کرد.

 

  1. مكارم الأخلاق عن معاوية بن الحكم: إنَّ أَبا جَعفَرٍ عليه السلام دَعا طَبيباً فَفَصَدَ عِرقاً مِن‌ بَطنِ‌ كَفِّهِ‌.[۲۶۶]

 

  1. مکارم الأخلاق - به نقل از معاویة بن حکم -: ابو جعفر (امام باقر علیه السلام) طبیبی را خواست و رگی از کف دستش را فصد کرد.

 

  1. الإمام الرضا عليه السلام: مَن أرادَ أن لا تُحرِقَهُ السَّوداءُ، فَعَلَيهِ بِالقَي‌ءِ، و فَصدِ العُروقِ، و الاِطِّلاءِ بِالنّورَةِ.[۲۶۷]

 

  1. امام رضا صلی اللّه علیه و آله: هر که می‌خواهد از سودا نسوزد، این سه کار را انجام دهد: بالا آوردن، فصد کردن، و نوره کشیدن.

 

  1. مكارم الأخلاق عن محسن الوشّاء: شَكَوتُ إلى أبي عَبدِ اللّٰهِ عليه السلام وَجَعَ الكَبِدِ، فَدَعا بِالفاصِدِ فَفَصَدَني مِن قَدَمي.[۲۶۸]

 

  1. مكارم الأخلاق - به نقل از محسن وَشّا -: به امام صادق علیه السلام از دردِ كبد شکایت كردم. رگزن را خواست و او پاى مرا رگ زد.

 

  1. مكارم الأخلاق عن المفضّل بن عمر: شَكَوتُ إلى أبي عَبدِ اللهِ عليه السلام الجَرَبَ‌[۲۶۹] عَلى‌ جَسَدي‌ وَ الحَرارَةَ، فَقالَ: عَلَيكَ بِالاِفتِصادِ مِنَ الأَكحَلِ‌[۲۷۰].

فَفَعَلتُ، فَذَهَبَ عَنّي وَ الحَمدُ لِلهِ شُكراً.[۲۷۱]

  1. مکارم الأخلاق - به نقل از مفضّل بن عمر -: به امام صادق علیه السلام از گری و حرارت بالا در بدنم شکایت کردم. فرمود: «بر تو باد فصد کردن رگ اکحل (هفت اندام). این کار را کردم و شکر خدا ناراحتی‌ام بر طرف شد.

 

  1. الإمام الصادق عليه السلام: شَكا بَعضُهُم إلى أبِي الحَسَنِ عليه السلام كَثرَةَ ما يُصيبُهُ مِنَ الجَرَبِ، فَقالَ: إنَّ الجَرَبَ مِن بُخارِ الكَبِدِ؛ فَاذهَب وَ افتَصِد مِن قَدَمِكَ اليُمنى، وَ الزَم أخذَ دِرهَمَينِ مِن دُهنِ اللَّوزِ الحُلوِ عَلى ماءِ الكَشكِ، وَ اتَّقِ الحيتانَ[۲۷۲] وَ الخَلَّ.

فَفَعَلَ، فَبَرِئَ بِإِذنِ اللّٰهِ تَعالىٰ.[۲۷۳]

  1. امام صادق علیه السلام: كسى به ابو الحسن (امام رضا علیه السلام) از ابتلای زیاد به فراوانى گَرى شکایت کرد. امام علیه السلام فرمود: «گَرى، از بخارِ کبد است. برو و پاى راست خود را رگ بزن و بر استفاده كردن از روغن بادام شيرين به وزن دو درهم،[۲۷۴] همراه با آب كشک، ملازمت كن و از [خوردن] ماهى و سركه بپرهیز».

آن مرد، اين كار را انجام داد و به اذن خداوند متعال، بهبود يافت.

  1. طِبّ الأئمّة عليهم السلام لابني بسطام عن الحلبي: قالَ أبو عَبدِ اللّٰهِ عليه السلام لِرَجُلٍ مِن أولِيائِهِ و قَد سَأَلَهُ الرَّجُلُ فَقالَ: يَابنَ رَسولِ اللّهِ، إنَّ لي بِنتاً و أنَا أرِقُّ لَها و أُشفِقُ عَلَيها، و إنَّها تَفزَعُ كَثيراً لَيلاً و نَهاراً، فَإِن رَأَيتَ أن تَدعُوَ اللّهَ لَها بِالعافِيَةِ.

قالَ: فَدَعا لَها. ثُمَّ قالَ: مُرها بِالفَصدِ؛ فَإِنَّها تَنتَفِعُ بِذٰلِكَ.[۲۷۵]

  1. طبّ الأئمّة علیهم السلام، پسران بسطام - به نقل از حلبى -: امام صادق علیه السلام به مردی از دوستدارانش كه گفته بود: ای پسر پیامبر خدا! من دخترى دارم و دلم برایش می‌سوزد. او وقت‌های بسیاری [از] شب و روز می‌ترسد. اگر مصلحت مى‌دانید، براى او از خداوند طلب عافيت کنید.

امام علیه السلام براى آن دختر دعا كرد و سپس فرمود: «به او بگو فصد كند؛ چرا كه از اين كار، سود خواهد برد».

  1. طبّ الأئمّة عليهم السلام لابني بسطام عن مُيَسَّر عن الإمام الصادق عليه السلام: إنَّ رَجُلاً قالَ لَهُ: يَابنَ رَسولِ اللهِ، إِنَّ لي‌ جارِيَةً يَكثُرُ فَزَعُها فِي‌ المَنامِ،‌ و رُبَّمَا اشتَدَّ بِهَا الحالُ فَلا تَهدَأُ يَأخُذُهَا خَدَرٌ[۲۷۶] فِي عَضُدِها، و قَد رَآها بَعضُ مَن يُعالِجُ فَقالَ: إنَّ بِها مَسٌّ مِن أهلِ الأَرضِ، وَ لَيسَ يُمكِنُ عِلاجُها.

فَقالَ عليه السلام مُرها بِالفَصدِ، و خُذ لَها ماءَ الشِّبِتِّ[۲۷۷] الْمَطبُوخِ بِالعَسَلِ و تُسقى ثَلاثَةَ أيّامٍ، فَإِنَّ اللّٰهَ تَعالىٰ يُعافيها.

قالَ: فَفَعَلتُ ذٰلِكَ، فَعوفِيَت بِإِذنِ اللّٰهِ عزّ و جلّ.[۲۷۸]

  1. طبّ الأئمّة علیهم السلام، پسران بسطام - به نقل از مُیسِّرـ: مردی به امام صادق علیه السلام گفت: ای پسر پیامبر خدا! دختری دارم که در خواب زیاد می‌ترسد و گاهی حالش خیلی بد می‌شود، به طوری که آرام نمی‌گیرد و بازویش بی‌حس می‌شود. یک درمانگر او را دید و گفت: از اهل زمین، گزندی به او رسیده [و جن زده شده] است و درمانش ممکن نیست.

امام علیه السلام فرمود: «دستور بده فصد کند و آب شِوید پخته شده با عسل برایش بگیر و سه روز به او بنوشان. خداوند متعال شفایش می‌دهد».

مرد گفت: این کار را کردم و به اذن خداوند عز و جل بهبود یافت.

  1. عيون أخبار الرضا عليه السلام عن ياسر الخادم: كانَ غِلمانٌ لِأَبِي الحَسَنِ عليه السلام فِي البَيتِ؛ الصَّقالِبَةُ و روميَّةٌ، و كانَ أبُو الحَسَنِ عليه السلام قَريباً مِنهُم، فَسَمِعَهُم بِاللَّيلِ يَتَراطَنونَ بِالصَّقلَبيَّةِ وَ الرّوميَّةِ و يَقولونَ: إنّا كُنّا نَفتَصِدُ في كُلِّ سَنَةٍ في بِلادِنا، ثُمَّ لَيسَ نَفتَصِدُ هاهُنا!

فَلَمّا كانَ مِنَ الغَدِ، وَجَّهَ أبُو الحَسَنِ عليه السلام إلى بَعضِ الأَطِبّاءِ فَقالَ لَهُ: اِفصِد فُلاناً عِرقَ كَذا، وَ افصِد فُلاناً عِرقَ كَذا، وَ افصِد فُلاناً عِرقَ كَذا، وَ افصِد هٰذا عِرقَ كَذا.

ثُمَّ قالَ: يا ياسِرُ، لا تَفتَصِد أنتَ.

قالَ: فَافتَصَدتُ، فَوَرِمَت يَدي وَ احمَرَّت.

فَقالَ لي: يا ياسِرُ، ما لَكَ؟

فَأَخبَرتُهُ. فَقالَ: أ لَم أنهَكَ عَن ذٰلِكَ؟ هَلُمَّ يَدَكَ، فَمَسَحَ يَدَهُ عَلَيها و تَفَلَ فيها، ثُمَّ أوصاني أن لا أتَعَشّیٰ.

فَمَكَثتُ بَعدَ ذٰلِكَ ما شاءَ اللّٰهُ لا أتَعَشّیٰ، ثُمَّ أُغافِلُ فَأَتَعَشّىٰ فَيَضرِبُ عَلَيَّ.[۲۷۹]

  1. عيون أخبار الرضا علیه السلام - به نقل از ياسر خادم -: ابو الحسن (امام رضا علیه السلام) در سراى خويش، غلامانى اِسلاوى و رومى داشت و اتاق ايشان به آنها نزديک بود. يک شب شنيد كه به زبان اِسلاوى و رومى با هم حرف مى‌زنند و مى‌گويند: ما در كشور خودمان، هر سال فصد مى‌كرديم؛ امّا در اين جا فصد نمى‌كنيم.

صبح كه شد، ابو الحسن علیه السلام دنبال يكى از پزشكان فرستاد و فرمود: «از فلان غلام، فلان رگش را فصد كن و از فلان غلام، فلان رگش را. از فلان غلام، فلان رگش را و از فلان غلام، فلان رگش را».

سپس [به من] فرمود: «اى ياسر! تو فصد مكن».

من فصد كردم. دستم ورم كرد و قرمز شد.

به من فرمود: «تو را چه شده است، اى ياسر؟».

موضوع را به ايشان گفتم. فرمود: «مگر تو را از اين كار نهى نكردم؟! دستت را پيش آور» و دستش را بر دستم كشيد و بر آن آب دهان نهاد. سپس به من توصيه نمود كه از خوردن شام پرهيز كنم.

پس از آن تا مدّتى شام نمى‌خوردم. گاهى كه دور از چشم دیگران، شام مى‌خوردم، درد، مرا اذيّت مى‌كرد.

  1. المناقب لابن شهرآشوب عن الحسين بن أحمد التَّيمي: رُوِيَ عَن أبي جَعفَرٍ الثّاني‌ أنَّهُ استَدعىٰ فاصِداً في أيّامِ المَأمونِ، فَقالَ لَهُ: اِفصِدني فِي العِرقِ الزّاهِرِ. فَقالَ لَهُ: ما أعرِفُ هٰذَا العِرقَ يا سَيِّدي و لا سَمِعتُهُ!

فَأَراهُ إيّاهُ. فَلَمّا فَصَدَهُ خَرَجَ مِنهُ ماءٌ أصفَرُ، فَجَرىٰ حَتَّى امتَلَأَ الطَّستُ، ثُمَّ قالَ لَهُ: أمسِكهُ. فَأَمَرَ بِتَفريغِ الطَّستِ، ثُمَّ قالَ: خَلِّ عَنهُ. فَخَرَجَ دونَ ذٰلِكَ، فَقالَ: شُدَّهُ الآن. فَلَمّا شَدَّ يَدَهُ أمَرَ لَهُ بِمِئَةِ دِينارٍ. فَأَخَذَها و جاءَ إلى بَخناسَ، فَحَكى لَهُ ذٰلِكَ، فَقالَ: وَ اللّٰهِ ما سَمِعتُ بِهذَا العِرقِ مُذ نَظَرتُ فِي الطِّبِّ! و لٰكِن هاهُنا فُلانٌ الأُسقُفُّ قَد مَضَت عَلَيهِ السِّنونَ، فَامضِ بِنا إلَيهِ، فَإِن كانَ عِندَهُ عِلمُهُ و إلّا لَم نَقدِر عَلىٰ مَن يَعلَمُهُ.

فَمَضَيا و دَخَلا عَلَيهِ و قَصَّ القَصَصَ، فَأَطرَقَ مَلِيّاً، ثُمَّ قالَ: يوشِكُ‌ أن‌ يَكونَ‌ هذَا الرَّجُلُ‌ نَبِيّاً أَو مِن ذُرِّيَّةِ نَبِيٍّ.[۲۸۰]

  1. المناقب، ابن شهرآشوب - به نقل از حسین بن احمد تَیمی -: از ابو جعفر ثانی (امام جواد) علیه السلام روایت شده است که در روزگار مأمون، رگزنی را خواست و به او فرمود: «رگ زاهر مرا فصد کن». رگزن گفت: سَرورم! من اين رگ را نمی‌شناسم و تا به حال، نامش به گوشم نخورده است.

پس امام علیه السلام آن رگ را نشان او داد. چون آن را فصد کرد، آب زردرنگی بيرون آمد و جريان پيدا كرد تا اين كه تشت پُر شد. سپس امام علیه السلام به او فرمود: «جلوی خون را بگير» و دستور داد تشت را خالی كنند. آن گاه فرمود: «رهايش ساز» و مجدّداً زردآبه آمد؛ ولی كمتر از بار اوّل. آن گاه فرمود: «حالا آن را ببند». وقتی دست امام را بست، امام دستور داد صد دينار به او بدهند. رگزن آن را گرفت و نزد بَخناس رفت و داستان را برایش تعريف كرد. بخناس گفت: به خدا سوگند، از وقتی با پزشكی سر و كار دارم، هرگز نام چنين رگی را نشنيده‌ام؛ امّا فلان اسقف در اين نزديكی زندگی می‌كند و سن و سال زیادی از او گذشته است. بيا نزد او برويم. اگر او از آن اطّلاعی نداشت، کس دیگری را نمی‌یابیم که آن را بداند.

پس هر دو نزد او رفتند و آن مرد، داستان را برایش گفت. او لختی دراز، سرش را به زير افكند و به فكر فرو رفت. سپس گفت: محتمل است که اين مرد، پيامبر يا از ذریّۀ پیامبر باشد.

  1. الكافي عن محمّد بن الحسن المَكفوف: حَدَّثَني بَعضُ أصحابِنا، عَن بَعضِ فَصّادِي العَسكَرِ مِنَ النَّصارىٰ: أنَّ أبا مُحَمَّدٍ عليه السلام بَعَثَ إلَيهِ يَوماً في وَقتِ صلاةِ الظُّهرِ، فَقالَ لي: اِفصِد هٰذَا العِرقَ. قالَ: و ناوَلَني عِرقاً لَم أفهَمهُ مِنَ العُروقِ الَّتي تُفصَدُ.

فَقُلتُ في نَفسي: ما رَأَيتُ أمراً أعجَبَ مِن هٰذَا؛ يَأمُرُني أن أفصِدَ في وَقتِ الظُّهرِ و لَيسَ بِوَقتِ فَصدٍ، وَ الثّانِيَةُ عِرقٌ لا أفهَمُهُ!

ثُمَّ قالَ لي: اِنتَظِر، و كُن فِي الدّارِ.

فَلَمّا أمسى دَعاني و قالَ لي: سَرِّحِ الدَّمَ. فَسَرَّحتُ. ثُمَّ قَالَ لي: أمسِك. فَأَمسَكتُ. ثُمَّ قالَ لي: كُن فِي الدّارِ.

فَلَمّا كانَ نِصفُ اللَّيلِ، أرسَلَ إلَيَّ، و قالَ لي: سَرِّحِ الدَّمَ.

قالَ: فَتَعَجَّبتُ أكثَرَ مِن عَجَبِيَ الأَوَّلِ، و كَرِهتُ أن أسأَلَهُ. قالَ: فَسَرَّحتُ، فَخَرَجَ دَمٌ أبْيَضُ كَأَنَّهُ المِلحُ. قالَ: ثُمَّ قالَ لي: اِحبِس. قالَ: فَحَبَستُ. قالَ: ثُمَّ قالَ: كُن فِي الدّارِ.

فَلَمّا أصبَحتُ، أمَرَ قَهرَمَانَهُ[۲۸۱] أن يُعطِيَني ثَلاثَةَ دَنانيرَ. فَأَخَذتُها و خَرَجتُ، حَتّىٰ أتَيتُ ابنَ بُختيشوعَ النَّصرانِيَّ، فَقَصَصتُ عَلَيهِ القِصَّةَ.

قالَ: فَقالَ لي: وَ اللّٰهِ، ما أفهَمُ ما تَقولُ، و لا أعرِفُهُ في شَيءٍ مِنَ الطِّبِّ و لا قَرَأتُهُ في كِتابٍ! و لا أعلَمُ في دَهرِنا أعلَمَ بِكُتُبِ النَّصرانِيَّةِ مِن فُلانٍ الفارِسِيِّ، فَاخرُج إلَيهِ.

قالَ: فَاكتَرَيتُ زَورَقاً إلَى البَصرَةِ، و أَتَيتُ الأَهوازَ، ثُمَّ صِرتُ إلىٰ فارِسَ إلىٰ صاحِبي، فَأَخبَرتُهُ الخَبَرَ. قالَ: و قالَ: أنظِرني أيّاماً. فَأَنظَرتُهُ، ثُمَّ أتيتُهُ مُتَقاضِياً.

قالَ: فَقالَ لي: إنَّ هٰذَا الَّذي تَحكيهِ عَن هٰذَا الرَّجُلِ، فَعَلَهُ المَسيحُ في دَهرِهِ مَرَّةً.[۲۸۲]

  1. الکافی - به نقل از محمّد بن حسن مكفوف -: يكى از شيعيان از فردى مسيحى كه در محلّۀ عسكر (سامرّا) فصد مى‌كرد، برایم روایت کرد: يک روز هنگام نماز ظهر، ابو محمّد علیه السلام در پى من فرستاد و به من فرمود: «اين رگ را فصد کن» و رگى را به دست من داد كه آن را از رگ‌هاى زدنى نمى‌دانستم.

با خود گفتم: عجيب‌تر از اين نديده‌ام! به من دستور مى‌دهد هنگام ظهر، فصد کنم با آن كه ظهر، هنگام فصد کردن نيست. ثانياً رگى [را نشان مى‌دهد] كه من با آن آشنا نيستم.

سپس به من فرمود: «منتظر بمان و در منزل باش».

شب كه شد، مرا صدا زد و فرمود: «خون را آزاد كن». آزاد كردم. سپس فرمود: «بند بياور». بند آوردم. دوباره فرمود: «در منزل باش».

شب كه به نيمه رسيد، دنبالم فرستاد و فرمود: «خون را آزاد كن».

من اين بار بيشتر از بار اوّل، تعجّب كردم؛ ولى نخواستم علّت را از او بپرسم. خون را كه آزاد كردم، خون سفيدى بيرون زد که گویی نمک بود. سپس به من فرمود: «بند بياور». بند آوردم. دوباره فرمود: «در منزل باش».

صبح كه شد، به پیشکارش دستور داد سه دينار به من بدهد. دينارها را گرفتم و بيرون آمدم و نزد ابن بُخْتيشوع نصرانى رفتم و داستان را برايش تعريف كردم.

به من گفت: به خدا سوگند، من كه نمى‌فهمم تو چه مى‌گويى، و در پزشكى چنين چيزى را نمى‌شناسم و در هيچ كتابى هم نخوانده‌ام! در اين زمان، كسى را كه به كتاب‌هاى نصرانى داناتر از فلان مرد فارسى باشد، سراغ ندارم. نزد او برو.

من قايقى تا بصره كرايه كردم و به اهواز آمدم. سپس به فارس، نزد آن هم‌پيشه‌ام رفتم و داستان را برايش گفتم. گفت: چند روزى به من فرصت بده. فرصتش دادم و آن گاه براى دريافت پاسخم به نزدش رفتم.

به من گفت: اين كارى كه از اين مرد بازگو مى‌كنى، مسيح علیه السلام آن را در تمام عمرش يک بار انجام داده است.

  1. فرج المهموم: حَدَّثَ بِهِ نَصرَانِيٌّ مُتَطَبِّبٌ‌ بِالرَّيِّ‌ يُقالُ لَهُ «مَرعَبدا»، وَ قَد أتىٰ عَلَيهِ مِئَةُ سَنَةٍ و نَيِّفٌ، قالَ: كُنتُ تِلميذَ بُختيشوعَ طَبيبِ المُتَوَكِّلِ، و كانَ يُعَظِّمُني، فَبَعَثَ إلَيهِ الحَسَنُ بنُ عَلِيِّ بنِ مُحَمَّدِ ابنِ الرِّضا أن يَبعَثَ إلَيهِ بِأَخَصِّ أصحابِهِ عِندَهُ لِيَفصِدَ. فَاختارَني، و قالَ: طَلَبَ مِنِّي ابنُ الرِّضا مَن يَفصِدُهُ، فَصِر إلَيهِ، و هُوَ أعلَمُ في يَومِنا هٰذَا مِمَّن هُوَ تَحتَ السَّماءِ، فَاحذَر أن تَعتَرِضَ عَلَيهِ‌ في ما يَأمُرُكَ بِهِ.

فَمَضَيتُ إلَيهِ، فَأَمَرَ بي إلىٰ حُجرَةٍ، فَقالَ: كُن بِها إلىٰ أن أَطلُبَكَ.

قالَ: و كانَ الوَقتُ الَّذي دَخَلتُ بِهِ مَحموداً عِندي، فَدَعاني في وَقتٍ غَيرِ مَحمودٍ لَهُ، وَ أَحضَرَ طَشتاً عَظيماً. و فَصَدتُ الأَكحَلَ، فَلَم يَزَلِ الدَّمُ يَخرُجُ حَتّى مَلَأَ الطَّشتَ. ثُمَّ قالَ: اقطَع، فَقَطَعتُ، و شَدَّ يَدَهُ و رَدَّني إلَى الحُجرَةِ، فَبِتُّ فِيها.

فَلَمّا أَصبَحتُ و طَلَعَتِ الشَّمسُ، دَعاني و أَحضَرَ ذٰلِكَ الطَّشتَ و قالَ: سَرِّح، فَسَرَّحتُ، فَخَرَجَ مِن يَدِهِ مِثلُ اللَّبَنِ الحَليبِ إلىٰ أنِ امتَلَأَ الطَّشتُ، ثُمَّ قالَ: اقطَع، فَقَطَعتُ، و شَدَّ يَدَهُ. و قَدَّمَ لي تَختَ ثِيابٍ و خَمسينَ ديناراً، و قالَ: خُذ و أَعذِر، وَ انصَرِف.

فَأَخَذتُ و قُلتُ: يَأمُرُني سَيِّدي بِخِدمَةٍ؟

قالَ: نَعَم، أَحسِن صُحبَةَ مَن يَصحَبُكَ بِدَيرِ العَاقولِ.

فَصِرتُ إلى بُختيشوعَ و أَخبَرتُهُ بِالقِصَّةِ، فَقالَ: أجمَعَتِ الحُكَماءُ عَلَىٰ أنَّ أكثَرَ ما يَكونُ في بَدَنِ الإِنسانِ مِنَ الدَّمِ تِسعَةُ أمنانٍ. و هٰذَا الَّذي حَكَيتَ لَو خَرَجَ مِن عَينِ ماءٍ لَكانَ عَجَباً، وَ أَعجَبُ مِن ذٰلِكَ اللَّبَنُ!

و فَكَّرَ ساعَةً، ثُمَّ مَكَثَ ثَلاثَةَ أيّامٍ بِلَياليها يَقرَأُ الكُتُبَ عَلىٰ أن يَجِدَ لِهٰذِهِ القِصَّةِ ذِكراً فِي العالَمِ، فَلَم يَجِد. ثُمَّ قالَ: لَم يَبقَ اليَومَ فِي النَّصرانِيَّةِ أعلَمُ بِالطِّبِّ مِن راهِبٍ بِدَيرِ العاقولِ. و كَتَبَ إلَيهِ كِتاباً يَذكُرُ فيهِ مَا جَرىٰ، فَأَعطانيهِ.

فَخَرَجتُ بِهِ إلَيهِ، و نَادَيتُهُ فَأَشرَفَ عَلَيَّ، فَقُلتُ: صاحِبُ بُختيشوعَ. قَالَ: مَعَكَ كِتابُهُ. قُلتُ: نَعَم. فَأَرخىٰ إلَيَّ زَنبيلًا، فَجَعَلتُ الكِتابَ فيهِ، و رَفَعَهُ إلَيهِ فَقَرَأَهُ، و نَزَلَ مِن ساعَتِهِ، فَقالَ: أنتَ فَصَدتَ الرَّجُلَ؟ قُلتُ: نَعَم قالَ: طوبىٰ لَكَ! و أَنَا سَآتيهِ.

فَرَكِبَ بَغلاً و سِرنا، فَوافَينا سُرَّ مَن ‌رَأَىٰ و قَد بَقِيَ مِنَ اللَّيلِ ثُلُثُهُ، و قُلتُ: أينَ تُريدُ، دارَ الأُستاذِ أم دارَ الرَّجُلِ؟ قالَ: بَل دارَ الرَّجُلِ.

فَصِرنَا إلى بابِهِ‌ قَبلَ الأَذانِ الأَوَّلِ، فَفَتَحَ البابَ و خَرَجَ إلَينَا غُلامٌ أسوَدُ فَقالَ: أيُّكُما راهِبُ دَيرِ العاقولِ؟ قالَ: أنا جُعِلتُ فِداكَ. قالَ: اِنزِل. ثُمَّ قالَ ليَ الخادِمُ: اِحتَفِظِ البَغلَينِ، و دَخَلا.

فَأَقَمتُ إلىٰ أن أصبَحنا وَ ارتَفَعَ النَّهارُ، ثُمَّ خَرَجَ إلَيَّ الرّاهِبُ و قَد رَمى ثِيابَ الرُّهبانِيَّةِ و لَبِسَ ثِياباً بَيضاءَ و أَسلَمَ، و قالَ لي: خُذنِي الآنَ إلىٰ دارِ أُستَاذِكَ.

فَصِرنا إلىٰ بابِ بُختيشوعَ، فَلَمّا رَآهُ بادَرَ يَعدو إلَيهِ و قالَ لَهُ: مَا الَّذي أَزالَكَ عَن دينِكَ؟! قَالَ: وَجَدتُ المَسيحَ أو نَظيرَهُ في آياتِهِ و بَراهينِهِ.

ثُمَّ انصَرَفَ إلَيهِ و لَزِمَ خِدمَتَهُ إِلىٰ أن ماتَ.[۲۸۳]

  1. فرج المهموم: طبیبی نصرانی در ری به نام مَرعَبدا - که صد و اندی سال از عمرش می‌گذشت - نقل کرد و گفت: من شاگرد بُختیشوع، طبیب متوکّل، بودم و او برایم منزلت والایی قائل بود. یک روز ابن الرضا [امام] حسن بن علی عسکری به او پیغام داد که یکی از ویژه‌ترین افرادش را برای فصد به نزدش بفرستد. بختیشوع مرا انتخاب کرد و گفت: ابن الرضا از من خواسته است یک نفر را بفرستم تا فصدش کند. تو برو و بدان که او در این روزگار، داناترین کس در زیر این آسمان است. پس، از اعتراض کردن به آنچه او به تو امر می‌کند، بر حذر باش.

من نزد او رفتم. دستور داد به اتاقی بروم و فرمود: «منتظر بمان تا تو را بطلبم». ساعتی که برای عمل فصد رفتم، به نظر خودم وقت بسیار خوبی بود؛ امّا امام در وقت دیگری که مناسب نبود، مرا خواست و تشت بزرگی حاضر کرد و من رگ اکحل را فصد کردم. خون همچنان بیرون می‌زد تا این که تشت پُر شد. آن گاه به من فرمود: «خون را بند بیاور». من چنین کردم. ایشان دستش را بست. سپس مرا به همان اتاق، برگردانْد و شب را آن جا بودم.

چون صبح شد و آفتاب طلوع کرد، مرا صدا زد و همان تشت را آورد و فرمود: «بزن» و من زدم. از دستش مایعی مانند شیر خارج شد تا این که تشت پُر شد. آن‌ گاه فرمود: «بند بیاور». سپس دستش را محکم بست و به من یک دست لباس و پنجاه دینار عطا کرد و گفت: «این را بگیر و مرا معذور بدار و برو».

من آن را گرفتم و گفتم: استادم فرمایش دیگری ندارد؟

فرمود: «چرا. برای مصاحبت با کسی که در دیر العاقول است، مصاحب خوبی باش».

من نزد بُختیشوع رفتم و ماجرا را برایش گفتم. بُختیشوع گفت: همۀ حکیمان، اتّفاق نظر دارند که بیشترین مقدار خونی که در بدن انسان هست، نُه مَن است و آنچه تو حکایت می‌کنی، اگر از چشمۀ آب هم خارج می‌شد، تعجّب داشت و عجیب‌تر از آن، آن شیر، است [که از بدن او خارج شد]!

او ساعتی فکر کرد و سپس سه شبانه‌روز به مطالعۀ کتاب‌ها پرداخت تا شاید نمونه‌ای از این ماجرا را در دنیا پیدا کند؛ امّا پیدا نکرد. آن گاه گفت: امروز در نصرانیّت، طبیبی حاذق‌تر از راهبِ دِیر عاقول وجود ندارد. پس نامه‌ای برای او نوشت و در نامه‌اش ماجرا را شرح داد. سپس نامه را به من داد.

من با آن نامه نزد او رفتم و صدایش زدم. سرش را از دِیر بیرون آورد. گفتم: شاگرد بُختیشوع هستم. گفت: نامه‌ای از او با خود داری؟ گفتم: بله. زنبیلی به سمت پایین داد و من نامه را در آن نهادم. زنبیل را بالا کشید و نامه را خواند و در دم، پایین آمد و گفت: آیا خودِ تو آن مرد را فصد کردی؟ گفتم: بله. طبیب نصرانی گفت: خوشا به حالت! من هم نزدش خواهم آمد.

آن گاه استری را سوار شد و راه افتادیم و ثلثی از شب باقی مانده بود که به سامرّا رسیدیم. به طبیب گفتم: کجا می‌خواهی بروی؟ به منزل استاد؟ یا منزل آن مرد؟ گفت: حتماً منزل آن مرد.

آن گاه پیش از اذانِ اوّل به درِ منزل ابن الرضا رفتیم که ناگهان در باز شد و غلام سیاهی بیرون آمد و گفت: کدام یک از شما راهبِ دِیر عاقول است؟ طبیب نصرانی گفت: من، فدایت شوم! غلام گفت: پیاده شو. سپس خادم به من گفت: تو مراقب استرها باش! و آن دو داخل منزل شدند.

من آن جا ماندم تا صبح شد و آفتاب بالا آمد. آن گاه، راهب از منزل خارج شد و به سمت من آمد، در حالی که لباس رهبانیّت را انداخته و لباس سفیدی پوشیده و اسلام آورده بود. به من گفت: هم‌اکنون مرا به منزل استادت ببر.

به اتّفاق هم، به منزل بُختیشوع رفتیم. بُختیشوع با دیدن او به طرفش شتافت و گفت: چه چیزی تو را از دینت خارج کرد؟ گفت: مسیح را یا نظیر او را در معجزات و بُرهان‌هایش دیدم.

سپس نزد ابن الرضا باز گشت و مُلازم خدمت او شد تا این که از دنیا رفت.

  1. ↑ به قلم پژوهشگران ارجمند، حجّة الإسلام و المسلمین عبد الهادی مسعودی و جناب آقای محمّدهادی خالقی.
  2. ↑ «الحاء و الجيم و الميم أصلٌ واحد، و هو ضربٌ من المنْع و الصَّدْف‌، يقال:‌ أحجَمتُ‌ عن الشي‌ء؛ إذا نكَصتَ عنه. و حُجِمَ‌ البعيرُ؛ إذا شُدَّ فمُه بأدَمٍ و لِيف... و الحَجم‌:فِعل الحاجم» (معجم مقاییس اللغة: مادّهٔ «حجم»).
  3. ↑ «الحجم: المصّ، حَجَمَ الصبيُّ ثديَ أُمّه؛ إذا مَصّه. الحَجّام: المَصّاص؛ يقال للحاجم حجّام لِامتصاصه فم المحجمة» (لسان ‌العرب: ج۱۲ ص۱۷۶مادّۀ «حجم»).
  4. ↑ ۴ «الحِجامة: حرفة الحاجِم؛‌ و هو الحَجَّام‌، و الحَجم‌ فعله»‌ (کتاب العین: ج۳ ص۸۷ مادّهٔ «حجم»)، «حَجَمَهُ (الحاجِمُ‌) (حَجماً) - مِن بابِ قَتَلَ -: شَرَطَهُ، و هُوَ (حَجّامٌ‌) أيضاً مُبالَغَةٌ، و اسمُ الصِّناعَةِ (حِجامَةٌ) بالكَسر» (المصباح المنیر: ج۲ ص۱۲۳ مادّۀ «حجم»)، «الحجم: فعل الحاجم، و قد حجمه؛ أي شرطه، فهو محجوم. و اسم الصناعة الحِجامة بكسر الحاء» (مجمع‌البحرين: ج۱ ص۴۶۵ مادّۀ «حجم»).
  5. ↑ ۵ در شیوۀ دیگر، یعنی در حجامت خشک، تنها عمل بادکش صورت می‌گیرد و خون گرفته نمی‌شود.
  6. ↑ ۶ «و في جملة معالجات الأطباء و وصفاتهم للمرضى، استعمال الحجامة؛ أي استخراج مقدار من الدم بكأس يسحب هواؤها بالمصّ، فيخرج الدم من الشروط التي عملت في ظهر الرقبة، و قد استخدموها في معالجة الرأس و الشقيقة و الصداع» (المفصّل فی تاریخ العرب قبل الإسلام: ج۸ ص۳۹۰ ـ ۳۹۱).
  7. ↑ ر.ک: دانش‌نامۀ احادیث پزشکی، محمّد محمّدی ری‌شهری و همکاران: ج۱ ص۱۶ ـ ۲۱.
  8. ↑ فصد: رگزنی، رگ‌گشایی. صاحب‌نظران، معنای دقیق فصد را «سیاه‌رگ‌گشایی» می‌دانند. در این باره، ر.ک: «تاریخچهٔ سیاه‌رگ‌گشایی درمانی» (بخش دوم)، سیّد حسین رضوی برقعی، روزنامهٔ اعتدال، ش۴۸۳۸ (۱۷/۱۱/۱۴۰۲) ص۳.
  9. ↑ در این باره، ر.ک: دانش‌نامۀ جهان اسلام: ج۱۲ ص۸۲۰ مَدخل «حجامت»، حسین ناصری مقدّم، حجامت و کاربرد آن، حسین خیراَندیش: ص۱۱ ـ ۱۷.
  10. ↑ در این باره، ر.ک: تاریخ نگارش‌های عربی، فؤاد سِزگین: ج۳ ص۴۴، ۱۱۶ و ۱۲۸، طبّ اسلامی، مانفرد اولمان: ص۹۲، مبانی نظری و عملی طبّ ایرانی تا پایان قرن پنجم هجری، زهرا حسین هاشمی: ص۸۳.
  11. ↑ ر.ک: «تأمّلاتی در حجامت‌پژوهی»، سیّد حسین رضوی برقعی، روزنامۀ اعتدال: ش ۴۸۲۸ (دوم بهمن ۱۴۰۲) ص۸.
  12. ↑ نیز، ر.ک: المحکم و المحیط الأعظم: ج۳ ص۹۵: «الحَجمُ: المَصُّ، و الحجّام: المَصّاصُ»، تهذیب اللغة: ج۴ ص۹۹: «أصل الحَجم المَصُّ...».
  13. ↑ ر.ک: گفتگو با علّامه حسن حسن‌زاده آملی، محمّد بدیعی: ص۲۹۲ (دیدگاه آیة اللّٰه حسن‌زاده و علّامه ابو الحسن شَعرانی)؛ شناخت‌نامۀ نبوّت: ج۱ ص۵۴۷ (دیدگاه آیة اللّٰه ری‌شهری و همکاران).
  14. ↑ امام رضا علیه السلام: «إنَّ الحِجامَةَ إنَّما يُؤخَذُ دَمُها مِن صِغارِ العُروقِ المَبثوثَةِ فِى اللَّحمِ» (طبّ الإمام الرضا علیه السلام: ص۵۵، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۲۱۸).
  15. ↑ مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۴ ح۵۱۴ عن أنس، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۶ ح۷۹؛ الأحكام النبويّة: ص۹۴ نحوه.
  16. ↑

    المستدرک على الصحيحين: ج۴ ص۲۳۲ ح۷۴۷۰، التاريخ الكبير: ج۱ ص۲۱۳ ح۶۶۷، تاريخ بغداد: ج۲ ص۳۹۲ الرقم ۹۰۷ کلاهما نحوه.

  17. ↑

    الكافي: ج۶ ص۳۷۶ ح۲ عن أبى جميلة المفضّل بن صالح، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۱ ص۵۲ ح۱۰۹، المحاسن: ج۲ ص۳۷۷ ح۲۳۲۰ كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۷ ح۲۷.

  18. ↑

    سنن الترمذي: ج۴ ص۳۹۱ ح۲۰۵۲ عن أنس، سنن ابن ماجة: ج۲ ص۱۱۵۱ ح۳۴۷۹ نحوه؛ طبّ النبيّ صلّی اللّه عليه و آله: ص۳۲ نحوه، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۳۰۰.

  19. ↑

    سنن ابن ماجة: ج۲ ص۱۱۵۱ ح۳۴۷۷ عن ابن عبّاس، مسند ابن حنبل: ج۱ ص۷۵۷ ح۳۳۱۶، المستدرك على الصحيحين: ج۴ ص۴۵۳ ح۸۲۵۳ کلاهما نحوه.

  20. ↑

    تفسير القمّي: ج۲ ص۹ عن هشام بن سالم عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج۱۸ ص۳۲۶ ح۳۴.

  21. ↑

    الخصال: ج۲ ص۶۳۷ ح۱۰ عن محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج۱۰ ص۱۱۶ ح۱؛ مسند البزّار: ج۱۳ ص۳۹۹ ح۷۰۹۸ عن أنس.

  22. ↑

    الفردوس: ج۲، ص۱۵۵، ح۲۷۸۲ عن أبي هريرة.

  23. ↑

    تَبَیَّغَ به الدم: هاج به، و ذلك حین تظهر حُمرته في البدن. و البَیغ: تَوَقُّد الدم حتی یظهر في العروق (لسان العرب: ج۸ ص۴۲۲ «بیغ»).

  24. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۱، ص۱۶۹، ح۴۸۸ عن الإمام عليّ عليه السلام، طبّ الأئمّة: لابني بسطام: ص۵۷ بزيادة «إذا هاج بكم الدم» بعد «احتجموا»، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۰ ح۴۲؛ فتح الباري: ج۱۰ ص۱۳۸ نحوه.

  25. ↑

    الموطّأ: ج۲ ص۹۷۴ ح۲۷، التمهيد لابن عبد البرّ: ج۲۴ ص۳۴۷ ح۶۲۸؛ درر الأحاديث النبويّة: ص۴۵.

  26. ↑

    المِرَّة: إحدی الطبائع الأربعَ. و مزاج من أمزجة البدن (أنظر: لسان العرب: ج۵ ص۱۶۸ «مرر»).

  27. ↑

    المَشِيُّ: یقال: شربتُ مَشِیّاً و مَشُوّاً؛ و هو الدواء المُسهِل؛ لأنّه یحمل شاربَه علی المَشيِ و التردّد إلی الخلاء. و یجوز أن یکون أراد المَشي الذي یعرض عند شرب الدواء إلی المخرج (النهایة: ج۴ ص۳۳۵ «مشي:).

  28. ↑

    كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۱ ص۱۲۶ ح۲۹۹، مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۵ ح۵۲۳ نحوه، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۷ ح۸۷؛ الإشراف فى منازل الأشراف لابن أبي الدنیا: ص۱۸۳ ح۴۰۰ من دون إسناد إلى النبي أو أحد من أهل البيت عليهم السلام نحوه.

  29. ↑

    «مقصود از "مَشىّ" در پايان [متن عربی] روايت، هر چيزى است كه مُسهِل باشد. از آن رو مسهل را "مَشِىّ" ناميده‌اند كه شخص را به راه رفتن و رفتن به سمت آبريزگاه (بیرون‌رَوی) وادار مى‌سازد» (لوامع صاحبقرانی).

  30. ↑

    دعائم الإسلام: ج۲ ص۱۴۵ ح۵۱۲، الكافي: ج۸ ص۱۹۲ ح۲۲۶، الخصال: ص۲۴۹ ح۱۱۲ کلاهما عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۳۰ ح۹۷.

  31. ↑

    اللَّدود من الأدوی]: ما یُسقاه المریض في أحد شِقَّي الفم. و لدیدا الغم: جانباه (النهایة: ج۴ ص۲۴۵ «لدد»).

  32. ↑

    السَّعوط: هو ما یجعل من الدواء في الأنف (النهایة: ج۲ ص۳۶۸ «سعط»).

  33. ↑

    العَلَق: دُوَیبَّة حمراء تکون في الماء تعلق بالبدن و تمصّ الدم. و هي من أدویة الخلق و الأورام الدمَویّة؛ لامتصاصها الدم الغالب علی الإنسان (النهایة: ج۳ ص۲۹۰ «علق»).

  34. ↑

    المصنّف لابن أبي شيبة: ج۵ ص۴۲۴ ح۳ عن الشجعي، الطب النبويّ لأبي نعيم: ج۱ ص۲۸۷ ح۱۸۰، سبل الهدى و الرشاد: ج۱۲ ص۱۴۵ نحوه.

  35. ↑

    «لَدود» در عربی، بر لُپی‌ها (داروهایی که در گوشۀ دهان، حل یا مکیده می‌شوند) اطلاق می‌گردد.

  36. ↑

    القُسط: عودٌ یجاء به من الهند، یُجعل في البخور و أیضاً عربيٌّ یُؤکل کالدواء. قیل: عقار من عقاقیر البحر (لسان العرب: ج۱۰ ص۳۷۹ «قسط»).

  37. ↑

    صحيح البخاري: ج۵ ص۲۱۵۶ ح۵۳۷۱ عن أنس، صحيح مسلم: ج۳ ص۱۲۰۴ ح۶۳، سنن الترمذي: ج۳ ص۵۷۶ ح۱۲۷۸ کلاهما نحوه؛ بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۷ ذيل ح۳۱.

  38. ↑

    السنن الكبرى للنسائي: ج۴ ص۳۷۴ ح۷۵۸۲ عن أنس، مسند ابن حنبل: ج۴ ص۲۱۵ ح۱۲۰۴۵؛ عوالي اللآلي: ج۱ ص۱۰۳ ح۳۴ عن أنس، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۷ ح۳۱.

  39. ↑

    سنن أبي داوود: ج۴ ص۴ ح۳۸۵۷ عن أبي هريرة، سنن ابن ماجة: ج۲ ص۱۱۵۱ ح۳۴۷۶، مسند ابن حنبل: ج۳ ص۲۴۸ ح۸۵۲۱ کلاهما نحوه.

  40. ↑

    مسند ابن حنبل: ج۷ ص۲۶۴ ح۲۰۱۹۱ عن سمرة بن جندب، السنن الكبرى للنسائي: ج۴ ص۳۷۶ ح۷۵۹۶، المستدرك على الصحيحين: ج۴ ص۲۳۲ ح۷۴۶۸ کلاهما نحوه.

  41. ↑

    دعائم الإسلام: ج۲ ص۱۴۴ ح۵۰۰، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۷۳ ح۲۹؛ الطبّ النبوي لأبي نعيم: ج۱ ص۲۸۸ ح۱۸۲ عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلّی اللّه عليه و آله نحوه.

  42. ↑

    اللَّذع: الخفیف من إحراق النار. یرید الکَيّ (لسان العرب: ج۸ ص۳۱۷ «لذع»).

  43. ↑

    صحيح البخاري: ج۵ ص۲۱۵۲ ح۵۳۵۹، صحيح مسلم: ج۴ ص۱۷۳۰ ح۷۱، السنن الكبرى ج۹ ص۵۷۳ ح۱۹۵۴۲ کلاهما نحوه؛ بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۳۷ و راجع صحيفة الإمام الرضا عليه السلام: ص۱۰۸ ح۶۰.

  44. ↑

    البَزغ: الشَّرط. و بَزَغَ دَمَه: أسالَهُ (النهایة: ج۱ ص۱۲۵ «بزغ»).

  45. ↑

    تأويل مختلف الحديث: ص۲۲۳، تهذيب الآثار (مسند ابن عبّاس): ج۱ ص۴۹۰ ح۷۷۳ نحوه؛ عوالي اللآلي: ج۱ ص۷۵ ح۱۴۷.

  46. ↑

    طب الأئمّة عليهم السلام: لابني بسطام: ص۵۵ عن زرارة، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۲۶۲ ح۲۰.

  47. ↑

    طبّ الأئمّة عليهم السلام: لابني بسطام: ص۵۵، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۲۶۳ ح۲۱.

  48. ↑

    طبّ الأئمّة عليهم السلام: لابني بسطام: ص۵۵، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۲۶۳ ح۲۲.

  49. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۴ ح۵۱۳، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۶ ح۷۸.

  50. ↑

    الفردوس: ج۴ ص۲۶۶ ح۶۷۸۳ عن أنس.

  51. ↑

    طبّ الأئمّة عليهم السلام: لابني بسطام: ص۵۷ عن فضل الرسّان؛ بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۰ ح۴۰.

  52. ↑

    نوادر الأُصول: ج۲ ص۳ عن بدر بن عبد اللّٰه‌ الخطمي، التاريخ الكبير: ج۸ ص۱۰ ح۱۹۵۵، الآحاد و المثاني: ج۴ ص۲۲۳.

  53. ↑

    الجعفريّات: ص۱۶۲ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، طبّ الأئمّة عليهم السلام لابني بسطام: ص۵۶ عن الإمام الصادق عن أبيه عليهما السلام نحوه، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۹ ح۳۹.

  54. ↑

    صحيح البخاري: ج۵ ص۲۱۵۶ ح۵۳۷۴، صحيح مسلم: ج۲ ص۸۶۳ ح۸۸، سنن النسائي: ج۵ ص۱۹۴ کلاهما نحوه.

  55. ↑

    قرب الإسناد: ص۱۱۱ ح۳۸۴ عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج۱۰۳ ص۵۹ ح۱؛ مسند أبى يعلى: ج۴ ص۴۰ ح۳۷۴۶ عن أنس نحوه.

  56. ↑

    الكافي: ج۵ ص۱۱۶ ح۲ عن حنان بن سدير، تهذيب الأحكام: ج۶ ص۳۵۵ ح۱۰۰۹؛ صحيح مسلم: ج۴ ص۱۷۳۱ ح۷۶ عن ابن عبّاس نحوه.

  57. ↑

    طبّ الأئمّة عليهم السلام: لابني بسطام: ص۵۷ عن صفوان، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۰ ح۴۵ و راجع جزء فيه أحاديث للأشيب: ص۴۶ ح۱۹.

  58. ↑

    طبّ الأئمّة عليهم السلام لابني بسطام: ص۵۸ عن شعيب العقرقوفي، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۲ ح۴۸.

  59. ↑ مسند ابن حنبل: ج۵ ص۱۵ ح۲۰۱۹۲، المستدرك على الصحيحين: ج۴ ص۲۳۲ ح۷۴۶۹، السنن الكبرى: ج۹ ص۵۷۰ ح۹۹۵۲۶ کلاهما نحوه.
  60. ↑

    الطبقات الكبرى: ج۱ ص۴۴۷ و راجع تفسير القمّي: ج۲ ص۹.

  61. ↑

    كنز العمّال: ج۱۰ ص۹۲ ح۲۸۴۹۳ نقلاً عن ابن السنّي في الطبّ و راجع المصنّف لعبد الرزّاق: ج۶ ص۶۶ ح۱۰۰۱۹ و الأمالي للصدوق: ص۲۹۵ ح۳۲۸.

  62. ↑

    السُّرادِق: هو کُلّ ما أحاط بشيء من حائط أو مضرب أو خباء (النهایة: ج۲ ص۳۵۹ «سردق»).

  63. ↑

    رجال الكشّي: ج۱ ص۴۱۴ ح۳۰۸، بحار الأنوار: ج۲۶ ص۸۰ ح۴۲.

  64. ↑ الكافي: ج۶ ص۳۵۳ ح۹، المحاسن: ج۲ ص۳۵۸ ح۲۲۴۳ نحوه، بحار الأنوار: ج۶۶ ص۱۶۲ ح۳۸.
  65. ↑

    الخصال: ج۲ ص۳۸۶ ح۷۱، قرب الإسناد: ص۳۰۲ ح۱۱۸۷، بحار الأنوار: ج۵۹ ص۳۱ ح۱.

  66. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۰ ح۴۸۹، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۳ ح۵۶.

  67. ↑

    عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج۲ ص۱۶ ح۳۸، بحار الأنوار: ج۵۹ ص۳۲ ح۲ و راجع كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۲ ص۳۴۸ ح۲۶۵۱.

  68. ↑

    المصنّف لابن أبي شيبة: ج۵ ص۴۶۰ ح۲ عن شبير بن عمر، المعجم الأوسط: ج۹ ص۳۳ ح۹۰۵۲؛ بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۵ ح۱۰۷ نقلاً عن الفردوس عن جابر.

  69. ↑

    عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج۲ ص۳۵ ح۸۳، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام: ص۱۰۸ ح۶۰ كلاهما عن أحمد بن عامر الطائى عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۶ ح۲۵؛ مسند ابن حنبل: ج۶ ص۱۲۳ ح۱۷۳۱۷ عن عقبة بن عامر الجهني نحوه.

  70. ↑

    عدّة الداعي: ص۲۷۴، عوالي اللآلي: ج۲ ص۱۴۸ ح۴۱۵ نحوه، بحار الأنوار: ج۹۲ ص۱۷۶ ح۵.

  71. ↑

    صحيح البخاري: ج۵ ص۲۱۵۲ ح۵۳۵۷ عن ابن عبّاس، سنن ابن ماجة: ج۲ ص۱۱۵۵ ح۳۴۹۱؛ عوالي اللآلي: ج۱ ص۱۷۵ ح۲۱۳ نحوه، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۳۵.

  72. ↑

    صحيح البخاري: ج۵ ص۲۱۵۶ ح۵۳۷۲، صحيح مسلم: ج۴ ص۱۷۲۹ ح۷۰، السنن الكبرى للنسائي: ج۴ ص۳۷۶ ح۷۵۹۳.

  73. ↑

    سنن أبي داوود: ج۴ ص۴ ح۳۸۵۸، مسند ابن حنبل: ج۱۰ ص۴۴۶ ح۲۷۶۸۸، المستدرك على الصحيحين: ج۴ ص۴۵۱ ح۸۲۴۶ کلاهما نحوه.

  74. ↑

    المعجم الكبير: ج۱۱ ص۲۴ ح۱۰۹۳۸ عن ابن عبّاس، فتح الباري: ج۱۰ ص۱۵۲ نحوه؛ مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۴ ح۵۱۷ نحوه، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۶ ح۸۱.

  75. ↑

    الأُصول الستّة عشر (كتاب محمّد بن المثنّى الحضرمي): ص۲۵۷ ح۳۴۴ عن ذريح المحاربي.

  76. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۶۹ ح۴۸۷، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۰۱ ح۲۹.

  77. ↑ الكافي: ج۸ ص۱۹۴ ح۲۳۱، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۶۳ ح۸.
  78. ↑

    سنن ابن ماجة: ج۲ ص۱۱۵۴ ح۳۴۸۸ عن ابن عمر، المستدرك على الصحيحين: ج۴ ص۲۳۴ ح۷۴۷۹ نحوه؛ مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۴ ح۵۱۸ عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۶ ح۸۲.

  79. ↑

    الخصال: ص۶۱۱، ح۱۰ عن أبي بصير و محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام؛ تحف العقول: ص۱۰۰، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۴ ح۱۸.

  80. ↑

    معاني الأخبار: ص۲۴۷ ح۱، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۶ ح۲۶ و راجع الفردوس: ج۴ ص۲۶۶ ح۶۷۸۳.

  81. ↑

    المستدرك على الصحيحين: ج۴ ص۴۵۵ ح۸۲۵۶، سنن الترمذي: ج۴ ص۳۹۱ ح۲۰۵۳ نحوه، سنن ابن ماجة: ج۲ ص۱۱۵۱ ح۳۴۷۸ نحوه، و کلّها عن ابن عبّاس.

  82. ↑

    عمل اليوم و الليلة لابن السنّي: ص۶۴ ح۱۶۷ عن كهيل عن الإمام عليّ عليه السلام، الأذكار المنتخبة للنَّوَوي: ص۲۶۸ عن الإمام عليّ عليه السلام، نزهة المجالس للصفورى: ج۱ ص۱۳۱ كلاهما نحوه.

  83. ↑

    كنز العمّال: ج۱۰ ص۱۶ ح۲۸۱۴۴ نقلاً عن كتاب عمل اليوم و الليلة لابن السنّي و في النسخة التي بأيدينا «كانت له منفعة حجامته» بدل «كانت منفعتها منفعة حجامتين» و نقلاً عن الفردوس أيضا، تفسير ابن كثير: ج۱ ص۴۵۵ نحوه و كلّها عن الإمام عليّ عليه السلام.

  84. ↑

    الجعفريّات: ص۱۶۲ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، دعائم الإسلام: ج۲ ص۱۴۵ ح۵۱۲ نحوه، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۳۵ ح۱۰۴.

  85. ↑

    الكافي: ج۸ ص۲۷۳ ح۴۰۸ عن عبد الرحمن بن الحجّاج، الهداية للصدوق: ص۱۸۲، مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۳ ح۵۱۱ نحوه، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۷ ح۲۹.

  86. ↑

    كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۲ ص۲۶۹ ح۲۴۰۵ عن حمّاد بن عثمان، مكارم الأخلاق: ج۱ ص۵۲۰ ح۱۸۱۰ و ص۱۷۳ ح۵۰۹ عن مفضّل بن عمر نحوه، بحار الأنوار: ج۵۹ ص۲۸ ح۱۲.

  87. ↑ الخصال: ص۳۹۰ ح۸۳، بحار الأنوار: ج۵۹ ص۳۲ ح۳.
  88. ↑ مأثور، متنی است که از پیامبر صلی اللّه علیه و آله یا امامان علیهم السلام روایت شده باشد.
  89. ↑ معاني الأخبار: ص۱۷۲ ح۱، مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷ ح۴۹۵، طبّ الأئمّة: لابني بسطام: ص۵۵ عن الإمام الباقر عليه السلام و كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۱ ح۱۱.
  90. ↑

    فقه الرضا عليه السلام: ص۳۹۴، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۷ ح۲۸.

  91. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۰ ح۴۹۱، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۴ ح۵۸.

  92. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۰ ح۴۹۲، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۴ ح۵۹.

  93. ↑ الكافي: ج۸ ص۲۷۳ ح۴۰۷، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۳۰ ح۹۸.
  94. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۱، ص۱۷۰، ح۴۹۳، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۴ ح۶۰.

  95. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۴ ح۵۱۴ عن أنس، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۶ ح۷۹؛ الطبّ النبويّ لابن القيّم: ص۴۶.

  96. ↑

    سنن ابن ماجة: ج۲ ص۱۱۵۳ ح۳۴۸۷ عن إبن عمر، المستدرك على الصحيحين: ج۴ ص۲۳۵ ح۷۴۸۱ نحوه، سبل الهدى و الرشاد: ج۱۲ ص۱۵۲.

  97. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۰ ح۴۹۴، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۴ ح۶۱.

  98. ↑ الكافي: ج۶ ص۳۵۳ ح۹، المحاسن: ج۲ ص۳۵۸ ح۲۲۴۳ نحوه، بحار الأنوار: ج۶۶ ص۱۶۲ ح۳۸.
  99. ↑

    طبّ الأئمّة عليهم السلام لابني بسطام: ص۵۹، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۳ ح۵۲.

  100. ↑

    الزیادة من بحار الأنوار نقلاً عن المصدر.

  101. ↑

    طبّ الأئمّة عليهم السلام لابني بسطام: ص۵۹، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۲ ح۵۱.

  102. ↑

    طَما الماءُ: ارتفع و علا و ملأ النهر... و قد یُسعار فیما سوی ذلك (لسان العرب: ج۱۵ ص۱۵ «طما»).

  103. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۱ ح۴۹۷، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۴ ح۶۳.

  104. ↑ في الوافي: «سَکبِج: أي اطبخ به سِکباجاً». و السِّکباج - بکسر السین -: طعام معروف یُصنع مِن خَلٍّ و زعفران و لحم (مجمع البحرین: ج۲ ص۳۱۰ «سکبج»).
  105. ↑ المحاسن: ج۲ ص۲۷۱ ح۵۰۶، الكافي: ج۶ ص۳۲۳ ح۳، نحوه، بحار الأنوار: ج۶۵ ص۲۱۰ ح۵۲.
  106. ↑ الكافي: ج۶ ص۳۲۴ ح۱۰، مكارم الأخلاق: ج۱ ص۳۵۱ ح۱۱۴۲ نحوه، بحار الأنوار: ج۶۵ ص۲۱۷ ح۷۵.
  107. ↑ مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۱ ح۴۹۶، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۴ ح۶۲.
  108. ↑

    ظاهراً اين دستور، به خاطر نظافت و بهداشت محيط بوده است.

  109. ↑

    الطبقات الكبرى: ج۱ ص۴۴۸، تفسير القرطبي: ج۲ ص۱۰۳ نحوه، سبل الهدى و الرشاد: ج۱۲ ص۱۵۴.

  110. ↑

    طبّ الأئمّة عليهم السلام لابني بسطام: ص۵۸ عن جابر الجعفي، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۱ ح۴۷.

  111. ↑

    قال المجلسي رحمه الله في ذیل الحدیث: يحتمل أن يكون المراد بالمَلازم المحاجم؛ لأنّها تلزم البدن و توضع عليه، و بقصبها رأسها الذي يمصّ، و شدّه بشدّ الجلد عليه كما هو الشائع، و بالمصب [کذا في البحار، و الظاهر أنّها هکذا في النسخة التي اعتمدها المجلسي] طرفها الواسع الذي يوضع على الجسد؛ فإنّ الدم الخارج يُصبّ عليه، و بكونه رخيّاً عدم الاعتماد عليه كثيراً فيؤلم الجسد، و يحتمل أن‌ يكون في الأصل «مصّك» بتشديد الصاد بدون الباء؛ أي مُصّ بالتأنّي بدون شدّة و إسراع، أو يكون مكان «رخیّاً» «رحباً» بالحاء المهملة و الباء الموحّدة؛ أي اجعل الظرف الذي تصبّ فيه الدم واسعاً مكشوفاً ليمكن استعلام كيفيّة الدم. «و اجعل شرطك زحفاً» أي أسرع في البضع و استعمال المشرط. و لا يبعد أن ‌يكون في الكلام تصحيف كثير.

  112. ↑

    الخصال: ص۳۸۹ ح۷۹ عن معتّب بن المبارك‌، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۱ ح۹.

  113. ↑

    وسیله‌ای که محلّ بادکش را با آن می‌بندند تا خلأ به وجود آمده از بین نرود.

  114. ↑ طبّ الأئمّة عليهم السلام لابني بسطام: ص۵۸، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۲ ح۴۸.
  115. ↑

    في المصدر هنا و في الموضع الآتي: «الواهیة»، و الصواب ما أثبتناه کما في بحار الأنوار نقلاً عن المصدر. قال العلّامة المجلسي رحمه الله في ذیل الحدیث نقلاً عن النهایة: الواهنة: عرق یأخذ في المنکب و في الید کلّها فیرقی منها... و في بعض النسخ: «الواهیة» و الأوّل أظهر، و یدلّ أنّها تطلق علی وجع العنق أیضاً أو فسّرت به لأنّه یلزمها غالباً (اُنظر تمام کلامه).

  116. ↑ طبّ الأئمّة عليهم السلام لابني بسطام: ص۵۸، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۱ ح۴۶.
  117. ↑ نُقرَة القفا: حُفرة في آخِر الدِّماغ (المصباح المنیر: ص۶۲۱ «نقر»).
  118. ↑ الأخدَعان: عِرقان فی جانبَي العُنُق (النهایة: ج۲ ص۴ «خدع»).
  119. ↑ القُلاع - بالتخفیف -: مِن أدواء الفَم و الخلق، معروف. و قیل: هو داءٌ یصیب الصبیان في أفواههم (لسان العرب: ج۸ ص۲۹۳ «قلع»).
  120. ↑ المِشرَط: المِبضَع. و المِشراط مثله (لسان العرب: ج۷ ص۳۳۲ «شرط»). والمِبضَع: ما یُبضَع [أي یُشتَقّ] بِه العِرق؛ بَضَعَ الشيء یَبضَعُهُ: شَقَّهُ (أُنظر: لسان العرب: ج۸ ص۱۳ «بضع»).
  121. ↑ الباسَلیق: عِرق عند المِرفَق في الجانب الإنسي [یعني الأیسر] ممّایلي الإبط. و القیفال: في الجانب الوحشي. و الأکحل بینهما و هو عربي، فأمّا الباسلیق و القیفال فمُعرّبان (فقه اللغة للثعالبي: ص۱۵۱).
  122. ↑ المِرعِزّی: اللیّن من الصوف. و حکی الأزهريّ المِرعِزّیٰ کالصوف یخلُص من بین شعر العَنز (تاج العروس: ج۸ ص۷۱ «رعز»).
  123. ↑ القَزّ من الثیاب و الإبریسم، أعجمي مُعرّب. قال الأزهَري: هو الذي یُسَوّیٰ منه الإبریسم (لسان العرب: ج۵ ص۳۹۵ «قزز»).
  124. ↑ اللَّقوَة: هي مرض یعرِض للوجه فَیمیله إلی أحد جانبَیه (النهایة: ج۴ ص۲۶۸ «لقا»).
  125. ↑ السکباج: طعام معروف یُصنع من خَلّ و زعفران و لحم (مجمع البحرین: ج۲ ص۳۱۰ «سکبج»).
  126. ↑ الهُلام - کغُراب -: طعام یُتَّخذ من لحم عِجلٍ بجلده، کذا في المحکم. و هو مَرَق السِّکباج المُبَّرد المُصَفّیٰ من الدُّهن، هکذا ذکره الأطبّاء (تاج العروس: ج۱۷ ص۷۶۲ «هلم»).
  127. ↑ المَصوص: طعام من لحم یُطبخ و یُنقَع في الخَلّ. و قیل: یُنقَع في الخلّ ثمّ یُطبَخ. أو یکون المَصوص من لحم الطیر خاصّةً. و العامّة تضمُّه (تاج العروس: ج۹ ص۳۶۲ «مصص»).
  128. ↑ لم نعثر علی معناها في مصادر اللغة. و اللفظ یشبه «خَمیر» الفارسیة، و في بعض النصوص «الیحامیر» و هو جمع الیَحمور و هو حمار الوحش [الذي یقال له بالفارسیة «گور»] (راجع ‌بحار الأنوار: ج۶۲ ص۸۵ و ۱۸۷، مجمع البحرین: ج۳ ص۲۷۸).
  129. ↑ طبّ الإمام الرضا عليه السلام: ص۵۴ و ۶۴، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۳۱۸.
  130. ↑ حبل الذراع: رگى كه از مچ دست تا كتف كشيده شده است.
  131. ↑ قيفال: رگى در بازو كه آن را مخصوص به سر و روى مى‌دانستند و «سراروى» نيز مى‌گويند (ناظم الأطباء). در قانون مى‌گويد: رگى در شانه است.
  132. ↑ باسَليق: شاه‌رگ دست و آن، رگى است به محاذات محور بازو كه به «رگ تن» مشهور است (فرهنگ لاروس).
  133. ↑ اكحل: رگ ميانى دست كه آن را فصد مى‌كنند و آن را رگ حيات يا رگ هفت‌اندام يا نهر البدن (ميزاب بدن) مى‌نامند (فرهنگ لاروس).
  134. ↑ ترياق اكبر يا ترياق فاروق يا ترياق الأفاعى: دارويى كه از گوشت افعى‌ها به دست می‌آورند (لغت‌نامۀ دهخدا).
  135. ↑ سِكباج: معرّب «سركه باجه» و آن، گوشت پخته در سركه است.
  136. ↑ هَلام: خوراكى از گوشت گوساله با پوستش يا آب‌گوشت سكباج كه روغنش گرفته و سرد شده باشد.
  137. ↑ مَصوص: خوراكى از گوشت پخته و خوابانده در سركه، يا از گوشت پرنده.
  138. ↑ خامير: آب‌گوشت سِكباج سرد.
  139. ↑

    السّام: یعني الموت (النهایة: ج۲ ص۴۲۶ «سوم»).

  140. ↑

    طبّ الأئمّة عليهم السلام لابني بسطام: ص۵۷ عن زرارة عن الإمام الباقر عليه السلام؛ السرائر: ج۳ ص۱۳۹ و فيه «و روي» نحوه، دعائم الإسلام: ج۱ ص۱۴۵ ح۵۱۲، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۰ ح۴۴.

  141. ↑

    المعجم الكبير: ج۲۳ ص۲۹۹ ح۶۶۷ عن أمّ سلمة، المعجم الأوسط: ج۵ ص۱۶ ح۴۵۴۷ نحوه، سبل الهدى و الرشاد: ج۱۲ ص۱۴۳.

  142. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۴ ح۵۱۷، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۶ ح۸۱؛ المعجم الكبير: ج۱۱ ص۲۴ ح۱۰۹۳۸ عن ابن عبّاس عن رسول اللّه صلّی اللّه عليه و آله نحوه.

  143. ↑

    في الطبقات الكبرى: «شفاء من الجنون...».

  144. ↑

    المستدرك على الصحيحين: ج۴ ص۲۳۴ ح۷۴۷۸ عن أبي سعيد الخدري، المعجم الأوسط: ج۵ ص۴۲ ح۴۶۲۳، الطبقات الكبرى: ج۱ ص۴۴۷ كلاهما نحوه.

  145. ↑

    تاريخ بغداد: ج۱۳ ص۹۵ الرقم ۷۰۷۹، سبل الهدى و الرشاد: ج۱۲ ص۱۴۹.

  146. ↑

    الکاهل: مُقدّم أعلی الظهر ممّا یلي العنق، و هو الثُّلث الأعلی فیه ستّ فِقَر (النهایة: ج۱۱ ص۶۰۲ «کهل»).

  147. ↑

    سنن أبي داوود: ج۴ ص۱۷۴ ح۴۵۱۰، سنن الدارمي: ج۱ ص۳۷ ح۶۸، السنن الكبرى: ج۸ ص۸۳ ح۱۶۰۰۸.

  148. ↑

    في الطبعة المعتمدة: «المغیشة»، و الصواب ما أثبتناه.

  149. ↑

    الطبقات الكبرى: ج۱ ص۴۴۷ عن أنس و راجع الأمالي للصدوق: ص۲۹۵ ح۳۲۸.

  150. ↑

    مکارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۴ ح۵۱۷، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۶ ح۸۱، المعجم الکبیر: ج۱۱ ص۲۴ ح۱۰۹۳۸ عن ابن عبّاس عن رسول اللّٰه صلّی اللّه عليه و آله نحوه.

  151. ↑

    الكافي: ج۸ ص۱۶۰ ح۱۶۰؛ مجمع البحرين: ج۲ ص۱۳۴۶ و فيه «و في الحديث» و فيه صدره إلى «هي المغيثة»، بحار الأنوار: ج۲ ص۱۲۹ ح۹۳.

  152. ↑ معاني الأخبار: ص۲۴۷ ح۲، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۳ ح۱۳.
  153. ↑

    القَمَحدُوَة: الهَنَة الناشزة فوق القَفا، و هي ما بين الذؤابة و القفا، منحدرةٌ عن الهامة، إذا استلقى الرجلُ أصابت الأرض من رأسه (لسان العرب: ج۳ ص۳۶۸ «قمحد»).

  154. ↑

    المعجم الكبير: ج۸ ص۳۶ ح۷۳۰۶ عن صهيب، سبل الهدى و الرشاد: ج۱۲ ص۱۵۰، الطب النبوى لابى نعيم: ج۱ ص۳۶۵ ح۳۰۲.

  155. ↑ الطبقات الكبرى: ج۱ ص۴۴۷.
  156. ↑ از راویان طبقۀ قبلی حدیث است.
  157. ↑

    الأخدع: أحد عرقين فى جانبي العنق، و هما الأخدعان (المعجم الوسيط: ص۲۲۱ «خدع»).

  158. ↑

    سنن أبي داوود: ج۴ ص۴ ح۳۸۶۰، سنن الترمذي: ج۴ ص۳۹۰ ح۲۰۵۱، سنن ابن ماجة: ج۲ ص۱۱۵۲ ح۳۴۸۳ کلاهما نحوه.

  159. ↑

    الوَثء: شبه الفسخ في المفصل، و یکون في اللحم کالکسر في العظم (لسان العرب: ج۱ ص۱۹۰ «وثأ»).

  160. ↑

    مسند ابن حنبل: ج۵ ص۳۴ ح۱۴۲۸۴، السنن الكبرى للنسائي: ج۴ ص۳۷۷ ح۷۵۹۷، السنن الكبرى: ج۹ ص۵۷۱ ح۱۹۵۳۱کلاهما نحوه.

  161. ↑

    سنن ابن ماجة: ج۲ ص۱۱۵۲ ح۳۴۸۲ عن أصبغ بن نباتة، تهذيب الكمال: ج۳ ص۳۱۱ الرقم ۵۳۷، حياة الحيوان الكبرى: ج۱ ص۱۴۱.

  162. ↑

    السنن الكبرى: ج۹ ص۵۷۱ ح۱۹۵۳۳، المصنّف لابن أبي شيبة: ج۵ ص۴۳۳ ح۲، الطبقات الكبرى: ج۱ ص۴۴۷ کلاهما نحوه.

  163. ↑

    المعجم الكبير: ج۱۲ ص۷۵ ح۱۲۵۸۶، مسند ابن حنبل: ج۱ ص۶۹۳ ح۲۸۸۱، الطبّ النبوي لأبي نعيم: ج۲ ص۸۰۶ ح۲۱۲۵ كلاهما نحوه، و راجع سنن أبي داوود: ج۴ ص۴ ح۳۸۶۰.

  164. ↑

    سنن الترمذي: ج۴ ص۳۹۰ ح۲۰۵۱، مسند ابن حنبل: ج۴ ص۲۳۹ ح۱۲۱۹۲ و فيه صدره إلى «و الكاهل»، المستدرك على الصحيحين: ج۴ ص۲۳۴ ح۷۴۷۷ کلاهما نحوه.

  165. ↑

    معاني الأخبار: ص۲۴۷ ح۱ عن الإمام الصادق عليه السلام، مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۵ ح۵۲۰ عن أبي الحسن عليه السلام نحوه، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۲ ح۱۲.

  166. ↑

    طبّ الأئمّة عليهم السلام لابني بسطام: ص۵۸ عن أبي بصير، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۲ ح۴۹.

  167. ↑

    سنن ابن ماجة: ج۲ ص۱۱۵۲ ح۳۴۸۴، سنن أبي داوود: ج۴ ص۴ ح۳۸۵۹، السنن الكبرى: ج۹ ص۵۷۱ ح۱۹۵۳۴ کلاهما نحوه.

  168. ↑ مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۷ ح۵۲۹، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۸ ح۹۲.
  169. ↑ قال المجلسي رحمه الله: قوله عليه السلام: «في واحد عقبیك» لعلّ المعنی: احتجم علی التناوب مرّة في هذا و مرّة في الأُخری. و المراد بالعقِب الکَعب بالمعنی الثاني مجازاً (بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۸).
  170. ↑ مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۶ ح۵۲۶، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۷ ح۹۰.
  171. ↑

    الجعفريّات: ص۱۶۲ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام.

  172. ↑

    طبّ الإمام الرضا عليه السلام: ص۵۵، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۳۱۸.

  173. ↑

    طبّ الإمام الرضا عليه السلام: ص۵۵، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۳۱۸.

  174. ↑

    طبّ الإمام الرضا عليه السلام: ص۵۶، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۳۱۸.

  175. ↑

    طبّ الإمام الرضا عليه السلام: ص۵۶، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۳۱۹.

  176. ↑

    طبّ الإمام الرضا عليه السلام: ص۵۶، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۳۱۹.

  177. ↑

    التي تقرب من أصل الرقبة (مجمع‌البحرين: ج۴ ص۳۵۹ «نقر»).

  178. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۵ ح۵۱۹، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۷ ح۸۳؛ ربيع الأبرار: ج۴ ص۱۲۳ نحوه.

  179. ↑

    كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۴ ص۳۶۱ ح۵۷۶۲ عن حمّاد بن عمرو عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، الخصال: ص۴۲۳ ح۲۳ عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عن الإمام عليّ: عنه صلّی اللّه عليه و آله، بحار الأنوار: ج۶۶ ص۲۴۵ ح۲؛ ربيع الأبرار: ج۳ ص۹۰ عن الإمام عليّ عليه السلام نحوه.

  180. ↑

    بحار الأنوار: ج۶۲ ص۳۱۲ نقلاً عن طبّ الإمام الرضا عليه السلام و لا یوجد في الطبعة المعتمدة، بل جاء في الهامش نقلاً عن بعض النسخ الخطّيّة.

  181. ↑

    طبّ الأئمّة عليهم السلام لابني بسطام: ص۵۶، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۸ ح۳۷.

  182. ↑

    ماه اوّل از فصل بهار.

  183. ↑

    المستدرك على الصحيحين: ج۴ ص۲۳۵ ح۷۴۸۲ عن أنس، تهذيب الكمال: ج۱۹ ص۵۵۲ الرقم ۳۸۹۵ و ليس فيه ذيله من «لا تبيغّ دم»، سبل الهدى و الرشاد: ج۱۲ ص۱۵۵ کلاهما نحوه و راجع فتح الباري: ج۱۰ ص۱۳۸.

  184. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۳ ح۵۱۰، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۶ ح۷۵.

  185. ↑

    ماه ششم سال رومی (سُریانی)، مطابق با اواخر خرداد و اوایل ماه تیر، تقریباً معادل ماه ژوئن میلادی است.

  186. ↑

    الكافي: ج۶ ص۵۳ ح۷ عن سفيان بن السمط، تهذيب الأحكام: ج۸ ص۱۱۴ ح۳۹۴، مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۵ ح۵۲۲ نحوه، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۷ ح۸۶.

  187. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۱ ح۴۹۸ عن الإمام الكاظم عليه السلام، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۵ ح۶۴.

  188. ↑

    في الطبعة المعتمدة: «و أنكَروهُ و قَالوا»، و الصواب ما أثبتناه من مستدرك الوسائل: ج‌۱۳ ص۸۰ ح۱۴۸۱۵.

  189. ↑ طبّ الأئمّة عليهم السلام لابني بسطام: ص۵۶، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۸ ح۳۶.
  190. ↑ طبّ الأئمّة عليهم السلام لابني بسطام: ص۱۳۶، بحار الأنوار: ج۶۶ ص۱۷۵ ح۳۶.
  191. ↑

    الوَضَح: البَرَص. و البیاض من کلّ شيء (أُنظر: النهایة: ج۵ ص۱۹۵ و ۱۹۶ «وضح»).

  192. ↑

    المستدرك على الصحيحين: ج۴ ص۴۵۴ ح۸۲۵۶ عن أبي هريرة، کنز العمّال: ج۱۰ ص۱۱ ح۲۸۱۱۶؛ بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۳۴ ح۱۰۴.

  193. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۱ ح۵۱۶، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۵ ح۶۵؛ کنز العمّال: ج۱۰ ص۱۰ ح۲۸۱۱۲ نقلاً عن الفردوس نحوه.

  194. ↑

    الخصال: ص۳۸۳ ح۶۰، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۰۸ ح۲.

  195. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۰ ح۴۹۰، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۳ ح۵۷.

  196. ↑

    البُرّ: القمح (المصباح المنیر: ص۴۳ «برر»).

  197. ↑

    الخصال: ص۳۸۴ ح۶۳ عن يونس بن يعقوب، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۰۹ ح۳.

  198. ↑

    الخصال: ص۳۸۴ ح۶۴، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۰۹ ح۴.

  199. ↑

    الخصال: ص۳۸۵ ح۶۵، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۰۹ ح۵.

  200. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۰ ح۴۹۰، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۳ ح۵۷.

  201. ↑

    طبّ الأئمّة عليهم السلام لابني بسطام: ص۱۳۹، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۳ ح۵۴.

  202. ↑

    مکارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۵ ح۵۱۴.

  203. ↑

    الفردوس: ج۵ ص۴۰ ح۷۳۹۵ عن أنس، الدرّ المنثور: ج۸ ص۴۵.

  204. ↑

    الخصال: ص۳۸۴ ح۶۲ عن أحمد بن عامر الطائي‌ عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، علل الشرائع: ص۵۹۸ ح۴۴، مكارم الأخلاق: ج۱ ص۵۱۶ ح۱۷۹۷ کلاهما عن الإمام الرضا عن آبائه عنه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۵ ح۲۲.

  205. ↑ الديوان المنسوب إلى الإمام عليّ عليه السلام: ص۴۰، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۹ ذيل ح۹۴.
  206. ↑

    سنن أبي داوود: ج۴ ص۵ ح۳۸۶۲ عن أبي بكرة، كنز العمّال: ج۱۰ ص۱۳ ح۲۸۱۳۲؛ بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۳۹.

  207. ↑ الكافي: ج۸ ص۱۹۱ ح۲۲۳، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۹ ح۹۴.
  208. ↑

    تاريخ دمشق: ج۲۶ ص۳۹۰ الرقم ۳۱۱۲، مجمع الزوائد: ج۵ ص۱۵۵.

  209. ↑

    الأخلاق: ج۱ ص۱۷۲ ح۵۰۵ عن زيد بن عليّ عن آبائه عن الإمام عليّ:، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۵ ح۷۰.

  210. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۳ ح۵۰۶ عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۵ ح۷۱.

  211. ↑

    الخصال: ص۶۳۷ ح۱۰ عن أبي بصير و محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۴ ح۱۷.

  212. ↑

    قال المجلسي رحمه الله في ذیل الروایة: اِخضرار المحاجم: فساد محلّ الحجامة و سواده.

  213. ↑

    عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج۱ ص۲۴۸ ح۲ عن أحمد بن عامر الطائي، بحار الأنوار: ج۵۹ ص۴۴ ح۵.

  214. ↑

    كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۴، ص۱۰، ح۴۹۶۸، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۵ ح۲۱.

  215. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۲ ح۵۰۴، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۵ ح۶۹.

  216. ↑

    الخصال: ص۳۸۷ ح۷۵، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۴ ح۱۶.

  217. ↑

    الأربِعاء لایَدور: هو الأربعاء آخر الشهر. أو آخر شهر الصفَر (روضة المتّقین: ج۴ ص۱۹۱).

  218. ↑

    الخصال: ص۳۸۷ ح۷۲ عن محمّد بن أحمد الدَّقّاق البغدادي، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۴ ح۱۵.

  219. ↑ الكافي: ج۸ ص۱۹۲ ح۲۲۴، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۶ ح۷۷.
  220. ↑ طَمِثَت المرأة: إذا حاضت (النهایة: ج۳ ص۱۳۸ «طمث»).
  221. ↑ الخصال: ص۳۸۶ ح۷۰، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۰ ح۸.
  222. ↑

    سنن ابن ماجة: ج۲ ص۱۱۵۴ ح۳۴۸۸ عن ابن عمر، كنز العمّال: ج۱۰ ص۱۰ ح۲۸۱۱۰.

  223. ↑

    كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۱، ص۱۳۱، ح۳۴۲، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۶ ح۲۳.

  224. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۳ ح۵۰۸، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۵ ح۷۳.

  225. ↑ الخصال: ص۳۸۹ ح۷۹، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۰ ح۹.
  226. ↑

    الخصال: ص۳۸۹ ح۷۹ عن معتب بن المبارك، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۱ ح۱۰.

  227. ↑

    تاريخ دمشق: ج۸ ص۳۰۳ ح۲۲۱۰ عن ابن عبّاس، كنز العمّال: ج۱۰ ص۱۱ ح۲۸۱۱۷.

  228. ↑

    تاريخ بغداد: ج۳ ص۳۴۴ الرقم ۱۴۵۱، كنز العمّال: ج۱۰ ص۱۸ ح۲۸۱۵۹.

  229. ↑

    الخصال: ص۳۸۶ ح۷۱، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۳ ح۱۴.

  230. ↑

    الكافي: ج۸ ص۱۹۲ ح۲۲۵ عن إسحاق بن عمّار، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۳۰ ح۹۶.

  231. ↑ الخصال: ص۳۹۰ ح۸۳، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۰۹ ح۶.
  232. ↑ مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۳ ح۵۰۹، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۶ ح۷۴.
  233. ↑

    السنن الكبرى: ج۹ ص۵۷۳ ح۱۹۵۴۱ عن ابن عمر، كنز العمّال: ج۱۰ ص۱۲ ح۲۸۱۲۲.

  234. ↑

    مسند أبي يعلى: ج۶ ص۱۸۰ ح۶۷۴۶ عن الإمام الحسين عليه السلام، كنز العمّال: ج۱۰ ص۱۳ ح۲۸۱۳۰؛ بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۵ ذيل ح۱۹.

  235. ↑

    عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج۲ ص۱۶ ح۳۸، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۶ ح۲۴.

  236. ↑

    مصباح المتهجّد: ص۲۸۵، بحار الأنوار: ج۸۹ ص۳۲۹ ح۲.

  237. ↑

    كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۴، ص۱۰، ح۴۹۶۸، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۵ ح۲۱.

  238. ↑

    سبل الهدى و الرشاد: ج۱۲ ص۱۵۳ عن عبد الكريم الحضرمي، كنز العمّال: ج۱۰ ص۱۰ ح۲۸۱۱۳.

  239. ↑

    المعجم الأوسط: ج۶ ص۳۶۳ ح۶۶۲۲ عن أبي هريرة.

  240. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۴ ح۵۱۴ عن أنس، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۶ ح۷۹؛ الفردوس: ج۲ ص۱۵۳ ح۲۷۷۶ عن أنس.

  241. ↑

    المعجم الكبير: ج۲۰ ص۲۱۶ ح۴۹۹ عن معقل بن يسار، كنز العمّال: ج۱۰ ص۹ ح۲۸۱۰۸؛ بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۹ ح۳۸.

  242. ↑

    المعجم الكبير: ج۱۱ ص۱۳۱ ح۱۱۳۶۶ عن ابن عبّاس، كنز العمّال: ج۱۰ ص۱۸ ح۲۸۱۵۷.

  243. ↑

    المعجم الكبير: ج۱۱ ص۵۹ ح۱۱۰۷۶ عن ابن عبّاس، كنز العمّال: ج۱۰ ص۱۳ ح۲۸۱۲۶؛ بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۵ ح۶۸.

  244. ↑

    سنن الترمذي: ج۴ ص۳۹۱ ح۳۰۵۳ عن ابن عبّاس، كنز العمّال: ج۱۰ ص۱۲ ح۲۸۱۲۱.

  245. ↑

    السنن الكبرى: ج۹ ص۵۷۲ ح۱۹۵۳۵ عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج۱۰ ص۱۱ ح۲۸۱۱۵.

  246. ↑

    الخصال: ص۳۸۵ ح۶۸ عن أبي سعيد الخدري، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۰ ح۷.

  247. ↑

    طب النبيّ صلّی اللّه عليه و آله: ص۳۱، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۳۰۰.

  248. ↑

    العدد القويّة: ص۲۲۸ ح۴، بحار الأنوار: ج۵۹ ص۷۷ ح۱۳۷.

  249. ↑

    بحار الأنوار: ج۶۲ ص۳۱۴ نقلاً عن طبّ الإمام الرضا عليه السلام و ليس في الطبعة المعتمدة، بل جاء في الهامش نقلاً عن بعض النسخ الخطّيّه.

  250. ↑

    ماهی رومی - سُریانی، مصادف با بخشی از آخر ماه آذر و بخشی از ابتدای دی ماه و تقریباً معادل ماه دسامبر میلادی است.

  251. ↑

    تَبَیَّغَ به الدم: هاج به، و ذلك حین تظهر حُمرته في البدن. و البَیغ: توَقّد الدم حتی یظهر في العروق (لسان العرب: ج۸ ص۴۲۲ «بیغ»).

  252. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۴ ح۵۱۳، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۶ ح۷۸.

  253. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۰ ح۴۸۹، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۳ ح۵۶.

  254. ↑

    سبل الهدى و الرشاد: ج۱۲ ص۱۵۵، إحياء العلوم: ج۴ ص۴۱۲، التدوين في أخبار قزوين: ج۱ ص۲۷۷.

  255. ↑

    في المصدر: «تبغي»، و الصواب ما أثبتناه کما في المصادر الاُخری و مستدرك الوسائل: ج۱۳ ص۷۷ ح۱۴۸۰۴ نقلاً عن المصدر.

  256. ↑

    الجعفريّات: ص۱۶۲ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، دعائم الإسلام: ج۲ ص۱۴۵ ح۵۱۲ نحوه، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۳۵ ح۱۰۴.

  257. ↑

    الكافي: ج۸ ص۲۷۳ ح۴۰۸ عن عبد الرحمن بن الحجّاج، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۱۷ ح۲۹.

  258. ↑

    كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۲ ص۲۶۹ ح۲۴۰۵ عن حماد بن عثمان، مكارم الأخلاق: ج۱ ص۵۲۰ ح۱۸۱۰ و ص۱۷۳ ح۵۰۹ عن مفضل بن عمر نحوه، بحار الأنوار: ج۵۹ ص۲۸ ح۱۲.

  259. ↑ تجدر الإشارة إلی أنّ الروایات التي تنصح بالحجامة في أیّام الأحد و الخمیس لا خلاف فیها، و في ذلك یقول العلّامة المجلسي رحمه الله: «ظهر من الأخبار المتقدّمة رجحان الحجامة يوم الخميس و الأحد بلا معارض، و أكثر الأخبار تدلّ على رجحانه في يوم الثلاثاء، لا سيّما إذا صادف بعض الأيّام المخصوصة من الشهور العربيّة أو الروميّة، و يعارضه بعض الأخبار. و يظهر من أكثر الأخبار رجحان الحجامة يوم الإثنين، و يعارضه ما مرّ من شؤمه مطلقاً في أخبار كثيرة» (بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۳۸).
  260. ↑ قال الشهيد رحمه الله في الدروس: «تكره الحجامة في الأربعاء و السبت؛ خوفاً من الوَضَح، إلّا أن يتبيّغ به الدم؛ أي يهيج، فيحتجم متى شاء و يقرأ آية الكرسيّ و يستخير اللّٰه‌ و يصلّي على النبيّ و آله» (الدروس: ج۳ ص۴۸) و نیز، ر.ک: بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۳۸.
  261. ↑ گفتنی است روایات توصیه به حجامت در روزهای یکشنبه و پنجشنبه بدون اختلاف است. مجلسی رحمه الله نیز می‌گوید: «در اخبار پیشین، بدون هیچ معارضی، ترجیح داده شده که حجامت در روز پنجشنبه و یکشنبه انجام شود، و بیشتر اخبار نشان می‌دهند که حجامت در روز سه‌شنبه ترجیح دارد. بویژه اگر با برخی از روزهای خاص در ماه‌های عربی یا رومی مصادف شود، و برخی اخبار با آن مخالفت می‌کنند. از بیشتر اخبار چنین بر‌می‌آید که حجامت در روز دوشنبه ترجیح دارد، و با آنچه در اخبار متعدد در مورد شوم بودن آن مطلقاً ذکر شده، مخالفت می‌کند» (بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۳۸).
  262. ↑ شهيد اوّل رحمه الله می‌گوید: «حجامت در روزهای چهارشنبه و شنبه مکروه است، به دلیل ترس از خونریزی، مگر این که خون به هیجان در آید، در این صورت می‌تواند هر وقت که خواست، حجامت کند و آیة الکرسی را بخواند و از خدا طلب خیر کند و بر پیامبر و خاندان او صلوات فرستد» (الدروس: ج۳ ص۴۸) و نیز، ر.ک: بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۳۸.
  263. ↑

    الفَصد: شَقّ العِرق، وهو تفرّق اتّصال إراديّ بِآلة مخصوصة یتبعه استفراغٌ کُلّي للخلاط علی نسبة ما هي علیه في العروق، و الغَرَض منه التقلیل و الإصلاح أو أحدهما (کتاب الماء: ج۳ ص۹۹۹ «فصد»).

  264. ↑

    دعائم الإسلام: ج۲ ص۱۴۴ ح۵۰۰، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۷۳ ح۳۰؛ الطبّ النبويّ لأبي نعيم: ج۱ ص۲۸۸ ج۱۸۳ عن ضميرة عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلّی اللّه عليه و آله نحوه.

  265. ↑

    كنز العمّال: ج۱۰ ص۹۲ ح۲۸۸۹۳ نقلاً عن ابن السني فى الطبّ، الفقيه و المتفقّه: ج۲ ص۲۱۰ ح۸۷۲ عن حسين بن عبد اللّه‌ بن ضميرة عن أبيه عن جدّه و فيه «الاقتضاد»، و الظاهر أنّه تصحيف.

  266. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۵ ح۵۲۴، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۷ ذيل ح۸۷.

  267. ↑

    طبّ الإمام الرضا عليه السلام: ص۴۲، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۳۲۵.

  268. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۶ ح۵۲۵، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۷ ح۸۹.

  269. ↑

    الجَرَب: في کتب الطبّ أنّ الجَرَب خِلط غلیظ یحدث تحت الجلد من مخالطة البَلغَمِ الملحِ للدمِ، یکون معه بُثور، و ربّما حصل معه هزال لکثرته (المصباح المنیر: ص۹۵ «جرب»).

  270. ↑

    الأكحل: عرق في وسط الذراع یکثر فَصدُه (النهایة: ج۴ ص۱۵۴ «کحل»).

  271. ↑ مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۶ ح۵۲۸، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۸ ح۹۱.
  272. ↑

    الحوت: السَّمَك، معروف. و قیل: هو ما عَظُم منه. و الجمع أحوات و حیتان (لسان العرب: ج۲ ص۲۶ «حوت»).

  273. ↑ مكارم الأخلاق: ج۱ ص۱۷۶ ح۵۲۷، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۲۸ ح۹۰.
  274. ↑

    طبّ الأئمّة علیهم السلام، پسران بسطام: ص۱۰۸، بحار الأنوار: ج۷۶ ص۱۹۰ ح۱۹.

  275. ↑ معادل تقریباً شش گرم.
  276. ↑

    في الطبعة المعتمدة للمصدر: «حرز»، و التصویب من بحار الأنوار نقلاً عن المصدر. و في الفصول المهمّة (ج ۳ ص۲۱۳) أیضاً کما أثبتناه في المتن.

  277. ↑ الشِّبِتّ: نَبت معروف (المصباح المنیر: ص۳۰۲ «شبت»).
  278. ↑ طبّ الأئمّة عليهم السلام لابني بسطام: ص۱۱۰، بحار الأنوار: ج۷۶ ص۱۹۰ ح۲۰.
  279. ↑ عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج۲ ص۲۲۷ ح۱، الاختصاص: ص۲۹۰، بصائر الدرجات: ص۳۳۸ ح۴ کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۲۶ ص۱۹۲ ح۶.
  280. ↑ المناقب لابن شهرآشوب: ج۴ ص۳۸۹، بحار الأنوار: ج۵۰ ص۵۷ ح۳۱.
  281. ↑ القَهرَمان: هو کالخازن و الوکیل و الحافظ لما تحت یَدِه و القائم بأمور الرجل بلغة الفرس (النّهایة: ج۴ ص۱۲۹ «قهرم»).
  282. ↑ الكافي: ج۱ ص۵۱۲ ح۲۴، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۱۳۱ ح۱۰۱.
  283. ↑ فرج المهموم: ص۲۳۷، الخرائج و الجرائح: ج۱ ص۴۲۲ ح۳، بحار الأنوار: ج۵۰ ص۲۶۰ ح۲۱.