ح ر ز / الحرز

از دانشنامه قرآن و حدیث

الحِرز

حرز

درآمد[۱]

واژه‌شناسی «حِرز»

حِرز در لغت به معنای حفظ[۲] و در اصطلاح روایات، به معنای دعا و ذکر و نوشته‌ای است که به منظور حفاظت از فردی خاص یا عموم افراد، خوانده و تلفّظ یا نوشته و آویخته می‌شود. بر این پایه، همراه داشتن حرز، از ترس، چشم‌زخم، بلا و دردها، جانوران موذی و درندگان، پیشگیری و فرد را حفظ می‌کند.

پیشینۀ حرز در اعراب، نوشته‌هایی شامل وردهای کاهنان و اشیایی دیگر ضمیمۀ آن بود که بر اندام شخص مورد حفاظت می‌آویختند. این کار، قالب و شکل‌های متنوّعی داشت و اعراب از اسم‌های گوناگونی مانند رُقیه،[۳] تَمیمه،[۴] تِوَل[۵]، نُشره[۶]، عَوذه، تعویذ، حجاب و رُقعه برای اشاره به آنها استفاده می‌کردند.

روایات به «تعویذ» نیز سفارش کرده‌اند. تعویذ، مصدر باب تفعیل و از مادۀ «عوذ» است. این مادّه به معنای پناه بردن به کسی یا چیزی است.[۷] در میان روایات، ذکرها و دعاهای متعدّدی برای پناه بردن به خداوند و در امان ماندن از انواع آفات و شرور، توصیه شده است.

گفتنی است گاه به ذکر یا دعایی که برای دفع آفت یا چشم‌زخم بر انسان آویخته می‌شود، حجاب گفته می‌شود. حجاب در لغت به معنای منع است[۸] و نشان دهندۀ اثر دعا و ذکر در دفع شر و مصون ماندن از آفات و بلاها و گرفتاری و بیماری است.

گفتنی است که ما در این مدخل، حرز و گونه‌های مختلف آن را به دلیل خاصیت مصون‌سازی‌شان، گاه به «حرز» و گاه به «بلاگردان»، و ذکرها و دعاهایی را که مفاد آنها پناه بردن به خدا جهت در امان ماندن از خطر آفت‌ها و شُرور است، به «حرز» و «تعویذ» ترجمه می‌کنیم.

نگاه اجمالی

در نخستین باب، احادیث ناظر به حکم حرز و بلاگردان عرضه شده است. بر پایۀ روایات این فصل، روشن می‌شود که دین اسلام با اصل این کار مخالفتی نداشته، ولی آن را از آلودگی به شرک پیراسته و به سمت پناه آوردن به خداوند - که قدرت اصلی حاکم بر هستی است - هدایت نموده است. از این رو در روایات گزارش دهندۀ حرزها، نام‌های مبارک خداوند و دعا و درخواست از او به چشم می‌آید. پیداست اگر به کارگیری حرز و بلاگردان مُجاز و مشروع باشد، جا دارد از چگونگی و شیوۀ آن و نیز محتوا و متون حرز سخن گفت.

در فصل دوم، نام‌های خداوند و کلمات او به عنوان بهترین حرز و حافظ اصلی همۀ هستی، معرّفی شده‌اند. در دنبالۀ همین فصل، تقوا (پرهیزگاری) و علم و دعا و ذکر نیز وسیلۀ احتراز از برخی آسیب‌های ناخوشایند دانسته شده‌اند.

در فصل سوم، به چیزهایی توجّه داده شده که باید در اندیشۀ حفاظت خود از آنها باشیم. شیاطین جن و انس که در صددند تا سعادت ابدی ما را تباه ‌کنند و نیز ستمکاران و دشمنانی که زندگی دنیا را بر ما تلخ می‌نمایند، کسانی هستند که برای پیشگیری از زیان‌رسانی آنها، بهره‌گیری از حرزهای کارآمد، مفید است. در این فصل، همچنین حرزهایی در برابر انواع بیماری‌های تن و روان، سختی‌ها و دیگر ناخوشی‌ها و آزارهای دنیای خاکی، مانند حیوانات موذی یا چشم‌زخم و سِحر و جادوی ساحران، گزارش شد‌ه‌اند.

فصل چهارم نیز حرزهایی منسوب به هر یک از پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام را گزارش کرده است که بیشترشان از دو کتاب مهج الدعوات و طبّ الأئمّة علیهم السلام نقل شده‌اند. این دو کتاب، دعاهای مشابه و متعدّد دیگری را نیز نقل کرده‌اند که به دلیل نداشتن تصریح به حرز بودنشان، آنها را نیاورده‌ایم.

در پایان می‌افزاییم که پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، راویان و شاگردان خود و بسیاری از دیگر مردمان را به خواندن اذکار توحیدی و بویژه استعاذه سوق داده‌اند. این استعاذه‌ها فراوان اند و در همین دانش‌نامه، مدخل مستقلّی برای آنها گشوده شده است. از این رو بسیاری از عوذه‌ها (دعاهای تعویذی) را در این جا گزارش نکرده‌ایم.

این نکته در بارۀ دعاها نیز جاری است. حجم دعاهایی که برای پیشگیری یا درمان بیماری‌ها و بلاهای گوناگون و مشکلات متعدّد و گرفتاری‌های متنوّع ارائه شده‌اند، کمتر از عوذه‌ها و حرزها نیست. این دعاها گاه اَسناد و منابع معتبرتری هم در مقایسه با حرزهای موجود دارند. بسیاری از این دعاها و ذکرها در دو کتاب کنز الدعاء و نهج الذکر - که پیش‌تر، آنها را منتشر کرده‌ایم - آورده شده و پیش‌تر و بیشتر را شیخ حرّ عاملی و علّامه مجلسی در دو جامع حدیثی وسائل الشیعـة و بحار الأنوار[۹] از منابع کهن‌تر مانند مهج الدعوات، مکارم الأخلاق، طبّ الأئمّة علیهم السلام و... نقل و تدوین کرده‌اند.[۱۰] از این رو این دعاها نیز در این باب گزارش نمی‌شوند.

گفتنی است برخی حرزها، عوذه‌ها، دعاها و ذکرهای نقل شده و منتسب به پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام، در کتاب‌های معتبر و مشهور حدیث ‌آمده‌اند؛ ولی برخی نیز فاقد سند و حتّی گاه فاقد منبع معتبرند. افزون بر این، ممکن است برخی از حرزها ویژۀ همان شخص مراجعه کننده برای دریافت حرز باشد. از این رو این گونه حرزها را باید به قصد رجا و به امید تأثیرگذاری استفاده کرد و از یاد نبرد که در کنار دعا و درخواست از خداوند متعال، به کار و پشتکار و تدبیر و خردورزی نیز نیاز داریم.

نیز گفتنی است که برای کامل شدن اطلاعات خوانندگان گرامی در موضوع «حرز»، دیدن مَدخل «الخاتم (انگشتر)» در این دانش‌نامه لازم به نظر می‌رسد؛ چرا که بعضی از انواع انگشتر، حِرز محسوب می‌شوند.

الفَصلُ الأَوَّل: حُکمُ الحِرزِ

فصل یکم: حکم شرعی حرز و بلاگردان

1 / 1: ما یَدُلُّ عَلَی الجَوازِ

۱ / ۱: روایات مُجاز بودن حرز

1 / 1 - 1: الجَوازُ المُطلَقُ

۱ / ۱ - ۱: جواز مطلق حرز

  1. طبّ الأئمّة علیهم السلام لابنَي بِسطام عن الحَلبي: سَأَلتُ أبا عَبدِ اللهِ علیه السلام عَنِ النُّشرَةِ لِلمَسحورِ، فَقالَ: ما كانَ أبي علیه السلام يَرىٰ بِهِ بَأساً.[۱۱]

 

  1. طبّ الأئمّة علیهم السلام، پسران بسطام - به نقل از حلبی -: از امام صادق علیه السلام در بارۀ استفاده از بلاگردان (حِرز) برای شخصِ جادو شده پرسیدم؟ فرمود: «پدرم علیه السلام در آن اشکالی نمی‌دید».

 

  1. الإمام الصادق علیه السلام: لا بَأسَ بِالتَّعويذِ أن‌ يَكونَ‌ عَلَى الصَّبِيِّ وَ المَرأَةِ.[۱۲]

 

  1. امام صادق علیه السلام: تعویذ (حِرز) بستن به کودک و زن، اشکالی ندارد.

راجع: الفصل الثالث: ما یُتحرّز منه / العین.

ر.ک: فصل سوم: آنچه در برابرش حرز به کار می‌رود / چشم زخم.

۱ / ۱ - ۲: الأَحرازُ القُرآنِیَّةُ

۱ / ۱ - ۲: حرزهای قرآنی

  1. طبّ الأئمّة علیهم السلام لابنَي بسطام عن زُرارة بن أعيَن: سَأَلتُ أبا جَعفَرٍ علیه السلام عَنِ‌ المَريضِ،‌ هَل‌ يُعَلَّقُ‌ عَلَيهِ تَعويذٌ و شَي‌ءٌ مِنَ‌ القُرآنِ؟

فَقالَ: نَعَم، لا بَأسَ بِهِ؛ إنَّ قَوارِعَ القُرآنِ[۱۳] تَنفَعُ فَاستَعمِلوها.

  1. طبّ الأئمّة علیهم السلام، پسران بسطام - به نقل از زُرارة بن اَعیَن -: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: آیا آویختن تعویذ و چیزی از قرآن بر بیمار جایز است؟

فرمود: «بله، اشکالی ندارد. قوارع[۱۴] (آیات کوبندۀ) قرآن، سودمندند. آنها را به کار ببندید».

  1. الإمام الصادق علیه السلام _ فِي الرَّجُلِ تَكونُ بِهِ العِلَّةُ، فَيُكتَبُ لَهُ القُرآنُ فَيُعَلَّقُ عَلَيهِ أو يُكتَبُ‌ لَهُ‌ فَيَغسِلُهُ‌ و يَشرَبُهُ _: لا بَأسَ بِهِ كُلِّهِ.[۱۵]

 

  1. امام صادق علیه السلام - در بارۀ بیماری که چیزی از قرآن نوشته و به او آویزان گردد، یا برایش نوشته شود و او آن نوشته را بشوید و آب آن را بخورد -: هیچ کدامش اشکالی ندارد.

 

  1. طبّ الأئمّة علیهم السلام لابنَي بسطام عن عبد الله بن سنان عن الإمام الصادق علیه السلام، قال: سَأَلتُهُ‌ عَن‌ رُقيَةِ العَقرَبِ‌ وَ الحَيَّةِ وَ النُّشرَةِ و رُقيَةِ المَجنونِ وَ المَسحورِ الَّذي یُعَذَّبُ.

قالَ: یَا بنَ سِنانٍ، لا بَأسَ بِالرُّقيَةِ وَ العُوذَةِ وَ النُّشرَةِ إذا كانَت مِنَ القُرآنِ، و مَن لَم يَشفِهِ القُرآنُ فَلا شَفاهُ اللهُ، و هَل شَي‌ءٌ أبلَغُ في هٰذِهِ الأَشياءِ مِنَ القُرآنِ؟! أ لَيسَ اللهُ عزّ و جلّ يَقولُ‌: (و نُنَزِّلُ مِنَ القُرْآنِ مَا هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ)‌[۱۶] أ لَيسَ يَقولُ _ تَعالىٰ ذِكرُهُ و جَلَّ ثَناؤُهُ _: (لَوْ أَنْزَلْنا هٰذَا القُرْآنَ عَلىٰ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللهِ)[۱۷]؟!

سَلونا نُعَلِّمكُم و نوقِفكُم عَلىٰ قَوارِعِ القُرآنِ لِكُلِّ داءٍ.[۱۸]

  1. طبّ الأئمّة علیهم السلام، پسران بسطام - به نقل از عبد اللّٰه بن سنان -: از امام صادق علیه السلام در بارۀ بلاگردان برای [دفع گزند] عقرب و مار، بلاگردان برای جن‌زده و جادو شده‌ای که عذاب می‌کشد، پرسیدم.

فرمود: «ای پسر سنان! بلاگردان‌های قرآنی اشکالی ندارند. کسی که قرآن شفایش ندهد، خدا شفایش نمی‌دهد. آیا برای این چیزها، چیزی مؤثّرتر از قرآن وجود دارد؟! مگر نه این است که خداوند عزّ و جلّ می‌فرماید: (و آنچه را براى مؤمنان مايۀ درمان و رحمت است، از قرآن نازل مى‌کنيم)؟ آیا نه این است که خداوند عزّ و جلّ می‌فرماید: (اگر اين قرآن را بر کوهى فرو مى‌فرستاديم، يقيناً آن [کوه] را از بيم خدا فروتن [و] از هم پاشيده مى‌ديدى)؟

از ما بپرسید تا به شما بیاموزیم و به قوارعِ (آیات کوبندۀ) قرآن برای هر دردی آگاهتان سازیم».

تنبیه

یادآوری

أوردنا آنفاً روایات في تجویز الآیات التعویذیة، و للاطّلاع علی تلك الآیات یراجَع ما أورده المفسّر البحراني في تفسیر البرهان من روایات اُشیر فیها إلیٰ تلك الآیات؛ من سورة الحمد و المعوّذتین و آیة الکرسي.

در جواز به کارگیری آیات بلاگردان، چند روایت ذکر شد؛ امّا برای دستیابی به خود آن آیات، باید به روایاتی مراجعه شود که مفسّر بحرانی در تفسیر البرهان ذکر کرده و در آنها به سورۀ حمد و معوّذتین (سوره‌های فلق و ناس) و آیة الکرسی اشاره شده است.

۱ / ۱ - ۳: الأَحرازُ التَّوحیدِیَّةُ

۱ / ۱ - ۳: حرزهای توحیدی

  1. صحيح المسلم عن عوف بن مالك الأشجعيّ: كُنّا نَرقي فِي الجاهِلِيَّةِ، فَقُلنا: يا رَسولَ اللهِ، كَيفَ تَرىٰ في ذٰلِكَ؟

فَقالَ: اِعرِضوا عَلَيَّ رُقاكُم، لا بَأسَ بِالرُّقىٰ ما لَم يَكُن فيهِ شِركٌ.[۱۹]

  1. صحیح مسلم - به نقل از عوف بن مالک اشجعی -: ما در جاهلیت از بلاگردان (حِرز) استفاده می‌کردیم. از این رو گفتیم: ای پیامبر خدا! نظرتان در این باره چیست؟

فرمود: «بلاگردان‌هایتان را به من نشان دهید. بلاگردان، تا زمانی که در آن شرک نباشد، اشکالی ندارد».

  1. المستدرك علی الصحیحین عن كُرَيب بن سليمان الكندي: أخَذَ بِيَدي عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ علیه السلام حَتَّى انطَلَقَ بي إلىٰ رَجُلٍ مِن قُرَيشٍ أحَدِ بَني زُهرَةَ، يُقالُ لَهُ: اِبنُ أبي حَثمَةَ، و هُوَ يُصَلّي قَريباً مِنهُ، حَتّىٰ فَرَغَ ابنُ أبي حَثمَةَ مِن صَلاتِهِ، ثُمَّ أقبَلَ عَلَينا بِوَجهِهِ، فَقالَ لَهُ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ علیه السلام: الحَديثَ الَّذي ذَكَرتَ عَن اُمِّكَ في شَأنِ الرُّقيَةِ! 

فَقالَ: نَعَم، حَدَّثَتني اُمّي أنَّها كانَت تَرقي بِرُقيَةٍ فِي الجاهِلِيَّةِ، فَلَمّا أن جاءَ الإسلامُ قالَت: لا أرقي حَتّىٰ أستَأْمِرَ رَسولَ اللّٰهِ علیه السلام. فَقالَ لَهَا النَّبِيُّ9: «اِرقي ما لَم يَكُن شِركٌ بِاللَّهِ عزّ و جلّ».[۲۰]

  1. المستدرک علی الصحیحین - به نقل از کُرَیب بن سلیمان کِندی -: علی بن الحسین بن علی (امام زین العابدین علیه السلام) دستم را گرفت و مرا به سوی مردی از قریش، از طایفۀ بنی زهره به نام ابن ابی حَثمه برد که نزدیک او مشغول نماز خواندن بود. چون ابن ابی حثمه نمازش را تمام کرد، رویش را به طرف ما برگرداند. علی بن الحسین به او فرمود: «آن حدیثی را که از مادرت در بارۀ بلاگردان نقل کردی، بگو».

گفت: باشد. مادرم برایم گفت که در جاهلیت، بلاگردان به کار می‌برد. اسلام که آمد، گفت: بلاگردانی به کار نمی‌برم تا از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله کسب تکلیف کنم. پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود: «از بلاگردان تا زمانی که شرک به خداوند عزّ و جلّ نباشد، استفاده کن».

  1. الإمام الباقر علیه السلام: إنَّ عَلِيّاً علیه السلام سُئِلَ عَنِ‌ التَّعويذِ يُعَلَّقُ‌ عَلَى‌ الصِّبيانِ، فَقالَ:«عَلِّقوا ما شِئتُم إذا كانَ فيهِ ذِكرُ اللهِ».[۲۱]

 

  1. امام باقر علیه السلام: از علی علیه السلام در بارۀ آویختن تعویذ به کودکان سؤال شد. فرمود: «هر چه خواستید، بیاویزید، در صورتی که نام خدا در آن باشد».

۱ / ۱ - ۴: الأَحرازُ المَعلومَةُ

۱ / ۱ - ۴: حرزهای قابل فهم

  1. الإمام الصادق علیه السلام: لا بَأسَ بِالرُّقىٰ‌ مِنَ‌ العَينِ‌ وَ الحُمّىٰ وَ الضِّرسِ و كُلِّ ذاتِ هامَّةٍ لَها حُمَةٌ[۲۲] إذا عَلِمَ الرَّجُلُ ما يَقولُ، لا يُدخِلُ في رُقيَتِهِ و عُوذَتِهِ شَيئاً لا يَعرِفُهُ.[۲۳]

 

  1. امام صادق علیه السلام: به کارگیری بلاگردان برای چشم[درد یا چشم‌زخم] و تب و دندان‌درد و هر جانور نیشدار اشکالی ندارد، به شرط آن که انسان بداند چه می‌گوید. چیزی را که نمی‌فهمد (کلمات نامفهوم و بی‌معنا) در بلاگردان و تعویذش نیاورد.

 

  1. مسائل عليّ بن جعفر عن الإمام الکاظم علیه السلام، قال: سَأَلتُهُ عَنِ المَریضِ أ يَكتَوي ‌أو يَستَرقي‌؟

قالَ: لا بَأسَ إذَا استَرقىٰ بِما يَعرِفُ[۲۴].[۲۵]

  1. مسائل علیّ بن جعفر: از امام کاظم علیه السلام در بارۀ داغ نهادن [بر بدن، جهت درمان برخی بیماری‌های جسمی] یا حرز خواندن بیمار پرسیدم.

فرمود: «اشکالی ندارد، به شرط آن که با چیزی که می‌فهمد، حرز بخواند».

۱ / ۱ - ۵: الحِرزُ مِنَ الآفاتِ الثَّلاثَةِ

۱ / ۱ - ۵: حرز برای سه آسیب

  1. رسول الله صلی الله علیه و آله: لا رُقىٰ إلّا في‌ ثَلاثٍ‌: في‌ حُمَةٍ، أو عَينٍ، أو دَمٍ لا يَرقَأُ[۲۶].[۲۷]

 

  1. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: حرزی نیست، مگر در سه مورد: در گزیدگی، یا چشم‌زخم، یا خونی که بند نمی‌آید.

 

  1. صحیح مسلم عن أنس: رَخَّصَ رَسولُ اللهِ صلی الله علیه و آله فِي الرُّقيَةِ مِنَ العَينِ، وَ الحُمَةِ، وَ النَّملَةِ.[۲۸]

 

  1. صحیح مسلم - به نقل از اَنَس -: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بلاگردان را در سه مورد اجازه داد: برای چشم‌زخم، گزیدگی، و مورچه.

 

  1. سنن أبي داوود عن عثمان بن حکیم عن جدّته الرباب: سَمِعتُ سَهلَ بنَ حُنَيفٍ يَقولُ: مَرَرنا بِسَيلٍ، فَدَخَلتُ فَاغتَسَلتُ فيهِ، فَخَرَجتُ مَحموماً، فَنُمِيَ[۲۹] ذٰلِكَ إلىٰ رَسولِ اللهِ صلی الله علیه و آله فَقالَ: مُروا أبا ثابِتٍ يَتَعَوَّذُ.

قالَت: فَقُلتُ: يا سَيِّدي، وَ الرُّقىٰ صالِحَةٌ؟

فَقالَ: لا رُقيَةَ إلّا في نَفسٍ، أو حُمَةٍ، أو لَدغَةٍ.[۳۰]

  1. سنن أبی داوود - به نقل از عثمان بن حکیم، از مادربزرگش رباب -: از سهل بن حُنَیف شنیدم که می‌گوید: به سِیلی برخوردیم و من داخل آب شدم و غسل کردم. بیرون که آمدم، دچار تب شدم. خبر به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله رسید. فرمود: «به ابو ثابت بگویید تعویذ کند».

گفتم سَرورم! بلاگردان، خوب است؟

فرمود: «بلاگردان جز در سه مورد نیست: چشم‌زخم، یا گزیدگی [با عقرب و زنبور و مانند اینها]، یا مارزدگی».

  1. صحیح مسلم عن جابر: كانَ خالي يَرقي مِنَ العَقرَبِ، فَلَمّا نَهىٰ رَسولُ اللهِ صلی الله علیه و آله عَنِ الرُّقىٰ، أتاهُ فَقالَ: يا رَسولَ اللهِ، إنَّكَ نَهَيتَ عَنِ الرُّقىٰ، و إنّي أرقي مِنَ العَقرَبِ!

فَقالَ: مَنِ استَطاعَ مِنکُم أن يَنفَعَ أخاهُ فَليَفعَل.[۳۱]

  1. صحیح مسلم - به نقل از جابر -: دایی‌ام برای عقرب‌زدگی بلاگردانی می‌کرد. چون پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از بلاگردانی نهی کرد، نزد ایشان رفت و گفت: ای پیامبر خدا! شما از بلاگردانی نهی کردید، در حالی که من برای عقرب‌زدگی بلاگردانی می‌کنم.

پیامبر فرمود: «هر کس از شما می‌تواند به برادرش نفعی برساند، این کار را بکند».

۱ / ۱ - ۶: رُقیا جَبرَئيلَ علیه السلام رَسولَ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله

۱ / ۱ - ۶: حرز جبرئیل علیه السلام برای پیامبر خدا صلی الله علیه و آله

  1. الإمام الصادق علیه السلام: حُمَّ رَسولُ اللهِ صلی الله علیه و آله فَأَتاهُ جَبرَئيلُ علیه السلام فَعَوَّذَهُ، فَقالَ:

«بِاسمِ اللهِ أرقيكَ يا مُحَمَّدُ، و بِاسمِ اللهِ أشفيكَ، و بِاسمِ اللهِ مِن كُلِّ داءٍ يُعييكَ، بِاسمِ اللهِ وَ اللهُ شافيكَ، بِاسمِ اللهِ خُذها فَلتُهَنّيكَ، بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ (فَلا اُقسِمُ بِمَواقِعِ النُّجومِ)[۳۲]». لَتَبرَأَنَّ بِإذنِ اللهِ.[۳۳]

  1. امام صادق علیه السلام: پيامبر خدا صلی الله علیه و آله تب کرد. جبرئيل علیه السلام نزد ایشان آمد و او را تعویذ کرد و گفت: «به نام خدا، تو را در حرز قرار می‌دهم - اى محمّد - و به نام خدا، شفايت مى‌دهم. به نام خدا از هر دردى که تو را رنج مى‌دهد. به نام خدا، و خدا شفا دهندۀ توست. به نام خدا. اين را بگير که تو را به سلامت مى‌دارد. به نام خداوند مهرگستر مهربان. (به جايگاه‌هاى ستارگان سوگند مى‌خورم)». به اذن خدا، حتماً بهبود مى‌يابى.

 

  1. صحیح مسلم عن أبي سعيد الخدري: إنَّ جَبرَئيلَ علیه السلام أتَى النَّبِيَّ صلی الله علیه و آله فَقالَ: يا مُحَمَّدُ اشتَكَيتَ؟

قالَ: نَعَم.

قالَ: «بِاسمِ اللّهِ أرقیكَ، مِن كُلِّ شَي‌ءٍ یُؤذیكَ، مِن شَرِّ كُلِّ نَفسٍ[۳۴] أو عَينٍ حاسِدٍ، اللّهُ يَشفيكَ، بِاسمِ اللّهِ أرقيكَ».[۳۵]

  1. صحیح مسلم - به نقل از ابو سعید خدری -: جبرئیل نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت: از درد می‌نالی، ای محمّد؟

فرمود: آری.

جبرئیل گفت: «به نام خدا از تو بلاگردانی می‌کنم از هر چیزی که آزارت می‌دهد، از شرّ هر چشم‌زخمی یا هر چشم حسودی. خدا تو را شفا دهد! به نام خدا از تو بلاگردانی می‌کنم».

  1. السنن الکبریٰ للنسائي عن عبادة بن الصامت: دَخَلتُ عَلَى النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله غُدوَةً و بِهِ مِنَ الوَجَعِ ما يَعلَمُ اللهُ شِدَّتَهُ، ثُمَّ دَخَلتُ عَلَيهِ العَشِيَّةَ و قَد بَرِئَ، قالَ: إنَّ جِبريلَ علیه السلام رَقاني بِرُقيَةٍ بَرِئتُ؛ أ فَلا اُعَلِّمُكَها يَا بنَ الصّامِتِ؟

قُلتُ بَلىٰ.

قالَ: «بِاسمِ اللهِ أرقيكَ، مِن كُلِّ شَیءٍ يُؤذيكَ، مِن حَسَدِ كُلِّ حاسدٍ و عَينٍ، بِاسمِ اللهِ يَشفيكَ».[۳۶]

  1. السنن الکبری، نسایی - به نقل از عبادة بن صامت -: صبح به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله رفتم. دردی داشت که شدّت آن را فقط خدا می‌داند. عصر که به حضورش رفتم، بهبود یافته بود. فرمود: «جبرئیل مرا در حرزی قرار داد و من بهبود یافتم. می‌خواهی آن را به تو بیاموزم، ای پسر صامت؟».

گفتم: آری.

فرمود: «به نام خدا از تو بلاگردانی می‌کنم، از هر چیزی که آزارت دهد، از حسادت هر حسودی و از هر چشم‌زخمی. به نام خدا شفایت دهد!».

  1. المستدرك علی الصحیحین عن عبادة بن الصامت عن رسول الله صلی الله علیه و آله: إنَّ جِبريلَ _ عَلَيهِ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ _ أتاهُ و هُوَ يُوعَكُ، فَقالَ:

بِاسمِ اللّهِ أرقيكَ، مِن كُلِّ شَيءٍ يُؤذيكَ، مِن كُلِّ حَسَدٍ و حاسِدٍ و كُلِّ غَمٍّ، وَ اسمُ اللهِ يَشفيكَ».[۳۷]

  1. المستدرک علی الصحیحین - به نقل از عبادة بن صامت -: جبرئیل علیه السلام نزد پیامبر خدا آمد، در حالی که درد می‌کشید. پس گفت: «به نام خدا از تو بلاگردانی می‌کنم، از هر چیزی که آزارت می‌دهد از هر حسادت و حسودی و هر اندوهی، و نام خدا شفایت می‌دهد».

 

  1. مجمع البيان: رُوِيَ أنَّ جَبرائيلَ علیه السلام رَقىٰ رَسولَ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله و عَلَّمَهُ الرُّقيَةَ‌، و هِيَ‌:

«بِاسمِ اللهِ أرقيكَ‌، مِن كُلِّ عَينِ حاسِدٍ، اللهُ يَشفيكَ‌».[۳۸]

  1. مجمع البيان: روایت شده است که جبرئيل علیه السلام پيامبر خدا صلی الله علیه و آله را در حرز قرار داد و آن حرز را به او آموخت. آن، اين بود: «به نام خدا از تو بلاگردانی مى‌کنم از هر چشمِ حسودى. خدا تو را شفا دهد!».

 

  1. المصنّف لابن أبي شيبة عن أبي هريرة: دَخَلَ عَلَيَّ رَسولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله و أنَا أشتَكي، فَقالَ: أ لا أرقيكَ بِرُقيَةٍ عَلَّمَنيها جِبريلُ علیه السلام:

«بِاسمِ اللهِ أرقيكَ، وَ اللهُ يَشفيكَ، مِن كُلِّ إربٍ‌[۳۹] يُؤذيكَ، و مِن شَرِّ النَّفّاثاتِ فِي العُقَدِ[۴۰]، و مِن شَرِّ حاسِدٍ إذا حَسَدَ».[۴۱]

  1. المصنّف، ابن ابى شَيبه - به نقل از ابو هُرَيره -: پيامبر خدا صلی الله علیه و آله نزد من - که بيمار بودم - آمد و فرمود: «آيا تو را در حرزی قرار ندهم که جبرئيل علیه السلام به من آموخت؟ "به نام خدا، تو را بلاگردان می‌کنم. خداوند، تو را از هر دردى که رنجت مى‌دهد، و از گزندِ دَمَندگان در گِره‌ها (جادوگران)، و از گزند هر حسودى، آن گاه که حسادت ورزد، شفا دهد!"».

۱ / ۱ - ۷: تَعویذُ رَسولِ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله الحَسَنَ وَ الحُسَینَ علیهما السلام

۱ / ۱ - ۷: تعویذ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برای حسن علیه السلام و حسین علیه السلام

  1. المستدرك على الصحيحين عن ابن عبّاس: كانَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله يُعَوِّذُ الحَسَنَ وَ الحُسَينَ علیهما السلام، يَقولُ: «اُعيذُكُما بِكَلِماتِ اللهِ التّامَّةِ، مِن كُلِّ شَيطانٍ و هامَّةٍ[۴۲]، و مِن كُلِّ عَينٍ لامَّةٍ[۴۳]».

ثُمَّ يَقولُ: هٰكَذا كانَ يُعَوِّذُ إبراهيمُ علیه السلام ابنَيهِ إسماعيلَ و إسحاقَ علیهما السلام.[۴۴]

  1. المستدرک على الصحيحين - به نقل از ابن عبّاس -:پيامبر صلی الله علیه و آله حسن علیه السلام و حسين علیه السلام را با این کلمات تعویذ می‌کرد: «شما را از گزند هر شيطان و خزندۀ زهرآگينى و از هر چشمِ بدى، در پناه کلمات کامل خداوند در مى‌آورم».

سپس مى‌فرمود: «ابراهيم علیه السلام پسرانش اسماعيل و اسحاق را اين گونه تعويذ مى‌کرد».

  1. الإمام عليّ علیه السلام: كانَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله يُعَوِّذُ الحَسَنَ وَ الحُسَينَ علیهما السلام بِهٰذِهِ العوذَةِ‌، و كانَ يَأمُرُ بِذٰلِكَ أصحابَهُ‌، و هُوَ هٰذا:

بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ‌، اُعيذُ نَفسي و ديني و أهلي و مالي و وُلدي و خَواتيمَ عَمَلي و ما رَزَقَني رَبّي و خَوَّلَني، بِعِزَّةِ اللّٰهِ‌، و عَظَمَةِ اللّٰهِ‌، و جَبَروتِ اللّٰهِ‌، و سُلطانِ اللّٰهِ‌، و رَحمَةِ اللّٰهِ‌، و رَأْفَةِ اللّٰهِ‌، و غُفرانِ اللّٰهِ‌، و قُوَّةِ اللّٰهِ‌، و قُدرَةِ اللّٰهِ‌، و بِآلاءِ اللّٰهِ‌، و بِصُنعِ اللّٰهِ‌، و بِأَركانِ اللّٰهِ‌، و بِجَمعِ اللّٰهِ عزّ و جلّ، و بِرَسولِ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله، و قُدرَةِ اللهِ عَلىٰ ما يَشاءُ‌، مِن شَرِّ السّامَّةِ وَ الهامَّةِ‌، و مِن شَرِّ الجِنِّ وَ الإنسِ‌، و مِن شَرِّ ما دَبَّ فِي الأَرضِ‌، و مِن شَرِّ ما يَخرُجُ مِنها، و مِن شَرِّ ما يَنزِلُ مِنَ السَّماءِ و ما يَعرُجُ فيها، و مِن شَرِّ كُلِّ دابَّةٍ رَبّي آخِذٌ بِناصِيَتِها، إنَّ رَبّي عَلىٰ صِراطٍ مُستَقيمٍ‌، و هُوَ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ، و لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ العَلِيِّ العَظيمِ‌، و صَلَّى اللهُ عَلىٰ سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ و آلِهِ أجمَعينَ‌.[۴۵]

  1. امام علی علیه السلام: پیامبر صلی الله علیه و آله حسن و حسین علیهما السلام را با این کلمات، تعویذ می‌کرد و یارانش را هم به این کار سفارش می‌نمود. آن تعویذ، این است: «به نام خداوند مهرگستر مهربان. خودم و دينم و همسرم و دارایی‌ام و فرزندانم و سرانجام کارم و آنچه را که پروردگارم به من روزى کرده و عطايم کرده است، در پناه عزّت خدا و بزرگى خدا و شُکوه خدا و سلطنت خدا و رحمت خدا و رأفت خدا و آمرزش خدا و توانايى خدا و نيروى خدا و الطاف خدا و سازندگی خدا و ارکان خدا و همۀ [ذات و صفات] خداوند عزّ و جلّ و به پيامبر خدا و قدرت خدا بر آنچه مى‌خواهد، در آوردم از گزند خزندگان زهردار و حشرات موذى، و از گزند جن و انس، و از گزند هر جنبنده‌اى در زمين، و از گزند آنچه از زمين بيرون مى‌آيد، و از گزند آنچه از آسمان فرود مى‌آيد يا به آسمان بالا مى‌رود، و از گزند هر جنبنده‌اى که اختیار آن در دست پروردگار من است. همانا پروردگار من، بر راهى راست است و او بر هر چيزى تواناست و هيچ نيرو و توانى نيست، جز از سوى خداى والا و بزرگ. درود خدا بر سَرورمان محمّد و همۀ خاندانش باد!».

 

  1. الإمام عليّ علیه السلام: رَقَى النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله حَسَناً و حُسَيناً فَقالَ: «اُعيذُكُما بِكَلِماتِ اللهِ التّامّاتِ، و أسمائِهِ الحُسنىٰ‌ كُلِّها عامَّةً، مِن شَرِّ السّامَّةِ وَ الهامَّةِ، و مِن شَرِّ كُلِّ عَينٍ لامَّةٍ، و مِن شَرِّ حاسِدٍ إذا حَسَدَ».

ثُمَّ التَفَتَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله إلَينا فَقالَ: هٰكَذا كانَ يُعَوِّذُ إبراهيمُ إسماعيلَ و إسحاقَ علیهم السلام.[۴۶]

  1. امام على علیه السلام: پيامبر صلی الله علیه و آله برای حسن و حسين، با اين جملات تعويذ کرد: «شما دو تن را در پناه کلمات کامل خدا و همۀ نام‌هاى نيکوى او در می‌آورم، از گزند هر گزنده و خزندۀ زهردارى، و از گزند هر چشمِ بدى، و از گزند هر حسودى، آن گاه که حسادت ورزد».

پيامبر صلی الله علیه و آله سپس رو به ما کرد و فرمود: «ابراهيم علیه السلام اين چنين [پسرانش] اسماعيل و اسحاق را تعويذ مى‌کرد».

۱ / ۱ - ۸: رُقیا رَسولِ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله نَفسَهُ و غَیرَهُ

۱ / ۱ - ۸: حرز خواندن پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برای خود و دیگران

  1. درر الأحاديث النبویّة عن یحیی بن الحسین: بَلَغَنا عَن رَسولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أنَّهُ كانَ يَرقي نَفسَهُ إذا مَرِضَ بِالمُعَوِّذاتِ و يَنفُثُ.

و قالَ لِبَعضِ أصحابِهِ _ و كانَ وَجِعاً _: اِمسَح بِيَمينِكَ عَلىٰ مَوضِعِ وَجَعِكَ سَبعَ مَرّاتٍ، و قُل: «أعوذُ بِعِزَّةِ اللهِ و قُدرَتِهِ، مِن شَرِّ ما أجِدُ»، فَفَعَلَ، فَذَهَبَ عَنهُ ما كانَ يَجِدُ.[۴۷]

  1. درر الأحادیث النبویَّة - به نقل از یحیی بن الحسین -: به ما رسیده است که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله هر گاه بیمار می‌شد، معوّذات (سه سورۀ پایانی قرآن) را می‌خواند و [به خودش] می‌دمید. به یکی از یارانش که درد داشت، فرمود: «دست راستت را هفت بار بر موضع دردت بکش و بگو: "به عزّت و قدرت خدا پناه می‌برم از گزند آنچه حس می‌کنم"». او چنین کرد و دردش بر طرف شد.

 

  1. الدرّ المنثور عن يوسف بن محمّد بن ثابت بن قيس بن شَمّاس: إنَّ ثابِتَ بنَ قَيسٍ اشتَكىٰ، فَأَتاهُ رَسولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله و هُوَ مَريضٌ، فَرَقاهُ بِالمُعَوِّذاتِ، و نَفَثَ عَلَيهِ و قالَ: «اللّٰهُمَّ رَبَّ النّاسِ، اِكشِفِ البَأْسَ عَن ثابِتِ بنِ قَيسِ بنِ شَمّاسٍ»، ثُمَّ أخَذَ تُراباً مِن واديهِم ذٰلِكَ _ يَعني بَطحانَ[۴۸] _ فَجَعَلَهُ في قَدَحٍ، ثُمَّ نَفَثَ عَلَيهِ بِماءٍ، و صَبَّهُ عَلَيهِ[۴۹].[۵۰]

 

  1. الدرّ المنثور - به نقل از يوسف بن محمّد بن ثابت بن قَيس بن شَمّاس ـ: ثابت بن قیس بیمار شد. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نزدش آمد و معوّذات (سه سورۀ پایانی قرآن) را خواند و به او دمید و گفت: «خدایا، ای پروردگار مردم! رنج را از ثابت بن قیس بن شمّاس بر طرف فرما». سپس قدری خاک از سرزمین آنان - یعنی وادی بطحان – برداشت و در کاسه‌ای ریخت و آن گاه کمی آب رویش پاشید و آن را بر وی ریخت.

 

  1. الأمالي للسیّد المرتضی: رُوِىَ أنَّ رَسولَ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله كانَ يَرقي فَيَقولُ:

«بِسمِ اللهِ أرقيكَ، وَ اللهُ يَشفيكَ، مِن كُلِّ داءٍ يُؤذيكَ، و داءٍ هُوَ فيكَ، مِن عَينِ عائِنٍ، و نَفسِ نافِسٍ، و حَسَدِ حاسِدٍ».[۵۱]

  1. الأمالی، سیّد مرتضی: روایت شده است که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله حرز می‌خواند و می‌گفت: «به نام خدا تو را در حرز قرار می‌دهم و خدا شفایت دهد از هر دردی که آزارت می‌دهد و هر دردی که در تو هست، از هر چشمِ شورچشمی و نظرِ نظرتنگی و حسادت حسودی!».

 

  1. مسند ابن حنبل عن عائشةَ: إنَّ النَّبِيَّ صلی الله علیه و آله كانَ يَرقي يَقولُ:

«اِمسَحِ البَأسَ رَبَّ النّاسِ، بِيَدِكَ الشِّفاءُ، لا يَكشِفُ الكَربَ إلّا أنتَ».[۵۲]

  1. مسند ابن حنبل - به نقل از عایشه -: پیامبر صلی الله علیه و آله این طور حرز می‌خواند: «رنج را بزدا، ای پروردگار مردم! شفا به دست توست. اندوه را کسی نمی‌زداید مگر تو».

۱ / ۱- ۹: الرُّقیٰ هِيَ مِنَ القَدَرِ

۱ / ۱ - ۹: حرز، خودش ‌از تقدیر است

  1. سنن ابن ماجة عن أبي خزامة: سُئِلَ رَسولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله: أ رَأيتَ أدوِيَةً نَتَداوىٰ بِها، و رُقىً نَستَرقي بِها، و تُقىً نَتَّقيها، هَل تَرُدُّ مِن قَدَرِ اللهِ شَيئاً؟

قالَ: هِيَ مِن قَدَرِ اللّٰهِ. [۵۳]

  1. سنن ابن ماجة - به نقل از ابو خزامه -: از پيامبر خدا پرسيدند: آيا داروهایی که خود را با آنها درمان می‌کنيم، يا حرز‌هایی که بر خود می‌خوانیم يا پرهيزهایى که می‌کنيم، چيزى از تقدير خداوند را باز مى‌دارند؟

فرمود: «خودِ اینها از تقدير خداوند است».

  1. الإمام الباقر علیه السلام: قالَ رَسولُ اللهِ صلی الله علیه و آله و قيلَ لَهُ‌[۵۴]: يا رَسولَ اللهِ‌، رُقىً يُستَشفىٰ بِها، هَل تَرُدُّ مِن قَدَرِ اللّٰهِ؟

فَقالَ‌: إنَّها مِن قَدَرِ اللّٰهِ‌.[۵۵]

  1. امام باقر علیه السلام: از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله سؤال شد: اى پیامبر خدا! اين حرزها که براى شفاخواهی خوانده مى‌شوند، آيا جلوى تقدير خدا را مى‌گيرند؟

فرمود: «اینها خودشان از تقدير خدايند».

  1. التوحيد عن عليّ بن سالم عن الإمام الصادق علیه السلام، قال: سَأَلتُهُ عَنِ الرُّقىٰ، أ تَدفَعُ مِنَ القَدَرِ شَيئاً؟

فَقالَ‌: هِيَ مِنَ القَدَرِ.[۵۶]

  1. التوحيد - به نقل از على بن سالم -: از امام صادق علیه السلام در بارۀ حرز پرسيدم که: آيا چيزى از تقدیر [خدا] را دفع مى‌کند؟

فرمود: «[حِرزْ] خودش جزئی از تقدیر است».

۱ / ۲: ما یَدُلُّ عَلَی النَّهيِ

۱ / ۲: روایات ممنوع بودن حرز

۱ / ۲ - ۱: النَّهيُ المُطلَقُ

۱ / ۲ - ۱: ممنوعیّت مطلق حرز

  1. دعائم الإسلام: إنَّ رَسولَ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله نَهىٰ عَنِ التَّمائِمِ وَ التِّوَلِ[۵۷]‌.[۵۸]

 

  1. دعائم الإسلام: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله [از میان گونه‌های مختلف حرز]، تَمیمه‌[۵۹] و تِوَله[۶۰] را ممنوع اعلام کرد.

 

  1. رسول الله صلی الله علیه و آله: إنَّ الرُّقىٰ وَ التَّمائِمَ وَ التِّوَلَةَ شِركٌ.[۶۱]

 

  1. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: [از گونه‌های مختلف حرز،] رُقیَه و تَمیمه و تِوَله، شرک اند.

 

  1. المستدرك علی الصحیحین عن عبد الله بن عتبة بن مسعود عن زينب امرأة عبد الله: أنَّها أصابَها حُمرَةٌ في وَجهِها، فَدَخَلَت عَلَيها عَجوزٌ فَرَقَتها في خَيطٍ فَعَلَّقَتهُ عَلَيها، فَدَخَلَ ابنُ مَسعودٍ فَرَآهُ عَلَيها، فَقالَ: ما هٰذا؟! فَقالَت: اِستَرقَيتُ مِنَ الحُمرَةِ. فَمَدَّ يَدَهُ فَقَطَعَها، ثُمَّ قالَ: إنَّ آلَ عَبدِ اللهِ لَأَغنِياءُ عَنِ الشِّركِ. قالَت: ثُمَّ قالَ: إنَّ رَسولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله حَدَّثَنا: إنَّ الرُّقىٰ وَ التَّمائِمَ وَ التّولِيَةَ شِركٌ. قالَ: فَقُلتُ: ما التّولِيَةُ؟ قالَ: التّولِيَةُ هُوَ الَّذي یُهَیِّجُ الرِّجالَ.[۶۲]

 

  1. المستدرک علی الصحیحین ـ به نقل از عبد اللّٰه بن عُتبة بن مسعود، در بارۀ زینب همسر عبد اللّٰه -: در صورتش سرخی پدید آمده بود. پیرزنی نزدش آمد و به نخی حرز خواند و آن را به گردنش آویخت. هنگامی که ابن مسعود به خانه آمد و نخ را در گردن او دید، گفت: این چیست؟ زینب گفت: برای رفع این سرخی حرز گرفتم. عبد اللّٰه دست برد و نخ را کند و گفت: خانوادۀ عبد اللّٰه از شرک بی‌نیازند. سپس افزود: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برایمان گفت: «[از گونه‌های مختلف حرز،] رقیه و تمیمه و تولیه شرک اند». من گفتم: تولیه چیست؟ گفت: آنچه [با سحر] مردان را [نسبت به همسرانشان] تحریک می‌کند.

 

  1. الإمام الصادق علیه السلام:‌ إنَّ كَثيراً مِنَ التَّمائِمِ شِركٌ. [۶۳]

 

  1. امام صادق علیه السلام: بسیاری از تمیمه‌ها [که گونه‌ای حرز شمرده می‌شوند] شرک اند.

 

  1. سنن أبی داوود عن جابر: سُئِلَ رَسولُ اللهِ صلی الله علیه و آله عَنِ النُّشرَةِ، فَقالَ: هُوَ مِن عَمَلِ الشَّيطانِ.[۶۴]

 

  1. سنن أبی داوود - به نقل از جابر -: از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در بارۀ نُشره [که نوعی حرز است] سؤال شد. فرمود: «از کارهای شیطان است».

 

  1. رسول الله صلی الله علیه و آله: لَم يَتَوکَّل مَنِ استَرقیٰ وَ اكتَوىٰ.[۶۵]

 

  1. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: کسی که حرز به کار بگیرد و [برای درمان اندام‌های بیمارش بر آنها] داغ نهد، توکّل ندارد.

 

  1. صحیح مسلم عن ابن عبّاس عن رسول الله صلی الله علیه و آله: عُرِضَت عَلَيَّ الاُمَمُ، فَرَأَيتُ النَّبِيَّ و مَعَهُ الرُّهَيطُ،[۶۶] وَ النَّبِيَّ و مَعَهُ الرَّجُلُ وَ الرَّجُلانِ، وَ النَّبِيَّ لَیسَ مَعَهُ أحَدٌ، إذ رُفِعَ لي سَوادٌ عَظیمٌ، فَظَنَنتُ أنَّهُم اُمَّتي، فَقیلَ لي: هٰذا موسیٰ و قَومُهُ، و لٰکِنِ انظُر إلَی الاُفُقِ، فَنَظَرتُ، فَإذا سَوادٌ عَظیمٌ، فَقیلَ لي: اُنظُر إلَی الاُفُقِ الآخَرِ، فَإذا سَوادٌ عَظیمٌ، فَقیلَ لي: هٰذِهِ اُمَّتُكَ، و مَعَهُم سَبعونَ ألفاً یَدخُلونَ الجَنَّةَ بِغَیرِ حِسابٍ و لا عَذابٍ.

ثُمَّ نَهَضَ فَدَخَلَ مَنزِلَهُ. فَخاضَ النّاسُ في اُولٰئِكَ الَّذینَ یَدخُلونَ الجَنَّةَ بِغَیرِ حِسابٍ و لا عَذابٍ، فَقالَ بَعضُهُم: فَلَعَلَّهُمُ الَّذینَ صَحِبوا رَسولَ اللهِ صلی الله علیه و آله. و قالَ بَعضُهُم: فَلَعَلَّهُمُ الَّذینَ وُلِدوا فِي الإسلامِ و لَم یُشرِکوا بِاللهِ. و ذَکَروا أشیاءَ.

فَخَرَجَ عَلَیهِم رَسولُ اللهِ صلی الله علیه و آله، فَقالَ: مَا الَّذي تَخوضونَ فیهِ؟ فَأَخبَروهُ. فَقالَ: هُمُ الَّذینَ لا یَرقونَ، و لا یَستَرقونَ، و لا یَتَطَیَّرونَ، و عَلیٰ رَبِّهِم یَتَوَکَّلونَ[۶۷].[۶۸]

  1. صحیح مسلم - به نقل از ابن عبّاس -: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «امّت‌ها[ی مختلف] بر من عرضه شدند. پيامبری را ديدم که جمع اندکی همراه اوست. پيامبر ديگری را ديدم که يکی دو مرد با اوست و پيامبری را ديدم که هيچ کس همراه او نيست. ناگهان، جمعی بزرگ ظاهر شد. گمان کردم امّت من هستند؛ ولی به من گفته شد: اين، موسی و قوم اوست. حال به سوی افق بنگر. نگاه کردم. یک‌باره با جمعیت فراوانی رو به رو شدم. به من گفته شد: به افق دیگر هم نگاه کن. ناگهان جمع بزرگی را دیدم. به من گفته شد: اين، امّت توست و هفتاد هزار نفر از ميان آنان، بدون هیچ حساب و عذابی وارد بهشت می‌شوند.

سپس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برخاست و به منزلش رفت. مردم در بارۀ کسانی که بدون هیچ حساب و عذابی وارد بهشت می‌شوند، با يکديگر به گفتگو پرداختند. برخی گفتند: شاید آنها یاران پیامبر خدا باشند. برخی گفتند: شاید کسانی باشند که مسلمان متولّد شده و هیچ گاه به خدا شرک نورزيده‌اند. نظرات دیگری نيز مطرح کردند.

آن گاه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بيرون آمد و پرسید: «در بارۀ چه بحث می‌کنید؟». موضوع را به اطّلاع ایشان رساندند. فرمود: «آنها کسانی هستند که حرز نمی‌خوانند و در پی حرز نیستند و فال نمی‌زنند و به پروردگارشان توکّل می‌کنند».

  1. رسول الله صلی الله علیه و آله: مَن تعَلَّقَ[۶۹] تَميمَةً، فَلا أتَمَّ اللهُ لَهُ. و مَن تعَلَّقَ وَدَعَةً[۷۰]، فَلا وَدَعَ اللهُ لَهُ.[۷۱]

 

  1. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر کس تمیمه‌ای (نوعی حرز) به خود بیاویزد، خدا او را [به مقصودش] نمی‌رساند و هر کس وَدَعه‌ای[۷۲] (گونه‌ای حرز) بر خود آویزان کند، خدا به او آرامش نمی‌دهد.

 

  1. مسند ابن حنبل عن الحسن عن عمران بن حصين: إنَّ النَّبِيَّ صلی الله علیه و آله أبصَرَ عَلىٰ عَضُدِ رَجُلٍ حَلقَةً _ أراهُ قالَ: مِن صُفرٍ _‌، فَقالَ: وَیحَكَ! ما هٰذِهِ؟

قالَ: مِنَ الواهِنَةِ[۷۳]؟

قالَ: أما إنَّها لا تَزیدُكَ إلّا وَهناً! اِنبِذها عَنكَ؛ فَإنَّكَ لَو مِتَّ و هِيَ عَلَیكَ ما أفلَحتَ أبَداً.[۷۴]

  1. مسند ابن حنبل - به نقل از عمران بن حصین -: پیامبر صلی الله علیه و آله در بازوی مردی حلقه‌ای دید - فکر می‌کنم گفت: از جنس مس.- فرمود: «وای بر تو! این چیست؟».

گفت: برای دفع واهنه[۷۵] است.

فرمود: «بدان که آن به تو چیزی جز وَهْن (سستی) نمی‌افزاید. آن را از خودت دور کن؛ زیرا اگر با آن از دنیا بروی، روی رستگاری را نمی‌بینی».

  1. سنن الترمذي عن عيسى بن حمزة: دَخَلتُ عَلیٰ عَبدِ اللهِ بنِ عُکَیمٍ أبي مَعبَدِ الجُهَنِيِّ أعودُهُ و بِهِ حُمرَةٌ، فَقُلنا: أ لا تُعَلِّقُ شَيئاً؟

قالَ: المَوتُ أقرَبُ مِن ذٰلِكَ! قالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله: «مَن تَعلَّقَ شَيئاً وُكِلَ إلَيهَ».[۷۶]

  1. سنن الترمذی - به نقل از عیسی بن حمزه -: به عیادت ابو معبد جُهَنی که باد سرخ گرفته بود، رفتم. به او گفتیم: آیا چیزی به خودت نمی‌آویزی؟

گفت: مرگ، دل‌پذیرتر از آن است. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «هر کس چیزی بیاویزد، به همان واگذار می‌‌شود».

۱ / ۲ - ۲: ما یَدُلُّ عَلی مَنعِ الحِرزِ المَجهولِ أو بِغَیرِ القُرآنِ

۱ / ۲ - ۲: روایات ممنوعیت استفاده از حرزهای نامعلوم یا غیر قرآنی

  1. دعائم الإسلام: عَن رَسولِ اللهِ صلی الله علیه و آله أنَّهُ نَهىٰ عَنِ‌ الرُّقیٰ‌ بِغَيرِ كِتابِ‌ اللهِ و ما لا يُعرَفُ بِذِكرِهِ‌.[۷۷]

 

  1. دعائم الإسلام: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از حرز کردنِ چیزی غیر از کتاب خدا و [نیز حرز کردنِ] ذکرهای ناشناخته نهی فرمود.

 

  1. طبّ الأئمّة علیهم السلام لابنَي بسطام عن محمّد بن مسلم[۷۸]: سَأَلتُ أبا جَعفَرٍ علیه السلام: أ نَتَعَوَّذُ بِشَيءٍ مِن هٰذِهِ الرُّقىٰ؟

قال: لا، إلّا مِنَ القُرآنِ؛ إنَّ عَلِيّاً علیه السلام كانَ يَقولُ: إنَّ كَثيراً مِنَ الرُّقىٰ وَ التَّمائِمِ مِنَ الإشراكِ.[۷۹]

  1. طبّ الأئمّة علیهم السلام، پسران بسطام - به نقل از محمّد بن مسلم -: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: آیا به چیزی از این حرزها تعویذ کنیم؟

فرمود: «نه، مگر آن که از قرآن باشد. علی علیه السلام می‌فرمود: بسیاری از حرزها و تمیمه‌ها شرک‌‌آلودند».

  1. سنن النسائي عن عبد الله بن مسعود: إنَّ نَبِيَّ الله صلی الله علیه و آله کانَ یَکرَهُ عَشرَ خِصالٍ: الصُّفرَةَ _ یَعنِی الخَلوقَ _‌، و تَغییرَ الشَّیبِ، و جَرَّ الإزارِ، وَ التَّخَتُّمَ بِالذَّهَبِ، وَ الضَّربَ بِالکِعابِ، وَ التَّبَرُّجَ بِالزّینَةِ لِغَیرِ مَحَلِّها، وَ الرُّقیٰ إلّا بِالمُعَوِّذاتِ، و تَعلیقَ التَّمائِمِ، و عَزلَ الماءِ بِغَیرِ مَحَلِّهِ، و إفسادَ الصَّبِيِّ؛ غَیرَ مُحَرِّمِهِ.[۸۰]

 

  1. سنن النسائی - به نقل از عبد اللّٰه بن مسعود -: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ده کار را خوش نمی‌داشت: استعمال صُفره – یعنی خَلوق (نوعی عطر که بیشتر آن، زعفران است و رنگ آن مایل به سرخی یا زردی است)، تغییر دادن موی سفید [با مشکی کردن یا کندن آن]، بلندتر قرار دادن دامان لباس از قوزک پا، پوشیدن انگشتر طلا، قاب‌بازی، نمایان ساختن نابه‌جای زینت، به کارگیری حرز مگر با معوّذات (سه سورۀ پایانی قرآن)، آویختن تمیمه، جلوگیری نابه‌جا از بارداری همسر، و تباه کردن کودک بدون آن که این کار را حرام کند [یعنی باردار کردن زن در حالی که هنوز بچّه شیر می‌دهد].

راجع: وسائل الشيعة: ج‌۴ ص۸۷۷ (باب ۴۱ باب جواز العوذة و الرقية و النشرة إذا كانت من القرآن أو الذكر أو مرويّة عنهم علیهم السلام دون غيرها من الأشياء المجهولة و جواز تعليق التعويذ من القرآن و الذكر و الدعاء) و أیضاً النهایة، ابن اثیر: ج۲ ص۲۵۵.

ر.ک: وسائل الشيعة: ج‌۴ ص۸۷۷ (باب ۴۱ باب جواز العوذة و الرقية و النشرة إذا کانت من القرآن أو الذکر أو مرويّة عنهم: دون غيرها من الأشياء المجهولة و جواز تعليق التعويذ من القرآن و الذکر و الدعاء) و أیضاً النهایة، ابن اثیر: ج۲ ص۲۵۵.

توضیح

اختلاف احادیث دستۀ نخست (موافق استفاده از حرزها و بلاگردان‌ها) با احادیث دستۀ دوم که گویا با هیچ حرزی و یا دست کم با حرزهای غیر قرآنی موافق نیستند، اختلافی قابل حل است. همان گونه که از احادیث بر می‌آید، آن دسته از تعویذها و حرزها و رقیه‌ها که شرک‌آلود نیستند و متن آنها برگرفته از آیات الهی و اذکار توحیدی و متون شناخته شده است، مُجازند.

روایات بخش نخست به روشنی نشان می‌دهند که جبرئیل برای سلامت ماندن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ایشان برای سلامت دو نوۀ بزرگوار خود، حسن علیه السلام و حسین علیه السلام، از حرز و تعویذ سود جسته است. این روایات با حرزهای نقل شده از یک یک امامان علیهم السلام که در فصل پایانی این باب آمده است و نیز روایاتی که تعویذ و حرز را در برابر شیاطین و ستمگران و چشم‌زخم و سِحر و برخی حیوانات موذی یا خطرات جسمی، توصیه کرده‌اند، تقویت می‌شوند. همچنین روایتی که حرز گرفتن را نه در تقابل با قضا و قدر الهی، که جزئی از برنامۀ خداوند برای هستی دانسته، مؤیّد جواز حرز است.

بر این پایه، روایاتی که از حرز و تعویذ نهی کرده‌اند، ناظر به حرزهای شرک‌آلودند که دست قدرت خدا را در هستی نادیده می‌گیرند، یا حرزهایی که نامعلوم اند و از محتوای آنها ناآگاهیم. هرچند ممکن است تعداد این گونه حرزها در جامعۀ جاهلی فراوان بوده ولی اسلام به جای ریشه‌کن کردن آنها کوشید بر پایۀ همین فرهنگ، آن را به سوی خداوند و علم و تقوا (پرهیزگاری) هدایت کند.

حرزها و بلاگردان‌‌های جاهلی، ترکیبی از وردهای خودساخته و بر پایۀ این پندار بودند که کاهنان و ساحران، قدرت درمان بیماری یا پیشگیری از آن و جلوگیری از برخی بلایای طبیعی را دارند؛ قدرتی خیالی و ادّعایی که خود را در کنار خدا می‌دید یا حتّی خود را تنها قدرت مؤثّر می‌پنداشت و دست کم از دیدگاه مراجعه کنندگان ناآگاه، چنین می‌نمود.[۸۱]

این کاهنان و مکّاران، به جای ارجاع بیماران و آسیب دیدگان به طبیبان و دیگر مراجع مناسب، از طریق فریفتن مراجعه کنندگان، آنان را به کاغذپاره‌هایی در بر دارندۀ متونی معمّاگونه، دل‌خوش می‌داشتند و سود خود را می‌بردند. دین اسلام با این حیله‌گری، به رویارویی برخاست؛ حیله و فریبی که هنوز ردّ پاهایی از آن در جوامع امروزی به چشم می‌آید. در مقابل این جریان شرک‌آلود و نیرنگ‌باز، پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام دعاها و حرزها و عوذه‌های توحیدی را جای‌گزین نمودند و بیماران و نیازمندان را برای حلّ مشکل خود، متوجّه شفادهندۀ حقیقی و قدرت اصلی هستی نمودند.

بر این پایه می‌توان رُقْیه‌هایی که از پیشوایانْ نقل شده و در بر دارندۀ دعاها و ذکرهایی مفهوم و مقبول‌ اند، جایز دانست و آنچه را از این جرگه بیرون است، کنار نهاد. تأکید می‌کنیم که این حرزها و رقیه‌ها نباید شیوۀ زندگی اجتماعی را در مراجعه به پزشک و مشاور و کارشناس به حاشیه ببرند؛ بلکه باید به اندازه و سازگار با شیوۀ متعارف زندگی باشند.

ر.ک: وسائل الشيعة: ج‌۴ ص۸۷۷ (باب ۴۱ باب جواز العوذة و الرقية و النشرة إذا کانت من القرآن أو الذکر أو مرويّة عنهم: دون غيرها من الأشياء المجهولة و جواز تعليق التعويذ من القرآن و الذکر و الدعاء) و نیز، ر.ک: النهایة، ابن اثیر: ج۲ ص۲۵۵.

الفَصلُ الثّاني: ما یَنبَغي أن یُحرَزَ بِهِ

فصل دوم: آنچه شایسته است حرز قرار گیرد

۲ / ۱: اللهُ سُبحانَهُ و کَلِماتُهُ و أسماؤُهُ

۲ / ۱: خداوند و سخنان و نام‌های او

الکتاب

قرآن

(وَ اتْلُ مَا اُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ كِتَابِ رَبِّكَ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً).[۸۲]

(و آنچه را که از کتاب پروردگارت به تو وحى شده است، بخوان. کلمات او را تغيير دهنده‌اى نيست و جز او هرگز پناهى نخواهى يافت).

(قُلْ إِنِّي لَنْ يُجيرَني‌ مِنَ اللهِ أَحَدٌ وَ لَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلتَحَداً).[۸۳]

(بگو: هرگز کسى مرا در برابر خدا پناه نمى‌دهد و هرگز پناهگاهى غير از او نمى‌يابم).

(قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الفَلَقِ* مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ* وَ مِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ* وَ مِنْ شَرِّ النَّفّاثَاتِ فِي العُقَدِ* وَ مِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ).[۸۴]

(بگو: پناه مى‌برم به پروردگار سپيده‌دم * از شرّ آنچه آفريده * و از شرّ تاريکى، چون فراگیر شود * و از شرّ دمندگان افسون در گره‌ها * و از شرّ [هر] حسود، آن گاه که حَسَد می‌ورزد).

(قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ* مَلِكِ النَّاسِ* إِلٰهِ النّاسِ* مِنْ شَرِّ الوَسْوَاسِ الخَنَّاسِ* الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ* مِنَ الجِنَّةِ وَ النَّاسِ).[۸۵]

(بگو: پناه مى‌برم به پروردگار مردم * پادشاه مردم * معبودِ مردم * از شرّ وسوسه‌گر نهانى * آن کس که در سينه‌هاى مردم وسوسه می‌کند * چه از جن و [چه از] انس).

(وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ* وَ أَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُونِ).[۸۶]

(و بگو: پروردگارا! از وسوسه‌هاى شيطان‌ها به تو پناه مى‌برم * و پروردگارا! از اين که [آنها] نزد من حاضر شوند، به تو پناه مى‌برم).

الحدیث

حدیث

  1. رسول اللّه صلی الله علیه و آله _ فِي الأَسماءِ الحُسنیٰ _: یا اللهُ یا مَن هُوَ حِرزٌ لِأَهلِ السَّماواتِ وَ الأَرضِ، یا اللهُ یا مَن هُوَ ذُخرٌ لِأَهلِ السَّماواتِ وَ الأَرضِ، یا اللهُ یا مَن هُوَ کَهفٌ لِأَهلِ السَّماواتِ وَ الأَرضِ، یا اللهُ یا مَن هُوَ مُنجٍ لِأَهلِ السَّماواتِ وَ الأَرضِ، یا اللهُ یا مَن هُوَ حِصنٌ لِأَهلِ السَّماواتِ وَ الأَرضِ.[۸۷]

 

  1. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله - در بارۀ نام‌های نیکوی خداوند -: ای خدا، اى آن که حرز [و نگهبان] آسمانيان و زمينيان است! ای خدا، ای آن که اندوختۀ آسمانیان و زمینیان است! ای خدا، ای آن که پناهگاه آسمانیان و زمینیان است! ای خدا، ای آن که نجات‌بخش آسمانیان و زمینیان است! ای خدا، ای آن که دژ آسمانیان و زمینیان است!

 

  1. رسول اللّه صلی الله علیه و آله ‌_ في دُعائِهِ یَومَ الأَحزابِ _: اللّٰهُمَّ إنّي أعوذُ بِنورِ قُدسِكَ، و عَظَمَةِ طَهارَتِكَ، و بَرَكَةِ جَلالِكَ، مِن كُلِّ آفَةٍ و عاهَةٍ، و مِن طَوارِقِ اللَّيلِ وَ النَّهارِ، إلّا طارِقاً يَطرُقُ بِخَيرٍ.

اللّٰهُمَّ أنتَ غِياثي فَبِكَ أستَغيثُ، و أنتَ مَلاذي فَبِكَ ألوذُ، و أنتَ مَعاذي فَبِكَ أعوذُ، يا مَن ذَلَّت لَهُ رِقابُ الجَبابِرَةِ، و خَضَعَت لَهُ مَقاليدُ الفَراعِنَةِ، أعوذُ بِكَ مِن خِزيِكَ، و مِن كَشفِ سِترِكَ، و مِن نِسيانِ ذِكرِكَ، وَ الاِنصِرافِ عَن شُكرِكَ.

أنَا في حِرزِكَ‌ في لَيلي و نَهاري، و ظَعني‌[۸۸] و أسفاري، و نَومي و قَراري، ذِكرُكَ شِعاري و ثَناؤُكَ دِثاري، لا إلٰهَ إلّا أنتَ، تَعظيماً لِوَجهِكَ و تَكريماً لِسُبُحاتِ نورِكَ، و أجِرني مِن خِزيِكَ و مِن كَشفِ سِترِكَ و سوءِ عِقابِكَ، وَ اضرِب عَلَيَّ سُرادِقاتِ حِفظِكَ، و أدخِلني في حِفظِ عِنايَتِكَ، و عِدني بِخَيرٍ مِنكَ، يا أرحَمَ الرّاحِمينَ.[۸۹]

  1. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله - در دعای خود -: خدايا! به نور قداست تو و عظمتِ پاکى تو، و برکت شُکوه تو، پناه مى‌برم از هر گزند و آسيبى، و از پيشامدهاى شب و روز، مگر پيشامدى که با نيکى مى‌آيد.

خدايا! تو يارى کنندۀ منی. پس، از تو کمک مى‌خواهم. تو حمايتگر منى. پس، دست به دامن تو مى‌شوم. تو پناهگاه منى. پس به تو پناه مى‌آورم. اى کسى که گردن زورگويان، در برابرش فرو افتاده است و مهار فرعونان، در اختيار اوست! به تو پناه مى‌برم از اين که خوار و رسوايم کنى و پرده‌ام را کنار بزنى، و از اين که ياد تو را فراموش کنم و از سپاس‌گزارى تو روى بگردانم.

من در شب و روزم، و کوچيدن و سفرهايم، و در هنگام خوابيدن و استراحتم، در پناه تو هستم. ياد تو، [همچون] جامۀ زیرین من [مرا در بر گرفته] است، و ثنای تو [همانند] جامۀ بالاپوشم [همۀ قامت مرا در بر گرفته] است. معبودى جز تو نيست. رويت را بزرگ مى‌دارم و عظمت نورت را گرامى مى‌دارم و مرا از اين که رسوايم کنى يا پرده‌ام را بدرى و يا کيفر بدم بدهى، در پناه خودت بگير، و سراپرده‌هاى حفظت را بر من بياويز و مرا در سايۀ عنايت خودت حفظ کن و مرا با نيکى‌اى از خودت باز گردان، اى مهربان‌ترينِ مهربانان!

  1. الإمام عليّ علیه السلام‌ _ في تَفسيرِ «أشهَدُ أن لا إلٰهَ إلَّا اللّٰهُ» _: أشهَدُ أنَّهُ لا مَلجَأَ مِنَ اللهِ إلّا إلَيهِ، و لا مَنجىٰ مِن شَرِّ كُلِّ ذي شَرٍّ و فِتنَةِ كُلِّ ذي فِتنَةٍ إلّا بِاللّٰهِ.[۹۰]

 

  1. امام على علیه السلام - در تفسير «گواهى مى‌دهم که معبودى جز خداوند یکتا نيست» -: [يعنى] گواهى مى‌دهم که از خداوند، گريزى جز به خود او نيست و جز به يارى خدا، از گزند هر گزندرسانى و فتنۀ هر فتنه‌گرى نمى‌توان رَهيد.

 

  1. الإمام زين العابدين علیه السلام‌ _ في مُناجاةِ المُعتَصِمينَ _: اللّٰهُمَّ يا مَلاذَ اللّائِذينَ، و يا مَعاذَ العائِذينَ... و يا حِصنَ اللّاجينَ، إن لَم أعُذ بِعِزَّتِكَ فَبِمَن أعوذُ؟! و إن لَم ألُذ بِقُدرَتِكَ فَبِمَن ألوذُ؟![۹۱]

 

  1. امام زين العابدين علیه السلام - در «مناجات متوسّل شوندگان» -: بار خدايا، اى پناهگاه پناهجويان و اى حامى حمايت‌خواهان... و اى دژ پناهندگان! اگر به عزّت تو پناه نياورم، به چه کسى پناه برم؟! و اگر به قدرت تو پناهنده نشوم، به چه کسى پناهنده شوم؟!

 

  1. الإمام الصادق علیه السلام‌ _ في قُنوتِهِ _: يا مَأْمَنَ الخائِفِ، و كَهفَ اللّاهِفِ‌[۹۲]، و جُنَّةَ[۹۳] العائِذِ، و غَوثَ اللّائِذِ، خابَ مَنِ اعتَمَدَ سِواكَ، و خَسِرَ مَن لَجَأَ إلىٰ دونِكَ.[۹۴]

 

  1. امام صادق علیه السلام - در قنوت خود -: اى مأمن آن کس که ترسیده، و پناه ستم‌ديدۀ غمناک، و سپرِ پناهنده و ياور حمايت‌خواه! نوميد شد آن که به غير تو تکيه کرد، و زيان کرد آن که به کسى جز تو پناه بُرد.

 

  1. الكافي _ فيما خاطَبَ اللّهُ تَعالیٰ لِموسیٰ علیه السلام _: يا موسَى، اجعَلني حِرزَكَ، و ضَع عِندي كَنزَكَ مِنَ الصّالِحاتِ، و خَفني و لا تَخَف غَيري، إلَيَّ المَصيرُ‌. [۹۵]

 

  1. الکافی - در خطاب‌های خداوند متعال به موسی علیه السلام -: اى موسى! مرا حرز [و حفاظ] خود قرار ده و گنجينۀ کارهاى نيکت را نزد من بسپار و از من بترس و جز از من مترس، که بازگشت به سوى من است.

 

  1. الإمام عليّ علیه السلام: ألجِئ نَفسَكَ فِي الاُمورِ كُلِّها إلَى اللهِ الواحِدِ القَهّارِ، فَإنَّكَ تُلجِئُها إلىٰ كَهفٍ حَصينٍ، و حِرزٍ حَريزٍ، و مانِعٍ عَزيزٍ.[۹۶]

 

  1. امام على علیه السلام: در همۀ کارها، خويشتن را در پناه خداى يگانۀ همواره چيره در آور، که در اين صورت، خود را در پناه غارى استوار و دژى نفوذناپذير و مانعى محکم در آورده‌اى.

 

  1. الإمام عليّ علیه السلام‌ _ في حِرزٍ لَهُ _: رَبِّ و أعِذني بِعِياذِكَ، بِكَ امتَنَعَ‌[۹۷] عائِذُكَ.[۹۸]

 

  1. امام على علیه السلام ـ در يکى از حِرزهای خود -: پروردگارا! مرا در پناهگاهت پناه ده، که پناهندۀ تو، در حمايت توست.

 

  1. الإمام الصادق علیه السلام: حَصِّنوا أموالَكُم و أهليكُم و أحرِزوهُم بِهٰذِهِ، و قولوها بَعدَ صَلاةِ العِشاءِ الآخِرَةِ: «اُعيذُ نَفسي و ذُرِّيَّتي و أهلَ بَيتي و مالي بِكَلِماتِ اللهِ التّامَّةِ، مِن كُلِّ شَيطانٍ و هامَّةٍ، و مِن كُلِّ عَينٍ لامَّةٍ»، و هِيَ العُوذَةُ الَّتي عَوَّذَ بِها[۹۹] جَبرَئيلُ علیه السلام الحَسَنَ‌ وَ الحُسَينَ علیهما السلام.[۱۰۰]

 

  1. امام صادق علیه السلام: اموال و خانوادۀ خود را با اين دعا مصون و محفوظ کنيد و آن را بعد از نماز عشا بگوييد: «خودم و فرزندانم و خانواده‌ام و اموالم را از گزند هر شيطان و گزنده‌اى و از هر چشمِ بدى، در پناه کلماتِ تامّ خداوند در مى‌آورم». اين، همان تعويذى است که جبرئيل علیه السلام با آن، حسن علیه السلام و حسين علیه السلام را محفوظ ساخت.

 

  1. طبّ الأئمّة علیهم السلام لابني بسطام عن خالد العبسيّ: عَلَّمَني عَلِيُّ بنُ موسىٰ علیه السلام هٰذِهِ العُوذَةَ و قالَ: عَلِّمها إخوانَكَ مِنَ المُؤمِنينَ؛ فَإنَّها لِكُلِّ ألَمٍ، و هِيَ: «اُعيذُ نَفسي بِرَبِّ الأَرضِ و رَبِّ السَّماءِ، اُعيذُ نَفسي بِالَّذي لا يَضُرُّ مَعَ اسمِهِ داءٌ، اُعيذُ نَفسي بِالَّذِي اسمُهُ بَرَكَةٌ و شِفاءٌ». [۱۰۱]

 

  1. طبّ الأئمّة علیهم السلام، پسران بسطام - به نقل از خالد عَبسى -: علی بن موسی (امام رضا علیه السلام) اين تعويذ را به من آموخت و فرمود: «آن را به برادران مؤمنت بياموز؛ زيرا اين براى هر دردى است و آن، اين است: "خود را در پناه پروردگار زمين و پروردگار آسمان قرار مى‌دهم. خود را در پناه کسى قرار مى‌دهم که با وجود نام او، هيچ دردى، آسيب نمى‌رسانَد. خود را در پناه کسى قرار مى‌دهم که نامش، برکت و درمان است"».

راجع: رقیا جبرئيل علیه السلام رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله و أیضاً: تعویذ رسول اللّٰهِ صلی الله علیه و آله الحسن و الحسین علیهما السلام.

ر.ک: حرز جبرئیل علیه السلام برای پیامبر صلی الله علیه و آله. نیز، ر.ک: تعویذ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برای حسن علیه السلام و حسین علیه السلام.

۲ / ۲: التَّقویٰ وَ اجتِنابُ الذُّنوبِ

۲ /۲: پرهیزگاری و دوری از گناه

  1. الإمام الصادق علیه السلام: مَنِ اعتَصمَ بِاللهِ بِتَقواهُ عَصَمَهُ اللهُ، و مَن أقبَلَ اللهُ قِبَلَهُ و عَصَمَهُ لَم يُبالِ لَو سَقَطَتِ السَّماءُ وَ الأَرضُ، و إن نَزلَت نازِلَةٌ عَلىٰ‌ أهلِ الأَرضِ فَشَمِلَتهُم بَلِيَّةٌ كانَ في‌ حِرزِ الله��‌ بِالتَّقوىٰ مِن كُلِّ بَلِيَّةٍ، أ لَيسَ اللهُ تَعالىٰ‌ يَقولُ: (إنَّ المُتَّقِينَ فِي مَقامٍ أمِينٍ)[۱۰۲]؟![۱۰۳]

 

  1. امام صادق علیه السلام: هر که با پروا داشتن از خدا به او پناه برد، خداوند او را نگه می‌دارد و هر که خداوند به او رو کند و نگهدارش باشد، او را از افتادن آسمان بر زمين باکى نیست و اگر بر اهل زمين بلايى فرود آيد و همگان را در بر گيرد، او به سبب پرهیزگاری، از هر بلايى در امان می‌ماند. مگر نه اين است که خداوند متعال مى‌فرمايد: (به راستى که پرهيزگاران در جايگاهى امن هستند)؟!

 

  1. الإمام الصادق علیه السلام: ثَلاثَةٌ في حِرزِ اللهِ عزّ و جلّ إلىٰ أن يَفرُغَ اللهُ مِنَ الحِسابِ: رَجُلٌ لَم يَهُمَّ بِزِنا قَطُّ[۱۰۴]، و رَجُلٌ لَم يَشُب مالَهُ بِرِبا قَطُّ، و رَجُلٌ لَم يَسعَ فيهِما قَطُّ. [۱۰۵]

 

  1. امام صادق علیه السلام: [روز قیامت] سه کس در پناه خداوند عزّ و جلّ اند، تا آن گاه که خداوند از حسابرسى [بندگان] فارغ شود: مردى که هرگز گِردِ زنا نگردیده، مردى که مالش را هرگز به ربا آلوده نساخته، و مردى که در اين دو کار هرگز واسطه نشده است.

 

  1. الإمام عليّ علیه السلام: التَّقوىٰ حِرزٌ لِمَن عَمِلَ بِها. [۱۰۶]

 

  1. امام على علیه السلام: پرهیزگاری، پناهگاهى نفوذناپذير است براى کسى که آن را به کار گيرد.

 

  1. الإمام عليّ علیه السلام: التَّقوىٰ حِصنٌ حَصينٌ لِمَن لَجَأَ إلَيهِ.[۱۰۷]

 

  1. امام على علیه السلام: پرهیزگاری، براى کسى که بِدان پناه برد، دژى مستحکم است.

 

  1. الإمام عليّ علیه السلام: اِعلَموا _ عِبادَ اللهِ _ أنَّ التَّقوىٰ حِصنٌ‌ حَصينٌ، وَ الفُجورَ حِصنٌ ذَليلٌ؛ لا يَمنَعُ أهلَهُ و لا يُحرِزُ مَن لَجَأَ إلَيهِ.[۱۰۸]

 

  1. امام علی علیه السلام: ای بندگان خدا! بدانید که پرهیزگاری، حصاری بلند است و بی‌تقوایی، حصاری پَست که اهل خود را محفوظ نمی‌دارد و از کسی که به آن پناه ببرد، نگهداری نمی‌کند.

۲ / ۳: العِلمُ

۲ / ۳: دانش

  1. الإمام الباقر علیه السلام _ في وَصِيَّتِهِ لِأَحِدِ أصحابِهِ _: اِدفَع عَن نَفسِكَ حاضِرَ الشَّرِّ بِحاضِرِ العِلمِ، وَ استَعمِل حاضِرَ العِلمِ بِخالِصِ العَمَلِ، و تَحَرَّز في خالِصِ العَمَلِ مِن عَظيمِ الغَفلَةِ بِشِدَّةِ التَّيَقُّظِ، وَ استَجلِب شِدَّةَ التَّيَقُّظِ بِصِدقِ الخَوفِ، وَ احذَر خَفِيَّ التَّزَيُّنِ بِحاضِرِ الحَياةِ، و تَوَقَّ مُجازَفَةَ الهَوىٰ‌ بِدَلالَةِ العَقلِ، و قِف عِندَ غَلَبَةِ الهَوىٰ‌ بِاستِرشادِ العِلمِ.[۱۰۹]

 

  1. امام باقر علیه السلام - در سفارش خود به یکی از یاران خود -: شرّی را که دامنگیر است، با دانشی که داری، از خويشتن دور کن و دانش موجود را در پرتو کردارِ خالصانه به کار بند و در کردار خالصانه، با هشیاری کامل، از غفلت بزرگ بپرهيز و کمال هشیاری را با هراسى صادقانه به دست آور و از خودآرايى نهان به زندگانى حاضر بپرهيز و با راه‌نمايى خِرد، گزافه‌کارى هوس خود را نگه دار و هنگام چيرگى هوس، با ره ‌جُستن از دانش، باز ايست.

 

  1. الإمام الصادق علیه السلام: العِلمُ جُنَّةٌ.[۱۱۰]

 

  1. امام صادق علیه السلام: دانش، سپر است.

 

  1. الإمام عليّ علیه السلام: العِلمُ حِرزٌ.[۱۱۱]

 

  1. امام على علیه السلام: دانش، حِرز است.

 

  1. الإمام عليّ علیه السلام: العِلمُ حِجابٌ مِنَ الآفاتِ.[۱۱۲]

 

  1. امام على علیه السلام: دانش، مانع آسيب‌هاست.

۲ / ۴: الدُّعاءُ وَ الذِّکرُ وَ الصَّلاةُ

۲ / ۴: دعا و ذکر و نماز

  1. رسول الله صلی الله علیه و آله _ في وَصِیَّتِهِ لِلإمامِ عَلِيٍّ علیه السلام _: يا عَلِيُّ، أ لا اُعَلِّمُكَ كَلِماتٍ، إذا وَقَعتَ في وَرطَةٍ أو بَلِيَّةٍ فَقُل: «بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ، لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ العَلِيِّ العَظيمِ»؛ فَإنَّ اللهَ عزّ و جلّ يَصرِفُ بِها عَنكَ ما يَشاءُ مِن أنواعِ البَلاءِ.[۱۱۳]

 

  1. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله - در سفارش خود به علی علیه السلام -: اى على! آيا کلماتی را به تو نياموزم؟ هر گاه در مشکلى سخت يا بلايى افتادى، بگو: «به نام خدای مهرگستر مهربان. هيچ نيرو و توانى نيست مگر از سوى خداى والا و بزرگ»؛ زيرا خداوند به برکت اين دعا، از انواع بلا، آنچه را که بخواهد، از تو دفع می‌کند.

 

  1. الإمام الصادق علیه السلام: مَن قالَ في دُبُرِ صَلاةِ الفَجرِ و دُبُرِ صَلاةِ المَغرِبِ سَبعَ مَرّاتٍ: «بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ، لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ العَلِيِّ العَظيمِ»، دَفَعَ اللهُ عزّ و جلّ عَنهُ سَبعينَ نَوعاً مِن أنواعِ البَلاءِ؛ أهوَنُهَا الرّيحُ وَ البَرَصُ وَ الجُنونُ، و إن كانَ شَقِيّاً مُحِيَ مِنَ الشَّقاءِ و كُتِبَ فِي السُّعَداءِ.[۱۱۴]

 

  1. امام صادق علیه السلام: هر کس در پى نماز صبح و در پى نماز مغرب، هفت بار بگويد: «به نام خداى مهرگسترِ مهربان. هيچ نيرو و توانى نيست مگر از سوی خداى والا و بزرگ»، خداوند عزّ و جلّ هفتاد نوع از انواع بلا را از او دور مى‌کند که کمترين آنها باد و پيسى و ديوانگى است و اگر از تيره‌بختان است، نامش از تيره‌بختی پاک و در شمارِ نيک‌بختان نوشته می‌شود.

 

  1. رسول الله صلی الله علیه و آله: ما مِن عَبدٍ دَعا بِهٰذَا الدُّعاءِ في كُلِّ غُدوَةٍ إلّا كانَ في حِرزِ اللهِ إلىٰ وَقتِهِ، و كُفِيَ كُلَّ هَمٍّ و غَمٍّ و حُزنٍ و كَربٍ، و هُوَ لِلدُّخولِ عَلَى السُّلطانِ، و حِرزٌ مِنَ الشَّيطانِ، فَادعوا بِهِ عِندَ الشَّدائِدِ؛ فَإن دَعا بِهِ مَحزونٌ فَرَّجَ اللهُ عَنهُ، و إن دَعا بِهِ مَحبوسٌ فَرَّجَ عَنهُ، و بِهِ تُقضَى الحَوائِجُ، و إيّاكَ أن تَدعُوَ بِهِ عَلىٰ‌ أحَدٍ؛ فَإنَّهُ أسرَعُ مِنَ السَّهمِ النّافِذِ، و هُوَ:

«بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ. اللّٰهُمَّ يا صَريخَ المَكروبينَ، يا مُجيبَ دَعوَةِ المُضطَرّينَ، يا كاشِفَ الكَربِ العَظيمِ، يا أرحَمَ الرّاحِمينَ، اِكشِف كَربي و هَمّي؛ فَإنَّهُ لا يَكشِفُ الكَربَ إلّا أنتَ، فَقَد تَعرِفُ حالي و حاجَتي و فَقري و فاقَتي، فَاكفِني ما أهَمَّني مِن أمرِ الدُّنيا وَ الآخِرَةِ، بِجودِكَ و كَرَمِكَ...»[۱۱۵].[۱۱۶]

  1. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هیچ بنده‌اى نیست که اين دعا را صبح هر روز بخواند، مگر این که تا صبح روز بعد در حرز و حفاظ خداوند است و از هر غم و اندوه و گرفتاری‌ای محفوظ است. اين دعا براى رفتن نزد سلطان و ايمن بودن از شرّ شيطان است. اين دعا را به هنگام سختى‌ها بخوانید. اگر اين دعا را اندوهگینی بخواند، خداوند اندوه او را بر طرف مى‌سازد و اگر زندانی‌ای بخواند، از بند نجاتش مى‌دهد و به برکت اين دعا هر حاجتى برآورده ‌می‌گردد و مبادا با آن کسی را نفرین کنی؛ چرا که اين دعا از تير فرو رونده مؤثّرتر است.

آن دعا اين است: «به نام خداوند مهرگستر مهربان.‌ بار خدایا! اى فريادرس اندوهناکان! اى اجابت‌ کنندۀ دعاى بيچارگان! ای بر طرف‌ کنندۀ گرفتاریِ بزرگ! ای مهربان‌ترینِ مهربانان! گرفتاری و اندوه مرا بر طرف فرما؛ زیرا گرفتاری را جز تو برطرف نمی‌کند. تو حال و روز مرا و نیاز و فقر و ناداری مرا می‌دانی. پس، نگرانی [و دغدغۀ] دنیا و آخرت مرا بر طرف فرما به بخشندگی و بزرگواری‌ات...».

  1. الإقبال عن محمّد بن أبي قرّة في کتابه في عمل أوّل یوم من شهر رمضان عن العالم صلوات الله علیه: مَن صَلّىٰ عِندَ دُخولِ شَهرِ رَمَضانَ رَكعَتَينِ تَطَوُّعاً، قَرَأَ في اُولاهُما اُمَّ الكِتابِ‌، و (إِنّٰا فَتَحْنٰا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً)[۱۱۷]، وَ الاُخرىٰ ما أحَبَّ‌؛ دَفَعَ اللهُ تَعالىٰ عَنهُ سوءَ سَنَتِهِ‌، و لَم يَزَل في حِرزِ اللهِ تَعالىٰ إلىٰ مِثلِها مِن قابِلٍ‌.[۱۱۸]

 

  1. الإقبال ـ به نقل از محمّد بن ابى قُرّه در کتابش در بارۀ اعمال روز اوّل ماه رمضان ـ عالِم (امام کاظم علیه السلام) فرمود: «هر کس هنگام فرا رسيدن ماه رمضان، دو رکعت نماز مستحب بخواند و در رکعت اوّل، [سوره‌های] فاتحه و فتح، و در رکعت دوم، هر سوره‌اى را که دوست داشت، بخواند، خداوند بدىِ آن سال را از او دور مى‌کند و همواره تا سال آینده در حرز و حفاظ خداوند متعال خواهد بود».

 

  1. الإمام الصادق علیه السلام: الدُّعاءُ يَرُدُّ القَضاءَ بَعدَما اُبرِمَ[۱۱۹] إبراماً، فَأَكثِر مِنَ الدُّعاءِ؛ فَإنَّهُ مِفتاحُ كُلِّ رَحمَةٍ، و نَجاحُ كُلِّ حاجَةٍ، و لا يُنالُ ما عِندَ اللَّهِ عزّ و جلّ إلّا بِالدُّعاءِ، و إنَّهُ لَيسَ بابٌ يُكثَرُ قَرعُهُ إلّا يوشِكُ أن يُفتَحَ لِصاحِبِهِ.[۱۲۰]

 

  1. امام صادق علیه السلام: دعا تصمیم حتمی [خداوند] را هم بر مى‌گرداند. پس، بسيار دعا کن که آن، کليد هر رحمت و وسيلۀ رسيدن به هر حاجتى است و به آنچه نزد خداوند عزّ و جلّ است جز با دعا نمی‌توان رسيد. هيچ درى نيست که آن را بسيار بکوبند، مگر اين که به زودى بر روى کوبنده‌اش باز مى‌شود.

ملاحظة

نکته

كما يتّضح من الحديث الأخير و روايات اُخرىٰ عديدة، فإنّ الدّعاء مؤثّر جدّاً في دفع البلاء و أنواع الآفات و الأضرار. و من هنا، صدرت عن النبيّ صلی الله علیه و آله و الأئمّة علیهم السلام أدعيةٌ و أذكارٌ كثيرة في هذا الشأن، و قد نُقل قسم كبير من هٰذه الأدعية و الأذكار في المجموعات الحديثية و الدعائية الشيعيّة المتقدّمة و المتأخّرة، و بعض مصادر أهل السنّة. و حيث إنّ كتاب نهج الذكر ـ لا سيّما فصل «الحثّ على الاستعاذة باللّٰه و الالتجاء إليه» ـ و كتاب نهج الدعاء، و كذلك مدخل «الدعاء» في هٰذه الموسوعة، خصّصت لهٰذا الغرض، فإنّنا نُحيل القرّاء الأعزّاء إلىٰ هٰذين الكتابين و المدخل المذكور.

همان گونه که از حدیث اخیر و روایات متعدّد دیگر بر می‌آید، دعا در دفع بلاها و انواع آفت‌ها و آسیب‌ها بسیار مؤثّر است. از این رو، دعاها و نیز ذکرهای فراوانی در این باره از پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام صادر شده است. بخش بزرگی از این دعاها و ذکرها در مجموعه‌های روایی و دعایی متقدّم و متأخّر شیعه و برخی منابع اهل سنّت نقل شده است. از آن جا که کتاب نهج الذکر بویژه فصل «الحثّ على الاستعاذة باللّٰه و الالتجاء إليه» و کتاب نهج الدعاء و نیز مدخل «دعا» در همین دانش‌نامه ویژۀ این امر است، خوانندگان گرامی را به این دو کتاب و نیز مدخل یاد شده، ارجاع می‌دهیم.[۱۲۱]

الفَصلُ الثّالث: ما يُتَحَرَّزُ مِنهُ‌

فصل سوم: آنچه در برابرش حرز به کار می‌رود

۳ / ۱: الشَّياطینُ‌

۳ / ۱: شیطان‌ها

الکتاب

قرآن

(فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُهَا أُنْثَىٰ وَ اللّٰهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثَىٰ وَ إِنِّي سَمَّيْتُهَا مَرْيَمَ وَ إِنِّي أُعِيذُهَا بِكَ وَ ذُرِّيَّتَهَا مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ).[۱۲۲]

(پس چون فرزندش را به دنیا آورد، گفت: «پروردگارا! من دختر زاییده‌ام - و خدا به آنچه او زاييد، داناتر بود - و پسر چون دختر نيست و من نامش را مريم نهادم و او و فرزندانش را از شيطان رانده شده، به تو پناه مى‌دهم).

(وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ * وَ أَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُونِ).[۱۲۳]

(و بگو: پروردگارا! از وسوسه‌هاى شيطان‌ها به تو پناه مى‌برم * و پروردگارا! از اين‌ که [آنها] به پيش من حاضر شوند، به تو پناه مى‌برم).

(وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللّٰهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ * إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ).[۱۲۴]

(و اگر از شيطان وسوسه‌اى به تو رسد، به خدا پناه ببَر؛ زيرا او شنواى داناست. *در حقيقت، کسانى که [از خدا] پروا دارند، چون وسوسه‌اى از جانب شيطان به آنان رسد، [خدا را] به ياد می‌آورند و یک‌باره بينا می‌شوند).

(فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّٰهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ).[۱۲۵]

(پس چون قرآن مى‌خوانى، از شيطانِ رانده شده، به خدا پناه ببَر).

الحديث‌

حدیث

  1. رسول الله صلی الله علیه و آله: مَـن خـافَ سـاحِراً أو شَـيطاناً فَـليَـقرَأ: (إِنَّ رَبَّكُمُ اللهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ و الأَرضَ...) الآيَةَ‌[۱۲۶].[۱۲۷]

 

  1. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر کس از جادوگر یا شیطانى ترس داشت، آیۀ (به یقین، پروردگار شما، خداوند است که آسمان‌ها و زمین را آفرید...)[۱۲۸] را بخواند.

 

  1. دلائل النبوّة للبیهقي عن أبي خالد بن أبي دُجانة: سَمِعتُ أبي أبا دُجانَةَ يَقولُ: شَكَوتُ إلىٰ رَسولِ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله، بَينَما أنَا مُضطَجِعٌ في فِراشي إذ سَمِعتُ في داري صَريراً كَصَريرِ الرَّحىٰ و دَوِيّاً كَدَوِيِّ النَّحلِ و لَمعاً كَلَمعِ البَرقِ، فَرَفَعتُ رَأسي فَزِعاً مَرعوباً، فَإذا أنَا بِظِلٍّ أسوَدَ مولىٰ[۱۲۹] يَعلو و يَطولُ في صَحنِ داري، فَأَهوَيتُ إلَيهِ فَمَسَستُ جِلدَهُ فَإذا جِلدُهُ كَجِلدِ القُنفُذِ، فَرَمىٰ في وَجهي مِثلَ شَرَرِ النّارِ، فَظَنَنتُ أنَّهُ قَد أحرَقَني و أحرَقَ داري!

فَقالَ رَسولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله: عامِرُكَ عامِرُ سُوءٍ يا أبا دُجانَةَ و رَبِّ الكَعبَةِ، و مِثلُكَ يُؤذیٰ يا أبا دُجانَةَ!

ثُمَّ قالَ: إیتوني بِدَواةٍ و قِرطاسٍ. فَاُتِيَ بِهِما، فَناوَلَهُ عَلِيَّ بنَ أبي طالِبٍ و قالَ: اُكتُب يا أبَا الحَسَنِ! فَقالَ: و ما أكتُبُ؟ قالَ: اُكتُب:

«بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ. هٰذا كِتابٌ مِن مُحَمَّدٍ رَسولِ رَبِّ العالَمينَ صلی الله علیه و آله إلىٰ مَن طَرَقَ الدّارَ مِنَ العُمّارِ وَ الزُّوّارِ وَ الصّالِحينَ، إلّا طارِقاً يَطرُقُ بِخَيرٍ، يا رَحمٰنُ. أمّا بَعدُ، فَإنَّ لَنا و لَكُم فِي الحَقِّ سَعَةً، فَإن تَكُ عاشِقاً مولَعاً أو فاجِراً مُقتَحِماً أو راغِباً حَقّاً أو مُبطِلاً، هٰذا كِتابُ اللهِ تَبارَكَ و تَعالىٰ يَنطِقُ عَلَينا و (عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ)[۱۳۰]، و (رُسُلَنَا يَكْتُبُونَ مَا تَمْكُرُونَ)[۱۳۱]، اُترُكوا صاحِبَ كِتابي هٰذا وَ انطَلِقوا إلىٰ عَبَدَةِ الأَصنامِ و إلىٰ مَن يَزعُمُ أنَّ (مَعَ اللهِ إلَهًا آخَرَ لَا إِلٰهَ إلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ)[۱۳۲]، (يُغْلَبُونَ)[۱۳۳]، (حم)[۱۳۴]، (لَا يُنْصَرُونَ)[۱۳۵]، (حم عسق)[۱۳۶]، تَفَرَّقَ أعداءُ اللهِ و بَلَغَت حُجَّةُ اللّٰهِ، و لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّٰهِ، (فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللهُ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ)[۱۳۷]».

قالَ أبو دُجانَةَ: فَأَخَذتُ الكِتابَ فَأَدرَجتُهُ و حَمَلتُهُ إلىٰ داري و جَعَلتُهُ تَحتَ رَأسي، و بِتُّ لَيلَتي، فَمَا انتَبَهتُ إلّا مِن صُراخِ صارِخٍ يَقولُ: يا أبا دُجانَةَ، أحرَقَتنا _ وَ اللّاتِ وَ العُزّىٰ _ الكَلِماتُ! بِحَقِّ صاحِبِكَ لَمّا رَفَعتَ عَنّا هٰذَا الكِتابَ، فَلا عَودَ لَنا في دارِكَ _ و قالَ غَيرُهُ: في أذاكَ _ و لا في جِوارِكَ و لا في مَوضِعٍ يَكونُ فيهِ هٰذَا الكِتابُ.

قال أبو دُجانَةَ: فَقُلتُ: لا و حَقِّ صاحِبي رَسولِ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله لا أرفَعُهُ[۱۳۸] حَتّىٰ أستَأْمِرَ رَسولَ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله.

قالَ أبو دُجانَةَ: فَلَقَد طالَت عَلَيَّ لَيلَتي بِما سَمِعتُ مِن أنينِ الجِنِّ و صُراخِهِم و بُكائِهِم، حَتّىٰ أصبَحتُ فَغَدَوتُ فَصَلَّيتُ الصُّبحَ مَعَ رَسولِ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله، و أخبَرتُهُ بِما سَمِعتُ مِنَ الجِنِّ لَيلَتي و ما قُلتُ لَهُم.

فَقالَ لي: يا أبا دُجانَةَ، ارفَع عَنِ القَومِ، فَوَ الَّذي بَعَثَني بِالحَقِّ نَبِيّاً! إنَّهُم لَيَجِدونَ ألَمَ العَذابِ إلىٰ يَومِ القِيامَةِ.[۱۳۹]

  1. دلائل النبوّة، بیهقی - به نقل از ابو خالد بن ابی دُجانه -: از پدرم ابو دُجانه شنیدم که گفت: به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شکایت کردم و گفتم: ای پیامبر خدا! شب که در بسترم خوابیدم، ناگهان غژغژی شبیه غژغژ دستاس و وزوزی شبیه وزوز زنبورهای عسل شنیدم و نوری چون برق دیدم و وحشت‌زده و هراسان سرم را بلند کردم. سایۀ سیاه بلند و درازی را دیدم که در حیاط خانه‌ام دارد می‌رود. دستم را به طرفش دراز ‌کردم و پوستش را لمس نمودم، مانند پوست خارپشت بود و به صورت من چیزی مانند شراره‌های آتش پرتاب کرد، به طوری که خیال کردم من و خانه‌ام را سوزاند.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «به خداوند کعبه سوگند - ای ابو دُجانه - که ساکن خانه‌ات، ساکن بدی است. کسی مثل تو اذیّت می‌شود، ای ابو دجانه!».

سپس فرمود: «برایم دوات و کاغذ بیاورید». آنها را آوردند. پیامبر صلی الله علیه و آله آن‌ را به علی بن ابی طالب داد و فرمود: «بنویس، ای ابو الحسن!». گفت: چه بنویسم؟

فرمود: «بنویس: "به نام خداوند مهرگستر مهربان. این، نامه‌ای است از فرستادۀ پروردگار جهانیان، به وارد ‌شوندگان در شب از ساکن و مسافر، جز آن که براى نيکى آيد. امّا بعد، به راستى براى ما و شما در درستى، گشايشى است. اگر عاشقی شيفته يا هرزه‌ای يورشگر هستی یا خواهان حق و یا اهل باطلی، اين، کتاب خداوندِ بلندمرتبه و والاست که سخن می‌گوید بر ضدّ ما و (بر ضدّ شما به حق. به درستی که ما از آنچه مى‌کرديد، نسخه بر مى‌داشتيم) و (در حقيقت، فرستادگان (فرشتگان) ما آنچه نيرنگ مى‌کنيد، مى‌نويسند). صاحب اين نامه‌‌ام را رها کنید و به سراغ بت‌پرستان و آن کسانی برويد که می‌گویند: (با خدا معبودى ديگر است، حال آن که معبودی جز او نيست. جز ذات او، همه چيز نابود شونده است. فرمان، از آنِ اوست و به سوى او باز گردانيده مى‌شويد). (مغلوب می‌شوند). (حا، میم). (نصرت داده نمی‌شوند). (حا، میم. عین، سین، قاف). دشمنان خدا پراکنده شدند و حجّت خدا رسید و هیچ نیرو و توانی نیست، جز از سوی خدای یکتا (و به زودى، خداوند [شرّ] آنان را از تو کفايت خواهد کرد، که او شنواى داناست)"».

ابو دُجانه گفت: نامه را گرفتم. آن را تا کردم و به خانه‌ام بردم و زیر سرم قرار دادم. آن شب را خوابیدم و چیزی نفهمیدم تا این که از فریاد کسی بیدار شدم که می‌گفت: ای ابودُجانه! به لات و عُزّیٰ سوگند که این کلمات، ما را آتش زد. تو را به حقّ سَرورت، این متن را از ما بردار. دیگر هرگز در خانه‌ات و نزدیکی‌ات و جایی که این متن باشد، باز نمی‌گردیم.

ابو دُجانه گفت: به حرمت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آن را بر نمی‌دارم مگر آن که از پیامبر خدا اجازه بگیرم.

ابو دُجانه گفت: از شنیدن ناله و فریاد و گریۀ جنّیان، شب بر من طولانی گذشت. صبح که شد، رفتم و نماز را با پیامبر خدا خواندم و آنچه را شب میان من و جنّیان رد و بدل شده بود، به ایشان خبر دادم.

پیامبر خدا به من فرمود: «ای ابو دجانه! دست از این قوم بردار. سوگند به کسی که مرا به حق به پیامبری بر انگیخت، آنها درد عذاب را تا روز قیامت خواهند یافت».

  1. الثاقب في المناقب عن سلمان _ في خَبَرِ الرُّطَبِ الَّذي أهدَتهُ إیّاهُ فاطِمَةُ علیها السلام و لَم یَجِد لَهُ نَوَیً _:... فَدَخَلتُ و قُلتُ: یا بِنتَ رَسولِ اللّٰهِ، أمَرتِني أن آتیكِ بِعَجَمَتِهِ[۱۴۰]، و أنا لَم أجِد لَهُ عَجَماً!

فَتَبَسَّمَت، و لَم تَکُن ضَحِکَت علیها السلام، ثُمَّ قالَت: هِيَ مِن نَخیلٍ غَرَسَهَا اللهُ تَعالیٰ في دارِ السَّلامِ بِدُعاءٍ عَلَّمَنيهِ أبي رَسولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله كُنتُ أقولُهُ غُدوَةً و عَشِيَّةً.

قُلتُ: عَلِّمينِي الكَلامَ سَيِّدَتي.

قالَت: إن سَرَّكَ أن تَلقَى اللهَ تَعالىٰ و هُوَ عَنكَ راضٍ غَيرُ غَضبانَ، و لا تَضُرَّكَ وَسوَسَةُ الشَّيطانِ ما دُمتَ حَيّاً، فَواظِب عَلَيهِ...:

«بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ. بِاسمِ اللهِ النّورِ، بِاسمِ اللهِ نورِ النّورِ، باِسمِ اللهِ نورٌ عَلىٰ نورٍ، بِاسمِ اللهِ الَّذي هُوَ مُدَبِّرُ الاُمورِ، بِاسمِ اللهِ الَّذي خَلَقَ النّورَ مِنَ النّورِ، الحَمدُ لِلهِ الَّذي خَلَقَ النّورَ مِنَ النّورِ، و أنزَلَ النّورَ عَلَى الطّورِ[۱۴۱]، في كِتابٍ مَسطورٍ، في رَقٍّ[۱۴۲] مَنشورٍ، وَ البَيتِ المَعمورِ، وَ السَّقفِ المَرفوعِ، وَ البَحرِ المَسجورِ، بِقَدَرٍ مَقدورٍ، عَلىٰ نَبِيٍّ مَحبورٍ، الحَمدُ لِلهِ الَّذي هُوَ بِالعِزِّ مَذكورٌ، و بِالخَيرِ مَشهورٌ، و عَلَى السَّرّاءِ وَ الضَّرّاءِ مَشكورٌ».[۱۴۳]

  1. الثاقب فی المناقب - به نقل از سلمان، در حدیث خرمایی که فاطمه علیها السلام به وی هدیه داده بود و آن خرمایی بدون هسته بود -: وارد شدم و گفتم: ای دختر پیامبر خدا! مرا فرمان داده‌ای که هستۀ آن را برایتان بیاورم، در حالی که در آن، هسته‌ای نیافتم!

لبخندی زد؛ امّا نخندید. سپس فرمود: «آن از درخت خرمایی است که خدای متعال، آن را در دار السلام (بهشت) کاشته است، همراه با دعایی که پدرم پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به من آموخت و من هر بامداد و شامگاه، آن را می‌خوانم».

گفتم: آن سخن را به من هم بیاموزید، بانوی من!

فرمود: «اگر دوست داری که خداوند متعال را در حالی دیدار کنی که از تو خشنود است و خشمگین نیست، و تا زنده هستی، وسوسۀ شیطان به تو گزند نرساند، بر این دعا مواظبت نما: "به نام خداوند مهرگستر مهربان. به نام خدا که نور است. به نام خدا که نورِ نور است. به نام خدا که نوری روی نور است. به نام خدایی که تدبیرگر همۀ امور است. به نام خدایی که نور را از نور آفرید. ستایش، خدا را که نور را از نور آفرید و نور را بر طور [سینا] فرو فرستاد، در کتابی نبشته، در نازک‌پوستی گشوده، و بیت معمور و بام برافراشته (آسمان) و دریای جوشان، به اندازه‌ای معیّن، بر پیامبری ارجمند. ستایش، خدا را که به عزّت، یاد می‌شود و به خیر، مشهور است و در حال آسایش و سختی، شکرگزاری می‌شود"».

۳ / ۲: الظّالِمونَ

۳ / ۲: ستمگران

الكتاب‌

قرآن

(وَ قَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسَىٰ وَ لْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَنْ يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسَادَ * وَ قَالَ مُوسَىٰ إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لَا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسَابِ).[۱۴۴]

(و فرعون گفت: مرا وا بگذاريد موسى را بکشم تا پروردگارش را بخواند. من می‌ترسم آيين شما را تغيير دهد يا در اين سرزمين فساد کند. * و موسى گفت: من از هر متکبّرى که به روز حساب عقيده ندارد، به پروردگار خود و پروردگار شما پناه برده‌ام).

الحديث‌

حدیث

  1. رسول اللهِ صلی الله علیه و آله ‌- فِي الدُّعاءِ عَلَى الظّالِمِ‌ _: إذا خِفتَ امرَأً فَأَرَدتَ أن تُكفىٰ أمرَهُ و شَرَّهُ، فَاعتَمِد طَلِبَةَ الهِلالِ في أوَّلِ الشَّهرِ، فَإذا رَأَيتَهُ فَقُم قائِماً عَلىٰ قَدَمَيكَ و قُل كَأَنَّكَ تُومِئُ إلَيهِ بِالخِطابِ‌:

(أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَنْ تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَ أَعْنَابٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُ فِيهَا مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَ أَصَابَهُ الْكِبَرُ وَ لَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ)[۱۴۵]‌.

وَ تُومِئُ بِهٰذِهِ الكَلِماتِ نَحوَ دارِ الرَّجُلِ الَّذي تَخافُهُ، ثُمَّ تَقولُ:

فَاحتَرَقَت فَاحتَرَقَت فَاحتَرَقَت، اللّٰهُمَّ طُمَّهُ بِالبَلاءِ طَمّاً، و غُمَّهُ بِالغَمّاءِ غَمّاً، وَ ارمِهِ بِحِجارَةٍ مِن سِجِّيلٍ و طَيرِكَ الأَبابِيلِ[۱۴۶]، يا عَلِيُّ يا عَظيمُ».

ثُمَّ تَقولُ مِثلَ ذٰلِكَ فِي اللَّيلَةِ الثّانِيَةِ مِنَ الشَّهرِ و فِي اللَّيلَةِ الثّالِثَةِ، فَإن نَجَحَ و بَلَغتَ ما تُريدُ فِي الشَّهرِ الأَوَّلِ و إلّا فَعَلتَ فِي الشَّهرِ الثّاني، تَلتَمِسُ الهِلالَ اللَّيلَةَ الاُولىٰ و تَقولُ ما تَقَدَّمَ ذِكرُهُ، وَ الثّانِيَةَ وَ الثّالِثَةَ، فَإن نَجَحَ و إلّا فَمِثلَ ذٰلِكَ فِي الشَّهرِ الثّالِثِ، فَلَن تَحتاجَ بَعدَ ذٰلِكَ بِإذنِ اللّهِ عزّ و جلّ‌[۱۴۷].

  1. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله – در نفرین به ستمگر -: هر گاه از گزند کسی بیم داشتی و خواستی گزند و شرّ او از تو دفع شود، چشم به راه هلال اوّل ماه باش و چون آن را دیدی، بر پا بِایست و طوری که انگار آن را مخاطب قرار می‌دهی، بگو: (آيا کسى از شما دوست دارد که باغى از درختان خرما و انگور داشته باشد که از زير آنها نهرها روان است، و براى او در آن [باغ] از هر گونه ميوه‌اى فراهم است، و در حالى که او را پيرى رسيده و فرزندانى خردسال دارد، ناگهان گردبادى آتشين بر آن [باغ] زند و باغ يکسر بسوزد؟).

با این کلمات، به سوی خانۀ مردی که از او بیمناکی، اشاره می‌کنی و سپس می‌گویی: «بسوزد، بسوزد، بسوزد. بار خدایا! او را غرق در بلا و آماج غم و اندوه کن و با سنگ‌هایی از گِل و دسته دسته از پرندگانت هدف قرار ده، ای بلندمرتبه، ای باعظمت!».

سپس عین همین را در شب دوم و شب سوم ماه می‌گویی. اگر در ماه اوّل اثر نکرد و به آنچه می‌خواهی نرسیدی، در ماه دوم، هلال شب اوّل را می‌جویی و عین همین چیزهایی را که گفته شد، می‌گویی و شب‌های دوم و سوم هم همین طور. اگر مؤثّر واقع نشد، در ماه سوم نیز همین کار را می‌کنی. به اذن خداوند عزّ و جلّ دیگر به تکرار نیاز پیدا نخواهی کرد.

  1. الجعفريّات:... عَن عَلِيّ بنِ أبي طالِبٍ علیه السلام قالَ: لَمّا وَضَحَ لِموسىٰ علیه السلام وَجهُ فِرعَونَ _ لَعَنَهُ اللهُ _ قالَ موسىٰ علیه السلام: «اللَّهُمَّ إنّي أدرَأُ بِكَ في نَحرِهِ و أستَعينُ بِكَ عَلَيهِ فَاكفِني شَرَّهُ». و... عَن جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام قالَ: هُوَ دُعاؤُنا أهلَ البَيتِ عِندَ سُلطانٍ نَخافُ ظُلمَهُ[۱۴۸]‌.[۱۴۹]

 

  1. الجعفریّات:... از امام علی علیه السلام نقل شده که فرمود: «هنگامی که چهرۀ فرعون - که لعنت خدا بر او باد - برای موسی علیه السلام نمایان شد [و با او رو به رو شد]، موسی گفت: "خدایا! من به وسیلۀ تو او را دفع می‌کنم و از تو بر ضدّ او کمک می‌طلبم. پس مرا از شرّ او نگه‌ دار"...» و از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: «این، دعای ما اهل بیت در نزد هر حاکمی است که از ظلمش ایمن نیستیم».

 

  1. الإمام زين العابدين علیه السلام‌ _ مِن دُعائِهِ يَومَ الثَّلاثاءِ _: الحَمدُ لِلهِ، وَ الحَمدُ حَقُّهُ كَما يَستَحِقُّهُ حَمداً كَثيراً، و أعوذُ بِهِ مِن شَرِّ نَفسي، إنَّ النَّفسَ لَأَمّارَةٌ بِالسّوءِ إلّا ما رَحِمَ رَبّي، و أعوذُ بِهِ مِن شَرِّ الشَّيطانِ الَّذي يَزيدُني ذَنباً إلىٰ ذَنبي، و أحتَرِزُ بِهِ مِن كُلِّ جَبّارٍ فاجِرٍ، و سُلطانٍ جائِرٍ، و عَدُوٍّ قاهِرٍ.[۱۵۰]

 

  1. امام زين العابدين علیه السلام - در دعاى خود در روز سه‌شنبه -: ستايش برای خداست، و ستايش فراوان، سزاوار اوست، آن سان که او سزاوار آن است، و به او پناه می‌برم از شرّ نفسم؛ زیرا نفس، پيوسته به بدى فرمان مى‌دهد، مگر آن که پروردگارم رحم کند، و به او پناه می‌برم از شرّ شيطان که همواره گناهى بر گناهم مى‌افزايد، و خود را از هر قدرتمند نابه‌کارى و پادشاه ستمگری و دشمن زورگويى، در پناه او در مى‌آورم.

 

  1. الإمام الكاظم علیه السلام: كانَ مِن قَولِ موسیٰ علیه السلام حينَ دَخَلَ عَلیٰ فِرعَونَ: «اللّٰهُمَّ إنّي أدرَأُ إلَيكَ في نَحرِهِ، و أستَجيرُ بِكَ مِن شَرِّهِ، و أستَعينُ بِكَ».

فَحَوَّلَ اللهُ ما كانَ في قَلبِ فِرعَونَ مِنَ الأَمنِ خَوفاً.[۱۵۱]

  1. امام کاظم علیه السلام: از جمله سخنان موسى علیه السلام در هنگام وارد شدن بر فرعون، اين بود: «بار خدايا! من به وسیلۀ تو او را دفع می‌کنم و از شرّ او به تو پناه مى‌برم و از تو يارى مى‌جويم».

پس خداوند، آرامشى را که در دل فرعون بود، به ترس مبدّل ساخت.

  1. الإمام الکاظم علیه السلام: جاءَ رَجُلٌ إلىٰ سَيِّدِنَا الصّادِقِ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام، فَشَكا إلَيهِ رَجُلاً يَظلِمُهُ.

قالَ لَهُ: أينَ أنتَ عَن دَعوَةِ المَظلومِ عَلَى الظّالِمِ الَّتي عَلَّمَهَا النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله لِأَميرِ المُؤمِنينَ علیه السلام؟! ما دَعا بِها مَظلومٌ عَلىٰ ظالِمِهِ إلّا نَصَرَهُ اللهُ (تَعالىٰ)‌ عَلَيهِ و كَفاهُ إيّاهُ، و هُوَ:

«اللّهُمَّ طُمَّهُ بِالبَلاءِ طَمّاً، و عُمَّهُ بِالبَلاءِ عَمّاً، و قُمَّهُ بِالأَذىٰ قَمّاً، وَ ارمِهِ بِيَومٍ لا مَعادَ لَهُ، و ساعَةٍ لا مَرَدَّ لَها، و أبِح حَريمَهُ، و صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و أهلِ بَيتِهِ _ عَلَيهِ و عَلَيهِمُ السَّلامُ _ وَ اكفِني أمرَهُ، و قِني شَرَّهُ، وَ اصرِف عَنّي كَيدَهُ، وَ اجرَح قَلبَهُ، و سُدَّ فاهُ عَنّي، (وَ خَشَعَتِ الأَصْواتُ لِلرَّحمَنِ فَلا تَسْمَعُ إِلّا هَمْسًا)[۱۵۲]، (وَ عَنَتِ الوُجُوهُ لِلحَىِّ‌ القَيُّومِ وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا)[۱۵۳]، (اخْسَئُوا فِيها وَ لَا تُكَلِّمُونِ)[۱۵۴]»، «صَه، صَه» سَبعَ مَرّاتٍ.[۱۵۵]

  1. امام کاظم علیه السلام: مردى نزد سَرورمان جعفر بن محمّد صادق علیه السلام آمد و از مردى که به او ستم مى‌کرد، شکايت کرد.

امام علیه السلام به او فرمود: «چرا از نفرين ستم‌ديده بر ستمگر که پيامبر صلی الله علیه و آله آن را به امير مؤمنان علیه السلام آموخت، غافلى؟ هيچ ستم‌ديده‌اى با اين دعا به ستمگر بر خويش نفرين نکرد، مگر اين که خداوند متعال، او را در برابرش يارى کرد و از شرّ او نگاهش داشت.

آن دعا، اين است: «بار خدايا! او را در بلا فرو ببر، و با بلا احاطه‌اش کن، و با آزار و گزند جارويش کن، و يک‌شبه و يک‌ساعته کارش را بساز، و حريمش را مباح گردان. بر محمّد و اهل بيت او - که بر او و بر آنان درود باد - رحمت فرست و از دست آن ستمگر نجاتم ده، و از شرّ او نگاهم بدار، و نيرنگ او را از من بگردان، و دلش را مجروح ساز، و دهانش را در بارۀ من ببند (و صداها در برابر [عظمت خداوندِ] رحمان، خاضع مى‌شود و جز صداى آهسته چيزى نمى‌شنوى!) و (همۀ چهره‌ها در برابر خداوند زندۀ پاینده خاضع مى‌شود
و زيانکار است آن که بار ستمى بر دوش دارد). (در آن [دوزخ
‌] گم شويد و با من سخن مگوييد). خاموش، خاموش!» [کلمۀ «خاموش!» را] هفت بار [مى‌گويى‌].

  1. الکافي عن إبراهيم بن مهزم عن رجل‌ عن الإمام الکاظم علیه السلام: مَن قَدَّمَ «قُل هُوَ اللهُ أَحَدٌ» بَينَهُ و بَينَ جَبّارٍ، مَنَعَهُ اللّٰهُ عزّ و جلّ مِنهُ، يَقرَأُها مِن بَينِ يَدَيهِ و مِن خَلفِهِ و عَن يَمينِهِ و عَن شِمالِهِ؛ فَإذا فَعَلَ ذٰلِكَ رَزَقَهُ اللّٰهُ عزّ و جلّ خَيرَهُ و مَنَعَهُ مِن شَرِّهِ.

و قالَ: إذا خِفتَ أمراً فَاقرَأْ مِئَةَ آيَةٍ مِنَ القُرآنِ مِن حَيثُ شِئتَ، ثُمَّ قُلِ: «اللّٰهُمَّ اكشِف عَنِّي البَلاءَ» ثَلاثَ مَرّاتٍ.[۱۵۶]

  1. الکافی - به نقل از ابراهیم بن مهزم، از مردی -: امام کاظم علیه السلام فرمود: «هر کس پيش از آن که بر جبّارى وارد شود، سورۀ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) را بخواند، خداوند عزّ و جلّ او را از گزند آن جبّار حفظ می‌کند. این سوره را از پيش رو و پشت سر و سمت راست و چپ خود بخواند و چون چنين کند، خداوند عزّ و جلّ خیر آن جبّار را نصيبش می‌گرداند و شرّش را از وى دفع می‌نمايد».

همچنین فرمود: «هر گاه از امرى ترسیدی، صد آيه از قرآن تلاوت کن، از هر کجا که می‌خواهى. آن گاه سه بار بگو: "خدایا! بلا را از من دور گردان"».

۳ / ۳: الأَعداءُ

۳ / ۳: دشمنان

  1. رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن أرادَهُ إنسانٌ بِسوءٍ، فَأَرادَ أن يَحجُزَ اللهُ بَينَهُ و بَينَهُ، فَليَقُل حينَ يَراهُ: «أعوذُ بِحَولِ‌ اللهِ و قُوَّتِهِ مِن حَولِ خَلقِهِ و قُوَّتِهِم، و أعوذُ بِرَبِّ الفَلَقِ مِن شَرِّ ما خَلَقَ». ثُمَّ يَقولُ ما قالَ اللهُ عزّ و جلّ لِنَبِيِّهِ صلی الله علیه و آله: (فَإِنْ تَوَلَّوا فَقُلْ حَسْبِيَ اللهُ لَا إِلٰهَ إلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ العَرشِ العَظِيمِ)[۱۵۷]؛ صَرَفَ اللهُ عَنهُ كَيدَ كُلِّ كائِدٍ، و مَكرَ كُلِّ ماكِرٍ، و حَسَدَ كُلِّ حاسِدٍ. و لا يَقولَنَّ هٰذِهِ الكَلِماتِ إلّا في وَجهِهِ؛ فَإنَّ اللهَ يَكفيهِ بِحَولِهِ.[۱۵۸]

 

  1. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر کس که شخصى به او قصد بدى داشته باشد و بخواهد که خداوند مانع گزندرسانی وی به او شود، هر گاه چشمش به وی افتاد، بگويد: «به نيرو و توان خدا پناه مى‌برم از نيرو و توان مخلوق او، و به پروردگار سپيده‌دم پناه مى‌برم از شرّ آنچه آفريده است». سپس همان چيزى را بگويد که خداوند عزّ و جلّ به پيامبرش صلی الله علیه و آله فرموده است: (پس اگر روى بر تافتند، بگو: خداوند، مرا بس است که هيچ معبودى جز او نيست. بر او توکّل کردم و او پروردگار عرش بزرگ است). [با گفتن اين کلمات،] خداوند، توطئۀ هر توطئه‌گر و نيرنگ هر نيرنگ‌باز و حسادت هر حسودی را از او دور مى‌سازد. اين جملات را فقط بايد در روى او بگويد. پس خداوند با نيروى خود، او را نگه مى‌دارد.

 

  1. رسول اللّه صلی الله علیه و آله‌ _ مِن حِرزٍ لَهُ استَخرَجَهُ مِن كِتابِ اللهِ _: تَحَصَّنتُ بِاللهِ العَظيمِ، وَ استَعصَمتُ بِالحَيِّ الَّذي لا يَموتُ، و رَمَيتُ كُلَّ عَدُوٍّ لَنا بِلا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ العَلِيِّ العَظيمِ.[۱۵۹]

 

  1. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله - در حِرزى که برای خود از کتاب خدا استخراج کرده بود -: خود را در حمايت خداى بزرگ در آوردم و به آن زنده‌اى که هرگز نمى‌ميرد، پناهنده شدم، و همۀ دشمنانمان را با [تيرِ] «هيچ نيرو و توانى نيست، جز از سوی خداى والا و بزرگ» هدف قرار دادم.

 

  1. الإمام زين العابدين علیه السلام‌ _ مِن حِرزٍ لَهُ في كُلِّ صَباحٍ و مَساءٍ _: بِاسمِ اللهِ، تَحَصَّنتُ بِالحَيِّ الَّذي لا يَموتُ، مِن شَرِّ ما أخافُ و أحذَرُ، و رَمَيتُ مَن يُريدُ بي سوءاً أو مَكروهاً مِن بَينِ يَدَيَّ بِلا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ العَلِيِّ العَظيمِ.[۱۶۰]

 

  1. امام زين العابدين علیه السلام - در حرز خود در هر بامداد و شامگاه -: به نام خدا، خود را در حمايت زنده‌اى که هرگز نمى‌ميرد، در آوردم از گزند آنچه مى‌ترسم و بيمناکم، و هر که را از پيشِ رويم بخواهد به من بدى يا گزندى برساند، با [تيرِ] «هيچ نيرو و توانى نيست، جز از سوی خدا» هدف قرار دادم.

۳ / ۴: ما یُخافُ مِنهُ

۳ / ۴: آنچه موجب ترس است

  1. مکارم الأخلاق: حِرزٌ لِأَمیرِ المُؤمِنینَ علیه السلام لِلمَسحورِ وَ التَّوابِعِ وَ المَصروعِ وَ السَّمِّ وَ السُّلطانِ وَ الشَّيطانِ و جَميعِ ما يَخافُ الإنسانُ. و مَن عُلِّقَ عَلَيهِ هٰذَا الكِتابُ لا يَخافُ اللُّصوصَ وَ السّارِقَ، و لا شَيئاً مِنَ السِّباعِ وَ الحَيّاتِ وَ العَقارِبِ و كُلَّ شَي‌ءٍ يُؤذِي النّاسَ. و هٰذِهِ كِتابَتُهُ:‌

بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ.‌ أي كنوش أي كنوش أرشش عطينطينطح يا ميططرون فريالسنون ما و ماسا ماسوما يا طيطشالوش خيطوش مشفقيش مشاصعوش أو طيعينوش ليطيفتكش هٰذا هٰذا (وَ ما كُنْتَ بِجَانِبِ الغَربِيِّ إِذ قَضَيْنَا إِلىٰ مُوسَى الأَمْرَ وَ مَا كُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ)[۱۶۱]، اُخرُج بِقُدرَةِ اللهِ مِنها أيُّهَا اللَّعينُ بِعِزَّةِ رَبِّ العالَمينَ، اُخرُج مِنها و إلّا كُنتَ مِنَ المَسجونينَ، اُخرُج مِنها (فَمَا يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصّاغِرِينَ)[۱۶۲]‌ اُخرُج‌ (مَذْؤُماً مَدْحُوراً)[۱۶۳] مَلعوناً (كَمَا لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ وَ كَانَ أَمْرُ اللهِ مَفْعُولاً)[۱۶۴]، اُخرُج يا ذَوِي المَخزونِ، اُخرُج يا سورا سور بِالاسمِ المَخزونِ، يا ميططرون طرعون مراعون، (تَبارَكَ‌ اللهُ أحسَنُ الخالِقِينَ)[۱۶۵]، يا هِيّا شَراهِيّا حَيّاً قَيُّوماً، بِالاِسمِ المَكتوبِ عَلىٰ جَبهَةِ إسرافيلَ، اُطرُد عَن صاحِبِ هٰذَا الكِتابِ كُلَّ جِنِّيٍّ و جِنِّيَّةٍ، و شَيطانٍ و شَيطانَةٍ، و تابِعٍ و تابِعَةٍ، و ساحِرٍ و ساحِرَةٍ، و غُولٍ و غُولَةٍ، و كُلَّ مُتَعَبِّثٍ و عابِثٍ يَعبَثُ بِابنِ آدَمَ، و لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ العَلِيِّ العَظيمِ، و صَلَّى اللهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِهِ الطَّيِّبينَ و عِترَتِهِ الطّاهِرينَ.[۱۶۶]

  1. مکارم الأخلاق: حرز امیر مؤمنان علیه السلام برای کسی که سِحر شده و کسی که همزاد [جن] دارد و کسی که مبتلا به صرع است و مسموم و کسی که از سلطان و شیطان و تمام چیزهایی که انسان را می‌ترسانند، واهمه دارد. کسی که این نوشته به او آویخته شود، از راهزن و دزد و درنده‌ها و مارها و عقرب‌ها و از هر چیزی که مردم را اذیّت می‌کند، در امان است.

آن نوشته این است: «به نام خداوند مهرگستر مهربان. اَی کنوش اَی کنوش اَرشش عطنیطنیطح یا میططرون فریالسنون ما و ماسا ماسوما یا طیطشالوش خیطوش مشفقیش مشاصعوش او طیعینوش لیطیفتکش[۱۶۷] هذا هذا (و چون امر [پیامبری] را به موسی وا گذاشتیم، تو در جانب غربیِ طور حضور نداشتی و از گواهان نبودی). ای ملعون! به قدرت خداوند از این جان خارج شو. به عزّت پروردگار جهانیان، از آن خارج شو، و گرنه از زندانیان می‌شوی. خارج شو (که تو را نرسد در آن تکبّر نمایی. پس بیرون شو که تو از خوار شدگانی). خارج شو (با حقارت و دوری) و ملعونی، (همان گونه که اصحاب سَبت را لعنت کردیم و امر خداوند، شدنی است). خارج شو، ای ذوی المخزون! خارج شو، ای سورا سور به اسم مخزون، ای میططرون طرحون مراعون![۱۶۸] (آفرين باد بر خدا که بهترين آفرينندگان است). یا هیّا شَراهیّا[۱۶۹] حیّاً قَیّوماً به اسم نوشته شده بر پیشانی اسرافیل، دور کن از صاحب این نوشته هر جنّ نر و جنّ ماده‌ای را و هر شیطان نر و شیطان ماده‌ای را و هر همزاد نر و همزاد ماده‌ای را و هر جادوگر نر و جادوگر ماده‌ای را و هر غول نر و غول ماده‌ای را و هر به بازی گیرنده و بازی کننده‌ای را که فرزندان آدم را به بازی می‌گیرد و هیچ قدرتی و توانی نیست مگر به دست خداوند بلندمرتبه و بزرگ، و درود خدا بر محمّد و خاندان مطهّر و عترت پاک او!».

  1. الإمام الصادق علیه السلام: إذا دَخَلتَ مَدخَلاً تَخافُهُ فَاقرَأ هٰذِهِ الآيَةَ‌: (رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَاناً نَصِيراً)[۱۷۰]، فإذا عايَنتَ الّذي تَخافُهُ فَاقرَأْ آيةَ الكُرسِيِّ.[۱۷۱]

 

  1. امام صادق علیه السلام: هر گاه وارد جايى شدى که مى‌ترسى، اين آيه را بخوان: (پروردگارا! مرا [در هر کاری] به طرز درست وارد گردان و به طرز درست خارج ساز و از جانب خويش، قدرتى ياريگر برايم قرار ده) و هر گاه کسى را دیدی که از او مى‌ترسى، آية الکرسى بخوان.

 

  1. الامام الصادق علیه السلام _ لَمّا ذُكِرَت عِندَه علیه السلام الوَحشَةُ _: أ لا اُخبِرُكُم بِشَي‌ءٍ إذا قُلتُموهُ لَم تَستَوحِشُوا بِلَيلٍ و لا نَهارٍ: بِسمِ اللهِ و بِاللهِ، و تَوَكَّلتُ عَلَى اللهِ، و أنَّهُ (مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِكُلِّ شَي‌ءٍ قَدْراً)[۱۷۲]، اللّٰهُمَّ اجعَلني في كَنَفِكَ و في جِوارِكَ، وَ اجعَلني في أمانِكَ و في مَنعِكَ‌.[۱۷۳]

 

  1. امام صادق علیه السلام - آن گاه که در حضور او از تنهایی و وحشت سخن به میان آمد -: آیا به شما خبر ندهم از چیزی که هر گاه آن را بگویید، نه در شب، احساس وحشت خواهید کرد و نه در روز؟ «به نام خدا و به یاری خدا و توکّل کردم به خدا و به درستی که (هر کس به خدا توکّل کند، او برایش بس است. خدا فرمانش را به انجام خواهد رساند. به راستى که خدا براى هر چيزى، اندازه‌اى مقرّر کرده است). بار خدایا! مرا در پناه و حمایت خود و در امان و حفاظت خود قرار ده».

۳ / ۵: الحَیواناتُ المُؤذِیَةُ

۳ / ۵: جانوران گزندرسان

۳ / ۵ - ۱: الحَیَّةُ وَ العَقرَبُ

۳ / ۵ - ۱: مار و عقرب

  1. مکارم الأخلاق: رُقیَةُ الحَیَّةِ، و هِيَ رُقيَةُ سُلَيمانَ النَّبِيِّ عَلیٰ نَبِيِّنا و آلِهِ و عَلَيهِ السَّلامُ‌: «بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ.‌ خاتَمُ سُلَيمانَ بنِ داوودَ أخ أخ و ماسكه ملائكة هبوا سبومار و اماذا و داقوى فرادى مَريَمَ هندنا بِِسمِ اللهِ خاتَمٌ و بِاللهِ الخاتَمُ»، تَقرَأُ ذٰلِكَ ثَلاثاً؛ فَإنَّها تَقِفُ و تُخرِجُ لِسانَها، فَخُذها عِندَ ذٰلِكَ.

و إذا أرَدتَ أن لا تَدخُلَ الحَيَّةُ مَنزِلَكَ، تَكتُبُ أربَعَ رِقاعٍ و تَدفِنُ في زَوايا بَيتِكَ:‌ «بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحِيمِ.‌ هجه و مهجه و يهوريحيا و اطرد».[۱۷۴]

  1. مکارم الأخلاق: حرز مار و آن، حرز سلیمانِ نبی است – که بر پیامبر ما و خاندان او و بر سلیمان درود باد -: «بسم اللّٰه الرحمن الرحيم خاتم سليمان بن داوود أخ أخ و ماسکه ملائکة هبوا سبومار و اماذا و داقوى فرادى مريم هندنا بسم اللّٰه خاتم و باللّٰه الخاتم». اين را سه بار مى‌خوانى؛ مار مى‌ايستد و زبانش را بیرون می‌آورد. در اين هنگام، او را بگير. نیز هر گاه خواستى که مار وارد منزلت نشود، بر روى چهار کاغذ مى‌نويسى و در چهار گوشۀ خانه‌ات دفن مى‌کنى: «بسم اللّٰه الرحمن الرحيم. هجه و مهجه و يهوريحيا و اطرد».

 

  1. الإمام الباقر علیه السلام:‌ مَن قالَ هٰذِهِ الكَلِماتِ فَأَنَا ضامِنٌ لَهُ أن لا يُصيبَهُ عَقرَبٌ و لا هامَّةٌ حَتّىٰ يُصبِحَ: «أعوذُ بِكَلِماتِ اللهِ التّامّاتِ الَّتي لا يُجاوِزُهُنَّ بَرٌّ و لا فاجِرٌ، مِن شَرِّ ما ذَرَأَ و مِن شَرِّ ما بَرَأَ، و مِن شَرِّ كُلِّ دابَّةٍ هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها، إنَّ رَبّي عَلىٰ صِراطٍ مُستَقيمٍ[۱۷۵]».[۱۷۶]

 

  1. امام باقر علیه السلام: هر کس اين کلمات را بگويد، من ضمانت مى‌کنم که تا صبح، نه عقرب او را بزند و نه هيچ گزندۀ دیگری: «پناه مى‌برم به کلمات کامل خدا - که هيچ نيکوکار و تبهکارى از آنها تجاوز نمى‌کند [و همگان تحت سلطۀ آنها هستند] - از گزند آنچه آفريده و از گزند آنچه پديد آورده و از گزند هر جنبنده‌اى که زمام آن در دست اوست. همانا پروردگار من، در راهی درست است».[۱۷۷]

 

  1. الإمام الصادق علیه السلام _ لِلعَقارِبِ وَ الحَيّاتِ‌ _: بِاسمِ اللهِ و بِاللّٰهِ،‌ تَوَكَّلتُ عَلَى اللّٰهِ،‌ و (مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللهَ بَالِغُ أَمْرِهِ)[۱۷۸]‌، اللّٰهُمَّ اجعَلني في كَنَفِكَ و في جِوارِكَ، وَ اجعَلني في حِفظِكَ، وَ اجعَلني في أمنِكَ.[۱۷۹]

 

  1. امام صادق علیه السلام - برای انواع عقرب و مار -: به نام خدا و به یاری خدا. توکّل کردم به خدا و (هر کس به خدا توکّل کند، او برایش بس است. خدا فرمانش را به انجام خواهد رساند). بار خدایا! مرا در پناه و حمایت خود و در حفاظت و امان خود قرار ده.

 

  1. الإمام الصادق علیه السلام: أتىٰ رَسولَ اللهِ صلی الله علیه و آله قَومٌ يَشكونَ العَقارِبَ و ما يَلقَونَ مِنها، فَقالَ: قولوا إذا أصبَحتُم و إذا أمسَيتُم: «أعوذُ بِكَلِماتِ اللهِ التّامّاتِ كُلِّها، الَّتي لا يُجاوِزُهُنَّ بَرٌّ و لا فاجِرٌ، الَّذي لا يُخفَرُ[۱۸۰] جارُهُ، مِن شَرِّ ما ذَرَأَ، و مِن شَرِّ ما بَرَأَ، و مِن شَرِّ الشَّيطانِ و شَرَكِهِ[۱۸۱]، و مِن شَرِّ كُلِّ دابَّةٍ هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها، إنَّ رَبّي عَلىٰ صِراطٍ مُستَقيمٍ» سَبعَ مَرّاتٍ.[۱۸۲]

 

  1. امام صادق علیه السلام: عدّه‌اى نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمدند و از گزند‌رسانىِ عقرب‌ها به خود، شکايت کردند. فرمود: «هر صبح و شام، هفت مرتبه بگوييد: "به همۀ کلمات کامل خدا که هيچ نيکوکار و بدکارى از حيطۀ آنها بیرون نيست - همان [خدايى] که هر کس به او پناه ببرد، امانش باطل شدنى نيست - پناه مى‌برم از گزند آنچه آفريد، و از شرّ آنچه پديد آورد، و از شرّ شيطان و دام‌هاى او، و از شرّ هر جنبنده‌اى که مهار آن در دست اوست. به راستى که پروردگار من، در راهى درست است».

 

  1. الکافي عن ابن المُنذِر: ذُكِرَت عِندَ أبي عَبدِ اللّٰهِ علیه السلام الوَحشَةُ، فَقالَ: أ لا اُخبِرُكُم بِشَي‌ءٍ إذا قُلتُموهُ لَم تَستَوحِشوا بِلَيلٍ و لا نَهارٍ: «بِسمِ اللهِ و بِاللهِ و تَوَكَّلتُ عَلَى اللّٰهِ، و أنَّهُ:‌ (مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ‌ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ‌ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِكُلِّ شَي‌ءٍ قَدْراً)[۱۸۳]، اللّٰهُمَّ اجعَلني في كَنَفِكَ و في جِوارِكَ، وَ اجعَلني في أمانِكَ و في مَنعِكَ».

فَقالَ: بَلَغَنا أنَّ رَجلاً قالَها ثَلاثينَ سَنَةً، و تَرَكَها لَيلَةً فَلَسَعَتهُ عَقرَبٌ.[۱۸۴]

  1. الکافی - به نقل از ابن مُنذِر -: نزد امام صادق علیه السلام از تنهایی و وحشت سخن به ميان آمد. فرمود: «آيا شما را از چيزى آگاه نسازم که هر گاه آن را بگوييد، نه در شب، دچار وحشت می‌شويد و نه در روز؟ [بگوييد:] "به نام خدا و به يارى خدا و توکّل کردم به خدا که (هر کس به خدا توکّل کند، او برایش بس است. خدا فرمانش را انجام خواهد رساند. به راستی که خدا براى هر چيزى، اندازه‌اى مقرّر کرده است). بار خدايا! مرا در پناه و حمايت خود و در امان و حفاظت خود قرار ده"».

نقل شده است که مردى اين دعا را سى سال خواند و فقط يک شب ترکش کرد که عقربى او را نيش زد.

  1. الکافي عن ابن أبي عُمير عن إسحاق بن عمّار: قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّٰهِ علیه السلام: جُعِلتُ فِداكَ، إنّي أخافُ العَقارِبَ!

فَقالَ: اُنظُر إلىٰ بَناتِ نَعشٍ الكَواكِبِ الثَّلاثَةِ الوُسطىٰ مِنها، بِجَنبِهِ كَوكَبٌ صَغيرٌ قَريبٌ مِنهُ تُسَمّيهِ العَرَبُ «السُّها» و نَحنُ نُسَمّيهِ «أسلَمَ»، أحِدَّ النَّظَرَ إلَيهِ كُلَّ لَيلَةٍ و قُل ثَلاثَ مَرّاتٍ: «اللّٰهُمَّ رَبَّ أسلَمَ‌! صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ و عَجِّل فَرَجَهُم و سَلِّمنا».

قالَ إسحاقُ: فَما تَرَكتُهُ مُنذُ دَهري إلّا مَرَّةً واحِدَةً فَضَرَبَتنِي العَقرَبُ.[۱۸۵]

  1. الکافی - به نقل از ابن ابى عمير -: به امام صادق علیه السلام گفتم: فدايت شوم! من از عقرب‌ها مى‌ترسم.

فرمود: «به بنات النعش، آن ستارگان سه‌گانه، نگاه کن. در کنار ستارۀ ميانى‌اش، ستارۀ کوچکى قرار دارد که عرب به آن "سُها" مى‌گويد و ما آن را "اَسلَم" مى‌ناميم. هر شب به اين ستاره خيره شو و سه بار بگو: "بار خدايا! اى پروردگار اَسلَم! بر محمّد و خاندان محمّد درود بفرست و در گشايشِ کارِ آنان تعجيل فرما و ما را به سلامت بدار"».

اسحاق [بن عمّار] گفت: در تمام عمرم، جز يک بار، اين دعا را ترک نکردم و [همان يک بار] عقرب مرا زد.

  1. الإمام الصادق علیه السلام _ لِلوِقایَةِ مِنَ العَقارِبِ وَ الحَيّاتِ‌ _: يُقرَأُ عِندَ المَساءِ:

«بِسمِ اللهِ و بِاللهِ و صَلَّى اللهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِهِ، أخَذتُ العَقارِبَ وَ الحَيّاتِ كُلَّها بِإذنِ اللهِ تَبارَكَ و تَعالىٰ، بِأَفواهِها و أذنابِها و أسماعِها و أبصارِها و قِواها، عَنّي و عَمَّن أحبَبتُ إلىٰ ضَحوَةِ النَّهارِ إن شاءَ اللهُ تَعالىٰ».[۱۸۶]

  1. امام صادق علیه السلام - برای در امان ماندن از عقرب و مار -: شامگاه خوانده شود: «به نام خدا و به یاری خداوند و به اذن خداوندِ بلندمرتبه و والا، باز داشتم دهان و دُم و گوش و چشم و توان عقرب‌ها و مارها را از خودم و از عزیزانم تا چاشتگاه، اگر خداوند متعال بخواهد».

۳ / ۵ - ۲: السَّبُعُ

۳ / ۵ - ۲: درندگان

  1. الکافي عن عبد اللّٰه بن يحيى الكاهلي‌ عن الإمام الصادق علیه السلام: إذا لَقيتَ السَّبُعَ فَاقرَأْ في وَجهِهِ آيَةَ الكُرسِيِّ و قُل لَهُ: «عَزَمتُ عَلَيكَ بِعَزيمَةِ اللّٰهِ[۱۸۷]، و عَزيمَةِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله، و عَزيمَةِ سُلَيمانَ بنِ داوودَ علیه السلام، و عَزيمَةِ أميرِ المُؤمِنينَ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ علیه السلام وَ الأَئِمَّةِ الطّاهِرينَ مِن بَعدِهِ»، فَإنَّهُ يَنصَرِفُ عَنكَ إن شاءَ اللّٰهُ.

قالَ: فَخَرَجتُ، فَإذا السَّبُعُ قَدِ اعتَرَضَ، فَعَزَمتُ عَلَيهِ و قُلتُ لَهُ: إلّا تَنَحَّيتَ عَن طَريقِنا و لَم تُؤذِنا. قالَ: فَنَظَرتُ إلَيهِ قَد طَأطَأَ بِرَأسِهِ و أدخَلَ ذَنَبَهُ بَينَ رِجلَيهِ وَ انصَرَفَ.[۱۸۸]

  1. الکافی - به نقل از عبد اللّه‌ بن يحيى کاهِلى -: امام صادق علیه السلام فرمود: «هر گاه به درنده‌اى برخوردى، در صورتش آية الکرسى را بخوان و خطاب به آن بگو: "تو را به سوگندِ خدا سوگند می‌دهم و به سوگند محمّد صلی الله علیه و آله و سوگند سلیمان بن داوود و سوگند امیر مؤمنان على بن ابى طالب علیه السلام و امامان پاکِ پس از او". آن درنده از تو صرف ‌نظر مى‌کند، اگر خدا بخواهد‌».

من از شهر بيرون رفتم. ناگاه با درنده‌اى رو به رو شدم. پس او را سوگند دادم و گفتم: از سر راهمان کناره گير و آسيبمان نرسان. ديدم سرش را پايين انداخت و دمش را ميان دو پايش بُرد و بر گشت.

  1. الکافي عن سليمان الجعفريّ‌ عن أبي الحسن علیه السلام: إذا أمسَيتَ فَنَظَرتَ إلَى الشَّمسِ في غُروبٍ و إدبارٍ، فَقُل: «بِاسمِ اللهِ و بِاللّٰهِ، وَ الحَمدُ لِلهِ الَّذي لَم يَتَّخِذ صاحِبَةً و لا وَلَداً، و لَم يَكُن لَهُ شَريكٌ فِي المُلكِ و لَم يَكُن لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ و كَبِّرهُ تَكبيراً[۱۸۹]، وَ الحَمدُ لِلهِ الَّذي يَصِفُ و لا يوصَفُ، و يَعلَمُ و لا يُعلَمُ،‌ يَعلَمُ خائِنَةَ الأَعيُنِ‌ و ما تُخفِي الصُّدُورُ، و أعوذُ بِوَجهِ اللهِ الكَريمِ، و بِاسمِ اللهِ العَظيمِ، مِن شَرِّ ما بَرَأَ و ذَرَأَ، و مِن شَرِّ ما تَحتَ الثَّرىٰ، و مِن شَرِّ ما بَطَنَ و ظَهَرَ، و مِن شَرِّ ما وَصَفتُ و ما لَم أصِف، وَ الحَمدُ لِلهِ رَبِّ العالَمِينَ». ذَكَرَ أنَّها أمانٌ مِن كُلِّ سَبُعٍ، و مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ و ذُرِّيَّتِهِ، و كُلِّ ما عَضَّ أو لَسَعَ، و لا يَخافُ صاحِبُها إذا تَكَلَّمَ بِها لِصّاً و لا غولاً.

قالَ: قُلتُ لَهُ: إنّي صاحِبُ صَيدِ السَّبُعِ، و أنَا أبيتُ فِي اللَّيلِ فِي الخَراباتِ و أتَوَحَّشُ!

فَقالَ لي: قُل إذا دَخَلتَ: «بِاسمِ اللهِ أدخُلُ»، و أدخِل رِجلَكَ اليُمنىٰ، و إذا خَرَجتَ فَأَخرِج رِجلَكَ اليُسرىٰ و سَمِّ اللّٰهَ؛ فَإنَّكَ لا تَرىٰ مَكروهاً.[۱۹۰]

  1. الکافی - به نقل از سليمان جعفرى -: از [امام] ابو الحسن علیه السلام[۱۹۱] شنيدم که مى‌فرمود: «هر گاه عصر شد و خورشيد را در حال غروب کردن و رفتن ديدى، بگو: "به نام خدا و به يارى خدا و ستايش، خدايى را که نه همسرى دارد و نه فرزندى و نه در جهاندارى شريکى دارد و نه ناتوان بوده که به حمايتگرى نیاز داشته باشد، و او را بسيار تکبير بگو و ستايش، خدايى را که وصف می‌کند و خود، وصف نمی‌شود و مى‌داند و خود، دانسته نمی‌شود. خيانتِ چشم‌ها و آنچه را در سينه‌ها پنهان مى‌دارند، مى‌داند، و پناه مى‌برم به جلوۀ کریمانۀ خدا و به نام خداى بزرگ، از شرّ آنچه آفريده و پديد آورده است و از شرّ آنچه زير خاک است و از شرّ آنچه نهان و آشکار است و از شرّ آنچه وصفش را گفتم و نگفتم، و ستايش، خداى را که خداوند جهانيان است".

فرمود: «اين دعا مايۀ در امان ماندن است از هر درنده‌اى و از شيطانِ رانده ‌شده و فرزندان او و از هر چيزى که گاز مى‌گيرد يا نيش مى‌زند، و هر کس اين کلمات را بگويد، از دزد و غول نمى‌هراسد».

به ایشان گفتم: من شکار درندگان مى‌کنم و شب‌ها که در بيغوله‌ها مى‌خوابم، مى‌ترسم.

به من فرمود: «هر گاه خواستى وارد [بيغوله‌اى] شوى، بگو: "به نام خدا وارد مى‌شوم" و [اوّل] پاى راستت را داخل بگذار و چون خواستى بيرون بيايى، نخست پاى چپت را بيرون بگذار و نام خدا را ببر. در اين صورت، ناراحتى نخواهى ديد».

۳ / ۵ - ۳: البَراغيثُ

۳ / ۵ - ۳: کک

  1. الإمام الکاظم علیه السلام: كانَ رَسولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله في بَعضِ مَغازيهِ إذا شَكَوا إلَيهِ البَراغيثَ أنَّها تُؤذيهِم، فَقالَ: إذا أخَذَ أحَدُكُم مَضجَعَهُ فَليَقُل:

«أيُّهَا الأَسوَدُ الوَثّابُ الَّذي لا يُبالي غَلَقاً و لا باباً! عَزَمتُ عَلَيكَ بِأُمِّ الكِتابِ‌خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ منابع بدون نام باید محتوا داشته باشندألّا تُؤذِيَني و أصحابي إلىٰ أن يَذهَبَ اللَّيلُ و يَجي‌ءَ الصُّبحُ بِما جاءَ».[۱۹۲]

  1. امام کاظم علیه السلام: در يکى از جنگ‌هاى پیامبر خدا صلی الله علیه و آله، يارانش از آزار و اذيّت کک‌ها به ایشان شکايت کردند. فرمود: «چون هر يک از شما در بسترش قرار گرفت، بگويد: "اى حشرۀ سياهِ جهنده‌اى که قفل و در نمى‌شناسى! تو را به اُمّ الکتاب سوگند مى‌دهم که مرا و يارانم را نيازارى تا شب برود و صبح با روشنايى خود فرا رسد"».

۳ / ۶: الأَمراضٌ وَ الأَوجاعُ

۳ / ۶: بیماری‌ها و دردها

  1. صحيح البخاري عن عائشة: إنَّ النَّبِيَّ صلی الله علیه و آله کانَ يَقولُ لِلمَریضِ: «بِاسمِ اللّٰهِ، تُربَةُ أرضِنا بِريقَةِ بَعضِنا يُشفىٰ سَقيمُنا بِإذنِ رَبِّنا».[۱۹۳]

 

  1. صحیح البخاری - به نقل از عایشه -: پیامبر صلی الله علیه و آله به بیمار می‌فرمود: «به نام خدا، با خاک زمینمان [آغشته] به آب دهان یکی از ما، بیمارمان به اذن پروردگارمان بهبود می‌یابد».

 

  1. سنن الترمذي عن ابن عبّاس: إنَّ النَّبِيَّ صلی الله علیه و آله كانَ يُعَلِّمُهُم مِنَ الحُمّىٰ و مِنَ الأَوجاعِ كُلِّها أن يَقولَ:

«بِاسمِ اللهِ الكَبيرِ، أعوذُ بِاللهِ العَظيمِ، مِن شَرِّ كُلِّ عِرقٍ نَعّارٍ[۱۹۴]، و مِن شَرِّ حَرِّ النّارِ».[۱۹۵]

  1. سنن الترمذى - به نقل از ابن عبّاس -: پيامبر صلی الله علیه و آله به آنان مى‌آموخت که هنگام تب و هر دردى بگويند: «به نام خداى بزرگ. پناه مى‌برم به خداى بزرگ از گزند هر رگ جهنده‌اى، و از گزند گرماى آتش».

 

  1. طبّ الأئمّة علیهم السلام لابني بسطام عن جابر عن الامام الباقر علیه السلام، قال: شَكا إلَيهِ رَجُلٌ الخامَ وَ الإبرَدَةَ وَ ريحَ القُولَنجِ، فَقالَ: أمَّا القُولَنجُ فَاكتُب لَهُ اُمَّ القُرآنِ وَ المُعَوِّذَتَينِ و «قُل هُوَ اللهُ أحَدٌ»، و اكتُب أسفَلَ مِن ذٰلِكَ: «أعوذُ بِوَجهِ اللهِ العَظيمِ، و بِقُوَّتِهِ الَّتي لا تُرامُ، و بِقُدرَتِهِ الَّتي لا يَمتَنِعُ مِنها شَي‌ءٌ، مِن شَرِّ هٰذَا الوَجَعِ و شَرِّ ما فيهِ و شَرِّ ما أحذَرُ مِنهُ»، تَكتُبُ هٰذا في كَتِفٍ[۱۹۶] أو لَوحٍ أو جامٍ[۱۹۷] بِمِسكٍ و زَعفَرانٍ، ثُمَّ تَغسِلُهُ بِماءِ السَّماءِ و تَشرَبُهُ عَلَى الرّيقِ أو عِندَ مَنامِكَ.[۱۹۸]

 

  1. طبّ الأئمّة علیهم السلام، پسران بسطام - به نقل از جابر -: مردی به امام باقر علیه السلام از خلط نارس و سردی و باد قولنج شکایت کرد. فرمود: «برای قولنج، اُمّ القرآن (سورۀ فاتحه) و معوّذتین (سوره‌های ناس و فلق) و (قُل هُوَ اللّٰهُ أحَدٌ) را بنویس و در پایینش بنویس: "پناه می‌برم به جلوۀ خدای بزرگ و به نیروی شکست‌ناپذیر او و به قدرت او که هیچ چیز از آن، سر باز نمی‌زند، از شرّ این درد و شرّ آنچه در آن است و شرّ آنچه از آن بیمناکم". این دعا را با مشک و زعفران بر روی استخوان شانه[ی شتر یا گوسفند] یا تخته‌ای یا جامی می‌نویسی و سپس آن را با آب باران می‌شویی و ناشتا یا هنگام خواب می‌آشامی».

۳ / ۶ - ۱: الحُمّیٰ

۳ / ۶ - ۱: تب

  1. مهج الدعوات عن عبد اللَّه بن سلمان الفارسيّ عن أبيه‌ عن فاطمة الزهراء علیها السلام _ لِسَلمانَ _: أ لا اُعَلِّمُكَ بِكَلامٍ عَلَّمَنيهِ أبي مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله كُنتُ أقولُهُ غُدوَةً و عَشِيَّةً؟

قالَ سَلمانُ: قُلتُ: عَلِّمينِي الكَلامَ يا سَيِّدَتي.

فَقالَت: إن سَرَّكَ ألّا يَمَسَّكَ أذَى الحُمّىٰ ما عِشتَ في دارِ الدُّنيا فَواظِب عَلَيهِ.

ثُمَّ قالَ سَلمانُ: عَلِّميني هٰذَا الحِرزَ. قالَت:

«بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ. بِاسمِ اللهِ النّورِ، بِاسمِ اللهِ نورِ النّورِ، بِاسمِ اللهِ نورٌ عَلىٰ نورٍ، بِاسمِ اللهِ الَّذي هُوَ مُدَبِّرُ الاُمورِ، بِاسمِ اللهِ الَّذي خَلَقَ النّورَ مِنَ النّورِ، الحَمدُ للّه‌ الَّذي خَلَقَ النّورَ مِنَ النّورِ، و أنزَلَ النّورَ عَلَى الطّورِ[۱۹۹]، في كِتابٍ مَسطورٍ، في رَقٍّ[۲۰۰] مَنشورٍ، بِقَدَرٍ مَقدورٍ، عَلىٰ نَبِيٍّ مَحبورٍ، الحَمدُ لِلهِ‌ الَّذي هُوَ بِالعِزِّ مَذكورٌ، و بِالفَخرِ مَشهورٌ، و عَلَى السَّرّاءِ وَ الضَّرّاءِ مَشكورٌ، و صَلَّى اللهُ عَلىٰ سَيِّدنا مُحَمَّدٍ و آلِهِ الطّاهِرينَ».

قالَ سَلمانُ: فَتَعَلَّمتُهُنَّ، فَوَ اللهِ لَقَد عَلَّمتُهُنَّ أكثَرَ مِن ألفِ نَفسٍ مِن أهلِ المَدينَةِ و مَكَّةَ مِمَّن عَلَّلَ بِهِمُ الحُمّىٰ، فَكُلٌّ بَرِئَ مِن مَرَضِهِ بِإذنِ اللهِ تَعالىٰ.[۲۰۱]

  1. مهج الدعوات - به نقل از عبد اللّٰه بن سلمان فارسی -: فاطمۀ زهرا علیها السلام [به پدرم سلمان] فرمود: «آيا جمله‌اى به تو نیاموزم که پدرم محمّد صلی الله علیه و آله به من آموخت و من شب و روز آن را مى‌گويم؟».

سلمان گفت: گفتم: بانوى من! آن را به من بياموز.

فرمود: «اگر دوست دارى تا وقتى زنده‌اى، آزار تبى به تو نرسد، بر آن مراقبت کن».

سلمان گفت: اين حرز را به من بياموز.

فاطمه علیها السلام فرمود: «به نام خدای مهرگستر مهربان. به نام خدا که نور است. به نام خدا که نور نور است. به نام خدا که نوری روی نور است. به نام خدا که سامان دهندۀ کارهاست. به نام خدا که نور را از نور آفرید. ستایش، خدا را که نور را از نور آفرید و نور را بر طور [سینا] فرو فرستاد، در کتابی نبشته، در نازک‌پوستی گشوده، به اندازه‌ای معیّن، بر پیامبری ارجمند. ستایش، خدا را که به عزّت یاد می‌شود و به خیر، مشهور است و در حال آسایش و سختی [از او] شکرگزاری می‌شود. درود خدا بر سَرور ما محمّد و خاندان پاکش باد!».

سلمان گفت: من آنها را آموختم و به خدا سوگند، آنها را به بيش از هزار نفر از مردم مکّه و مدينه از کسانى که گرفتار تب بودند، ياد دادم و همۀ آنها به اذن خداوند متعال از بيمارى نجات يافتند.

  1. مكارم الأخلاق عن الحسن بن عليّ الوشّاء: دَخَلَ رَجُلٌ عَلَى الرِّضا علیه السلام، فَقالَ لَهُ: ما لي أراكَ مُصفارّاً؟

قالَ: حُمَّى الرِّبعِ[۲۰۲] قَد ألَحَّت عَلَيَّ.

فَدَعا بِدَواةٍ و كَتَبَ: «بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ. بِاسمِ اللهِ و بِاللّٰهِ، أبجَد هَوَّز حُطّي عَن فُلانِ بنِ فُلانَةَ بِإذنِ اللهِ تَعالىٰ‌»، ثُمَّ تَخَتَّمَ في أسفَلِ الكِتابِ سَبعَ مَرّاتٍ خاتَمَ سُلَيمانَ علیه السلام، ثُمَّ طَواهُ، ثُمَّ قالَ: يا مُعَتِّبُ، إيتني بِسِلكٍ لَم يُصِبهُ الماءُ و لَا البُزاقُ. فَأَتاهُ بِهِ، فَعَقَدَ عَلَيهِ ثُمَّ أدناهُ مِن فيهِ، فَعَقَدَ مِن جانِبٍ أربَعَ عُقَدٍ، يَقرَأُ عَلىٰ كُلِّ عُقدَةٍ فاتِحَةَ الكِتابِ وَ المُعَوِّذَتَينِ وَ التَّوحيدَ و آيَةَ الكُرسِيِّ، و عَلَى الجانِبِ الآخَرِ ثَلاثَ عُقَدٍ، يَقرَأُ عَلَيها مِثلَ ذٰلِكَ. و ناوَلَهُ إيّاهُ، و قالَ: اِربِطهُ عَلىٰ عَضُدِكَ الأَيمَنِ، وَ اقرَأْ آيَةَ الكُرسِيِّ وَ اختِم، و لا تُجامِع عَلَيهِ.

و في رِوايةٍ: ثُمَّ أدرَجَ الكِتابَ، و دَعا بِخَيطٍ مَبلولٍ فَقالَ: إیتوني بِخَيطٍ يابِسٍ. فَعَقَدَ وَسَطَهُ، و عَقَدَ عَلَى الأَيمَنِ أربَعَ عُقَدٍ، و عَلَى الأَيسَرِ ثَلاثَ عُقَدٍ، و قَرَأَ عَلىٰ كُلِّ عُقدَةٍ اُمَّ الكِتابِ وَ المُعَوِّذَتَينِ و «قُل هُوَ اللهُ أحَدٌ» و آيةَ الكُرسِيِّ، عَلَى التَّرتيبِ، ثُمَّ قالَ: هاكَ شُدَّهُ عَلىٰ عَضُدِكَ الأَيمَنِ و لا تُجامِع‌.[۲۰۳]

  1. مکارم الأخلاق‌ - به نقل از حسن بن على وشّاء -: مردى بر امام رضا علیه السلام وارد شد. به او فرمود: «چرا رنگت زرد است؟».

گفت: تبِ رِبع (تبی که انسان یک روز مبتلا به تب می‌شود و دو روز تب بر طرف می‌شود و روز چهارم برمی‌گردد)، رهايم نمى‌کند.

امام علیه السلام دواتى خواست و چنين نوشت: «بسم اللّٰه الرحمن الرحيم. بسم اللّٰه و باللّٰه. اَبجد هوّز حطّى عن فلان بن فلانة، بإذن اللّٰه تعالى». سپس پايينِ نوشته را هفت بار با مُهر سليمان علیه السلام مُهر کرد و کاغذ را لوله کرد و به مُعتِّب فرمود: «اى مُعتّب! نخى که آب و بزاق دهان به آن نرسيده باشد، برايم بياور». مُعتّب آن را آورد. امام علیه السلام نخ را به کاغذ گره زد و سپس نزديک دهانش آورد و از يک طرفش چهار گره زد و بر هر گرهى، فاتحة الکتاب و معوّذتين و توحيد و آية الکرسى خواند و طرف ديگر را سه گره زد و بر هر گرهى از آنها نيز همين‌ها را خواند و سپس کاغذ را به من داد و فرمود: «آن را به بازوى راستت ببند و آية‌الکرسى را بخوان و ختم کن و همراه آن آميزش نکن».

در روايتى آمده است: سپس کاغذ را تا زد و نخ مرطوبى خواست و فرمود: «نخ خشکى برايم بياوريد» و آن را در وسط کاغذ گره زد و طرف راست آن را چهار گره و طرف چپش را سه گره زد و بر هر گرهى، اُمّ الکتاب (حمد) و معوّذتين و (قُل هُوَ اللهُ أحَدٌ) و آية الکرسى را به ترتيب خواند. آن گاه فرمود: «اين را به بازوى راستت ببند و [با بودن آن بر بازويت] آميزش نکن».

  1. مکارم الأخلاق: عَنِ الحَضرَمِيِّ أنَّ أبَا الحَسَنِ علیه السلام[۲۰۴] كَتَبَ لَهُ هٰذا الكِتابَ، و كانَ يُحَمُّ حُمَّى الرِّبعِ، و أمَرَ أن يَكتُبَ عَلىٰ يَدِهِ اليُمنىٰ: «بِاسم اللهِ جَبرَئيلُ»، و عَلىٰ يَدِهِ اليُسرىٰ: «بِاسمِ اللهِ ميكائيلُ»، و عَلىٰ رِجلِهِ اليُمنىٰ: «بِاسمِ اللهِ إسرافيلُ»، و عَلىٰ رِجلِهِ اليُسرىٰ: «بِاسمِ اللهِ عِزرائيلُ، بِاسمِ اللهِ (لا يَرَونَ فِيها شَمساً وَ لا زَمْهَرِيراً)[۲۰۵]»، و بَينَ كَتِفَيهِ: «بِاسمِ اللهِ العَزيزِ الجَبّارِ».[۲۰۶]

 

  1. مکارم الأخلاق: حضرمی گفته است که: ابو الحسن (امام کاظم علیه السلام) این نامه را به او که تب رِبع داشت، نوشت و دستور داد بر دست راستش «بسم اللّٰه جبرئیل» و بر دست چپش «بسم اللّٰه میکائیل» و بر پای راستش، «بسم اللّٰه اسرافیل» و بر پای چپش «بسم اللّٰه عزرائیل. بسم اللّٰه (لا يَرَونَ فِيها شَمْساً وَ لا زَمْهَرِيراً)»[۲۰۷] و میان دو شانه‌اش «بسم اللّٰه العزیز الجبّار» بنویسد.

۳ / ۶ - ۲: وَجَعُ الضِّرسِ

۳ / ۶ - ۲: دندان‌درد

  1. سبل الهدیٰ و الرشاد: رَوَى الحُمَيديُّ أنَّ فاطِمَةَ علیها السلام أتَت رَسولَ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله تَشكو مِن ضُرٍّ في ضِرسِها، فَأَدخَلَ سَبّابَتَهُ اليُمنىٰ فَوَضَعَها عَلَى الضِّرسِ الّذي يَألَمُ فَقالَ: «بِاسمِ اللهِ و بِاللّٰهِ، أسأَلُكَ بِعِزِّكَ و جَلالِكَ و قُدرَتِكَ عَلىٰ كُلِّ شَیءٍ، فَإنَّ مَريَمَ لَم تَلِد غَيرَ عيسىٰ مِن روحِكَ و كَلِمَتِكَ؛ أن تَكشِفَ فاطمَةَ بِنتَ خَديجَةَ مِنَ الضُّرِّ كُلِّهِ»، فَسَكَنَ ما بِها.[۲۰۸]

 

  1. سبل الهدی و الرشاد: حُمَیدی روایت کرد که فاطمه علیها السلام نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمد و از درد دندانش شکایت کرد. ایشان انگشت اشارۀ دست راستش را داخل دهان او برد و روی دندانی که درد داشت، گذاشت و فرمود: «به نام خدا و به یاری خدا. خدايا! تو را به عزّت و جلال و قدرتت بر همه چيز، که مريم جز عيسى، روح و کلمۀ تو نزایید، درد دندان فاطمه دختر خديجه را به کلّى بر طرف کن». بلا فاصله درد دندان فاطمه آرام شد.

 

  1. مکارم الأخلاق عن المُفضّل بن عمر: دَخَلتُ عَلىٰ أبي عَبدِ اللّٰهِ علیه السلام و بي ضَرَبانُ الضِّرسِ، فَشَكَوتُ ذٰلِكَ إلَيهِ، فَقالَ: اُدنُ مِنّي، فَدَنَوتُ مِنهُ، فَقالَ[۲۰۹] بِسَبّابَتِهِ فَأَدخَلَها فَوَضَعَها عَلَى الضِّرسِ الَّذي يَضرِبُ، ثُمَّ قَرَأَ شَيئاً خَفِيّاً فَسَكَنَ عَلَى المَكانِ.

فَقالَ لي: قَد سَكَنَ يا مُفَضَّلُ؟

قُلتُ: نَعَم. فَتَبَسَّمَ. فَقُلتُ: اُحِبُّ أن تُعَلِّمَني هٰذِهِ الرُّقيَةَ.

قالَ: إنَّ فاطِمَةَ علیها السلام أتَت أباها صلی الله علیه و آله تَشكو ما تَلقىٰ مِن وَجَعِ الضِّرسِ أوِ السِّنِّ، فَأَدخَلَ صلی الله علیه و آله سَبّابَتَهُ اليُمنىٰ فَوَضَعَها عَلىٰ سِنِّهَا الَّتي تَضرِبُ، و قالَ: «بِاسمِ اللهِ و بِاللّٰهِ، أسأَلُكَ بِعِزَّتِكَ و جَلالِكَ و قُدرَتِكَ عَلىٰ كُلِّ شَي‌ءٍ، فَإنَّ مَريَمَ لَم تَلِد غَيرَ عيسىٰ رُوحِكَ و كَلِمَتِكَ، أن تَكشِفَ ما تَلقىٰ فاطِمَةُ بِنتُ خَديجَةَ مِنَ الضُّرِّ كُلِّهِ»، فَسَكَنَ ما بِها كَما سَكَنَ ما بِكَ، و ما زِدتُ عَلَيهِ شَيئاً مِن بَعدِ هٰذا.[۲۱۰]

  1. مکارم الأخلاق - به نقل از مفضّل بن عمر -: خدمت امام صادق علیه السلام رسيدم، در حالى که دندانم تیر می‌کشید. از آن به امام شکايت نمودم. فرمود: «نزديکم بیا». نزديک رفتم. انگشت اشاره‌اش را روى دندانی که تیر می‌کشید، گذاشت و آهسته دعايى خواند. در جا درد آرام شد.

به من فرمود: «آرام شد، ای مفضّل؟».

گفتم: بله. تبسّمى کرد. گفتم: دوست دارم اين حرز را به من بياموزید.

فرمود: «فاطمه علیها السلام نزد پدرش صلی الله علیه و آله رفت و از درد دندان به او شکايت کرد. پيامبر صلی الله علیه و آله انگشت سبابۀ دست راست خود را داخل دهان او برد و بر دندانى که درد داشت، گذاشت و فرمود: "به نام خدا و به یاری خدا. خدايا! تو را به عزّت و جلال و قدرتت بر همه چيز، که مريم جز عيسى، روح و کلمۀ تو نزایید، درد دندان فاطمه دختر خديجه را به کلّى بر طرف کن" و بلافاصله دردش آرام شد. من هم بیشتر از این چیزی نگفتم.

  1. الإمام الصادق علیه السلام _ في رُقيَةِ الضِّرسِ _: یَأخُذُ سِكّيناً أو خوصَةً فَیَمسَحُ بِه عَلَى الجانِبِ الَّذي یَشتَكي، فَإنَّهُ يَسكُنُ بِإذنِ اللّٰهِ، و یَقولُ سَبعَ مَرّاتٍ‌:

«بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ‌. بِاسمِ اللهِ و بِاللّٰهِ، مُحَمَّدٌ رَسولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله، إبراهيمُ خَليلُ اللّٰهِ، اُسكُن بِالَّذي سَكَنَ لَهُ ما فِي اللَّيلِ وَ النَّهارِ بِإذنِهِ‌، و هُوَ عَلىٰ‌ كُلِّ شَي‌ءٍ قَديرٌ».[۲۱۱]

  1. امام صادق علیه السلام - در حرز دندان‌درد -: کارد یا برگ خرمایی بر می‌دارد و آن را به موضعی که درد دارد، می‌کشد، به اذن خدا آرام می‌شود، و هفت مرتبه می‌گوید: «به نام خداوند مهرگستر مهربان. به نام خدا و به یاری خدا. محمّد صلی الله علیه و آله فرستادۀ خداست. ابراهیم، خلیل خداست. به حقّ آن کسی که هر چیزی در شب و روز، به اذن او برایش آرام گرفته است، آرام بگیر و او بر هر چیزی تواناست».

 

  1. مکارم الأخلاق عن عطاء عن الإمام الصادق علیه السلام: شَكَوتُ إلَيهِ ما ألقىٰ مِن ضِرسي و أسناني و ضَرَبانِها، فَقالَ: تَقرَأُ عَلَيهِ سَبعَ مَرّاتٍ:

«بِاسمِ اللهِ و بِاللّٰهِ، اُسكُن بِقُدرَةِ اللهِ الَّذي خَلَقَكَ، فَإنَّهُ قادِرٌ مُقتَدِرٌ عَلَيكَ و عَلَى الجِبالِ، أثبَتَها و أثبَتَكَ، فَقِرَّ حَتّىٰ يَأتِيَ فيكَ أمرُهُ، و صَلَّى اللهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِهِ».[۲۱۲]

  1. مکارم الأخلاق - به نقل از عطا -: از درد و تیر کشیدن دندان‌هایم به امام صادق علیه السلام شکایت کردم. فرمود: «هفت بار بر آن بخوان: "به نام خدا و به یاری خدا. به قدرت خدایى که تو را آفريد، آرام گير که او بر تو و بر کوه‌ها توانا و مسلّط است. آنها را و تو را استوار ساخت. آرام گير تا امر خدا در باره‌ات در رسد، و درود خدا بر محمّد و خاندانش باد!"».

۳ / ۶ - ۳: الصُّداعُ

۳ / ۶ - ۳: سردرد

  1. سبل الهدیٰ و الرشاد عن ابن عبّاس: كانَ رَسولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله يَتَعَوَّذُ مِنَ الصُّداعِ: «بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ. بِاسمِ اللهِ الكَبيرِ، و أعوذُ بِاللهِ العَظيمِ مِن شَرِّ كُلِّ عِرقٍ نَعّارٍ[۲۱۳]، و مِن شَرِّ حَرِّ النّارِ».[۲۱۴]

 

  1. سبل الهدی و الرشاد - به نقل از ابن عبّاس -: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله این تعویذ را برای سردرد می‌خواند: «به نام خداوند مهرگستر مهربان. به نام خدای بزرگ، به خدای باعظمت پناه می‌برم از شرّ هر رگِ نعره‌زنی و از شرّ سوزش آتش».

 

  1. مکارم الأخلاق: عن أبي جَعفَرٍ [الباقِرِ] علیه السلام قالَ: يُكتَبُ في كِتابٍ و يُعَلَّقُ عَلىٰ صاحِبِ الصُّداعِ مِنَ الشَّقِّ الَّذي يَشتَكي:

«اللّٰهُمَّ إنَّكَ لَستَ بِإلٰهٍ استَحدَثناهُ، و لا بِرَبٍّ يَبيدُ[۲۱۵] ذِكرُهُ، و لا مَعَكَ شُرَكاءُ يَقضونَ مَعَكَ، و لا كانَ قَبلَكَ إلٰهٌ نَدعوهُ و نَتَعَوَّذُ بِهِ و نَتَضَرَّعُ إلَيهِ و نَدَعُكَ، و لا أعانَكَ عَلىٰ خَلقِنا مِن أحَدٍ فَنَشُكُّ فيكَ لا إلٰهَ إلّا أنتَ وَحدَكَ لا شَريكَ لَكَ، عافِ فُلانَ بنَ فُلانَةَ، و صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و أهلِ بَيتِهِ».

و في رِوايَةٍ: «أسأَلُكَ بِاسمِكَ الَّذي قامَ بِهِ عَرشُكَ عَلَى الماءِ، أن تُصَلِّيَ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و أن تَشفِيَ فُلانَ بنَ فُلانَةَ مِنَ الصُّداعِ وَ الشَّقيقَةِ (فَضَرَبْنا عَلىٰ آذانِهِمْ فِي الكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً)[۲۱۶]، و أسأَلُكَ بِاسمِكَ الَّذي بِهِ خَلَقتَ آدَمَ و أتمَمتَ خَلقَهُ، أن تُصَلِّيَ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ، و أن تَشفِيَ فُلانَ بنَ فُلانَةَ».[۲۱۷]

  1. مکارم الأخلاق: از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود: «اين دعا را بنويس و بر طرفى از سر که درد می‌کند، بياويز: "بار خدایا! تو نه معبودی هستی که ما آن را ساخته‌ایم، و نه پروردگاری هستی که یادش از خاطرها برود، و نه شریکانی داری که در کنار تو حکم دهند، و نه پیش از تو، معبودی بوده است که او را بخوانیم و به او پناه بریم و به درگاه او زاری کنیم و تو را وا نهیم، و نه کسی در آفریدن ما به تو کمک کرده است که در تو شک کنیم. معبودی جز تو نیست. یگانه‌ای و بی‌همتا. فلانی پسر فلان زن را عافیت عطا کن و بر محمّد و خاندان او درود فرست"».

در روایتی آمده است: «به آن نامت که با آن، عرشت بر آب قرار گرفت، از تو می‌خواهم که بر محمّد درود فرستی و فلانی پسر فلان زن را از شقیقه شفا بخشی. (پس در آن غار، ساليانى چند بر گوش‌هايشان پرده زديم) و به آن نامت که با آن آدم را آفریدی و آفریدنش را به اتمام رساندی، از تو می‌خواهم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی و فلانی پسر فلان زن را شفا بخشی».

  1. الإمام الصادق علیه السلام: مَن كانَ بِهِ صَدعٌ أو غَيرُهُ، فَليَضَع يَدَهُ عَلىٰ ذٰلِكَ المَوضِعِ و ليَقُل:

«اُسكُن، سَكَّنتُكَ بِالَّذي‌ سَكَنَ لَهُ ما فِي اللَّيلِ وَ النَّهارِ و هُوَ السَّميعُ العَليمُ[۲۱۸]‌».[۲۱۹]

  1. امام صادق علیه السلام هر کس سردرد یا درد دیگری داشت، دست خود را بر محلّ درد بگذارد و بگوید: «آرام بگیر. آرام کردم تو را به کسی که آرام است برای او آنچه در شب و روز است و او شنوا و داناست».

 

  1. مکارم الأخلاق: كانَ بِالمَلِكِ النَّجاشِيِّ صُداعٌ، فَکَتَبَ إلَى النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله في ذٰلِكَ، فَبَعَثَ إلَيهِ هٰذَا الحِرزَ فَخاطَهُ في قَلَنسُوَتِهِ، فَسَکَنَ ذٰلِكَ عَنهُ، و هُوَ:

«بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ‌. بِاسمِ اللهِ الحَقِّ المُبينِ‌ (شَهِدَ اللهُ)[۲۲۰]‌ الآيَةَ، لِلهِ نورٌ و حِكمَةٌ، و عِزٌّ و قُوَّةٌ، و بُرهانٌ و قُدرَةٌ، و سُلطانٌ و رَحمَةٌ، يا مَن لا يَنامُ، لا إلٰهَ إلّا اللّٰهُ، إبراهيمُ خَليلُ اللّٰهِ، لا إلٰهَ إلّا اللّٰهُ، موسىٰ كَليمُ اللّٰهِ، لا إلٰهَ إلَّا اللّٰهُ، عيسىٰ روحُ اللهِ و كَلِمَتُهُ، لا إلٰهَ إلّا اللّٰهُ، مُحَمَّدٌ رَسولُ اللهِ و صَفِيُّهُ و صَفوَتُهُ صلی الله علیه و آله، اُسكُن سَكَّنتُكَ بِما سَكَنَ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الأَرضِ، و بِمَن یَسكُنُ لَهُ ما فِي اللَّيلِ وَ النَّهارِ و هُوَ السَّميعُ العَليمُ[۲۲۱]‌، (فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ * وَ الشَّياطِينَ كُلَّ بَنّاءٍ وَ غَوّاصٍ)[۲۲۲]‌، (أَلا إِلَى اللهِ تَصِيرُ الأُمورُ)[۲۲۳]».[۲۲۴]

  1. مکارم الأخلاق: نجاشىِ پادشاه، سردردى داشت. از پيامبر صلی الله علیه و آله براى آن کمک خواست. پیامبر صلی الله علیه و آله اين حرز را برایش فرستاد و او آن را در کلاهش گذاشت و سردردش آرام شد.

آن حرز، اين است: «به نام خداوند مهرگستر مهربان. به نام خدای حقّ آشکار. (خدا گواهی داد...)[۲۲۵] (تا آخر آیه). برای خداست روشنایی و حکمت و عزّت و نیرو و برهان و توانایی و سلطنت و رحمت. ای کسی که نمی‌خوابد! معبودی جز خدای یکتا نیست، ابراهیم، خلیل خداست. معبودی جز خدای یکتا نیست، موسی، کلیم خداست. معبودی جز خدای یکتا نیست. عیسی، روح خدا و کلمۀ (مخلوق) اوست. معبودی جز خداوند یکتا نیست، محمّد، فرستادۀ خدا و برگزیده و منتخب اوست. درود خدا بر او و خاندانش باد! آرام بگیر. آرام ساختم تو را به آنچه آرام شد برای او هر چه در آسمان‌ها و زمین است و به کسی که آرام است برایش آنچه در شب و روز است و او شنوانا و داناست. (پس باد را در اختيار او قرار داديم که هر جا تصميم مى‌گرفت، به فرمان او نرم و روان مى‌شد * و [نیز] شيطان‌ها را [از] بنّا و غوّاص). (بدانید که همۀ کارها به سوی خدا باز مى‌گردد)».

۳ / ۶ - ۴: بَعضُ أوجاعِ النِّساءِ وَ الصِّبیانِ

۳ / ۶ - ۴: برخی دردهای زنان و کودکان

  1. الإمام عليّ علیه السلام: عُوذَةٌ لِلصَّبِيِّ إذا كَثُرَ بُكاؤُهُ، و لِمَن يَفزَعُ بِاللَّيلِ، و لِلمَرأَةِ إذا سَهِرَت مِن وَجَعٍ:

(فَضَرَبْنَا عَلىٰ ءاذانِهِمْ فِى الكَهْفِ سِنِينَ عَدَدًا * ثُمَّ بَعَثْنَاهُم لِنَعْلَمَ أَىُّ الحِزْبَيْنِ أَحْصىٰ لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا)[۲۲۶].[۲۲۷]

  1. امام على علیه السلام: تعويذى براى کودکى که زياد گريه مى‌کند و کسى که در شب مى‌ترسد و زنى که شب‌ها از درد نمى‌خوابد: (پس در آن غار، ساليانى چند بر گوش‌هايشان پرده زديم. * آن گاه آنان را بيدار کرديم تا بدانيم کدام يک از آن دو دسته، مدّت درنگشان را بهتر حساب کرده‌اند)».

 

  1. الکافي عن محمّد بن عيسى‌ عن صالح بن سعيد عن إبراهيم‌ بن محمّد بن هارون‌: أنَّهُ كَتَبَ إلىٰ أبي جَعفَرٍ علیه السلام يَسأَلُهُ عُوذَةً لِلرِّياحِ الَّتي تَعرِضُ لِلصِّبيانِ، فَكَتَبَ إلَيهِ بِخَطِّهِ بِهاتَينِ العُوذَتَينِ _ و زَعَمَ صالِحٌ أنَّهُ أنفَذَهُما إلَيَّ إبراهيمُ بِخَطِّهِ:

«اللهُ أكبَرُ اللهُ أكبَرُ اللهُ أكبَرُ، أشهَدُ أن لا إلٰهَ إلَّا اللّٰهُ، أشهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسولُ اللّٰهِ، اللهُ أكبَرُ اللهُ أكبَرُ، لا إلٰهَ إلّا اللّٰهُ،‌ و لا رَبَّ لي إلَّا اللّٰهُ‌، (لَهُ المُلْكُ وَ لَهُ الحَمْدُ لَا شَرِيكَ لَهُ)‌[۲۲۸]، سُبحانَ اللّٰهِ، ما شاءَ اللهُ كانَ و ما لَم يَشَأْ لَم يَكُن، اللّٰهُمَّ ذَا الجَلالِ وَ الإكرامِ، رَبَّ موسىٰ و عيسىٰ‌ و إبراهيمَ الَّذي وَفّىٰ،‌ إلٰهَ إبراهيمَ و إسماعيلَ و إسحاقَ و يَعقوبَ وَ الأَسباطِ، لا إلٰهَ إلّا أنتَ سُبحانَكَ مَعَ ما عَدَّدتَ مِن آياتِكَ و بِعَظَمَتِكَ، و بِما سَأَلَكَ بِهِ النَّبِيّونَ، و بِأَنَّكَ رَبُّ النّاسِ، كُنتَ قَبلَ كُلِّ شَي‌ءٍ و أنتَ بَعدَ كُلِّ شَي‌ءٍ، أسأَلُكَ بِاسمِكَ الَّذي تُمسِكُ بِهِ السَّماواتِ أن تَقَعَ عَلَى الأَرضِ إلّا بِإذنِكَ، و بِكَلِماتِكَ التّامّاتِ الَّتي تُحيي بِهِ المَوتىٰ، أن تُجيرَ عَبدَكَ فُلاناً مِن شَرِّ ما يَنزِلُ مِنَ السَّماءِ و ما يَعرُجُ إلَيها، و ما يَخرُجُ مِنَ الأَرضِ و ما يَلِجُ فيها، (وَ سَلَامٌ عَلَى المُرْسَلِينَ وَ الحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ العَالَمِينَ)[۲۲۹]».

و كَتَبَ إلَيهِ أيضاً بِخَطِّهِ: بِاسمِ اللهِ و بِاللهِ و إلَى اللهِ و كَما شاءَ اللّٰهُ، و اُعيذُهُ بِعِزَّةِ اللهِ و جَبَروتِ اللهِ و قُدرَةِ اللهِ و مَلَكوتِ اللّٰهِ. هٰذَا الكِتابُ مِنَ اللهِ شِفاءٌ لِفُلانِ بنِ فُلانٍ ابنِ عَبدِكَ و ابنِ أمَتِكَ عَبدَيِ اللّٰهِ، صَلَّى اللهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِهِ».[۲۳۰]

  1. الکافی - به نقل از محمّد بن عيسی، از صالح بن سعيد -: ابراهيم بن محمّد بن هارون به امام باقر علیه السلام نامه نوشت و از ایشان تعويذى براى بادهايى که کودکان را مى‌گيرد، درخواست کرد.

امام علیه السلام با خطّ خود، اين دو تعويذ را برايش نوشت - صالح (راوى) گفت: ابراهيم آن دو را به خطّ امام براى من فرستاد [و آن اين بود] -: «خدا بزرگ‌تر است، خدا بزرگ‌تر است، خدا بزرگ‌تر است. گواهى مى‌دهم که معبودى جز خدای یکتا‌ نيست. گواهى مى‌دهم که محمّد، فرستادۀ خداست. خدا بزرگ‌تر است، خدا بزرگ‌تر است. معبودى جز خدای یکتا نيست و مرا پروردگارى جز خدای یکتا نيست. پادشاهى، از آنِ اوست و ستايش براى او. شريکى ندارد. منزّه است خدا. هر چه خدا خواهد، همان می‌شود و آنچه او نخواهد، نمی‌شود. بار خدايا، اى پروردگار باشُکوه و ارجمند! اى پروردگار موسى و عيسى و ابراهيمِ وفادار! اى معبود ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط (نوادگان)! معبودى جز تو نيست. منزّهى تو. به حقّ آنچه از آياتت بر شمرده‌ای و به بزرگى‌ات و به حقّ آنچه بدان وسيله پيامبران از تو درخواست کردند و به اين که تويى پروردگار مردم، پيش از هر چيز بوده‌اى و پس از هر چيزى خواهى بود، از تو مى‌خواهم به حقّ آن نامت که با آن آسمان‌ها را نگه مى‌دارى تا بر زمين نيفتند مگر به اذن خودت، و به حقّ کلمات کاملت که با آنها مردگان را زنده مى‌کنى، بنده‌ات فلانى را در امان بدارى از گزند آنچه از آسمان فرود مى‌آيد و آنچه به آسمان بالا مى‌رود و آنچه از زمين بيرون مى‌آيد و آنچه در زمين فرو مى‌رود (و سلام بر فرستادگان خدا و ستايش، خدا را که پروردگار جهانيان است)».

و نيز با خطّ خود به او نوشت: «به نام خدا و به يارى خدا و به سوى خدا و چنان که خدا خواهد، او را در پناه عزّت خدا و جبروت خدا و قدرت خدا و ملکوت خدا قرار می‌دهم. اين نوشته از سوی خداوند، شفا باشد براى فلان پسر فلان، پسر بندۀ تو و پسر کنيز تو - که هر دو، بندۀ تو هستند -. درود خدا بر محمّد و خاندان او باد!».

  1. الإمام الصادق علیه السلام _ لِعُسرِ الوِلادَةِ _: يُكتَبُ لِلمَرأَةِ إذا عَسُرَ عَلَيها وِلادَتُها في رَقٍّ[۲۳۱] أو قِرطاسٍ.

«اللّٰهُمَّ يا فارِجَ الهَمِّ و كاشِفَ الغَمِّ، و رَحمانَ الدُّنيا وَ الآخِرَةِ و رَحيمَهُما، اِرحَم فُلانَةَ بِنتَ فُلانَةَ رَحمَةً تُغنيها بِها عَن رَحمَةِ جَميعِ خَلقِكَ، تُفَرِّجُ بِها كُربَتَها، و تَكشِفُ بِها غَمَّها، و تُيَسِّرُ وِلادَتَها: (وَ قُـضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ)[۲۳۲]، (وَ قِيلَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ العَالَمِينَ)[۲۳۳]».[۲۳۴]

  1. امام صادق علیه السلام - برای زایمان سخت -: هر گاه زایمان زن سخت شود، بر روی پوستی یا کاغذی نوشته شود: «خدایا! اى گشایندۀ اندوه، و بر طرف کنندۀ غم، و بخشنده در دنیا و آخرت، و مهربان هر دو جهان! رحم کن به فلان‌ دختر فلان، رحمتى که او را از رحمت همۀ بندگانت بی‌نیاز کنى، محنتش را به آن بگشایى و غمش را بر طرف نمایى و زایمانش را آسان فرمایى (و میانشان به حق حکم شد و به آنها ستم نمی‌شود) (و گفته شد: ستایش، خداى را پروردگار جهانیان)».

 

  1. الدعوات: كانَ بَعضُهُم كَتَبَ إلَى الحَسَنِ العَسكَرِيِّ علیه السلام‌ في صَبِيٍّ لَهُ يَشتَكي ريحَ اُمِّ الصِّبيانِ، فَقالَ: اُكتُب في وَرَقٍ‌ و عَلِّقهُ عَلَيهِ. فَفَعَلَ، فَعُوفِيَ بِإذنِ اللّٰهِ. وَ المَكتُوبُ هٰذا: «بِاسمِ اللهِ العَلِيِّ العَظيمِ،‌ الحَليمِ‌ الكَريمِ،‌ القَديمِ‌ الَّذي‌ لا يَزولُ،‌ أعوذُ بِعِزَّةِ الحَيِّ‌ الَّذي‌ لا يَموتُ‌ مِن‌ شَرِّ كُلِّ حَيٍّ يَموتُ»‌.[۲۳۵]

 

  1. الدعوات: کسی به امام حسن عسکری علیه السلام نامه‌ای نوشت و از مبتلا شدن کودکش به باد اُمّ صِبیان شکایت کرد. فرمود: «در کاغذی بنویس و آن را به کودک بیاویز». او این کار را کرد و بچّه‌اش به اذن خدا خوب شد. آن نوشته، این است: «به نام خدای والا و بزرگ و بردبار و بخشنده و ازلی و ابدی. پناه می‌برم به عزّت زنده‌ای که هرگز نمی‌میرد، از شرّ هر زنده‌ای که می‌میرد».

۳ / ۷: الهَمُّ وَ الکَربُ

۳ / ۷: نگرانی و گرفتاری

  1. رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله‌: أمانٌ لِاُمَّتي مِنَ الهَمِّ: «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ العَلِيِّ العَظيمِ، لا مَلجَأَ و لا مَنجىٰ‌ مِنَ اللهِ إلّا إلَيهِ».[۲۳۶]

 

  1. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: [جملۀ] «هيچ نيرو و توانى نيست، جز از سوی خداى والا و بزرگ. از خدا، جز به خود او پناه نمى‌توان برد و جز به او نجات نمى‌توان يافت»، مايۀ ايمنى امّت من از نگرانی است.

 

  1. رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله: ما قالَ عَبدٌ: «اللّٰهُمَّ رَبَّ السَّماواتِ السَّبعِ و رَبَّ العَرشِ العَظيمِ، اِكفِني كُلَّ مُهِمٍّ مِن حَيثُ شِئتَ، مِن أينَ شِئتَ»، إلّا أذهَبَ اللهُ تَعالىٰ‌ هَمَّهُ.[۲۳۷]

 

  1. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هیچ بنده‌ای نگفت: «بار خدایا! ای پروردگار آسمان‌های هفتگانه و ای پروردگار عرش بزرگ! هر آنچه مایۀ نگرانی من است، از من بر طرف فرما، هر گونه که خواهی و از هر کجا که خواهی»، مگر این که خداوند متعال نگرانی او را بر طرف ساخت.

 

  1. رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله: مَن قالَ: «لا إلٰهَ إلَّا اللهُ قَبلَ كُلِّ شَي‌ءٍ، و لا إلٰهَ إلَّا اللهُ بَعدَ كُلِّ شَي‌ءٍ»، عوفِيَ‌ مِنَ الهَمِّ وَ الحُزنِ.[۲۳۸]

 

  1. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر که بگويد: «پيش از هر چيزى، معبودى جز خداوند نبوده و پس از هر چيزى، معبودى جز خداوند نيست»، از نگرانی و اندوه نجات مى‌يابد.

 

  1. رسول الله صلی الله علیه و آله: مَن أصابَهُ هَمٌّ أو غَمٌّ أو كَربٌ أو بَلاءٌ أو لَأْواءٌ[۲۳۹]، فَليَقُل: «اللهُ رَبّي و لا اُشرِكُ بِهِ شَيئاً، تَوَكَّلتُ عَلَى الحَيِّ الَّذي لا يَموتُ».[۲۴۰]

 

  1. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر کس که به نگرانی و غم و گرفتاری و بلا و تنگ‌دستى دچار گشت، بگويد: «خداوند، پروردگار من است و چيزى را شريک او قرار نمى‌دهم و بر زندۀ ناميرا توکّل مى‌کنم».

راجع: هٰذه الموسوعة: عنوان «الحزن» / ما یدفع الحزن.

ر.ک: همین دانش‌نامه: مدخل «الحزن (اندوه)» / آنچه اندوه را دور می‌کند.

۳ / ۸: العَینُ

۳ / ۸: چشم‌زخم

الکتاب

قرآن

(وَ إِنْ يَكٰادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَ مَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ).[۲۴۱]

(و آنان که کافر شدند، چون قرآن را شنيدند، چيزى نمانده بود که تو را چشم بزنند، و مى‌گفتند: «او واقعاً ديوانه‌اى است» و حال، آن که [قرآن] جز تذکّری براى جهانيان نيست).

الحدیث

حدیث

  1. تفسیر الثعلبي _ في قَولِهِ تَعالیٰ: (وَ إنْ يَكٰادُ الَّذينَ كَفَرُوا) _: إنَّ الكُفّارَ أرادوا أن يَعينوا رَسولَ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله و يُصيبوهُ بِالعَينِ، فَنَظَرَ إلَيهِ قَومٌ مِن قُرَيشَ، و قالوا: ما رَأَينا مِثلَهُ و لا مِثلَ حُجَجِهِ!

و قيلَ: كانَتِ العَينُ في بَني أسَدٍ، حَتّىٰ أن كانَتِ النّاقَةُ السَّمينَةُ وَ البَقَرَةُ السَّمينَةُ تَمُرُّ بِأَحَدِهِم فَيُعايِنُها ثُمَّ يَقولُ: يا جاريَةُ، خُذِي المِكيَلَ[۲۴۲] وَ الدِّرهَمَ فَأَتينا بِلَحمٍ مِن لَحمِ هٰذِهِ البَقَرَةِ، فَما تَبرَحُ حَتّىٰ تَقَعَ بِالمَوتِ فَتُنحَرَ!

و قالَ الكَلبِيُّ: كانَ رَجُلٌ مِنَ العَرَبِ يَمكُثُ لا يَأكُلُ يَومَينِ أو ثَلاثَةً، ثُمَّ يَرفَعُ جانِبَ خِبائِهِ فَتَمُرُّ بِهِ الإبِلُ فَيَقولُ: لَم أرَ كَاليَومِ إبِلاً و لا غَنَماً أحسنَ مِن هٰذِهِ، فَما تَذهَبُ إلّا قَريباً حَتّىٰ يَسقُطَ مِنها طائِفَةٌ و عِدَّةٌ! فَسَأَلَ الكُفّارُ هٰذَا الرَّجُلَ أن يُصيبَ رَسولَ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله بِالعَينِ و يَفعَلَ بِهِ مِثلَ ذٰلِكَ، فَأَجابَهُم و أنشَدَ:

قَد كانَ قَومُكَ يَحسَبونَكَ سَيِّداً و أخالُ أنَّكَ سَيِّدٌ مَعيونُ

فَعَصَمَ اللهُ تَعالىٰ نَبِيَّهُ صلی الله علیه و آله و أنزَلَ: (وَ إِنْ يَكٰادُ الَّذينَ كَفَرُوا).[۲۴۳]

  1. تفسیر الثعلبی - در بارۀ آیۀ (آنان که کافر شدند، چیزی نمانده بود که...) -: کفّار تصمیم گرفتند که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را چشم‌زخم زنند. پس، عدّه‌ای از قریش به او نگریستند و گفتند: هرگز مانند او و مانند استدلال‌های او ندیده‌ایم!

گفته شده است: افراد بنی اسد، چشمشان شور بود، به اندازه‌ای که اگر شتر چاق و گاو فربهی از کنار یکی از آنان می‌گذشت، نگاهی به آن می‌انداخت و سپس می‌گفت: آی دختر! پیمانه و درهم را بردار که مقداری از گوشت این گاو تهیّه کنیم، و دیری نمی‌پایید که گاو سَقَط می‌شد و آن را ذبح می‌کردند.

کلبی گفته است: در میان عرب‌ها مردی بود که دو سه روز چيزى نمى‌خورد. سپس گوشۀ خيمه‌اش را بالا می‌زد و گلّۀ شتری که مى‌گذشت، مى‌گفت: تا به امروز، شتر و گوسفندى از اينها بهتر ندیده‌ام. ديرى نمى‌گذشت که چند تايى از آن حيوانات می‌افتادند و مى‌مُردند. کفّار از اين مرد درخواست کردند که پیامبر صلی الله علیه و آله را چشم بزند و همان آسيب را به ایشان برساند. وی پذیرفت و این بیت را خواند:

قومت تو را آقا می‌دانند /

و من تو را آقایی چشم خورده می‌بینم.

امّا خداى متعال، پیامبرش را از چشم‌زخم مصون داشت و آيۀ (آنان که کافر شدند، چیزی نمانده بود) را نازل کرد.

  1. رسول الله صلی الله علیه و آله: مَن رَأىٰ شَيئاً يُعجِبُهُ فَقالَ: «اللهُ، اللهُ، ما شاءَ اللهُ، لا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ»، لَم يَضُرَّ شَيئاً.[۲۴۴]

 

  1. پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر کس چيزى را دید که نظرش را گرفت و بی‌درنگ گفت: «خدا، خدا! هر آنچه خدا بخواهد! هيچ نيرويى نيست جز از سوی خدا»، گزندى نمى‌زند.

 

  1. عمل اليوم و اللّيلة لابن السنّي عن أنس عن رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله: مَن رَأىٰ شَيئاً فَأَعجَبَهُ، فَقالَ: «ما شاءَ اللّٰهُ، لا قُوَّةَ إلّا بِاللّٰهِ»، لَم يَضُرَّهُ العَينُ. يَعني: لا يُصيبُهُ العَينُ _.[۲۴۵]

 

  1. عمل اليوم و الليلة، ابن سنّى - به نقل از اَنَس -: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هر کس چيزى را ببيند که نظرش را بگيرد امّا بگويد: «هر چه خدا خواهد! هيچ نيرويى نيست جز از سوی خدا»، چشم، به آن گزند نمى‌زند»، يعنى چشمش نمى‌زند.

 

  1. رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله: ما أنعَمَ اللهُ تَعالىٰ عَلىٰ عَبدٍ نِعمَةً في أهلٍ و مالٍ و وَلَدٍ فَأَعجَبَهُ، فَقالَ إذا رَأىٰ ذٰلِكَ: «ما شاءَ اللّٰهُ، لا قُوَّةَ إلّا بِاللّٰهِ» إلّا رَفَعَ اللهُ تَعالىٰ عَنهُ كُلَّ آفَةٍ حَتّىٰ تَأتِيَهُ مَنِيَّتُهُ.[۲۴۶]

 

  1. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر گاه خداوند متعال به بنده‌اى در خصوص زن و فرزند و اموال او نعمتى دهد و او از آن نعمت خوشش آيد و با ديدن آن بگويد: «هر آنچه خدا بخواهد. هيچ نيرويى نيست جز از سوی خدا»، تا زمانى که مرگش فرا رسد، خداوند متعال هر آسيبى را از او دور مى‌کند.

 

  1. صحيح البخاری عن اُم سلمة: إنَّ النَّبِيَّ صلی الله علیه و آله رَأىٰ في بَيتِها جارِيَةً في وَجهِها سَفعَةٌ[۲۴۷]، فَقالَ: اِستَرقوا لَها فَإنَّ بِهَا النَّظرَةَ. [۲۴۸]

 

  1. صحیح البخاری - به نقل از اُمّ سلمه -: پیامبر صلی الله علیه و آله در خانه‌اش دختربچّه‌ای را دید که عارضه‌ای پوستی در صورتش بود. فرمود: «برایش حرز فراهم کنید؛ زیرا چشم خورده است».

 

  1. الموطّأ عن عُروة بن الزُّبير: إنَّ رَسولَ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله دَخَلَ بَيتَ اُمِّ سَلَمَةَ زَوجِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله و فِي البَيتِ صَبِيٌّ يَبكي، فَذَكَروا لَهُ أنَّ بِهِ العَينَ. قالَ عُروَةُ: فَقالَ رَسولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله: أ لا تَستَرقونَ لَهُ مِنَ العَينِ؟![۲۴۹]

 

  1. الموطّأ - به نقل از عُروة بن زُبیر -: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وارد اتاق همسرش اُمّ سلمه شد و در اتاق، کودکی گریه می‌کرد. به ایشان گفتند که او چشم خورده است. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «چرا برایش حِرز چشم‌زخم نمی‌گیرید؟!».

 

  1. سنن ابن ماجة عن عائشة: إنَّ النَّبِيَّ صلی الله علیه و آله أمَرَها أن تَستَرقِيَ مِنَ العَينِ.[۲۵۰]

 

  1. سنن ابن ماجة: از عایشه روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه و آله به او دستور داد حِرزِ (تعویذِ) چشم‌زخم بگیرد.

 

  1. مجمع البيان: رُوِيَ أنَّ بَني جَعفَرِ بنِ أبي طالِبٍ كانوا غِلماناً بيضاً، فَقالَت أسماءُ بِنتُ عُمَيسٍ: يا رَسولَ اللّٰهِ، إنَّ العَينَ إلَيهِم سَريعَةٌ، أ فَأَستَرقي لَهُم مِنَ العَينِ؟

فَقالَ صلی الله علیه و آله: نَعَم.[۲۵۱]

  1. مجمع البيان: روایت شده است که فرزندان جعفر بن ابى طالب، پسرکانى سفيدروى بودند. اسماء دختر عُمَيس گفت: اى پيامبر خدا! اينان زود چشم مى‌خورند. آيا برایشان حِرز چشم‌زخم بگیرم؟

فرمود: «آرى».

  1. رسول الله صلی الله علیه و آله: العَينُ حَقٌّ، تَستَنزِلُ الحالِقَ[۲۵۲]‌.[۲۵۳]

 

  1. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: چشم‌زخم، حقيقت دارد و قلّۀ کوه را به زیر می‌کشد.

 

  1. الإمام الباقر صلی الله علیه و آله: أصابَ رَجُلٌ لِرَجُلٍ بِالعَينِ، فَذُكِرَ ذٰلِكَ لِرَسولِ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله، فَقالَ صلی الله علیه و آله: اِلتَمِسوا مَن يَرقيهِ.[۲۵۴]

 

  1. امام باقر علیه السلام: مردی، مردی را چشم زد. موضوع را به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله گفتند. فرمود: "کسی را پیدا کنید که برایش حِرز (تعویذ) بنویسد».

 

  1. الإمام عليّ علیه السلام: إنَّ جَبرَئيلَ علیه السلام أتَى النَّبِيَّ صلی الله علیه و آله فَوافَقَهُ مُغتَمّاً، فَقالَ: يا مُحَمَّدُ، ما هٰذَا الغَمُّ الَّذي أراهُ في وَجهِكَ؟

قالَ: الحَسَنُ وَ الحُسَينُ أصابَتهُما عَينٌ.

فَقالَ: يا مُحَمَّدُ، صَدِّقِ العَينَ، فَإنَّ العَينَ حَقٌّ. ثُمَّ قالَ: أ فَلا عَوَّذتَهُما بِهٰذِهِ الكَلِماتِ؟

قالَ: و ما هُنَّ يا جَبرَئيلُ؟

فَقالَ: قُل: «اللّٰهُمَّ يا ذَا السُّلطانِ العَظيمِ، وَ المَنِّ القَديمِ، وَ الوَجهِ الكَريمِ، يا ذَا الكَلِماتِ التّامّاتِ، وَ الدَّعَواتِ المُستَجاباتِ، عافِ الحَسَنَ وَ الحُسَينَ مِن أنفُسِ الجِنِّ و أعيُنِ الإنسِ».

فَقالَهَا النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله، فَقاما يَلعَبانِ بَينَ يَدَيهِ. فَقالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله لِأَصحابِهِ: عَوِّذوا نِساءَكُم و أولادَكُم بِهٰذَا التَّعويذِ؛ فَإنَّهُ لا يُعَوِّذُ المُتَعَوِّذونَ بِمِثلِهِ.[۲۵۵]

  1. امام علی علیه السلام: جبرئيل علیه السلام نزد پيامبر صلی الله علیه و آله آمد و ایشان را اندوهگين يافت. گفت: اى محمّد! اين اندوه چيست که در چهره‌ات مى‌بينم؟

فرمود: «حسن و حسين را چشم زده‌اند».

جبرئيل علیه السلام گفت: ای محمّد! چشم‌زخم را باور کن؛ زيرا چشم زدن، حقيقت دارد. سپس گفت: آيا آن دو را با اين جملات تعويذ نکردى؟

پيامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «کدام جملات، اى جبرائيل؟»

جبرئیل گفت: بگو: «بار خدايا! اى صاحب سلطنت بزرگ، و نعمت ديرين، و جلوۀ کریمانه! اى صاحب کلمات کامل و دعاهاى پذيرفته شده! حسن و حسين را از گزند جنّيان و چشم‌زخم‌هاى آدميان بهبود بخش».

پيامبر صلی الله علیه و آله اين جملات را گفت و بى درنگ، حسن و حسين برخاستند و در برابر او به بازى پرداختند. پيامبر صلی الله علیه و آله به اصحاب خود فرمود: «خودتان و زنان و فرزندانتان را با اين جملات تعويذ کنيد؛ زيرا تعويذ کنندگان، به چيزى مانند اين دعا خود را تعويذ نکرده‌اند».

  1. الإمام الصادق علیه السلام: العَينُ حَقٌّ، و لَيسَ تَأْمَنُها مِنكَ عَلىٰ نَفسِكَ و لا مِنكَ عَلىٰ غَيرِكَ، فَإذا خِفتَ شَيئاً مِن ذٰلِكَ فَقُل: «ما شاءَ اللّٰهُ، لا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ العَلِيِّ العَظيمِ» ثَلاثاً‌.[۲۵۶]

 

  1. امام صادق علیه السلام: چشم‌زخم، حقيقت دارد و از آن، نه بر خودت و نه بر ديگرى، ايمن نيستى.[۲۵۷] پس هر گاه از چشم‌زخمى ترسيدى، سه مرتبه بگو: «هر آنچه خدا بخواهد. هيچ نيرويى نيست جز از سوی خداى والا و بزرگ».

 

  1. الإمام الصادق علیه السلام: حَصِّنوا أموالَكُم و أهليكُم و أحرِزوهُم بِهٰذِهِ، و قولوها بَعدَ صَلاةِ العِشاءِ الآخِرَةِ: «اُعيذُ نَفسي و ذُرِّيَّتي و أهلَ بَيتي و مالي بِكَلِماتِ اللهِ التّامَّةِ، مِن كُلِّ شَيطانٍ و هامَّةٍ، و مِن كُلِّ عَينٍ لامَّةٍ»، و هِيَ العوذَةُ الَّتي عَوَّذَ بِها[۲۵۸] جَبرَئيلُ علیه السلام الحَسَنَ وَ الحُسَينَ علیهما السلام.[۲۵۹]

 

  1. امام صادق علیه السلام: اموال و خانوادۀ خود را با اين دعا نگهدارى کنيد و آن را بعد از نماز عشا بگوييد: «خودم را و فرزندانم را و خانواده‌ام را و اموالم را از گزند هر شيطان و گزنده‌اى و از هر چشمِ بدى، در پناه کلماتِ کامل خداوند، در مى‌آورم».

اين، همان دعایی است که جبرئيل علیه السلام حسن و حسين علیهما السلام را با آن تعویذ کرد.

  1. مكارم الأخلاق عن مُعَمّر بن خلّاد: كُنتُ مَعَ الرِّضا علیه السلام بِخُراسانَ‌ عَلىٰ نَفَقاتِهِ، فَأَمَرَني أن أتَّخِذَ لَهُ غالِيَةً[۲۶۰]، فَلَمَّا اتَّخَذتُها فَاُعجِبَ بِها فَنَظَرَ إلَيها فَقالَ لي: يا مُعَمَّرُ، إنَّ العَينَ حَقٌّ، فَاكتُب في رُقعَةٍ الحَمدَ، و «قُل هُوَ اللهُ أحَدٌ»، وَ المُعَوِّذَتَينِ، و آيَةَ الكُرسِيِّ، وَ اجعَلها في غِلافِ القارُورَةِ[۲۶۱].

 

  1. مکارم الأخلاق - به نقل از معمّر بن خلّاد -: در خراسان با امام رضا علیه السلام بودم و مأمور خريد ایشان بودم. به من فرمود که برايش عطرى بخرم. چون آن را تهيّه کردم، از آن خوشش آمد و به آن خيره شد و به من فرمود: «اى معمّر! چشم‌زخم، حقيقت دارد. پس بر کاغذى سورۀ حمد و توحيد و فلق و ناس و آية الکرسى را بنويس و آن را در جعبۀ عطر قرار ده».

راجع: رُقیا جبرئيل علیه السلام رسول اللّه صلی الله علیه و آله. و راجع أیضاً: تعویذ رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله الحسن و الحسین علیهما السلام.

ر.ک: حرز جبرئیل علیه السلام برای پیامبر صلی الله علیه و آله. نیز، ر.ک: تعویذ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برای حسن علیه السلام و حسین علیه السلام.

۳ / ۹: السِّحرُ

۳ / ۹: جادو

الکتاب

قرآن

(قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ * مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ * وَ مِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ * وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ * وَ مِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ).[۲۶۲]

(بگو: پناه مى‌برم به پروردگار سپيده‌دم * از شرّ آنچه آفريده * و از شرّ تاريکى، چون فراگير شود * و از شرّ دمندگان در گره‌ها * و از شرّ هر حسود، آن گاه که حسادت ورزد).

(قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ * مَلِكِ النَّاسِ * إِلَهِ النَّاسِ * مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ * الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ * مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ)‌.[۲۶۳]

(بگو: پناه مى‌برم به پروردگار مردم * پادشاه مردم * معبودِ مردم * از شرّ وسوسه‌گر نهانى * آن کس که در سينه‌هاى مردم وسوسه مى‌کند * چه از جن و چه از اِنس).

الحدیث

حدیث

  1. رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله: مَن خافَ ساحِراً أو شَيطاناً فَليَقرَأْ: (إِنَّ رَبَّكُمُ اللهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ) الآیةَ‌[۲۶۴].[۲۶۵]

 

  1. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله هر کس از جادوگر یا شیطانی ترس داشت، این آیه را بخواند: (همانا پروردگار شما، آن خدایی است که آسمان‌ها و زمین را آفرید) (تا آخر آیه).[۲۶۶]

 

  1. طبّ الأئمّة علیهم السلام لابني بسطام عن عمران بن ميثم‌ عن عَباية الأسديّ‌: أنَّهُ سَمِعَ أميرَ المُؤمِنينَ _ صَلَواتُ اللهِ عَلَيهِ _ يَأمُرُ بَعضَ أصحابِهِ و قَد شَكا إلَيهِ السِّحرَ، فَقالَ: اُكتُب في رَقِّ ظَبيٍ و عَلِّقهُ عَلَيكَ، فَإنَّهُ لا يَضُرُّكَ و لا يَجوزُ[۲۶۷] كَيدُهُ فيكَ:

«بِسمِ اللهِ و بِاللّٰهِ، بِسمِ اللهِ و ما شاءَ اللّٰهُ، بِسمِ اللهِ لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّٰهِ‌، (قَالَ مُوسىٰ مَا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللهَ سَيُبْطِلُهُ إنَّ اللهَ لَا يُصْلِحُ عَمَلَ المُفْسِدِينَ)[۲۶۸]‌، (فَوَقَعَ الحَقُّ وَ بَطَلَ ما كَانُوا يَعْمَلُونَ فَغُلِبُوا هُنالِكَ وَ انْقَلَبُوا صَاغِرِينَ)[۲۶۹].[۲۷۰]

  1. طبّ الأئمّة علیهم السلام، پسران بسطام - به نقل از عمران بن میثم -: عبایۀ اسدی شنید که امیر مؤمنان - که درودهای خدا بر او باد - به یکی از یارانش که از جادو به ایشان شکایت کرده بود، می‌فرماید: «این جملات را بر روی پوست آهو بنویس و آن را به خودت بیاویز. در این صورت، جادوی او به تو آسیب نمی‌زند و حقّه‌اش در تو کارگر نمی‌افتد: "به نام خدا و به یاری خدا. به نام خدا و هر آنچه خدا بخواهد. به نام خدا. هیچ نیرو و توانی نیست، جز از سوی خدا. (موسی گفت: آنچه را شما به ميان آورديد، جادوست. به زودى، خدا آن را باطل خواهد کرد. آرى، خدا کار فسادگران را به سامان نمى‌رساند). (پس، حقيقت آشکار گرديد و کارهايى که مى‌کردند، باطل شد و در آن جا مغلوب و خوار گرديدند")».

 

  1. طبّ الأئمّة علیهم السلام لابني بسطام عن الأصبغ بن نُباتة السُّلَمي‌ عن الإمام عليّ علیه السلام، قال:‌ أخَذتُ هٰذِهِ العُوذَةَ مِنهُ فَقالَ لي: يا أصبَغُ، هٰذِهِ عُوذَةُ السِّحرِ وَ الخَوفِ مِنَ السُّلطانِ، تَقولُها سَبعَ مَرّاتٍ: «بِسمِ اللهِ و بِاللهِ (سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَ نَجْعَلُ لَكُمَا سُلطَاناً فَلَا يَصِلُونَ إِلَيكُمَا بِآيَاتِنَا أَنْتُمَا وَ مَنِ اتَّبَعَكُمَا الغَالِبُونَ)[۲۷۱]‌، و تَقولُهُ في وَجهِ السّاحِرِ[۲۷۲] إذا فَرَغتَ مِن صَلاةِ اللَّيلِ قَبلَ أن تَبدَأَ بِصَلاةِ النَّهارِ سَبعَ مَرّاتٍ؛ فَإنَّهُ لا يَضُرُّكَ إن شاءَ اللهُ تَعالىٰ ‌[۲۷۳].

 

  1. طبّ الأئمّة علیهم السلام، پسران بسطام - به نقل از اصبغ بن نباتۀ سلمی -: این تعویذ را از امام علی علیه السلام گرفتم. به من فرمود: «ای اصبغ! این تعویذ برای جادو و ترس از سلطان است و هفت بار می‌گویی: "به نام خدا و به یاری خدا. (به زودى، بازويت را به [وسيلۀ] برادرت نيرومند خواهيم کرد و براى شما هر دو، تسلّطى قرار خواهيم داد که با [وجود] آيات ما، به شما دست نخواهند يافت. شما و هر که شما را پيروى کند، چيره خواهيد بود)". این را پس از نماز شب و پیش از آن که نماز صبح خود را شروع کنی، هفت بار در برابر جادوگر می‌گویی. به پس خواست خدای متعال به تو گزندی نخواهد زد».

 

  1. المصباح للکفعمي: في أدعِيَةِ السِّرِّ القُدسِيَّةِ: يا مُحَمَّدُ، إنَّ السِّحرَ لَم‌ يَزَل قَديماً و لَيسَ يَضُرُّ شَيئاً إلّا بِإذني، فَمَن أحَبَّ أن يَكونَ مِن أهلِ عافِيَتي مِنَ السِّحرِ فَليَقُلِ: «اللّٰهُمَّ رَبَّ موسىٰ و خاصَّةَ كَلامِهِ، و هازِمَ مَن كادَهُ بِسِحرِهِ بِعَصاهُ و مُعيدَها بَعدَ العَودِ ثُعباناً، و مُلقِفَها إفكَ أهلِ الإفكِ و مُفسِدَ عَمَلِ السّاحِرينَ، و مُبطِلَ كَيدِ أهلِ الفَسادِ، مَن كادَني بِسِحرٍ أو بِضُرٍّ عامِداً أو غَيرَ عامِدٍ، أعلَمُهُ أو لا أعلَمُهُ، أخافُهُ أو لا أخافُهُ، فَاقطَع مِن أسبابِ السَّماواتِ عَمَلَهُ حَتّىٰ تُرجِعَهُ عَنّي غَيرَ نافِذٍ و لا ضارٍّ و لا شامِتٍ بي. إنّي أدرَأُ بِعَظَمَتِكَ في نُحورِ الأَعداءِ، فَكُن لي مِنهُم مُدافِعاً أحسَنَ مُدافَعَةٍ و أتَمَّها يا كَريمُ»، فَإنَّهُ إذا قالَ ذٰلِكَ لَم يَضُرَّهُ سِحرُ ساحِرٍ جِنِّيٍّ و لا إنسِيٍّ أبَداً.[۲۷۴]

 

  1. المصباح، کفعمی ـ در دعاهای قدسیِ سرّی -: ای محمّد! جادو از قدیم بوده است و جز با اذن من، به کسی گزند نمی‌زند. بنا بر این، هر که دوست دارد او را از جادو به سلامت دارم، بگوید: «بار خدایا! ای پروردگار موسی و هم‌سخن او، و ای کسی که نیرنگ کننده با سِحرش را با عصای او در هم شکست و آن عصا را پس از آن که اژدها شد و وسایل دروغين آنها را به سرعت بر گرفت و کار جادوگران را تباه نمود و نیرنگ اهل تباهی را ابطال کرد! هر کس را که خواست مرا جادو کند یا گزندی به من زند - عمدی باشد یا غیر عمدی، من آن را بدانم یا ندانم، از او بترسم یا نترسم -‌، کار او را از اسباب آسمان‌ها قطع کن تا او را از من باز گردانی، بی آن که در من تأثیر بگذارد یا گزند زند یا دشمن‌شاد شوم. من با تکیه به عظمت تو، دشمنان را از خود دفع می‌کنم. پس در برابر آنان از من به بهترین وجه و تا آخر دفاع کن، ای کریم!». چنانچه این را بگوید، جادوی هیچ جادوگری از جن و انس هرگز به او گزند نمی‌رساند.

 

  1. الإمام الصادق علیه السلام: قالَ أميرُ المُؤمِنينَ علیه السلام: إنَّ جَبرَئيلَ علیه السلام أتَى النَّبِيَّ صلی الله علیه و آله و قالَ: يا مُحَمَّدُ،

قالَ: لَبَّيكَ يا جَبرَئيلُ.

قالَ: إنَّ فُلاناً اليَهودِيَّ سَحَرَكَ و جَعَلَ السِّحرَ في بِئرِ بَني فُلانٍ، فَابعَث إلَيهِ – يَعني إلَى البِئرِ _ أوثَقَ النّاسِ عِندَكَ و أعظَمَهُم في عَينِكَ، و هُوَ عَديلُ نَفسِكَ، حَتّىٰ يَأتِيَكَ بِالسِّحرِ،

قالَ: فَبَعَثَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله عَلِيَّ بنَ أبي طالِبٍ علیه السلام و قالَ: اِنطَلِق إلىٰ بِئرٍ ذَروانَ؛ فَإنَّ فيها سِحراً سَحَرَني بِهِ لَبيدُ بنُ أعصَمَ اليَهودِيُّ فَأْتِني بِهِ.

قالَ: عَلِيٌّ علیه السلام: فَانطَلَقتُ في حاجَةِ رَسولِ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله، فَهَبَطتُ فَإذا ماءُ البِئرِ قَد صارَ كَأنَّهُ ماءُ الحِياضِ مِنَ السِّحرِ، فَطَلَبتُهُ مُستَعجِلاً حَتَّى انتَهَيتُ إلىٰ أسفَلِ القَليبِ فَلَم أظفَر بِهِ، قالَ الَّذينَ مَعي: ما فيهِ شَي‌ءٌ فَاصعَد! فَقُلتُ: لا وَ اللّٰهِ، ما كَذَبَ و ما كُذِبتُ، و ما نَفسي بِهِ مِثلَ أنفُسِكُم _ يَعني رَسولَ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله _.

ثُمَّ طَلَبتُ طَلَباً بِلُطفٍ، فَاستَخرَجتُ حُقّاً، فَأَتَيتُ النَّبِيَّ صلی الله علیه و آله فَقالَ: اِفتَحهُ. فَفَتَحتُهُ، فَإذا فِي الحُقِّ قِطعَةُ كَرَبِ النَّخلِ، في جَوفِهِ وَتَرٌ عَلَيها إحدىٰ و عِشرونَ عُقدَةً.

و كانَ جَبرَئيلُ علیه السلام أنزَلَ يَومَئِذٍ المُعَوِّذَتَينِ عَلَى النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله، فَقالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله: يا عَلِيُّ اقرَأْها عَلَى الوَتَرِ. فَجَعَلَ أميرُ المُؤمِنينَ علیه السلام كُلَّما قَرَأَهُ انحَلَّت عُقدَةٌ حَتّىٰ فَرَغَ مِنها، و كَشَفَ اللّٰهُ عزّ و جلّ عَن نَبِيِّهِ ما سُحِرَ بِهِ و عافاهُ.[۲۷۵]

  1. امام صادق علیه السلام: امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: جبرئيل علیه السلام نزد پيامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت: اى محمّد!

فرمود: «بله، اى جبرئيل!».

گفت: فلان يهودى، تو را جادو کرده و آن را در چاه بنی فلان قرار داده است. کسى را که مطمئن‌ترینِ مردم در نزد توست و بزرگوارترینِ آنان در چشم توست و همگن خود توست، به آن جا - یعنی نزد آن چاه - بفرست تا آن جادو را برايت بياورد.

پیامبر صلی الله علیه و آله على بن ابى طالب علیه السلام را فرستاد و فرمود: «سوی چاه ذَروان برو؛ زیرا در آن چاه، جادویی است که لَبيد بن اعصم يهودى، با آن مرا جادو کرده است. آن را برایم بياور».

على علیه السلام فرمود: در پی حاجت پیامبر خدا رفتم و در چاه فرو شدم. دیدم آب چاه بر اثر جادو مانند آب آبگیرها شده است و با شتاب، به جست و جوی آن پرداختم تا به ته چاه رسيدم؛ امّا آن را به دست نياوردم. آنها که با من بودند، گفتند: در آن چيزى نيست، بالا بيا. گفتم: نه به خدا، دروغ نگفت و دروغ نشنيدم و باور من به او - یعنی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله - چون شما نيست.

آن گاه با دقّت جست و جو کردم و حقّه‌اى يافتم و نزد پیامبر آوردم. فرمود: «بازش کن». بازش کردم. در آن، تکّه‌اى از بن شاخۀ خرما بود و بر آن، زه کمانى بود که بیست و یک گره داشت.

جبرئيل علیه السلام آن روز، دو سورۀ فَلَق و ناس را بر پیامبر نازل کرده بود. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «اى على! آنها را بر زه بخوان». امیر مؤمنان علیه السلام شروع به خواندن کرد و هر آيه‌ای که می‌خواند، يک گره باز می‌شد، تا همه باز شدند و خداوند عزّ و جلّ جادوى پيامبر را باطل کرد و او را عافیت بخشید.

  1. مکارم الأخلاق عن الإمام الصادق علیه السلام: أنَّهُ سُئِلَ عَن المُعَوِّذَتَينِ، قالَ: إنَّ رَسولَ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله سَحَرَهُ لَبيدُ بنُ أعصَمَ اليَهودِيُّ، فَأَتاهُ جِبريلُ علیه السلام بِالمُعَوِّذَتَينِ، فَدَعا عَلِيّاً علیه السلام فَعَقَدَ لَهُ خَيطاً فيهِ اثنَتا عَشرَةَ عُقدَةً، ثم قالَ: اِنطَلِق إلىٰ بِئرِ ذَروانَ، فَانزِل إلَى القَليبِ فَاقرَأْ آيَةً و حُلَّ عُقدَةً.

فَنَزَلَ عَلِيٌّ علیه السلام، وَ استَخرَجَ مِنَ القَليبِ، فَتَحَلَّلَ ذٰلِكَ عَن رَسولِ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله.[۲۷۶]

  1. مکارم الأخلاق: از امام صادق علیه السلام در بارۀ دو سورۀ فَلَق و ناس سؤال شد. فرمود: «لَبید بن اَعصم یهودی، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را جادو کرد. جبرئیل علیه السلام دو سورۀ فَلَق و ناس را برای ایشان آورد. پس، پیامبر صلی الله علیه و آله علی را فرا خواند و نخی را دوازده گره زد و سپس فرمود: «به سوی چاه ذروان حرکت کن و داخل چاه برو و یک آیه بخوان و یک گره باز کن».

علی علیه السلام به داخل چاه رفت و جادو را از چاه بیرون آورد و جادو از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله گشوده شد.

  1. طبّ الأئمّة علیهم السلام لابنی بسطام عَن محمّد بن مسلم _ فِي النُّشرَةِ لِلمَسحورِ _: هٰذِهِ العُوذَةُ الَّتي أملاها عَلَينا أبو عَبدِ اللّٰهِ علیه السلام يَذكُرُ أنَّها وِراثَةٌ و أنَّها تُبطِلُ السِّحرَ، تُكتَبُ عَلىٰ وَرَقٍ و يُعَلَّقُ عَلَى المَسحُورِ: «(قالَ مُوسىٰ ما جِئْتُم بِهِ الْسِّحْرُ إِنَّ اللهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللهَ لا يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ * وَ يُحِقُّ اللهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَ لَوْ كَرِهَ المُجْرِمُونَ)[۲۷۷]،‌ (أَ أَنْتُم أشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّمَاءُ بَنَاهَا * رَفَعَ سَمْكَها فَسَوَّاهَا)[۲۷۸] الآياتِ، (فَوَقَعَ الْحَقُّ وَ بَطَلَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ * فَغُلِبُوا هُنالِكَ وَ انْقَلَبُوا صَاغِرِينَ * وَ أُلقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ * قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ العَالَمِينَ * رَبِّ مُوسىٰ‌ وَ هَارُونَ)[۲۷۹]».‌[۲۸۰]

 

  1. طبّ الأئمّة علیهم السلام، پسران بسطام - به نقل از محمّد بن مسلم، در دعای ابطال سحر ـ: این، تعویذی است که امام صادق علیه السلام برایمان املا کرد و فرمود که این، به ارث رسیده است و جادو را باطل می‌کند. روی کاغذی نوشته و به شخصی که جادو شده، آویخته شود: «(موسى گفت: آنچه را شما به ميان آورديد، جادوست. به زودى، خدا آن را باطل خواهد کرد. آرى، خدا کار فسادگران را به سامان نمی‌رساند * و خدا با کلمات خود، حق را ثابت مى‌گرداند، هر چند بزهکاران را خوش نيايد). (آيا آفرينش شما دشوارتر است يا آسمانى که [او] آن را بر پا کرد؟ سقفش را بر افراشت و آن را پرداخت) (تا آخر آیات). (پس، حقيقت، آشکار گرديد و کارهايى که مى‌کردند، باطل شد * و در آن جا مغلوب و خوار گرديدند * و ساحران به سجده در افتادند * [و] گفتند: به پروردگار جهانيان * پروردگار موسى و هارون، ایمان آوردیم)».

الفَصلُ الرّابِع: الأَحرازُ المَنسوبَةُ إلَی النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله و أهلِ بَیتِهِ علیهم السلام

فصل چهارم: حرزهای منسوب به پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت او علیهم السلام

۴ / ۱: أحرازُ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله‌

۴ / ۱: حرزهای پیامبر صلی الله علیه و آله

  1. الخرائج و الجرائح: إنَّهُ صلی الله علیه و آله كانَ يُصَلّي مُقابِلَ الحَجَرِ الأَسوَدِ و يَستَقبِلُ الكَعبَةَ و يَستَقبِلُ بَيتَ المَقدِسِ فَلا يُرىٰ حَتّىٰ يَفرُغَ مِن صَلاتِهِ، و كانَ يَستَتِرُ بِقَولِهِ تَعالىٰ‌: (وَ إذا قَرَأْتَ القُرْآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجَاباً مَستُوراً)[۲۸۱]، و بِقَولِهِ:‌ (أُولٰئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللهُ عَلىٰ قُلُوبِهِمْ)‌[۲۸۲]، و بِقَولِهِ‌: (وَ جَعَلْنا عَلىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً)[۲۸۳]، و بِقَولِهِ:‌ (أَ فَرَأَيتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلٰهَهُ هَوَاهُ وَ أَضَلَّهُ اللهُ عَلىٰ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلىٰ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلىٰ بَصَرِهِ غِشاوَةً)[۲۸۴].[۲۸۵]

 

  1. الخرائج و الجرائج: پیامبر خدا علیه السلام در مقابل حجر الأسود نماز می‌خواند و هم رو به کعبه بود و هم رو به بیت ‌المقدّس بود و تا زمانی که از نمازش فارغ می‌شد، کسی او را نمی‌دید. او با این آیات، خودش را استتار می‌کرد: (هنگامی‌که قرآن می‌خوانی، میان تو و آنها که به آخرت ایمان نمی‌آورند، حجاب ناپیدایی قرار می‌دهیم) و (آنها کسانی هستند که خداوند بر دل‌هایشان مُهر نهاده است) و (و بر دل‌هایشان پوشش‌هایی قرار دادیم تا آن را نفهمند و [نیز] در گوش‌هایشان، سنگینی) و (پس آيا ديدى کسى را که هوس خويش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گم‌راه گردانيده و بر گوش او و دلش مُهر زده و بر ديده‌اش پرده نهاده است؟).

 

  1. الإمام عليّ علیه السلام: كانَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله يُعَوِّذُ الحَسَنَ وَ الحُسَينَ علیهما السلام بِهٰذِهِ العُوذَةِ‌، و كانَ يَأْمُرُ بِذٰلِكَ أصحابَهُ‌، و هُوَ هٰذا:

بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ‌. اُعيذُ نَفسي و ديني و أهلي و مالي و وُلدي و خَواتيمَ عَمَلي و ما رَزَقَني رَبّي و خَوَّلَني، بِعِزَّةِ اللّٰهِ‌، و عَظَمَةِ اللّٰهِ‌، و جَبَروتِ اللّٰهِ‌، و سُلطانِ اللّٰهِ‌، و رَحمَةِ اللّٰهِ‌، و رَأْفَةِ اللّٰهِ‌، و غُفرانِ اللّٰهِ‌، و قُوَّةِ اللّٰهِ‌، و قُدرَةِ اللّٰهِ‌، و بِآلاءِ اللّٰهِ‌، و بِصُنعِ اللّٰهِ‌، و بِأَركانِ اللّٰهِ‌، و بِجَمعِ اللّٰهِ‌ عزّ و جلّ، و بِرَسولِ اللّٰهِ‌ صلی الله علیه و آله، و قُدرَةِ اللهِ عَلىٰ ما يَشاءُ‌، مِن شَرِّ السّامَّةِ وَ الهامَّةِ‌، و مِن شَرِّ الجِنِّ وَ الإنسِ‌، و مِن شَرِّ ما دَبَّ فِي الأرضِ‌، و مِن شَرِّ ما يَخرُجُ مِنها، و مِن شَرِّ ما يَنزِلُ مِنَ السَّماءِ و ما يَعرُجُ فيها، و مِن شَرِّ كُلِّ دابَّةٍ رَبّي آخِذٌ بِناصِيَتِها، إنَّ رَبّي عَلىٰ صِراطٍ مُستَقيمٍ‌، و هُوَ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ، و لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ العَلِيِّ العَظيمِ‌، و صَلَّى اللهُ عَلىٰ سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ و آلِهِ أجمَعينَ‌.[۲۸۶]

  1. امام على علیه السلام: پيامبر صلی الله علیه و آله حسن و حسين را با اين دعا تعويذ مى‌کرد و اصحابش را نيز به آن امر مى‌نمود.

آن تعويذ، اين است: «به نام خداوند مهرگسترِ مهربان. خودم و دينم و همسرم و اموالم و فرزندانم و فرجام‌هاى کارم و آنچه را که پروردگارم به من روزى کرده و عطايم فرموده است، در پناه عزّت خدا و بزرگى خدا و شُکوه خدا و سلطنت خدا و رحمت خدا و رأفت خدا و آمرزش خدا و توانايى خدا و نيروى خدا و الطاف خدا و احسان خدا و ارکان خدا و همۀ [ذات و صفات] خداوند عزّ و جلّ و در پناه پيامبر خدا و قدرت خدا بر آنچه خواهد، در آوردم، از گزند خزندگان زهردار و حشرات موذى، و از گزند جن و انس، و از گزند هر جنبنده‌اى در زمين، و از گزند آنچه از زمين بيرون مى‌آيد، و از گزند آنچه از آسمان فرود مى‌آيد يا به آسمان بالا مى‌رود، و از گزند هر جنبنده‌اى که اختیار آن در دست پروردگار من است، که پروردگار من، بر راهى درست است، و او بر هر چيزى تواناست، و هيچ نيرو و توانى نيست جز از سوی خداى والا و بزرگ. درود خدا بر سَرورمان محمّد و همۀ خاندانش باد!».

  1. مهج الدعوات عن عقيل بن أبي عقيل عن آمنةِ اُمِّ النَّبِيّ صلی الله علیه و آله‌: أنَّها لَمّا حَمَلَت بِهِ صلی الله علیه و آله، أتاها آتٍ في مَنامِها فَقالَ لَها: حَمَلتِ سَيِّدَ البَرِيَّةِ، فَسَمّيهِ مُحَمَّداً، اسمُهُ فِي التَّوراةِ أحمَدُ، و عَلِّقي عَلَيهِ هٰذَا الكِتابَ.

فَاستَيقَظَت مِن مَنامِها و عِندَ رَأسِها قَصَبَةُ حَديدٍ، فيها رَقٌّ فيهِ كِتابٌ:

«بِاسمِ اللهِ أستَرعيكَ رَبَّكَ، و اُعَوِّذُكَ بِالواحِدِ مِن شَرِّ كُلِّ حاسِدٍ، قائِمٍ أو قاعِدٍ، و كُلِّ خَلقٍ رائِدٍ، في طُرُقِ المَوارِدِ، لا تَضُرّوهُ في يَقَظَةٍ و لا مَنامٍ، و لا في ظَعنٍ و لا في مَقامٍ، سَجيسَ اللَّيالي و أواخِرَ الأَيّامِ، (يَدُ اللهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ)[۲۸۷]، و حِجابُ اللهِ فَوقَ عادِيَتِهِم».[۲۸۸]

  1. مهج الدعوات - به نقل از عقیل بن ابی عقیل -: چون آمنه [مادر پیامبر صلی الله علیه و آله] او را باردار شد، کسی به خوابش آمد و گفت: تو باردارِ سَرور خلایق هستی. پس، نامش را محمّد بگذار. نام او در تورات، احمد است، و این نوشته را به او بیاویز.

از خواب، بیدار شد و دید کنار سرش، یک نی آهنی است و داخل آن، نازک‌پوستی است و بر آن، نوشته است: «به نام خدا. تو را در حمایت پروردگارت قرار می‌دهم و در پناه خدای یگانه‌ات در می‌آورم از گزند هر حسود ایستاده یا نشسته‌ای، و هر مخلوقِ کمین کرده در راه‌های ورودی، که به او گزند نزنید در بیداری و خواب و در سفر و وطن تا شب و روزی بر قرار است. (دست خدا، بالای دست آنان است) و حجاب خدا مانع گزندشان است».

  1. مهج الدعوات: حِرزٌ آخَرُ لِرَسولِ اللّٰه صلی الله علیه و آله‌ وُجِدَ في مَهدِهِ تَحتَ کریمِهِ[۲۸۹] الشَّريفِ في حَريرَةٍ بَيضاءَ، مَكتوبٌ:

«اُعيذُ مُحَمَّدَ بنَ آمِنَةَ بِالواحِدِ، مِن شَرِّ كُلِّ حاسِدٍ، قائِمٍ أو قاعِدٍ، أو نافِثٍ عَلَى الفَسادِ جاهِدٍ، و كُلِّ خَلقٍ مارِدٍ يَأخُذُ بِالمَراصِدِ، في‌ طَريقِ‌ المَوارِدِ، أذُبُّهُم عَنهُ بِاللهِ الأَعلىٰ، و أحوطُهُ مِنهُم بِالكَنَفِ الَّذي لا يُؤذىٰ، أن لا يُضِرّوهُ و لا يَطَّيِّروهُ في مَشهَدٍ و لا مَنامٍ، و لا مَسيرٍ و لا مَقامٍ، سَجيسَ اللَّيالي و آخِرَ الأَيّامِ. لا إلٰهَ إلَّا اللّٰهُ، تَبَدَّدَ أعداءُ اللهِ و بَقِيَ وَجهُ اللّٰهِ، لا يُعجِزُ اللّهَ شَي‌ءٌ، اللهُ أعَزُّ مِن كُلِّ شَي‌ءٍ، حَسبُهُ اللهُ و كَفىٰ، سَمِعَ اللهُ لِمَن دَعا، و اُعيذُهُ بِعِزَّةِ اللّٰهِ، و نورِ اللّٰهِ، و بِعِزَّةِ ما يَحمِلُ العَرشَ مِن جَلالِ اللّٰهِ، و بِالاِسمِ الَّذي يُفَرِّقُ بَينَ النّورِ وَ الظُّلمَةِ، وَ احتَجَبَ بِهِ دونَ‌ خَلقِهِ، (شَهِدَ اللهُ أَنَّهُ لَا إِلٰهَ إِلّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ اُولُوا العِلْمِ قَائِماً بِالقِسْطِ لَا إلٰهَ إلّا هُوَ العَزِيزُ الحَكِيمُ)[۲۹۰]، و أعوذُ بِاللهِ المُحيطِ بِكُلِّ شَي‌ءٍ و لا يُحيطُ بِهِ شَي‌ءٌ و هُوَ بِكُلِّ شَي‌ءٍ مُحيطٌ، لا إلٰهَ إلَّا اللّٰهُ، مُحَمَّدٌ رَسولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله.[۲۹۱]

  1. مهج الدعوات: حرز دیگری برای پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: در گهوارۀ او، زیر سر مبارکش در پارچۀ حریر سفیدی، این نوشته پیدا شد: «پناه می‌دهم محمّد پسر آمنه را به خدای یگانه از گزند هر حسود ایستاده یا نشسته‌ای، یا دمنده‌ای که برای تباهی می‌کوشد، و هر آفریدۀ سرکشی که بر سر هر راهی کمین می‌کند. دور می‌کنم اینها را از او به واسطۀ خدای بلندمرتبه، و او را از گزند آنها در پناه کسی در می‌آورم که آزار نمی‌بیند، تا به او (محمّد) زیان نزنند و شومش ندانند، نه در بیداری و نه در خواب، نه در سفر و نه در وطن، تا شب و روزی هست. معبودی جز خدای یکتا نیست. دشمنان خدا نابود می‌شوند و ذات خدا باقی می‌ماند.

هیچ چیزی خدا را ناتوان نمی‌سازد. خدا قوی‌تر از هر چیزی است. خدا او را بس است و کفایت می‌کند. خدا دعای هر که را بخواندش، می‌شنود. پناه می‌دهم او را به عزّت خدا و نور خدا و به عزّت آنچه عرش خدا را حمل می‌کند - یعنی جلال خدا -‌، و به نامی که روشنایی را از تاریکی جدا می‌کند و با آن از آفریدگان خود، در حجاب شده است. (خدا که همواره به عدل، قيام دارد، گواهى مى‌دهد که جز او هيچ معبودى نيست و فرشتگان و دانشوران [نيز گواهى مى‌دهند که] جز او، که توانا و حکيم است، هيچ معبودى نيست). و پناه می‌برم به خدا که به هر چیزی احاطه دارد و چیزی به او احاطه ندارد و او بر همه چیز احاطه دارد. معبودی جز خدای یکتا نیست. محمّد صلی الله علیه و آله فرستادۀ خداست».

  1. رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله _ في حِرزٍ لَهُ صلی الله علیه و آله _:

بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ. اللّٰهُمَّ إنّي أعوذُ بِاسمِكَ و كَلِمَتِكَ التّامَّةِ‌، مِن شَرِّ السّامَّةِ وَ الهامَّةِ‌[۲۹۲]، و أعوذُ بِاسمِكَ و كَلِمَتِكَ التّامَّةِ‌، مِن شَرِّ عِداتِكَ (/ عَذابِكَ) و شَرِّ عِبادِكَ‌، و أعوذُ بِاسمِكَ و كَلِمَتِكَ التّامَّةِ، مِن شَرِّ الشَّيطانِ الرَّجيمِ‌. اللّٰهُمَّ إنّي أسأَلُكَ بِاسمِكَ و كَلِمَتِكَ التّامَّةِ، مِن خَيرِ ما تُعطي و ما تُسأَلُ‌، و خَيرِ ما تُخفي و ما تُبدي. اللّٰهُمَّ إنّي أعوذُ بِاسمِكَ و كَلِمَتِكَ التّامَّةِ، مِن شَرِّ ما يَجري بِهِ اللَّيلُ وَ النَّهارُ، إنَّ رَبِّيَ اللهُ الَّذي لا إلٰهَ إلّا هُوَ، عَلَيهِ تَوَكَّلتُ و هُوَ رَبُّ العَرشِ العَظيمِ‌.[۲۹۳] ما شاءَ اللهُ كانَ‌، أنتَ رَبّي لا إلٰهَ إلّا أنتَ‌، عَلَيكَ تَوَكَّلتُ و أنتَ رَبُّ العَرشِ العَظيمِ‌. لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ العَلِيِّ العَظيمِ‌، ما شاءَ اللهُ كانَ‌ و ما لَم يَشَأْ لَم يَكُن، أعلَمُ (أَنَّ اللهَ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ وَ أَنَّ اللهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيءٍ عِلْماً)[۲۹۴]، و أحصىٰ كُلَّ شَيءٍ عَدَداً[۲۹۵]. اللّٰهُمَّ إِنّي أَعوذُ بِكَ مِن شَرِّ نَفسي، و مِن شَرِّ كُلِّ دابَّةٍ أنتَ آخِذٌ بِناصِيَتِها؛ إِنَّ رَبّي عَلىٰ صِرٰاطٍ مُستَقيمٍ[۲۹۶]، (فَإِنْ تَوَلَّوا فَقُلْ حَسْبِيَ اللهُ لَاٰ إِلٰهَ إِلّٰا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ)‌[۲۹۷].[۲۹۸]

  1. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله - در حرزی از ایشان -: به نام خداوند مهرگستر مهربان. بار خدایا! من پناه می‌برم به نام تو و کلمۀ کامل تو از گزند خزندگان سمّی و حشرات گزنده، و پناه می‌برم به نام تو و کلمۀ کامل تو از گزند عذاب تو و از گزند بندگانت، و پناه می‌برم به نام تو و کلمۀ کامل تو از گزند شیطانِ رانده شده. بار خدایا! من از تو می‌خواهم به نام تو و کلمۀ کامل تو، بهترین چیزی را که عطا می‌کنی و از تو درخواست می‌شود، و بهترین چیزی را که پنهان می‌داری یا آشکار می‌سازی. بار خدایا! من پناه می‌برم به تو و کلمۀ کامل تو از گزند آنچه شب و روز با آن جریان دارد. پروردگار من، اللّٰه است که معبودی جز او نیست. به او توکّل می‌کنم و او پروردگار عرش بزرگ است. آنچه خدا بخواهد، همان می‌شود. تو پروردگار من هستی. معبودی جز تو نیست. به تو توکّل می‌کنم و تو پروردگار عرش بزرگی. هیچ نیرو و توانی نیست جز از سوی خدای والا و بزرگ. آنچه خدا بخواهد، همان می‌شود، و آنچه او نخواهد، نمی‌شود. می‌دانم که (خدا بر هر چیزی تواناست و دانش و آگاهی خدا به هر چیزی احاطه دارد) و هر چيزى را به عدد شماره کرده است. بار خدایا! من به تو پناه می‌برم از گزند نفسم و از گزند هر جنبنده‌ای که تو مهار او را به دست داری. به راستى، پروردگار من، بر راهی درست است. (پس اگر روى بر تافتند، بگو: خدا مرا بس است. هيچ معبودى جز او نيست. بر او توکّل می‌کنم و او پروردگار عرش بزرگ است).

 

  1. مکارم الأخلاق: حِرزُ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله لِفاطِمَةَ علیها السلام خاصَّةً لَها و لِكُلِّ مُؤمِنٍ مُقِرٍّ بِالحَقِّ:

(وَ لَهُ مٰا سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهٰارِ وَ هُوَ السَّمِيعُ العَلِيمُ‌)[۲۹۹]، يا اُمَّ مِلدَمٍ‌[۳۰۰]! إن كُنتِ آمَنتِ بِاللهِ العَظيمِ و رَسولِهِ الكَريمِ‌، فَلا تَهشِمِي العَظمَ‌، و لا تَأكُلِي اللَّحمَ‌، و لا تَشرَبِي الدَّمَ‌، اُخرُجي مِن حامِلِ كِتابي هٰذا إلىٰ مَن ‌لا يُؤمِنُ بِاللَّهِ العَظيمِ، و رَسولِهِ الكَريمِ و آلِهِ‌: مُحَمَّدٍ و عَلِيٍّ و فاطِمَةَ وَ الحَسَنِ وَ الحُسَينِ علیهم السلام.[۳۰۱]

  1. مکارم الأخلاق: حرز پیامبر صلی الله علیه و آله ویژۀ فاطمه علیها السلام و هر مؤمنى که به حق معترف باشد: «(از آنِ اوست هر چه در شب و روز آرام می‌گیرد و اوست شنواى دانا). اى اُمّ مِلدَم![۳۰۲] اگر به خداوند باعظمت و فرستادۀ بزرگوارش ايمان دارى، استخوان را مشکن و گوشت را مخور و خون را منوش. از دارندۀ اين نوشتۀ من، به سوى کسى برو که به خداوند باعظمت و فرستادۀ بزرگوارش و خاندان او، محمّد و على و فاطمه و حسن و حسين:، ايمان ندارد».

 

  1. الإقبال: عُوذَةٌ تَعَوَّذَ بِهَا النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله في يَومِ الغَديرِ، فَتَعَوَّذ بِها أنتَ أيضاً قَبلَ شُروعِكَ في عَمَلِ اليَومِ المَذكورِ؛ لِيَكونَ حِرزاً لَكَ مِنَ المَحذورِ، و هِيَ‌:

بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ‌. بِاسمِ اللهِ خَيرِ الأَسماءِ‌، بِاسمِ اللهِ رَبِّ الآخِرَةِ وَ الاُولىٰ و رَبِّ الأَرضِ وَ السَّماءِ‌، الَّذي لا يَضُرُّ مَعَ اسمِهِ كَيدُ الأَعداءِ‌، و بِها تُدفَعُ كُلُّ الأَسواءِ‌، و بِالقَسَمِ بِها يُكفیٰ مَنِ استَكفىٰ‌. اللّٰهُمَّ أنتَ رَبُّ كُلِّ شَيءٍ و خالِقُهُ‌، و بارِئُ كُلِّ مَخلوقٍ و رازِقُهُ‌، و مُحصي كُلِّ شَيءٍ و عالِمُهُ‌، و كافي كُلِّ جَبّارٍ و قاصِمُهُ‌، و مُعينُ كُلِّ مُتَوَكِّلٍ عَلَيهِ و عاصِمُهُ‌، و بَرُّ كُلِّ مَخلوقٍ و راحِمُهُ‌، لَيسَ لَكَ ضِدٌّ فَيُعانِدَكَ‌، و لا نِدٌّ فَيُقاوِمَكَ‌، و لا شَبيهٌ فَيُعادِلَكَ‌، تَعالَيتَ عَن ذٰلِكَ عُلُوّاً كَبيراً. اللّٰهُمَّ بِكَ اعتَصَمتُ وَ استَقَمتُ‌، و إلَيكَ تَوَجَّهتُ و عَلَيكَ اعتَمَدتُ‌، يا خَيرَ عاصِمٍ و أكرَمَ راحِمٍ‌، و أحكَمَ حاكِمٍ و أعلَمَ عالِمٍ‌، مَنِ اعتَصَمَ بِكَ عَصَمتَهُ‌، و مَنِ استَرحَمَكَ رَحِمتَهُ‌، و مَنِ استَكفاكَ كَفَيتَهُ‌، و مَن تَوَكَّلَ عَلَيكَ أمِنتَهُ و هَدَيتَهُ‌، سَمعاً لِقَولِكَ يا رَبِّ و طاعَةً لِأَمرِكَ‌. اللّٰهُمَّ أقولُ و بِتَوفيقِكَ أقولُ‌، و عَلىٰ كِفايَتِكَ اُعَوِّلُ‌، و بِقُدرَتِكَ أطولُ‌، و بِكَ أستَكفي و أصولُ‌، فَاكفِنِي اللّٰهُمَّ و أنقِذني و تَوَلَّني وَ اعصِمني و عافِني، وَ امنَع مِنّي و خُذ لي، و كُن لي بِعَينِكَ و لا تَكُن عَلَيَّ‌، اللّٰهُمَّ أنتَ رَبّي، عَلَيكَ تَوَكَّلتُ و إلَيكَ أنَبتُ و إلَيكَ المَصيرُ، و أنتَ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ.[۳۰۳]

  1. الإقبال: دعایی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در روز غدیر، خود را با آن تعویذ کرد. پس تو نیز پیش از شروع به عمل این روز، خود را با آن تعویذ کن تا تو را از هر خطری محفوظ دارد.

آن تعویذ، این است: «به نام خداوند مهرگستر مهربان. به نام اللّٰه که بهترینِ نام‌هاست. به نام خدا که پروردگار آخرت و دنیا و پروردگار زمین و آسمان است؛ همو که با وجود نامش، کید دشمنان زیان نمی‌زند، و همۀ بدی‌ها دفع می‌شود و با سوگند [دادن خدا] به آن، هر که را از او کفایت طلبد، کفایت می‌کند. بار خدایا! تو پروردگار و آفریدگار هر چیزی هستی، و پدید آورنده و روز‌ی ‌‌دهندۀ هر مخلوقی، و شمار هر چیزی را داری و به آن دانایی، و کفایت کننده و در هم کوبندۀ هر جبّاری هستی، و هر که را به تو توکّل کند، کمک می‌کنی و مصونش می‌داری، و به هر مخلوقی نیکی و رحم می‌کنی. نه ضدّی داری که با تو دشمنی کند، و نه نظیری که تقویتت کند. و نه مانندی که با تو برابری کند. تو از این چیزها بسی برتری. بار خدایا! به تو پناه آوردم و از تو استقامت می‌طلبم، به تو روی آوردم و به تو تکیه کردم، ای بهترین نگه ‌دارنده و کریم‌ترین رحم‌ کننده و داورترین داور و داناترین دانا! هر که از تو مصونیت طلبد، مصونش می‌داری، و هر که از تو رحم خواهد، به او رحم می‌کنی، و هر که از تو بخواهد کفایتش کنی، کف��یتش می‌کنی، و هر که به تو توکّل کند، او را ایمن می‌داری و هدایتش می‌کنی. ای خداوند! سخنت پذیرفته و فرمانت مورد اطاعت است. بار خدایا! می‌گویم و به توفیق تو می‌گویم و به کفایت تو تکیه می‌کنم و با قدرت تو غلبه می‌کنم و از تو کفایت می‌طلبم و به مدد تو حمله می‌کنم. پس - بار خدایا - مرا کفایت کن و نجاتم بده و حمایتم کن و مصونم بدار و عافیتم بخش و [هر گونه گزندی را] از من باز بدار و مراقبم باش و با چشمت به سود من باش نه به زیانم. بار خدایا! تویی پروردگار من. به تو توکّل کردم و به سوی تو باز گشتم و حرکت به سوی توست و تو بر هر چیزی توانایی».

  1. مهج الدعوات _ في ذِکرِ حُجُبِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله وَ الأَئِمَّةِ علیهم السلام الَّتِي احتَجَبوا بِها مِمَّن أرادَ الإسائَةَ إلَیهِم _: حِجابُ[۳۰۴] رَسولِ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله:

(وَ جَعَلْنَا عَلىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي القُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوا عَلىٰ أَدْبَارِهِم نُفُوراً)[۳۰۵]، اللّٰهُمَّ بِما وارَتِ[۳۰۶] الحُجُبُ مِن جَلالِكَ و جَمالِكَ، و بِما أطافَ بِهِ العَرشُ مِن بَهاءِ كَمالِكَ، و بِمَعاقِدِ العِزِّ مِن عَرشِكَ، و بِما تُحيطُ بِهِ قُدرَتُكَ مِن مَلَكوتِ سُلطانِكَ، يا مَن لا رادَّ لِأَمرِهِ، و لا مُعَقِّبَ لِحُكمِهِ، اضرِب‌ بَيني‌ و بَينَ أعدائي بِسِترِكَ الَّذي لا تُفَرِّقُهُ العَواصِفُ مِنَ الرِّياحِ، و لا تَقطَعُهُ البَواتِرُ مِنَ الصِّفّاحِ[۳۰۷]، و لا تَنفُذُهُ عَوامِلُ الرِّماحِ، حُل يا شَديدَ البَطشِ بَيني و بَينَ مَن يَرميني بِخَوافِقِهِ، و مَن تَسري إليَّ طَوارِقُهُ، و فَرِّج عَنّي كُلَّ هَمٍّ و غَمٍّ، يا فارِجَ هَمِّ يَعقوبَ فَرِّج عَنّي هَمّي، يا كاشِفَ ضُرِّ أيّوبَ اكشِف ضُرّي، وَ اغلِب لي مَن غَلَبَني يا غالِباً غَيرَ مَغلُوبٍ (وَ رَدَّ اللهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِم لَمْ يَنَالُوا خَيْراً وَ كَفَى اللهُ المُؤْمِنِينَ القِتَالَ وَ كَانَ اللهُ قَوِيًّا عَزِيزاً)،[۳۰۸] (فَأَيَّدنَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلىٰ عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظاهِرِينَ)[۳۰۹]‌.[۳۱۰]

  1. مهج الدعوات - در بیان دعاهای پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام که با آن خود را از شرّ بدخواهان خویش محافظت می‌کردند -: دعای محافظت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: «(ما بر دل‌هاى کافران، حجاب‌هایى افکنده‌ایم که قرآن را نمی‌فهمند و در گوش‌هاى آنان سنگینى نهاده‌ایم [که نمی‌شنوند] و چون خدا را در قرآن به یکتایی یاد می‌کنى، آنان از نفرت، به تو پشت می‌کنند). خدایا! تو را به آن جلال و جمالت که در پس حجاب‌ها مستور است، و به آن نور کمالت که عرش، آن‌ را احاطه نموده، و به جایگاه‌های عزّت و شرافت در عرشت، و به ملکوت سلطه‌ات که قدرتت آن‌ را احاطه کرده، [سوگندت می‌دهم] اى خدایى که فرمانت را رد کننده‌، و حکم و قضاوتت را برگشت دهنده‌اى نیست! بین من و دشمنانم حجاب خودت را قرار ده، حجابى که بادهاى تند، توانایى پراکنده ساختن، و شمشیرهاى تیز، قدرت قطعه قطعه کردن، و سرنیزه‌هاى کارى، نیروى نفوذ کردن در آن ‌را نداشته باشند. اى خداى سخت حمله کننده و به چنگ آورنده! بین من و کسانى که مرا هدف تیرهاى خود قرار می‌دهند و بلاهاى عظیم شبانگاه را به سوى من سرازیر می‌کنند، حایل شو و هر نگرانی و اندوهى را از من بر طرف ساز، اى خدایى که نگرانی یعقوب را بر طرف ساختى! نگرانی را از من بر طرف فرما. اى خدایى که گرفتارى و بیمارى ایّوب را بر طرف کردى! گرفتارى مرا بر طرف گردان. اى خداى پیروزى که هیچ ‌گاه مغلوب نمی‌شوى! مرا بر هر دشمنى که دارم، پیروز گردان (و خدا کافران را خشمناک، بی‌ آن که دستاوردی داشته باشند، باز گردانید و خداوند بار جنگ را از دوش مؤمنان برداشت و خداوند، نیرومند و شکست‌ناپذیر است). (پس مؤمنان را بر دشمنانشان یارى دادیم، به طورى که بر دشمن پیروز شدند)».

 

  1. الإمام الصادق عن أبیه علیهما السلام _ في دُعاءِ التَّحَرُّزِ مِنَ الآفاتِ وَ التّعَوُّذِ مِنَ الهَلَکاتِ _: سِرٌّ مِن سِرِّ رَسولِ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله أتىٰ جَبرَئيلُ مُحَمَّداً صلی الله علیه و آله، و عَلَّمَهُ مُحَمَّدٌ عَلِيّاً أخاهُ و فاطِمَةَ علیها السلام، و تَوارَثناهُ عَن آبائِنا، و هُوَ الدُّعاءُ الكامِلُ الَّذي مَن قَدَّمَهُ أمامَهُ في كُلِّ يَومٍ وَكَّلَ اللهُ عزّ و جلّ بِهِ مِئَةَ ألفِ مَلَكٍ يَحفَظونَهُ في مالِهِ و نَفسِهِ و وَلَدِهِ و جَسَدِهِ و أهلِ عِنايَتِهِ‌، مِنَ الغَرَقِ وَ الحَرَقِ وَ السَّرَقِ وَ الهَدمِ وَ الخَسفِ وَ القَذفِ‌، و زُجِرَ عَنهُ الشَّيطانُ‌، و لا يَحِلُّ بِهِ سِحرُ ساحِرٍ، و لا كَيدُ كائِدٍ، و لا حَسَدُ حاسِدٍ، و كانَ في أمانِ اللهِ عزّ و جلّ، و أعطاهُ اللهُ ثَوابَ ألفِ صِدّيقٍ‌، فَإن ماتَ مِن يَومِهِ دَخَلَ الجَنَّةَ إن شاءَ اللهُ تَعالىٰ‌.

قُلتُ‌: يا أبَه! جَعَلَنِي اللهُ فِداكَ‌، عَلِّمنيهِ‌.

قالَ‌: نَعَم، احتَفِظ بِهِ و لا تُعَلِّمهُ إلّا لِمَن تَثِقُ بِهِ‌؛ فَإنَّهُ دُعاءٌ لا يُسأَلُ اللّٰهُ عزّ و جلّ شَيئاً إلّا أعطاهُ قائِلَهُ‌. يا بُنَيَّ، إذا أصبَحتَ قُل:

«... اُعيذُ[۳۱۱] و أستَعيذُ بِاللهِ مِن شَرِّ كُلِّ ذي شَرٍّ، و مِن شَرِّ ما أخافُ و أحذَرُ، و مِن شَرِّ ما رَبّي _ تَبارَكَ و تَعالىٰ _ مِنهُ أكبَرُ، و مِن شَرِّ فَسَقَةِ الجِنِّ وَ الإنسِ‌، وَ الشَّياطينِ وَ السَّلاطينِ‌، و إبليسَ و جُنودِهِ و أشياعِهِ و أتباعِهِ‌، و مِن شَرِّ ما فِي النّورِ وَ الظُّلمَةِ‌، و مِن شَرِّ ما دَهَمَ أو هَجَمَ‌، و مِن شَرِّ كُلِّ هَمٍّ و غَمٍّ و آفَةٍ و نَدَمٍ‌، و مِن شَرِّ ما يَنزِلُ مِنَ السَّماءِ و ما يَعرُجُ فيها، و مِن شَرِّ ما يَلِجُ فِي الأَرضِ و ما يَخرُجُ مِنها، و مِن شَرِّ كُلِّ دابَّةٍ رَبّي آخِذٌ بِناصِيَتِها، إنَّ رَبّي عَلىٰ صِراطٍ مُستَقيمٍ‌، (فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللهُ لَا إِلٰهَ إِلّٰا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ العَرْشِ الْعَظِيمِ‌)[۳۱۲]».[۳۱۳]

  1. امام صادق علیه السلام ـ به نقل از پدرش علیه السلام، در دعای مصون ماندن از آسیب‌ها و در پناه قرار گرفتن از خطرات نابود کننده -: رازى از رازهای پیامبر خدا صلی الله علیه و آله است که جبرئيل براى محمّد صلی الله علیه و آله آورد و محمّد آن را به برادرش على و به فاطمه علیها السلام آموخت و ما آن را از پدرانمان به ارث برده‌ايم و آن، دعاى کاملى است که هر کس هر روز آن را پيش خود گذارد [و بخواند]، خداوند عزّ و جلّ صد هزار فرشته را مى‌گمارد تا مال و جان و فرزند و تن و افراد مورد نظر او را از غرق شدن و سوختن و دزدى و ويرانى و فرو رفتن در زمين و در هم کوبيده شدن، حفظ کنند و شيطان از او باز داشته می‌شود و جادوى جادوگر و نيرنگ مکّار و حسد حسدورز در او اثر نمی‌کند. او در امان خداست و خداوند به او ثواب هزار صدّيق را می‌دهد و اگر همان روز بميرد، وارد بهشت می‌شود، اگر خداوند متعال بخواهد.

گفتم: پدر جان! خدا مرا فدايت گرداند! آن را به من بياموز.

فرمود: «باشد. آن را حفظ کن و جز به کسى که به او اعتماد دارى، آن را نياموز؛ زیرا این دعا، دعایى است که با آن، چيزى از خداوند عزّ و جلّ خواسته نمی‌شود، مگر اين‌ که خداوند آن را به دعا کننده عطا می‌کند. پسرم! صبح‌هنگام بگو:... "پناه مى‌دهم و از خدا پناه مى‌خواهم از گزند هر شَرورى، و از گزند هر چه از آن مى‌ترسم و حذر می‌کنم و از گزند هر آنچه پروردگارِ بلندمرتبه و والایم از آن بزرگ‌تر است و از گزند فاسقان جن و اِنس و [نيز گزند] شيطان‌ها و پادشاهان و ابليس و لشکريان او و پيروان و هوادارانش و از گزند هر چه در نور و تاريکى است و از گزند هر چه غافلگير می‌کند يا هجوم می‌آورد و از گزند هر نگرانی و غم و آسيب و پشيمانى و از گزند هر چه از آسمان فرود مى‌آيد و به سوى آن بالا مى‌رود و از گزند هر چه در زمين فرو مى‌رود و از آن بيرون مى‌آيد و از گزند هر جنبنده‌اى که پروردگارم مهار آن را در اختيار دارد. به‌ يقين، پروردگارم بر راهی درست است. (پس اگر آنان روى گرداندند، بگو: خداوند براى من کافی است که هيچ معبودى جز او نيست. بر او توکّل مى‌کنم و او پروردگار عرش بزرگ است)».

۴ / ۲: حِرزُ خَديجَةَ علیها السلام

۴ / ۲: حرز خدیجه علیها السلام

  1. مهج الدعوات: حِرزُ خَديجَةَ علیها السلام: «بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ.‌ يا اللهُ يا حافِظُ يا حَفيظُ يا رَقيبُ».[۳۱۴]

 

  1. مهج الدعوات: حرز خدیجه علیها السلام [این است]: «به نام خداوند مهرگستر مهربان. ای خدا، ای نگه‌ دارنده، ای نگاهبان، ای مراقب!».

۴ / ۳: أحرازُ أميرِ المُؤمِنينَ علیه السلام

۴ / ۳: حرزهای امیر مؤمنان علیه السلام

  1. مکارم الأخلاق: حِرزٌ... لِأَمیرِ المُؤمِنینَ عَلِيٍّ صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِ:

بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحِيمِ.‌ بِاسمِ اللهِ و بِاللّٰهِ، رَبِّ احتَرَزتُ بِكَ و تَوَكَّلتُ عَلَيكَ و فَوَّضتُ أمري إلَيكَ. رَبِّ ألجَأْتُ ضَعفَ رُكني إلىٰ قُوَّةِ رُكنِكَ، مُستَجيراً بِكَ، مُستَنصِراً لَكَ، مُستَعيناً بِك عَلىٰ ذَوِي التَّعَزُّزِ عَلَيَّ وَ القَهرِ لي، وَ القُوَّةِ عَلىٰ ضَيمي وَ الإقدامِ عَلىٰ ظُلمي. يا رَبِّ، إنّي في جِوارِكَ؛ فَإنَّهُ لا ضَيمَ عَلىٰ جارِكَ، رَبِّ فَاقهَر عَنّي قاهِري بِقُوَّتِكَ، و أوهِن عَنّي مُستَوهِني بِقُدرَتِكَ، وَ اقصِم عَنّي ضائِمي بِبَطشِكَ. رَبِّ و أعِذني بِعِياذِكَ، بِكَ امتَنَعَ عائِذُكَ. رَبِّ و أدخِل عَلَيَّ في ذٰلِكَ كُلِّهِ سَترَكَ، و مَن يَستَتِرُ بِكَ فَهُوَ الآمِنُ المَحفوظُ، و لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّٰهِ.‌

(الحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي المُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّـرْهُ تَكبِيراً)[۳۱۵]، مَن يَكُ ذا حيلَةٍ في نَفسِهِ أو حَولٍ في تَقَلُّبِهِ أو قُوَّةٍ في أمرِهِ في شَي‌ءٍ سِوَى اللّٰهِ عزّ و جلّ، فَإنَّ حَولي و قُوَّتي و كُلَّ حيلَتي بِاللهِ الواحِدِ الأَحَدِ الصَّمَدِ الَّذي‌ لَم يَلِد و لَم يُولَد و لَم يَكُن لَهُ كُفُواً أحَدٌ[۳۱۶]. كُلُّ ذي مِلكٍ فَمَملوكٌ لِلهِ، و كُلُّ ذي قُدرَةٍ فَمَقدورٌ لِلهِ، و كُلُّ ظالِمٍ فَلا مَحيصَ لَهُ مِن عَدلِ اللّٰهِ، و كُلُّ مُتَسَلِّطٍ فَمَقهورٌ لِسَطوَةِ اللّٰهِ، و كُلُّ شَي‌ءٍ فَفي قَبضَةِ اللّٰهِ، صَغُرَ كُلُّ جَبّارٍ في عَظَمَةِ اللّٰهِ، ذَلَّ كُلُّ عَنيدٍ لِبَطشِ اللّٰهِ.

اِستَظهَرتُ عَلىٰ كُلِّ عَدُوٍّ و دَرَأْتُ في نَحرِ كُلِّ عاقٍّ بِاللّٰهِ. ضَرَبتُ بِإذنِ اللهِ بَيني و بَينَ كُلِّ مُترَفٍ ذي سَطوَةٍ، و جَبّارٍ ذي نَخوَةٍ و مُتَسَلِّطٍ ذي قُدرَةٍ، و عاقٍّ ذي مُهلَةٍ، و والٍ ذي إمرَةٍ، و حاسِدٍ ذي صَنيعَةٍ، و ماكِرٍ ذي مَكيدَةٍ، و كُلِّ مُعانٍ أو مُعينٍ عَلَيَّ بِقالَةٍ مُغرِيَةٍ، أو حيلَةٍ مُؤذِيَةٍ، أو سِعايَةٍ مُشلِيَةٍ، أو غيلَةٍ مُردِيَةٍ، و كُلِّ طاغٍ ذي كِبرِياءَ، أو مُعجَبٍ ذي خُيَلاءَ؛ عَلىٰ كُلِّ نَفسٍ في كُلِّ مَذهَبٍ، و أعدَدتُ لِنَفسي و ذُرِّيَّتي مِنهُم حِجاباً بِما أنزَلتَ في كِتابِكَ، و أحكَمتَ مِن وَحيِكَ الَّذي لا يُؤتىٰ‌ بِسُورَةٍ مِن مِثلِهِ‌، و هُوَ الكِتابُ العَدلُ العَزيزُ الجَليلُ الَّذي‌ (لَا يَأْتيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ)[۳۱۷] (خَتَمَ اللهُ عَلىٰ‌ قُلُوبِهِمْ وَ عَلىٰ‌ سَمعِهِمْ وَ عَلىٰ‌ أَبْصَارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ)[۳۱۸]، و صَلَّى اللهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِهِ و سَلَّمَ تَسليماً كَثيراً.[۳۱۹]

  1. مکارم الأخلاق: حرزی... از امیر مؤمنان علی که- درودهای خدا بر او باد -:

به نام خدا و به يارى خدا. پروردگارا! خود را در حرز تو در آوردم، و به تو توکّل کردم، و کار خود را به تو ‌سپردم. پروردگارا! ناتوانی‌ام را در پناه نيروى تو در آوردم و از تو پناه یاری و کمک می‌طلبم در برابر کسانى که بر من قهر و غلبه می‌جويند و بر کوبيدن من و ظلم بر من اقدام می‌نمايند. پروردگارا! من در پناه تواَم، که به آن کس که پناهندۀ توست، ستم نمی‌رود. پروردگارا! به نيروى خود، هر که را قصد کوبيدن مرا دارد، بکوب و به قدرت خود، آن کس را که قصد تضعیف مرا دارد، ضعیف گردان و با توان خود، هر که را می‌خواهد به من ستم کند، در هم شکن. پروردگارا! با پناه خود مرا پناه ده که پناهنده به تو، به واسطۀ تو محفوظ است. پروردگارا! در همۀ اين مراحل، پوشش خود را بر من قرار ده که هر کس در پوشش تو قرار گيرد، در امان و محفوظ است، و هيچ نیرو و توانی نیست جز از سوی خدا.

(ستايش، خدايى را که نه فرزندى گرفته و نه در جهاندارى شريکى دارد و نه خوار بوده که [نياز به] دوستى داشته باشد، و او را بسيار بزرگ شمار). کيست غير از خدا که از خود، تدبیر و اراده‌اى و در کارش قوّتى داشته باشد و همۀ نیرو و توان و ارادۀ من از خداوند یگانۀ یکتای بى‌نيازى است که نه کس را زاده و نه زاييده از کسی است و او را هيچ همتايى نیست. هر مالکى، مملوک خداست و هر قدرتمندی، تحت قدرت خداست و هیچ ستمگری، از عدالت خدا فراز نتواند کرد و هر صاحب سلطه‌ای، تحت الشعاع هیبت خداست، و هر چیزی در قبضۀ قدرت خداست و هر جبّاری در برابر عظمت خدا کوچک است و هر معاند و لجبازی، ذلیل قدرت خداست.

بر ضدّ هر دشمنی، خدا را پشت و پناه می‌گیرم و با او هر نافرمانی‌ را دفع می‌کنم. به اذن خدا میان خود و هر نازپروردۀ شوکتمندی حجابی (و پرده‌ای) برای خود و فرزندانم می‌آویزم و [نیز میان خود] و هر ستمگر مغروری و هر سلطه‌گر قدرتمندی و هر جفاگری که [فرصت و] مهلت به او داده شده و حاکم فرمان‌روایی و حسود کارشکن و سیاست‌ورز حیله‌گری و هر کسی که یاری می‌شود یا یاری می‌کند تا بر ضدّ من با سخنان گم‌راه‌ کننده و یا نیرنگِ آزار دهنده و یا سخن‌چینی و بدگویی اقدام شود و نیز هر طغیانگر متکبّر یا خودشگفت فخرفروشی، [پرده‌ای] از آنچه در کتاب خود فرستاده‌ای و وحیی که محکم ساخته‌ای، چنان که قادر به آوردن سوره‌ای مانند آن نیستند و آن کتابی است بر پایۀ عدل و استوار و باشکوه است و از (پیش ‌روی آن و از پشت سرش باطل بِدان راه ندارد. وحیی است از حکیمی ستوده‌صفات). (خداوند بر دل‌هاى آنان و بر گوش‌هایشان مُهر نهاده و بر ديدگانشان پرده‌اى است و آنان را عذابى بزرگ است) و درودها و سلام فراوان خدا بر محمّد و خاندان او باد!

  1. مهج الدعوات: حِرزٌ آخَرُ عَن مَولانا و عُروَتِنا أمیرِ المُؤمِنینَ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ علیه السلام:‌

اللّٰهُمَّ بِتَأَلُّقِ نُورِ بَهاءِ عَرشِكَ مِن أعدائِي استَتَرتُ، و بِسَطوَةِ الجَبَروتِ مِن كَمالِ عِزِّكَ مِمَّن يَكيدُنِي احتَجَبتُ، و بِسُلطانِكَ العَظيمِ مِن شَرِّ كُلِّ سُلطانٍ و شَيطانٍ استَعَذتُ، و مِن فَرائِضِ نِعمَتِكَ و جَزيلِ عَطِيَّتِكَ يا مَولايَ طَلَبتُ. كَيفَ أخافُ و أنتَ أمَلي! و كَيفَ اُضامُ[۳۲۰] و عَلَيكَ مُتَّكَلي، أسلَمتُ إلَيكَ نَفسي، و فَوَّضتُ إلَيكَ أمري، و تَوَكَّلتُ في كُلِّ أحوالي عَلَيكَ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ اشفِني وَ اكفِني، وَ اغلِب لي مَن غَلَبَني، يا غالِباً غَيرَ مَغلوبٍ، زَجَرتُ كُلَّ راصِدٍ رَصَدَ، و مارِدٍ مَرَدَ، و حاسِدٍ حَسَدَ، و عانِدٍ عَنَدَ بِـ (بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ * قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ * اللّٰهُ الصَّمَدُ * لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ * وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ)[۳۲۱] كَذٰلِكَ اللهُ رَبُّنا (حَسْبُنا اللهُ وَ نِعْمَ الوَكِيلُ)»[۳۲۲]، إنَّهُ قَوِيٌّ مُعينٌ.[۳۲۳]

  1. مهج الدعوات: حرزی دیگر از مولا و دستاویز ما امیر مؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام [این است]: «بار خدایا! خود را از دشمنانم با تابش نور شُکوه عرشت استتار کردم، و از کسی که بخواهد به من نیرنگ زند، خود را با هیبت جبروتیِ عزّت کامل تو در حجاب قرار دادم، و از گزند هر سلطان و شیطانی به سلطنت بزرگ تو پناه آوردم، و از نعمت سرشار و عطای فراوانت - ای مولای من - طلب کردم. چگونه بترسم، در حالی که تو امید منی، و چگونه به من ستم شود، در حالی که تکیه‌ام به توست؟! خودم را تسلیم تو کردم و کارم را به تو وا گذاشتم و در تمام احوالم به تو توکّل نمودم. بر محمّد درود فرست و مرا شفا ده و کفایتم فرما و بر کسی که بخواهد بر من چیره گردد، چیره‌ام گردان، ای چیرۀ چیره‌ناشدنی! هر کمین کننده‌ای را که کمین کند و هر گردنکشی را که گردنکشی کند و هر حسودی را که حسادت ورزد و هر عنودی را که عناد ورزد، دفع کردم با (به نام خداوند مهرگستر مهربان. * بگو: او خداوند [و] یکتاست. * خداوند، بی‌نیاز است. * نه کس را زاده و نه زاييده از کسی است * و او را هيچ همتايى نیست). این چنین است پروردگار ما خدا. (خدا ما را بس است و او بهترین کارگزار است). او نیرومندی یاریگر است».

 

  1. مهج الدعوات _ في ذِکرِ حُجُبِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله وَ الأَئِمَّةِ علیهم السلام الَّتِي احتَجَبوا بِها مِمَّن أرادَ الإسائَةَ إلَیهِم _: حِجابُ أمیرِ المُؤمِنینَ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ:

بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحِيمِ،‌ (قُلِْ اللَّهُمَّ مَالِكَ المُلْكِ تُؤتِي‌ المُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَ تَنْزِعُ المُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشْاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِيَدِكَ الخَيْرُ إِنَّكَ عَلىٰ كُلِّ شَي‌ءٍ قَدِيرٌ * تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ تُخْرِجُ الحَيَّ مِنَ المَيِّتِ وَ تُخْرِجُ المَيِّتَ مِنَ الحَيِّ وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ)[۳۲۴]‌، اللهُ أكبَرُ، اللهُ أكبَرُ، اللهُ أكبَرُ، خَضَعَتِ البَرِيَّةُ لِعَظَمَةِ جَلالِهِ أجمَعونَ، و ذَلَّ لِعَظَمَةِ عِزِّهِ كُلُّ مُتَعاظِمٍ مِنهُم، و لا يَجِدُ أحَدٌ مِنهُم إلَيَّ مَخلَصاً، بَل يَجعَلُهُمُ اللهُ شارِدينَ‌ مُتَمَزِّقينَ‌ في‌ عِزِّ طُغيانِهِم‌ هالِكينَ، بِـ (قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ * مَلِكِ النَّاسِ * إِلٰهِ النَّاسِ * مِنْ شَرِّ الوَسْوَاسِ الخَنَّاسِ * الَّذِي‌ يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ * مِنَ الجِنَّةِ وَ النّاسِ)[۳۲۵]‌، اِنغَلَقَ عَنّي بابُ المُتَأَخِّرينَ مِنكُم، و بُهِتُّم ضالّينَ مَطرودينَ؛ بِالصّافّاتِ، بِالذّارِياتِ، بِالمُرسَلاتِ، بِالنّازِعاتِ، أزجُرُكُم عَنِ الحَرَكاتِ، كونوا رَماداً، لا تَبسُطوا إلَيَّ يَداً (الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلىٰ أَفْوَاهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ)[۳۲۶]‌، (هٰذَا يَوْمُ لَا يَنْطِقُونَ * وَ لَا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ)[۳۲۷]‌، جَمَدَتِ الأَعيُنُ، و خَرِسَتِ الأَلسُنُ، و خَضَعَتِ الرِّقابُ لِلمَلِكِ الخَلّاقِ.

اللّٰهُمَّ بِالعَينِ وَ الميمِ وَ الفاءِ وَ الحاءَينِ، بِنورِ الأَشباحِ، و بِتَلَأْلُؤِ ضِياءِ الإصباحِ، و بِتَقديرِكَ لي يا قَديرُ فِي الغُدُوِّ وَ الرَّواحِ، اِكفِني شَرَّ مَن دَبَّ و مَشىٰ و تَجَبَّرَ و عَتا، اللهُ اللهُ الغالِبُ، لا مَلجَأَ مِنهُ لِهارِبٍ، (نَـصْرٌ مِنَ اللهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ)[۳۲۸]، (إذَا جَاءَ نَصْرُ اللهِ وَ الفَتْحُ)[۳۲۹]‌، (إِن يَنْصُركُمُ اللهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ)[۳۳۰]، (كَتَبَ اللهُ لَأَغلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِي إِنَّ اللهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ)[۳۳۱]، أمِنَ مَنِ استَجارَ بِاللّٰهِ، لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّٰهِ.[۳۳۲]

  1. مهج الدعوات - در بیان دعاهای پیامبر و امامان علیهم السلام که با آنها خود را از شرّ بدخواهان خویش محافظت می‌کردند -: دعای محافظت امیر مؤمنان علی بن ابی طالب: «به نام خداوند مهرگستر مهربان. (بگو: بار خدايا! تويى که فرمان‌فرمايى. هر آن کس را که خواهى، فرمان‌روايى می‌بخشى و از هر که خواهى، فرمان‌روايى را باز می‌ستانى و هر که را خواهى، عزّت می‌بخشى و هر که را خواهى، خوار می‌گردانى. همۀ خوبی‌ها به دست توست و تو بر هر چيز، توانايى. * شب را در روز فرو می‌بری و روز را در شب فرو می‌بری و زنده را از مرده بيرون مى‌آورى و مرده را از زنده خارج مى‌سازى و هر که را خواهى، بى حساب، روزى مى‌دهى). خدا بزرگ‌تر است، خدا بزرگ‌تر است، خدا بزرگ‌تر است. همۀ آفریدگان در برابر بزرگى جلالش خاضع گشته و هر متکبّری در پيشگاه عظمت عزّتش خوار شده است، و هيچ يک از آنها را بر من راهى نيست؛ بلکه خداوند، آنها را در اوج سرکشی‌شان پراکنده و آواره ساخت، و به هلاکت انداخت با (بگو: پناه مى‌برم به پروردگار مردم * پادشاه مردم * معبودِ مردم * از گزند وسوسه‌گر نهانى * آن کس که در سينه‌هاى مردم وسوسه مى‌کند * چه از جن و [چه از] اِنس)، و درهاى باز پس ماندگان شما، به رویم بسته شد و سرگردان و گم‌راه و رانده شدید.

به صافّات و به ذاريات و به مرسلات و به نازعات، من شما را از حرکت باز مى‌دارم. خاکستر شويد که به سوى من دست دراز نکنيد. (امروز بر دهان‌هاى آنان مُهر مى‌نهيم و دست‌هايشان با ما سخن مى‌گويند و پاهايشان بدانچه فراهم مى‌ساختند، گواهى مى‌دهند). (اين، روزى است که دَم نمى‌زنند و رخصت نمى‌يابند تا پوزش خواهند). ديده‌ها نابينا گشتند و زبان‌ها لال شدند و گردن‌ها در پيشگاه خداى آفریدگار خاضع گشتند.

خدايا! به عين و میم و فاء و دو حاء و به نور اشباح و به درخشش روشنى صبحگاه، و به آن تقديرى که - اى [خداى] توانا ـ در بامداد و شامگاه براى من مقدّر فرموده‌اى، مرا از گزند هر که در روى زمين می‌خزد و راه می‌رود و گردنکشى و سرکشى می‌کند، کفايت فرما. خدا [آری] خدا پيروز است و براى هیچ گريزپایى، پناهگاهى از او نيست که از عذاب او بدان جا پناه برد. (يارى، از خداست و فتحى است نزديک). (آن گاه که یاری خداوند و پیروزی فرا رسد). (اگر خدا شما را يارى کند، بر شما چيره‌ای نيست). (خدا مقرّر نموده که: من و فرستادگانم غلبه خواهيم يافت. به راستى‌که خدا نيرومند و شکست‌ناپذیر است). هر که به خدا پناه برد، در امان است. جنبش و نيرویى نيست جز از سوی خدا».

۴ / ۴: أحرازُ الإمام الحَسَنِ علیه السلام

۴ / ۴: حرزهای امام حسن علیه السلام

  1. مهج الدعوات: حِرزٌ لِلإمامِ الحَسَنِ علیه السلام:

بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ‌. اللّٰهُمَّ إنّي أسأَلُكَ بِمَكانِكَ، و مَعاقِدِ عِزِّكَ، و سُكّانِ سَماواتِكَ، و أنبِيائِكَ و رُسُلِكَ، أن تَستَجيبَ لي؛ فَقَد رَهِقَني[۳۳۳] مِن أمري عُسرٌ، اللّٰهُمَّ إنّي أسأَلُكَ أن تُصَلِّيَ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ، و أن تَجعَلَ لي مِن عُسري يُسراً.[۳۳۴]

  1. مهج الدعوات: حرزی از امام حسن علیه السلام: «به نام خداوند مهرگستر مهربان. بار خدایا! به حقّ جایگاهت و بند بند [ریسمان] عزّتت و ساکنان آسمان‌هایت و پیامبران و رسولانت، از تو می‌خواهم که دعای مرا اجابت کنى، که کارم به سختى رسیده است. بار خدایا! از تو مى‌خواهم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستى و سختى در امور مرا به آسانى تبدیل گردانى».

 

  1. مهج الدعوات _ في ذِکرِ حُجُبِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله وَ الأَئِمَّةِ علیهم السلام الَّتِي احتَجَبوا بِها مِمَّن أرادَ الإسائَةَ إلَیهِم _: حِجابُ الحَسَنِ علیه السلام:

‌اللّٰهُمَّ يا مَن جَعَلَ بَينَ البَحرَينِ حاجِزاً و بَرزَخاً[۳۳۵] و حِجراً مَحجوراً[۳۳۶]، يا ذَا القُوَّةِ وَ السُّلطانِ‌، يا عَلِيَّ المَكانِ‌، كَيفَ أخافُ و أنتَ أمَلي! و كَيفَ اُضامُ و عَلَيكَ مُتَّكَلي! فَغَطِّني[۳۳۷] مِن أعدائِكَ بِسِترِكَ‌، و أظهِرني عَلىٰ أعدائي بِأَمرِكَ‌، و أيِّدني بِنَصرِكَ‌، إلَيكَ اللَّجَأُ، و نَحوَكَ المُلتَجَأُ، فَاجعَل لي مِن أمري فَرَجاً و مَخرَجاً، يا كافِيَ أهلِ الحَرَمِ مِن أصحابِ الفيلِ‌، وَ المُرسِلَ عَلَيهِم طَيراً أبابيلَ تَرميهِم بِحِجارَةٍ مِن سِجّيلٍ[۳۳۸]‌، اِرمِ مَن عاداني بِالتَّنكيلِ‌[۳۳۹]. اللّٰهُمَّ إنّي أسأَلُكَ الشِّفاءَ مِن كُلِّ داءٍ‌، وَ النَّصرَ عَلَى الأَعداءِ‌، وَ التَّوفيقَ لِما تُحِبُّ و تَرضىٰ‌، يا إلٰهَ مَن فِي السَّماءِ وَ الأَرضِ و ما بَينَهُما و ما تَحتَ الثَّرىٰ‌، بِكَ أستَشفي و بِكَ أستَعفي، و عَلَيكَ أتَوَكَّلُ، (فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللهُ وَ هُوَ السَّمِيعُ العَلِيمُ)[۳۴۰].[۳۴۱]

  1. مهج الدعوات - در بیان دعاهای پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام که خود را با آن از شرّ بدخواهان خویش محافظت می‌کردند -: دعای محافظت امام حسن علیه السلام: «بار خدایا! ای آن که بین دو دریا مانع قرار داد و ميان آن دو، دیواره‌ای استوار برقرار ساخت! ای دارای نیرو و سلطنت! ای بلندجایگاه! چگونه بترسم، در حالی که تو امیدم هستی؟! و چگونه مورد ستم واقع شوم، در حالی که تکیه‌ام به توست؟! پس با پوشش خود، مرا از دشمنانت پوشیده دار، و با فرمان خودت مرا بر دشمنانم چیره گردان، و با یاری‌ات کمکم فرما. پناه به سوی توست و پناهگاه تویی. پس در کارم گشایشی و برون‌رفتی قرار ده. ای نجات دهندۀ اهل مکّه از اصحاب فیل، و فرستندۀ پرندگانی دسته دسته بر سر آنان که با سنگ‌هایی از گِل بر آنان پرتاب می‌کردند! هر که را با من دشمنی می‌کند، عقوبت کن. بار خدایا! از تو می‌خواهم شفا از هر بیماری، و یاری بر دشمنان، و توفیق بر آنچه خشنودی تو در آن است. ای خدای هر که در آسمان و زمین و در میان آنها و در زیر زمین است! از تو شفا می‌طلبم و از تو بخشش می‌خواهم و به تو توکّل می‌کنم (و به زودى، خداوند [گزند] آنان را از تو کفايت خواهد کرد، که او شنواى داناست)».

۴ / ۵: أحرازُ الإمامِ الحُسَینِ علیه السلام

۴ / ۵: حرزهای امام حسین علیه السلام

  1. مهج الدعوات: حِرزُ... لِلإمامِ الحُسَينِ علیه السلام:

بِسمِ اللّٰهِ‌، يا دائِمُ يا دَيمومُ‌، يا حَيُّ يا قَيّومُ‌، الرَّحمٰنُ الرَّحيمُ‌، يا كاشِفَ الغَمِّ‌، يا فارِجَ الهَمِّ‌، يا باعِثَ الرُّسُلِ‌، يا صادِقَ الوَعدِ. اللّٰهُمَّ إن كانَ لي عِندَكَ رِضوانٌ و وُدٌّ فَاغفِر لي و مَنِ اتَّبَعَني مِن إخواني و شيعَتي، و طَيِّب ما في صُلبي، بِرَحمَتِكَ يا أرحَمَ الرّاحِمينَ‌، و صَلَّى اللهُ عَلىٰ سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ و آلِهِ أجمَعينَ‌.[۳۴۲]

  1. مهج الدعوات: حرزی از امام حسين علیه السلام: «به نام خدا. اى پاینده، اى هميشگى! اى زنده، اى بر پا دارندۀ کارِ مردمان! اى مهرگستر مهربان! اى بر طرف کنندۀ غم! اى گشايشگرِ نگرانی! اى مبعوث کنندۀ پيامبران! اى راست‌وعده! بار خدايا! اگر مرا در نزد تو خشنودی و محبّتی است، مرا و هر کس از برادران و همراهانم را که مرا پيروى مى‌کنند، بیامرز، و پسینیان مرا، نسلى پاک قرار ده، به رحمتت، اى مهربان‌ترينِ مهربانان! خداوند، بر سَرورمان محمّد و همگى خاندانش درود فرستد!»

 

  1. مهج الدعوات‌ _ في ذِکرِ حُجُبِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله وَ الأَئِمَّةِ علیهم السلام الَّتِي احتَجَبوا بِها مِمَّن أرادَ الإسائَةَ إلَیهِم _: حِجابُ الحُسَینِ بنِ عَلِيٍّ علیه السلام:

يا مَن شَأْنُهُ الكِفايَةُ‌، و سُرادِقُهُ‌[۳۴۳] الرِّعايَةُ‌، يا مَن هُوَ الغايَةُ وَ النِّهايَةُ‌، يا صارِفَ السّوءِ وَ السَّوايَةِ وَ الضُرِّ، اِصرِف عَنّي أذِيَّةَ العالَمينَ مِنَ الجِنِّ وَ الإنسِ أجمَعينَ‌، بِالأَشباحِ النّورانِيَّةِ‌، و بِالأَسماءِ السُّريانِيَّةِ‌، و بِالأَقلامِ اليونانِيَّةِ‌، و بِالكَلِماتِ العِبرانِيَّةِ‌، و بما نَزَلَ فِي الأَلواحِ مِن يَقينِ الإيضاحِ‌.

اِجعَلنِي اللّٰهُمَّ في حِرزِكَ و في حِزبِكَ‌، و في عِياذِكَ و في سِترِكَ و في كَنَفِكَ‌، مِن كُلِّ شَيطانٍ مارِدٍ، و عَدُوٍّ راصِدٍ، و لَئيمٍ مُعانِدٍ، و ضِدٍّ كَنودٍ[۳۴۴]، و مِن كُلِّ حاسِدٍ.

بِبِاسمِ اللهِ استَشفَيتُ‌، و بِاسمِ اللهِ استَكفَيتُ‌، و عَلَى اللهِ تَوَكَّلتُ‌، و بِهِ استَعَنتُ‌، و إلَيهِ استَعدَيتُ عَلىٰ كُلِّ ظالِمٍ ظَلَمَ‌، و غاشِمٍ غَشَمَ‌، و طارِقٍ طَرَقَ‌، و زاجِرٍ زَجَرَ، (فَاللهُ خَيْرٌ حَافِظاً وَ هُوَ أَرْحَمُ الرّاحِمِينَ)[۳۴۵]‌.[۳۴۶]

  1. مهج الدعوات - در بیان دعاهای پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام که با آن خود را از شرّ بدخواهان خویش محافظت می‌کردند -: دعای محافظت حسین بن علی علیه السلام: «اى که کارش کفايت کردن است و سراپرده‌اش رعايت نمودن! اى که خود غايت و انتهايى! اى بر طرف کنندۀ بدى و زشتى و گرفتارى [از بندگان]! آزار همۀ جهانيان را، چه جِن و چه اِنس، از من بر طرف فرما، به حقّ جان‌هاى نورانى و نام‌هاى سُريانى و قلم‌هاى يونانى و کلمه‌هاى عِبرانى و آنچه از يقين‌هاى روشنگر که در لوح‌ها فرود آمده است.

خدايا! مرا در حفظ و در حزب خودت قرار ده و [نيز] در پناه و در پرده و در سايۀ حمايتت از هر شيطانِ رانده شده و دشمنِ کمين کرده و فرومایۀ لجباز و مخالف ناسپاس و از هر حسود.

به "بسم اللّه" شفا خواستم و به نام خدا، کفايت جُستم و بر خدا توکّل کردم و به او يارى خواستم و او را فريادرسِ خود قرار دادم در برابر هر ظالمى که ظلم کند و هر ستمکاری که ستم روا دارد و هر کوبنده‌اى که بکوبد و هر کسى که با فرياد [خود، از خیر] باز بدارد، که خدا، بهترين نگهبان و مهربان‌ترينِ مهربانان است».

۴ / ۶: أحرازُ الإمامِ زَینِ العابِدینَ علیه السلام

۴ / ۶: حرزهای امام زین العابدین علیه السلام

  1. مهج الدعوات: حِرزٌ لِمُقتَدَی السّاجِدینَ الإمامِ زَينِ العابِدينَ علیه السلام‌:

بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ‌. يا أسمَعَ السّامِعينَ، يا أبصَرَ النّاظِرينَ، يا أسرَعَ الحاسِبينَ، يا أحكَمَ الحاكمِينَ، يا خالِقَ المَخلوقينَ، يا رازِقَ المَرزوقينَ، يا ناصِرَ المَنصورينَ، يا أرحَمَ الرّاحِمينَ، يا دَليلَ المُتَحَيِّرينَ، يا غِياثَ المُستَغيثينَ، أغِثني، يا مالِكَ‌ يَومِ الدّينِ إيّاكَ نَعبُدُ و إيّاكَ نَستَعينُ[۳۴۷]، يا صَريخَ المَكروبينَ، يا مُجيبَ دَعوَةِ المُضطَرّينَ‌، أنتَ اللهُ رَبُّ العالَمينَ‌، أنتَ اللهُ لا إلٰهَ إلّا أنتَ المَلِكُ الحَقُّ‌، الكَبرِياءُ رِداؤُكَ‌.

اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ المُصطَفىٰ‌، و عَلىٰ عَلِيٍّ المُرتَضىٰ‌، و فاطِمَةَ الزَّهراءِ‌، و خَديجَةَ الكُبرىٰ‌، وَ الحَسَنِ المُجتَبىٰ‌، وَ الحُسَينِ الشَّهيدِ بِكَربَلاءَ‌، و عَلىٰ عَلِيِّ بنِ الحُسَينِ زَينِ العابِدينَ‌، و مُحَمَّدِ بنِ عَلِيٍّ الباقِرِ، و جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ الصّادِقِ‌، و موسَى بنِ جَعفَرٍ الكاظِمِ‌، و عَلِيِّ بنِ موسَى الرِّضا، و مُحَمَّدِ بنِ عَلِيٍّ التَّقِيِّ، [وَ عَلِيِّ بنِ مُحَمَّدٍ النَّقِيِّ‌][۳۴۸]، وَ الحَسَنِ بنِ عَلِيٍّ العَسكَرِيِّ‌، وَ الحُجَّةِ القائِمِ المَهدِيِّ بنِ الحَسَنِ‌، الإمامِ المُنتَظَرِ، صَلَواتُ اللهِ عَلَيهِم أجمَعينَ‌.

اللّٰهُمَّ والِ مَن والاهُم، و عادِ مَن عاداهُم، وَ انصُر مَن نَصَرَهُم، وَ اخذُل مَن خَذَلَهُم، وَ العَن مَن ظَلَمَهُم، و عَجِّل فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ انصُر شيعَةَ آلِ مُحَمَّدٍ، و أهلِك أعداءَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ ارزُقني رُؤيَةَ قائِمِ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اجعَلني مِن أتباعِهِ و أشياعِهِ‌، وَ الرّاضينَ بِفِعلِهِ‌، بِرَحمَتِكَ يا أرحَمَ الرّاحِمينَ‌.[۳۴۹]

  1. مهج الدعوات: حرزى از الگوی سجده‌گران، امام زين العابدين علیه السلام: «به نام خداوند مهرگستر مهربان. اى شنونده‌ترين شنوندگان! اى بیناترینِ بينندگان! اى سريع‌ترينِ حسابرسان! اى بهترينِ داوران! اى آفرينندۀ آفريدگان! اى روزى ‌دهندۀ روزى‌خوران! اى ياور کمک‌خواهان! اى مهربان‌ترینِ مهربانان! اى راه‌نماى متحيّران! اى فريادرس فريادخواهان! به فریادم برس، اى مالک روز جزا! تنها تو را مى‌پرستيم و تنها از تو يارى مى‌جوييم. اى فريادرس گرفتاران! اى اجابت‌ کنندۀ دعای بيچارگان! تویی خدا و پروردگار جهانيان. تویی خدای یکتا و معبودی جز تو نیست و سلطان حقيقى، تو هستى و کبريايى، رداى [قامت] توست.

بار خدايا! بر محمّد مصطفى و على مرتضى و فاطمۀ زهرا و خديجۀ کبرا و حسن مجتبى و حسين، شهيد کربلا، و بر على بن الحسين، زین العابدین، و محمّد بن على باقر و جعفر بن محمّدِ صادق و موسى بن جعفرِ کاظم و على بن موسى الرضا، و محمّد بن علَىِ تقى و على بن محمّدِ نقى و حسن بن علىِ عسکرى و حجّت قائم، مهدى بن الحسن - امامى که انتظارش را مى‌کشند - درود فرست. درودهاى خدا بر همۀ ايشان باد!

خدايا! هر کس آنان را دوست دارد، دوست بدار و هر کس آنان را دشمن مى‌دارد، دشمن بدار و هر کس آنان را يارى مى‌دهد، يارى ده و هر کس آنان را وا مى‌نهد، وا بگذار و هر کس به آنان ستم مى‌کند، لعنت کن و در فَرَج خاندان محمّد، تعجيل فرما و شيعۀ خاندان محمّد را يارى و دشمنان خاندان محمّد را هلاک نما و ديدار قائم آل محمّد را روزىِ من کن و مرا از پيروان و شيعيان و خشنودان به کار او قرار ده، به رحمتت، اى مهربان‌ترینِ مهربانان!».

  1. مهج الدعوات: الحِرزُ الكامِلُ لِلإمام السّاجِدِ عَلِيِّ بنِ الحُسَینِ زَينِ العابِدينَ علیه السلام، و هُوَ مُخرَجٌ مِن كِتابِ اللهِ سُبحانَهُ و تَعالىٰ يُقرَأُ في كُلِّ صَباحٍ و مَساءٍ، و هُوَ هٰذا:

بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ‌. اللهُ أكبَرُ، اللهُ أكبَرُ، اللهُ أكبَرُ و أعَزُّ و أجَلُّ و أعظَمُ مِمّا أخافُ و أحذَرُ، أستَجيرُ بِاللّٰهِ، عَزَّ جارُ اللّٰهِ، و جَلَّ ثَناءُ اللّٰهِ، و لا إلٰهَ إلَّا اللهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، و صَلَّى اللهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِهِ و سَلَّمَ كَثيراً.

اللّٰهُمَّ بِكَ اُعيذُ نَفسي و ديني و أهلي و مالي و وُلدي و مَن يَعنيني أمرُهُ.

اللّٰهُمَّ بِكَ أعوذُ، و بِكَ ألوذُ، و بِكَ أصولُ، و إيّاكَ أعبُدُ، و إيّاكَ أستَعينُ، و عَلَيكَ أتَوَكَّلُ و أدرَأُ بِكَ في نَحرِ أعدائي، و أستَعينُ بِكَ عَلَيهِم و أستَكفيكَهُم، فَاكفِنيهِم بِما شِئتَ و أنّىٰ شِئتَ و كَيفَ شِئتَ و حَيثُ شِئتَ، بِحَقِّكَ، لا إلٰهَ إلّا أنتَ‌، إنَّكَ عَلىٰ‌ كُلِّ شَي‌ءٍ قَديرٌ، (فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللهُ وَ هُوَ السَّمِيعُ العَلِيمُ‌)[۳۵۰]، (قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَ نَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَاناً فَلَا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا بِآياتِنَا أَنْتُمَا وَ مَنِ اتَّبَعَكُمَا الغَالِبُونَ)[۳۵۱]‌، (قَالَ لَا تَخَافَا إِنَّنِي مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَ أَرىٰ)[۳۵۲]‌، (قَالَتْ إِنِّي أعُوذُ بِالرَّحمٰنِ مِنْكَ إنْ كُنْتَ تَقِيًّا)[۳۵۳]، (اخْسَؤُا فِيهَا وَ لا تُكَلِّمُونِ)[۳۵۴].‌

إنّي أخَذتُ بِسَمعِ مَن يُطالِبُني بِالسّوءِ بِسَمعِ اللهِ و بَصَرِهِ و قُوَّتِهِ بِقُوَّةِ اللهِ و حَبلِهِ المَتينِ و سُلطانِهِ المُبينِ، فَلَيسَ لَهُم عَلَينا سَبيلٌ و لا سُلطانٌ إن شاءَ اللّٰهُ. سَتَرتُ بَينَنا و بَينَهُم بِسِترِ النُّبُوَّةِ الَّذي سَتَرَ اللهُ الأَنبِياءَ بِهِ مِنَ الفَراعِنَةِ، جَبرائيلُ عَن أيمانِنا، و ميكائيلُ عَن يَسارِنا، وَ اللهُ مُطَّلِعٌ عَلَينا، (وَ جَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدّاً وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ)[۳۵۵]،‌ شاهَتِ الوُجوهُ‌ (فَغُلِبُوا هُنَالِكَ وَ انْقَلَبُوا صَاغِرِينَ)[۳۵۶]، (صُمٌّ بُكْمٌ عُميٌ‌)[۳۵۷] (فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ)[۳۵۸]، (وَ إِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجَاباً مَسْتُوراً * وَ جَعَلْنَا عَلىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذَانِهِمْ وَقْراً وَ إِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلىٰ أَدْبَارِهِمْ نُفُوراً)[۳۵۹] (قُلِ ادْعُوا اللّٰهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمٰنَ أَيّاً مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ وَ لَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِكَ وَ لَا تُخَافِتْ بِهَا وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذٰلِكَ سَبِيلاً * وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً)[۳۶۰]، سُبحانَ اللهِ بُكرَةً و أصيلًا[۳۶۱].

حَسبِيَ اللهُ مِن خَلقِهِ، حَسبِيَ اللهُ الَّذي يَكفي و لا يُكتَفىٰ مِنهُ شَي‌ءٌ، حَسبِيَ‌ اللهُ و نِعمَ الوَكيلُ[۳۶۲]، (حَسْبِيَ اللّٰهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ)»[۳۶۳]، (أُولٰئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللّٰهُ عَلىٰ قُلُوبِهِمْ وَ سَمْعِهِمْ وَ أَبْصَارِهِمْ وَ أُولٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ)[۳۶۴]، (أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَ أَضَلَّهُ اللّٰهُ عَلىٰ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلىٰ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلىٰ بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللّٰهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ)[۳۶۵]، (إِنَّا جَعَلْنَا عَلىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذَانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَىٰ فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً)[۳۶۶].

اللّٰهُمَّ احرُسنا بِعَينِكَ الَّتي لا تَنامُ، وَ اكنُفنا[۳۶۷] بِرُكنِكَ الَّذي لا يُرامُ، و أعِذنا بِسُلطانِكَ الَّذي لا يُضامُ، وَ ارحَمنا بِقُدرَتِكَ يا رَحمانُ. اللّٰهُمَّ لا تُهلِكنا و أنتَ حَسبُنا، يا بَرُّ يا رَحمانُ و حِصنُنا، حَسبِيَ الرَّبُّ مِنَ المَربوبينَ، حَسبِيَ الخالِقُ مِنَ المَخلوقينَ، حَسبي مَن لَم يَزَل حَسبي، حَسبيَ الَّذي لا يَمُنُّ عَلَى الَّذينَ يَمُنّونَ، حَسبِيَ‌ اللهُ و نِعمَ الوَكيلُ، و صَلَّى اللهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِهِ و سَلَّمَ كَثيراً.

اللّٰهُمَّ إنّي أصبَحتُ في حِماكَ الَّذي لا يُستَباحُ، و ذِمَّتِكَ الَّتي لا تُخفَرُ،[۳۶۸] و جِوارِكَ الَّذي لا يُضامُ، و أسأَلُكَ اللّٰهُمَّ بِقُدرَتِكَ و عِزَّتِكَ أن تَجعَلَني في حِرزِكَ و جِوارِكَ و أمنِكَ، و عِياذِكَ و عُدَّتِكَ و عَقدِكَ، و حِفظِكَ و أمانِكَ و مَنعِكَ الَّذي لا يُرامُ، و عِزِّكَ الَّذي لا يُستَطاعُ، مِن غَضَبِكَ و سوءِ عِقابِكَ، و سوءِ أحداثِ النَّهارِ و طَوارِقِ اللَّيلِ، إلّا طارِقاً يَطرُقُ بِخَيرٍ يا رَحمانُ.

اللّٰهُمَّ يَدُكَ فَوقَ كُلِّ يَدٍ، و عِزَّتُكَ أعَزُّ مِن كُلِّ عِزَّةٍ، و قُوَّتُكَ أقوىٰ مِن كُلِّ قُوَّةٍ، و سُلطانُكَ أجَلُّ و أمنَعُ مِن كُلِّ سُلطانٍ، أدرَأُ بِكَ في نُحورِ أعدائي، و أستَعينُ بِكَ عَلَيهِم، و أعوذُ بِكَ مِن شُرورِهِم، و ألجَأُ إلَيكَ فيما أشفَقتُ عَلَيهِ مِنهُم، و صَلَّى اللهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِهِ و أجِرني مِنهُم يا أرحَمَ الرّاحِمينَ.

(وَ قَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي فَلَمَّا كَلَّمَهُ قَالَ إِنَّكَ الْيَوْمَ لَدَيْنَا مَكِينٌ أَمِينٌ * قَالَ اجْعَلْنِي عَلىٰ خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ * وَ كَذٰلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَيْثُ يَشَاءُ نُصِيبُ بِرَحْمَتِنَا مَنْ نَشَاءُ وَ لَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ * وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا وَ كَانُوا يَتَّقُونَ)[۳۶۹]، (وَ خَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمٰنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْساً)[۳۷۰].

اُعيذُ نَفسي و أهلي و مالي و وُلدي، و جَميعَ ما تَلحَقُهُ عِنايَتي، و جَميعَ نِعَمِ اللهِ عِندي، بِبِسم اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ،‌ بِاسمِ اللهِ الَّذي خَضَعَت لَهُ الرِّقابُ، و بِاسمِ اللهِ الَّذي خافَتهُ الصُّدورُ، و بِاسمِ اللهِ الَّذي نَفَّسَ عَن داوودَ كُربَتَهُ، و بِاسمِ اللهِ الَّذي وَجِلَت مِنهُ النُّفوسُ، و بِاسمِ اللهِ الَّذي قالَ بِهِ لِلنّارِ ( كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلىٰ‌ إِبْراهِيمَ * وَ أَرادُوا بِهِ كَيداً فَجَعَلنَاهُمُ الأَخسَرِينَ)[۳۷۱]، و بِاسمِ اللهِ الَّذي مَلَأَ الأَركانَ كُلَّها، و بِعَزيمَةِ اللهِ الَّتي لا تُحصىٰ، و بِقُدرَةِ اللهِ المُستَطيلَةِ عَلىٰ جَميعِ خَلقِهِ، مِن شَرِّ مَن في هٰذِهِ الدُّنيا و مِن شَرِّ سُلطانِهِم و سَطَواتِهِم و حَولِهِم و قُوَّتِهِم و غَدرِهِم و مَكرِهِم، و اُعيذُ نَفسي و أهلي و مالي و وُلدي و ذَوي عِنايَتي و جَميعَ نِعَمِ اللهِ عِندي بِشِدَّةِ حَولِ اللهِ و شِدَّةِ قُوَّةِ اللّٰهِ، و شِدَّةِ بَطشِ اللّٰهِ، و شِدَّةِ جَبَروتِ اللّٰهِ، و بِمَواثيقِ اللهِ و طاعَتِهِ عَلَى الجِنِّ وَ الإنسِ.

بِاسمِ اللهِ الَّذي‌ (يُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الأَرْضَ أَن تَزُولَا وَ لَئِنْ زَالَتَا إِنْ أَمسَكَهُمَا مِنْ أحَدٍ مِن بَعْدِهِ إِنَّهُ كَانَ حَلِيماً غَفُوراً)[۳۷۲]، و بِاسمِ اللهِ الَّذي فَلَقَ البَحرَ لِبَني إسرائيلَ، و بِاسمِ اللهِ الَّذي ألانَ لِداوودَ الحَديدَ، و بِاسمِ اللهِ الَّذي الأرضُ‌ (جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ القِيامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيّاتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالىٰ‌ عَمَّا يُشْرِكُونَ)‌[۳۷۳]، مِن شَرِّ جَميعِ مَن في هٰذِهِ الدُّنيا، و مِن شَرِّ جَميعِ مَن خَلَقَهُ و ما أحاطَ بِهِ عِلمُهُ، و مِن شَرِّ كُلِّ ذي‌ شَرٍّ، و مِن شَرِّ حَسَدِ كُلِّ حاسِدٍ، و سِعايَةِ كُلِّ ساعٍ، و لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ العَلِيِّ العَظيمِ شَأْنُهُ.

اللّٰهُمَّ بِكَ أستَعينُ، و بِكَ أستَغيثُ، و عَلَيكَ أتَوَكَّلُ، و أنتَ رَبُّ العَرشِ العَظيمِ. اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ، وَ احفَظني و خَلِّصني مِن كُلِّ مَعصِيَةٍ و مُصيبَةٍ نَزَلَت في هٰذَا اليَومِ، و في هٰذِهِ اللَّيلَةِ، و في جَميعِ اللَّيالي وَ الأَيّامِ، مِنَ السَّماواتِ وَ الأَرضِ، إنَّكَ عَلىٰ‌ كُلِّ شَي‌ءٍ قَديرٌ. بِاسمِ اللهِ عَلىٰ نَفسي و مالي و أهلي و وُلدي، بِاسمِ اللهِ عَلىٰ كُلِّ شَي‌ءٍ أعطاني رَبّي، بِاسمِ اللهِ خَيرِ الأَسماءِ، بِاسمِ اللهِ رَبِّ الأَرضِ وَ السَّماءِ، بِاسمِ اللهِ الَّذي لا يَضُرُّ مَعَ اسمِهِ‌ شَي‌ءٌ فِي الأَرضِ و لا فِي السَّماءِ و هُوَ السَّميعُ العَليمُ[۳۷۴].‌

اللّٰهُمَّ رَضِّني بِما قَضَيتَ، و عافِني فیما أمضَيتَ، حَتّىٰ لا اُحِبَّ تَعجيلَ ما أخَّرتَ، و لا تَأخيرَ ما عَجَّلتَ. اللّٰهُمَّ إنّي أعوذُ بِكَ مِن أضغاثِ الأَحلامِ، و أن يَلْعَبَ بِيَ الشَّيطانُ فِي اليَقَظَةِ وَ المَنامِ. بِاسمِ اللهِ تَحَصَّنتُ بِالحَيِّ الَّذي لا يَموتُ،‌ مِن شَرِّ ما أخافُ و أحذَرُ، و رَمَيتُ مَن يُريدُ بي سوءاً أو مَكروهاً مِن بَينِ يَدَيَّ بِلا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ العَلِيِّ العَظيمِ، و أعوذُ بِاللهِ مِن شَرِّكُم، شَرُّكُم تَحتَ أقدامِكُم، و خَيرُكُم بَينَ أعيُنِكُم، و اُعيذُ نَفسي و ما أعطاني رَبّي و ما مَلَكَتهُ يَدي و ذَوي عِنايَتي بِرُكنِ اللهِ الأَشَدِّ، و كُلُّ أركانِ رَبّي شِدادٌ.

اللّٰهُمَّ تَوَسَّلتُ بِكَ إلَيكَ، و تَحَمَّلتُ بِكَ عَلَيكَ، فَإنَّهُ لا يُنالُ ما عِندَكَ إلّا بِكَ، أسأَلُكَ أن تُصَلِّيَ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِهِ، و أن تَكفِيَني شَرَّ ما أحذَرُ و ما لا يَبلُغُهُ حِذاري، إنَّكَ عَلىٰ‌ كُلِّ شَي‌ءٍ قَديرٌ، و هُوَ عَلَيكَ يَسيرٌ، جَبرَئيلُ عَن يَميني، و ميكائيلُ عَن شِمالي، و إسرافيلُ أمامي، و لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ العَلِيِّ العَظيمِ.

اللّٰهُمَّ مُخرِجَ الوَلَدِ مِنَ الرَّحِمِ، و رَبَّ‌ الشَّفعِ وَ الوَترِ[۳۷۵]، سَخِّر لي ما اُريدُ مِن دُنيايَ و آخِرَتي، وَ اكفِني ما أهَمَّني‌، إنَّكَ عَلىٰ‌ كُلِّ شَي‌ءٍ قَديرٌ[۳۷۶].

اللّٰهُمَّ إنّي عَبدُكَ وَ ابنُ عَبدِكَ وَ ابنُ أمَتِكَ، ناصِيَتي بِيَدِكَ، ماضٍ فِيَّ حُكمُكَ، عَدلٌ عَلَيَّ قَضاؤُكَ، أسأَلُكَ بِكُلِّ اسمٍ سَمَّيتَ بِهِ نَفسَكَ و أنزَلتَهُ في كِتابِكَ، أو عَلَّمتَهُ أحَداً مِن خَلقِكَ، أوِ استَأْثَرتَ بِهِ في عِلمِ الغَيبِ عِندَكَ، أن تُصَلِّيَ‌ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ، و أن تَجعَلَ القُرآنَ رَبيعَ قَلبي، و نورَ بَصَري، و شِفاءَ صَدري، و جَلاءَ حُزني، و ذَهابَ هَمّي، و قَضاءَ دَيني، (لا إِلٰهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ)[۳۷۷]‌، يا حَيُّ حينَ لا حَيَّ، يا حَيُّ يا مُحيِيَ الأَمواتِ وَ القائِمَ‌ عَلىٰ‌ كُلِّ نَفسٍ بِما كَسَبَت[۳۷۸]‌، يا حَيُّ لا إلٰهَ إلّا أنتَ، بِرَحمَتِكَ الَّتي‌ وَسِعَت كُلَّ شَي‌ءٍ[۳۷۹]، اِستَعَنتُ فَأَعِنّي، وَ اجمَع لي خَيرَ الدُّنيا وَ الآخِرَةِ، وَ اصرِف عَنّي، شَرَّهُما، بِمَنِّكَ و سَعَةِ فَضلِكَ.

اللّٰهُمَّ إنَّكَ مَليكٌ مُقتَدِرٌ، و ما تَشاءُ مِن أمرٍ يَكُن، فَصَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِهِ و فَرِّج عَنّي، وَ اكفِني ما أهَمَّني، إنَّكَ عَلىٰ ذٰلِكَ قادِرٌ، يا جَوادُ يا كَريمُ.

اللّٰهُمَّ بِكَ أستَفتِحُ و بِكَ أستَنجِحُ، و بِمُحَمَّدٍ عَبدِكَ و رَسولِكَ عَلَیهِ السَّلامُ إلَيكَ أتَوَجَّهُ، اللّٰهُمَّ سَهِّل لي حُزونَةَ أمري، و ذَلِّل لي صُعوبَتَهُ، و أعطِني مِنَ الخَيرِ أكثَرَ مِمّا أرجو، وَ اصرِف عَنّي مِنَ الشَّرِّ أكثَرَ مِمّا أخافُ و أحذَرُ، و لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ العَلِيِّ العَظيمِ، و صَلَّى اللهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِهِ، و (حَسْبُنَا اللهُ وَ نِعْمَ الوَكِيلُ،‌ نِعْمَ المَولىٰ وَ نِعْمَ النَّصِيرُ)[۳۸۰].[۳۸۱]

  1. مهج الدعوات: حرز کامل امام سجاد، علی بن الحسین، زين العابدين علیه السلام، که استخراج شده از کتاب خداوند سبحان و متعال است که هر صبح و شام خوانده می‌شود، و آن، این است: «به نام خداوند مهرگستر مهربان. خدا بزرگ‌تر است. خدا بزرگ‌تر است. خدا، بزرگ‌تر و نيرومندتر و شکوهمندتر و باعظمت‌تر است از آنچه مى‌ترسم و بيم دارم. به خدا پناه مى‌برم. پناهنده به خدا، نيرومند است، و ثناى خدا شکوهمند است، و معبودى جز خدا نيست. يگانه و بى‌همتاست، و درود و سلام بسیار خدا بر محمّد و خاندان او باد!

بار خدايا! من خودم را و دينم را و همسرم (/ کسانم) را و اموالم را و فرزندانم را و هر آن کس را که کارش به من مربوط مى‌شود، در پناه تو در مى‌آورم.

بار خدايا! به تو پناه مى‌برم و به تو متوسّل مى‌شوم و با يارى تو، يورش مى‌بَرم و تو را مى‌پرستم و از تو يارى مى‌خواهم و بر تو توکّل مى‌کنم و به کمک تو، دشمنانم را دفع مى‌کنم و در برابر آنان، از تو يارى مى‌طلبم. پس به آنچه خواهى و هر گاه که خواهى و هر گونه که خواهى و هر جا که خواهى، گزند آنان را از من دور گردان، به حقّ خودت که معبودى جز تو نيست، و به راستى، تو بر هر چيز، توانايى (و به زودى، خداوند [گزند] آنان را از تو کفايت خواهد کرد، که او شنواى داناست). (گفت: به زودى، بازويت را به وسيلۀ برادرت، نيرومند خواهيم کرد و براى شما هر دو، تسلّطى قرار خواهيم داد که با [وجود] آيات ما، به شما دست نخواهند يافت. شما و هر که شما را پيروى کند، چيره خواهيد بود). (گفت: مترسيد که من با شما دو تن هستم، مى‌شنوم و مى‌بينم). ([مريم] گفت: من از تو، به خداى مهربان پناه مى‌برم، اگر پرهيزگار باشى). (در آن (دوزخ) گم شويد و با من، سخن مگوييد).

گرفتم شنوایی کسی را که بخواهد با من بدی رساند، به شنوایی خدا، و بینایی و نیروی او را با نیروی خدا و ریسمان استوار او و سلطنت آشکار او. پس آنان را بر من نفوذ و تسلّطی نیست، إن شاء اللّٰه. پرده زدم میان خودمان و آنان به پردۀ نبوّت که خداوند با آن، پیامبران را از فرعونان در پرده [و محفوظ] داشت. جبرئیل از سمت راست ماست و میکائیل از سمت چپ ما و خدا مشرف بر ماست (و [ما] فراروى آنها سدّى و پشت سرشان سدّى نهادیم و پرده‌اى بر [چشمان] آنان فرو گسترده‌ايم. در نتيجه نمى‌توانند ببينند). چهره‌ها زشت باد! (و در آن جا مغلوب و خوار گرديدند). (کرند، گنگ ‌اند، کورند. پس آنان نمی‌بینند) (و چون قرآن بخوانى، ميان تو و کسانى که به آخرت ايمان ندارند، پرده‌اى پوشيده قرار مى‌دهيم * و بر دل‌هايشان حجاب‌ها مى‌نهيم تا آن را نفهمند و در گوش‌هايشان سنگينى [قرار مى‌دهيم] و چون در قرآن، پروردگار خود را به يگانگى ياد کنى، با نفرت پشت مى‌کنند). (بگو: «خدا را بخوانيد يا رحمان را بخوانيد، هر کدام را بخوانيد، نيکوترین نام‌ها از آنِ اوست، و نمازت را به آواز بلند مخوان و بسيار آهسته‌اش مکن، و ميان اين [و آن]، راهى [ميانه] بجوی * و بگو: «ستايش، خدايى را که نه فرزندى گرفته و نه در جهاندارى شريکى دارد و نه خوار بوده که [نياز به] دوستى داشته باشد و او را بسيار بزرگ شمار). منزّه است خدا هر بام و شام.

خدا کفایت کنندۀ من از بندگانش است. بس است مرا خدایی که کفایت می‌کند و چیزی به جای او کفایت نمی‌کند‌. بس است مرا خدا و نیکو وکیلی است او. (خدا مرا بس است. هيچ معبودى جز او نيست. به او توکّل کردم و او پروردگار عرش بزرگ است). (آنان کسانى هستند که خدا بر دل‌ها و گوش و ديدگانشان مُهر نهاده و آنان به راستی غافل‌ اند). (پس آيا ديدى کسى را که هوس خويش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گم‌راه گردانيده و بر گوش او و دلش مُهر زده و بر ديده‌اش پرده نهاده است؟ پس از خدا، چه کسى او را هدايت خواهد کرد؟! آيا پند نمى‌گيريد؟). (ما بر دل‌هاى آنان پوشش‌هايى قرار داديم تا آن را در نيابند و در گوش‌هايشان سنگينى [نهاديم] و اگر آنها را به سوى هدايت فرا خوانى، باز هرگز به راه نخواهند آمد).

بار خدايا! ما را با چشمت که هرگز نمى‌خوابد، پاسدارى کن و در پناه تکيه‌گاهت که کسى نمى‌تواند بِدان آسيب رساند، محافظت نما و ما را در پناه پادشاهى‌ات که هرگز گزندى بِدان نمى‌رسد، در آور و به قدرتت بر ما رحم آور، اى مهربان! بار خدايا! ما را به هلاکت ميفکن که تو ما را بسنده‌اى، اى نيکوکار، اى مهربان! دژ ما این است: بس است مرا پروردگار از پروردگان. بس است مرا آفریدگار از آفرینندگان. بس است مرا کسی که همواره مرا بس بوده است. بس است مرا کسی که منّت نمی‌گذارد بر کسانی که منّت می‌گذارند. بس است مرا خدا و نیکو وکیلی است او، و درود و سلام فراوان او بر محمّد و خاندان او باد!

بار خدايا! من خود را در قُرُقگاه تو که کسی بِدان تعرّض نتواند کرد، و در حریم تو که شکسته نمى‌گردد، و در حمايت تو که کسی بِدان تعدّى نمى‌تواند کرد، در آوردم. بار خدايا! به حقّ قدرت و عزّتت، از تو مى‌خواهم که مرا از خشمت و کيفر سختت و رخدادهاى بد روز و پيشامدهاى شب، مگر پيشامدهاى نيک آن، در پاسداشت و حمايت خود و امنيّت و پناهت، و مراقبت و پيمانت، و نگهداشت و حریمت، و دژ دست‌نايافتنى و قدرت چيره ناشدنى‌ات قرار دهى، اى مهربان!

بار خدايا! دست تو، بالاى هر دستى است و عزّت تو، برتر از هر عزّتى است و نيرويت نيرومندتر از هر نيرويى است و سلطنتت شکوهمندتر و مستحکم‌تر از هر سلطنتى است. به يارى تو، دشمنانم را دفع مى‌کنم و در برابر آنان، از تو کمک مى‌جويم و از گزندهايشان، به تو پناه مى‌برم و در آنچه از آنان بيمناکم، به تو پناه مى‌آورم. درود خدا بر محمّد و خاندان او باد! مرا از آنان (دشمنانم) در حمايت خويش گير، اى مهربان‌ترينِ مهربانان!

(پادشاه گفت: «او (يوسف) را نزد من آوريد، تا وى را مخصوص خود گردانم!». هنگامى که [يوسف آمد و] با او صحبت کرد، (پادشاه به عقل و درايت او پى برد و) گفت: «تو امروز نزد ما جايگاهى والا دارى و مورد اعتماد هستى!» * ([يوسف] گفت: «مرا سرپرست خزائن سرزمين [مصر] قرار ده، که نگه دارنده و آگاهم» * و اين گونه ما به يوسف در سرزمين [مصر] قدرت داديم، که هر جا مى‌خواست، در آن منزل مى‌گزيد [و تصرّف مى‌کرد]. ما رحمت خود را به هر کس بخواهيم [و شايسته بدانيم] می‌بخشيم و پاداش نيکوکاران را ضايع نمى‌کنيم. * [البتّه] پاداش آخرت، براى کسانى که ايمان آوردند و پرهيزگارى داشتند، بهتر است)، (و همۀ صداها در برابر [عظمت خداوندِ] رحمان، خاضع مى‌شود و جز صداى آهسته چيزى نمى‌شنوى).

خودم و همسرم را و اموالم و فرزندانم را و همۀ آنچه را به من تعلّق دارد و همۀ نعمت‌هايى را که خداوند به من عطا کرده است، به "به نام خداوند مهرگسترِ مهربان" پناه می‌دهم؛ به نام خدايى که گردن‌ها در برابرش فرود آمده‌اند و به نام خدايى که سينه‌ها از او هراسان اند و به نام خدايى که از داوود، اندوهش را بر طرف کرد و به نام خدايى که جان‌ها از او ترسان اند و به نام خدايى که با آن به آتش فرمود: (بر ابراهيم، سرد و بى‌گزند باش * و [نمروديان] خواستند به او نيرنگى بزنند؛ ولى ما آنها را زيانکارترين قرار داديم) و به نام خدا که همۀ ارکان عالم را پر کرده است و به مَشیّت‌های خدا که بی‌شمار است و به قدرت خدا که همۀ آفریدگانش را در بر گرفته است، از شرّ کسانی که در این دنیایند و از شرّ سلطۀ آنان و سیطره و نیرو و توان و خیانت و نیرنگ آنان، و پناه می‌دهم خودم و همسرم و اموالم و فرزندانم و کسانم را و همۀ نعمت‌هایی را که خدا نزد من دارد، به شدّت نیروی خدا و شدّت توان خدا و شدّت قدرت خدا و شدّت جبروت خدا و به پیمان‌های خدا و فرمان‌روایی او بر جن و اِنس.

به نام خدا که (آسمان‌ها و زمين را از پاشیده شدن نگاه مى‌دارد و اگر از هم پاشیده شوند، پس از او هيچ کس آنها را نگاه نمى‌دارد. اوست بردبار آمرزنده) و به نام خدا که دریا را برای بنی اسرائیل شکافت، و به نام خدا که آهن را برای داوود نرم کرد، و به نام خدا که زمین (يکسره در قبضۀ‌ [قدرت] اوست و آسمان‌ها در هم پيچيده به دست اوست. او منزّه است و برتر است از آنچه [با وى] شريک مى‌گردانند) از شرّ همۀ کسانی که در این دنیایند و از شرّ همۀ آنچه او آفریده و به او علم دارد، و از شرّ هر صاحب شرّی و از شرّ حسادت هر حسودی و سخن‌چینی هر سخن‌چینی. هیچ نیرو و توانی نیست جز از سوی خدای والا و بزرگ.

بار خدایا! از تو کمک می‌طلبم و به تو استغاثه می‌کنم و به تو توکّل می‌کنم که تو پروردگار عرش بزرگی. بار خدایا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا حفظ کن و نجاتم ده از گناه و مصیبتی که در این روز و در این شب و در همۀ شب‌ها و روزها از آسمان‌ها و زمین نازل می‌شود که تو بر هر چیزی توانایی. به نام خدا بر خودم و اموالم و همسرم و فرزندانم. به نام خدا بر هر چیزی که پروردگارم به من بخشیده است. به نام خدا که بهترینِ نام‌هاست. به نام خدا که پروردگار زمین و آسمان است. به نام خدا که با نام او زیان نمی‌زند آنچه در زمین و در آسمان است و او شنوا و داناست.

بار خدایا! مرا به قضایت راضی گردان و در آنچه امضا کرده‌ای، عافیتم بخش تا دوست نداشته باشم آنچه را که به تأخیر افکنده‌ای زودتر رخ دهد و آنچه را زودتر مقرّر داشته‌ای، به تأخیر افتد. بار خدايا! به تو پناه می‌برم از خواب‌هاى آشفته و از اين که شيطان، در بيدارى و خواب، مرا بازى دهد. به نام خدا، خود را از گزند آنچه مى‌ترسم و بيمناکم، در سنگر آن زندۀ ناميرا در آوردم و آن را که بخواهد از رو به رويم به من، بدى يا صدمه‌اى رساند، با تيرِ "هيچ نيرو و توانى نيست جز از سوی خداى والا و بزرگ" هدف قرار دادم. از شرّ شما به خدا پناه مى‌برم. شرّتان، زير گام‌هايتان و خيرتان، فرا چشمتان باد! خودم را و آنچه را که پروردگارم به من عطا کرده است و آنچه را دستانم به دست آورده‌اند و [نیز] کسانم را در پناهِ استوارترين ستون خدا - که همۀ ستون‌های او استوار است - در آوردم.

بار خدايا! خودت را وسيلۀ خويش به درگاهت قرار مى‌دهم، و خودت را شفيع خويش در پيشگاهت مى‌آورم؛ زيرا به آنچه نزد توست، جز به وسيلۀ تو نمى‌توان رسيد. از تو مى‌خواهم که بر محمّد و خاندان او درود فرستى و مرا از گزند آنچه انديشناکم و آنچه انديشناکى‌ام به آن نمى‌رسد، نگه داری، که به راستى، تو بر هر چيزى توانايى و آن، بر تو آسان است. جبرئيل، در سمت راست من و ميکائيل، در سمت چپ من و اسرافيل، پيشِ روى من باد! هيچ نيرو و توانى نيست جز از سوی خداى والا و بزرگ.

خدايا! اى بيرون آورندۀ فرزند از رَحِم، و ای پروردگار هر جفت و تاق! آنچه را می‌خواهم، از دنیا و آخرتم، به خدمت من در آور و آنچه را موجب نگرانی من است، بر طرف فرما که تو بر هر چیز، توانایی.

بار خدایا! من بندۀ تو و فرزند بندۀ تو و فرزند کنیز تو هستم. اختیارم در دست توست. حکم تو در بارۀ من نافذ است و حکم تو در حقّ من عادلانه است. به حقّ هر اسمی که خودت را به آن نامیده‌ای و در کتابت نازلش کرده‌ای یا به کسی از آفریدگانت آموخته‌ای یا به علم غیبت ویژه‌اش ساخته‌ای، از تو می‌خواهم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی و قرآن را بهار دلم و روشنایی چشمم و شفای سینه‌ام و زدایندۀ اندوهم و بر طرف کنندۀ نگرانی‌ام و ادای دَینم قرار دهی. (معبودی جز تو نیست. منزّهی تو. من از ستمکاران بودم). ای زنده‌، آن گاه که هیچ زنده‌ای نیست! ای زنده! ای زنده کنندۀ مردگان، و ای مراقب بر هر شخصى بدانچه کرده است! ای زنده‌ای که معبودی جز تو نیست! از رحمت تو که همه چیز را در بر گرفته است، کمک می‌جویم. پس کمکم کن و خیر دنیا و آخرت را برایم گرد آور و شرّ این دو را از من دور فرما، به منّت و فضل گسترده‌ات.

بار خدایا! تو فرمان‌روای توانایی و هر چه بخواهی، همان خواهد شد. پس بر محمّد و خاندانش درود فرست و اندوهم را بر طرف فرما و آنچه را موجب نگرانی من است، کفایت کن که تو - ای بخشنده و ای کریم - بر آن توانایی.

بار خدایا! به وسیلۀ تو، گشایش می‌خواهم و به وسیلۀ تو کامیابى می‌جویم و به واسطۀ محمّد، و فرستاده‌ات - که سلام تو بر او باد بنده -، به سویت توجّه می‌کنم. خدایا! ناهموارى کارم را برای من، هموار و سختى آن را برايم آسان کن و و از خير، بيشتر از آنچه اميدش را دارم، عطايم فرما و از شر، بيشتر از آنچه مى‌هراسم و پرهيز مى‌کنم، از من دور کن، و هيچ نيرو و توانى، جز از سوی خداى والا و بلندمرتبه نيست و درود خدا بر محمّد و خاندانش و (خدا ما را بس است و نیکو وکیلی است او) (نیکو حمایتگر و نیکو یاوری است)».

  1. مهج الدعوات _ في ذِکرِ حُجُبِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله وَ الأَئِمَّةِ علیهم السلام الَّتِي احتَجَبوا بِها مِمَّن أرادَ الإسائَةَ إلَیهِم _: حِجابُ عَلِيِّ بنِ الحُسَینِ علیه السلام:

بِاسمِ اللهِ استَعَنتُ، و بِبِاسمِ اللهِ استَجَرتُ، و بِهِ اعتَصَمتُ، (وَ مَا تَوفِيقِي إلَّا بِاللهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ)[۳۸۲]، اللّٰهُمَّ نَجِّني‌ مِن‌ طارِقٍ‌ يَطرُقُ‌ في لَيلٍ غاسِقٍ،[۳۸۳] أو صُبحٍ بارِقٍ، و مِن كَيدِ كُلِّ مَكيدٍ أو ضِدٍّ أو حاسِدٍ حَسَدَ، زَجَرتُهُم بِـ (قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ * اللّٰهُ الصَّمَدُ * لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ * وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ)[۳۸۴]، و بِالِاسمِ المَكنونِ المُنفَرِجِ بَينَ الكافِ وَ النّونِ، و بِالاِسمِ الغامِضِ المَكنونِ الَّذي تَكَوَّنَ مِنهُ الكَونُ قَبلَ أن يَكونَ، أتَدَرَّعُ بِهِ مِن كُلِّ ما نَظَرَتِ العُيونُ و حَقَّقتِ الظُّنونُ، (وَ جَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدّاً وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ)[۳۸۵] (وَ كَفىٰ‌ بِاللهِ وَلِيًّا وَ كَفىٰ بِاللهِ نَصِيراً)[۳۸۶].[۳۸۷]

  1. مهج الدعوات - در بیان دعاهای پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام که با آن خود را از بدخواهان محافظت می‌کردند -: دعای علیّ بن الحسین علیه السلام: «از بسم اللّٰه کمک گرفتم. به بسم اللّٰه پناه جستم و به آن چنگ زدم (و توفيق من، جز از سوی خدا نيست. به او توکّل کردم). بار خدایا! مرا نجات ده از هر وارد ‌شونده‌ای که در شب تاریک یا در روز روشن، وارد می‌شود و از نیرنگ هر نیرنگ‌بازی یا دشمنی یا حسودی که حسادت می‌ورزد. آنان را راندم با (بگو: او خداوند [و] یکتاست * خداى بی‌نیاز * نه کس را زاده و نه زاييده از کسی است و او را هيچ همتايى نیست) و با نام نهفتۀ جای گرفته میان کاف و نون، و با نام پیچیده و نهفته‌ای که کائنات از آن شکل گرفتند، پیش از آن که پدید آیند. خود را با آن [نام] می‌پوشانم از هر آنچه چشم‌ها ببینند و پندارها جامۀ عمل پوشانند (و [ما] فراروى آنها سدّى و پشت سرشان سدّى نهادیم و پرده‌اى بر [چشمان] آنان فرو گسترده‌ايم. در نتيجه نمى‌توانند ببينند) (و خدا برای سرپرستی کافى است و خدا برای یاوری، کافی است)».

۴ / ۷: أحرازُ الإمامِ الباقِرِ علیه السلام

۴ / ۷: حرزهای امام باقر علیه السلام

  1. مصباح المتهجّد: عوذَةُ يَومِ الإثنَينِ مِن عُوَذِ أبي جَعفَرٍ علیه السلام:

بِسمِ اللّٰهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ‌، اُعيذُ نَفسي بِرَبِّيَ الأَكبَرِ مِمّا يَخفىٰ و مِمّا يَظهَرُ، و مِن شَرِّ كُلِّ اُنثىٰ و ذَكَرٍ، و مِن شَرِّ ما رَأَتِ الشَّمسُ وَ القَمَرُ، قُدّوسٌ قُدّوسٌ رَبُّ المَلائِكَةِ وَ الرّوحِ‌، أدعوكُم أيُّهَا الجِنُّ إن كُنتُم سامِعينَ مُطيعينَ‌، و أدعوكُم أيُّهَا الإنسُ إلَى اللَّطيفِ الخَبيرِ، و أدعوكُم أيُّهَا الجِنُّ وَ الإنسُ إلَى الَّذي خَتَمتُهُ بِخاتَمِ رَبِّ العالَمينَ‌، و خاتَمِ جَبرَئيلَ و ميكائيلَ و إسرافيلَ‌، و خاتَمِ سُلَيمانَ بنِ داوودَ علیهم السلام‌، و خاتَمِ مُحَمَّدٍ سَيِّد المُرسَلينَ وَ النَّبِيّينَ‌ - صَلَّى اللّٰهُ عَلَيهِ و آلِهِ و عَلَيهِم أجمَعينَ‌ -: أخِّر عَن فُلانِ بنِ فُلانٍ كُلَّما يَغدو و يَروحُ‌، مِن ذي سَمِّ حَيَّةٍ أو عَقرَبٍ أو ساحِرٍ، أو شَيطانٍ رَجيمٍ‌، أو سُلطانٍ عَنيدٍ، أخَذتُ عَنهُ [ما][۳۸۸] يُرىٰ و ما لا يُرىٰ‌، و ما رَأَت عَينُ نائِمٍ أو يَقَظانَ‌، بِإذنِ اللّٰهِ اللَّطيفِ الخَبيرِ، لا سُلطانَ لَكُم عَلَى اللّٰهِ‌، لا شَريكَ لَهُ‌، و صَلَّى اللّٰهُ عَلىٰ رَسولِهِ سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ و آلِهِ الطّاهِرينَ‌، و سَلَّمَ تَسليماً.[۳۸۹]

  1. مصباح المتهجّد: عوذۀ (دعایِ پناهندگی) روز دوشنبه، از حرزهای ابو جعفر (امام باقر) علیه السلام: پناه می‌دهم خود را به خداوندگار بزرگم از آنچه ناپیدا و پیداست و از شر هر ماده و نری و از شر آنچه خورشید و ماه بر آن تابیده است. پاک است، پاک است خداوندگار فرشتگان و روح. ای جنیان! فرا می‌خوانم شما را اگر شنوا و مطیع باشید و ای انسان‌ها! فرا می‌خوانم شما را به سوی خدای لطیفِ آگاه. ای جن و اِنس! فرا می‌خوانم شما را برای کسی که مُهر زدم بر او با مُهر خداوندگار جهانیان و با مهر جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و با مهر سلیمان بن داوود و مهر محمد، سرور فرستادگان و پیامبران - درود خدا بر او و خاندانش و بر همۀ ایشان باد -: دور کُنید از فلان پسر فلان هر آن چه را که هر صبح و شام به سراغ او می‌آید، از زهر مار یا عقرب یا جادوگر، یا شیطان رانده شده، یا حاکم ستمگر. از او گرفتم آنچه دیده می‌شود و آنچه دیده نمی‌شود، و آنچه چشم خوابیده یا بیدار دیده است. به فرمان خداوند لطیفِ آگاه. شما بر خداوند، سلطه‌ای ندارید. او شریکی ندارد. و درود و سلام کامل و بسیارِ خدا بر رسولش، سرور ما محمدِ پیامبر، و خاندان پاکش باد!

 

  1. مهج الدعوات: حِرزٌ آخَرُ لِلباقِرِ علیه السلام:

بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ‌. يا دانٍ غَيرَ مُتَوانٍ‌، يا أرحَمَ الرّاحِمينَ‌، اِجعَل لِشيعَتي مِنَ النّارِ وِقاءً‌، و لَهُم عِندَكَ رِضاً، وَ اغفِر ذُنوبَهُم، و يَسِّر اُمورَهُم، وَ اقضِ دُيونَهُم، وَ استُر عَوراتِهِم، و هَب لَهُمُ الكَبائِرَ الَّتي بَينَكَ و بَينَهُم، يا مَن لا يَخافُ الضَّيمَ‌[۳۹۰]، و لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ و لا نَومٌ‌[۳۹۱]، اِجعَل لي مِن كُلِّ غَمٍّ فَرَجاً و مَخرَجاً.[۳۹۲]

  1. مهج الدعوات: حرز دیگری از امام باقر علیه السلام: «به نام خداوند مهرگستر مهربان. ای خدایی که نزدیک هستی و سستی‌ناپذیری! ای مهربان‌ترینِ مهربانان! برای شیعیان من، حفاظی در برابر آتش قرار بده، و از آنان خشنود باش، و گناهانشان را بیامرز، و کارهایشان را آسان گردان، و قرض‌هایشان را ادا فرما، و برهنگی‌هایشان (/عیب‌هایشان) را بپوشان، و گناهان بزرگی را که میان تو و آنان است، ببخشای. ای کسی که از ستم نمی‌ترسد و چرت و خواب، او را نمی‌گیرد! برای هر اندوهم گشایشی و برون‌رفتی قرار ده».

 

  1. مهج الدعوات _ في ذِکرِ حُجُبِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله وَ الأَئِمَّةِ علیهم السلام الَّتِي احتَجَبوا بِها مِمَّن أرادَ الإسائَةَ إلَیهِم _: حِجابُ مُحَمَّدِ بنِ عَلِيٍّ الباقِرِ علیه السلام:

اللهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الأَرضِ[۳۹۳]‌ جَميعاً، خَضَعَ‌ لِنورِهِ‌ كُلُّ‌ جَبّارٍ، و خَمَدَ لِهَيبَتِهِ أهلُ الأَقطارِ، و هَمَدَ و لَبَدَ جَميعُ الأَشرارِ، خاضِعينَ خاسِئينَ لِأَسماءِ رَبِّ العالَمينَ. حَجَبتُ عَنّي شُرورَ جَبّارِي الهَواءِ، و مُستَرِقِي السَّمعِ مِنَ السَّماءِ، و حُلّالِ المَنازِلِ وَ الدِّيارِ، وَ المُتَغَيِّبينَ فِي الأَسحارِ، وَ البارِزينَ في إظهارِ النَّهارِ، حَجَبتُكُم و زَجَرتُكُم مَعاشِرَ الجِنِّ وَ الإنسِ بِأَسماءِ اللهِ المَلِكِ الجَبّارِ، خالِقِ كُلِّ شَي‌ءٍ بِمِقدارٍ، (لا تُدْرِكُهُ الأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الخَبِيرُ)[۳۹۴]، لا مَنجىٰ لَكُم جَميعاً مِن صَواعِقِ القُرآنِ المُبينِ، و عَظيمِ أسماءِ رَبِّ العالَمينَ، لا مَلجَأَ لِوارِدِكُم، و لا مُنقِذَ لِمارِدِكُم، و لا مُنقِذَ لِهارِبِكُم مِن رَكسَةِ التَّثبيطِ، و نِزاعِ التَّهبيطِ، و رَواجِسِ التَّنجيطِ، فَرائِغُكُم، و نَجمُ طالِعِكُم مَنحُوسٌ مَطموسٌ، و شامِخُ عِلمِكُم مَنكوسٌ؛ فَاشتَبِكوا أحياناً، و تَمَزَّقوا أشتاتاً، و تَواقَعوا بِأَسماءِ اللهِ أمواتاً، اللهُ أغلَبُ و هُوَ غالِبٌ، و إلَيهِ يَرجِعُ كُلُّ شَي‌ءٍ، (وَ هُوَ الحَكِيمُ العَلِيمُ)[۳۹۵]‌».[۳۹۶]

  1. مهج الدعوات - در بیان دعاهای پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام که خود را با آنها از بدخواهان محافظت می‌کردند -: دعای محمّد بن علی باقر علیه السلام: «خدا نور همۀ آسمان‌ها و زمین است. هر متکبّری در برابر نور او فرو افتاده است و همۀ جهانیان، از هیبت او خاموش ‌اند، و همۀ نابه‌کاران در برابر نام‌های پروردگار جهانیان، خاضع و خفه‌‌ اند. نابه‌کاران ستمگر در هوا و فضا و شنود کنندگانِ از آسمان و ساکنان در منازل و خانه‌ها و نهان شدگان در سَحَرها و آشکار شدگان در میانۀ روزها را از خود در حجاب و پرده‌ای قرار دادم و راندم شما را - ای جماعت جن و انس - با نام‌های خداوند، پادشاه مقتدری که هر چیزی را به اندازه آفریده است. (چشم‌ها او را در نمى‌يابند و اوست که ديدگان را در مى‌يابد و او ریزبین آگاه است). هیچ کدام شما را از صاعقه‌های قرآن روشنگر و بزرگیِ نام‌های پروردگار جهانیان، نجاتی نیست. نه برای وارد شوندۀ شما پناهی است، نه برای سرکش شما نجات‌بخشی، نه برای گریزنده‌تان از سرنگونیِ درنگ و کشمکش سقوط و پلیدی‌های فرو کوفتن، راه خلاصی. کج‌راهۀ شما بن‌بست است و ستارۀ طالعتان، نحس و خاموش است و عَلَم بلندتان واژگون است. پس، گاه [با یکدیگر] درگیر باشید و زمانی دیگر، تار و مار گردید. به نام‌های خدا بمیرید و خدا چیره‌تر است و او هماره چیره است و هر چیزی به سوی او باز می‌گردد و او حکیم و داناست».

۴ / ۸: أحرازُ الإمامِ الصّادِقِ علیه السلام

۴ / ۸: حرزهای امام صادق علیه السلام

  1. مهج الدعوات: حِرزٌ... لِمَولانا جَعفَرٍ الصّادِقِ علیه السلام...:

بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحِيمِ‌. يا خالِقَ الخَلقِ، و يا باسِطَ الرِّزقِ، و يا فالِقَ الحَبِّ، و يا بارِئَ النَّسَمِ، و مُحيِيَ المَوتىٰ، و مُميتَ الأَحياءِ، و دائِمَ الثَّباتِ، و مُخرِجَ النَّباتِ، اِفعَل بي ما أنتَ أهلُهُ و لا تَفعَل بي ما أنَا أهلُهُ، و أنتَ أهلُ التَّقوىٰ ‌و أهلُ المَغفِرَةِ[۳۹۷].[۳۹۸]

  1. مهج الدعوات: حرزی... از مولای ما امام جعفر صادق علیه السلام...: «به نام خداوند مهرگستر مهربان. ای آفرینندۀ آفریدگان، و ای گشایندۀ روزی، و ای شکافندۀ دانه، و ای آفرینندۀ جان و زنده کنندۀ مردگان و میرانندۀ زندگان و همیشه پایدار و رویانندۀ گیاه! با من چنان کن که تو اهلش هستی و با من چنان مکن که من در خور آن هستم، و تو شایستۀ پروامندی [ما از تو] و اهل آمرزشی».

 

  1. الخرائج وَ الجرائح عن عبد اللّٰه بن أبي ليلى: كُنتُ بِالرَّبَذَةِ[۳۹۹] مَعَ أبِي الدَّوانيقِ، و كانَ قَد وَجَّهَ إلىٰ أبي عَبدِ اللّٰهِ علیه السلام، و كانَ يَقولُ: عَلَيَّ بِهِ، سَقَى اللهُ الأَرضَ دَمي إن لَم أسقِها دَمَهُ! عَجِّلوا عَجِّلوا.

قالَ: فَلَمّا دَخَلَ عَلَيهِ جَعفَرٌ علیه السلام قالَ لَهُ: مَرحَباً يَا بنَ عَمِّ، يَا بنَ رَسولِ اللّٰهِ. فَما زالَ يَرفَعُهُ حَتّىٰ أجلَسَهُ عَلىٰ وِسادَتِهِ، ثُمَّ دَعا بِالطَّعامِ و جَعَلَ يُلقِمُهُ جَيِّداً بارِداً، و قَضىٰ حَوائِجَهُ، و أمَرَهُ بِالانصِرافِ. فَلَمّا خَرَجَ، قُلتُ لَهُ: أ رَأَيتَ أن تُعَلِّمَني، فَقَد رَأَيتُكَ تُحَرِّكُ شَفَتَيكَ إذ دَخَلتَ.

قالَ: إذا دَخَلتُ إلَيهِم أقولُ:

«ما شاءَ اللّٰهُ، لا يَأتي بِالخَيرِ إلَّا اللّٰهُ، ما شاءَ اللّٰهُ، لا يَصرِفُ السّوءَ إلَّا اللّٰهُ، ما شاءَ اللّٰهُ، كُلُّ نِعمَةٍ مِنَ اللّٰهِ، ما شاءَ اللّٰهُ، لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّٰه»‌.[۴۰۰]

  1. الخرائج و الجرائح - به نقل از عبد اللّٰه بن ابی لیلی -: با ابو الدوانیق (منصور عبّاسی) در ربذه بودم. او دنبال ابو عبد اللّٰه (امام صادق علیه السلام) فرستاده بود و می‌گفت: او را نزد من بیاورید! خدا زمین را با خونم سیراب کند اگر زمین را با خون او سیراب نکنم! عجله کنید، عجله کنید!

چون جعفر [صادق علیه السلام] بر او وارد شد، منصور گفت: خوش آمدی، ای پسرعمو، ای فرزند پیامبر خدا! و او را به صدر مجلس ‌برد تا آن که وی را بر تخت خود نشاند و سپس غذا خواست و خودش برای او لقمۀ مناسب و خنک شده ‌گرفت و حاجت‌های او را برآورده کرد و دستور داد برگردد. چون [امام] بیرون آمد، به ایشان گفتم: اگر صلاح می‌دانید، به من هم یاد دهید؛ زیرا دیدم وقتی وارد شدید، لب‌هایتان را تکان می‌دادید.

فرمود: «هنگامی که به نزد آنان آمدم، ‌گفتم: "هر چه خدا خواهد.خیری نیست جز از سوی خدا. هر چه خدا خواهد. بدی را دفع نمی‌کند مگر خدا. هر چه خدا خواهد. هر نعمتی، از خداست. هر چه خدا خواهد. هیچ نیرو و توانی نیست جز از سوی خدا"».

  1. مهج الدعوات _ في ذِکرِ حُجُبِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله وَ الأَئِمَّةِ علیهم السلام الَّتِي احتَجَبوا بِها مِمَّن أرادَ الإسائَةَ إلَیهِم _: حِجابُ ‌جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام:

يا مَن إذَا استَعَذتُ بِهِ أعاذَني، و إذَا استَجَرتُ بِهِ عِندَ الشَّدائِدِ أجارَني، و إذَا استَغَثتُ بِهِ عِندَ النَّوائِبِ أغاثَني، و إذَا استَنصَرتُ بِهِ عَلىٰ عَدُوّي نَصَرَني و أعانَني، إلَيكَ المَفزَعُ، و أنتَ الثِّقَةُ، فَاقمَع عَنّي مَن أرادَني، وَ اغلِب لي مَن كادَني، يا مَن قالَ: (إن يَنْصُرْكُمُ اللهُ فَلَا غَالِبَ لَكُم)[۴۰۱]، يا مَن نَجّیٰ نُوحاً مِنَ القَومِ الظّالِمينَ، يا مَن نَجّیٰ لوطاً مِنَ القَومِ الفاسِقينَ، يا مَن نَجّیٰ هُوداً مِنَ القَومِ العادينَ، يا مَن نَجّیٰ مُحَمَّداً صلی الله علیه و آله مِنَ القَومِ الكافِرينَ، نَجِّني مِن أعدائي و أعدائِكَ بِأَسمائِكَ، يا رَحمانُ يا رَحيمُ، لا سَبيلَ لَهُم عَلىٰ مَن تَعَوَّذَ بِالقُرآنِ و استَجارَ بِالرَّحمانِ الرَّحيمِ (الرَّحمٰنُ عَلَى العَرشِ اسْتَوىٰ)[۴۰۲]‌، (إنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ * إنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَ يُعِيدُ * وَ هُوَ الغَفُورُ الوَدُودُ * ذُو الْعَرْشِ المَجِيدُ * فَعّالٌ لِما يُرِيدُ)[۴۰۳]، (فَإنْ تَوَلَّوا فَقُل حَسْبِيَ اللهُ لَا إلٰهَ إلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ العَرْشِ العَظِيمِ)[۴۰۴]‌».[۴۰۵]

  1. مهج الدعوات - در بیان دعاهای پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام که با آنها خود را از بدخواهان محافظت می‌کردند -: دعای جعفر بن محمّد علیه السلام: ای آن که هر گاه به او پناهنده شوم، پناهم می‌دهد و هر گاه در سختی‌ها از او حمایت طلبم، حمایتم می‌کند و هر گاه در پیشامدهای سخت از او کمک بخواهم، به فریادم می‌رسد و هر گاه برای پیروزی بر دشمنم از او یاری جویم، یاری‌ام می‌دهد و کمکم می‌کند! پناهگاه، فقط درگاه توست و تویی مورد اطمینان. پس، کسی را که به من قصد سوء کرده، از من باز دار و آن را که بر ضدّ من حیله کرده، مغلوب من ساز، ای آن‌ که فرمود: (اگر خدا شما را یاری کند، هیچ ‌کس بر شما چیره نخواهد شد)! ای کسی که نوح را از گروه ستمکاران نجات داد! ای کسی که لوط را از گروه بدکاران نجات داد! ای کسی که هود را از گروه متجاوزان نجات داد! ای کسی که محمّد را - که بر او سلام باد - از گروه کافران نجات داد! به حقّ نام‌هایت - ای مهرگستر، ای مهربان - مرا از دشمنانم و دشمنانت نجات ده. آنان را بر کسی که به قرآن پناه بُرده و از مهرگستر مهربان، پناه جسته، راهی نیست؛ (مهرگستری که بر عرش استيلا يافته است). (به یقین، کیفر پروردگارت بسیار شدید است * اوست که [آفرینش را] آغاز می‌کند و [پس از فرو پاشیدنش] باز می‌گرداند * و او بسیار آمرزنده و دوستدار [مؤمنان] است‌ * صاحبِ عرش و بلندمرتبه است * انجام دهندۀ آنچه راست که بخواهد). (پس اگر منافقان [از حق] روی گرداندند، بگو: خداوند مرا [در همۀ امور] بس است. هیچ معبودی جز او نیست. فقط بر او توکّل کردم و او پروردگار عرش بزرگ است)».

۴ / ۹: أحرازُ الإمامِ الکاظِمِ علیه السلام‌

۴ / ۹: حرزهای امام کاظم علیه السلام

  1. مهج الدعوات: حِرزٌ لِمَولانا موسَی بنِ جَعفَرٍ علیه السلام: قالَ الشَّيخُ عَلِيُّ بنُ عَبدِ الصَّمَدِ رحمه الله: وَجَدتُ في كُتُبِ أصحابِنا مَروِيّاً عَنِ المَشايِخِ۴‌، أنَّهُ لَمّا هَمَّ هارونُ‌ الرَّشيدُ بِقَتلِ موسَى بنِ جَعفَرٍ علیه السلام دَعَا الفَضلَ بنَ الرَّبيعِ‌ و قالَ لَهُ‌: قَد وَقَعَت لي إلَيكَ حاجَةٌ‌، أسأَلُكَ أن تَقضِيَها و لَكَ مِئَةُ ألفِ دِرهَمٍ‌.

قالَ‌: فَخَرَّ الفَضلُ عِندَ ذٰلِكَ ساجِداً، و قالَ‌: أمراً أم مَسأَلَةً؟

قالَ‌: بَل مَسأَلَةً، ثُمَّ قالَ‌: أمَرتُ بِأَن تَحمِلَ إلىٰ دارِكَ في هٰذِهِ السّاعَةِ مِئَةَ ألفِ دِرهَمٍ‌، و أسأَلُكَ أن تَصيرَ إلىٰ دارِ موسَى بنِ جَعفَرٍ و تَأْتِيَني بِرَأْسِهِ‌.

قالَ الفَضلُ‌: فَذَهَبتُ إلىٰ ذٰلِكَ البَيتِ‌، فَرَأَيتُ فيهِ موسَى بنَ جَعفَرٍ و هُوَ قائِمٌ يُصَلّي، فَجَلَستُ حَتّىٰ قَضىٰ صَلاتَهُ و أقبَلَ إلَيَّ و تَبَسَّمَ‌، و قالَ‌: عَرَفتُ لِماذا حَضَرتَ‌، أمهِلني حَتّىٰ اُصَلِّيَ رَكعَتَينِ‌.

قالَ‌: فَأَمهَلتُهُ‌، فَقامَ و تَوَضَّأَ، فَأَسبَغَ الوُضوءَ‌، و صَلّىٰ رَكعَتَينِ‌، و أتَمَّ الصَّلاةَ بِحُسنِ رُكوعِها و سُجودِها، و قَرَأَ خَلفَ صَلاتِهِ بِهٰذا الحِرزِ فَاندَرَسَ و ساخَ في مَکانِهِ و لا أدري أرضٌ اِبتَلَعَتهُ أم سَماءٌ اِختَطَفَتهُ فَذَهَبتُ إلیٰ هارونَ و قصَصتُ عَلَیهِ القِصَّةَ. قالَ: فَبَکیٰ هارونُ الرَّشیدُ ثم قالَ: قَد أجارَهُ اللهُ مِنّي.

و رُوِيَ عَنهُ علیه السلام أنَّهُ قالَ‌: مَن قَرَأَهُ كُلَّ يَومٍ بِنِيَّةٍ خالِصَةٍ و طَوِيَّةٍ[۴۰۶] صادِقَةٍ‌، صانَهُ اللهُ عَن كُلِّ مَحذورٍ و آفَةٍ‌، و إن كانَت بِهِ مِحنَةٌ خَلَّصَهُ اللهُ مِنها و كَفاهُ شَرَّها، و لِمَن لَم يُحسِنِ القِراءَةَ فَليُمسِكهُ مَعَ نَفسِهِ مُتَبَرِّكاً بِهِ حَتّىٰ يَنفَعَهُ اللهُ بِهِ‌، و يَكفِيَهُ المَحذورَ وَ المَخوفَ‌، إنَّهُ وَلِيُّ ذٰلِكَ وَ القادِرُ عَلَيهِ‌. الدُّعاءُ‌:

«بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ‌. اللهُ أكبَرُ، اللهُ أكبَرُ، اللهُ أكبَرُ، أعلىٰ و أجَلُّ مِمّا أخافُ و أحذَرُ، و أستَجيرُ بِاللهِ _ يَقولُها ثَلاثَ مَرّاتٍ _‌، عَزَّ جارُ اللّٰهِ‌، و جَلَّ ثَناءُ اللّٰهِ‌، و لا إلٰهَ إلّا اللّٰهُ‌، وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ‌، و صَلَّى اللهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِهِ‌.

اللّٰهُمَّ احرُسني بِعَينِكَ الَّتي لا تَنامُ‌، وَ اكنُفني بِرُكنِكَ الَّذي لا يُرامُ‌، وَ اغفِر لي بِقُدرَتِكَ‌ فَأَنتَ رَجائي. رَبِّ كَم مِن نِعمَةٍ أنعَمتَ بِها عَلَيَّ قَلَّ لَكَ عِندَها شُكري، و كَم مِن بَلِيَّةٍ ابتَلَيتَني بِها قَلَّ لَكَ عِندَها صَبري، فَيا مَن قَلَّ عِندَ نِعَمِهِ شُكري فَلَم يَحرِمني، و يا مَن قَلَّ‌ عِندَ بَلِيَّتِهِ صَبري فَلَم يَخذُلني، و يا مَن رَآني عَلَى الخَطايا فَلَم يَفضَحني، يا ذَا المَعروفِ الَّذي لا يَنقَضي أبَداً، يا ذَا النِّعَمِ الَّتي لا تُحصىٰ عَدَداً، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ. اللّٰهُمَّ بِكَ أدفَعُ و أدرَأُ في نَحرِهِ‌، و أستَعيذُ بِكَ مِن شَرِّهِ‌.

اللّٰهُمَّ أعِنّي عَلىٰ ديني بِدُنياي، و عَلىٰ آخِرَتي بِتَقوايَ‌، وَ احفَظني فيما غِبتُ عَنهُ‌، و لا تَكِلني إلىٰ نَفسي فيما حَضَرتُهُ‌، يا مَن لا تَضُرُّهُ الذُّنوبُ‌، و لا تَنفَعُهُ‌ المَغفِرَةُ‌، اِغفِر لي ما لا يَضُرُّكَ‌، و أعطِني ما لا يَنفَعُكَ‌، إنَّكَ أنتَ وَهّابٌ‌، أسأَلُكَ فَرَجاً قَريباً، و مَخرَجاً رَحيباً، و رِزقاً واسِعاً، و صَبراً جَميلاً، و عافِيَةً مِن جَميعِ البَلايا، إنَّكَ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ.

اللّٰهُمَّ إنّي أسأَلُكَ العَفوَ وَ العافِيَةَ‌، وَ الأَمنَ وَ الصِّحَّةَ وَ الصَّبرَ، و دَوامَ العافِيَةِ‌، وَ الشُّكرَ عَلَى العافِيَةِ‌، و أسأَلُكَ أن تُصَلِّيَ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ، و أن تُلبِسَني عافِيَتَكَ في ديني و نَفسي، و أهلي و مالي، و إخواني مِنَ المُؤمِنينَ وَ المُؤمِناتِ‌، و جَميعِ ما أنعَمتَ بِهِ عَلَيَّ‌، و أستَودِعُكَ ذٰلِكَ كُلَّهُ يا رَبِّ‌، و أسأَلُكَ أن تَجعَلَني في كَنَفِكَ و في جِوارِكَ‌، و في حِفظِكَ و حِرزِكَ و عِياذِكَ‌، عَزَّ جارُكَ‌، و جَلَّ ثَناؤُكَ‌، و لا إلٰهَ غَيرُكَ‌.

اللّٰهُمَّ فَرِّغ قَلبي لِمَحَبَّتِكَ و ذِكرِكَ‌، و أنعِشهُ لِخَوفِكَ أيّامَ حَياتي كُلَّها، و اجعَل زادي مِنَ الدُّنيا تَقواكَ‌، و هَب لي قُوَّةً أحتَمِلُ بِها جَميعَ طاعَتِكَ‌، و أعمَلُ بِها جَميعَ مَرضاتِكَ‌، وَ اجعَل فِراري إلَيكَ‌، و رَغبَتي فيما عِندَكَ‌، و ألبِس قَلبِيَ الوَحشَةَ مِن شِرارِ خَلقِكَ‌، وَ الأُنسَ بِأَولِيائِكَ‌ و أهلِ طاعَتِكَ‌، و لا تَجعَل لِفاجِرٍ و لا لِكافرٍ عَلَيَّ مِنَّةً‌، و لا لَهُ عِندي يَداً، و لا لي إلَيهِ حاجَةً‌.

إلٰهي! قَد تَرىٰ مَكاني، و تَسمَعُ كَلامي، و تَعلَمُ سِرّي و عَلانِيَتي، لا يَخفىٰ عَلَيكَ شَيءٌ‌ مِن أمري، يا مَن لا يَصِفُهُ نَعتُ النّاعِتينَ‌، و يا مَن لا يُجاوِزُهُ رَجاءُ الرّاجينَ‌، يا مَن لا يَضيعُ لَدَيهِ أجرُ المُحسِنينَ‌، يا مَن قَرُبَت نُصرَتُهُ مِنَ المَظلومينَ‌، يا مَن بَعُدَ عَونُهُ عَنِ الظّالِمينَ‌، قَد عَلِمتَ ما نالَني مِن فُلانٍ مِمّا حَظَرتَ‌، وَ انتَهَكَ مِنّي ما حَجَرتَ‌؛ بَطَراً في نِعمَتِكَ عِندَهُ‌، وَ اغتِراراً بِسَترِكَ عَلَيهِ‌. اللّٰهُمَّ فَخُذهُ عَن ظُلمي بِعِزَّتِكَ‌، وَ افلُل حَدَّهُ عَنّي بِقُدرَتِكَ‌، وَ اجعَل لَهُ شُغُلاً فيما يَليهِ‌، و عَجزاً عَمّا يَنويهِ‌. اللّٰهُمَّ لا تُسَوِّغهُ[۴۰۷] ظُلمي، و أحسِن عَلَيه عَوني، وَ اعصِمني مِن مِثلِ فِعالِهِ‌، و لا تَجعَلني بِمِثلِ حالِهِ‌، يا أرحَمَ الرّاحِمينَ‌.

اللّٰهُمَّ إنِّي استَجَرتُ بِكَ‌، و تَوَكَّلتُ عَلَيكَ‌، و فَوَّضتُ أمري إلَيكَ‌، و ألجَأْتُ ظَهري إلَيكَ‌، و ضَعفَ رُكني إلىٰ قُوَّتِكَ‌، مُستَجيراً بِكَ مِن ذِي التَّعَزُّزِ عَلَيَّ‌، وَ القُوَّةِ عَلىٰ ضَيمي، فَإنّي في جِوارِكَ‌، فَلا ضَيمَ عَلىٰ جارِكَ‌، رَبِّ‌، فَاقهَر عَنّي قاهِري، و أوهِن عَنّي مُستَوهِني بِعِزَّتِكَ‌، وَ اقبِض عَنّي ضائِمي بِقِسطِكَ‌، و خُذ لي مِمَّن ظَلَمَني بِعَدلِكَ‌.

رَبِّ‌، فَأَعِذني بِعِياذِكَ‌، فَبِعِياذِكَ امتَنَعَ عائِذُكَ‌، و أدخِلني في جِوارِكَ‌، عَزَّ جارُكَ‌، و جَلَّ ثَناؤُكَ‌، و لا إلٰهَ غَيرُكَ‌، و أسبِل عَلَيَّ سِترَكَ‌، فَمَن تَستُرُهُ فَهُوَ الآمِنُ المُحَصَّنُ الَّذي لا يُراعُ‌. رَبِّ‌، وَ اضمُمني في ذٰلِكَ إلىٰ كَنَفِكَ‌، فَمَن تَكنُفُهُ فَهُوَ الآمِنُ المَحفوظُ، لا حَولَ و لا قُوَّةَ و لا حيلَةَ إلّا بِاللهِ الَّذي لَم يَتَّخِذ صاحِبَةً و لا وَلَداً، و لَم يَكُن لَهُ شَريكٌ فِي المُلكِ و لَم يَكُن لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ و كَبِّرهُ تَكبيراً[۴۰۸]...».

وَ الحَدیثُ طَویلٌ، و مَن أرادَ أن یَطَّلِعَ عَلَیهِ فَلیُراجِعَ مَصدَرَه.[۴۰۹]

  1. مهج الدعوات: حرزی از مولای ما موسی بن جعفر (امام کاظم) علیه السلام: شیخ علی بن عبد الصمد رحمه الله گفت: در کتاب‌های یارانمان به نقل از بزرگانمان۴ چنین روایت شده: چون هارون الرشید تصمیم به قتل موسی بن جعفر علیه السلام گرفت، فضل بن ربیع را فرا خواند و به او گفت: با تو کاری دارم. از تو می‌خواهم که آن را انجام دهی و صد هزار درهم پاداش بگیری.

در این هنگام، فضل به سجده افتاد و گفت: این، یک دستور است یا درخواست؟

هارون گفت: درخواست است. سپس گفت: دستور می‌دهم هم‌اکنون صد هزار درهم را به خانه‌ات ببری و از تو درخواست می‌کنم که به خانۀ موسی بن جعفر بروی و سر او را برایم بیاوری.

فضل گفت: به آن خانه رفتم. دیدم موسی بن جعفر به نماز ایستاده است. نشستم تا نمازش را تمام کرد و آن گاه رو به من نمود و لبخندی زد و فرمود: «می‌دانم برای چه آمده‌ای. مهلتی بده تا دو رکعت نماز بخوانم».

به او مهلت دادم. برخاست و وضوی کاملی گرفت و دو رکعت نماز خواند و نماز را با رکوع و سجود کامل به انجام رساند و پس از آن، این حرز را قرائت کرد و یک‌باره ناپدید شد. نفهمیدم زمین او را بلعید یا آسمان، او را ربود. پس به نزد هارون باز گشتم و ماجرا را بازگو کردم. هارون الرشید گریست و سپس گفت: خداوند، او را از [شرّ] من در پناه خود قرار داده است.

از ایشان روایت شده است که فرمود: «هر که روزانه از سر صدق و صفا این دعا را بخواند، خداوند او را از هر خطر و گزندی حفظ می‌کند و اگر گرفتار باشد، خداوند او را از آن گرفتاری می‌رهاند، و شرّ آن را از او دفع می‌سازد و چنانچه کسی نتواند آن را خوب بخواند، [نوشتۀ] آن را برای تبرّک با خودش نگه دارد تا خداوند به وسیلۀ آن به او نفع رساند و او را آنچه از آن بر حذر و بیمناک است، حفظ نماید، که او حاکم و قادر بر این کار است.

آن دعا این است: «به نام خداوند مهرگستر مهربان. خدا بزرگ‌تر است، خدا بزرگ‌تر است، خدا بزرگ‌تر است و بالاتر و برتر از آنچه از آن می‌ترسم و حذر می‌کنم. به خدا پناه می‌برم (این را سه بار می‌گوید). پناهندۀ خدا مصون است و ثنای خدا شکوهمند است، و معبودی جز خدا نیست، یگانه است و همتایی ندارد، و درود خدا بر محمّد و خاندان او باد!

بار خدایا! مرا با دیده‌ات که هرگز نمی‌خوابد، نگهبانی کن و با نیروی شکست‌ناپذیرت حمایتم فرما و با قدرتت مرا بیامرز، که تویی امید من. چه بسیار نعمت‌هایی که به من ارزانی داشتی؛ ولی سپاس‌گزاری من برای آن از تو اندک بود، و چه بسیار بلاهایی که بدانها مبتلایم ساختی امّا شکیبایی من در برابر آنها ناچیز بود. پس، ای کسی که با وجود اندک بودن سپاس‌گزاری‌ام از نعمت‌هایش، مرا از آنها محروم نکرد، و ای کسی که با وجود اندک بودن شکیبایی‌ام در برابر بلاهایش، دست از یاری‌ام بر نداشت، و ای کسی که مرا در حال ارتکاب خطاها دید امّا رسوایم نساخت! ای صاحب احسان‌های بی پایان! ای صاحب نعمت‌های بی‌شمار! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست. بار خدایا! به کمک تو او را دفع و از خود دور می‌کنم.

بار خدایا! مرا با دنیایم در دینم کمک کن، و با پرهیزگاری‌ام در آخرتم، و مرا در آنچه از آن غایبم، حفظ فرما[۴۱۰] و در آنچه حضور دارم، مرا به خودم وا مگذار [و باز هم تو حافظ آنها باش]. ای کسی که گناهان [بندگان]، به او زیانی نمی‌زند و آمرزیدن، سودی به او نمی‌رساند! بیامرز برای من آنچه را که به تو زیانی نمی‌زند و عطا کن به من آنچه را که به تو سودی نمی‌رساند که تو بسیار بخشنده‌ای. از تو می‌خواهم گشایشی نزدیک و برون‌رفتی وسیع و روزی‌ای فراخ و شکیبایی‌ای نیکو و عافیتی از همۀ بلاها را. همانا تو بر هر چیز، توانایی.

بار خدایا! از تو درخواست می‌کنم بخشش و عافیت را و امنیت و سلامت و شکیبایی را و پایداریِ عافیت و سپاس‌گزاری از عافیت را، و از تو درخواست می‌کنم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی و جامۀ عافیت در دینم و خودم و خانواده‌ام و دارایی‌ام و همکیشان مؤمنم را از مرد و زن و همۀ نعمت‌هایی را که به من مرحمت کرده‌ای، بر من بپوشانی، و همۀ اینها را به تو می‌سپارم، ای پروردگار من! از تو درخواست می‌کنم که مرا در کنار و پناه و حفظ و حرز و حراست خود قرار دهی، که پناهندۀ تو محفوظ است و ثنایت شکوهمند است و معبودی جز تو نیست.

بار خدایا! قلب مرا برای محبّت و یاد خودت، خالی کن، و آن را در تمام روزهای عمرم به پروا کردن از خودت زنده بدار، و توشه‌ام از دنیا را پروامندی از خودت قرار ده، و به من نیرویی ببخش که با آن، بار همۀ طاعاتت را بردارم، و به هر آنچه موجب خشنودی توست، عمل کنم. گریختنم را به سوی خودت قرار ده و میل و رغبتم را به آنچه نزد توست، و جامۀ گریز از آفریدگان نابه‌کارت و اُنس گرفتن با اولیایت را بر قامت قلب من بپوشان و برای هیچ فاسد و کافری، بر من نه منّتی قرار ده، نه احسانی و نه مرا به او نیازمند گردان.

بار خدایا! تو جایگاه مرا می‌بینی، و سخنم را می‌شنوی، و نهان و آشکارم را می‌دانی. هیچ چیزی از من بر تو پوشیده نیست، ای کسی که توصیفِ وصف‌ کنندگان از عهدۀ توصیف او بر نمی‌آید، و امید امیدواران از او فراتر نمی‌رود! ای کسی که مزد نیکوکاران در نزد او ضایع نمی‌شود! ای کسی که یار‌ی‌اش به ستم‌دیدگان، نزدیک است! ای کسی که کمکش از ستمگران، دور است! تو می‌دانی که از فلانی به خاطر سرمستی از نعمتی که تو به او داده‌ای و غرّه شدن به پرده‌پوشی‌ات بر او، آن به من رسیده است که تو منع کرده‌ای و بی‌حرمتی‌هایی به من نموده است که تو قدغن کرده‌‌ای. بار خدایا! به عزّتت، او را از ستم به من باز بدار، و به قدرتت، تیزی‌اش را بر من کند کن، و او را به کار خودش مشغول دار و از آنچه [برای من] در سر دارد، عاجز گردان. بار خدایا! ستمش را بر من روا مدار، و مرا در برابرش نیکو کمک نما، و مرا از مانند کارهای او مصون بدار، و در حال و روزی چون او قرارم مده، ای مهربان‌ترینِ مهربانان!

بار خدایا! من به تو پناه می‌جویم و به تو توکّل می‌کنم و کارم را به تو می‌سپارم و پشتم را به تو و ناتوانی‌ام را به توانایی تو تکیه می‌دهم و به تو پناه می‌آورم از آن که بخواهد به من زور گوید و بر من ستم کند. پس من در پناه تو هستم و به پناهندۀ تو ستم نمی‌شود. پروردگارا! پس به عزّتت، هر که را بخواهد مغلوبم کند، مغلوب کن و هر که را بخواهد سستم کند، سست گردان، و به داد خود، آن را که بخواهد به من بیداد کند، از من باز بدار و به عدل خود، جلو هر که را بخواهد به من ستم کند، بگیر.

ای پروردگار من! با پناه خود، پناهم ده؛ زیرا پناهندۀ تو در پناه تو محفوظ است، و مرا در جوار خود در آور که آن که در جوار تو باشد، در امان است و شکوهمند است ثنای تو. معبودی جز تو نیست. پرده‌ات را بر من بینداز که هر کس را تو بپوشانی، در امن و مصون است و ترسی ندارد.

ای پروردگار من! در این کار، مرا در کنف خود بگیر؛ زیرا هر که تو او را در کنف خود بگیری، در امان و محفوظ است. هیچ نیرو و توانی و چاره‌گری‌ای نیست، مگر از سوی خدا که نه همسری گرفته و نه فرزندی و نه در جهاندارى، شريکى دارد و نه خوار بوده که [نياز به] دوستى داشته باشد و او را بسيار بزرگ شمار...».

حدیث طولانی است. کسانی که خواهان آگاهی از آن هستند، به مأخذش مراجعه کنند.

  1. مهج الدعوات عن عليّ بن إبراهیم بن هاشم: إنَّ الصّادِقَ علیه السلام أخرَجَ آياتٍ مِنَ القُرآنِ و جَعَلَها حِرزاً لِابنِهِ موسَى الكاظِمِ علیه السلام، و كانَ يَقرَؤُهُ و يُعَوِّذُ نَفسَهُ بِهِ، و هُوَ هٰذا:

«بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ.‌ بِسمِ اللهِ و لا إلٰهَ إلَّا اللهُ أبَداً حَقّاً حَقّاً، لا إلٰهَ إلَّا اللهُ إيماناً و صِدقاً، لا إلٰهَ إلَّا اللهُ تَعَبُّداً و رِقّاً، لا إلٰهَ إلَّا اللهُ تَلَطُّفاً و رِفقاً، لا إلٰهَ إلَّا اللّٰهُ، بِاسمِ اللهِ وَ الحَمدُ لِلهِ، وَ اعتَصَمتُ بِاللّٰهِ، و ألجَأْتُ ظَهري إلَى اللّٰهِ، (مَا شاءَ اللهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ)[۴۱۱]، (وَ مَا تَوفِيقِي إلَّا بِاللهِ)[۴۱۲]، (وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللهِ)[۴۱۳]، (وَ مَا النَّـصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللهِ)[۴۱۴]، و ما صَبري إلّا بِاللّٰهِ، و نِعمَ القادِرُ اللهُ و نِعمَ المَولَى اللّٰهُ، و نِعمَ النَّصيرُ اللّٰهُ،[۴۱۵] و لا يَأتي بِالحَسَناتِ إلَّا اللّٰهُ، و لا يَصرِفُ السَّيِّئاتِ إلَّا اللّٰهُ، و ما بِنا مِن نِعمَةٍ فَمِنَ اللّٰهِ[۴۱۶]‌، و إنَّ الأَمرَ كُلَّهُ لِلهِ، و أستَكفِي اللّٰهَ، و أستَعينُ اللّٰهَ، و أستَقيلُ‌ اللّٰهَ، و أستَقبِلُ اللّٰهَ، و أستَغفِرُ اللّٰهَ، و أستَغيثُ اللّٰهَ، و صَلَّى اللهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ رَسولِ اللهِ و آلِهِ و عَلىٰ أنبِياءِ اللهِ و عَلىٰ مَلائِكَةِ اللهِ و عَلَى الصّالِحينَ مِن عِبادِ اللّٰهِ، (إنَّهُ مِنْ سُلَيْمانَ وَ إنَّهُ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ * أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَ أْتُونِي مُسْلِمِينَ)[۴۱۷] (كَتَبَ اللّٰهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِي إِنَّ اللّٰهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ)[۴۱۸]، (لَا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً إِنَّ اللّٰهَ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ)[۴۱۹]، (وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَاناً نَصِيراً)[۴۲۰]، (إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ)[۴۲۱]، (وَ اللّٰهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّٰهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ)[۴۲۲]، (كُلَّمَا أَوْقَدُوا نَاراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّٰهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَاداً)[۴۲۳]، (يَا نَارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلَاماً عَلىٰ إِبْرَاهِيمَ * وَ أَرَادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَخْسَرِينَ)[۴۲۴]، (وَ زَادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَسْطَةً فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللّٰهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ)[۴۲۵]، (لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللّٰهِ)[۴۲۶]، (رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَاناً نَصِيراً)[۴۲۷]، (وَ قَرَّبْناهُ نَجِيًّا)،[۴۲۸] (وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا)،[۴۲۹] (سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمٰنُ وُدًّا)[۴۳۰]، (وَ أَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي وَ لِتُصْنَعَ عَلىٰ عَيْنِي* إِذْ تَمْشِي أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلىٰ مَنْ يَكْفُلُهُ فَرَجَعْنَاكَ إِلَىٰ أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَ لَا تَحْزَنَ وَ قَتَلْتَ نَفْساً فَنَجَّيْنَاكَ مِنَ الْغَمِّ وَ فَتَنَّاكَ فُتُوناً)[۴۳۱]، (لا تَخَفْ إنَّكَ مِنَ الآمِنِينَ‌)[۴۳۲]، (لا تَخَفْ إنَّكَ أنْتَ الأَعْلىٰ)،[۴۳۳]‌ (لا تَخافُ دَرَكاً وَ لا تَخْشىٰ)[۴۳۴]، (لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ القَومِ الظّالِمِينَ)[۴۳۵]، (لَا تَخَفْ‌... إنّا مُنَجُّوكَ وَ أَهلَكَ)[۴۳۶]، (لَا تَخافا إنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرىٰ‌)[۴۳۷]، (وَ يَنْصُرَكَ اللهُ نَصْراً عَزِيزاً)[۴۳۸]، (وَ مَنْ يَتَوَكَّل عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللهَ بَالِغُ أَمرِهِ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِكُلِّ شَي‌ءٍ قَدْراً)[۴۳۹]، (فَوَقاهُمُ اللهُ شَرَّ ذٰلِكَ الْيَوْمِ وَ لَقّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً)[۴۴۰]، (وَ يَنْقَلِبُ إِلىٰ أَهلِهِ مَسرُوراً)[۴۴۱]، (وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكرَكَ)[۴۴۲]، (يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّٰهِ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أشَدُّ حُبًّا لِلّٰهِ)،[۴۴۳] ‌(رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَينا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أقْدامَنا وَ انْصُرنا عَلَى القَومِ الْكافِرِينَ)[۴۴۴]، (الَّذِينَ قالَ لَهُمُ النّاسُ إِنَّ النّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوهُم فَزادَهُم إِيماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللهُ وَ نِعْمَ الوَكِيلُ * فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللّٰهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمسَسْهُم سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللّٰهِ‌)[۴۴۵]، (أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ)[۴۴۶]، (هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِينَ‌* وَ ألَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِي الْأَرضِ جَمِيعاً مَا أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِم وَ لٰكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُم إنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ)[۴۴۷]، (سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَ نَجْعَلُ لَكُما سُلطاناً فَلا يَصِلُونَ إِلَيكُما بِآياتِنا أَنتُما وَ مَنِ اتَّبَعَكُما الغالِبُونَ)[۴۴۸]، (عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنا رَبَّنا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَومِنا بِالْحَقِّ وَ أَنتَ خَيْرُ الفاتِحِينَ)[۴۴۹]، (إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللهِ رَبِّي وَ رَبِّكُم ما مِنْ دابَّةٍ إلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إنَّ رَبِّي عَلىٰ‌ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ)[۴۵۰]، (فَسَتَذْكُرُونَ ما أقُولُ لَكُمْ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إلَى اللهِ إنَّ اللهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ)[۴۵۱]، (فَإِنْ تَوَلَّوا فَقُلْ حَسْبِيَ اللهُ لَا إلٰهَ إلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ العَرْشِ العَظِيمِ)[۴۵۲]، رَبِّ (أَنِّي‌ مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرّاحِمِينَ)‌،[۴۵۳] (لَا إلٰهَ إلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظّالِمِينَ)[۴۵۴]، (الم * ذٰلِكَ الْكِتابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ)‌،[۴۵۵] (اللهُ لَا إلٰهَ إلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إلَّا بِإِذْنِهِ‌ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لَا يُحِيطُونَ بِشَي‌ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إلّا بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرضَ وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ)[۴۵۶]، (وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً)[۴۵۷]، (فَتَعالَى اللهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ لَا إِلٰهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ العَرْشِ الْکَریمِ[۴۵۸])[۴۵۹]، (فَلِلّٰهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ * وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الحَكِيمُ)[۴۶۰]، (وَ إذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لَا يُؤمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً * وَ جَعَلْنا عَلىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِذا ذََكَرتَ رَبَّكَ فِي القُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوا عَلىٰ‌ أَدبْارِهِمْ نُفُوراً)[۴۶۱]، (أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إلٰهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللهُ عَلىٰ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلىٰ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلىٰ بَصَرِهِ غِشاوَةً)[۴۶۲]، (وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ)[۴۶۳]، (وَ ما تَوفِيقِي إَلّا بِاللهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إلَيْهِ أُنِيبُ)[۴۶۴]، (إنَّ اللّٰهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوا وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ)[۴۶۵]، (وَ قالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي فَلَمَّا كَلَّمَهُ قَالَ إِنَّكَ اليَوْمَ لَدَيْنا مَكِينٌ أَمِينٌ)[۴۶۶]، (وَ خَشَعَتِ الْأَصْواتُ لِلرَّحمٰنِ فَلا تَسْمَعُ إِلّا هَمْساً)[۴۶۷]، (فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللهُ وَ هُوَ السَّمِيعُ العَلِيمُ)[۴۶۸]، (لَو أَنْزَلنا هٰذَا القُرْآنَ عَلىٰ جَبَلٍ لَرَأَيتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِن خَشْيَةِ اللهِ وَ تِلكَ الأَمثالُ نَضْرِبُها لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ * هُوَ اللهُ الَّذِي لَا إِلٰهَ إلَّا هُوَ عالِمُ الغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمٰنُ الرَّحِيمُ * هُوَ اللهُ الَّذِي لَا إِلٰهَ إلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللهِ عَمّا يُشْرِكُونَ‌ * هُوَ اللهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنىٰ يُسَبِّحُ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ)[۴۶۹]، (رَبَّنا ظَلَمْنا أنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ)[۴۷۰]، (رَبَّنا اصْرِفْ عَنّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها كانَ غَراماً)[۴۷۱]، (رَبَّنا ما خَلَقتَ هٰذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النّارِ)[۴۷۲]، (وَ قُلِ الحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكبِيراً)[۴۷۳]، (وَ ما لَنا أَ‌لَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللهِ وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلىٰ‌ ما آذَيْتُمُونا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ المُتَوَكِّلُونَ)[۴۷۴]، (إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ * فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَي‌ءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ)[۴۷۵].

اللّٰهُمَّ مَن أرادَني و بِأَهلي و أولادي و أهلِ عِنايَتي شَرّاً أو بَأْساً أو ضَرّاً فَاقمَع رَأْسَهُ، وَ اعقِد لِسانَهُ، و ألجِم فاهُ، و حُل بَيني و بَينَهُ كَيفَ شِئتَ و أنَّىٰ شِئتَ، وَ اجعَلنا مِنهُ و مِن كُلِّ دابَّةٍ أنتَ‌ آخِذٌ بِناصِيَتِها؛ إنَّ رَبّي عَلىٰ صِراطٍ مُستَقيمٍ[۴۷۶]، في حِجابِكَ الَّذي لا يُرامُ، و في سُلطانِكَ الَّذي لا يُضامَ؛ فَإنَّ حِجابَكَ مَنيعٌ، و جارَكَ عَزيزٌ، و أمرَكَ غالِبٌ، و سُلطانَكَ قاهِرٌ، و أنتَ عَلىٰ كُلِّ شَي‌ءٍ قَديرٌ.

اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ أفضَلَ ما صَلَّيتَ عَلىٰ أحَدٍ مِن خَلقِكَ، و صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ كَما هَدَيتَنا بِهِ مِنَ الضَّلالَةِ، وَ اغفِر لَنا و لِآبائِنا و لِاُمَّهاتِنا و لِجَميعِ المُؤمِنينَ وَ المُؤمِناتِ، الأَحياءِ مِنهُم وَ الأَمواتِ، و تابِع بَينَنا و بَينَهُم بِالخَيراتِ، إنَّكَ مُجيبُ الدَّعَواتِ، و أنتَ عَلىٰ كُلِّ شَي‌ءٍ قَديرٌ.

اللّٰهُمَّ إنّي أستَودِعُكَ نَفسي و ديني و أمانَتي و أهلي و مالي و عِيالي و أهلَ حُزانَتي و خَواتيمَ عَمَلي، و جَميعَ ما أنعَمتَ بِهِ عَلَيَّ مِن أمرِ دُنيايَ و آخِرَتي؛ فَإنَّهُ لا يَضيعُ مَحفوظُكَ، و لا تُرزَأُ[۴۷۷] وَدائِعُكَ، و (لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ اللهِ أحَدٌ وَ لَنْ أجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً)[۴۷۸].

اللّٰهُمَّ‌ (رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنيا حَسَنَةً وَ فِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النّارِ)[۴۷۹]، و صَلَّى اللهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِهِ أجمَعينَ».[۴۸۰]

  1. مهج الدعوات - به نقل از علی بن ابراهیم بن هاشم -: امام صادق علیه السلام آیاتی را از قرآن استخراج کرد و آنها را حرزی برای پسرش موسی کاظم علیه السلام قرار داد و او آن حرز را می‌خواند و خود را با آن، تعویذ می‌کرد.

آن حرز، این است: «به نام خداوند مهرگستر مهربان. به نام خدا و معبودی جز خدای یکتا نیست که خدایی ابدی و حق و راستین است. معبودی جز خدای یکتا نیست و این را از روی ایمان و صدق می‌گویم. معبودی جز خدای یکتا نیست و این را از سرِ عبودیت و بندگی می‌گویم. معبودی جز خدای یکتا نیست، که با لطف و مداراست. معبودی جز خدای یکتا نیست. به نام خدا و ستایش، از آنِ خداست. به خدا چنگ زدم و به خدا تکیه کردم. (آنچه خدا خواهد. نیرویی جز از سوی خدا نیست) (و توفيق من، جز از سوی خدا نيست) (و کارم را به خدا مى‌سپارم) (و يارى، جز از جانب خدا نيست) و شکیبایی‌ام جز با تکیه به خدا نیست. نیکو توانایی است خدا و نیکو سَروری است خدا و نیکو یاوری است خدا و خوبی‌ها را جز خدا نمی‌آورد و بدی‌ها را جز خدا دفع نمی‌کند، و آنچه از نعمت داریم، از خداست و به درستی که همه چیز، از آنِ خداست و از خدا کفایت می‌طلبم و از خدا کمک می‌خواهم و از خدا بخشش می‌طلبم و رو به خدا می‌کنم و از خدا آمرزش می‌خواهم و از خدا فریادرسی می‌جویم. درود خدا بر محمّد و خاندان او و بر پیامبران خدا و بر فرشتگان خدا و بر بندگان شایستۀ خدا! ([این نامه] از طرف سليمان است و [مضمون آن] اين است: به نام خداوند مهرگستر مهربان. * بر من بزرگى مکنيد و تسلیم من شوید). (خداوند مقرّر نموده که حتماً من و فرستادگانم چيره خواهيم گرديد. آرى، خدا نيرومند شکست‌ناپذير است). (نيرنگشان هيچ زيانى به شما نمى‌رساند. به يقين، خداوند به آنچه مى‌کنند، احاطه دارد) (و از جانب خود، براى من، تسلّطى يارى‌بخش قرار ده)، (آن گاه که قومى آهنگ آن داشتند که بر شما دست يازند و [خدا] دستشان را از شما کوتاه داشت، و از خدا پروا کنید) (و خدا تو را از [گزندِ] مردم نگاه مى‌دارد. به راستی، خدا گروه کافران را هدايت نمى‌کند)، (هر بار که آتشى براى پيکار بر افروختند، خدا آن را خاموش ساخت و در زمين براى فساد مى‌کوشند). (اى آتش! براى ابراهيم، سرد و بى‌آسيب باش * و خواستند به او نيرنگى بزنند و[لى] آنان را زيانکارترين [مردم] قرار داديم) (و در خلقت، بر قوّت شما افزود. پس نعمت‌هاى خدا را به ياد آوريد، به امید آن که رستگار شويد). (بر��ى او فرشتگانى است که پى در پى، او را به فرمان خدا از پيش رو و از پشت سرش پاسدارى مى‌کنند). (پروردگارا! مرا [در هر کارى] به طرز درست داخل کن و به طرز درست خارج ساز و از جانب خود برایم تسلّطى ياری‌بخش قرار ده) (و او را به خود نزديک ساختيم) (او را به مقامى بلند ارتقا داديم). (به زودى، [خدای] مهرگستر براى آنان محبّتى [در دل‌ها] قرار مى‌دهد) (و مهرى از خودم بر تو افکندم تا زير نظر من، پرورش يابى، آن گاه که خواهر تو مى‌رفت و مى‌گفت: آيا کسى را که عهده‌دار او گردد، نشانتان بدهم؟ پس تو را به سوى مادرت باز گردانيديم تا ديده‌اش روشن شود و غم نخورد، و [سپس] شخصى را کُشتى و [ما] تو را از غم رهانيديم، و تو را بارها آزموديم). (مترس که تو در امانى)، (مترس که تو خود برترى). (نه از فرا رسيدن [دشمن] بترسى و نه [از غرق شدن] بيمناک باشى). (مترس. از گروه ستمگران نجات یافتی)، (مترس... همانا ما تو و خانواده‌ات را نجات می‌دهیم). (نترسید. به درستی که من با شما دو تن هستم، می‌شنوم و می‌بینم) (و خدا تو را به نصرتى خلل‌ناپذیر يارى می‌نمايد) (و هر کس بر خدا اعتماد کند، او براى وى بس است. به راستی که خدا فرمانش را به انجام خواهد رساند. به تحقیق، خدا براى هر چيزى، اندازه‌اى مقرّر کرده است)، (پس خدا [هم] آنان را از آسيب آن روز حفظ کرد و شادابى و شادمانى به آنان ارزانى داشت) (و شادمان به سوى کسانش باز می‌گردد)، (و نامت را براى تو بُلند گردانيديم)، (و آنان را چون خدا، دوست مى‌دارند ولى کسانى که ايمان آورده‌اند، به خدا محبّت بيشترى دارند). (پروردگارا! بر [دل‌هاى] ما شکيبايى فرو ريز، و گام‌هاى ما را استوار دار، و ما را بر گروه کافران پيروز فرما) (همان کسانى که [برخى از] مردم به آنان گفتند: «مردمان براى [جنگ با] شما گرد آمده‌اند. پس، از آنان بترسيد؛ ولی اين سخن بر ايمانشان افزود و گفتند: «خدا ما را بس است و نيکو حمايتگرى است». * پس با نعمت و فضلی ویژه از جانب خدا، [از ميدان نبرد] باز گشتند، در حالى که هيچ آسيبى به آنان نرسيده بود، و خشنودى خدا را هم به دست آوردند). (آيا کسى که مرده[دل] بود و زنده‌اش گردانيديم و براى او نورى پديد آورديم تا در پرتو آن، در ميان مردم راه برود؟)، (همو بود که تو را با يارى خود و مؤمنان نيرومند گردانيد، و ميان دل‌هايشان اُلفت انداخت، که اگر آنچه در روى زمين است همه را خرج مى‌کردى، نمى‌توانستى ميان دل‌هايشان اُلفت بر قرار کنى؛ ولى خدا بود که ميان آنان اُلفت انداخت. همانا او تواناى حکيم است). (به زودى، بازويت را به [وسيلۀ] برادرت نيرومند خواهيم کرد و براى شما دو تن، تسلّطى قرار خواهيم داد که با [وجود] آيات ما، به شما دست نخواهند يافت. شما و هر که شما را پيروى کند، چيره خواهيد بود). (بر خدا توکّل کرديم. بار پروردگارا! ميان ما و قوم ما به حق داورى کن که تو بهترينِ داورانى). (در حقيقت، من بر خدا، پروردگار خودم و پروردگار شما توکّل کردم. هيچ جنبنده‌اى نيست، مگر اين که او مهار هستى‌اش را در دست دارد. به راستى که پروردگار من، در راهی درست است). (پس به زودى، آنچه را به شما مى‌گويم، به ياد خواهيد آورد، و کارم را به خدا مى‌سپارم. خداست که به [حال] بندگان [خود] بيناست). (پس اگر روى بر تافتند، بگو: «خدا مرا بس است. هيچ معبودى جز او نيست. بر او توکّل کردم و او پروردگار عرش بزرگ است»). پروردگارا! (به من آسيب رسيده است و تويى مهربان‌ترينِ مهربانان). (معبودى جز تو نيست، منزّهى تو. به راستى که من از ستمکاران بودم). (الف. لام. میم. اين است کتابى که در [حقّانيت] آن، هيچ ترديدى نيست [و] مايۀ هدايت پرهیزگاران است). (خداست که معبودى جز او نيست، زنده و بر پا دارنده است. نه چُرت می‌زند و نه می‌خوابد. آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمين است، از آنِ اوست. کيست آن کس که جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت کند؟ آنچه در پيش روى آنان و آنچه در پشت سرشان است، مى‌داند و به چيزى از علم او، جز به آنچه بخواهد، احاطه نمى‌يابند. فرمان‌رواییِ او آسمان‌ها و زمين را فرا گرفته و نگهدارى آنها بر او دشوار نيست، و اوست والاىِ بزرگ)، (و چهره‌ها براى آن [خداى] زندۀ پاينده خضوع مى‌کنند، و آن کس که ستمی بر دوش دارد، نوميد مى‌ماند). (پس والاست خدا، فرمان‌رواى بر حق، معبودی جز او نيست که پروردگار عرشِ) بزرگ است. (پس ستایش، از آنِ خداست، پروردگار آسمان‌ها و پروردگار زمين، پروردگار جهانيان * و در آسمان‌ها و زمين، بزرگى از آنِ اوست، و اوست شکست‌ناپذير سنجيده‌کار) (و چون قرآن بخوانى، ميان تو و کسانى که به آخرت ايمان ندارند، پرده‌اى پوشيده قرار مى‌دهيم * و بر دل‌هايشان پوشش‌ها مى‌نهيم تا آن را نفهمند و در گوش‌هايشان سنگينى [قرار مى‌دهيم] و چون در قرآن پروردگار خود را به يگانگى ياد کنى، با نفرت پشت مى‌کنند). (پس آيا ديدى کسى را که هوس خويش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گم‌راه گردانيده و بر گوش او و دلش مُهر زده و بر ديده‌اش پرده نهاده است؟) (و [ما] فراروى آنها سدّى و پشت سرشان سدّى نهاده و پرده‌اى بر [چشمان] آنان فرو گسترده‌ايم. در نتيجه نمى‌توانند ببينند)، (و توفيق من، جز به [يارى] خدا نيست. بر او توکّل کرده‌ام و به سوى او باز مى‌گردم). (در حقيقت، خدا با کسانى است که پروا داشته‌اند و [با] کسانى [است] که آنها نيکوکارند) (و پادشاه گفت: او را نزد من آوريد، تا وى را خاصّ خود کنم. پس چون با او سخن راند، گفت: تو امروز نزد ما با‌منزلت و امين هستى)، (و صداها در مقابل [خداى] گسترده‌مهر خاشع مى‌گردد، و جز صدايى آهسته نمى‌شنوى). (به زودى، خداوند [شرّ] آنان را از تو کفايت خواهد کرد، که او شنواى داناست). (اگر اين قرآن را بر کوهى فرو مى‌فرستاديم، به يقين، آن [کوه] را از بيم خدا فروتن [و] از هم پاشيده مى‌ديدى و اين مَثَل‌ها را براى مردم مى‌زنيم، به امید آن که بينديشند. * اوست خدايى که غير از او معبودى نيست، دانندۀ غيب و آشکار است. اوست مهرگستر مهربان. * اوست خدايى که جز او معبودى نيست، همان فرمان‌رواى پاک سلامت[بخش، و] ایمن‌ کننده، مراقب همه چیز شکست‌ناپذیر، مقتدر بزرگ‌منش. پاک است خدا از آنچه [با او] شريک مى‌گردانند. اوست خداى خالق، آفریننده‌ای بی‌سابقه، صورتگر [که] بهترين نام‌ها [و صفات] از آنِ اوست. آنچه در آسمان‌ها و زمين است، تسبيح او مى‌گويند و او شکست‌ناپذیر سنجیده‌کار است). (پروردگارا! ما به خود ستم کردیم و اگر ما را نیامرزی و به ما رحم نکنی، حتماً از زیانکاران خواهیم بود). (پروردگارا! عذاب جهنّم را از ما دور گردان که عذابش گریبانگیر است). (پروردگارا! این را تو بیهوده نیافریدی، منزّهی تو. پس ما را از عذاب آتش نگه دار)، (و بگو: ستايش، خدايى را که نه فرزندى گرفته و نه در جهاندارى، شريکى دارد و نه خوار بوده که [نياز به] دوستى داشته باشد، و او را بسيار بزرگ شمار)، (و چرا بر خدا توکّل نکنيم و حال آن که ما را به راه‌هايمان رهبرى کرده است؟ و البتّه ما بر آزارى که به ما رسانديد، شکيبايى خواهيم کرد، و توکّل کنندگان بايد تنها بر خدا توکّل کنند). (چون به چيزى اراده فرمايد، همین بس که مى‌گويد: «باش». پس [بى درنگ] موجود مى‌شود. * پس [شکوهمند و] پاک است آن کسى که ملکوت هر چيزى در دست اوست، و به سوى اوست که باز گردانيده مى‌شويد).

بار خدایا! هر کس بخواهد به من و زن و فرزندان من و کسانم بدی یا گزند و یا زیانی برساند، او را سرکوب کن و زبانش را ببند و بر دهانش لگام بزن و میان من و او حایل شو، هر گونه و هر جا که خود بخواهی، و ما را در حفاظ مستحکم خود و در سلطنت چیره‌ناپذیرت قرار ده از او و از هر جنبنده‌ای که تو اختیاردار او هستی. همانا پروردگار من بر راهی درست است؛ زیرا حفاظ تو تسخیرناپذیر و پناهندۀ به تو، ایمن و فرمانت غالب و سلطنتت قاهر است و تو بر هر چیزی قدرت داری. خدایا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، برتر از آنچه بر دیگر بندگانت درود فرستاده‌ای.

خدایا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست که به واسطۀ او ما را از گم‌راهی به راه راست آوردی، و ما را و پدران و مادران ما را و همۀ مردان و زنان باایمان را از زنده و مردۀ ایشان بیامرز و ما را ادامه دهندۀ آنها در کارهای خیر قرار بده. همانا تو اجابت کنندۀ دعاها هستی و تو بر هر چیز، توانایی. بار خدایا! خودم را و دینم را و امانتم را و کسانم را و اموالم را و خانواده‌ام را و کسانی را که غمخوارشانم و سرانجامِ اعمالم و همۀ نعمت‌های دنیوی و اخروی را که به من عطا کرده‌ای، به تو می‌سپارم؛ زیرا آنچه تو حفظش کنی، گم نمی‌شود و آنچه نزد تو سپرده شود، از بین نمی‌رود. (هرگز کسى مرا در برابر خدا پناه نمى‌دهد و هرگز پناهگاهى غير از او نمى‌يابم). بار خدایا! (ای پروردگار ما! در اين دنيا به ما نيکى و در آخرت [نيز] نيکى عطا کن و ما را از عذاب آتش [دور] نگه دار) و درود خدا بر محمّد و خاندان او همگی باد!».

  1. مهج الدعوات: حِرزُ الكاظِمِ علیه السلام:

بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ‌. اللّٰهُمَّ أعطِنِي الهُدىٰ و ثَبِّتني عَلَيهِ‌، وَ احشُرني عَلَيهِ آمِناً أمنَ مَن لا خَوفَ عَلَيهِ و لا حُزنَ و لا جَزَعَ‌، إنَّكَ أهلُ التَّقوىٰ و أهلُ المَغفِرَةِ‌.[۴۸۱]

  1. مهج الدعوات: حرز امام کاظم علیه السلام: «به نام خدای مهرگستر مهربان. بار خدایا! به من هدایت عطا فرما و بر آن پایدارم بدار» و بر آن محشورم کن، در حالی که در امنیت هستم، همچون امنیت کسی که هیچ ترس و اندوه و بی‌تابی در او نیست. همانا تو سزاوار آنی که از [کیفر] تو ترسید و تو اهل آمرزشی».

 

  1. مهج الدعوات _ في ذِکرِ حُجُبِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله وَ الأَئِمَّةِ علیهم السلام الَّتِي احتَجَبوا بِها مِمَّن أرادَ الإسائَةَ إلَیهِم _: حجابُ موسَی بنِ جَعفَرٍ علیه السلام:

تَوَكَّلتُ عَلَى الحَيِّ الَّذي لا يَموتُ[۴۸۲]‌، و تَحَصَّنتُ بِذِي العِزَّةِ وَ الجَبروتِ‌، وَ استَعَنتُ بِذِي الكِبرِياءِ وَ المَلَكوتِ‌، مَولايَ استَسلَمتُ إلَيكَ فَلا تُسلِمني، و تَوَكَّلتُ عَلَيكَ فَلا تَخذُلني، و لَجَأْتُ إلىٰ ظِلِّكَ البَسيطِ[۴۸۳] فَلا تَطرَحني، أنتَ المَطلَبُ‌، و إلَيكَ المَهرَبُ‌، تَعلَمُ ما اُخفي و ما اُعلِنُ‌، و تَعلَمُ خائِنَةَ الأَعيُنِ و ما تُخفِي الصُّدورُ[۴۸۴]، فَأَمسِك عَنِّي اللّٰهُمَّ أيدِيَ الظّالِمينَ‌، مِنَ الجِنِّ وَ الإنسِ أجمَعينَ‌، وَ اشفِني و عافِني يا أرحَمَ الرّاحِمينَ‌.[۴۸۵]

  1. مهج الدعوات - در بیان دعاهای پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام که خود را با آنها از بدخواهان محافظت می‌کردند -: دعای موسی بن جعفر (امام کاظم علیه السلام): «به زنده‌ای که هرگز نمی‌میرد، توکّل کردم، و خود را در برج و باروی پروردگار عزّت و جبروت در آوردم، و از پروردگارِ بزرگی و پادشاهی کمک می‌طلبم. ای مولای من! خودم را تسلیم تو کردم. پس مرا وا مگذار، و به تو توکّل کردم. پس کمکت را از من باز مدار، و به سایۀ گستردۀ تو پناه آوردم. پس مرا دور مران. مطلوب تویی، گریزگاه تویی، تو آنچه را من پنهان دارم و آشکار سازم، می‌دانی. (نگاه‌هاى دزدانه و آنچه را که دل‌ها نهان مى‌دارند، می‌دانی. پس، بار خدایا! دست همۀ ستمگران جن و انس را از من باز دار و به من شفا و عافیت ارزانی دار، ای مهربان‌ترینِ مهربانان!».

۴ / ۱۰: أحرازُ الإمامِ الرضا علیه السلام‌

۴ / ۱۰: حرزهای امام رضا علیه السلام

  1. عیون أخبار الرضا علیه السلام عن ياسر الخادم: لَمّا نَزَلَ أبُو الحَسَنِ عَلِيُّ بنُ موسَى الرِّضا علیه السلام قَصرَ حُمَيدِ بنِ قَحطَبَةَ، نَزَعَ ثِيابَهُ و ناوَلَها حُمَيداً، فَاحتَمَلَها و ناوَلَها جارِيَةً لَهُ لِتَغسِلَها، فَما لَبِثَت أن جاءَت و مَعَها رُقعَةٌ فَناوَلَتها حُمَيداً و قالَت: وَجَدتُها في جَيبِ أبِي الحَسَنِ عَلِيِّ بنِ موسَى الرِّضا علیه السلام. فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، إنَّ الجارِيَةَ وَجَدَت رُقعَةً في جَيبِ قَميصِكَ، فَما هِيَ؟!

قالَ: يا حُمَيدُ، هٰذِهِ عُوذَةٌ لا نُفارِقُها.

فَقُلتُ: لَو شَرَّفتَني بِها؟

قالَ علیه السلام: هٰذِهِ عُوذَةٌ مَن أمسَكَها في جَيبِهِ كانَ مَدفوعاً عَنهُ، و كانَت لَهُ حِرزاً مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ و مِنَ السُّلطانِ.

ثُمَّ أملىٰ عَلىٰ حُمَيدٍ العُوذَةَ، و هِيَ:

«بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحِيمِ. بِاسمِ اللهِ (إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمٰنِ مِنْكَ إنْ كُنْتَ تَقِيًّا)[۴۸۶] أو غَيرَ تَقِيٍّ، أخَذتُ بِاللهِ السَّميعِ البَصيرِ عَلىٰ سَمعِكَ و بَصَرِكَ، لا سُلطانَ لَكَ عَلَيَّ، و لا عَلىٰ سَمعي، و لا [عَلیٰ][۴۸۷] بَصَري، و لا عَلىٰ شَعري، و لا عَلىٰ بَشَري، و لا عَلىٰ لَحمي، و لا عَلىٰ دَمي، و لا عَلىٰ مُخّي، و لا عَلىٰ عَصَبي، و لا عَلىٰ عِظامي، و لا عَلىٰ أهلي، و لا عَلىٰ مالي، و لا عَلىٰ ما رَزَقَني رَبّي. سَتَرتُ بَيني و بَينَكَ بِسِترَةِ النُّبُوَّةِ الَّذِي استَتَرَ بِهِ أنبِياءُ اللهِ مِن سُلطانِ الفَراعِنَةِ. جَبرَئيلُ عَن يَميني، و ميكائيلُ عَن يَساري، و إسرافيلُ مِن وَرائي، و مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله أمامي، وَ اللهُ مُطَّلِعٌ عَلىٰ ما يَمنَعُكَ و يَمنَعُ الشَّيطانَ مِنّي. اللّٰهُمَّ لا يَغلِبُ جَهلُهُ أناتَكَ أن يَستَفِزَّني و يَستَخِفَّني. اللّٰهُمَّ إلَيكَ التَجَأْتُ، اللّٰهُمَّ إلَيكَ التَجَأْتُ، اللّٰهُمَّ إلَيكَ التَجَأْتُ».[۴۸۸]

  1. عیون أخبار الرضا علیه السلام - به نقل از یاسر خادم -: چون ابو الحسن على بن موسى الرضا علیه السلام به قصر حُمَيد بن قَحطَبه وارد شد، جامه‌های خود را از تن بيرون کرد و به حُمَيد داد و حُمَيد، آنها را به کنيز خود داد تا آن را بشويد. طولى نکشيد که آن کنيز با رقعه‌ای (نوشته‌ای) آمد و آن را به حُمَید ‌داد و گفت: اين را در گریبان (یَقۀ) جامۀ ابو الحسن على بن موسى پیدا کردم. [حُمَيد می‌گويد:به ایشان] گفتم: فدايت گردم! اين کنيز، رقعه‌ای را در گریبان پیراهن شما يافته است. اين چیست؟

فرمود: «اين، تعویذی است که هيچ گاه آن را از خود دور نمى‌کنیم».

گفتم: ممکن است مرا بِدان مفتخر کنید؟

فرمود: «اين تعویذی است که هر کس آن را در گریبان خود داشته باشد، بلاها از او دفع می‌شوند و از هر بليّه در امان خواهد بود، و پناهى است براى او از [شرّ] شيطانِ رانده شده و از [شرّ] سلطان».

سپس آن تعویذ را به حُمَيد، اِملا کرد و آن، چنين است: «به نام خداوند مهرگستر مهربان. به نام خدا. (به راستى که من پناه می‌برم به [خدای] مهر گستر از تو، اگر از خدا پروا کنی) و اگر پروا نکنی، چشم و گوش تو را به يارى خدای شنوا و بينا بستم. تو را هيچ گونه تسلّطی نیست بر من و بر گوشم و بر چشمم و بر مويم و بر پوستم و بر گوشتم و بر خونم و بر مغزم و بر عصبم و بر استخوان‌هایم و بر خانواده‌ام و بر مالم و بر آنچه پروردگارم روزی‌ام فرموده، تو بر هيچ یک از اين امور من راهى ندارى. من ميان خود و تو را با پردۀ نبوّت که پیامبران خدا با آن خود را از شرّ فرعون‌هاى زمان حفظ کردند، پوشاندم. جبرئيل از جانب راست من و ميکائيل از جانب چپم و اسرافيل از پشت سرم و محمّد صلی الله علیه و آله از پيش رویم [محافظ من اند] و خدا از آنچه مانع تو و شیطان از من می‌شود، آگاه است. بار خدایا! نادانی او بر درنگ تو غالب نمی‌شود تا موجب شود که مرا از جاى بر کند و خوار و خفیفم شمارد. بار خدایا! به تو پناهنده می‌شوم. بار خدایا! به تو پناهنده می‌شوم. بار خدایا! به تو پناهنده می‌شوم».

  1. مهج الدعوات عن أبي نصر البِزَنطي عن الإمام الرضا علیه السلام: رُقعَةُ الجَيبِ، عُوذَةٌ لِكُلِّ شَي‌ءٍ:

«بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ.‌ بِاسمِ اللهِ (اخْسَؤُا فِيها وَ لَا تُكَلِّمُونِ)[۴۸۹] (إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمٰنِ مِنْكَ إنْ كُنْتَ تَقِيًّا)[۴۹۰]، أخَذتُ بِسَمعِ اللهِ و بَصَرِهِ عَلىٰ أسماعِكُم و أبصارِكُم، و بِقُوَّةِ اللهِ عَلىٰ قُوَّتِكُم، لا سُلطانَ لَكُم عَلىٰ فُلانِ بنِ فُلانَةَ، و لا عَلىٰ ذُرِّيَّتِهِ، و لا عَلىٰ أهلِهِ، و لا عَلىٰ أهلِ بَيتِهِ. سَتَرتُ بَيني و بَينَكُم بِسِترِ النُّبُوَّةِ الَّذِي استَتَروا بِهِ مِن سَطَواتِ الجَبابِرَةِ وَ الفَراعِنَةِ، جَبرَئيلُ عَن أيمانِكُم، و ميكائيلُ عَن يَسارِكُم، و مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله أمامَكُم، وَ اللهُ يَطَّلِعُ عَلَيكُم بِمَنعِهِ نَبِيَّ اللهِ و بِمَنعِ ذُرِّيَّتِهِ و أهلِ بَيتِهِ مِنكُم و مِنَ الشَّياطينِ، ما شاءَ اللّٰهُ، لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ العَلِيِّ العَظيمِ، اللّٰهُمَّ إنَّهُ لا يَبلُغُ جَهلُهُ أناتَكَ، و لا يَبتَليهِ[۴۹۱]،‌ و لا يَبلُغُ مَجهودَ نَفسِهِ، عَلَيكَ تَوَكَّلتُ و أنتَ‌ نِعمَ المَولىٰ‌ و نِعمَ النَّصيرُ[۴۹۲]. حَرَسَكَ اللهُ يا فُلانَ ابنَ فُلانَةَ و ذُرِّيَّتَكَ مِمّا تَخافُ عَلىٰ أحَدٍ مِن خَلقِهِ، و صَلَّى اللهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِهِ».

و يُكتَبُ آيَةُ الكُرسِيِّ عَلَى التَّنزيلِ: (اللهُ لَا إِلٰهَ إلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لَا نَوْمٌ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرضِ مَن ذا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إلَّا بِإذْنِهِ يَعْلَمُ ما بَيْنَ أيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لَا يُحِيطُونَ بِشَي‌ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إلَّا بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الأَرضَ وَ لَا يَؤُدُهُ حِفظُهُما وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ)[۴۹۳].

و يُكتَبُ: «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ العَلِيِّ العَظيمِ، لا مَلجَأَ مِنَ اللهِ إلّا إلَيهِ، و حَسبِيَ‌ اللهُ و نِعمَ الوَكيلُ‌[۴۹۴]. و أسلم في رأس الشهباء فيها طأ لسلسبيلا.[۴۹۵] و يُكتَبُ: «و صَلَّى اللهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ».[۴۹۶]

  1. مهج الدعوات - به نقل از ابو نصر بِزَنطی، از امام رضا علیه السلام -: رُقعة الجَیب (حِرز یَقه) که تعویذ برای هر چیزی است: به نام خداوند مهرگستر مهربان. به نام خدا (در آن [دوزخ] گم شويد و با من سخن مگوييد). (به راستى که من پناه می‌برم به [خدای] مهرگستر از تو، اگر خداترس باشى). به شنوایی و بینایی خدا گوش‌ها و چشم‌های شما را بستم و به نیروی خدا نیروی شما را گرفتم. شما را بر فلانی پسر فلان زن و بر اولاد او و بر زن او و بر خانوادۀ او تسلّطی نیست. میان خود و شما را پرده کشیدم با پردۀ نبوّت که پیامبران با آن خود را از هیبت جبّاران و فرعونان پوشاندند. جبرئیل از سمت راست شما و میکائیل از چپتان و محمّد صلی الله علیه و آله از پیش رویتان است و خدا از بالا بر شما نظارت دارد با حفاظت از پیامبر خدا و با حفاظت از فرزندانش در برابر شما و در برابر شیاطین. آنچه خدا خواهد. هیچ نیرو و توانی نیست جز از سوی خدای والا و بزرگ. بار خدایا! جهالت او به بردباری تو نمی‌رسد و او را درگیر نمی‌کند و به کوشش خودِ او هم نمی‌رسد. به تو توکّل کردم و تو نیکو حامی و نیکو یاوری هستی. ای فلانی فرزند فلان زن! خدا تو و فرزندان تو را از آنچه برای یکی از آفریدگانش می‌ترسی، حفظ کند. درود خدا بر محمّد و خاندان او باد!».

و آیة الکرسی آن طور که نازل شده، نوشته شود: (خدای یکتا معبودى جز او نيست. زنده و بر پا دارنده است. نه چُرت می‌زند و نه می‌خوابد. آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمين است، از آنِ اوست. کيست آن کس که جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت کند؟ آنچه را در پيش روى آنان و آنچه را در پشت سرشان است، می‌داند و به چيزى از علم او، جز به آنچه بخواهد، احاطه نمى‌يابند. فرمان‌رواییِ او آسمان‌ها و زمين را در بر گرفته و نگهدارى آنها بر او دشوار نيست، و اوست والاى بزرگ).

و نیز نوشته شود: «لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلّا بِاللّٰهِ العَلیِّ العَظيمِ لا مَلجَأَ مِنَ اللّٰهِ إلّا إلَيهِ وَ حَسبیَ‌ اللّٰهُ وَ نِعمَ الوَکيلُ وَ أسلم فی رأس الشهباء فيها طأ لسلسبيلا» و نوشته شود: «و صلّی اللّٰه علیٰ محمّد و آله الطیّبین الطاهرین».

  1. مهج الدعوات _ حِرزٌ آخَرُ لِلرِّضا علیه السلام _:

«بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ. يا مَن لا شَبيهَ لَهُ و لا مِثالَ لَهُ، أنتَ اللهُ لا إلٰهَ إلّا أنتَ، و لا خالِقَ إلّا أنتَ، تُفنِي المَخلوقينَ و تَبقىٰ‌ أنتَ، حَلُمتَ عَمَّن عَصاكَ، و فِي المَغفِرَةِ رِضاكَ».[۴۹۷]

  1. مهج الدعوات‌ - حِرز دیگری از امام رضا علیه السلام -: به نام خداوند مهرگستر مهربان. اى آن که مانند و همتايى ندارى! تويى خدای یکتا. معبودی جز تو و آفريدگارى غير از تو نيست. آفريده‌ها را می‌میرانی و تو خود، باقى پاینده‌ای. در برابر آن که نافرمانى‌ات کند، بردبارى مى‌کنى، و خشنودى تو در آمرزيدن است.

 

  1. مهج الدعوات _ في ذِکرِ حُجُبِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله وَ الأَئِمَّةِ علیهم السلام الَّتِي احتَجَبوا بِها مِمَّن أرادَ الإسائَةَ إلَیهِم _: حِجابُ عَلِيُّ بنُ موسیٰ علیه السلام:

«اِستَسلَمتُ‌ مَولايَ‌ لَكَ،‌ و أسلَمتُ نَفسي إلَيكَ، و تَوَكَّلتُ في كُلِّ اُموري عَلَيكَ، و أنَا عَبدُكَ و ابنُ عَبدَيكَ، اِخبَأنِي اللّٰهُمَّ في سِترِكَ عَن شِرارِ خَلقِكَ، وَ اعصِمني مِن كُلِّ أذىً و سوءٍ بِمَنِّكَ، وَ اكفِني شَرَّ كُلِّ ذي شَرٍّ بِقُدرَتِكَ. اللّٰهُمَّ مَن كادَني أو أرادَني فَإنّي أدرَأُ بِكَ في نَحرِهِ، و أستَعينُ بِكَ مِنهُ، و أستَعيذُ مِنهُ بِحَولِكَ و قُوَّتِكَ، و شُدَّ عَنّي أيدِي الظّالِمينَ إذ كُنتَ ناصِري، لا إلٰهَ إلّا أنتَ، يا أرحَمَ الرّاحِمينَ و إلٰهَ العالَمينَ، أسأَلُكَ كِفايَةَ الأَذىٰ، وَ العافِيَةَ وَ الشِّفاءَ، وَ النَّصرَ عَلَى الأَعداءِ، وَ التَّوفيقَ لِما تُحِبُّ رَبَّنا و تَرضَىٰ، يا إلٰهَ العالَمينَ، يا جَبّارَ السَّماواتِ وَ الأَرَضينَ، يا رَبَّ مُحَمَّدٍ و آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ صَلَواتُكَ عَلَيهِم أجمَعينَ».[۴۹۸]

  1. مهج الدعوات - در بیان دعاهای پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام که با آنها خود را از بدخواهان محافظت می‌کردند -: دعای علی بن موسی [الرضا] علیه السلام: «مولای من! در برابر تو گردن نهادم و خود را تسلیم تو کردم و در همۀ امورم به تو توکّل نمودم. من، بندۀ تو و فرزند دو بندۀ تو هستم. بار خدایا! به لطف خود، مرا از گزند بدترین آفریدگانت در پردۀ خودت پنهان کن و از هر آزار و بدی نگاهم بدار، و به قدرتت مرا از هر صاحبِ شرّی محافظت کن. بار خدایا! هر که بخواهد به من نیرنگ زند یا آسیبی برساند، من به واسطۀ تو او را دفع می‌کنم و در برابرش از تو کمک می‌طلبم و از او به نیرو و توان تو پناه می‌برم. دست ستمکاران را از من ببند؛ زیرا تو یاور منی. معبودی جز تو نیست، ای مهربان‌ترینِ مهربانان و ای خدای جهانیان! از تو می‌خواهم که آزار را از من دور کنی و به من عافیت و شفا و پیروزی بر دشمنان عطا فرمایی و به آنچه تو - ای پروردگار ما - دوست داری و رضایت داری، موفّقم بداری، ای معبود جهانیان و ای پادشاه آسمان‌ها و زمین‌ها، ای پروردگار محمّد و خاندان پاکیزه و پاک او ـ که درودهای تو بر همۀ آنان باد ـ!».

۴ / ۱۱: أحرازُ الإمامِ الجَوادِ علیه السلام

۴ / ۱۱: حرزهای امام جواد علیه السلام

  1. مهج الدعوات: حِرزٌ... لِلتَّقِيِّ علیه السلام...:

«يا نورُ يا بُرهانُ، يا مُبين يا مُنيرُ، يا رَبِّ اكفِني الشُّرورَ و آفاتِ الدُّهورِ، و أسأَلُكَ النَّجاةَ يَومَ يُنفَخُ فِي الصّورِ».[۴۹۹]

  1. مهج الدعوات: حرزی... برای امام جواد علیه السلام...: «ای روشنایی‌، ای برهان، ای بیانگر، ای روشنگر، ای پروردگار! مرا از بدی‌ها و گزندهای روزگار محفوظ بدار و از تو می‌خواهم نجات در آن روزی را که در صور دمیده می‌شود».

 

  1. مهج الدعوات: حِجابُ مُحَمَّدِ بنِ عَلِيٍّ [الجَوادِ] علیه السلام:

«الخالِقُ‌ أعظَمُ‌ مِنَ‌ المَخلوقينَ،‌ وَ الرّازِقُ أبسَطُ يَداً مِنَ المَرزوقينَ، و نارُ اللهِ المُؤصَدَةُ في عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ[۵۰۰]، تَكيدُ أفئِدَةَ المَرَدَةِ، و تَرُدُّ كَيدَ الحَسَدَةِ، بِالأَقسامِ بِالأَحكامِ بِاللَّوحِ المَحفُوظِ وَ الحِجابِ المَضروبِ بَعَرشِ رَبِّنَا العَظيمِ احتَجَبتُ وَ استَتَرتُ وَ استَجَرتُ وَ اعتَصَمتُ و تَحَصَّنتُ بِـ (الم)[۵۰۱]،‌ و بِـ (كهيعص)[۵۰۲]‌، و بِـ (طه)[۵۰۳]‌، و بِـ (طسم)[۵۰۴]،‌ و بِـ (حم)[۵۰۵]،‌ و بِـ (حم * عسق)[۵۰۶]، و بـِ (ن)[۵۰۷]، و بِـ (طس)[۵۰۸]،‌ و بِـ (ق وَ القُرآنِ المَجِيدِ)[۵۰۹]، (وَ إنَّهُ لَقَسَمٌ لَو تَعلَمُونَ عَظِيمٌ)[۵۱۰]، وَ اللهُ وَلِيّي‌ و نِعمَ الوَكيلُ[۵۱۱]‌».[۵۱۲]

  1. مهج الدعوات: حجابی که محمّد بن علی (امام جواد علیه السلام) با آن خود را از گزند بدخواهان محفوظ می‌داشت: «آفریننده، بزرگ‌تر از آفریدگان است، و روزی دهنده گشاده‌دست‌تر از روزی‌خوران است و آتش فراگیر خدا در ستون‌هایی دراز، بر دل‌های سرکشان، شعله می‌کشد و نیرنگ حسودان را خنثی می‌سازد. به سوگندها، به احکام، به لوح محفوظ و پردۀ زده شده به عرش بزرگ پروردگارمان، در پرده شدم و خود را پوشاندم و پناه جستم و چنگ در زدم و سنگر گرفتم به (الف. لام. میم) و به (کاف. ها. یا. عین. صاد) و به (طا.ها) و به (طا. سین. میم) و به (حا. میم) و به (حا. میم * عین. سین. قاف) و به (نون) و به (طا. سین) به (قاف. سوگند به قرآن مجید) (و به راستی که این - اگر بفهمید - سوگندی بزرگ است) و خدا حامی من است و نیکو کارگزاری است او».

راجع: مهج الدعوات: ص۵3، الأمان: ص77، بحارالأنوار: ج9۴ ص3۵۴. (الحرز المشتهر بحرز الإمام الجواد علیه السلام).

ر.ک: مهج الدعوات: ص۵۳، الأمان: ص۷۷، بحارالأنوار: ج۹۴ ص۳۵۴ (حرز مشهور امام جواد علیه السلام).

۴ / ۱۲: أحرازُ الإمامِ الهادي علیه السلام

۴ / ۱۲: حرزهای امام هادی علیه السلام

  1. مهج الدعوات عن عبد العظيم الحسنيّ:‌ إنَّ أبا جَعفَرٍ مُحَمَّدَ بنَ عَلِيٍّ الرِّضا علیه السلام كَتَبَ هٰذِهِ العُوذَةَ لِابنِهِ أبِي الحَسَنِ عَلِيِّ بنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام و هُوَ صَبِيٌّ فِي المَهدِ، و كانَ يُعَوِّذُهُ بِها و يَأْمُرُ أصحابَهُ بِهِ. الحِرزُ:

«بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ‌. لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ العَلِيِّ العَظيمِ، اللّٰهُمَّ رَبَّ المَلائِكَةِ وَ الرّوحِ، وَ النّبِيِّينَ وَ المُرسَلينَ، و قاهِرَ مَن فِي السَّماواتِ وَ الأَرَضينَ، و خالِقَ كُلِّ شَي‌ءٍ و مالِكَهُ، كُفَّ عَنّا بَأسَ أعدائِنا و مَن أرادَ بِنا سوءاً مِنَ الجِنِّ وَ الإنسِ، و أعمِ أبصارَهُم و قُلوبَهُم، وَ اجعَل بَينَنا و بَينَهُم حِجاباً و حَرَساً و مَدفَعاً، إنَّكَ رَبُّنا، لا حَولَ و لا قُوَّةَ لَنا إلّا بِاللّٰهِ، عَلَيهِ تَوَكَّلنا و إلَيهِ أنَبنا و إلَيهِ المَصيرُ، (رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَ اغْفِر لَنا رَبَّنا إِنَّكَ أَنْتَ العَزِيزُ الحَكِيمُ)[۵۱۳]، رَبَّنا عافِنا مِن كُلِّ سوءٍ و مِن شَرِّ كُلِّ دابَّةٍ أنتَ‌ آخِذٌ بِناصِيَتِها[۵۱۴]، و مِن شَرِّ ما يَسكُنُ فِي اللَّيلِ وَ النَّهارِ، و مِن شَرِّ كُلِّ سوءٍ، و مِن شَرِّ كُلِّ ذي شَرٍّ.

رَبَّ العالَمينَ و إلٰهَ المُرسَلينَ! صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِهِ أجمَعينَ و أولِيائِكَ، و خُصَّ مُحَمَّداً و آلَهُ أجمَعينَ بِأَتَمِّ ذٰلِكَ، و لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ العَلِيِّ العَظيمِ. بِاسمِ اللهِ و بِاللّٰهِ، اُؤمِنُ بِاللهِ و بِاللهِ أعوذُ، و بِاللهِ أعتَصِمُ و بِاللهِ أستَجيرُ، و بِعِزَّةِ اللّهِ و مَنعَتِهِ أمتَنِعُ مِن شَياطينِ الإنسِ وَ الجِنِّ، و مِن رَجلِهِم[۵۱۵] و خَيلِهِم و رَكضِهِم[۵۱۶] و
عَطفِهِم و رَجعَتِهِم و كَيدِهِم و شَرِّهِم، و شَرِّ ما يَأتونَ بِهِ تَحتَ اللَّيلِ و تَحتَ النَّهارِ مِنَ البُعدِ وَ القُربِ، و مِن شَرِّ الغائِبِ وَ الحاضِرِ، وَ الشّاهِدِ وَ الزّائِرِ، أحياءً و أمواتاً، أعمىٰ و بَصيراً، و مِن شَرِّ العامَّةِ وَ الخاصَّةِ، و مِن شَرِّ نَفسٍ و وَسوَسَتِها، و مِن شَرِّ الدَّناهِشِ وَ الحِسِّ
[۵۱۷] وَ اللَّمسِ وَ اللَّبسِ، و مِن عَينِ الجِنِّ وَ الإنسِ، و بِالاِسمِ الَّذِي اهتَزَّ بِهِ عَرشُ بِلقيسَ[۵۱۸]، و اُعيذُ ديني و نَفسي و جَميعَ ما تَحوطُهُ عِنايَتي مِن شَرِّ كُلِّ صورَةٍ و خَيالٍ، أو بَياضٍ أو سَوادٍ، أو تِمثالٍ أو مُعاهَدٍ أو غَيرِ مُعاهَدٍ، مِمَّن يَسكُنُ الهَواءَ وَ السَّحابَ، وَ الظُّلُماتِ وَ النّورَ، وَ الظِّلَّ وَ الحَرورَ، وَ البَرَّ وَ البُحورَ، وَ السَّهلَ وَ الوُعورَ، وَ الخَرابَ وَ العُمرانَ، وَ الآكامَ[۵۱۹] وَ الآجامَ،[۵۲۰] وَ الغِياضَ[۵۲۱] وَ الكَنائِسَ وَ النَّواويسَ[۵۲۲] وَ الفَلَواتِ وَ الجَبّاناتِ[۵۲۳]، و مِن شَرِّ الصّادِرينَ وَ الوارِدينَ، مِمَّن يَبدو بِاللَّيلِ و يَنتَشِرُ بِالنَّهارِ، و بِالعَشِيِّ وَ الإبكارِ، وَ الغُدُوِّ وَ الآصالِ، وَ المُريبينَ وَ الأَسامِرَةِ وَ الأَفاثِرَةِ وَ الفَراعِنَةِ وَ الأَبالِسَةِ، و مِن جُنودِهِم و أزواجِهِم و عَشائِرِهِم و قَبائِلِهِم، و مِن هَمزِهِم و لَمزِهِم و نَفثِهِم، و وِقاعِهِم و أخذِهِم و سِحرِهِم، و ضَربِهِم و عَبَثِهِم و لَمحِهِم، وَ احتِيالِهِم وَ اختِلافِهِم، و مِن شَرِّ كُلِّ ذي شَرٍّ مِنَ السَّحَرَةِ وَ الغيلانِ و اُمِّ الصِّبيانِ، و ما وَلَدوا و ما وَرَدوا، و مِن شَرِّ كُلِّ ذي شَرٍّ، داخِلٍ و خارِجٍ، و عارِضٍ و مُتَعَرِّضٍ، و ساكِنٍ و مُتَحَرِّكٍ، و ضَرَبانِ عِرقٍ و صُداعٍ و شَقيقَةٍ، و اُمِّ مِلدَمٍ وَ الحُمّىٰ، وَ المُثَلَّثَةِ وَ الرِّبعِ وَ الغِبِّ، وَ النّافِضَةِ وَ الصّالِبَةِ، وَ الدّاخِلَةِ وَ الخارِجَةِ،[۵۲۴] و مِن شَرِّ كُلِّ دابَّةٍ أنتَ‌ آخِذٌ بِناصِيَتِها إنَّكَ عَلىٰ صِراطٍ مُستَقيمٍ[۵۲۵]، و صَلَّى اللهُ عَلىٰ نَبِيِّهِ مُحَمَّدٍ و آلِهِ الطّاهِرينَ».[۵۲۶]

  1. مهج الدعوات - به نقل از عبد العظیم حسنی -: ابو جعفر محمّد بن علی الرضا (امام جواد) علیه السلام این دعای چشم‌زخم را برای فرزندش ابو الحسن علی بن محمّد (امام هادی) علیه السلام - که کودکی گهواره‌ای بود - نوشت و با آن او را تعویذ می‌کرد و اصحاب خود را هم به آن سفارش می‌نمود.

حرز، این است: «به نام خداوند مهرگستر مهربان. هیچ جنبش و نیرویی جز از سوی خدای بلند‌مرتبه و بزرگوار نیست. بار خدایا! ای پروردگار فرشتگان و روح و پیامبران و رسولان و ای چیره بر هر که در آسمان‌ها و زمین‌هاست و ای آفریدگار و مالک هر چیز! از ما آزار دشمنانمان، و آزار هر جن و انسانی که بدی ما را می‌خواهد، باز دار و دیده و دلشان را کور کن، و میان ما و آنان پرده و نگهبانان و ابزار دفاعی قرار ده که به راستی، تو پروردگار مایی. هیچ نیرویی برای ما نیست جز از سوی خدا. به او توکّل داریم و به سوی او باز می‌گردیم، و همۀ شدن‌ها به سوی اوست. (پروردگارا! ما را وسیلۀ آزمایش [و آماج آزار] کسانی که کفر ورزیده‌اند، قرار مده و ما را ببخشای. ای پروردگار ما! تو ارجمند حکیمی). پروردگارا! ما را از هر بدی و از شرّ هر جنبنده‌ای که تو مهار هستی‌اش را در دست داری، و از شرّ هر چه در شب و روز ساکن است، و از شرّ هر بدی، و از شرّ هر صاحب شرّی، نگه ‌دار.

ای پروردگار جهانیان و ای معبود پیامبران! بر محمّد و همۀ خاندان او، و بر دوستان خود درود فرست و کامل‌ترین آن را ویژۀ محمّد و همۀ خاندان او کن، و هیچ جنبش و نیرویی نیست جز از سوی خدای والا و بزرگ. به نام خدا و به یاری خدا. به خدا ایمان دارم و به خدا پناه می‌برم، و به خدا چنگ می‌زنم و از خدا پناه می‌خواهم، و به شکست‌ناپذیری و حفاظت خدا، خود را باز می‌دارم از شرّ شیطان‌های انسی و جنّی، و از پیاده و سواره و دوندۀ آنان، و [از] رو آورنده و بازگشت کننده و نیرنگ و شرّ آنان، و از شرّ هر دور و نزدیکی که در شب و در روز انجام می‌دهند، و از شرّ هر غایب و حاضر و شاهد و دیدار کننده‌ای، زنده و مرده، و نابینا و بینا، و از شرّ عوام و خواص، و از شرّ نفس و وسوسۀ آن، و از شرّ دَناهش (نوعی جن)، از شرّ حس و لمس و اشتباه، و از شرّ چشم[زخم] جن و انس، و به آن اسم که با آن، تخت بلقیس به ��رکت در آمد، پناهنده می‌سازم دین و جان و همۀ دل‌بستگی‌هایم را، از شرّ هر صورت و خیالی، یا سفیدی و سیاهی و تمثالی، یا هم‌پیمان و غیر هم‌پیمانی، از آنها که سُکنا می‌گزینند در هوا و ابر و در تاریکی‌ها و نور و در سایه و گرما و در دشت و دریاها و در هموار و ناهمواری‌ها و در ویرانه و آبادانی‌ها و در تپّه‌ها و بیشه‌ها و نیزارها و در کنیسه‌ها و قبرستان‌ها و در فلات‌ها و صحراها، و از شرّ آن روندگان و آیندگانی که در شب آشکار می‌شوند و در روز و شبانگاه و سپیده‌دم، و پگاه و هنگام غروب‌ها پخش می‌شوند، و از شرّ شک‌داران و شبانۀ داستان‌سرایان و جاسوسان
و فرعون
‌ها و ابلیس‌ها، و از شرّ سربازان و همسران و فامیل‌ها و قبیله‌شان، و از شرّ عیبجویی و بدگویی و دمیدنشان و [از] درگیری و کیفر و جادویشان و [از] زدن و بیهوده‌کاری و چشم‌اندازی و سیاست‌کاری و اختلافشان، و از شرّ هر صاحب شر از ساحران و فریبگران و تشنج‌آوران، و از هر چه بزایند و هر چه بیاورند، و از شرّ هر صاحب شرّ داخل و خارج و مانع و جلوگیر، ساکن و متحرّک، و [از] ضربان قلب و سردرد و درد نیمۀ سر و روی و تب و تب سه روز یک بار و چهار روز یک بار و نوبه به نوبه، و تب و لرز و [هر بیماریِ] درونی و بیرونی، و از شرّ هر جنبنده‌ای که تو مهار هستی‌اش را در دست داری. حقّا که تو بر راهی درست هستی، و درود خدا بر پیامبرش محمّد و خاندان پاکش باد!».

  1. مهج الدعوات: حِرزٌ... لِعَلِيِّ بنِ مُحَمَّدٍ النَّقِيِّ علیه السلام:

بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ.‌ يا عَزيزَ العِزِّ في عِزِّهِ، ما أعَزَّ عَزيزَ العِزِّ في عِزِّهِ! يا عَزيزُ أعِزَّني بِعِزِّكَ، و أيِّدني بِنَصرِكَ، وَ ادفَع عَنّي هَمَزاتِ الشَّياطينِ، وَ ادفَع عَنّي بِدَفعِكَ، وَ امنَع عَنّي بِصُنعِكَ، وَ اجعَلني مِن خِيارِ خَلقِكَ، يا واحِدُ يا أحَدُ يا فَردُ يا صَمَدُ.[۵۲۷]

  1. مهج الدعوات: حرزی از علی بن محمّد نقی (امام هادی) علیه السلام: به نام خداوند مهرگستر مهربان. ای آن که در عزّت خود، در اوج عزّت است! چه عزّتمند است آن که در عزّت خود در اوج عزّت است! ای عزّتمند! با عزّتت، عزّتمندم گردان، و با یاری‌ات پشتیبانی‌ام کن، و وسوسه‌های شیاطین را از من دور گردان، و با دفاع خودت، از من دفاع کن و با کارسازی خودت، از من محافظت نما و مرا از برگزیدگان خلقت قرار ده، ای یگانه، ای یکتا، ای تک، ای بی‌نیاز!

 

  1. مهج الدعوات _ في ذِکرِ حُجُبِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله وَ الأَئِمَّةِ علیهم السلام الَّتِي احتَجَبوا بِها مِمَّن أرادَ الإسائَةَ إلَیهِم _: حِجابُ عَلِيِّ بنِ مُحَمَّدٍ [الهادي علیه السلام]:‌‌

(وَ إِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً * وَ جَعَلْنا عَلىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً)[۵۲۸]، و (فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّٰهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ * إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ)[۵۲۹]،‌ عَلَيكَ يا مَولايَ تَوَكُّلي، و أنتَ حَسبي و أمَلي، (وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ)[۵۳۰]. تَبارَكَ إلٰهُ إبراهيمَ و إسماعيلَ و إسحاقَ و يَعقُوبَ، رَبُّ الأَربابِ، و مالِكُ المُلوكِ، و جَبّارُ الجَبابِرَةِ، و مَلِكُ الدُّنيا وَ الآخِرَةِ.

رَبِ‌ أرسِل‌ إلَيَّ‌ مِنكَ‌ رَحمَةً يا رَحيمُ ألبِسني مِنكَ عافِيَةً، وَ ازرَع في قَلبي مِن نورِكَ، وَ اخبَأْني مِن عَدُوِّكَ، وَ احفَظني في لَيلي و نَهاري بِعَينِكَ، يا اُنسَ كُلِّ مُستَوحِشٍ و إلٰهَ العالَمينَ، (قُلْ مَنْ يَكْلَؤُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ مِنَ الرَّحْمٰنِ بَلْ هُمْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِمْ مُعْرِضُونَ)[۵۳۱]، حَسْبِيَ اللهُ كافِياً و مُعيناً و مُعافِياً، (فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللّٰهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ)[۵۳۲]‌.[۵۳۳]

  1. مهج الدعوات - در بیان دعاهای پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام که با آنها خود را از بدخواهان محافظت می‌کردند -: دعای علی بن محمّد (امام هادی) علیه السلام: (و چون قرآن بخوانى، ميان تو و کسانى که به آخرت ايمان ندارند، پرده‌اى پوشيده قرار مى‌دهيم و بر دل‌هايشان پوشش‌ها مى‌نهيم تا آن را نفهمند و در گوش‌هايشان سنگينى [قرار مى‌دهيم] و چون در قرآن پروردگار خود را به يگانگى ياد کنى، با نفرت پشت مى‌کنند) و (چون قرآن مى‌خوانى، از شيطانِ رانده شده به خدا پناه بر * به درستی که او را بر کسانى که ايمان آورده‌اند و بر پروردگارشان توکّل مى‌کنند، تسلّطى نيست). توکّلم به توست، ای مولای من، و تو برای من کافی هستی و امید منی (و هر که به خدا توکّل کند، خدا برایش کافی است). پربرکت است معبود ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب، پروردگار پروردگاران، و شاهِ شاهان و جبّار جبّاران و پادشاه دنیا و آخرت.

پروردگارا! از سوی خود برایم رحمتی بفرست. ای مهربان! از جانب خود بر من جامۀ عافیت بپوشان و در قلبم از نور خود بنشان و مرا از دشمنت پنهان بدار و شب و روز با نگاه خود، از من محافظت فرما، ای مونس هر تنهایی و ای معبود جهانیان! (بگو: چه کسى شما را شب و روز از [عذاب خدای] رحمان حفظ مى‌کند؟ [نه] بلکه آنان از ياد پروردگارشان روی‌گردان اند). بسندگی خدا و کمک بودن خدا و عافیت‌بخشی او برایم کافی است. (پس اگر روى برتافتند، بگو: خدا مرا بس است. هيچ معبودى جز او نيست. بر او توکّل کردم و او پروردگار عرش بزرگ است)».

۴ / ۱۳: أحرازُ الإمامِ العَسکَرِيِّ علیه السلام

۴ / ۱۳: حرزهای امام عسکری علیه السلام

  1. مهج الدعوات: حِرزُ الحَسَنِ بنِ عَلِيٍّ العَسكَرِيِّ علیه السلام:

بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ‌. احتَجَبتُ بِحِجابِ اللهِ النّورِ الَّذِي احتَجَبَ بِهِ عَنِ العُيونِ‌، وَ احتَطتُ عَلىٰ نَفسي و أهلي و وَلَدي و مالي و مَا اشتَمَلَت عَلَيهِ عِنايَتي ببِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحيمِ‌، و أحرَزتُ نَفسي و ذٰلِكَ كُلَّهُ مِن كُلِّ ما أخافُ و أحذَرُ بِاللهِ الَّذي (اللّٰهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ وَ لَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ)‌[۵۳۴]، (وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْها وَ نَسِيَ ما قَدَّمَتْ يَداهُ إِنَّا جَعَلْنا عَلىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذَانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَىٰ فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذاً أَبَدا)[۵۳۵]، (أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَ أَضَلَّهُ اللّٰهُ عَلىٰ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلىٰ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلىٰ بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللّٰهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ)‌[۵۳۶]، (أُولٰئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللّٰهُ عَلىٰ قُلُوبِهِمْ وَ سَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ وَ أُولٰئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ)‌[۵۳۷]، (وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً * وَ جَعَلْنا عَلىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلىٰ أَدْبَارِهِمْ نُفُوراً)[۵۳۸]، و صَلَّى اللهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِهِ الطّاهِرينَ‌.[۵۳۹]

  1. مهج الدعوات: حرز حسن بن علی (امام عسکری) علیه السلام: «به نام خداوند مهرگستر مهربان. در پرده کردم خودم را با پردۀ نورانی خدا که با آن از چشم‌ها در پرده شده است، و خودم و زن و فرزندانم را و اموالم و همۀ دل‌بستگی‌هایم را در محافظت "به نام خداوند مهرگستر مهربان" در آوردم و خودم و تمام اینها را از آنچه می‌ترسم و حذر می‌کنم، در پناه خدایی در آوردم که (معبودى جز او نيست. زنده و بر پا دارنده است. نه چرتی او را فرا می‌گیرد و نه خوابی. آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمين است، از آنِ اوست. کيست که جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت کند؟ آنچه را در پيش روى آنان و آنچه را در پشت سرشان است، مى‌داند و به چيزى از علم او، جز به آنچه بخواهد، احاطه نمى‌يابند. فرمان‌رواییِ او آسمان‌ها و زمين را در بر گرفته است و نگهدارى آنها بر او دشوار نيست و اوست والاىِ بزرگ) (و کيست ستمکارتر از آن که از آيات پروردگارش که با آنها پند داده شده، روى بر تافته، و پیش‌فرستاده‌های خود (عملکردش) را فراموش کرده است؟! ما بر دل‌هاى آنان، پوشش‌هايى قرار داديم تا آن را در نيابند و در گوش‌هايشان سنگينى [نهاديم] و اگر آنها را به سوى هدايت فرا خوانى، باز هرگز به راه نخواهند آمد). (پس آيا ديدى کسى را که هوس خويش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گم‌راه گردانيده و بر گوش او و دلش مُهر زده و بر ديده‌اش پرده نهاده است؟ آيا پس از خدا کسى او را هدايت خواهد کرد؟ آيا پند نمى‌گيريد؟) (آنان کسانى هستند که خدا بر دل‌ها و گوش و ديدگانشان مُهر نهاده و آنان غافل ‌اند). (چون قرآن بخوانى، ميان تو و کسانى که به آخرت ايمان ندارند، پرده‌اى پوشيده قرار مى‌دهيم و بر دل‌هايشان پوشش‌ها مى‌نهيم تا آن را نفهمند و در گوش‌هايشان سنگينى [قرار مى‌دهيم] و چون در قرآن پروردگار خود را به يگانگى ياد کنى، با نفرت پشت مى‌کنند) و درود خدا بر محمّد و خاندان پاک او باد!».

 

  1. مهج الدعوات: حِرزٌ آخَرُ لِلإمامِ العَسكَرِيِّ علیه السلام:

بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ‌. يا عُدَّتي عِندَ شِدَّتي، و يا غَوثي عِندَ كُربَتي، يا مُؤنِسي عِندَ وَحدَتي، اُحرُسني بِعَينِكَ الَّتي لا تَنامُ‌، وَ اكنُفني بِرُكنِكَ الَّذي لا يُرامُ‌.[۵۴۰]

  1. مهج الدعوات: حرز دیگری از امام عسکری علیه السلام: «به نام خداوند مهرگستر مهربان. ای ساز و برگ من در هنگام سختی‌ام و ای فریادرس من در هنگام گرفتاری‌ام! ای همدم من در زمان تنهایی‌ام! با چشم خود که هرگز نمی‌خوابد، از من حراست کن و با قدرت چیره‌ناشدنی خود، حمایتم فرما».

 

  1. مهج الدعوات _ في ذِکرِ حُجُبِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله وَ الأَئِمَّةِ علیهم السلام الَّتِي احتَجَبوا بِها مِمَّن أرادَ الإسائَةَ إلَیهِم _: حِجابُ الحَسَنِ بنِ عَلِيٍّ العَسکَرِيِّ:

اللّٰهُمَ‌ إنّي‌ أشهَدُ بِحَقيقَةِ إيماني،‌ و عَقدِ عَزَماتِ يَقيني، و خالِصِ صَريحِ تَوحيدي، و خَفِيِّ سَطَواتِ سِرّي، و شَعري و بَشَري و لَحمي و دَمي و صَميمِ قَلبي و جَوارِحي و لُبّي، بِأَنَّكَ أنتَ اللهُ لا إلٰهَ إلّا أنتَ، مالِكُ المُلكِ، و جَبّارُ الجَبابِرَةِ، و مَلِكُ الدُّنيا وَ الآخِرَةِ،(تُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِيَدِكَ الخَيْرُ إنَّكَ عَلىٰ‌ كُلِّ شَي‌ءٍ قَدِيرٌ)[۵۴۱]، فَأَعِزَّني بِعِزَّتِكَ، وَ اقهَر لي مَن أرادَني بِسَطوَتِكَ، وَ اخبَأْني مِن أعدائي في سِترِكَ، (صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَرْجِعُونَ)[۵۴۲]، (وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِم سَدًّا فَأَغْشَيْناهُم فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ)[۵۴۳].

بِعِزَّةِ اللهِ استَجَرنا، و بِأسماءِ اللهِ إيّاكُم طَرَدنا، و عَلَيهِ تَوَكَّلنا، و هُوَ حَسبُنا و نِعمَ الوَكيلُ»[۵۴۴]‌، و لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ العَلِيِّ العَظيمِ، وَ الحَمدُ لِلهِ رَبِّ العالَمينَ،‌ و صَلَّى اللهُ عَلىٰ سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ و آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ، و (حَسْبُنا اللهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ)[۵۴۵]‌، و هُوَ (نِعمَ الْمَولىٰ‌ وَ نِعْمَ النَّصِيرُ)[۵۴۶]، (وَ ما لَنا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللهِ وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلىٰ‌ ما آذَيْتُمُونا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ‌)[۵۴۷] (وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إنَّ اللهَ بَالِغُ أمرِهِ قَد جَعَلَ اللهُ لِكُلِّ شَي‌ءٍ قَدْراً)[۵۴۸].[۵۴۹]

  1. مهج الدعوات - در بیان دعاهای پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام که با آنها خود را از بدخواهان محافظت می‌کردند -: دعای حسن بن علی [امام] عسکری علیه السلام:

بار خدایا! من با حقیقت ایمانم و اعتقاد یقینی‌ام و توحید ناب و خالصم و بلندای ادراک پنهان درونم و با مویم و پوستم و گوشتم و خونم و سویدای قلبم و اندام‌هایم و مغزم گواهی می‌دهم که تویی خدا و معبودی جز تو نیست [و] صاحب سلطنت و شاهِ شاهان و پادشاه دنیا و آخرت [هستی]. (هر که را بخواهی، عزّت می‌دهی و هر که را بخواهی، ذلیل می‌کنی و همۀ خوبی‌ها به دست توست و تو بر هر چیزی توانایی). پس با عزّتت، مرا عزّت بخش و هر که به من سوء قصدی دارد، با هیبت خودت مقهور گردان و مرا از دشمنانم با پردۀ خودت بپوشان. (کرند، گنگ‌ اند، کورند. پس آنان باز نمی‌گردند) (و [ما] فراروى آنها سدّى و پشت سرشان سدّى نهاده و پرده‌اى بر [چشمان] آنان فرو گسترده‌ايم. در نتيجه نمى‌بينند).

به عزّت خدا پناهنده‌ام و با نام‌های خدا شما را دور راندیم و به او توکّل کردیم و او ما را بس است و نیکو کارگزاری است و هیچ نیرو و توانی نیست جز از سوی خدای بلند‌مرتبه و بزرگ، و ستایش، خدا را که پروردگار جهانیان است، و درود خدا بر سَرورمان محمّد پیامبر و خاندان پاک و پاکیزۀ او باد و (خدا ما را بس است و نیکو کارگزاری است) و او (نیکو حمایتگر و نیکو یاوری است) (و چرا بر خدا توکّل نکنيم و حال آن‌ که ما را به راه‌هايمان رهبرى کرده است؟ و البتّه ما بر آزارى که به ما رسانديد، شکيبايى خواهيم کرد، و توکّل کنندگان بايد تنها بر خدا توکّل کنند) (و هر کس بر خدا اعتماد کند، او براى وى است. خدا فرمانش را به انجام خواهد رساند. به راستى که خدا براى هر چيزى، اندازه‌اى مقرّر کرده است).

۴ / ۱۴: أحرازُ الإمامِ المَهدِيِّ علیه السلام

۴ / ۱۴: حرزهای امام مهدی علیه السلام

  1. مهج الدعوات: حِرزٌ لِمولانَا القائِمِ علیه السلام:

بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ. يا مالِكَ الرِّقابِ، و يا هازِمَ الأَحزابِ، يا مُفَتِّحَ الأَبوابِ، يا مُسَبِّبَ الأَسبابِ، سَبِّب لَنا سَبَباً لا نَستَطيعُ لَهُ طَلَباً، بِحَقِّ لا إلٰهَ إلّا اللّٰهُ، مُحَمَّدٌ رَسولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيهِ و عَلىٰ‌ آلِهِ أجمَعينَ.[۵۵۰]

  1. مهج الدعوات: حرز مولای ما قائم علیه السلام: «به نام خداوند مهرگستر مهربان. اى مالک مردم و اى شکست‌ دهندۀ فرقه‌ها[ی دشمن]! اى گشايندۀ درها! اى فراهم‌ آورندۀ سبب‌ها! براى ما سببى فراهم کن که خود از عهدۀ به دست آوردن آن بر نمی‌آییم، به حقّ [خداى بى‌همتايى که] معبودی جز او نيست و به حقّ محمّد که پيامبر خداست. درود خداوند بر او و بر همۀ خاندانش باد!».

 

  1. مهج الدعوات _ في ذِکرِ حُجُبِ النَّبِي صلی الله علیه و آله وَ الأَئِمَّةِ علیهم السلام الَّتِي احتَجَبوا بِها عَمَّن أرادَ الإسائَةَ إلَیهِم -: ‌حِجابُ مَولانا صاحِبِ الزَّمانِ علیه السلام:

اللّٰهُمَّ احجُبني عَن عُيونِ أعدائي، وَ اجمَع بَيني و بَينَ أولِيائي، و أنجِز لي ما وَعَدتَني، وَ احفَظني في غَيبَتي إلىٰ أن تَأَذَنَ لي في ظُهوري، و أحيِ بي ما دَرَسَ مِن فُروضِكَ و سُنَنِكَ‌، و عَجِّل فَرَجي، و سَهِّل مَخرَجي، (وَ اجْعَلْ لي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَاناً نَصيراً)[۵۵۱]، وَ افتَح لي فَتحاً مُبيناً، وَ اهدني صِراطاً مُستَقيماً، و قِني جَميعَ ما اُحاذِرُهُ مِنَ الظّالِمينَ‌، وَ احجُبني عَن أعيُنِ الباغِضينَ‌ النّاصِبينَ العَداوَةَ لِأَهلِ بَيتِ نَبِيِّكَ‌، و لا يَصِلُ مِنهُم إلَيَّ أحَدٌ بِسوءٍ‌، فَإذا أذِنتَ في ظُهوري فَأَيِّدني بِجُنودِكَ‌، وَ اجعَل مَن يَتبَعُني لِنُصرَةِ دينِكَ مُؤَيَّدينَ‌، و في سَبيلِكَ مُجاهِدينَ، و عَلىٰ مَن أرادَني و أرادَهُم بِسوءٍ مَنصورينَ‌، و وَفِّقني لِإقامَةِ حُدودِكَ‌، وَ انصُرني عَلىٰ مَن تَعَدّىٰ مَحدودَكَ‌، وَ انصُرِ الحَقَّ‌، و أزهِقِ الباطِلَ‌، (إنَّ البَاطِلَ كَانَ زَهُوقاً)[۵۵۲]، و أورِد عَلَيَّ مِن شيعَتي و أنصاري مَن تَقَرُّ بِهِمُ العَينُ‌، و يُشَدُّ بِهِمُ الأَزرُ،[۵۵۳] وَ اجعَلهُم في حِرزِكَ و أمنِكَ‌، بِرَحمَتِكَ يا أرحَمَ الرّاحِمينَ‌».[۵۵۴]

  1. مهج الدعوات - در بیان دعاهای پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام که با آنها خود را از بدخواهان محافظت می‌کردند -: دعای مولای ما امام عصر علیه السلام: «خدايا! مرا از چشم دشمنانم پنهان بدار و با دوستانم گرد هم آور و آنچه را به من وعده داده‌اى، به انجام رسان و مرا در روزگار غيبتم حفظ کن تا آن گاه که ظهورم را اجازه دهى، و به دست من، واجبات و سنّت‌هاى از ياد رفته‌ات را زنده کن و در فَرَجم تعجيل فرما و خروجم را آسان ساز (و از جانب خودت تسلّطى پيروزمند برايم قرار بده) و گشايشى آشکار برايم پيش بياور و مرا به راهى مستقيم هدايت کن و مرا از همۀ آنچه از ستمکاران بيم دارم، نگاه دار و مرا از ديدۀ کينه‌توزان - که پرچم دشمنى با خاندان پيامبرت را برافراشته‌اند - پنهان بدار تا هيچ يک از آنان نتواند آسيبى به من برساند و چون اجازۀ ظهورم را دادى، مرا با لشکريانت استوار بدار و کسانى را که براى يارى رساندن به دينت و جهاد در راه تو در پى من آمده‌اند، يارى بده، بر ضدّ کسانی که به من یا آنان قصد سوئی داشته باشند، نصرتشان فرما و مرا به بر پا کردن حدودت موفّق بدار و مرا بر کسى که از مرزهاى معيّن شدۀ تو گذشته است، پيروز کن و حق را يارى ده و باطل را از ميان ببر - که (به درستی باطل رفتنى است) - و از پيروان و ياورانم کسانى را بر من وارد کن که چشم به آنها روشن و پشت به آنها محکم مى‌شود و آنان را در حرز و حفظ و امان خودت قرار بده، به رحمتت، اى مهربان‌ترینِ مهربانان!».
  1. ↑ درآمد، به قلم پژوهشگر ارجمند، حجّة الإسلام و المسلمین عبد الهادی مسعودی.
  2. ↑ «الحاء و الراء و الزاء أصلٌ واحد، و هو من الحِفظ و التَّحفّظ. يقال: حَرَزتُه و احترزَ هو؛ أي تحفَّظَ» (معجم مقاییس اللغة: ج۲ ص۳۸ مادّۀ «حرز»).
  3. ↑ «الرُّقيَة: العوذة التي يُرقىٰ بها صاحب الآفة؛ کالحمّىٰ و الصّرع و غير ذلك من الآفات» (النهایة: ج۲ ص۲۵۴ مادّۀ «رقی»).
  4. ↑ «التَّميمَة: قلادة من سيور، و ربّما جعلت العوذة التي تعلّق في أعناق الصبيان»‌ (کتاب العین: ج۸ ص۱۱۱ مادّۀ «تم»). «التَّمَائِم:‌ جمع‌ تَميمَة، و هي خرزات کانت العرب تعلّقها على أولادهم يتّقون بها العين في زعمهم، فأبطلها الإسلام» (النهایة: ج۱ ص۱۹۷ مادّۀ «تمم»). و قال الفیض: «التميمة: الخرزة التي تعلّق على الإنسان و غيره من الحيوانات. و تقال لکل عوذة تُعلّق عليه» (الوافی: ج۳ ص۵۶۷). بر اساس روایتی از عایشه، «تمیمه» برای پیشگیری از بلا، آویخته می‌شده است (ر.ک: المستدرک علی الصحیحین: ج۴ ص۲۴۲ ح۷۵۰۶).
  5. ↑ «التِّوَلَة ـ بکسر التاء و فتح الواو ـ: ما يحبّب المرأة إلى زوجها من السّحر و غيره» ‌(النهایة: ج۱ ص۲۰۰ مادّۀ «تول»).
  6. ↑ «النُّشرة: رقية علاج للمجنون، ينشر بها عنه تنشيراً» (کتاب العین: ج۶ ص۲۵۲ مادّۀ «نشر»). و جوهری می‌گوید: «النشرة، و هي کالتعويذ و الرقية» (الصحاح: ج۲ ص۸۲۸ مادّۀ «نشر»). ابن اثیر می‌گوید: «النشرة (بالضمّ): ضَرب من الرقية و العلاج، يعالج به من کان يظنّ أنَّ به مَسّاً من الجنّ، سُمّيت نُشرة لأنّه ينشر بها عنه ما خامره من الداء؛ أي يُکشف و يزال» (النهایة: ج۵ ص۵۴ مادّۀ «نشر»). فیض می‌گوید: «النشرة (بالضمّ): ضرب من الرقية، و المراد أنّه تعويذ يطرد الشياطين و يدفع الآفات و الأمراض» (الوافی: ج۶ ص۶۱۵). نیز، ر.ک: إعانة الطالبين، ابو بکر الدمياطی: ج۴ ص۱۳۸، معجم المصطلحات و الألفاظ الفقهيّة، محمود عبد الرحمان عبد المنعم: ج۳ ص۴۱۷ نقلاً عن الإفصاح فی فقه اللغة: ج۱ ص۵۴۹ - ۵۵۰ مادّۀ «النشرة» و الموسوعة الفقهيّة: ج۱۳ ص۲۳ و ج۲۴ ص۲۶۰).
  7. ↑ «العين و الواو و الذال أصلٌ صحيح يدلُّ على معنىً واحد، و هو الالتجاء إلى الشَّیء» ‌(معجم مقاییس اللغة: ج۴ ص۱۸۳ مادّۀ «عوذ». نیز، ر.ک: النهایة: ج۳ ص۳۱۸ مادّۀ «عوذ»).
  8. ↑ «الحَجب‌: کلّ شي‌ء منع شيئاً من شي‌ء فقد حَجَبَه‌ حَجباً» (کتاب العین: ج۳ ص۸۶ مادّۀ «حجب»).
  9. ↑ ر.ک: بحار الأنوار: ج‌۹۵ ص۴ باب ۵۴ (ما يجوز من النشرة و التميمة و الرقية و العوذة و ما لا يجوز و آداب حمل العوذات و استعمالها) و ص۶ باب ۵۵ (العوذات الجامعة لجميع الأمراض و الأوجاع)‌.
  10. ↑ ر.ک: وسائل الشيعة: ج‌۲ ص۶۳۹ باب ۱۴ (باب نبذة من الرقى‌ و العوذ و الأدعية الموجزة للأمراض و الأوجاع).
  11. ↑ طبّ الأئمّة علیهم السلام لابني بسطام: ص۱۱۴، بحار الأنوار: ج۶۳ ص۲۵ ح۲۱.
  12. ↑

    طبّ الأئمّة علیهم السلام لابني بسطام: ص۴۹ عن عنبسة بن مصعب، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۵ ح۷.

  13. ↑ قوارع القرآن: الآيات التي يقرؤها الإنسان إذا فزع من الجنّ و الإنس، كآية الكرسيّ؛ كأنّها تقرع الشيطان (الصحاح: ج۳ ص۱۲۶۳ «قرع»).
  14. ↑ قوارع قرآن، آیاتی هستند که هر گاه انسان از جن یا اِنس هراس دارد، آنها را قرائت می‌کند (مانند: آیة الکرسی) و گویی با این آیات، شیطان را می‌کوبد.
  15. ↑

    طبّ الأئمّة علیهم السلام لابني بسطام: ص۴۹ عن إسحاق بن عمّار، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۵ ح۶.

  16. ↑ الإسراء: ۸۲.
  17. ↑ الحشر: ۲۱.
  18. ↑ طبّ الأئمّة علیهم السلام لابني بسطام: ص۴۸، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۴ ح۲.
  19. ↑ صحيح مسلم: ج۴ ص۱۷۲۷ ح۶۴، سنن أبي داوود: ج۴ ص۱۰ ح۳۸۸۶، المستدرك على الصحيحين: ج۴ ص۲۳۶ ح۷۴۸۵.
  20. ↑ المستدرك علی الصحیحین: ج۴ ص۶۳ ح۶۸۸۹، صحیح ابن حبّان: ج۱۳ ص۴۵۸ ح۶۰۹۲، المعجم الکبیر: ج۲۴ ص۳۱۶ ح۷۹۶ کلاهما نحوه.
  21. ↑

    قرب الإسناد: ص۱۱۰ ح۳۸۲ عن الحسین بن عُلوان‌ عن الإمام الصادق علیه السلام، بحار الأنوار: ج۹۴ ص۱۹۲ ح۲.

  22. ↑

    الحُمَة: سَمّ کلّ شيء یَلدَغ أو یلسَع (المصباح المنیر: ص۱۵۴ «حمي»).

  23. ↑

    طبّ الأئمّة علیهم السلام لابني بسطام: ص۴۸، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۴ ح۱.

  24. ↑ قال المجلسي رحمه الله: أي بما يَعرِف معناه من القرآن و الأدعية و الأذكار، لا بما لا يَعرِفه من الأسماء السُّريانيّة و العربيّة و الهنديّة و أمثالها كالمناطر المعروفة في الهند؛ إذ لعلّها يكون كفراً و هذياناً (بحار الأنوار: ج۶۲ ص۶۸ ذیل ح۲۳). و في سفینة البحار: «و العبرانیّة» بدل «و العربیّة»، و الظاهر أنّه الصواب؛ لأنّ العربیة معروفة لا تخفی.
  25. ↑ مسائل عليّ بن جعفر: ص۱۷۹ح۳۳۷، قرب الإسناد: ص۲۱۳ ح۸۳۷، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۶۸ ح۲۳.
  26. ↑

    رَقَأَ الدَّمعُ و الدَّمُ و العَرَقُ یَرقَأُ رُقوءاً: إذا سَکَنَ و انقَطَع (النهایة: ج۲ ص۲۴۸ «رقأ»).

  27. ↑

    الخصال: ص۱۵۸ ح۲۰۱ عَنِ السَّكونيّ عن‌ الإمام الصادق عن أبیه علیهم السلام، الجعفریّات: ص۱۶۷ عن الإمام الكاظم عن آبائه علیهم السلام و فیه «جُبَّة» بدل «حمة»، بحار الأنوار: ج۶۳ ص۱۸ ح۹؛ سنن ابن ماجة: ج۲ ص۱۱۶۱ ح۳۵۱۳ عن بریدة نحوه.

  28. ↑

    صحیح مسلم: ج۴ ص۱۷۲۵ ح۵۸، مسند ابن حنبل: ج۴ ص۲۳۶ح ۱۲۱۷۴، صحیح إبن حبان: ج۱۳ ص۴۶۸ ح۶۱۰۴.

  29. ↑

    نَمَیتُ حدیثَ فُلانٍ _ مُخَفّفاً _ إلیٰ فلانٍ، أنمِیه نَمیاً: إ ذا بَلَّغتَه علی وجه الإصلاح و طلب الخَیر (لسان العرب: ج۱۵ ص۳۴۱ «نمي»).

  30. ↑ سنن أبي داوود: ج۴ ص۱۱ ح۳۸۸۸، مسند ابن حنبل: ج۵ ص۴۱۱ ح۱۵۹۷۸، السنن الکبریٰ: ج۹ ص۳۸۰ ح۱۰۸۰۶.
  31. ↑ صحیح مسلم: ج۴ ص۱۷۲۶ ح۶۲، مسند ابن حنبل: ج۵ ص۲۶ ح۱۴۲۳۵، المستدرك علی الصحیحین: ج۴ ص۴۶۰ ح۸۲۷۷.
  32. ↑ الواقعة: ۷۵.
  33. ↑ الكافي: ج۸ ص۱۰۹ ح۸۸ عن بكر بن محمّد الأزدي، قرب الإسناد: ص۴۲ ح۱۳۴، مكارم الأخلاق: ج۲ ص۲۴۳ ح۲۵۸۵ بزيادة «و باسم اللّٰه اُداويك» بعد «أشفيك» و فيهما «يعنيك» بدل «يعييك»، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۶۵ ح۴۴ و راجع كنز العمّال: ج۱۰ ص۷۱ ح۲۸۴۰۷.
  34. ↑ قیل: یحتمل أنّه أراد بالنفس نفس الآدمي. و قیل: یحتمل أنّ المراد بها العین، فانّ النفس تطلق علی العین، و یقال: رجُلٌ نَفوس: إذا کان یصیب الناس بعینه (هامش المصدر).
  35. ↑ صحیح مسلم: ج۴ ص۱۷۱۸ ح۴۰؛ الأمالي للطوسي: ص۶۳۸ ح۱۳۱۶، بحار الأنوار: ج۱۸ ص۲۶۸ ح۳۱.
  36. ↑ السنن الکبریٰ للنسائي: ج۶ ص۲۴۹ ح۱۰۸۴۲، مسند ابن حنبل: ج۸ ص۴۱۳ ح۲۲۸۲۳، عمل الیوم و اللیلة للنسائي: ص۵۵۲ ح۱۰۰۴.
  37. ↑ المستدرك علی الصحیحین: ج۴ ص۴۵۷ ح۸۲۶۸، سنن ابن ماجة: ج۲ ص۱۱۶۶ ح۳۵۲۷، صحیح ابن حبّان: ج۳ ص۲۳۴ ح۹۵۳ کلاهما نحوه.
  38. ↑ مجمع البيان: ج۵ ص٣٨٠، المصباح للکفعمي: ص۲۹۸ و فیه «هٰذِهِ الرُّقيَةَ لِلعَينِ‌» بدل «الرُّقيَةَ‌»، بحار الأنوار: ج۶٣ ص۷‌.
  39. ↑ الإرب: الدَّهاء و النُّكر (النهاية: ج۱ ص۳۶«أربَ»).
  40. ↑ العُقَد: جمع عُقدة؛ و هي ما تعقِدُه الساحرة، و أصله من العزيمة (مفردات ألفاظ القرآن: ص۵۷۷ «عقد»).
  41. ↑ المصنّف لابن أبي شيبة: ج۷ ص۷۸ ح۶ و ص۷۹ ح۱۶؛ مكارم الأخلاق: ج۲ ص۲۴۶ ح۲۵۹۵، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۱۷ ح۱۶.
  42. ↑

    الهامّة: كلُّ ذات سَمّ يقتل، و الجمع: الهَوامّ. فأمّا ما یسمّ و لا یقتل فهو السامَّة؛ کالعقرب و الزنبور. و قد یقع الهَوامّ علیٰ ما یدُبّ من الحیوان و إن لم یقتل کالحشرات (النهاية: ج۵ ص۲۷۵ «همم»).

  43. ↑

    لامّة: أي ذات لَمَم؛ و هي التي تصيب بسوء (مجمع البحرين: ج۶ ص۱۶۵ «لمم»).

  44. ↑ المستدرك على الصحيحين: ج۳ ص۱۸۳ ح۴۷۸۱؛ الدعوات: ص۸۵ ح۲۱۷ و ليس فيه ذيله من «ثمّ يقول»، دعائم الإسلام: ج۲ ص۱۳۹ ح۴۸۸ نحوه، بحار الأنوار: ج۴۳ ص۲۸۲ ح۴۹.
  45. ↑ مهج الدعوات: ص٢٢، الخصال: ص۶٣١ ح١٠ كلاهما عن محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام، عدّة الداعي: ص٢۶۶ كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج٩۴ ص٢۶۴ ح١.
  46. ↑ الكافي: ج۲ ص۵۶۹ ح۳ عن القدّاح عن الإمام الصادق علیه السلام، عدّة الداعي: ص۲۶۵ ح۶، بحار الأنوار: ج۴۳ ص۳۰۶ ح۶۷.
  47. ↑ درر الأحاديث النبويّة: ص۴۲.
  48. ↑

    بَطحان _ بفتح الباء _: اسم وادي المدینة (النهایة: ج۱ ص۱۳۵ «بطح»).

  49. ↑

    في الطبعة التي بأیدینا: «فألقاه في ماء فسقاه»، و الصواب ما أثبتناه کما في سائر المصادر.

  50. ↑

    الدرّ المنثور: ج۸ ص۶۸۵ نقلا عن ابن سعد؛ بحار الأنوار: ج۹۲ ص۳۶۸ ذیل ح۱۰ و راجع سنن أبي داوود: ج۴ ص۱۰ ح۳۸۸۵ و السنن الکبریٰ للنسائي: ج۶ ص۲۵۲ ح۱۰۸۵۶ و صحیح ابن حبّان: ج۱۳ ص۴۳۲ ح۶۰۶۹.

  51. ↑ الأمالي للسیّد المرتضیٰ: ج۲ ص۷، تنزیه الأنبیاء و الأئمّة: ص۱۰۳.
  52. ↑ مسند ابن حنبل: ج۹ ص۳۰۶ ح۲۴۲۸۹، إمتاع الأسماع: ج۸ ص۵۲.
  53. ↑ سنن ابن ماجة: ج۲ ص۱۱۳۷ ح۳۴۳۷، مسند ابن حنبل:ج۵ ص۲۷۲ ح۱۵۴۷۲، صحیح ابن حبّان: ج۱۳ ص۴۶۵ ح۶۱۰۰ کلاهما نحوه؛ بحار الأنوار: ج۶۲ ص۷۷ ذیل ح۳۵.
  54. ↑

    في بحار الأنوار: «قيل لرسول اللّٰه صلی الله علیه و آله» بدل «قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله و قيل له»، و هو الأنسب.

  55. ↑ قرب الإسناد: ص٩۵ ح٣٢٠ عن الإمام الصادق علیه السلام، بحار الأنوار: ج۵ ص٨٧ ح١.
  56. ↑ التوحيد: ص٣٨٢ ح٢٩، الاعتقادات للصدوق (المطبوعة في مصنّفات الشیخ المفید / ج۵): ص٣۵، بحار الأنوار: ج۵ ص٩٧ ح٢۴.
  57. ↑

    التمائم: جمع تميمة، و هي خرزات كانت العرب تعلّقها علىٰ أولادهم يتّقون بها العين في زعمهم، فأبطلها الإسلام... کأنّهم یعتقدون أنّها تمام الدواء و الشفاء. وإنّما جعلها شركاً لأنّهم أرادوا بها دفع المقادير المكتوبة عليهم، فطلبوا دفع الأذىٰ من غير اللّٰه الذي هو دافعه. و في حديث عبد اللّه: «التِّوَلَة من الشرك» التِّوَلَة _ بكسر التاء و فتح الواو _: ما يحبِّب المرأةَ إلى زوجها من السحر و غيره؛ جعله من الشرك لاعتقادهم أنّ ذٰلك يؤثّر و يفعل خلاف ما قدّره اللّٰه تعالىٰ (النهاية: ج۱ ص۱۹۷ _ ۱۹۸ «تمم» و ص۲۰۰ «تول»).

  58. ↑

    دعائم الإسلام: ج۲ ص۱۴۲ ح۴۹۷، بحار الأنوار: ج۶۳ ص۱۸ ح۱۱.

  59. ↑

    تمیمه، مهره‌هایی بوده که عرب‌ها برای دفع چشم‌زخم به گردن کودکان خود می‌انداختند و اسلام آن را شرک و باطل اعلام کرد. دلیل شرک دانستن چنین عملی، آن است که عرب‌ها می‌پنداشتند می‌توانند آسیب‌ها و گزندهای احتمالی یا پیش آمده را از طریق آنها بر طرف سازند، بی آن‌ که برای خدای متعال که دفع‌ کنندۀ حقیقی است، جایگاهی قائل باشند.

  60. ↑

    تِوَله، کاری بوده که زنان با بهره‌گیری از سِحر و جادو خود را نزد شوهرانشان محبوب می‌ساختند. باید دانست همان اندازه که ایجاد محبوبیت و رغبت در همسر، با رفتارهای دلبرانه و مهربانانه شایسته است، بهره‌گیری از روش‌های نامتعارف و خارج از اختیار و سحرآمیز، مردود و شرک‌آلود دانسته شده است.

  61. ↑

    سنن ابن ماجة: ج۲ ص۱۱۶۷ ح۳۵۳۰، مسند أبي یعلیٰ: ج۵ ص۱۰۳ ح۵۱۸۶، فتح الباري: ج۱۰ ص۱۶۶.

  62. ↑

    المستدرك علی الصحیحین: ج۴ ص۴۶۳ ح۸۲۹۰.

  63. ↑

    طبّ الأئمّة علیهم السلام لابني بسطام: ص۴۸، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۵ ح۴.

  64. ↑

    سنن أبي داوود: ج۴ ص۶ ح۳۸۶۸، المستدرك علی الصحیحین: ج۴ ص۴۶۴ ح۸۲۹۲ نحوه، السنن الکبریٰ: ج۹ ص۵۹۰ ح۱۹۶۱۳.

  65. ↑

    مسند ابن حنبل: ج۶ ص۳۴۱ ح۱۸۲۲۵ عن المغيرة بن شعبة، المستدرك علی الصحیحین: ج۴ ص۴۶۱ ح۸۲۷۹، المعجم الکبیر: ج۲۰ ص۳۸۱ ح۸۹۲.

  66. ↑

    الرُّهَیط: تصغیر الرَّهط. قال ابن منظور: الرَّهط: عدد یجمع من ثلاثة إلیٰ عشرة. و بعض یقول من سبعة إلیٰ عشرة. و قیل: إلی الأربعین (اُنظر: لسان العرب: ج۷ ص۳۰۵ _ ۳۰۶ «رهط»).

  67. ↑ قال ابن الأثیر: و أمّا الحديث الآخر فى صفة أهل الجنّة الذين يدخلونها بغير حساب‌: «هُمُ الَّذين لا يَستَرقونَ،‌ و لا يَكتَوونَ، و علىٰ‌ رَبِّهِم يَتَوَكَّلونَ»، فهٰذا من صفة الأولياء المعرِضين عن أسباب الدّنيا، الذين لا يلتفِتون إلى شي‌ء من علائقها. و تلك درجةُ الخواصّ لا يبلغها غيرهم، فأمّا العوامُّ فمرخّص لهم في التّداوي و المعالجات، و مَن صَبَرَ على البلاء و انتظر الفرجَ من اللّٰه بالدعاء كان من جملة الخواصّ و الأولياء، و من لم يصبر رُخّص له فى الرُّقيَةِ و العلاج و الدّواء (النهایة: ج۲ ص۲۵۵ «رقی»).
  68. ↑ صحیح مسلم: ج۱ ص۱۹۹ ح۳۷۳، صحیح البخاري: ج۵ ص۲۱۵۷ ح۵۳۷۸، سنن الترمذي: ج۴ ص۶۳۱ ح۲۴۴۶ کلاهما نحوه.
  69. ↑

    تَعَلَّقَ الشَيءَ: أي عَلَقَهُ. و في الحدیث: «من تَعَلَّقَ شیئاً وُکِلَ إلیه»؛ أي: من عَلَّق علی نفسه شیئاً من التعاویذ و التمائم و أشباهها معتقداً أنّها تجلب إلیه نفعاً أو تدفع عنه ضرّاً (أنظر: لسان العرب: ج۱۰ ص۲۶۲ «علق»).

  70. ↑

    الوَدَعَة، و هو شيء أبيض يُجلب من البحر يعلّق في حلوق الصبيان و غيرهم. و إنّما نهى عنها لأنّهم كانوا يعلّقونها مخافةَ العين. و قوله: «لا وَدَعَ اللّٰـهُ له»: أي لا جعله في دعة و سكون. و قيل: هو لفظ مبني من الودعة: أي لا خُفّف اللّٰه عنه ما يخافه (النهایة: ج۵ ص۱۶۸ «ودع»، فیض القدیر: ج۶ ص۲۳۴ ح۸۸۵۸).

  71. ↑

    مسند ابن حنبل: ج۶ ص۱۴۰ ح۱۷۴۰۹ عن عقبة بن عامر الجهني، المستدرك علی الصحیحین: ج۴ ص۲۴۰ ح۷۵۰۱، السنن الکبریٰ: ج۹ ص۵۸۸ ح۱۹۶۰۵ کلاهما نحوه.

  72. ↑

    وَدَعَة به معنای مهرۀ سفید و یا صدف‌های کوچکی است که از دریا تهیّه می‌شده و به عنوان حرز و بلاگردان به گردن کودکان و غیر کودکان می‌آویختند.

  73. ↑ الواهنة: عرق يأخذ في المنكب و في اليد كلّها فيُرقى منها. و قيل: هو مرض يأخذ في العضد، و ربما علّق عليها جنس من الخرز، يقال لها: خرز الواهنة. و هي تأخذ الرجال دون النساء (النهایة: ج۵ ص۲۳۴ «وهن»).
  74. ↑ مسند ابن حنبل: ج۷ ص۲۲۸ ح۲۰۰۲۱، صحیح ابن حبان: ج۱۳ ص۴۴۹ ح۶۰۸۵، المعجم الکبیر: ج۱۸ ص۱۷۲ ح۳۹۱ کلاهما نحوه.
  75. ↑ واهنه، به بیماری‌ای گفته می‌شده که بر کتف یا تمام دست و یا بازو عارض می‌شده و برای مداوای آن، چیزهایی همچون خرمهره بر آن می‌آویختند.
  76. ↑ سنن الترمذي: ج۴ ص۴۰۳ ح۲۰۷۲، مسند ابن حنبل: ج۶ ص۴۶۱ ح۱۸۸۰۴، المستدرك علی الصحیحین: ج۴ ص۲۴۱ ح۷۵۰۳ کلاهما نحوه.
  77. ↑

    دعائم الإسلام: ج‌۲ ص۱۴۱ ج۴۹۳، بحار الأنوار: ج۶۳ ص۱۸ ح۸.

  78. ↑

    في الطبعة التي بأیدینا: «أحمد بن محمّد بن مسلم»، و الصواب ما أثبتناه من وسائل الشیعة: ج۴ ص۸۷۸ ح۷۸۲۷.

  79. ↑ طبّ الأئمّة علیهم السلام لابني بسطام: ص۴۸، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۵ ح۳.
  80. ↑

    سنن النسائي: ج۸ ص۱۴۱، سنن أبي داوود: ج۴ ص۸۹ ح۴۲۲۲، مسند ابن حنبل: ج۲ ص۱۷ ح۳۶۰۵ کلاهما نحوه.

  81. ↑ شاید روایاتی که دمیدن در حرز و تعویذ را مکروه می‌دانند، برای رویارویی با این پنداره باشند. در واقع باید بدانیم که تأثیر تعویذ، نه برخاسته از آن، بلکه برگرفته از قدرت و خواست خداوند است. متن روایات، چنین است: امام علی علیه السلام: «لا يَنفُخُ الرَّجُلُ... في تَعويذِهِ» (الخصال: ص۶۱۳ ح۱۰، بحار الأنوار: ج۶۶ ص۴۵۸ ح۱) و امام صادق علیه السلام: «يُکرَهُ النَّفخُ فِي الرُّقى» (الخصال: ص۱۵۸ ح۲۰۳، بحار الأنوار: ج۶۶ ص۴۰۰ ح۲).
  82. ↑ الکهف: ۲۷.
  83. ↑ الجنّ: ۲۲.
  84. ↑ الفلق: ۱ _ ۵.
  85. ↑ الناس: ۱ _ ۶.
  86. ↑ المؤمنون: ۹۷ _ ۹۸.
  87. ↑

    البلد الأمين: ص۴۲۰، بحار الأنوار: ج۹۳ ص۲۶۵ ح۱.

  88. ↑ ظَعَنَ ظعناً: ذَهَبَ و سارَ (تاج العروس: ج۱۸ ص۳۶۲ «ظعن»).
  89. ↑ مهج الدعوات: ص۹۵، بحار الأنوار: ج۹۴ ص۳۰۹ نقلًا عن خطّ الشهيد نحوه؛ تاريخ دمشق: ج۵۱ ص۳۱۹ ح۱۰۸۹۸ عن ابن عمر نحوه.
  90. ↑

    التوحيد: ص۲۳۹ ح۱ عن يزيد بن الحسن عن الإمام الكاظم عن آبائه علیهم السلام، معاني الأخبار: ص۳۹ ح۱، فلاح السائل: ص۲۶۲ ح۱۵۶، بحار الأنوار: ج۸۴ ص۱۳۲ ح۲۴.

  91. ↑

    بحار الأنوار: ج۹۴ ص۱۵۲ نقلًا عن بعض كتب الأصحاب.

  92. ↑

    اللّاهِفُ: المظلوم المضطرّ يستغيث و يتحسّر. و يقال: هو لَهيف القلب و لاهفه؛ أي محترقُهُ (القاموس المحيط: ج۳ ص۲۶۵ «لهف»).

  93. ↑

    الجُنَّة: الوِقایة (النهایة: ج۱ ص۳۰۸ «جنن»).

  94. ↑

    مهج الدعوات: ص۷۴، بحار الأنوار: ج۸۵ ص۲۱۹ ح۱.

  95. ↑

    الكافي: ج۸ ص۴۲ _ ۴۵ ح۸، تحف العقول: ص۴۹۳، عدّة الداعي: ص۱۵۶ نحوه، بحار الأنوار: ج۱۳
    ص۳۳۵ ح۱۳.

  96. ↑

    كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۴ ص۳۸۶ ح۵۸۳۴، نهج البلاغة: الكتاب ۳۱ و ليس فيه «حصين، و حرز» نحوه، بحار الأنوار: ج۷۷ ص۲۱۸ ح۲؛ ربیع الأبرار: ج۴ ص۳۷۶ و ليس فيه «حصين، و حرز» نحوه.

  97. ↑

    المانع: من صفات اللّٰه تعالى، و المعنى أنّه تبارك و تعالى يمنعُ أهلَ دينه و ينصرهُم؛ إذ لا مَنَعَةَ لمن لم يمنعه اللّٰـهُ، و لا يمتنع من لم يكن اللّٰه له مانعاً (لسان العرب: ج۸ ص۳۴۳ «منع»).

  98. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۲ ص۲۹۴ ح۲۶۵۲، مهج الدعوات: ص۴۰ عن الإمام الكاظم علیه السلام و فيه «فبعياذك» بدل «بك»، بحار الأنوار: ج۹۴ ص۱۹۵ و راجع کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۲ ص۵۲۶ و البلد الأمین: ص۳۲۵.

  99. ↑

    و في الطبعة التی بأیدینا «بهما»، و الصواب ما أثبتناه من بحار الأنوار.

  100. ↑

    طبّ الأئمّة علیهم السلام لابني بسطام: ص۱۱۹ عن محمّد بن مسلم، تهذيب الأحكام: ج۲ ص۱۱۶ ح۴۳۶، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۱ ص۴۷۰ ح۱۳۵۲ کلاهما عن محمّد بن مسلم عن أحدهما علیهما السلام و فیهما «عِندَ مَنَامِه‌» بدل «بَعدَ صَلاةِ العِشاءِ الآخِرَةِ» نحوه، بحار الأنوار: ج۸۶ ص۱۲۷ ح۹‌.

  101. ↑

    طبّ الأئمّة علیهم السلام: لابني بسطام: ص۴۱، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۸ ح۵.

  102. ↑

    الدخان: ۵۱.

  103. ↑

    عدّة الداعي: ص۲۸۸ عن عبد اللّٰه بن سنان، مشکاة الأنوار: ص۵۲ ح۵۲ نحوه، بحار الأنوار: ج۷۰ ص۲۸۵ح ۸.

  104. ↑

    في الطبعة القدیمة: «لم يزنِ قَطّ».

  105. ↑

    الخصال: ص۱۰۱ح۵۵ عن الحسن بن زياد العطّار، بحار الأنوار: ج۷۹ ص۲۰ ح۸.

  106. ↑

    غرر الحكم: ج۱‌ ص۲۹۴ ح۱۱۲۸.

  107. ↑

    غرر الحكم: ج۲‌ ص۲ ح۱۵۵۸، عیون الحکم و المواعظ: ص۴۲ ح۹۷۶.

  108. ↑

    تحف العقول: ص۲۲۳، نهج البلاغة: الخطبة۱۵۷ نحوه، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۶۲ ح۱۴۵.

  109. ↑

    تحف العقول: ص۲۸۵، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۱۶۳ ح۱.

  110. ↑

    الكافي: ج۱ ص۲۶ ح۲۹ عن المفضّل بن عمر، تحف العقول: ص۳۵۶، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۲۶۹ ح۱۰۹.

  111. ↑

    غرر الحكم: ج۱ ص۵۸ ح۲۱۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۶۱ ح۱۵۵۸.

  112. ↑

    غرر الحكم: ج۱ ص۱۸۸ ح۷۲۰، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۴ ح۲۲۸‌.

  113. ↑

    الكافي: ج۲ ص۵۷۳ ح۱۴ عن بكير عن الإمام عليّ علیه السلام، مكارم الأخلاق: ج۲ ص۱۵۹ ح۲۳۹۱ نحوه، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۱۹۴ ح۲۴؛ عمل اليوم و الليلة لابن السنّي: ص۱۲۱ ح۳۳۶ و راجع المحاسن: ج۱ ص۱۱۱ ح۱۰۴.

  114. ↑

    الكافي: ج۲ ص۵۳۱ ح۲۵ و ح۲۶ نحوه و كلاهما عن أبي بصير، بحار الأنوار: ج۸۶ ص۱۳۲ ح۹ و راجع المحاسن: ج۱ ص۱۱۲ ح۱۰۵.

  115. ↑ و الدعاء طویل، و من أراده فلیراجع کنز الدعاء: ج۳ ص۵۷۴ ح۲۴۵۳.
  116. ↑ مهج الدعوات: ص۱۶۹ عن وهب بن إسماعيل عن الإمام الباقر عن أبيه عن جدّه علیهم السلام، بحار الأنوار: ج۸۶ ص۳۲۴ ح۶۹.
  117. ↑

    الفتح: ۱.

  118. ↑

    الإقبال: ج۱ص ۱۹۷، بحار الأنوار: ج۹۷ص ۳۵۳ح ۳.

  119. ↑

    أبرَمَ الأمرَ و بَرَمَه: أحکَمَه (لسان العرب: ج۱۲ ص۴۳ «برم»).

  120. ↑

    الكافی: ج۲ ص۴۷۰ ح۷ عن عبد اللّٰه بن سنان، مكارم الأخلاق: ج۲ ص۹ ح۱۹۸۶، فلاح السائل: ص۷۶ ح۱۲، بحار الأنوار: ج۹۳ ص۲۹۹ ح۳۳.

  121. ↑ برای آگاهی بیشتر از دعاهای حرزْ مانند، ر.ک: الکافی: ج٢ ص۴۶٨ ح۴ و ص۴۷۰ ح۷ و ص۵۳۴ ح۳۷ و ص۵۷۳ ح١٢، تهذيب الأحکام: ج۲ ص۱۰۷ ح۴۰۴، الدعوات: ص١٨ ح۴ و ص۸۳ ح۲۰۸ - ۲۰۹، مهج الدعوات: ص٨ و ٢٧١،المصباح، کفعمی: ص٢٠١ و ۳۱۴، عدّة الداعی: ص١٢، فلاح السائل: ص۷۶ ح۱۲، طبّ الأئمّة علیهم السلام، پسران بسطام: ص١١۶، ثواب الأعمال: ص۴۵ و ۱۹۱، الخصال: ص۲۲۰ ح۴۵، الأمالی، صدوق: ص۱۱۰ ح۸۵، السرائر: ج۳ ص۱۴۳، دعائم الإسلام: ج۲ ص۱۳۷ ح۴۸۳، تحف العقول: ص۱۷۱، بشارة المصطفىٰ: ص۲۵، مکارم الأخلاق: ج۲ ص۹ ح۱۹۸۶، إرشاد القلوب: ص١۴٨، جامع الأخبار: ص٣۶٣ ح١٠٠٨، مسند زيد: ص١۵٧، بحار الأنوار: ج۶۲ ص۲۷۶، ج۷۷ ص۴۱۲ و ج۸۶ ص۱۹ ح۱۸ و ص۱۶۰ ح۳۹ و ج۸۶ ص۲۱ و ۵٠ و ۲۹۶ و ج۹۳ ص۲۷۴ ح۲ و ص۲۹۹ ح۳۳ و ص٣٠٠ ح٣٧ و ج٩۵ ص۶٣ ح٣٩ و ص٢٢٠ ح١٧ و ص٢٢٩ ح٢٧؛ عمل اليوم و الليلة، ابن السنّی: ص۵۲ ح۱۳۴، کنز العمّال: ج۲ ص۱۴۵ ح۳۵۲۱ و ص۶١٢ ح۴٨٨۵.
  122. ↑ آل عمران: ۳۶.
  123. ↑ المؤمنون: ۹۷ _ ۹۸.
  124. ↑ الأعراف: ۲۰۰ _ ۲۰۱.
  125. ↑ النحل: ۹۸.
  126. ↑

    الأعراف: ۵۴.

  127. ↑

    کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۴ ص۳۷۱ ح۵۷۶۲ عن حمّاد بن عَمرو عن الإمام الصادق عن أبیه عن جدّه عن الإمام عليّ علیه السلام، مكارم الأخلاق: ج۲ ص۳۳۴ ح۲۶۵۶، الأمان: ص۱۳۰، بحار الأنور: ج۷۷ ص۵۸ ح۳.

  128. ↑

    ترجمۀ کامل آیۀ شریف، چنین است: (به یقین، پروردگار شما، خداوند است که آسمان‌ها و زمين را در شش روز (شش دوران) آفريد. سپس به تدبير جهان هستى پرداخت. با [پردۀ تاريک] شب، روز را مى‌پوشاند و شب به دنبال روز، به سرعت در حرکت است، و خورشيد و ماه و ستارگان را آفريد، که مسخّر فرمان او هستند. آگاه باشيد که آفرينش و تدبير [جهان]، از آنِ او [و به فرمان او] است. پُربرکت [و زوال‌ناپذير] است خداوندى که پروردگار جهانيان است).

  129. ↑

    لا توجد هٰذه الکلمة في أغلب المصادر. و في کفایة الطالب للسیوطي (ج۲ ص۹۸): «مُدلیً»، و هو الأنسب.

  130. ↑ الجاثية: ۲۹. و الآیة الکریمة هکذا: (هٰذا كِتابُنا يَنطِقُ عَلَيكُم بِالحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَستَنسِخُ ما كُنتُم تَعمَلُون‌).
  131. ↑ يونس: ۲۱.
  132. ↑ القصص: ۸۸.
  133. ↑ الأنفال: ۳۶.
  134. ↑ فصلت: ۱.
  135. ↑ فصلت: ۱۶.
  136. ↑ الشوری: ۱ _ ۲.
  137. ↑ البقرة: ۱۳۷.
  138. ↑ في الطبعة التي بأیدینا: «لَأرفَعنّه»، و التصویب من بحار الأنوار.
  139. ↑ دلائل النبوّة للبیهقي: ج۷ ص۱۱۹؛ المصباح للكفعمي: ص۳۰۸ نحوه، بحار الأنوار: ج۶۳ ص۱۲۵ ح۱۱۵.
  140. ↑

    العَجَمُ: نوی التَّمر و النَّبِق، الواحدة عَجَمَة (لسان العرب: ج۱۲ ص۳۹۱ «عجم»).

  141. ↑ الطُّور: هو جَبَل کلّم اللّٰه تعالی علیه موسیٰ علیه السلام في الأرض المقدّسة (مجمع البحرین: ج۳ ص۳۷۸ «طور»).
  142. ↑ الرَّقّ _ بالفتح و الکسر _: جِلد یُکتب فیه (المصباح المنیر: ص۲۳۵ «رقق»).
  143. ↑ الثاقب في المناقب: ص۲۹۹ ح۲۵۳ و راجع مهج الدعوات: ص۱۹ و مكارم الأخلاق: ج۲ ص۲۹۵ ح۲۶۵۳ و الدعوات: ص۲۰۸ ح۵۶۴ و رجال الکشّي: ج۱ ص۳۹ ح۱۹ و دلائل الإمامة: ص۱۰۸ ح۳۵.
  144. ↑ غافر: ۲۶ _ ۲۷.
  145. ↑ البقرة: ۲۶۶.
  146. ↑ اُنظر: سورة الفیل: ۳ _ ۴.
  147. ↑ مكارم الأخلاق: ج۲ ص۱۴۸ ح۲۳۶۴، الدروع الواقیة: ص۴۰، المصباح للکفعمي: ص۲۷۷ و فیهما «و عُمَّهُ بِالبَلاءِ عَمّا» بدل «و غُمَّهُ بِالغَمّاءِ غَمّاً» نحوه، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۲۲۲ ح۲۱.
  148. ↑

    في الطبعة التي بأیدینا: «عِندَ سُلطانٍ كافٍ»، و ما أثبتناه من بحار الأنوار نقلاً عن المصدر.

  149. ↑

    الجعفریّات: ص۲۴۲ عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام، بحار الأنوار: ج‌۹۵۵ص۲۲۵ ح۲۵و راجع المصباح للکفعمي: ص۳۹۶.

  150. ↑

    البلد الأمين: ص۱۲۳، المصباح للكفعمي: ص۱۶۳، بحار الأنوار: ج۹۰ ص۱۸۷ ح۲۵.

  151. ↑ قصص الأنبياء للراوندي: ص۱۵۵ ح۱۶۷ عن محمّد بن مروان، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۲۱۸ ح۱۱ و راجع الدرّ المنثور: ج۶ ص۴۱۴.
  152. ↑ طه: ۱۰۸.
  153. ↑ طه: ۱۱۱.
  154. ↑ المؤمنون: ۱۰۸.
  155. ↑ الأمالي للطوسي: ص‌۲۷۴ ح‌۵۲۳ عن أبي موسىٰ عيسى بن أحمد عن الإمام الهادي عن أبيه عن جدّه علیهم السلام، مهج الدعوات: ص۳۰۶، المصباح للكفعمي: ص‌۲۷۳ كلاهما من دون إسناد إلی الإمام الکاظم علیه السلام نحوه، بحار الأنوار: ج‌۹۵ ص‌۲۱۵ ح‌۸.
  156. ↑ الکافي: ج۲ ص۶۲۱ ح۸، ثواب الأعمال: ص۱۵۷ ح۹، أعلام الدین: ص۳۸۷ کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۹۲ ص۳۴۹ ح۱۶.
  157. ↑

    التوبة: ۱۲۹.

  158. ↑

    طبّ الأئمّة علیهم السلام: لابني بسطام: ص۱۲۲، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۲۲۰ ح۱۸.

  159. ↑

    مهج الدعوات: ص۳۸ عن محمّد بن عبيد اللّٰه الإسكندري عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام، بحار الأنوار: ج۸۶ ص۳۰۴ ح۶۲.

  160. ↑

    مهج الدعوات: ص۲۷، بحار الأنوار: ج۸۶ ص۳۱۱ ح۶۳.

  161. ↑ القصص: ۴۴.
  162. ↑ الأعراف: ۱۳.
  163. ↑ الأعراف: ۱۸.
  164. ↑ النساء: ۴۷.
  165. ↑ المؤمنون: ۱۴.
  166. ↑ مكارم الأخلاق: ج۲ ص۲۹۰ ح۲۶۴۹، مهج الدعوات: ص۲۰ بزیادة «يُكتَبُ و يُشَدُّ عَلَى العَضُدِ الأيمَن‌» فی صدره نحوه، بحار الأنوار: ۹۴ ص۱۹۳ ح۳.
  167. ↑ برای این واژه‌ها معادل عبری یافت نشد. تنها «ميططرون» معادل عبری دارد. در تلمود «مَطَطرُن»، نام رئیس مجموعه‌ای از فرشتگان است: Jastrow, A Dictionary of the Targumim, the Talmud, v.2.p.767
  168. ↑ بجز واژۀ «میططرون» که گذشت، معادل عبری بقیّۀ واژه‌ها دانسته نیست.
  169. ↑ عبارت «یا هیّا شَراهیّا» عبری است؛ امّا صورت صحیح آن، چنین است: «إهیه أشر إهیه» به معنای «هستم آن‌ که هستم». بر اساس سِفر خروج (۳: ۱۴) وقتی موسی مأمور ابلاغ پیام خداوند به قوم خود می‌شود، از خداوند می‌پرسد: بگویم چه کسی مرا فرستاده؟ این پاسخ را می‌شنود: «خدا به‌ موسی‌ گفت‌: "هستم‌ آن که‌ هستم‌" و گفت‌: "به‌ بنی ‌اسرائیل‌ چنین‌ بگو: اهْیه‌ (هستم‌) مرا نزد شما فرستاد"». ناگفته نماند که این عبارت به صورت‌های دیگر چون «آهیا شراهیا» نیز تصحیف شده و در برخی دعاها (مانند دعای شب عرفه) نیز وارد شده است. در سنّت یهودی، این عبارت مانند اسم «یهوه» از اسامی مهمّ خداوند (مشابه مفهوم اسم اعظم در سنّت اسلامی) است. احتمالاً حرف ندای عربی «یا» در ابتدای عبارت را هم باید لحاظ کرد. بر این پایه، عبارت در شکل اصلی چنین بوده است: «یا إهیه أشِر إهیه حَیّاً...» (با سپاس از دکتر حیدر عیوضی، برای همۀ این توضیحات). نیز، ر.ک: ح۱۵۶.
  170. ↑

    الإسراء: ۸۰.

  171. ↑

    المحاسن: ج۲ ص۱۱۶ ح۱۳۲۱ عن إبراهيم بن نعيم، بحار الأنوار: ج۷۶ ص۲۴۷ ح۳۷.

  172. ↑

    الطلاق: ۳.

  173. ↑

    الکافي: ج۲ ص۵۶۸ ح۱ عن ابن المُنذر.

  174. ↑ مكارم الأخلاق: ج۲ ص۲۸۴ ذیل ح۲۶۴۰، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۱۴۶ ح۱۶.
  175. ↑

    تضمین لقوله تعالی في سورة هود الآیة ۵۶: (ما مِن دَابَّةٍ إلاَّ هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إنَّ رَبِّي عَلى‌ صِراطٍ مُستَقيم).

  176. ↑

    الکافي: ج۲ ص۵۷۰ ح۷ عن سعدٍ الإسكاف‌، تهذیب الأحکام: ج۲ ص۱۱۷ ح۴۳۹، کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۱ ص۴۷۱ ح۱۳۵۷، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۱۴۴ ح۱۵.

  177. ↑

    اشاره است به: (إِنِّي تَوَکَّلتُ عَلَى اللهِ رَبِّي وَ رَبِّکُم ما مِن دَابَّةٍ إِلاَّ هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلىٰ‌ صِراطٍ مُستَقيمٍ) (هود: آیۀ ۵۶).

  178. ↑

    الطلاق: ۳.

  179. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۲ ص۲۸۳ ح۲۶۳۹، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۱۴۶ ح۱۶.

  180. ↑

    خَفَرتُ الرجُلَ: إذا كنت له خفيراً؛ أي حاميا و كفيلاً. و الخُفارَة: الذّمام. و أخفَرتُ الرجُلَ: إذا نقضت عهده و ذمامه؛ و الهمزة فيه للإزالة، أي أزلت خفارتَه (النهاية: ج۲ ص۵۲ «خفر»).

  181. ↑

    شَرَکه _ بفتح الشین و الراء _: أي حبائله و مصایده (النهایة: ج۲ ص۴۶۷ «شرک»).

  182. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۲ ص۲۸۳ ح۲۶۴۰، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۱۴۶ ح۱۶ و راجع تاريخ دمشق: ج۵۰ ص۱۶۶.

  183. ↑

    الطلاق: ۳.

  184. ↑ الکافي: ج۲ ص۵۶۸ ح۱.
  185. ↑ الکافي: ج۲ ص۵۷۰ ح۶، مکارم الأخلاق: ج۲ ص۴۸ ح۲۱۱۳ بزیادة «مِن شَرِّ كُلِّ ذي شَرٍّ» بعد «و سَلِّمنا»، الدعوات: ص۱۲۸ ح۳۱۹ کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۱۴۵ ح۱۵.
  186. ↑ مكارم الأخلاق: ج۲ ص۲۸۳ ح۲۶۳۸، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۱۴۶ ح۱۶.
  187. ↑

    قال المجلسی رحمه الله: بعزیمة اللّٰه «لعلّ المراد بالعزیمة ما یُقسم به؛ أي أقسمت علیك باللّٰه أو بأسمائه أو بعهود اللّٰه أو حقوقه اللازمة علیك. و کذا البواقي (مرآة العقول: ج۱۲ ص۴۴۲).

  188. ↑ الکافي: ج۲ ص۵۷۲ ح۱۱، عدّة الداعي: ص۲۶۳، المصباح للکفعمي: ص۲۷۰ کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۴۷ ص۹۵ ح۱۰۸.
  189. ↑

    تضمین للآیة ۱۱۱ من سورة الإسراء.

  190. ↑ الكافي: ج۲ ص۵۶۹ ح۴، المحاسن: ج۲ ص۱۱۸ ح۱۳۲۴ نحوه، عدّة الداعي: ص۲۵۴، بحار الأنوار: ج۸۶ ص۲۵۹ ح۲۸‌. ۲. أي أقسمت عليك.
  191. ↑

    مقصود از «ابو الحسن» در این جا ممکن است امام کاظم علیه السلام یا امام رضا علیه السلام باشد؛ چرا که سلیمان جعفری، راوی و صحابی هر دو امام است.

  192. ↑ الکافي: ج۲ ص۵۷۱ ح۸ عن علي بن أبي حمزة، عدّة الداعی: ص۲۶۴، مکارم الأخلاق: ج۲ ص۲۸۵ ذیل ح۲۶۴۱ من دون إسناد إلیٰ أحد من أهل البیت علیهم السلام نحوه، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۱۴۷ ح۱۶.
  193. ↑

    صحيح البخاري: ج۵ ص۲۱۶۸ ح۵۴۱۳ و ۵۴۱۴ و فیه «في الرقية» بدل «للمریض»، صحيح مسلم: ج۴ ص۱۷۲۴ ح۵۴ بزیادة «إذا اشتكى الإنسان الشي‌ء منه أو كانت به قرحة أو جرح، قال النبيّ صلی الله علیه و آله بإصبعه هٰكذا _ و وضع سفيان سبابته بالأرض ثمّ رفعها _» في صدره، سنن أبي داوود: ج۴ ص۱۳ ح۳۸۹۵ و کلاهما نحوه.

  194. ↑ عِرقٌ نَعّار: فار منه الدّم، أو صوّت لخروج الدّم (القاموس المحيط: ج۲ ص۲۳۹ «نعر»).
  195. ↑ سنن الترمذي: ج۴ ص۴۰۵ ح۲۰۷۵، سنن ابن ماجة: ج۲ ص۱۱۶۵ ح۳۵۲۶، مسند ابن حنبل: ج۱ ص۶۴۳ ح۲۷۲۹؛ بحار الأنوار: ج۶۳ ص۲۰ ح۱۲.
  196. ↑

    الکَتِف: عظم عریض یکون في أصل کتف الحیوان من الناس و الدوابّ، کانوا یکتبون فیه لقلّة القراطیس عندهم (النهایة: ج۴ ص۱۴۹ «کتف»).

  197. ↑

    الجام: إناء من فِضّة (لسان العرب: ج۱۲ ص۱۱۲ «جوم»).

  198. ↑

    طبّ الأئمّة علیهم السلام لابني بسطام: ص۶۵ عن جابر، مكارم الأخلاق: ج۲ ص۲۷۶ ح۲۶۳۳ عن الامام الکاظم علیه السلام و فیه «لعلّة البطن» و لیس فیه ذیله من «تَكتُبُ هٰذا في كَتِف‌»، المصباح للکفعمي: ص۲۰۷ عن الإمام الصادق علیه السلام و فیه «للقولنج» و لیس فیه «تَكتُبُ هٰذا في كَتِفٍ أو لَوحٍ أو جامٍ بِمِسكٍ و زَعفَرانٍ ثُمَّ تَغسِلُهُ بِماءِ السَّماء‌» و «أو عِندَ مَنامِك‌» و کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۱۱۰ ح۵.

  199. ↑ الطُّورُ: هو جبل كلّم اللّٰه‌ تعالىٰ عليه موسى علیه السلام في الأرض المقدّسة (مجمع البحرين: ج۳ ص۳۷۸ «طور»).
  200. ↑ الرقّ _ بالفتح و الكسر _: جلد يكتب فيه (المصباح المنير: ص۲۳۵ «رقق»).
  201. ↑ مهج الدعوات: ص۱۹، مكارم الأخلاق: ج۲ ص۲۹۵ ح۲۶۵۳، الدعوات: ص۲۰۸ ح۵۶۴ کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۸۶ ص۳۲۳ ح۶۸ و راجع رجال الکشّي: ج۱ ص۳۹ ح۱۹ و دلائل الإمامة: ص۱۰۸ ح۳۵ و الثاقب في المناقب: ص۲۹۹ ح۲۵۳.
  202. ↑ حُمّی الرِّبع _ بالکسر _: هي التي تَعرِض یوماً و تُقلِع یَومین ثم تأتي في الرابع، و هکذا (المصباح المنیر: ص۲۱۷ «ربع»).
  203. ↑ مكارم الأخلاق: ج‌۲ ص‌۲۶۳ ح‌۲۶۱۸، الاختصاص: ص١٨ نحوه، بحار الأنوار: ج‌۹۵ ص‌۲۸ ح‌۱۲.
  204. ↑

    أي الامام الکاظم علیه السلام کما فی طبّ الأئمّة علیهم السلام لابني بسطام.

  205. ↑

    الإنسان:۱۳.

  206. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۲ ص۲۶۴ ح۲۶۱۹، طبّ الأئمّة علیهم السلام لابني بسطام: ص۵۱ بزیادة «قالَ: و مَن شَكَّ لَم يَنفَعهُ‌» في آخره، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۲۱ ح۴.

  207. ↑

    انسان: ‌آیۀ ۱۳: (در آن [بهشت]، نه گرمای سوزانی می‌بینند و نه سرمای آزار دهنده‌ای).

  208. ↑

    سبل الهدیٰ و الرشاد: ج۱۲ ص۸۳.

  209. ↑

    العرب تجعل القول عبارة عن جمیع الأفعال و تُطلقه علی غیر الکلام و اللسان، فتقول: قال بیده؛ أي أخذ، و قال برجلِه؛ أي مشیٰ... (النهایة: ج۴ ص۱۲۴ «قول»).

  210. ↑ مكارم الأخلاق: ج۲ ص۲۷۲ ح۲۶۲۷، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۹۵ ح۶.
  211. ↑ مكارم الأخلاق: ج۲ ص۲۷۱ ح۲۶۲۴، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۹۴ ح۶.
  212. ↑ مكارم الأخلاق: ج۲ ص۲۷۳ ح۲۶۲۸، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۹۵ ح۶.
  213. ↑

    نَعَرَ العِرق بالدم: إذا ارتفع و عَلا. و جَرحٌ نَعّار و نَعور: إذا صَوَّتَ دَمُه عند خروجه (النهایة: ج۵ ص۸۱ «نعر»).

  214. ↑

    سبل الهدیٰ و الرشاد: ج۱۲ ص۸۲، مکارم الأخلاق: ج۲ ص۲۶۲ ح۲۶۱۶ عن ابن عبّاس، المصباح للکفعمي: ص۲۰۶ عن الإمام عليّ علیه السلام و فیه «لعرق النسا» و کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ۹۵ ص۲۳ ح۱۰ و راجع سنن الترمذي: ج۴ ص۴۰۵ ح۲۰۷۵.

  215. ↑ یَبید: یهلك و یموت (اُنظر: النهایة: ج۱ ص۱۷۱ «بید»).
  216. ↑ الکهف: ۱۱.
  217. ↑ مکارم الأخلاق: ج۲ ص۲۶۸ ح۲۶۲۱، طبّ الأئمّة علیهم السلام لابني بسطام: ص۲۱ من دون إسناد إلیٰ أحد من أهل البیت علیهم السلام و لیس فیه ذیله من «و في رِوايَةٍ: أسألُكَ» نحوه، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۴۹ ح۱ و راجع المستدرك على الصحيحين: ج۳ ص۴۵۳ ح۵۷۰۸.
  218. ↑ تضمین للآیة ۱۳ من سورة الأنعام.
  219. ↑ مكارم الأخلاق: ج۲ ص۲۰۳ ح۲۵۲۲، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۵۹ ح۲۸.
  220. ↑ آل عمران: ۱۸ و الآیة: (شَهِدَ اللهُ أَنَّهُ لَا إِلٰهَ إِلَّا هُوَ وَ المَلائِكَةُ وَ أُولُوا العِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لَا إِلٰهَ إِلَّا هُوَ العَزيزُ الحَكيمُ).
  221. ↑ تضمین اللآیة ۱۳ من سورة الأنعام.
  222. ↑ ص: ۳۶ _ ۳۷.
  223. ↑ الشوری: ۵۳.
  224. ↑ مكارم الأخلاق: ج۲ ح۲۶۷ ص۲۶۲۰، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۴۸ ح۱.
  225. ↑ آل عمران: آیۀ ۱۸. ترجمۀ کامل آیه چنین است: (خدا ـ که همواره بر پا دارندۀ عدل است ـ و نیز فرشتگان [او] و دانشوران، گواهی می‌دهند که جز او هیچ معبودی نیست. جز او ـ که شکست‌ناپذیر و حکیم است ـ هیچ معبودی نیست).
  226. ↑ الكهف: ۱۱ _ ۱۲.
  227. ↑ طبّ الأئمّة علیهم السلام لابني بسطام: ص۳۶ عن محمّد بن مسلم عن الإمام الباقر علیه السلام، بحار الأنوار: ج۷۶ ص۱۹۴ ح۸.
  228. ↑ التغابن: ۱.
  229. ↑ الصافّات: ۱۸۱ _ ۱۸۲.
  230. ↑ الکافي: ج۲ ص۵۷۲ ح۱۰، عدّة الداعي: ص۲۶۴ نحوه، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۱۱۲ ح۱.
  231. ↑

    الرّق _ بالفتح و الکسر _: جِلد یُکتب فیه (المصباح المنیر: ص۲۳۵ «رقق»).

  232. ↑ الزمر: ۶۹.
  233. ↑ الزمر: ۷۵.
  234. ↑ مكارم الأخلاق: ج۲ ص۲۷۸ ح۲۶۳۵، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۱۲۱ ح۷.
  235. ↑

    الدعوات: ص۲۰۱ ح۵۵۴، بحار الأنوار: ج۹۵ص ۱۵۱ ح۱۲ و راجع طبّ الأئمّة علیهم السلام: لابني بسطام: ص۸۸.

  236. ↑

    كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۴ ص۳۷۱ ح۵۷۶۲ عن حمّاد بن عمرو عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام، مكارم الأخلاق: ج۲ ص۳۳۴ ح۲۶۵۶، بحار الأنوار: ج۷۷ ص۵۸ ح۳‌.

  237. ↑

    كنز العمّال: ج۲ ص۱۲۲ ح۳۴۳۳ نقلاً عن الخرائطي في مكارم الأخلاق عن الإمام عليّ علیه السلام.

  238. ↑

    المعجم الكبير: ج۱۰ ص۲۹۰ ح۱۰۶۹۱ عن ابن عبّاس، الفردوس: ج۳ ص۴۷۳ ح۵۴۶۶، الدعاء للطبراني: ص۱۳۱ ح۳۵۴ من دون إسناد إليه صلی الله علیه و آله و کلاهما نحوه مع زیادة و راجع الکافي: ج۲ ص۵۶۰ ح۱۳.

  239. ↑

    اللأواءُ: الشِدَّةُ و ضيق المعيشة (النهاية: ج۴ ص۲۲۱«لأي»).

  240. ↑

    الكافي: ج۲ ص۵۵۶ ح۲ عن أسماء بنت عميس، عدّة الداعي: ص۲۶۰، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۲۰۸ ح۳۹؛ التاريخ الكبير: ج۴ ص۳۲۹ ح۳۰۰۶ عن أسماء بنت أبي بكر نحوه.

  241. ↑ القلم: ۵۱ _ ۵۲.
  242. ↑ المِکیَل: ما کیلَ به حدیداً کان أو خَشَباً (تاج العروس: ج۱۵ ص۶۷۴ «کیل»).
  243. ↑ تفسیر الثعلبي: ج۱۰ ص۲۳، تفسیر القرطبي: ج۱۸ ص۲۵۴، تفسیر الآلوسي: ج۲۹ ص۳۸؛ تفسیر روض الجنان: ج۱۹ ص۳۶۹ و راجع تفسیر منهج الصادقين: ج‌۹ ص۳۹۰.
  244. ↑

    مجمع البيان: ج۱۰ ص۸۶۶ عن أنس، المصباح للکفعمي: ص۲۹۷، بحار الأنوار: ج۶۳ ص۱۴.

  245. ↑

    عمل اليوم و الليلة لابن السنّي: ص۷۸ ح۲۰۷.

  246. ↑

    كنز العمّال: ج۱۰ ص۶۵ ح۲۸۳۸۵ نقلًا عن ابن صصري في أماليه عن أنس.

  247. ↑

    قال الحسین بن مسعود الفزّاء: و قوله: «سفعَة» أي نظرة یعنی من الجنّ یقول: بها عین أصابتها من نظر الجنّ. و هي أنفذ من أسِنّة الرماح (زاد المعاد فی هدي خیر العباد: ج۴ ص۱۵۱).

  248. ↑

    صحيح البخاري: ج۵ ص۲۱۶۷ ح۵۴۰۷، صحیح مسلم: ج۴ ص۱۷۲۵ ح۵۹ نحوه، المستدرك على الصحيحين: ج۴ ص۲۳۶ ح۷۴۸۶.

  249. ↑

    الموطّأ: ج۲ ص۹۴۰ ح۴، المعجم الصغیر: ج۱ ص۱۷۲، مسند أبي یعلی: ج۶ ص۲۳۵ ح۶۸۴۳ کلاهما نحوه؛ بحار الأنوار: ج۶۳ ص۹.

  250. ↑

    سنن ابن ماجة: ج۲ ص۱۱۶۱ ح۳۵۱۲، مسند ابن حنبل: ج۹ ص۳۲۹ ح۲۴۳۹۹، المستدرك على الصحيحين: ج۴ ص۴۵۷ ح۸۲۶۷.

  251. ↑ مجمع البيان: ج۵ ص٣٨٠، بحار الأنوار: ج۶٣ ص۶؛ تفسیر الفخر الرازي: ج۱۸ ص۱۷۶.
  252. ↑

    قال الشریف الرضيّ رحمه الله: و هٰذا مجاز، و المراد أنّ الإصابة بالعین _ من قوّة تأثیرها، و تحقیق أفاعیلها _ کأنّها تستهبط العالي من ارتفاعه و تستقلق الثابت بعد استقراره. و الحالق: المکان المرتفع من الجبل و غیره. فجعل _ علیه الصلاة و السلام _ العینَ کأنّها تحطّ ذروة الجبل من شدّة بطشها و حِدّة أخذها (المجازات النبویّة: ص۳۳۴).

  253. ↑

    المَجازات النبویّة صلی الله علیه و آله: ص۳۳۴ ح۲۸۷، نهج البلاغة: الحكمة ۴٠٠، الجعفریّات: ص۱۶۸ عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله و کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۶۳ ص۱۷ ح۱۰.

  254. ↑

    قرب الإسناد: ص۱۱۰ ح۳۸۱ عن الحسين بن علوان عن الإمام الصادق علیه السلام، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۶ ح۱۲.

  255. ↑ المجتنیٰ: ص۹۳ عن الحارث، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۱۳۲ ح۱۲ نقلاً عن المصباح للکفعمي نحوه؛ تفسیر ابن کثیر: ج۸ ص۲۳۴ عن الحارث.
  256. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۲ ص۲۳۱ ح۲۵۵۳، المصباح للکفعمي: ص۲۹۷، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۱۲۸ ح۹.

  257. ↑

    يعنى هم خودت در معرض خطرِ چشم‌زخم از جانب خودت هستى و هم ممکن است دیگران را چشم بزنی.

  258. ↑

    في الطبعة التي بأیدینا: «بهما»، و الصواب ما أثبتناه من بحار الأنوار.

  259. ↑

    طبّ الأئمّة علیهم السلام لابني بسطام: ص۱۱۹، بحار الأنوار: ج۸۶ ص۱۲۷ ح۹.

  260. ↑

    الغالیة: نوع من الطیِّب مُرَکّب من مِسكٍ و عَنبَر و عودٍ و دهن، و هي معروفة (النهایة: ج۳ ص۳۸۳ «غلا»). سُمّیت بذٰلك لأنّها أخلاط تُغلی علی النار مع بعضها، أو لأنّها تتکوّن من عطور غالیة الثمن (اُنظر: تاج العروس: ج۲۰ ص۲۵ «غلی»).

  261. ↑

    مكارم الأخلاق: ج۲ ص۲۳۱ ح۲۵۵۲، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۱۲۸ ح۹.

  262. ↑ الفلق: ۱ _ ۵.
  263. ↑ الناس: ۱ _ ۶.
  264. ↑

    الأعراف: ۵۴، و تمام الآیة: (إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ و الأَرضَ في‌ سِتَّةِ أيَّامٍ ثُمَّ استَوى‌ عَلَى العَرشِ يُغشِي اللَّيلَ النَّهارَ يَطلُبُهُ حَثيثاً و الشَّمسَ و القَمَرَ و النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأمرِهِ ألا لَهُ الخَلقُ و الأمرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ العالَمين).

  265. ↑

    کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۴ ص۳۷۱ ح۵۷۶۲ عن حمّاد بن عَمرو عن الإِمام الصادق عن أبیه عن جدّه عن الإمام عليّ علیهم السلام، مكارم الأخلاق: ج۲ ص۳۳۴ ح۲۶۵۶، الأمان: ص۱۳۰، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۱۳۲ ح۱۱.

  266. ↑

    ترجمۀ کامل آیه چنین است: (همانا پروردگار شما، آن خدایی است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید. سپس به تدبیر جهان هستی پرداخت. با [پردۀ تاریک] شب، روز را می‌پوشاند و شب به دنبال روز، به سرعت در حرکت است. و خورشید و ماه و ستارگان را آفرید که مسخّر فرمان اویند. بدانید که آفرینش و تدبیر، از آنِ اوست. پُربرکت است خداوندی که پروردگار جهانیان است).

  267. ↑

    أي لا ینفُذ و لا یؤثّر فیه (اُنظر: المصباح المنیر: ص۱۱۴ و لسان العرب: ج۴ ص۱۱ «جوز»).

  268. ↑ یونس: ۸۱.
  269. ↑ الأعراف: ۱۱۸ _ ۱۱۹.
  270. ↑ طبّ الأئمّة علیهم السلام لابني بسطام: ص۳۵، المصباح للکفعمي: ص۳۰۷ نحوه، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۱۲۴ ح۱.
  271. ↑

    القصص: ۳۵.

  272. ↑

    في الطبعة التي بأیدینا: «فى وجه الماء»، و الصواب ما أثبتناه من بحار الأنوار.

  273. ↑

    طبّ الأئمّة علیهم السلام لابني بسطام: ص۳۵، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۱۲۵ ح۲.

  274. ↑

    المصباح للکفعمي: ص۳۰۷، بحار الأنوار: ج۶۳ ص۱۶ ح۲.

  275. ↑ طبّ الأئمّة علیهم السلام لابني بسطام: ص۱۱۳ عن محمّد بن الفضل بن عمر، بحار الأنوار: ج۱۸ ص۶۹ ح۲۵.
  276. ↑ مكارم الأخلاق: ج۲ ص۲۸۶ ح۲۶۴۴، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۱۲۹ ح۹.
  277. ↑

    یونس: ۸۱ _ ۸۲.

  278. ↑

    النازعات: ۲۷ _ ۲۸.

  279. ↑

    الأعراف: ۱۱۸ _ ۱۲۲.

  280. ↑

    طبّ الأئمّة علیهم السلام لابني بسطام: ص۱۱۵، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۱۲۷ ح۵.

  281. ↑

    الإسراء: ۴۵.

  282. ↑

    النحل: ۱۰۸.

  283. ↑

    الأنعام: ۲۵، الإسراء: ۴۶.

  284. ↑

    الجاثية: ۲۳.

  285. ↑

    الخرائج و الجرائح: ج۱ ص۸۷ ح۱۴۲، بحار الأنوار: ج۱۸ص ۵۸ ح۱۵.

  286. ↑ مهج الدعوات: ص٢٢، الخصال: ص۶٣١ ح١٠ كلاهما عن محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام، عدّة الداعي: ص٢۶۶ كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج٩۴ ص٢۶۴ ح١.
  287. ↑ الفتح: ۱۰.
  288. ↑ مهج الدعوات: ص۱۵، بحار الأنوار: ج۹۴ ص۲۰۸ ح۱.
  289. ↑

    في الطبعة التي بأیدینا: «کریمته»، و التصویب من بحار الأنوار.

  290. ↑ آل عمران: ۱۸.
  291. ↑ مهج الدعوات: ص۱۶، بحار الأنوار: ج۹۴ ص۲۰۹ ح۲.
  292. ↑ الهامّة: کلّ ذات سَمّ یقتل، و الجمع: الهَوامّ. فأمّا ما یَسُمّ و لا یقتل فهو السامّة؛ العقرب و الزنبور. و قد یقع الهَوامّ علی ما یدُبّ من الحیوان و إن لم یقتُل؛ کالحشرات (النهایة: ج۵ ص۲۷۵ «همم»).
  293. ↑ تضمین للآیة ۱۲۹ من سورة التوبة.
  294. ↑ تضمین للآیة ۱۲ من سورة الطلاق.
  295. ↑ تضمین للآیة ۲۸ من سورة الجنّ.
  296. ↑ تضمین للآیة ۵۶ من سورة هود.
  297. ↑ التوبة: ١٢٩.
  298. ↑ مهج الدعوات: ص۱۶، بحار الأنوار: ج٩۴ ص٢٠٩ ح٢.
  299. ↑ الأنعام: ١٣.
  300. ↑ اُمّ مِلدَم: كُنية الحُمّىٰ (لسان العرب: ج١٢ ص۵۳۹ «لدم»).
  301. ↑ مكارم الأخلاق: ج٢ ص٢۶٢ ح٢۶١٧، المصباح للكفعمي: ص٢١١ و في صدره «أنّ النبيّ صلی الله علیه و آله علّم عليّاً علیه السلام للحمّى»، الدعوات: ص١٩٣ ح۵۵٣ عن سلمة بن أبي سلمة عن الإمام عليّ علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله و في صدره «أبشِر يا عَلِيُّ فَإِنَّ الحُمّى حَظُّكَ مِن عَذابِ اللّٰـِه مَعَ ما لَكَ مِنَ الثَّوابِ‌، ثُمَّ قالَ‌: أ تُحِبُّ أن يَكشِفَ اللّٰـهُ ما بِك...» و كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج٩۵ ص٢٨ ح١٢.
  302. ↑

    اُمّ مِلدَم، کنايه از بيمارى تب است.

  303. ↑ الإقبال: ج٢ ص٢٧۵.
  304. ↑

    الحجاب: السِّتر و الحِرز (راجع: النهایة: ج۱ ص۳۴۰ «حجب»).

  305. ↑ الإسراء: ۴۶.
  306. ↑ وَرَّیتُ الشيءَ و وارَیتُه: أخفیتُه. و تَواری هو: استَتَر (لسان العرب: ج۱۵ ص۳۸۹ «وري»).
  307. ↑ الصفیحة: السیف العریض (المصباح المنیر: ص۳۸۶ «صفح»).
  308. ↑ الأحزاب: ۲۵.
  309. ↑ الصفّ: ۱۴.
  310. ↑ مهج الدعوات: ص۳۵۴، المصباح للکفعمي: ص۲۸۸ نحوه، بحار الأنوار: ج۹۴ ص۳۷۲ ح۱.
  311. ↑ و الدعاء طویل اقتَطَفنا منه ما یتعلّق بموضوع العنوان، و من أراده بتمامه فلیراجع المصادر المشار إلیها في الهامش.
  312. ↑ التوبة: ١٢٩.
  313. ↑ بحار الأنوار: ج٩۵ ص٢٠۴ ح٣٨ نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي عن عبد اللّٰه بن علاء و ج٨۶ ص١٧١ نقلاً عن الكفعمي في كتابيه عن الإمام الصادق عن أبيه علیهما السلام نحوه و فيه صدره إلى «إلّا أعطاه قائله»، مصباح المتهجّد: ص٢٢٠ ح٣٣٢، المصباح للكفعمي: ص١٠۵، البلد الأمين: ص۵۵ و الثلاثة الأخيرة نحوه و من دون إسناد إلى أحدٍ من أهل البيت علیهم السلام و ليس فیها صدره إلى «يا بنيّ إذا أصبحت قل».
  314. ↑

    مهج الدعوات: ص۱۷، بحار الأنوار: ج۹۴ ص۲۱۰ ح۲.

  315. ↑ الأسراء: ۱۱۱.
  316. ↑ تضمین الآیات الکریمة من سورة الأخلاص.
  317. ↑ فصلّت: ۴۲.
  318. ↑ البقرة: ۷.
  319. ↑ مكارم الأخلاق: ج۲ ص۲۹۳ ح۲۶۵۲، بحار الأنوار: ج۹۴ ص۱۹۵ ح۳.
  320. ↑ الضَّیم: الظلم. و ضامَه حَقَّه ضَیماً: نَقَصَه (لسان العرب: ج۱۲ ص۳۵۹ «ضیم»).
  321. ↑ الإخلاص: ۱ _ ۴.
  322. ↑ آل عمران: ۱۷۳.
  323. ↑ مهج الدعوات: ص۲۱، بحار الأنوار: ج۹۴ ص۲۲۹ ح۲ نقلاً عن الكتاب العتيق الغرويّ‌.
  324. ↑ آل عمران: ۲۶ _ ۲۷.
  325. ↑ الناس: ۱ _ ۶.
  326. ↑ یس: ۶۵.
  327. ↑ المرسلات: ۳۵ - ۳۶.
  328. ↑ الصفّ: ۱۳.
  329. ↑ النصر: ۱.
  330. ↑ آل عمران: ۱۶۰.
  331. ↑ المجادلة: ۲۱.
  332. ↑ مهج الدعوات: ص۳۵۵، المصباح للکفعمي: ص۲۸۸ بزیادة «بِـ (قُل أعُوذُ بِرَبِّ الفَلَقِ) إلىٰ آخِرِ السّورَةِ» بعد «في‌ عِزِّ طُغيانِهِم‌ هالِكينَ» نحوه، بحار الأنوار: ج۹۴ ص۳۷۲ ح۱.
  333. ↑ رَهِقَهُ یَرهَقُه رَهَقاً: غَشِیَهُ (النهایة: ج۲ ص۲۸۳ «رهق»).
  334. ↑ مهج الدعوات: ص۲۳، بحار الأنوار: ج٩۴ ص٢۶۵ ح٢ و راجع كمال الدين: ص٢۶۵ ح١١ و المصباح للکفعمي: ص۴۰۵.
  335. ↑ في الطبعة التي بأیدینا «بروجاً»، و الصواب ما أثبتناه کما في المصباح للکفعمي.
  336. ↑ تضمین للآیة ۶۱ من سورة النمل و الآیة ۵۳ من سورة الفرقان.
  337. ↑ غَطَا الشيءَ غَطواً و غَطّاه تَغطِيةً و أغطاه: و اراهُ و سَتَرَه (لسان العرب: ج١۵ ص١٣٠ «غطي»).
  338. ↑ تضمین للآیتین ۳ و ۴ من سورة الفیل.
  339. ↑ نَکَّلت بفُلان: إذا عاقبتَه في جُرم أجرَمه عقربةً تنکّلُ غیرَه عن ارتکاب مثله؛ أي تصرفه عنه و تمنعه (اُنظر: لسان العرب: ج۱۱ ص۶۷۷ «نکل»).
  340. ↑ البقرة: ١٣٧.
  341. ↑ مهج الدعوات: ص۳۵۵، المصباح للکفعمي: ص۲۸۹ نحوه، بحار الأنوار: ج٩۴ ص٣٧٣ ح١.
  342. ↑ مهج الدعوات: ص۲۳، بحار الأنوار: ج٩۴ ص٢۶۵ ح٣ و راجع كمال الدين: ص۲۶۵ ح۱۱ و عيون أخبار الرضا علیه السلام: ج۱ ص۶۰ ح۲۹ و المصباح للکفعمي: ص۴۰۶.
  343. ↑ السُّرادِق: هو كلّ ما أحاط بشيء من حائط أو مضرب أو خباء (النهاية: ج٢ ص٣۵٩ «سردق»).
  344. ↑ الكنودُ: كُفرانُ النِّعمَةِ. و بالفتح: الكَفُور (القاموس المحيط: ج١ ص۴۶۲ «كند»).
  345. ↑ یوسف: ۶۴.
  346. ↑ مهج الدعوات: ص٣۵۶، المصباح للکفعمي: ص۲۹۰ نحوه، بحار الأنوار: ج٩۴ ص٣٧۴ ح١.
  347. ↑ تضمین للآیتین ۴ و ۵ من سورة الفاتحة.
  348. ↑ ما بین المعقوفین سقط من المصدر و أثبتناه من بحار الأنوار.
  349. ↑ مهج الدعوات: ص۲۹، بحار الأنوار: ج۹۴ ص۲۶۵ ح۱.
  350. ↑ البقرة: ۱۳۷.
  351. ↑ القصص: ۳۵.
  352. ↑ طه: ۴۶.
  353. ↑ مریم: ۱۸.
  354. ↑ المؤمنون: ۱۰۸.
  355. ↑ یس: ۹.
  356. ↑ الأعراف: ۱۱۹.
  357. ↑ یس: ۹.
  358. ↑ البقرة: ۱۸.
  359. ↑ الإسراء: ۴۵ _ ۴۶.
  360. ↑ الإسراء: ۱۱۰ _ ۱۱۱.
  361. ↑ تضمین للآیة ۴۲ من سورة الأحزاب.
  362. ↑ تضمین للآیة ۱۷۳ من سورة آل عمران.
  363. ↑ التوبة: ۱۲۹.
  364. ↑ النحل: ۱۰۸.
  365. ↑ الجاثیة: ۲۳.
  366. ↑ الکهف: ۵۷.
  367. ↑ کَنَفت الرجلَ: إذا قُمت بأمرِه و جعلته في کنفك؛ أي في سترك و حمایتك و جعلته إلیٰ جانبك (اُنظر: النهایة: ج۴ ص۲۰۵ _ ۲۰۶ «کنف»).
  368. ↑ الخَفارة: الذِّمَّة. و انتِهاکُها: إخفار. و أخفَرَه: نقض عَهدَه و خاس به و غَدَرَه. و أخفَرَ الذمّة: لم یفِ بها (لسان العرب: ج۴ ص۲۵۳ «خفر»).
  369. ↑ یوسف: ۵۴ _ ۵۷.
  370. ↑ طه: ۱۰۸.
  371. ↑ الأنبیاء: ۶۹ _ ۷۰.
  372. ↑ فاطر: ۴۱.
  373. ↑ الزمر: ۶۷.
  374. ↑ تضمین للآیة ۵ من سورة آل عمران و الآیة ۱۳۷ من سورة البقرة.
  375. ↑ إشارة إلی الآیة ۳ من سورة الفجر.
  376. ↑ آل عمران: ۲۶.
  377. ↑ الأنبیاء: ۸۷.
  378. ↑ تضمین للآیة ۳۳ من سورة الرعد.
  379. ↑ تضمین للآیة ۱۵۶ من سورة الأعراف.
  380. ↑ تضمین للآیة ۱۷۳ من سورة آل عمران و الآیة ۴۰ من سورة الأنفال.
  381. ↑ مهج الدعوات: ص۲۳، بحار الأنوار: ج۸۶ ص۳۰۷ ح۶۳.
  382. ↑ هود: ۸۸.
  383. ↑ الغَسَق: ظُلمة اللیل (النهایة: ج۳ ص۳۶۶ «غسق»).
  384. ↑ الإخلاص: ۱ _ ۴.
  385. ↑ یس: ۹.
  386. ↑ النساء: ۴۵.
  387. ↑ مهج الدعوات: ص۳۵۶، المصباح للکفعمي: ص۲۹۱ نحوه، بحار الأنوار: ج۹۴ ص۳۷۴ ح۱.
  388. ↑ الزيادة من المصادر الاُخرىٰ‌.
  389. ↑ مصباح المتهجّد: ص٤٦٠ ح٥٦١: البلد الأمين: ص١١٨، بحار الأنوار: ج٩٠ ص١٧٩ ح٢١ و راجع: مهج الدعوات: ص۳۰.
  390. ↑ الضَّيم: الظُلم (مجمع البحرين: ج۶ ص۱۰۵ «ضيم»).
  391. ↑ تضمین للآیة ۲۵۵ من سورة البقرة.
  392. ↑ مهج الدعوات: ص١٨، بحار الأنوار: ج٩۴ ص٢۶٨ ح٢ و راجع كمال الدين: ص٢۶۶ ح١١ و عيون أخبار الرضا علیه السلام: ج١ ص۶١ ح٢٩ و قصص الأنبیاء للراوندي: ص٣۶٢ ح۴٣٧ و المصباح للكفعمي: ص۴٠۶.
  393. ↑ تضمین للآیة ۳۵ من سورة النور.
  394. ↑ الأنعام: ۱۰۳.
  395. ↑ الزخرف: ۸۴.
  396. ↑ مهج الدعوات: ص۳۵۷، المصباح للکفعمی: ص۲۹۱ نحوه، بحار الأنوار: ج۹۴ ص۳۷۵ ح۱.
  397. ↑ تضمین للآیة ۵۶ من سورة المدثر.
  398. ↑ مهج الدعوات: ص۳۸، بحار الأنوار: ج۹۴ ص۲۷۰ ح۳.
  399. ↑

    الرَّبَذَة: قریة کانت عامرة في صدر الإسلام، و هي عن المدینة في جهة الشرق علی طریق حاجّ العراق علی نحو ثلاثة أیّام... بها مدفن أبي ذرّ جُندَب بن جُنادة الغِفاريّ و غیره من الصحابة قرب المدینة المشرفة (تاج العروس: ج۵ ص۳۶۶ «ربذ»).

  400. ↑ الخرائج و الجرائح: ج۲ ص۱۴۱ ح۴۸، کشف الغمّة: ج۳ ص۲۲۴ نحوه، بحار الأنوار: ج‌۹۵ ص۲۱۸ ح۱۲ و راجع عيون أخبار الرضا علیه السلام: ج۱ ص۳۰۴ ح۶۴ و مهج الدعوات: ص۳۲ و طبّ الأئمّة علیهم السلام لابني بسطام: ص۱۱۶.
  401. ↑ آل عمران: ۱۶۰.
  402. ↑ طه: ۵.
  403. ↑ البروج: ۱۲ _ ۱۶.
  404. ↑ التوبة: ۱۲۹.
  405. ↑ مهج الدعوات: ص۳۵۷، المصباح للکفعمي: ص۲۹۳ نحوه، بحار الأنوار: ج۹۴ ص۳۷۵ ح۱.
  406. ↑ الطَّوِیَّة: الضمیر، و النِّیَّة (اُنظر: تاج العروس: ج۱۹ ص۶۴۵ «طوي»).
  407. ↑ ساغَ فعلُ الشيء: بمعنی الإباحة. و یتعدّی بالتضعیف فیقال: سَوَّغتُه؛ أي أبحتُه (المصباح المنیر: ص۲۹۵ «سوغ»). و قال الزَّبیدی: و من المجاز: سَوّغَه تسویغاً: جَوَّزَه. و... سَوَّغَ له کذا: أي أعطاه أیّاه (تاج العروس: ح۱۲ ص۳۴ «سوغ»).
  408. ↑ تضمین للآیة ۱۱۱ من سورة الإسراء.
  409. ↑ مهج الدعوات: ص۳۸، بحار الأنوار: ج٩۴ ص۳۳۲ ح۵.
  410. ↑ یعنی: در غیابم، مال و منال و اهل و عیال مرا حفظ کن.
  411. ↑ الکهف: ۳۹.
  412. ↑ هود: ۸۸.
  413. ↑ غافر: ۴۴.
  414. ↑ آل عمران: ۱۲۶.
  415. ↑ تضمین للآیة ۴۰ من سورة الأنفال.
  416. ↑ تضمین للآیة ۵۳ من سورة النحل.
  417. ↑ النمل: ۳۰ _ ۳۱.
  418. ↑ المجادلة: ۲۱.
  419. ↑ آل عمران: ۱۲۰.
  420. ↑ الإسراء: ۸۰.
  421. ↑ المائدة: ۱۱.
  422. ↑ المائدة: ۶۷.
  423. ↑ المائدة: ۶۴.
  424. ↑ الأنبیاء: ۶۹ _ ۷۰.
  425. ↑ الأعراف: ۶۹.
  426. ↑ الرعد: ۱۱.
  427. ↑ الإسراء: ۸۰.
  428. ↑ مریم: ۵۲.
  429. ↑ مریم: ۵۷.
  430. ↑ مریم: ۹۶.
  431. ↑ طه: ۳۹ _ ۴۰.
  432. ↑ القصص: ۳۱.
  433. ↑ طه: ۶۸.
  434. ↑ طه: ۷۷.
  435. ↑ القصص: ۲۵.
  436. ↑ العنکبوت: ۳۳.
  437. ↑ طه: ۴۶.
  438. ↑ الفتح: ۳.
  439. ↑ الطلاق: ۳.
  440. ↑ الإنسان: ۱۱.
  441. ↑ الانشقاق: ۹.
  442. ↑ الشرح: ۴.
  443. ↑ البقرة: ۱۶۵.
  444. ↑ البقرة: ۲۵۰.
  445. ↑ آل عمران: ۱۷۳ _ ۱۷۴.
  446. ↑ الأنعام: ۱۲۲.
  447. ↑ الأنفال: ۶۲ _ ۶۳.
  448. ↑ القصص: ۳۵.
  449. ↑ الأعراف: ۸۹.
  450. ↑ هود: ۵۶.
  451. ↑ غافر: ۴۴.
  452. ↑ التوبة: ۱۲۹.
  453. ↑ الأنبیاء: ۸۳.
  454. ↑ الأنبیاء: ۸۷.
  455. ↑ البقرة: ۱ _ ۲.
  456. ↑ البقرة: ۲۵۵.
  457. ↑ طه: ۱۱۱.
  458. ↑ في الطبعة المعتمدة للمصدر: «العظیم» بدل الکریم، و هو تصحیف، و الصواب ما أثبتناه من القرآن الکریم و کذا بحارالأنوار نقلاً عن المصدر.
  459. ↑ المؤمنون: ۱۱۶.
  460. ↑ الجاثیة: ۳۶ _ ۳۷.
  461. ↑ الإسراء: ۴۵ _ ۴۶.
  462. ↑ الجاثیة: ۲۳.
  463. ↑ یس: ۹.
  464. ↑ هود: ۸۸.
  465. ↑ النحل: ۱۲۸.
  466. ↑ یوسف: ۵۴.
  467. ↑ طه: ۱۰۸.
  468. ↑ البقرة: ۱۳۷.
  469. ↑ الحشر: ۲۱ _ ۲۴.
  470. ↑ الأعراف: ۲۳.
  471. ↑ الفرقان: ۶۵.
  472. ↑ آل عمران: ۱۹۱.
  473. ↑ الإسراء: ۱۱۱.
  474. ↑ إبراهیم: ۱۲.
  475. ↑ یس: ۸۲ _ ۸۳.
  476. ↑ تضمین للآیة ۵۶ من سورة هود.
  477. ↑ في الطبعة التي بأیدینا «و لا تُرَدُّ»، و الصواب ما أثبتناه من سائر المصادر. قال الزبیدي: رَزَأ الشيءَ: نَقَصَه. و الرزیئة: المصیبة بفقد الأعزّة؛ کالرُّزأ و المَرزِئَة. و قد رَزَأته رزیئة: أي أصابَته مصیبة (تاج العروس: ج۱ ص۱۶۱ «رزأ»).
  478. ↑ الجنّ: ۲۲.
  479. ↑ البقرة: ۲۰۱.
  480. ↑ مهج الدعوات: ص۴۵، المصباح للکفعمي: ص۳۱۹ نحوه، بحار الأنوار: ج۹۴ ص۳۳۹ ح۷.
  481. ↑ مهج الدعوات: ص۴۹، بحار الأنوار: ج٩۴ ص٣۴٣ ح٧ و راجع كمال الدين: ص٢۶٧ ح١١ و عيون أخبار الرضا علیه السلام: ج١ ص۶١ ح٢٩ و المصباح للکفعمي:ص۴۰۶.
  482. ↑ تضمین للآیة ۵۸ من سورة الفرقان.
  483. ↑ بَسَطَ الشيء: نَشَرَهُ (الصحاح: ج٣ ص١١١۶ «بسط»).
  484. ↑ تضمین للآیة ۱۹ من سورة غافر.
  485. ↑ مهج الدعوات: ص۳۵۸، المصباح للکفعمي: ص۲۹۳ نحوه، بحار الأنوار: ج٩۴ ص٣٧۶ ح١.
  486. ↑ مریم: ۱۸.
  487. ↑ الظاهر أنّ ما بین المعقوفین سقط من الطبعة التي بأیدینا للمصدر، أضفناه من بحار الأنوار و مهج الدعوات.
  488. ↑ عیون أخبار الرضا علیه السلام: ج۲ ص۱۳۸ ح۳، مهج الدعوات: ص۴۹ و فیه «حرز له علیه السلام تسمّى رقعة الجيب» ‌نحوه، بحار الأنوار: ج۹۴ ص۱۹۲ ح۱.
  489. ↑ المؤمنون: ۱۰۸.
  490. ↑ مریم: ۱۸.
  491. ↑ في بحار الأنوار: «و لا تَبتَلِهِ».
  492. ↑ تضمین اللآیة ۴۰ من سورة الأنفال.
  493. ↑ البقرة: ۲۵۵.
  494. ↑ تضمین للآیة ۱۷۳ من سورة آل عمران.
  495. ↑ کذا في المصدر و بحار الأنوار، و لم یتّضح لنا المعنی، و لعلّه تصحیف.
  496. ↑ مهج الدعوات: ص۵۱، بحار الأنوار: ج۹۴ ص۳۴۵ ح۲.
  497. ↑ مهج الدعوات: ص‌۵۲، كمال الدين: ص‌۲۶۷ ح‌۱۱، عيون أخبار الرضا علیه السلام: ج‌۱ ص‌۶۲ ح‌۲۹ کلاهما عن عليّ بن عاصم عن الإمام الجواد عن آبائه علیهم السلام عن رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله نحوه، بحار الأنوار: ج‌۹۱ ص‌۳۴۵ ح‌۲.
  498. ↑ مهج الدعوات: ص۳۵۸، المصباح للکفعمي: ص۲۹۳ نحوه، بحار الأنوار: ج۹۴ ص۳۷۶ ح۱‌.
  499. ↑ مهج الدعوات: ص۶۰، بحار الأنوار: ج۹۴ ص۳۶۱ ح۱ و راجع کمال الدین: ص۲۶۷ ح۱۱ و عیون أخبار الرضا علیه السلام: ج۱ ص۶۲ ح۲۹ و المصباح للکفعمي: ص۴۰۶.
  500. ↑ إشارۀ إلی الآیتین ۸ _ ۹ من سورة الهمزة.
  501. ↑ البقرة: ۱.
  502. ↑ مریم: ۱.
  503. ↑ طه: ۱.
  504. ↑ الشعراء: ۱.
  505. ↑ فصلت: ۱.
  506. ↑ الشوری: ۱ _ ۲.
  507. ↑ القلم: ۱.
  508. ↑ النمل: ۱.
  509. ↑ ق: ۱.
  510. ↑ الواقعة: ۷۶.
  511. ↑ إشارۀ إلی الآیة ۱۷۳ من سورة آل عمران.
  512. ↑ مهج الدعوات: ص۳۵۹، المصباح للکفعمي: ص۲۹۴ نحوه، بحار الأنوار: ج۹۴ ص۳۷۶ ح۱.
  513. ↑ الممتحنة: ۵.
  514. ↑ هود: ۵۶.
  515. ↑ الراجل: هو خلاف الفارس. و جمع الراجل: رَجْل (المصباح المنیر: ص۲۲۰ «رجل»).
  516. ↑ رَکَضَ الدابَّة یرکُضها رَکضاً: ضرب جَنبَیها برجله. و رَکَضَ الطائرُ في طَیَرانه: أي یضرب بجَناحَیه. و أصل الرَّکض: الضَّرب (اُنظر: لسان العرب: ج۷ ص۱۵۸ _ ۱۵۹ «رکض»).
  517. ↑ قال المجلسی رحمه الله: قال الکفعمي: الدَّناهِش: جِنس من أجناس الجِنّ. و الحِسّ: الصوت الخفِیّ، و بَردٌ یحرق الکَلاء، و القتل (بحار الأنوار: ج۶۳ ص۲۶۷ و انظر: المصباح المنیر: ص۱۳۵ و النهایة: ج۱ ص۳۸۴ «حسس»).
  518. ↑ بِلقیس: هو بالکسر، و العامّة تفتحه، ملکة سَبَأ التي ذَکَرها اللّٰه تعالیٰ في کتابة العزیز (تاج العروس: ج۸ ص۲۱۱ «بلقس»).
  519. ↑ الإکام _ بالکسر _: جمع أکَمَة، و هي الرابیَة، و تجمع الإکام علی أکَم، و الأکَم علی آکام (النهایة: ج۱ ص۵۹ «أکم»).
  520. ↑ الأجَمَة: الشجر الکثیر المُلتَفّ، و الجمع اُجْم و اُجُم و آجام و إجام و الاُجُم _ أیضاً _: الحِصن، و الجمع آجام (انظر: لسان العرب: ج۱۲ ص۸ «أجم»).
  521. ↑ الغِیاض: جمع غَیضَة؛ و هي الشجَر الملتفّ (النهایة: ج۳ ص۴۰۲ «غیض»).
  522. ↑ النّاووس: مقبرة النصاری (المصباح المنیر: ص۶۳۰ «نوس»). و الجمع نواویس.
  523. ↑ الفلاة: القَفر من الأرض... و قیل: هي الصحراء الواسعة. و الجمع فَلاً و فَلَوات و فُلِيّ (لسان العرب: ج۱۵ ص۱۶۴ «فلا»).
  524. ↑ قال المجلسي رحمه الله في شرح بعض المفردات الغریبة في هٰذا الحرز: المُریبین: أي الذین یوقِعون الناسَ في الرَّیب من ظاهر أحوالهم؛ من السُّرّاق و قُطّاع الطریق و الخائنین في أموال الناس أو الذین یُشکّکون في دینِهم. و قال الکفعمي: المریبین: الذین یأتون بالریبةِ، و الریبةُ هي التهمة و الشكّ. و ریب المنون: حوادث الدهر. و الأسامرة: الذین یتحدّثون لیلاً. و سمَرَ فلان: تحدّث لیلاً. انتهی. و المعروف: السمیر السامرة و السامر، و هما اسما جمع، و السامرة أیضاً _: قوم من الیهود. و الأفاتنة: لعلّه من الفتنة، و في بعض النسخ: الأفاترة، و لعلّ المعنی: ما یوجب فتور الجسَد و ضعفه و في نسخ الکفعمي «الأقاترة» بالقاف، و قال: هي الأبالسة. و ابن قترة: حَیّة خبیثة. و قال: الفراعنة: العتاة، و کُلّ عاتٍ فرعُون. و الأبالسة: هم الشیاطین، و هم ذکور و إناث یتوالدون و لا یموتون بل یخلدون في الدنیا کما خلد إبلیس. و إبلیس: هو أبو الجِنّ، و الجِنّ ذکور و إناث، یتوالدون و یموتون.… و الهَمز و اللَّمز واحد، و هَمزُه: ضَربُه و دفعُه، و کذا لَمزُه. و النفث: شبیه بالنفخ. و قوله: و وقاعهم: أي قتالهم و بلایاهم. و أخذُهم: أي سحرهم، و الاُخذَة _ بالضمّ _: رُقیة کالسحر. و عبثهم: أي لعبهم بالإنسان. و من قرأ «عیثهم» بالیاء المثنّاة أراد فسادهم، و العیث: الفساد. و الغیلان: سَحَرة الجِنّ. و اُمّ الصبیان: ریح تعرض لهم. و العارض و المتعرّض: الذي یتعرّض للبشر. و اُمّ مِلدم _ بالکسر _: کُنیة الحمّیٰ _ بالدال و الذال -. و المثلَّثة: التي تأتي في الیوم الثالث. و الرِّبع: التي تأتي في الیوم الرابع. و النافضة: التي تحصل لصاحبها من أجلِها رعدة. و الصالِبة: التي تشتَدّ حرارتها و لیس معها برد. و باقي الألفاظ ظاهرة. و هٰذه الحاشیة لخّصتها من کتاب صحاح الجوهري و غریبَي الهروی و سرّ اللغة للثعالبي و المغرب للمطرزي و حدقة الناظر للکفعمي و حیاة الحیوان للدمیري. انتهی کلام الکفعمي رحمه الله (بحار الأنوار: ج۹۰ ص۲۲۳ _ ۲۲۴).
  525. ↑ إشارة إلی الآیة ۵۶ من سورة هود.
  526. ↑ مهج الدعوات: ص۶۱، مصباح المتهجّد: ص۴۹۹ ح۵۸۱ بزیادة «يَوماً فَيَوماً» بعد «كَانَ يُعَوِّذُهُ بِها»، الدعوات: ص۱۰۲ کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۹۴ ص۳۶۲ ح۱ و راجع البلد الأمین: ص۸۸ و المصباح للکفعمي: ص۱۴۰.
  527. ↑ مهج الدعوات: ص۶۲، بحار الأنوار: ج۹۴ ص۳۶۳ ح۲ و راجع کمال الدین: ص۲۶۷ ح۱۱ و عیون أخبار الرضا علیه السلام: ج۱ ص۶۲ ح۲۹ و المصباح للکفعمي: ص۴۰۷ و قصص الأنبیاء للراوندي: ص۳۶۳ ح۴۳۷.
  528. ↑ الإسراء: ۴۵ _ ۴۶.
  529. ↑ النحل: ۹۸ _ ۹۹.
  530. ↑ الطلاق: ۳.
  531. ↑ الأنبیاء: ۴۲.
  532. ↑ التوبة: ۱۲۹.
  533. ↑ مهج الدعوات: ص۳۵۹، المصباح للکفعمي: ص۲۹۴ بزیادة (إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أمرِهِ قَد جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَي‌ءٍ قَدرا) بعد (فَهُوَ حَسبُه‌) نحوه، بحار الأنوار: ج۹۴ ص۳۷۷ ح۱.
  534. ↑ البقرة: ٢۵۵.
  535. ↑ الكهف: ۵٧.
  536. ↑ الجاثية: ٢٣.
  537. ↑ النحل: ١٠٨.
  538. ↑ الإسراء: ۴۵ _ ۴۶.
  539. ↑ مهج الدعوات: ص۶۳، بحار الأنوار: ج٩۴ ص٣۶٣ ح١.
  540. ↑ مهج الدعوات: ص۶۴، بحار الأنوار: ج٩۴ ص٣۶۴ ح٢ و راجع الإرشاد: ج۲ ص۱۸۴ و المصباح للکفعمي: ص۲۷۴.
  541. ↑ إشارۀ إلی الآیة ۱۷۳ من سورة آل عمران.
  542. ↑ البقرة: ۱۸.
  543. ↑ یس: ۹.
  544. ↑ آل عمران: ۱۷۳.
  545. ↑ آل عمران: ۱۷۳.
  546. ↑ الأنفال: ۴۰.
  547. ↑ إبراهیم: ۱۲.
  548. ↑ الطلاق: ۳.
  549. ↑ مهج الدعوات: ص۳۶۰، المصباح للکفعمي: ص۲۹۵ و فیه (تُؤتِي المُلكَ مَن تَشاءُ و تَنزِعُ المُلكَ مِمَّن تَشاءُ و تُعِزُّ مَن تَشاءُ و تُذِلُّ مَن تَشاءُ بِيَدِكَ الخَيرُ إنَّكَ عَلى‌ كُلِّ شَي‌ءٍ قَدِيرٌ * تُولِجُ اللَّيلَ فِي النَّهارِ و تُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيلِ و تُخرِجُ الحَيَّ مِنَ المَيِّتِ و تُخرِجُ المَيِّتَ مِنَ الحَيِّ و تَرزُقُ مَن تَشاءُ بِغَيرِ حِساب‌) بدل (تُعِزُّ مَن تَشاءُ و تُذِلُّ مَن تَشاءُ بِيَدِكَ الخَيرُ إنَّكَ عَلى‌ كُلِّ شَي‌ءٍ قَدِيرٌ) نحوه، بحار الأنوار: ج۹۴ ص۳۷۷ ح۱.
  550. ↑ مهج الدعوات: ص۶۴، المصباح للكفعمي: ص۴۰۷ نحوه، بحار الأنوار: ج۹۴ ص۳۶۵ ح۱.
  551. ↑ الإسراء: ۸۰.
  552. ↑ الإسراء: ۸۱.
  553. ↑ أزَرَه و آزَرَه: أعانَه و أسعَده؛ من الأزر: القوّة و الشدّة (لسان العرب: ج۴ ص۱۷ «أزر»).
  554. ↑ مهج الدعوات: ص٣٠٢، المصباح للكفعمي: ص٢٩۶ بزیادة «مُريدينَ، و في سَبيلِكَ مُجَاهِدينَ، و عَلىٰ مَن أرادَني و أرادَهُم بِسوء» بعد «لِنُصرَةِ دينِك‌» نحوه، بحار الأنوار: ج٩۴ ص٣٧٨ ح١.