ح س د / الحسد
الحَسَد
حسادت
درآمد[۱]
واژهشناسی «حسد»
حسد به معنای «رشک بردن بر داشتههای دیگران»، در روابط اجتماعی و پس از ارزیابی داشتههای دیگران، پدید میآید. برخی لغتدانان مانند خلیل فراهیدی و ابن فارس، مفهوم حسد را روشن دانسته و تعریفی برای آن ارائه نکردهاند؛[۲] امّا جوهری، آن را «داشتن آرزوی زوال نعمتِ شخصی دیگر» دانسته است[۳] و ابن اثیر بر این معنا افزوده که حسود، دوست دارد محسود (شخص مورد حسادت) از او فروتر باشد.[۴] تفاوت حسد و غبطه در همین است که در غبطه، خواهان داشتن همان نعمت و برابر شدن با شخص دارای نعمت هستیم، بی آن که دوستدار سلب نعمت او و رسیدن گزندی به وی باشیم؛ ولی حسود، دوست دارد نعمت از شخص مورد حسادت وی گرفته شود، خواه به وی منتقل شود یا نشود.[۵]
نگاه اجمالی
فصل نخست، ناظر به پرهیزدهی از حسدورزی است. حسد به عنوان یک بیماری درونی خطرناک، بیش و پیش از همه، به خود حسود لطمه و صدمه میزند. از این رو، روایات متعدّدی، این خطر بزرگ را هشدار دادهاند.
در فصل دوم، ویژگیهای حسد معرّفی شدهاند. حسد، اصل کفر، نشان نفاق، ریشۀ هر خطا، رأس عیب و پستی، آفت علم و خُلق و خو و دام شیطان خوانده شده است. حسد همچنین ویژگی جاهلان، بدترین بیماری روحی، سختترین بلا، خوی و سلاح فرومایگان و دشمن بیرحم آدمی دانسته شده است.
فصل سوم، نگاهی به رفتارشناسی حسود دارد. حسود با نعمت و تقسیم نعمت الهی دشمنی میورزد و بر تقدیر الهی خشم میگیرد و زوال نعمت محسودش را تمنّا میکند تا آن جا که با از میان رفتن نعمت مورد حسادت، آرام میگیرد و درمانی جز این ندارد. حسود از شادمانی محسودش اندوهگین میشود و از تعریف و ستایش او کم میگذارد و احسان او را سپاس نمینهد و اظهار دوستی مینماید و کینۀ درون را نهان میکند. حسود در روابط با محسود به ستم میگراید؛ ولی خود، بیش از محسودش متحمّل خسارت میگردد.
فصل چهارم به خاستگاه حسد میپردازد. حسد در سرشت آدمی و میان لشکریان جهل جای دارد تا مایۀ امتحان وی باشد. در این میان، دنیادوستی و وسوسههای شیطانی نیز یاریگر عنصر حسد در ذات انسان اند.
فصل پنجم به آثار زیانبار حسد در سه عرصۀ فردی، اجتماعی و معنوی اشاره دارد. پستی و خواری، گرفتگی روحی، سلب آسایش روانی، رنج جان و اندوه فراوان و حتّی بیماری جسمی، از زیانهای فردیِ حسدند. در بُعد اجتماعی نیز حسادت، شرف و سَروری را میزداید و رسوایی و تباهی جامعه و هلاکت امّت را به دنبال میآورد. پیامدهای حسد به این دنیا محدود نمیماند و موجب حبط و فروریزی نیکیها و اعمال خوب میگردد. حسد، تباهی دین و ایمان را در پی دارد و موجب شقاوت دنیا و آخرت میشود.
فصل ششم در تقابل با فصل پیش، از برکات ترک حسد میگوید. قرب الهی، بهشت و سعادت جاوید و محبّت مردم، از آنِ کسی است که حسد را کنار نهاده است.
فصل هفتم نیز ابتدا به وظایف حسود در زدودن حسدش میپردازد. حسود باید با استعانت از خداوند، در تقویت ایمان و تقوای خویش بکوشد و خود را به تقدیر الهی در اعطای نعمت به محسودش خشنود سازد و با حسد خویش بستیزد و از این عیب بزرگ در درگاه الهی استغفار کند. ما نیز وظیفه داریم از شرّ حسودان به خداوند پناه ببریم و با آنان مدارا کنیم و تا آن جا که میشود، به او احسان نماییم، گرچه گاه لازم است از حسودان دوری کنیم و نعمت خدادادی خود را از او پنهان داریم.
الفَصلُ الأَوَّل: التَّحذیرُ مِنَ الحَسَدِ
فصل یکم: پرهیز دادن از حسادت
- رسول اللّه صلّی اللّه عليه وآله - لِبَعضِ مَن حَسَدَ عَلِیّاً عليه السلام -: ألا فَاحذَرُوا الحَسَدَ و النِّفاقَ، و أطيعُوا اللهَ؛ يُوافِق بَينَكُم سَرُّكُم عَلانِيَتَكُم.[۶]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله - خطاب به شخصی که به علی علیه السلام حسادت ورزید -: هان! از حسادت و نفاق (دورویی) بپرهیزید و از خدا اطاعت کنید تا در ارتباط میان هم، ظاهر و باطنتان یکسان باشد.
- رسول الله صلّی اللّه عليه وآله: اِجتَنِب خَمساً: الحَسَدَ، و الطِّيَرَةَ[۷]، و البَغيَ، و سُوءَ الظَّنِّ، و النَّميمَةَ.[۸]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: از پنج چیز، دوری کن: حسادت، فال بد زدن، تجاوزگری، بدگمانی و سخنچینی.
- رسول الله صلّی اللّه عليه وآله: لا تَباغَضوا و لا تَحاسَدوا و لا تَدابَروا، و كونوا عِبادَ اللهِ إخواناً.[۹]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: با يكديگر کینهتوزی نکنید، به يكديگر حسادت نورزيد و به همدیگر پشت نکنید. با هم - ای بندگان خدا - برادر باشيد.
- رسول الله صلّی اللّه عليه وآله - في وَصِیَّتِهِ لِعَلِيٍّ عليه السلام -: يا عَلِيُّ، أنهاكَ عَن ثَلاثِ خِصالٍ: الحَسَدِ، و الحِرصِ، وَ الكِبرِ.[۱۰]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله - در سفارش خود به على علیه السلام -: اى على! تو را از سه چيز بر حذر میدارم: رشک، حرص (/ آز) و خودبرتربينى.
- الإمام عليّ عليه السلام - في التَّحذیرِ مِنَ الشَّیطانِ -: و لا تَكونوا كَالمُتَكَبِّرِ عَلَى ابنِ اُمِّهِ مِن غَيرِ فَضلٍ جَعَلَه اللهُ فيه سِوىٰ ما ألحَقَتِ العَظَمَةُ بِنَفسِه مِن عَداوَةِ الحَسَدِ، و قَدَحَتِ الحَمِيَّةُ في قَلبِه مِن نارِ الغَضَبِ، و نَفَخَ الشَّيطانُ في أنفِه مِن ريحِ الكِبرِ الَّذي أعقَبَه اللهُ بِه النَّدامَةَ، و ألزَمَه آثامَ القاتِلينَ إلىٰ يَومِ القِيامَةِ.[۱۱]
- امام على علیه السلام - در پرهیز دادن از شیطان -:مانند آن كسى (قابيل) نباشيد كه بر پسر مادر خود [یعنی برادرش هابيل] تکبّر ورزید، بى آن كه خداوند در او مزیّتی قرار داده باشد، جز اين كه خودبزرگبينى، دشمنىِ برخاسته از حسادت را در جان او افكند و تعصّب و غرور، آتش خشم را در دلش شعلهور ساخت و شيطان، باد تكبّر را در دماغش دميد؛ تکبّری كه خداوند عاقبت، مايۀ پشيمانى او قرارش داد و گناهانِ قاتلان را تا قیام قیامت به دوش او نهاد.
- الإمام الصادق عليه السلام: تَحتاجُ الإخوَةُ فیما بَينَهُم إلىٰ ثَلاثَةِ أشياءَ، فَإنِ استَعمَلوها و إلّا تَبايَنوا و تَباغَضوا، و هِيَ التَّناصُفُ و التَّراحُمُ و نَفيُ الحَسَدِ.[۱۲]
- امام صادق علیه السلام: برادران، در ميان خود، به سه چيز نيازمندند كه اگر آنها را به كار بندند، دوستى مىپايد، و گرنه ميانشان جدايى و دشمنى مىافتد. آن سه چيز، عبارت اند از: انصاف داشتن با يكديگر، رحم و مهربانى به همديگر، و حسادت نورزيدن به هم.
- الإمام الصادق عليه السلام: قالَ لُقمانُ لابنِهِ:... يا بُنَيَّ، اِحذَرِ الحَسَدَ فَلا يَكونَنَّ مِن شَأنِكَ، و اجتَنِب سوءَ الخُلُقِ فَلا يَكونَنَّ مِن طَبعِكَ؛ فَإنَّكَ لا تُضِرُّ بِهِما إلّا نَفسَكَ.[۱۳]
- امام صادق علیه السلام: لقمان به پسرش گفت:... اى فرزندم! از حسادت بپرهیز و مبادا این کار خوی تو شود، و از بداخلاقى دورى كن و مبادا طبیعت تو گردد؛ چرا که تو با این دو ویژگی، جز به خودت زیان نمىرسانی.
الفَصلُ الثّاني: أوصافُ الحَسَدِ
فصل دوم: ویژگیهای حسد
۲ / ۱: أصلُ الكُفرِ
۲ / ۱: ریشۀ کفر
- الإمام الصادق عليه السلام: اُصولُ الكُفرِ ثَلاثَةٌ: الحِرصُ وَ الِاستِكبارُ وَ الحَسَدُ؛ فَأَمَّا الحِرصُ فَإنَّ آدَمَ عليه السلام حينَ نُهِيَ عَنِ الشَّجَرَةِ حَمَلَهُ الحِرصُ عَلىٰ أن أكَلَ مِنها، و أمَّا الِاستِكبارُ فَإبليسُ حَيثُ اُمِرَ بِالسُّجودِ لآِدَمَ فَأَبىٰ، و أمَّا الحَسَدُ فَابنا آدَمَ حَيثُ قَتَلَ أحَدُهُما صاحِبَهُ.[۱۴]
- امام صادق علیه السلام: ريشههاى كفر، سه تاست: حرص ورزیدن (آزمندى)، خودبزرگبينى و حسادت. حرص ورزی، نمونهاش آدم علیه السلام است كه چون از آن درخت نهى شد، حرص ورزی، او را به خوردن از آن واداشت. خودبزرگبينى، نمونهاش ابليس است كه وقتى به سجده در برابر آدم فرمان يافت، استكبار ورزيد، و حسادت، نمونهاش دو فرزند آدم است كه يكى از آن دو [از روى حسادت]، ديگرى را كشت.
- الإمام الصادق عليه السلام - في رِسالَتِهِ إلیٰ أصحابِهِ -: إيّاكُم أن يَحسُدَ بَعضُكُم بَعضاً فَإنَّ الكُفرَ أصلُهُ الحَسَد.[۱۵]
- امام صادق علیه السلام - در نامهاى كه به ياران خود نوشت -: از حسد ورزيدن به يكديگر بپرهیزید كه ریشۀ كفر، حسادت است.
۲ / ۲: أوَّلُ كُلِّ خَطیئَةٍ
۲ / ۲: ریشۀ هر گناه
- رسول الله صلّی اللّه عليه وآله: إيّاكُم وَ الحَسَدَ؛ فَإنَّ ابنَي آدَمَ إنَّما قَتَلَ أحَدُهُما صاحِبَهُ حَسَداً، فَهُوَ أوَّلُ كُلِّ خَطيئَةٍ.[۱۶]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: از حسادت بپرهیزید؛ چرا که یکی از دو پسر آدم، برادرش را از سر حسادت کشت. بنا بر این، حسادت، سرآغاز هر گناهی است.
- الإمام عليّ عليه السلام: أوَّلُ مَن حُسِدَ آدَمُ الَّذي خَلَقَهُ اللهُ عزّ وجلّ بِيَدِهِ و نَفَخَ فيهِ مِن رُوحِهِ و أسجَدَ لَهُ مَلائِكَتَهُ، و عَلَّمَهُ الأَسماءَ كُلَّها و اصطَفاهُ عَلَى العالَمينَ؛ فَحَسَدَهُ الشَّيطانُ فَكانَ مِنَ الغاوينَ، ثُمَّ حَسَدَ قابِيلُ هابيلَ فَقَتَلَهُ فَكانَ مِنَ الخاسِرينَ، و نوحٌ حَسَدَهُ قَومُهُ فَقالوا: (ما هذا إِلّا بَشَرٌ مِثلُكُم يَأكُلُ مِمّا تَأكُلُونَ مِنهُ وَ يَشرَبُ مِمّا تَشرَبُونَ * وَ لَئِن أطَعتُم بَشَراً مِثلَكُم إِنَّكُم إِذاً لَخاسِرُونَ)[۱۷]، و لِلهِ الخِيَرَةُ يَختارُ مَن يَشاءُ و يَختَصُّ بِرَحمَتِهِ مَن يَشاءُ، و يُؤتِي الحِكمَةَ وَ العِلمَ مَن يَشاءُ.
ثُمَّ حَسَدوا نَبِيَّنا مُحَمَّداً صلّی اللّه عليه وآله، ألا و نَحنُ أهلَ البَيتِ الَّذينَ أذهَبَ اللهُ عَنهُمُ الرِّجسَ، و نَحنُ المَحسودونَ كَما حُسِدَ آباؤُنا، قالَ اللهُ عزّ وجلّ (إِنَّ أَولَى النّاسِ بِإِبراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذا النَّبِيُّ)[۱۸]، و قالَ تَعالیٰ: (وَ أُولُوا الأَرحامِ بَعضُهُم أَولى بِبَعضٍ فِي كِتابِ اللهِ)[۱۹].[۲۰]
- امام علی علیه السلام: نخستین کسی که به او حسادت شد، آدم علیه السلام بود که خداوند عز و جل او را با دستِ [قدرتِ] خود آفرید و از روح خود، در او دمید و فرشتگانش را به سجده در برابر او امر فرمود و همۀ نامها را به او آموخت و او را بر جهانیان برگزید. از این رو، شیطان به وی حسادت ورزید و از گمراهان شد. سپس قابیل به هابیل حسادت کرد و در نتیجه او را به قتل رساند و از زیانکاران شد. به نوح هم قومش حسادت ورزیدند و گفتند: (اين شخص، تنها بشرى همچون شماست: از آنچه مىخوريد، مىخورد و از آنچه مىنوشيد، مىنوشد * و اگر از بشری همانند خود اطاعت کنید، قطعاً زیانکار خواهید بود)، در حالی که اختیار با خداست و هر که را بخواهد، بر میگزیند و رحمت خود را به هر که بخواهد، اختصاص میدهد و حکمت و دانش را به هر که بخواهد، میبخشد.
سپس به پیامبر ما محمّد نیز حسادت ورزیدند. بدانید که ما اهل بیت، خداوند هر گونه آلودگی را از ما زدود و ما نیز مانند پدرانمان مورد حسد واقع شدیم. خداوند عز و جل فرموده است: (نزديکترين مردم به ابراهيم، همان كسانى هستند كه از او پيروى كردهاند و [نيز] اين پيامبر) و فرموده است: (و خويشاوندان، به يكديگر [از ديگران] در كتاب خدا سزاوارترند).
۲ / ۳: عَلامَةُ النِّفاقِ
۲ / ۳: نشانۀ دورویی
- الإمام عليّ عليه السلام - في خُطبَةٍ یَصِفُ فیهَا المُنافِقینَ -: اُحَذِّرُكُم أهلَ النِّفاقِ؛ فَإنَّهُمُ الضّالّونَ المُضِلّونَ...، وَصفُهُم دَواءٌ، و قَولُهُم شِفاءٌ، و فِعلُهُمُ الدّاءُ العَياءُ[۲۱]، حَسَدَةُ الرَّخاءِ.[۲۲]
- امام على علیه السلام - در یک سخنرانی، در بيان اوصاف منافقان -: شما را از منافقان بر حذر مىدارم؛ زيرا آنان مردمانى ره گم کرده و گمراه كننده اند.… بيانشان دارو و گفتارشان شفاست؛ امّا كردارشان درد بىدرمان است و به رفاه و آسايش مردم حسادت مىورزند.
- الإمام الصادق عليه السلام: إنَّ المُؤمِنَ يَغبِطُ و لا يَحسُدُ، وَ المُنافِقُ يَحسُدُ و لا يَغبِطُ.[۲۳]
- امام صادق علیه السلام: مؤمن غبطه مىخورد و حسادت نمىورزد. منافق حسادت مىورزد و غبطه نمىخورد.
- مصباح الشریعة - فیما نَسَبَهُ إلَی الإمامِ الصّادِقِ عليه السلام -: عَلامَةُ النِّفاقِ قِلَّةُ المُبالاةِ بِالكَذِبِ... وَ الحَسَدُ.[۲۴]
- مصباح الشریعة - در حدیثی که آن را به امام صادق علیه السلام نسبت داده است -: نشانۀ نفاق (دورویی) پروا نداشتن از دروغگویی... و حسادت ورزیدن است.
۲ / ۴: رَأسُ العُیوبِ وَ الرَّذائِلِ
۲ / ۴: سرآمد عیبها و رذیلتها
- الإمام عليّ عليه السلام: الحَسَدُ رَأسُ العُيوبِ.[۲۵]
- امام علی علیه السلام: حسادت، سرآمد عیبهاست.
- الإمام عليّ عليه السلام: رَأسُ الرَّذائِلِ الحَسَدُ.[۲۶]
- امام على علیه السلام: سرآمد ناشایستگیهای اخلاقی، حسادت است.
- الإمام عليّ عليه السلام: الحَسَدُ ألأَمُ الرَّذيلَتَينِ.[۲۷]
- امام علی علیه السلام: حسادت، بدترین رذیلتها است.
۲ / ۵: آفَةُ العِلمِ
۲ / ۵: آسیب دانش
- رسول اللَّه صلّی اللّه عليه وآله: آفَةُ العِلمِ الحَسَدُ.[۲۸]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: آسيب دانش، حسادت است.
- الإمام عليّ عليه السلام: إنَّ اللهَ يُعَذِّبُ السِّتَّةَ بِالسِّتَّةِ: العَرَبَ بِالعَصَبِيَّةِ، وَ الدَّهاقينَ[۲۹] بِالكِبرِ، وَ الاُمَراءَ بِالجَورِ، وَ الفُقَهاءَ بِالحَسَدِ، وَ التُّجّارَ بِالخِيانَةِ، و أهلَ الرَّساتيقِ[۳۰] بِالجَهلِ.[۳۱]
- امام على علیه السلام: خداوند، شش گروه را به خاطر شش خصلت عذاب مىكند: عرب را به خاطر تعصّب، ملّاكان را به خاطر تكبّر، فرمانروايان را به خاطر ستم، دانشپیشگان را به خاطر حسادت، بازرگانان را به خاطر خيانت، و روستائيان را به خاطر جهالت.
۲ / ۶: خَلیقَةُ إبلیسَ
۲ / ۶: خُلق و خوی ابلیس
- الإمام عليّ عليه السلام: إيّاكَ وَ الحَسَدَ؛ فَإنَّهُ شَرُّ شيمَةٍ[۳۲]، و أقبَحُ سَجِيَّةٍ[۳۳]، و خَليقَةُ إبليس.[۳۴]
- امام علی علیه السلام: از حسادت بپرهیز؛ چرا که آن بدترین خصلت، زشتترین سرشت و خلق و خوی ابلیس است.
- الإمام الصادق عليه السلام: لَمّا هَبَطَ نُوحٌ عليه السلام مِنَ السَّفينَةِ أتاهُ إبليسُ فَقالَ لَهُ ما في الأَرضِ رَجُلٌ أعظَمُ مِنَّةً عَلَيَّ مِنكَ دَعَوتَ اللهَ عَلىٰ هٰؤُلاءِ الفُسّاقِ فَأَرَحتَني مِنهُم أ لا اُعَلِّمُكَ خَصلَتَينِ إيّاكَ وَ الحَسَدَ فَهُوَ الَّذي عَمِلَ بي ما عَمِلَ و إيّاكَ وَ الحِرصَ فَهُوَ الَّذي عَمِلَ بِآدَمَ ما عَمِلَ.[۳۵]
- امام صادق علیه السلام: چون نوح علیه السلام از كشتى پياده شد، ابليس نزد او آمد و گفت: در روى زمين، كسى به اندازۀ تو در حقّ من لطف نكرده است؛ [چرا که] اين تبهكاران را نفرين كردى و مرا از آنان آسوده نمودى! آيا دو خصلت به تو نياموزم؟ از حسادت دورى كن؛ زيرا حسادت بود كه با من آن كرد كه كرد، و از حرص (آزمندى) بپرهيز؛ زيرا آزمندى بود كه با آدم آن كرد كه كرد.
- الإمام الصادق عليه السلام: قالَ إبليسُ [لِنوحٍ عليه السلام]: اُعَلِّمُكَ خَصلَتَينِ؟
فَقالَ نوحٌ عليه السلام: لا حاجَةَ لي في كَلامِكَ!
فَقالَ إبليسُ: إيّاكَ وَ الحِرصَ؛ فَإنَّهُ أخرَجَ آدَمَ مِنَ الجَنَّةِ، و إيّاكَ وَ الحَسَدَ؛ فَإنَّهُ أخرَجَني مِنَ الجَنَّةِ.
فَأَوحَى اللهُ إلَيهِ: اِقبَلهُما و إن كانَ مَلعوناً.[۳۶]
- امام صادق علیه السلام: ابلیس [به نوح علیه السلام] گفت: دو چیز به تو میآموزم.
نوح علیه السلام گفت: «مرا به سخن تو نیازی نیست».
ابلیس گفت: از حرص ورزیدن بپرهیز؛ زیرا این خصلت، آدم را از بهشت بیرون کرد، و از حسادت بپرهیز؛ زیرا این خصلت، مرا از بهشت بیرون کرد.
خداوند به نوح وحی فرمود که: «این دو سفارش را از او بپذیر، اگر چه ملعون است».
۲ / ۷: مِقنَصَةُ إبلیسَ
۲ / ۷: دام ابلیس
- الإمام عليّ عليه السلام: الحَسَدُ مِقنَصَةُ إبليسَ الكُبرىٰ.[۳۷]
- امام على علیه السلام: حسادت، بزرگترین دام ابليس است.
- رسول الله صلّی اللّه عليه وآله: إنَّ إبليسَ يَقولُ لِجُنودِهِ: ألقوا بَينَهُمُ البَغيَ وَ الحَسَدَ؛ فَإنَّهُ يَعدِلَ عِندَ اللهِ الشِّركَ.[۳۸]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ابلیس به لشکریانش میگوید: میانشان تجاوزگری و حسادت افکنید؛ زیرا در نزد خدا این خصلتها با شرک برابری میکنند.
۲ / ۸: فِعلُ الجاهِلِیَّةِ
۲ / ۸: رفتار جاهلی
- الإمام عليّ عليه السلام: إيّاكُم وَ التَّحاسُدَ وَ الأَحقادَ؛ فَإنَّهُما مِن فِعلِ الجاهِلِيَّةِ.[۳۹]
- امام على علیه السلام: از حسادت به یکدیگر و كينهورزیها بپرهیزید که هر دو از رفتارهای جاهلانه اند.
۲ / ۹: داءُ الاُمَمِ
۲ / ۹: بیماری امّتها
- رسول اللّه صلّی اللّه عليه وآله: دَبَّ[۴۰] إلَيكُم داءُ الاُمَمِ قَبلَكُم: البَغضاءُ وَ الحَسَدُ.[۴۱]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بيمارى امّتهاى پيشين، به شما سرايت كرده است: دشمنی و حسادت.
- رسول الله صلّی اللّه عليه وآله - لِأَصحابِهِ -: ألا إنَّهُ قَد دَبَّ إلَيكُم داءُ الاُمَمِ مِن قَبلِكُم و هُوَ الحَسَدُ، لَيسَ بِحالِقِ الشَّعرِ لٰكِنَّهُ حالِقُ الدّينِ، و يُنجي مِنهُ أن يَكُفَّ الإنسانُ يَدَهُ و يَخزُنَ لِسانَهُ، و لا يَكونَ ذا غَمزٍ عَلىٰ أخيهِ المُؤمِنِ.[۴۲]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله - خطاب به یاران خود -: بدانید! بيمارى امّتهاى پيشين به شما سرايت كرده و آن، حسادت است. اين بيمارى، نه موى سر را، كه دين را مىتراشد [و از بين مىبرد]. راه نجات از آن هم اين است كه آدمى دست خود را باز دارد و زبانش را در بند كند و عيبجوى برادر مؤمن خود نباشد.
- رسول الله صلّی اللّه عليه وآله: دَبَّ إلَيكُم داءُ الاُمَمِ: الحَسَدُ وَ البَغضاءُ، هِيَ الحالِقَةُ، لا أقولُ تَحلِقُ الشَّعَرَ وَ لٰكِن تَحلِقُ الدّينَ.[۴۳]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: بيمارى امّتها به شما سرایت کرده است: حسادت و دشمنی كه زُداينده است. نمىگويم مو را مىزُدايد؛ بلكه دين را مىزُدايد.
- المستدرك علی الصحیحین عن أبي هُريرة عن رسولِ اللَّه صلّی اللّه عليه وآله: سَيُصيبُ اُمَّتي داءُ الاُمَمِ. فَقالوا: يا رَسولَ اللهِ، و ما داءُ الاُمَمِ؟ قالَ: الأَشَرُ، وَ البَطَرُ، وَ التَّكاثُرُ، وَ التَّناجُشُ[۴۴] في الدُّنيا، وَ التَّباغُضُ، وَ التَّحاسُدُ، حَتّىٰ يَكونَ البَغيُ.[۴۵]
- المستدرک على الصحيحين - به نقل از ابو هُرَيره -: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «به زودی، امّت من، به بيمارى امّتها دچار مىشود». پرسيدند: اى پیامبر خدا! بيمارى امّتها چيست؟ فرمود: «سرمستى، ناسپاسى، نازيدن به بسيارىِ مال و فرزند، بزرگ جلوه دادن دنیا در چشم هم و دشمنی با هم و حسادت به يكديگر، تا آن كه به تجاوزگری انجامد».
۲ / ۱۰: شَرُّ الأَمراضِ
۲ / ۱۰: بدترین بیماری
- الإمام عليّ عليه السلام: الحَسَدُ شَرُّ الأَمراضِ.[۴۶]
- امام على علیه السلام: حسادت، بدترينِ بيمارىهاست.
- الإمام عليّ عليه السلام: لا داءَ كَالحَسَدِ.[۴۷]
- امام على علیه السلام: هيچ دردی مانند حسادت نيست.
- امام على علیه السلام: حسد، دردى بىدرمان است.
- الإمام عليّ عليه السلام: مِن شَرِّ ما صَحِبَ المَرءَ الحَسَدُ.[۵۰]
- امام علی علیه السلام: از بدترین چیزهایی که دامنگیر انسان میشود، حسد است.
- الإمام عليّ عليه السلام - في وَصِيَّتِهِ لِابنِهِ -: إنَّ مِن أشَرِّ مَفاضِحِ المَرءِ الحَسَدَ.[۵۱]
- امام علی علیه السلام - در سفارش خود به فرزندش -: یکی از بدترین عیبهای انسان، حسادت است.
- الإمام عليّ عليه السلام: شَرُّ مَا استَشعَرَ قَلبُ المَرءِ الحَسَدُ.[۵۲]
- امام على علیه السلام: بدترين چيزى كه قلب انسان را فرو میپوشاند، حسادت است.
۲ / ۱۱: أشَدُّ البَلایا
۲ / ۱۱: بدترین بلا
- الخصال عن سَماعة بن مِهران عن الإمام الصادق عليه السلام: يا سَماعَةُ، لا يَنفَكُّ المُؤمِنُ مِن خِصالٍ أربَعٍ: مِن جارٍ يُؤذيهِ، و شَيطانٍ يُغويهِ، و مُنافِقٍ يَقفو أثَرَهُ، و مُؤمِنٍ يَحسُدُهُ. ثُمَّ قالَ: يا سَماعَةُ، أما إنَّهُ أشَدُّهُم عَلَيهِ.
قُلتُ: كَيفَ ذاكَ؟
قالَ: إنَّهُ يَقولُ فيهِ القَولَ فَيُصَدَّقُ عَلَيهِ.[۵۳]
- الخصال - به نقل از سَماعة بن مهران -: امام صادق علیه السلام فرمود: «اى سماعه! مؤمن از چهار بلا رها نمىشود: از همسايهای که آزارش دهد، و شيطانی که او را بفریبد، و منافقی که دنبالش کند، و مؤمنی که به او حسادت ورزد. اى سماعه! مؤمن حسود، از همه بدتر است».
گفتم: چگونه؟
فرمود: «چون او در بارهاش سخنى مىگويد و دیگران آن را تصدیق میکنند».
۲ / ۱۲: دَأبُ السُّفَّلِ
۲ / ۱۲: خوی فرومایگان
- الإمام عليّ عليه السلام: الحَسَدُ دَأبُ السُّفَّلِ و أعداءِ الدُّوَلِ.[۵۴]
- امام على علیه السلام: حسادت، خوى فرومايگان و تنگنظرانی است که بهرهمندی دیگران را برنمیتابند.
- الإمام عليّ عليه السلام - في الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: الحَسَدُ خُلُقٌ دَنيءٌ، و مِن دَناءَتِهِ أنَّهُ مُوَكَّلٌ بِالأَقرَبِ فَالأَقرَبِ.[۵۵]
- امام على علیه السلام - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: حسادت، خویی پست است و از پستى آن، اين كه بر ضدّ نزدیکترینها به کار گرفته میشود.
- الإمام عليّ عليه السلام: سِلاحُ اللُّؤمِ الحَسَدُ.[۵۶]
- امام على علیه السلام: سلاح انسان فرومایه، حسد است.
۲ / ۱۳: عَدُوٌّ لا رَحمَةَ لَهُ
۲ / ۱۳: دشمن بیرحم
- الإمام عليّ عليه السلام - في الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: إذا أرادَ اللّهُ أن يُسَلِّطَ عَلىٰ عَبدٍ عَدُوّاً لا يَرحَمُهُ، سَلَّطَ عَلَيهِ حاسِداً.[۵۷]
- امام على علیه السلام - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: هر گاه خداوند بخواهد دشمنی را بر بندهاى مسلّط كند كه به او رحم نکند، حسودى را بر او مسلّط مىگرداند.
الفَصلُ الثّالِث: أوصافُ الحَسودِ
فصل سوم: ویژگیهای حسود
۳ / ۱: العَداوَةُ لِنِعَمِ اللّٰـهِ
۳ / ۱: دشمنی با نعمتهای خدا
الكتاب
قرآن
(أَمْ يَحْسُدُونَ النّاسَ عَلىٰ ما آتاهُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً).[۵۸]
(یا این که به مردم (پیامبر و خاندانش) بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشیده، حسد میورزند؟ در حالی که ما به خاندان ابراهیم [که یهود از آنان هستند] کتاب و حکمت دادیم و حکومت بزرگی در اختیار آنها (پیامبران بنی اسرائیل) گذاردیم).
(وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمانِكُمْ كُفّاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ).[۵۹]
(بسیاری از اهل کتاب، از سرِ حسادتی که در وجود آنها ریشه دوانده، آرزو میکردند شما را پس از ایمان آوردن، به حال کفر باز گردانند، با این که حق برای آنها کاملاً روشن شد).
الحديث
حديث
- رسول اللَّه صلّی اللّه عليه وآله: قالَ اللهُ عزّ وجلّ لِموسَى بنِ عِمرانَ عليه السلام: يَا بنَ عِمرانَ، لا تَحسُدَنَّ النّاسَ عَلىٰ ما آتَيتُهُم مِن فَضلي، و لا تَمُدَّنَّ عَينَيكَ إلىٰ ذٰلِكَ و لا تُتبِعهُ نَفسَكَ؛ فَإنَّ الحاسِدَ ساخِطٌ لِنِعَمي، صادٌّ لِقَسمِيَ الَّذي قَسَمتُ بَينَ عِبادي، و مَن يَكُ كَذٰلِكَ فَلَستُ مِنهُ و لَيسَ مِنّي.[۶۰]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند عز و جل به موسى بن عمران علیه السلام فرمود: «اى پسر عمران! بر نعمتى كه به مردم دادهام، حسد مَبَر و چشم به آن مدوز و دل در پى آن مدار؛ زيرا حسود، از نعمتهاى من ناخرسند است و از قسمتى كه براى بندگانم مقرّر كردهام، رویگردان است و كسى كه چنين باشد، نه من از اويم و نه او از من است».
- المُغني عن حمل الأسفار عن رسول اللَّه صلّی اللّه عليه وآله: إنَّ لِنِعَمِ اللهِ أعداءً. قيلَ و ما اُولٰئِكَ؟ قالَ: الَّذينَ (يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ).[۶۱]
- المُغنی عن حمل الأسفار: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «نعمتهای خدا دشمنانی دارد». گفتند: آنها چه کسانی هستند؟ فرمود: «کسانی که (به آنچه خدا از فضلش به مردم بخشیده، حسادت میورزند)».
- شرح نهج البلاغة لابن أبي الحدید عن ابن مسعود عن رسول اللَّه صلّی اللّه عليه وآله: ألا لا تُعادوا نِعَمَ اللّهِ.
قيلَ: يا رسولَ اللّهِ، و مَنِ الَّذي يُعادي نِعَمَ اللّهِ؟!
قالَ: الّذينَ يَحسُدونَ النّاسَ.[۶۲]
- شرح نهج البلاغة، ابن ابی الحدید - به نقل از ابن مسعود -: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هان! با نعمتهاى خدا دشمنى مكنيد».
گفتند: اى پیامبر خدا! چه كسى با نعمتهاى خدا دشمنى مىكند؟
فرمود: «آنان كه به مردم حسادت مىورزند».
- الإمام عليّ عليه السلام: اِتَّقُوا اللهَ و لا تَكونوا لِنِعَمِهِ عَلَيكُم أضداداً، و لا لِفَضلِه عِندَكُم حُسّاداً.[۶۳]
- امام على علیه السلام: از خدا پروا كنيد و با نعمتهايى كه او به شما داده، رویارویی نكنيد و به لطفى كه در حقّ شما كرده، حسد نَوَرزيد.
- الإمام عليّ عليه السلام: لا تَكونوا لِفَضلِ اللهِ عَلَيكُم حُسّاداً.[۶۴]
- امام علی علیه السلام: به فضلی که خدا به شما بخشیده است، حسادت نکنید.
- الإمام الحسن عليه السلام - في وَصِیَّتِهِ لِأَخیهِ مُحَمَّدِ ابنِ الحَنَفِیَّةِ -: يا مُحَمَّدَ بنَ عَلِيٍّ، إنّي أخافُ عَلَيكَ الحَسَدَ، و إنَّما وَصَفَ اللهُ بِهِ الكافِرِينَ فَقالَ اللهُ عزّ وجلّ: (كُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ)[۶۵].[۶۶]
- امام حسن علیه السلام - در سفارش خود به برادرش محمّد ابن حنفیّه -: اى محمّد بن على! من بیم آن دارم که تو دچار حسادت شوی و خداوند، كافران را به این صفت توصيف كرده و فرموده است: ([بسيارى از اهل كتاب] با این كه حق برايشان روشن بود، از سرِ حسادتی که در وجود آنها ریشه دوانده [مىخواستند شما نيز مانند آنها كافر شويد]).
۳ / ۲: السَّخَطُ لِلقَدرِ
۳ / ۲: ناخشنودی از تقدیر الهی
- الإمام عليّ عليه السلام: الحاسِدُ مُغتاظٌ عَلىٰ مَن لا ذَنبَ لَهُ إلَيهِ، بَخيلٌ بِما لا يَملِكُهُ.[۶۷]
- امام علی علیه السلام: حسود بر کسی که در حقّ او گناهی نکرده، خشمگین است و به چیزی که مالک آن نیست، بخیل است.
- الإمام عليّ عليه السلام: الحَسودُ غَضبانُ عَلَى القَدَرِ.[۶۸]
- امام على علیه السلام: حسود، از تقدير [خدا] خشمگين است.
۳ / ۳: یَشفیهِ زَوالُ النِّعمَةِ
۳ / ۳: آرام شدن با زوال نعمت از دیگری
- الإمام عليّ عليه السلام: الحاسِدُ لا يَشفيهِ إلّا زَوالُ النِّعمَةِ.[۶۹]
- امام على علیه السلام: حسود را چیزی جز از دست رفتن نعمت [از کسی که به او حسادت ورزیده] تسکین نمیدهد.
- الإمام عليّ عليه السلام - في الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: الحاسِدُ يَرىٰ زَوالَ نِعمَتِكَ نِعمَةً عَلَيهِ.[۷۰]
- امام على علیه السلام - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: حسود، زوال نعمت از تو را نعمتى براى خود میبیند.
- الإمام عليّ عليه السلام: لا يَرضَى الحَسودُ عَمَّن يَحسُدُهُ إلّا بِالمَوتِ أو بِزَوالِ النِّعمَةِ.[۷۱]
- امام علی علیه السلام: حسود، از کسی که به وی حسادت میورزد، جز با مرگ او یا از دست رفتن نعمتش خشنود نمیشود.
- الإمام عليّ عليه السلام: الحَسَدُ داءٌ عَياءٌ[۷۲]، لا يَزولُ إلّا بِهَلكِ الحاسِدِ أو مَوتِ المَحسودِ.[۷۳]
- امام على علیه السلام: حسد، دردى است بىدرمان كه جز با نابودى حسود يا مرگ آن كه بر او حسد برده شده، از بين نمىرود.
- الإمام عليّ عليه السلام: الحَسَدُ عَيبٌ فاضِحٌ، و شُحٌّ فادِحٌ، لا يَشفي صاحِبَهُ إلّا بُلوغُ آمالِهِ فيمَن يَحسُدُهُ.[۷۴]
- امام على علیه السلام: حسادت، عيبى رسوا و بخلى سهمگين است و حسود، تا به آرزوى خود دربارۀ آن کس که به او حسادت میورزد نرسد، آرام نمىگيرد.
- الإمام الحسن عليه السلام: لا يَرضىٰ عَنكَ الحاسِدُ حَتّىٰ يَموتَ أحَدُكُما.[۷۵]
- امام حسن علیه السلام: حسود از تو خشنود نمیشود، مگر آن گاه که یکی از شما دو نفر بمیرد.
۳ / ۴: لا شِفاءَ لَهُ
۳ / ۴: شفاناپذیری
- الإمام عليّ عليه السلام: الحَسُودُ لا شِفاءَ لَهُ.[۷۶]
- امام على علیه السلام: حسود، شفاپذیر نيست.
- الإمام عليّ عليه السلام: الحَسودُ أبَداً عَليلٌ.[۷۷]
- امام على علیه السلام: حسود، همواره رنجور است.
- الإمام عليّ عليه السلام: الحَسودُ لا يَبرَأُ.[۷۸]
- امام على علیه السلام: حسود [از بيمارىِ حسادت] بهبود نمىيابد.
- الإمام عليّ عليه السلام: الحَسودُ دائِمُ السُّقمِ و إن كانَ صَحيحَ الجِسمِ.[۷۹]
- امام على علیه السلام: حسود، هميشه بیمار است، هر چند تنش سالم باشد.
۳ / ۵: الاِغتِمامُ بِسُرورِ المَحسودِ
۳ / ۵: افسردگی از شادی محسود
- الإمام عليّ عليه السلام: الحاسِدُ يَفرَحُ بِالشُّرورِ، و يَغتَمُّ بِالسُّرورِ.[۸۰]
- امام على علیه السلام: حسود از بدیها [و ناراحتیهاى دیگران] شاد مىشود و از شادیها[ى او] غمگين.
- الإمام عليّ عليه السلام: يَشفيكَ مِن حاسِدِكَ أنَّهُ يَغتاظُ عِندَ سُرورِكَ.[۸۱]
- امام علی علیه السلام: دل تو را از بابت حسود، این خنک میکند که هنگام شادیات، او خشمگین و ناخشنود است.
- الإمام عليّ عليه السلام: يَكفيكَ مِنَ الحاسِدِ أنَّهُ يَغتَمُّ وَقتَ سُرورِكَ.[۸۲]
- امام على علیه السلام: از حسود، همين براى تو بس كه وقتى تو شادى، او غمگين است.
۳ / ۶: الثَّناءُ بِأَقَلَ مِنَ الاِستِحقاقِ
۳ / ۶: کوتاهی در ستایش دیگران
- الإمام عليّ عليه السلام: الثَّناءُ بِأَكثَرَ مِنَ الِاستِحقاقِ مَلَقٌ، وَ التَّقصيرُ عَنِ الِاستِحقاقِ عِيٌّ[۸۳] أو حَسَدٌ.[۸۴]
- امام على علیه السلام: ستودنِ [کسی] بيش از شایستگی[اش]، چاپلوسى است و كمتر از شایستگی[اش]، ناتوانى در سخن يا حسادت است.
۳ / ۷: تَركُ الشُّكرِ عَلَی الإحسانِ
۳ / ۷: سپاسگزاری نکردن از نیکی
- الإمام عليّ عليه السلام - في الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: مَن حَسَدَكَ، لَم يَشكُركَ عَلىٰ إحسانِكَ إلَيهِ.[۸۵]
- امام على علیه السلام - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: كسى كه به تو حسادت مىورزد، نیکیِ تو به خود را سپاس نمىگويد.
۳ / ۸: إظهارُ الوُدِّ وَ إخفاءُ البُغضِ
۳ / ۸: ابراز دوستیِ دروغین
- الإمام عليّ عليه السلام: الحاسِدُ يُظهِرُ وُدَّهُ في اللِّقاءِ و بُغضَهُ في المَغيبِ، و اسمُهُ صَديقٌ و مَعناهُ عَدُوٌّ.[۸۶]
- امام علی علیه السلام: حسود، رو به رویت اظهار دوستی میکند و پشت سرت، دشمنیاش را نشان میدهد. نامش دوست است و معنایش دشمن.
۳ / 9: أشبَهُ ظالِمٍ بِمَظلومٍ
۳ / 9: ستمکاری شبیه ستمدیده
- الإمام عليّ عليه السلام: ما رَأَيتُ ظالِماً أشبَهَ بِمَظلومٍ مِنَ الحاسِدِ؛ نَفَسٌ دائِمٌ، و قَلبٌ هائِمٌ، و حُزنٌ لازِمٌ.[۸۷]
- امام على علیه السلام: ستمگرى را نديدم كه به ستمديده، شبيهتر باشد از حسود: جانی دارد خسته، و دلی سرگشته و اندوهى پيوسته.
۳ / 10: خَصائِصُ اُخریٰ
۳ / 10: چند ویژگی دیگر
- رسول الله صلّی اللّه عليه وآله - لَمّا سُئِلَ عَن عَلامَةِ الحاسِدِ -: أمّا عَلامَةُ الحاسِدِ فَأَربَعَةٌ: الغيبَةُ، وَ التَّمَلُّقُ، وَ الشَّماتَةُ بِالمُصيبَةِ[۸۸].[۸۹]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله - در پاسخ پرسشی در بارۀ نشانههای حسود -: حسود، چهار نشانه دارد: غيبت كردن، چاپلوسى كردن، شاد شدن از گرفتارى [فردی که به او حسادت میورزد].[۹۰]
- الإمام عليّ عليه السلام: الحَسودُ سَريعُ الوَثبَةِ، بَطيءُ العَطفَةِ.[۹۱]
- امام علی علیه السلام: حسود، زود حمله میکند و دیر آرام میگیرد.
- الإمام الصادق عليه السلام: قالَ لُقمانُ عليه السلام لِابنِهِ: إنّ... لِلحاسِدِ ثَلاثَ عَلاماتٍ: يَغتابُ إذا غابَ، وَ يَتَمَلَّقُ إذا شَهِدَ، و يَشمَتُ بِالمُصيبَةِ.[۹۲]
- امام صادق علیه السلام: لقمان به پسرش گفت: «حسود، سه نشانه دارد: پشت سر غيبت مىكند، در حضور تملّق مىگويد و از گرفتارى ديگران شاد مىشود».
الفَصلُ الرّابِع: مَبادِئُ الحَسَدِ
فصل چهارم: ریشههای حسادت
۴ / ۱: طَبیعَةُ بَني آدَمَ
۴ / ۱: سرشت آدمی
- الإمام الصادق عليه السلام: ثَلاثَةٌ مُرَكَّبَةٌ في بَني آدَمَ: الحَسَدُ، وَ الحِرصُ، وَ الشَّهوَةُ.[۹۳]
- امام صادق علیه السلام: سه خصلت در سرشت آدميان نهاده شده است: حسد و حرص و هوس.
۴ / ۲: حُبُّ الدُّنیا
۴ / ۲: دنیادوستی
- صحیح مسلم عن عبد اللَّه بن عمرو عن رسول اللَّه صلّی اللّه عليه وآله: إذا فُتِحَت عَلَيكُم فارِسُ وَ الرُّومُ، أيُّ قَومٍ أنتُم؟
قالَ عَبدُ الرَّحمانِ بنُ عَوفٍ: نَقولُ كَما أمَرَنَا اللهُ.
قالَ رَسولُ اللهِ صلّی اللّه عليه وآله: أو غَيرَ ذٰلِكَ؛ تَتَنافَسونَ، ثُمَّ تَتَحاسَدونَ، ثُمَّ تَتَدابَرونَ، ثُمَّ تَتَباغَضونَ، أو نَحوَ ذٰلِكَ. ثُمَّ تَنطَلِقونَ في مَساكينِ المُهاجِرينَ فَتَجعَلونَ بَعضَهُم عَلىٰ رِقابِ بَعضٍ![۹۴]
- صحيح مسلم - به نقل از عبد اللّٰه بن عمرو بن عاص -: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هر گاه سرزمين فارس و روم بر شما گشوده شود، چگونه مردمى خواهيد بود؟».
عبد الرحمان بن عوف گفت: چنان كنيم كه خداوند به ما امر فرموده است.
پیامبر خدا فرمود: «يا جز اين [خواهيد كرد]! بر سرِ دنيا رقابت مىكنيد، سپس به یکدیگر حسادت مىورزيد، سپس به هم پشت مىكنيد، سپس به هم كينه مىورزيد، يا مانند آن. سپس به سراغ مهاجران بينوا مىرويد و برخى را بر برخى ديگر مسلّط مىكنيد».
- رسول اللَّه صلّی اللّه عليه وآله: الدُّنيا دارُ مَن لا دارَ لَهُ، و مالُ مَن لا مالَ لَهُ، و لَها يَجمَعُ مَن لا عَقلَ لَهُ، و شَهَواتِها يَطلُبُ مَن لا فَهمَ لَهُ، و عَلَيها يُعادي مَن لا عِلمَ لَهُ، و عَلَيها يَحسُدُ مَن لا فِقهَ لَهُ، و لَها يَسعىٰ مَن لا يَقينَ لَهُ.[۹۵]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: دنيا، سراى كسى است كه سرايى ندارد و دارايىِ كسى است كه مالى ندارد، و كسى از بَهرِ آن گرد مىآورد كه خِرَد ندارد، و كسى در پىِ خواستههاى دنيوى مىرود كه فهم ندارد، و كسى بر سرِ دنيا دشمنى مىورزد كه شناخت ندارد، و كسى به خاطر آن حسادت مىورزد كه دانايى ندارد، و كسى براى آن تلاش مىكند كه [به آخرت] يقين ندارد.
۴ / ۳: وَسوَسَةُ الشَّیطانِ
۴ / ۳: وسوسۀ شیطان
- الإمام زین العابدین عليه السلام - مِن دُعائِهِ في مَكارِمِ الأَخلاقِ -: اللّٰهُمَّ اجعَل ما يُلقِي الشَّيطانُ في رُوعي[۹۶] مِنَ التَّمَنّي وَ التَّظَنّي وَ الحَسَدِ ذِكراً لِعَظَمَتِك، و تَفَكُّراً في قُدرَتِكَ، و تَدبيراً عَلىٰ عَدُوِّكَ.[۹۷]
- امام زين العابدين علیه السلام - در دعای خود معروف به «مکارم الأخلاق» -: خدايا! هر آرزو و گمان و حسدى كه شيطان در دل من مىافكنَد، تو آن را به يادكردی از بزرگىات و انديشيدن در توانايىات و تدبير بر ضدّ دشمنت بدل نما.
الفَصلُ الخامِس: مَضارُّ الحَسَدِ
فصل پنجم: زیانهای حسادت
۵ / ۱: المَضارُّ الفَردِیَّةُ
۵ / ۱: زیانهای فردی
۵ / ۱ - ۱: إزراءُ النَّفسِ
۵ / ۱ - ۱: کوچک کردن خود
- امام علی علیه السلام: از حسادت بپرهیزید؛ زیرا آن، شخص را کوچک میکند.
- الإمام الصادق عليه السلام: ثَلاثَةٌ تُزري بِالمَرءِ؛ الحَسَدُ، وَ النَّميمَةُ، وَ الطَّيشُ.[۱۰۰]
- امام صادق علیه السلام: سه چیز، انسان را کوچک میکند: حسادت، سخنچینی و سبکسری.
۵ / ۱ - ۲: حَبسُ الرّوحِ
۵ / ۱ - ۲: زندانی کردن روح
- الإمام عليّ عليه السلام: الحَسَدُ حَبسُ الرّوحِ.[۱۰۱]
- امام على علیه السلام: حسادت، زندانى كردن روح است.
۵ / ۱ - ۳: قِلَّةُ الرّاحَةِ
۵ / ۱ - ۳: ناآسودگی
- رسول الله صلّی اللّه عليه وآله: أقَلُّ النّاسِ راحَةً الحَسودُ.[۱۰۲]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: كمآسايشترينِ مردم، حسود است.
- الإمام عليّ عليه السلام: ما أقَلَّ راحَةَ الحَسودِ.[۱۰۳]
- امام علی علیه السلام: چه اندک است آسایش شخص حسود!
- الإمام عليّ عليه السلام: لا راحَةَ لِحَسودٍ.[۱۰۴]
- امام على علیه السلام: حسود، آسايش ندارد.
- الإمام الصادق عليه السلام: لا يَطمَعَنَّ الحَسودُ في راحَةِ القَلبِ.[۱۰۵]
- امام صادق علیه السلام: حسود هرگز نباید توقّع آرامش قلبى داشته باشد.
۵ / ۱ - ۴: كَثرَةُ التَّعَبِ
۵ / ۱ - ۴: رنج زیاد کشیدن
- الإمام عليّ عليه السلام: الحَسَدُ مَطِيَّةُ التَّعَبِ.[۱۰۶]
- امام على علیه السلام: حسادت، مَركب رنج است.
- الإمام عليّ عليه السلام: الحَسَدُ أحَدُ العَذابَينِ.[۱۰۷]
- امام على علیه السلام: حسادت، يكى از دو عذاب است.
۵ / ۱ - ۵: كَثرَةُ الحُزنِ
۵ / ۱ - ۵: اندوه بسیار خوردن
- الإمام عليّ عليه السلام: الحَسودُ مَغمومٌ.[۱۰۸]
- امام على علیه السلام: حسود، همیشه غمناک است.
- الإمام عليّ عليه السلام: الحَسودُ سَريعُ الوَثبَةِ، بَطيءُ العَطفَةِ، مَغمومٌ، وَ اللَّئيمُ مَذمومٌ.[۱۰۹]
- امام علی علیه السلام: حسود، زود حمله میکند، دیر آرام میگیرد، همیشه غمزده است، و فرومایه همواره نکوهششده است.
- الإمام عليّ عليه السلام: لا يوجَدُ الحَسودُ مَسروراً.[۱۱۰]
- امام على علیه السلام: حسود، شادمان ديده نمىشود.
- الإمام عليّ عليه السلام: الحَسودُ وَ الحَقودُ لا تَدومُ لَهُما مَسَرَّةٌ.[۱۱۱]
- امام علی علیه السلام: حسود و کینهتوز، شادیشان نمیپاید.
- امام على علیه السلام: سبب اندوهناکی، حسادت است.
- الإمام عليّ عليه السلام: الحَسَدُ يُنشِئُ الكَمَدَ.[۱۱۴]
- امام على علیه السلام: حسادت، اندوهناکی مىآورد.
- الإمام عليّ عليه السلام: مَن كَثُرَ حَسَدُهُ، طالَ كَمَدُهُ.[۱۱۵]
- امام على علیه السلام: کسی که زیاد حسادت ورزد، اندوهناکیاش به درازا میکشد.
- الإمام عليّ عليه السلام - في الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: إنَّما يَحزَنُ الحَسَدَةُ أبَداً؛ لِأَنَّهُم لا يَحزَنونَ لِما يَنزِلُ بِهِم مِنَ الشَّرِّ فَقَط، بَل و لِما يَنالُ النّاسَ مِنَ الخَيرِ.[۱۱۶]
- امام على علیه السلام - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: حسودان، پيوسته اندوهناک اند؛ زيرا آنها صرفاً به خاطر گرفتاریهای خود، غمگين نمىشوند، بلكه به خاطر رسيدن خير به مردم نيز دچار اندوه مىشوند.
- الإمام عليّ عليه السلام - في الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: الحَسَدُ حُزنٌ لازمٌ، و عقلٌ هائِمٌ، و نَفَسٌ دائِمٌ. وَ النِّعمَةُ عَلَى المَحسودِ نِعمَةٌ، و هِيَ عَلَى الحاسِدِ نِقمَةٌ.[۱۱۷]
- امام علی علیه السلام - در حکمتهای منسوب به ایشان -: حسادت، موجب اندوه پیوسته، سرگشتگی خِرَد، و خستهجانی همیشگی است. نعمت برای فردی که به او حسادت میشود، نعمت و برای حسود، مایۀ عذاب است.
- امام على علیه السلام: دلهاى خود را از حسد پاک كنيد؛ زيرا حسادت، مایۀ اندوه و رنجوری است.
- مقتل الحسين للخوارزمي: قيلَ: كانَ مَكتوباً عَلىٰ سَيفِ الحُسَينِ عليه السلام: البَخيلُ مَذمومٌ، وَ الحَريصُ مَحرومٌ، وَ الحَسودُ مَغمومٌ.[۱۲۰]
- مقتل الحسين علیه السلام، خوارزمی: گفته شده كه [این عبارت] بر شمشير امام حسين علیه السلام نقش بسته بود: «بخيل، نكوهيده است و حريص، محروم است و حسود، غمگین است».
۵ / ۱ - ۶: مَرَضُ الجَسَدِ
۵ / ۱ - ۶: بیماری تن
- الإمام عليّ عليه السلام: العَجَبُ لِغَفلَةِ الحُسّادِ عَن سَلامَةِ الأَجسادِ.[۱۲۱]
- امام على علیه السلام: شگفتا از بیخبری حسودان، از سلامت تن!
- الإمام عليّ عليه السلام: الحَسَدُ لا يَجلِبُ إلّا مَضَرَّةً و غَيظاً يوهِنُ قَلبَكَ و يُمرِضُ جِسمَكَ. و شَرُّ مَا استَشعَرَ قَلبُ المَرءِ الحَسَدُ؛ [فَاصرِف عَنكَ الحَسَدَ][۱۲۲] تَغنَم، و نَقِّ قَلبَكَ مِنَ الغِلِّ تَسلَم.[۱۲۳]
- امام على علیه السلام: حسادت، جز زيان و خشم، دستاوردى ندارد. قلب تو را سست و تنت را بيمار مىكند. بدترين چيزى كه قلب آدمى را میپوشاند، حسادت است. پس حسادت را از خود دور کن تا سود ببَری و قلبت را از کینه و کدورت پاک کن تا سالم بمانی.
- الإمام عليّ عليه السلام: الحَسَدُ يُذيبُ الجَسَدَ.[۱۲۴]
- امام على علیه السلام: حسادت، بدن را آب مىكند.
- الإمام عليّ عليه السلام: الحَسَدُ يُضنِي الجَسَدَ.[۱۲۵]
- امام على علیه السلام: حسادت، تن را فرسوده مىكند.
- الإمام عليّ عليه السلام: كَما أنَّ الصَّدَأَ يَأكُلُ الحَديدَ حَتّىٰ يُفنِيَهُ، كَذٰلِكَ الحَسَدُ يُكمِدُ الجَسَدَ حَتّىٰ يُفنِيَهُ.[۱۲۶]
- امام علی علیه السلام: همان طور که زنگار، آهن را میخورد تا آن که نابودش میکند، حسادت نیز بدن را میفرساید تا آن که آن را از بین میبرد.
- الإمام عليّ عليه السلام - في الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: مَن لَم يَقهَر حَسَدَهُ، كانَ جَسَدُهُ قَبراً لِنَفسِهِ.[۱۲۷]
- امام على علیه السلام - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: کسی كه حسد خود را سرکوب نکند، بدنش گورِ جانش میشود.
- الإمام عليّ عليه السلام: صِحَّةُ الجَسَدِ مِن قِلَّةِ الحَسَدِ.[۱۲۸]
- امام على علیه السلام: سلامت جسم، از كمىِ حسادت است.
راجع: ص34 (أوصاف الحسود / لا شفاء له).
ر.ک: ص3۵ (ویژگیهای حسود / شفاناپذیری).
۵ / ۱ - ۷: نَكَدُ العَیشِ و قِلَّةُ اللَّذَّةِ
۵ / ۱ - ۷: دشوار شدن زندگی و لذّت بردن اندک از آن
- رسول الله صلّی اللّه عليه وآله: أقَلُّ النّاسِ لَذَّةً الحَسودُ.[۱۲۹]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: حسود، کمترین لذّت را از زندگی میبرد.
- رسول الله صلّی اللّه عليه وآله: سِتَّةٌ لا تُفارِقُهُمُ الكَآبَةُ: الحَقودُ، وَ الحَسودُ، و حَديثُ عَهدٍ بِغِنىً، و غَنِيٌّ يَخشَى الفَقرَ، و طالِبُ رُتبَةٍ يَقصُرُ عَنها قَدرُهُ، و جَليسٌ لِأَهلِ الأَدَبِ و لَيسَ مِنهُم.[۱۳۰]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: شش كس اند که غم و افسردگی رهایشان نمىكند: كينهتوز، حسود، نوکیسه، ثروتمندى كه نگران نادارى است، جویندۀ مقامی كه ظرفيت آن را ندارد، و همنشين فرهيختگان كه خود از جملۀ آنان نباشد.
- الإمام عليّ عليه السلام: الحَسَدُ يُنَكِّدُ العَيشَ.[۱۳۱]
- امام على علیه السلام: حسادت، زندگى را دشوار مىكند.
- الإمام عليّ عليه السلام: لا عَيشَ أنكَدُ مِن عَيشِ الحَسودِ وَ الحَقودِ.[۱۳۲]
- امام على علیه السلام: زندگىاى دشوارتر از زندگىِ حسود و كينهتوز نيست.
- الإمام عليّ عليه السلام: أسوَأُ النّاسِ عَيشاً الحَسودُ.[۱۳۳]
- امام على علیه السلام: بدترين زندگی، از آنِ حسود است.
- الإمام عليّ عليه السلام: لا عَيشَ لِحَسودٍ.[۱۳۴]
- امام على علیه السلام: حسود را خوشی نیست.
- الإمام الصادق عليه السلام: لا لِحَسودٍ لَذَّةٌ.[۱۳۵]
- امام صادق علیه السلام: حسود را لذّتى نيست.
۵ / ۱ - ۸: ضَرَرُ الحَسَدِ عَلَی الحاسِدِ قَبلَ المَحسودِ
۵ / ۱ - ۸: زیان دیدن حسود، پیش از کسی که به او حسادت میکند
- امام على علیه السلام: آفرين بر حسادت، که چه دادگر است! اوّل از همه، خودِ حسود را مىكُشد.
- الإمام عليّ عليه السلام: وَيحَ الحَسَدِ ما أعدَلَهُ! بَدَأَ بِصاحِبِهِ فَقَتَلَهُ.[۱۳۸]
- امام علی علیه السلام: وه که چه دادگر است حسد! اوّل از همه، صاحب خود را میکُشد.
- الإمام عليّ عليه السلام: حَسبُ الحاسِدِ ما يَلقىٰ.[۱۳۹]
- امام على علیه السلام: آنچه حسود [از حسادت خود] مىكِشد، او را بس است.
- الإمام الهادي عليه السلام: إيّاكَ وَ الحَسَدَ؛ فَإنَّهُ يَبينُ فيكَ و لا يَعمَلُ في عَدُوِّكَ.[۱۴۰]
- امام هادی علیه السلام: از حسد بپرهیز؛ زیرا [آثار سوء حسد] در تو آشكار مىشود؛ امّا در دشمن تو تأثيرى ندارد.
- لقمان عليه السلام - لِابنِهِ -: إيّاكَ وَ الحَسَدَ؛ فَإنَّهُ يَتَبَيَّنُ فيكَ و لا يَتَبَيَّنُ فيمَن تَحسُدُهُ.[۱۴۱]
- لقمان علیه السلام - خطاب به پسرش -: از حسادت بپرهيز؛ زيرا [آثار] آن در خودِ تو آشكار مىگردد، نه در كسى كه به او حسادت میورزی.
- كشف الریبة: قالَ الإمامُ الصّادِقُ عليه السلام: الحاسِدُ مُضِرٌّ بِنَفسِهِ قَبلَ أن يُضِرَّ بِالمَحسودِ. كَإبليسَ؛ أورَثَ بِحَسَدِهِ لِنَفسِهِ اللَّعنَةَ، و لِآدَمَ عليه السلام الِاجتِباءَ وَ الهُدىٰ وَ الرَّفعَ إلىٰ مَحَلِّ حَقائِقِ العَهدِ وَ الِاصطِفاءَ. فَكُن مَحسوداً و لا تَكُن حاسِداً؛ فَإنَّ ميزانَ الحاسِدِ أبَداً خَفيفٌ یُثقِلُ ميزانَ المَحسودِ، وَ الرِّزقُ مَقسومٌ، فَماذا يَنفَعُ الحَسَدُ الحاسِدَ؟! و ماذا يَضُرُّ المَحسودَ الحَسَدُ؟!
وَ الحَسَدُ أصلُهُ مِن عَمَی القَلبِ[۱۴۲] و جُحودِ فَضلِ اللهِ، و هُما جَناحانِ لِلكُفرِ. و بِالحَسَدِ وَقَعَ ابنُ آدَمَ في حَسرَةِ الأَبَدِ، و هَلَكَ مَهلَكاً لا يَنجو مِنهُ أبَداً.
وَ لا تَوبَةَ لِلحاسِدِ؛ لِأَنَّهُ مُستَمِرٌّ عَلَيهِ، مُعتَقِدٌ بِهِ، مَطبوعٌ فيهِ، يَبدو بِلا مُعارِضٍ به و لا سَبَبٍ.[۱۴۳]
- کشف الریبة: امام صادق علیه السلام فرمود: «حسود، پیش از آن که به شخص مورد حسادتش زیان بزند، به خودش زیان میزند، مانند ابلیس که به سبب حسادتش، برای خودش لعنت و برای آدم علیه السلام، برگزیدگی و رهیافتگی و رفعت به جایگاه حقایق عهد (نبوّت) و انتخاب الهی، پس کسی باش که به او حسادت شده است و حسود مباش؛ زیرا ترازوی [عمل] حسود، همواره سبک است و ترازوی کسی را که به او حسادت میشود، سنگین میکند و روزی، تقسیم شده است. بنا بر این، حسادت حسود چه سودی برایش دارد و حسادت به آن که به او حسادت ورزیده میشود، چه زیانی به او میرساند؟!
ریشۀ حسادت، کوری دل و انکار فضل خداست و این دو (کوردلی و انکار فضل خدا) دو بال کفرند. بر اثر حسادت بود که [قابیل] فرزند آدم، گرفتار افسوس ابدی شد و در مهلکهای افتاد که هرگز از آن خلاص نمیشود. حسود، توبهپذیر نیست؛ چرا که حسادت در وجود او جریان دارد و به آن، گره خورده و با طبیعت او سرشته شده است و بدون هیچ مانع و سببی از او سر میزند.
۵ / ۲: المَضارُّ الاِجتِماعِیَّةُ
۵ / ۲: زیانهای اجتماعی
۵ / ۲ - ۱: حِرمانُ الشَّرَفِ
۵ / ۲ - ۱: محروم شدن از بزرگی
- رسول الله صلّی اللّه عليه وآله: إنَّ الحَسودَ لا يَسودُ.[۱۴۴]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: حسود، به آقايى نمىرسد.
- الإمام زین العابدین عليه السلام: الحَسودُ لا يَنالُ شَرَفاً.[۱۴۵]
- امام زین العابدین علیه السلام: حسود به بزرگی نمىرسد.
۵ / ۲ - ۲: سَبَبُ الفَضیحَةِ
۵ / ۲ - ۲: مایۀ رسوایی
- الإمام عليّ عليه السلام: إنَّ مِن أشَرِّ مَفاضِحِ المَرءِ الحَسَدَ.[۱۴۶]
- امام علی علیه السلام: یکی از بدترین اسباب ننگ و رسوایی انسان، حسادت است.
۵ / ۲ - ۳: فَسادُ المُجتَمَعِ
۵ / ۲ - ۳: تباه شدن جامعه
- امام على علیه السلام: هر گاه باران حسادت فرو ببارد، گياه تباهی میرويد.
- الإمام الصادق عليه السلام: إذا لَم تَجتَمِعِ القَرابَةُ عَلىٰ ثَلاثَةِ أشياءَ، تَعَرَّضُوا لِدُخولِ الوَهنِ عَلَيهِم وَ شَماتَةِ الأَعداءِ بِهِم، و هِيَ: تَركُ الحَسَدِ فیما بَينَهُم؛ لِئَلّا يَتَحَزَّبوا فَيَتَشَتَّتَ أمرُهُم، وَ التَّواصُلُ؛ لِيَكونَ ذٰلِكَ حادِياً لَهُم عَلَى الأُلفَةِ، وَ التَّعاوُنُ؛ لِتَشتَمِلَهُمُ العِزَّةُ.[۱۴۹]
- امام صادق علیه السلام: خويشاوندان، هر گاه بر سه چيز همداستان نشوند، خويشتن را در معرض ضعف و دشمنشادى قرار مىدهند: ترک حسادت به يكديگر، تا اين كه دسته دسته نشوند و كارشان به پراكندگى نينجامد؛ ايجاد ارتباط و پیوند با يكديگر، تا موجب اُلفت و یکپارچگی آنان گردد؛ و همكارى، تا اين كه شكستناپذير گردَند.
۵ / ۲ - ۴: هَلاكُ الاُمَّةِ
۵ / ۲ - ۴: نابودی امّت
- الإمام الحسن عليه السلام: هَلاكُ النّاسِ في ثَلاثٍ: الكِبرِ، وَ الحِرصِ، وَ الحَسَدِ. فَالكِبرُ هَلاكُ الدّينِ، و بِهِ لُعِنَ إبلِيسُ. وَ الحِرصُ عَدُوُّ النَّفسِ، و بِهِ اُخرِجَ آدَمُ عليه السلام مِنَ الجَنَّةِ. وَ الحَسَدُ رائِدُ السَّوءِ، و مِنهُ قَتَلَ قابيلُ هابيلَ.[۱۵۰]
- امام حسن علیه السلام: نابودى مردم، در سه چيز است: تكبّر و حرص (آز) و حسادت. تكبّر، موجب نابودى دين است و ابليس به سبب همين خصلت لعنت شد. حرص، دشمن جان است و به واسطۀ همين خو، آدم از بهشت رانده شد، و حسادت، راهنما به سوى بدى است و بر اثر همين حسادت بود كه قابيل، هابيل را كشت.
- فقه الرضا عليه السلام: رُوِيَ:... إيّاكُم وَ الحِرصَ وَ الحَسَدَ؛ فَإنَّهُما أهلَكَا الاُمَمَ السّالِفَةَ.[۱۵۱]
- فقه الرضا علیه السلام: روایت شده است که... از حرص و حسادت بپرهیزید؛ چرا که این دو خصلت، امّتهای پیشین را نابود کرد.
۵ / ۳: المَضارُّ المَعنَوِیَّةُ
۵ / ۳: زیانهای معنوی
۵ / ۳ - ۱: أكلُ الحَسَناتِ
۵ / ۳ - ۱: خوردن کارهای نیک
- رسول الله صلّی اللّه عليه وآله: إيّاكُم وَ الحَسَدَ؛ فَإنَّ الحَسَدَ يَأكُلُ الحَسَناتِ كَما تَأكُلُ النّارُ الحَطَبَ.[۱۵۲]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: از حسادت بپرهيزيد؛ زيرا حسادت، کارهای نيک را مىخورد، همچنان كه آتش، هيزم را.
- رسول اللَّه صلّی اللّه عليه وآله: إنَّ الغِلَّ[۱۵۳] وَ الحَسَدَ يَأكُلانِ الحَسَناتِ كَما تَأكُلُ النّارُ الحَطَبَ.[۱۵۴]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: کینه و حسادت، کارهای نیک را میخورند، چنان که آتش، هیزم را.
- الكافي عن عليّ بن عيسى رفعه: إنَّ موسىٰ عليه السلام ناجاهُ اللهُ تَبارَكَ و تَعالىٰ فَقالَ لَهُ في مُناجاتِهِ: يا موسىٰ... لا تَحسُد مَن هُوَ فَوقَكَ؛ فَإنَّ الحَسَدَ يَأكُلُ الحَسَناتِ كَما تَأكُلُ النّارُ الحَطَبَ.[۱۵۵]
- الکافی - به نقل از على بن عيسى، در حديثى كه سند آن را به معصوم رسانده است -: خداوندِ بلندمرتبه و والا با موسى نجوا كرد و در نجوايش با او فرمود: «اى موسى!... به آن كه فراتر از توست، حسادت مورز؛ زيرا حسادت، كارهاى نيک را مىخورد، چنان كه آتش، هيزم را».
- امام هادی علیه السلام: حسادت، نابود كنندۀ نيكىهاست.
۵ / ۳ - ۲: حَبطُ الأَعمالِ
۵ / ۳ - ۲: بر باد رفتن اعمال
- رسول الله صلّی اللّه عليه وآله - مِن خُطبتِهِ في حِجّةِ الوَداعِ في بَیانِ فَضلِ عَلِيٍّ عليه السلام -: مَعاشِرَ النّاسِ! إنَّ إبليسَ أخرَجَ آدَمَ عليه السلام مِنَ الجَنَّةِ بِالحَسَدِ؛ فَلا تَحسُدوهُ [أَي عَلِیّاً عليه السلام] فَتَحبَطَ أعمالُكُم و تَزِلَّ أقدامُكُم.[۱۵۸]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله - در خطبۀ حَجّة الوداع و در بیان فضیلت علی علیه السلام -: اى مردم! همانا ابلیس به خاطر حسادت، آدم را از بهشت بیرون كرد. پس به او (على علیه السلام) حسادت نكنيد كه اعمال شما بر باد میرود و گامهايتان مىلغزد.
- رسول الله صلّی اللّه عليه وآله: تَصعَدُ الحَفَظَةُ بِعَمَلِ العَبدِ كَالعَروسِ المَزفوفَةِ إلىٰ أهلِها، فَيُمَرُّ بِهِ إلىٰ مَلَكِ السَّماءِ الخامِسَةِ بِالجِهادِ وَ الصَّلاةِ ما بَينَ الصَّلاتَينِ، و لِذٰلِكَ رَنينٌ كَرَنينِ الإبِلِ، عَلَيهِ ضَوءٌ كَضَوءِ الشَّمسِ، فَيَقولُ المَلَكُ: قِف، أنَا مَلَكُ الحَسَدِ، فَاضرِب بِهٰذَا العَمَلِ وَجهَ صاحِبِهِ، و احمِلهُ عَلىٰ عاتِقِهِ؛ إنَّهُ كانَ يَحسُدُ مَن يَتَعَلَّمُ و يَعمَلُ لِلهِ بِطاعَتِهِ، و إذا رَأَىٰ لِأَحَدٍ فَضلاً في العَمَلِ وَ العِبادَةِ حَسَدَهُ و وَقَعَ فيهِ. فَيَحمِلُهُ عَلىٰ عاتِقِهِ و يَلعَنُهُ عَمَلُهُ.[۱۵۹]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: فرشتگانِ نگهدارندۀ اعمال، عمل بنده را مانند عروسی که به حجله میبرند، [به سوی درگاه الهی] بالا میبرند. آن عمل، جهاد و نماز ما بین دو نماز است و آوازی چونان آواز گلّۀ اشتران دارد و مانند خورشید میتابد. چون به فرشتۀ [موکّل بر] آسمان پنجم میرسند، فرشته میگوید: «بِایست. من فرشتۀ حسادتم. این عمل را به صورت صاحبش بزن و بار گردنش کن. او به کسی که علم میآموخت و برای خدا طاعتش مینمود، حسادت میورزید و هر گاه میدید کسی در عمل و عبادت برتر است، حسادت میورزید و از او بدگویی میکرد». پس، آن عمل را بار گردن او میکند و آن عمل، وی را لعنت میکند.
- رسول الله صلّی اللّه عليه وآله: لا يَحُلُّ الدَّرَجاتِ العُلىٰ اللَّعّانُ، و لا مَنّانٌ، و لا بَخيلٌ، و لا باغٍ، و لا حَسودٌ.[۱۶۰]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: لعنتگر و منّتگذار و بخیل و متجاوز و حسود، به درجات عالی [بهشت] دست نمییابند.
۵ / ۳ - ۳: فَسادُ الإیمانِ
۵ / ۳ - ۳: تباهی ایمان
- رسول اللَّه صلّی اللّه عليه وآله: الحَسَدُ يُفسِدُ الإيمانَ، كَما يُفسِدُ الصَّبِرُ[۱۶۱] العَسَلَ.[۱۶۲]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: حسد، ايمان را تباه مىكند، چنان كه صبر (عصارهای تلخ از نوعی درخت)، عسل را تباه مىكند.
- رسول الله صلّی اللّه عليه وآله: لا تَتَحاسَدوا؛ فَإنَّ الحَسَدَ يَأكُلُ الإيمانَ كَما تَأكُلُ النّارُ الحَطَبَ اليابِسَ.[۱۶۳]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: به يكديگر حسادت مورزيد؛ زیرا حسادت ایمان را میخورد، همان گونه كه آتش چوب خشک را مىخورد.
- رسول الله صلّی اللّه عليه وآله: لا يَجتَمِعانِ في قَلبِ عَبدٍ: الإيمانُ وَ الحَسَدُ.[۱۶۴]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: در دل هيچ بندهاى، ايمان و حسادت، با هم گرد نمىآيند.
- الإمام الباقر عليه السلام: لا يُؤمِنُ رَجُلٌ فيهِ الشُّحُّ وَ الحَسَدُ وَ الجُبنُ.[۱۶۵]
- امام باقر علیه السلام: مؤمن نيست مردى كه دچار بخل شدید و حسادت و بزدلى است.
- الإمام الباقر عليه السلام: إنَّ الحَسَدَ لَيَأكُلُ الإيمانَ كَما تَأكُلُ النّارُ الحَطَبَ.[۱۶۶]
- امام باقر علیه السلام: حسادت، ايمان را مىخورد، چنان كه آتش، هيزم را میخورد.
- الإمام الصادق عليه السلام: لا تَحاسَدوا و لا تَنازَعوا؛ فَإنَّ الحَسَدَ يَأكُلُ الإيمانَ كَما تَأكُلُ النّارُ الحَطَبَ.[۱۶۷]
- امام صادق علیه السلام: حسد نورزيد و نزاع نكنيد، كه حسد، ايمان را مىخورد، همان گونه كه آتش، هيزم را مىخورد.
- الإمام الصادق عليه السلام: مَن حَسَدَ مُؤمِناً انماثَ[۱۶۸] الإيمانُ في قَلبِهِ كَما يَنماثُ المِلحُ في الماءِ.[۱۶۹]
- امام صادق علیه السلام: كسى كه به مؤمنى حسادت بورزد، ايمان در قلب او آب مىشود، چنان كه نمک در آب حل مىشود.
- رسول الله صلّی اللّه عليه وآله: لَيسَ مِنّي ذو حَسَدٍ...، و لا أنَا مِنهُ.[۱۷۰]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: حسود... از من نیست و من نیز از او نیستم.
۵ / ۳ - ۴: فَسادُ الدّینِ
۵ / ۳ - ۴: تباهی دین
- رسول الله صلّی اللّه عليه وآله: ما ذِئبانِ جائِعانِ اُرسِلا في زَریبَةِ غَنَمٍ بِأَفسَدَ لَها مِن الحِرصِ عَلَى المالِ وَ الحَسَدِ في دينِ المُسلِمِ، و إنَّ الحَسَدَ لَيَأكُلُ الحَسَناتِ كَما تَأكُلُ النّارُ الحَطَبَ.[۱۷۱]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: آسیبی که دو گرگ گرسنه روانه شده به سوی گلۀ گوسفند، به آن میزنند، بیشتر از آسیبی نیست که حرص مال داشتن و حسادت، به دین مسلمان میزنند و بی تردید، حسد، حسنات را نابود مىكند، چنان كه آتش، هيزم را نابود مىكند.
- الإمام عليّ عليه السلام: الحَسَدُ آفَةُ الدّينِ.[۱۷۲]
- امام باقر علیه السلام: حسادت، آسيب دين است.
- الإمام عليّ عليه السلام: دَعِ الحَسَدَ وَ الكَذِبَ وَ الحِقدَ؛ فَإنَّهُنَّ ثَلاثَةٌ تَشينُ[۱۷۳] الدّينَ، و تُهلِكُ الرَّجُلَ.[۱۷۴]
- امام على علیه السلام: حسادت و دروغ و كينه را رها كن كه اين سه، دين [انسان] را لكّهدار مىكنند و آدمى را به نابودى مىكشانند.
- الإمام الصادق عليه السلام: آفَةُ الدّينِ الحَسَدُ وَ العُجبُ وَ الفَخرُ.[۱۷۵]
- امام صادق علیه السلام: آفت دين، حسادت و خودپسندى و فخرفروشى است.
۵ / ۳ - ۵: التَّقَحُّمُ فِي الذُّنوبِ
۵ / ۳ - ۵: فرو رفتن در گناهان
- الإمام عليّ عليه السلام: الحِرصُ وَ الكِبرُ وَ الحَسَدُ دَواعٍ إلَى التَّقَحُّمِ[۱۷۶] في الذُّنُوبِ.[۱۷۷]
- امام على علیه السلام: حرص و تكبّر و حسادت، موجب فرو رفتن در گناهان اند.
۵ / ۳ - ۶: شَقاءُ الدُّنیا وَ الآخِرَةِ
۵ / ۳ - ۶: رنج دنیا و آخرت
- الإمام عليّ عليه السلام: ثَمَرَةُ الحَسَدِ شَقاءُ الدُّنيا وَ الآخِرَةِ.[۱۷۸]
- امام على علیه السلام: ثمرۀ حسادت، رنج در دنيا و آخرت است.
الفَصلُ السّادِس: بَرَكاتُ تَركِ الحَسَدِ
فصل ششم: برکتهای ترک حسادت
۶ / ۱: قُربُ اللّٰـهِ
۶ / ۱: نزدیک شدن به خدا
- الإمام الصادق عليه السلام: بَينَما موسَى بنُ عِمرانَ عليه السلام يُناجي رَبَّهُ و یُكَلِّمُهُ إذ رَأىٰ رَجُلاً تَحتَ ظِلِّ العَرشِ، فقالَ: يا رَبِّ، مَن هٰذَا الّذي قَد أظَلَّهُ عَرشُكَ؟
فقالَ: يا موسىٰ، هٰذا مِمّن لَم يَحسُدِ النّاسَ عَلىٰ ما آتاهُمُ اللّهُ مِن فَضلِهِ.[۱۷۹]
- امام صادق علیه السلام: موسى بن عمران علیه السلام در حال مناجات و سخن گفتن با پروردگارش بود که مردى را زير سايۀ عرش ديد. گفت: پروردگارا! اين كيست كه عرش تو بر او سایه افکنده است؟
فرمود: «اى موسى! او از كسانى است كه بر نعمتهايى كه خدا به مردم داده، حسادت نورزيده است».
- الإمام الكاظم عليه السلام: أفضَلُ ما يَتَقَرَّبُ بِهِ العَبدُ إلَى اللهِ بَعدَ المَعرِفَةِ بِهِ: الصَّلاةُ، و بِرُّ الوالِدَينِ، و تَركُ الحَسَدِ وَ العُجبِ وَ الفَخرِ.[۱۸۰]
- امام کاظم علیه السلام: پس از شناخت خداوند، برترين چيزى كه انسان را به خداوند نزديک مىكند، نماز، نيكى به پدر و مادر و ترک حسادت و خودپسندى و فخرفروشى است.
۶ / ۲: الجَنَّةُ
۶ / ۲: بهشت
- رسول اللَّه صلّی اللّه عليه وآله: ثَمَنُ الجَنَّةِ تَركُ الحَسَدِ.[۱۸۱]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بهای بهشت، وا نهادن حسادت است.
۶ / ۳: مَحَبَّةُ النّاسِ
۶ / ۳: محبوبیت نزد مردم
- الإمام عليّ عليه السلام: مَن تَرَكَ الحَسَدَ، كانَت لَهُ المَحَبَّةُ عِندَ النّاسِ.[۱۸۲]
- امام على علیه السلام: هر كه حسادت را رها كند، محبوب مردم مىشود.
- الإمام الصادق عليه السلام: إنَّ صاحِبَ الدّينِ... اطَّرَحَ[۱۸۳] الحَسَدَ، فَظَهَرَتِ المَحَبَّةُ.[۱۸۴]
- امام صادق علیه السلام: شخص ديندار... حسادت را دور افکنده و در نتيجه، محبوبیت پیدا کرده است.
۶ / ۴: السَّعادَةُ
۶ / ۴: خوشبختی
- الإمام عليّ عليه السلام: خُلُوُّ الصَّدرِ مِنَ الغِلِّ وَ الحَسَدِ، مِن سَعادَةِ العَبدِ.[۱۸۵]
- امام على علیه السلام: خالى بودن دل از كينه و حسادت، از خوشبختى بنده است.
الفَصلُ السّابِع: مُكافَحَةُ الحَسَدِ
فصل هفتم: مبارزه کردن با حسادت
۷ / ۱: ما یَنبَغي فِعلُهُ لِإزالَةِ الحَسَدِ
۷ / ۱: راههای از بین بردن حسادت
۷ / ۱ - ۱: الاِستِعانَةُ بِاللّهِ
۷ / ۱ - ۱: کمک جستن از خدا
- فاطمة عليها السلام _ في جُملَةِ دُعائِها لِلصَّلَواتِ الخَمسِ _: اللّٰهُمَّ انزِعِ العُجبَ وَ الرِّياءَ وَ الكِبرَ وَ البَغيَ وَ الحَسَدَ وَ الضَّعفَ وَ الشَّكَّ وَ الوَهنَ وَ الضُّرَّ وَ الأَسقامَ وَ الخِذلانَ وَ المَكرَ وَ الخَديعَةَ وَ البَلِيَّةَ وَ الفَسادَ مِن سَمعي و بَصَري و جَميعِ جَوارِحي، و خُذ بِناصِيَتي إلىٰ ما تُحِبُّ و تَرضىٰ، يا أرحَمَ الرّاحِمينَ.[۱۸۶]
- فاطمه علیها السلام - در دعاهایی که در نمازهای پنجگانه میکرد -: خدایا! خودبينى و خودنمايى و خودخواهى و تجاوزگری و حسادت و ناتوانى و ترديد و سستى و آسيب و بيمارىها و بىیاور شدن و نيرنگ و حُقّه و بلا و فساد را از گوش و چشم و همۀ اندامم بر كَن و زمام اختيارم را به سوى هرچه تو دوست دارى و از آن راضى هستى، در دست بگير، اى مهربانترینِ مهربانان!
- الإمام زین العابدین عليه السلام - مِن دُعائِهِ عِندَ الشِّدَّةِ وَ الجَهدِ و تَعَسُّرِ الاُمُورِ -: اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِه، و ارزُقني سَلامَةَ الصَّدرِ مِنَ الحَسَدِ، حَتّىٰ لا أحسُدَ أحَداً مِن خَلقِكَ عَلىٰ شَيءٍ مِن فَضلِكَ، و حَتّىٰ لا أرىٰ نِعمَةً مِن نِعَمِكَ عَلىٰ أحَدٍ مِن خَلقِكَ، في دينٍ أو دُنيا، أو عافِيَةٍ أو تَقوىٰ، أو سَعَةٍ أو رَخاءٍ... إلّا رَجَوتُ لِنَفسي أفضَلَ ذٰلِكَ، بِكَ و مِنكَ وَحدَكَ لا شَريكَ لَكَ.[۱۸۷]
- امام زین العابدین علیه السلام - در دعاى خود در هنگام سختی و رنج و دشوار شدن کارها -: خدايا! بر محمّد و خاندان او درود فرست و سينهای سالم از حسد، روزیام فرما تا به هيچ يک از آفريدگانت برای چيزى از فضلت حسادت نورزم، و تا آن كه نعمتى از نعمتهايت را در دين يا دنيا يا تندرستى يا پرهيزگارى يا گشايش يا آسايش... بر هيچ يک از خَلق تو نبينم، جز آن كه بهتر از آن را به وسيلۀ تو و از جانب تو - كه تنهايى و شريک ندارى - براى خودم آرزو نمايم.
- الإمام زین العابدین عليه السلام - مِن دُعائِهِ عِندَ الشِّدَّةِ وَ الجَهدِ و تَعَسُّرِ الاُمُور -: اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، و خَلِّصني مِنَ الحَسَدِ، و احصُرني عَنِ الذُّنوبِ، و وَرِّعني عَنِ المَحارِمِ.[۱۸۸]
- امام زین العابدین علیه السلام - در دعای خود در هنگام سختی و رنج و دشوار شدن کارها -: خدایا! بر محمّد و خاندان او درود فرست و مرا از حسادت، پاک گردان و از گناهان، مصون بدار و از حرامها نگه دار.
- الإمام الكاظم عليه السلام - في وَصِیَّتِهِ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ -: يا هِشامُ، مَن أرادَ الغِنىٰ بِلا مالٍ، و راحَةَ القَلبِ مِنَ الحَسَدِ، وَ السَّلامَةَ في الدّينِ؛ فَليَتَضَرَّع إلَى اللهِ عزّ وجلّ في مَسأَلَتِهِ بِأَن يُكَمِّلَ عَقلَهُ؛ فَمَن عَقَلَ قَنِعَ بِما يَكفيهِ، و مَن قَنِعَ بِما يَكفيهِ استَغنىٰ، و مَن لَم يَقنَع بِما يَكفيهِ لَم يُدرِكِ الغِنىٰ أبَداً.[۱۸۹]
- امام كاظم علیه السلام - در سفارش خود به هشام بن حكم -: اى هشام! هر كه توانگرىِ بدون مال، و آسودگىِ دل از حسادت، و سلامت دين مىخواهد، بايد از خداوند عز و جل عاجزانه بخواهد كه خِرد او را كامل گرداند؛ زيرا كسى كه خردمند باشد، آنچه او را بس است، قناعت میكند، و هر كه به آنچه او را بس است قانع باشد، احساس بىنيازى میكند، و آن كه به این مقدار از روزی قانع نباشد، هرگز بىنيازى نمیيابد.
۷ / ۱ - ۲: تَقوِیَةُ الإیمانِ
۷ / ۱ - ۲: تقویت ایمان
- الإمام عليّ عليه السلام: لا يَكونُ المُؤمِنُ حَسوداً.[۱۹۰]
- امام على علیه السلام: مؤمن، حسود نيست.
- الإمام عليّ عليه السلام - في صِفَةِ المُؤمِنِ -: حَياؤُهُ يَعلو شَهوَتَهُ، و وُدُّهُ يَعلو حَسَدَهُ.[۱۹۱]
- امام علی علیه السلام - در توصیف مؤمن -: حياى او بر شهوتش چيره است و مهرورزیاش بر حسادتش.
- الإمام عليّ عليه السلام: الإيمانُ بَريءٌ مِنَ الحَسَدِ.[۱۹۲]
- امام على علیه السلام: ايمان، از حسادت بیزار است.
- الإمام عليّ عليه السلام - في وَصفِ الشّیعَةِ -: و لا يَغلِبُهُ الحَسَدُ.[۱۹۳]
- امام علی علیه السلام - در توصیف شیعه -: حسادت بر آنان چیره نمیشود.
- الإمام الصادق عليه السلام: سِتَّةٌ لا تَكونُ في المُؤمِنِ: العُسرُ، وَ النَّكَدُ، وَ اللَّجاجَةُ، وَ الكَذِبُ،
وَ الحَسَدُ، وَ البَغيُ.[۱۹۴]
- امام صادق علیه السلام: شش چیز در مؤمن نیست: در تنگنا بودن، سختگیری، خیرهسری، دروغ، حسادت، و تجاوزگری.
۷ / ۱ - ۳: تَقوِیَةُ التَّقویٰ
۷ / ۱ - ۳: تقویت پرهیزگاری
- الإمام عليّ عليه السلام: مَنِ اتَّقىٰ قَلبُهُ، لَم يَدخُلهُ الحَسَدُ.[۱۹۵]
- امام على علیه السلام: كسى كه قلبش پرهیزگار باشد، حسادت به آن راه نمییابد.
- الإمام عليّ عليه السلام: لَيسَ الحَسَدُ مِن خُلُقِ الأَتقِياءِ.[۱۹۶]
- امام علی علیه السلام: حسادت، از اخلاق پرهیزگاران نیست.
- الإمام الصادق عليه السلام: اِتَّقُوا اللهَ و لا يَحسُد بَعضُكُم بَعضاً.[۱۹۷]
- امام صادق علیه السلام: از خدا پروا کنید و به يكديگر حسادت نکنید.
۷ / ۱ - ۴: الرِّضا بِالتَّقدیرِ
۷ / ۱ - ۴: خشنودی به تقدیر الهی
- الإمام عليّ عليه السلام: مَن رَضِيَ بِحالِهِ، لَم يَعتَوِرهُ الحَسَدُ.[۱۹۸]
- امام على علیه السلام: كسى كه از وضعيت خود خشنود باشد، دچار حسادت نمىشود.
۷ / ۱ - ۵: عَدَمُ استِعمالِ الحَسَدِ
۷ / ۱ - ۵: خویشتنداری پس از احساس حسادت
- رسول اللَّه صلّی اللّه عليه وآله: وُضِعَ عَن اُمَّتي تِسعُ خِصالٍ: الخَطَأُ، وَ النِّسيانُ، و ما لا يَعلَمونَ، و ما لا يُطيقونَ، و ما اضطُرُّوا إلَيهِ، و مَا استُكرِهوا عَلَيهِ، وَ الطِّيَرَةُ، وَ الوَسوَسَةُ في التَّفَكُّرِ في الخَلقِ، وَ الحَسَدُ ما لَم يُظهَر بِلِسانٍ أو يَدٍ.[۱۹۹]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: [مسئوليتِ] نُه چيز از امّت من برداشته شده است: خطا، فراموشى، آنچه ندانند، آنچه نتوانند، آنچه بِدان ناچار باشند، آنچه به زور به آن وادار شوند، فالِ بد زدن، وسوسه در انديشيدن در آفرينش، و حسادت تا زمانى كه در گفتار یا رفتار آشكار نشود.
- رسول الله صلّی اللّه عليه وآله: في الإنسانِ ثَلاثَةٌ: الطِّيَرَةُ، وَ الظَّنُّ، وَ الحَسَدُ؛ فَمَخرَجُهُ مِنَ الطِّيَرَةِ أن لا يَرجِعَ، و مَخرَجُهُ مِنَ الظَّنِّ أن لا يُحَقِّقَ، و مَخرَجُهُ مِنَ الحَسَدِ أن لا يَبغِيَ.[۲۰۰]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: سه چیز در انسان وجود دارد: فال بد زدن، گمان [بد] بردن، و حسادت. راه برونرفت از فال بد، این است که [از تصمیم خود] بر نگردد [و به کار خود ادامه دهد]، راه برونرفت از گمان [بد]، این است که آن را به اجرا در نیاورد، و راه برونرفت از حسادت، آن است که تجاوزگری نکند.
- رسول الله صلّی اللّه عليه وآله: إذا حَسَدتُم فَلا تَبغوا.[۲۰۱]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر گاه دچار حسادت شدید، تجاوزگری نكنيد.
- التّمهيد لابن عبد البرّ عن إسماعیل بن اُمیّة عن رسول اللَّه صلّی اللّه عليه وآله: ثَلاثٌ لا يَسلَمُ مِنهُنَّ أحَدٌ: الطِّيَرَةُ، وَ الظَّنُّ، وَ الحَسَدُ.
قيلَ: فَما المُخرِجُ مِنهُنَّ يا رَسولَ اللّهِ؟
قالَ: إذا تَطَيَّرتَ فَلا تَرجِع، و إذا ظَنَنتَ فَلا تُحَقِّق، و إذا حَسَدتَ فَلا تَبغِ.[۲۰۲]
- التمهید، ابن عبد البر - به نقل از اسماعیل بن اُمیّه -: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «سه چیز است که کسی را از آنها خلاصی نیست: فال بد زدن، گمان [بد بردن]، و حسادت».
گفتند: راه برونرفت از آنها چیست، ای پیامبر خدا؟
فرمود: «هر گاه فال بد زدی، [از تصمیم خود] بر نگرد و هر گاه گمان [بد] بردی، آن را تحقّق نبخش، و هر گاه حسادت کردی، تجاوز نکن.
- رسول اللَّه صلّی اللّه عليه وآله: كُلُّ بَني آدَمَ حَسودٌ، و بَعضُ النّاسِ في الحَسَدِ أفضَلُ مِن بَعضٍ، فَلا يَضُرُّ حاسِدٌ حَسَداً ما لَم يَتَكَلَّم بِلِسانٍ، أو يَعمَل بِاليَدِ.[۲۰۳]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: همۀ آدمها حسودند؛ ولی برخی از مردم، حسادتشان بیشتر از برخی دیگر است. بنا بر این، حسادت هیچ حسودی، تا زمانی که سخنی نگوید یا کاری نکند، زیانی نمیرساند.
- الإمام عليّ عليه السلام: اِحتَرِسوا مِن سَورَةِ[۲۰۴] الجَمَدِ[۲۰۵] وَ الحِقدِ وَ الغَضَبِ وَ الحَسَدِ، و أعِدّوا لِكُلِّ شَيءٍ مِن ذٰلِكَ عُدَّةً تُجاهِدونَهُ بِها؛ مِنَ الفِكرِ في العاقِبَةِ، و مَنعِ الرَّذيلَةِ، و طَلَبِ الفَضيلَةِ، و صَلاحِ الآخِرَةِ، و لُزومِ الحِلمِ.[۲۰۶]
- امام على علیه السلام: از تندیِ بخل و كينه و خشم و حسادت بپرهيزيد و براى مبارزه با هر يک از آنها ابزارهایی مانند: انديشيدن در عاقبت آنها، مبارزه با رذيلت و طلب فضيلت و اصلاح كار آخرت و لزوم بردبارى و گذشت فراهم آوريد.
- الإمام الصادق عليه السلام: ثَلاثَةٌ لَم يَنجُ مِنها نَبِيٌّ فَمَن دونَهُ: التَّفَكُّرُ في الوَسوَسَةِ في الخَلقِ، وَ الطِّيَرَةُ، وَ الحَسَدُ؛ إلّا أنَّ المُؤمِنَ لا يَستَعمِلُ حَسَدَهُ.[۲۰۷]
- امام صادق علیه السلام: سه چيز است كه هيچ پيامبر و غير پيامبرى از آن نرهيده است: تفكّر وسوسهآميز در آفرينش، فال بد زدن، و حسادت؛ امّا مؤمن، حسادت خود را به كار نمىزند.
۷ / ۱ - ۶: الاِستِغفارُ
۷ / ۱ - ۶: آمرزشخواهی
- المعجم الكبیر عن حارثة بن النُّعمان عن رسول اللَّه صلّی اللّه عليه وآله: ثَلاثٌ لازِماتٌ لِاُمَّتي: الطِّيَرَةُ، وَ الحَسَدُ، و سوءُ الظَّنِّ.
فَقالَ رَجُلٌ: ما يُذهِبُهُنَّ يا رَسولَ اللهِ مِمَّن هُوَ فيهِ؟
قالَ: إذا حَسَدتَ فَاستَغفِرِ اللهَ، و إذا ظَنَنتَ فَلا تُحَقِّق، و إذا تَطَيَّرتَ فَامضِ.[۲۰۸]
- المعجم الکبیر - به نقل از حارثة بن نعمان -: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «سه چيز هميشه گریبانگیر امّت من است: فال بد زدن، حسادت و بدگمانی».
مردی گفت: ای پیامبر خدا! چه چیزی اینها را از کسی که در او باشد، میبرد؟
فرمود: «هر گاه حسادت کردی، از خدا آمرزش بخواه، هر گاه گمان بردی، [گمانت را] تحقّق نبخش و هر گاه فال بد زدى، به راهت ادامه بده [و به آن فال بد، ترتيب اثر نده]».
۷ / ۲: ما یَنبَغي في مُعامَلَةِ الحَسودِ
۷ / ۲: رفتار بایسته در برخورد با حسود
۷ / ۲ - ۱: الاِستِعاذَةُ بِاللهِ مِن شَرِّهِ
۷ / ۲ - ۱: پناه بردن به خدا از شرّ حسود
الكتاب
قرآن
(قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ *... وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ)[۲۰۹]
(بگو: به پروردگار سپیدهدم پناه میبرم *... و از شرّ هر حسودی، هنگامی که حسد میورزد).
الحدیث
حدیث
- الإمام الصادق عليه السلام: كانَ رَسولُ اللهِ صلّی اللّه عليه وآله يَتَعَوَّذُ في كُلِّ يَومٍ مِن سِتِّ خِصالٍ: مِنَ الشَّكِّ، وَ الشِّركِ، وَ الحَمِيَّةِ، وَ الغَضَبِ، وَ البَغيِ، وَ الحَسَدِ.[۲۱۰]
- امام صادق علیه السلام: پيامبر خدا صلی الله علیه و آله هر روز از شش خصلت به خدا پناه مىبُرد: از شک و شرک و تعصّب و خشم و تجاوزگری و حسادت.
- الإمام عليّ عليه السلام: رَقَى النَّبِيُّ صلّی اللّه عليه وآله حَسَناً و حُسَيناً فَقالَ: «اُعيذُكُما بِكَلِماتِ اللهِ التّامّاتِ، وَ أسمائِهِ الحُسنىٰ كُلِّها عامَّةً، مِن شَرِّ السّامَّةِ وَ الهامَّةِ، و مِن شَرِّ كُلِّ عَينٍ لامَّةٍ، و مِن شَرِّ حاسِدٍ إذا حَسَدَ».
ثُمَّ التَفَتَ النَّبِيُّ صلّی اللّه عليه وآله إلَينا فَقالَ: هٰكَذا كانَ يُعَوِّذُ إبراهيمُ إسماعيلَ و إسحاقَ عليهم السلام.[۲۱۱]
- امام على علیه السلام: پيامبر صلی الله علیه و آله حسن و حسين را با این دعا تعويذ فرمود: «شما را با كلمات کامل خداوند و با همۀ نامهاى نيكوى او، از آسيبِ هر گزنده و خزنده، و از گزند هر چشم بد و از شرّ هر حسودى، آن گاه كه حسد مىورزد، در پناه [خداوند] قرار مىدهم».
پيامبر صلی الله علیه و آله سپس رو به ما كرد و فرمود: «ابراهيم علیه السلام نيز اسماعيل و اسحاق را اين گونه تعويذ مىكرد».
- الإمام الصادق عليه السلام عن رسول اللَّه صلّی اللّه عليه وآله: مَن أرادَهُ إنسانٌ بِسوءٍ فَأَرادَ أن يَحجُزَ اللهُ بَينَهُ و بَينَهُ، فَليَقُل حينَ يَراهُ: «اَعوذُ بِحَولِ اللهِ و قُوَّتِهِ مِن حَولِ خَلقِهِ و قُوَّتِهِم، و (أَعُوذُ بِرَبِّ الفَلَقِ * مِن شَـرِّ ما خَلَقَ)[۲۱۲]»، ثُمَّ يَقولُ ما قالَ اللهُ عزّ وجلّ لِنَبِيِّهِ صلّی اللّه عليه وآله (فَإِن تَوَلَّوا فَقُل حَسبِيَ اللهُ لا إِلهَ إِلّا هُوَ عَلَيهِ تَوَكَّلتُ وَ هُوَ رَبُّ العَرشِ العَظِيمِ)[۲۱۳]؛ صَرَفَ اللهُ عَنهُ كَيدَ كُلِّ كائِدٍ، و مَكرَ كُلِّ ماكِرٍ، و حَسَدَ كُلِّ حاسِدٍ.[۲۱۴]
- امام صادق علیه السلام - به نقل از پيامبر خدا صلی الله علیه و آله ـ: هر كس كه شخصى قصد بدى به او داشته باشد و او بخواهد كه خداوند مانع [گزندرسانى] وی شود، هر گاه چشمش به او افتاد، بگويد: «به نيرو و توان خدا پناه مىبرم از نيرو و توان آفریدگان او، و (به پروردگار سپيدهدم پناه مىبرم * از شرّ آنچه آفريده است). سپس همان چيزى را بگويد كه خداوند عز و جل به پيامبرش صلی الله علیه و آله فرموده است: (پس اگر روى برتافتند، بگو: خداوند، مرا بس است. هيچ معبودى جز او نيست. بر او توكّل كردم و او صاحب عرش بزرگ است)». [با گفتن اين كلمات،] خداوند توطئۀ هر توطئهگر و نيرنگ هر نيرنگباز و حسادت هر حسودى را از او دور مىسازد.
- الإمام عليّ عليه السلام _ في الدُّعاءِ المَعروفِ بِدُعاءِ الیَمانِيِّ _: اللّٰهُمَّ إنّي أسأَلُكَ الثَّباتَ في الأَمرِ، وَ العَزيمَةَ عَلَى الرُّشدِ، وَ الشُّكرَ عَلىٰ نِعمَتِكَ، و أعُوذُ بِكَ مِن جَورِ كُلِّ جائِرٍ، و بَغيِ كُلِّ باغٍ، و حَسَدِ كُلِّ حاسِدٍ.[۲۱۵]
- امام علی علیه السلام - در دعای معروف به دعای یمانی -: خدایا! من از تو پایداری در کار و استواری در راه درست و سپاسگزاری از نعمتهایت را درخواست میکنم، و از ستم هر ستمگری و تجاوز هر تجاوزگری و حسادت هر حسودی، به تو پناه میبرم.
- الإمام عليّ عليه السلام - مِن دُعائه عَقیبَ الصَّلَواتِ الخَمسِ المَفروضاتِ -: اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، و احرُسني بِعَينِكَ الَّتي لا تَنامُ، و اكنُفني بِرُكنِكَ الَّذي لا يُرامُ، و اغفِر لي بِقُدرَتِكَ عَلَيَّ يا ذَا الجَلالِ وَ الإكرامِ.
اللّٰهُمَّ إنّي أعوذُ بِكَ مِن طَوارِقِ اللَّيلِ وَ النَّهارِ، و مِن جَورِ كُلِّ جائِرٍ، و حَسَدِ كُلِّ حاسِدٍ، و بَغيِ كُلِّ باغٍ.[۲۱۶]
- امام على علیه السلام - در دعای خود در تعقیبات نمازهای پنجگانۀ واجب -: خدايا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و با ديدۀ خود كه نمىخوابد، مرا حراست كن، و مرا با شوکت خود كه هیچ چیزی قصد آن نتواند کرد، در پناهم گير، و با قدرت خود بر من، مرا ببخش، اى صاحب شُکوه و بخشایش!
خدايا! من به تو پناه میبرم از پيشامدهاى ناگوار شبانهروز، و از ستم هر ستمگری، و حسادت هر حسودی، و تجاوز هر تجاوزگری.
- الإمام زین العابدین عليه السلام - مِن دُعائِهِ في دِفاعِ كَيدِ الأَعداءِ و رَدِّ بَأسِهِم -: و كَم مِن حاسِدٍ قَد شَرِقَ[۲۱۷] بي بِغُصَّتِهِ، و شَجِيَ مِنّي بِغَيظِهِ، و سَلَقَني بِحَدِّ لِسانِهِ، و وَحَرَني[۲۱۸] بِقَرفِ[۲۱۹] عُيوبِهِ، و جَعَلَ عِرضي غَرَضاً لِمَراميهِ، و قَلَّدَني خِلالاً[۲۲۰] لَم تَزَل فيهِ، و وَحَرَني بِكَيدِهِ، و قَصَدَني بِمَكيدَتِهِ؛ فَنادَيتُكَ يا إلٰهي مُستَغيثاً بِكَ، واثِقاً بِسُرعَةِ إجابَتِكَ، عالِماً أنَّهُ لا يُضطَهَدُ مَن أوىٰ إلىٰ ظِلِّ كَنَفِكَ، و لا يَفزَعُ مَن لَجَأَ إلىٰ مَعقِلِ انتِصارِكَ، فَحَصَّنتَني مِن بَأسِهِ بِقُدرَتِكَ.[۲۲۱]
- امام زین العابدین علیه السلام - در دعای خود برای دفع نیرنگ و گزند دشمنان -: چه بسا حسودى كه به خاطر من غصّه گلوگيرش شد، و خشم در گلويش پيچيد، و با نيش زبانش مرا آزرد، و به تهمت عیبهایی كه در وجود خود داشت بر من طعنه زد، و آبروى مرا آماج تيرهاى كينۀ خود ساخت، و ویژگیهایی را به من نسبت داد كه پيوسته در وجودش بود و به نيرنگ خود، سينهام را به خشم انباشت، و با مكر خود آهنگ من كرد. پس من تو را ندا دادم: «اى معبود من!» و از تو فريادرسى خواستم و به سرعت اجابتت اطمينان داشتم و مىدانستم كه هر كس در سايۀ حمايت تو جا گرفت، ستمزده نمىشود، و هر كس به پناهگاه انتقام تو پناهنده شد، نمىهراسد. پس تو مرا به قدرت خود از گزند او مصون داشتى.
- الإمام زین العابدین عليه السلام - مِن دُعائِهِ في الاِستعاذةِ مِنَ المَكارِهِ و سَيِّئِ الأَخلاقِ و مَذامِّ الأَفعالِ -: اللّٰهُمَّ إنّيِ أعوذُ بِكَ مِن هَيَجانِ الحِرصِ، و سَورَةِ الغَضَبِ، و غَلَبَةِ الحَسَدِ.[۲۲۲]
- امام زين العابدين علیه السلام - در دعاى خود در پناه جستن به خدا از ناخوشايندها و بدخلقیها و رفتارهاى ناشایست -: خدايا! به تو پناه مىبرم از فوران حرص و تندى خشم و چيره شدن حسادت.
- الإمام الصادق عليه السلام: إذا تَهَيَّأَ أحَدُكُم تَهيِئَةً تُعجِبُهُ، فَليَقرَأْ حينَ يَخرُجُ مِن مَنزِلِهِ المُعَوِّذَتَينِ؛ فَإنَّهُ لا يَضُرُّهُ شَيءٌ بِإذنِ اللهِ تَعالىٰ.[۲۲۳]
- امام صادق علیه السلام: هر گاه یکی از شما خود را به خوبی آراست، هنگام خارج شدن از منزلش معوّذتین (سورههای فلق و ناس) را بخواند. در این صورت، به خواست خداوند متعال، گزندی به او نمیرسد.
۷ / ۲ - ۲: طاعَةُ اللّٰـهِ في مُخالَفَةِ الحَسودِ
۷ / ۲ - ۲: اطاعت از خدا در مخالفت با حسود
- رسول الله صلّی اللّه عليه وآله: مَن آثَرَ طاعَةَ اللهِ بِغَضَبِ النّاسِ؛ كَفاهُ اللهُ عَداوَةَ كُلِّ عَدُوٍّ، و حَسَدَ كُلِّ حاسِدٍ، و بَغيَ كُلِّ باغٍ، و كانَ اللهُ عزّ وجلّ لَهُ ناصِراً و ظَهيراً.[۲۲۴]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر كه اطاعت از خدا را بر خشم مردم ترجيح دهد، خداوند او را از دشمنىِ هر دشمن و حسادتِ هر حسود و تجاوزِ هر تجاوزگرى نگه میدارد و ياور و پشتيبانش است.
- الإمام الصادق عليه السلام - في وَصِیَّتِهِ لِزَيدٍ الشَّحّامِ -: يا زَيدُ، اِصبِر عَلىٰ أعداءِ النِّعَمِ؛ فَإنَّكَ لَن تُكافِئَ مَن عَصَى اللهَ فيكَ بِأَفضَلَ مِن أن تُطيعَ اللهَ فيهِ.[۲۲۵]
- امام صادق علیه السلام - در سفارش خود به زید شحّام -: اى زيد! در برابر دشمنانِ نعمتها (حسودان) شكيبا باش؛ زيرا هرگز نمىتوانى كسى را كه در بارۀ تو خدا را نافرمانى مىكند، با چيزى بهتر از اين، مجازات كنى كه تو در عوض، خدا را دربارۀ او فرمان میبرى.
۷ / ۲ - ۳: مُداراتُهُ
۷ / ۲ - ۳: مدارا کردن با حسود
- الإمام الصادق عليه السلام: ثَلاثَةٌ لا يُعذَرُ المَرءُ فيها: مُشاوَرَةُ ناصِحٍ، و مُداراةُ حاسِدٍ، وَ التَّحَبُّبُ
إلَى النّاسِ.[۲۲۶]
- امام صادق علیه السلام: سه چيز است كه انسان در [صورت ترک کردن] آنها عذری ندارد: مشورت با خيرخواه، و مدارا با حسود، و دوستى با مردم.
۷ / ۲ - ۴: الإِحسانُ إلَیهِ
۷ / ۲ - ۴: نیکی کردن به حسود
- الإمام عليّ عليه السلام - في الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: عَذِّب حُسّادَكَ بِالإحسانِ إلَيهِم.[۲۲۷]
- امام علی علیه السلام - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: حسودان به خودت را با نیکی کردن به آنها تنبيه كن.
۷ / ۲ - ۵: تَقوِیَةُ الفَضیلَةِ المَحسودَةِ
۷ / ۲ - ۵: تقویت امتیازی که موجب حسادت میشود
- الإمام عليّ عليه السلام - في الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: إن حَسَدَكَ أخٌ مِن إخوانِكَ عَلىٰ فَضيلَةٍ ظَهَرَت مِنكَ فَسَعىٰ في مَكروهِكَ، فَلا تُقابِلهُ بِمِثلِ ما كافَحَكَ بِهِ؛ فَتُعَذِّرَ نَفسَهُ في الإساءَةِ إلَيكَ، و تَشرَعَ لَهُ طَريقاً إلىٰ ما يُحِبُّهُ فيكَ، لٰكِنِ اجتَهِد في التَّزَيُّدِ مِن تِلكَ الفَضيلَةِ الَّتي حَسَدَكَ عَلَيها، فَإنَّكَ تَسوءُهُ مِن غَيرِ أن توجِدَهُ حُجَّةً عَلَيكَ.[۲۲۸]
- امام على علیه السلام - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: اگر برادرى از برادرانت به امتيازى كه از تو آشكار شده است، حسادت ورزيد و به دنبال آن در بدى كردن به تو كوشيد، تو با او آن گونه كه با تو برخورد كرد، مقابله مَكن، تا [مبادا] برای بدی کردنش به تو توجیهی فراهم آوری و به سوی آنچه دربارۀ تو دوست میدارد، راهی بگشایی؛ بلکه در افزايش آن امتیازی كه به خاطر آن بر تو حسادت مىنمايد، تلاش كن؛ زيرا با اين كار، بی آن که بهانهای بر ضدّ خود به دست او بدهی، بدی او را پاسخ میدهی.
۷ / ۲ - ۶: تَركُ مُصاحَبَةِ الحَسودِ
۷ / ۲ - ۶: معاشرت نکردن با حسود
- الإمام الصادق عليه السلام: أدَّبَني أبي عليه السلام بِثَلاثٍ و نَهاني عَن ثَلاثٍ:... نَهاني أن اُصاحِبَ حاسِدَ نِعمَةٍ، و شامِتاً بِمُصيبَةٍ، أو حامِلَ نَميمَةٍ.[۲۲۹]
- امام صادق علیه السلام: پدرم علیه السلام مرا سه ادب آموخت و مرا از سه چيز نهى فرمود:... مرا از دوستى با كسى كه چشمِ ديدن نعمت كسى را ندارد، و دوستى با كسى كه از گرفتاری ديگران شاد مىشود، و دوستى با سخنچين نهى فرمود.
۷ / ۳: ما یَنبَغي فِعلُهُ لِلوِقایَةِ مِنَ الحَسَدِ
۷ / ۳: کارهای بایسته برای محفوظ ماندن از حسادت
- رسول اللَّه صلّی اللّه عليه وآله: اِستَعينوا عَلىٰ إنجاحِ الحَوائِجِ بِالكِتمانِ؛ فَإنَّ كُلَّ ذي نِعمَةٍ مَحسودٌ.[۲۳۰]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: براى كاميابى در خواستهها، از پنهانکاری کمک بگیرید؛ چرا كه به هر صاحب نعمتی، حسادت میشود.
- رسول الله صلّی اللّه عليه وآله: اِستَعينوا عَلىٰ اُمورِكُم بِالكِتمانِ؛ فَإنَّ كُلَّ ذي نِعمَةٍ مَحسودٌ.[۲۳۱]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: در كارهاى خود از نهانکارى کمک بگيريد؛ چون به هر صاحب نعمتى، حسادت میشود.
- الإمام عليّ عليه السلام – فِي الحِکَمِ المَنسوبَةِ إلَیهِ -: مَن طالَ لِسانُهُ و حَسُنَ بَيانُهُ، فَليَترُكِ التَّحَدُّثَ بِغَرائِبِ ما سَمِعَ؛ فَإنَّ الحَسَدَ لِحُسنِ ما يَظهَرُ مِنهُ يَحمِلُ أكثَرَ النّاسِ عَلىٰ تَكذيبِهِ.[۲۳۲]
- امام علی علیه السلام - در حکمتهای منسوب به ایشان -: کسی که زبانآور و خوشبیان است، باید از گفتن سخنان شگفتانگیز خودداری کند؛ چرا که حسادت به خوبیهایی که از او سر میزند، بسیاری از افراد را به تکذیب او وا میدارد.
- الإمام عليّ عليه السلام: كُلُّ ذي رُتبَةٍ سَنِيَّةٍ مَحسودٌ.[۲۳۳]
- امام على علیه السلام: به هر شخص بلندمرتبهاى حسادت میشود.
- الإمام زین العابدین عليه السلام: كانَت أوَّلُ بَلوىٰ نَزَلَت بِيَعقوبَ عليه السلام وَ آلِ يَعقوبَ الحَسَدَ لِيوسُفَ لَمّا سَمِعوا مِنهُ الرُّؤیا.[۲۳۴]
- امام زين العابدين علیه السلام: اوّلين گرفتاری يعقوب و خانوادهاش، حسادت برادران يوسف بود، هنگامی که خواب او را شنیدند.
- الإمام الباقر عليه السلام: وَ اللهِ! إنّي لَأُصانِعُ بَعضَ وُلدي و اُجلِسُهُ عَلىٰ فَخِذي و اُكثِرُ لَهُ المَحَبَّةَ و اُكثِرُ لَهُ الشُّكرَ و إنَّ الحَقَّ[۲۳۵] لِغَيرِهِ مِن وُلدي، و لٰكِن مَخافَةً عَلَيهِ مِنهُ و مِن غَيرِهِ؛ لِئَلّا يَصنَعوا بِهِ ما فَعَلوا بِيوسُفَ إخوَتُهُ. و ما أنزَلَ اللهُ سورَةَ يوسُفَ إلّا أمثالاً لِكَي لا يَحسُدَ بَعضُنا بَعضاً كَما حَسَدَ يوسُفَ إخوَتُهُ و بَغَوا عَلَيهِ.[۲۳۶]
- امام باقر علیه السلام: به خدا سوگند، من با يكى از فرزندانم نرمش زیادی نشان میدهم و او را بر زانويم مىنشانم و بسيار به او محبّت مىورزم و بسيار از او قدردانی مىكنم. با اینکه حق (امامت) با فرزند ديگر من است [و شایستهتر است]، ولی به خاطر حفاظت كردن وى از [حسادتهای] او و ديگران، چنين مىكنم تا كارى را كه برادران يوسف با او كردند، اينان با وى نكنند. خداوند سورۀ يوسف را فرو نفرستاده است، مگر سرمشقی براى آن كه برخى از ما به دیگری، حسادت نورزد، همان گونه كه برادران يوسف بر او حسادت ورزيدند و حقّ او را پایمال کردند.
- الإمام الصادق عليه السلام: ثَلاثَةٌ لا يَنبَغي لِلمَرءِ الحازِمِ أنّ يَتَقَدَّمَ عَلَيها: شُربُ السَّمِّ لِلتَّجرِبَةِ
وَ إن نَجا مِنهُ، و إفشاءُ السِّرِّ إلَى القَرابَةِ الحاسِدِ و إن نَجا مِنهُ، و رُكوبُ البَحرِ و إن كانَ الغِنىٰ فيهِ.[۲۳۷]
- امام صادق علیه السلام: سه چيز است كه سزاوار نیست انسان دورانديش به آنها اقدام كند: نوشيدن زهر برای آزمودن، هر چند از آن نجات يابد؛ افشا كردن اسرار براى دوست حسود، هر چند از آن نجات يابد؛ و رفتن به دريا، اگرچه موجب توانگری باشد.
- ↑ به قلم پژوهشگر ارجمند، حجّة الإسلام و المسلمین عبدالهادی مسعودی.
- ↑ ر.ک: کتاب العین: ج۳ ص۱۳۰ مادّۀ «حسد»، معجم مقاییس اللغة: ج۲ ص۶۱ مادّۀ «حسد».
- ↑ «الحَسَد: أن تتمنَّى زوال نعمة المحسود إليكَ» (الصحاح: ج۲ ص۴۶۵ مادّۀ «حسد»).
- ↑ «الحَسَدُ أن يرى الرجل لأخيه نعمة فيتمنّى أن تزول عنه و تكون له دونه، و الغَبطُ: أن يتمنّى أن يكون له مثلها و لا يتمنّى زوالها عنه» (النهاية: ج۱ ص۳۸۳ مادّۀ «حسد»).
- ↑ «الحسد: معروف، حَسَدَه يَحسِدُه و يَحسُدُه حَسَداً و حَسَّدَه إذا تمنّى أن تتحوّل إليه نعمته و فضيلته أو يسلبهما هو» (لسان العرب: ج۳ ص۱۴۹ مادّۀ «حسد»).
- ↑ بحار الأنوار: ج۳۰ ص۳۶۲ ح۱۶۴ نقلاً عن إرشاد القلوب.
- ↑
الطِّیَرَة - بكسر الطاء و فتح الیاء، و قد تُسَكّن -: هي التشاؤم بالشيء... و أصله فیما یقال: التطیُّر بالسَّوانح و البوارح من الطیر و الظباء و غیرهما، و كان ذلك یصُدّهم عن مقاصدهم، فنفاه الشرع و أبطله و نهی عنه و أخبر أنّه لیس له تأثیر في جلب نفع أو دفع ضرر (النهایة: ج۲ ص۱۵۲ «طیر»).
- ↑
عوالي اللآلي: ج۱ ص۲۸۹ ح۱۴۴، بحار الأنوار: ج۷۷ ص۱۶۵ ح۲.
- ↑
صحيح البخاري: ج۵ ص۲۲۵۳ ح۵۷۱۸ عن أنس؛ الأمالي للمفید: ص۴۶ ح۶ عن ابن عبّاس نحوه، كشف الريبة: ص۸۱، بحار الأنوار: ج۷۶ ص۳۸ ذیل ح۳۵.
- ↑
كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۴ ص۳۶۰ ح۵۷۶۲، الخصال: ص۱۲۶ ح۱۲۲ كلاهما عن أنس بن محمّد عن أبيه عن الإمام الصادق عن أبیه عن جدّه عن الإمام عليّ عليه السلام، مكارم الأخلاق: ج۲ ص۳۲۴ ح۲۶۵۶ عن الإمام الصادق عن أبیه عن جدّه عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلّی اللّه عليه وآله، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۳۳ ح۳۱.
- ↑
نهج البلاغة: الخطبة ۱۹۲، بحار الأنوار: ج۱۴ ص۴۶۷ ح۳۷.
- ↑
تحف العقول: ص۳۲۲، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۲۳۶ ح۶۸.
- ↑
قصص الأنبياء للراوندي: ص۱۹۵ ح۲۴۵، بحار الأنوار: ج۱۳ ص۴۲۰ ح۱۴.
- ↑
الكافي: ج۲ ص۲۸۹ ح۱ عن أبي بصیر، الخصال: ص۹۰ ح۲۸، الأمالي للصدوق: ص۵۰۵ ح۶۹۴ كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۷۲ ص۱۰۴ ح۱.
- ↑
الكافي: ج۸ ص۸ ح۱ عن إسماعيل بن مخلّد السرّاج، تحف العقول: ص۳۱۵، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۲۱۷ ح۹۳.
- ↑
تاريخ دمشق: ج۴۹ ص۴۰ ح۱۰۴۸۵ عن ابن مسعود، الرسالة القشيرية: ص۳۹۵ نحوه.
- ↑
المؤمنون: ۳۳ - ۳۴.
- ↑ آل عمران: ۶۸.
- ↑ الأنفال: ۷۵.
- ↑ الاحتجاج: ج۱ ص۳۷۱، الغارات: ج۱ ص۱۹۸، المسترشد: ص۳۹۷ كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۳۲ ص۹۷ ح۶۷.
- ↑
الدّاءُ العَیاء: هو الذي أعیا الأطبّاء و لم ینجَع فیه الدواء (النهایة: ج۳ ص۳۳۴ «عیا»).
- ↑
نهج البلاغة: الخطبة ۱۹۴، بحار الأنوار: ج۷۲ ص۱۷۷ ح۶؛ جواهر المطالب للدمشقي: ج۱ ص۳۱۱ نحوه و راجع عيون الحكم و المواعظ: ص۲۳۴ ح۴۴۹۲.
- ↑
الكافي: ج۲ ص۳۰۷ ح۷ عن الفضيل بن عياض، منية المريد: ص۳۲۵، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۵۰ ح۷؛ تفسیر القرطبي: ج۲۰ ص۲۵۹ نحوه و راجع أعلام الدین: ص۱۳۷.
- ↑
مصباح الشريعة: ص۲۱۸، بحار الأنوار: ج۷۲ ص۲۰۷ ح۸.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۱۴۹ ح۵۵۸.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۵۰ ح۵۲۴۲، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۶۴ ح۴۸۰۲.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۲۱ ح۱۶۵۰.
- ↑
كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۴ ص۳۷۳ ح۵۷۶۲ عن حمّاد بن عمرو عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عن الإمام عليّ، مستطرفات السرائر (مؤسّسة النشر الإسلامی): ج۳ ص۶۲۲ عن الإمام
الصادق عليه السلام عنه صلّی اللّه عليه وآله. - ↑
الدِّهقان و الدُّهقان: التاجر، فارسي مُعرَّب، و هم الدَّهاقنة و الدَّهاقین (لسان العرب: ج۱۳ ص۱۶۳ «دهقن»).
- ↑
الرُّستاق: فارسي معرّب... و الجمع الرَّساتیق؛ و هي السواد.
- ↑
الكافي: ج۸ ص۱۶۲ ح۱۷۰، الخصال: ص۳۲۵ ح۱۴، تحف العقول: ص۲۲۰، بحار الأنوار: ج۲ ص۱۰۸ ح۱۰.
- ↑
الشیمَة: الخُلُق. و الشیمة: الطبیعة (لسان العرب: ج۱۲ ص۳۲۹ «شیم»).
- ↑
السجِیَّة: الخُلُق و الطبیعة. و هي الملكة الراسخة في النفس التي لا تقبل الزوال بسهولة (اُنظر: تاج العروس: ج۱۹ ص۵۰۹ «سجو»).
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۲۹۳ ح۲۶۵۳ و راجع عيون الحكم و المواعظ: ص۹۶ ح۲۲۱۵.
- ↑
الخصال: ص۵۱ ح۶۱ عن العلاء بن سيابة، مشكاة الأنوار: ص۵۳۳ ح۱۷۸۴، روضة الواعظين: ج۲ ص۳۶۵ ح۱۳۴۵ كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۱۱ ص۳۱۷ ح۱۴.
- ↑ قصص الأنبياء للراوندي: ص۸۳ ح۷۰، بحار الأنوار: ج۱۱ ص۳۲۳ ح۳۶.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۲۹۵ ح۱۱۳۳، عیون الحكم و المواعظ: ص۱۹ ح۸۱ و فیه «معصیة» بدل «مِقنَصَةُ».
- ↑
تاريخ اليعقوبي: ج۲ ص۹۵، الكافي: ج۲ ص۳۲۷ ح۲ عن الإمام الصادق عليه السلام، الجعفريّات: ص۱۶۶ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام و كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۶۳ ص۲۶۰ ح۱۳۶.
- ↑
تحف العقول: ص۱۵۵، بحار الأنوار: ج۷۷ ص۴۰۸ ح۳۸.
- ↑
دَبَّ النملُ و غیرُه من الحیوان علی الأرض یَدِبُّ دَبّاً و دَبیباً: مَشیٰ علی هینَته... و دَبَّ الشَّیخُ: أي مشیٰ مَشیاً رُوَیداً... و دَبَّ الشرابُ في الجسم و الاناء و الإنسان یَدِبُّ دَبیباً: سَریٰ. و دَبَّ السُّقمُ في الجسم، و البِلیٰ في الثوبِ، و الصبحُ في الغَبَش:كلّه من ذلك [أي سَریٰ] (لسان العرب: ج۱ ص۳۷۰ «دبب»).
- ↑
عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج۱ ص۳۱۳ ح۸۳ عن الحسن بن عليّ بن فضال عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، المجازات النبویّة: ص۱۷۴ ح۱۴۱، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۵۲ ح۱۶؛ التمهيد لابن عبد البرّ: ج۶ ص۱۲۱ عن الزبیر بن العوّام.
- ↑
الأمالي للمفيد: ص۳۴۴ ح۸ عن عليّ بن جعفر بن محمّد عن الإمام الكاظم عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه، الأمالي للطوسي: ص۱۱۷ ح۱۸۲ عن الإمام الكاظم عن أبيه عن جدّه عنه صلّی اللّه عليه وآله، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۵۳ ح۲۰.
- ↑
سنن الترمذي: ج۴ ص۶۶۴ ح۲۵۱۰ عن الزبير بن العوّام؛ كشف الریبة: ص۵۲، نثر الدرّ: ج۱ ص۱۵۳ كلاهما نحوه.
- ↑
نَجَشَ الرجلُ: إذا زاد في سلعة أكثر من ثَمَنها و لیس قصده أن یشتریها؛ لِیَغُرّ غیرَه فیوقِعه فیه. و كذلك في النكاح و غیره. و لا تناجشوا: لا تفعلوا ذلك (اُنظر: المصباح المنیر: ص۵۹۴ «نجش»).
- ↑
المستدرك علی الصحیحین: ج۴ ص۱۸۶ ح۷۳۱۱، تفسير الفخر الرازي: ج۳ ص۲۵۶، ذمّ البغي لابن أبي الدنيا: ص۴۹ ح۲ كلاهما نحوه.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۹۱ ح۳۳۲، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۹ ح۸۶۶.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۳۵۳ ح۱۰۴۷۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۳۲ ح۹۶۷۶.
- ↑
الأسا: المداواة و العلاج. و قد أَسَوتُ الجُرحَ آسوهُ أسواً: أي داوَیتُه. و یقال: هذا الأمرُ لا یؤسیٰ كَلْمُه (اُنظر: لسان العرب: ج۱۴ ص۳۴ «أسا»).
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۳۶۳ ح۱۳۷۸.
- ↑
تحف العقول: ص۸۳، كشف المحجّة (مطبعة الحیدریة): ص۱۶۹، بحار الأنوار: ج۷۷ ص۲۱۱ ح۱؛ دستور معالم الحكم: ص۲۲.
- ↑
جامع الأخبار: ص۴۵۲ ح۱۲۶۹، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۵۶ ح۲۶.
- ↑
كنز الفوائد: ج۱ ص۱۳۷، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۵۶ ح۲۹.
- ↑ الخصال: ص۲۲۹ ح۷۰، الكافي: ج۲ ص۲۵۰ ح۴، الأمالي للصدوق: ص۵۸۰ ح۷۹۹ كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۶۸ ص۲۲۴ ح۱۹.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۳۸۲ ح۱۴۷۲.
- ↑
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحدید: ج۲۰ ص۳۰۰ ح۴۲۳.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۱۲۸ ح۵۵۵۴، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۸۴ ح۵۱۲۲.
- ↑
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۳۰۰ ح۴۲۱؛ نثر الدرّ: ج۴ ص۱۷۹ من دون إسناد إلی أحد من أهل البیت عليهم السلام.
- ↑ النساء: ۵۴.
- ↑ البقرة: ۱۰۹.
- ↑
الكافي: ج۲ ص۳۰۷ ح۶ عن داوود الرقّي عن الإمام الصادق عليه السلام، منية المريد: ص۳۲۵ عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج۱۳ ص۳۵۸ ح۶۷؛ نوادر الأُصول: ج۲ ص۲۸۰ عن وهب بن منبّه من دون إسناد إلی أحد من أهل البیت عليهم السلام نحوه.
- ↑
المغني عن حمل الأسفار: ج۲ ص۸۶۴ ح۳۱۷۶، تفسير الفخر الرازي: ج۳ ص۲۳۷؛ جامع الأخبار: ص۴۵۱ ح۱۲۶۷ نحوه، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۵۶ ح۲۶.
- ↑ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۱ ص۳۱۵، العقد الفريد: ج۲ ص۸۵، تفسير القرطبي: ج۵ ص۲۵۱ كلاهما من دون إسناد إلی أحد من أهل البیت عليهم السلام نحوه.
- ↑
نهج البلاغة: الخطبة ۱۹۲، بحار الأنوار: ج۱۴ ص۴۶۷ ح۳۷؛ أعلام النبوّة: ج۱ ص۱۹۱.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۲۷۶ ح۱۰۲۳۳، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۱۸ ح۹۳۹۷.
- ↑
البقرة: ۱۰۹.
- ↑
الكافي: ج۱ ص۳۰۱ ح۲، إعلام الورىٰ: ج۱ ص۴۲۲ كلاهما عن المفضّل بن عمر عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج۴۴ ص۱۷۵ ح۲.
- ↑
كنز الفوائد: ج۱ ص۱۳۶، كشف الريبة: ص۵۵ و لیس فیه ذیله من «إلَيهِ بَخيلٌ»، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۵۶ ح۲۹؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۱ ص۳۱۸.
- ↑
مختصر بصائر الدرجات: ص۴۳۱ ح۴۱۰، غرر الحكم: ج۱ ص۳۳۲ ح۱۲۷۰، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۷ ح۱۱۶۸.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۳۸۳ ح۱۴۷۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۸ ح۳۷۳.
- ↑
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۲۹۰ ح۳۱۴؛ نثر الدرّ: ج۴ ص۱۵۹ من دون إسناد إلی أحد من أهل البیت عليهم السلام.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۴۰۸ ح۱۰۸۱۲، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۴۲ ح۱۰۰۶۱.
- ↑
الداء العَیاء: الذي لا دواء له، و هو الذي أعیا الأطبّاءَ و لم ینجع فیه الدواءُ (لسان العرب: ج۱۵ ص۱۱۳ «عیا»).
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۷۲ ح۱۸۸۹، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۶ ح۱۴۴۸.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۱۶۴ح ۲۲۰۵.
- ↑
نثر الدرّ: ج۱ ص۲۸۵؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۲۸۱ ح۲۲۷ عن الإمام عليّ عليه السلام.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۲۴۹ ح۱۰۰۵، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۳ ح۱۰۲۲.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۱۹۹ ح۷۸۲، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۰ ح۴۸۵.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۲۲۳ ح۸۸۴، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۱ ح۹۳۱.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۹۱ ح۱۹۶۳، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۱ ح۱۲۵.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۳۸۳ ح۱۴۷۴.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۴۷۷ ح۱۱۰۳۰، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۵۴ ح۱۰۲۰۴.
- ↑
كنز الفوائد: ج۱ ص۱۳۷، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۵۶ ح۲۹؛ البدایة و النهایة: ج۱۱ ص۱۰۸ من دون إسناد إلی أحد من أهل البیت عليهم السلام.
- ↑
عَیِيَ بِالأَمرِ و [عَیِيَ] عن حُجَّته یَعیا - من باب تَعِب - عِیّاً: عجز عنه (المصباح المنیر: ص۴۴۱ «عیي»).
- ↑
نهج البلاغة: الحكمة ۳۴۷، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۹۵ ح۵؛ ربیع الأبرار: ج۴ ص۱۶۱ من دون إسناد إلی أحد من أهل البیت عليهم السلام.
- ↑
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۳۳۴ ح۸۳۰؛ نثر الدرّ: ج۷ ص۵۹ من دون إسناد إلی أحد من أهل البیت عليهم السلام.
- ↑
نثر الدرّ: ج۳ ص۱۵۱، غرر الحكم: ج۲ ص۱۳۹ ح۲۱۰۵، عيون الحكم و المواعظ: ص۶۴ ح۱۶۵۲ كلاهما نحوه.
- ↑
كنز الفوائد: ج۱ ص۱۳۶، المجازات النبویّة: ص۲۱۱ ذیل ح۱۸۱ و فیه «عن بعضهم» نحوه، تحف العقول: ص۲۱۶، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۵۶ ح۲۹.
- ↑
هكذا في جمیع النسخ، و قد سقطت الرابعة.
- ↑
تحف العقول: ص۲۲، بحار الأنوار: ج۱ ص۱۲۲ ح۱۱.
- ↑
در همۀ نسخهها، همين سه نشانه ذكر شده و چهارمين نشانه افتاده است.
- ↑
كنز الفوائد: ج۱ ص۱۳۷، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۵۶ ح۲۹.
- ↑
الخصال: ص۱۲۱ ح۱۱۳ عن حمّاد بن عيسىٰ، الجعفريّات: ص۲۳۲ عن الإمام الكاظم عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلام، بحار الأنوار: ج۱۳ ص۴۱۵ ح۸؛ حلية الأولياء: ج۴ ص۴۷ الرقم۲۵۶.
- ↑
تحف العقول: ص۳۲۰، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۲۳۴ ح۴۸.
- ↑ صحیح مسلم: ج۴ ص۲۲۷۴ ح۷؛ نهج الحقّ: ص۳۲۱، الطرائف: ص۳۹۱ كلاهما نحوه.
- ↑
مشكاة الأنوار: ص۴۶۷ ح۱۵۶۰، روضة الواعظين: ج۲ ص۴۱۶ ح۱۴۵۶، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۱۲۲ ح۱۱۰؛ ربيع الأبرار: ج۱ ص۷۱.
- ↑
في رُوعي: أي في نَفسي و خَلَدي (النهایة: ج۲ ص۲۷۷ «روع»).
- ↑
الصحیفة السجّادیّة: ص۸۴ الدعاء ۲۰.
- ↑
أزریٰ بِأخیه إزراءً: أدخَلَ علیه عَیباً. و المُزدَري: المحتقِر (تاج العروس: ج۱۹ ص۴۹۲ «زري»).
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۲۷۲ ح۲۵۸۵، عيون الحكم و المواعظ: ص۱۰۴ ح۲۳۴۷.
- ↑
تحف العقول: ص۳۱۶، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۲۲۹ ح۸.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۱۰۰ ح۳۷۲.
- ↑
روضة الواعظين: ج۲ ص۳۶۶ ح۱۳۴۹؛ المنتظم: ج۲ ص۳۷۳ من دون إسناد إلی أحد من أهل البیت عليهم السلام.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۵۴ ح۹۴۷۹، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۷۵ ح۸۶۸۶.
- ↑
الإرشاد: ج۱ ص۳۰۳، الخصال: ص۱۶۹ ح۲۲۲ عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۵۶ ح۲۹؛ تاريخ أصبهان: ج۲ ص۲۳۳ ح۱۵۴۳ عن سفيان الثوري عن الإمام الصادق عليه السلام.
- ↑
الخصال: ص۴۳۴ ح۲۰ عن يحيى بن عمران الحلبي، بحار الأنوار: ج۷۲ ص۱۹۰ ح۱.
- ↑
مطالب السؤول: ج۱ ص۲۳۶، مجمع الأمثال: ج۴ ص۵۴؛ بحار الأنوار: ج۷۸ ص۱۳ ح۷۱.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۱۸ ح۱۶۳۵.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۳۶ ح۹۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۱۹ ح۵۷.
- ↑
كنز الفوائد: ج۱ ص۱۳۷، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۵۶ ح۲۹.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۳۶۸ ح۱۰۵۶۲، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۳۲ ح۹۷۱۲.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۷ ح۱۵۸۶، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۹ ح۱۲۵۸.
- ↑
الكَمَد: الحُزن المكتوم... و الكَمَدُ: أشَدّ الحُزن (لسان العرب: ج۳ ص۳۸۱ «كمد»).
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۱۲۱ ح۵۵۲۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۸۱ ح۵۰۷۱.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۲۶۰ ح۱۰۳۸، مستدرك الوسائل: ج۱۲ ص۲۱ ح۱۳۴۰۱.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۲۹۲ ح۸۴۲۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۴۸ ح۷۹۵۳.
- ↑
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۳۳۲ ح۸۰۶.
- ↑
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۲۶۷ ح۹۶.
- ↑
الضَّنیٰ: شِدّة المَرَض (النهایة: ج۳ ص۱۰۴ «ضني»).
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۲۵۶ ح۶۰۱۶، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۱۸ ح۵۵۳۸.
- ↑
مقتل الحسين للخوارزمي: ج۲ ص۱۷۲.
- ↑
نهج البلاغة: الحكمة ۲۲۵، غرر الحكم: ج۲ ص۵۲ ح۱۸۰۳، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۵۶ ح۲۸؛ ربيع الأبرار: ج۶ ص۶۱۸.
- ↑
ما بين المعقوفين أثبتناه من كنز العمّال.
- ↑
كنز الفوائد: ج۱ ص۱۳۷، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۵۶ ح۲۹ و لیس فیه ذیله من «فاصرف عنك...». كنز العمّال: ج۱۶ ص۱۸۰ ح۴۴۲۱۵ نقلاً عن العسكري في المواعظ نحوه.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۲۴۱ ح۹۸۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۳ ح۱۹۰.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۲۳۳ ح۹۴۳، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۶ ح۷۳۸ و ليس فيه «الجسد».
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۶۲۴ ح۷۲۱۶، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۹۷ ح۶۷۳۰.
- ↑
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۲۵۸ ح۲۵.
- ↑
نهج البلاغة: الحكمة ۲۵۶، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۵۶ ح۲۸؛ ربيع الأبرار: ج۲ ص۶۱۸.
- ↑
كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۴ ص۳۹۵ ح۵۸۴۰ عن يونس بن ظبيان عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، معاني الأخبار: ص۱۹۵ ح۱، كنز الفوائد: ج۱ ص۳۰۰ كلاهما عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلّی اللّه عليه وآله، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۵۰ ح۸.
- ↑
معدن الجواهر: ص۱۶۰ ح۲۲۵؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۲۹۳ ح۳۵۴ عن الإمام عليّ عليه السلام نحوه.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۲۰۳ ح۸۰۹.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۳۹۷ ح۱۰۷۴۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۳۹ ح۹۹۶۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۳۸۵ ح۲۹۳۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۱۱۴ ح۲۴۹۸.
- ↑
تحف العقول: ص۲۱۵، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۵۴ ح۹۳.
- ↑
كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۴ ص۳۹۴ ح۵۸۳۸، الخصال: ص۲۷۱ ح۱۰، تحف العقول: ص۴۵۰ عن الإمام الرضا عليه السلام، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۵۲ ح۱۲.
- ↑
قولُهم «للّٰه دَرُّه»: الأصل فیه أنّ الرجل إذا كثُر خیره و عطاؤه قیل: للّٰه دَرُّه؛ أي عطاؤه و ما یؤخَذ منه، ثم كثر استعمالهم حتّی صاروا یقولونه لكلّ متعجّب منه (اُنظر: لسان العرب: ج۴ ص۲۷۹ «درر»).
- ↑
إرشاد القلوب: ص۱۲۹، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۴۱ ذيل ح۱؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۱ ص۳۱۶.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۲۲۹ ح۱۰۰۹۵، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۰۳ ح۹۲۱۴.
- ↑
كنز الفوائد: ج۱ ص۱۳۶، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۵۶ ح۲۹.
- ↑
أعلام الدين: ص۳۱۱، نزهة الناظر: ص۲۲۰ ح۵۰۰ نحوه، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۳۷۰ ح۴.
- ↑
كنز الفوائد: ج۱ ص۱۳۷، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۵۷ ح۲۹؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحدید: ج۱ ص۳۱۷ من دون إسناد إلی أحد من أهل البیت عليهم السلام نحوه.
- ↑ كما في مصباح الشریعة و هو الأصحّ الأنسب، لا ما ورد في المصدر و هو «عمل القلب».
- ↑ كشف الريبة: ص۵۳، مصباح الشريعة: ص۲۸۵ نحوه، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۵۵ ح۲۳.
- ↑
إرشاد القلوب: ص۱۲۹، غرر الحكم: ج۱ ص۲۵۵ ح۱۰۱۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۹ ح۴۵۰ كلاهما عن الإمام عليّ عليه السلام.
- ↑
نزهة الناظر: ص۱۴۴ ح۲۷۰.
- ↑
جامع الأخبار: ص۴۵۲ ح۱۲۶۹، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۵۶ ح۲۶.
- ↑
تَفاسَدَ القَوم: تَدابَروا و قَطَعوا الأرحامَ (لسان العرب: ج۳ ص۳۳۵ «فسد»).
- ↑
غرر الحكم: ج۳ ص۱۷۳ ح۴۱۳۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۱۳۲ ح۲۹۶۶، كنز الفوائد: ج۱ ص۱۳۷ من دون إسناد إلی أحد من أهل البيت.
- ↑
تحف العقول: ص۳۲۳، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۲۳۷ ح۶۹.
- ↑
كشف الغمّة: ج۲ ص۳۹۴، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۱۱۱ ح۶؛ مطالب السؤول: ج۲ ص۳۶ عن الإمام عليّ عليه السلام نحوه و راجع شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۲۹۳ ح۳۵۰.
- ↑
فقه الرضا: ص۳۳۸، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۳۴۶ ح۴.
- ↑
سنن أبي داوود: ج۴ ص۲۷۶ ح۴۹۰۳، التاريخ الكبير: ج۱ ص۲۷۲ ح۸۷۶ نحوه و كلاهما عن أبي هریرة؛ جامع الأخبار: ص۴۵۱ ح۱۲۶۶ نحوه، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۵۵ ح۲۶.
- ↑
الغِلّ: هو الحِقد و الشحناء (النهایة: ج۳ ص۳۸۱ «غلل»).
- ↑
الزهد لهنّاد: ج۲ ص۶۴۱ ح۱۳۹۱، التوبيخ و التنبيه: ص۱۰۴ ح۷۳، تنبيه الغافلين للسمرقندي: ج۱ ص۱۷۶ ح۲۱۸.
- ↑
الكافي: ج۸ ص۴۲ و ۴۵ح ۸، تنبيه الخواطر: ج۲ ص۴۴، أعلام الدين: ص۲۲۰، بحار الأنوار: ج۷۷ ص۳۵ ح۷.
- ↑
المَحق: النَّقص و المَحو و الإبطال (النهایة: ج۴ ص۳۰۳ «محق»).
- ↑
الدرّة الباهرة: ص۴۱، نزهة الناظر: ص۲۱۶ ح۴۸۹، الدرّ النظیم: ص۷۳۰، بحار الأنوار: ج۷۲ ص۱۹۹ ح۲۷.
- ↑
الاحتجاج: ج۱ ص۱۴۹ ح۳۲، اليقين: ص۳۵۳ نحوه و كلاهما عن علقمة بن محمّد الحضرمي عن الإمام الباقر عليه السلام، العدد القويّة: ص۱۷۵ ح۸، بحار الأنوار: ج۳۷ ص۲۱۰ ح۸۶.
- ↑
فلاح السائل: ص۲۲۹ ح۱۲۸ عن معاذ بن جبل، عدّة الداعي: ص۲۲۸ نحوه، بحار الأنوار: ج۷۰ ص۲۴۷ ح۲۰؛ تنبيه الغافلين للسمرقندي: ج۱ ص۵۷۴ ح۹۲۴ عن معاذ بن جبل نحوه.
- ↑
الدرّ المنثور: ج۸ ص۶۹۱ نقلا عن ابن مردويه عن معاذ بن جبل.
- ↑
الصَّبِرُ: عُصارَة شَجَرٍ مُرّ. و نبات الصَّبِر كنبات السَّوسَن الأخضر غیر أنّ ورق الصبِر أحول و أعرض و أثخن كثیراً (لسان العرب: ج۴ ص۴۴۳ «صبر»).
- ↑
كنز العمّال: ج۳ ص۴۶۱ ح۷۴۴۰ نقلا عن الفردوس عن معاوية بن حيدة.
- ↑
قرب الإسناد: ص۲۹ ح۹۴ عن مسعدة بن زياد عن الإمام الصادق عن الإمام الباقر عليهما السلام، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۵۴ ح۲۲.
- ↑
سنن النسائي: ج۶ ص۱۳ عن أبي هريرة، السنن الكبرى للنسائي: ج۳ ص۹ ح۴۳۱۷؛ مستدرك الوسائل: ج۱۲ ص۱۸ ح۱۳۳۸۹.
- ↑
الخصال: ص۸۳ ح۸ عن عبد الغفار الجازي عن الإمام الصادق عليه السلام، صفات الشيعة: ص۱۱۶ ح۵۹، مشكاة الأنوار: ص۵۳۴ ح۱۷۸۸ كلاهما عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۵۱ ح۱۰.
- ↑
الكافي: ج۲ ص۳۰۶ ح۱ عن محمّد بن مسلم، منية المريد: ص۳۲۵، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۳۷ ح۱.
- ↑
الكافي: ج۴ ص۸۹ ح۹ عن أبي بصیر، كتاب من لا یحضره الفقیه: ج۲ ص۱۰۸ ح۱۸۵۷، نهج البلاغة: الخطبة ۸۶ عن الإمام عليّ عليه السلام نحوه، بحار الأنوار: ج۷۷ ص۲۹۲ ح۲.
- ↑
ماثَ الملحَ في الماء: أذابَهُ، و كذلك الطین، و قد انماثَ (لسان العرب: ج۲ ص۱۹۲ «میث»).
- ↑
تحف العقول: ص۳۰۳، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۲۸۱ ح۱.
- ↑
تاريخ دمشق: ج۲۱ ص۳۳۴ ح۴۸۰۵ عن عبد اللّٰه بن بسر، الفردوس: ج۳ ص۴۱۹ ح۵۲۸۰.
- ↑
الترغيب و الترهيب: ج۳ ص۵۴۸ ح۶ عن كعب بن مالك، جامع الأُصول: ج۳ ص۶۲۶ ح۱۹۶۵ و راجع مسند ابن حنبل: ج۵ ص۳۵۰ ح۱۵۷۸۴.
- ↑
الكافي: ج۸ ص۱۹ ح۴ عن جابر الجعفي عن الإمام الباقر عليه السلام، تحف العقول: ص۹۳، بحار الأنوار: ج۷۷ ص۲۸۱ ح۱؛ دستور معالم الحكم: ص۲۳.
- ↑
الشَّین: العَیب. و قد شانَه یَشینُه (النهایة: ج۲ ص۵۲۱ «شین»).
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۱۹ ح۵۱۳۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۵۰ ح۴۶۸۰.
- ↑
الكافي: ج۲ ص۳۰۷ ح۵ عن معاوية بن وهب، منية المريد: ص۳۲۵، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۴۸ ح۵ و راجع تحف العقول: ص۳۹۱.
- ↑
اقتَحَمَ الإنسانُ الأمرَ العظیم، و تَقَحَّمَه: إذا رمیٰ نفسَه فیه من غیر رَوِیَّة و تَثَبُّت (النهایة: ج۴ ص۱۸ «قحم»).
- ↑
نهج البلاغة: الحكمة ۳۷۱، بحار الأنوار: ج۶۹ ص۴۱۱ ح۱۲۸.
- ↑
غرر الحكم: ج۳ ص۳۳۰ ح۴۶۳۲، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۰۸ ح۴۱۷۱.
- ↑ تفسير العيّاشي: ج۱ ص۴۰۵ ح۹۹۹ عن يونس بن ظبيان، الزهد للحسین بن سعید: ص۱۰۵ ح۱۰۵ عن أبي البلاد رفعه نحوه، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۵۵ ح۲۵.
- ↑
تحف العقول: ص۳۹۱، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۳۰۶ ح۱.
- ↑
كنز العمّال: ج۱۵ ص۹۱۸ ح۴۳۵۸۴ نقلاً عن الديلمي عن معاذ بن جبل.
- ↑
تحف العقول: ص۸۹ و ۹۹، بحار الأنوار: ج۷۷ ص۲۳۷ ح۱.
- ↑
طَرَحَهُ و طَرَحَ بِهِ: رَماهُ و أبعَدَه، كَاطَّرَحَهُ (اُنظر: تاج العروس: ج۴ ص۱۳۷ «طرح»).
- ↑
الأمالي للمفيد: ص۵۲ ح۱۴ عن محمّد بن نضر بن قرواش الجمّال، بحار الأنوار: ج۶۹ ص۲۷۷ ح۱۲.
- ↑
غرر الحكم: ج۳ ص۴۵۹ ح۵۰۸۳، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۴۴ ح۴۶۳۸.
- ↑
فلاح السائل: ص۳۵۹ ح۲۴۱، بحار الأنوار: ج۸۶ ص۸۶ ح۱۱.
- ↑
الصحيفة السجّاديّة: ص۹۷ الدعاء ۲۲.
- ↑
الصحيفة السجّاديّة: ص۹۴ الدعاء ۲۲.
- ↑
الكافي: ج۱ ص۱۸ ح۱۲، تحف العقول: ص۳۸۸، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۳۰۲ ح۱ و راجع تنبیه الخواطر: ج۲ ص۳۵.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۳۶۸ ح۱۰۵۶۵، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۳۳ ح۹۷۳۲.
- ↑
الكافي: ج۲ ص۲۳۰ ح۱، أعلام الدين: ص۱۱۶ كلاهما عن عبد اللّٰه بن يونس عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج۶۷ ص۳۶۶ ح۷۰.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۱۶۰ ح۶۰۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۲ ح۵۶۲.
- ↑
كنز الفوائد: ج۱ ص۹۱ عن نوف البكالي، أعلام الدين: ص۱۴۱، بحار الأنوار: ج۶۸ ص۱۹۵ ح۴۸.
- ↑
الخصال: ص۳۲۵ ح۱۵ عن الحارث بن المغيرة النضري، تحف العقول: ص۳۷۷، المحاسن: ج۱ ص۲۵۸ ح۴۹۳ نحوه، بحار الأنوار: ج۷۲ ص۱۹۳ ح۱۲.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۲۰۷ ح۸۰۰۲، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۳۱ ح۷۳۸۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۷۳ ح۷۴۵۴، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۰۹ ح۶۹۴۶.
- ↑
الكافي: ج۲ ص۳۰۶ ح۳ عن داوود الرقّي و ج۸ ص۸ ح۱، تحف العقول: ص۳۱۵ كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۱۴ ص۲۵۴ ح۴۹.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۲۴۴ ح۸۱۸۲، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۵۴ ح۸۱۹۱.
- ↑
الكافي: ج۲ ص۴۶۳ ح۲، الخصال: ص۴۱۷ ح۹ كلاهما عن الإمام الصادق عليه السلام، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۱ ص۵۹ ح۱۳۲ كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۵ ص۳۰۳ ح۱۴.
- ↑
شعب الإيمان: ج۲ ص۶۴ ح۱۱۷۳ عن أبي هريرة، أدب الدنيا و الدين: ص۴۹۹، التوبيخ و التنبيه: ص۱۰۷ ح۷۷ نحوه؛ بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۴۳ ذیل ح۱.
- ↑
المتّفق و المفترق: ج۳ ص۱۴۸۴ ح۸۹۸ عن أبي هريرة، أدب الدنيا و الدين: ص۴۹۷، الاستذكار: ج۸ ص۲۸۹.
- ↑ التمهيد لابن عبد البرّ: ج۶ ص۱۲۵؛ تحف العقول: ص۵۰، نثر الدرّ: ج۱ ص۱۸۵ كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۵۵ ص۳۲۰ ذيل ح۹.
- ↑
تاريخ أصبهان: ج۱ ص۲۷۳ الرقم۴۵۶، تذكرة الحفّاظ للذهبي: ج۳ ص۱۰۴۲، كنز العمّال: ج۳ ص۴۶۳ ح۷۴۴۷ نقلاً عن أبي نعیم نحوه.
- ↑
السَّورَة: الحِدَّة. و السَّورَةُ: البَطش (المصباح المنیر: ص۲۹۴ «سور»).
- ↑
رجُلٌ جَمادُ الكفّ: بخیل. و قد جَمَدَ یَجمُد: بَخِل. و الجامد: البخیل (لسان العرب: ج۳ ص۱۳۰ «جمد»).
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۲۶۵ ح۲۵۶۵، عيون الحكم و المواعظ: ص۸۸ ح۲۰۹۷ نحوه.
- ↑
الكافي: ج۸ ص۱۰۸ ح۸۶ عن حمزة بن حمران، الخصال: ص۸۹ ح۲۷ و لیس فیه ذیله نحوه، بحار الأنوار: ج۵۸ ص۳۲۳ ح۱۲.
- ↑ المعجم الكبير: ج۳ ص۲۲۸ ح۳۲۲۷، تفسير ابن كثير: ج۷ ص۳۵۷، التوبيخ و التنبيه: ص۱۸۵ ح۱۵۲ نحوه.
- ↑ الفلق: ۵.
- ↑
الخصال: ص۳۲۹ ح۲۴ عن عبد اللّٰه بن سنان، بحار الأنوار: ج۷۲ ص۱۲۶ ح۷.
- ↑ الكافي: ج۲ ص۵۶۹ ح۳ عن عبد اللّٰه بن میمون القدّاح عن الإمام الصادق عليه السلام، عدّة الداعي: ص۲۶۵ نحوه، بحار الأنوار: ج۴۳ ص۳۰۶ ح۶۷.
- ↑
الفلق: ۱ - ۲.
- ↑
التوبة: ۱۲۹.
- ↑
طبّ الأئمّة عليهم السلام لابني بسطام: ص۱۲۲ عن الشعيري، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۲۲۰ ح۱۸.
- ↑
مهج الدعوات: ص۱۵۱ عن إبن عباس و ص۱۴۱، البلد الأمین: ۳۴۶ من دون إسناد إلی أحد من أهل البیت عليهم السلام نحوه، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۲۴۵ ح۳۱.
- ↑ فلاح السائل: ص۴۳۸ ح۳۰۲، بحار الأنوار: ج۸۶ ص۱۱۳ ح۱.
- ↑
شَرِقَ فُلان بِریقِه، و كذٰلك غَصّ بریقِه، و یقال: أخَذَته شَرقَة فكاد یموت. و الشَّرَق بالماء و الریق و نحوهما: كالغَصص بالطعام (اُنظر: لسان العرب: ج۱۰ ص۱۷۷ «شرق»).
- ↑
الوَحَرَ: الغَیظ و الحِقد... و الوَحَر في الصدر: مثل الغِلّ (لسان العرب: ج۵ ص۲۸۱ «وحر»).
- ↑
قَرَفتُ الرجلَ: أي عِبتُه... و قَرَفتُ الرجلَ بالذنب قَرفاً: إذا رَمَیتَه... و قَرَفَهُ بالشيء: اتّهمَه (لسان العرب: ج۹ ص۲۸۰ «قرف»).
- ↑
الخَلَّة: مثل الخَصلة وزناً و معنیً، و الجمع خِلال (المصباح المنیر: ص۱۸۰ «خلل»).
- ↑
الصحيفة السجّاديّة: ص۲۱۳ الدعاء ۴۹، مهج الدعوات: ص۲۰۲ عن الإمام الصادق عنه عليهما السلام نحوه.
- ↑
الصحيفة السجّاديّة: ص۴۵ الدعاء ۸؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۶ ص۱۸۵.
- ↑
مكارم الأخلاق: ج۲ ح۲۳۱ ح۲۵۵۴، المصباح للكفعمي: ص۲۹۸ نحوه، بحار الأنوار: ج۹۵ ص۱۳۳ ح۱۲.
- ↑
الكافي: ج۲ ص۳۷۲ ح۲، تهذيب الأحكام: ج۶ ص۱۷۹ ح۳۶۶ كلاهما عن جابر الجعفي عن الإمام الباقر عليه السلام، مشكاة الأنوار: ص۱۰۲ ح۲۳۰ عن الإمام الباقر عليه السلام عنه صلّی اللّه عليه وآله، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۳۹۲ ح۲.
- ↑
الكافي: ج۲ ص۱۱۰ ح۸ عن زيد الشَّحّام، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۴ ص۳۹۸ ح۵۸۵۲، الخصال: ص۲۰ ح۷۱، بحار الأنوار: ج۷۱ ص۴۰۸ ح۲۲.
- ↑
تحف العقول: ص۳۱۸، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۲۳۲ ح۱۰۷.
- ↑
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۳۱۷ ح۶۴۴.
- ↑
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۲۷۲ ح۱۵۰.
- ↑
تحف العقول: ص۳۷۶ عن سفيان الثوري، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۲۶۱ ح۱۰۸.
- ↑
المعجم الكبير: ج۲۰ ص۹۴ ح۱۸۳ عن معاذ بن جبل؛ نزهة الناظر: ص۲۶ ح۷، جامع الأخبار: ص۴۵۲ ح۱۲۶۸ نحوه.
- ↑
تحف العقول: ص۴۸، بحار الأنوار: ج۷۷ ص۱۵۱ ح۹۸؛ مسند الشهاب: ج۱ ص۴۱۱ ح۷۰۷ عن معاذ بن جبل.
- ↑
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۳۳۶ ح۸۵۸.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۵۳۱ ح۶۸۶۲، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۷۷ ح۶۳۹۵.
- ↑
علل الشرائع: ص۴۶ ح۱ عن أبي حمزة الثمالي، تفسير العيّاشي: ج۲ ص۳۳۴ ح۲۰۷۷، قصص الأنبياء للراوندي: ص۱۲۷ ح۱۲۷ كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۱۲ ص۲۷۲ ح۴۸.
- ↑
المراد من «الحقّ» هنا هو الإمامة.
- ↑
تفسير العيّاشي: ج۲ ص۳۳۱ ح۲۰۷۴ عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج۷۴ ص۷۸ ح۷۵.
- ↑
تحف العقول: ص۳۲۱، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۲۳۵ ح۵۸.