ج ه ل / الجهل و الجهالة: تفاوت میان نسخهها
| (۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
<span id="الجهل-نسخه-آزمایشی"></span> | <span id="الجهل-نسخه-آزمایشی"></span> | ||
= <span dir="rtl">الجهل (نسخه آزمایشی)</span> = | = <span dir="rtl">الجهل (نسخه آزمایشی)</span> = | ||
<span dir="rtl">جهل</span> | |||
= <span dir="rtl">درآمد</span> = | |||
<span id="واژهشناسی-جهل"></span> | |||
== <span dir="rtl">واژه</span><span dir="rtl">شناسی «جهل»</span> == | |||
<span dir="rtl">جهل، مادّه</span><span dir="rtl">ای دو معنایی است</span><ref><span dir="rtl">معجم مقاییس اللغة: الجيم و الهاء و اللام أصلان: أحدهما خِلاف العِلْم، و الآخر الخِفّة و خِلاف الطُّمَأْنِينة.</span></ref> <span dir="rtl">که یک معنای آن ناآگاهی است. این معنا، مفهومی عدمی است و در برابر علم قرار می</span><span dir="rtl">گیرد.</span><ref><span dir="rtl">کتاب العین: الجَهْل: نقيض العلم. تقول: جَهِلَ فلان حقّه، و جَهِلَ علَيّ، و جَهِلَ بهذا الأمر. و الجَهَالَة: أن تفعل فعلاً بغير علم. و الجاهِلِيَّة الجَهْلَاء: زمانُ الفَترةِ قَبلَ الإسلام.</span></ref> <span dir="rtl">معنای دیگر جهل، سبک</span><span dir="rtl">سری (نابُردباری) و نابِخردی (سَفاهت) است که مفهومی وجودی و در برابر عقل است.</span><ref><span dir="rtl">المصباح المنیر: جَهِلْتُ</span> <span dir="rtl">الشی</span><span dir="rtl">ءَ جَهْلًا و جَهَالَةً خِلَافُ عَلِمْتُهُ، و فِى الْمَثَلِ</span> <span dir="rtl">«كَفَى بالشَّكّ</span> <span dir="rtl">جَهْلًا». و جَهِلَ</span> <span dir="rtl">عَلَى غَيْرِهِ: سَفِهَ و أَخْطَأ.</span></ref> <span dir="rtl">هر کدام از این دو معنا در قرآن و حدیث، فراوان دیده می</span><span dir="rtl">شود، هر چند جهل به معنای نابُردباری و سَفاهت / نابخردی (تعقّل نَوَرزیدن)، بیشتر نکوهش شده و خطرناک</span><span dir="rtl">تر است. بر پایۀ متون اسلامى، جهل به معنای دوم - که در برابر عقل است - همانند عقل، سربازان فراوانی دارد و در عرصه</span><span dir="rtl">های متعدّد و متنوّعی از زندگی آدمی نمود می</span><span dir="rtl">یابد.</span> | |||
<span id="نگاه-اجمالی"></span> | |||
=== <span dir="rtl">نگاه اجمالی</span> === | |||
<span dir="rtl">بر پایۀ دو معنایی بودن جهل، متون این مَدخل (عنوان)، در دو بخش (مبحث) کلّیِ «جهل در برابر علم» و «جهل در برابر عقل» آمده</span><span dir="rtl">اند. این البتّه به معنای جدایی و گسست کامل احادیثِ ناظر به این دو موضوع نیست. برخی روایات می</span><span dir="rtl">توانند در هر دو بخش جای گیرند؛ ولی به دلیل گریز از تکرار، از آنها در یک جا استفاده گردیده است.</span> | |||
<span dir="rtl">در بخش نخستِ این مَدخل و فصل اوّل آن، ابتدا به معناشناسی «جهل در برابر علم» پرداخته شده و سپس کسانی که در متون دینی، به این معنا «جاهل» خوانده شده</span><span dir="rtl">اند، معرّفی گشته</span><span dir="rtl">اند. در فصل دوم، به گونه</span><span dir="rtl">های این جهل اشاره شده است. برخی ناآگاهی</span><span dir="rtl">ها زیان</span><span dir="rtl">آورند و نمی</span><span dir="rtl">توان آنها را نادیده گرفت. وظیفۀ آدمیان، زدودن این جهل</span><span dir="rtl">هاست. برخی جهل</span><span dir="rtl">ها نیز اگر مفید نباشند، زیانی هم ندارند و با توجّه به عمر محدود آدمی و فرصت اندک او، نیازی به وقت</span><span dir="rtl">گذاری برای از میان بردن آنها نیست. فصل سوم در نکوهش جهل است که روشن است بیشتر متوجّه جهل</span><span dir="rtl">های زیانبار است. فصل چهارم به زیان</span><span dir="rtl">های ناآگاهی اشاره دارد؛ گم</span><span dir="rtl">راهی و تباهی عمل و دچار گشتن به دشمنی با عالمان و برخی فتنه</span><span dir="rtl">ها از پیامدهای ناگوار جهل است. فصل پنجم به وظایف جاهل می</span><span dir="rtl">پردازد. کسی که دانستی</span><span dir="rtl">های مورد نیاز خود را نیاموخته است، باید در آموختن آنها بکوشد و از اظهار نظر در بارۀ آنها بپرهیزد و به نادانی خویش اقرار کند، نه آن</span><span dir="rtl">که با اظهار فضل دروغین خویش، دیگران را گم</span><span dir="rtl">راه کند. همچنین او نباید آنچه را نمی</span><span dir="rtl">داند، انکار کند و در بارۀ آن، آگاهی</span><span dir="rtl">های نادرستی ارائه دهد. در این میان، روایاتی وجود دارند که در برخی جاها به جاهل تخفیف</span><span dir="rtl">هایی داده</span><span dir="rtl">اند. در فصل ششم، به چگونگی تعامل با شخص ناآگاه اشاره شده است. بر آگاهان است که ناآگاهان را به خود، نزدیک سازند و دانش خویش را به آنان بیاموزند.</span> | |||
<span dir="rtl">در بخش دوم، متون ناظر به «جهل در برابر عقل» آمده است. در این جا نیز فصل نخست به معنای این «جهل» و نشانه</span><span dir="rtl">شناسی آن اختصاص دارد: این که این «جهل» - که همان تعقّل نکردن و نابِخرَدی است - چگونه در رفتارهای آدمی نمود می</span><span dir="rtl">یابد و ویژگی</span><span dir="rtl">های نابخردان چیست. در همین فصل به سربازان جهالت نیز پرداخته شده و از نابخردترین افراد، سخن به میان آمده است. فصل دوم، مختصّ نکوهش جهالت و جاهلان نابخرد است. فصل سوم نیز پیامدهای زیانبار اینگونه جهالت را بازگو می</span><span dir="rtl">کند. خودفریبی و نافرمانی الهی و کفر و لغزش و خواری و شرارت و مرگ روح و هلاکت جان (در عرصۀ فردی) و بی</span><span dir="rtl">اعتمادی و اختلاف و تفرقه (در عرصۀ اجتماعی)، همه از آثار سوء نابخردی هستند. فصل چهارم ویژۀ کارهایی است که سزاست فرد نابخرد به آنها بپردازد: ابتدا باید از گرفتار شدن به جهالت به خدا پناه ببریم؛ ولی اگر چنین نشد و در بند نابخردی خویش گرفتار شدیم، باید شیوۀ اعتذار و استغفار را پیش بگیریم و در همه حال، تقوا بورزیم. فصل پایانی و پنجم، وظایف دیگران را در برابر شخص نابخرد، معیّن می</span><span dir="rtl">کند. رفتار ما در برابر نابخردی جاهلان، باید همراه با آرامش و سکوت و تعقّل و گریز از رویارویی باشد. باید با بردباری خویش، چنین افرادی را آرام کنیم، هر چند هیچ گاه نباید به نابخردان، اعتماد کامل نمود و لازم است فاصله ای ایمن را از آنان برای خود حفظ کنیم.</span> | |||
<span id="المبحث-الأولأ-الجهل-المضاد-للعلم"></span> | |||
= <span dir="rtl">المبحث الأوّل:</span> <span dir="rtl">الجَهلُ المُضادُّ لِلعِلمِ</span> = | |||
<span dir="rtl">مبحث یکم: جهل در مقابل علم</span> | |||
<span id="الفصل-الأول-معنی-الجهل-و-الجاهل"></span> | <span id="الفصل-الأول-معنی-الجهل-و-الجاهل"></span> | ||
== <span dir="rtl">الفَصلُ الأَوَّل: مَعنَی الجَهلِ وَ الجاهِلِ</span> == | == <span dir="rtl">الفَصلُ الأَوَّل: مَعنَی الجَهلِ وَ الجاهِلِ</span> == | ||
# <span dir="rtl"> | <span dir="rtl">فصل یکم</span><span dir="rtl">: معنای جهل و جاهل (ناآگاهی و ناآگاه)</span> | ||
# <span dir="rtl">رسول اللّه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: مَن لَم يَرَ أنَّ لِلهِ عِندَهُ نِعمَةً إلّا في مَطعَمٍ وَ مَشرَبٍ، قَلَّ عِلمُهُ و كَثُرَ جَهلُهُ.</span><ref><span dir="rtl">أعلام الدين: ص</span><span dir="rtl">۲9۴، نزهة الناظر: ص۳۰ ح۲۵ نحوه، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۷ ص</span><span dir="rtl">۱۷۲ ح</span><span dir="rtl">۸ و راجع تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۵۲ و مشكاة الأنوار: ص</span><span dir="rtl">۴۶۷ ح</span><span dir="rtl">۱۵۵۷.</span></ref> | |||
# <span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: آن كه نعمت خداوند را جز در خوراكى و نوشيدنى نمى</span><span dir="rtl">بيند، دانشش اندک و نادانیاش بسيار است.</span> | |||
<ol start="2" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه صلی الله علیه و آله: مَن قالَ: «أنَا عالِمٌ»، فَهُوَ جاهِلٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">المعجم الأوسط: ج</span><span dir="rtl">۷ ص</span><span dir="rtl">۵9 ح</span><span dir="rtl">۶۸۴۶ عن ابن عمر؛ منية المريد: ص</span><span dir="rtl">۱۳۷، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۱۰ ح</span><span dir="rtl">۲۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="2" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر كه بگويد: «من عالِمم»، او شخص جاهلی است.</span></li></ol> | |||
<ol start="3" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: كَفیٰ بِالمَرءِ فِقهاً إذا عَبَدَ اللهَ، و كَفیٰ بِالمَرءِ جَهلاً إذا</span> <span dir="rtl">أُعجِبَ بِرَأيِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">المعجم الأوسط: ج</span><span dir="rtl">۸ ص</span><span dir="rtl">۳۰۲ ح</span><span dir="rtl">۸۶9۸ عن عبد اللّٰه</span> <span dir="rtl">بن عمرو، حلية الأولياء: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۱۷۴ الرقم ۳۲۳؛ جامع الأحاديث للقمّي: ص</span><span dir="rtl">۱۱۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="3" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li>پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: در دانایی مرد، همین بس که خدا را عبادت کند، و در نادانی مرد، همین بس که شیفتۀ رأی خود باشد.</li></ol> | |||
<ol start="4" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: حَسبُكَ مِنَ الجَهلِ أن تُظهِرَ كُلَّ ما عَلِمتَ.</span><ref><p><span dir="rtl">تنبيه الخواطر: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۲۲، مصباح الشريعة: ص</span><span dir="rtl">۴۲۵ عن الإمام الصادق علیهالسلام نحوه.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="4" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: در نادانى تو، همين بس كه هر چه مى</span><span dir="rtl">دانى، اظهار كنى.</span></li></ol> | |||
<ol start="5" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: لا تَتَكَلَّم بِكُلِّ ما تَعلَمُ؛ فَكَفیٰ بِذٰلِكَ جَهلاً.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۲۶۶ ح</span><span dir="rtl">۱۰۱۸۷، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۵۱۸ ح9۳9۸.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="5" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: به هر چه می</span><span dir="rtl">دانى، زبان مگشا، كه اين كار، براى نادانى تو بس است.</span></li></ol> | |||
<ol start="6" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: حَسبُكَ مِنَ العِلمِ أن تَخشَى اللهَ، و حَسبُكَ مِنَ الجَهلِ أن تُعجَبَ بِعِلمِكَ.</span><ref><p><span dir="rtl">الأمالي للطوسي: ص</span><span dir="rtl">۵۶ ح</span><span dir="rtl">۷۸ عن سليمان الغازي عن الإمام الرضا عن آبائه علیهمالسلام، تنبيه الخواطر: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۷۸ و فیه «بعقلك، أو قال: بعلمك»، بحار الأنوار: ج۲ ص۴۸ ح۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="6" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: از دانش، تو را همين بس كه از خدا بترسى و از نادانى، تو را همين بس كه به دانش خود ببالى.</span></li></ol> | |||
<ol start="7" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مَنِ ادَّعیٰ مِنَ العِلمِ غايَتَهُ، فَقَد أظهَرَ مِن جَهلِهِ نِهايَتَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج۵ ص۴۶۴ ح9۱9۳، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۳۳ ح</span><span dir="rtl">۷۴۶۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="7" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هر كه ادّعا كند كه به پايانِ دانش رسيده است، اوج نادانی خود را نشان داده است.</span></li></ol> | |||
<ol start="8" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الجاهِلُ لا يَعرِفُ العالِمَ؛ لِأَنَّهُ لَم يَكُن عالِماً.</span><ref><p><span dir="rtl">نثر الدرّ: ج۳ ص۱۵۰، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۵۳ ح</span><span dir="rtl">۱۳۸۱؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج</span><span dir="rtl">۲۰ ص</span><span dir="rtl">۳۳۲ ح</span><span dir="rtl">۸۱۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="8" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: جاهل، عالِم را نمى</span><span dir="rtl">شناسد؛ زيرا قبلاً عالِم نبوده است.</span></li></ol> | |||
<ol start="9" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: العالِمُ يَنظُرُ بِقَلبِهِ و خاطِرِهِ، الجاهِلُ يَنظُرُ بِعَينِهِ و ناظِرِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۳۲۵ ح</span><span dir="rtl">۱۲۴۱، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۶ ح</span><span dir="rtl">۱۱۴9و ۱۱۵۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="9" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: دانا با دل و انديشۀ خود می</span><span dir="rtl">نگرد و نادان با چشم و ديدۀ خود.</span></li></ol> | |||
<ol start="10" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مَن كَتَمَ عِلماً فَكَأَنَّهُ جاهِلٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">كنز الفوائد: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۳۴9، نثر الدرّ: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۸۵ نحوه، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۶۷ ح</span><span dir="rtl">۱۲؛ جامع بيان العلم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۶ من دون إسناد إلى النبيّ صلّی الله علیه و آله أو أحدٍ من أهل البيت علیهمالسلام نحوه.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="10" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هر كس دانش را پنهان نگه دارد، مانند نادان خواهد بود.</span></li></ol> | |||
<ol start="11" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام - فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: إنَّ امرَأً عَرَفَ حَقيقَةَ الأَمرِ و زَهِدَ فيهِ لَأَحمَقُ، و إنَّ امرَأً جَهِلَ حَقيقَةَ الأَمرِ مَعَ وُضوحِهِ لَجاهِلٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج</span><span dir="rtl">۲۰ ص</span><span dir="rtl">۳۱۳ ح</span><span dir="rtl">۵99.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="11" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام - در حکمت</span><span dir="rtl">های منسوب به ایشان -: اگر کسی حقیقت امر را بشناسد و به آن رغبت نورزد، احمق است و اگر کسی حقیقت امر را با وجود روشنیاش نشناسد، جاهل است.</span></li></ol> | |||
<ol start="12" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: العالِمُ مَن عَرَفَ قَدرَهُ، و كَفیٰ بِالمَرءِ جَهلاً أن لا يَعرِفَ قَدرَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">نهج البلاغة: الخطبة ۱۰۳، الإرشاد: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۳۱ نحوه، إرشاد القلوب: ص</span><span dir="rtl">۳۵، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۵۸ ح</span><span dir="rtl">۳۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="12" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: عالِم، كسى است كه منزلت خود را بشناسد و آدمى را همين نادانى بس كه منزلت خود را نشناسد.</span></li></ol> | |||
<ol start="13" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: العالِمُ مَن عَرَفَ قَدرَهُ، الجاهِلُ مَن جَهِلَ أمرَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۳۲۴ ح</span><span dir="rtl">۱۲۳۸ و ۱۲۳9، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۲9 ح</span><span dir="rtl">۴۱۸ و ۴۱9.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="13" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: عالم، كسى است كه قدر خويش را بشناسد و جاهل، كسى است كه شأن خود را نشناسد.</span></li></ol> | |||
<ol start="14" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: كَفیٰ بِالمَرءِ جَهلاً أن يَجهَلَ قَدرَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۵۸۰ ح</span><span dir="rtl">۷۰۵۴، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۸۵ ح</span><span dir="rtl">۶۵۱۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="14" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: در ناآگاهى آدمى، همين بس كه قدر [و اندازۀ] خود را نشناسد.</span></li></ol> | |||
<ol start="15" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الجاهِلُ مَن جَهِلَ قَدرَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۸۱ ح</span><span dir="rtl">۱۱۱۴، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۴ ح۱۰۸۵.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="15" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: ناآگاه، كسى است كه قدر خويش را نشناسد.</span></li></ol> | |||
<ol start="16" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: كَفیٰ بِالمَرءِ جَهلاً أن يَجهَلَ نَفسَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۵۷۵ ح</span><span dir="rtl">۷۰۷۳، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۸۶ ح</span><span dir="rtl">۶۵۴۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="16" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: انسان را همين ناآگاهی بس كه خودش را نشناسد.</span></li></ol> | |||
<ol start="17" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: كَفیٰ بِالمَرءِ جَهلاً أن يَجهَلَ عُيوبَ نَفسِهِ، و يَطعَنَ عَلَى النّاسِ بِما لا يَستَطيعُ التَّحَوُّلَ عَنهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۵۸۴ ح</span><span dir="rtl">۷۰۷۱، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۸۶ ح</span><span dir="rtl">۶۵۲۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="17" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: در ناآگاهى آدمى، همين بس كه عيب</span> <span dir="rtl">خود را نداند و از مردم بر كارى خرده گيرد كه خود نمى</span><span dir="rtl">تواند از آن دست بردارد.</span></li></ol> | |||
<ol start="18" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: كَفیٰ بِالمَرءِ جَهلاً أن يَجهَلَ عَيبَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۵۸۲ ح</span><span dir="rtl">۷۰۶۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="18" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: در ناآگاهى آدمى، همين بس كه عيب</span> <span dir="rtl">خويش را نشناسد.</span></li></ol> | |||
<span id="الفصل-الثاني-أصناف-الجهل"></span> | <span id="الفصل-الثاني-أصناف-الجهل"></span> | ||
== <span dir="rtl">الفَصلُ الثّاني: أصنافُ الجَهلِ</span> == | == <span dir="rtl">الفَصلُ الثّاني: أصنافُ الجَهلِ</span> == | ||
<span id="ما-لا-یسع-الناس-جهله"></span> | <span dir="rtl">فصل دوم</span><span dir="rtl">: انواع جهل (ناآگاهی)</span> | ||
=== <span dir="rtl"> | |||
<span id="أ---ما-لا-یسع-الناس-جهله"></span> | |||
=== <span dir="rtl">أ - ما لا یَسَعُ النَّاسَ جَهلُهُ</span> === | |||
<span dir="rtl">الف - آنچه عذر مردم در ندانستنش پذیرفته نیست</span> | |||
<ol start="19" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">سنن الدارمي عن أبي ذرٍّ: أمَرَنا رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله أن لا يَغلِبونا عَلىٰ ثَلاثٍ: أن نَأمُرَ بِالمَعروفِ، و نَنهىٰ عَنِ المُنكَرِ، و نُعَلِّمَ النّاسَ السُّنَنَ.</span><ref><p><span dir="rtl">سنن الدارمي: ج۱ ص۱۴۳ ح۵۴9، مسند ابن حنبل: ج۸ ص۱۰۶ ح۲۱۵۱۶.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="19" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">سُنَنُ الدّارِمى - به نقل از ابو ذر -: پيامبر خدا صلی الله علیه و آله به ما فرمان داد كه در سه چيز بر ما چيره نگردند: به معروف فرمان دهيم، از منكَر باز داريم و سنّت</span><span dir="rtl">ها را به مردم بياموزيم.</span></li></ol> | |||
<ol start="20" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: و أمّا ما فَرَضَهُ اللّهُ عزّ و جلّ مِنَ الفَرائِضِ في كِتابِهِ فَدَعائِمُ الإِسلامِ، و هِيَ خَمسُ دَعائِمَ، و عَلىٰ هٰذِهِ الفَرائِضِ بُنِيَ الإِسلامُ، فَجَعَلَ سُبحانَهُ لِكُلِّ فَريضَةٍ مِن هٰذِهِ الفَرائِضِ أربَعَةَ حُدودٍ، لا يَسَعُ أحَداً جَهلُها: أوَّلُهَا الصَّلاةُ، ثُمَّ الزَّكاةُ، ثُمَّ الصِّيامُ، ثُمَّ الحَجُّ، ثُمَّ الوَلايَةُ؛ و هِيَ خاتِمَتُها وَ الحافِظَةُ لِجَميعِ الفَرائِضِ وَ السُّنَنِ.</span><ref><p><span dir="rtl">وسائل الشيعة: ج۱ ص۱۸ ح۳۵ نقلًا عن رسالة المحكم و المتشابه (تفسير النعماني)</span><span dir="rtl">، بحار الأنوار: ج۶۸ ص۳9 ۱ ح۴۰.</span></p></ref> <span dir="rtl"></span></li></ol> | |||
<ol start="20" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: و آن فرايضى كه خداوند در كتابش واجب كرده است، پايه</span><span dir="rtl">هاى اسلام</span> <span dir="rtl">اند كه پنج عددند و اسلام، بر اين فرايض بنا شده است. خداوند سبحان، براى هر يک از اين فريضه</span><span dir="rtl">ها چهار حد معيّن كرده است كه كسى نمى</span><span dir="rtl">تواند آنها را ناديده انگارد. نخستين آنها نماز، سپس زكات و پس از آن، روزه و حج و در پايان، ولايت است كه نگاهبان همۀ فریضه</span><span dir="rtl">ها و سنّت</span><span dir="rtl">هاست.</span></li></ol> | |||
<ol start="21" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: العِلمُ عِلمانِ: عِلمٌ لا يَسَعُ النّاسَ إلَّا النَّظَرُ فيهِ و هُوَ صِبغَةُ الإِسلامِ، و عِلمٌ</span> <span dir="rtl">يَسَعُ النّاسَ تَركُ النَّظَرِ فيهِ و هُوَ قُدرَةُ اللّهِ عزّ و جلّ.</span><ref><p><span dir="rtl">الخصال: ص۴۱ ح۳۰، كتاب سُليم بن قيس: ج۲ ص9۵۴ ح۸۷ كلاهما عن سليم بن قيس الهلالي، بحار الأنوار: ج۱ ص۲۰9 ح۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="21" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: دانش، دو گونه است: دانشی که مردم، ناگزیر از فراگیری آن هستند و آن، دین اسلام است و دانشی که مردم، اجازه دارند آن را وا گذارند و آن، قدرت خداوند عزّ و جلّ است.</span><ref><p><span dir="rtl">ممكن است «قدرة» در متن عربى، تصحيف «قَدَر» به معناى تقدير اعمال باشد که چگونگى تعلّق گرفتن قدرت و دانش خدا به آن، مسئله</span><span dir="rtl">اى پيچيده و به تعبير امام على علیهالسلام طريقی مُظلَم و بحری عميق است (ر. ک: بحار الأنوار: ج۱ ص۲۱۰).</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="22" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: عَلَيكُم بِطاعَةِ مَن لا تُعذَرونَ بِجَهالَتِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">نهج البلاغة: الحكمة ۱۵۶، خصائص الأئمّة: ص۱۰۷، الإرشاد: ص۲۳۲ و زاد فيه «و المعرفة» بعد «بالطاعة»، بحار الأنوار: ج۲ ص۱۰۰ ح۵9.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="22" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: بر شما باد فرمانبرى از كسى كه در نشناختن او عذرتان پذيرفته نيست.</span></li></ol> | |||
<ol start="23" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام - في كِتابِهِ إلىٰ مُعاوِيَةَ -: اِتَّقِ اللّهَ في ما لَدَيكَ، وَ انظُر في حَقِّهِ عَلَيكَ، وَ ارجِع إلىٰ مَعرِفَةِ ما لا تُعذَرُ بِجَهالَتِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">نهج البلاغة: الكتاب ۳۰، بحار الأنوار: ج۳۳ ص۸۳ ح۳9۸.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start=" | |||
<li | |||
<ol start="23" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام - در نامه</span><span dir="rtl">اش به معاويه -: در آنچه نزد توست، تقوا داشته باش و در حقّش بر عهده</span><span dir="rtl">ات بنگر و به شناخت آنچه عذرى در ندانستنش ندارى، بازگرد.</span></li></ol> | |||
< | |||
<li | |||
جَهِلَهُ</span><ref><p><span dir="rtl"> | <ol start="24" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">الكافي عن عيسى بن السريّ أبي اليَسَع: قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّٰهِ علیهالسلام: أخبِرني بِدَعائِـمِ الإِسلامِ الَّتي لا يَسَعُ أحَداً التَّقصيرُ عَن مَعرِفَةِ شَيءٍ مِنهَا، الَّذي مَن قَصَّر َعَن مَعرِفَةِ شَيءٍ مِنها فَسَدَ عَلَيهِ دينُهُ، و لَم يَقبَلِ اللّٰهُ مِنهُ عَمَلَهُ، و مَن عَرَفَها و عَمِلَ بِها، صَلَحَ لَهُ دينُهُ و قَبِلَ مِنهُ عَمَلَهُ، و لَم يَضِق بِهِ مِمّا هُوَ فيهِ لِجَهلِ شَيءٍ مِنَ الاُمورِ جَهِلَهُ</span><ref><p><span dir="rtl">كذا في المصدر و الطبعة الجديدة منه. و الصحيح: «إن جَهِلَهُ» كما في تفسير العيّاشي: ج١ ص٢۵٢ ح١٧۵.</span></p></ref><span dir="rtl">، فَقالَ:</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">شَهادَةُ أن لا إلٰهَ إلَّا اللّٰهُ، وَ الإِيمانُ بِأَنَّ مُحَمَّداً رَسولُ اللّٰهِ | <span dir="rtl">شَهادَةُ أن لا إلٰهَ إلَّا اللّٰهُ، وَ الإِيمانُ بِأَنَّ مُحَمَّداً رَسولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله، وَ الإِقرارُ بِما جاءَ بِهِ مِن عِندِ اللّٰهِ، و حَقٌّ فِي الأَموالِ الزَّكاةُ، وَ الوِلايَةُ الَّتي أمَرَ اللّٰهُ عزّ و جلّ بِها: وِلايَةُ آلِ مُحَمَّدِ صلی الله علیه و آله. قالَ: فَقُلتُ لَهُ: هَل فِي الوِلايَةِ شَيءٌ دونَ شَيءٍ، فَضلٌ يُعرَفُ لِمَن أخَذَ بِهِ؟</span> | ||
<span dir="rtl">قالَ: نَـعَـم، قــالَ اللّٰهُ: (يٰـا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيــعُوا اللّٰهَ وَ أَطِيــعُوا الرَّسُــولَ وَ أُولِي الْأَمْــرِ مِنْكُمْ)</span><ref><span dir="rtl"> | <span dir="rtl">قالَ: نَـعَـم، قــالَ اللّٰهُ عزّ و جلّ: (يٰـا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيــعُوا اللّٰهَ وَ أَطِيــعُوا الرَّسُــولَ وَ أُولِي الْأَمْــرِ مِنْكُمْ)</span><ref><span dir="rtl">النساء ۵9.</span></ref> <span dir="rtl">و قالَ رَسولُ اللّٰهِ علیهالسلام: مَن ماتَ و لا يَعرِفُ إمامَهُ ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً، و كانَ رَسولَ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله، و كانَ عَلِيّاً علیهالسلام، و قالَ الآخَرونَ: كانَ مُعاوِيَةَ، ثُمَّ كانَ الحَسَنَ علیهالسلام، ثُمَّ كانَ الحُسَينَ علیهالسلام، و قالَ الآخَرونَ: يَزيدُ بنُ مُعاوِيَةَ و حُسَينُ بنُ عَلِيٍّ، و لا سَواءَ و لا سَواءَ، قالَ: ثُمَّ سَكَتَ، ثُمَّ قالَ: أزيدُكَ؟ فَقالَ لَهُ حَكَمٌ الأَعوَرُ: نَعَم، جُعِلتُ فِداكَ.</span> | ||
<span dir="rtl">قالَ: ثُمَّ كانَ عَلِيَّ بنَ الحُسَينِ، ثُمَّ كانَ مُحَمَّدَ بنَ عَلِيٍّ أبا جَعفَرٍ، و كانَتِ الشّيعَةُ قَبلَ أن يَكونَ أبو جَعفَرٍ و هُم لا يَعرِفونَ مَناسِكَ حَجِّهِم، و حَلالَهُم و حَرامَهُم، حَتّىٰ كانَ أبو جَعفَرٍ فَفَتَحَ لَهُم و بَيَّنَ لَهُم مَناسِكَ حَجِّهِم، و حَلالَهُم و حَرامَهُم، حَتّىٰ صارَ النّاس يَحتاجونَ إلَيهِم مِن بَعدِ ما كانوا يَحتاجونَ إلَى النّاسِ، و هٰكَذا يَكونُ الأَمرُ، وَ الأَرضُ لا تَكونُ إلّا بِإِمامٍ، و مَن ماتَ لا يَعرِفُ إمامَهُ ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً، و أَحوَجُ ما تَكونُ إلىٰ ما أنتَ عَلَيهِ إذ بَلَغَت نَفسُكَ هٰذِهِ - و أَهوىٰ بِيَدِهِ إلىٰ حَلقِهِ - وَ انقَطَعَت عَنكَ الدُّنيا، تَقولُ: لَقَد كُنتُ عَلىٰ أمرٍ حَسَنٍ.</span><ref><span dir="rtl"> | <span dir="rtl">قالَ: ثُمَّ كانَ عَلِيَّ بنَ الحُسَينِ، ثُمَّ كانَ مُحَمَّدَ بنَ عَلِيٍّ أبا جَعفَرٍ، و كانَتِ الشّيعَةُ قَبلَ أن يَكونَ أبو جَعفَرٍ و هُم لا يَعرِفونَ مَناسِكَ حَجِّهِم، و حَلالَهُم و حَرامَهُم، حَتّىٰ كانَ أبو جَعفَرٍ فَفَتَحَ لَهُم و بَيَّنَ لَهُم مَناسِكَ حَجِّهِم، و حَلالَهُم و حَرامَهُم، حَتّىٰ صارَ النّاس يَحتاجونَ إلَيهِم مِن بَعدِ ما كانوا يَحتاجونَ إلَى النّاسِ، و هٰكَذا يَكونُ الأَمرُ، وَ الأَرضُ لا تَكونُ إلّا بِإِمامٍ، و مَن ماتَ لا يَعرِفُ إمامَهُ ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً، و أَحوَجُ ما تَكونُ إلىٰ ما أنتَ عَلَيهِ إذ بَلَغَت نَفسُكَ هٰذِهِ - و أَهوىٰ بِيَدِهِ إلىٰ حَلقِهِ - وَ انقَطَعَت عَنكَ الدُّنيا، تَقولُ: لَقَد كُنتُ عَلىٰ أمرٍ حَسَنٍ.</span><ref><span dir="rtl">الكافى: ج٢ ص١٩ ح۶، تفسير العيّاشى: ج١ ص٢۵٢ ح١٧۵، رجال الكشّي: ج۲ ص۷۲۳ ح۷99 کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۶٨ ص٣٣٧ ح١١.</span></ref> | ||
<ol start="24" style="list-style-type: decimal;"> | <ol start="24" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl"> | <li><span dir="rtl">الكافى - به نقل از ابو اليَسع، عيسى بن سَرىّ -: به امام صادق علیهالسلام گفتم: مرا از پايه</span><span dir="rtl">هاى اسلام خبر ده؛ پايه</span><span dir="rtl">هايى كه هيچ كس حق ندارد در شناخت هيچ يک از آنها كوتاهى كند؛ پايه</span><span dir="rtl">هايى كه هر كس در شناخت ذرّه</span><span dir="rtl">اى از آنها كوتاهى كند دينش تباه میشود و خداوند عمل او را نمیپذيرد، و هر كس آن پايه</span><span dir="rtl">ها را بشناسد و به آنها عمل كند دينش سامان میگیرد و عملش از او پذيرفته میگردد، و ندانستن چيزهای ديگر، او را به تنگنا نمىاندازد [و به دين او آسيبى نمیرساند].</span></li></ol> | ||
<span dir="rtl">فرمود: «گواهى دادن به اين كه معبودى جز خدا نيست، و ايمان داشتن به اين كه محمد صلی الله علیه و آله فرستاده خداست، و گردن نهادن به آنچه او از نزد خدا آورده است، و حقّ زكات در اموال، و ولايت كه خداى عزّ و جلّ به آن فرمان داده است: [يعنى] ولايت خاندان محمد صلی الله علیه و آله».</span> | |||
<span dir="rtl">به ايشان گفتم: آيا در بارۀ ولايت [از كتاب و سنّت</span><span dir="rtl">] مستندی در دست است که اختصاصی باشد</span><ref><span dir="rtl">مجلسی در مرآة العقول میگويد: «در جملۀ "آيا در بارۀ ولايت، چيزى هست"، دو وجه محتمل است. يكى اين</span> <span dir="rtl">كه مراد، اين باشد كه آيا در باب امامت شرطى ويژه و امتيازى شناخته شده هست كه در فردى خاصو معيّن از خاندان محمّد وجود داشته باشد و اقتضا كند كه فقط او امام و ولىّ امر باشد؟... وجه دوم، اين است كه: آيا در بارۀ ولايت دليل خاصّى وجود دارد كه بر وجوب و لزوم آن دلالت بيشترى داشته باشد؟».</span></ref> <span dir="rtl">و فضیلتی براى كسى كه به آن چنگ مى</span><span dir="rtl">زند، شناخته شده باشد؟</span> | |||
<span dir="rtl">فرمود: «بله، خداى عزّ و جلّ فرموده است: (اى كسانى كه ايمان آورده</span><span dir="rtl">ايد، از خدا فرمان بريد و از پيامبر و اولياى امرتان اطاعت كنيد). پيامبر خدا صلی الله علیه و آله هم فرموده است: كسى كه بميرد و امامش را نشناسد به مرگ جاهلى مرده است. امام، پيامبر خدا صلی الله علیه و آله بوده است و على علیهالسلام. ديگران گفته</span><span dir="rtl">اند: معاويه بوده است، سپس حسن بود، سپس حسين بود. عدّهای ديگر گفته</span><span dir="rtl">اند: يزيد بن معاويه و حسين بن على. [هرگز] يكسان نيستند و يكسان نيستند».</span><ref><span dir="rtl">فیض کاشانی در الوافى گويد: «يعنى نه على و معاويه يكسان</span><span dir="rtl">اند و نه حسين و يزيد تا امتياز و برترى معلوم نشود و اشتباه پيش آيد».</span></ref> | |||
<span dir="rtl">آن گاه، سكوت كرد و سپس فرمود: «برايت بيشتر بگويم؟».</span> | |||
<span dir="rtl">حَكَم اعور عرض كرد: آرى، فدايت گردم!</span> | |||
<span dir="rtl">فرمود: «سپس على بن حسين، سپس ابو جعفر محمّد بن على. تا قبل از ابو جعفر، شيعيان مناسک حجّ خود و حلال و حرامشان را نمى</span><span dir="rtl">دانستند، تا آن كه ابو جعفر آمد و [دَرِ علم و معرفت را] به رويشان باز كرد و مناسک حجّشان و حلال و حرامشان را براى آنها بيان فرمود، به طورى كه حالا مردم [غیر امامیّه] به آنان نياز دارند، در صورتى كه قبلاً آنان به مردم، محتاج بودند. قضيّه اين گونه است.</span><ref><span dir="rtl">علّامه مجلسی در مرآة العقول میگويد: «يعنى مسألۀ امامت هميشه اين گونه است: يک طرفش معصومى از اهل بيت قرار دارد، كه برترى و پارسايى و عصمت او آشكار و معلوم است و طرف ديگرش فردى نادان و تبهكار از خلفاى جور و ستم است كه نادانى و تبهكارى</span><span dir="rtl">اش بر همگان آشكار و معلوم است».</span></ref> <span dir="rtl">زمين، بدون امام نيست و هر كس بميرد و امامش را نشناسد، به مرگى جاهلى مرده است. بيشترين نياز تو به اين عقيده</span><span dir="rtl">ات (ولايت و امامت) زمانى است كه جانت به اين جا برسد» و دستش را سوى گلويش بُرد [و افزود:] «و دنيايت به سر آيد. [آن زمان] خواهى گفت: راستى كه در راهی درست (بر عقيده</span><span dir="rtl">اى نيكو) بودم».</span> | |||
<ol start="25" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الكافي عن عليّ بن أبي حمزة عن أبي بصير، قال: سَمِعتُهُ يَسأَلُ أبا عَبدِاللهِ علیهالسلام، فَقالَ لَهُ: جُعِلتُ فِداكَ، أخبِرني عَنِ الدّينِ الَّذِي افتَرَضَ اللّهُ عَلَى العِبادِ ما لا يَسَعُهُم جَهلُهُ و لا يُقبَلُ مِنهُم غَيرُهُ، ما هُوَ؟.…</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">فَقالَ: شَهادَةُ أن لا إلٰهَ إلَّا اللّهُ، و أنَّ مُحَمَّداً رَسولُ اللّهِ | <span dir="rtl">فَقالَ: شَهادَةُ أن لا إلٰهَ إلَّا اللّهُ، و أنَّ مُحَمَّداً رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله، و إقامُ الصَّلاةِ، و إيتاءُ الزَّكاةِ، و حِجُّ البَيتِ مَنِ استَطاعَ إلَيهِ سَبيلًا، و صَومُ شَهرِ رَمَضانَ. ثُمَّ سَكَتَ قَليلًا، ثُمَّ قالَ: و الوَلايَةُ - مَرَّتَينِ -.</span><ref><span dir="rtl">الكافي: ج۲ ص۲۲ ح۱۱، بحار الأنوار: ج۶9 ص۱۵ ح۱۶.</span></ref> | ||
<ol start="25" style="list-style-type: decimal;"> | <ol start="25" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li>< | <li><span dir="rtl">الكافى - به نقل از على بن حمزه -: شنيدم كه ابو بصیر از امام صادق علیهالسلام مى</span><span dir="rtl">پرسد و مى</span><span dir="rtl">گويد: فدايت شوم! مرا از دينى كه خداوند عزّ و جلّ بر بندگانش واجب كرده است و اختيار نشناختن آن را ندارند و جز آن از ايشان پذيرفته نمى</span><span dir="rtl">شود، آگاه كن كه چيست.…</span></li></ol> | ||
< | |||
< | <span dir="rtl">فرمود: «گواهى به اين كه معبودی جز خداوند يگانه نيست و اين كه محمّد صلی الله علیه و آله پيامبر خداست و بر پا داشتن نماز و دادن زكات و حجّ خانه خدا براى كسى كه بِدان راهى دارد و روزۀ ماه رمضان». سپس اندكى خاموش ماند و دو بار فرمود: «و ولايت».</span> | ||
<ol start="26" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الصادق علیهالسلام: أحسِنُوا النَّظَرَ في ما لا يَسَعُكُم جَهلُهُ، وَ انصَحوا لِأَنفُسِكُم، و جاهِدوا في طَلَبِ ما لا عُذرَ لَكُم في جَهلِهِ؛ فَإِنَّ لِدينِ اللّهِ أركاناً لا يَنفَعُ مَن جَهِلَها شِدَّةُ اجتِهادِهِ في طَلَبِ ظاهِرِ عِبادَتِهِ، و لا يَضُرُّ مَن عَرَفَها فَدانَ بِها حُسنُ اقتِصارٍ، و لا سَبيلَ لِأَحَدٍ إلىٰ ذٰلِكَ إلّا بِعَونٍ مِنَ</span> <span dir="rtl">اللّهِ عزّ و جلّ.</span><ref><p><span dir="rtl">كنز الفوائد: ج۲ ص۳۳، الإرشاد: ج۲ ص۲۰۵ نحوه، بحار الأنوار: ج۱ ص۲۰9 ح۱۲ و راجع روضة الواعظين: ج۱ ص9۷ ح9۱ و أعلام الدين: ص۸۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="26" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام: در آنچه امكان ناديده گرفتنش را نداريد، نيک بنگريد و خيرخواه خود باشيد و در پىِ چيزى كه در نشناختنش عذرى نداريد، بكوشيد؛ چرا كه براى دين خدا، پايه</span><span dir="rtl">هايى است كه اگر كسى آنها را نشناسد، سختكوشى</span><span dir="rtl">اش در عمل به عبادت</span><span dir="rtl">هاى ظاهرى، سودى نمى</span><span dir="rtl">دهد و آن كه آنها را مى</span><span dir="rtl">شناسد و به آنها ايمان دارد، عمل (عبادت) اندكش به وى زيانى نمى</span><span dir="rtl">رساند و كسى را به اين شناختْ راه نيست، جز با يارى خداوند عزّ و جلّ.</span></li></ol> | |||
<ol start="27" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الکاظم علیهالسلام: أوجَبُ العِلمِ عَلَيكَ ما أنتَ مَسؤولٌ عَنِ العَمَلِ بِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">نزهة الناظر: ص۱۲۲ ح۳، عدّة الداعي: ص۶۸، تنبيه الخواطر: ج۲ ص۱۵۴ عن الامام علی علیهالسلام نحوه، بحار الأنوار: ج۱ ص۲۲۰ ح۵۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
< | |||
=== <span dir="rtl"> | |||
<ol start="27" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام کاظم علیهالسلام: لازم</span><span dir="rtl">ترين دانش بر تو آن است كه از عمل بِدان، پرسيده مى</span><span dir="rtl">شوى.</span></li></ol> | |||
<ol start="28" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عيسى علیهالسلام: كَيفَ يَصيرُ إلَى الجَنَّةِ مَن لا يُبصِرُ مَعالِمَ الدّينِ؟!</span><ref><p><span dir="rtl">تحف العقول: ص۵۰۶، بحار الأنوار: ج۱۴ ص۳۰9 ح۱۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="28" style="list-style-type: decimal;"> | <ol start="28" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li>< | <li><span dir="rtl">عيسى بن مريم علیهالسلام: چگونه ره</span><span dir="rtl">سپار بهشت شود كسى كه نشانه</span><span dir="rtl">هاى دين را نمى</span><span dir="rtl">شناسد؟!</span></li></ol> | ||
<span id="ب---ما-لا-یضر-من-الجهل"></span> | |||
=== <span dir="rtl">ب - ما لا یَضُرُّ مِنَ الجَهلِ</span> === | |||
<span dir="rtl">ب - آنچه ندانستنش زیانی ندارد</span> | |||
<ol start="29" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">رسول اللّه صلی الله علیه و آله: عِلمُ النَّسَبِ عِلمٌ لا يَنفَعُ، و جَهالَةٌ لا تَضُرُّ.</span><ref><p><span dir="rtl">الجامع الصغير: ج۲ ص۱۶۰ ح۵۴۷۴ نقلًا عن ابن عبدالبرّ عن أبي هريرة؛ نثر الدرّ: ج۱ ص۲۶۸ نحوه.</span></p></ref></li></ol> | |||
<span dir="rtl">قالَ: عِلمٌ لا يَنفَعُ، و جَهالَةٌ لا تَضُرُّ.</span><ref><span dir="rtl"> | <ol start="29" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: نسب</span><span dir="rtl">شناسى، دانشى است كه سودى نمى</span><span dir="rtl">بخشد و ندانستنش زيانى نمى</span><span dir="rtl">رساند.</span></li></ol> | |||
<ol start="30" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">المراسيل عن زيد بن أسلم: قيلَ: يا رَسولَ اللّهِ، ما أعلَمَ فُلاناً! قالَ صلی الله علیه و آله: بِمَ؟ قالوا: بِأَنسابِ النّاسِ.</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">قالَ: عِلمٌ لا يَنفَعُ، و جَهالَةٌ لا تَضُرُّ.</span><ref><span dir="rtl">المراسيل: ص۲۳۳ ح۱، الأنساب: ج۱ ص۲۲ الرقم۱۴.</span></ref> | |||
<ol start="30" style="list-style-type: decimal;"> | <ol start="30" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl"> | <li><span dir="rtl">المراسيل - به نقل از زيد بن اسلم -: گفته شد:</span><span dir="rtl">اى پيامبر خدا! فلانى چه قدر داناست! فرمود: «به چه چيز؟». گفتند: به نسب</span><span dir="rtl">هاى مردم.</span></li></ol> | ||
<span dir="rtl">فرمود: «دانشى است كه سودى نمى</span><span dir="rtl">بخشد و ندانستنش زيانى نمى</span><span dir="rtl">رساند».</span> | |||
<ol start="31" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">جامع بيان العلم عن أبي هريرة: إنَّ النَّبِيَّ صلی الله علیه و آله دَخَلَ المَسجِدَ فَرَأىٰ جَمعاً مِنَ النّاسِ عَلىٰ رَجُلٍ، فَقالَ: و ما هٰذا؟</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">قالوا: يا رَسولَ اللّهِ، رَجُلٌ عَلّامَةٌ.</span> | <span dir="rtl">قالوا: يا رَسولَ اللّهِ، رَجُلٌ عَلّامَةٌ.</span> | ||
| خط ۷۶: | خط ۳۶۲: | ||
<span dir="rtl">قالوا: أعلَمُ النّاسِ بِأَنسابِ العَرَبِ، و أعلَمُ النّاسِ بِعَرَبِيَّةٍ، و أعلَمُ النّاسِ بِشِعرٍ، و أعلَمُ النّاسِ بِمَا اختَلَفَ فيهِ العَرَبُ.</span> | <span dir="rtl">قالوا: أعلَمُ النّاسِ بِأَنسابِ العَرَبِ، و أعلَمُ النّاسِ بِعَرَبِيَّةٍ، و أعلَمُ النّاسِ بِشِعرٍ، و أعلَمُ النّاسِ بِمَا اختَلَفَ فيهِ العَرَبُ.</span> | ||
<span dir="rtl">فَقالَ رَسولُ اللّهِ | <span dir="rtl">فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: هذا عِلمٌ لا يَنفَعُ، و جَهلٌ لا يَضُرُّ.</span><ref><span dir="rtl">جامع بيان العلم: ج۲ ص۲۳، الأنساب: ج۱ ص۲۲ الرقم۱۳.</span></ref> | ||
<ol start="31" style="list-style-type: decimal;"> | <ol start="31" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl"> | <li><span dir="rtl">جامع بيان العلم - به نقل از ابو هريره -: پيامبر صلی الله علیه و آله داخل مسجد شد و ديد گروهى از مردم، گِرد مردى را گرفته</span><span dir="rtl">اند. فرمود: «چه خبر است؟».</span></li></ol> | ||
<span dir="rtl">گفتند:</span> <span dir="rtl">اى پيامبر خدا! مردى علّامه آمده است.</span> | |||
<span dir="rtl">فرمود: «چه علّامه</span><span dir="rtl">اى؟».</span> | |||
<span dir="rtl">گفتند: داناترينِ مردم به نَسَب</span><span dir="rtl">هاى عرب و داناترينِ مردم به عربيّت و داناترينِ مردم به شعر و داناترينِ مردم به آنچه عرب در آن اختلاف كرده است.</span> | |||
<span dir="rtl">پيامبر خدا فرمود: «اين، دانشى است كه سودى نمى</span><span dir="rtl">بخشد و ندانستن آن هم زيانى ندارد».</span> | |||
<ol start="32" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الكاظم علیهالسلام: دَخَلَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله المَسجِدَ فَإِذا جَماعَةٌ قَد أطافوا بِرَجُلٍ، فَقالَ: ما هٰذا؟</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">فَقيلَ: عَلّامَةٌ.</span> | <span dir="rtl">فَقيلَ: عَلّامَةٌ.</span> | ||
| خط ۸۷: | خط ۳۸۴: | ||
<span dir="rtl">فَقالوا لَهُ: أعلَمُ النّاسِ بِأَنسابِ العَرَبِ و وَقائِعِها، و أيّامِ الجاهِلِيَّةِ، وَ الأَشعارِ العَرَبِيَّةِ.</span> | <span dir="rtl">فَقالوا لَهُ: أعلَمُ النّاسِ بِأَنسابِ العَرَبِ و وَقائِعِها، و أيّامِ الجاهِلِيَّةِ، وَ الأَشعارِ العَرَبِيَّةِ.</span> | ||
<span dir="rtl">فَقالَ النَّبِيُّ | <span dir="rtl">فَقالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله: ذاكَ عِلمٌ لا يَضُرُّ مَن جَهِلَهُ، وَ لا يَنفَعُ مَن عَلِمَهُ.</span><ref><span dir="rtl">الكافي: ج۱ ص۳۲ ح۱ عن إبراهيم بن عبد الحميد، معاني الأخبار: ص۱۴۱ ح۱، الأمالي للصدوق: ص۳۴۰ ح۴۰۳، بحار الأنوار: ج۱ ص۲۱۱ ح۵ و راجع منية المريد: ص۳۸۱.</span></ref> | ||
<ol start="32" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام كاظم علیهالسلام: پيامبر خدا صلی الله علیه و آله داخل مسجد شد و ديد گروهى بر گِرد مردى حلقه زده</span><span dir="rtl">اند. فرمود: «چه خبر است؟».</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">گفته شد: علّامه</span><span dir="rtl">اى است.</span> | |||
<span dir="rtl">فرمود: «چه علّامه</span><span dir="rtl">اى؟».</span> | |||
<span dir="rtl">گفتند: داناترينِ مردم به نَسَب</span><span dir="rtl">هاى عرب و وقايع و جنگ</span><span dir="rtl">هاى جاهليت و شعرهاى عربى.</span> | |||
<span dir="rtl">پيامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «اين، دانشى است كه به آن كه نداند، زيانى نمى</span><span dir="rtl">رساند و به آن كه مى</span><span dir="rtl">داند، سودى نمى</span><span dir="rtl">بخشد».</span> | |||
<ol start="33" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام العسکري علیهالسلام - فِي التَّفسیرِ المَنسوبِ إلَیهِ -: لَقَد مَرَّ أمیرُ المُؤمِنینَ علیهالسلام عَلیٰ قَومٍ مِن أخلاطِ المُسلِمینَ... و هُم قُعودٌ في بَعضِ المَساجِدِ... إذا هُم یَخوضونَ في أمرِ القَدَرِ و غَیرِهِ مِمَّا اختَلَفَ النّاسُ فیهِ... فَوَقَفَ عَلَیهِم، فَسَلَّمَ، فَرَدُّوا عَلَیهِ و أوسَعوا و قاموا إلَیهِ یَسألونَهُ القُعودَ إلَیهِم، فَلَم یَحفِل بِهِم، ثُمَّ قالَ لَهُم - و ناداهُم -: «یا مَعشَرَ المُتَکَلَّمینَ في ما لا یَعنیهِم و لا یَرِدُ عَلَیهِم! أ لَم تَعلَموا أنَّ لِلهِ عِباداً قَد أسکَتَتهُم خَشیَتُهُ... و إنَّهُم لَهُمُ الفُصَحاءُ العُقَلاءُ الألِبّاءُ العالِمونَ بِاللهِ و أیّامِهِ؟!... فَأینَ أنتُم مِنهُم - یا مَعشَرَ المُبتَدِعینَ -؟! أ لَم تَعلَموا أنَّ أعلَمَ النّاسِ بِالقَدَرِ أسکَتُهُم عَنُه، و أنَّ أجهَلَ النّاسِ بِالقَدَرِ أنطَقُهُم فیهِ؟!».</span><ref><p><span dir="rtl">التفسر المنسوب إلی الإمام العسکری علیهالسلام: ص۶۳۵ ح۳۷۱، بحار الأنوار: ج9۷ ص۵۵ ح۱. و راجع: المدخل ح۲۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="33" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام عسکری علیهالسلام - در تفسیر منسوب به ایشان -: امیر المؤمنین علیهالسلام از کنار جماعتی - که از هر گروهی از مسلمانان، کسی در میانشان بود - عبور کرد... در حالی که آنها در مسجدی نشسته بودند... و در بارۀ مسئلۀ [قَضا و] قَدَر و چند مسئلۀ دیگر از مسائل اختلافیِ بین مسلمانها، بحث میکردند.… ایشان بالای سرشان ایستاد و به آنها سلام کرد. آنها هم جواب سلام ایشان را دادند و برای ایشان جا باز کردند و پیش پایش بلند شدند و درخواست کردند که نزدشان بنشیند؛ اما ایشان به جمع آنها نپیوست؛ بلکه به آنها خطاب کرد و گفت: «ای گروهِ بحثکننده در موضوعاتی که به دردشان نمیخورد و ربطی به آنها ندارد! آیا نمیدانید که خداوند، بندگانی دارد که بیم از او، ساکتشان کرده است... در حالی که به یقین، زبانآور و خردمند و فهمیده و خداشناس و به روزهای خدا آگاه اند؟!... شما کجایید و آنها کجا - ای گروه بدعتگذار -! آیا نمیدانید که آگاهترینِ مردم در موضوع قَدَر (تقدیر)، ساکتترینِ آنها در این موضوع است و ناآگاهترینِ مردم در موضوع قَدَر، پُرگوترینِ آنهاست؟!».</span></li></ol> | |||
<span id="بیان"></span> | |||
==== <span dir="rtl">بیانٌ</span> ==== | |||
<span dir="rtl">توضیح</span> | |||
<span dir="rtl">ورد في الروايتین المنسوبتین إلى أمير المؤمنين عليّ بن أبي طالب علیهالسلام ما يدل على أن الجهل قد يكون مفيدًا في بعض المواقف.</span><ref><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: رُبَّ جاهِلٍ نَجاتُهُ جَهلُهُ (غرر الحكم: ح۵۳۰۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۶۶ ح۴۸۵۱ و فيه «نجّاه» بدل «نجاته»)؛ و رُبَّ جَهلٍ أنفَعُ مِن علم (عيون الحكم و المواعظ: ص۲۶۷ ح۴۸۸9، غرر الحكم: ح۵۳۱9 و فيه «حلم» بدل «علم»).</span></ref> <span dir="rtl">كما ورد في نص آخر منسوب إليه أنّ عمل بعض الجهال قد يكون أيسر.</span><ref><span dir="rtl">فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: اثنانِ يَهونُ عَلَيهِما كُلُّ شَي</span><span dir="rtl">ءٍ: عالِمٌ عَرَفَ العَواقِبَ، وَ جاهِلٌ يَجهَلُ ما هُوَ فيهِ (شرح نهج البلاغة لابن ابی الحدید: ج۲۰ ص۲9 ۱ ح۳۳۳).</span></ref> <span dir="rtl">و هناك نصّ ثالث يرى أن الجهل ضروري لبدء بعض الأعمال.</span><ref><span dir="rtl">إذا كانَ العَقلُ تِسعَةَ أجزاءٍ احتاجَ إلى جُزءٍ مِن جَهلٍ لِيُقدِمَ بِهِ صاحِبُهُ عَلَى الاُمورِ، فَإِنَّ العاقِلَ أبَداً مُتَوانٍ مُتَرَقِّبٌ مُتَخَوِّفٌ (شرح نهج البلاغة لابن ابی الحدید: ج۲۰ ص۲9۵ ح۳۷۵).</span></ref> <span dir="rtl">و لكن، تجدر الإشارة إلى أنّ هذه الروايات و الآراء لا يوجد لها سند صحيح، و لم يعثر على أيّ دليل حديثي موثوق به يؤكد صحّتها. و لذلك، فقد تمّ الاكتفاء بذكرها في الهامش.</span> | |||
<span dir="rtl">دو روایت علوی، جهل را گاه سودمند خوانده</span><span dir="rtl">اند.</span><ref><span dir="rtl">بسی جاهل که نجاتش در جهلش است (غرر الحكم: ح۵۳۰۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۶۶ ح۴۸۵۱)؛ چه بسا نادانى</span><span dir="rtl">اى كه از دانايى، سودمندتر است (عيون الحكم و المواعظ: ص۲۶۷ ح۴۸۸۹، غرر الحكم: ح۵۳۱۹).</span></ref> <span dir="rtl">در یک متن منسوب به امام علی علیهالسلام نیز کار برخی جاهلان آسان دانسته شده</span><ref><span dir="rtl">دو نفرند كه همه چيز برايشان آسان است: دانايى كه پايان كارها را مى</span><span dir="rtl">داند و نادانى كه موقعيت خود را نمى</span><span dir="rtl">شناسد (شرح نهج البلاغة لابن ابی الحدید: ج۲۰ ص۲۹۱ ح۳۳۳).</span></ref> <span dir="rtl">و متنی دیگر، جهل را برای اقدام به کارها لازم دانسته است.</span><ref><span dir="rtl">اگر خرد، نُه قسمت باشد، به يک قسمت نادانى [نيز] نياز دارد تا خردمند به كارها اقدام كند؛ زيرا خردمند، هميشه سهلانگار و مراقب و ترسان است (شرح نهج البلاغة لابن ابی الحدید: ج۲۰ ص۲۹۵ ح۳۷۵).</span></ref> <span dir="rtl">هیچ یک از این روایات و متون، سند و منبع معتبری ندارد و شواهد و مؤیّدات حدیثی برای آنها یافت نشد. از این رو، به نقل آنها در پانوشت اکتفا شد.</span> | |||
<span id="ج---ما-ینبغي-الجهل-به"></span> | |||
=== <span dir="rtl">ج - ما یَنبَغِي الجَهلُ بِهِ</span> === | |||
<span dir="rtl">ج - آنچه ندانستنش شایسته است</span> | |||
<ol start="34" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَنِ اقتَبَسَ عِلماً مِنَ النُّجومِ، اقتَبَسَ شُعبَةً مِنَ</span> <span dir="rtl">السِّحرِ؛ زادَ ما زادَ.</span><ref><p><span dir="rtl">سنن أبي داوود: ج۴ ص۱۶ ح۳9۰۵ عن ابن عبّاس؛ عوالی اللآلي: ج۱ ص۱۸۱ ح۲۴۲، بحار الأنوار: ج۵۸ ص۲۷۷ ح۷۶.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="34" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر كس دانشى در بارۀ ستاره</span><span dir="rtl">گویی (تنجیم) فرا بگيرد، شاخه</span><span dir="rtl">اى از سِحر آموخته است؛ هر چه پیشتر، بيشتر.</span></li></ol> | |||
<ol start="35" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: أيُّهَا النّاسُ! إيّاكُم و تَعَلُّمَ النُّجومِ، إلّا ما يُهتَدىٰ بِهِ في بَرٍّ أو بَحرٍ؛ فَإِنَّها تَدعو إلَى الكَهانَةِ، وَ المُنَجِّمُ كَالكاهِنِ، وَ الكاهِنُ كَالسّاحِرِ، وَ السّاحِرُ كَالكافِرِ، وَ الكافِرُ فِي النّارِ.</span><ref><p><span dir="rtl">نهج البلاغة: الخطبة ۷9، الاحتجاج: ج۱ ص۵۶۱ ح۱۳۶، بحار الأنوار: ج۳۳ ص۳۶۲ ح۵9 ۶؛ ربیع الأبرار: ج۱ ص۱۲۸.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="35" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام:</span> <span dir="rtl">اى مردم! زنهار از فراگيرى نجوم (ستارهگویی)،</span><ref><p><span dir="rtl">گفتنی است آنچه در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمّه علیهمالسلام در میان اعراب با عنوان «علم نجوم» شناخته می</span><span dir="rtl">شد، ترکیبی از یافته</span><span dir="rtl">های علمی و بافته</span><span dir="rtl">های کاهنان بود که عمدتاً برای طالعبینی و آینده</span><span dir="rtl">گویی از روی ستارگان (که امروزه «تَنجیم / ستارهگویی» نامیده می</span><span dir="rtl">شود) به کار می</span><span dir="rtl">رفت و نجوم به معنای علمی یا امروزین آن نبود.</span></p></ref> <span dir="rtl">جز آن اندازه كه در خشكى و دريا با آن، راهيابى مى</span><span dir="rtl">كنند؛ زيرا نجوم به كهانت، فرا مى</span><span dir="rtl">خوانَد و منجّم، چون كاهن است و كاهن، چون ساحر و ساحر، چون كافر و كافر، در آتش است.</span></li></ol> | |||
<ol start="36" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الصادق علیهالسلام - في جَوابِ الزِّنديقِ لَمّا قالَ لَهُ: ما تَقولُ في عِلمِ النُّجومِ؟ -: هُوَ عِلمٌ قَلَّت مَنافِعُهُ وَ كَثُرَت مَضَرّاتُهُ؛ لِأَنَّهُ لا يُدفَعُ بِهِ المَقدورُ و لا يُتَّقىٰ بِهِ المَحذورُ، إن أخبَرَ المُنَجِّمُ بِالبَلاءِ لَم يُنجِهِ التَّحَرُّزُ مِنَ القَضاءِ، و إن أخبَرَ هُوَ بِخَيرٍ لَم يَستَطِع تَعجيلَهُ، و إن حَدَثَ بِهِ سوءٌ لَم يُمكِنهُ صَرفُهُ. وَ المُنَجِّمُ يُضادُّ اللّهَ في عِلمِهِ، بِزَعمِهِ أنَّهُ يَرُدُّ قَضاءَ اللّهِ عَن خَلقِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">الاحتجاج: ج۲ ص۲۴۲، بحار الأنوار: ج۱۰ ص۱۸۳ ح۲.</span></p></ref> <span dir="rtl"></span></li></ol> | |||
<ol start="36" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام - در پاسخ غير مسلمانى كه از ايشان، در بارۀ ستاره</span><span dir="rtl">گویى پرسيده بود -: دانشى است كه منافعش اندک و زيان</span><span dir="rtl">هايش فراوان است؛ زيرا با آن، نه مى</span><span dir="rtl">توان مقدّرات را دور كرد و نه از محذورات، حذر كرد. اگر منجّم از بلا خبر دهد، پرهيز، وى را از سرنوشتش نمى</span><span dir="rtl">رهانَد و اگر به امر خيرى خبر دهد، نمى</span><span dir="rtl">تواند آن را جلو بيندازد و اگر حادثۀ بدى برايش پيش بيايد، نمى</span><span dir="rtl">تواند آن را باز گرداند، و منجّم، با اين پندار كه قضاى الهى را از خلقش باز مى</span><span dir="rtl">گردانَد، در دانشش با خدا ضدّيت مى</span><span dir="rtl">كند.</span></li></ol> | |||
<ol start="37" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: مَن تَعَلَّمَ مِنَ السِّحرِ شَيئاً كانَ آخِرَ عَهدِهِ بِرَبِّهِ، و حَدُّهُ القَتلُ إلّا أَن يَتُوبَ.</span><ref><p><span dir="rtl">تهذیب الأحکام: ج۱۰ ص۱۴۸ ح۵۸۶ عَن</span> <span dir="rtl">إسحاق بن عمّار عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام، قرب الإسناد: ص۱۵۲ ح۵۵۴ عَن</span> <span dir="rtl">الإمام الصادق عن أبیه عنه علیهمالسلام نحوه، بحار الأنوار: ج٢ ص٢١٠ ح٧٩.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="37" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هر كه چيزى از جادو بياموزد، [اين] پايان عهد او با پروردگارش خواهد بود و كيفرش آن است كه كشته شود، مگر اين كه توبه كند.</span></li></ol> | |||
<ol start="38" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الخصال عن نصر بن قابوس: سَمِعتُ أبا عَبدِ اللّهِ علیهالسلام يَقولُ: السّاحِرُ مَلعونٌ.… و قالَ علیهالسلام: المُنَجِّمُ كَالكاهِنِ، وَ الكاهِنُ كَالسّاحِرِ، وَ السّاحِرُ كَالكافِرِ، وَ الكافِرُ فِي النّارِ.</span><ref><p><span dir="rtl">الخصال: ص۲9۷ ح۶۷، بحار الأنوار: ج۵۸ ص۲۲۶ ح۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="38" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الخصال - به نقل از نصر بن قابوس -: شنيدم كه امام صادق علیهالسلام مى</span><span dir="rtl">فرمايد: «ساحر، ملعون است...» و فرمود: «منجّم (ستارهگو)، مانند كاهن است و كاهن، مانند ساحر و ساحر، مانند كافر است و كافر، در آتش است».</span></li></ol> | |||
<ol start=" | <ol start="39" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li | <li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: شَرُّ العِلمِ ما أفسَدتَ بِهِ رَشادَكَ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج۴ ص۱۶۷ ح۵۶9۴، عيون الحكم و المواعظ: ص۲9۴ ح۵۲۵۶.</span></p></ref></li></ol> | ||
< | |||
<li | |||
<li | |||
< | <ol start="39" style="list-style-type: decimal;"> | ||
< | <li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: بدترين دانش، آن است كه هدايتت را بِدان تباه كنى.</span></li></ol> | ||
<li | |||
< | |||
<li | |||
< | <ol start="40" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: رُبَّ عِلمٍ أدّىٰ إلىٰ مَضَلَّتِكَ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج۴ ص۷۶ ح۵۳۵۲، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۶۷ ح۴9۰۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="40" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: بسى دانش كه به گم</span><span dir="rtl">راهى</span><span dir="rtl">ات مى</span><span dir="rtl">انجامد!</span></li></ol> | |||
<ol start="41" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: رُبَّ مَعرِفَةٍ أدَّت إلىٰ تَضليلٍ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج۴ ص۷۵ ح۵۳۴9، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۶۵ ح۴۸۳۶.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="41" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: بسى شناخت كه به گم</span><span dir="rtl">راهى مى</span><span dir="rtl">كشانَد!</span></li></ol> | |||
<ol start="42" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: رُبَّ عالِـمٍ قَتَلَهُ عِلمُهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج۴ ص۶۴ ح۵۳۰۰، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۶۶ ح۴۸۵۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="42" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: بسى دانشمند كه دانشش وى را كشته است!</span></li></ol> | |||
<ol start="43" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: كُلُّ عِلمٍ لا يُؤَيِّدُهُ عَقلٌ، مَضَلَّةٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج۴ ص۵۳۲ ح۶۸۶9، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۷۶ ح۶۳۴۵.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="43" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هر دانشی که خرد، آن را تأیید نکند، گم</span><span dir="rtl">راهی است.</span></li></ol> | |||
<span id="بیان-1"></span> | |||
==== <span dir="rtl">بیانٌ</span> ==== | |||
<span dir="rtl">توضیح</span> | |||
<span dir="rtl">يتبيّن من التأمّل في نصّ هذه الأحاديث أنّ المقصود من علم النجوم المحرّم تعلّمه ليس العلم بمفهومه المعاصر، بل المقصود هو | <span dir="rtl">يتبيّن من التأمّل في نصّ هذه الأحاديث أنّ المقصود من علم النجوم المحرّم تعلّمه ليس العلم بمفهومه المعاصر، بل المقصود هو تعلّم علم یعتقد تأثير النجوم في مصير الإنسان، وَ یزعم استطاعة التنبّؤ بالقضاء وَ القدر عن طريق النظر فی النجوم.</span> | ||
<span dir="rtl">و أمّا السحر فیحرم تعلّمه و تعلیمه فی أکثر الموارد، وَ لکن قد یجب تعلّمه للمقابلة مع السحرة الفجرة و التخلّص منهم. و للمزید راجع علم الفقه.</span> | <span dir="rtl">و أمّا السحر فیحرم تعلّمه و تعلیمه فی أکثر الموارد، وَ لکن قد یجب تعلّمه للمقابلة مع السحرة الفجرة و التخلّص منهم. و للمزید راجع علم الفقه.</span> | ||
<span dir="rtl">با دقّت در متن اين احاديث معلوم مى</span><span dir="rtl">شود که مقصود از علم نجومى كه آموختن آن تحريم شده است، دانش ستاره</span><span dir="rtl">شناسى به مفهوم امروزى آن نيست؛ بلكه مقصود، علمی است که نقش ستارگان را در سرنوشت انسان باور دارد و ادّعا می</span><span dir="rtl">کند که می</span><span dir="rtl">تواند از طریق نگریستن در ستارگان، از قضا و قدر خبر دهد.</span> | |||
<span dir="rtl">در بارۀ سِحر نیز در بیشتر موارد، یادگیری و یاددهی آن حرام است؛ ولی گاه یادگیری آن برای رویارویی با ساحران بدکردار و رهایی از جادوی آنان واجب می</span><span dir="rtl">شود که تفصیل آن را باید در علم فقه جویا شد.</span> | |||
<span id="الفصل-الثالث-ذم-الجهل"></span> | <span id="الفصل-الثالث-ذم-الجهل"></span> | ||
== <span dir="rtl">الفَصلُ الثّالِث: ذَمُّ الجَهلِ</span> == | == <span dir="rtl">الفَصلُ الثّالِث: ذَمُّ الجَهلِ</span> == | ||
<ol start=" | <span dir="rtl">فصل سوم</span><span dir="rtl">: سرزنش جهل (ناآگاهی)</span> | ||
<li | |||
< | <ol start="44" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">رسول اللّه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: قَلبٌ لَيسَ فيهِ شَيءٌ مِنَ الحِكمَةِ كَبَيتٍ خَرِبٍ، فَتَعَلَّموا و عَلِّموا، و تَفَقَّهوا و لا تَموتوا جُهّالاً، فَإِنَّ اللهَ عزّ و جلّ لا يَعذِرُ عَلَى الجَهلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">الفردوس: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۲۰۸ ح</span><span dir="rtl">۴۵9۰ عن ابن عمر، كنز العمّال: ج</span><span dir="rtl">۱۰ ص</span><span dir="rtl">۱۴۷ ح</span><span dir="rtl">۲۸۷۵۰ نقلاً عن ابن السنّي؛ مجمع البيان: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۶۵9 نحوه و ليس فيه ذيله.</span></p></ref></li></ol> | |||
<li | |||
< | |||
<ol start="44" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: دلى كه در آن چيزى از حكمت نباشد، مانند خانه</span><span dir="rtl">اى مخروبه است. پس، دانش بياموزيد و بياموزانيد و فهميدگى به دست آوريد و نادان نميريد؛ زيرا خداوند، عذرِ نادانستن را نمى</span><span dir="rtl">پذيرد.</span></li></ol> | |||
<li | |||
< | |||
< | <ol start="45" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">عنه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: إذا أرادَ اللهُ بِقَومٍ خَيراً أكثَرَ فُقَهاءَهُم و قَلَّلَ جُهّالَهُم؛ حَتّیٰ إذا تَكَلَّمَ العالمُ وَجَدَ أعواناً، و إذا تَكَلَّمَ الجاهِلُ قُهِرَ. و إذا أرادَ اللهُ بِقَومٍ شَرّاً أكثَرَ جُهّالَهُم وَ قَلَّلَ فُقَهاءَهُم؛ حَتّیٰ إذا تَكَلَّمَ الجاهِلُ وَجَدَ أعواناً، و إذا تَكَلَّمَ الفَقيهُ قُهِرَ.</span><ref><p><span dir="rtl">الفقیه و المتفقه: ج۱ ص۴۲، الفردوس: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۴۶ ح9 ۵۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<li>< | |||
<li>< | |||
<li>< | <ol start="45" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li | <li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند، هر گاه براى قومى خير بخواهد، دين</span><span dir="rtl">شناسانِ آنان را می</span><span dir="rtl">افزايد و جاهلانشان را می</span><span dir="rtl">كاهد. پس هر گاه دين</span><span dir="rtl">شناس سخن بگويد، ياورانى می</span><span dir="rtl">يابد و هر گاه جاهل لب به سخن بگشايد، طرد می</span><span dir="rtl">شود. و خداوند، هر گاه براى قومى بدى اراده كند، جاهلانِ آنان را افزايش می</span><span dir="rtl">دهد و دين</span><span dir="rtl">شناسانشان را كم می</span><span dir="rtl">كند. پس هر گاه جاهل سخن بگويد، ياورانى می</span><span dir="rtl">يابد و هر گاه دين</span><span dir="rtl">شناس لب به سخن گشايد، طرد می</span><span dir="rtl">شود.</span></li></ol> | ||
<ol start="46" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: مَا استَرذَلَ اللهُ عَبداً إلّا حَظَرَ عَنهُ العِلمَ وَ الأَدَبَ.</span><ref><p><span dir="rtl">مسند الشهاب: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۷ ح</span><span dir="rtl">۷9۵ عن أبي هريرة؛ أعلام الدين: ص</span><span dir="rtl">۸۰ ولیس فيه «و الأدب».</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="46" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند، هيچ بنده</span><span dir="rtl">اى را پست نشمرْد، مگر آن كه او را از دانش و ادب محروم ساخت.</span></li></ol> | |||
<ol start="47" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: إذا أرذَلَ اللهُ عَبداً حَظَرَ عَلَيهِ العِلمَ.</span><ref><p><span dir="rtl">نهج البلاغة: الحكمة ۲۸۸، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۱۳۳ ح</span><span dir="rtl">۲99۱، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۱9۶ ح</span><span dir="rtl">۱۸.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="47" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هر گاه خداوند [بخواهد] بنده</span><span dir="rtl">اى را پست گرداند، او را از دانش، بى</span><span dir="rtl">بهره سازد.</span></li></ol> | |||
<ol start="48" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: اِبنُ آدَمَ أشبَهُ شَيءٍ بِالمِعيارِ: إمّا ناقِصٌ بِجَهلٍ، أو راجِحٌ بِعِلمٍ.</span><ref><p><span dir="rtl">تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۲۱۲، كشف الغمّة: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۴۸۸ عن الإمام الجواد عنه علیهماالسلام نحوه، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۸ ص</span><span dir="rtl">۵۰ ح</span><span dir="rtl">۷۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="48" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: آدمى</span><span dir="rtl">زاده، شبیه</span><span dir="rtl">ترين چيز به ترازوست: يا سبُک است به خاطر نادانى، يا سنگين است به خاطر دانايى.</span></li></ol> | |||
<ol start="49" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الجاهِلُ صَغيرٌ و إن كانَ شَيخاً، وَ العالِمُ كَبيرٌ و إن كانَ حَدَثاً.</span><ref><p><span dir="rtl">كنز الفوائد: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۳۱۸، أعلام الدین: ص۸۵، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۱۸۳ ح</span><span dir="rtl">۸۵؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج</span><span dir="rtl">۲۰ ص</span><span dir="rtl">۳۲۷ ح</span><span dir="rtl">۷۵۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="49" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نادان، كوچک است، هر چند بزرگ</span><span dir="rtl">سال باشد و دانا بزرگ است، هر چند كم</span><span dir="rtl">سال باشد.</span></li></ol> | |||
<ol start="50" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الجاهِلُ كَزَلَّةِ العالِمِ صَوابُهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۳۰۴ ح</span><span dir="rtl">۱۱۶۲، عیون الحکم و المواعظ: ص۳۰۳ ح۵۳۸۳ نحوه.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="50" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: كارِ درستِ آدم نادان، در حدّ لغزش آدمِ داناست.</span></li></ol> | |||
<ol start="51" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: عالِمٌ مُعانِدٌ خَيرٌ مِن جاهِلٍ مُساعِدٍ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۳۵۲ ح</span><span dir="rtl">۶۲9۷، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۴۰ ح</span><span dir="rtl">۵۸۰۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="51" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: دانای ستيزه</span><span dir="rtl">گر، از نادانِ ياريگر بهتر است.</span></li></ol> | |||
<ol start="52" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الجَهلُ بِالفَضائِلِ مِن أقبَحِ الرَّذائِلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۲۱ ح</span><span dir="rtl">۲۰۵۴، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۲۰ ح</span><span dir="rtl">۱۱۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="52" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نشناختن فضيلت</span><span dir="rtl">ها، از زشت</span><span dir="rtl">ترينْ رذيلت</span><span dir="rtl">هاست.</span></li></ol> | |||
<ol start="53" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: كَفی بِالجَهلِ ذَمّاً أن يَبرَأ مِنهُ مَن هُوَ فيهِ!</span><ref><p><span dir="rtl">منية المريد: ص</span><span dir="rtl">۱۱۰، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۱۸۵ ح</span><span dir="rtl">۱۰۷؛ الفصول المهمّة لابن الصبّاغ: ص۵۵۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="53" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: در زشتى ناآگاهى، همین بس كه ناآگاه از آن بيزارى می</span><span dir="rtl">جويد.</span></li></ol> | |||
<ol start="54" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الجاهِلُ حَيرانُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۵۴ ح</span><span dir="rtl">۱9۸.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="54" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: ناآگاه، سرگردان است.</span></li></ol> | |||
<ol start="55" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: لا غِنیٰ لِجاهِلٍ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۳۴۸ ح</span><span dir="rtl">۱۰۴۵۰، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۵۳۶ ح9۸۲۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="55" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هيچ بى</span><span dir="rtl">نيازى</span><span dir="rtl">اى، براى نادان نيست.</span></li></ol> | |||
<ol start="56" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: العالِمُ حَيٌّ بَينَ المَوتیٰ، الجاهِلُ مَيِّتٌ بَينَ الأَحياءِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۴۳ ح</span><span dir="rtl">۲۱۱۷ و ۲۱۱۸، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۶۵ ح</span><span dir="rtl">۱۶۵۷ و ۱۶۵۸.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="56" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: دانشمند، زنده</span><span dir="rtl">اى ميان مردگان است و ناآگاه، مرده</span><span dir="rtl">اى ميان زندگان.</span></li></ol> | |||
<ol start="57" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام - فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: الجَهلُ بِالفَضائِلِ عِدلُ المَوتِ.</span><ref><p><span dir="rtl">شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج</span><span dir="rtl">۲۰ ص</span><span dir="rtl">۲۵۸ ح</span><span dir="rtl">۲۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="57" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام - در حكمت</span><span dir="rtl">هاى منسوب به ايشان -: ناآگاهى از ارزش</span><span dir="rtl">های اخلاقی، برابر مرگ است.</span></li></ol> | |||
<ol start="58" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الجاهِلُ صَخرَةٌ لا يَنفَجِرُ ماؤُها، و شَجَرَةٌ لا يَخضَرُّ عودُها، و أرضٌ لا يَظهَرُ عُشبُها.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۲9 ح</span><span dir="rtl">۲۰۸۱، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۶۳ ح</span><span dir="rtl">۱۶۳۸.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="58" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: ناآگاه، سنگى است كه از آن آب نمی</span><span dir="rtl">جوشد و درختى است كه چوبش سبز نمی</span><span dir="rtl">گردد و زمينى است كه سبزه در آن نمی</span><span dir="rtl">رويد.</span></li></ol> | |||
<ol start="59" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: جَهلُ المَرءِ بِعُيوبِهِ مِن أكبَرِ ذُنوبِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">الإرشاد: ج۱ ص۲99، کنز الفوائد: ج۱ ص۲۷9، کشف الیقین: ص۲۱9 ح۲۲9، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۴ ص</span><span dir="rtl">۴۱9.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="59" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: ناآگاهى انسان از عيب</span><span dir="rtl">هاى خويش، از بزرگ</span><span dir="rtl">ترين گناهان اوست.</span></li></ol> | |||
<ol start="60" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الباقر علیهالسلام: إنَّ قَلباً لَيسَ فيهِ شَيءٌ مِنَ العِلمِ، كَالبَيتِ الخَرابِ الَّذي لا عامِرَ لَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">الأمالي للطوسي: ص</span><span dir="rtl">۵۴۳ ح</span><span dir="rtl">۱۱۶۵ عن مسعدة بن زياد الربعي عن الإمام الصادق علیهالسلام، المحاسن: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۳۵۷ ح</span><span dir="rtl">۷۵9، تنبیه الخواطر: ج۲ ص۶9 عن الإمام الصادق عنه علیهماالسلام و کلاهما نحوه؛ بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۵۲ ح</span><span dir="rtl">۱۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="60" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام باقر علیهالسلام: دلى كه در آن چيزى از دانش نباشد، مانند خانۀ ويرانه</span><span dir="rtl">اى است كه آباد كننده</span><span dir="rtl">اى ندارد.</span></li></ol> | |||
<ol start="61" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">لقمان علیهالسلام: لَأَن يَضرِبَكَ الحَكيمُ فَيُؤذِيَكَ، خَيرٌ مِن أن يُدهِنَكَ الجاهِلُ بِدُهنٍ طَيِّبٍ.</span><ref><p><span dir="rtl">تنبيه الخواطر: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۲۶، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱۳ ص</span><span dir="rtl">۴۲۶ ح</span><span dir="rtl">۲۱؛ ربیع الأبرار: ج۱ ص۵۰۵.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="61" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">لقمان علیهالسلام: به راستى كه اگر حكيم، تو را بزند و رنجيده شوى، بهتر از اين است كه نادان، تو را با روغنِ خوش</span><span dir="rtl">بو بمالد.</span></li></ol> | |||
<span id="الفصل-الرابع-مضار-الجهل"></span> | <span id="الفصل-الرابع-مضار-الجهل"></span> | ||
== <span dir="rtl">الفَصلُ الرَّابِع: مَضارُّ الجَهلِ</span> == | == <span dir="rtl">الفَصلُ الرَّابِع: مَضارُّ الجَهلِ</span> == | ||
<span | <span dir="rtl">فصل چهارم</span><span dir="rtl">: آسیبهای جهل (ناآگاهی)</span> | ||
< | <span id="أ---الضلالة"></span> | ||
=== <span dir="rtl">أ - الضَّلالَةُ</span> === | |||
<span dir="rtl">الف - گم</span><span dir="rtl">راهی</span> | |||
<span dir="rtl"> | <ol start="62" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">رسول اللّه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: الجَهلُ ضَلالَةٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">شعب الایمان: ج۵ ص۳۸۸ ح۷۰۴۰ عن عائشة؛ جامع الأحاديث للقمّي: ص</span><span dir="rtl">۷۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<span dir="rtl"> | <ol start="62" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: ناآگاهی، گم</span><span dir="rtl">راهى است.</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl"> | <ol start="63" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللهُ لا يَقبِضُ العِلمَ انتِزاعاً يَنتَزِعُهُ مِنَ العِبادِ، و لٰكِن يَقبِضُ العِلمَ بِقَبضِ العُلَماءِ، حَتّىٰ</span> <span dir="rtl">إذا لَم يُبقِ عالِماً، اتَّخَذَ النّاسُ رُؤوساً جُهّالاً، فَسُئِلوا فَأَفتَوا بِغَيرِ عِلمٍ، فَضَلّوا و أضَلّوا.</span><ref><p><span dir="rtl">صحيح البخاري: ج۱ ص۵۰ ح۱۰۰ عن عبد اللّٰه بن عمرو بن العاص؛ الأمالي للمفيد: ص۲۰ ح۱ عن ابن عمر نحوه، بحار الأنوار: ج۲ ص۱۲۱ ح۳۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<span dir="rtl"> | <ol start="63" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند، علم را با كشيدن، از چنگ مردم، در نمی</span><span dir="rtl">آوَرَد؛ بلكه با گرفتن علما از مردم، علم را از آنان پس می</span><span dir="rtl">گيرد، و هر زمان كه عالمى باقى نگذارَد، مردم، ناآگاهان را بزرگان خود می</span><span dir="rtl">سازند و از آنان می</span><span dir="rtl">پرسند و آنان نيز از روى جهل، پاسخ می</span><span dir="rtl">دهند. بدين طريق، خود، گم</span><span dir="rtl">راه می</span><span dir="rtl">شوند و ديگران را گم</span><span dir="rtl">راه می</span><span dir="rtl">سازند.</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl"> | <ol start="64" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: مَن كَثُرَ نِزاعُهُ بِالجَهلِ، دامَ عَماهُ عَنِ الحَقِّ.</span><ref><p><span dir="rtl">نهج البلاغة: الحكمة ۳۱، روضة الواعظین: ج۱ ص۱۲۳ ح۱۴۶، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۶۸ ص</span><span dir="rtl">۳۴۸ ح</span><span dir="rtl">۱۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<span dir="rtl"> | <ol start="64" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">امام علی علیهالسلام: کسی که از سر ناآگاهی، زیاد ستیزه کند، کوری</span><span dir="rtl">اش از حق، دوام مییابد.</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl"> | <ol start="65" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: لا يَزكو مَعَ الجَهلِ مَذهَبٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۳۶۳ ح</span><span dir="rtl">۱۰۵۴۲، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۵۳۷ ح9۸۶۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
< | <ol start="65" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هيچ آيينى، با ناآگاهی رُشد نمی</span><span dir="rtl">كند.</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl"> | <ol start="66" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">الإمام الصادق علیهالسلام: لا خَيرَ في مَن لا يَتَفَقَّهُ مِن أَصحابِنا. يا بَشيرُ، إِنَّ الرَّجُلَ مِنهُم</span> <span dir="rtl">إِذا لَم يَستَغنِ بِفِقهِهِ، احتاجَ إِلَيهِم، فَإِذَا احتاجَ إِلَيهِم، أَدخَلُوهُ</span> <span dir="rtl">في</span> <span dir="rtl">بابِ</span> <span dir="rtl">ضلالَتِهِم</span> <span dir="rtl">و هُوَ لا يَعلَمُ</span><span dir="rtl">.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۱ ص۳۳ ح۶ عن بشیر الدهان، منیة المرید: ص۳۷۵، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص۲۲۰ ح۵9.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="66" style="list-style-type: decimal;"> | <ol start="66" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><p><span dir="rtl"> | <li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام: هر يک از ياران ما كه دين</span><span dir="rtl">شناس نباشد، خيرى در او نيست.</span> <span dir="rtl">اى بشير! هر مردى از آنان كه در فقه بى</span><span dir="rtl">نياز نباشد، به آنها (عالمان غير شيعه) نیازمند می</span><span dir="rtl">شود و هر گاه به آنها نيازمند شود، او را بى آن كه متوجّه شود، در گم</span><span dir="rtl">راهى خويش وارد میسازند.</span></li></ol> | ||
< | |||
<li>< | |||
<ol start="67" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام العسكريّ علیهالسلام - في حَديثٍ طَويلٍ -: قالَ جَعفَرُ بنُ مُحَمَّدٍ الصّادِقُ علیهالسلام:... إنَّ مَنِ اتَّبَعَ هَواهُ و أُعجِبَ بِرَأيِهِ، كانَ كَرَجُلٍ سَمِعتُ غُثاءَ العامَّةِ تُعَظِّمُهُ وَ تَصِفُهُ</span><ref><p><span dir="rtl">في المصدر: «و تسفه»، و التصويب من بحار الأنوار.</span></p></ref><span dir="rtl">، فَأَحبَبتُ لِقاءَهُ مِن حَيثُ لا يَعرِفُني؛ لِأَنظُرَ مِقدارَهُ و مَحَلَّهُ، فَرَأَيتُهُ قَد أحدَقَ بِهِ خَلقٌ كَثيرٌ مِن غُثاءِ العامَّةِ، فَوَقَفتُ مُنتَبِذاً عَنهُم، مُتَغَشِّياً بِلِثامٍ أنظُرُ إِلَيهِ وإلَيهِم، فَما زالَ يُراوِغُهُم حَتّیٰ خالَفَ طَريقَهُم و فارَقَهُم، و لَم يَقِرَّ، فَتَفَرَّقَتِ العَوامُّ عَنهُ لِحَوائِجِهِم، و تَبِعتُهُ أَقتَفي أَثَرَهُ، فَلَم يَلبَث أَن مَرَّ بِخَبّازٍ، فَتَغَفَّلَهُ فَأَخَذَ مِن دُكّانِهِ رَغيفَينِ مُسارَقَةً، فَتَعَجَّبتُ مِنهُ، ثُمَّ قُلتُ في نَفسي: لَعَلَّهُ مُعامَلَةٌ! ثُمَّ مَرَّ بَعدَهُ بِصاحِبِ رُمّانٍ، فَما زالَ بِهِ حَتّیٰ تَغَفَّلَهُ فَأَخَذَ مِن عِندِهِ رُمّانَتَينِ مُسارَقَةً، فَتَعَجَّبتُ مِنهُ، ثُمَّ قُلتُ في نَفسي: لَعَلَّهُ مُعامَلَةٌ! ثُمَّ أقولُ: و ما حاجَتُهُ إذاً إلَى المُسارَقَةِ؟! ثُمَّ لَم أزَل أتبَعُهُ حَتّیٰ مَرَّ بِمَريضٍ فَوَضَعَ الرَّغيفَينِ وَ الرُّمّانَتَينِ بَينَ يَدَيهِ و مَضیٰ. و تَبِعتُهُ حَتَّى استَقَرَّ في بُقعَةٍ مِنَ الصَّحراءِ، فَقُلتُ لَهُ: يا عَبدَ اللّهِ، لَقَد سَمِعتُ بِكَ و أَحبَبتُ لِقاءَكَ فَلَقيتُكَ، و لٰكِنّي رَأَيتُ مِنكَ ما شَغَلَ قَلبي، و إنّي سائِلُكَ عَنهُ لِيَزولَ بِهِ شُغُلُ قَلبي.</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">قالَ: ما هُوَ؟</span> | |||
<span dir="rtl">قُلتُ: رَأَيتُكَ مَرَرتَ بِخَبّازٍ و سَرَقتَ مِنهُ رَغيفَينِ، ثُمَّ بِصاحِبِ الرُّمّانِ و سَرَقتَ مِنهُ رُمّانَتَينِ!</span> | |||
<span dir="rtl">قالَ: فَقالَ لي: قَبلَ كُلِّ شَيءٍ حَدِّثني مَن أنتَ؟</span> | |||
<span dir="rtl">قُلتُ: رَجُلٌ مِن وُلدِ آدَمَ علیهالسلام مِن اُمَّةِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله.</span> | |||
<span dir="rtl">قالَ: حَدِّثني مَن أنتَ؟</span> | |||
<span dir="rtl">قُلتُ: رَجُلٌ مِن أهلِ بَيتِ رَسولِ اللهِ صلی الله علیه و آله.</span> | |||
<span dir="rtl">قالَ: أينَ بَلَدُكَ؟</span> | |||
<span dir="rtl">قُلتُ: المَدينَةُ.</span> | |||
<span dir="rtl">قالَ: لَعَلَّكَ جَعفَرُ بنُ مُحَمَّدِ بنِ عَلِيِّ بنِ الحُسَينِ بنِ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ:؟</span> | |||
<span dir="rtl">قُلتُ: بَلیٰ.</span> | |||
<span dir="rtl">فَقالَ لي: فَما يَنفَعُكَ شَرَفُ أصلِكَ مَعَ جَهلِكَ بِما شُرِّفتَ بِهِ و تَركِكَ عِلمَ جَدِّكَ و أَبيكَ لِئَلّا تُنكِرَ ما يَجِبُ أن يُحمَدَ و يُمدَحَ عَلَيهِ فاعِلُهُ؟!</span> | |||
<span dir="rtl">قُلتُ: و ما هُوَ؟</span> | |||
<span dir="rtl">قالَ: القُرآنُ، كِتابُ اللهِ.</span> | |||
<span dir="rtl">قُلتُ: و مَا الَّذي جَهِلتُ مِنهُ؟</span> | |||
<span dir="rtl">قالَ: قَولُ اللهِ عزّ و جلّ: (مَن جاءَ بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشرُ أمثالِها ومَن جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجزى إلّا مِثلَها)،</span><ref><span dir="rtl">الأنعام: ۱۶۰.</span></ref> <span dir="rtl">وإنّي لَمّا سَرَقتُ الرَّغيفَينِ كانَت سَيِّئَتَينِ، و لَمّا سَرَقتُ الرُّمّانَتَينِ كانَت سَيِّئَتَينِ؛ فَهٰذِهِ أربَعُ سَيِّئاتٍ، فَلَمّا تَصَدَّقتُ بِكُلِّ واحِدٍ مِنهُما كانَ لي بِها أربَعينَ حَسَنَةً، فَانتَقَصَ مِن أربَعينَ حَسَنَةً أربَعٌ بِأَربَعِ سَيِّئاتٍ، بَقِيَ لي سِتٌّ وثَلاثونَ حَسَنَةً!</span> | |||
<span dir="rtl">قُلتُ: ثَكِلَتكَ اُمُّكَ! أنتَ الجاهِلُ بِكِتابِ اللهِ، أما سَمِعتَ أنَّهُ عزّ و جلّ يَقولُ: (إنَّما يَتَقَبَّلُ اللهُ مِنَ المُتَّقينَ)</span><ref><span dir="rtl">المائدة: ۲۷.</span></ref><span dir="rtl">؟ إنَّكَ لَمّا سَرَقتَ رَغيفَينِ كانَت سَيِّئَتَينِ، و لَمّا سَرَقتَ رُمّانَتَينِ كانَت أيضاً سَيِّئَتَينِ، و لَمّا دَفَعتَهُما إلیٰ غَيرِ صاحِبَيهِما بِغَيرِ أمرِ صاحِبَيهِما كُنتَ إنَّما أضَفتَ أربَعَ سَيِّئاتٍ إلیٰ أربَعِ سَيِّئاتٍ، و لَم تُضِف أربَعينَ حَسَنَةً إلیٰ أربَعِ سَيِّئاتٍ! فَجَعَلَ يُلاحِظُني! فَانصَرَفتُ و تَرَكتُهُ.</span> | |||
<span dir="rtl">قالَ الصّادِقُ علیهالسلام: بِمِثلِ هٰذَا التَّأويلِ القَبيحِ المُستَكرَهِ يَضِلُّونَ و يُضِلُّونَ.</span><ref><span dir="rtl">معاني الأخبار: ص</span><span dir="rtl">۳۳ ح</span><span dir="rtl">۴ عن محمّد بن زياد و محمّد بن يسار، الاحتجاج: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۲۸۶ ح</span><span dir="rtl">۲۴۳، تنبیه الخواطر: ج۲ ص9۶ کلاهما عن الإمام الصادق علیهالسلام نحوه، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۴۷ ص</span><span dir="rtl">۲۳۸ ح</span><span dir="rtl">۲۳.</span></ref> | |||
<ol start="67" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام عسکری علیهالسلام - در حدیثی طولانی -: جعفر بن محمّد [امام] صادق علیهالسلام فرمود: «هر کس از هوای نفس خویش پیروی کند و نظر خود را بپسندد، مانند همان کسی است كه شنيده بودم مردم ساده</span><span dir="rtl">لوح، او را مى</span><span dir="rtl">ستايند و او را به بزرگى ياد مى</span><span dir="rtl">كنند، و من دوست داشتم او را ببينم، بی آن که مرا بشناسد تا شخصيّت او را ارزيابى كنم. روزى، او را ديدم كه جمعيّت زيادى از تودۀ مردم گِردش را گرفته</span><span dir="rtl">اند. چهره</span><span dir="rtl">ام را پوشاندم و دور از جمعیت به تماشای او و مردم ایستادم. او پيوسته به چپ و راست می</span><span dir="rtl">رفت تا این که راهش را از مردم جدا نمود و جایی نایستاد تا این که مردم از گِردش پراکنده شدند و در پی کار خود رفتند. من به دنبالش رفتم، طولی نکشید که به یک نانوا رسيد و از غفلتش سوء استفاده نمود و دو عدد نان دزديد. من تعجّب كردم؛ ولى با خود گفتم: شايد با نانوا داد و ستدى دارد. آن گاه به شخصى رسيد كه انار داشت. از غفلت او هم سوء استفاده کرد و دو عدد انار دزدانه برداشت. باز تعجّب کردم و با خود انديشيدم كه شايد با این هم داد و ستدی دارد. با خود گفتم: پس چه نیازی به دزدى داشت؟ پس همچنان به دنبال او رفتم تا به بيمارى رسيد. دو قرص نان و دو انار را جلوى او نهاد و رفت، من هم به دنبالش رفتم تا در جایی از بيابان ايستاد. [خود را به او رساندم و] گفتم:</span> <span dir="rtl">اى بندۀ خدا! آوازۀ نيكى تو را شنيده بودم و دوست داشتم كه تو را ملاقات کنم. ملاقاتت کردم؛ ولی از تو كارهای عجيبى دیدم كه فكرم را پريشان ساخته است. از تو مى</span><span dir="rtl">پرسم تا برايم توضيح دهى و خيالم آسوده شود.</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">گفت: چه ديدى؟</span> | |||
<span dir="rtl">گفتم: دیدم كه به یک نانوا رسيدى و از او دو نان دزديدى! و سپس از کنار انارفروش گذشتى و از او نيز دو انار دزدیدى!</span> | |||
<span dir="rtl">او در پاسخ من گفت: پيش از هر چيز، به من بگو تو كيستى؟</span> | |||
<span dir="rtl">گفتم: يكى از فرزندان آدم علیهالسلام از امّت محمّد صلی الله علیه و آله.</span> | |||
<span dir="rtl">بار ديگر گفت: از چه كسانى؟</span> | |||
<span dir="rtl">گفتم: فردى از دودمان پیامبر خدا صلی الله علیه و آله.</span> | |||
<span dir="rtl">پرسيد: در كجا زندگى مى</span><span dir="rtl">كنى؟</span> | |||
<span dir="rtl">گفتم: مدينه.</span> | |||
<span dir="rtl">گفت: شايد تو جعفر بن محمّد بن على بن حسين بن على بن ابی طالب هستى؟</span> | |||
<span dir="rtl">گفتم: آرى.</span> | |||
<span dir="rtl">به من گفت: ولى اين شرافت خانوادگى برايت سودى نخواهد داشت با اين ناآگاهی</span><span dir="rtl">ات به آنچه مايۀ شرافت توست و نیز کنار نهادن علم جدّ و پدرت، که اگر چنين نبود، چگونه عملى را ناپسند می</span><span dir="rtl">شمری كه انجام</span><span dir="rtl">دهنده</span><span dir="rtl">اش شايستۀ ستودن و سپاس</span><span dir="rtl">گزارى است؟</span> | |||
<span dir="rtl">گفتم: علم به چه چیزی را کنار نهاده</span><span dir="rtl">ام؟</span> | |||
<span dir="rtl">پاسخ داد: كتاب خدا، قرآن را.</span> | |||
<span dir="rtl">گفتم: چه چيز از آن را ندانسته</span><span dir="rtl">ام؟</span> | |||
<span id=" | <span dir="rtl">گفت: سخن خداوند: (هر كسی كه عمل نيكى انجام دهد، پاداشش ده برابر است و هر كسى كه به كردار زشتى دست يازد، كيفرش برابر با آن است). هنگامی که دو نان دزديدم، دو گناه کردم و براى دزديدن دو انار هم دو گناه نمودم و در مجموع، چهار گناه کرده</span><span dir="rtl">ام. حال چون هر يک از آنها را در راه خدا صدقه دادم، چهل ثواب خواهم داشت. از چهل عمل نیک، چهار کردار زشت كم مى</span><span dir="rtl">شود و سى و شش عمل نیک برايم باقى مى</span><span dir="rtl">ماند</span>. | ||
=== <span dir="rtl"> | |||
<span dir="rtl">گفتم: مادرت به عزايت بنشيند! تو هستی که به كتاب خدا جاهلی! مگر نشنيده</span><span dir="rtl">اى كه خداوند عزّ و جلّ مى</span><span dir="rtl">فرمايد: (خدا فقط از متّقیان مى</span><span dir="rtl">پذيرد)؟ چون دو نان دزديدى، به دو گناه دچار گرديدى و برای سرقت دو انار هم دو گناه ديگر، و چون مال مردم را به جاى اين كه به خودشان باز گردانى، بدون رضايت آنان به ديگرى دادى، چهار گناه بر آن افزودى، نه آن که چهل عمل نیک به چهار گناه، افزوده باشی!</span> | |||
<span dir="rtl">او به من می</span><span dir="rtl">نگريست که از او روی گرداندم و باز گشتم و رهايش ساختم».</span> | |||
<span dir="rtl">[امام صادق علیهالسلام] فرمود: «با اين گونه تفسيرهاى ناپسند است که گم</span><span dir="rtl">راه مى</span><span dir="rtl">شوند و گم</span><span dir="rtl">راه می</span><span dir="rtl">کنند».</span> | |||
<span id="ب---فساد-العمل"></span> | |||
=== <span dir="rtl">ب - فَسادُ العَمَلِ</span> === | |||
<span dir="rtl">ب - تباهی عمل</span> | |||
<ol start="68" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">رسول اللّه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: إنَّ قَليلَ العَمَلِ يَنفَعُ مَعَ العِلمِ، و إنَّ كَثيرَ العَمَلِ لا يَنفَعُ مَعَ الجَهلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">جامع بيان العلم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۴۵ عن أنس، مسند الشهاب: ج۲ ص۱۲۱ ح۱۰۱۵، العقد الفرید: ج۲ ص9 کلاهما نحوه.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="68" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: عمل اندک همراه با دانش، سود می</span><span dir="rtl">دهد و عمل فراوان با ناآگاهی، بهره</span><span dir="rtl">اى نمى</span><span dir="rtl">دهد.</span></li></ol> | |||
<ol start="69" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الكاظم علیهالسلام - لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ -: يا هِشامُ! قَليلُ العَمَلِ مِنَ العالِمِ مَقبولٌ مُضاعَفٌ، و كَثيرُ العَمَلِ مِن أهلِ الهَویٰ وَ الجَهلِ مَردودٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۱۷ ح</span><span dir="rtl">۱۲ عن هشام بن الحكم، تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۳۸۷ و فيه «العاقل» بدل «العالم»، عدّة الداعي: ص</span><span dir="rtl">۲۱9 نحوه، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۱۳۸ ح</span><span dir="rtl">۳۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="69" style="list-style-type: decimal;"> | <ol start="69" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><p><span dir="rtl"> | <li><span dir="rtl">امام كاظم علیهالسلام - خطاب به هشام بن حكم -: اى هشام! عملِ (عبادتِ) اندک از عالِم، چند برابر، [حساب و] پذيرفته می</span><span dir="rtl">شود و عملِ (عبادتِ) زياد از هواپرستان و نادانان پذيرفته نمی</span><span dir="rtl">گردد.</span></li></ol> | ||
< | |||
< | |||
< | |||
< | <ol start="70" style="list-style-type: decimal;"> | ||
< | <li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: المُتَعَبِّدُ عَلیٰ غَيرِ فِقهٍ كَحِمارِ الطّاحونَةِ؛ يَدورُ و لا يَبرَحُ</span><ref><p><span dir="rtl">ما برحَ من مکانه: أي لم یفارقه (مجمع البحرین: ج۱ ص۱۳۴ «برح»).</span></p></ref><span dir="rtl">! و رَكعَتانِ مِن عالِمٍ خَيرٌ مِن سَبعينَ رَكعَةً مِن جاهِلٍ؛ لِأَنَّ العالِمَ تَأتيهِ الفِتنَةُ فَيَخرُجُ مِنها بِعِلمِهِ، و تَأتِي الجاهِلَ فَتَنسِفُهُ</span><ref><p><span dir="rtl">في المصدر: «فينسفه»، و التصويب من بحار الأنوار.</span></p></ref> <span dir="rtl">نَسفاً، و قَليلُ العَمَلِ مَعَ كَثيرِ العِلمِ خَيرٌ مِن كَثيرِ العَمَلِ مَعَ قَليلِ العِلمِ وَ الشَّكِّ وَ الشُّبهَةِ.</span><ref><p><span dir="rtl">الاختصاص: ص</span><span dir="rtl">۲۴۵، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۰۸ ح</span><span dir="rtl">۱۰.</span></p></ref></li></ol> | ||
< | |||
< | |||
< | <ol start="70" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: كسى كه بدون فهم (شناختْ) عبادت كند، مانند خرِ آسياست كه پيوسته به دور خودش می</span><span dir="rtl">چرخد و از آن جدا نمی</span><span dir="rtl">شود. دو ركعت نماز عالم، بهتر از هفتاد ركعت نماز جاهل است؛ زيرا دانا، چون گرفتار فتنه شود، با دانش خويش از آن بيرون مى</span><span dir="rtl">آيد؛ امّا همان فتنه، چون به نادان برسد، وى را از جا بر مى</span><span dir="rtl">كَنَد. و عملِ اندكى كه با علمِ بسيار همراه باشد، بهتر است از عملِ بسيارى كه با علمِ اندک و شک و شبهه همراه باشد.</span></li></ol> | |||
<span id="ج---عداوة-ما-یجهلون-به-و-لا-یعرفونه"></span> | |||
=== <span dir="rtl">ج - عَداوَةُ ما یَجهَلونَ بِهِ و لا یَعرِفونَهُ</span> === | |||
<span dir="rtl">ج - دشمنی با آنچه نمیدانند و نمیشناسند</span> | |||
<ol start="71" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: قُلتُ أربَعاً أنزَلَ اللهُ تَعالیٰ تَصديقي بِها في كِتابِهِ... قُلتُ: مَن جَهِلَ شَيئاً عاداهُ، فَأَنزَلَ اللهُ: (بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَاْتِهِمْ تَاْوِيلُهُ)</span><ref><p><span dir="rtl">یونس: ۳9.</span></p></ref><span dir="rtl">.…</span><ref><p><span dir="rtl">الأمالي للطوسي: ص۴9۴ ح۱۰۸۲ عن عبد العظيم بن عبد اللّه الحسني عن الإمام الجواد عن آبائه علیهمالسلام، بحار الأنوار: ج۷۱ ص۲۸۳ ح۳۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="71" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: چهار سخن گفته</span><span dir="rtl">ام كه خداوند، مرا در قرآن، تأييد فرموده است.… من گفته</span><span dir="rtl">ام: هر كه چيزى را نداند، با آن دشمنى مى</span><span dir="rtl">ورزد. پس خداوند نازل فرمود: (بلكه چيزى را دروغ شمردند كه به علم آن، احاطه ندارند و هنوز تفسيرش به آنان نرسيده است).</span></li></ol> | |||
<ol start="72" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: النّاسُ أعداءُ ما جَهِلوا.</span><ref><p><span dir="rtl">نهج البلاغة: الحكمة ۱۷۲ و ۴۳۸، خصائص الأئمّة علیهمالسلام: ص</span><span dir="rtl">۱۱۰، الاختصاص: ص</span><span dir="rtl">۲۴۵.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="72" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: مردم، دشمن چيزى هستند كه نمى</span><span dir="rtl">دانند.</span></li></ol> | |||
<ol start="73" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: المَرءُ عَدُوُّ ما جَهِلَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">المناقب للخوارزمي: ص</span><span dir="rtl">۳۷۵ ح</span><span dir="rtl">۳۷۴ عن الجاحظ؛ شرح ابن ميثم علَی المئة كلمة: ص</span><span dir="rtl">۸۱ ح</span><span dir="rtl">۱9، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۶۷ ح</span><span dir="rtl">۱۷۰۸.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="73" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: انسان، دشمن چيزى است كه نمى</span><span dir="rtl">داند.</span></li></ol> | |||
<ol start="74" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مَن جَهِلَ شَيئاً عاداهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">الأمالي للطوسي: ص</span><span dir="rtl">۴9۴ ح</span><span dir="rtl">۱۰۸۲ عن عبد العظيم بن عبد اللّٰه</span> <span dir="rtl">الحسني عن الإمام الجواد عن آبائه علیهمالسلام، تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۴۰۶ عن الإمام الكاظم علیهالسلام و فيه «أمراً» بدل «شيئاً»، كنز الفوائد: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۸۲، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۸ ص9۳ ح</span><span dir="rtl">۱۰۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="74" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هر كه چيزى را نداند، با آن دشمنی می</span><span dir="rtl">ورزد.</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">راجع: هذه الموسوعة: (الحُرّیة (۲) / ۳ـ۶. حریة الاطّلاع).</span> | |||
<span dir="rtl">ر. ک: همین دانشنامه: مَدخل «آزادی (الحُریَّة ۲)» / ۳ - ۶. آزادی دسترس به اطلاعات.</span> | |||
<ol start="75" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مَن جَهِلَ شَيئاً عابَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">كشف الغمّة: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۴9 ۰ عن الإمام الجواد علیهالسلام، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۸ ص</span><span dir="rtl">۷9 ح</span><span dir="rtl">۶۱؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحدید: ج۲۰ ص۳۰۸ ح۵۳۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="75" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هر كه چيزى را نداند، بر آن خرده می</span><span dir="rtl">گیرد.</span></li></ol> | |||
<ol start="76" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مَن قَصُرَ عَن مَعرِفَةِ شَيءٍ عابَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">الإرشاد: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۳۰۱، کشف الیقین: ص۱۸۳، الدرّة الباهرة: ص</span><span dir="rtl">۳۳ عن الإمام الصادق علیهالسلام نحوه، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۸ ص</span><span dir="rtl">۲۲۸ ح</span><span dir="rtl">۱۰۶.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="76" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هر كه از شناخت چيزى در ماند، بر آن خرده می</span><span dir="rtl">گيرد.</span></li></ol> | |||
<ol start="77" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: ما ضادَّ العُلَماءَ كَالجُهّالِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۸۳ ح9۶۱۲، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۸۰ ح</span><span dir="rtl">۸۸۲۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="77" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هيچ كس مانند نادانان، با دانشمندان، مخالفت نكرد.</span></li></ol> | |||
<ol start="78" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: لا يَستَخِفُّ بِالعِلمِ و أَهلِهِ إلّا أحمَقُ جاهِلٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۴۰۷ ح</span><span dir="rtl">۱۰۸۰۷، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۵۴۱ ح</span><span dir="rtl">۱۰۰۳۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="78" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: كسى جز احمق ناآگاه، دانش و اهل دانش را خفيف نمى</span><span dir="rtl">شمارد.</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl"> | <ol start="79" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: لا تُعادوا ما تَجهَلونَ، فَإِنَّ أكثَرَ العِلمِ في ما لا تَعرِفونَ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۲۷۸ ح</span><span dir="rtl">۱۰۲۴۶، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۵۲۱ ح9۴۷9.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="79" style="list-style-type: decimal;"> | <ol start="79" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><p><span dir="rtl"> | <li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: با آنچه نمى</span><span dir="rtl">دانيد، دشمنى نكنيد؛ زيرا بيشتر دانش در چيزهايى است كه شما نمى</span><span dir="rtl">دانيد.</span></li></ol> | ||
< | |||
< | |||
< | |||
<li>< | <ol start="80" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">الإمام الباقر علیهالسلام: العُلَماءُ مِنَ الجُهّالِ في جَهدٍ و جِهادٍ؛ إن وَعَظَت قالُوا: طَغَت، و إن عَلَّمُوا الحَقَّ الَّذي تَرَكوا قالُوا: خالَفَت، و إنِ اعتَزَلوهُم قالُوا: فارَقَت، و إِن قالُوا: هاتُوا بُرهانَكُم عَلیٰ ما تُحَدِّثونَ قالُوا: نافَقَت، و إن أَطاعوهُم قالوا: عَصَتِ اللهَ عزّ و جلّ. فَهَلَكَ جُهّالٌ في ما لا يَعلَمونَ، اُمِّيُّونَ في ما يَتلونَ، يُصَدِّقونَ بِالكِتابِ عِندَ التَّعريفِ و يُكَذِّبونَ بِهِ عِندَ التَّحريفِ، فَلا يُنكِرُونَ، اُولٰئِكَ أَشباهُ الأَحبارِ وَ الرُّهبانِ، قادَةٌ فِي الهَویٰ، سادَةٌ فِي الرَّدیٰ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۸ ص</span><span dir="rtl">۵۴ ح</span><span dir="rtl">۱۶، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۸ ص</span><span dir="rtl">۳۶۱ ح</span><span dir="rtl">۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="80" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام باقر علیهالسلام: علما از دست اين ناآگاهان، به ستوه آمده</span><span dir="rtl">اند؛ [چرا كه] اگر اندرز دهند، [آن ناآگاهان] می</span><span dir="rtl">گويند: ياغى شده است. اگر حق را - كه رهايش كرده</span><span dir="rtl">اند - تعليم دهند [و به آن عمل كنند]، می</span><span dir="rtl">گويند: [با حق] به مخالفت برخاسته اند [؛ چرا كه فقط عقايد خودشان را بر حق می</span><span dir="rtl">دانند و سخنان دیگر را باطل می</span><span dir="rtl">شمارند] و اگر گوشه</span><span dir="rtl">گيرى اختيار كنند، می</span><span dir="rtl">گويند: راه جدايى [از امّت] را در پيش گرفته</span><span dir="rtl">اند، و اگر بگويند: براى سخنان خود، برهان بياوريد، می</span><span dir="rtl">گويند: منافق شده</span><span dir="rtl">اند، و اگر از آنها اطاعت كنند، می</span><span dir="rtl">گويند: از خداوند، نافرمانى كرده</span><span dir="rtl">اند. هلاک شدند اين نادانان، در آنچه نمى</span><span dir="rtl">دانند و [هلاک شدند] این ناآگاهان، در آنچه [از كتاب خدا] تلاوت می</span><span dir="rtl">كنند؛ چرا که اين كه به زبان، كتاب خدا را تصديق می</span><span dir="rtl">كنند؛ امّا با تحريف آن، در واقع، آن را تكذيب می</span><span dir="rtl">كنند و اين عمل خود را زشت هم نمى</span><span dir="rtl">دانند. اينان، شبيه همان اَحبار و راهبان اند؛ پيشاهنگان هوس اند و مهترانِ وادى هلاكت!</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">راجع: ص۶۶ (ما یحرم علی الجاهل/ الإنکار).</span> | |||
<span dir="rtl">ر. ک: ص۶۷ (آنچه بر جاهل «ناآگاه» حرام است / انکار کردن).</span> | |||
<span id="د---الفتنة"></span> | |||
=== <span dir="rtl">د - الفِتنَةُ</span> === | |||
<span dir="rtl">د - فریب خوردن</span> | |||
<ol start="81" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: قَطَعَ ظَهري رَجُلانِ مِنَ الدُّنيا: رَجُلٌ عَليمُ اللِّسانِ فاسِقٌ، و رَجُلٌ جاهِلُ القَلبِ ناسِكٌ؛ هٰذا يَصُدُّ بِلِسانِهِ عَن فِسقِهِ، و هٰذا بِنُسُكِهِ عَن جَهلِهِ، فَاتَّقُوا الفاسِقَ مِنَ العُلَماءِ، وَ الجاهِلَ مِنَ المُتَعَبِّدينَ، اُولٰئِكَ فِتنَةُ كُلِّ مَفتونٍ، فَإِنّي سَمِعتُ رَسولَ اللهِ صلی الله علیه و آله يَقولُ: «يا عَلِيُّ، هَلاكُ اُمَّتي عَلیٰ يَدَي كُلِّ مُنافِقٍ عَليمِ اللِّسانِ».</span><ref><p><span dir="rtl">الخصال: ص</span><span dir="rtl">۶9 ح</span><span dir="rtl">۱۰۳، مشكاة الأنوار: ص</span><span dir="rtl">۲۳۸ ح</span><span dir="rtl">۶۸۷، أعلام الدين: ص9 ۴، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۰۶ ح</span><span dir="rtl">۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="81" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: در دنيا دو كس پشت مرا شكستند: مرد زبان</span><span dir="rtl">بازِ تبهكار و مرد نادانْرَوانِ عبادت</span><span dir="rtl">پيشه. او با زبان خود، تبهكاری</span><span dir="rtl">اش را می</span><span dir="rtl">پوشاند و اين با عبادتِ خود، نادانی</span><span dir="rtl">اش را. پس، از علماىِ تبهكار و عبادتپيشگانِ نادان بپرهيزيد كه اينان مايۀ اغواى هر ساده</span><span dir="rtl">لوح اغوا شده</span><span dir="rtl">اى هستند. از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شنيدم كه می</span><span dir="rtl">فرمايد: «</span><span dir="rtl">اى على! هلاكت امّت من به دست منافقان زبانباز است».</span></li></ol> | |||
<ol start="82" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: قَصَمَ ظَهري رَجُلانِ: عالِمٌ مُتَهَتِّكٌ، و جاهِلٌ مُتَنَسِّكٌ؛ هٰذا يُضِلُّ النّاسَ عَن عِلمِهِ بِتَهَتُّكِهِ، وَ هٰذا يَدعُوهُم إلىٰ جَهِلِهِ بِتَنَسُّكِهِ</span><span dir="rtl">.</span><ref><p><span dir="rtl">معدن الجواهر (المكتبة المرتضوية): ص۲۶، منية المريد: ص</span><span dir="rtl">۱۸۱ نحوه، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۰۸ ح</span><span dir="rtl">۸.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="82" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: دو كس كمر مرا شكستند: عالِم پرده</span><span dir="rtl">در و نادان عبادتگر. اين با پرده</span><span dir="rtl">درى، مردم را از علمش گم</span><span dir="rtl">راه مى</span><span dir="rtl">كند و آن با عبادتش، مردم را به نادانی</span><span dir="rtl">اش دعوت مى</span><span dir="rtl">كند.</span></li></ol> | |||
<span | <ol start="83" style="list-style-type: decimal;"> | ||
=== <span dir="rtl"> | <li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: كُلُّ جاهِلٍ مَفتونٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۵۲۷ ح</span><span dir="rtl">۶۸۴۵، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۷۷ ح</span><span dir="rtl">۶۳9۲.</span></p></ref></li></ol> | ||
<span | <ol start="83" style="list-style-type: decimal;"> | ||
=== <span dir="rtl"> | <li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هر ناآگاهى، فتنه زده است.</span></li></ol> | ||
<ol start="84" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الباقر علیهالسلام: إيّاكُم وَ الجُهّالَ مِنَ المُتَعَبِّدينَ، وَ الفُجّارَ مِنَ العُلَماءِ؛ فَإِنَّهُم فِتنَةُ كُلِّ مَفتونٍ.</span><ref><p><span dir="rtl">قرب الإسناد: ص</span><span dir="rtl">۷۰ ح</span><span dir="rtl">۲۲۶ عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق علیهالسلام، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۰۷ ح</span><span dir="rtl">۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="84" style="list-style-type: decimal;"> | <ol start="84" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li | <li><span dir="rtl">امام باقر علیهالسلام: زنهار از عابدانِ ناآگاه و علماىِ نابهكار؛ زيرا اينها مايۀ فريب هر فريب خورده</span><span dir="rtl">اى هستند.</span></li></ol> | ||
<li | |||
< | |||
< | <ol start="85" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام - في وَصفِ أقوامٍ -: قَد خاضُوا بِحارَ الفِتَنِ، و أَخَذوا بِالبِدَعِ دونَ السُّنَنِ، و تَوَغَّلُوا الجَهلَ، وَ اطَّرَحُوا العِلمَ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۴۸۷ ح</span><span dir="rtl">۶۷۰۱، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۶۷ ح</span><span dir="rtl">۶۱۸۷ و راجع نهج البلاغة: الخطبة ۱۵۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
< | |||
< | <ol start="85" style="list-style-type: decimal;"> | ||
< | <li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام - در توصیف برخی اقوام -: در درياهاى فتنه</span><span dir="rtl">ها، فرو رفتند و سنّت</span><span dir="rtl">ها را رها كرده، بدعت</span><span dir="rtl">ها را گرفتند و در ناآگاهى، غرقه گشتند و دانش را به دور افكندند.</span></li></ol> | ||
<span id="ه---قلة-الصبر"></span> | |||
< | === <span dir="rtl">ه - قِلّةُ الصَّبرِ</span> === | ||
<span dir="rtl">ه - کمصبری</span> | |||
< | |||
<li | <span dir="rtl">(وَ کَیفَ تَصبرُ علیٰ ما لَم تُحِط بِهِ خُبراً).</span><ref><span dir="rtl">الکهف: ۶۸، و راجع یونس: ۳۲، و راجع أیضاً: ح۱۵۲ و ۱۵۶ و ۱۵۸.</span></ref> | ||
<li>< | <span dir="rtl">(و چگونه میتوانی در برابر چیزی که به آن، احاطه [ی علمی] نداری، شکیبا باشی؟!)</span> | ||
< | |||
<span id="و---النوادر"></span> | |||
<li | === <span dir="rtl">و - النَوادِرُ</span> === | ||
<span dir="rtl">و - گوناگون</span> | |||
<ol start="86" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">رسول اللّه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: العِلمُ وَ المالُ يَستُرانِ كُلَّ عَيبٍ، وَ الجَهلُ وَ الفَقرُ يَكشِفانِ كُلَّ عَيبٍ.</span><ref><p><span dir="rtl">الفردوس: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۷۱ ح</span><span dir="rtl">۴۲۰۰ عن ابن عبّاس.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="86" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانش و دارايى، هر عيبى را مى</span><span dir="rtl">پوشانند و تنگ</span><span dir="rtl">دستى و ناآگاهى، هر عيبى را آشكار مى</span><span dir="rtl">سازند.</span></li></ol> | |||
<ol start="87" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه صلی الله علیه و آله: مَن لَم يَنفَعهُ فِقهُهُ ضَرَّهُ جَهلُهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">جامع بيان العلم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۴۲ عن عبد اللّٰه</span> <span dir="rtl">بن عمرو، مسند الشاميّين: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۲۸۲ ح</span><span dir="rtl">۱۳۴۵، مسند الشهاب: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۴۵ ح</span><span dir="rtl">۳9 ۲ کلاهما نحوه.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="87" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: آن كه فهمش به او سود نرسانَد، ناآگاهى</span><span dir="rtl">اش به او آسيب می</span><span dir="rtl">رساند.</span></li></ol> | |||
<ol start="88" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام - في بَيانِ الصِّفاتِ اللّازِمَةِ لِكاتِبِ الوالي -: لا يَجهَلُ مَبلَغَ قَدرِ نَفسِهِ فِي الاُمورِ؛ فَإِنَّ الجاهِلَ بِقَدرِ نَفسِهِ يَكونُ بِقَدرِ غَيرِهِ أَجهَلَ.</span><ref><p><span dir="rtl">نهج البلاغة: الكتاب ۵۳، تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۱۳9، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۳۳ ص</span><span dir="rtl">۶۰۷ ح</span><span dir="rtl">۷۴۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="88" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام - در بيان ويژگى</span><span dir="rtl">هاى لازم برای مُنشى حاكم -: به جایگاه خود در کارها ناآگاه نباشد؛ زیرا هر کس که جایگاه خود را نمی</span><span dir="rtl">شناسد، به جایگاه دیگری ناآگاه</span><span dir="rtl">تر است.</span></li></ol> | |||
<ol start="89" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مَن جَهِلَ نَفسَهُ كانَ بِغَيرِ نَفسِهِ أَجهَلَ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۳۳۴ ح</span><span dir="rtl">۸۶۲۴، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۶۰ ح</span><span dir="rtl">۸۳۴۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="89" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: كسى كه از خودش آگاه نیست(خود را نمیشناسد)، در شناخت دیگران، ناتوان</span><span dir="rtl">تر است.</span></li></ol> | |||
<ol start="90" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: لا تَجهَل نَفسَكَ؛ فَإنَّ الجاهِلَ مَعرِفَةَ نَفسِهِ جاهِلٌ بِكُلِّ شَيءٍ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۳۰۴ ح</span><span dir="rtl">۱۰۳۳۷، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۵۲۴ ح9۵۴۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="90" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: به خويشتن ناآگاه مباش؛ زيرا كسى كه خود را نشناسد، هيچ چيز را نمى</span><span dir="rtl">شناسد.</span></li></ol> | |||
<ol start="91" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: عَجِبتُ لِمَن يَجهَلُ نَفسَهُ كَيفَ يَعرِفُ رَبَّهُ!</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۳۴۱ ح</span><span dir="rtl">۶۲۷۰، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۲9 ح</span><span dir="rtl">۵۶۳9.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="91" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: در شگفتم از كسى كه خويشتن را نمى</span><span dir="rtl">شناسد، چگونه [توقّع دارد] پروردگارش را بشناسد!</span></li></ol> | |||
<ol start="92" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: كَيفَ يَعرِفُ غَيرَهُ مَن يَجهَلُ نَفسَهُ؟!</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۵۶۵ ح</span><span dir="rtl">۶99۸، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۸۳ ح</span><span dir="rtl">۶۴۶۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="92" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: كسى كه خود را نمى</span><span dir="rtl">شناسد، چگونه ديگرى را بشناسد؟!</span></li></ol> | |||
<ol start="93" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مَن جَهِلَ قَدرَهُ جَهِلَ كُلَّ قَدرٍ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج۵ ص۳۸۷ ح۸۸۷۳، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۵۸ ح</span><span dir="rtl">۸۲9۸.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="93" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هر كه قدر خود را نشناسد، قدر هر چیز دیگری را نیز نمی</span><span dir="rtl">شناسد.</span></li></ol> | |||
<ol start="94" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مَن جَهِلَ قَدرَهُ عَدا طَورَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۱99 ح</span><span dir="rtl">۷9۶۴، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۳۰ ح</span><span dir="rtl">۷۳۷9.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="94" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هر كه قدر خود را نشناسد، پا از حدّ خويش فراتر می</span><span dir="rtl">نهد.</span></li></ol> | |||
<ol start="95" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مَن لَم يَعرِف نَفسَهُ بَعُدَ عَن سَبيلِ النَّجاةِ، و خَبَطَ فِي الضَّلالِ وَ الجَهالاتِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۴۲۶ ح9۰۳۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="95" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هر كه خود را نشناخت، از راه نجات، دور افتاد و در وادى گم</span><span dir="rtl">راهى و ناآگاهی</span><span dir="rtl">ها قدم نهاد.</span></li></ol> | |||
<ol start="96" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: أَفضَلُ العَقلِ مَعرِفَةُ الإِنسانِ نَفسَهُ؛ فَمَن عَرَفَ نَفسَهُ عَقَلَ، و مَن جَهِلَها ضَلَّ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۴۴۲ ح</span><span dir="rtl">۳۲۲۰، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۱۱۵ ح</span><span dir="rtl">۲۵۵۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="96" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: برترين خردورزى، آگاهی انسان از خویشتن است. پس، هر كه خود را شناخت، خردمند شد و هر كه خود را نشناخت، گم</span><span dir="rtl">راه گشت.</span></li></ol> | |||
<ol start="97" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مَن لَم يَهدِهِ العِلمُ أضَلَّهُ الجَهلُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۲۴۶ ح</span><span dir="rtl">۸۱9۲، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۴۴ ح</span><span dir="rtl">۷۷۸۵.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="97" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: کسی را كه دانش ره ننمايد، ناآگاهى گم</span><span dir="rtl">راه مى</span><span dir="rtl">كند.</span></li></ol> | |||
<ol start="98" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: كَما أنَّ العِلمَ يَهدِي المَرءَ ويُنجيهِ، كَذٰلِكَ الجَهلُ يُضِلُّهُ و يُرديهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۶۲۴ ح</span><span dir="rtl">۷۲۱۷، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳9۸ ح</span><span dir="rtl">۶۷۴۳ و فيه «يضرّه» بدل «يضلّه».</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="98" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: همان</span> <span dir="rtl">گونه كه دانش، مرد را ره مى</span><span dir="rtl">نمايد و نجات مى</span><span dir="rtl">بخشد، ناآگاهى نيز وى را گم</span><span dir="rtl">راه و پست مى</span><span dir="rtl">سازد.</span></li></ol> | |||
<ol start="99" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: إنَّ العِلمَ يَهدي و يُرشِدُ و يُنجي، و إنَّ الجَهلَ يُغوي و يُضِلُّ و يُردي.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۶۰۳ ح</span><span dir="rtl">۳۶۳۲، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۱۵۴ ح</span><span dir="rtl">۳۳۵9.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="99" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: دانش، ره مى</span><span dir="rtl">نمايد و ارشاد مى</span><span dir="rtl">كند و نجات مى</span><span dir="rtl">بخشد و ناآگاهى، گم</span><span dir="rtl">راه مى</span><span dir="rtl">كند و به بيراهه مى</span><span dir="rtl">برد و پست مى</span><span dir="rtl">گرداند.</span></li></ol> | |||
<ol start="100" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: جَهلُ الغَنِيِّ يَضَعُهُ، و عِلمُ الفَقيرِ يَرفَعُهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۳۶۷ ح</span><span dir="rtl">۴۷۶۵، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۲۲۳ ح</span><span dir="rtl">۴۳۳۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="100" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: ناآگاهىِ توانگر، وى را پست مى</span><span dir="rtl">سازد و دانشِ نادار، او را بر مى</span><span dir="rtl">افرازد.</span></li></ol> | |||
<ol start="101" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: حِكمَةُ الدَّنِيِّ تَرفَعُهُ، و جَهلُ الشَّريفِ يَضَعُهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۴۱۱ ح</span><span dir="rtl">۴9۲۷، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۲۳۴ ح</span><span dir="rtl">۴۴۸۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="101" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: حكمتِ فرودست، او را بر مى</span><span dir="rtl">افرازد و نادانى فرادست، او را پست مى</span><span dir="rtl">سازد.</span></li></ol> | |||
<ol start="102" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام - فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: مَوقِعُ الصَّوابِ مِنَ الجُهّالِ مِثلُ مَوقِعِ الخَطَأِ مِنَ العُلَماءِ.</span><ref><p><span dir="rtl">شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج</span><span dir="rtl">۲۰ ص</span><span dir="rtl">۲۷۱ ح</span><span dir="rtl">۱۳۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="102" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام - در حكمت</span><span dir="rtl">هاى منسوب به ايشان -: جایگاه کار خوب ناآگاهان، مثل جایگاه خطای دانشمندان است.</span></li></ol> | |||
<ol start="103" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مَن جَهِلَ مَوضِعَ قَدَمِهِ زَلَّ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۱۸9 ح</span><span dir="rtl">۷9۲۰، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۲۴ ح</span><span dir="rtl">۷۱۷۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="103" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: آن كه نمیداند پايش را کجا میگذارد، خواهد لغزيد.</span></li></ol> | |||
<ol start="104" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الجَهلُ يُزِلُّ القَدَمَ، و يورِثُ النَّدَمَ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۳۵۳ ح</span><span dir="rtl">۱۳۳9، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۸ ح</span><span dir="rtl">۱۲۱۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="104" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: ناآگاهى، پا را می</span><span dir="rtl">لغزاند و پشيمانى به جاى می</span><span dir="rtl">گذارد.</span></li></ol> | |||
<ol start="105" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مَن جَهِلَ نَفسَهُ أَهمَلَها.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج۵ ص۱۷۸ ح۷۸۵۶، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۵۳ ح</span><span dir="rtl">۸۱۲۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="105" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هر كه نفس خود را نشناخت، به حال خود رهايش ساخت.</span></li></ol> | |||
<ol start="106" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الصادق علیهالسلام - في ذِکرِ مُناجاةِ اللهِ عزّ و جلّ لِمُوسیٰ علیهالسلام -: إنَّ عِبادِيَ الصّالِحينَ زَهِدوا فِي الدُّنيا بِقَدرِ عِلمِهِم، و سائِرَ الخَلقِ رَغِبوا فيها بِقَدرِ جَهلِهِم.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۳۱۷ ح9 عن حفص بن غياث، ثواب الأعمال: ص۲۶۳ ح۱، الأمالي للصدوق: ص۷۶۵ ح۱۰۲۸ کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۳ ص</span><span dir="rtl">۲۱ ح</span><span dir="rtl">۱۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="106" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام - در بیان مناجات خداوند عزّ و جلّ با موسى علیهالسلام -: بندگانِ نيک من، به اندازۀ دانششان [و شناختِ حقيقتِ دنيا] به دنيا زهد ورزيدند و ساير مردمان به اندازۀ ناآگاهى</span><span dir="rtl">شان به آن مشتاق شدند.</span></li></ol> | |||
<ol start="107" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: المِراءُ داءٌ دَوِيٌّ، و لَيسَ في الإِنسانِ خَصلَةٌ شَرٌّ مِنهُ، و هُوَ خُلُقُ إبليسَ و نِسبَتُهُ، فَلا يُماري في أَيِّ حالٍ كانَ إلّا مَن كانَ جاهِلاً بِنَفسِهِ و بِغَيرِهِ، مَحرُوماً مِن حَقائِقِ الدِّين.</span><ref><p><span dir="rtl">منية المريد: ص</span><span dir="rtl">۱۷۱، مصباح الشريعة: ص</span><span dir="rtl">۲۶۷، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۳۴ ح</span><span dir="rtl">۳۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="107" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام: بگومگو (ستیزه</span><span dir="rtl">گری زبانی)، دردی بى</span><span dir="rtl">درمان است و در انسان، صفتى بدتر از آن نیست و آن، خوى ابلیس و شناسنامۀ اوست. پس بدانید جز آنان که به خود و دیگرى، ناآگاه و از حقایق دین، محروم اند، کسی نیست که در هر جایی بگومگو کند!</span></li></ol> | |||
<ol start="108" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الجواد علیهالسلام: مَن لَم يَعرِفِ المَوارِدَ أعيَتهُ المَصادِرُ.</span><ref><p><span dir="rtl">الدرّة الباهرة: ص</span><span dir="rtl">۳9، نزهة الناظر: ص۲۰۸ ح۴۵۵، أعلام الدين: ص</span><span dir="rtl">۳۰9، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۸ ص</span><span dir="rtl">۳۶۴ ح</span><span dir="rtl">۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="108" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام جواد علیهالسلام: هر كس نداند كارى را از كجا آغاز كند، در به سرانجام رساندن آن، درمی</span><span dir="rtl">مانَد.</span></li></ol> | |||
<span id="الفصل-الخامس-أحکام-الجاهل"></span> | <span id="الفصل-الخامس-أحکام-الجاهل"></span> | ||
== <span dir="rtl">الفَصلُ الخامِسُ: أحکامُ الجاهِلِ</span> == | == <span dir="rtl">الفَصلُ الخامِسُ: أحکامُ الجاهِلِ</span> == | ||
<span dir="rtl">فصل پنجم:</span> <span dir="rtl">وظایف جاهل (ناآگاه)</span> | |||
<span id="ما-یجب-علی-الجاهل"></span> | <span id="ما-یجب-علی-الجاهل"></span> | ||
=== <span dir="rtl"> | === <span dir="rtl">۵ / ۱: ما یَجِبُ عَلَی الجاهِلِ</span> === | ||
<span dir="rtl">۵ / ۱</span><span dir="rtl">: آنچه بر جاهل (ناآگاه)، واجب است</span> | |||
<span id="أ---التعـلم"></span> | |||
==== <span dir="rtl">أ - التَّعَـلُّمُ</span> ==== | |||
<span dir="rtl">الف - آموختن</span> | |||
<ol start="109" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">رسول اللّه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: لا يَنبَغي لِلعالِمِ أن يَسكُتَ عَلیٰ عِلمِهِ، و لا يَنبَغي لِلجاهِلِ أن يَسكُتَ عَلیٰ جَهلِهِ، قالَ اللهُ جَلَّ ذِكرُهُ: (فَسْـأٔلُواْ أهْلَ ٱلذِّكْرِ إن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ)</span><ref><p><span dir="rtl">النحل: ۴۳، الأنبياء: ۷.</span></p></ref><span dir="rtl">.</span><ref><p><span dir="rtl">المعجم الأوسط: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۲9۸ ح</span><span dir="rtl">۵۳۶۵ عن جابر بن عبد اللّٰه، الفردوس: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۱۳9 ح</span><span dir="rtl">۷۷۴۸.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="109" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: سزاوار نيست که عالِم با داشتن علم، خاموشى گزيند و سزاوار نيست ناآگاه با ناآگاهىِ خود، دست روی دست بگذارد. خداوند متعال می</span><span dir="rtl">فرمايد: (پس اگر نمى</span><span dir="rtl">دانيد، از اهل اطلاع، جويا شويد).</span></li></ol> | |||
<ol start="110" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: ذَنبُ العالِمِ [واحِدٌ]</span><ref><p><span dir="rtl">ما بين المعقوفين سقط من المصدر و أثبتناه من كنز العمّال: ج</span><span dir="rtl">۱۰ ص</span><span dir="rtl">۱۷۵ ح</span><span dir="rtl">۲۸9۱۱.</span></p></ref><span dir="rtl">، و ذَنبُ الجاهِلِ ذَنبانِ؛ العالِمُ يُعَذَّبُ عَلیٰ رُكوبِهِ الذَّنبَ، وَ الجاهِلُ يُعَذَّبُ عَلیٰ رُكوبِهِ الذَّنبَ و تَركِ العِلمِ.</span><ref><p><span dir="rtl">الفردوس: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۲۴۸ ح</span><span dir="rtl">۳۱۶۵ عن ابن عبّاس.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="110" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: گناه دانا، یکی و گناه نادان، دو تاست. دانا بر ارتکاب گناه، کیفر می</span><span dir="rtl">شود و نادان بر ارتکاب گناه و نیاموختن.</span></li></ol> | |||
<ol start="111" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: مَن لَم يَصبِر عَلیٰ ذُلِّ التَّعَلُّمِ ساعَةً، بَقِيَ في ذُلِّ الجَهلِ أبَداً.</span><ref><p><span dir="rtl">عوالي اللآلي: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۸۵ ح</span><span dir="rtl">۱۳۵، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۱۷۷ ح</span><span dir="rtl">۵۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="111" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر كس بر خوارىِ ساعتى دانش آموختن صبر نكند، براى هميشه در خوارى ناآگاهى می</span><span dir="rtl">ماند.</span></li></ol> | |||
<ol start="112" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام - مِن خُطبَةٍ لَهُ -: أيُّهَا النّاسُ، إنّا قَد أصبَحنا في دَهرٍ عَنودٍ، و زَمَنٍ كَنودٍ</span><ref><p><span dir="rtl">الكُنود: كفر النعمة و الجحود (اُنظر: لسان العرب: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۳۸۱ «كند»).</span></p></ref><span dir="rtl">، يُعَدُّ فيهِ المُحسِنُ مُسيئاً، و يَزدادُ الظّالِمُ فيهِ عُتُوّاً، لا نَنتَفِعُ بِما عَلِمنا، و لا نَسأَلُ عَمّا جَهِلنا.</span><ref><p><span dir="rtl">نهج البلاغة: الخطبة ۳۲، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۳۴ ص9۸ ح9۴۳؛ مطالب السؤول: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۱۴۸ نحوه.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="112" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام - در یکی از خطبه</span><span dir="rtl">های خود -:</span> <span dir="rtl">اى مردم! ما در روزگارى منحرف و زمانه</span><span dir="rtl">اى ناسپاس به سر می</span><span dir="rtl">بريم. نيكوكار، بدكار به شمار می</span><span dir="rtl">آيد و ستمكار، بيش از پيش بر طغيانش می</span><span dir="rtl">افزايد. از آنچه می</span><span dir="rtl">دانيم، بهره</span><span dir="rtl">مند نمى</span><span dir="rtl">شويم و آنچه را نمى</span><span dir="rtl">دانيم، نمى</span><span dir="rtl">پرسيم.</span></li></ol> | |||
<ol start="113" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: قالَ رَجُلٌ: يا رَسولَ اللهِ، ما يَنفي عَنّي حُجَّةَ الجَهلِ؟ قالَ: العِلمُ، قالَ: فَما يَنفي عَنّي حُجَّةَ العِلمِ؟ قالَ: العَمَلُ.</span><ref><p><span dir="rtl">جامع بيان العلم: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۱، ربیع الأبرار: ج۳ ص۱۶۱؛ تنبیه الخواطر: ج۱ ص۶۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="113" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: مردى گفت:</span> <span dir="rtl">اى پیامبر خدا! چه چيز، حجّت ناآگاهى را از من دور می</span><span dir="rtl">سازد؟ فرمود: «دانش». گفت: چه چيز، حجّت دانش را از من بر مى</span><span dir="rtl">دارد؟ فرمود: «عمل».</span></li></ol> | |||
<ol start="114" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">رسول اللّه صلی الله علیه و آله: تَعَلَّمُوا الفَرائِضَ و عَلِّموها، فَإِنَّهُ نِصفُ العِلمِ، و هُوَ يُنسىٰ، و هُوَ أوَّلُ شَي</span><span dir="rtl">ءٍ يُنزَعُ مِن أُمَّتي.</span><ref><p><span dir="rtl">سنن ابن ماجة: ج۲ ص9۰۸ ح۲۷۱9 عن أبي هريرة؛ السرائر: ج۳ ص۲۲۶، كشف الغمّة: ج۱ ص۲۶۰ نحوه.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="114" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: فرايض (احکام خدا) را ياد بگيريد و ياد بدهيد؛ چرا كه نيمى از دانش است و فراموش مى</span><span dir="rtl">شود و نخستين چيزى است كه از امّتم رخت بر مى</span><span dir="rtl">بندد.</span></li></ol> | |||
<ol start="115" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه صلی الله علیه و آله: تَعَلَّمُوا العِلمَ و عَلِّموهُ النّاسَ، تَعَلَّمُوا الفَرائِضَ و عَلِّموهُ النّاسَ، تَعَلَّمُوا القُرآنَ و عَلِّموهُ النّاسَ، فَإِنِّي امرُؤٌ مَقبوضٌ، وَ العِلمُ سَيُقبَضُ و تَظهَرُ الفِتَنُ حَتّىٰ يَختَلِفَ اثنانِ في فَريضَةٍ لا يَجِدانِ أحَداً يَفصِلُ بَينَهُما.</span><ref><p><span dir="rtl">سنن</span><span dir="rtl">الدارمي: ج۱ ص۷۸ ح۲۲۵ عن ابن</span><span dir="rtl">مسعود، مسند أبي يعلى: ج۵ ص۲9 ح۵۰۰۶ و راجع المستدرك على الصحيحين: ج۴ ص۳۶9 ح۷9۵۰ والسرائر: ج۳ ص۲۲۶.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="115" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانش را فرا گيريد و به مردم بياموزيد. فرايض (احکام خدا) را ياد بگيريد و به مردم ياد دهيد. قرآن را فرا گيريد و به مردم بياموزيد كه من، انسانى رفتنى</span> <span dir="rtl">هستم و دانش به زودى جمع مى</span><span dir="rtl">گردد و فتنه</span><span dir="rtl">ها آشكار مى</span><span dir="rtl">شوند، تا آن جا كه دو تن در اجرای فريضه</span><span dir="rtl">اى (حکمی الهی) اختلاف مى</span><span dir="rtl">كنند و كسى را نمى</span><span dir="rtl">يابند تا ميان آن دو داورى كند.</span></li></ol> | |||
<ol start="116" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: لا يَستَحيِ الجاهِلُ إذا لَم يَعلَم أن يَتَعَلَّمَ.</span><ref><p><span dir="rtl">المحاسن: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۳۵۸ ح</span><span dir="rtl">۷۶۴ عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عن أبيه علیهماالسلام، نهج البلاغة: الحكمة ۸۲، الخصال: ص</span><span dir="rtl">۳۱۵ ح9۶ کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۱۷۶ ح</span><span dir="rtl">۴۵.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="116" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: ناآگاه، وقتى [چيزى را] نمى</span><span dir="rtl">داند، نبايد از آموختن، شرم كند.</span></li></ol> | |||
<ol start="117" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: لا يَستَحيِي الجاهِلُ إذا سُئِلَ عَمّا لا يَعلَمُ أن يَتَعَلَّمَ.</span><ref><p><span dir="rtl">الخصال: ص</span><span dir="rtl">۳۱۵ ح9 ۵، عيون أخبار الرضا علیهالسلام: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۴۴ ح</span><span dir="rtl">۱۵۵ كلاهما عن أحمد الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه علیهمالسلام، المحاسن: ج</span><span dir="rtl">۱ ص7۱ ح</span><span dir="rtl">۲۶ عن الإمام الصادق عن أبيه عنه علیهمالسلام نحوه، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۱۴ ح9.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="117" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: اگر سؤالى از ناآگاه شد كه نمى</span><span dir="rtl">داند، از يادگيرى آن خجالت نكشد.</span></li></ol> | |||
<ol start=" | <ol start="118" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li | <li><span dir="rtl">رسول اللّه صلی الله علیه و آله: عَلَيكُم بِمُذاكَرَةِ العِلمِ، فَإِنَّ بِالعِلمِ تَعرِفونَ الحَلالَ مِنَ الحَرامِ.</span><ref><p><span dir="rtl">جامع الأخبار: ص۱۱۰ ح۱9۵ عن الإمام عليّ علیهالسلام، بحار الأنوار: ج۱ ص۲۰۳ ح۲۱.</span></p></ref></li></ol> | ||
<li | |||
< | |||
<ol start="118" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: همواره در حال گفتگوى علمى باشيد؛ چرا كه با علم، حلال را از حرام، باز مى</span><span dir="rtl">شناسيد.</span></li></ol> | |||
< | |||
<ol start="119" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه صلی الله علیه و آله: رَحِمَ اللّهُ مَن تَعَلَّمَ فَريضَةً أو فَريضَتَينِ فَعَمِلَ بِهِما أو عَلَّمَهُما مَن يَعمَلُ بِهِما.</span><ref><p><span dir="rtl">جامع بيان العلم: ج۱ ص۴۲ عن أبي هريرة؛ تنبيه الخواطر: ج۲ ص۲۱۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<li>< | |||
< | |||
<li>< | |||
<li | <ol start="119" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند، بيامرزد كسى را كه يک يا دو فريضه را فرا گرفت، پس به آنها عمل كرد و يا به كسى آموخت كه به آنها عمل كند!</span></li></ol> | |||
< | |||
< | |||
< | <ol start="120" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: اِعلَموا أيُّهَا النّاسُ، أنَّهُ مَن لَم يَملِك لِسانَهُ يَندَم، و مَن لا يَتَعَلَّم يَجهَل، و مَن لا يَتَحَلَّم لا يَحلُم.</span><ref><p><span dir="rtl">تحف العقول: ص9 ۴، الكافي: ج</span><span dir="rtl">۸ ص</span><span dir="rtl">۲۰ ح</span><span dir="rtl">۴ عن الإمام الباقر عنه علیهماالسلام و فیه: «لا يعلم» بدل «لا يتعلّم»، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۷ ص</span><span dir="rtl">۲۸۳ ح</span><span dir="rtl">۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
< | |||
< | |||
<ol start="120" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: اى مردم! بدانيد هر كه زبانش را مهار نكند، پشيمان می</span><span dir="rtl">شود، و هر كه نياموزد، ناآگاه می</span><span dir="rtl">شود، و هر كه خود را به بُردباری وا ندارد، بردبار نمی</span><span dir="rtl">گردد.</span></li></ol> | |||
<ol start="121" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: إذا كُنتَ جاهِلاً فَتَعَلَّم.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۱۸9 ح</span><span dir="rtl">۴۱۶۵، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۱۳۱ ح</span><span dir="rtl">۲9۵۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="121" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: اگر ناآگاهى، ياد بگير.</span></li></ol> | |||
<ol start="122" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: لا يَستَنكِفَنَّ مَن لَم يَكُن يَعلَمُ أن يَتَعَلَّمَ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۲۷۷ ح</span><span dir="rtl">۱۰۲۴۲، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۵۲۱ ح9۴۷۵.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="122" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: آن كه نمى</span><span dir="rtl">داند، هرگز از يادگيرى خوددارى نكند.</span></li></ol> | |||
<ol start="123" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: عِلَّةُ الجَهلِ تُعرَضُ عَلَى العالِمِ.</span><ref><p><span dir="rtl">جامع الأخبار: ص</span><span dir="rtl">۳۸۳ ح</span><span dir="rtl">۱۰۷۲، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۴۱ ص</span><span dir="rtl">۴۳ ح</span><span dir="rtl">۲۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="123" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: بيمارى ناآگاهى، بر دانا عرضه می</span><span dir="rtl">شود [تا او با دانایی خود، آن را درمان کند].</span></li></ol> | |||
<ol start="124" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: رُدُّوا الجَهلَ بِالعِلمِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۸9 ح</span><span dir="rtl">۵۴۰۵، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۲۷۰ ح</span><span dir="rtl">۴9۶۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="124" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نادانی را با دانايى، پس بزنید.</span></li></ol> | |||
<ol start="125" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: ضادُّوا الجَهلَ بِالعِلمِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۲۳۰ ح</span><span dir="rtl">۵9۱۲، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۱۰ ح</span><span dir="rtl">۵۴۴۸.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="125" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: به وسيلۀ دانش با ناآگاهى بستيزيد.</span></li></ol> | |||
<ol start="126" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مَن قابَلَ جَهلَهُ بِعِلمِهِ فازَ بِالحَظِّ الأَسعَدِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۳۸۴ ح</span><span dir="rtl">۸۸۵9، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۵۷ ح</span><span dir="rtl">۸۲۸۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="126" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هر کس با دانش خویش به رویارویی ناآگاهی</span><span dir="rtl">اش برود، به بهره</span><span dir="rtl">اش از خوش</span><span dir="rtl">بختی دست می</span><span dir="rtl">یابد.</span></li></ol> | |||
<ol start="127" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: سَل عَمّا لا بُدَّ لَكَ مِن عِلمِهِ وَ لا تُعذَرُ في جَهلِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۱۳۶ ح</span><span dir="rtl">۵۵9۵، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۲۸۴ ح</span><span dir="rtl">۵۱۱۸.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="127" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: آنچه را بايد بدانى سؤال کن و [بدان که] در ندانستن آن، عذر نداری.</span></li></ol> | |||
<ol start="128" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام زين العابدين علیهالسلام: إنَّ اللهَ تَبارَكَ وَ تَعالی أوحیٰ إِلیٰ دانِيالَ:... إنَّ أحَبَّ عَبيدي إلَيَّ التَّقِيُّ الطّالِبُ لِلثَّوابِ الجَزيلِ، اللّازِمُ لِلعُلَماءِ، التّابِعُ لِلحُلَماءِ، القابِلُ عَنِ الحُكَماءِ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج۱ ص۳۵ ح</span><span dir="rtl">۵ عن أبي حمزة؛ منية المريد: ص۱۱۱، جامع الأحاديث للقمّي: ص۱9۸ نحوه، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱۴ ص</span><span dir="rtl">۳۷9 ح</span><span dir="rtl">۲۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="128" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام زين العابدين علیهالسلام: خداوند - تبارک و تعالى - به دانيال وحى فرمود: «... محبوب</span><span dir="rtl">ترينِ بندگانم در نزد من، آن پرهيزگارى است كه پاداش بسيار می</span><span dir="rtl">جوید، پيوسته با دانشوران است و پيرو بردباران و پذيرنده از فرزانگان است».</span></li></ol> | |||
<ol start="129" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اجعَلنا مِنَ الَّذينَ اشتَغَلوا بِالذِّكرِ عَنِ الشَّهَواتِ، و خالَفوا دَواعِيَ العِزَّةِ بِواضِحاتِ المَعرِفَةِ، و قَطَعوا أستارَ نارِ الشَّهَواتِ بِنَضحِ ماءِ التَّوبَةِ، و غَسَلوا أوعِيَةَ الجَهلِ بِصَفوِ ماءِ الحَياةِ.</span><ref><p><span dir="rtl">بحار الأنوار: ج9۴ ص</span><span dir="rtl">۱۲۷ ح</span><span dir="rtl">۱9 نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="129" style="list-style-type: decimal;"> | <ol start="129" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li | <li><span dir="rtl">امام زين العابدين علیهالسلام: بار خدايا! بر محمّد و خاندان او درود فرست و ما را از كسانى قرار ده كه به جاى هوس</span><span dir="rtl">ها به ياد تو مشغول اند، و به واسطۀ روشنايى</span><span dir="rtl">هاى معرفت، با انگيزه</span><span dir="rtl">هاى خودبزرگ</span><span dir="rtl">بينى، مخالفت ورزيده</span><span dir="rtl">اند و با ريختن آب توبه، پرده</span><span dir="rtl">هاى آتش هوس</span><span dir="rtl">ها را دريده</span><span dir="rtl">اند و با زلال آب زندگى، ظرف</span><span dir="rtl">هاى جهل را شسته</span><span dir="rtl">اند.</span></li></ol> | ||
<span | <ol start="130" style="list-style-type: decimal;"> | ||
==== <span dir="rtl"> | <li><span dir="rtl">كفاية الأثر عن عبد الغفّار بن القاسم عن الإمام الباقر علیهالسلام: ألا إنَّ مَفاتيحَ العِلمِ السُّؤالُ. و أَنشَأَ يَقولُ:</span></li></ol> | ||
<span dir="rtl">شِفاءُ العَمی طولُ و إنَّما تَمامُ العَمی السُّكوتِ الجَهلِ</span><ref><span dir="rtl">كفاية الأثر: ص</span><span dir="rtl">۲۵۳ عن عبد الغفّار بن القاسم، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۳۶ ص</span><span dir="rtl">۳۵9 ح</span><span dir="rtl">۲۲۸.</span></ref> | |||
<ol start="130" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">كفاية الأثر - به نقل از عبد الغفّار بن قاسم -: امام باقر علیهالسلام فرمود: «هان! بدانيد كه كليد دانش، پرسيدن است» و اين شعر را خواند:</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">«درمان نابينايى، استمرار پرسيدن است و /</span> | |||
<span dir="rtl">تمام نابينايى در استمرار سكوت بر ناآگاهى».</span> | |||
<ol start="131" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الباقر علیهالسلام: سارِعُوا في طَلَبِ العِلمِ، فَوَ الَّذي نَفسي بِيَدِهِ، لَحَديثٌ واحِدٌ في حَلالٍ و حَرامٍ تَأخُذُهُ عَن صادِقٍ، خَيرٌ مِنَ الدُّنيا و ما حَمَلَت مِن ذَهَبٍ و فِضَّةٍ.</span><ref><p><span dir="rtl">المحاسن: ج۱ ص۳۵۶ ح۷۵۵ عن جابر الجعفي و ح۷۵۶ نحوه، مستطرفات السرائر: ص۱۵۷ ح۲۵ فيه «تنازعوا» بدل «سارعوا»، مشكاة</span><span dir="rtl">الأنوار: ص۲۳۶ ح۶۷۳ عن الإمام الصادق علیهالسلام، بحار الأنوار: ج۲ ص۱۴۶ ح۱۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="131" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام باقر علیهالسلام: در طلب دانش شتاب ورزيد كه سوگند به آن كه جانم در دست اوست، يک حديث در حلال و حرام كه از خبر دهندۀ راستگو مى</span><span dir="rtl">گيرى، بهتر از دنيا و همۀ زر و سيم آن است.</span></li></ol> | |||
<ol start="132" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام:تَفَقَّهوا فِي الحَلالِ وَ الحَرامِ، و إلّا فَأَنتُم أعرابٌ</span><ref><p><span dir="rtl">أي فأنتم في الجهل بالأحكام الشرعيّة كالأعراب الذين قال اللّه فيهم: (الْأَعْرابُ أَشَدُّ كُفْراً وَ نِفاقاً) الْآيَةَ. و الأعراب: سكّان البادية، (لسان</span><span dir="rtl">العرب: ج۱ ص۵۸۶ و ۵۸۷ «عرب»).</span></p></ref><span dir="rtl">.</span><ref><p><span dir="rtl">المحاسن: ج۱ ص۳۵۶ ح۷۵۷ عن محمّد بن مسلم، بحار الأنوار: ج۱ ص۲۱۴ ح۱۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="132" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام باقر علیهالسلام: در حلال و حرام، ژرفکاوی كنيد، و گرنه شما نيز چون اعراب باديه</span><span dir="rtl">نشين خواهيد بود.</span></li></ol> | |||
<ol start="133" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الصادق علیهالسلام – و قَد سُئِلَ عَن قَولِهِ تَعالیٰ: (فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَة)</span><ref><p><span dir="rtl">الأنعام: ۱۴9.</span></p></ref> <span dir="rtl">-: إنَّ اللهَ تَعالیٰ يَقولُ لِلعَبدِ يَومَ القِيامَةِ: عَبدي، أ كُنتَ عالِماً؟ فَإِن قالَ: نَعَم، قالَ لَهُ: أَ فَلا عَمِلتَ بِما عَلِمتَ؟ وَ إِن قالَ: كُنتُ جاهِلاً، قالَ لَهُ: أ فَلا تَعَلَّمتَ حَتّیٰ تَعمَلَ؟ فَيَخصِمُهُ، و ذٰلِكَ الحُجَّةُ البالِغَةُ.</span><ref><p><span dir="rtl">الأمالي للمفيد: ص</span><span dir="rtl">۲۲۸ ح</span><span dir="rtl">۶ عن مسعدة بن زياد و ص۲9۲ ح۱ نحوه، الأمالي للطوسي: ص9 ح</span><span dir="rtl">۱۰، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۱۷۸ ح</span><span dir="rtl">۵۸.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="133" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام - در توضيح سخن خداوند: (حجّت قاطع، ويژۀ خداست) -: خداوند متعال در روز قيامت به بنده می</span><span dir="rtl">فرمايد: «بندۀ من! آيا می</span><span dir="rtl">دانستى؟». اگر پاسخ دهد: آرى، خداوند به او می</span><span dir="rtl">فرمايد: «پس چرا به آنچه مى</span><span dir="rtl">دانستى، عمل نكردى؟!» و اگر پاسخ دهد: نمى</span><span dir="rtl">دانستم، به او می</span><span dir="rtl">فرمايد: «چرا نياموختى تا [بدانى و] عمل كنى». بدین ترتیب، آن بنده محكوم میشود و اين است آن حجّت قاطع.</span></li></ol> | |||
<ol start="134" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: اِسأَلِ العُلَماءَ ما جَهِلتَ.</span><ref><p><span dir="rtl">مشكاة الأنوار: ص</span><span dir="rtl">۵۶۴ ح</span><span dir="rtl">۱9۰۱، تنبيه الخواطر: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۲۳۱ عن لقمان علیهالسلام و فيه «تعلّم من» بدل «اسأل»، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۲۶ ح</span><span dir="rtl">۱۷؛ تاريخ دمشق: ج</span><span dir="rtl">۶۸ ص</span><span dir="rtl">۶۸ عن عيسی علیهالسلام و فيه «تعلّم من» بدل «اسأل».</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="134" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام: آنچه را نمى</span><span dir="rtl">دانى، از دانایان بپرس.</span></li></ol> | |||
<ol start="135" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: لَيتَ السِّياطَ عَلى رُؤوسِ أصحابي حَتّى يَتَفَقَّهوا فِي الحَلالِ وَ الحَرامِ.</span><ref><p><span dir="rtl">المحاسن: ج۱ ص۳۵۸ ح۷۶۵ عن إسحاق بن عمّار، الکافي: ج۱ ص۳۱ ح۸، منیة المرید: ص۱۱۲ کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۱ ص۲۱۳ ح۱۲ و راجع السنن الكبرى: ج۶ ص۳۴۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="135" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام: كاش تازيانه</span><span dir="rtl">هايى بالای سرِ يارانم بود تا در حلال و حرام، ژرفاندیشی مى</span><span dir="rtl">كردند!</span></li></ol> | |||
<ol start="136" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">علل الشرائع عن زرارة و محمّد بن مسلم و بريد العجليّ: قالَ رَجُلٌ لِأَبي عَبدِاللّهِ علیهالسلام: إنَّ لِيَ ابناً قَد أحَبَّ أن يَسأَلَكَ عَن حَلالٍ و حَرامٍ، لا يَسأَلُكَ عَمّا لا يَعنيهِ؟ فَقالَ: و هَل يَسأَلُ النّاسُ عَن شَي</span><span dir="rtl">ءٍ أفضَلَ مِنَ الحَلالِ وَ الحَرامِ؟!</span><ref><p><span dir="rtl">علل الشرائع: ص۳9 ۴ ص۱۰، المحاسن: ج۱ ص۳۵9 ح۷۶۸، بحار الأنوار: ج۱ ص۲۱۳ ح9.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="136" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">علل الشرائع - به نقل از زُراره و محمّد بن مسلم و بُرَيد عِجْلى -: مردى به امام صادق علیهالسلام گفت: پسرى دارم كه دوست دارد در بارۀ حلال و حرام از تو بپرسد. [آيا چنين است كه</span><span dir="rtl">] از چيزهايى كه به كارش نمى</span><span dir="rtl">آيد، مى</span><span dir="rtl">پرسد؟</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">فرمود: «آیا مردم از چیزی برتر از حلال و حرام پرسیده</span><span dir="rtl">اند؟!».</span> | |||
<span id="ب---التوقف"></span> | |||
==== <span dir="rtl">ب - التَوَقُّفُ</span> ==== | |||
<span dir="rtl">ب - باز ایستادن</span> | |||
<span dir="rtl">الكتاب</span> | <span dir="rtl">الكتاب</span> | ||
<span dir="rtl"> | <span dir="rtl">قرآن</span> | ||
<span dir="rtl">( | <span dir="rtl">(وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولاً).</span><ref><span dir="rtl">الإسراء: ۳۶.</span></ref> | ||
<span dir="rtl"> | <span dir="rtl">(چیزی را که بِدان علم نداری، دنبال مکن؛ زیرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد).</span> | ||
<span dir="rtl">(وَ تَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ).</span><ref><span dir="rtl">النور: ۱۵.</span></ref> | |||
<span dir="rtl">(با زبان</span><span dir="rtl">های خود، چیزی را که بِدان علم ندارید، می</span><span dir="rtl">گویید).</span> | |||
<span dir="rtl">راجع: النساء: ۸۳.</span> | |||
<span dir="rtl">ر.ک: نساء: آیۀ ۸۳.</span> | |||
<span dir="rtl">الحديث</span> | <span dir="rtl">الحديث</span> | ||
<ol start=" | <span dir="rtl">حدیث</span> | ||
<li>< | |||
<ol start="137" style="list-style-type: decimal;"> | |||
< | <li><span dir="rtl">رسول اللّه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله - لِعَلِيٍّ علیهالسلام -: يا عَلِيُّ، مِن صِفاتِ المُؤمِنِ أن يَكونَ... بَرِيّاً مِنَ المُحَرَّماتِ، واقِفاً عِندَ الشُّبُهاتِ.</span><ref><p><span dir="rtl">التمحيص: ص</span><span dir="rtl">۷۴ ح</span><span dir="rtl">۱۷۱، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۶۷ ص</span><span dir="rtl">۳۱۰ ح</span><span dir="rtl">۴۵.</span></p></ref></li></ol> | ||
<li>< | |||
< | |||
<ol start="137" style="list-style-type: decimal;"> | |||
< | <li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله - خطاب به على علیهالسلام -:</span> <span dir="rtl">اى على! از ويژگى</span><span dir="rtl">هاى مؤمن، آن است كه... از محرّمات به دور باشد و در برخورد با تردیدها، درنگ كند.</span></li></ol> | ||
< | |||
< | |||
<ol start="138" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: لا وَرَعَ كَالوُقوفِ عِندَ الشُّبهَةِ.</span><ref><p><span dir="rtl">نزهة الناظر: ص۳۰ ح۱9، نهج البلاغة: الحكمة ۱۱۳ عن الإمام عليّ علیهالسلام، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۲۶۰ ح</span><span dir="rtl">۱۵.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="138" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: هيچ پارسايى</span><span dir="rtl">اى چون باز ايستادن به هنگام تردید نيست.</span></li></ol> | |||
<ol start="139" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: إنَّ الدُّنيا لَم تَكُن لِتَستَقِرَّ إلّا عَلیٰ ما جَعَلَهَا اللهُ عَلَيهِ مِنَ النَّعماءِ وَ الاِبتِلاءِ وَ الجَزاءِ فِي المَعادِ، أو ما شاءَ مِمّا لا تَعلَمُ، فَإِن أشكَلَ عَلَيكَ شَيءٌ مِن ذٰلِكَ فَاحمِلهُ عَلیٰ جَهالَتِكَ، فَإِنَّكَ أوَّلُ ما خُلِقتَ بِهِ</span><ref><p><span dir="rtl">الظاهر زيادة «به» كما في تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۷۲.</span></p></ref> <span dir="rtl">جاهِلاً، ثُمَّ عُلِّمتَ، و ما أكثَرَ ما تَجهَلُ مِنَ الأَمرِ و يَتَحَيَّرُ فيهِ رَأيُكَ، و يَضِلُّ فيهِ بَصَرُكَ، ثُمَّ تُبصِرُهُ بَعدَ ذٰلِكَ!</span><ref><p><span dir="rtl">نهج البلاغة: الكتاب ۳۱، تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۷۲ نحوه، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۷ ص</span><span dir="rtl">۲۲۰ ح</span><span dir="rtl">۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="139" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: دنيا پا بر جا نمانده، مگر بر پایههایی که خدا مقرّر داشته، از نعمت</span><span dir="rtl">ها و آزمايش و پاداش در روز رستاخيز يا بر پایههای دیگری که او خواسته و تو نمى</span><span dir="rtl">دانى. پس اگر فهم چيزى از اين امور بر تو مشكل شد، فرض را بر ناآگاهى خود بگذار؛ زيرا تو در نخستين بار كه آفريده شدى، ناآگاه بودى و سپس دانا شدى؛ و چه بسيارند چيزهایى كه تو به آنها ناآگاهى و انديشه</span><span dir="rtl">ات در آنها سرگردان و بينايى</span><span dir="rtl">ات در آنها سرگردان است و سپس در آنها بينا می</span><span dir="rtl">شوى.</span></li></ol> | |||
<ol start="140" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: أفضَلُ العِلمِ</span> <span dir="rtl">وُقوفُ الرَّجُلِ عِندَ عِلمِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">مطالب السؤول: ج۱ ص</span><span dir="rtl">۲۱۲، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۸ ص</span><span dir="rtl">۷ ح</span><span dir="rtl">۶۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="140" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: بالاترين حق، ايستادن آدمى در همان جايى است كه علمش را دارد.</span></li></ol> | |||
<ol start="141" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام زين العابدين علیهالسلام: إن وَضَحَ لَكَ أمرٌ فَاقبَلهُ، و إلّا فَاسكُت تَسلَم، و رُدَّ عِلمَهُ إلَى اللهِ؛ فَإِنَّكَ في أوسَعَ مِمّا بَينَ السَّماءِ وَ الأَرضِ.</span><ref><p><span dir="rtl">كتاب سليم بن قيس: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۵۶۱ عن أبان بن أبي عيّاش، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۲۱۱ ح</span><span dir="rtl">۱۰۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="141" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام زين العابدين علیهالسلام: اگر چیزی (حقیقتی) برايت آشكار شد، آن را بپذير، و گرنه سكوت كن تا سالم بمانى و دانش آن را به خداوند بسپار؛ زيرا تو در وسعتى بيش از ميان آسمان و زمينى.</span></li></ol> | |||
<ol start="142" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الباقر علیهالسلام: الوُقوفُ عِندَ الشُّبهَةِ خَيرٌ مِنَ الاِقتِحامِ فِي الهَلَكَةِ، و تَركُكَ حَديثاً لَم تُروَهُ خَيرٌ مِن رِوايَتِكَ حَديثاً لَم تُحصِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۵۰ ح9 عن أبي سعيد الزهري، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۱۱ ح</span><span dir="rtl">۳۲۳۳ عن الإمام الصادق علیهالسلام و فیه صدره، المحاسن: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۳۴۰ ح</span><span dir="rtl">۶99 عن الإمام الباقر أو الإمام الصادق علیهماالسلام، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۲۵9 ح</span><span dir="rtl">۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="142" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام باقر علیهالسلام: درنگ به هنگام شبهه، از فرو غلتيدن در هلاكت بهتر است و رها كردن حديثى كه خود، آن را روايت نكرده</span><span dir="rtl">اى،</span><ref><p><span dir="rtl">در بارۀ كلمۀ «لم تُروَهُ» - که در متن عربی حدیث آمده - وجه</span><span dir="rtl">های گوناگونى احتمال داده شده (ر.ک: حاشيۀ ميرزا رفيعا: ص۱۷۴، شرح المازندرانى: ج۲ ص۲۳۶، مرآة العقول: ج۱ ص۱۶۸). امّا همۀ آن احتمالات، مشتمل بر اين معناست كه اگر حديثى از همۀ جهات برايت روشن نيست و از مصداق</span><span dir="rtl">های امر مشتبه است، باز ايستادن از آن و روايت نكردنش بهتر از روايت كردن آن است. (م)</span></p></ref> <span dir="rtl">بهتر است از روايت حديثى كه به حدود آن احاطه نداری.</span></li></ol> | |||
<ol start="143" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: إنَّ اللهَ عزّ و جلّ أحَلَّ حَلالاً، و حَرَّمَ حَراماً، و فَرَضَ فَرائِضَ، و ضَرَبَ أمثالاً، و سَنَّ سُنَناً...، فَإِن كُنتَ عَلیٰ بَيِّنَةٍ مِن رَبِّكَ و يَقينٍ مِن أمرِكَ و تِبيانٍ مِن شَأنِكَ، فَشَأنُكَ، و إلّا فَلا تَرومَنَّ</span><ref><p><span dir="rtl">رام الشيء: طلبه (لسان العرب: ج</span><span dir="rtl">۱۲ ص</span><span dir="rtl">۲۵۸ «روم»).</span></p></ref> <span dir="rtl">أمراً أنتَ مِنهُ في شَكٍّ و شُبهَةٍ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۳۵۷ ح</span><span dir="rtl">۱۶، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۴۶ ص</span><span dir="rtl">۲۰۴ ح</span><span dir="rtl">۷9.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="143" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام باقر علیهالسلام: به راستى كه خداوندِ عزّ و جلّ، امورى را حلال و امورى ديگر را حرام كرد؛ كارهايى را واجب ساخت و مَثَلهايى را بيان نمود و سنّتهايى را پايه گذارى كرد.… اگر بيّنه</span><span dir="rtl">اى از سوى خداوند دارى و به كارت يقين دارى و امورت روشن است، [دنبال كن] و گرنه دنبال امر مشکوک مرو.</span></li></ol> | |||
<ol start="144" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الكافي عن زرارة بن أعين: سَأَلتُ أبا جَعفَرٍ علیهالسلام: ما حَقُّ اللهِ عَلَى العِبادِ؟ قالَ: أن يَقولوا ما يَعلَمونَ، و يَقِفوا عِندَ ما لا يَعلَمونَ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۴۳ ح</span><span dir="rtl">۷، التوحيد: ص۴۵9 ح۲۷ و فيه «حجّة اللَّه» بدل «حقّ اللَّه»، الأمالي للصدوق: ص۵۰۶ ح۷۰۱، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۱۳ ح</span><span dir="rtl">۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="144" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الکافی - به نقل از زراره -: از امام باقر علیهالسلام پرسیدم: حقّ خدا بر بندگان چیست؟ فرمود: «این که آنچه را می</span><span dir="rtl">دانند، بگویند و از آنچه نمی</span><span dir="rtl">دانند، زبان باز دارند».</span></li></ol> | |||
<ol start="145" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الصادق علیهالسلام: لَو أنَّ العِبادَ إذا جَهِلوا وَقَفوا و لَم يَجحَدوا، لَم يَكفُروا.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۳۸۸ ح</span><span dir="rtl">۱9 عن زرارة، المحاسن: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۳۴۰ ح</span><span dir="rtl">۷۰۰ عن الإمام الباقر علیهالسلام، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۲۰ ح</span><span dir="rtl">۳۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="145" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام: اگر بندگان، زمانى كه نمى</span><span dir="rtl">دانستند، درنگ مى</span><span dir="rtl">كردند و به انكار بر نمى</span><span dir="rtl">خاستند، كافر نمى</span><span dir="rtl">شدند.</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl"> | <ol start="146" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">الكافي عن هاشم بن سالم: قُلتُ لِأَبي عَبدِاللهِ علیهالسلام: ما حَقُّ اللهِ عَلیٰ خَلقِهِ؟ فَقالَ: أن يَقولوا ما يَعلَمونَ، و يَكُفّوا عَمّا لا يَعلَمونَ، فَإِذا فَعَلوا ذٰلِكَ فَقَد أدَّوا إلَى اللهِ حَقَّهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۵۰ ح</span><span dir="rtl">۱۲، المحاسن: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۳۲۴ ح</span><span dir="rtl">۶۵۱، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۱۸ ح</span><span dir="rtl">۲۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="146" style="list-style-type: decimal;"> | <ol start="146" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><p><span dir="rtl"> | <li><span dir="rtl">الكافى - به نقل از هشام بن سالم -: به امام صادق علیهالسلام گفتم: حقّ خداوند بر بندگان چيست؟ فرمود: «آنچه را كه می</span><span dir="rtl">دانند، بر زبان آورند و از آنچه نمى</span><span dir="rtl">دانند، باز ايستند. اگر چنين كنند، حقّ خداوند را ادا كرده</span><span dir="rtl">اند».</span></li></ol> | ||
< | |||
< | |||
< | |||
< | <ol start="147" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">الإمام الرضا علیهالسلام - فِي القَومِ الَّذينَ وصَفَهُم عَبدُ اللهِ بنُ جُندَبٍ بِأَنَّهُم كانوا لَهُ إِخواناً، ثُمَّ صارُوا مِن أهلِ الخِلافِ -: إنَّ هٰؤُلاءِ القَومَ سَنَحَ لَهُم شَيطانٌ اغتَرَّهُم بِالشُّبهَةِ، و لَبَّسَ عَلَيهِم أمرَ دينِهِم...، و أَرادُوا الهُدیٰ مِن تِلقاءِ أنفُسِهِم فَقالوا: لِمَ، و مَن، و كَيفَ؟ فَأَتاهُمُ الهُلكُ مِن مَأمَنِ احتِياطِهِم، و ذٰلِكَ بِما كَسَبَت أيديهِم، و ما رَبُّكَ بِظَلّامٍ لِلعَبيدِ. و لَم يَكُن ذٰلِكَ لَهُم و لا عَلَيهِم، بَل كانَ الفَرضُ عَلَيهِم وَالواجِبُ لَهُم مِن ذٰلِكَ الوُقوفَ عِندَ التَّحَيُّرِ، و رَدَّ ما جَهِلوهُ مِن ذٰلِكَ إلیٰ عالِمِهِ و مُستَنبِطِهِ؛ لِأَنَّ اللهَ يَقولُ في مُحكَمِ كِتابِهِ: (وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى ٱلرَّسُولِ وَ إِلی أُوْلِى ٱلَامْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ ٱلَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ)</span><ref><p><span dir="rtl">النساء: ۸۳.</span></p></ref><span dir="rtl">؛ يَعني آلَ مُحَمَّدٍ، و هُمُ الَّذينَ يَستَنبِطونَ مِن القُرآنَ، و يَعرِفونَ الحَلالَ وَ الحَرامَ، و هُمُ الحُجَّةُ لِلهِ عَلیٰ خَلقِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">تفسير العيّاشي: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۴۲۲ ح</span><span dir="rtl">۱۰۵۰ عن عبد اللّٰه</span> <span dir="rtl">بن جندب، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۲۳ ص</span><span dir="rtl">۲9۶ ح</span><span dir="rtl">۳۶.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="147" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام رضا علیهالسلام - در بارۀ کسانی كه به گفتۀ عبد اللَّه بن جُندَب شيعه بودند و سپس به مخالفان پيوستند -: شیطان بر اینان وارد شد و با شبهه، فریبشان داد و کار دینشان را بر آنان مشتبه ساخت... آنان در پی هدایت [من درآوردی] از پیش خودشان بودند و به همین خاطر، از چرایی و کیستی و چگونگی می</span><span dir="rtl">پرسیدند. پس هلاکتشان از همان جای امن احتیاطشان آمد و این به دلیل دستاوردهای گناه</span><span dir="rtl">آلود خودشان بود؛ چرا که خداوند به بندگانش ستم نمی</span><span dir="rtl">کند. هدایت</span><span dir="rtl">جوییِ این گونه، نه حقّشان بود و نه بر عهده</span><span dir="rtl">شان؛ بلکه وظيفۀ واجب آنان در اين باره، آن بود كه هنگام سرگردانى، درنگ كنند و آنچه را نمى</span><span dir="rtl">دانستند، به داناى آن و استنباط كننده</span><span dir="rtl">اش ارجاع دهند؛ چرا كه خداوند در كتاب استوارش مى</span><span dir="rtl">فرمايد: (اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود ارجاع دهند، قطعاً از ميان آنان، كسانى</span> <span dir="rtl">هستند كه [مى</span><span dir="rtl">توانند درست و نادرستِ] آن را در يابند). مقصود، خاندان محمّد صلی الله علیه و آله است. اينان</span> <span dir="rtl">اند كسانى كه از قرآن، استنباط مى</span><span dir="rtl">كنند و حلال و حرام را مى</span><span dir="rtl">شناسند. اينان، حجّت خدا بر خلق اويند.</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">راجع: میزان الحکمة: ج۵ ص۴۶ صلی الله علیه و آله (الشبهة / وجوب الوقوف عند الشبهة).</span> | |||
<span dir="rtl">ر. ک: میزان الحکمة: ج۵ ص۴۶۹ (شبهه / وجوب درنگ در هنگام پیش آمدن شبهه).</span> | |||
<span id="ج---الاعتراف-بالجهل"></span> | |||
==== <span dir="rtl">ج - الاعتِرافُ بِالجَهلِ</span> ==== | |||
<span dir="rtl">ج - اعتراف به ناآگاهی</span> | |||
<ol start="148" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: اِعلَم أنَّ الرَّاسِخينَ فِي العِلمِ: هُمُ الَّذينَ أغناهُم عَنِ اقتِحامِ السُّدَدِ المَضروبَةِ دونَ الغُيوبِ، الإِقرارُ بِجُملَةِ ما جَهِلوا تَفسيرَهُ مِنَ الغَيبِ المَحجُوبِ، فَمَدَحَ اللهُ تَعالَى اعتِرافَهُم بِالعَجزِ عَن تَناوُلِ ما لَم يُحيطوا بِهِ عِلماً، و سَمّیٰ تَركَهُمُ التَّعَمُّقَ في ما لَم يُكَلِّفهُمُ البَحثَ عَن كُنهِهِ رُسوخاً.</span><ref><p><span dir="rtl">نهج البلاغة: الخطبة9۱، التوحيد: ص</span><span dir="rtl">۵۵ ح</span><span dir="rtl">۱۳، تفسير العيّاشي: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲9۳ ح</span><span dir="rtl">۶۴۵ کلاهما عن الإمام الصادق علیهالسلام نحوه، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۵۷ ص</span><span dir="rtl">۱۰۷ ح9۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="148" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: بدان كه استواران در علم، كسانى هستند كه اقرار به همۀ آنچه در پس پردۀ غيب است و تفسيرش را نمى</span><span dir="rtl">دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهاى غيب وارد شوند، بى</span><span dir="rtl">نياز كرده است. پس، خداوند بزرگ، اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آنچه در حيطۀ دانششان نيست، ستود و خوددارى آنان را از غور كردن در آنچه به بحث و جستجو از كُنه آن مكلّف نشده</span><span dir="rtl">اند، استوارى در علم ناميد.</span></li></ol> | |||
<ol start="149" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: غايَةُ العَقلِ الاِعتِرافُ بِالجَهلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۳۷۴ ح</span><span dir="rtl">۶۳۷۵، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۴۸ ح</span><span dir="rtl">۵9۰۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="149" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نهايتِ خردمندى، اعتراف به ناآگاهى است.</span></li></ol> | |||
<ol start="150" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: لا يَستَحيِي الجاهِلُ إذا سُئِلَ عَمّا لا يَعلَمُ أن يَقولَ: لا أعلَمُ.</span><ref><p><span dir="rtl">عيون أخبار الرضا علیهالسلام: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۴۴ ح</span><span dir="rtl">۱۵۵، الخصال: ص۳۱۵ ح9۵، صحیفة الإمام الرضا علیهالسلام: ص۸۱ ح۱۷۷ کلاهما نحوه و كلّها عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا علیهالسلام، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۶9 ص</span><span dir="rtl">۳۷۶ ح</span><span dir="rtl">۲۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="150" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام علی علیهالسلام: اگر سؤالى از جاهل شد در بارۀ چیزی كه نمى</span><span dir="rtl">داند، از اين كه بگويد «نمى</span><span dir="rtl">دانم»، خجالت نكشد.</span></li></ol> | |||
<ol start="151" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام زين العابدين علیهالسلام - فِي الدُّعاءِ -: سَيِّدي أنَا الصَّغيرُ الَّذي رَبَّيتَهُ، و أنَا الجاهِلُ</span> <span dir="rtl">الَّذي عَلَّمتَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">مصباح المتهجّد: ص</span><span dir="rtl">۵۸9 ح</span><span dir="rtl">۶9۱ عن أبي حمزة الثمالي، الإقبال: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۱۶۵، المصباح للكفعمي: ص</span><span dir="rtl">۷۸۸، بحار الأنوار: ج9۸ ص</span><span dir="rtl">۸۷ ح</span><span dir="rtl">۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="151" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام زين العابدين علیهالسلام - در دعا -: سَرورم! منم آن كوچكى كه تربيتش كردى. منم آن ناآگاهى كه علمش آموختى.</span></li></ol> | |||
<ol start="152" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الباقر علیهالسلام: ما عَلِمتُم فَقولوا، و ما لَم تَعلَموا فَقولوا: اللهُ أعلَمُ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۴۲ ح</span><span dir="rtl">۴ عن زياد بن أبي رجاء، المحاسن: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۳۲۷ ح</span><span dir="rtl">۶۶۰، تفسیر العیّاشي: ج۱ ص9۵ ح۶۶، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۱9 ح</span><span dir="rtl">۲۵.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="152" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام باقر علیهالسلام: آنچه را که می</span><span dir="rtl">دانيد، بگوييد و آنچه را که نمى</span><span dir="rtl">دانيد، بگوييد: «خداوند، داناتر است».</span></li></ol> | |||
<span id="ما-یحرم-علی-الجاهل"></span> | <span id="ما-یحرم-علی-الجاهل"></span> | ||
=== <span dir="rtl"> | === <span dir="rtl">۵ / ۲: ما یَحرُمُ عَلَی الجاه</span><span dir="rtl">ِلِ</span> === | ||
<span dir="rtl">۵ / ۲</span><span dir="rtl">: آنچه بر جاهل (ناآگاه)، حرام است</span> | |||
<span id="أ---الإنكار"></span> | |||
==== <span dir="rtl">أ - الإِنكارُ</span> ==== | |||
<span dir="rtl">الف - انکار کردن</span> | |||
<span dir="rtl">الكتاب</span> | <span dir="rtl">الكتاب</span> | ||
<span dir="rtl">(بَلْ | <span dir="rtl">قرآن</span> | ||
<span dir="rtl">(بَلْ كَذَّبُوا بِمَا لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ).</span><ref><span dir="rtl">يونس: ۳9.</span></ref> | |||
<span dir="rtl">(بلكه چيزى را دروغ شمردند كه به علمِ آن احاطه نداشتند و تفسیرش به آنان نرسیده بود. کسانی که پیش از آنان بودند نیز پیامبران را به همین گونه دروغگو شمردند. پس بنگر که عاقبت ستمکاران، چگونه بوده است).</span> | |||
<span dir="rtl">الحديث</span> | <span dir="rtl">الحديث</span> | ||
<ol start=" | <span dir="rtl">حدیث</span> | ||
<li | |||
<ol start="153" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام - في وَصِيَّتِهِ لاِبنِهِ الحَسَنِ علیهالسلام -: إنَّ الجاهِلَ مَن عَدَّ نَفسَهُ بِما جَهِلَ مِن مَعرِفَةِ العِلمِ عالِماً، و بِرَأيِهِ مُكتَفِياً، فَما يَزالُ لِلعُلَماءِ مُباعِداً، و عَلَيهِم زارِياً</span><ref><p><span dir="rtl">زَریٰ عليه زَرياً: عابَه و استهزأ به... و الزاري على الإنسان: هو الذي يُنكِر عليه و لا يعُدّه شيئاً (اُنظر: المصباح المنير: ص</span><span dir="rtl">۲۵۳ «زري»).</span></p></ref><span dir="rtl">، و لِمَن خالَفَهُ مُخَطِّئاً، و لِما لَم يَعرِف مِنَ الاُمورِ مُضَلِّلاً، فَإِذا وَرَدَ عَلَيهِ مِنَ الاُمورِ ما لَم يَعرِفهُ أنكَرَهُ و كَذَّبَ بِهِ، و قالَ بِجَهالَتِهِ: ما أعرِفُ هٰذا، و ما أراهُ كانَ، و ما أظُنُّ أن يَكونَ، و أَنّیٰ كانَ؟! و ذٰلِكَ لِثِقَتِهِ بِرَأيِهِ، و قِلَّةِ مَعرِفَتِهِ بِجَهالَتِهِ. فَما يَنفَكُّ بِما يَریٰ مِمّا يَلتَبِسُ عَلَيهِ رَأيُهُ مِمّا</span><ref><p><span dir="rtl">في بحار الأنوار: «فما ینفكّ ممّا یَریٰ في ما یلتبس علیه رأیه و ممّا...» و هو الأنسب.</span></p></ref> <span dir="rtl">لا يَعرِفُ لِلجَهلِ مُستَفيداً، و لِلحَقِّ مُنكِراً، و فِي الجَهالَةِ مُتَحَيِّراً، و عَن طَلَبِ العِلمِ مُستَكبِراً.</span><ref><p><span dir="rtl">تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۷۳، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۷ ص</span><span dir="rtl">۲۰۳ ح</span><span dir="rtl">۱ نقلاً عن كتاب الرسائل للكليني و فيه «و في اللجاجة متجرّياً» بدل «و في الجهالة متحيّراً».</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="153" style="list-style-type: decimal;"> | <ol start="153" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><p><span dir="rtl"> | <li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام - در سفارش به فرزندش حسن علیهالسلام -: به راستى كه نادان، كسى است كه خود را در آنچه نمى</span><span dir="rtl">داند، دانا بشمرد و به انديشه و رأى خويش، اكتفا ورزد، و هميشه از عالمان دورى گزيند و از آنان عیبجویی كند و آن را که با او مخالفت ورزد، خطاكار قلمداد كند و چیزهایی را که نمیشناسد، گم</span><span dir="rtl">راه کننده معرّفی نماید. پس هر زمان كه برای او چیزی مطرح شود كه آن را نمى</span><span dir="rtl">شناسد، انكار كند و دروغ شمرَد و از روى ناآگاهى بگويد: «اين را نمى</span><span dir="rtl">شناسم» و «فکر نكنم در گذشته وجود داشته» و «گمان نمی</span><span dir="rtl">کنم که در آينده محقّق گردد» و «کجا چنین چیزی است؟!». اين همه بر پايۀ اعتماد به انديشه و شناخت اندكش به ناآگاهى خويش است. چنین کسی به علّت مشتبه شدن کار [بر او]، از آنچه معتقد است، جدا نمیگردد و از آنچه میبیند، برای [برطرف کردن] جهل خود، بهره</span><span dir="rtl">ای نمیبرد، و منكر حقيقت میگردد و در نادانى خويش سرگردان میشود و از طلب دانش، سر باز میزند.</span></li></ol> | ||
< | |||
< | |||
< | <ol start="154" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: لَو حَدَّثتُكُم ما سَمِعتُ مِن فَمِ أبِي القاسِمِ صلی الله علیه و آله لَخَرَجتُم مِن عِندي و أنتُم تَقولونَ: إنَّ عَلِيّاً مِن أكذَبِ الكَذّابينَ و أفسَقِ الفاسِقينَ، قالَ تَعالیٰ: (بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ).</span><ref><p><span dir="rtl">ينابيع المودّة: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۲۰۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="154" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: اگر آنچه را از زبان پيامبر صلی الله علیه و آله شنيدم، برايتان بگويم، از نزد من خارج می</span><span dir="rtl">شويد، در حالى كه می</span><span dir="rtl">گوييد: به راستى كه على، دروغگوترينِ دروغگويان و بدكارترينِ بدكاران است. خداوند متعال فرمود: (بلكه دروغ شمردند آنچه را به علمش احاطه نداشتند).</span></li></ol> | |||
<span id="ب---الإخبار"></span> | |||
==== <span dir="rtl">ب - الإِخبارُ</span> ==== | |||
<span dir="rtl">ب - خبردادن</span> | |||
<ol start="155" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: لا خَيرَ فِي الصَّمتِ عَنِ الحُكمِ، كَما أنَّهُ لا خَيرَ فِي القَولِ بِالجَهلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۸ ص</span><span dir="rtl">۲۰ ح</span><span dir="rtl">۴ عن جابر الجعفي عن الإمام الباقر علیهالسلام، نهج البلاغة: الحكمة ۱۸۲، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۱ ص</span><span dir="rtl">۲9۱ ذيل ح</span><span dir="rtl">۶۲؛ أنساب الأشراف: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۳۵۸ عن الإمام الكاظم عن آبائه عنه علیهمالسلام.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="155" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: در نگفتن حكمت، خيرى نيست، چنان كه در سخن گفتن از روى ناآگاهى خيرى نيست.</span></li></ol> | |||
<ol start="156" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: لا تُخبِر بِما لَم تُحِط بِهِ عِلماً.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۲۶۵ ح</span><span dir="rtl">۱۰۱۷9، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۵۲۰ ح9۴۵۵.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="156" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: از آنچه احاطۀ علمى بِدان ندارى، خبر مده.</span></li></ol> | |||
<ol start="157" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: لا تَقولوا بِما لا تَعرِفونَ، فَإِنَّ أكثَرَ الحَقِّ في ما تُنكِرونَ.</span><ref><p><span dir="rtl">نهج البلاغة: الخطبة ۸۷، أعلام الدین: ص۱۲۸، غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۲۷۸ ح</span><span dir="rtl">۱۰۲۴۵، بحار الأنوار: ج۲ ص۵۶ ح۳۶.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="157" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: آنچه را نمى</span><span dir="rtl">شناسيد، بر زبان مرانيد؛ زيرا بيشترين حقيقت، در چيزى است كه انكار می</span><span dir="rtl">كنيد.</span></li></ol> | |||
<ol start="158" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام زين العابدين علیهالسلام: اللّٰهُمَّ إنّي أعوذُ بِكَ مِن... أن نَعضُدَ ظالِماً... أو نَقولَ فِي العِلمِ بِغَيرِ عِلمٍ.</span><ref><p><span dir="rtl">الصحيفة السجّادية: ص</span><span dir="rtl">۴۵ الدعاء۸؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۶ ص۱۸۵ عن الإمام عليّ علیهالسلام.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="158" style="list-style-type: decimal;"> | <ol start="158" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li | <li><span dir="rtl">امام زين العابدين علیهالسلام: بار خدايا! به تو پناه می</span><span dir="rtl">برم از اين كه... به ستمگرى يارى رسانم... يا در مسئلهای علمی، سخنى ندانسته بر زبان آورم.</span></li></ol> | ||
<li | |||
< | |||
< | |||
< | <ol start="159" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">الإمام الصادق علیهالسلام: إنَّ اللهَ خَصَّ عِبادَهُ بِآيَتَينِ مِن كِتابِهِ: ألّا يَقولوا حَتّیٰ يَعلَموا، و لا يَرُدّوا ما لَم يَعلَموا، و قالَ عزّ و جلّ: (ألَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِم مِّيثَـٰقُ ٱلْكِتَـٰبِ أن لَا يَقُولُواْ عَلَى ٱللهِ إلّا ٱلْحَقَّ)</span><ref><p><span dir="rtl">الأعراف: ۱۶9.</span></p></ref><span dir="rtl">، و قالَ: (بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَاْتِهِمْ تَاْوِيلُهُ).</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۴۳ ح</span><span dir="rtl">۸ عن أبي يعقوب بن إسحاق بن عبد اللّٰه، الأمالي للصدوق: ص</span><span dir="rtl">۵۰۶ ح</span><span dir="rtl">۷۰۲ و فيه «عيّر» بدل «خصّ»، تفسير العيّاشي: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۲۷۸ ح</span><span dir="rtl">۱9۵۷ نحوه، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۱۳ ح</span><span dir="rtl">۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="159" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام: خداوند، بندگانش را به دو آيه از كتابش اختصاص داده است: اين كه تا ندانند، نگويند، و ندانسته چیزی را انکار نکنند، و خداوند عزّ و جلّ فرمود: (آيا از آنان، پيمان كتاب [آسمانى] گرفته نشده كه جز به حق، در بارۀ خدا سخن نگويند) و فرمود: (بلكه دروغ شمردند آنچه را به علمش احاطه پيدا نكردند و تأويلش به آنان نرسيد).</span></li></ol> | |||
<span id="ج---الإفتاء"></span> | |||
==== <span dir="rtl">ج - الإِفتاءُ</span> ==== | |||
<span dir="rtl">ج - فتوا دادن</span> | |||
<span | <ol start="160" style="list-style-type: decimal;"> | ||
=== <span dir="rtl"> | <li><span dir="rtl">رسول اللّه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: مَن أفتَى النّاسَ بِغَيرِ عِلمٍ، كانَ ما يُفسِدُهُ مِنَ الدّينِ أكثَرَ مِمّا يُصلِحُهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">عوالي اللآلي: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۶۵ ح</span><span dir="rtl">۲۲، مسند الرضا علیهالسلام: ص۷9، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۲۱ ح</span><span dir="rtl">۳۵.</span></p></ref></li></ol> | ||
<ol start="160" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: آن كه ندانسته به مردم فتوا دهد، آنچه را از دين تباه می</span><span dir="rtl">كند، بيش از آن است كه اصلاح می</span><span dir="rtl">كند.</span></li></ol> | |||
<ol start="161" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه صلی الله علیه و آله: مَن أفتَى النّاسَ بِغَيرِ عِلمٍ، و هُوَ لا يَعلَمُ النّاسِخَ مِنَ المَنسوخِ وَ المُحكَمَ مِنَ المُتَشابِهِ، فَقَد هَلَكَ و أَهلَكَ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۴۳ ح9، المحاسن: ج۱ ص۳۲۶ ح۶۵9، الأمالي للصدوق: ص۵۰۷ ح۷۰۳ کلاهما نحوه و کلّها عن ابن شرمة عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه علیهمالسلام، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۲۱ ح</span><span dir="rtl">۳۶.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="161" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: آن كه ندانسته به مردم فتوا دهد، در حالى كه ناسخ و منسوخ، و محكم و متشابه را نمى</span><span dir="rtl">داند، هلاک می</span><span dir="rtl">شود و هلاک می</span><span dir="rtl">گرداند.</span></li></ol> | |||
<ol start="162" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه صلی الله علیه و آله: مَن أفتَى النّاسَ بِغَيرِ عِلمٍ لَعَنَتهُ مَلائِكَةُ السَّماواتِ وَ الأَرضِ.</span><ref><p><span dir="rtl">عيون أخبار الرضا علیهالسلام: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۴۶ ح</span><span dir="rtl">۱۷۳ عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه علیهمالسلام، المحاسن: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۳۲۵ ح</span><span dir="rtl">۶۵۷ عن الإمام الصادق عن أبيه علیهمالسلام عنه صلّی الله علیه و آله، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۱۶ ح</span><span dir="rtl">۱۲؛ تاريخ دمشق: ج</span><span dir="rtl">۵۲ ص</span><span dir="rtl">۲۰ ح</span><span dir="rtl">۱۰9 ۱۴ عن الإمام الرضا عن آبائه علیهمالسلام عنه صلّی الله علیه و آله و ليس فيه «الناس».</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="162" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر كه ندانسته براى مردم فتوا دهد، فرشتگان آسمان</span><span dir="rtl">ها و زمين، او را نفرين مى</span><span dir="rtl">كنند.</span></li></ol> | |||
<ol start="163" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه صلی الله علیه و آله:مَن أُفتِيَ بِفُتيا غَيرَ ثَبتٍ فَإِنَّما إثمُهُ عَلیٰ مَن أفتاهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">سنن ابن ماجة: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۰ ح</span><span dir="rtl">۵۳ عن أبي هريرة؛ منية المريد: ص</span><span dir="rtl">۲۸۱ نحوه.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="163" style="list-style-type: decimal;"> | <ol start="163" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><p><span dir="rtl"> | <li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: آن كه فتوايى تحقيق نشده به وى داده شود، همانا گناهش بر كسى است كه فتوا داده است.</span></li></ol> | ||
< | |||
< | |||
<ol start="164" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الباقر علیهالسلام: مَن أفتَى النّاسَ بِغَيرِ عِلمٍ و لا هُدىً مِنَ اللهِ لَعَنَتهُ مَلائِكَةُ الرَّحمَةِ و مَلائِكَةُ العَذابِ، و لَحِقَهُ وِزرُ مَن عَمِلَ بِفُتياهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۷ ص</span><span dir="rtl">۴۰9 ح</span><span dir="rtl">۲ عن أبي عبيدة، تهذیب الأحکام: ج۶ ص۲۲۳ ح۵۳۱، المحاسن: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۳۲۶ ح</span><span dir="rtl">۶۵۸، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۲ ص۱۱۸ ح۲۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="164" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام باقر علیهالسلام: آن كه به مردم از روى ناآگاهى و بدون هدايتى الهى فتوا دهد، فرشتگان رحمت و فرشتگان عذاب، او را نفرين می</span><span dir="rtl">كنند و عقوبت كسانى كه بِدان فتوا عمل كنند، به او می</span><span dir="rtl">رسد.</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">راجع: هذه الموسوعة: (الافتراء / الافتراء علی الله).</span> | |||
<span dir="rtl">ر. ک: همین دانشنامه: (اِفترا / دروغ بستن به خدا).</span> | |||
<span id="د---ما-رفع-عن-الجاهل"></span> | |||
==== <span dir="rtl">د - ما رُفِعَ عَن الجاهِلِ</span> ==== | |||
<span dir="rtl">د - آنچه از گردن جاهل (ناآگاه) برداشته شده</span> | |||
<ol start="165" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">رسول اللّه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: رُفِعَ عَن أُمَّتي تِسعَةٌ: الخَطَأُ، وَ النِّسيانُ، و ما اُكرِهُوا عَلَيهِ، و ما لا يَعلَمونَ.…</span><ref><p><span dir="rtl">الخصال: ص</span><span dir="rtl">۴۱۷ ح9 عن حريز بن عبد اللّٰه</span> <span dir="rtl">عن الإمام الصادق علیهالسلام، الكافي: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۴۶۳ ح</span><span dir="rtl">۲ عن الإمام الصادق علیهالسلام عنه صلّی الله علیه و آله، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۵9 ح</span><span dir="rtl">۱۳۲ کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۳۰۳ ح</span><span dir="rtl">۱۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="165" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: [مسئوليت] نُه چيز، از امّت من برداشته شده است: خطا، فراموشى، آنچه بِدان مجبور شوند، آنچه ندانند.…</span></li></ol> | |||
<ol start="166" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الصادق علیهالسلام: رَفَعَ اللهُ عَن هٰذِهِ الأُمَّةِ أربَعاً: ما لا يَستَطيعونَ، و مَا استُكرِهوا عَلَيهِ، و ما نَسوا، و ما جَهِلوا حَتّیٰ يَعلَموا.</span><ref><p><span dir="rtl">دعائم الإسلام: ج</span><span dir="rtl">۲ ص9۵ ح</span><span dir="rtl">۲99.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="166" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام: خداوند، چهار چیز را از این امّت برداشته است: آنچه را نمی</span><span dir="rtl">توانند، آنچه را به آن وادار می</span><span dir="rtl">شوند، آنچه را فراموش می</span><span dir="rtl">کنند، و آنچه را نمی</span><span dir="rtl">دانند تا آن گاه که بدانند.</span></li></ol> | |||
<ol start="167" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام - في حَديثٍ لَهُ عَنِ الحَجِّ -: أيُّ رَجُلٍ رَكِبَ أمراً بِجَهالَةٍ فَلا شَيءَ عَلَيهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">تهذيب الأحكام: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۷۳ ح</span><span dir="rtl">۲۳9، عن عبد الصمد بن بشير.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="167" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام - در حدیثی در بارۀ حج -: هر کس کاری ناآگاهانه از او سر بزند، چیزی بر گردنش نیست.</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">راجع: هذه الموسوعة: (الرُّخصَة).</span> | |||
<span dir="rtl">ر. ک: همین دانشنامه: مَدخل (رُخصت).</span> | |||
===== <span dir="rtl">توضیح</span> ===== | |||
<span dir="rtl">بخشی از راه</span><span dir="rtl">کار دین برای سعادتمند کردن مردمان، وضع احکام و پافشاری بر اجرای صحیح آنهاست. بر این پایه، نیاز است که مردم از این احکام آگاهی بیابند و سپس آنها را به عمل در آورند. در واقع، این وظیفۀ همۀ گروندگان به یک آیین است که برنامهها و دستورهای آن را بگیرند و آنها را به گونۀ درست اجرا نمایند. برخی آیات شریف قرآن کریم و روایات متعدّدی از پیامبر و ائمّه: نیز آدمیان را به دانستن و پرسیدن و جستجوی معارف و احکام دینی ترغیب کرده و هیچ انسانِ قادر به آموختن را از این وظیفۀ دینی استثنا ننموده است.</span><ref><span dir="rtl">برای دیدن آیات و روایات این موضوع، ر.ک: ص۵۳ (فصل پنجم: وظایف جاهل «ناآگاه» / آنچه بر جاهل «ناآگاه» واجب است / آموختن).</span></ref> | |||
<span dir="rtl">در این میان و به دلیل برخی محدویت</span><span dir="rtl">های بشری، مانند زمانبر بودن آموختن، دوری مسافت، در دسترس نبودن عالمان در همۀ زمان</span><span dir="rtl">ها و مکان</span><span dir="rtl">ها و یا اشتغال فرد به اموری پیش</span><span dir="rtl">بینی نشده ولی لازم و حیاتی، زدودن جهل میسّر نیست. روشن است که چنین شخصی به اختیار و انتخاب خود، یا از سر کاهلی و بی</span><span dir="rtl">اعتنایی به دین، جاهل و بی اطّلاع از احکام دین نمانده است. با این حال، او وظیفه دارد در نخستین زمان ممکن، به آموختن دین، روی بیاورد و جهلش را بزداید. با این همه، او فقط تا زمانی که عذری مقبول نزد شارع مقدّس دارد، در عمل نکردن به تکلیف خویش یا انجام دادن نادرست آن، معذور خواهد بود. چنین فردی «جاهل قاصر» (و نه مقصّر) خوانده می</span><span dir="rtl">شود و به دلیل بی</span><span dir="rtl">تقصیر بودن و غیر اختیاری بودن جهلش، کیفر نمی</span><span dir="rtl">شود.</span><ref><span dir="rtl">ر.ک: رسائل الشریف المرتضی: ج۲ ص۳۷۰ مسئله ۲۲، النور الساطع فی الفقه النافع: ص۹ - ۳۳ (معذورية الجاهل).</span></ref> <span dir="rtl">روایات اخیر ناظر به چنین فردی و چنین استثنایی هستند.</span> | |||
<span dir="rtl">افزون بر این، روایات یاد شده می</span><span dir="rtl">توانند جهل به موضوع را نیز در بر بگیرند. توضیح کوتاه، این که: فقیهان، میان جهل به حکم و جهل به موضوع، فرق نهاده</span><span dir="rtl">اند. ما مکلّف به دانستن احکام هستیم و مثلاً لازم است حکم طهارت و نجاست اشیاء و حرمت و حلّیت خوراکی</span><span dir="rtl">ها را بدانیم؛ ولی لزومی ندارد که تحقیق کنیم فلان چیز، نجس شده یا هنوز پاک مانده است، یا فلان گوسفند را قصّاب مسلمان به درستی ذبح کرده است یا نه. در این گونه موارد - که وضعیت موضوع حکم شرعی نامعلوم است -، فقیهان، برخی قواعد را از روایات استخراج کرده</span><span dir="rtl">اند که دستۀ بزرگی از جاهلان را معذور می</span><span dir="rtl">شمارد. نمونه</span><span dir="rtl">های متعدّدی را می</span><span dir="rtl">توان در: ازدواج با زنان مطلّقه، صید حیوان در حالت احرام، استفاده از آب برای شرب یا وضو و از این قبیل ارائه داد که تفصیل آنها در کتاب</span><span dir="rtl">های فقهی آمده است.</span><ref><span dir="rtl">ر.ک: الحدائق الناضرة: ج۱ ص۱۳۴، عوائد الأیّام: ص۲۴۷، عائدة ۲۵ (فی بيان حكم الخاطئ و الجاهل فی الحكم و الموضوع)، المکاسب، شیخ انصاری: ج۴ ص۳۳۸، هدایة المسترشدین: ج۳ ص۷۱۳ - ۷۲۲ (الجاهل بالحکم و الموضوع).</span></ref> | |||
<span id="الفصل-السادس-مواجهة-الجاهل"></span> | <span id="الفصل-السادس-مواجهة-الجاهل"></span> | ||
== <span dir="rtl">الفَصلُ السّادِسُ: مُواجَهَةُ الجَاهِلِ</span> == | == <span dir="rtl">الفَصلُ السّادِسُ: مُواجَهَةُ الجَاهِلِ</span> == | ||
<ol start=" | <span dir="rtl">فصل ششم</span><span dir="rtl">: رفتار با جاهل (ناآگاه)</span> | ||
<li | |||
< | <ol start="168" style="list-style-type: decimal;"> | ||
< | <li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام - في وَصِيَّتِهِ لِزِيادِ بنِ النَّضِرِ حينَ أنفَذَهُ عَلیٰ مُقَدِّمَتِهِ إلیٰ صِفّينَ -: تَعَلَّم مِن عالِمِهِم، و عَلِّم جاهِلَهُم، وَ احلُم عَن سَفيهِهِم؛ فَإِنَّكَ إنَّما تُدرِكُ الخَيرَ بِالعِلمِ و كَفِّ الأَذی وَ الجَهلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۱9۱، وقعة صفّين: ص</span><span dir="rtl">۱۲۲ و فيه «بالحلم» بدل «بالعلم»، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۳۲ ص</span><span dir="rtl">۴۱۰ ذيل ح</span><span dir="rtl">۳۶9؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۱9۱ و فيه «بالحلم» بدل «بالعلم».</span></p></ref></li></ol> | ||
< | |||
< | |||
< | <ol start="168" style="list-style-type: decimal;"> | ||
< | <li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام - خطاب به زياد بن نضر، آن گاه كه او را پيشاپيش سپاه خود، به صفّين اعزام كرد -: از دانايشان دانش بياموز، به جاهلشان دانش بياموزان و با نابخردشان بردبارى كن؛ همانا خير را با دانش و پرهيز از آزار و از ناآگاهى، به دست می</span><span dir="rtl">آورى.</span></li></ol> | ||
<ol start="169" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام - في مَوعِظَتِهِ لِهَمّامٍ -: يا هَمّامُ، المُؤمِنُ هُوَ الكَيِّسُ الفَطِنُ... مُعَلِّمٌ لِلجاهِلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۲۲۶ و ۲۲9 ح</span><span dir="rtl">۱، أعلام الدين: ص</span><span dir="rtl">۱۱۶ كلاهما عن عبد اللّٰه</span> <span dir="rtl">بن يونس عن الإمام الصادق علیهالسلام، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۶۷ ص۳۶۶ ح</span><span dir="rtl">۷۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="169" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام - در اندرز خود به همّام -:</span> <span dir="rtl">اى همّام! مؤمن، زيرک و تيزهوش... و ياد دهنده به ناآگاه است.</span></li></ol> | |||
<ol start="170" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الصادق علیهالسلام: قَرَأتُ في كِتابِ عَلِيٍّ علیهالسلام: إنَّ اللهَ لَم يَأخُذ عَلَى الجُهّالِ عَهداً بِطَلَبِ العِلمِ، حَتّیٰ أخَذَ عَلَى العُلَماءِ عَهداً بِبَذلِ العِلمِ لِلجُهّالِ؛ لِأَنَّ العِلمَ كانَ قَبلَ الجَهلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۴۱ ح</span><span dir="rtl">۱ عن طلحة بن زيد، الأمالي للمفيد: ص</span><span dir="rtl">۶۶ ح</span><span dir="rtl">۱۲ عن الإمام عليّ علیهالسلام نحوه، منية المريد: ص</span><span dir="rtl">۱۸۵، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۶۷ ح</span><span dir="rtl">۱۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="170" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام: در كتاب على علیهالسلام خواندم كه خداوند از ناآگاهان، پيمان بر طلب علم نگرفت، مگر اين كه پيش</span><span dir="rtl">تر، از دانايان، پيمان گرفت كه به ناآگاهان علم بخشند؛ زيرا علم، بر جهل، مقدّم بوده است.</span></li></ol> | |||
<ol start="171" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الرِّجالُ أربَعَةٌ: رَجُلٌ يَعلَمُ و يَعلَمُ أنَّهُ يَعلَمُ فَذاكَ عالِمٌ فَتَعَلَّموا مِنهُ، و رَجُلٌ يَعلَمُ و لا يَعلَمُ أنَّهُ يَعلَمُ فَذاكَ نائِمٌ فَأَنبِهوهُ، و رَجُلٌ لا يَعلَمُ و يَعلَمُ أنَّهُ لا يَعلَمُ فَذاكَ جاهِلٌ فَعَلِّموهُ، و رَجُلٌ لا يَعلَمُ و لا يَعلَمُ أنَّهُ لا يَعلَمُ فَذاكَ أحمَقٌ فَاجتَنِبوهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">أخبار الحمقى و المغفّلين: ص۴۶؛ معدن الجواهر: ص۱۳۰ ح۱۶۴ عن الإمام عليّ علیهالسلام، عوالي اللآلي: ج۴ ص۷9 ح۷۴ عن بعضهم و کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۱ ص۱9۵ ح۱۵.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="171" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام: انسانها چهار دسته اند: شخصى كه مىداند و مىداند كه مىداند. او عالِم است. از او بياموزيد؛ شخصى كه مىداند و نمىداند كه مىداند. اين شخص، خواب است. بيدارش كنيد؛ شخصى كه نمىداند و مىداند كه نمىداند. او ناآگاه است. تعليمش دهيد؛ شخصى كه نمىداند و نمىداند كه نمىداند. او احمق است. از او دورى كنيد.</span></li></ol> | |||
<ol start="172" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الكاظم علیهالسلام - لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ -: يا هِشامُ، تَعَلَّم مِنَ العِلمِ ما جَهِلتَ، و عَلِّمِ الجاهِلَ مِمّا عُلِّمتَ. عَظِّمِ العالِمَ لِعِلمِهِ و دَع مُنازَعَتَهُ، و صَغِّرِ الجاهِلَ لِجَهلِهِ، و لا تَطرُدهُ، و لٰكِن قَرِّبهُ و عَلِّمهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۳9۴ و ۵۰۲ عن عيسیٰ علیهالسلام نحوه، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۱۴۸ ح</span><span dir="rtl">۳۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="172" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام كاظم علیهالسلام - خطاب به هشام بن حكم -:</span> <span dir="rtl">اى هشام! آنچه را نمى</span><span dir="rtl">دانى، بياموز؛ از آنچه آموختى، به ناآگاه بياموز؛ عالم را براى علمش بزرگ شمار و با او بگومگو نکن، و ناآگاه را براى ناآگاهى</span><span dir="rtl">اش كوچک شمار؛ امّا او را طرد مكن؛ بلكه او را به خود، نزديک ساز و آموزش ده.</span></li></ol> | |||
<ol start="173" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عيسى علیهالسلام: طوبیٰ لِمَن تَعَلَّمَ مِنَ العُلَماءِ ما جَهِلَ، و عَلَّمَ الجاهِلَ مِمّا عُلِّمَ. طوبیٰ لِمَن عَظَّمَ العُلَماءَ لِعِلمِهِم و تَرَكَ مُنازَعَتَهُم، و صَغَّرَ الجُهّالَ لِجَهلِهِم، و لا يَطرُدُهُم و لٰكِن يُقَرِّبُهُم وَ يُعَلِّمُهُم.</span><ref><p><span dir="rtl">تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۵۱۲، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱۴ ص</span><span dir="rtl">۳۱۷ ح</span><span dir="rtl">۱۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="173" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عيسى علیهالسلام: خوشا به حال كسى كه آنچه را نمى</span><span dir="rtl">داند، از دانايان بياموزد و آنچه را می</span><span dir="rtl">داند، به ناآگاهان آموزش دهد! خوشا به حال كسى كه علما را به خاطر علمشان احترام نهد و از ستيزه کردن با آنان دست بردارد و ناآگاهان را به سبب ناآگاهيشان خُرد شمارد، اما آنان را طرد نكند، بلكه به خود نزديک كند و به آنان علم بياموزد.</span></li></ol> | |||
<ol start="174" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الرضا علیهالسلام - في كِتابِهِ إلی مُحَمَّدِ بنِ سِنانٍ -: حَرَّمَ اللهُ عزّ و جلّ التَّعَرُّبَ بَعدَ الهِجرَةِ؛ لِلرُّجوعِ عَنِ الدّينِ، و تَركِ المُؤازَرَةِ لِلأَنبِياءِ وَ الحُجَجِ:، و ما في ذٰلِكَ مِنَ الفَسادِ و إبطالِ حَقِّ كُلِّ ذي حَقٍّ - لا لِعِلَّةِ سُكنَى البَدوِ؛ و لِذٰلِكَ لَو عَرَفَ الرَّجُلُ الدّينَ كامِلاً لَم يَجُز لَهُ مُساكَنَةُ أهلِ الجَهلِ -، وَ الخَوفِ عَلَيهِ؛ لِأَنَّهُ لا يُؤمَنُ أن يَقَعَ مِنهُ تَركُ العِلمِ وَ الدُّخولُ مَعَ أهلِ الجَهلِ وَ التَّمادي في ذٰلِكَ.</span><ref><p><span dir="rtl">كتاب من لا يحضره الفقيه: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۵۶۶ ح</span><span dir="rtl">۴9۳۴، عيون أخبار الرضا علیهالسلام: ج</span><span dir="rtl">۲ ص9۲ ح</span><span dir="rtl">۱، علل الشرائع: ص</span><span dir="rtl">۴۸۱ ح</span><span dir="rtl">۱، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷9 ص9 ح</span><span dir="rtl">۱۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="174" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام رضا علیهالسلام - در نامۀ خود به محمّد بن سنان -: خداوند عزّ و جلّ تعرّب (باديه</span><span dir="rtl">نشينى) پس از هجرت را حرام كرد تا كسى از دين بر نگردد و از كمک كردن به پيامبران و پيشوايان، رها نشود و [نيز] براى آن كه اين، سبب تباهى و از ميان رفتن حقوق صاحبان حق است، نه از آن رو كه باديه</span><span dir="rtl">نشينى، نارواست؛ بلکه بدين جهت که اگر كسى دين را به كمال بشناسد، روا نيست كه در ميان ناآگاهان، سُكنا گزيند. دليل اين نگرانى، آن است كه او مصون از آن نيست كه دانش را رها كند و در جرگۀ ناآگاهان قرار گيرد و در اين راه، پيش رود.</span></li></ol> | |||
<span id="المبحث-الثاني-الجهل-المضاد-للعقل"></span> | |||
= <span dir="rtl">المبحث الثاني:</span> <span dir="rtl">الجَهلُ المُضادُّ لِلعَقلِ</span> = | |||
<span dir="rtl">مبحث دوم: جهل در مقابل عقل</span> | |||
<span id="الفصل-الأول-تبیین-الجهالة"></span> | <span id="الفصل-الأول-تبیین-الجهالة"></span> | ||
== <span dir="rtl">الفَصلُ الأَوَّل: تَبیینُ الجَهالَةِ</span> == | == <span dir="rtl">الفَصلُ الأَوَّل: تَبیینُ الجَهالَةِ</span> == | ||
<span dir="rtl">فصل یکم</span><span dir="rtl">: تبیین جهل (نابخردی)</span> | |||
<span id="الجهالة-و-علائمها"></span> | <span id="الجهالة-و-علائمها"></span> | ||
=== <span dir="rtl">۱ / ۱: الجَهالَةُ و عَلائِمُها</span> === | === <span dir="rtl">۱ / ۱: الجَهالَةُ و عَلائِمُها</span> === | ||
< | <span dir="rtl">۱ / ۱</span><span dir="rtl">: جهل (نابخردی) و نشانه</span><span dir="rtl">های آن</span> | ||
< | |||
<li | <ol start="175" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: الرُّكونُ إلَى الدُّنيا مَعَ ما تُعايِنُ مِنها جَهلٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">نهج البلاغة: الحكمة ۳۸۴، تنبیه الخواطر: ج۲ ص۲9۷، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۱ ص</span><span dir="rtl">۱9۰ ح</span><span dir="rtl">۵۶؛ مطالب السؤول: ج۱ ص</span><span dir="rtl">۲۳۶.</span></p></ref></li></ol> | |||
< | |||
<li | |||
< | |||
<ol start="175" style="list-style-type: decimal;"> | |||
< | <li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: دل بستن به دنيا، با وجود آن همه [دگرگونی</span><span dir="rtl">هایی] كه از آن می</span><span dir="rtl">بينى، نابخردى است.</span></li></ol> | ||
< | |||
< | <ol start="176" style="list-style-type: decimal;"> | ||
< | <li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: طاعَةُ الجَهولِ تَدُلُّ عَلَى الجَهلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۲۵۰ ح</span><span dir="rtl">۵9۸۸، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۱۸ ح</span><span dir="rtl">۵۵۴۸ و فيه «الجاهل» بدل «الجهول».</span></p></ref></li></ol> | ||
< | |||
< | |||
< | <ol start="176" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li | <li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: فرمان بردن از نادان، نشانگر نابخردى است.</span></li></ol> | ||
< | |||
< | |||
<li>< | <ol start="177" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: طاعَةُ الجَهولِ و كَثرَةُ الفُضولِ تَدُلّانِ عَلَى الجَهلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۲۵۲ ح</span><span dir="rtl">۵99۸، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۱۸ ح</span><span dir="rtl">۵۵۳۶.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="177" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: پيروى از نادان و زياده</span><span dir="rtl">گویی فراوان، بر نابخردى دلالت دارد.</span></li></ol> | |||
<ol start="178" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مَن قَعَدَ بِهِ العَقلُ قامَ بِهِ الجَهلُ.</span><ref><p><span dir="rtl">المناقب لابن شهرآشوب: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۴9، الصراط المستقيم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۲۲، غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۳۵۰ ح</span><span dir="rtl">۸۷۰۱، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۴۰ ص</span><span dir="rtl">۱۶۴ ذيل ح</span><span dir="rtl">۵۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="178" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هر كه را خردورزى بنشاند، نابخردى، او را بر می</span><span dir="rtl">خيزاند.</span><ref><p><span dir="rtl">ممکن است مراد، این باشد: «کسی که برای عقل و قیام به فرمان</span><span dir="rtl">های او برنخیزد و بنشیند، برخیزانَد او را جهل از برای قیام به فرمان</span><span dir="rtl">های خود» (شرح آقا جمال خوانساری بر غرر الحکم: ج۵ ص۳۵۰ ذیل ح۸۷۰۱).</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="179" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: إنَّ الزُّهدَ فِي الجَهلِ بِقَدرِ الرَّغبَةِ فِي العَقلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۵۰۳ ح</span><span dir="rtl">۳۴۴۴، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۱۵۰ ح</span><span dir="rtl">۳۲9۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="179" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: به اندازۀ رغبت به خردورزی، بى</span><span dir="rtl">رغبتى به نابخردى حاصل میشود.</span></li></ol> | |||
<ol start="180" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: كَفیٰ بِالمَرءِ جَهلاً أن يُنكِرَ عَلَى النّاسِ ما يَأتي مِثلَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۵۸۴ ح</span><span dir="rtl">۷۰۷۳، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۸۶ ح</span><span dir="rtl">۶۵۲۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="180" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: در نابخردى شخص، همين بس كه كارى را كه خود انجام می</span><span dir="rtl">دهد، براى مردم، زشت شمارد.</span></li></ol> | |||
<ol start="181" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: كَفیٰ بِالمَرءِ جَهلاً أن يَرتَكِبَ ما نُهِيَ عَنهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">مطالب السؤول: ج۱ ص</span><span dir="rtl">۲۳۰؛ بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۸ ص</span><span dir="rtl">۸ ح</span><span dir="rtl">۶۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="181" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: براى نابخردى آدمى، همين بس كه آنچه را از آن نهى شده، انجام دهد.</span></li></ol> | |||
<ol start="182" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: لا تَرُدَّ عَلَى النّاسِ كُلَّ ما حَدَّثوكَ بِهِ، فَكَفیٰ بِذٰلِكَ جَهلاً.</span><ref><p><span dir="rtl">نهج البلاغة: الكتاب ۶9، غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۲۸۱ ح</span><span dir="rtl">۱۰۲۵۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۲۱ ح9۴۸۲ و فيهما «حمقاً» بدل «جهلاً»، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۶۰ ح9.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="182" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: همۀ آنچه را مردم به تو گفتند، انكار منما كه براى نابخردى، همين بس است.</span></li></ol> | |||
<ol start="183" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: كَفیٰ بِالمَرءِ جَهلاً أن يَرضیٰ عَن نَفسِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۵۷۸ ح</span><span dir="rtl">۷۰۴9، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۸۵ ح</span><span dir="rtl">۶۵۱۸.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="183" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: براى نابخردى آدمى، همين بس كه از خود، راضى باشد.</span></li></ol> | |||
<ol start="184" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: كَفیٰ بِالمَرءِ جَهلاً أن يَضحَكَ مِن غَيرِ عَجَبٍ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۵۷9 ح</span><span dir="rtl">۷۰۵۱، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۸۵ ح</span><span dir="rtl">۶۵۰۴ نحوه.</span></p></ref> <span dir="rtl"></span></li></ol> | |||
<ol start="184" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: در نابخردى انسان، همين بس كه بدون شگفتی بخندد.</span></li></ol> | |||
<ol start="185" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: إنَّ مِنَ الجَهلِ النَّومَ مِن غَيرِ سَهَرٍ.</span><ref><p><span dir="rtl">الجعفريّات: ص</span><span dir="rtl">۲۳۷ عن الإمام الكاظم عن آبائه علیهمالسلام.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="185" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: از نشانه</span><span dir="rtl">هاى نابخردى، خواب بدون شب</span><span dir="rtl">زنده</span><span dir="rtl">دارى است.</span></li></ol> | |||
<ol start="186" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: رَغبَتُكَ فِي المُستَحيلِ جَهلٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۸۴ ح</span><span dir="rtl">۵۳۸۴، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۲۶9 ح</span><span dir="rtl">۴9۵۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="186" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: آرزوى مُحال داشتن، از نابخردى است.</span></li></ol> | |||
<ol start="187" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: وُقوعُكَ في ما لا يَعنيكَ جَهلٌ مُضِلٌّ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۲۲۵ ح</span><span dir="rtl">۱۰۰۸۰، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۵۰۳ ح9۲۲۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="187" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام علی علیهالسلام: پرداختنت به کار بیهوده، بیخِردی و موجب گمراهی است.</span></li></ol> | |||
<ol start="188" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الجَهلُ في ثَلاثٍ: في تَبَدُّلِ الإِخوانِ، وَ المُنابَذَةِ بِغَيرِ بَيانٍ، وَ التَّجَسُّسِ عَمّا لا يَعني.</span><ref><p><span dir="rtl">تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۳۱۷، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۸ ص</span><span dir="rtl">۲۳۰ ح</span><span dir="rtl">۲۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="188" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام علی علیهالسلام: نابخردی، در سه چیز است: در عوض کردن دوستان، مخالفت کردن بدون دلیل و برهان، و تجسّس در بارۀ چیزهای بیهوده.</span></li></ol> | |||
<ol start="189" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الحسن علیهالسلام - في خُطبَةٍ لَهُ -: أيُّهَا النّاسُ، أنَا اُخبِرُكُم عَن أخٍ لي كانَ مِن أعظَمِ النّاسِ في عَيني... كانَ خارِجاً مِن سُلطانِ الجَهالَةِ، فَلا يَمُدُّ يَدَهُ إلّا عَلیٰ ثِقَةٍ لِمَنفَعَةٍ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۲۳۷ ح</span><span dir="rtl">۲۶، تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۲۳۴ و ۲۳۵، مشكاة الأنوار: ص</span><span dir="rtl">۴۲۱ ح</span><span dir="rtl">۱۴۱۷ عن الإمام الحسن عن أبيه علیهماالسلام و فيه «لمنفعته» بدل «لمنفعة»، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۶9 ص</span><span dir="rtl">۲9۴ ح</span><span dir="rtl">۲۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="189" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام حسن علیهالسلام - در یکی از سخنرانی</span><span dir="rtl">های خود -: به شما خبر می</span><span dir="rtl">دهم از برادرى كه بزرگ</span><span dir="rtl">ترينِ مردمان در چشم من بود.… او از سيطرۀ نادانى رهيده بود. پس دست به کاری نمی</span><span dir="rtl">زد، مگر بعد از کسب اطمینان از مفید بودن آن.</span></li></ol> | |||
<ol start="190" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الحسين علیهالسلام: مِن عَلاماتِ أسبابِ الجَهلِ المُماراةُ لِغَيرِ أهلِ الكُفرِ.</span><ref><p><span dir="rtl">تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۲۴۷، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۸ ص</span><span dir="rtl">۱۱9 ح</span><span dir="rtl">۱۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="190" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام حسین علیهالسلام: از نشانه</span><span dir="rtl">هاى اسباب نابخردى، جَدَل کردن با غیر کافران است.</span></li></ol> | |||
<ol start="191" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الصادق علیهالسلام: الجَهلُ في ثَلاثٍ: الكِبرِ، و شِدَّةِ المِراءِ، وَ الجَهلِ بِاللهِ، فَاُولٰئِكَ هُمُ الخاسِرونَ.</span><ref><p><span dir="rtl">الاختصاص: ص</span><span dir="rtl">۲۴۴، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۱۳۱ ح</span><span dir="rtl">۲۶.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="191" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام: نابخردى، در سه چیز است: خودبزرگ</span><span dir="rtl">بینی، جَدَل بسیار و نشناختن خداوند. اینان، همان زیانکاران اند.</span></li></ol> | |||
<ol start="192" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: إنَّ مِنَ الجَهلِ الضِّحكَ مِن غَيرِ عَجَبٍ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۶۶۴ ح</span><span dir="rtl">۷ عن السكوني، تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۴۸۷ عن الإمام العسكريّ علیهالسلام، مشكاة الأنوار: ص</span><span dir="rtl">۳۳۶ ح</span><span dir="rtl">۱۰۷۳ عن الإمام عليّ علیهالسلام، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۶ ص</span><span dir="rtl">۵9 ح</span><span dir="rtl">۱۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="192" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام: از نشانه</span><span dir="rtl">هاى نابخردى، خندۀ بدون شگفتى است.</span></li></ol> | |||
<ol start="193" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الكاظم علیهالسلام: كَفیٰ بِكَ جَهلاً أن تَركَبَ ما نُهيتَ عَنهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۱۶ ح</span><span dir="rtl">۱۲ عن هشام بن الحكم، تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۳۸۶، الدرّ النظیم: ص۶۷۰، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۸ ص</span><span dir="rtl">۳۰۰ ح</span><span dir="rtl">۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="193" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام كاظم علیهالسلام: براى نابخردى</span><span dir="rtl">ات همين بس كه آنچه را از آن نهى شده</span><span dir="rtl">ای، انجام دهی.</span></li></ol> | |||
<ol start="194" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عيسى علیهالسلام - لِلحَوارِيّينَ -: اِعلَموا أنَّ فيكُم خَصلَتَينِ مِنَ الجَهلِ: الضِّحكَ مِن غَيرِ عَجَبٍ، وَ الصُّبحَةَ</span><ref><p><span dir="rtl">الصُّبحَة: النوم أوّل النهار؛ لأنّه وقت الذِّكر ثمّ وقت طلب الكسب (النهاية: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۷ «صبح»).</span></p></ref> <span dir="rtl">مِن غَيرِ سَهَرٍ.</span><ref><p><span dir="rtl">الزهد لابن المبارك: ص9۶ ح</span><span dir="rtl">۲۸۳ عن عمران الكوفي، البداية و النهاية: ج</span><span dir="rtl">۲ ص9۱، تنبیه الغافلین للسمرقندي: ص۱9۵.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="194" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عيسى علیهالسلام - خطاب به حواريان -: بدانيد در شما دو نشانه از نابخردى است: خنديدن بدون شگفت زدگى و خواب صبحگاهان، بدون شب</span><span dir="rtl">زنده</span><span dir="rtl">دارى.</span></li></ol> | |||
<ol start="195" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">لقمان علیهالسلام: كَفیٰ بِكَ جَهلاً أن تَنهیٰ عَمّا تَركَبُ، وَ كَفیٰ بِكَ عَقلاً أن يَسلَمَ النّاسُ مِن شَرِّكَ.</span><ref><p><span dir="rtl">حلية الأولياء: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۶ الرقم۳۳۳ عن كعب الأحبار.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="195" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">لقمان علیهالسلام: براى ناآگاهى</span><span dir="rtl">ات، همين بس كه ديگران را از آنچه خود انجام می</span><span dir="rtl">دهى، نهى كنى و براى خردمندى</span><span dir="rtl">ات، همين بس كه مردم از بدى تو در امان باشند.</span></li></ol> | |||
<ol start="196" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">مصباح الشريعة - فيما نَسَبَهُ إلَى الإِمامِ الصّادِقِ علیهالسلام -: الجَهلُ صورَةٌ رُكِّبَت في بَني آدَمَ، إقبالُها ظُلمَةٌ و إدبارُها نورٌ، وَ العَبدُ مُتَقَلِّبٌ مَعَها كَتَقَلُّبِ الظِّلِّ مَعَ الشَّمسِ</span><ref><p><span dir="rtl"></span><span dir="rtl">أي كما أنّ شعاع الشمس قد يغلب على الظلّ و يضيءُ مكانه، و قد يكون بالعكس، فكذلك العلم و العقل قد يستوليان على النفس فيظهر له عيوب نفسه، و يؤوّل بعقله عيوب غيره ما أمكنه، و قد يستولي الجهل فيرى محاسن غيره مساوئ، و مساوئ نفسه محاسن (بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص9۳).</span></p></ref><span dir="rtl">، أَ لا تَریٰ إلَى الإِنسانِ تارَةً تَجِدُهُ جاهِلاً بِخِصالِ نَفسِهِ حامِداً لَها، عارِفاً بِعَيبِها في غَيرِهِ ساخِطاً لَها! وَ تارَةً تَجِدُهُ عالِماً بِطِباعِهِ ساخِطاً لَها، حامِداً لَها في غَيرِهِ! فَهُوَ مِنهُ مُتَقَلِّبٌ</span><ref><p><span dir="rtl">في الطبعة المعتمدة «منقلب»، و التصويب من طبعة المصطفوي و بحار الأنوار.</span></p></ref> <span dir="rtl">بَينَ العِصمَةِ وَ الخِذلانِ؛ فَإِن قابَلَتهُ العِصمَةُ أصابَ، و إن قابَلَهُ الخِذلانُ أخطَأَ.</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">و مِفتاحُ الجَهلِ الرِّضا وَ الاِعتِقادُ بِهِ، و مِفتاحُ العِلمِ الاِستِبدالُ مَعَ إصابَةِ<br /> | <span dir="rtl">و مِفتاحُ الجَهلِ الرِّضا وَ الاِعتِقادُ بِهِ، و مِفتاحُ العِلمِ الاِستِبدالُ مَعَ إصابَةِ<br /> | ||
مُوافَقَةِ التَّوفيقِ</span><ref><span dir="rtl"> | مُوافَقَةِ التَّوفيقِ</span><ref><span dir="rtl">و مفتاح الجهل الرضا بالجهل و الاعتقاد به، و بأنّه كمال لا ينبغي مفارقته، و مفتاح العلم طلب تحصيل العلم بدلاً عن الجهل، و الكمال بدلاً عن النقص، و ينبغي أن يعلم أنّ سعيه مع عدم مساعدة التوفيق لا ينفع، فيتوسّل بجنابه تعالى ليوفّقه (بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص9۳).</span></ref><span dir="rtl">. و أَدنیٰ صِفَةِ الجاهِلِ دَعواهُ العِلمَ</span><ref><span dir="rtl">في المصدر: «بالعلم»، و الصواب ما أثبتناه کما في بحار الأنوار نقلاً عن المصدر.</span></ref> <span dir="rtl">بِلَا استِحقاقٍ، و أوسَطُهُ الجَهلُ بِالجَهلِ، و أَقصاهُ جُحودُهُ. و لَيسَ شَيءٌ إثباتُهُ</span><ref><span dir="rtl">قوله: «إثباته»: أي عرفانه. قال الفيروزآبادي: أثبته: عرفه حقّ المعرفة. و ظاهر أنّ معرفة تلك الاُمور كما هي مستلزمة لتركها و نفيها، أو المعنى أنّ كلّ من أقرّ بثبوت تلك الأشياء لا محالة ينفيها عن نفسه، فالمراد بالدنيا حبّها. (بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص9۳).</span></ref> <span dir="rtl">حَقيقَةُ نَفيِهِ إلَا الجَهلُ وَ الدُّنيا وَ الحِرصُ، فَالكُلُّ مِنهُم كَواحِدٍ</span><ref><span dir="rtl">و قوله: «فالكلّ كواحد»: لعلّ معناه أنّ هذه الخصال كخصلة واحدة؛ لتشابه مبادئها و انبعاث بعضها عن بعض و تقوّي بعضها ببعض، كما لا يخفى (بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص9۳).</span></ref><span dir="rtl">، وَ الواحِدُ مِنهُم كَالكُلِّ.</span><ref><span dir="rtl">مصباح الشريعة: ص</span><span dir="rtl">۴۲۵، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص9۳ ح</span><span dir="rtl">۱۵.</span></ref> | ||
<ol start="196" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">مصباح الشریعة - در آنچه به امام صادق علیهالسلام نسبت داده است -: نابخردی، آمیزه</span><span dir="rtl">ای است كه در فرزندان آدم نهاده شده است. روى آوردن آن، تاريكى است و بازگشتش روشنى. انسان با این آمیزه همیشه همراه است، مانند سايه با خورشيد. آيا انسان را نمى</span><span dir="rtl">بينى كه گاه به خصلت</span><span dir="rtl">هاى خود، ناآگاه است و خود را می</span><span dir="rtl">ستاید، با آن كه همان را در ديگران عیب میشمارد و آن را دشمن می</span><span dir="rtl">دارد، و گاه او را می</span><span dir="rtl">بينى كه سرشتى را در خود می</span><span dir="rtl">شناسد و آن را دشمن می</span><span dir="rtl">دارد و همان را در ديگران می</span><span dir="rtl">ستايد!؟ پس اين انسان، ميان پارسایی و پَستی، در حركت است. اگر به پارسایی روى آورد، به مقصد [سعادت] می</span><span dir="rtl">رسد و اگر به پَستی روى آورد، راه را به خطا می</span><span dir="rtl">رود.</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">كليد نادانى، خودپسندی و خودباوری است و كليد دانایی، دگرگون کردن این خصلت است، به شرط همراهى توفيق. كمترين خصلت نابخرد، ادّعاى دانایی است بی</span> <span dir="rtl">آن که شایستۀ آن باشد و مرتبۀ بعد از آن، ناآگاهى او به جهل خويش است و بدتر از همه، انكار جهل خویش است. هيچ چيز نيست كه اثبات آن در حقيقت، نفى آن باشد، جز نادانى، دنيا [پرستی] و آزمندی. و همۀ آنها مانند يكى است و يكى از آنها، مانند همه است (همه هیچ اند و هیچ، بی</span><span dir="rtl">ارزش).</span> | |||
<span id="الجهال-و-خصائصهم"></span> | <span id="الجهال-و-خصائصهم"></span> | ||
=== <span dir="rtl">۱ / ۲: | === <span dir="rtl">۱ / ۲: الجُهّال و خَصائصُهُم</span> === | ||
<span dir="rtl">۱ / ۲</span><span dir="rtl">: جاهلان (نابخردان) و ویژگی</span><span dir="rtl">های آنان</span> | |||
<span dir="rtl">الكتاب</span> | <span dir="rtl">الكتاب</span> | ||
<span dir="rtl">(وَ إذْ قَالَ مُوسَی لِقَوْمِهِ إنَّ ٱللهَ يَاْمُرُكُمْ أن تَذْبَحُواْ بَقَرَةً قَالُواْ أتَتَّخِذُنَا هُزُوًا قَالَ أعُوذُ بِاللهِ أنْ أكُونَ مِنَ | <span dir="rtl">قرآن</span> | ||
<span dir="rtl">(وَ إذْ قَالَ مُوسَی لِقَوْمِهِ إنَّ ٱللهَ يَاْمُرُكُمْ أن تَذْبَحُواْ بَقَرَةً قَالُواْ أتَتَّخِذُنَا هُزُوًا قَالَ أعُوذُ بِاللهِ أنْ أكُونَ مِنَ الْجاهِلين</span><span dir="rtl">).</span><ref><span dir="rtl">البقرة: ۶۷.</span></ref> | |||
<span dir="rtl">(و آن گاه كه موسى به قومش گفت: «خدا به شما دستور می</span><span dir="rtl">دهد كه ماده گاوى را سر ببريد»، آنان گفتند: آيا ما را به ريشخند می</span><span dir="rtl">گيرى؟ گفت: «به خدا پناه می</span><span dir="rtl">برم [از اين] كه از نابخردان باشم»).</span> | |||
<span dir="rtl">(وَ جَـٰاوَزْنَا بِـبَنِى إِسْرَاءِيلَ ٱلْبَحْرَ فَأَتَوْاْ عَلَى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَّهُمْ قَالُواْ يَـمُوسَى ٱجْعَل لَّنَا إِلَـٰها كَمَا لَهُمْ ءَالِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ).</span><ref><span dir="rtl">الأعراف: ۱۳۸.</span></ref> | |||
<span dir="rtl">(و بنى اسرائيل را از دريا گذرانديم. پس به گروهى رسيدند كه بر [پرستش] بت</span><span dir="rtl">هايى كه داشتند، روى آورده و گرد آمده بودند. گفتند:</span><span dir="rtl">اى موسى! همان گونه كه آنها معبودهايى دارند، تو نيز براى ما معبودى قرار ده! گفت: حقّا كه شما گروهى هستيد كه نابخردى مى</span><span dir="rtl">كنيد).</span> | |||
<span dir="rtl">(و یـٰقَوْمِ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیهِ مَالاً إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَى ٱللهِ وَ مَا أَنَا بِطَارِدِ ٱلَّذِیـنَ ءَامَنُوا إِنَّهُم مُّـلَاقُوا رَبِّهِمْ وَ لَـٰكِنِّى أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ).</span><ref><span dir="rtl">هود: 29.</span></ref> | |||
<span dir="rtl">(و</span><span dir="rtl">اى قوم من! بر اين [رسالت]، مالی از شما درخواست نمى</span><span dir="rtl">کنم. مُزد من جز بر عهدۀ خدا نيست و کسانى را که ايمان آورده</span><span dir="rtl">اند، نمی</span><span dir="rtl">رانم. بی</span> <span dir="rtl">گمان، آنان پروردگارشان را ديدار خواهند کرد؛ ولى شما را قومى مى</span><span dir="rtl">بينم که نابخردى مى</span><span dir="rtl">کنيد).</span> | |||
<span dir="rtl">(قَالَ يَـٰنُوحُ إنَّهُ لَيْسَ مِنْ أهْلِكَ إنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَـٰـلِحٍ فَلَا تَسْـٔلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إنِّى أعِظُكَ أن تَكُونَ مِنَ ٱلْجَـٰهِلِينَ).</span><ref><span dir="rtl">هود: ۴۶.</span> | |||
<span dir="rtl">النهي عن السؤال بغير علمٍ لا يستلزم تحقّق السؤال... لأنّ النهي عن الشيء لا يستلزم الارتكاب قبلاً... و من الدليل عليه قول نوح علیهالسلام: (رَبِّ إنِّى أعُوذُ بِكَ أنْ أسْـٔلَكَ مَا لَيْسَ لِى بِهِ عِلْمٌ) في الآية التالية، و لو كان سأل شيئاً لقال: أعوذ بك من سؤالي ذلك، ليفيد المصدر المضاف إلى المفعول التحقّق و الارتكاب (راجع الميزان في تفسير القرآن: ج</span><span dir="rtl">۱۰ ص</span><span dir="rtl">۲۳۶ و ۲۳۷).</span></ref> | |||
<span dir="rtl">(فرمود:</span> <span dir="rtl">اى نوح! او در حقيقت، از خانوادۀ تو نيست. او كردارى ناشايست است. پس چيزى را كه بِدان علم ندارى، از من مخواه. من به تو اندرز می</span><span dir="rtl">دهم كه مبادا از نابخردان باشى).</span> | |||
<span dir="rtl">(وَ | <span dir="rtl">(قَالَ رَبِّ ٱلسِّجْنُ أحَبُّ إلَىَّ مِمَّا يَدْعُونَنِى إلَيْهِ وَ إلّا تَصْرِفْ عَنِّى كَيْدَهُنَّ أصْبُ إلَيْهِنَّ وَ أكُن مِّنَ ٱلْجَـٰهِلِينَ).</span><ref><span dir="rtl">يوسف: ۳۳.</span></ref> | ||
<span dir="rtl">( | <span dir="rtl">(گفت: پروردگارا! زندان را از آنچه آنان مرا به آن می</span><span dir="rtl">خوانند، دوست</span><span dir="rtl">تر می</span><span dir="rtl">دارم و اگر مكر آنان را از من نگردانى، به آنان متمايل می</span><span dir="rtl">شوم و از نابخردان خواهم بود).</span> | ||
<span dir="rtl">( | <span dir="rtl">(أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ ٱلرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ ٱلنِّسَاءِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ).</span><ref><span dir="rtl">النمل: ۵۵.</span></ref> | ||
<span dir="rtl"> | <span dir="rtl">(آيا شما با مردها به جاى زنان به شهوت مى</span><span dir="rtl">آميزيد؟! بلكه شما گروهى هستيد كه جهالت مى</span><span dir="rtl">ورزيد).</span> | ||
<span dir="rtl">( | <span dir="rtl">(قُلْ أَفَغَيْرَ ٱللهِ تَاْمُرُونِّى أَعْبُدُ أَيُّهَا ٱلْجَـٰهِلُونَ).</span><ref><span dir="rtl">الزمر: ۶۴.</span></ref> | ||
<span dir="rtl">( | <span dir="rtl">(بگو:</span> <span dir="rtl">اى نابخردان! آيا مرا دستور می</span><span dir="rtl">دهيد كه جز خدا را بپرستم؟).</span> | ||
<span dir="rtl">( | <span dir="rtl">(وَ</span> <span dir="rtl">اذْكُرْ</span> <span dir="rtl">أَخَا</span> <span dir="rtl">عَادٍ</span> <span dir="rtl">إِذْ</span> <span dir="rtl">أَنذَرَ</span> <span dir="rtl">قَوْمَهُ</span> <span dir="rtl">بِالْأَحْقَافِ</span> <span dir="rtl">وَ</span> <span dir="rtl">قَدْ</span> <span dir="rtl">خَلَتِ</span> <span dir="rtl">النُّذُرُ</span> <span dir="rtl">مِن</span> <span dir="rtl">بَينْ</span> <span dir="rtl">يَدَيْهِ</span> <span dir="rtl">وَ</span> <span dir="rtl">مِنْ</span> <span dir="rtl">خَلْفِهِ</span> <span dir="rtl">أَلَّا</span> <span dir="rtl">تَعْبُدُواْ</span> <span dir="rtl">إِلَّا</span> <span dir="rtl">اللهُ إِنىّ</span> <span dir="rtl">أَخَافُ</span> <span dir="rtl">عَلَيْكمُ</span> <span dir="rtl">عَذَابَ</span> <span dir="rtl">يَوْمٍ</span> <span dir="rtl">عَظِيمٍ*قَالُواْ</span> <span dir="rtl">أَ</span> <span dir="rtl">جِئْتَنَا</span> <span dir="rtl">لِتَأْفِكَنَا</span> <span dir="rtl">عَنْ</span> <span dir="rtl">ءَالهَِتِنَا</span> <span dir="rtl">فَأْتِنَا</span> <span dir="rtl">بِمَا</span> <span dir="rtl">تَعِدُنَا</span> <span dir="rtl">إِن</span> <span dir="rtl">كُنتَ</span> <span dir="rtl">مِنَ</span> <span dir="rtl">الصَّادِقِين* قَالَ إِنَّمَا ٱلْعِلْمُ عِندَ ٱللهِ وَ أُبَلِّغُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ وَ لَـٰكِنِّى أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ).</span><ref><span dir="rtl">الأحقاف: ۲۱-۲۳.</span></ref> | ||
<span dir="rtl">( | <span dir="rtl">([سرگذشت هود] برادر قوم عاد را ياد كن، آن زمان كه قومش را در سرزمين «احقاف» بيم داد، در حالى كه پيامبران بسيارى قبل از او در گذشته</span><span dir="rtl">هاى دور و نزديک آمده بودند كه: جز خداى يگانه را نپرستيد [و] من بر شما از عذاب روزى بزرگ مى</span><span dir="rtl">ترسم * آنها گفتند: آيا آمده</span><span dir="rtl">اى كه ما را [با دروغ</span><span dir="rtl">هايت] از معبودانمان باز گردانى؟! اگر راست مى</span><span dir="rtl">گويى، عذابى را كه به ما وعده مى</span><span dir="rtl">دهى، بياور * گفت: علم [آن]، تنها نزد خداست. من آنچه را به آن فرستاده شده</span><span dir="rtl">ام، به شما مى</span><span dir="rtl">رسانم؛ ولى شما را قومى مى</span><span dir="rtl">بينيم كه پيوسته در نابخردى هستيد).</span> | ||
<span dir="rtl"> | <span dir="rtl">راجع: البقرة: ۱7۰ ـ ۱7۱، المائدة: ۵۸، الحشر: ۱۴.</span> | ||
<span dir="rtl">ر.ک: بقرة: آیۀ ۱۷۰ ـ ۱۷۱، مائده: آیۀ ۵۸، حشر: آیۀ ۱۴.</span> | |||
<span dir="rtl">الحدیث</span> | <span dir="rtl">الحدیث</span> | ||
<span dir="rtl">حدیث</span> | |||
<ol start="197" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">رسول اللّه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: الدُّنيا دارُ مَن لا دارَ لَهُ، و مالُ مَن لا مالَ لَهُ، و لَها يَجمَعُ مَن لا عَقلَ لَهُ، و شَهَواتِها يَطلُبُ مَن لا فَهمَ لَهُ، و عَلَيها يُعادي مَن لا عِلمَ لَهُ، و عَلَيها يَحسُدُ مَن لا فِقهَ لَهُ، و لَها يَسعَىٰ مَن لا يَقينَ لَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">مشکاة الأنوار: ص۴۶۷ ح۱۵۶۰، تنبیه الخواطر: ج۱ ص۷۰، روضة الواعظين: ج۲ ص۴۱۶ ح۱۴۵۶، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۳ ص</span><span dir="rtl">۱۲۲ ح۱۱۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="197" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: دنيا سراىِ كسى است كه سرايى ندارد و مالِ كسى است كه مالى ندارد. كسى براى دنيا جمع می</span><span dir="rtl">كند كه خِرَد ندارد و کسی در پی خواسته</span><span dir="rtl">های دنیوی می</span><span dir="rtl">رود که فهم ندارد، و كسى بر سر آن به دشمنى بر می</span><span dir="rtl">خيزد كه از شناخت، بى</span><span dir="rtl">بهره است و كسى به خاطر آن حسادت می</span><span dir="rtl">ورزد كه دانایی ندارد و كسى براى | |||
<ol start="236" style="list-style-type: decimal;"> | <ol start="236" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li | <li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نادان را نمی</span><span dir="rtl">بينى، مگر در حال افراط یا تفریط.</span></li></ol> | ||
< | |||
<li | <ol start="237" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: لا يُرَى الجاهِلُ إلّا مُفَرِّطاً.</span><ref><p><span dir="rtl">نثر الدرّ: ج۳ ص۱۵۴، غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۳۸9 ح</span><span dir="rtl">۱۰۶9۷، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۵۳9 ح999۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
< | |||
< | |||
<li | <ol start="237" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نابخرد، جز در حال كوتاهى كردن ديده نمى</span><span dir="rtl">شود.</span></li></ol> | |||
< | |||
<li | <span dir="rtl">راجع: موسوعة الإمام عليّ بن أبي طالب علیهالسلام: ج۳ ص۵7۱ (دراسة حول المارقين وَ جذور انحرافهم).</span> | ||
< | <span dir="rtl">ر. ک: دانشنامۀ امیر المؤمنین علیهالسلام: ج۶ ص۲۹۳ (پژوهشی در بارۀ مارقین و ریشههای انحراف آنان).</span> | ||
< | |||
<ol start="238" style="list-style-type: decimal;"> | |||
< | <li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام - فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: إثباتُ الحُجَّةِ عَلَى الجاهِلِ سَهلٌ، و لٰكِنَّ إقرارَهُ بِها صَعبٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج</span><span dir="rtl">۲۰ ص</span><span dir="rtl">۲9۴ ح</span><span dir="rtl">۳۶۲.</span></p></ref></li></ol> | ||
< | |||
<li | |||
< | |||
<li>< | <ol start="238" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">امام علی علیهالسلام - در حکمت</span><span dir="rtl">های منسوب به ایشان -: اقامۀ دلیل برای نابخرد، آسان است؛ امّا اقرار وی به آن، سخت است.</span></li></ol> | |||
<ol start="239" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام - فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: يَمنَعُ الجاهِلَ أن يَجِدَ ألَمَ الحُمقِ المُستَقِرِّ في قَلبِهِ، ما يَمنَعُ السَّكرانَ أن يَجِدَ مَسَّ الشَّوكَةِ في يَدِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج</span><span dir="rtl">۲۰ ص</span><span dir="rtl">۳۳۳ ح</span><span dir="rtl">۸۲۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="239" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام - در حكمت</span><span dir="rtl">هاى منسوب به ايشان -: آنچه نمیگذارد نابخرد، درد حماقت را در جان خود احساس کند، همان است که نمیگذارد مست، فرو رفتن خار را در دست خود، احساس كند.</span></li></ol> | |||
<ol start="240" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مُعاداةُ الرِّجالِ مِن شِيَمِ الجُهّالِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۱۲9 ح9۷۸۵، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۸۸ ح9۰۴۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="240" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: دشمنى با مردمان، از خصلت</span><span dir="rtl">هاى نابخردان است.</span></li></ol> | |||
<ol start="241" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الجاهِلُ لا يَعرِفُ تَقصيرَهُ، و لا يَقبَلُ مِنَ النَّصيحِ لَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۵۴ ح</span><span dir="rtl">۱۸۰9، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۵۴ ح</span><span dir="rtl">۱۳9۸ نحوه.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="241" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نابخرد، كوتاهى خود را نمى</span><span dir="rtl">شناسد و از خيرخواهش چیزی نمى</span><span dir="rtl">پذيرد.</span></li></ol> | |||
<ol start="242" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام - فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: أوَّلُ رَأيِ العاقِلِ آخِرُ رَأيِ الجاهِلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج</span><span dir="rtl">۲۰ ص</span><span dir="rtl">۲9۳ ح</span><span dir="rtl">۳۵۶.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="242" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام علی علیهالسلام - در حکمت</span><span dir="rtl">های منسوب به ایشان -: آغاز فکر خردمند، انتهای فکر نابخرد است.</span></li></ol> | |||
<ol start="243" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: ما أعجَبَ بِرَأيِهِ إلّا جاهِلٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۵۳ ح9۴۷۱، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۷۶ ح</span><span dir="rtl">۸۷۲۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="243" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: تنها جاهل است كه شيفتۀ رأى خويش است.</span></li></ol> | |||
<ol start="244" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الجاهِلُ لا يَرتَدِعُ، و بِالمَواعِظِ لا يَنتَفِعُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۳۵ ح</span><span dir="rtl">۱۷۲9، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۱۷ ح</span><span dir="rtl">۸ و فيه صدره إلى قوله «لا يرتدع».</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="244" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نابخرد، باز نمى</span><span dir="rtl">ايستد (هيچ نهىای در او اثر نمى</span><span dir="rtl">كند) و اندرزها سودش نمى</span><span dir="rtl">دهد.</span></li></ol> | |||
<ol start="245" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه: مَن لَم يَرتَدِع يَجهَل.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۲۴۵ ح</span><span dir="rtl">۸۱۸۷، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۴۴ ح</span><span dir="rtl">۷۷۸۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="245" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هر كه [از گناهان] باز نايستد، نابخردى می</span><span dir="rtl">كند.</span></li></ol> | |||
<ol start="246" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: فِكرُ الجاهِلِ غَوايَةٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۴۱۳ ح</span><span dir="rtl">۶۵۳۱، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۵۸ ح</span><span dir="rtl">۶۰۶۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="246" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: انديشۀ نابخرد، گم</span><span dir="rtl">راهى است.</span></li></ol> | |||
<ol start="247" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: غَضَبُ الجاهِلِ في قَولِهِ، و غَضَبُ العاقِلِ في فِعلِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">كنز الفوائد: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۱99، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۱۶۰ ح</span><span dir="rtl">۴۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="247" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: خشم نابخرد، در گفتار اوست و خشم خردمند در رفتارش.</span></li></ol> | |||
<ol start="248" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: رَأيُ الجاهِلِ يُردي.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص9۵ ح</span><span dir="rtl">۵۴۲۵، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۲۶9 ح</span><span dir="rtl">۴9۴۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="248" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: انديشۀ (نظرِ) نابخرد، نابود می</span><span dir="rtl">گردانَد.</span></li></ol> | |||
<ol start="249" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: ضالَّةُ الجاهِلِ غَيرُ مَوجودَةٍ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۲۲۷ ح</span><span dir="rtl">۵۸9۸، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۱۰ ح</span><span dir="rtl">۵۴۵۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="249" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: گم</span><span dir="rtl">شدۀ نادان، وجود ندارد.</span></li></ol> | |||
<ol start="250" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: كَثرَةُ الأَمانيِّ مِن فَسادِ العَقلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۵۸9 ح</span><span dir="rtl">۷۰9۳، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۸9 ح</span><span dir="rtl">۶۵۶۶.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="250" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: فراوانى آرزوها، از تباهى خرد است.</span></li></ol> | |||
<ol start="251" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الأَمانِيُّ هِمَّةُ الجُهّالِ.</span><ref><p><span dir="rtl">عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۵ ح</span><span dir="rtl">۷۰۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="251" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام علی علیهالسلام: آرزوها همّت نابخردان اند.</span></li></ol> | |||
<ol start="252" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: غِنَى العاقِلِ بِعِلمِهِ، غِنَى الجاهِلِ بِمالِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۳۷۶ ح</span><span dir="rtl">۶۳۸۱ و ۶۳۸۲، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۴۷ ح</span><span dir="rtl">۵۸۶۷ و ۵۸۶۸.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="252" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: سرمايۀ خردمند، دانش اوست و سرمايۀ نابخرد، ثروت او.</span></li></ol> | |||
<ol start="253" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: ثَروَةُ الجاهِلِ في مالِهِ و أمَلِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۳۵۱ ح</span><span dir="rtl">۴۷۰9، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۲۱۸ ح</span><span dir="rtl">۴۲۷۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="253" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: ثروتِ نابخرد، در دارايى و آرزوى اوست.</span></li></ol> | |||
<ol start="254" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: إنَّ الجاهِلَ مِن جَهلِهِ في إغواءٍ، و مِن هَواهُ في إغراءٍ، فَقَولُهُ سَقيمٌ و فِعلُهُ ذَميمٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۵۴۴ ح</span><span dir="rtl">۳۵۴۸.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="254" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نابخرد از روى نابخردى در گم</span><span dir="rtl">راه كردن است و از روى هوا در فريب است. از اين رو، گفتار او بيمار و رفتارش نكوهيده است.</span></li></ol> | |||
<ol start="255" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الصادق علیهالسلام: مِن أخلاقِ الجاهِلِ الإِجابَةُ قَبلَ أن يَسمَعَ، وَ المُعارَضَةُ قَبلَ أن يَفهَمَ، وَ الحُكمُ بِما لا يَعلَمُ.</span><ref><p><span dir="rtl">الدرّة الباهرة: ص</span><span dir="rtl">۳۱، نزهة الناظر: ص۱۷۴ ح۳۶۴، أعلام الدين: ص</span><span dir="rtl">۳۰۳، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۸ ص</span><span dir="rtl">۲۷۸ ح</span><span dir="rtl">۱۱۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="255" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام: از ویژگى</span><span dir="rtl">هاى نابخرد، پاسخ گفتن پیش از شنیدن و مخالفت کردن پیش از فهمیدن و حکم دادن به چیزى است که نمى</span><span dir="rtl">داند.</span></li></ol> | |||
<ol start="256" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: کَفَیٰ بِخَشیَةِ اللهِ عِلماً، و كَفَىٰ</span> <span dir="rtl">بِالاِغتِرارِ بِهِ جَهلاً.</span><ref><p><span dir="rtl">تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۳۶۴، تفسير القمّي: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۴۶، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۲۷ ح</span><span dir="rtl">۵؛ شعب الإيمان: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۴۷۲ ح</span><span dir="rtl">۷۴۶ عن ابن مسعود من دون إسنادٍ إلی أحد من أهل البیت علیهمالسلام.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="256" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام: بیم از خداوند، در دلالت بر دانایی بس است و فریفته شدن به [کَرَمِ] او، بر نابخردی.</span></li></ol> | |||
<ol start="257" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: العاقِلُ غَفورٌ، وَ الجاهِلُ خَتورٌ</span><ref><p><span dir="rtl">الخترُ: شبيه بالغدر والخديعة، وقيل: هو الخديعة بعينها (لسان العرب: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۲۲9 «ختر»).</span></p></ref><span dir="rtl">.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۷ ح</span><span dir="rtl">۲9 عن مفضّل بن عمر، تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۳۵۶، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۸ ص</span><span dir="rtl">۲۶9 ح</span><span dir="rtl">۱۰9.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="257" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام: خردمند، بخشاينده است و نابخرد، فريبكار.</span></li></ol> | |||
<ol start="258" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">مصباح الشريعة - فيما نَسَبَهُ إِلَى الإمام الصادق علیهالسلام -: مَن حَكَمَ بِخَبَرٍ بِلا مُعايَنَةٍ فَهُوَ جاهِلٌ مَأخوذٌ بِجَهلِهِ، وَ مَأثومٌ بِحُكمِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">مصباح الشريعة: ص</span><span dir="rtl">۳۵۲، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۲۰ ح</span><span dir="rtl">۳۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="258" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">مصباح الشریعة علیهالسلام - در سخنى که به امام صادق علیهالسلام نسبت داده است -: هر کس بر پایۀ خبر و بدون دیدن [و آگاهی] حکم دهد، نابخردی است که به خاطر نابخردیاش بازخواست می</span><span dir="rtl">شود و در حکم دادنش گنهکار است.</span></li></ol> | |||
<ol start="259" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الكاظم علیهالسلام: تَعَجُّبُ الجاهِلِ مِنَ العاقِلِ أكثَرُ مِن تَعَجُّبِ العاقِلِ مِنَ الجاهِلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۴۱۴، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۸ ص</span><span dir="rtl">۳۲۶ ح</span><span dir="rtl">۳۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="259" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام كاظم علیهالسلام: شگفتىِ نابخرد از خردمند، بيشتر از شگفتىِ خردمند از نابخرد است.</span></li></ol> | |||
<ol start="260" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الهادي علیهالسلام: الجاهِلُ أسيرُ لِسانِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">نزهة الناظر: ص۲۱۶ ح۴۸۲، الدرّة الباهرة: ص</span><span dir="rtl">۴۱، أعلام الدين: ص</span><span dir="rtl">۳۱۱، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۸ ص</span><span dir="rtl">۳۶۸ ح</span><span dir="rtl">۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="260" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام هادى علیهالسلام: نابخرد، اسير زبان خويش است.</span></li></ol> | |||
<ol start="261" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الهُزءُ فُكاهَةُ السُّفَهاءِ، و صِناعَةُ الجُهّالِ.</span><ref><p><span dir="rtl">نزهة الناظر: ص۲۱۸ ح۴9۰، الدرّة الباهرة: ص</span><span dir="rtl">۴۲، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۵ ص</span><span dir="rtl">۱۴۷ ح</span><span dir="rtl">۲۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="261" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام هادى علیهالسلام: مسخره كردن، شوخى ابلهان و كار نابخردان است.</span></li></ol> | |||
<ol start="262" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عيسى علیهالسلام: بِحَقٍّ أقولُ لَكُم، إنَّ الحَكيمَ يَعتَبِرُ بِالجاهِلِ، وَ الجاهِلُ يَعتَبِرُ بِهَواهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۵۱۱، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱۴ ص</span><span dir="rtl">۳۱۵ ح</span><span dir="rtl">۱۷.</span></p></ref> <span dir="rtl"></span></li></ol> | |||
<ol start="262" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عيسى علیهالسلام: به راستى به شما مى</span><span dir="rtl">گويم: انسانِ حكيم از نابخرد، پند مى</span><span dir="rtl">گيرد و نابخرد، از هواى نفْس خويش.</span><ref><p><span dir="rtl">اشاره به اين كه حكيم حتى از كارهايى كه نادان انجام مى</span><span dir="rtl">دهد پند مى</span><span dir="rtl">گيرد و از آن اجتناب مى</span><span dir="rtl">كند، ولى نادان تنها در پى هوس خود مى</span><span dir="rtl">رود، تو گويى پند آموزى جز آن ندارد.</span></p></ref></li></ol> | |||
<span id="جنود-الجهل"></span> | <span id="جنود-الجهل"></span> | ||
=== <span dir="rtl">۱ / ۳: جُنُود الجَهلِ</span> === | === <span dir="rtl">۱ / ۳: جُنُود الجَهلِ</span> === | ||
<ol start=" | <span dir="rtl">۱ / ۳</span><span dir="rtl">: لشکریان جهل (نابخردی)</span> | ||
<li><span dir="rtl"> | |||
<ol start="263" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الكافي عن سماعة بن مهران: كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ علیهالسلام و عِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَریٰ ذِكرُ العَقلِ وَ الجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ علیهالسلام: اِعرِفُوا العَقلَ و جُندَهُ وَ الجَهلَ و جُندَهُ، تَهتَدوا.</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">قالَ سَماعَةُ | <span dir="rtl">قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلّا ما عَرَّفتَنا، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ علیهالسلام: إنَّ اللّهَ عزّ و جلّ خَلَقَ العَقلَ - و هُوَ أَوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ - مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أَقبِل فَأَقبَلَ، فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ و تَعالیٰ: خَلَقتُكَ خَلقاً عَظيماً و كَرَّمتُكَ عَلیٰ جَميعِ خَلقي.</span> | ||
<span dir="rtl">قالَ | <span dir="rtl">قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الأُجاجِ ظُلمانِيّاً</span><ref><span dir="rtl">لیس المراد بالجهل هنا الجهل المرکّب؛ أعني الصور العلمیة الغیر مطابقة للواقع، و لا الجهل البسیط؛ أعني عدم العلم عمّا من شأنه العلم؛ لأنّ إطاعته و عصیانه غیر متصوّرة... لأنّ الجهل بهذین المعنیین من جنود الجهل المذکور هنا، و جُند الشئ غیره، و لأنّ الجهل بالمعنی الثاني أمرٌ عدميّ، و الأعدام غیر مخلوقة، سواء کانت مسلوباتٍ محضةً أو ملکاتٍ. بل المراد به مبدأ الشرور و المقابح، کما أنّ المراد بالعقل مبدأ الخیرات و المحاسن(شرح اُصول الكافي للمازندراني: ج۱ ص</span><span dir="rtl">۲۶۶) و راجع: شرح حديث جنود عقل و جهل للسيّد روح اللّٰه الخمیني: ص۲۵۷.</span></ref><span dir="rtl">، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ، ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَلَم يُقبِل، فَقالَ لَهُ: اِستَكبَرتَ، فَلَعَنَهُ.</span> | ||
<span dir="rtl">ثُمَّ جَعَلَ لِلعَقلِ خَمسَةً و سَبعينَ جُنداً، فَلَمّا رَأَى الجَهلُ ما أكرَمَ اللهُ بِهِ العَقلَ و ما أَعطاهُ، أضمَرَ لَهُ العَداوَةَ.</span> | <span dir="rtl">ثُمَّ جَعَلَ لِلعَقلِ خَمسَةً و سَبعينَ جُنداً، فَلَمّا رَأَى الجَهلُ ما أكرَمَ اللهُ بِهِ العَقلَ و ما أَعطاهُ، أضمَرَ لَهُ العَداوَةَ.</span> | ||
<span dir="rtl">فَقالَ الجَهلُ | <span dir="rtl">فَقالَ الجَهلُ: يا رَبِّ، هٰذا خَلقٌ مِثلي خَلَقتَهُ و كَرَّمتَهُ و قَوَّيتَهُ و أنَا ضِدُّهُ و لا قُوَّةَ لي بِهِ، فَأَعطِني مِنَ الجُندِ مِثلَ ما أعطَيتَهُ، فَقالَ: نَعَم، فَإِن عَصَيتَ بَعدَ ذٰلِكَ أخرَجتُكَ و جُندَكَ مِن رَحمَتي، قالَ: قَد رَضيتُ. فَأَعطاهُ خَمسَةً و سَبعينَ جُنداً.</span> | ||
<span dir="rtl">فَكانَ مِمّا أَعطَى العَقلَ مِنَ الخَمسَةِ وَ السَّبعينَ الجُندَ: الخَيرُ و هُوَ وَزيرُ العَقلِ، و جَعَلَ ضِدَّهُ الشَّرَّ و هُوَ وَزيرُ الجَهلِ، وَ الإِيمانُ و ضِدَّهُ الكُفرَ، وَ التَّصديقُ و ضِدَّهُ الجُحودَ، وَ الرَّجاءُ و ضِدَّهُ القُنوطَ، وَ العَدلُ و ضِدَّهُ الجَورَ، وَ الرِّضا و ضِدَّهُ السَّخَطَ، وَ الشُّكرُ و ضِدَّهُ الكُفرانَ، وَ الطَّمَعُ و ضِدَّهُ اليَأسَ، وَ التَّوَكُّلُ و ضِدَّهُ الحِرصَ، وَ الرَّأفَةُ و ضِدَّهَا القَسوَةَ، وَ الرَّحمَةُ و ضِدَّهَا الغَضَبَ، وَ العِلمُ و ضِدَّهُ الجَهلَ، وَ الفَهمُ و ضِدَّهُ الحُمقَ، وَ العِفَّةُ و ضِدَّهَا التَّهَتُّكَ، وَ الزُّهدُ و ضِدَّهُ الرَّغبَةَ، وَ الرِّفقُ و ضِدَّهُ الخُرقَ، وَ الرَّهبَةُ و ضِدَّهُ الجُرأَةَ، وَ التَّواضُعُ و ضِدَّهُ الكِبرَ، وَ التُّؤَدَةُ و ضِدَّهَا التَّسَرُّعَ، وَ الحِلمُ و ضِدَّهَا السَّفَهَ، وَ الصَّمتُ و ضِدَّهُ الهَذَرَ، وَ الاِستِسلامُ و ضِدَّهُ الاِستِكبارَ، وَ التَّسليمُ و ضِدَّهُ الشَّكَّ، وَ الصَّبرُ و ضِدَّهُ الجَزَعَ، وَ الصَّفحُ و ضِدَّهُ الاِنتِقامَ، وَ الغِنیٰ و ضِدَّهُ الفَقرَ، وَ التَّذَكُّرُ و ضِدَّهُ السَّهوَ، وَ الحِفظُ و ضِدَّهُ النِّسيانَ، وَ التَّعَطُّفُ و ضِدَّهُ القَطيعَةَ، وَ القُنوعُ و ضِدَّهُ الحِرصَ، وَ المُؤاساةُ و ضِدَّهَا المَنعَ، وَ المَوَدَّةُ و ضِدَّهَا العَداوَةَ، وَ الوَفاءُ و ضِدَّهُ الغَدرَ، وَ الطّاعَةُ و ضِدَّهَا المَعصِيَةَ، وَ الخُضوعُ و ضِدَّهُ التَّطاوُلَ، وَ السَّلامَةُ و ضِدَّهَا البَلاءَ، وَ الحُبُّ و ضِدَّهُ البُغضَ، وَ الصِّدقُ و ضِدَّهُ الكَذِبَ، وَ الحَقُّ و ضِدَّهُ الباطِلَ، وَ الأَمانَةُ و ضِدَّهَا الخِيانَةَ، وَ الإِخلاصُ و ضِدَّهُ الشَّوبَ، وَ الشَّهامَةُ و ضِدَّهَا البَلادَةَ، وَ الفَهمُ و ضِدَّهُ الغَباوَةَ، وَ المَعرِفَةُ و ضِدَّهَا الإِنكارَ، وَ المُداراةُ و ضِدَّهَا المُكاشَفَةَ، و سَلامَةُ الغَيبِ و ضِدَّهَا المُماكَرَةَ، و الكِتمانُ و ضِدَّهُ الإِفشاءَ، و الصَّلاةُ و ضِدَّهَا الإِضاعَةَ، و الصَّومُ و ضِدَّهُ الإِفطارَ، و الجِهادُ و ضِدَّهُ النُّكولَ، و الحَجُّ و ضِدَّهُ نَبذَ الميثاقِ، و صَونُ الحَديثِ و ضِدَّهُ النَّميمَةَ، و بِرُّ الوالِدَينِ و ضِدَّهُ العُقوقَ، و الحَقيقَةُ و ضِدَّهَا الرِّياءَ، وَ المَعروفُ و ضِدَّهُ المُنكَرَ، و السَّترُ و ضِدَّهُ التَّبَرُّجَ، و التَّقِيَّةُ و ضِدَّهَا الإِذاعَةَ، وَ الإِنصافُ و ضِدَّهُ الحَمِيَّةَ، وَ التَّهيِئَةُ و ضِدَّهَا البَغيَ، و النَّظافَةُ و ضِدَّهَا القَذَرَ، و الحَياءُ و ضِدَّهَا الجَلَعَ، و القَصدُ و ضِدَّهُ العُدوانَ، و الرّاحَةُ و ضِدَّهَا التَّعَبَ، و السُّهولَةُ و ضِدَّهَا الصُّعوبَةَ، و البَرَكَةُ و ضِدَّهَا المَحقَ، و العافِيَةُ و ضِدَّهَا البَلاءَ، و القَوامُ و ضِدَّهُ المُكاثَرَةَ، و الحِكمَةُ و ضِدَّهَا الهَویٰ، و الوَقارُ و ضِدَّهُ الخِفَّةَ، و السَّعادَةُ و ضِدَّهَا الشَّقاوَةَ، و التَّوبَةُ و ضِدَّهَا الإِصرارَ، و الاِستِغفارُ و ضِدَّهُ الاِغتِرارَ، و المُحافَظَةُ و ضِدَّهَا التَّهاوُنَ، و الدُّعاءُ و ضِدَّهُ الاِستِنكافَ، و النَّشاطُ و ضِدَّهُ الكَسَلَ، و الفَرَحُ و ضِدَّهُ الحُزنَ، و الاُلفَةُ و ضِدَّهَا الفُرقَةَ، و السَّخاءُ و ضِدَّهُ البُخلَ.</span> | |||
<span dir="rtl">فَلا تَجتَمِعُ هٰذِهِ الخِصالُ كُلُّها مِن أجنادِ العَقلِ إلّا في نَبِيٍّ أو وَصِيِّ نَبِيٍّ، أو مُؤمِنٍ قَدِ امتَحَنَ اللهُ قَلبَهُ لِلإِيمانِ. و أمّا سائِرُ ذٰلِكَ مِن مَوالينا، فَإِنَّ أحَدَهُم لا يَخلو مِن أن يَكونَ فيهِ بَعضُ هٰذِهِ الجُنودِ حَتّیٰ يَستَكمِلَ و يَنقیٰ مِن جُنودِ الجَهلِ، فَعِندَ ذٰلِكَ يَكونُ فِي الدَّرَجَةِ العُليا مَعَ الأَنبِياءِ و الأَوصِياءِ، و إنَّما يُدرَكُ ذٰلِكَ بِمَعرِفَةِ العَقلِ و جُنودِهِ، و بِمُجانَبَةِ الجَهلِ و جُنودِهِ. وَفَّقَنَا اللهُ و إيّاكُم لِطاعَتِهِ و مَرضاتِهِ.</span><ref><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۱ ح</span><span dir="rtl">۱۴، الخصال: ص۵۸9 ح۱۳ نحوه، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۱۰9 ح</span><span dir="rtl">۷.</span></ref> | |||
<ol start="263" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الکافي - به نقل از سَماعة بن مِهران -: در محضر امام صادق علیهالسلام بودم و شمارى از دوستدارانش نيز نزد ايشان بودند. سخن از خرد و نابخردى به ميان آمد. امام صادق علیهالسلام فرمود: «خرد و نابخردى و سپاهيان هر يک از آن دو را بشناسيد تا در راه راست گام برداريد».</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">گفتم: فدايت گردم! ما چيزى جز آنچه شما به ما آموخته</span><span dir="rtl">ايد، نمى</span><span dir="rtl">دانيم.</span> | |||
<span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام فرمود: «خداوند عزّ و جلّ خرد را - كه نخستين آفريده از روحانيانِ</span><ref><span dir="rtl">مقصود، جوهرهاى نورانى است كه وجودشان به اجسام تعلق ندارد (ر.ک: شرح اُصول الکافی صدر المتألهين: ج۱ ص۴۰۰).</span></ref> <span dir="rtl">سمت راست عرش است - از نور خويش آفريد و به او فرمود: برگرد و او بر گشت. سپس فرمود: رو كن و او رو كرد. سپس خداوند - تبارک و تعالى - به او فرمود: تو را آفريده</span><span dir="rtl">اى شگفت آفريدم، و بر همۀ آفريدگانم برترى</span><span dir="rtl">ات بخشيدم.</span> | |||
<span dir="rtl">سپس نابخردى را از درياى شور و تلخ، تاريک آفريد، و به او فرمود: برگرد و او بر گشت. سپس به او فرمود: رو كن و او رو نكرد. پس به او فرمود: بزرگى فروختى! و او را لعنت فرمود.</span> | |||
<span dir="rtl">سپس براى خرد، هفتاد و پنج سرباز قرار داد. نابخردى، چون اين گراميداشت و دِهِش خداوند را به خرد ديد، دشمنى او را به دل گرفت و گفت: پروردگارا! اين نيز چون من، يک آفريده است. او را آفريدى و ارجمند داشتى و نيرومندش ساختى و من كه دشمن او هستم، در برابرش نيرويى ندارم. پس، آن اندازه سرباز كه به او دادى، به من نيز عطا كن. خدا فرمود: باشد؛ امّا اگر پس از آن، نافرمانى كردى، تو و سربازانت را از رحمتم بيرون مى</span><span dir="rtl">كنم. نابخردى گفت: پذيرفتم. پس، خداوند به او نيز هفتاد و پنج سرباز</span><ref><span dir="rtl">آنچه در ادامه به تفصيل ذكر مى</span><span dir="rtl">شود، هفتاد و هشت ويژگى است، و منافاتى هم ميان اين دو رقم نيست؛ زيرا يا مفهوم عدد، مورد نظر نيست، يا برخى سپاهيانى كه تكرار شده اند براى تأكيد است، يا از طرف ناسخان اضافه شده اند، يا ناسخان در برخى بندها هر دو وجه را آورده</span><span dir="rtl">اند، غافل از آن كه يكى بدل از ديگرى است.</span></ref> <span dir="rtl">داد.</span> | |||
<span dir="rtl">آن هفتاد و پنج سربازى كه در اختيار خرد نهاد، بدين شرح است: نيكى - كه وزير خرد است - و ضدّ آن را بدى نهاد - که آن وزير نابخردى است - و ايمان - و ضدّ آن را كفر [نهاد] - و تصديق - و ضدّ آن را انكار [نهاد] - و اميد - و ضدّ آن را نوميدى [نهاد] - و داد - و ضدّ آن را بيداد [نهاد] - و خرسندى - و ضدّ آن را ناخرسندى [نهاد] - و سپاس</span><span dir="rtl">گزارى - و ضدّ آن را ناسپاسى [نهاد] - و چشمداشت - و ضدّ آن را يأس [نهاد] - و توكّل [به خدا] - و ضدّ آن را آزمندى [نهاد] - و نرمدلى - و ضدّ آن را سخت</span><span dir="rtl">دلى [نهاد] - و مهر - و ضدّ آن را خشم [نهاد] - و دانش - و ضدّ آن را بى</span><span dir="rtl">دانشى [نهاد] - و فهم - و ضدّ آن را حماقت [نهاد] - و خوددارى</span><ref><span dir="rtl">عفّت، عبارت است از اعتدال نيروى شهوانى در هر چيزى، بدون گرايش به افراط و تفريط، يا عبارت است از نگهدارى شكم و شهوت از امور حرام و شبهه</span><span dir="rtl">ناک. در برابر آن، پرده</span><span dir="rtl">درى و بى</span><span dir="rtl">باكى است در ارتكاب امور حرام (ر.ک: الوافى: ج۱ ص۶۶، مرآة العقول: ج۱ ص۶۹).</span></ref> <span dir="rtl">- و ضدّ آن را پرده</span><span dir="rtl">درى [نهاد] - و دنياگريزى - و ضدّ آن را دنياگزينى [نهاد] - و نرمش - و ضدّ آن را درشتى [نهاد] - و بيمناكى - و ضدّ آن را بى</span><span dir="rtl">باكى [نهاد] - و فروتنى - و ضدّ آن را خودبزرگ</span><span dir="rtl">بينى [نهاد] - و درنگ</span><span dir="rtl">ورزى - و ضدّ آن را شتاب</span><span dir="rtl">زدگى [نهاد] - و بردبارى - و ضدّ آن را سَبُكى [نهاد] - و سكوت</span><ref><span dir="rtl">يعنى زبان در كام كشيدن از آنچه بِدان نياز و در آن سودى نيست (ر.ک: شرح</span><span dir="rtl">هاى الكافى).</span></ref> <span dir="rtl">- و ضدّ آن را ورّاجى [نهاد] - و گردن نهادن</span><ref><span dir="rtl">علّامه فيض می</span><span dir="rtl">گويد: «استسلام يعنى اطاعت و انقياد از هر آنچه حق است، و تسليم يعنى اذعان به حق بدون تزلزل و اضطراب» (ر.ک: الوافى: ج۱ ص۶۷، شرح ملّا صالح مازندرانى: ج۱ ص۳۰۹، مرآة العقول: ج۱ ص۷۰).</span></ref> <span dir="rtl">- و ضدّ آن را گردنكشى [نهاد] - و پذيرفتن - و ضدّ آن، دودلى را [نهاد] - و شكيبايى - و ضدّ آن، بى</span><span dir="rtl">تابى را [نهاد] - و عفو كردن - و ضدّ آن، انتقام را [نهاد] - و بى</span><span dir="rtl">نيازى</span><ref><span dir="rtl">مراد از بى</span><span dir="rtl">نيازى و توانگرى، در اين جا، بى</span><span dir="rtl">نيازى و توانگرى نفس است نه توانگرى مالى؛ زيرا</span> <span dir="rtl">اى بسا خردمندى كه نادار و درويش است (ر.ک: حاشیۀ ميرزا رفيعا: ص۶۳).</span></ref> <span dir="rtl">- و ضدّ آن، گداصفتى را [نهاد] - و يادآورى - و ضدّ آن، غفلت را [نهاد] - و به ياد سپردن - و ضدّ آن، فراموشى را [نهاد] - و پيوستن - و ضدّ آن، بريدن</span><ref><span dir="rtl">مراد، پيوستن و ارتباط با خويشاوندان است كه ضدّ آن، بريدن از خويشاوندان است (ر.ک: لسان العرب: ج۸ ص۲۸۰ مادّۀ «قطع»).</span></ref> <span dir="rtl">را [نهاد] - و قناعت - و ضدّ آن، آزمندى را [نهاد] - و كمک كردن مالى - و ضدّ آن، دريغ ورزيدن را [نهاد] - و دوستى خالصانه - و ضدّ آن، دشمنى كينه</span><span dir="rtl">ورزانه را [نهاد] - و پيمان</span><span dir="rtl">دارى - و ضدّ آن، پيمان</span><span dir="rtl">شكنى را [نهاد] - و فرمان</span><span dir="rtl">بردارى - و ضدّ آن، نافرمانى را [نهاد] - و خضوع - و ضدّ آن، برترى</span><span dir="rtl">جويى (/ خودبرتربينى) را [نهاد] - و سلامت - و ضدّ آن را بلا [نهاد] - و عشق - و ضدّ آن را نفرت [نهاد] - و راستى - و ضدّ آن را دروغ [نهاد] - و درست - و ضدّ آن را نادرست [نهاد] - و امانت - و ضدّ آن را خيانت [نهاد] - و ناب و خالص بودن - و ضدّ آن را آميختگى و ناخالصى [نهاد] - و زيركى - و ضدّ آن را گولى [نهاد] - و فهميدگى - و ضدّ آن را ابلهى [نهاد] - و شناخت - و ضدّ آن را نشناختن [نهاد] - و مدارا - و ضدّ آن را ستيزه</span><span dir="rtl">گرى [نهاد] - و يک</span><span dir="rtl">رنگى - و ضدّ آن را نيرنگبازى [نهاد] - و پنهاندارى - و ضدّ آن را فاش</span><span dir="rtl">سازى [نهاد] - و نماز [درست] - و ضدّ آن را تباه كردن [نماز] [نهاد] - و روزه - و ضدّ آن را روزه</span><span dir="rtl">خوارى [نهاد] - و جهاد - و ضدّ آن را خوددارى از جهاد [نهاد] - و حج - و ضدّ آن را وا نهادن اين پيمان [نهاد] - و سخندارى - و ضدّ آن را سخن</span><span dir="rtl">چينى [نهاد] - و فرمان بردن از پدر و مادر - و ضدّ آن را نافرمانى [نهاد] - و روراستى - و ضدّ آن را رياست [نهاد] - و معروف - و ضدّ آن را منكر [نهاد] - و پوشش - و ضدّ آن را بى</span><span dir="rtl">حجابى [نهاد] - و رازدارى - و ضدّ آن را پخش كردن [راز] [نهاد] - و انصاف - و ضدّ آن را جانبدارى [نهاد] - و آمادگى حق</span><span dir="rtl">پذيرى - و ضدّ آن را از حد گذشتن [نهاد] - و پاكيزگى - و ضدّ آن را پستى [نهاد] - و آزرم - و ضدّ آن را بى</span><span dir="rtl">شرمى [نهاد] - و ميانه</span><span dir="rtl">روى - و ضدّ آن را زياده</span><span dir="rtl">روى [نهاد] - آسودگى - و ضدّ آن را رنج و زحمت [نهاد] - و آسانى - و ضدّ آن را سختى [نهاد] - و بالندگى - و ضدّ آن را كاهندگى [نهاد] - و آسايش - و ضدّ آن را گرفتارى [نهاد] - و بسندگى - و ضدّ آن را فزونخواهى [نهاد] - و فرزانگى - و ضدّ آن را هوس [نهاد] - و سنگينى - و ضدّ آن را سبكى [نهاد] - و خوش</span><span dir="rtl">بختى - و ضدّ آن را شوربختى [نهاد] - و دست كشيدن از گناه - و ضدّ آن را ادامه دادن به گناه [نهاد] - و آمرزش</span><span dir="rtl">خواهى - و ضدّ آن را غفلت [نهاد] - و نگهدارى - و ضدّ آن را سهل</span><span dir="rtl">انگارى [نهاد] - و دعا كردن - و ضدّ آن را سر باز زدن [نهاد] - و كوشايى - و ضدّ آن را تنبلى [نهاد] - و شادى - و ضدّ آن را اندوه [نهاد] - و پيوستگى - و ضدّ آن را جدايى [نهاد] - و سخاوت - و ضد آن را بُخل نهاد -.</span> | |||
<span dir="rtl">اين سربازانِ خرد، تنها در پيامبر يا وصىّ پيامبر و يا مؤمنى كه خداوند دلش را براى ايمان خالص ساخته است، به طور كامل گرد مى</span><span dir="rtl">آيند؛ امّا بقيّۀ دوستداران ما، در هر يک از آنان، برخى از اين سربازان وجود دارند تا آن كه كامل گردد و از سربازان نابخردى پيراسته شود. در اين هنگام، با پيامبران و اوصيا در بالاترين درجه خواهد بود و اين، تنها با شناخت خرد و سربازانش و دورى كردن از نابخردى و سربازانش به دست مى</span><span dir="rtl">آيد. خداوند، ما و شما را به فرمان</span><span dir="rtl">بردارى از خويش و موجبات خشنودى</span><span dir="rtl">اش موفّق بدارد».</span> | |||
<span dir="rtl"> | <ol start="264" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: سِلاحُ الجَهلِ السَّفَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۱۲۷ ح</span><span dir="rtl">۵۵۵۲، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۲۸۴ ح</span><span dir="rtl">۵۱۲۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<span dir="rtl"> | <ol start="264" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: جنگ</span><span dir="rtl">افزار نابخردى، سبک</span><span dir="rtl">سرى است.</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">راجع: موسوعة معارف الکتاب و السنَّة: ج۵ ص۴۳9 (الإنسان / تعریف الإنسان / ترکیب العقل و الشهوة).</span> | |||
<span dir="rtl"> | <span dir="rtl">ر. ک: دانش</span><span dir="rtl">نامۀ قرآن و حدیث: ج۹ ص۲۹ (انسان / تعریف انسان / ترکیب خِرد و خواهش).</span> | ||
<span id="أجهل-الناس"></span> | <span id="أجهل-الناس"></span> | ||
=== <span dir="rtl">۱ / ۴: أَجهَلُ النّاسِ</span> === | === <span dir="rtl">۱ / ۴: أَجهَلُ النّاسِ</span> === | ||
<ol start=" | <span dir="rtl">۱ / ۴</span><span dir="rtl">: جاهلترینِ (نابخردترینِ) مردم</span> | ||
<li | |||
<ol start="265" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li>< | <li><span dir="rtl">رسول اللّه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: أنقَصُ النّاسِ عَقلاً أطوَعُهُم لِلشَّيطانِ و أعمَلُهُم بِطاعَتِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">تاريخ بغداد: ج</span><span dir="rtl">۱۳ ص</span><span dir="rtl">۴۰ عن زيد بن علي عن</span> <span dir="rtl">أبيه عن جدّه عن الإمام عليّ:، الأوائل للطبراني: ص۲۲، تاريخ دمشق: ج</span><span dir="rtl">۵۶ ص</span><span dir="rtl">۲۰۸ ح</span><span dir="rtl">۱۱۸۲۰.</span></p></ref></li></ol> | ||
< | |||
< | |||
< | |||
< | <ol start="265" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: كم</span><span dir="rtl">خردترينِ مردمان، رام ترينِ آنان در برابر شيطان و عامل</span><span dir="rtl">ترينِ آنان به دستورهاى وى است.</span></li></ol> | |||
< | |||
<li | |||
< | <ol start="266" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">عنه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: أنقَصُ النّاسِ عَقلاً أخوَفُهُم لِلسُّلطانِ و أَطوَعُهُم لَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۵۰، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۷ ص</span><span dir="rtl">۱۵۴ ح</span><span dir="rtl">۱۲۶.</span></p></ref></li></ol> | |||
< | |||
< | |||
<ol start="266" style="list-style-type: decimal;"> | |||
< | <li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: كم</span><span dir="rtl">خردترينِ مردم، كسى است كه از پادشاه، بیشتر بترسد و بيشتر، از او پيروى كند.</span></li></ol> | ||
<li | |||
<ol start="267" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الصادق علیهالسلام: أنقَصُ النّاسِ عَقلاً مَن ظَلَمَ دونَهُ، و لَم يَصفَح عَمَّنِ اعتَذَرَ إلَيهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">الدرّة الباهرة: ص</span><span dir="rtl">۳۱، نزهة الناظر: ص</span><span dir="rtl">۱۷۶ ح</span><span dir="rtl">۳۶۸، أعلام الدين: ص</span><span dir="rtl">۳۰۳، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۲۷۸ ح۱۱۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="267" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام: كم</span><span dir="rtl">خردترينِ مردم، كسى است كه به زيردستان، ستم روا دارد و از كسى كه عذر آورده، نگذرد.</span></li></ol> | |||
<ol start="268" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: إنَّ أجهَلَ النّاسِ مَن لَم يَعرِف قَدرَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">تاريخ دمشق: ج</span><span dir="rtl">۴۲ ص</span><span dir="rtl">۵۰۵ عن طليق؛ نهج البلاغة: الخطبة ۱۶، الإرشاد: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۳۱ نحوه.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="268" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نابِخْردترينِ مردم، كسى است كه اندازۀ خود را نداند.</span></li></ol> | |||
<ol start="269" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: لا جَهلَ أعظَمُ مِن تَعَدِّي القَدرِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۳۸۳ ح</span><span dir="rtl">۱۰۶۵۴، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۵۳۷ ح99۰۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="269" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نابخردی</span><span dir="rtl">ای بزرگ</span><span dir="rtl">تر از گذشتن از حد و اندازۀ خود نیست.</span></li></ol> | |||
<ol start="270" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: أعظَمُ الجَهلِ جَهلُ الإِنسانِ أمرَ نَفسِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۳۸۷ ح</span><span dir="rtl">۲9۳۶، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۱۱۸ ح</span><span dir="rtl">۲۶۳9 ولیس فيه «أمر».</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="270" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: بزرگ</span><span dir="rtl">ترين نابخردى، ناآگاهى انسان به نفسِ خويشتن است.</span></li></ol> | |||
<ol start="271" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام - فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: أجهَلُ الجُهّالِ مَن عَثَرَ بِحَجَرٍ مَرَّتَينِ.</span><ref><p><span dir="rtl">شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج</span><span dir="rtl">۲۰ ص</span><span dir="rtl">۳۳۲ ح</span><span dir="rtl">۸۱۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="271" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام - در حكمت</span><span dir="rtl">هاى منسوب به ايشان -: نابخردترينِ نابخردان، كسى است كه بر يک سنگ، دو بار بلغزد.</span></li></ol> | |||
<ol start="272" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: أجهَلُ النّاسِ مُسيءٌ مُستَأنِفٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۳۸۷ ح</span><span dir="rtl">۲9۳۸، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۱۱۴ ح</span><span dir="rtl">۲۵۰۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="272" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نابخردترينِ مردم، بدكارِ تكرار كننده است.</span></li></ol> | |||
<ol start="273" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">رسول اللّه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: أعقَلُ النّاسِ مُحسِنٌ خائِفٌ، و أجهَلُهُم مُسيءٌ آمِنٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">عوالي اللآلي: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲9۲ ح</span><span dir="rtl">۱۷۱، إرشاد القلوب: ص۱۱۳ نحوه و فیه «روي»، تنبیه الخواطر: ج۱ ص۸۷ من دون إسنادٍ إلی النبيّ أو أحد من أهل البیت:، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۱۳۱ ح</span><span dir="rtl">۱۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="273" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: خردمندترينِ مردم، نيكوكارِ ترسان [از كيفر خدا] است و نابخردترينِ آن</span><span dir="rtl">ها، بدكارِ آسوده</span><span dir="rtl">خاطر [از عذاب خدا].</span></li></ol> | |||
<ol start="274" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: أجهَلُ النّاسِ المُغتَرُّ بِقَولِ مادِحٍ مُتَمَلِّقٍ؛ يُحَسِّنُ لَهُ القَبيحَ و يُبَغِّضُ إلَيهِ النَّصيحَ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۴۵۲ ح</span><span dir="rtl">۳۲۶۲، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۱۲۳ ح</span><span dir="rtl">۲۷9۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="274" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نابخردترينِ مردم، كسى است كه فريفتۀ سخنان ستايندۀ چاپلوسى شود كه زشت را در نظر او زيبا می</span><span dir="rtl">نمايانَد و راه</span><span dir="rtl">نماى خيرخواه را منفور او می</span><span dir="rtl">سازد.</span></li></ol> | |||
<ol start="275" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: غايَةُ الجَهلِ تَبَجُّحُ</span><ref><p><span dir="rtl">يتبجّح: أي يتعظّم و يفتخر (النهاية: ج</span><span dir="rtl">۱ ص9۶ «بجح»).</span></p></ref> <span dir="rtl">المَرءِ بِجَهلِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۳۷۳ ح</span><span dir="rtl">۶۳۷۱، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۵۰ ح</span><span dir="rtl">۵9۵۰.</span></p></ref> <span dir="rtl"></span></li></ol> | |||
<ol start="275" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: اوج نابخردى، اين است كه آدمى به نادانى خود ببالد.</span></li></ol> | |||
<ol start="276" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: غايَةُ الجَهالَةِ إِضاعَةُ الوُدِّ و خِيانَةُ العَهدِ.</span><ref><p><span dir="rtl">عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۴۸ ح</span><span dir="rtl">۵۸9۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="276" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نهایت نابخردی، تباه کردن دوستی و پیمان</span><span dir="rtl">شکنی است.</span></li></ol> | |||
<ol start="277" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: رَأسُ الجَهلِ الخُرقُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۴۷ ح</span><span dir="rtl">۵۲۲۵، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۲۶۴ ح</span><span dir="rtl">۴۸۰۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="277" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: اوج نابخردی، درشتی [و بدخویی] کردن با مردم است.</span></li></ol> | |||
<ol start="278" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: أعظَمُ الجَهلِ: مُعاداةُ القادِرِ، وَ مُصادَقَةُ الفاجِرِ، وَ الثِّقَةُ بِالغادِرِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۴۷۸ ح</span><span dir="rtl">۳۳۵۸، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۱۲۶ ح</span><span dir="rtl">۲۸۷۸.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="278" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: بزرگ</span><span dir="rtl">ترين نابخردى، دشمنى با توانمند، دوستى با تبهكار و اعتماد به نيرنگباز است.</span></li></ol> | |||
<ol start="279" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: رَأسُ الجَهلِ مُعاداةُ النّاسِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج۴ ص۵۱ ح</span><span dir="rtl">۵۲۴۷، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۲۶۴ ح</span><span dir="rtl">۴۸۱۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="279" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: اوج نابخردى، دشمنى با مردم است.</span></li></ol> | |||
<ol start="280" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: تَكَثُّرُكَ بِما لا يَبقیٰ لَكَ و لا تَبقیٰ لَهُ مِن أعظَمِ الجَهلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج۳ ص۳۱۶ ح</span><span dir="rtl">۴۵۷۶، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۱99 ح</span><span dir="rtl">۴۰۳۴ نحوه.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="280" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: بزرگ</span><span dir="rtl">ترين نابخردى، اين است كه آنچه را براى تو نمى</span><span dir="rtl">ماند و تو براى آن نمى</span><span dir="rtl">مانى، زياد جمع كنى.</span></li></ol> | |||
<ol start="281" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: كَثرَةُ الخَطَأِ تُنذِرُ بِوُفورِ الجَهلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج۴ ص۵۸9 ح</span><span dir="rtl">۷۰9۲، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۸9 ح</span><span dir="rtl">۶۵۶۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="281" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: فراوانی خطا، نابخردی فراوان را هشدار می</span><span dir="rtl">دهد.</span></li></ol> | |||
<ol start="282" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: رَأسُ الجَهلِ الجَورُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج۴ ص۵۰ ح</span><span dir="rtl">۵۲۳۸، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۲۶۳ ح</span><span dir="rtl">۴۷۷۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="282" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: ستمگرى، اوج نابخردی است.</span></li></ol> | |||
<ol start="283" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: لا جَهلَ كَالتَّبذيرِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج۶ ص۳۴۷ ح</span><span dir="rtl">۱۰۴۴۶، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۵۳۲ ح9۶۸۵.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="283" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هیچ نابخردی</span><span dir="rtl">ای چون ولخرجی نیست.</span></li></ol> | |||
<span id="الفصل-الثاني-ذم-الجهل-و-الجاهل"></span> | <span id="الفصل-الثاني-ذم-الجهل-و-الجاهل"></span> | ||
== <span dir="rtl">الفَصلُ الثّاني: ذَمُّ الجَهلِ وَ الجاهِلِ</span> == | == <span dir="rtl">الفَصلُ الثّاني: ذَمُّ الجَهلِ وَ الجاهِلِ</span> == | ||
<span dir="rtl">فصل دوم</span><span dir="rtl">: سرزنش جهل و جاهل (نابخردی و نابخرد)</span> | |||
<span dir="rtl">الكتاب</span> | <span dir="rtl">الكتاب</span> | ||
<span dir="rtl">(إنَّا عَرَضْنَا ٱلَامَانَةَ عَلَى ٱلسَّمَـٰوَ ٰتِ وَ ٱلَارْضِ وَ ٱلْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أن يَحْمِلْنَهَا وَ أشْفَقْنَ مِنْهَا وَ حَمَلَهَا ٱلْإِنسَـٰنُ إنَّهُ كَانَ ظَـلُوما جَهُولاً).</span><ref><span dir="rtl"> | <span dir="rtl">قرآن</span> | ||
<span dir="rtl">(إنَّا عَرَضْنَا ٱلَامَانَةَ عَلَى ٱلسَّمَـٰوَ ٰتِ وَ ٱلَارْضِ وَ ٱلْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أن يَحْمِلْنَهَا وَ أشْفَقْنَ مِنْهَا وَ حَمَلَهَا ٱلْإِنسَـٰنُ إنَّهُ كَانَ ظَـلُوما جَهُولاً).</span><ref><span dir="rtl">الأحزاب: ۷۲.</span></ref> | |||
<span dir="rtl">(ما امانت [الهى] را بر آسمان</span><span dir="rtl">ها و زمين و كوه</span><span dir="rtl">ها عرضه داشتيم. آنها از پذيرفتنش خوددارى ورزيدند و از آن ترسيدند؛ ولى انسان، آن را پذيرفت. به راستى كه او ستمكارى نابخرد بود).</span> | |||
<span dir="rtl">(إنَّ شَرَّ ٱلدَّوَابِّ عِندَ ٱللهِ ٱلصُّمُّ ٱلْبُكْمُ ٱلَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ).</span><ref><span dir="rtl">الأنفال: ۲۲.</span></ref> | |||
<span dir="rtl">( | <span dir="rtl">(قطعاً بدترين جنبندگان نزد خدا، كران و لالانى هستند كه نمى</span><span dir="rtl">انديشند).</span> | ||
<span dir="rtl"> | <span dir="rtl">راجع: البقرة: ۶7، هود: ۲9و ۴۶، یوسف: ۸9، النمل: ۵۵، الزمر: ۶۴، الأحقاف: ۲۳.</span> | ||
<span dir="rtl">ر. ک: بقره: آیۀ ۶۷، هود: آیۀ ۲۹ و ۴۶، یوسف: آیۀ ۸۹، نمل: آیۀ ۵۵، زمر: آیۀ ۶۴، احقاف: آیۀ ۲۳.</span> | |||
<span dir="rtl">الحديث</span> | <span dir="rtl">الحديث</span> | ||
<span dir="rtl">حدیث</span> | |||
<ol start="284" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام - مِن كَلامٍ لَهُ كانَ يوصي بِهِ أصحابَهُ -: تَعاهَدوا أمرَ الصَّلاةِ... ثُمَّ أداءَ الأَمانَةِ، فَقَد خابَ مَن لَيسَ مِن أهلِها، إنَّها عُرِضَت عَلَى السَّماواتِ المَبنِيَّةِ، وَ الأَرَضينَ المَدحُوَّةِ</span><ref><p><span dir="rtl">دَحا يَدحو: بَسَطَ وَوَسّعَ (النهاية: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۰۶ «دحا»).</span></p></ref><span dir="rtl">، وَ الجِبالِ ذاتِ الطّولِ المَنصوبَةِ، فَلا أطوَلَ و لا أعرَضَ و لا أعلیٰ و لا أعظَمَ مِنها، و لَوِ امتَنَعَ شَيءٌ بِطولٍ أو عَرضٍ أو قُوَّةٍ أو عِزٍّ لَامتَنَعنَ، و لٰكِن أشفَقنَ مِنَ العُقوبَةِ، و عَقَلنَ ما جَهِلَ مَن هُوَ أضعَفُ مِنهُنَّ، و هُوَ الإِنسانُ، (إِنَّهُ كَانَ ظَـلُوما جَهُولاً).</span><ref><p><span dir="rtl">نهج البلاغة: الخطبة ۱99، الكافي: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۳۷ ح</span><span dir="rtl">۱ عن عقيل الخزاعي نحوه، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۶۰ ص</span><span dir="rtl">۲۸۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="284" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام - از سخنان ايشان در سفارش به ياران خود -: از نماز، مراقبت كنيد... و ديگر، آن كه امانت</span><span dir="rtl">گذار باشيد؛ زيرا كسى كه امانت</span><span dir="rtl">گذار نيست، زيانكار است. امانت، به آسمان</span><span dir="rtl">هاى افراشته و زمين</span><span dir | |||
<span id="الفصل-الثالث-مضار-الجهل"></span> | <span id="الفصل-الثالث-مضار-الجهل"></span> | ||
== <span dir="rtl">الفَصلُ الثّالِثُ: مَضارُّ الجَهلِ</span> == | == <span dir="rtl">الفَصلُ الثّالِثُ: مَضارُّ الجَهلِ</span> == | ||
<span dir="rtl">فصل سوم</span><span dir="rtl">: آسیب</span><span dir="rtl">های جهل (نابخردی)</span> | |||
<span id="عصيان-الله"></span> | <span id="عصيان-الله"></span> | ||
=== <span dir="rtl">۳ / ۱: عِصيانُ اللهِ</span> === | === <span dir="rtl">۳ / ۱: عِصيانُ اللهِ</span> === | ||
<span dir="rtl">۳ / ۱</span><span dir="rtl">: نافرمانی از خدا</span> | |||
<span dir="rtl">الکتاب</span> | <span dir="rtl">الکتاب</span> | ||
<span dir="rtl">(قَالَ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ إِذْ أَنتُمْ جَـٰهِلُونَ).</span><ref><span dir="rtl"> | <span dir="rtl">قرآن</span> | ||
<span dir="rtl">(قَالَ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ إِذْ أَنتُمْ جَـٰهِلُونَ).</span><ref><span dir="rtl">يوسف: ۸9.</span></ref> | |||
<span dir="rtl">(گفت: آيا دانستيد وقتى كه نابخرد بوديد، با يوسف و برادرش چه كرديد؟).</span> | |||
<span dir="rtl">الحدیث</span> | <span dir="rtl">الحدیث</span> | ||
<ol start=" | <span dir="rtl">حدیث</span> | ||
<li | |||
< | <ol start="331" style="list-style-type: decimal;"> | ||
< | <li><span dir="rtl">الإمام الصادق علیهالسلام - في قَولِهِ تَعالى: (وَإِنِّى لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ وَ ءَامَنَ وَ عَمِلَ صَـٰـلِحا ثُمَّ ٱهْتَدَیٰ)</span><ref><p><span dir="rtl">طه: ۸۲.</span></p></ref> <span dir="rtl">-: لِهٰذِهِ الآيَةِ تَفسيرٌ، يَدُلُّ ذٰلِكَ التَّفسيرُ عَلی أنَّ اللهَ لا يَقبَلُ مَن عَمِلَ عَمَلاً إلّا مِمَّن لَقِيَهُ بِالوَفاءِ مِنهُ بِذٰلِكَ التَّفسيرِ، و مَا اشتَرَطَ فيهِ عَلَى المُؤمِنينَ، قالَ: (إِنَّمَا ٱلتَّوْبَةُ عَلَى ٱللهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ ٱلسُّوءَ بِجَهَـٰـلَةٍ)</span><ref><p><span dir="rtl">النساء: ۱۷.</span></p></ref><span dir="rtl">؛ يَعني كُلَّ ذَنبٍ عَمِلَهُ العَبدُ و إن كانَ بِهِ عالِماً، فَهُوَ جاهِلٌ حينَ خاطَرَ بِنَفسِهِ في مَعصِيَةِ رَبِّهِ، و قَد قالَ في ذٰلِكَ تَبارَكَ و تَعالی يَحكي قَولَ يوسُفَ لِإخوَتِهِ: (هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ إِذْ أَنتُمْ جَـٰهِلُونَ)؛ فَنَسَبَهُم إلَى الجَهلِ؛ لِمُخاطَرَتِهِم بِأَنفُسِهِم في مَعصِيَةِ اللهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">تفسير العيّاشي: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۳۷۷ ح9۰۴ عن أبي عمرو الزبيري، مجمع البيان: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۳۶ و فيه ذيله من «كلّ ذنب»، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۳۲ ح</span><span dir="rtl">۴۱؛ تفسير الآلوسي: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۲۳۸ و فيه ذيله من «كلّ ذنب».</span></p></ref></li></ol> | ||
< | |||
< | |||
<ol start="331" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام - در بارۀ اين سخن خداوند متعال: (به يقين، من آمرزندۀ كسى هستم كه توبه كند و ايمان بياورد و كار شايسته نمايد و به راه راست، ره</span><span dir="rtl">سپار شود) -: اين آيه تفسيرى دارد و اين تفسير، دلالت بر آن دارد كه خداوند، فقط عمل كسى را مى</span><span dir="rtl">پذيرد كه با به كار بستن آن تفسير و آنچه در آن بر مؤمنان شرط كرده است، او را ديدار كند، و فرمود: (خدا، فقط توبۀ كسانى را مى</span><span dir="rtl">پذيرد كه نابخردانه گناه مى</span><span dir="rtl">كنند)؛ يعنى هر گناهى كه بنده انجامش دهد، اگر چه آگاهانه باشد، باز نابخردى است؛ چون خود را در خطر معصيت پروردگارش انداخته است. خداوند - تبارک و تعالى - در نقل سخن يوسف علیهالسلام به برادرانش كه مى</span><span dir="rtl">فرمايد: (آيا دانستيد وقتى كه نابخرد بوديد، با يوسف و برادرش چه كرديد؟)، آنان را به نابخردى نسبت داده است؛ چون خود را در خطر معصيت خداوند انداختند.</span></li></ol> | |||
<ol start="332" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام زين العابدين علیهالسلام - مِن دُعائِهِ في طَلَبِ العَفوِ وَ الاِستقالَةِ -:... و أنَا الَّذي بِجَهلِهِ عَصاكَ، و لَم تَكُن أهلاً مِنهُ لِذاكَ.</span><ref><p><span dir="rtl">الصحيفة السجّاديّة: ص</span><span dir="rtl">۶۸ الدعاء ۱۶، المزار الكبير: ص</span><span dir="rtl">۱۵۷، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱۰۰ ص</span><span dir="rtl">۴۰۸ ح</span><span dir="rtl">۶۶؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۱۸۰ عن الإمام عليّ و عنه علیهماالسلام.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="332" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام زین العابدین علیهالسلام - در دعای بخشش</span><span dir="rtl">خواهی و بازگشت -: من کسی هستم که به خاطر نابخردیاش نافرمانی</span><span dir="rtl">ات کرد و تو سزاوار این نبودی.</span></li></ol> | |||
<ol start="333" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: وَيحَ العاصي ما أجهَلَهُ! و عَن حَظِّهِ ما أعدَلَهُ!</span><ref><p><span dir="rtl">عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۵۰۳ ح9۲۱۲، غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۲۲9 ح</span><span dir="rtl">۱۰۰9۴ نحوه.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="333" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام علی علیهالسلام: وای بر نافرمان، که چه قدر نابخرد است و چه قدر دور است از بهره</span><span dir="rtl">اش!</span></li></ol> | |||
<ol start="334" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام - في دُعائِهِ -: أنتَ العالِمُ و أنَا الجاهِلُ، عَصَيتُكَ بِجَهلي، وَ ارتَكَبتُ الذُّنوبَ بِجَهلي، و أَلهَتنِي الدُّنيا بِجَهلي، و سَهَوتُ عَن ذِكرِكَ بِجَهلي، و رَكَنتُ إلَى الدُّنيا بِجَهلي.</span><ref><p><span dir="rtl">الدروع الواقية: ص</span><span dir="rtl">۲۴9، بحار الأنوار: ج9۷ ص</span><span dir="rtl">۲۱9.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="334" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام - در دعاى خود -: تو دانایی و من نادانم، به سبب نابخردیام، تو را نافرمانى كردم و به سبب نابخردی</span><span dir="rtl">ام، مرتكب گناهان شدم و به سبب نابخردی</span><span dir="rtl">ام، دنيا مرا به خود مشغول داشت و به سبب نابخردی</span><span dir="rtl">ام، از ياد تو غافل گشتم و به سبب نابخردی</span><span dir="rtl">ام، به دنيا ميل كردم.</span></li></ol> | |||
<ol start="335" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الباقر علیهالسلام – في ما وَعَظَ بِهِ جَماعَةً مِنَ الشّيعَةِ و هُم ساهونَ لاهونَ -:... وَيلَكَ! إنَّما أنتَ لِصٌّ مِن لُصوصِ الذُّنوبِ؛ كُلَّما عَرَضَت لَكَ شَهوَةٌ أوِ ارتِكابُ ذَنبٍ سارَعتَ إلَيهِ و أَقدَمتَ بِجَهلِكَ عَلَيهِ فَارتَكَبتَهُ، كَأَنَّكَ لَستَ بِعَينِ اللهِ، أو كَأَنَّ اللهَ لَيسَ لَكَ بِالمِرصادِ.</span><ref><p><span dir="rtl">تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۲9۱، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۸ ص</span><span dir="rtl">۱۷۰ ح</span><span dir="rtl">۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="335" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام باقر علیهالسلام - در اندرز به گروهی از شیعیان، در حالی که بی</span><span dir="rtl">توجّه و غافل بودند -: وای بر تو! تو دزدی از دزدان گناهی. هر گاه شهوتی برایت نمود یابد یا موقعیت گناهی پیش آید، به سویش می</span><span dir="rtl">شتابی و با نابخردی به سویش گام بر می</span><span dir="rtl">داری و آن را مرتکب می</span><span dir="rtl">شوی. گویی که در دیدرس خدا نیستی، یا این که خداوند در کمین تو ننشسته است.</span></li></ol> | |||
<span id="الکفر"></span> | <span id="الکفر"></span> | ||
=== <span dir="rtl">۳ / ۲: الکفر</span> === | === <span dir="rtl">۳ / ۲: الکفر</span> === | ||
<span dir="rtl">۳ / ۲</span><span dir="rtl">: کفر</span> | |||
<span dir="rtl">الكتاب</span> | <span dir="rtl">الكتاب</span> | ||
<span dir="rtl">(وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ).</span><ref><span dir="rtl"> | <span dir="rtl">قرآن</span> | ||
<span dir="rtl">(وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ).</span><ref><span dir="rtl">البقرة: ۱۷۰.</span></ref> | |||
<span dir="rtl">(و چون به آنان گفته شود: «از آنچه خدا نازل كرده است، پيروى كنيد»، مى</span><span dir="rtl">گويند: «[نه؛] بلكه از چيزى كه پدران خود را بر آن يافته</span><span dir="rtl">ايم، پيروى مى</span><span dir="rtl">كنيم». آيا هر چند پدرانشان چيزى را درک نمى</span><span dir="rtl">كرده و به راه صواب نمى</span><span dir="rtl">رفته</span><span dir="rtl">اند [، باز در خور پيروى اند]؟).</span> | |||
<span dir="rtl">(وَ مَثَلُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ كَمَثَلِ ٱلَّذِى يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إلّا دُعَاءً وَ نِدَاءً صُمُّم بُكْمٌ عُمْىٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ).</span><ref><span dir="rtl">البقرة: ۱۷۱.</span></ref> | |||
<span dir="rtl">(و مَثَل [دعوت كنندۀ] كافران، چون مَثَل كسى است كه حيوانى را كه جز صدا و ندايى [مبهم، چيزى] نمى</span><span dir="rtl">شنود، بانگ مى</span><span dir="rtl">زند. [آرى،] كرند، لال اند، كورند و در نمى</span><span dir="rtl">يابند).</span> | |||
<span dir="rtl">(وَإذَا نَادَيْتُمْ إلَى ٱلصَّلَوٰةِ ٱتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبا ذَ ٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْقِلُونَ).</span><ref><span dir="rtl">المائدة: ۵۸.</span></ref> | |||
<span dir="rtl">( | <span dir="rtl">(و هنگامى كه مردم را به نماز مى</span><span dir="rtl">خوانيد، آن را به مسخره و بازى مى</span><span dir="rtl">گيرند؛ زيرا آنان مردمى نابخردند).</span> | ||
<span dir="rtl">( | <span dir="rtl">(وَ لَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةَ وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَ حَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا مَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللهُ وَ لَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ).</span><ref><span dir="rtl">الأنعام: ۱۱۱.</span></ref> | ||
<span dir="rtl">( | <span dir="rtl">(و اگر ما فرشتگان را به سوى آنان مى</span><span dir="rtl">فرستاديم و [اگر] مردگان با آنان به سخن مى</span><span dir="rtl">آمدند و همه چیز را دسته دسته در برابر آنان گرد مى</span><span dir="rtl">آورديم، باز هم ايمان نمى</span><span dir="rtl">آوردند، جز اين که خدا بخواهد؛ ولى بيشترشان نابخردى مى</span><span dir="rtl">کنند).</span> | ||
<span dir="rtl">الحديث</span> | <span dir="rtl">الحديث</span> | ||
<ol start=" | <span dir="rtl">حدیث</span> | ||
<li>< | |||
<ol start="336" style="list-style-type: decimal;"> | |||
< | <li><span dir="rtl">رسول اللّه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: إنَّما يُدرَكُ الخَيرُ كُلُّهُ بِالعَقلِ، و لا دينَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۵۴، غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۴۰۰ ح</span><span dir="rtl">۱۰۷۶۸ عن الإمام عليّ علیهالسلام و ليس فيه صدره، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۷ ص</span><span dir="rtl">۱۵۸ ح</span><span dir="rtl">۱۴۳؛ مكارم الأخلاق لابن أبي الدنيا: ص9۳ ح</span><span dir="rtl">۱۱۱ عن مجمع بن جارية.</span></p></ref></li></ol> | ||
< | |||
< | <ol start="336" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: همۀ خير (خوبى)، با خرد به دست می</span><span dir="rtl">آيد و كسى كه خرد ندارد، دين ندارد.</span></li></ol> | |||
< | |||
<ol start="337" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه صلی الله علیه و آله: قِوامُ المَرءِ عَقلُهُ، و لا دينَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">شعب الإيمان: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۱۵۷ ح</span><span dir="rtl">۴۶۴۴ عن جابر بن عبد اللّٰه</span><span dir="rtl">؛ كنز الفوائد: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۳۱، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص9۴ ح</span><span dir="rtl">۱9.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="337" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: جان</span><span dir="rtl">مايۀ آدمى، خرد اوست و كسى كه خرد ندارد، دين ندارد.</span></li></ol> | |||
<ol start="338" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه صلی الله علیه و آله: دينُ المَرءِ عَقلُهُ، و مَن لا عَقلَ لَهُ لا دينَ لَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">الجامع الصغير: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۶۵۲ ح</span><span dir="rtl">۴۲۴۲ نقلاً عن أبي الشيخ في الثواب وابن النجّار عن جابر بن عبد اللّٰه.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="338" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: ديندارى آدمى، به خرد اوست و آن كه خردمند نيست، دین ندارد.</span></li></ol> | |||
<ol start="339" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: ما كَفَرَ الكافِرُ حَتّیٰ جَهِلَ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۷۰ ح9۵۵۴، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۷۶ ح</span><span dir="rtl">۸۷۴۶.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="339" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هيچ كس كافر نگشت، مگر زمانی که نابخردی کرد.</span></li></ol> | |||
<ol start="340" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الكافِرُ خَبٌّ</span><ref><p><span dir="rtl">الخَبّ - بالفتح ـ: الخدّاع... الذي يسعى بين الناس بالفساد (النهاية: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۴ «خبب»).</span></p></ref> <span dir="rtl">لَئيمٌ خَؤونٌ مَغرورٌ بِجَهلِهِ مَغبونٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۷۵ ح</span><span dir="rtl">۱9۰۰، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۵۷ ح</span><span dir="rtl">۱۴۵۶.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="340" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: كافر، حيله</span><span dir="rtl">گرى پست و خيانت</span><span dir="rtl">پيشه</span><span dir="rtl">اى خودبين است كه فريفتۀ نابخردى</span><span dir="rtl">اش شده است.</span></li></ol> | |||
<ol start="341" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الكافِرُ فاجِرٌ جاهِلٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۱۸۷ ح</span><span dir="rtl">۷۱۵، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۰ ح</span><span dir="rtl">۴۶۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="341" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: كافر، تبهكارى نابخرد است.</span></li></ol> | |||
<ol start="342" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الجاهِلُ إذا جَمَدَ وَجَدَ، و إذا وَجَدَ ألحَدَ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۳9۶ ح</span><span dir="rtl">۱۵۳۴ و في نسخة: «الجاهل إذا جحد وحَّد، وإذا وحَّد ألحد».</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="342" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نابخرد، هر گاه بخل ورزد، صاحب ثروت می</span><span dir="rtl">شود و زمانى كه صاحب ثروت شود، سر از الحاد در می</span><span dir="rtl">آورد.</span></li></ol> | |||
<ol start="343" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الكافي عن محمّد بن خالد عن بعض أصحابنا عن الإمام الصادق علیهالسلام: لَيسَ بَينَ الإِيمانِ وَ الكُفرِ إلّا قِلَّةُ العَقلِ. قيلَ: و كَيفَ ذاكَ - يَابنَ رَسولِ اللهِ -؟ قالَ: إنَّ العَبدَ يَرفَعُ رَغبَتَهُ إلیٰ مَخلوقٍ، فَلَو أخلَصَ نِيَّتَهُ لِلهِ لَأَتاهُ الَّذي يُريدُ في أسرَعَ مِن ذٰلِكَ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۸ ح</span><span dir="rtl">۳۳ و راجع المحاسن: ج۱ ص۳9۵ ح۸۸۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="343" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الكافى - به نقل از محمّد بن خالد، از يكى از شيعيان -: امام صادق علیهالسلام فرمود: «ميان ايمان و كفر، فاصله</span><span dir="rtl">ای جز كم</span><span dir="rtl">خردى نيست». گفته شد: چگونه،</span><span dir="rtl">اى پسر پیامبر خدا؟ فرمود: «بنده، خواستِ خود را نزد مخلوق مى</span><span dir="rtl">برد، در حالى كه اگر نيّتش را براى خدا خالص می</span><span dir="rtl">کرد، به آنچه مى</span><span dir="rtl">خواهد، زودتر مى</span><span dir="rtl">رسید».</span></li></ol> | |||
<ol start="344" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الصادق علیهالسلام - في وَصِيَّتِهِ لاِبنِ جُندَبٍ -: يَابنَ جُندَبٍ، قَديماً عَمِرَ الجَهلُ و قَوِيَ أساسُهُ؛ و ذٰلِكَ لاِتِّخاذِهِم دينَ اللهِ لَعِباً، حَتّیٰ لَقَد كانَ المُتَقَرِّبُ مِنهُم إلَى اللهِ بِعِلمِهِ يُريدُ سِواهُ، اُولٰئِكَ هُمُ الظّالِمونَ.</span><ref><p><span dir="rtl">تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۳۰۱، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۸ ص</span><span dir="rtl">۲۸۰ ح</span><span dir="rtl">۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="344" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام - در سفارش به ابن جُندَب -:</span> <span dir="rtl">اى ابن جُندَب! ديرى است كه نابِخْرَدی، آباد و بنيانش نيرومند گرديده است و اين، از آن روست كه دين خدا را به بازى گرفتند تا بدان</span> <span dir="rtl">جا كه اگر كسى از ميان آنها با دانشش به خدا نزديكى مى</span><span dir="rtl">جويد، [در واقع</span><span dir="rtl">] جز او را مى</span><span dir="rtl">خواهد. بى</span> <span dir="rtl">گمان، آنان ستمكارند.</span></li></ol> | |||
<ol start="345" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الكافي عن عليّ بن أسباط عنهم: في ما وَعَظَ اللهُ عزّ و جلّ بِهِ عيسیٰ علیهالسلام:... يا عيسیٰ، لا تُشرِك بي شَيئاً... و كُن مَعَ الحَقِّ حَيثُما كانَ و إن قُطِّعتَ و أُحرِقتَ بِالنّارِ، فَلا تَكفُر بي بَعدَ المَعرِفَةِ، فَلا تَكونَنَّ مِنَ الجاهِلينَ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۸ ص</span><span dir="rtl">۱۳۱ و ۱۴۱ ح</span><span dir="rtl">۱۰۳، تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۵۰۰ من دون إسناد إلى أحد من أهل البيت علیهمالسلام نحوه،</span> <span dir="rtl">بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱۴ ص</span><span dir="rtl">۲99 ح</span><span dir="rtl">۱۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="345" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الکافی - به نقل از على بن اسباط، از يكى از امامان: -: در پندهاى خداوند به عيسى علیهالسلام چنين آمده: «... اى عيسى! چيزى را شريک من مساز... هميشه با حق باش، هر جا كه باشد، گرچه پاره پاره شوى و به آتش سوزانده شوى. پس از شناخت، به من كفر مَوَرز تا در زمرۀ نابخردان نباشى».</span></li></ol> | |||
<span id="الاغترار"></span> | <span id="الاغترار"></span> | ||
=== <span dir="rtl">۳ / ۳: الاغترار</span> === | === <span dir="rtl">۳ / ۳: الاغترار</span> === | ||
<ol start=" | <span dir="rtl">۳ / ۳</span><span dir="rtl">: فریب خوردن</span> | ||
<li>< | |||
< | <ol start="346" style="list-style-type: decimal;"> | ||
< | <li><span dir="rtl">تفسير الثعلبي</span> <span dir="rtl">عن صالح بن مسمار: بَلَغَني أنَّ النَّبِيَّ صلی الله علیه و آله تَلا هٰذِهِ الآيَةَ (يَـٰأَيُّهَا ٱلْإِنسَـٰنُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ ٱلْكَرِيمِ)</span><ref><p><span dir="rtl">الانفطار: ۶.</span></p></ref><span dir="rtl">، قالَ: جَهلُهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">تفسير الثعلبي: ج۱۰ ص۱۴۶؛ مجمع البيان: ج۱۰ ص۶۸۲ نحوه، بحار الأنوار: ج۷ ص9۴.</span></p></ref></li></ol> | ||
< | |||
<li>< | |||
< | |||
< | <ol start="346" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">تفسير الثعلبى</span> <span dir="rtl">- به نقل از صالح بن مِسمار -: به من خبر رسيد كه پيامبر صلی الله علیه و آله اين آيه را: (اى انسان! چه چيز، تو را به پروردگار بزرگوارت، گستاخ كرده است؟) تلاوت كرد و فرمود: «نابخردى او».</span></li></ol> | |||
<ol start="347" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام - مِن كَلامِهِ عِندَ تِلاوَتِهِ: (يَـأَيُّهَا ٱلْإِنسَـنُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ ٱلْكَرِيمِ) -: أدحَضُ مَسؤولٍ حُجَّةً، و أَقطَعُ مُغتَرٍّ مَعذِرَةً، لَقَد أبرَحَ جَهالَةً بِنَفسِهِ</span><ref><p><span dir="rtl">قال ابن أبي الحديد في بيان معاني كلامه علیهالسلام: قال علیهالسلام: «أدحض مسؤول حجّةً»، المبتدأ محذوف، و الحجّة الداحضة الباطلة. و المعذِرة - بكسر الذال -: العُذر. و يقال: لقد أبرحَ فلانٌ جهالةً، و أبرحَ لُؤماً، و أبرحَ شجاعةً، و أتى بالبرح من ذلك: أي بالشديد العظيم... و جهالةً منصوب على التمييز (شرح نهج البلاغة لابن أبي الحدید: ج</span><span dir="rtl">۱۱ ص</span><span dir="rtl">۲۴۰).</span></p></ref><span dir="rtl">.</span><ref><p><span dir="rtl">نهج البلاغة: الخطبة ۲۲۳، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۱ ص</span><span dir="rtl">۱9۲ ح</span><span dir="rtl">۵9.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="347" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام - در سخنان خود به هنگام تلاوت آيۀ: (اى انسان! چه چيز، تو را به پروردگار بزرگوارت گستاخ كرده است؟) -: [انسانى كه در اين آيه مورد سؤال قرار گرفته است] هر دليلى را براى گستاخ شدنش به خدا بياورد، دليلش نادرست</span><span dir="rtl">ترينِ دليل</span><span dir="rtl">هاست. عذر [و بهانۀ] او از عذر [و بهانۀ] هر فريب خورده</span><span dir="rtl">اى بى</span><span dir="rtl">پايه</span><span dir="rtl">تر است و نابخردى، وجود او را سخت فرا گرفته است.</span></li></ol> | |||
<ol start="348" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الجَهلُ يَجلِبُ الغَرَرَ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۰۵ ح</span><span dir="rtl">۸۱۵، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۲۴ ح</span><span dir="rtl">۲۱۱ نحوه.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="348" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نابخردی (عقل نَوَرزیدن)، فريب و زيان را جلب می</span><span dir="rtl">كند.</span></li></ol> | |||
<ol start="349" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مَن جَهِلَ اغتَرَّ بِنَفسِهِ، و كانَ يَومُهُ شَرّاً مِن أمسِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۳۵9 ح</span><span dir="rtl">۸۷۴۴، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۶۲ ح</span><span dir="rtl">۸۳9۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="349" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هر كه نابخرد باشد، فريب نفس خود را می</span><span dir="rtl">خورد و امروزش بدتر از ديروزش است.</span></li></ol> | |||
<ol start="350" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: كَسبُ الجَهلِ الغَفلَةُ وَ الاِغتِرارُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۶۲۷ ح</span><span dir="rtl">۷۲۲۷، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳9۷ ح</span><span dir="rtl">۶۷۳۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="350" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: دستاورد نابخردى، غفلت و فريب خوردگى است.</span></li></ol> | |||
<ol start="351" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام زین العابدین علیهالسلام: أي رَبِّ! بِأَنفُسِنَا استَخفَفنا عِندَ مَعصِيَتِكَ لا بِعَظَمَتِكَ، و بِجَهلِنَا اغتَرَرنا لا بِحِلمِكَ.</span><ref><p><span dir="rtl">بحار الأنوار: ج9۴ ص</span><span dir="rtl">۱۲۵ ذيل ح</span><span dir="rtl">۱9 نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="351" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام زین العابدین علیهالسلام: ای پروردگار من! هنگام نافرمانی</span><span dir="rtl">ات، خود را حقیر کردیم، نه عظمت تو را، و از نابخردی خود فریب خوردیم، نه از بردباری تو.</span></li></ol> | |||
<ol start="352" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الصادق علیهالسلام - في ذِکرِ جُنودِ العَقلِ وَ الجَهلِ -: وَ الاِستِغفارُ و ضِدُّهُ الاِغتِرارُ.</span><ref><p><span dir="rtl">الکافي: ج۱ ص۲۳ ح۱۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="352" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام - در ذکر سربازان عقل و جهل -: استغفار، سرباز عقل است و ضدّ آن، مغرور شدن [و استغفار نکردن، سرباز جهل است].</span></li></ol> | |||
<span id="الذلة-و-الزلة"></span> | <span id="الذلة-و-الزلة"></span> | ||
=== <span dir="rtl">۳ / ۴: الذِّلَّةُ وَ الزَّلَّةُ</span> === | === <span dir="rtl">۳ / ۴: الذِّلَّةُ وَ الزَّلَّةُ</span> === | ||
<ol start=" | <span dir="rtl">۳ / ۴</span><span dir="rtl">: خواری و لغزش</span> | ||
<li>< | |||
< | <ol start="353" style="list-style-type: decimal;"> | ||
< | <li><span dir="rtl">رسول اللّه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: ما أعَزَّ اللهُ بِجَهلٍ قَطُّ، و لا أذَلَّ بِحِلمٍ قَطُّ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۱۲ ح</span><span dir="rtl">۵، مشكاة</span> <span dir="rtl">الأنوار: ص</span><span dir="rtl">۳۷9 ح</span><span dir="rtl">۱۲۴۵ كلاهما عن الإمام</span> <span dir="rtl">الصادق علیهالسلام، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۱ ص</span><span dir="rtl">۴۰۴ ح</span><span dir="rtl">۱۵؛ مسند الشهاب: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۶ ح</span><span dir="rtl">۷۷۱ عن ابن مسعود.</span></p></ref></li></ol> | ||
< | |||
< | |||
< | |||
< | <ol start="353" style="list-style-type: decimal;"> | ||
< | <li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند، هرگز [كسى را] به سبب نابخردى عزيز نكرد، و هرگز به سبب بردبارى خوار نساخت.</span></li></ol> | ||
< | |||
< | |||
<ol start="354" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: مَن فاتَهُ العَقلُ لَم يَعدُهُ الذُّلُّ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۳۵۰ ح</span><span dir="rtl">۸۷۰۰، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۶۱ ح</span><span dir="rtl">۸۳۸۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="354" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: آن كه خرد را از دست دهد، خوارى، دست از سرش برنمیدارد.</span></li></ol> | |||
<ol start="355" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: كَم مِن عَزيزٍ أذَلَّهُ جَهلُهُ!</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۵۴۶ ح</span><span dir="rtl">۶9۲۲، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۷9 ح</span><span dir="rtl">۶۴۲۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="355" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: چه بسيار عزيزانى كه نابخردى، خوارشان ساخت!</span></li></ol> | |||
<ol start="356" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: ذِلَّةُ الجَهلِ أعظَمُ ذِلَّةٍ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۲۳۵ ح</span><span dir="rtl">۵9۳۵، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۱۰ ح</span><span dir="rtl">۵۴۶۶.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="356" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: خوارى نابخردى، بزرگ</span><span dir="rtl">ترين خوارى است.</span></li></ol> | |||
<ol start="357" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: أذَلُّ الذُّلِّ الجَهلُ؛ لِأَنَّ صاحِبَهُ أصَمُّ، أبكَمُ، أعمیٰ، حَيرانُ.</span><ref><p><span dir="rtl">نزهة الناظر: ص</span><span dir="rtl">۱۱۰ ح۱9۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="357" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: خوارترين خوارى، نابخردى است؛ چرا كه گرفتار آن، كر و لال و كور و سرگردان است.</span></li></ol> | |||
<ol start="358" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: كَفی بِالجَهلِ ضَعَةً!</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۵۶9 ح</span><span dir="rtl">۷۰۱۲، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۸۶ ح</span><span dir="rtl">۶۵۲۵.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="358" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نابخردى (عَقلانیّت نداشتن)، براى خوارى و پستى، بس است.</span></li></ol> | |||
<ol start="359" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الجاهِلُ يَرفَعُ نَفسَهُ فَيَتَّضِعُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۱۷۸ ح</span><span dir="rtl">۶۷۸، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۲۴ ح</span><span dir="rtl">۲۳۵.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="359" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نابخرد، خود را بلند می</span><span dir="rtl">گرداند؛ امّا پست می</span><span dir="rtl">شود.</span></li></ol> | |||
<ol start="360" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: العَقلُ يَهدي و يُنجي، وَ الجَهلُ يُغوي و يُردي.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۵۲ ح</span><span dir="rtl">۲۱۵۱، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۶۷ ح</span><span dir="rtl">۱۷۱۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="360" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: خرد، هدايت می</span><span dir="rtl">كند و رهايى می</span><span dir="rtl">بخشد، و نابخردى، گم</span><span dir="rtl">راه می</span><span dir="rtl">سازد و پست می</span><span dir="rtl">گرداند.</span></li></ol> | |||
<ol start="361" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الجَهلُ مَطِيَّةٌ شَموسٌ</span><ref><p><span dir="rtl">شَمَسَ الفرس شُموساً: أي مَنَع ظهرَه (الصحاح: ج</span><span dir="rtl">۳ ص9۴۰ «شمس»).</span></p></ref><span dir="rtl">، مَن رَكِبَها زَلَّ، و مَن صَحِبَها ضَلَّ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۲ ص9۳ ح</span><span dir="rtl">۱9۶9، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۵9 ح</span><span dir="rtl">۱۵۰۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="361" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نابخردى، مركبى چموش است؛ آن كه بر آن سوار شود، می</span><span dir="rtl">لغزد و هر كه با آن همراه شود، گم</span><span dir="rtl">راه می</span><span dir="rtl">گردد.</span></li></ol> | |||
<ol start="362" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الصادق علیهالسلام: الجَهلُ ذُلٌّ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۶ ح</span><span dir="rtl">۲9 عن مفضّل بن عمر، تحف العقول: ص۳۵۶، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۲۶9 ح۱۰9.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="362" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام: نابخردی، خوارى است.</span></li></ol> | |||
<span id="الشر"></span> | <span id="الشر"></span> | ||
=== <span dir="rtl">۳ / ۵: الشَّرُّ</span> === | === <span dir="rtl">۳ / ۵: الشَّرُّ</span> === | ||
<ol start=" | <span dir="rtl">۳ / ۵</span><span dir="rtl">: بدی</span> | ||
<li>< | |||
< | <ol start="363" style="list-style-type: decimal;"> | ||
< | <li><span dir="rtl">رسول اللّه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: الجَهلُ رَأسُ الشَّرِّ كُلِّهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">جامع الأحاديث للقمّي: ص۱۰۲ عن الإمام الكاظم عن آبائه علیهمالسلام</span><span dir="rtl">، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۷ ص</span><span dir="rtl">۱۷۵ ح9 نقلاً عن الإمامة و التبصرة.</span></p></ref></li></ol> | ||
< | |||
< | |||
< | |||
<ol start="363" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: نابخردى، بالاترينِ همۀ بدی</span><span dir="rtl">هاست.</span></li></ol> | |||
<ol start="364" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه صلی الله علیه و آله: شَرُّ الدُّنيا وَ الآخِرَةِ مَعَ الجَهلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">مشكاة الأنوار: ص</span><span dir="rtl">۲۳9 ح</span><span dir="rtl">۶9۱، روضة الواعظين: ج۱ ص</span><span dir="rtl">۵۵ ح۶۶، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۰۴ ح</span><span dir="rtl">۲۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="364" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: بدىِ دنيا و آخرت، با نابخردى است.</span></li></ol> | |||
<ol start="365" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: لا قَرينَ شَرٌّ مِنَ الجَهلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">تحف العقول: ص9۳، كنز الفوائد: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۳۱9، أعلام الدین: ص۸۴ و فيهما «سوء شرّ» بدل «شرّ»، بحار الأنوار: ج۱ ص۱۸۳ ح</span><span dir="rtl">۸۸.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="365" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هيچ دوستى بدتر از نابخردى نيست.</span></li></ol> | |||
<ol start="366" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الجَهلُ أصلُ كُلِّ شَرٍّ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۰۵ ح</span><span dir="rtl">۸۱9.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="366" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نابخردى، ريشۀ همۀ بدی</span><span dir="rtl">هاست.</span></li></ol> | |||
<ol start="367" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: بِالجَهلِ يُستَثارُ كُلُّ شَرٍّ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۲۳۴ ح</span><span dir="rtl">۴۳۲۱، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۱۸9 ح</span><span dir="rtl">۳9۰۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="367" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: با نابخردى، هر بدى</span><span dir="rtl">اى برانگيخته می</span><span dir="rtl">شود.</span></li></ol> | |||
<ol start="368" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الجَهلُ مَعدِنُ الشَّرِّ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۱۷۳ ح</span><span dir="rtl">۶۵۸، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۱9 ح</span><span dir="rtl">۷۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="368" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نابخردى، سرچشمۀ بدی</span><span dir="rtl">هاست.</span></li></ol> | |||
<span id="الموت-و-الهلاك"></span> | <span id="الموت-و-الهلاك"></span> | ||
=== <span dir="rtl">۳ / ۶: المَوتُ وَ الهَلاك</span> === | === <span dir="rtl">۳ / ۶: المَوتُ وَ الهَلاك</span> === | ||
<ol start=" | <span dir="rtl">۳ / ۶</span><span dir="rtl">: مرگ و هلاکت</span> | ||
<li | |||
<li>< | <ol start="369" style="list-style-type: decimal;"> | ||
< | <li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: مَنِ استَحكَمَت لي فيهِ خَصلَةٌ مِن خِصالِ الخَيرِ، احتَمَلتُهُ عَلَيها وَ اغتَفَرتُ فَقدَ ما سِواها، و لا أغتَفِرُ فَقدَ عَقلٍ و لا دينٍ؛ لِأَنَّ مُفارَقَةَ الدّينِ مُفارَقَةُ الأَمنِ، فَلا يُتَهَنَّأُ بِحَياةٍ مَعَ مَخافَةٍ، و فَقدُ العَقلِ فَقدُ الحَياةِ، و لا يُقاسُ إلّا بِالأَمواتِ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۷ ح</span><span dir="rtl">۳۰، تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۲۱9، غرر الحكم: ج۳ ص۴۸ ح</span><span dir="rtl">۳۷۸۵ كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۸ ص</span><span dir="rtl">۵9 ح</span><span dir="rtl">۱۳۱.</span></p></ref></li></ol> | ||
< | |||
< | |||
< | |||
<ol start="369" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: آن كه صفتى از صفات نيک در او پا بر جا شود، او را تحمّل می</span><span dir="rtl">كنم و نبودِ ساير خصلت</span><span dir="rtl">ها را بر او می</span><span dir="rtl">بخشم؛ امّا نبودِ خرد و دين را نمى</span><span dir="rtl">بخشم؛ چرا كه از دست دادن دين، از ميان رفتن امنيت است و زندگى با ترس، گوارا نيست و از دست دادن خرد، از دست دادن زندگى است و جز با مردگان سنجيده نمی</span><span dir="rtl">شود.</span></li></ol> | |||
<ol start="370" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الجَهلُ مُميتُ الأَحياءِ، و مُخَلِّدُ الشَّقاءِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۳۸۱ ح</span><span dir="rtl">۱۴۶۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="370" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نابخردى، زنده</span><span dir="rtl">ها را می</span><span dir="rtl">ميراند و بدبختى را جاودانه می</span><span dir="rtl">سازد.</span></li></ol> | |||
<ol start="371" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الجَهلُ مَوتٌ، التَّواني فَوتٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۲ ح</span><span dir="rtl">۴۷ و ۴۸، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۶ ح</span><span dir="rtl">۷۵۴ و ۷۵۵.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="371" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نابخردى، مرگ است و سستى، [موجب] دست نيافتن.</span></li></ol> | |||
<ol start="372" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الجاهِلُ مَيِّتٌ و إن كانَ حَيّاً.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲9۳ ح</span><span dir="rtl">۱۱۲۵، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۵ ح</span><span dir="rtl">۱۰9۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="372" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نابخرد، مرده است، گرچه زنده باشد.</span></li></ol> | |||
<ol start="373" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: كَم مِن غَريقٍ هَلَكَ في بَحرِ الجَهالَةِ!</span><ref><p><span dir="rtl">مطالب السؤول: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۳۴، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۸ ص</span><span dir="rtl">۱۲ ح</span><span dir="rtl">۷۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="373" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: چه بسيار كسانى كه در درياى نابخردى، غرق و نابود شدند!</span></li></ol> | |||
<ol start="374" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الجَهلُ يُرديكَ</span><ref><p><span dir="rtl">الرَّدیٰ: الهلاك... و أردَيتُه: أي أهلكتُه (لسان العرب: ج</span><span dir="rtl">۱۴ ص</span><span dir="rtl">۳۱۶ «ردي»).</span></p></ref><span dir="rtl">.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۴۵ ح</span><span dir="rtl">۱۵۰، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۴ ح</span><span dir="rtl">۶۳۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="374" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نابخردى، پستت مى</span><span dir="rtl">كند.</span></li></ol> | |||
<span id="الاختلاف"></span> | <span id="الاختلاف"></span> | ||
=== <span dir="rtl">۳ / | === <span dir="rtl">۳ / 7: الاِختِلافُ</span> === | ||
<span dir="rtl">۳ / ۷</span><span dir="rtl">: اختلاف (تفرقه)</span> | |||
<span dir="rtl">الكتاب</span> | <span dir="rtl">الكتاب</span> | ||
<span dir="rtl">(لَا يُقَـٰتِلُونَكُمْ جَمِيعًا إلّا فِى قُرًى مُّحَصَّنَةٍ أوْ مِن وَرَاءِ جُدُرِم بَاْسُهُم بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّیٰ ذَ ٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَعْقِلُونَ).</span><ref><span dir="rtl"> | <span dir="rtl">قرآن</span> | ||
<span dir="rtl">(لَا يُقَـٰتِلُونَكُمْ جَمِيعًا إلّا فِى قُرًى مُّحَصَّنَةٍ أوْ مِن وَرَاءِ جُدُرِم بَاْسُهُم بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّیٰ ذَ ٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَعْقِلُونَ).</span><ref><span dir="rtl">الحشر: ۱۴.</span></ref> | |||
<span dir="rtl">(آنان همه با شما نمی</span><span dir="rtl">جنگند مگر در قريه</span><span dir="rtl">هاى داراى استحكامات، يا از پس ديوار. آنان سخت با يكديگر دشمن</span> <span dir="rtl">اند. تو يک</span><span dir="rtl">دل می</span><span dir="rtl">پنداری</span><span dir="rtl">شان و حال آن كه دل</span><span dir="rtl">هايشان از هم جداست؛ زيرا آنان مردمى بى</span><span dir="rtl">خردند).</span> | |||
<span dir="rtl">الحديث</span> | <span dir="rtl">الحديث</span> | ||
<ol start=" | <span dir="rtl">حدیث</span> | ||
<li | |||
< | <ol start="375" style="list-style-type: decimal;"> | ||
< | <li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: لَو سَكَتَ الجاهِلُ مَا اختَلَفَ النّاسُ.</span><ref><p><span dir="rtl">كشف الغمّة: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۴9۴ عن الإمام الجواد علیهالسلام، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۸ ص</span><span dir="rtl">۸۱ ح</span><span dir="rtl">۷۵.</span></p></ref></li></ol> | ||
<ol start="375" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: اگر نابخرد خاموش می</span><span dir="rtl">مانْد، ميان مردم، اختلاف پديد نمى</span><span dir="rtl">آمد.</span></li></ol> | |||
<ol start="376" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام - مِن كَلامِهِ لأَهلِ الكوفَةِ -: أيُّهَا القَومُ الشّاهِدَةُ أبدانُهُمُ، الغائِبَةُ عَنهُم عُقولُهُمُ، المُختَلِفَةُ أهواؤُهُمُ، المُبتَلیٰ بِهِم اُمَراؤُهُم، صاحِبُكُم يُطيعُ اللهَ و أنتُم تَعصونَهُ! و صاحِبُ أهلِ الشّامِ يَعصِي اللهَ و هُم يُطيعونَهُ!</span><ref><p><span dir="rtl">نهج البلاغة: الخطبة9۷، الإرشاد: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۷9، الاحتجاج: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۴۱۱ ح</span><span dir="rtl">۸9 و فيهما صدره إلى «أهواؤهم»، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۳۴ ص</span><span dir="rtl">۸۱ ح9 ۳۸.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="376" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام - در سخنان خود خطاب به كوفيان -:</span> <span dir="rtl">اى مردمى كه پيكرهايشان پيداست و خردهايشان از وجود آنها رخت بر بسته است؛ خواهش</span><span dir="rtl">ها و هدف</span><span dir="rtl">هایشان گونه گونه است و حاکمانشان به آنها گرفتار شده</span><span dir="rtl">اند! زمامدار شما خدا را فرمان می</span><span dir="rtl">برد و شما او را نافرمانى می</span><span dir="rtl">كنيد؛ ولى زمامدار شاميان، خدا را نافرمانى می</span><span dir="rtl">كند و آنها از او فرمان می</span><span dir="rtl">برند!</span></li></ol> | |||
<ol start="377" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: أيَّتُهَا النُّفوسُ المُختَلِفَةُ، وَ القُلوبُ المُتَشَتِّتَةُ، الشّاهِدَةُ أبدانُهُم، وَ الغائِبَةُ عَنهُم عُقولُهُم، أَظأَرُكُم عَلَى الحَقِّ و أنتُم تَنفِرونَ عَنهُ نُفورَ المِعزیٰ مِن وَعوَعَةِ الَأَسَدِ!</span><ref><p><span dir="rtl">نهج البلاغة: الخطبة ۱۳۱، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۷ ص</span><span dir="rtl">۲9۵ ح</span><span dir="rtl">۳؛ تذكرة الخواصّ: ص</span><span dir="rtl">۱۲۰ عن عبد اللّٰه</span> <span dir="rtl">بن صالح العجلي نحوه.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="377" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: اى جان</span><span dir="rtl">هاى گونه</span><span dir="rtl">گون و دل</span><span dir="rtl">هاى پراكنده، كه پيكرهايشان پيداست و خردهايشان از آنان غايب است! شما را با مهر و محبّت به سوى حق می</span><span dir="rtl">برم؛ امّا شما از آن می</span><span dir="rtl">رميد، همچون رميدن بز از نعرۀ شير!</span></li></ol> | |||
<span id="هذه-المضار"></span> | <span id="هذه-المضار"></span> | ||
=== <span dir="rtl">۳ / ۸: هٰذِهِ المَضارُّ</span> === | === <span dir="rtl">۳ / ۸: هٰذِهِ المَضارُّ</span> === | ||
< | <span dir="rtl">۳ / ۸</span><span dir="rtl">: آسیب</span><span dir="rtl">های دیگر</span> | ||
< | |||
< | <ol start="378" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: عُقبَى الجَهلِ مَضَرَّةٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج۴ ص</span><span dir="rtl">۳۶۳ ح</span><span dir="rtl">۶۳۳۰، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۴۱ ح</span><span dir="rtl">۵۸۱۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="378" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: پایان نابِخْرَدی، زیان است.</span></li></ol> | |||
< | |||
< | |||
<ol start="379" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الجَهلُ وَبالٌ</span><ref><p><span dir="rtl">الوَبال: من وَبُلَ المرتَع وَبالاً... بمعنى وَخُمَ... و لمّا كان عاقبة المرعىٰ الوخيم إلى شرّ، قيل في سوء العاقبة: وَ بال، و العَمَل السیئّ: وَ بال على صاحبِهِ (المصباح المنير: ص</span><span dir="rtl">۶۴۶ «وبل»).</span></p></ref><span dir="rtl">.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۶۳ ح</span><span dir="rtl">۲۳۷، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۲۷ ح</span><span dir="rtl">۳۶۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<li>< | |||
< | |||
<li>< | |||
< | <ol start="379" style="list-style-type: decimal;"> | ||
< | <li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نابخردى، بدفرجامی است.</span></li></ol> | ||
< | |||
<ol start="380" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الجَهلُ وَ البُخلُ مَساءَةٌ و مَضَرَّةٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۷ ح</span><span dir="rtl">۱۵۸۵، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴9 ح</span><span dir="rtl">۱۲۵۷ و فیه «الحسد» بدل «البخل».</span></p></ref></li></ol> | |||
< | |||
<ol start="380" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نابخردى و بخل، بدى و زيان اند.</span></li></ol> | |||
<ol start="381" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الحِرصُ وَ الشَّرَهُ وَ البُخلُ نَتيجَةُ الجَهلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۲۸ ح</span><span dir="rtl">۱۶9۴، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۲۶ ح</span><span dir="rtl">۳۰۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="381" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: آزمندى و سيرى ناپذيرى و بخل، زاييدۀ نابخردى اند.</span></li></ol> | |||
<ol start="382" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: ما عَقَلَ مَن بَخِلَ بِإِحسانِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۷۶ ح9۵۸۸، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۸۱ ح</span><span dir="rtl">۸۸۷۵ و فیه «مَا عَقَدَ إِيمَانَه</span><span dir="rtl">» بدل «ما عَقَلَ».</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="382" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: خردمند نيست كسى كه از نيكى كردن، بخل ورزد.</span></li></ol> | |||
<ol start="383" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الحُمقُ مِن ثِمارِ الجَهلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۳۱۳ ح</span><span dir="rtl">۱۱9۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="383" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: حماقت، از ميوه</span><span dir="rtl">هاى نابخردی است.</span></li></ol> | |||
<ol start="384" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الخُلُقُ المَذمومُ مِن ثِمارِ الجَهلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۳۳9 ح</span><span dir="rtl">۱۲۸۱، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۷ ح</span><span dir="rtl">۱۱۷۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="384" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: خوى نكوهيده، از ميوه</span><span dir="rtl">هاى نابخردى است.</span></li></ol> | |||
<ol start="385" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: اللَّهوُ مِن ثِمارِ الجَهلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۶9 ح</span><span dir="rtl">۲۶۷، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۶۱ ح</span><span dir="rtl">۱۵۸۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="385" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: سرگرمى (غفلت)، از ميوه</span><span dir="rtl">هاى نابخردى است.</span></li></ol> | |||
<ol start="386" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: إنَّكُم لَن تُحَصِّلوا بِالجَهلِ أرَباً</span><ref><p><span dir="rtl">الأرَبُ: الحاجة (المصباح المنیر: ص</span><span dir="rtl">۱۱ «أرب»).</span></p></ref><span dir="rtl">، و لَن تَبلُغوا بِهِ مِنَ الخَيرِ سَبَباً، و لَن تُدرِكوا بِهِ مِنَ الآخِرَةِ مَطلَباً.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۶9 ح</span><span dir="rtl">۳۸۵۶، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۱۷۵ ح</span><span dir="rtl">۳۶۳۸.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="386" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: به راستى كه شما با نابخردى به هيچ خواسته</span><span dir="rtl">اى نمی</span><span dir="rtl">رسيد و با آن به هيچ سببى از اسباب خوبى دست نمی</span><span dir="rtl">يابيد، و به هيچ مقصد آخرتى هم نائل نمی</span><span dir="rtl">گرديد.</span></li></ol> | |||
<ol start="387" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: رُبَّ صَديقٍ يُؤتیٰ مِن جَهلِهِ، لا مِن نِيَّتِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۷۲ ح</span><span dir="rtl">۵۳۳۷، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۲۶۶ ح</span><span dir="rtl">۴۸۷۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="387" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام علی علیهالسلام: بسی دوست که از نابخردیاش [به دوستانش] ضربه وارد می</span><span dir="rtl">شود، نه از خواست و نیّتش.</span></li></ol> | |||
<ol start="388" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مَن جَهِلَ قَلَّ اعتِبارُهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۱۷۴ ح</span><span dir="rtl">۷۸۳۷، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۵۲ ح</span><span dir="rtl">۸۱۰۸.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="388" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هر كه نابخرد باشد، پند گرفتنش اندک است.</span></li></ol> | |||
<ol start="389" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مَن جَهِلَ اُهمِلَ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۱۴۴ ح</span><span dir="rtl">۷۶۸۷، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۵۱ ح</span><span dir="rtl">۸۰۴۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="389" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هر كه نابخردی ورزد، [مردم] او را وا می</span><span dir="rtl">گذارند [و رعایت او را نمی</span><span dir="rtl">کنند].</span></li></ol> | |||
<ol start="390" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مَنِ استَطارَهُ الجَهلُ فَقَد عَصَى العَقلَ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۳۰۷ ح</span><span dir="rtl">۸۴9۸، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۴9 ح</span><span dir="rtl">۷9۸۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="390" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هر کس که بیعقلی، او را بجنباند و از جای بر کند، عقل را نافرمانی می</span><span dir="rtl">کند.</span></li></ol> | |||
<ol start="391" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مَن قَلَّ عَقلُهُ ساءَ خِطابُهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۲۰۳ ح</span><span dir="rtl">۷9۸۵، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۳۰ ح</span><span dir="rtl">۷۳۶۵.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="391" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هر كه كم</span><span dir="rtl">خرد باشد، بد سخن می</span><span dir="rtl">گويد.</span></li></ol> | |||
<ol start="392" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مَن قَلَّ عَقلُهُ كَثُرَ هَزلُهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۳۲۰ ح</span><span dir="rtl">۸۵۵۶، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۵۷ ح</span><span dir="rtl">۸۲۶۵.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="392" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هر كه عقلش كم باشد، لودگیاش [و جدّى نبودنش] زياد است.</span></li></ol> | |||
<ol start="393" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: كَثرَةُ الهَزلِ آيَةُ الجَهلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۵9۸ ح</span><span dir="rtl">۷۱۲9، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۸9 ح</span><span dir="rtl">۶۵۷۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="393" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: مسخرگى زياد، نشانۀ نابخردى است.</span></li></ol> | |||
<ol start="394" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مَن كَثُرَ مِزاحُهُ استُجهِلَ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۱۸۳ ح</span><span dir="rtl">۷۸۸۳، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۵۳ ح</span><span dir="rtl">۸۱۳۸.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="394" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هر كه زياد شوخى كند، نابخرد شمرده می</span><span dir="rtl">شود.</span></li></ol> | |||
<ol start="395" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: العامِلُ بِجَهلٍ كَالسّائِرِ عَلیٰ غَيرِ طَريقٍ؛ فَلا يَزیدُهُ جِدُّهُ فِي السَّيرِ إلّا بُعداً عَن حاجَتِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۶۳ ح</span><span dir="rtl">۱۸۴۷، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۵۵ ح</span><span dir="rtl">۱۴۲۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="395" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام علی علیهالسلام: عملکننده از روی بیعقلی، مانند مسافر در بیراهه است که سرعت سیرش جز بر دوری او از حاجتش نمی</span><span dir="rtl">افزاید.</span></li></ol> | |||
<ol start="396" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام:الخِذلانُ مُمِدُّ الجَهلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۱۸۸ ح۷۱9، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۳ ح</span><span dir="rtl">۱۰۱۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="396" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: خواری، مددكارِ نابخردى است.</span></li></ol> | |||
<ol start="397" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: هٰذا كِتابُ اللهِ بَينَ أظهُرِنا، و عَهدُ رَسولِ اللهِ و سيرَتُهُ فينا، لا يَجهَلُ ذٰلِكَ إلّا جاهِلٌ عانِدٌ عَنِ الحَقِّ مُنكِرٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج</span><span dir="rtl">۷ ص</span><span dir="rtl">۴۰، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۳۲ ص</span><span dir="rtl">۲۰ ح</span><span dir="rtl">۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="397" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: اين كتاب خدا در ميان ماست و عهد و سيرۀ پيامبر خدا، در ميان ماست. از اين حقيقت، جز نابخردِ روگردان از حق و انكار كننده، بى</span><span dir="rtl">خبر نيست.</span></li></ol> | |||
<ol start="398" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مَن جَهِلَ كَثُرَ عِثارُهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۲۸۵ ح</span><span dir="rtl">۸۳9۰، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۴۸ ح</span><span dir="rtl">۷9۳۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="398" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: كسى كه نابخرد باشد، لغزش او زياد مى</span><span dir="rtl">شود.</span></li></ol> | |||
<ol start="399" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: صَوابُ الجاهِلِ كَالزَّلَّةِ مِنَ العاقِلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۲۰۰ ح</span><span dir="rtl">۵۸۲۱، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۰۳ ح</span><span dir="rtl">۵۳۸۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="399" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: درستى از جانب نابخرد، مثل لغزش از جانب خردمند است.</span></li></ol> | |||
<ol start="400" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الجَهلُ يُفسِدُ المَعادَ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۱۳ ح</span><span dir="rtl">۸۴۸، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۵ ح</span><span dir="rtl">۷۱۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="400" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نابخردى، آخرت را تباه می</span><span dir="rtl">كند.</span></li></ol> | |||
<ol start="401" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: الجَهلُ فَسادُ كُلِّ أمرٍ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۳۱ ح9۳۰، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۱ ح</span><span dir="rtl">۵۱۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="401" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نابخردى، مايۀ تباهى همه چيز است.</span></li></ol> | |||
<ol start="402" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الباقر علیهالسلام: المُرُوَّةُ أن لا تَطمَعَ فَتَذِلَّ، و [لا]</span><ref><p><span dir="rtl">ما بين المعقوفين أثبتناه من</span> <span dir="rtl">مستدرك الوسائل: ج۸ ص</span><span dir="rtl">۲۲۴ ح9۳۱۳.</span></p></ref> <span dir="rtl">تَسأَلَ فَتَقِلَّ، و لا تَبخَلَ فَتُشتَمَ، و لا تَجهَلَ فَتُخصَمَ.</span><ref><p><span dir="rtl">تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۲9۳، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۸۷ ص</span><span dir="rtl">۱۷۲ ح</span><span dir="rtl">۵.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="402" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام باقر علیهالسلام: مردانگى، آن است که طمع نَوَرزى تا خوار نشوى، و خواهش نکنى تا نادار نشوى، و بخل نَوَرزى تا دشنام نشنوى، و نابخردى نکنى تا شکست نخورى.</span></li></ol> | |||
<span id="الفصل-الرابع-ما-ینبغي-للجاهل"></span> | <span id="الفصل-الرابع-ما-ینبغي-للجاهل"></span> | ||
== <span dir="rtl">الفَصْلُ الرَّابِعُ: ما یَنبَغِي لِلجاهِلِ</span> == | == <span dir="rtl">الفَصْلُ الرَّابِعُ: ما یَنبَغِي لِلجاهِلِ</span> == | ||
<span dir="rtl">فصل چهارم</span><span dir="rtl">: آنچه برای جاهل (نابخرد)، سزاوار است</span> | |||
<span id="الاستعاذة-بالله"></span> | <span id="الاستعاذة-بالله"></span> | ||
=== <span dir="rtl">۴ / ۱: الاِستِعاذَةُ بِاللهِ</span> === | === <span dir="rtl">۴ / ۱: الاِستِعاذَةُ بِاللهِ</span> === | ||
<ol start=" | <span dir="rtl">۴ / ۱</span><span dir="rtl">: پناه بردن به خدا</span> | ||
<li | |||
< | <ol start="403" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li>< | <li><span dir="rtl">سنن النسائي عن اُمّ سلمة: إنَّ النَّبِيَّ صلی الله علیه و آله كانَ إذا خَرَجَ مِن بَيتِهِ قالَ: بِاسمِ اللهِ، رَبِّ أعوذُ بِكَ مِن أن أزِلَّ أو أضِلَّ، أو أظلِمَ أو اُظلَمَ، أو أجهَلَ أو يُجهَلَ عَلَيَّ.</span><ref><p><span dir="rtl">سنن النسائي: ج</span><span dir="rtl">۸ ص</span><span dir="rtl">۲۶۸؛ نزهة الناظر: ص۵۶ ح۱۱۰ نحوه.</span></p></ref></li></ol> | ||
< | |||
< | |||
< | |||
<ol start="403" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">سنن النسائى - به نقل از اُمّ سَلَمه -: پيامبر صلی الله علیه و آله هر گاه از خانه</span><span dir="rtl">اش بیرون می</span><span dir="rtl">آمد، می</span><span dir="rtl">گفت: «به نام خدا. پروردگارا! به تو پناه می</span><span dir="rtl">برم از اين كه بلغزم يا گم</span><span dir="rtl">راه شوم، يا ستم كنم يا به من ستم شود، يا نابخردى كنم يا با من به نابخردى رفتار شود».</span></li></ol> | |||
<ol start="404" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: اللّٰهُمَّ إنّي... أعوذُ بِكَ مِنَ الجَهلِ وَ الهَزلِ، و مِن شَرِّ القَولِ وَ الفِعلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">مهج الدعوات: ص۱۳۲ عن محمّد بن</span><span dir="rtl">النعمان الأحول عن</span><span dir="rtl">الإمام الصادق علیهالسلام، بحار الأنوار: ج9۴ ص</span><span dir="rtl">۲۴۰ ح9.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="404" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: بار خدايا! من... به تو پناه می</span><span dir="rtl">برم از نابخردى كردن و [بی جا] شوخى نمودن، و [نیز] از گفتار و كردار بد.</span></li></ol> | |||
<ol start="405" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: إلٰهي... ألوذُ بِكَ مِن قسوَتي، و أعوذُ بِكَ مِن جُرأتي، و أستَجيرُ بِكَ مِن جَهلي، و أتَعَلَّقُ بِعُریٰ أسبابِكَ مِن ذَنبي.</span><ref><p><span dir="rtl">الإختیار لابن باقي: ج۱ ص۲۰۵، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۸۷ ص</span><span dir="rtl">۲۴۶ ح</span><span dir="rtl">۵۶.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="405" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: معبود من!... از نيروى خود، به تو پناه می</span><span dir="rtl">برم و از گستاخى</span><span dir="rtl">ام، به تو پناهنده می</span><span dir="rtl">شوم و از نابخردىِ خود، از تو امان می</span><span dir="rtl">جويم و از گناه خويش، به دستگيره</span><span dir="rtl">هاى ريسمان</span><span dir="rtl">هاى تو چنگ می</span><span dir="rtl">زنم.</span></li></ol> | |||
<ol start="406" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الصادق علیهالسلام: اللّٰهُمَّ بِكَ نُمسي و بِكَ نُصبِحُ، و بِكَ نَحيا و بِكَ نَموتُ، و إلَيكَ نَصيرُ، و أعوذُ بِكَ مِن أن أُذِلَّ أو أُذَلَّ، أو أُضِلَّ أو اُضَلَّ، أَو أَظلِمَ أو اُظلَمَ، أو أجهَلَ أو يُجهَلَ عَلَيَّ.</span><ref><p><span dir="rtl">كتاب من لا يحضره الفقيه: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۳۳۷ ح9۸۲ عن عمّار بن موسیٰ، مصباح المتهجّد: ص۱۱۵ ح۱9۱، فلاح السائل: ص۴۷۵ كلاهما من دون إسنادٍ إلى أحد من أهل البيت علیهمالسلام نحوه، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۸۶ ص</span><span dir="rtl">۲۸۷ ح</span><span dir="rtl">۴۸.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="406" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام: بار خدايا! به يارى تو، روز را به شب و شب را به روز می</span><span dir="rtl">رسانيم، و به كمک تو زنده</span><span dir="rtl">ايم، و به قدرت تو می</span><span dir="rtl">ميريم، و به سوى تو حركت می</span><span dir="rtl">كنيم. به تو پناه می</span><span dir="rtl">برم از اين كه خوار کنم يا خوارم کنند، يا گم</span><span dir="rtl">راه کنم يا گم</span><span dir="rtl">راهم کنند، يا ستم كنم يا به من ستم شود، يا نابخردى كنم يا با من به نابخردى رفتار شود.</span></li></ol> | |||
<ol start="407" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الكافي عن عبدالرّحمٰن بن سيابة: أعطاني أبو عَبدِاللهِ علیهالسلام هٰذَا الدُّعاءَ: الحَمدُ لِلهِ وَلِيِّ الحَمدِ و أهلِهِ و مُنتَهاهُ وَ مَحَلِّهِ... و أعوذُ بِكَ مِن أن أشتَرِيَ الجَهلَ بِالعِلمِ، وَ الجَفاءَ بِالحِلمِ، وَ الجَورَ بِالعَدلِ، وَ القَطيعَةَ بِالبِرِّ، وَ الجَزَعَ بِالصَّبرِ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۵9۰ و ص</span><span dir="rtl">۵9۲ ح</span><span dir="rtl">۳۱، مصباح المتهجّد: ص</span><span dir="rtl">۲۷۷ ح</span><span dir="rtl">۳۸۳، جمال الاُسبوع: ص</span><span dir="rtl">۱۴۳ كلاهما من دون إسنادٍ إلى أحد من أهل البيت علیهمالسلام، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۸9 ص</span><span dir="rtl">۳۰۲ ح</span><span dir="rtl">۱۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="407" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الكافى - به نقل از عبد الرحمان بن سيابه -: امام صادق علیهالسلام اين دعا را به من داد: «ستايش، خداوند را كه صاحب ستايش و سزامند آن و پايانه و جايگاه آن است... و [خدايا!] به تو پناه می</span><span dir="rtl">برم از اين كه نابخردى را به جاى دانايى بخرم، و تندى را به جاى بردبارى، و ستم را به جاى دادگرى، و بريدن از خويشان را به جاى نيكى به آنان، و ناشكيبى را به جاى شكيبايى».</span></li></ol> | |||
<ol start="408" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: أعوذُ بِكَ رَبّي أن أشتَرِيَ الجَهلَ بِالعِلمِ كَمَا اشتَریٰ غَيري، أوِ السَّفَهَ بِالحِلمِ.</span><ref><p><span dir="rtl">مهج الدعوات: ص</span><span dir="rtl">۱۲۶، بحار الأنوار: ج9۴ ص</span><span dir="rtl">۲۳۵ ح9.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="408" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: اى پروردگار من! به تو پناه می</span><span dir="rtl">برم از اين كه نابخردى را به جاى دانايى بخرم - چنان كه ديگران خريدند -، يا سبک</span><span dir="rtl">سرى را به جاى بُردباری.</span></li></ol> | |||
<span id="الاستغفار-و-الاعتذار"></span> | <span id="الاستغفار-و-الاعتذار"></span> | ||
=== <span dir="rtl">۴ / ۲: الاِستِغفارُ و الاِعتذار</span> === | === <span dir="rtl">۴ / ۲: الاِستِغفارُ و الاِعتذار</span> === | ||
<ol start=" | <span dir="rtl">۴ / ۲</span><span dir="rtl">: استغفار و اعتذار به درگاه خداوند</span> | ||
<li>< | |||
< | <ol start="409" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li>< | <li><span dir="rtl">رسول اللّه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: اللّٰهُمَّ اغفِر لي خَطيئَتي و جَهلي، و إِسرافي في أمري، و ما أَنتَ أَعلَمُ بِهِ مِنّي.</span><ref><p><span dir="rtl">صحيح البخاري: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۲۳۵۰ ح</span><span dir="rtl">۶۰۳۶ عن أبي موسى الأشعري؛ مهج الدعوات: ص۱۶9 عن الإمام عليّ علیهالسلام، بحار الأنوار: ج9۵ ص۳9۴ ح۳۲.</span></p></ref></li></ol> | ||
< | |||
<ol start="409" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: بار خدايا! خطا و نابخردى و زياده</span><span dir="rtl">روىام را در كارهايم و آنچه را تو بِدان از من داناترى، بر من ببخشاى.</span></li></ol> | |||
<ol start="410" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: إلٰهي و سَيِّدي! فَأَسأَ لُكَ... أن تَهَبَ لي في هٰذِهِ اللَّيلَةِ، و في هٰذِهِ السّاعَةِ، كُلَّ جُرمٍ أجرَمتُهُ، و كُلَّ ذَنبٍ أذنَبتُهُ، و كُلَّ قَبيحٍ أسرَرتُهُ، و كُلَّ جَهلٍ عَمِلتُهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">مصباح المتهجّد: ص</span><span dir="rtl">۸۴۴ ح9۱۰، الإقبال: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۳۳۱، مصباح الزائر: ص</span><span dir="rtl">۳۱۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="410" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: معبود من و سَرور من! از تو درخواست مى</span><span dir="rtl">کنم... که در اين شب و در اين ساعت، هر جرمى را که مرتکب شده</span><span dir="rtl">ام و هر گناهى را که انجام داده</span><span dir="rtl">ام و هر زشتى</span><span dir="rtl">اى را که مخفى داشته</span><span dir="rtl">ام و هر کار جاهلانه</span><span dir="rtl">اى را که انجام داده</span><span dir="rtl">ام، بر من ببخشی.</span></li></ol> | |||
<ol start="411" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: اللّٰهُمَّ اغفِر لي خَطايايَ و عَمدي و جَهلي، و هَزلي و جِدّي، و كُلُّ ذٰلِكَ عِندي.</span><ref><p><span dir="rtl">مهج الدعوات: ص</span><span dir="rtl">۱۶9، بحار الأنوار: ج9۵ ص</span><span dir="rtl">۳9۴ ح</span><span dir="rtl">۳۲ نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="411" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: بار خدايا! هر گناهى را كه به خطا يا به عمد، يا از سر نابخردى يا شوخى از من سر زده است، بر من بيامرز که همۀ اینها را دارم.</span></li></ol> | |||
<ol start="412" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام زين العابدين علیهالسلام: اللّٰهُمَّ إنّي أعتَذِرُ إلَيكَ مِن جَهلي، و أستَوهِبُكَ سوءَ فِعلي.</span><ref><p><span dir="rtl">الصحيفة السجّادية: ص</span><span dir="rtl">۱۲۶ الدعاء ۳۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="412" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام زين العابدين علیهالسلام: خدايا! از نابخردى</span><span dir="rtl">ام به تو عذر مى</span><span dir="rtl">آورم و از سوء رفتارم از تو طلب بخشش دارم.</span></li></ol> | |||
<span id="التقوی"></span> | <span id="التقوی"></span> | ||
=== <span dir="rtl">۴ / ۳: التَّقویٰ</span> === | === <span dir="rtl">۴ / ۳: التَّقویٰ</span> === | ||
<ol start=" | <span dir="rtl">۴ / ۳</span><span dir="rtl">: پرهیزگاری</span> | ||
<li | |||
< | <ol start="413" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">الإمامُ عليٌّ علیهالسلام: إنَّ تَقوَى اللهِ دَواءُ دَاءِ قُلوبِكُم، و بَصَرُ عَمىٰ</span> <span dir="rtl">أفئدتِكُم، و شِفاءُ مَرَضِ أجسادِكُم، و صَلاحُ فَسادِ صُدورِكُم، و طَهورُ دَنَسِ أنفُسِكُم، و جَلاءُ عَشا أبصارِكُم، و أمنُ فَزَعِ جَأشِكُم، و ضِياءُ سَوادِ ظُلمَتِكُم.</span><ref><p><span dir="rtl">نهج البلاغة: الخطبة ۱9۸، بحار الأنوار: ج۷۰ ص۲۸۴ ح۶.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="413" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: همانا پروا کردن از خدا داروى درد قلب</span><span dir="rtl">هاى شماست و بينا كنندۀ كورى دل</span><span dir="rtl">هايتان و شفابخش بيمارى جسم</span><span dir="rtl">هايتان و برطرف كنندۀ تباهى سينه</span><span dir="rtl">هايتان و پاک كنندۀ آلودگى جان</span><span dir="rtl">هايتان و روشنى</span><span dir="rtl">بخش ضعف چشم</span><span dir="rtl">هايتان و فرو نشانندۀ ترس و اضطراب دل</span><span dir="rtl">هايتان و روشنی</span><span dir="rtl">بخش سياهى ظُلمتتان.</span></li></ol> | |||
<ol start="414" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الباقر علیهالسلام: إنَّ اللهَ عزّ و جلّ يَقي بِالتَّقویٰ عَنِ العَبدِ ما عَزَبَ عَنهُ عَقلُهُ، و يَجلي بِالتَّقویٰ عَنهُ عَماهُ و جَهلَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۸ ص</span><span dir="rtl">۵۲ ح</span><span dir="rtl">۱۶، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۸ ص</span><span dir="rtl">۳۵9 ح</span><span dir="rtl">۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="414" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام باقر علیهالسلام: خداوند عزّ و جلّ به سببِ تقوا، آنچه را از چشمِ خِرد بنده دور ماند، نگه می</span><span dir="rtl">دارد و با تقوا، كورى و نابخردى را از او دور می</span><span dir="rtl">گرداند.</span></li></ol> | |||
<span id="الفصل-الخامس-ما-ینبغي-في-مواجهة-الجاهل"></span> | <span id="الفصل-الخامس-ما-ینبغي-في-مواجهة-الجاهل"></span> | ||
== <span dir="rtl">الفَصلُ الخامِسُ: ما یَنبَغي في مُواجَهَةِ الجاهِلِ</span> == | == <span dir="rtl">الفَصلُ الخامِسُ: ما یَنبَغي في مُواجَهَةِ الجاهِلِ</span> == | ||
<span dir="rtl">فصل پنجم</span><span dir="rtl">: آنچه در رفتار با جاهل (نابخرد)، شایسته است</span> | |||
<span id="السلام-عند-المخاطبة"></span> | <span id="السلام-عند-المخاطبة"></span> | ||
=== <span dir="rtl">۵ / ۱: السَّلامُ عِندَ المُخاطَبَةِ</span> === | === <span dir="rtl">۵ / ۱: السَّلامُ عِندَ المُخاطَبَةِ</span> === | ||
<span dir="rtl">۵ / ۱</span><span dir="rtl">: کنارهگیری مُلایم از گفتگو</span> | |||
<span dir="rtl">الكتاب</span> | <span dir="rtl">الكتاب</span> | ||
<span dir="rtl">(وَ عِبَادُ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى ٱلَارْضِ هَوْنا وَ إذَا خَاطَبَهُمُ ٱلْجَـٰهِلُونَ قَالُواْ سَلَـٰمًا).</span><ref><span dir="rtl"> | <span dir="rtl">قرآن</span> | ||
<span dir="rtl">(وَ عِبَادُ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى ٱلَارْضِ هَوْنا وَ إذَا خَاطَبَهُمُ ٱلْجَـٰهِلُونَ قَالُواْ سَلَـٰمًا).</span><ref><span dir="rtl">الفرقان: ۶۳.</span></ref> | |||
<span dir="rtl">(بندگان [خداى] رحمان، كسانى هستند كه با فروتنى، روى زمين راه مى</span><span dir="rtl">روند و چون كه نابخردان با آنان وارد گفتگو شوند [، بزرگوارانه و با ملایمت]، خداحافظی می</span><span dir="rtl">کنند).</span> | |||
<span dir="rtl">الحديث</span> | <span dir="rtl">الحديث</span> | ||
<ol start=" | <span dir="rtl">حدیث</span> | ||
<li><span dir="rtl"> | |||
<ol start="415" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">مسند ابن حنبل عن النّعمان بن مُقرّن: سَبَّ رَجُلٌ رَجُلاً عِندَهُ صلی الله علیه و آله، فَجَعَلَ الرَّجُلُ المَسبوبُ يَقولُ: عَلَيكَ السَّلامُ.</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">قالَ رَسولُ اللهِ صلی الله علیه و آله: أما إنَّ مَلَكاً بَينَكُما يَذُبُّ عَنكَ، كُلَّما يَشتِمُكَ هٰذا قالَ لَهُ: بَل أنتَ، و أنتَ أحَقُّ بِهِ. و إذا قُلتَ</span><ref><span dir="rtl">في المصدر «قال» و هو تصحیف ظاهر، قد صحّحناه من کنز العمّال: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۶۴۲ ح</span><span dir="rtl">۸۳۰۲.</span></ref> <span dir="rtl">لَهُ: عَلَيكَ السَّلامُ، قالَ: لا، بَل لَكَ، أنتَ أحَقُّ بِهِ.</span><ref><span dir="rtl">مسند ابن حنبل: ج9 ص</span><span dir="rtl">۱9۱ ح</span><span dir="rtl">۲۳۸۰۶، تفسير ابن كثير: ج۶ ص۱۳۲.</span></ref> | |||
<ol start="415" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">مسند ابن حنبل - به نقل از نعمان بن مُقرّن -: مردى، شخصى را در نزد پيامبر صلی الله علیه و آله دشنام می</span><span dir="rtl">داد و او در جواب می</span><span dir="rtl">گفت: بر تو سلام!</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله [خطاب به فردى كه با سلام، به دشنام دهنده جواب می</span><span dir="rtl">داد،] فرمود: «آگاه باش! فرشته</span><span dir="rtl">اى در ميان شما دو نفر است كه از تو دفاع می</span><span dir="rtl">كند. هر گاه او تو را دشنام می</span><span dir="rtl">دهد، فرشته [به او] می</span><span dir="rtl">گويد: تو چنينى؛ بلكه تو سزاوارترى، و وقتى تو در پاسخ می</span><span dir="rtl">گويى: بر تو سلام، [آن فرشته] می</span><span dir="rtl">گويد: نه؛ بلكه تو سزاوار سلام هستى».</span> | |||
<ol start="416" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">رسول اللّه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: اللّٰهُمَّ اجعَلنا مِنَ الَّذينَ إذا حَدَّثُوا صَدَقُوا... و إِذا جَهِلُوا رَجَعُوا... (وَ إذَا خَاطَبَهُمُ ٱلْجَـٰهِلُونَ قَالُواْ سَلَـٰمًا).</span><ref><p><span dir="rtl">المصباح للكفعمي: ص</span><span dir="rtl">۳۵۷، البلد الأمين: ص</span><span dir="rtl">۳۵۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="416" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خدایا! مرا از کسانی قرار ده که چون سخن می</span><span dir="rtl">گویند، راست می</span><span dir="rtl">گویند... و چون نابخردی می</span><span dir="rtl">کنند، توبه می</span><span dir="rtl">کنند و باز می</span><span dir="rtl">گردند... (و چون نابخردان با آنان وارد گفتگو شوند [، بزرگوارانه و با ملایمت]، خداحافظی می</span><span dir="rtl">کنند).</span></li></ol> | |||
<ol start="417" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله - في وَصفِ الصّابِرينَ -: (و إذا خاطَبَهُمُ الجاهِلونَ قالُوا سَلاماً).</span><ref><p><span dir="rtl">مكارم الأخلاق: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۳۳9 ح</span><span dir="rtl">۲۶۶۰ عن ابن مسعود، العدد القويّة: ص</span><span dir="rtl">۲۰۵ ذيل ح</span><span dir="rtl">۶ من دون إسنادٍ إلی النبي صلّی الله علیه و آله أو أحدٍ من أهل البيت علیهمالسلام، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۷ ص9۳ ح</span><span dir="rtl">۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="417" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پیامبر خدا صلی الله علیه و آله - در توصیف شکیبایان -: (و چون نابخردان با آنان وارد گفتگو شوند، [بزرگوارانه و با ملایمت]، خداحافظی می</span><span dir="rtl">کنند).</span></li></ol> | |||
<ol start="418" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: يا كُمَيلُ، في كُلِّ صِنفٍ قَومٌ أرفَعُ مِن قَومٍ، فَإِيّاكَ و مُناظَرَةَ الخَسيسِ مِنهُم و إن أسمَعوكَ؛ وَ احتَمِل و كُن مِنَ الَّذينَ وَصَفَهُمُ اللهُ: (وَ إذَا خَاطَبَهُمُ ٱلْجَـٰهِلُونَ قَالُواْ سَلَـٰمًا).</span><ref><p><span dir="rtl">تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۱۷۲، بشارة المصطفیٰ: ص</span><span dir="rtl">۲۶ عن كميل بن زياد، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۷ ص</span><span dir="rtl">۲۶۸ ح</span><span dir="rtl">۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="418" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام علی علیهالسلام: ای کمیل! در هر دسته از مردم، گروهی برتر از گروهی دیگر هستند. مبادا که با فرومایگان آنان مناظره کنی، حتّی اگر چیزی به تو گفتند. تحمّل کن و از کسانی باش که خداوند متعال این گونه توصیفشان کرده است: (و چون نابخردان با آنان در گفتگو شوند، [بزرگوارانه و با ملایمت] خداحافظی کن).</span></li></ol> | |||
<ol start="419" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام - في وَصفِ أصحابِهِ -: لَو رَأيتَهُم في نَهارِهِم إذاً لَرَأيتَ قَوماً (يَمْشُونَ عَلَى ٱلَارْضِ هَوْناً)، و يَقولونَ (لِلنّاسِ حُسناً)</span><ref><p><span dir="rtl">البقره: ۸۳.</span></p></ref><span dir="rtl">، (وَ إذَا خَاطَبَهُمُ ٱلْجَـٰهِلُونَ قَالُواْ سَلَـٰما)، (وَ إذَا مَرُّواْ بِاللَّغْوِ مَرُّواْ كِرَاماً)</span><ref><p><span dir="rtl">الفرقان: ۷۲.</span></p></ref><span dir="rtl">.</span><ref><p><span dir="rtl">صفات الشيعة: ص</span><span dir="rtl">۱۲۰ ح</span><span dir="rtl">۶۳ عن محمّد بن الحنفيّة، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷ ص</span><span dir="rtl">۲۲۰ ح</span><span dir="rtl">۱۳۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="419" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام - در توصیف ياران خود -: اگر در روز، آنان را ببينى، آنها را گروهى خواهى يافت كه (به نرمى بر زمين راه می</span><span dir="rtl">روند) و با مردم به نيكى سخن می</span><span dir="rtl">گويند (و اگر نابخردان با آنان در گفتگو شوند، [بزرگوارانه و با ملایمت] خدا حافظی میکنند) و (اگر به كارى لغو و بيهوده برخورد كنند به بزرگوارى از آن میگذرند).</span></li></ol> | |||
<ol start="420" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الصادق علیهالسلام - في وَصفِ شيعَةِ أهلِ البَيتِ: -: إن خاطَبَهُم جاهِلٌ سَلَّمُوا، و إن لَجَأَ إلَيهِم ذُو الحاجَةِ مِنهُم رَحِمُوا، و عِندَ المَوتِ هُم لا يَحزَنونَ.</span><ref><p><span dir="rtl">تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۳۷۸، مشكاة الأنوار: ص</span><span dir="rtl">۱۲۶ ح</span><span dir="rtl">۲9۱ نحوه، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۸ ص</span><span dir="rtl">۲۶۴ ح</span><span dir="rtl">۱۶9.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="420" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام - در توصیف شيعيان اهل بیت: -: اگر فرد نابخردى با آنان در گفتگو شود، [به او] سلام می</span><span dir="rtl">دهند، و اگر نيازمندى به آنان پناه برد، بر او ترحّم می</span><span dir="rtl">كنند، و در هنگام مرگ، غمگين نیستند.</span></li></ol> | |||
<ol start=" | <ol start="421" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li | <li><span dir="rtl">الأغاني: كانَ إبراهيمُ</span><ref><p><span dir="rtl">هو إبراهيم بن محمّد المهديّ، الخليفة العبّاسي، المكنّیٰ بأبي إسحاق (الأغاني: ج</span><span dir="rtl">۱۰ ح</span><span dir="rtl">۱۱9).</span></p></ref> <span dir="rtl">شَديدَ الاِنحِرافِ عَن عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ علیهالسلام، فَحَدَّثَ المَأمونَ يَوماً أنَّهُ رَأیٰ عَلِيّاً فِي النَّومِ، فَقالَ لَهُ: مَن أنتَ؟ فَأَخبَرَهُ أنَّهُ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ. فَمَشَينا حَتّیٰ جِئنا قَنطَرَةً، فَذَهَبَ يَتَقَدَّمُني لِعُبورِها، فَأَمسَكتُهُ وَ قُلتُ لَهُ: إنَّما أنتَ رَجُلٌ تَدَّعي هٰذَا الَأَمرَ بِإِمرَةٍ وَ نَحنُ أحَقُّ بِهِ مِنكَ! فَما رَأيتُ لَهُ فِي الجَوابِ بَلاغَةً كَما يوصَفُ عَنهُ!</span></li></ol> | ||
<span dir="rtl">فَقالَ: | <span dir="rtl">فَقالَ: و أيُّ شَيءٍ قالَ لَكَ؟</span> | ||
<span dir="rtl">فَقالَ: ما زادَني عَلیٰ أن قالَ: سَلاماً سَلاماً!</span> | <span dir="rtl">فَقالَ: ما زادَني عَلیٰ أن قالَ: سَلاماً سَلاماً!</span> | ||
<span dir="rtl">فَقالَ لَهُ المَأمونُ: قَد - | <span dir="rtl">فَقالَ لَهُ المَأمونُ: قَد - وَ اللهِ - أجابَكَ أبلَغَ جَوابٍ.</span> | ||
<span dir="rtl">قالَ: و كَيفَ؟!</span> | |||
<span dir="rtl">قالَ: عَرَّفَكَ أنَّكَ جاهِلٌ لا يُجاوَبُ مِثلُكَ، قالَ اللهُ عزّ و جلّ: (وَ إذَا خَاطَبَهُمُ ٱلْجَـٰهِلُونَ قَالُواْ سَلَـٰما)!</span> | |||
<span dir="rtl">فَخَجِلَ إبراهيمُ، وقالَ: لَيتَني لَم اُحَدِّثكَ بِهٰذَا الحَديثِ.</span><ref><span dir="rtl">الأغاني: ج</span><span dir="rtl">۱۰ ص</span><span dir="rtl">۱۵۷؛ المناقب لابن شهرآشوب: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۲۷۰ نحوه، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۳9 ص</span><span dir="rtl">۸۶.</span></ref> | |||
<span dir="rtl"> | <ol start="421" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">الأغانى: ابراهيم [فرزند مهدی خليفۀ عبّاسى]، بسيار با علی بن ابی طالب علیهالسلام دشمن بود. روزى به مأمون گفت كه على علیهالسلام را در خواب ديده است و از او پرسيده: «كيستى؟». جواب داده است كه على بن ابى طالب است. [ابراهيم گفت:] مقدارى راه رفتيم تا به پلى رسيديم. خواست زودتر از من عبور كند. او را گرفتم و گفتم: «تو ادّعاى فرمان</span><span dir="rtl">روايى دارى با آن كه ما بِدان شايسته</span><span dir="rtl">تر هستيم. او در جواب، پاسخى بليغانه، آن گونه كه او را وصف می</span><span dir="rtl">كنند، نداد.</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl"> | <span dir="rtl">مأمون گفت: مگر چه پاسخ داد؟</span> | ||
<span dir="rtl"> | <span dir="rtl">ابراهيم گفت: چيزى نگفت جز: به سلامت! به سلامت!</span> | ||
<span dir="rtl"> | <span dir="rtl">مأمون گفت: به خدا سوگند، بليغ ترين پاسخ را داده است».</span> | ||
<span dir="rtl">ابراهيم گفت: «چه طور؟».</span> | |||
<span dir="rtl">مأمون گفت: به تو فهمانده كه نابخردى و در خور گفتگو نيستى. خداوند عزّ و جلّ فرموده است: (و چون نابخردان با آنان وارد گفتگو شوند، [بزرگوارانه و با ملایمت]، خداحافظی می</span><span dir="rtl">کنند».</span> | |||
<span dir="rtl">ابراهيم شرمنده شد و گفت: «كاش اين قصّه را برايت نمى</span><span dir="rtl">گفتم!»</span> | |||
<span dir="rtl">راجع: موسوعة العقائد الإسلامية (المعرفة): ج۱ ص۲۸۰ ح۵۲۸ و ص۲۸۶ ح۵۸۲.</span> | |||
<span dir="rtl">ر. ک: دانشنامۀ عقاید اسلامی (معرفتشناسی): ج۱ ص۴۰۵ ح۵۲۸ و ص۴۱۶ ح۵۸۲.</span> | |||
<span id="السكوت-و-ترك-المنازعة"></span> | <span id="السكوت-و-ترك-المنازعة"></span> | ||
=== <span dir="rtl">۵ / ۲: السُّكوتُ و تَركُ المُنازَعَةِ</span> === | === <span dir="rtl">۵ / ۲: السُّكوتُ و تَركُ المُنازَعَةِ</span> === | ||
<ol start=" | <span dir="rtl">۵ / ۲</span><span dir="rtl">: سکوت و رها کردن نزاع</span> | ||
<li>< | |||
< | <ol start="422" style="list-style-type: decimal;"> | ||
< | <li><span dir="rtl">رسول اللّه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: إنَّ موسیٰ علیهالسلام لَقِيَ الخِضرَ علیهالسلام فَقالَ: أوصِني، فَقالَ الخِضرُ:... يا موسیٰ، تَفَرَّغ لِلعِلمِ إن كُنتَ تُريدُهُ، فَإِنَّمَا العِلمُ لِمَن تَفَرَّغَ لَهُ... و أعرِض عَنِ الجُهّالِ، وَ احلُم عَنِ السُّفَهاءِ؛ فَإِنَّ ذٰلِكَ فَضلُ الحُلَماءِ و زَينُ العُلَماءِ، إذا شَتَمَكَ الجاهِلُ فَاسكُت عَنهُ سِلماً و جانِبهُ حَزماً، فَإِنَّ ما بَقِيَ مِن جَهلِهِ عَلَيكَ و شَتمِهِ إيّاكَ أكثَرُ.</span><ref><p><span dir="rtl">منية المريد: ص۱۴۰، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۲۶ ح</span><span dir="rtl">۱۸؛ المعجم الأوسط: ج</span><span dir="rtl">۷ ص</span><span dir="rtl">۷۸ ح</span><span dir="rtl">۶9۰۸ عن عمر بن الخطّاب نحوه.</span></p></ref></li></ol> | ||
< | |||
< | |||
< | |||
< | <ol start="422" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: موسى علیهالسلام، خضر علیهالسلام را ملاقات كرد و گفت: مرا پند ده. خضر علیهالسلام گفت: «... اى موسى! اگر دانش می</span><span dir="rtl">خواهى، خودت را وقف آن ساز؛ زيرا دانش، از آنِ كسى است كه خود را وقف آن سازد... و از نابخردان، كناره</span><span dir="rtl">گيرى كن و در برابر ابلهان، بردبار باش؛ زيرا اين براى بردباران، فضيلت و براى آگاهان، زينت است. اگر نابخردى تو را دشنام داد، به ملايمت سكوت كن و با دورانديشى، از او كناره بگير؛ زيرا ثوابى كه از نابخردى و دشنام او به تو برايت باقى مانده، بيشتر است».</span></li></ol> | |||
<ol start="423" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: كَلامُ العاقِلِ قوتٌ، و جَوابُ الجاهِلِ سُكوتٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۶۲۶ ح</span><span dir="rtl">۷۲۲۴، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳9۵ ح</span><span dir="rtl">۶۶۸۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="423" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: سخن خردمند، خوراک [جان] است و پاسخ به نابخرد، سكوت.</span></li></ol> | |||
<ol start="424" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام - فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: لا تُنازِع جاهِلاً.</span><ref><p><span dir="rtl">شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج</span><span dir="rtl">۲۰ ص</span><span dir="rtl">۲۵9 ح</span><span dir="rtl">۳9.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="424" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام - در حكمت</span><span dir="rtl">هاى منسوب به ايشان -: با نابخرد، نزاع مكن.</span></li></ol> | |||
<ol start="425" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: لا تُنازِعِ السُّفَهاءَ و لا تَستَهتِر بِالنِّساءِ؛ فَإِنَّ ذٰلِكَ يُزري</span><ref><p><span dir="rtl">زریٰ علیه زَرْیاً من باب رَمی، و زریَةً و زرایَةً - بالکسر -: عابه و استهزأ به (المصباح المنیر: ص۲۵۳ «زري»).</span></p></ref> <span dir="rtl">بِالعُقَلاءِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۳۴۰ ح</span><span dir="rtl">۱۰۴۲۲، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۵۱9 ح9۴۲۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="425" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: با ابلهان، نزاع مكن و دل</span><span dir="rtl">باختۀ زنان مشو؛ زيرا اين خصلت</span><span dir="rtl">ها، خردمندان را خوار می</span><span dir="rtl">گرداند.</span></li></ol> | |||
<ol start="426" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: لا تُعاتِبِ الجاهِلَ فَيَمقُتَكَ، و عاتِبِ العاقِلَ يُحبِبكَ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۲۷۲ ح</span><span dir="rtl">۱۰۲۱۵، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۵۱9 ح9۴۱۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="426" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: نابخرد را سرزنش مكن، كه دشمنت می</span><span dir="rtl">شود، و خردمند را سرزنش كن تا دوست تو شود.</span></li></ol> | |||
<ol start="427" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الكافي عن محمّد بن مسلم: كَتَبَ أبو عَبدِ اللهِ علیهالسلام إلَى الشّيعَةِ: لَيَعطِفَنَّ</span><ref><p><span dir="rtl">في مرآة العقول: ج۲۶ ص۱9: «قوله علیهالسلام: ليعطفنّ، من العطف بمعنىٰ الميل و الشفقة، أي ليترحّموا و يعطفوا علىٰ ذوي الجهل بأن ينهوهم عمّا ارتكبوه من المنكرات. و في بعض النسخ: عن ذوي الجهل، فالمراد هجرانهم و إعراضهم عنهم».</span></p></ref> <span dir="rtl">ذَوُو السِّنِّ مِنكُم وَ النُّهیٰ عَلیٰ ذَوِي الجَهلِ و طُلاّبِ الرِّئاسَةِ، أو لَتُصيبَنَّكُم لَعنَتي أجمَعينَ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۸ ص</span><span dir="rtl">۱۵۸ ح</span><span dir="rtl">۱۵۲، تنبیه الخواطر: ج۲ ص۱۴۷، أعلام الدین: ص۲۳۶ کلاهما نحوه.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="427" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الکافی - به نقل از محمّد بن مسلم -: امام صادق علیهالسلام به شيعيان نوشت: «بايد بزرگ</span><span dir="rtl">ترها و خردمندان شما براى افراد نابخرد و رياست</span><span dir="rtl">طلب، دل بسوزانند [و نصيحت و ارشادشان كنند]، و گرنه نفرين من به همۀ شما مى</span><span dir="rtl">رسد».</span></li></ol> | |||
<ol start="428" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عيون أخبار الرضا علیهالسلام عَن مُوسَى بنِ مُحَمَّدٍ المُحارِبِيِّ عَن رَجُلٍ ذَكَرَ اسمَهُ عَن الإمام الرِّضا علیهالسلام: أنَّ المَأمونَ قالَ لَهُ: هَل رُويتَ مِنَ الشِّعرِ شَيئاً؟ فَقالَ: قَد رُويتُ مِنهُ الكَثيرَ،...</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">قالَ: فَأَنشِدني أحسَنَ ما رُويتَهُ فِي السُّكوتِ عَنِ الجَاهِلِ، و تَركِ عِتابِ الصَّدِيقِ. فَقالَ علیهالسلام:</span> | |||
<span dir="rtl">إنّي لَيَهجُرُنِي الصَّديقُ تَجَنُّباً فَأُريهِ أنَّ لِهَجرِهِ أسبابا</span> | |||
<span dir="rtl">وأَراهُ إن عاتَبتُهُ أغرَیتُهُ</span><ref><span dir="rtl">وفي النسخة التی بایدینا: «أغربته»، وما أثبتناه من بحار الأنوار.</span></ref> <span dir="rtl">فَأَریٰ لَهُ تَركَ العِتابِ عِتَابا</span> | |||
<span dir="rtl">وإذا بُلِيتُ بِجاهِلٍ مُتَحَكِّمٍ يَجِدُ المُحالَ مِنَ الاُمُورِ صَوابا</span> | |||
<span dir="rtl">أولَيتُهُ مِنِّي السُّكوتَ ورُبَّما كانَ السُّكوتُ عَنِ الجَوابِ جَوابا</span> | |||
<span dir="rtl">فَقالَ المَأمونُ: ما أحسَنَ هٰذا! هٰذا مَن قالَهُ؟ فَقالَ: لِبَعضِ فِتيانِنا.</span><ref><span dir="rtl">عيون أخبار الرضا علیهالسلام: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۷۴ ح</span><span dir="rtl">۱، العدد القويّة: ص</span><span dir="rtl">۲9۴ ح</span><span dir="rtl">۲۱ نحوه، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۴9 ص</span><span dir="rtl">۱۰۸ ح</span><span dir="rtl">۲.</span></ref> | |||
<ol start="428" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عيون أخبار الرضا علیهالسلام - به نقل از موسى بن محمّد مُحاربى، از مردى كه نامش را گفت -: مأمون به امام رضا علیهالسلام گفت: آيا چیزی از شعر هم برایت روایت شده [و در خاطر داری]؟ فرمود: «بسيار برایم روایت شده [و در خاطر دارم]».…</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">مأمون گفت: بهترين شعرى را كه در بارۀ سكوت در برابر نابخرد و نكوهش نكردن دوست برایت روایت شده، برايم بخوان.</span> | |||
<span dir="rtl">امام علیهالسلام فرمود:</span> | |||
<span dir="rtl">«دوستم مرا تنها مى</span><span dir="rtl">گذارد و دور مى</span><span dir="rtl">شود/</span> | |||
<span dir="rtl">ولى من براى آن، علّت</span><span dir="rtl">هايى را در نظر مى</span><span dir="rtl">آورم.</span> | |||
<span dir="rtl"> | <span dir="rtl">و چنين مى</span><span dir="rtl">بينم كه اگر سرزنشش كنم، وى را برانگيخته</span><span dir="rtl">ام./</span> | ||
<span dir="rtl">پس سرزنش نكردنش را خود، سرزنشى مى</span><span dir="rtl">بينم.</span> | |||
<span dir="rtl"> | <span dir="rtl">و هر گاه گرفتار نابخردى زورگو مى</span><span dir="rtl">گردم/</span> | ||
<span dir="rtl">كه كارى ناشدنى را درست مى</span><span dir="rtl">پندارد</span> | |||
<span dir="rtl"> | <span dir="rtl">در برابر او سكوت اختيار مى</span><span dir="rtl">كنم كه بسا/</span> | ||
<span dir="rtl">خاموش ماندن از پاسخ، خود، پاسخ است».</span> | |||
<span dir="rtl"> | <span dir="rtl">مأمون گفت: اين [شعر] چه زيبا بود! چه كسى آن را سروده است؟ فرمود: «برای يكى از جوانان ماست».</span> | ||
<span id="الحلم"></span> | <span id="الحلم"></span> | ||
=== <span dir="rtl">۵ / ۳: الحِلم</span> === | === <span dir="rtl">۵ / ۳: الحِلم</span> === | ||
<ol start=" | <span dir="rtl">۵ / ۳</span><span dir="rtl">: بردباری</span> | ||
<li>< | |||
<li>< | <ol start="429" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">رسول اللّه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: ثَلاثٌ مَن لَم يَكُنَّ فيهِ لَم يَتِمَّ لَهُ عَمَلٌ: وَرَعٌ يَحجِزُهُ عَن مَعاصِي اللهِ، و خُلُقٌ يُداري بِهِ النّاسَ، و حِلمٌ يَرُدُّ بِهِ جَهلَ الجاهِلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۱۶ ح</span><span dir="rtl">۱ عن السكوني عن الإمام الصادق علیهالسلام، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۳۶۰ ح</span><span dir="rtl">۵۷۶۲ عن الإمام الصادق عن آبائه علیهمالسلام عنه صلّی الله علیه و آله، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۱ ص</span><span dir="rtl">۴۲۲ ص</span><span dir="rtl">۵9؛ شعب الإيمان: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۳۳9 ح</span><span dir="rtl">۸۴۲۳ نحوه.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="429" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: سه چيز است كه در هر كس نباشد، هيچ عملى از او كامل نمی</span><span dir="rtl">گردد: پارسايى</span><span dir="rtl">اى كه او را از نافرمانى خدا باز دارد و خويى كه به وسيلۀ آن با مردم مدارا كند و بردبارى</span><span dir="rtl">اى كه با آن نابخردی نادان را دفع سازد.</span></li></ol> | |||
<ol start="430" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: يا عَلِيُّ، ثَلاثٌ مِن مَكارِمِ الأَخلاقِ فِي الدُّنيا وَ الآخِرَةِ: أن تَعفُوَ عَمَّن ظَلَمَكَ، و تَصِلَ مَن قَطَعَكَ، و تَحلُمَ عَمَّن جَهِلَ عَلَيكَ.</span><ref><p><span dir="rtl">كتاب من لا يحضره الفقيه: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۳۵۷ ح</span><span dir="rtl">۵۷۶۲ عن حمّاد بن عمرو و أنس بن محمّد عن أبيه جميعاً عن الإمام الصادق عن آبائه علیهمالسلام، الكافي: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۰۷ ح</span><span dir="rtl">۳ عن الإمام الصادق علیهالسلام، تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۲9۳ عن الإمام الباقر علیهالسلام و کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۷ ص</span><span dir="rtl">۴9 ح</span><span dir="rtl">۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="430" style="list-style-type: decimal;"> | <ol start="430" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li>< | <li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله:</span> <span dir="rtl">اى على! سه چيز در دنيا و آخرت، از اخلاق نيكوست: گذشت كنى از كسى كه به تو ستم كرده، و پيوند بر قرار كنى با كسى كه از تو بُريده، و بردبارى كنى با كسى كه در حقّ تو نابخردى كرده است.</span></li></ol> | ||
< | |||
< | |||
<ol start="431" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ جَمَعَ اللهُ الخَلائِقَ في صَعيدٍ واحِدٍ... ثُمَّ يُنادي مُنادٍ آخَرُ يُسمِعُ آخِرَهُم كَما يُسمِعُ أوَّلَهُم، فَيَقولُ: أينَ أهلُ الفَضلِ؟ فَيَقومُ عُنُقٌ مِنَ النّاسِ، فَتَستَقبِلُهُم زُمرَةٌ مِنَ المَلائِكَةِ، فَيَقولونَ: ما فَضلُكُم هٰذَا الَّذي نودِيتُم بِهِ؟ فَيَقولونَ: كُنّا يُجهَلُ عَلَينا فِي الدُّنيا فَنَحتَمِلُ، و يُساءُ إلَينا فَنَعفو.</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">قالَ: فَيُنادي مُنادٍ مِن عِندِ اللهِ تَعالیٰ: صَدَقَ عِبادي، خَلُّوا سَبيلَهُم لِيَدخُلُوا الجَنَّةَ بِغَيرِ حِسابٍ.</span><ref><span dir="rtl">الأمالي للطوسي: ص</span><span dir="rtl">۱۰۳ ح</span><span dir="rtl">۱۵۸ عن أبي حمزة الثمالي عن الإمام الباقر عن آبائه علیهمالسلام، تنبیه الخواطر: ج۲ ص۱۸۰، دعائم الإسلام: ج۲ ص۳۲۵ ح۱۲۲۶ کلاهما عن الإمام الباقر عن آبائه علیهمالسلام عنه صلّی الله علیه و آله نحوه، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷ ص</span><span dir="rtl">۱۷۱ ح</span><span dir="rtl">۱.</span></ref> | |||
<ol start="431" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: چون روز قيامت شود، خداوند، خلايق را در یک صحرا گرد مى</span><span dir="rtl">آورد... سپس ندا دهندهٔ ديگرى از جانب خدا با صدايى كه آن را به همگان می</span><span dir="rtl">رساند، بانگ مى</span><span dir="rtl">زند: «كجايند اهل فضیلت؟». پس، شمارى از مردم بر مى</span><span dir="rtl">خيزند. گروهى از فرشتگان، جلوی آنها مى</span><span dir="rtl">روند و مى</span><span dir="rtl">گويند: اين فضيلت شما كه در بارۀ آن بانگ زده شديد، چه بوده است؟ مى</span><span dir="rtl">گويند: ما در دنيا چنان بوديم كه هر گاه با ما بابخردانه رفتار مى</span><span dir="rtl">شد، تحمّل مى</span><span dir="rtl">كرديم و هر گاه به ما بدى مى</span><span dir="rtl">شد، گذشت مى</span><span dir="rtl">كرديم.</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl"> | <span dir="rtl">در اين هنگام، ندا دهنده</span><span dir="rtl">اى از جانب خداى بلندمرتبه، بانگ مى</span><span dir="rtl">زند: «بندگانم راست مى</span><span dir="rtl">گويند. راه را بر آنان بگشاييد تا بدون حسابرسى، وارد بهشت شوند».</span> | ||
<ol start="432" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه صلی الله علیه و آله: مَن جَمَعَ القُرآنَ فَنَولُهُ</span><ref><p><span dir="rtl">النَّوْل: الأجر و الحَظّ (مجمع البحرين: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۱۸۵۰ «نول»).</span></p></ref> <span dir="rtl">لا يَجهَلُ مَعَ مَن يَجهَلُ عَلَيه.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۶۰۴ ح</span><span dir="rtl">۵ عن عمرو بن جميع عن الإمام الصادق علیهالسلام.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="432" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: كسى كه قرآن را [در سينۀ خود] گِرد آورده، شايسته است كه در برابر كسى كه با او نابخردى مى</span><span dir="rtl">كند، نابخردى ننمايد.</span></li></ol> | |||
<ol start="433" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه صلی الله علیه و آله: صِفَةُ العاقِلِ أن يَحلُمَ عَمَّن جَهِلَ عَلَيهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۲۸، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۱۲9 ح</span><span dir="rtl">۱۲؛ المطالب العالية: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۲۳ ح</span><span dir="rtl">۲۷۷۱ عن ابن عبّاس.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="433" style="list-style-type: decimal;"> | <ol start="433" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li>< | <li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: ويژگى خردمند، اين است كه در برابر کسی که با وی رفتار نابخردانه دارد، بردباری نشان میدهد.</span></li></ol> | ||
< | |||
< | |||
<ol start="434" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">صحيح مسلم عن أبي هريرة: إنَّ رَجُلاً قالَ: يا رَسولَ اللهِ، إنَّ لي قَرابَةً أصِلُهُم و يَقطَعوني</span><ref><p><span dir="rtl">كذا في أكثر المصادر، و في بعضها: «و يقطعون»، و في النهاية لابن الأثير في «ملل»: «و يقطعونَني».</span></p></ref><span dir="rtl">، و اُحسِنُ إلَيهِم و يُسيؤونَ إلَيَّ، و أحلُمُ عَنهُم و يَجهَلونَ عَلَيَّ!</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">فَقالَ: لَئِن كُنتَ كَما قُلتَ فَكَأنَّما تُسِفُّهُمُ المَلَّ</span><ref><span dir="rtl">أسفَفت الوَسْم: هو أن يُغرِز الجلدُ بإبرة ثمّ تُحشی المغارِزُ كُحلاً. و قيل: هو من سَفِفت الدواء أسَفُّه. و المَلّ و المَلّةُ: الرماد الحارّ الذي يُحمى لِيُدفَن فيه الخبز ليَنضج. أراد: إنّما تجعل المَلّة سُفوفاً يستَفّونَه؛ يعني أنّ عطاءك إيّاهم حرام عليهم، و نارٌ في بطونهم. أو أي تجعل وجوهَهم كلون الرماد (اُنظر النهاية: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۳۷۵ «سفف» و ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۳۶۱ «ملل»).</span></ref><span dir="rtl">، و لا يَزالُ مَعَكَ مِنَ اللهِ ظَهيرٌ عَلَيهِم ما دُمتَ عَلیٰ ذٰلِكَ.</span><ref><span dir="rtl">صحيح مسلم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۱9۸۲ ح</span><span dir="rtl">۲۲، مسند ابن حنبل: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۱۶۲ ح</span><span dir="rtl">۷99۸، الأدب المفرد: ص</span><span dir="rtl">۲9 ح</span><span dir="rtl">۵۲.</span></ref> | |||
<ol start="434" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">صحیح مسلم - به نقل از ابو هریره -: مردی گفت: ای پیامبر خدا! من نزدیکانی دارم که با آنها پیوند بر قرار می</span><span dir="rtl">کنم؛ ولی آنها از من می</span><span dir="rtl">بُرند. به آنان نیکی می</span><span dir="rtl">کنم؛ ولی آنها به من بدی می</span><span dir="rtl">کنند. با آنها بردباری می</span><span dir="rtl">کنم؛ ولی آنها با من نابخردانه رفتار می</span><span dir="rtl">کنند.</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">[پیامبر خدا] فرمود: «اگر این گونه باشد که می</span><span dir="rtl">گویی، تو باعث روسیاهی آنها [در پیشگاه خدا] هستی و همواره و تا هنگامی که این گونه باشی، پشتیبانی از سوی خداوند در برابر آنها داری».</span> | |||
<ol start="435" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">تاريخ أصبهان عن أبي أيّوب: وَقَفَ عَلَينا رَسولُ اللهِ صلی الله علیه و آله، قالَ: اِبتَغُوا الرِّفعَةَ عِندَ اللهِ. قُلنا: و ما هِيَ يا رَسولَ اللهِ؟ قالَ: تَحلُمُ عَمَّن جَهِلَ عَلَيكَ، و تَصِلُ مَن قَطَعَكَ، و تُعطي مَن حَرَمَكَ.</span><ref><p><span dir="rtl">تاريخ أصبهان: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۱9۵ الرقم ۲۴۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="435" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">تاریخ أصبهان - به نقل از ابو ایّوب -: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بر سر ما ایستاد و فرمود: «والایی و بلندمرتبگی را نزد خدا بجویید». گفتیم: آن چیست، ای پیامبر خدا؟ فرمود: «در برابر کسی که با تو نابخردانه رفتار کرده است، بردباری کنی و با کسی که از تو بریده، پیوند بر قرار نمایی و به کسی که تو را محروم کرده است، عطا کنی».</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl"> | <ol start="436" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">رسول اللّه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: مَن أرادَ أن يُشَرِّفَ اللهُ لَهُ البُنيانَ، و أن يَرفَعَ لَهُ الدَّرَجاتِ يَومَ القِيامَةِ فَليَعفُ عَمَّن ظَلَمَهُ، و ليُعطِ مَن حَرَمَهَ، وَ ليَصِل مَن قَطَعَهَ، و ليَحلُم عَلی مَن جَهِلَ عَلَيهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">تاريخ بغداد: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۴۱۰ الرقم ۲۳۱۳، تاريخ دمشق: ج</span><span dir="rtl">۶۱ ص</span><span dir="rtl">۴۶۱ ح</span><span dir="rtl">۱۲۶۸۵.</span></p></ref></li></ol> | |||
< | <ol start="436" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: هر کس می</span><span dir="rtl">خواهد که خدا او را برافرازد و درجاتش را در روز قیامت بالا ببرد، باید از کسی که به او ستم کرده، در گذرد و به کسی که محرومش کرده، عطا کند و با کسی که از او بریده است، پیوند بر قرار کند و با کسی که با او نابِخْردانه رفتار کرده است، بردباری نماید.</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">و نَظَرتُ إلی عُمَرَ فَإذا عَيناهُ تَدورانِ في وَجهِهِ كَالفَلَكِ المُستَديرِ، ثُمَّ رَماني بِبَصَرِهِ فَقالَ: يا عَدُوَّ | |||
<ol start="437" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">المستدرك على الصحيحين عن عبداللّه</span> <span dir="rtl">بن سلام: إنَّ اللهَ تَبارَكَ وَ تَعالی لَمّا أرادَ هُدیٰ زَيدِ بنِ سَعنَةَ، قالَ زَيدُ بنُ سَعنَةَ: ما مِن عَلاماتِ النُّبُوَّةِ شَيءٌ إلّا و قَد عَرَفتُها في وَجهِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله حينَ نَظَرتُ إلَيهِ، إلّا شَيئَينِ لَم أخبُرهُما</span><ref><p><span dir="rtl">خَبَرتُ الشيءَ أخبُرُ: عَلِمتُهُ، فأنا خَبيرٌ به (المصباح المنير: ص</span><span dir="rtl">۱۶۲ «خبر»).</span></p></ref> <span dir="rtl">مِنهُ: هَل يَسبِقُ حِلمُهُ جَهلَهُ، و لا يَزيدُهُ شِدَّةُ الجَهلِ عَلَيهِ إلّا حِلماً؟ فَكُنتُ ألطُفُ لَهُ لَأن اُخالِطَهُ فَأَعرِفَ حِلمَهُ مِن جَهلِهِ.</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">قالَ زَيدُ بنُ سَعنَةَ: فَخَرَجَ رَسولُ اللهِ صلی الله علیه و آله يَوماً مِنَ الحُجُراتِ و مَعَهُ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ علیهالسلام، فَأَتاهُ رَجُلٌ عَلیٰ راحِلَتِهِ كَالبَدَوِيِّ، فَقالَ: يا رَسولَ اللهِ، إنَّ بُصریٰ قَريَةُ بَني فُلانٍ قَد أسلَموا و دَخَلوا فِي الإِسلامِ، و كُنتُ حَدَّثتُهُم إن أسلَموا أتاهُمُ الرِّزقُ رَغَداً، و قَد أصابَتهُم سَنَةٌ</span><ref><span dir="rtl">أصابتهم السَّنَة: يَعنون به السنَة المَجدِبَة (لسان العرب: ج</span><span dir="rtl">۱۴ ص</span><span dir="rtl">۴۰۵ «سنا»).</span></ref> <span dir="rtl">و شِدَّةٌ و قُحوطٌ مِنَ الغَيثِ، فَأَنَا أَخشیٰ - يا رَسولَ اللهِ - أن يَخرُجوا مِنَ الإِسلامِ طَمَعاً كَما دَخَلوا فيهِ طَمَعاً، فَإِن رَأَيتَ أن تُرسِلَ إلَيهِم بِشَيءٍ تُعينُهُم بِهِ فَعَلتَ. فَنَظَرَ [أي رَسولُ اللهِ صلی الله علیه و آله] إلیٰ رَجُلٍ و إلیٰ</span><ref><span dir="rtl">الظاهر زيادة الواو، و المناسب: «إلى».</span></ref> <span dir="rtl">جانِبِهِ؛ أراهُ عَلِيّاً علیهالسلام، فَقالَ: يا رَسولَ اللهِ! ما بَقِيَ مِنه شَيءٌ.</span> | |||
<span dir="rtl">قالَ زَيدُ بنُ سَعنةَ: فَدَنَوتُ إلَيهِ فَقُلتُ: يا مُحَمَّدُ، هَل لَكَ أن تَبيعَني تَمراً مَعلوماً مِن حائِطِ بَني فُلانٍ إلیٰ أجَلِ كَذا وكَذا؟ فَقالَ: لا يا يَهودِيُّ، ولٰكِن أبيعُك تَمراً مَعلوماً إلی أجَلِ كَذا وكَذا، ولا اُسَمّي حائِطَ بَني فُلانٍ، فَقُلتُ: نَعَم، فَبايَعَني صلی الله علیه و آله، فَأَطلَقتُ هِمياني فَأَعطَيتُهُ ثَمانينَ مِثقالاً مِن ذَهَبٍ في تَمرٍ مَعلومٍ إلیٰ أجَلِ كَذا و كَذا، فَأَعطاهَا الرَّجُلَ فَقالَ: اِعدِل عَلَيهِم و أَعِنهُم بِها.</span> | |||
<span dir="rtl">فَقالَ زَيدُ بنُ سَعنةَ: فَلَمّا كانَ قَبلَ مَحَلِّ الأَجَلِ بِيَومَينِ أو ثَلاثَةٍ، أتَيتُهُ فَأَخَذتُ بِمَجامِعِ قَميصِهِ و رِدائِهِ، و نَظَرتُ إلَيهِ بِوَجهٍ غَليظٍ، فَقُلتُ لَهُ: ألا تَقضيني يا مُحَمَّدُ حَقّي؟ فَوَاللهِ، ما عُلِمتُم - يا بَني عَبدِ المُطَّلِبِ - سَيِّئُ</span><ref><span dir="rtl">كذا، و لعلّ الصواب: «سَيِّئو».</span></ref> <span dir="rtl">القَضاءِ مَطْلٌ</span><ref><span dir="rtl">المَطْل: التسويف و المدافعة بالعدة و الدَّين (لسان العرب: ج</span><span dir="rtl">۱۱ ص</span><span dir="rtl">۶۲۴ «مطل»).</span></ref><span dir="rtl">، و لَقَد كانَ لي بِمُخالَطَتِكُم عِلمٌ.</span> | |||
<span dir="rtl">و نَظَرتُ إلی عُمَرَ فَإذا عَيناهُ تَدورانِ في وَجهِهِ كَالفَلَكِ المُستَديرِ، ثُمَّ رَماني بِبَصَرِهِ فَقالَ: يا عَدُوَّ اللهِ! أ تَقولُ لِرَسولِ اللهِ صلی الله علیه و آله ما أسمَعُ و تَصنَعُ بِهِ ما أریٰ؟! فَوَ الَّذي بَعَثَهُ بِالحَقِّ، لَولا ما اُحاذِرُ قُوَّتَهُ</span><ref><span dir="rtl">کذا في المصدر، و الظاهر أنّ الأصحّ: «فَوتَه» کما في صحیح ابن حبّان.</span></ref> <span dir="rtl">لَضَرَبتُ بِسَيفي رَأسَكَ! و رَسولُ اللهِ صلی الله علیه و آله يَنظُرُ إلی عُمَرَ في سُكونٍ و تُؤَدَةٍ و تَبَسُّمٍ، ثُمَّ قالَ:</span> | |||
<span dir="rtl">يا عُمَرُ، أنَا و هُوَ كُنّا أحوَجَ إلی غَيرِ هٰذا؛ أن تَأمُرَني بِحُسنِ الأَداءِ و تَأمُرَهُ بِحُسنِ التِّباعَةِ! اِذهَب بِهِ - يا عُمَرُ - فَأَعطِهِ حَقَّهُ و زِدهُ عِشرينَ صاعاً مِن تَمرٍ.</span> | <span dir="rtl">يا عُمَرُ، أنَا و هُوَ كُنّا أحوَجَ إلی غَيرِ هٰذا؛ أن تَأمُرَني بِحُسنِ الأَداءِ و تَأمُرَهُ بِحُسنِ التِّباعَةِ! اِذهَب بِهِ - يا عُمَرُ - فَأَعطِهِ حَقَّهُ و زِدهُ عِشرينَ صاعاً مِن تَمرٍ.</span> | ||
<span dir="rtl">فَقُلتُ: ما هٰذِهِ الزِّيادَةُ يا | <span dir="rtl">فَقُلتُ: ما هٰذِهِ الزِّيادَةُ - يا عُمَرُ -؟</span> | ||
<span dir="rtl">قالَ: أمَرَني رَسولُ اللهِ | <span dir="rtl">قالَ: أمَرَني رَسولُ اللهِ صلی الله علیه و آله أن أزيدَكَ مَكانَ ما نَقِمتُكُ.</span> | ||
<span dir="rtl">قُلتُ: | <span dir="rtl">قُلتُ: أ تَعرِفُني - يا عُمَرُ -؟ قالَ: لا، مَن أنتَ؟</span> | ||
<span dir="rtl">قُلتُ: زَيدُ بنُ سَعنَةَ. قالَ: الحِبرُ</span><ref><span dir="rtl"> | <span dir="rtl">قُلتُ: زَيدُ بنُ سَعنَةَ. قالَ: الحِبرُ</span><ref><span dir="rtl">الحِبر و الحَبر: العالم ذِمِّيّاً كان أو مسلماً بعد أن يكون من أهل الكتاب... [و قال] الجوهري: الحِبر و الحَبر: واحد أحبار اليهود، و بالكسر أفصح (لسان العرب: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۱۵۷ «حبر»).</span></ref><span dir="rtl">؟ قُلتُ: الحِبرُ، قالَ: فما دَعاكَ أن فَعَلتَ بِرَسولِ اللهِ صلی الله علیه و آله ما فَعَلتَ، وقُلتَ لَهُ ما قُلتَ؟</span> | ||
<span dir="rtl">قُلتُ لَهُ: يا | <span dir="rtl">قُلتُ لَهُ: يا عُمَرُ! لَم يَكُن لَهُ مِن عَلاماتِ النُّبُوَّةِ شَيءٌ إلّا و قَد عَرَفتُهُ في وَجهِ رَسولِ اللهِ صلی الله علیه و آله حينَ نَظَرتُ إلَيهِ، إلّا اثنَينِ لَم أُخبُرهُما مِنهُ: هَل يَسبِقُ حِلمُهُ جَهلَهُ، و لا تَزيدُهُ شِدَّةُ الجَهلِ عَلَيهِ إلّا حِلماً؟ فَقَدِ اختَبَرتُهُما، فَاُشهِدُكَ يا عُمَرُ أنّي قَد رَضيتُ بِاللهِ رَبّاً، و بِالإِسلامِ ديناً، و بِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله نَبِيّاً، و اُشهِدُكَ أنَّ شَطرَ مالي - فَإِنّي أكثَرُهُم مالاً - صَدَقَةٌ عَلی اُمَّةِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله.</span> | ||
<span dir="rtl">فَقالَ عُمَرُ: أو عَلیٰ بَعضِهِم؛ فَإِنَّكَ لا تَسَعُهُم! قُلتُ: أو عَلیٰ بَعضِهِم.</span> | <span dir="rtl">فَقالَ عُمَرُ: أو عَلیٰ بَعضِهِم؛ فَإِنَّكَ لا تَسَعُهُم! قُلتُ: أو عَلیٰ بَعضِهِم.</span> | ||
<span dir="rtl">فَرَجَعَ زَيدٌ إلی رَسولِ اللهِ | <span dir="rtl">فَرَجَعَ زَيدٌ إلی رَسولِ اللهِ صلی الله علیه و آله، فَقالَ زَيدٌ: أشهَدُ أن لا إلٰهَ إلّا اللهُ، و أَشهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ و رَسولُهُ. و آمَنَ بِهِ و صَدَّقَهُ و بايَعَهُ، و شَهِدَ مَعَهُ مَشاهِدَ كَثيرَةً، ثُمَّ تُوُفِّيَ زَيدٌ في غَزوَةِ تَبوكَ مُقبِلاً غَيرَ مُدبِرٍ، و رَحِمَ اللهُ زَيداً.</span><ref><span dir="rtl">المستدرك على الصحيحين: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۷۰۰ ح</span><span dir="rtl">۶۵۴۷، صحيح ابن حبّان: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۵۲۱ - ۵۲۳ ح</span><span dir="rtl">۲۸۸، السنن الكبرى: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۸۶ ح</span><span dir="rtl">۱۱۲۸۴ کلاهما نحوه.</span></ref> | ||
<ol start="437" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">زيد بن سعنه گفت: روزى، پيامبر خدا صلی الله علیه و آله از حجره</span><span dir="rtl">ها [ى خانه</span><span dir="rtl">اش] بيرون آمد و على بن ابى طالب علیهالسلام هم همراهش بود. مردى مانند صحرانشينان سوار بر شترش [نزد پيامبر صلی الله علیه و آله] آمد و گفت:</span> <span dir="rtl">اى پيامبر خدا! [اهالى] روستاى بُصرا، مسلمان شده و به دين اسلام در آمده</span><span dir="rtl">اند و من به آنها گفته بودم كه اگر اسلام بياورند، روزى</span><span dir="rtl">شان فراوان مى</span><span dir="rtl">شود و حال، خشک</span><span dir="rtl">سالى و سختى و قحطى به آنها رسيده و من مى</span><span dir="rtl">ترسم -</span> <span dir="rtl">اى پيامبر خدا - كه از اسلام به طمع چيزهاى ديگر خارج شوند، همان گونه كه به اسلام نيز طمعكارانه وارد شده</span><span dir="rtl">اند! اگر صلاح مى</span><span dir="rtl">بينى، به آنها كمک [مالى] برسان. پيامبر خدا صلی الله علیه و آله به مردى در كنارش - كه فكر مى</span><span dir="rtl">كنم على علیهالسلام بود - نگريست. او گفت:</span> <span dir="rtl">اى پيامبر خدا! چيزى از آن [ذخيره] نمانده است.</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">زيد بن سعنه گفت: من به او (پيامبر صلی الله علیه و آله) نزديک شدم و به او گفتم:</span> <span dir="rtl">اى محمّد! آيا مى</span><span dir="rtl">خواهى مقدار معيّنى خرما از باغ فلان قبيله به من بفروشى [و پولش را اكنون بگيرى] و خرما را فلان زمان بدهى؟ فرمود: «نه،</span><span dir="rtl">اى يهودى! امّا مقدار معيّنى خرما [به طور كلّى] براى تحويل در فلان زمان به تو مى</span><span dir="rtl">فروشم و معيّن نمى</span><span dir="rtl">كنم كه از كدام باغ است». من موافقت كردم. او با من معامله كرد و من هم كيسۀ پولم را گشودم و هشتاد مثقال طلا در برابر مقدار معيّنى خرما براى تحويل در زمانى مشخّص به او (پيامبر صلی الله علیه و آله) دادم، و او نیز آن را به آن مرد داد و گفت: «به سوى آنها برگرد و با اين پول به آنها كمک برسان».</span> | |||
<span dir="rtl">زيد بن سعنه گفت: دو سه روز به زمان تحويل مانده، به نزد پيامبر خدا صلی الله علیه و آله رفتم و جاى گرد آمدن پيراهن و ردايش را گرفتم و با چهره</span><span dir="rtl">اى خشن به او نگريستم و سپس گفتم:</span> <span dir="rtl">اى محمّد! آيا حقّ مرا نمى</span><span dir="rtl">دهى؟ به خدا سوگند - اى فرزندان عبد المطّلب - مردم از شما بدحسابى و تأخير در پرداخت حق، سراغ ندارند و من هم با شما بوده</span><span dir="rtl">ام و اين را مى</span><span dir="rtl">دانم!</span> | |||
<span dir="rtl">آن گاه به عمر نگريستم كه چشمانش در صورتش مانند فَلَک دوّار مى</span><span dir="rtl">چرخيد. او چشمش را به من دوخت و گفت:</span> <span dir="rtl">اى دشمن خدا! آيا آنچه را مى</span><span dir="rtl">شنوم، به پيامبر مى</span><span dir="rtl">گويى و آنچه را مى</span><span dir="rtl">بينم، با او مى</span><span dir="rtl">كنى؟! سوگند به آن كه او را به حق بر انگيخت، اگر از پيامبر خدا نمى</span><span dir="rtl">ترسيدم، با اين شمشيرم گردنت را مى</span><span dir="rtl">زدم! پيامبر خدا صلی الله علیه و آله با آرامش و حوصله و تبسّم به عمر مى</span><span dir="rtl">نگريست و سپس فرمود: «اى عمر! من و او به چيزى غير از اين كار تو، به تو نيازمندتريم. تو بايد مرا به نيكو ادا كردن [بدهى</span><span dir="rtl">ام] و او را به نيكو دادخواهى كردن، فرمان دهى. عمر! با او برو و حقّش را ادا كن و بيست مَن هم اضافه بر حقّش برايش بيفزاى».</span> | |||
<span dir="rtl">گفتم: اين اضافه براى چيست؟</span> | |||
<span dir="rtl">[عمر] گفت: پيامبر خدا صلی الله علیه و آله به من فرمان داد در برابر كيفر كارى كه با تو كردم، برايت بيفزايم.</span> | |||
<span dir="rtl">گفتم:</span> <span dir="rtl">اى عمر! مرا مى</span><span dir="rtl">شناسى؟ گفت: نه. تو كيستى؟</span> | |||
<span dir="rtl">گفتم: من، زيد بن سعنه هستم. گفت: همان عالم [يهود]؟ گفتم: همان عالم. گفت: به چه انگيزه</span><span dir="rtl">اى، آن سخنان را به پيامبر خدا گفتى و با او چنان رفتار كردى؟</span> | |||
<span dir="rtl">گفتم:</span> <span dir="rtl">اى عمر! همۀ نشانه</span><span dir="rtl">هاى پيامبرى را در چهرۀ پيامبر خدا به هنگام نگريستن به او ديدم، جز دو نشانه كه آنها را نيافته بودم: [اين كه] آيا بردبارى</span><span dir="rtl">اش بر جهالتش پيشى مى</span><span dir="rtl">گيرد و آيا شدّت نابخردى، بر بردبارى</span><span dir="rtl">اش مى</span><span dir="rtl">افزايد، كه اكنون آنها را آزمودم و من تو را -</span> <span dir="rtl">اى عمر - شاهد مى</span><span dir="rtl">گيرم كه به ربوبيت خداوند و به اين كه اسلام، دينم و محمّد، پيامبرم باشد، راضى شدم، و تو را گواه مى</span><span dir="rtl">گيرم كه نيمى از دارايى</span><span dir="rtl">ام - كه من ثروتمندترينِ يهوديان [مدينه] هستم - صدقه براى امّت محمّد باشد.</span> | |||
<span dir="rtl">عمر گفت: براى برخى از آنان؛ چرا كه [دارايى] تو گنجايش همۀ آنها را ندارد! گفتم: براى برخى از امّت محمّد.</span> | |||
<span dir="rtl">زيد نزد پيامبر خدا صلی الله علیه و آله باز گشت و گفت: گواهى مى</span><span dir="rtl">دهم كه معبودى جز خداى يگانه نيست و گواهى مى</span><span dir="rtl">دهم كه محمّد، بنده و فرستادۀ اوست. آن گاه به او ايمان آورد و تصديقش كرد و با او بيعت نمود و همراه پيامبر خدا صلی الله علیه و آله در عرصه</span><span dir="rtl">هاى متعدّدى حاضر شد و در جنگ تبوک، در همان هنگام كه به سوى دشمن مى</span><span dir="rtl">رفتند و نه در باز گشت، از دنيا رفت. خدا زيد را رحمت كند!</span> | |||
<ol start="438" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: لا تَفضَحوا أنفُسَكُم لِتَشفوا غَيظَكُم، و إن جَهِلَ عَلَيكُم جاهِلٌ فَليَسَعهُ حِلمُكُم.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۲۷۷ ح</span><span dir="rtl">۱۰۲۴۰، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۵۲۱ ح9۴۷۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="438" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: برای این كه خشم خود را فرو نشانيد، خود را رسوا مسازيد. اگر نادانى با شما نابخردى كرد، بردبارى شما بايد آن را بپوشاند.</span></li></ol> | |||
<ol start="439" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: لِكُلِّ شَيءٍ زَكاةٌ، و زَكاةُ العَقلِ احتِمالُ الجُهّالِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۱۸ ح</span><span dir="rtl">۷۳۰۱، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۰۲ ح</span><span dir="rtl">۶۷۸۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="439" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هر چيزى را زكاتى است و زكات خِرَد، تحمّل كردن نابخردهاست.</span></li></ol> | |||
<ol start="440" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: اِحتِمالُ الجاهِلِ صَدَقَةٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">عیون المعجزات: ص۳۶ ميثم التمارّ، نوادر المعجزات: ص۱۳۴، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۵۷ ص</span><span dir="rtl">۳۴۵ ح</span><span dir="rtl">۳۶.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="440" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: تحمّل نابخرد، صدقه است.</span></li></ol> | |||
<ol start="441" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: إذا حَلُمتَ عَنِ الجاهِلِ فَقَد أوسَعتَهُ جَواباً.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۱۶۲ ح</span><span dir="rtl">۴۱۰۴، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۱۳۶ ح</span><span dir="rtl">۳۱۰۵.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="441" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: چون در برابر نابخردْ بردبارى نشان دهى، بیگمان، بهترين جواب را به او داده</span><span dir="rtl">اى.</span></li></ol> | |||
<ol start="442" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: إِنّي لَأَرفَعُ نَفسي أن تَكونَ لَها حاجَةٌ لا يَسَعُها جودي، أو جَهلٌ لا يَسَعُهُ حِلمي.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۴۴ ح</span><span dir="rtl">۳۷۷۸، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۱۶9 ح</span><span dir="rtl">۳۵۶۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="442" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: من خود را برتر از آن می</span><span dir="rtl">دانم که نیازی در میان باشد و سخاوتم نتواند آن را بر طرف کند یا جهالتی باشد وبردباری</span><span dir="rtl">ام از پسِ آن بر نیاید.</span></li></ol> | |||
<ol start="443" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: وَصَفَ الحَسَنُ البَصرِيُّ عَلِيّاً علیهالسلام، فَقالَ: كانَ لا يَجهَلُ، و إن جُهِلَ عَلَيهِ حَلُمَ.</span><ref><p><span dir="rtl">شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۳۲۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="443" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">شرح نهج البلاغة، ابن ابی الحدید: حسن بصری، علی علیهالسلام را توصیف نمود و گفت: ناسنجیده رفتار نمی</span><span dir="rtl">کرد و در برابر رفتار ناسنجیدۀ دیگران، بردباری می</span><span dir="rtl">نمود.</span></li></ol> | |||
<ol start="444" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام - مِن وَصِيَّتِهِ لاِبنِهِ الحَسَنِ علیهالسلام -: اُوصيكَ بِمَغفِرَةِ الذَّنبِ، و كَظمِ الغَيظِ، و صِلَةِ الرَّحِمِ، وَ الحِلمِ عِندَ الجاهِلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۲۲۲، شرح الأخبار: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۴۴۳ ح</span><span dir="rtl">۷9۴ نحوه، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۸ ص</span><span dir="rtl">۶۲ ح</span><span dir="rtl">۱۴۲؛ البداية و النهاية: ج</span><span dir="rtl">۷ ص</span><span dir="rtl">۳۲۸ و ليس فيه صدره.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="444" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام - در سفارش به فرزند خود، امام حسن علیهالسلام -: سفارش می</span><span dir="rtl">كنم تو را به بخشيدن گناه [ديگران در حقّ خودت] و فرو خوردن خشم، و رسیدگی به خویشاوندان، و بردبارى در برابر نابخرد.</span></li></ol> | |||
<ol start="445" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الصادق علیهالسلام: المُؤمِنُ حَليمٌ لا يَجهَلُ، و إن جُهِلَ عَلَيهِ يَحلُمُ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۲۳۵ ح</span><span dir="rtl">۱۷، تنبيه الخواطر: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۲۰۲، أعلام الدين: ص</span><span dir="rtl">۱۱۰، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۶۷ ص</span><span dir="rtl">۳۵۸ ح</span><span dir="rtl">۶۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="445" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام: مؤمن، بردبار است و نابخردى نمی</span><span dir="rtl">كند، و اگر با نابخردى با او رفتار شود، بردبارى به خرج می</span><span dir="rtl">دهد.</span></li></ol> | |||
<ol start="446" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الباقر علیهالسلام: النّاسُ رَجُلانِ: مُؤمِنٌ و جاهِلٌ، فَلا تُؤذِ المُؤمِنَ، و لا تُجَهِّلِ الجاهِلَ فَتَكونَ مِثلَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">الخصال: ص</span><span dir="rtl">۴9 ح</span><span dir="rtl">۵۷ عن أبي حمزة الثمالي، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۴ ص</span><span dir="rtl">۱۵۸ ح</span><span dir="rtl">۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="446" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام باقر علیهالسلام: مردمان، دو گروه اند: مؤمن و نادان. به مؤمن، آزار مرسان و به نادان، نسبت نادانی مده، كه مانند او می</span><span dir="rtl">شوى.</span></li></ol> | |||
<ol start=" | |||
<li | |||
<ol start="447" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عيون أخبار الرضا علیهالسلام عن موسَی بنِ محمّدٍ المُحارِبي عَن رَجُلٍ ذَکَرَ اسمَهُ عَنِ الإمامِ الرِّضا علیهالسلام: إنَّ المَأمونَ قالَ لَهُ علیهالسلام: هَل رُويتَ مِنَ الشِّعرِ شَيئاً؟ فَقالَ: قَد رُويتُ مِنهُ الكَثيرَ.</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">فَقالَ: أنشِدني أحسَنَ ما رُويتَهُ فِي الحِلمِ. فَقالَ علیهالسلام:</span> | |||
<li | |||
<span dir="rtl">إذا كانَ دوني مَن بُليتُ بِجَهلِهِ أبَيتُ لِنَفسي أن تُقابِلَ بِالجَهلِ</span> | |||
<span dir="rtl">وإن كانَ مِثلي في مَحَلّي مِنَ النُّهیٰ أخَذتُ بِحِلمي كَي أجِلَّ عَنِ المِثلِ</span> | |||
<span dir="rtl">وإن كُنتُ أدنیٰ مِنهُ فِي الفَضلِ</span> <span dir="rtl">وَالحِجیٰ عَرَفتُ لَهُ حَقَّ التَّقَدُّمِ وَالفَضلِ</span> | |||
<span dir="rtl">فَقالَ لَهُ المَأمونُ: ما أحسَنَ هٰذا! مَن قالَهُ؟! فَقالَ: بَعضُ فِتيانِنا.</span><ref><span dir="rtl">عيون أخبار الرضا علیهالسلام: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۷۴ ح</span><span dir="rtl">۱، العدد القويّة: ص</span><span dir="rtl">۲9۳ ح</span><span dir="rtl">۲۱، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۴9 ص</span><span dir="rtl">۱۰۷ ح</span><span dir="rtl">۲.</span></ref> | |||
<ol start="447" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عيون أخبار الرضا علیهالسلام - به نقل از موسى بن محمّد مُحاربى، از مردى که نامش را گفت -: مأمون به امام رضا علیهالسلام گفت: آيا چیزی از شعر هم روایت شدهای [و در خاطر داری]؟ فرمود: «بسيار روایت شده</span><span dir="rtl">ام (به خاطر دارم)».</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">گفت: بهترين شعرى كه در بارۀ بردبارى برایت روایت شده، بخوان. امام رضا علیهالسلام فرمود:</span> | |||
<span dir="rtl">«اگر به نابخردى پايين</span><span dir="rtl">تر از خود، گرفتار گردم/</span> | |||
<span dir="rtl">مانع از آن می</span><span dir="rtl">شوم كه نفْسم با نابخردى پاسخ دهد</span> | |||
<span dir="rtl">و اگر با همتاى خود در خردمندى، برخورد كنم/</span> | |||
<span dir="rtl">بردبارى پيشه می</span><span dir="rtl">سازم تا از همانندم، برتر باشم</span> | |||
<span dir="rtl">و اگر با بالاتر از خويش در دانش و خرد، رو به رو شوم/</span> | |||
<span dir="rtl">براى او حقّ پيشتازى و فضيلت قائلم».</span> | |||
<span dir="rtl"> | <span dir="rtl">مأمون گفت: این [شعر] چه زيبا بود! چه كسى آن را سروده است؟</span> | ||
<span dir="rtl">امام علیهالسلام فرمود: «برای یکی از جوانان ماست».</span> | |||
</span> | |||
<span dir="rtl"> | <span dir="rtl">راجع: موسوعة العقائد الإسلامية (المعرفة): ج۲ ص۴۰۵ (الحلم).</span> | ||
<span dir="rtl"> | <span dir="rtl">ر. ک: دانشنامۀ عقاید اسلامی (معرفتشناسی): ج۳ ص۳۶۹ (بردباری).</span> | ||
<span id="عدم-الوثوق"></span> | <span id="عدم-الوثوق"></span> | ||
=== <span dir="rtl">۵ / ۴: عَدَمُ الوُثوقِ</span> === | === <span dir="rtl">۵ / ۴: عَدَمُ الوُثوقِ</span> === | ||
<ol start=" | <span dir="rtl">۵ / ۴</span><span dir="rtl">: عدم اطمینان</span> | ||
<li | |||
< | <ol start="448" style="list-style-type: decimal;"> | ||
< | <li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: لا يوثَقُ بِعَهدِ مَن لا عَقلَ لَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۴۰۶ ح</span><span dir="rtl">۱۰۸۰۴، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۵۴۰ ح</span><span dir="rtl">۱۰۰۱9.</span></p></ref></li></ol> | ||
< | |||
<li>< | |||
< | |||
<ol start="448" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: به پيمان كسى كه خردمند نباشد، اعتماد نمی</span><span dir="rtl">شود.</span></li></ol> | |||
<ol start="449" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: كُن بِعَدُوِّكَ العاقِلِ أوثَقَ مِنكَ بِصَديقِكَ الجاهِلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۶۱۱ ح</span><span dir="rtl">۷۱۷۸، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳9۲ ح</span><span dir="rtl">۶۶۴۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="449" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: به دشمن داناى خود بيشتر اطمينان داشته باش تا به دوست نابخردت.</span></li></ol> | |||
<ol start="450" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: لا تَنتَصِح بِمَن فاتَهُ العَقلُ، و لا تَثِق بِمَن خانَهُ الأَصلُ؛ فَإِنَّ مَن فاتَهُ العَقلُ يَغُشُّ مِن حَيثُ يَنصَحُ، و مَن خانَهُ الأَصلُ يُفسِدُ مِن حَيثُ يُصلِحُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۳۳۱ ح</span><span dir="rtl">۱۰۳99، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۵۲۷ ح9۵9۳ نحوه.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="450" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: برای كسى كه از خرد بى</span><span dir="rtl">بهره است، خيرخواهى مكن و به كسى كه بى</span><span dir="rtl">ريشه است، اعتماد منما؛ زيرا آن كه خرد ندارد، ضرر می</span><span dir="rtl">زند از جايى كه گمان می</span><span dir="rtl">كند كه خيرخواهى می</span><span dir="rtl">كند و كسى كه بى</span><span dir="rtl">ريشه است، به جاى درست كردن، ويران می</span><span dir="rtl">سازد.</span></li></ol> | |||
<ol start="451" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام - فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: اِنفَرِد بِسِرِّكَ و لا تودِعهُ حازِماً فَيَزِلَّ، و لا جاهِلاً فَيَخونَ.</span><ref><p><span dir="rtl">نثر الدرّ: ج۳ ص۱۵۲، غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۱۸۳ ح</span><span dir="rtl">۲۳۰۶؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج</span><span dir="rtl">۲۰ ص</span><span dir="rtl">۳۲۷ ح</span><span dir="rtl">۷۴۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="451" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام - در حکمت</span><span dir="rtl">های منسوب به ایشان -: رازت را تنها براى خودت نگه دار و آن را [حتّى] به شخصى پخته مسپار، كه ممكن است بلغزد، و به نابخرد هم مسپار كه خيانت می</span><span dir="rtl">كند.</span></li></ol> | |||
<ol start="452" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: لا تُسِرَّ إلَى الجاهِلِ ما لا يُطيقُ كِتمانَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۲۸۴ ح</span><span dir="rtl">۱۰۲۶۵، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۵۲۸ ح9۶۰۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="452" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: رازت را به نابخردی که توان کتمانش را ندارد، نسپار.</span></li></ol> | |||
<ol start="453" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الصادق علیهالسلام: قالَ لُقمانُ: يا بُنَيَّ، لا تَتَّخِذِ الجاهِلَ رَسولاً، فَإِن لَم تُصِب عاقِلاً حَكيماً يَكونُ رَسولَكَ فَكُن أنتَ رَسولَ نَفسِكَ.</span><ref><p><span dir="rtl">قصص الأنبياء للراوندي: ص</span><span dir="rtl">۱9۶ ح</span><span dir="rtl">۲۴۸ عن يحيی بن سعيد القطّان، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱۳ ص</span><span dir="rtl">۴۲۱ ح</span><span dir="rtl">۱۶.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="453" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام: لقمان گفت: «اى پسرم! نابخرد را پيک خود انتخاب مكن. اگر شخص عاقل و حكيم كه فرستادۀ تو باشد، پيدا نكردى، خود، فرستادۀ خودت باش».</span></li></ol> | |||
<span id="الإعراض"></span> | <span id="الإعراض"></span> | ||
=== <span dir="rtl">۵ / ۵: الإِعراضُ</span> === | === <span dir="rtl">۵ / ۵: الإِعراضُ</span> === | ||
<span dir="rtl">۵ / ۵</span><span dir="rtl">: روگردانی</span> | |||
<span dir="rtl">الكتاب</span> | <span dir="rtl">الكتاب</span> | ||
<span dir="rtl">(خُذِ ٱلْعَفْوَ وَ اْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أعْرِضْ عَنِ ٱلْجَـٰهِلِينَ).</span><ref><span dir="rtl">. | <span dir="rtl">قرآن</span> | ||
<span dir="rtl">(خُذِ ٱلْعَفْوَ وَ اْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أعْرِضْ عَنِ ٱلْجَـٰهِلِينَ).</span><ref><span dir="rtl">الأعراف: ۱99.</span></ref> | |||
<span dir="rtl">(گذشت پيشه کن و به [کار] پسنديده فرمان ده و از نابخردان، روی بگردان).</span> | |||
<span dir="rtl">(وَ إذَا سَمِعُواْ ٱللَّغْوَ أعْرَضُواْ عَنْهُ وَ قَالُواْ لَنَآ أعْمَـٰـلُنَا وَ لَكُمْ أعْمَـٰـلُكُمْ سَلَـٰمٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِى ٱلْجَـٰهِلِينَ).</span><ref><span dir="rtl">القصص: ۵۵.</span></ref> | |||
<span dir="rtl">( | <span dir="rtl">(و چون [سخن] لغوى بشنوند، از آن روى بر مى</span><span dir="rtl">تابند و می</span><span dir="rtl">گويند: كردارهاى ما از آنِ ما و كردارهاى شما از آنِ شماست. خدا نگهدارتان! جوياى [مصاحبت] نابخردان نيستيم).</span> | ||
<span dir="rtl">الحديث</span> | <span dir="rtl">الحديث</span> | ||
<ol start=" | <span dir="rtl">حدیث</span> | ||
<li | |||
< | <ol start="454" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li>< | <li><span dir="rtl">الكافي عن عليّ بن أسباط عنهم:: في ما وَعَظَ اللهُ عزّ و جلّ بِهِ عيسیٰ علیهالسلام:... و تَقَرَّب إِلَيَّ بِالمَوَدَّةِ جُهدَكَ، و أَعرِض عَنِ الجاهِلينَ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۸ ص</span><span dir="rtl">۱۳۱ و ۱۳۸ ح</span><span dir="rtl">۱۰۳، الأمالي للصدوق: ص۶۱۱ ح</span><span dir="rtl">۸۴۲ عن الإمام الصادق علیهالسلام، تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۴99، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱۴ ص</span><span dir="rtl">۲9۶ ح</span><span dir="rtl">۱۴.</span></p></ref></li></ol> | ||
< | |||
< | |||
<ol start="454" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li | <li><span dir="rtl">الکافی - به نقل از علی بن اسباط، از معصومان: -: در اندرزهای خدای عزّ و جلّ به عیسی علیهالسلام این بود که: «... و تا مى</span><span dir="rtl">توانى با محبّت ورزیدن، خودت را به من نزديک كن و از نابخردان، روى بگردان».</span></li></ol> | ||
< | |||
<li>< | |||
< | |||
< | <ol start="455" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li>< | <li><span dir="rtl">رسول اللّه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: أحكَمُ النّاسِ مَن فَرَّ مِن جُهّالِ النّاسِ.</span><ref><p><span dir="rtl">كتاب من لا يحضره الفقيه: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۳9۵ ح</span><span dir="rtl">۵۸۴۰ عن يونس بن ظبيان عن الإمام الصادق عن آبائه علیهمالسلام، معاني الأخبار: ص</span><span dir="rtl">۱9۶ ح</span><span dir="rtl">۱ عن الإمام الصادق عن آبائه علیهمالسلام عنه صلّی الله علیه و آله، مشكاة الأنوار: ص</span><span dir="rtl">۲۴۱ ح</span><span dir="rtl">۶9۸، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۰۲ ح</span><span dir="rtl">۱۳.</span></p></ref></li></ol> | ||
< | |||
< | |||
<li | <ol start="455" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: حكيم</span><span dir="rtl">ترين انسان، كسى است كه از مردم نابخرد بگريزد.</span></li></ol> | |||
< | |||
< | |||
< | <ol start="456" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li><span dir="rtl">عنه</span> <span dir="rtl">صلی الله علیه و آله: رُبَّ عابِدٍ جاهِلٍ، و رُبَّ عالِـمٍ فاجِرٍ؛ فَاحذَرُوا الجُهّالَ مِنَ العُبّادِ، وَ الفُجّارَ مِنَ العُلَماءِ، فَإنَّ ذٰلِكَ فِتنَةُ الفُتَناءِ.</span><ref><p><span dir="rtl">تاريخ دمشق: ج</span><span dir="rtl">۱۰ ص</span><span dir="rtl">۱۷۱ ح</span><span dir="rtl">۲۵۳۴ عن أبي اُمامة، الفردوس: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۲۶۸ ح</span><span dir="rtl">۳۲۴9 نحوه.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="456" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: بسى عابد نابخرد و بَسی عالِمِ بدكار! پس، از عابدان نابخرد و عالمانِ بدكار بپرهيزيد كه اينان، اساس فتنه</span><span dir="rtl">هايند.</span></li></ol> | |||
<ol start="457" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام: كُفرُ النِّعمَةِ لُؤمٌ، و صُحبَةُ الجاهِلِ شُؤمٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۸ ص</span><span dir="rtl">۲۴ ح</span><span dir="rtl">۴ عن جابر الجعفي عن الإمام الباقر علیهالسلام، تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۸۰، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۷ ص</span><span dir="rtl">۲۸۷ ح</span><span dir="rtl">۱؛ دستور معالم الحكم: ص</span><span dir="rtl">۲۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="457" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: ناسپاسى نعمت، پستى است و هم</span><span dir="rtl">نشينى با نابخرد، بديُمن است.</span></li></ol> | |||
<ol start="458" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: كَفیٰ بِالمَرءِ جَهلاً أن يَرتَكِبَ ما نُهِيَ عَنهُ، و كَفیٰ بِهِ عَقلاً أن يُسلَمَ عَن شَرِّهِ، فَأَعرِض عَنِ الجَهلِ و أَهلِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">مطالب السؤول: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۳۰، الفصول المهمّة لابن الصبّاغ: ص</span><span dir="rtl">۵۵۴؛ بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۸ ص</span><span dir="rtl">۸ ح</span><span dir="rtl">۶۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="458" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: در نابخردی انسان، همین بس که آنچه را از آن نهی شده است، مرتکب شود و در خردورزی انسان، همین بس که از شرّش آسوده باشند. پس، از نابخردی و نابخردان دوری کن.</span></li></ol> | |||
<ol start="459" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مَن وادَّ السَّخيفَ أعرَبَ عَن سُخفِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۲۵۶ ح</span><span dir="rtl">۸۲۲9، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۴۵ ح</span><span dir="rtl">۷۸۳۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="459" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هر كه با کمخِردْ دوستى كند، نشانۀ کمخِردی اوست.</span></li></ol> | |||
<ol start="460" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مَنِ اصطَنَعَ</span><ref><p><span dir="rtl">اصطنعه: اتّخذه، و قوله تعالى: (وَٱصْطَنَعْتُكَ لِـنَفْسِي) تأويله: اخترتُك لإقامة حجّتي و جعلتُك بيني و بين خلقي. و قال الأزهري: أي ربّيتُك لخاصّة أمري(لسان العرب: ج</span><span dir="rtl">۸ ص</span><span dir="rtl">۲۰9، الصحاح: ج</span><span dir="rtl">۳ ص</span><span dir="rtl">۱۲۴۶ «صنع»).</span></p></ref> <span dir="rtl">جاهِلاً بَرهَنَ عَن وُفورِ جَهلِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۵ ص</span><span dir="rtl">۲۵۷ ح</span><span dir="rtl">۸۲۴۱، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۴۵ ح</span><span dir="rtl">۷۸۳۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="460" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: آن كه نابخرد را به دوستى برگزيند، بر زيادى نابخردى</span><span dir="rtl">اش دليل آورده است.</span></li></ol> | |||
<ol start="461" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: قَطيعَةُ الجاهِلِ تَعدِلُ صِلَةَ العاقِلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">نهج البلاغة: الكتاب ۳۱، خصائص الأئمّة علیهمالسلام: ص</span><span dir="rtl">۱۱۷، تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۸۵، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۴ ص</span><span dir="rtl">۱۶۵ ذيل ح</span><span dir="rtl">۲۸.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="461" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: بريدن از نابخرد، برابر است با برقرارى ارتباط با خردمند.</span></li></ol> | |||
<ol start="462" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: اِحذَرِ العاقِلَ إذا أغضَبتَهُ، وَ الكَريمَ إذا أهَنتَهُ، وَ النَّذلَ إذا أكرَمتَهُ، وَ الجاهِلَ إذا صاحَبتَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">كنز الفوائد: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۳۶۸، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۴ ص</span><span dir="rtl">۱۶۶ ح</span><span dir="rtl">۳۰.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="462" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: بر حذر باش از خردمند، هنگامى كه او را به خشم آوردى، و از فرد بزرگوار، هنگامى كه به او اهانت كردى، و از فرومايه، هنگامى كه او را گرامى داشتى، و از نابخرد، هنگامى كه با او هم</span><span dir="rtl">نشين شدى.</span></li></ol> | |||
<ol start="463" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام - فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: لا يُؤمِنَنَّكَ مِن شَرِّ جاهِلٍ قَرابَةٌ و لا جِوارٌ، فَإِنَّ أخوَفَ ما تَكونُ لِحَريقِ النّارِ أقرَبُ ما تَكونُ إلَيها.</span><ref><p><span dir="rtl">شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج</span><span dir="rtl">۲۰ ص</span><span dir="rtl">۳۰۵ ح</span><span dir="rtl">۴9۸؛ نثر الدرّ: ج۴ ص۲۰۰ من دون إسنادٍ إلی النبيّ أو أحد من أهل البیت علیهمالسلام.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="463" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام - در حكمت</span><span dir="rtl">هاى منسوب به ايشان -: نزديكى به نابخرد و همسايگى با او، تو را از شرّش ايمن نمی</span><span dir="rtl">دارد؛ زيرا هرچه به آتش نزديک</span><span dir="rtl">تر باشى، خطر سوختن برايت بيشتر است.</span></li></ol> | |||
<ol start="464" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مِن عَدَمِ العَقلِ مُصاحَبَةُ ذَوِي الجَهلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۱9 ح9۲99، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۷۲ ح</span><span dir="rtl">۸۶۴۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="464" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هم</span><span dir="rtl">نشينى با نادانان، از بى</span><span dir="rtl">خردى است.</span></li></ol> | |||
<ol start="465" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: لا تَصحَب مَن فاتَهُ العَقلُ، و لا تَصطَنِع مَن خانَهُ الأَصلُ؛ فَإِنَّ مَن لا عَقلَ لَهُ يَضُرُّكَ مِن حَيثُ يَریٰ أنَّهُ يَنفَعُكَ، و مَن لا أصلَ لَهُ يُسيءُ إلیٰ مَن يُحسِنُ إلَيهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۳۲۲ ح</span><span dir="rtl">۱۰۳۸۳، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۵۲۶ ح9۵۸۴ نحوه.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="465" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: با آن كه از خرد بى</span><span dir="rtl">بهره است، مصاحبت مكن، و كسى را كه بى</span><span dir="rtl">ريشه است، ويژۀ خود مگردان؛ زيرا آن كه خردمند نيست، از جايى كه گمان می</span><span dir="rtl">كند سود می</span><span dir="rtl">رساند، به تو آسيب خواهد رساند، و آن كه بى</span><span dir="rtl">ريشه است، به هر كه به او خوبى كند، بد خواهد کرد.</span></li></ol> | |||
<ol start="466" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: شَرُّ مَن صاحَبتَ الجاهِلُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۱۶۶ ح</span><span dir="rtl">۵۶9۱، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۲9۳ ح</span><span dir="rtl">۵۲۱۶.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="466" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: بدترين كسى كه با او هم</span><span dir="rtl">نشين می</span><span dir="rtl">شوى، نابخرد است.</span></li></ol> | |||
<ol start="467" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: شَرُّ الأَصحابِ الجاهِلُ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۱۷۰ ح</span><span dir="rtl">۵۷۰9، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۲9۴ ح</span><span dir="rtl">۵۲۵9.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="467" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: بدترينِ ياران، نابخرد است.</span></li></ol> | |||
<ol start="468" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مَن صَحِبَ جاهِلاً نَقَصَ مِن عَقلِهِ.</span><ref><p><span dir="rtl">كنز الفوائد: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۱99، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۱۶۰ ح</span><span dir="rtl">۴۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="468" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: هر كه با نابخرد هم</span><span dir="rtl">نشينى كند، از خردش كاسته می</span><span dir="rtl">شود.</span></li></ol> | |||
<ol start="469" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: لا تُوادُّوا الكافِرَ، و لا تُصاحِبُوا الجاهِلَ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۲۷۶ ح</span><span dir="rtl">۱۰۲۳۸، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۵۲۱ ح9۴۷۲.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="469" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: با كافر دوستى مورزيد و با نابخرد هم</span><span dir="rtl">نشينى مكنيد.</span></li></ol> | |||
<ol start="470" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مَوَدَّةُ الجُهّالِ مُتَغَيِّرَةُ الأَحوالِ، وَشيكَةُ الاِنتِقالِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۱۳۸ ح9۸۳۳، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۸۷ ح9۰۰۷ نحوه.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="470" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: دوستى نابخردان تغيير می</span><span dir="rtl">پذيرد و زود رخت بر می</span><span dir="rtl">بندد.</span></li></ol> | |||
<ol start="471" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: مُصاحَبَةُ الجاهِلِ مِن أعظَمِ البَلاءِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۱۲9 ح9۷۸۸، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۴۸9 ح9۰۵9.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="471" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: مصاحبت با نابخرد، از بزرگ</span><span dir="rtl">ترین مصیبت</span><span dir="rtl">هاست.</span></li></ol> | |||
<ol start="472" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: اِحذَر مُجالَسَةَ الجاهِلِ، كَما تَأمَنُ مِن مُصاحَبَةَ العاقِلِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۲۷9 ح</span><span dir="rtl">۲۶۰۶، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۱۰۴ ح</span><span dir="rtl">۲۳۵۳.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="472" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: از هم</span><span dir="rtl">نشینی با نابخرد، بر حذر باش، همان گونه که در همراهی با خردمند، آسوده</span><span dir="rtl">خاطری.</span></li></ol> | |||
<ol start="473" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: صَديقُ الجاهِلِ مَعرِضٌ</span><ref><p><span dir="rtl">أو تضبَط: «مُعَرَّضٌ».</span></p></ref> <span dir="rtl">لِلعَطَبِ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۲۱۰ ح</span><span dir="rtl">۵۸۵۶، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۰۲ ح</span><span dir="rtl">۵۳۶۵.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="473" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: دوستِ آدم نابخرد، در معرض نابودى است.</span></li></ol> | |||
<ol start="474" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: صَديقُ الجاهِلِ مَتعوبٌ مَنكوبٌ.</span><ref><p><span dir="rtl">غرر الحكم: ج</span><span dir="rtl">۴ ص</span><span dir="rtl">۲۰۳ ح</span><span dir="rtl">۵۸۲9، عيون الحكم و المواعظ: ص</span><span dir="rtl">۳۰۱ ح</span><span dir="rtl">۵۳۴۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="474" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: دوستِ آدم نابخرد، در رنج و سختى است.</span></li></ol> | |||
<ol start="475" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام: لَيسَ مَن جالَسَ الجاهِلَ بِذي مَعقولٍ، مَن جالَسَ الجاهِلَ فَليَستَعِدَّ لِقِيلٍ و قالٍ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۸ ص</span><span dir="rtl">۲۲ ح</span><span dir="rtl">۴ عن جابر الجعفي عن الإمام الباقر علیهالسلام، تحف العقول: ص9۶، بحار الأنوار: ج۷۷ ص</span><span dir="rtl">۲۸۵ ح۱.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="475" style="list-style-type: decimal;"> | <ol start="475" style="list-style-type: decimal;"> | ||
<li>< | <li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام: كسى كه با نابخرد بنشيند، خردمند نيست. كسى كه با نابخرد بنشيند، بايد خود را آمادۀ حرف و حدیث [مردم] كند.</span></li></ol> | ||
< | |||
< | |||
< | |||
< | <ol start="476" style="list-style-type: decimal;"> | ||
< | <li><span dir="rtl">عنه علیهالسلام - قالَهُ لِرَجُلٍ كَرِهَ لَهُ صُحبَةَ رَجُلٍ رَهِقٍ -:</span></li></ol> | ||
< | |||
<span dir="rtl">فَلا تَصحَب أخَا الجَهلِ و إيّاكَ و إيّاهُ</span> | |||
<span dir="rtl">فَكَم مِن جاهِلٍ أردیٰ</span><ref><span dir="rtl">في المصدر «أودى»، وما أثبتناه من المصادر الاُخرى. و الردى: الهلاك... و أرديته: أي أهلكتُه (لسان العرب: ج</span><span dir="rtl">۱۴ ص</span><span dir="rtl">۳۱۶ «ردي»).</span></ref> <span dir="rtl">حَليماً حينَ آخاهُ</span><ref><span dir="rtl">البداية و النهاية: ج</span><span dir="rtl">۸ ص</span><span dir="rtl">۱۱، عیون الأخبار لابن قتیبة: ج۳ ص9۱، دستور معالم الحكم: ص</span><span dir="rtl">۱۵۷ کلاهما نحوه.</span></ref> | |||
<ol start="476" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام - خطاب به مردی که دوست شدنش را با مردی سبک</span><span dir="rtl">عقل، خوش نداشت -:</span></li></ol> | |||
<span dir="rtl">با دوست نابخرد مصاحبت نکن/</span> | |||
<span dir="rtl">و از او بر حذر باش.</span> | |||
<span dir="rtl">بسی نابخرد که زمین زده است/</span> | |||
<span dir="rtl">با دوستی</span><span dir="rtl">اش، بردبار را!</span> | |||
<ol start="477" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام زين العابدين علیهالسلام: اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اجعَلنا مِمَّن جاسوا</span><ref><p><span dir="rtl">أي طافوا في خلال الديار ينظرون هل بقي أحد لم يقتلوه. و في الصحاح: جاسوا خلال الديار؛ أي تخلّلوها فطلبوا ما فيها (لسان العرب: ج</span><span dir="rtl">۶ ص</span><span dir="rtl">۴۳ «جوس»)، إشارة إلی الآیة ۵ من سورة الإسراء.</span></p></ref> <span dir="rtl">خِلالَ دِيارِ الظّالِمينَ، وَ استَوحَشوا مِن مُؤانَسَةِ الجاهِلين.</span><ref><p><span dir="rtl">بحار الأنوار: ج9۴ ص</span><span dir="rtl">۱۲۶ ذيل ح</span><span dir="rtl">۱9 نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي؛ المعجم الصغير: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۰۱ من دون إسناد إلی النبيّ أو أحدٍ من أهل البيت علیهمالسلام نحوه.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="477" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام زين العابدين علیهالسلام: بار خدايا! بر محمّد و خاندان محمّد، درود فرست و ما را از كسانى قرار ده كه درون خانه</span><span dir="rtl">هاى ستمگران را [برای یافتن آنها و مجازات کردنشان] جستجو كردند و از همدلى با نابخردان رميدند.</span></li></ol> | |||
<ol start="478" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الصادق علیهالسلام: يا مِهزَمُ، شيعَتُنا مَن... إن لَقِيَ مُؤمِناً أكرَمَهُ، و إن لَقِيَ جاهِلاً هَجَرَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۲ ص</span><span dir="rtl">۲۳۸ ح</span><span dir="rtl">۲۷ عن مهزم الأسدي، دعائم الإسلام: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۶۴ عن الإمام الباقر علیهالسلام، أعلام الدين: ص</span><span dir="rtl">۱۱۳، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۶۸ ص</span><span dir="rtl">۱۸۰ ح</span><span dir="rtl">۳9.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="478" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام صادق علیهالسلام: اى مِهزم! شيعۀ ما كسى است كه... اگر مؤمنى را ببيند، احترامش مى</span><span dir="rtl">كند و اگر به نابخردى رسد، از او دورى مى</span><span dir="rtl">كند.</span></li></ol> | |||
<ol start="479" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام الكاظم علیهالسلام: مُحادَثَةُ العالِـمِ عَلَى المَزابِلِ، خَيرٌ مِن مُحادَثَةِ الجاهِلِ عَلَى الزَّرابِيِّ</span><ref><p><span dir="rtl">الزَّرابِيّ: الوَسائد (المصباح المنیر: ص</span><span dir="rtl">۲۵۲ «زرب»).</span></p></ref><span dir="rtl">.</span><ref><p><span dir="rtl">الكافي: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۳9 ح</span><span dir="rtl">۲ عن إبراهيم بن عبدالحميد، الاختصاص: ص</span><span dir="rtl">۳۳۵، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱ ص</span><span dir="rtl">۲۰۵ ح</span><span dir="rtl">۲۷.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="479" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام كاظم علیهالسلام: گفتگو با عالم در زباله</span><span dir="rtl">دانی</span><span dir="rtl">ها، بهتر از گفتگو با نابخرد بر فرش</span><span dir="rtl">هاى زربافت است.</span></li></ol> | |||
<ol start="480" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام العسكريّ علیهالسلام: صَديقُ الجاهِلِ في تَعَبٍ.</span><ref><p><span dir="rtl">تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۴۸9، خصائص الأئمّة: ص۱۱9 عن الإمام عليّ علیهالسلام، العدد القويّة: ص</span><span dir="rtl">۳۰۰ عن الإمام الرضا علیهالسلام و فیهما «في تعب» بدل «تعب»، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۷۸ ص</span><span dir="rtl">۳۵۵.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="480" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام عسكرى علیهالسلام: دوستِ فردِ نابخرد، رنجور است.</span></li></ol> | |||
<ol start="481" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">تحف العقول: مُناجاةُ اللهِ عزّ و جلّ لِعيسيٰ علیهالسلام: يا عيسیٰ... لا تَكُن مَعَ الجاهِلينَ؛ فَإنَّ الشَّيءَ يَكونُ مَعَ الشَّيءِ.</span><ref><p><span dir="rtl">تحف العقول: ص</span><span dir="rtl">۴9۶ - ۵۰۰، أعلام الدين: ص</span><span dir="rtl">۲۳۳، بحار الأنوار: ج</span><span dir="rtl">۱۴ ص</span><span dir="rtl">۲99 ح</span><span dir="rtl">۱۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="481" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">تحف العقول: مناجات خداوند با عیسی [این بود]: ای عیسی!... همراه نابخردان مباش، که هر چیز با همراهش سنجیده می</span><span dir="rtl">شود.</span></li></ol> | |||
<ol start="482" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">لقمان علیهالسلام - في ما وَعَظَ بِهِ وَلَدَهُ -: يا بُنَيَّ، لا تَرغَب في وُدِّ الجاهِلِ فَيَریٰ أنَّكَ تَرضیٰ عَمَلَهُ.</span><ref><p><span dir="rtl">الزهد لابن حنبل: ص</span><span dir="rtl">۱۳۲، المصنّف لعبد الرزّاق: ج</span><span dir="rtl">۱۱ ص</span><span dir="rtl">۱۳۸ ح</span><span dir="rtl">۲۰۱۳۶، الزهد و الرقائق: ص</span><span dir="rtl">۴۸۴ ح</span><span dir="rtl">۱۳۷۴.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="482" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">لقمان علیهالسلام - در اندرز به فرزندش -: اى پسرم! در دوستى با نابخرد، رغبت نشان نده؛ زيرا او خيال می</span><span dir="rtl">كند كه تو از كار او خشنودى.</span></li></ol> | |||
<ol start="483" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">الإمام عليّ علیهالسلام - فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: يَنبَغي لِلعاقِلِ أن يَمنَعَ مَعروفَهُ الجاهِلَ وَ اللَّئيمَ وَ السَّفيهَ؛ أمَّا الجاهِلُ فَلا يَعرِفُ المَعروفَ و لا يَشكُرُ عَلَيهِ، و أمَّا اللَّئيمُ فَأَرضٌ سَبخَةٌ لا تُنبِتُ، و أمَّا السَّفيهُ فَيَقولُ: إنَّما أعطاني فَرَقاً</span><ref><p><span dir="rtl">الفَرَق - بالتحریك -: الخوف و الفزع (مجمع البحرین: ج۳ ص۱۳۸۸ «فرق»).</span></p></ref> <span dir="rtl">مِن لِساني.</span><ref><p><span dir="rtl">شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج</span><span dir="rtl">۲۰ ص</span><span dir="rtl">۳۰۱ ح</span><span dir="rtl">۴۴۲؛ نثر الدرّ: ج۴ ص۱۸9 من دون إسناد إلی أحد من أهل البیت علیهم السلام.</span></p></ref></li></ol> | |||
<ol start="483" style="list-style-type: decimal;"> | |||
<li><span dir="rtl">امام على علیهالسلام - در حکمت</span><span dir="rtl">های منسوب به ایشان -: سزاوار است كه خردمند، خوبى را از نابخرد و فرومايه و ابله دريغ دارد؛ چرا كه نابخرد، خوبى را نمی</span><span dir="rtl">شناسد و آن را سپاس نمی</span><span dir="rtl">گويد و فرومايه، [همچون] شوره</span><span dir="rtl">زارى است كه قابلِ كِشت نيست و ابله خواهد گفت: از ترس زبانم، به من بخشيد.</span></li></ol> | |||
<references /> | <references /> | ||
[[رده:ج]] | [[رده:ج]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۷ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۰۶:۲۸
الجهل (نسخه آزمایشی)
جهل
درآمد
واژهشناسی «جهل»
جهل، مادّهای دو معنایی است[۱] که یک معنای آن ناآگاهی است. این معنا، مفهومی عدمی است و در برابر علم قرار میگیرد.[۲] معنای دیگر جهل، سبکسری (نابُردباری) و نابِخردی (سَفاهت) است که مفهومی وجودی و در برابر عقل است.[۳] هر کدام از این دو معنا در قرآن و حدیث، فراوان دیده میشود، هر چند جهل به معنای نابُردباری و سَفاهت / نابخردی (تعقّل نَوَرزیدن)، بیشتر نکوهش شده و خطرناکتر است. بر پایۀ متون اسلامى، جهل به معنای دوم - که در برابر عقل است - همانند عقل، سربازان فراوانی دارد و در عرصههای متعدّد و متنوّعی از زندگی آدمی نمود مییابد.
نگاه اجمالی
بر پایۀ دو معنایی بودن جهل، متون این مَدخل (عنوان)، در دو بخش (مبحث) کلّیِ «جهل در برابر علم» و «جهل در برابر عقل» آمدهاند. این البتّه به معنای جدایی و گسست کامل احادیثِ ناظر به این دو موضوع نیست. برخی روایات میتوانند در هر دو بخش جای گیرند؛ ولی به دلیل گریز از تکرار، از آنها در یک جا استفاده گردیده است.
در بخش نخستِ این مَدخل و فصل اوّل آن، ابتدا به معناشناسی «جهل در برابر علم» پرداخته شده و سپس کسانی که در متون دینی، به این معنا «جاهل» خوانده شدهاند، معرّفی گشتهاند. در فصل دوم، به گونههای این جهل اشاره شده است. برخی ناآگاهیها زیانآورند و نمیتوان آنها را نادیده گرفت. وظیفۀ آدمیان، زدودن این جهلهاست. برخی جهلها نیز اگر مفید نباشند، زیانی هم ندارند و با توجّه به عمر محدود آدمی و فرصت اندک او، نیازی به وقتگذاری برای از میان بردن آنها نیست. فصل سوم در نکوهش جهل است که روشن است بیشتر متوجّه جهلهای زیانبار است. فصل چهارم به زیانهای ناآگاهی اشاره دارد؛ گمراهی و تباهی عمل و دچار گشتن به دشمنی با عالمان و برخی فتنهها از پیامدهای ناگوار جهل است. فصل پنجم به وظایف جاهل میپردازد. کسی که دانستیهای مورد نیاز خود را نیاموخته است، باید در آموختن آنها بکوشد و از اظهار نظر در بارۀ آنها بپرهیزد و به نادانی خویش اقرار کند، نه آنکه با اظهار فضل دروغین خویش، دیگران را گمراه کند. همچنین او نباید آنچه را نمیداند، انکار کند و در بارۀ آن، آگاهیهای نادرستی ارائه دهد. در این میان، روایاتی وجود دارند که در برخی جاها به جاهل تخفیفهایی دادهاند. در فصل ششم، به چگونگی تعامل با شخص ناآگاه اشاره شده است. بر آگاهان است که ناآگاهان را به خود، نزدیک سازند و دانش خویش را به آنان بیاموزند.
در بخش دوم، متون ناظر به «جهل در برابر عقل» آمده است. در این جا نیز فصل نخست به معنای این «جهل» و نشانهشناسی آن اختصاص دارد: این که این «جهل» - که همان تعقّل نکردن و نابِخرَدی است - چگونه در رفتارهای آدمی نمود مییابد و ویژگیهای نابخردان چیست. در همین فصل به سربازان جهالت نیز پرداخته شده و از نابخردترین افراد، سخن به میان آمده است. فصل دوم، مختصّ نکوهش جهالت و جاهلان نابخرد است. فصل سوم نیز پیامدهای زیانبار اینگونه جهالت را بازگو میکند. خودفریبی و نافرمانی الهی و کفر و لغزش و خواری و شرارت و مرگ روح و هلاکت جان (در عرصۀ فردی) و بیاعتمادی و اختلاف و تفرقه (در عرصۀ اجتماعی)، همه از آثار سوء نابخردی هستند. فصل چهارم ویژۀ کارهایی است که سزاست فرد نابخرد به آنها بپردازد: ابتدا باید از گرفتار شدن به جهالت به خدا پناه ببریم؛ ولی اگر چنین نشد و در بند نابخردی خویش گرفتار شدیم، باید شیوۀ اعتذار و استغفار را پیش بگیریم و در همه حال، تقوا بورزیم. فصل پایانی و پنجم، وظایف دیگران را در برابر شخص نابخرد، معیّن میکند. رفتار ما در برابر نابخردی جاهلان، باید همراه با آرامش و سکوت و تعقّل و گریز از رویارویی باشد. باید با بردباری خویش، چنین افرادی را آرام کنیم، هر چند هیچ گاه نباید به نابخردان، اعتماد کامل نمود و لازم است فاصله ای ایمن را از آنان برای خود حفظ کنیم.
المبحث الأوّل: الجَهلُ المُضادُّ لِلعِلمِ
مبحث یکم: جهل در مقابل علم
الفَصلُ الأَوَّل: مَعنَی الجَهلِ وَ الجاهِلِ
فصل یکم: معنای جهل و جاهل (ناآگاهی و ناآگاه)
- رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن لَم يَرَ أنَّ لِلهِ عِندَهُ نِعمَةً إلّا في مَطعَمٍ وَ مَشرَبٍ، قَلَّ عِلمُهُ و كَثُرَ جَهلُهُ.[۴]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: آن كه نعمت خداوند را جز در خوراكى و نوشيدنى نمىبيند، دانشش اندک و نادانیاش بسيار است.
- عنه صلی الله علیه و آله: مَن قالَ: «أنَا عالِمٌ»، فَهُوَ جاهِلٌ.[۵]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر كه بگويد: «من عالِمم»، او شخص جاهلی است.
- عنه صلی الله علیه و آله: كَفیٰ بِالمَرءِ فِقهاً إذا عَبَدَ اللهَ، و كَفیٰ بِالمَرءِ جَهلاً إذا أُعجِبَ بِرَأيِهِ.[۶]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: در دانایی مرد، همین بس که خدا را عبادت کند، و در نادانی مرد، همین بس که شیفتۀ رأی خود باشد.
- عنه صلی الله علیه و آله: حَسبُكَ مِنَ الجَهلِ أن تُظهِرَ كُلَّ ما عَلِمتَ.[۷]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: در نادانى تو، همين بس كه هر چه مىدانى، اظهار كنى.
- الإمام عليّ علیهالسلام: لا تَتَكَلَّم بِكُلِّ ما تَعلَمُ؛ فَكَفیٰ بِذٰلِكَ جَهلاً.[۸]
- امام على علیهالسلام: به هر چه میدانى، زبان مگشا، كه اين كار، براى نادانى تو بس است.
- عنه علیهالسلام: حَسبُكَ مِنَ العِلمِ أن تَخشَى اللهَ، و حَسبُكَ مِنَ الجَهلِ أن تُعجَبَ بِعِلمِكَ.[۹]
- امام على علیهالسلام: از دانش، تو را همين بس كه از خدا بترسى و از نادانى، تو را همين بس كه به دانش خود ببالى.
- عنه علیهالسلام: مَنِ ادَّعیٰ مِنَ العِلمِ غايَتَهُ، فَقَد أظهَرَ مِن جَهلِهِ نِهايَتَهُ.[۱۰]
- امام على علیهالسلام: هر كه ادّعا كند كه به پايانِ دانش رسيده است، اوج نادانی خود را نشان داده است.
- عنه علیهالسلام: الجاهِلُ لا يَعرِفُ العالِمَ؛ لِأَنَّهُ لَم يَكُن عالِماً.[۱۱]
- امام على علیهالسلام: جاهل، عالِم را نمىشناسد؛ زيرا قبلاً عالِم نبوده است.
- عنه علیهالسلام: العالِمُ يَنظُرُ بِقَلبِهِ و خاطِرِهِ، الجاهِلُ يَنظُرُ بِعَينِهِ و ناظِرِهِ.[۱۲]
- امام على علیهالسلام: دانا با دل و انديشۀ خود مینگرد و نادان با چشم و ديدۀ خود.
- عنه علیهالسلام: مَن كَتَمَ عِلماً فَكَأَنَّهُ جاهِلٌ.[۱۳]
- امام على علیهالسلام: هر كس دانش را پنهان نگه دارد، مانند نادان خواهد بود.
- عنه علیهالسلام - فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: إنَّ امرَأً عَرَفَ حَقيقَةَ الأَمرِ و زَهِدَ فيهِ لَأَحمَقُ، و إنَّ امرَأً جَهِلَ حَقيقَةَ الأَمرِ مَعَ وُضوحِهِ لَجاهِلٌ.[۱۴]
- امام على علیهالسلام - در حکمتهای منسوب به ایشان -: اگر کسی حقیقت امر را بشناسد و به آن رغبت نورزد، احمق است و اگر کسی حقیقت امر را با وجود روشنیاش نشناسد، جاهل است.
- عنه علیهالسلام: العالِمُ مَن عَرَفَ قَدرَهُ، و كَفیٰ بِالمَرءِ جَهلاً أن لا يَعرِفَ قَدرَهُ.[۱۵]
- امام على علیهالسلام: عالِم، كسى است كه منزلت خود را بشناسد و آدمى را همين نادانى بس كه منزلت خود را نشناسد.
- عنه علیهالسلام: العالِمُ مَن عَرَفَ قَدرَهُ، الجاهِلُ مَن جَهِلَ أمرَهُ.[۱۶]
- امام على علیهالسلام: عالم، كسى است كه قدر خويش را بشناسد و جاهل، كسى است كه شأن خود را نشناسد.
- عنه علیهالسلام: كَفیٰ بِالمَرءِ جَهلاً أن يَجهَلَ قَدرَهُ.[۱۷]
- امام على علیهالسلام: در ناآگاهى آدمى، همين بس كه قدر [و اندازۀ] خود را نشناسد.
- عنه علیهالسلام: الجاهِلُ مَن جَهِلَ قَدرَهُ.[۱۸]
- امام على علیهالسلام: ناآگاه، كسى است كه قدر خويش را نشناسد.
- عنه علیهالسلام: كَفیٰ بِالمَرءِ جَهلاً أن يَجهَلَ نَفسَهُ.[۱۹]
- امام على علیهالسلام: انسان را همين ناآگاهی بس كه خودش را نشناسد.
- عنه علیهالسلام: كَفیٰ بِالمَرءِ جَهلاً أن يَجهَلَ عُيوبَ نَفسِهِ، و يَطعَنَ عَلَى النّاسِ بِما لا يَستَطيعُ التَّحَوُّلَ عَنهُ.[۲۰]
- امام على علیهالسلام: در ناآگاهى آدمى، همين بس كه عيب خود را نداند و از مردم بر كارى خرده گيرد كه خود نمىتواند از آن دست بردارد.
- عنه علیهالسلام: كَفیٰ بِالمَرءِ جَهلاً أن يَجهَلَ عَيبَهُ.[۲۱]
- امام على علیهالسلام: در ناآگاهى آدمى، همين بس كه عيب خويش را نشناسد.
الفَصلُ الثّاني: أصنافُ الجَهلِ
فصل دوم: انواع جهل (ناآگاهی)
أ - ما لا یَسَعُ النَّاسَ جَهلُهُ
الف - آنچه عذر مردم در ندانستنش پذیرفته نیست
- سنن الدارمي عن أبي ذرٍّ: أمَرَنا رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله أن لا يَغلِبونا عَلىٰ ثَلاثٍ: أن نَأمُرَ بِالمَعروفِ، و نَنهىٰ عَنِ المُنكَرِ، و نُعَلِّمَ النّاسَ السُّنَنَ.[۲۲]
- سُنَنُ الدّارِمى - به نقل از ابو ذر -: پيامبر خدا صلی الله علیه و آله به ما فرمان داد كه در سه چيز بر ما چيره نگردند: به معروف فرمان دهيم، از منكَر باز داريم و سنّتها را به مردم بياموزيم.
- الإمام عليّ علیهالسلام: و أمّا ما فَرَضَهُ اللّهُ عزّ و جلّ مِنَ الفَرائِضِ في كِتابِهِ فَدَعائِمُ الإِسلامِ، و هِيَ خَمسُ دَعائِمَ، و عَلىٰ هٰذِهِ الفَرائِضِ بُنِيَ الإِسلامُ، فَجَعَلَ سُبحانَهُ لِكُلِّ فَريضَةٍ مِن هٰذِهِ الفَرائِضِ أربَعَةَ حُدودٍ، لا يَسَعُ أحَداً جَهلُها: أوَّلُهَا الصَّلاةُ، ثُمَّ الزَّكاةُ، ثُمَّ الصِّيامُ، ثُمَّ الحَجُّ، ثُمَّ الوَلايَةُ؛ و هِيَ خاتِمَتُها وَ الحافِظَةُ لِجَميعِ الفَرائِضِ وَ السُّنَنِ.[۲۳]
- امام على علیهالسلام: و آن فرايضى كه خداوند در كتابش واجب كرده است، پايههاى اسلام اند كه پنج عددند و اسلام، بر اين فرايض بنا شده است. خداوند سبحان، براى هر يک از اين فريضهها چهار حد معيّن كرده است كه كسى نمىتواند آنها را ناديده انگارد. نخستين آنها نماز، سپس زكات و پس از آن، روزه و حج و در پايان، ولايت است كه نگاهبان همۀ فریضهها و سنّتهاست.
- عنه علیهالسلام: العِلمُ عِلمانِ: عِلمٌ لا يَسَعُ النّاسَ إلَّا النَّظَرُ فيهِ و هُوَ صِبغَةُ الإِسلامِ، و عِلمٌ يَسَعُ النّاسَ تَركُ النَّظَرِ فيهِ و هُوَ قُدرَةُ اللّهِ عزّ و جلّ.[۲۴]
- امام على علیهالسلام: دانش، دو گونه است: دانشی که مردم، ناگزیر از فراگیری آن هستند و آن، دین اسلام است و دانشی که مردم، اجازه دارند آن را وا گذارند و آن، قدرت خداوند عزّ و جلّ است.[۲۵]
- عنه علیهالسلام: عَلَيكُم بِطاعَةِ مَن لا تُعذَرونَ بِجَهالَتِهِ.[۲۶]
- امام على علیهالسلام: بر شما باد فرمانبرى از كسى كه در نشناختن او عذرتان پذيرفته نيست.
- عنه علیهالسلام - في كِتابِهِ إلىٰ مُعاوِيَةَ -: اِتَّقِ اللّهَ في ما لَدَيكَ، وَ انظُر في حَقِّهِ عَلَيكَ، وَ ارجِع إلىٰ مَعرِفَةِ ما لا تُعذَرُ بِجَهالَتِهِ.[۲۷]
- امام على علیهالسلام - در نامهاش به معاويه -: در آنچه نزد توست، تقوا داشته باش و در حقّش بر عهدهات بنگر و به شناخت آنچه عذرى در ندانستنش ندارى، بازگرد.
- الكافي عن عيسى بن السريّ أبي اليَسَع: قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّٰهِ علیهالسلام: أخبِرني بِدَعائِـمِ الإِسلامِ الَّتي لا يَسَعُ أحَداً التَّقصيرُ عَن مَعرِفَةِ شَيءٍ مِنهَا، الَّذي مَن قَصَّر َعَن مَعرِفَةِ شَيءٍ مِنها فَسَدَ عَلَيهِ دينُهُ، و لَم يَقبَلِ اللّٰهُ مِنهُ عَمَلَهُ، و مَن عَرَفَها و عَمِلَ بِها، صَلَحَ لَهُ دينُهُ و قَبِلَ مِنهُ عَمَلَهُ، و لَم يَضِق بِهِ مِمّا هُوَ فيهِ لِجَهلِ شَيءٍ مِنَ الاُمورِ جَهِلَهُ[۲۸]، فَقالَ:
شَهادَةُ أن لا إلٰهَ إلَّا اللّٰهُ، وَ الإِيمانُ بِأَنَّ مُحَمَّداً رَسولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله، وَ الإِقرارُ بِما جاءَ بِهِ مِن عِندِ اللّٰهِ، و حَقٌّ فِي الأَموالِ الزَّكاةُ، وَ الوِلايَةُ الَّتي أمَرَ اللّٰهُ عزّ و جلّ بِها: وِلايَةُ آلِ مُحَمَّدِ صلی الله علیه و آله. قالَ: فَقُلتُ لَهُ: هَل فِي الوِلايَةِ شَيءٌ دونَ شَيءٍ، فَضلٌ يُعرَفُ لِمَن أخَذَ بِهِ؟
قالَ: نَـعَـم، قــالَ اللّٰهُ عزّ و جلّ: (يٰـا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيــعُوا اللّٰهَ وَ أَطِيــعُوا الرَّسُــولَ وَ أُولِي الْأَمْــرِ مِنْكُمْ)[۲۹] و قالَ رَسولُ اللّٰهِ علیهالسلام: مَن ماتَ و لا يَعرِفُ إمامَهُ ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً، و كانَ رَسولَ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله، و كانَ عَلِيّاً علیهالسلام، و قالَ الآخَرونَ: كانَ مُعاوِيَةَ، ثُمَّ كانَ الحَسَنَ علیهالسلام، ثُمَّ كانَ الحُسَينَ علیهالسلام، و قالَ الآخَرونَ: يَزيدُ بنُ مُعاوِيَةَ و حُسَينُ بنُ عَلِيٍّ، و لا سَواءَ و لا سَواءَ، قالَ: ثُمَّ سَكَتَ، ثُمَّ قالَ: أزيدُكَ؟ فَقالَ لَهُ حَكَمٌ الأَعوَرُ: نَعَم، جُعِلتُ فِداكَ.
قالَ: ثُمَّ كانَ عَلِيَّ بنَ الحُسَينِ، ثُمَّ كانَ مُحَمَّدَ بنَ عَلِيٍّ أبا جَعفَرٍ، و كانَتِ الشّيعَةُ قَبلَ أن يَكونَ أبو جَعفَرٍ و هُم لا يَعرِفونَ مَناسِكَ حَجِّهِم، و حَلالَهُم و حَرامَهُم، حَتّىٰ كانَ أبو جَعفَرٍ فَفَتَحَ لَهُم و بَيَّنَ لَهُم مَناسِكَ حَجِّهِم، و حَلالَهُم و حَرامَهُم، حَتّىٰ صارَ النّاس يَحتاجونَ إلَيهِم مِن بَعدِ ما كانوا يَحتاجونَ إلَى النّاسِ، و هٰكَذا يَكونُ الأَمرُ، وَ الأَرضُ لا تَكونُ إلّا بِإِمامٍ، و مَن ماتَ لا يَعرِفُ إمامَهُ ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً، و أَحوَجُ ما تَكونُ إلىٰ ما أنتَ عَلَيهِ إذ بَلَغَت نَفسُكَ هٰذِهِ - و أَهوىٰ بِيَدِهِ إلىٰ حَلقِهِ - وَ انقَطَعَت عَنكَ الدُّنيا، تَقولُ: لَقَد كُنتُ عَلىٰ أمرٍ حَسَنٍ.[۳۰]
- الكافى - به نقل از ابو اليَسع، عيسى بن سَرىّ -: به امام صادق علیهالسلام گفتم: مرا از پايههاى اسلام خبر ده؛ پايههايى كه هيچ كس حق ندارد در شناخت هيچ يک از آنها كوتاهى كند؛ پايههايى كه هر كس در شناخت ذرّهاى از آنها كوتاهى كند دينش تباه میشود و خداوند عمل او را نمیپذيرد، و هر كس آن پايهها را بشناسد و به آنها عمل كند دينش سامان میگیرد و عملش از او پذيرفته میگردد، و ندانستن چيزهای ديگر، او را به تنگنا نمىاندازد [و به دين او آسيبى نمیرساند].
فرمود: «گواهى دادن به اين كه معبودى جز خدا نيست، و ايمان داشتن به اين كه محمد صلی الله علیه و آله فرستاده خداست، و گردن نهادن به آنچه او از نزد خدا آورده است، و حقّ زكات در اموال، و ولايت كه خداى عزّ و جلّ به آن فرمان داده است: [يعنى] ولايت خاندان محمد صلی الله علیه و آله».
به ايشان گفتم: آيا در بارۀ ولايت [از كتاب و سنّت] مستندی در دست است که اختصاصی باشد[۳۱] و فضیلتی براى كسى كه به آن چنگ مىزند، شناخته شده باشد؟
فرمود: «بله، خداى عزّ و جلّ فرموده است: (اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از خدا فرمان بريد و از پيامبر و اولياى امرتان اطاعت كنيد). پيامبر خدا صلی الله علیه و آله هم فرموده است: كسى كه بميرد و امامش را نشناسد به مرگ جاهلى مرده است. امام، پيامبر خدا صلی الله علیه و آله بوده است و على علیهالسلام. ديگران گفتهاند: معاويه بوده است، سپس حسن بود، سپس حسين بود. عدّهای ديگر گفتهاند: يزيد بن معاويه و حسين بن على. [هرگز] يكسان نيستند و يكسان نيستند».[۳۲]
آن گاه، سكوت كرد و سپس فرمود: «برايت بيشتر بگويم؟».
حَكَم اعور عرض كرد: آرى، فدايت گردم!
فرمود: «سپس على بن حسين، سپس ابو جعفر محمّد بن على. تا قبل از ابو جعفر، شيعيان مناسک حجّ خود و حلال و حرامشان را نمىدانستند، تا آن كه ابو جعفر آمد و [دَرِ علم و معرفت را] به رويشان باز كرد و مناسک حجّشان و حلال و حرامشان را براى آنها بيان فرمود، به طورى كه حالا مردم [غیر امامیّه] به آنان نياز دارند، در صورتى كه قبلاً آنان به مردم، محتاج بودند. قضيّه اين گونه است.[۳۳] زمين، بدون امام نيست و هر كس بميرد و امامش را نشناسد، به مرگى جاهلى مرده است. بيشترين نياز تو به اين عقيدهات (ولايت و امامت) زمانى است كه جانت به اين جا برسد» و دستش را سوى گلويش بُرد [و افزود:] «و دنيايت به سر آيد. [آن زمان] خواهى گفت: راستى كه در راهی درست (بر عقيدهاى نيكو) بودم».
- الكافي عن عليّ بن أبي حمزة عن أبي بصير، قال: سَمِعتُهُ يَسأَلُ أبا عَبدِاللهِ علیهالسلام، فَقالَ لَهُ: جُعِلتُ فِداكَ، أخبِرني عَنِ الدّينِ الَّذِي افتَرَضَ اللّهُ عَلَى العِبادِ ما لا يَسَعُهُم جَهلُهُ و لا يُقبَلُ مِنهُم غَيرُهُ، ما هُوَ؟.…
فَقالَ: شَهادَةُ أن لا إلٰهَ إلَّا اللّهُ، و أنَّ مُحَمَّداً رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله، و إقامُ الصَّلاةِ، و إيتاءُ الزَّكاةِ، و حِجُّ البَيتِ مَنِ استَطاعَ إلَيهِ سَبيلًا، و صَومُ شَهرِ رَمَضانَ. ثُمَّ سَكَتَ قَليلًا، ثُمَّ قالَ: و الوَلايَةُ - مَرَّتَينِ -.[۳۴]
- الكافى - به نقل از على بن حمزه -: شنيدم كه ابو بصیر از امام صادق علیهالسلام مىپرسد و مىگويد: فدايت شوم! مرا از دينى كه خداوند عزّ و جلّ بر بندگانش واجب كرده است و اختيار نشناختن آن را ندارند و جز آن از ايشان پذيرفته نمىشود، آگاه كن كه چيست.…
فرمود: «گواهى به اين كه معبودی جز خداوند يگانه نيست و اين كه محمّد صلی الله علیه و آله پيامبر خداست و بر پا داشتن نماز و دادن زكات و حجّ خانه خدا براى كسى كه بِدان راهى دارد و روزۀ ماه رمضان». سپس اندكى خاموش ماند و دو بار فرمود: «و ولايت».
- الإمام الصادق علیهالسلام: أحسِنُوا النَّظَرَ في ما لا يَسَعُكُم جَهلُهُ، وَ انصَحوا لِأَنفُسِكُم، و جاهِدوا في طَلَبِ ما لا عُذرَ لَكُم في جَهلِهِ؛ فَإِنَّ لِدينِ اللّهِ أركاناً لا يَنفَعُ مَن جَهِلَها شِدَّةُ اجتِهادِهِ في طَلَبِ ظاهِرِ عِبادَتِهِ، و لا يَضُرُّ مَن عَرَفَها فَدانَ بِها حُسنُ اقتِصارٍ، و لا سَبيلَ لِأَحَدٍ إلىٰ ذٰلِكَ إلّا بِعَونٍ مِنَ اللّهِ عزّ و جلّ.[۳۵]
- امام صادق علیهالسلام: در آنچه امكان ناديده گرفتنش را نداريد، نيک بنگريد و خيرخواه خود باشيد و در پىِ چيزى كه در نشناختنش عذرى نداريد، بكوشيد؛ چرا كه براى دين خدا، پايههايى است كه اگر كسى آنها را نشناسد، سختكوشىاش در عمل به عبادتهاى ظاهرى، سودى نمىدهد و آن كه آنها را مىشناسد و به آنها ايمان دارد، عمل (عبادت) اندكش به وى زيانى نمىرساند و كسى را به اين شناختْ راه نيست، جز با يارى خداوند عزّ و جلّ.
- الإمام الکاظم علیهالسلام: أوجَبُ العِلمِ عَلَيكَ ما أنتَ مَسؤولٌ عَنِ العَمَلِ بِهِ.[۳۶]
- امام کاظم علیهالسلام: لازمترين دانش بر تو آن است كه از عمل بِدان، پرسيده مىشوى.
- عيسى علیهالسلام: كَيفَ يَصيرُ إلَى الجَنَّةِ مَن لا يُبصِرُ مَعالِمَ الدّينِ؟![۳۷]
- عيسى بن مريم علیهالسلام: چگونه رهسپار بهشت شود كسى كه نشانههاى دين را نمىشناسد؟!
ب - ما لا یَضُرُّ مِنَ الجَهلِ
ب - آنچه ندانستنش زیانی ندارد
- رسول اللّه صلی الله علیه و آله: عِلمُ النَّسَبِ عِلمٌ لا يَنفَعُ، و جَهالَةٌ لا تَضُرُّ.[۳۸]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: نسبشناسى، دانشى است كه سودى نمىبخشد و ندانستنش زيانى نمىرساند.
- المراسيل عن زيد بن أسلم: قيلَ: يا رَسولَ اللّهِ، ما أعلَمَ فُلاناً! قالَ صلی الله علیه و آله: بِمَ؟ قالوا: بِأَنسابِ النّاسِ.
قالَ: عِلمٌ لا يَنفَعُ، و جَهالَةٌ لا تَضُرُّ.[۳۹]
- المراسيل - به نقل از زيد بن اسلم -: گفته شد:اى پيامبر خدا! فلانى چه قدر داناست! فرمود: «به چه چيز؟». گفتند: به نسبهاى مردم.
فرمود: «دانشى است كه سودى نمىبخشد و ندانستنش زيانى نمىرساند».
- جامع بيان العلم عن أبي هريرة: إنَّ النَّبِيَّ صلی الله علیه و آله دَخَلَ المَسجِدَ فَرَأىٰ جَمعاً مِنَ النّاسِ عَلىٰ رَجُلٍ، فَقالَ: و ما هٰذا؟
قالوا: يا رَسولَ اللّهِ، رَجُلٌ عَلّامَةٌ.
قالَ: و مَا العَلّامَةُ؟
قالوا: أعلَمُ النّاسِ بِأَنسابِ العَرَبِ، و أعلَمُ النّاسِ بِعَرَبِيَّةٍ، و أعلَمُ النّاسِ بِشِعرٍ، و أعلَمُ النّاسِ بِمَا اختَلَفَ فيهِ العَرَبُ.
فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: هذا عِلمٌ لا يَنفَعُ، و جَهلٌ لا يَضُرُّ.[۴۰]
- جامع بيان العلم - به نقل از ابو هريره -: پيامبر صلی الله علیه و آله داخل مسجد شد و ديد گروهى از مردم، گِرد مردى را گرفتهاند. فرمود: «چه خبر است؟».
گفتند: اى پيامبر خدا! مردى علّامه آمده است.
فرمود: «چه علّامهاى؟».
گفتند: داناترينِ مردم به نَسَبهاى عرب و داناترينِ مردم به عربيّت و داناترينِ مردم به شعر و داناترينِ مردم به آنچه عرب در آن اختلاف كرده است.
پيامبر خدا فرمود: «اين، دانشى است كه سودى نمىبخشد و ندانستن آن هم زيانى ندارد».
- الإمام الكاظم علیهالسلام: دَخَلَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله المَسجِدَ فَإِذا جَماعَةٌ قَد أطافوا بِرَجُلٍ، فَقالَ: ما هٰذا؟
فَقيلَ: عَلّامَةٌ.
فَقالَ: و مَا العَلّامَةُ؟
فَقالوا لَهُ: أعلَمُ النّاسِ بِأَنسابِ العَرَبِ و وَقائِعِها، و أيّامِ الجاهِلِيَّةِ، وَ الأَشعارِ العَرَبِيَّةِ.
فَقالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله: ذاكَ عِلمٌ لا يَضُرُّ مَن جَهِلَهُ، وَ لا يَنفَعُ مَن عَلِمَهُ.[۴۱]
- امام كاظم علیهالسلام: پيامبر خدا صلی الله علیه و آله داخل مسجد شد و ديد گروهى بر گِرد مردى حلقه زدهاند. فرمود: «چه خبر است؟».
گفته شد: علّامهاى است.
فرمود: «چه علّامهاى؟».
گفتند: داناترينِ مردم به نَسَبهاى عرب و وقايع و جنگهاى جاهليت و شعرهاى عربى.
پيامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «اين، دانشى است كه به آن كه نداند، زيانى نمىرساند و به آن كه مىداند، سودى نمىبخشد».
- الإمام العسکري علیهالسلام - فِي التَّفسیرِ المَنسوبِ إلَیهِ -: لَقَد مَرَّ أمیرُ المُؤمِنینَ علیهالسلام عَلیٰ قَومٍ مِن أخلاطِ المُسلِمینَ... و هُم قُعودٌ في بَعضِ المَساجِدِ... إذا هُم یَخوضونَ في أمرِ القَدَرِ و غَیرِهِ مِمَّا اختَلَفَ النّاسُ فیهِ... فَوَقَفَ عَلَیهِم، فَسَلَّمَ، فَرَدُّوا عَلَیهِ و أوسَعوا و قاموا إلَیهِ یَسألونَهُ القُعودَ إلَیهِم، فَلَم یَحفِل بِهِم، ثُمَّ قالَ لَهُم - و ناداهُم -: «یا مَعشَرَ المُتَکَلَّمینَ في ما لا یَعنیهِم و لا یَرِدُ عَلَیهِم! أ لَم تَعلَموا أنَّ لِلهِ عِباداً قَد أسکَتَتهُم خَشیَتُهُ... و إنَّهُم لَهُمُ الفُصَحاءُ العُقَلاءُ الألِبّاءُ العالِمونَ بِاللهِ و أیّامِهِ؟!... فَأینَ أنتُم مِنهُم - یا مَعشَرَ المُبتَدِعینَ -؟! أ لَم تَعلَموا أنَّ أعلَمَ النّاسِ بِالقَدَرِ أسکَتُهُم عَنُه، و أنَّ أجهَلَ النّاسِ بِالقَدَرِ أنطَقُهُم فیهِ؟!».[۴۲]
- امام عسکری علیهالسلام - در تفسیر منسوب به ایشان -: امیر المؤمنین علیهالسلام از کنار جماعتی - که از هر گروهی از مسلمانان، کسی در میانشان بود - عبور کرد... در حالی که آنها در مسجدی نشسته بودند... و در بارۀ مسئلۀ [قَضا و] قَدَر و چند مسئلۀ دیگر از مسائل اختلافیِ بین مسلمانها، بحث میکردند.… ایشان بالای سرشان ایستاد و به آنها سلام کرد. آنها هم جواب سلام ایشان را دادند و برای ایشان جا باز کردند و پیش پایش بلند شدند و درخواست کردند که نزدشان بنشیند؛ اما ایشان به جمع آنها نپیوست؛ بلکه به آنها خطاب کرد و گفت: «ای گروهِ بحثکننده در موضوعاتی که به دردشان نمیخورد و ربطی به آنها ندارد! آیا نمیدانید که خداوند، بندگانی دارد که بیم از او، ساکتشان کرده است... در حالی که به یقین، زبانآور و خردمند و فهمیده و خداشناس و به روزهای خدا آگاه اند؟!... شما کجایید و آنها کجا - ای گروه بدعتگذار -! آیا نمیدانید که آگاهترینِ مردم در موضوع قَدَر (تقدیر)، ساکتترینِ آنها در این موضوع است و ناآگاهترینِ مردم در موضوع قَدَر، پُرگوترینِ آنهاست؟!».
بیانٌ
توضیح
ورد في الروايتین المنسوبتین إلى أمير المؤمنين عليّ بن أبي طالب علیهالسلام ما يدل على أن الجهل قد يكون مفيدًا في بعض المواقف.[۴۳] كما ورد في نص آخر منسوب إليه أنّ عمل بعض الجهال قد يكون أيسر.[۴۴] و هناك نصّ ثالث يرى أن الجهل ضروري لبدء بعض الأعمال.[۴۵] و لكن، تجدر الإشارة إلى أنّ هذه الروايات و الآراء لا يوجد لها سند صحيح، و لم يعثر على أيّ دليل حديثي موثوق به يؤكد صحّتها. و لذلك، فقد تمّ الاكتفاء بذكرها في الهامش.
دو روایت علوی، جهل را گاه سودمند خواندهاند.[۴۶] در یک متن منسوب به امام علی علیهالسلام نیز کار برخی جاهلان آسان دانسته شده[۴۷] و متنی دیگر، جهل را برای اقدام به کارها لازم دانسته است.[۴۸] هیچ یک از این روایات و متون، سند و منبع معتبری ندارد و شواهد و مؤیّدات حدیثی برای آنها یافت نشد. از این رو، به نقل آنها در پانوشت اکتفا شد.
ج - ما یَنبَغِي الجَهلُ بِهِ
ج - آنچه ندانستنش شایسته است
- رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَنِ اقتَبَسَ عِلماً مِنَ النُّجومِ، اقتَبَسَ شُعبَةً مِنَ السِّحرِ؛ زادَ ما زادَ.[۴۹]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر كس دانشى در بارۀ ستارهگویی (تنجیم) فرا بگيرد، شاخهاى از سِحر آموخته است؛ هر چه پیشتر، بيشتر.
- الإمام عليّ علیهالسلام: أيُّهَا النّاسُ! إيّاكُم و تَعَلُّمَ النُّجومِ، إلّا ما يُهتَدىٰ بِهِ في بَرٍّ أو بَحرٍ؛ فَإِنَّها تَدعو إلَى الكَهانَةِ، وَ المُنَجِّمُ كَالكاهِنِ، وَ الكاهِنُ كَالسّاحِرِ، وَ السّاحِرُ كَالكافِرِ، وَ الكافِرُ فِي النّارِ.[۵۰]
- امام على علیهالسلام: اى مردم! زنهار از فراگيرى نجوم (ستارهگویی)،[۵۱] جز آن اندازه كه در خشكى و دريا با آن، راهيابى مىكنند؛ زيرا نجوم به كهانت، فرا مىخوانَد و منجّم، چون كاهن است و كاهن، چون ساحر و ساحر، چون كافر و كافر، در آتش است.
- الإمام الصادق علیهالسلام - في جَوابِ الزِّنديقِ لَمّا قالَ لَهُ: ما تَقولُ في عِلمِ النُّجومِ؟ -: هُوَ عِلمٌ قَلَّت مَنافِعُهُ وَ كَثُرَت مَضَرّاتُهُ؛ لِأَنَّهُ لا يُدفَعُ بِهِ المَقدورُ و لا يُتَّقىٰ بِهِ المَحذورُ، إن أخبَرَ المُنَجِّمُ بِالبَلاءِ لَم يُنجِهِ التَّحَرُّزُ مِنَ القَضاءِ، و إن أخبَرَ هُوَ بِخَيرٍ لَم يَستَطِع تَعجيلَهُ، و إن حَدَثَ بِهِ سوءٌ لَم يُمكِنهُ صَرفُهُ. وَ المُنَجِّمُ يُضادُّ اللّهَ في عِلمِهِ، بِزَعمِهِ أنَّهُ يَرُدُّ قَضاءَ اللّهِ عَن خَلقِهِ.[۵۲]
- امام صادق علیهالسلام - در پاسخ غير مسلمانى كه از ايشان، در بارۀ ستارهگویى پرسيده بود -: دانشى است كه منافعش اندک و زيانهايش فراوان است؛ زيرا با آن، نه مىتوان مقدّرات را دور كرد و نه از محذورات، حذر كرد. اگر منجّم از بلا خبر دهد، پرهيز، وى را از سرنوشتش نمىرهانَد و اگر به امر خيرى خبر دهد، نمىتواند آن را جلو بيندازد و اگر حادثۀ بدى برايش پيش بيايد، نمىتواند آن را باز گرداند، و منجّم، با اين پندار كه قضاى الهى را از خلقش باز مىگردانَد، در دانشش با خدا ضدّيت مىكند.
- الإمام عليّ علیهالسلام: مَن تَعَلَّمَ مِنَ السِّحرِ شَيئاً كانَ آخِرَ عَهدِهِ بِرَبِّهِ، و حَدُّهُ القَتلُ إلّا أَن يَتُوبَ.[۵۳]
- امام على علیهالسلام: هر كه چيزى از جادو بياموزد، [اين] پايان عهد او با پروردگارش خواهد بود و كيفرش آن است كه كشته شود، مگر اين كه توبه كند.
- الخصال عن نصر بن قابوس: سَمِعتُ أبا عَبدِ اللّهِ علیهالسلام يَقولُ: السّاحِرُ مَلعونٌ.… و قالَ علیهالسلام: المُنَجِّمُ كَالكاهِنِ، وَ الكاهِنُ كَالسّاحِرِ، وَ السّاحِرُ كَالكافِرِ، وَ الكافِرُ فِي النّارِ.[۵۴]
- الخصال - به نقل از نصر بن قابوس -: شنيدم كه امام صادق علیهالسلام مىفرمايد: «ساحر، ملعون است...» و فرمود: «منجّم (ستارهگو)، مانند كاهن است و كاهن، مانند ساحر و ساحر، مانند كافر است و كافر، در آتش است».
- الإمام عليّ علیهالسلام: شَرُّ العِلمِ ما أفسَدتَ بِهِ رَشادَكَ.[۵۵]
- امام على علیهالسلام: بدترين دانش، آن است كه هدايتت را بِدان تباه كنى.
- عنه علیهالسلام: رُبَّ عِلمٍ أدّىٰ إلىٰ مَضَلَّتِكَ.[۵۶]
- امام على علیهالسلام: بسى دانش كه به گمراهىات مىانجامد!
- عنه علیهالسلام: رُبَّ مَعرِفَةٍ أدَّت إلىٰ تَضليلٍ.[۵۷]
- امام على علیهالسلام: بسى شناخت كه به گمراهى مىكشانَد!
- عنه علیهالسلام: رُبَّ عالِـمٍ قَتَلَهُ عِلمُهُ.[۵۸]
- امام على علیهالسلام: بسى دانشمند كه دانشش وى را كشته است!
- عنه علیهالسلام: كُلُّ عِلمٍ لا يُؤَيِّدُهُ عَقلٌ، مَضَلَّةٌ.[۵۹]
- امام على علیهالسلام: هر دانشی که خرد، آن را تأیید نکند، گمراهی است.
بیانٌ
توضیح
يتبيّن من التأمّل في نصّ هذه الأحاديث أنّ المقصود من علم النجوم المحرّم تعلّمه ليس العلم بمفهومه المعاصر، بل المقصود هو تعلّم علم یعتقد تأثير النجوم في مصير الإنسان، وَ یزعم استطاعة التنبّؤ بالقضاء وَ القدر عن طريق النظر فی النجوم.
و أمّا السحر فیحرم تعلّمه و تعلیمه فی أکثر الموارد، وَ لکن قد یجب تعلّمه للمقابلة مع السحرة الفجرة و التخلّص منهم. و للمزید راجع علم الفقه.
با دقّت در متن اين احاديث معلوم مىشود که مقصود از علم نجومى كه آموختن آن تحريم شده است، دانش ستارهشناسى به مفهوم امروزى آن نيست؛ بلكه مقصود، علمی است که نقش ستارگان را در سرنوشت انسان باور دارد و ادّعا میکند که میتواند از طریق نگریستن در ستارگان، از قضا و قدر خبر دهد.
در بارۀ سِحر نیز در بیشتر موارد، یادگیری و یاددهی آن حرام است؛ ولی گاه یادگیری آن برای رویارویی با ساحران بدکردار و رهایی از جادوی آنان واجب میشود که تفصیل آن را باید در علم فقه جویا شد.
الفَصلُ الثّالِث: ذَمُّ الجَهلِ
فصل سوم: سرزنش جهل (ناآگاهی)
- رسول اللّه صلی الله علیه و آله: قَلبٌ لَيسَ فيهِ شَيءٌ مِنَ الحِكمَةِ كَبَيتٍ خَرِبٍ، فَتَعَلَّموا و عَلِّموا، و تَفَقَّهوا و لا تَموتوا جُهّالاً، فَإِنَّ اللهَ عزّ و جلّ لا يَعذِرُ عَلَى الجَهلِ.[۶۰]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: دلى كه در آن چيزى از حكمت نباشد، مانند خانهاى مخروبه است. پس، دانش بياموزيد و بياموزانيد و فهميدگى به دست آوريد و نادان نميريد؛ زيرا خداوند، عذرِ نادانستن را نمىپذيرد.
- عنه صلی الله علیه و آله: إذا أرادَ اللهُ بِقَومٍ خَيراً أكثَرَ فُقَهاءَهُم و قَلَّلَ جُهّالَهُم؛ حَتّیٰ إذا تَكَلَّمَ العالمُ وَجَدَ أعواناً، و إذا تَكَلَّمَ الجاهِلُ قُهِرَ. و إذا أرادَ اللهُ بِقَومٍ شَرّاً أكثَرَ جُهّالَهُم وَ قَلَّلَ فُقَهاءَهُم؛ حَتّیٰ إذا تَكَلَّمَ الجاهِلُ وَجَدَ أعواناً، و إذا تَكَلَّمَ الفَقيهُ قُهِرَ.[۶۱]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند، هر گاه براى قومى خير بخواهد، دينشناسانِ آنان را میافزايد و جاهلانشان را میكاهد. پس هر گاه دينشناس سخن بگويد، ياورانى میيابد و هر گاه جاهل لب به سخن بگشايد، طرد میشود. و خداوند، هر گاه براى قومى بدى اراده كند، جاهلانِ آنان را افزايش میدهد و دينشناسانشان را كم میكند. پس هر گاه جاهل سخن بگويد، ياورانى میيابد و هر گاه دينشناس لب به سخن گشايد، طرد میشود.
- عنه صلی الله علیه و آله: مَا استَرذَلَ اللهُ عَبداً إلّا حَظَرَ عَنهُ العِلمَ وَ الأَدَبَ.[۶۲]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند، هيچ بندهاى را پست نشمرْد، مگر آن كه او را از دانش و ادب محروم ساخت.
- الإمام عليّ علیهالسلام: إذا أرذَلَ اللهُ عَبداً حَظَرَ عَلَيهِ العِلمَ.[۶۳]
- امام على علیهالسلام: هر گاه خداوند [بخواهد] بندهاى را پست گرداند، او را از دانش، بىبهره سازد.
- عنه علیهالسلام: اِبنُ آدَمَ أشبَهُ شَيءٍ بِالمِعيارِ: إمّا ناقِصٌ بِجَهلٍ، أو راجِحٌ بِعِلمٍ.[۶۴]
- امام على علیهالسلام: آدمىزاده، شبیهترين چيز به ترازوست: يا سبُک است به خاطر نادانى، يا سنگين است به خاطر دانايى.
- عنه علیهالسلام: الجاهِلُ صَغيرٌ و إن كانَ شَيخاً، وَ العالِمُ كَبيرٌ و إن كانَ حَدَثاً.[۶۵]
- امام على علیهالسلام: نادان، كوچک است، هر چند بزرگسال باشد و دانا بزرگ است، هر چند كمسال باشد.
- عنه علیهالسلام: الجاهِلُ كَزَلَّةِ العالِمِ صَوابُهُ.[۶۶]
- امام على علیهالسلام: كارِ درستِ آدم نادان، در حدّ لغزش آدمِ داناست.
- عنه علیهالسلام: عالِمٌ مُعانِدٌ خَيرٌ مِن جاهِلٍ مُساعِدٍ.[۶۷]
- امام على علیهالسلام: دانای ستيزهگر، از نادانِ ياريگر بهتر است.
- عنه علیهالسلام: الجَهلُ بِالفَضائِلِ مِن أقبَحِ الرَّذائِلِ.[۶۸]
- امام على علیهالسلام: نشناختن فضيلتها، از زشتترينْ رذيلتهاست.
- عنه علیهالسلام: كَفی بِالجَهلِ ذَمّاً أن يَبرَأ مِنهُ مَن هُوَ فيهِ![۶۹]
- امام على علیهالسلام: در زشتى ناآگاهى، همین بس كه ناآگاه از آن بيزارى میجويد.
- عنه علیهالسلام: الجاهِلُ حَيرانُ.[۷۰]
- امام على علیهالسلام: ناآگاه، سرگردان است.
- عنه علیهالسلام: لا غِنیٰ لِجاهِلٍ.[۷۱]
- امام على علیهالسلام: هيچ بىنيازىاى، براى نادان نيست.
- عنه علیهالسلام: العالِمُ حَيٌّ بَينَ المَوتیٰ، الجاهِلُ مَيِّتٌ بَينَ الأَحياءِ.[۷۲]
- امام على علیهالسلام: دانشمند، زندهاى ميان مردگان است و ناآگاه، مردهاى ميان زندگان.
- عنه علیهالسلام - فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: الجَهلُ بِالفَضائِلِ عِدلُ المَوتِ.[۷۳]
- امام على علیهالسلام - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: ناآگاهى از ارزشهای اخلاقی، برابر مرگ است.
- عنه علیهالسلام: الجاهِلُ صَخرَةٌ لا يَنفَجِرُ ماؤُها، و شَجَرَةٌ لا يَخضَرُّ عودُها، و أرضٌ لا يَظهَرُ عُشبُها.[۷۴]
- امام على علیهالسلام: ناآگاه، سنگى است كه از آن آب نمیجوشد و درختى است كه چوبش سبز نمیگردد و زمينى است كه سبزه در آن نمیرويد.
- عنه علیهالسلام: جَهلُ المَرءِ بِعُيوبِهِ مِن أكبَرِ ذُنوبِهِ.[۷۵]
- امام على علیهالسلام: ناآگاهى انسان از عيبهاى خويش، از بزرگترين گناهان اوست.
- الإمام الباقر علیهالسلام: إنَّ قَلباً لَيسَ فيهِ شَيءٌ مِنَ العِلمِ، كَالبَيتِ الخَرابِ الَّذي لا عامِرَ لَهُ.[۷۶]
- امام باقر علیهالسلام: دلى كه در آن چيزى از دانش نباشد، مانند خانۀ ويرانهاى است كه آباد كنندهاى ندارد.
- لقمان علیهالسلام: لَأَن يَضرِبَكَ الحَكيمُ فَيُؤذِيَكَ، خَيرٌ مِن أن يُدهِنَكَ الجاهِلُ بِدُهنٍ طَيِّبٍ.[۷۷]
- لقمان علیهالسلام: به راستى كه اگر حكيم، تو را بزند و رنجيده شوى، بهتر از اين است كه نادان، تو را با روغنِ خوشبو بمالد.
الفَصلُ الرَّابِع: مَضارُّ الجَهلِ
فصل چهارم: آسیبهای جهل (ناآگاهی)
أ - الضَّلالَةُ
الف - گمراهی
- رسول اللّه صلی الله علیه و آله: الجَهلُ ضَلالَةٌ.[۷۸]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: ناآگاهی، گمراهى است.
- عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللهُ لا يَقبِضُ العِلمَ انتِزاعاً يَنتَزِعُهُ مِنَ العِبادِ، و لٰكِن يَقبِضُ العِلمَ بِقَبضِ العُلَماءِ، حَتّىٰ إذا لَم يُبقِ عالِماً، اتَّخَذَ النّاسُ رُؤوساً جُهّالاً، فَسُئِلوا فَأَفتَوا بِغَيرِ عِلمٍ، فَضَلّوا و أضَلّوا.[۷۹]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند، علم را با كشيدن، از چنگ مردم، در نمیآوَرَد؛ بلكه با گرفتن علما از مردم، علم را از آنان پس میگيرد، و هر زمان كه عالمى باقى نگذارَد، مردم، ناآگاهان را بزرگان خود میسازند و از آنان میپرسند و آنان نيز از روى جهل، پاسخ میدهند. بدين طريق، خود، گمراه میشوند و ديگران را گمراه میسازند.
- الإمام عليّ علیهالسلام: مَن كَثُرَ نِزاعُهُ بِالجَهلِ، دامَ عَماهُ عَنِ الحَقِّ.[۸۰]
- امام علی علیهالسلام: کسی که از سر ناآگاهی، زیاد ستیزه کند، کوریاش از حق، دوام مییابد.
- عنه علیهالسلام: لا يَزكو مَعَ الجَهلِ مَذهَبٌ.[۸۱]
- امام على علیهالسلام: هيچ آيينى، با ناآگاهی رُشد نمیكند.
- الإمام الصادق علیهالسلام: لا خَيرَ في مَن لا يَتَفَقَّهُ مِن أَصحابِنا. يا بَشيرُ، إِنَّ الرَّجُلَ مِنهُم إِذا لَم يَستَغنِ بِفِقهِهِ، احتاجَ إِلَيهِم، فَإِذَا احتاجَ إِلَيهِم، أَدخَلُوهُ في بابِ ضلالَتِهِم و هُوَ لا يَعلَمُ.[۸۲]
- امام صادق علیهالسلام: هر يک از ياران ما كه دينشناس نباشد، خيرى در او نيست. اى بشير! هر مردى از آنان كه در فقه بىنياز نباشد، به آنها (عالمان غير شيعه) نیازمند میشود و هر گاه به آنها نيازمند شود، او را بى آن كه متوجّه شود، در گمراهى خويش وارد میسازند.
- الإمام العسكريّ علیهالسلام - في حَديثٍ طَويلٍ -: قالَ جَعفَرُ بنُ مُحَمَّدٍ الصّادِقُ علیهالسلام:... إنَّ مَنِ اتَّبَعَ هَواهُ و أُعجِبَ بِرَأيِهِ، كانَ كَرَجُلٍ سَمِعتُ غُثاءَ العامَّةِ تُعَظِّمُهُ وَ تَصِفُهُ[۸۳]، فَأَحبَبتُ لِقاءَهُ مِن حَيثُ لا يَعرِفُني؛ لِأَنظُرَ مِقدارَهُ و مَحَلَّهُ، فَرَأَيتُهُ قَد أحدَقَ بِهِ خَلقٌ كَثيرٌ مِن غُثاءِ العامَّةِ، فَوَقَفتُ مُنتَبِذاً عَنهُم، مُتَغَشِّياً بِلِثامٍ أنظُرُ إِلَيهِ وإلَيهِم، فَما زالَ يُراوِغُهُم حَتّیٰ خالَفَ طَريقَهُم و فارَقَهُم، و لَم يَقِرَّ، فَتَفَرَّقَتِ العَوامُّ عَنهُ لِحَوائِجِهِم، و تَبِعتُهُ أَقتَفي أَثَرَهُ، فَلَم يَلبَث أَن مَرَّ بِخَبّازٍ، فَتَغَفَّلَهُ فَأَخَذَ مِن دُكّانِهِ رَغيفَينِ مُسارَقَةً، فَتَعَجَّبتُ مِنهُ، ثُمَّ قُلتُ في نَفسي: لَعَلَّهُ مُعامَلَةٌ! ثُمَّ مَرَّ بَعدَهُ بِصاحِبِ رُمّانٍ، فَما زالَ بِهِ حَتّیٰ تَغَفَّلَهُ فَأَخَذَ مِن عِندِهِ رُمّانَتَينِ مُسارَقَةً، فَتَعَجَّبتُ مِنهُ، ثُمَّ قُلتُ في نَفسي: لَعَلَّهُ مُعامَلَةٌ! ثُمَّ أقولُ: و ما حاجَتُهُ إذاً إلَى المُسارَقَةِ؟! ثُمَّ لَم أزَل أتبَعُهُ حَتّیٰ مَرَّ بِمَريضٍ فَوَضَعَ الرَّغيفَينِ وَ الرُّمّانَتَينِ بَينَ يَدَيهِ و مَضیٰ. و تَبِعتُهُ حَتَّى استَقَرَّ في بُقعَةٍ مِنَ الصَّحراءِ، فَقُلتُ لَهُ: يا عَبدَ اللّهِ، لَقَد سَمِعتُ بِكَ و أَحبَبتُ لِقاءَكَ فَلَقيتُكَ، و لٰكِنّي رَأَيتُ مِنكَ ما شَغَلَ قَلبي، و إنّي سائِلُكَ عَنهُ لِيَزولَ بِهِ شُغُلُ قَلبي.
قالَ: ما هُوَ؟
قُلتُ: رَأَيتُكَ مَرَرتَ بِخَبّازٍ و سَرَقتَ مِنهُ رَغيفَينِ، ثُمَّ بِصاحِبِ الرُّمّانِ و سَرَقتَ مِنهُ رُمّانَتَينِ!
قالَ: فَقالَ لي: قَبلَ كُلِّ شَيءٍ حَدِّثني مَن أنتَ؟
قُلتُ: رَجُلٌ مِن وُلدِ آدَمَ علیهالسلام مِن اُمَّةِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله.
قالَ: حَدِّثني مَن أنتَ؟
قُلتُ: رَجُلٌ مِن أهلِ بَيتِ رَسولِ اللهِ صلی الله علیه و آله.
قالَ: أينَ بَلَدُكَ؟
قُلتُ: المَدينَةُ.
قالَ: لَعَلَّكَ جَعفَرُ بنُ مُحَمَّدِ بنِ عَلِيِّ بنِ الحُسَينِ بنِ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ:؟
قُلتُ: بَلیٰ.
فَقالَ لي: فَما يَنفَعُكَ شَرَفُ أصلِكَ مَعَ جَهلِكَ بِما شُرِّفتَ بِهِ و تَركِكَ عِلمَ جَدِّكَ و أَبيكَ لِئَلّا تُنكِرَ ما يَجِبُ أن يُحمَدَ و يُمدَحَ عَلَيهِ فاعِلُهُ؟!
قُلتُ: و ما هُوَ؟
قالَ: القُرآنُ، كِتابُ اللهِ.
قُلتُ: و مَا الَّذي جَهِلتُ مِنهُ؟
قالَ: قَولُ اللهِ عزّ و جلّ: (مَن جاءَ بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشرُ أمثالِها ومَن جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجزى إلّا مِثلَها)،[۸۴] وإنّي لَمّا سَرَقتُ الرَّغيفَينِ كانَت سَيِّئَتَينِ، و لَمّا سَرَقتُ الرُّمّانَتَينِ كانَت سَيِّئَتَينِ؛ فَهٰذِهِ أربَعُ سَيِّئاتٍ، فَلَمّا تَصَدَّقتُ بِكُلِّ واحِدٍ مِنهُما كانَ لي بِها أربَعينَ حَسَنَةً، فَانتَقَصَ مِن أربَعينَ حَسَنَةً أربَعٌ بِأَربَعِ سَيِّئاتٍ، بَقِيَ لي سِتٌّ وثَلاثونَ حَسَنَةً!
قُلتُ: ثَكِلَتكَ اُمُّكَ! أنتَ الجاهِلُ بِكِتابِ اللهِ، أما سَمِعتَ أنَّهُ عزّ و جلّ يَقولُ: (إنَّما يَتَقَبَّلُ اللهُ مِنَ المُتَّقينَ)[۸۵]؟ إنَّكَ لَمّا سَرَقتَ رَغيفَينِ كانَت سَيِّئَتَينِ، و لَمّا سَرَقتَ رُمّانَتَينِ كانَت أيضاً سَيِّئَتَينِ، و لَمّا دَفَعتَهُما إلیٰ غَيرِ صاحِبَيهِما بِغَيرِ أمرِ صاحِبَيهِما كُنتَ إنَّما أضَفتَ أربَعَ سَيِّئاتٍ إلیٰ أربَعِ سَيِّئاتٍ، و لَم تُضِف أربَعينَ حَسَنَةً إلیٰ أربَعِ سَيِّئاتٍ! فَجَعَلَ يُلاحِظُني! فَانصَرَفتُ و تَرَكتُهُ.
قالَ الصّادِقُ علیهالسلام: بِمِثلِ هٰذَا التَّأويلِ القَبيحِ المُستَكرَهِ يَضِلُّونَ و يُضِلُّونَ.[۸۶]
- امام عسکری علیهالسلام - در حدیثی طولانی -: جعفر بن محمّد [امام] صادق علیهالسلام فرمود: «هر کس از هوای نفس خویش پیروی کند و نظر خود را بپسندد، مانند همان کسی است كه شنيده بودم مردم سادهلوح، او را مىستايند و او را به بزرگى ياد مىكنند، و من دوست داشتم او را ببينم، بی آن که مرا بشناسد تا شخصيّت او را ارزيابى كنم. روزى، او را ديدم كه جمعيّت زيادى از تودۀ مردم گِردش را گرفتهاند. چهرهام را پوشاندم و دور از جمعیت به تماشای او و مردم ایستادم. او پيوسته به چپ و راست میرفت تا این که راهش را از مردم جدا نمود و جایی نایستاد تا این که مردم از گِردش پراکنده شدند و در پی کار خود رفتند. من به دنبالش رفتم، طولی نکشید که به یک نانوا رسيد و از غفلتش سوء استفاده نمود و دو عدد نان دزديد. من تعجّب كردم؛ ولى با خود گفتم: شايد با نانوا داد و ستدى دارد. آن گاه به شخصى رسيد كه انار داشت. از غفلت او هم سوء استفاده کرد و دو عدد انار دزدانه برداشت. باز تعجّب کردم و با خود انديشيدم كه شايد با این هم داد و ستدی دارد. با خود گفتم: پس چه نیازی به دزدى داشت؟ پس همچنان به دنبال او رفتم تا به بيمارى رسيد. دو قرص نان و دو انار را جلوى او نهاد و رفت، من هم به دنبالش رفتم تا در جایی از بيابان ايستاد. [خود را به او رساندم و] گفتم: اى بندۀ خدا! آوازۀ نيكى تو را شنيده بودم و دوست داشتم كه تو را ملاقات کنم. ملاقاتت کردم؛ ولی از تو كارهای عجيبى دیدم كه فكرم را پريشان ساخته است. از تو مىپرسم تا برايم توضيح دهى و خيالم آسوده شود.
گفت: چه ديدى؟
گفتم: دیدم كه به یک نانوا رسيدى و از او دو نان دزديدى! و سپس از کنار انارفروش گذشتى و از او نيز دو انار دزدیدى!
او در پاسخ من گفت: پيش از هر چيز، به من بگو تو كيستى؟
گفتم: يكى از فرزندان آدم علیهالسلام از امّت محمّد صلی الله علیه و آله.
بار ديگر گفت: از چه كسانى؟
گفتم: فردى از دودمان پیامبر خدا صلی الله علیه و آله.
پرسيد: در كجا زندگى مىكنى؟
گفتم: مدينه.
گفت: شايد تو جعفر بن محمّد بن على بن حسين بن على بن ابی طالب هستى؟
گفتم: آرى.
به من گفت: ولى اين شرافت خانوادگى برايت سودى نخواهد داشت با اين ناآگاهیات به آنچه مايۀ شرافت توست و نیز کنار نهادن علم جدّ و پدرت، که اگر چنين نبود، چگونه عملى را ناپسند میشمری كه انجامدهندهاش شايستۀ ستودن و سپاسگزارى است؟
گفتم: علم به چه چیزی را کنار نهادهام؟
پاسخ داد: كتاب خدا، قرآن را.
گفتم: چه چيز از آن را ندانستهام؟
گفت: سخن خداوند: (هر كسی كه عمل نيكى انجام دهد، پاداشش ده برابر است و هر كسى كه به كردار زشتى دست يازد، كيفرش برابر با آن است). هنگامی که دو نان دزديدم، دو گناه کردم و براى دزديدن دو انار هم دو گناه نمودم و در مجموع، چهار گناه کردهام. حال چون هر يک از آنها را در راه خدا صدقه دادم، چهل ثواب خواهم داشت. از چهل عمل نیک، چهار کردار زشت كم مىشود و سى و شش عمل نیک برايم باقى مىماند.
گفتم: مادرت به عزايت بنشيند! تو هستی که به كتاب خدا جاهلی! مگر نشنيدهاى كه خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد: (خدا فقط از متّقیان مىپذيرد)؟ چون دو نان دزديدى، به دو گناه دچار گرديدى و برای سرقت دو انار هم دو گناه ديگر، و چون مال مردم را به جاى اين كه به خودشان باز گردانى، بدون رضايت آنان به ديگرى دادى، چهار گناه بر آن افزودى، نه آن که چهل عمل نیک به چهار گناه، افزوده باشی!
او به من مینگريست که از او روی گرداندم و باز گشتم و رهايش ساختم».
[امام صادق علیهالسلام] فرمود: «با اين گونه تفسيرهاى ناپسند است که گمراه مىشوند و گمراه میکنند».
ب - فَسادُ العَمَلِ
ب - تباهی عمل
- رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ قَليلَ العَمَلِ يَنفَعُ مَعَ العِلمِ، و إنَّ كَثيرَ العَمَلِ لا يَنفَعُ مَعَ الجَهلِ.[۸۷]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: عمل اندک همراه با دانش، سود میدهد و عمل فراوان با ناآگاهی، بهرهاى نمىدهد.
- الإمام الكاظم علیهالسلام - لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ -: يا هِشامُ! قَليلُ العَمَلِ مِنَ العالِمِ مَقبولٌ مُضاعَفٌ، و كَثيرُ العَمَلِ مِن أهلِ الهَویٰ وَ الجَهلِ مَردودٌ.[۸۸]
- امام كاظم علیهالسلام - خطاب به هشام بن حكم -: اى هشام! عملِ (عبادتِ) اندک از عالِم، چند برابر، [حساب و] پذيرفته میشود و عملِ (عبادتِ) زياد از هواپرستان و نادانان پذيرفته نمیگردد.
- الإمام عليّ علیهالسلام: المُتَعَبِّدُ عَلیٰ غَيرِ فِقهٍ كَحِمارِ الطّاحونَةِ؛ يَدورُ و لا يَبرَحُ[۸۹]! و رَكعَتانِ مِن عالِمٍ خَيرٌ مِن سَبعينَ رَكعَةً مِن جاهِلٍ؛ لِأَنَّ العالِمَ تَأتيهِ الفِتنَةُ فَيَخرُجُ مِنها بِعِلمِهِ، و تَأتِي الجاهِلَ فَتَنسِفُهُ[۹۰] نَسفاً، و قَليلُ العَمَلِ مَعَ كَثيرِ العِلمِ خَيرٌ مِن كَثيرِ العَمَلِ مَعَ قَليلِ العِلمِ وَ الشَّكِّ وَ الشُّبهَةِ.[۹۱]
- امام على علیهالسلام: كسى كه بدون فهم (شناختْ) عبادت كند، مانند خرِ آسياست كه پيوسته به دور خودش میچرخد و از آن جدا نمیشود. دو ركعت نماز عالم، بهتر از هفتاد ركعت نماز جاهل است؛ زيرا دانا، چون گرفتار فتنه شود، با دانش خويش از آن بيرون مىآيد؛ امّا همان فتنه، چون به نادان برسد، وى را از جا بر مىكَنَد. و عملِ اندكى كه با علمِ بسيار همراه باشد، بهتر است از عملِ بسيارى كه با علمِ اندک و شک و شبهه همراه باشد.
ج - عَداوَةُ ما یَجهَلونَ بِهِ و لا یَعرِفونَهُ
ج - دشمنی با آنچه نمیدانند و نمیشناسند
- الإمام عليّ علیهالسلام: قُلتُ أربَعاً أنزَلَ اللهُ تَعالیٰ تَصديقي بِها في كِتابِهِ... قُلتُ: مَن جَهِلَ شَيئاً عاداهُ، فَأَنزَلَ اللهُ: (بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَاْتِهِمْ تَاْوِيلُهُ)[۹۲].…[۹۳]
- امام على علیهالسلام: چهار سخن گفتهام كه خداوند، مرا در قرآن، تأييد فرموده است.… من گفتهام: هر كه چيزى را نداند، با آن دشمنى مىورزد. پس خداوند نازل فرمود: (بلكه چيزى را دروغ شمردند كه به علم آن، احاطه ندارند و هنوز تفسيرش به آنان نرسيده است).
- عنه علیهالسلام: النّاسُ أعداءُ ما جَهِلوا.[۹۴]
- امام على علیهالسلام: مردم، دشمن چيزى هستند كه نمىدانند.
- عنه علیهالسلام: المَرءُ عَدُوُّ ما جَهِلَهُ.[۹۵]
- امام على علیهالسلام: انسان، دشمن چيزى است كه نمىداند.
- عنه علیهالسلام: مَن جَهِلَ شَيئاً عاداهُ.[۹۶]
- امام على علیهالسلام: هر كه چيزى را نداند، با آن دشمنی میورزد.
راجع: هذه الموسوعة: (الحُرّیة (۲) / ۳ـ۶. حریة الاطّلاع).
ر. ک: همین دانشنامه: مَدخل «آزادی (الحُریَّة ۲)» / ۳ - ۶. آزادی دسترس به اطلاعات.
- عنه علیهالسلام: مَن جَهِلَ شَيئاً عابَهُ.[۹۷]
- امام على علیهالسلام: هر كه چيزى را نداند، بر آن خرده میگیرد.
- عنه علیهالسلام: مَن قَصُرَ عَن مَعرِفَةِ شَيءٍ عابَهُ.[۹۸]
- امام على علیهالسلام: هر كه از شناخت چيزى در ماند، بر آن خرده میگيرد.
- عنه علیهالسلام: ما ضادَّ العُلَماءَ كَالجُهّالِ.[۹۹]
- امام على علیهالسلام: هيچ كس مانند نادانان، با دانشمندان، مخالفت نكرد.
- عنه علیهالسلام: لا يَستَخِفُّ بِالعِلمِ و أَهلِهِ إلّا أحمَقُ جاهِلٌ.[۱۰۰]
- امام على علیهالسلام: كسى جز احمق ناآگاه، دانش و اهل دانش را خفيف نمىشمارد.
- عنه علیهالسلام: لا تُعادوا ما تَجهَلونَ، فَإِنَّ أكثَرَ العِلمِ في ما لا تَعرِفونَ.[۱۰۱]
- امام على علیهالسلام: با آنچه نمىدانيد، دشمنى نكنيد؛ زيرا بيشتر دانش در چيزهايى است كه شما نمىدانيد.
- الإمام الباقر علیهالسلام: العُلَماءُ مِنَ الجُهّالِ في جَهدٍ و جِهادٍ؛ إن وَعَظَت قالُوا: طَغَت، و إن عَلَّمُوا الحَقَّ الَّذي تَرَكوا قالُوا: خالَفَت، و إنِ اعتَزَلوهُم قالُوا: فارَقَت، و إِن قالُوا: هاتُوا بُرهانَكُم عَلیٰ ما تُحَدِّثونَ قالُوا: نافَقَت، و إن أَطاعوهُم قالوا: عَصَتِ اللهَ عزّ و جلّ. فَهَلَكَ جُهّالٌ في ما لا يَعلَمونَ، اُمِّيُّونَ في ما يَتلونَ، يُصَدِّقونَ بِالكِتابِ عِندَ التَّعريفِ و يُكَذِّبونَ بِهِ عِندَ التَّحريفِ، فَلا يُنكِرُونَ، اُولٰئِكَ أَشباهُ الأَحبارِ وَ الرُّهبانِ، قادَةٌ فِي الهَویٰ، سادَةٌ فِي الرَّدیٰ.[۱۰۲]
- امام باقر علیهالسلام: علما از دست اين ناآگاهان، به ستوه آمدهاند؛ [چرا كه] اگر اندرز دهند، [آن ناآگاهان] میگويند: ياغى شده است. اگر حق را - كه رهايش كردهاند - تعليم دهند [و به آن عمل كنند]، میگويند: [با حق] به مخالفت برخاسته اند [؛ چرا كه فقط عقايد خودشان را بر حق میدانند و سخنان دیگر را باطل میشمارند] و اگر گوشهگيرى اختيار كنند، میگويند: راه جدايى [از امّت] را در پيش گرفتهاند، و اگر بگويند: براى سخنان خود، برهان بياوريد، میگويند: منافق شدهاند، و اگر از آنها اطاعت كنند، میگويند: از خداوند، نافرمانى كردهاند. هلاک شدند اين نادانان، در آنچه نمىدانند و [هلاک شدند] این ناآگاهان، در آنچه [از كتاب خدا] تلاوت میكنند؛ چرا که اين كه به زبان، كتاب خدا را تصديق میكنند؛ امّا با تحريف آن، در واقع، آن را تكذيب میكنند و اين عمل خود را زشت هم نمىدانند. اينان، شبيه همان اَحبار و راهبان اند؛ پيشاهنگان هوس اند و مهترانِ وادى هلاكت!
راجع: ص۶۶ (ما یحرم علی الجاهل/ الإنکار).
ر. ک: ص۶۷ (آنچه بر جاهل «ناآگاه» حرام است / انکار کردن).
د - الفِتنَةُ
د - فریب خوردن
- الإمام عليّ علیهالسلام: قَطَعَ ظَهري رَجُلانِ مِنَ الدُّنيا: رَجُلٌ عَليمُ اللِّسانِ فاسِقٌ، و رَجُلٌ جاهِلُ القَلبِ ناسِكٌ؛ هٰذا يَصُدُّ بِلِسانِهِ عَن فِسقِهِ، و هٰذا بِنُسُكِهِ عَن جَهلِهِ، فَاتَّقُوا الفاسِقَ مِنَ العُلَماءِ، وَ الجاهِلَ مِنَ المُتَعَبِّدينَ، اُولٰئِكَ فِتنَةُ كُلِّ مَفتونٍ، فَإِنّي سَمِعتُ رَسولَ اللهِ صلی الله علیه و آله يَقولُ: «يا عَلِيُّ، هَلاكُ اُمَّتي عَلیٰ يَدَي كُلِّ مُنافِقٍ عَليمِ اللِّسانِ».[۱۰۳]
- امام على علیهالسلام: در دنيا دو كس پشت مرا شكستند: مرد زبانبازِ تبهكار و مرد نادانْرَوانِ عبادتپيشه. او با زبان خود، تبهكاریاش را میپوشاند و اين با عبادتِ خود، نادانیاش را. پس، از علماىِ تبهكار و عبادتپيشگانِ نادان بپرهيزيد كه اينان مايۀ اغواى هر سادهلوح اغوا شدهاى هستند. از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شنيدم كه میفرمايد: «اى على! هلاكت امّت من به دست منافقان زبانباز است».
- عنه علیهالسلام: قَصَمَ ظَهري رَجُلانِ: عالِمٌ مُتَهَتِّكٌ، و جاهِلٌ مُتَنَسِّكٌ؛ هٰذا يُضِلُّ النّاسَ عَن عِلمِهِ بِتَهَتُّكِهِ، وَ هٰذا يَدعُوهُم إلىٰ جَهِلِهِ بِتَنَسُّكِهِ.[۱۰۴]
- امام على علیهالسلام: دو كس كمر مرا شكستند: عالِم پردهدر و نادان عبادتگر. اين با پردهدرى، مردم را از علمش گمراه مىكند و آن با عبادتش، مردم را به نادانیاش دعوت مىكند.
- عنه علیهالسلام: كُلُّ جاهِلٍ مَفتونٌ.[۱۰۵]
- امام على علیهالسلام: هر ناآگاهى، فتنه زده است.
- الإمام الباقر علیهالسلام: إيّاكُم وَ الجُهّالَ مِنَ المُتَعَبِّدينَ، وَ الفُجّارَ مِنَ العُلَماءِ؛ فَإِنَّهُم فِتنَةُ كُلِّ مَفتونٍ.[۱۰۶]
- امام باقر علیهالسلام: زنهار از عابدانِ ناآگاه و علماىِ نابهكار؛ زيرا اينها مايۀ فريب هر فريب خوردهاى هستند.
- الإمام عليّ علیهالسلام - في وَصفِ أقوامٍ -: قَد خاضُوا بِحارَ الفِتَنِ، و أَخَذوا بِالبِدَعِ دونَ السُّنَنِ، و تَوَغَّلُوا الجَهلَ، وَ اطَّرَحُوا العِلمَ.[۱۰۷]
- امام على علیهالسلام - در توصیف برخی اقوام -: در درياهاى فتنهها، فرو رفتند و سنّتها را رها كرده، بدعتها را گرفتند و در ناآگاهى، غرقه گشتند و دانش را به دور افكندند.
ه - قِلّةُ الصَّبرِ
ه - کمصبری
(وَ کَیفَ تَصبرُ علیٰ ما لَم تُحِط بِهِ خُبراً).[۱۰۸]
(و چگونه میتوانی در برابر چیزی که به آن، احاطه [ی علمی] نداری، شکیبا باشی؟!)
و - النَوادِرُ
و - گوناگون
- رسول اللّه صلی الله علیه و آله: العِلمُ وَ المالُ يَستُرانِ كُلَّ عَيبٍ، وَ الجَهلُ وَ الفَقرُ يَكشِفانِ كُلَّ عَيبٍ.[۱۰۹]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانش و دارايى، هر عيبى را مىپوشانند و تنگدستى و ناآگاهى، هر عيبى را آشكار مىسازند.
- عنه صلی الله علیه و آله: مَن لَم يَنفَعهُ فِقهُهُ ضَرَّهُ جَهلُهُ.[۱۱۰]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: آن كه فهمش به او سود نرسانَد، ناآگاهىاش به او آسيب میرساند.
- الإمام عليّ علیهالسلام - في بَيانِ الصِّفاتِ اللّازِمَةِ لِكاتِبِ الوالي -: لا يَجهَلُ مَبلَغَ قَدرِ نَفسِهِ فِي الاُمورِ؛ فَإِنَّ الجاهِلَ بِقَدرِ نَفسِهِ يَكونُ بِقَدرِ غَيرِهِ أَجهَلَ.[۱۱۱]
- امام على علیهالسلام - در بيان ويژگىهاى لازم برای مُنشى حاكم -: به جایگاه خود در کارها ناآگاه نباشد؛ زیرا هر کس که جایگاه خود را نمیشناسد، به جایگاه دیگری ناآگاهتر است.
- عنه علیهالسلام: مَن جَهِلَ نَفسَهُ كانَ بِغَيرِ نَفسِهِ أَجهَلَ.[۱۱۲]
- امام على علیهالسلام: كسى كه از خودش آگاه نیست(خود را نمیشناسد)، در شناخت دیگران، ناتوانتر است.
- عنه علیهالسلام: لا تَجهَل نَفسَكَ؛ فَإنَّ الجاهِلَ مَعرِفَةَ نَفسِهِ جاهِلٌ بِكُلِّ شَيءٍ.[۱۱۳]
- امام على علیهالسلام: به خويشتن ناآگاه مباش؛ زيرا كسى كه خود را نشناسد، هيچ چيز را نمىشناسد.
- عنه علیهالسلام: عَجِبتُ لِمَن يَجهَلُ نَفسَهُ كَيفَ يَعرِفُ رَبَّهُ![۱۱۴]
- امام على علیهالسلام: در شگفتم از كسى كه خويشتن را نمىشناسد، چگونه [توقّع دارد] پروردگارش را بشناسد!
- عنه علیهالسلام: كَيفَ يَعرِفُ غَيرَهُ مَن يَجهَلُ نَفسَهُ؟![۱۱۵]
- امام على علیهالسلام: كسى كه خود را نمىشناسد، چگونه ديگرى را بشناسد؟!
- عنه علیهالسلام: مَن جَهِلَ قَدرَهُ جَهِلَ كُلَّ قَدرٍ.[۱۱۶]
- امام على علیهالسلام: هر كه قدر خود را نشناسد، قدر هر چیز دیگری را نیز نمیشناسد.
- عنه علیهالسلام: مَن جَهِلَ قَدرَهُ عَدا طَورَهُ.[۱۱۷]
- امام على علیهالسلام: هر كه قدر خود را نشناسد، پا از حدّ خويش فراتر مینهد.
- عنه علیهالسلام: مَن لَم يَعرِف نَفسَهُ بَعُدَ عَن سَبيلِ النَّجاةِ، و خَبَطَ فِي الضَّلالِ وَ الجَهالاتِ.[۱۱۸]
- امام على علیهالسلام: هر كه خود را نشناخت، از راه نجات، دور افتاد و در وادى گمراهى و ناآگاهیها قدم نهاد.
- عنه علیهالسلام: أَفضَلُ العَقلِ مَعرِفَةُ الإِنسانِ نَفسَهُ؛ فَمَن عَرَفَ نَفسَهُ عَقَلَ، و مَن جَهِلَها ضَلَّ.[۱۱۹]
- امام على علیهالسلام: برترين خردورزى، آگاهی انسان از خویشتن است. پس، هر كه خود را شناخت، خردمند شد و هر كه خود را نشناخت، گمراه گشت.
- عنه علیهالسلام: مَن لَم يَهدِهِ العِلمُ أضَلَّهُ الجَهلُ.[۱۲۰]
- امام على علیهالسلام: کسی را كه دانش ره ننمايد، ناآگاهى گمراه مىكند.
- عنه علیهالسلام: كَما أنَّ العِلمَ يَهدِي المَرءَ ويُنجيهِ، كَذٰلِكَ الجَهلُ يُضِلُّهُ و يُرديهِ.[۱۲۱]
- امام على علیهالسلام: همان گونه كه دانش، مرد را ره مىنمايد و نجات مىبخشد، ناآگاهى نيز وى را گمراه و پست مىسازد.
- عنه علیهالسلام: إنَّ العِلمَ يَهدي و يُرشِدُ و يُنجي، و إنَّ الجَهلَ يُغوي و يُضِلُّ و يُردي.[۱۲۲]
- امام على علیهالسلام: دانش، ره مىنمايد و ارشاد مىكند و نجات مىبخشد و ناآگاهى، گمراه مىكند و به بيراهه مىبرد و پست مىگرداند.
- عنه علیهالسلام: جَهلُ الغَنِيِّ يَضَعُهُ، و عِلمُ الفَقيرِ يَرفَعُهُ.[۱۲۳]
- امام على علیهالسلام: ناآگاهىِ توانگر، وى را پست مىسازد و دانشِ نادار، او را بر مىافرازد.
- عنه علیهالسلام: حِكمَةُ الدَّنِيِّ تَرفَعُهُ، و جَهلُ الشَّريفِ يَضَعُهُ.[۱۲۴]
- امام على علیهالسلام: حكمتِ فرودست، او را بر مىافرازد و نادانى فرادست، او را پست مىسازد.
- عنه علیهالسلام - فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: مَوقِعُ الصَّوابِ مِنَ الجُهّالِ مِثلُ مَوقِعِ الخَطَأِ مِنَ العُلَماءِ.[۱۲۵]
- امام على علیهالسلام - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: جایگاه کار خوب ناآگاهان، مثل جایگاه خطای دانشمندان است.
- عنه علیهالسلام: مَن جَهِلَ مَوضِعَ قَدَمِهِ زَلَّ.[۱۲۶]
- امام على علیهالسلام: آن كه نمیداند پايش را کجا میگذارد، خواهد لغزيد.
- عنه علیهالسلام: الجَهلُ يُزِلُّ القَدَمَ، و يورِثُ النَّدَمَ.[۱۲۷]
- امام على علیهالسلام: ناآگاهى، پا را میلغزاند و پشيمانى به جاى میگذارد.
- عنه علیهالسلام: مَن جَهِلَ نَفسَهُ أَهمَلَها.[۱۲۸]
- امام على علیهالسلام: هر كه نفس خود را نشناخت، به حال خود رهايش ساخت.
- الإمام الصادق علیهالسلام - في ذِکرِ مُناجاةِ اللهِ عزّ و جلّ لِمُوسیٰ علیهالسلام -: إنَّ عِبادِيَ الصّالِحينَ زَهِدوا فِي الدُّنيا بِقَدرِ عِلمِهِم، و سائِرَ الخَلقِ رَغِبوا فيها بِقَدرِ جَهلِهِم.[۱۲۹]
- امام صادق علیهالسلام - در بیان مناجات خداوند عزّ و جلّ با موسى علیهالسلام -: بندگانِ نيک من، به اندازۀ دانششان [و شناختِ حقيقتِ دنيا] به دنيا زهد ورزيدند و ساير مردمان به اندازۀ ناآگاهىشان به آن مشتاق شدند.
- عنه علیهالسلام: المِراءُ داءٌ دَوِيٌّ، و لَيسَ في الإِنسانِ خَصلَةٌ شَرٌّ مِنهُ، و هُوَ خُلُقُ إبليسَ و نِسبَتُهُ، فَلا يُماري في أَيِّ حالٍ كانَ إلّا مَن كانَ جاهِلاً بِنَفسِهِ و بِغَيرِهِ، مَحرُوماً مِن حَقائِقِ الدِّين.[۱۳۰]
- امام صادق علیهالسلام: بگومگو (ستیزهگری زبانی)، دردی بىدرمان است و در انسان، صفتى بدتر از آن نیست و آن، خوى ابلیس و شناسنامۀ اوست. پس بدانید جز آنان که به خود و دیگرى، ناآگاه و از حقایق دین، محروم اند، کسی نیست که در هر جایی بگومگو کند!
- الإمام الجواد علیهالسلام: مَن لَم يَعرِفِ المَوارِدَ أعيَتهُ المَصادِرُ.[۱۳۱]
- امام جواد علیهالسلام: هر كس نداند كارى را از كجا آغاز كند، در به سرانجام رساندن آن، درمیمانَد.
الفَصلُ الخامِسُ: أحکامُ الجاهِلِ
فصل پنجم: وظایف جاهل (ناآگاه)
۵ / ۱: ما یَجِبُ عَلَی الجاهِلِ
۵ / ۱: آنچه بر جاهل (ناآگاه)، واجب است
أ - التَّعَـلُّمُ
الف - آموختن
- رسول اللّه صلی الله علیه و آله: لا يَنبَغي لِلعالِمِ أن يَسكُتَ عَلیٰ عِلمِهِ، و لا يَنبَغي لِلجاهِلِ أن يَسكُتَ عَلیٰ جَهلِهِ، قالَ اللهُ جَلَّ ذِكرُهُ: (فَسْـأٔلُواْ أهْلَ ٱلذِّكْرِ إن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ)[۱۳۲].[۱۳۳]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: سزاوار نيست که عالِم با داشتن علم، خاموشى گزيند و سزاوار نيست ناآگاه با ناآگاهىِ خود، دست روی دست بگذارد. خداوند متعال میفرمايد: (پس اگر نمىدانيد، از اهل اطلاع، جويا شويد).
- عنه صلی الله علیه و آله: ذَنبُ العالِمِ [واحِدٌ][۱۳۴]، و ذَنبُ الجاهِلِ ذَنبانِ؛ العالِمُ يُعَذَّبُ عَلیٰ رُكوبِهِ الذَّنبَ، وَ الجاهِلُ يُعَذَّبُ عَلیٰ رُكوبِهِ الذَّنبَ و تَركِ العِلمِ.[۱۳۵]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: گناه دانا، یکی و گناه نادان، دو تاست. دانا بر ارتکاب گناه، کیفر میشود و نادان بر ارتکاب گناه و نیاموختن.
- عنه صلی الله علیه و آله: مَن لَم يَصبِر عَلیٰ ذُلِّ التَّعَلُّمِ ساعَةً، بَقِيَ في ذُلِّ الجَهلِ أبَداً.[۱۳۶]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر كس بر خوارىِ ساعتى دانش آموختن صبر نكند، براى هميشه در خوارى ناآگاهى میماند.
- الإمام عليّ علیهالسلام - مِن خُطبَةٍ لَهُ -: أيُّهَا النّاسُ، إنّا قَد أصبَحنا في دَهرٍ عَنودٍ، و زَمَنٍ كَنودٍ[۱۳۷]، يُعَدُّ فيهِ المُحسِنُ مُسيئاً، و يَزدادُ الظّالِمُ فيهِ عُتُوّاً، لا نَنتَفِعُ بِما عَلِمنا، و لا نَسأَلُ عَمّا جَهِلنا.[۱۳۸]
- امام على علیهالسلام - در یکی از خطبههای خود -: اى مردم! ما در روزگارى منحرف و زمانهاى ناسپاس به سر میبريم. نيكوكار، بدكار به شمار میآيد و ستمكار، بيش از پيش بر طغيانش میافزايد. از آنچه میدانيم، بهرهمند نمىشويم و آنچه را نمىدانيم، نمىپرسيم.
- عنه علیهالسلام: قالَ رَجُلٌ: يا رَسولَ اللهِ، ما يَنفي عَنّي حُجَّةَ الجَهلِ؟ قالَ: العِلمُ، قالَ: فَما يَنفي عَنّي حُجَّةَ العِلمِ؟ قالَ: العَمَلُ.[۱۳۹]
- امام على علیهالسلام: مردى گفت: اى پیامبر خدا! چه چيز، حجّت ناآگاهى را از من دور میسازد؟ فرمود: «دانش». گفت: چه چيز، حجّت دانش را از من بر مىدارد؟ فرمود: «عمل».
- رسول اللّه صلی الله علیه و آله: تَعَلَّمُوا الفَرائِضَ و عَلِّموها، فَإِنَّهُ نِصفُ العِلمِ، و هُوَ يُنسىٰ، و هُوَ أوَّلُ شَيءٍ يُنزَعُ مِن أُمَّتي.[۱۴۰]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: فرايض (احکام خدا) را ياد بگيريد و ياد بدهيد؛ چرا كه نيمى از دانش است و فراموش مىشود و نخستين چيزى است كه از امّتم رخت بر مىبندد.
- عنه صلی الله علیه و آله: تَعَلَّمُوا العِلمَ و عَلِّموهُ النّاسَ، تَعَلَّمُوا الفَرائِضَ و عَلِّموهُ النّاسَ، تَعَلَّمُوا القُرآنَ و عَلِّموهُ النّاسَ، فَإِنِّي امرُؤٌ مَقبوضٌ، وَ العِلمُ سَيُقبَضُ و تَظهَرُ الفِتَنُ حَتّىٰ يَختَلِفَ اثنانِ في فَريضَةٍ لا يَجِدانِ أحَداً يَفصِلُ بَينَهُما.[۱۴۱]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: دانش را فرا گيريد و به مردم بياموزيد. فرايض (احکام خدا) را ياد بگيريد و به مردم ياد دهيد. قرآن را فرا گيريد و به مردم بياموزيد كه من، انسانى رفتنى هستم و دانش به زودى جمع مىگردد و فتنهها آشكار مىشوند، تا آن جا كه دو تن در اجرای فريضهاى (حکمی الهی) اختلاف مىكنند و كسى را نمىيابند تا ميان آن دو داورى كند.
- الإمام عليّ علیهالسلام: لا يَستَحيِ الجاهِلُ إذا لَم يَعلَم أن يَتَعَلَّمَ.[۱۴۲]
- امام على علیهالسلام: ناآگاه، وقتى [چيزى را] نمىداند، نبايد از آموختن، شرم كند.
- عنه علیهالسلام: لا يَستَحيِي الجاهِلُ إذا سُئِلَ عَمّا لا يَعلَمُ أن يَتَعَلَّمَ.[۱۴۳]
- امام على علیهالسلام: اگر سؤالى از ناآگاه شد كه نمىداند، از يادگيرى آن خجالت نكشد.
- رسول اللّه صلی الله علیه و آله: عَلَيكُم بِمُذاكَرَةِ العِلمِ، فَإِنَّ بِالعِلمِ تَعرِفونَ الحَلالَ مِنَ الحَرامِ.[۱۴۴]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: همواره در حال گفتگوى علمى باشيد؛ چرا كه با علم، حلال را از حرام، باز مىشناسيد.
- عنه صلی الله علیه و آله: رَحِمَ اللّهُ مَن تَعَلَّمَ فَريضَةً أو فَريضَتَينِ فَعَمِلَ بِهِما أو عَلَّمَهُما مَن يَعمَلُ بِهِما.[۱۴۵]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند، بيامرزد كسى را كه يک يا دو فريضه را فرا گرفت، پس به آنها عمل كرد و يا به كسى آموخت كه به آنها عمل كند!
- الإمام عليّ علیهالسلام: اِعلَموا أيُّهَا النّاسُ، أنَّهُ مَن لَم يَملِك لِسانَهُ يَندَم، و مَن لا يَتَعَلَّم يَجهَل، و مَن لا يَتَحَلَّم لا يَحلُم.[۱۴۶]
- امام على علیهالسلام: اى مردم! بدانيد هر كه زبانش را مهار نكند، پشيمان میشود، و هر كه نياموزد، ناآگاه میشود، و هر كه خود را به بُردباری وا ندارد، بردبار نمیگردد.
- الإمام عليّ علیهالسلام: إذا كُنتَ جاهِلاً فَتَعَلَّم.[۱۴۷]
- امام على علیهالسلام: اگر ناآگاهى، ياد بگير.
- عنه علیهالسلام: لا يَستَنكِفَنَّ مَن لَم يَكُن يَعلَمُ أن يَتَعَلَّمَ.[۱۴۸]
- امام على علیهالسلام: آن كه نمىداند، هرگز از يادگيرى خوددارى نكند.
- عنه علیهالسلام: عِلَّةُ الجَهلِ تُعرَضُ عَلَى العالِمِ.[۱۴۹]
- امام على علیهالسلام: بيمارى ناآگاهى، بر دانا عرضه میشود [تا او با دانایی خود، آن را درمان کند].
- عنه علیهالسلام: رُدُّوا الجَهلَ بِالعِلمِ.[۱۵۰]
- امام على علیهالسلام: نادانی را با دانايى، پس بزنید.
- عنه علیهالسلام: ضادُّوا الجَهلَ بِالعِلمِ.[۱۵۱]
- امام على علیهالسلام: به وسيلۀ دانش با ناآگاهى بستيزيد.
- عنه علیهالسلام: مَن قابَلَ جَهلَهُ بِعِلمِهِ فازَ بِالحَظِّ الأَسعَدِ.[۱۵۲]
- امام على علیهالسلام: هر کس با دانش خویش به رویارویی ناآگاهیاش برود، به بهرهاش از خوشبختی دست مییابد.
- عنه علیهالسلام: سَل عَمّا لا بُدَّ لَكَ مِن عِلمِهِ وَ لا تُعذَرُ في جَهلِهِ.[۱۵۳]
- امام على علیهالسلام: آنچه را بايد بدانى سؤال کن و [بدان که] در ندانستن آن، عذر نداری.
- الإمام زين العابدين علیهالسلام: إنَّ اللهَ تَبارَكَ وَ تَعالی أوحیٰ إِلیٰ دانِيالَ:... إنَّ أحَبَّ عَبيدي إلَيَّ التَّقِيُّ الطّالِبُ لِلثَّوابِ الجَزيلِ، اللّازِمُ لِلعُلَماءِ، التّابِعُ لِلحُلَماءِ، القابِلُ عَنِ الحُكَماءِ.[۱۵۴]
- امام زين العابدين علیهالسلام: خداوند - تبارک و تعالى - به دانيال وحى فرمود: «... محبوبترينِ بندگانم در نزد من، آن پرهيزگارى است كه پاداش بسيار میجوید، پيوسته با دانشوران است و پيرو بردباران و پذيرنده از فرزانگان است».
- عنه علیهالسلام: اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اجعَلنا مِنَ الَّذينَ اشتَغَلوا بِالذِّكرِ عَنِ الشَّهَواتِ، و خالَفوا دَواعِيَ العِزَّةِ بِواضِحاتِ المَعرِفَةِ، و قَطَعوا أستارَ نارِ الشَّهَواتِ بِنَضحِ ماءِ التَّوبَةِ، و غَسَلوا أوعِيَةَ الجَهلِ بِصَفوِ ماءِ الحَياةِ.[۱۵۵]
- امام زين العابدين علیهالسلام: بار خدايا! بر محمّد و خاندان او درود فرست و ما را از كسانى قرار ده كه به جاى هوسها به ياد تو مشغول اند، و به واسطۀ روشنايىهاى معرفت، با انگيزههاى خودبزرگبينى، مخالفت ورزيدهاند و با ريختن آب توبه، پردههاى آتش هوسها را دريدهاند و با زلال آب زندگى، ظرفهاى جهل را شستهاند.
- كفاية الأثر عن عبد الغفّار بن القاسم عن الإمام الباقر علیهالسلام: ألا إنَّ مَفاتيحَ العِلمِ السُّؤالُ. و أَنشَأَ يَقولُ:
شِفاءُ العَمی طولُ و إنَّما تَمامُ العَمی السُّكوتِ الجَهلِ[۱۵۶]
- كفاية الأثر - به نقل از عبد الغفّار بن قاسم -: امام باقر علیهالسلام فرمود: «هان! بدانيد كه كليد دانش، پرسيدن است» و اين شعر را خواند:
«درمان نابينايى، استمرار پرسيدن است و /
تمام نابينايى در استمرار سكوت بر ناآگاهى».
- الإمام الباقر علیهالسلام: سارِعُوا في طَلَبِ العِلمِ، فَوَ الَّذي نَفسي بِيَدِهِ، لَحَديثٌ واحِدٌ في حَلالٍ و حَرامٍ تَأخُذُهُ عَن صادِقٍ، خَيرٌ مِنَ الدُّنيا و ما حَمَلَت مِن ذَهَبٍ و فِضَّةٍ.[۱۵۷]
- امام باقر علیهالسلام: در طلب دانش شتاب ورزيد كه سوگند به آن كه جانم در دست اوست، يک حديث در حلال و حرام كه از خبر دهندۀ راستگو مىگيرى، بهتر از دنيا و همۀ زر و سيم آن است.
- امام باقر علیهالسلام: در حلال و حرام، ژرفکاوی كنيد، و گرنه شما نيز چون اعراب باديهنشين خواهيد بود.
- الإمام الصادق علیهالسلام – و قَد سُئِلَ عَن قَولِهِ تَعالیٰ: (فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَة)[۱۶۰] -: إنَّ اللهَ تَعالیٰ يَقولُ لِلعَبدِ يَومَ القِيامَةِ: عَبدي، أ كُنتَ عالِماً؟ فَإِن قالَ: نَعَم، قالَ لَهُ: أَ فَلا عَمِلتَ بِما عَلِمتَ؟ وَ إِن قالَ: كُنتُ جاهِلاً، قالَ لَهُ: أ فَلا تَعَلَّمتَ حَتّیٰ تَعمَلَ؟ فَيَخصِمُهُ، و ذٰلِكَ الحُجَّةُ البالِغَةُ.[۱۶۱]
- امام صادق علیهالسلام - در توضيح سخن خداوند: (حجّت قاطع، ويژۀ خداست) -: خداوند متعال در روز قيامت به بنده میفرمايد: «بندۀ من! آيا میدانستى؟». اگر پاسخ دهد: آرى، خداوند به او میفرمايد: «پس چرا به آنچه مىدانستى، عمل نكردى؟!» و اگر پاسخ دهد: نمىدانستم، به او میفرمايد: «چرا نياموختى تا [بدانى و] عمل كنى». بدین ترتیب، آن بنده محكوم میشود و اين است آن حجّت قاطع.
- عنه علیهالسلام: اِسأَلِ العُلَماءَ ما جَهِلتَ.[۱۶۲]
- امام صادق علیهالسلام: آنچه را نمىدانى، از دانایان بپرس.
- عنه علیهالسلام: لَيتَ السِّياطَ عَلى رُؤوسِ أصحابي حَتّى يَتَفَقَّهوا فِي الحَلالِ وَ الحَرامِ.[۱۶۳]
- امام صادق علیهالسلام: كاش تازيانههايى بالای سرِ يارانم بود تا در حلال و حرام، ژرفاندیشی مىكردند!
- علل الشرائع عن زرارة و محمّد بن مسلم و بريد العجليّ: قالَ رَجُلٌ لِأَبي عَبدِاللّهِ علیهالسلام: إنَّ لِيَ ابناً قَد أحَبَّ أن يَسأَلَكَ عَن حَلالٍ و حَرامٍ، لا يَسأَلُكَ عَمّا لا يَعنيهِ؟ فَقالَ: و هَل يَسأَلُ النّاسُ عَن شَيءٍ أفضَلَ مِنَ الحَلالِ وَ الحَرامِ؟![۱۶۴]
- علل الشرائع - به نقل از زُراره و محمّد بن مسلم و بُرَيد عِجْلى -: مردى به امام صادق علیهالسلام گفت: پسرى دارم كه دوست دارد در بارۀ حلال و حرام از تو بپرسد. [آيا چنين است كه] از چيزهايى كه به كارش نمىآيد، مىپرسد؟
فرمود: «آیا مردم از چیزی برتر از حلال و حرام پرسیدهاند؟!».
ب - التَوَقُّفُ
ب - باز ایستادن
الكتاب
قرآن
(وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولاً).[۱۶۵]
(چیزی را که بِدان علم نداری، دنبال مکن؛ زیرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد).
(وَ تَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ).[۱۶۶]
(با زبانهای خود، چیزی را که بِدان علم ندارید، میگویید).
راجع: النساء: ۸۳.
ر.ک: نساء: آیۀ ۸۳.
الحديث
حدیث
- رسول اللّه صلی الله علیه و آله - لِعَلِيٍّ علیهالسلام -: يا عَلِيُّ، مِن صِفاتِ المُؤمِنِ أن يَكونَ... بَرِيّاً مِنَ المُحَرَّماتِ، واقِفاً عِندَ الشُّبُهاتِ.[۱۶۷]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله - خطاب به على علیهالسلام -: اى على! از ويژگىهاى مؤمن، آن است كه... از محرّمات به دور باشد و در برخورد با تردیدها، درنگ كند.
- عنه صلی الله علیه و آله: لا وَرَعَ كَالوُقوفِ عِندَ الشُّبهَةِ.[۱۶۸]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: هيچ پارسايىاى چون باز ايستادن به هنگام تردید نيست.
- الإمام عليّ علیهالسلام: إنَّ الدُّنيا لَم تَكُن لِتَستَقِرَّ إلّا عَلیٰ ما جَعَلَهَا اللهُ عَلَيهِ مِنَ النَّعماءِ وَ الاِبتِلاءِ وَ الجَزاءِ فِي المَعادِ، أو ما شاءَ مِمّا لا تَعلَمُ، فَإِن أشكَلَ عَلَيكَ شَيءٌ مِن ذٰلِكَ فَاحمِلهُ عَلیٰ جَهالَتِكَ، فَإِنَّكَ أوَّلُ ما خُلِقتَ بِهِ[۱۶۹] جاهِلاً، ثُمَّ عُلِّمتَ، و ما أكثَرَ ما تَجهَلُ مِنَ الأَمرِ و يَتَحَيَّرُ فيهِ رَأيُكَ، و يَضِلُّ فيهِ بَصَرُكَ، ثُمَّ تُبصِرُهُ بَعدَ ذٰلِكَ![۱۷۰]
- امام على علیهالسلام: دنيا پا بر جا نمانده، مگر بر پایههایی که خدا مقرّر داشته، از نعمتها و آزمايش و پاداش در روز رستاخيز يا بر پایههای دیگری که او خواسته و تو نمىدانى. پس اگر فهم چيزى از اين امور بر تو مشكل شد، فرض را بر ناآگاهى خود بگذار؛ زيرا تو در نخستين بار كه آفريده شدى، ناآگاه بودى و سپس دانا شدى؛ و چه بسيارند چيزهایى كه تو به آنها ناآگاهى و انديشهات در آنها سرگردان و بينايىات در آنها سرگردان است و سپس در آنها بينا میشوى.
- عنه علیهالسلام: أفضَلُ العِلمِ وُقوفُ الرَّجُلِ عِندَ عِلمِهِ.[۱۷۱]
- امام على علیهالسلام: بالاترين حق، ايستادن آدمى در همان جايى است كه علمش را دارد.
- الإمام زين العابدين علیهالسلام: إن وَضَحَ لَكَ أمرٌ فَاقبَلهُ، و إلّا فَاسكُت تَسلَم، و رُدَّ عِلمَهُ إلَى اللهِ؛ فَإِنَّكَ في أوسَعَ مِمّا بَينَ السَّماءِ وَ الأَرضِ.[۱۷۲]
- امام زين العابدين علیهالسلام: اگر چیزی (حقیقتی) برايت آشكار شد، آن را بپذير، و گرنه سكوت كن تا سالم بمانى و دانش آن را به خداوند بسپار؛ زيرا تو در وسعتى بيش از ميان آسمان و زمينى.
- الإمام الباقر علیهالسلام: الوُقوفُ عِندَ الشُّبهَةِ خَيرٌ مِنَ الاِقتِحامِ فِي الهَلَكَةِ، و تَركُكَ حَديثاً لَم تُروَهُ خَيرٌ مِن رِوايَتِكَ حَديثاً لَم تُحصِهِ.[۱۷۳]
- امام باقر علیهالسلام: درنگ به هنگام شبهه، از فرو غلتيدن در هلاكت بهتر است و رها كردن حديثى كه خود، آن را روايت نكردهاى،[۱۷۴] بهتر است از روايت حديثى كه به حدود آن احاطه نداری.
- عنه علیهالسلام: إنَّ اللهَ عزّ و جلّ أحَلَّ حَلالاً، و حَرَّمَ حَراماً، و فَرَضَ فَرائِضَ، و ضَرَبَ أمثالاً، و سَنَّ سُنَناً...، فَإِن كُنتَ عَلیٰ بَيِّنَةٍ مِن رَبِّكَ و يَقينٍ مِن أمرِكَ و تِبيانٍ مِن شَأنِكَ، فَشَأنُكَ، و إلّا فَلا تَرومَنَّ[۱۷۵] أمراً أنتَ مِنهُ في شَكٍّ و شُبهَةٍ.[۱۷۶]
- امام باقر علیهالسلام: به راستى كه خداوندِ عزّ و جلّ، امورى را حلال و امورى ديگر را حرام كرد؛ كارهايى را واجب ساخت و مَثَلهايى را بيان نمود و سنّتهايى را پايه گذارى كرد.… اگر بيّنهاى از سوى خداوند دارى و به كارت يقين دارى و امورت روشن است، [دنبال كن] و گرنه دنبال امر مشکوک مرو.
- الكافي عن زرارة بن أعين: سَأَلتُ أبا جَعفَرٍ علیهالسلام: ما حَقُّ اللهِ عَلَى العِبادِ؟ قالَ: أن يَقولوا ما يَعلَمونَ، و يَقِفوا عِندَ ما لا يَعلَمونَ.[۱۷۷]
- الکافی - به نقل از زراره -: از امام باقر علیهالسلام پرسیدم: حقّ خدا بر بندگان چیست؟ فرمود: «این که آنچه را میدانند، بگویند و از آنچه نمیدانند، زبان باز دارند».
- الإمام الصادق علیهالسلام: لَو أنَّ العِبادَ إذا جَهِلوا وَقَفوا و لَم يَجحَدوا، لَم يَكفُروا.[۱۷۸]
- امام صادق علیهالسلام: اگر بندگان، زمانى كه نمىدانستند، درنگ مىكردند و به انكار بر نمىخاستند، كافر نمىشدند.
- الكافي عن هاشم بن سالم: قُلتُ لِأَبي عَبدِاللهِ علیهالسلام: ما حَقُّ اللهِ عَلیٰ خَلقِهِ؟ فَقالَ: أن يَقولوا ما يَعلَمونَ، و يَكُفّوا عَمّا لا يَعلَمونَ، فَإِذا فَعَلوا ذٰلِكَ فَقَد أدَّوا إلَى اللهِ حَقَّهُ.[۱۷۹]
- الكافى - به نقل از هشام بن سالم -: به امام صادق علیهالسلام گفتم: حقّ خداوند بر بندگان چيست؟ فرمود: «آنچه را كه میدانند، بر زبان آورند و از آنچه نمىدانند، باز ايستند. اگر چنين كنند، حقّ خداوند را ادا كردهاند».
- الإمام الرضا علیهالسلام - فِي القَومِ الَّذينَ وصَفَهُم عَبدُ اللهِ بنُ جُندَبٍ بِأَنَّهُم كانوا لَهُ إِخواناً، ثُمَّ صارُوا مِن أهلِ الخِلافِ -: إنَّ هٰؤُلاءِ القَومَ سَنَحَ لَهُم شَيطانٌ اغتَرَّهُم بِالشُّبهَةِ، و لَبَّسَ عَلَيهِم أمرَ دينِهِم...، و أَرادُوا الهُدیٰ مِن تِلقاءِ أنفُسِهِم فَقالوا: لِمَ، و مَن، و كَيفَ؟ فَأَتاهُمُ الهُلكُ مِن مَأمَنِ احتِياطِهِم، و ذٰلِكَ بِما كَسَبَت أيديهِم، و ما رَبُّكَ بِظَلّامٍ لِلعَبيدِ. و لَم يَكُن ذٰلِكَ لَهُم و لا عَلَيهِم، بَل كانَ الفَرضُ عَلَيهِم وَالواجِبُ لَهُم مِن ذٰلِكَ الوُقوفَ عِندَ التَّحَيُّرِ، و رَدَّ ما جَهِلوهُ مِن ذٰلِكَ إلیٰ عالِمِهِ و مُستَنبِطِهِ؛ لِأَنَّ اللهَ يَقولُ في مُحكَمِ كِتابِهِ: (وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى ٱلرَّسُولِ وَ إِلی أُوْلِى ٱلَامْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ ٱلَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ)[۱۸۰]؛ يَعني آلَ مُحَمَّدٍ، و هُمُ الَّذينَ يَستَنبِطونَ مِن القُرآنَ، و يَعرِفونَ الحَلالَ وَ الحَرامَ، و هُمُ الحُجَّةُ لِلهِ عَلیٰ خَلقِهِ.[۱۸۱]
- امام رضا علیهالسلام - در بارۀ کسانی كه به گفتۀ عبد اللَّه بن جُندَب شيعه بودند و سپس به مخالفان پيوستند -: شیطان بر اینان وارد شد و با شبهه، فریبشان داد و کار دینشان را بر آنان مشتبه ساخت... آنان در پی هدایت [من درآوردی] از پیش خودشان بودند و به همین خاطر، از چرایی و کیستی و چگونگی میپرسیدند. پس هلاکتشان از همان جای امن احتیاطشان آمد و این به دلیل دستاوردهای گناهآلود خودشان بود؛ چرا که خداوند به بندگانش ستم نمیکند. هدایتجوییِ این گونه، نه حقّشان بود و نه بر عهدهشان؛ بلکه وظيفۀ واجب آنان در اين باره، آن بود كه هنگام سرگردانى، درنگ كنند و آنچه را نمىدانستند، به داناى آن و استنباط كنندهاش ارجاع دهند؛ چرا كه خداوند در كتاب استوارش مىفرمايد: (اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود ارجاع دهند، قطعاً از ميان آنان، كسانى هستند كه [مىتوانند درست و نادرستِ] آن را در يابند). مقصود، خاندان محمّد صلی الله علیه و آله است. اينان اند كسانى كه از قرآن، استنباط مىكنند و حلال و حرام را مىشناسند. اينان، حجّت خدا بر خلق اويند.
راجع: میزان الحکمة: ج۵ ص۴۶ صلی الله علیه و آله (الشبهة / وجوب الوقوف عند الشبهة).
ر. ک: میزان الحکمة: ج۵ ص۴۶۹ (شبهه / وجوب درنگ در هنگام پیش آمدن شبهه).
ج - الاعتِرافُ بِالجَهلِ
ج - اعتراف به ناآگاهی
- الإمام عليّ علیهالسلام: اِعلَم أنَّ الرَّاسِخينَ فِي العِلمِ: هُمُ الَّذينَ أغناهُم عَنِ اقتِحامِ السُّدَدِ المَضروبَةِ دونَ الغُيوبِ، الإِقرارُ بِجُملَةِ ما جَهِلوا تَفسيرَهُ مِنَ الغَيبِ المَحجُوبِ، فَمَدَحَ اللهُ تَعالَى اعتِرافَهُم بِالعَجزِ عَن تَناوُلِ ما لَم يُحيطوا بِهِ عِلماً، و سَمّیٰ تَركَهُمُ التَّعَمُّقَ في ما لَم يُكَلِّفهُمُ البَحثَ عَن كُنهِهِ رُسوخاً.[۱۸۲]
- امام على علیهالسلام: بدان كه استواران در علم، كسانى هستند كه اقرار به همۀ آنچه در پس پردۀ غيب است و تفسيرش را نمىدانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهاى غيب وارد شوند، بىنياز كرده است. پس، خداوند بزرگ، اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آنچه در حيطۀ دانششان نيست، ستود و خوددارى آنان را از غور كردن در آنچه به بحث و جستجو از كُنه آن مكلّف نشدهاند، استوارى در علم ناميد.
- عنه علیهالسلام: غايَةُ العَقلِ الاِعتِرافُ بِالجَهلِ.[۱۸۳]
- امام على علیهالسلام: نهايتِ خردمندى، اعتراف به ناآگاهى است.
- عنه علیهالسلام: لا يَستَحيِي الجاهِلُ إذا سُئِلَ عَمّا لا يَعلَمُ أن يَقولَ: لا أعلَمُ.[۱۸۴]
- امام علی علیهالسلام: اگر سؤالى از جاهل شد در بارۀ چیزی كه نمىداند، از اين كه بگويد «نمىدانم»، خجالت نكشد.
- الإمام زين العابدين علیهالسلام - فِي الدُّعاءِ -: سَيِّدي أنَا الصَّغيرُ الَّذي رَبَّيتَهُ، و أنَا الجاهِلُ الَّذي عَلَّمتَهُ.[۱۸۵]
- امام زين العابدين علیهالسلام - در دعا -: سَرورم! منم آن كوچكى كه تربيتش كردى. منم آن ناآگاهى كه علمش آموختى.
- الإمام الباقر علیهالسلام: ما عَلِمتُم فَقولوا، و ما لَم تَعلَموا فَقولوا: اللهُ أعلَمُ.[۱۸۶]
- امام باقر علیهالسلام: آنچه را که میدانيد، بگوييد و آنچه را که نمىدانيد، بگوييد: «خداوند، داناتر است».
۵ / ۲: ما یَحرُمُ عَلَی الجاهِلِ
۵ / ۲: آنچه بر جاهل (ناآگاه)، حرام است
أ - الإِنكارُ
الف - انکار کردن
الكتاب
قرآن
(بَلْ كَذَّبُوا بِمَا لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ).[۱۸۷]
(بلكه چيزى را دروغ شمردند كه به علمِ آن احاطه نداشتند و تفسیرش به آنان نرسیده بود. کسانی که پیش از آنان بودند نیز پیامبران را به همین گونه دروغگو شمردند. پس بنگر که عاقبت ستمکاران، چگونه بوده است).
الحديث
حدیث
- الإمام عليّ علیهالسلام - في وَصِيَّتِهِ لاِبنِهِ الحَسَنِ علیهالسلام -: إنَّ الجاهِلَ مَن عَدَّ نَفسَهُ بِما جَهِلَ مِن مَعرِفَةِ العِلمِ عالِماً، و بِرَأيِهِ مُكتَفِياً، فَما يَزالُ لِلعُلَماءِ مُباعِداً، و عَلَيهِم زارِياً[۱۸۸]، و لِمَن خالَفَهُ مُخَطِّئاً، و لِما لَم يَعرِف مِنَ الاُمورِ مُضَلِّلاً، فَإِذا وَرَدَ عَلَيهِ مِنَ الاُمورِ ما لَم يَعرِفهُ أنكَرَهُ و كَذَّبَ بِهِ، و قالَ بِجَهالَتِهِ: ما أعرِفُ هٰذا، و ما أراهُ كانَ، و ما أظُنُّ أن يَكونَ، و أَنّیٰ كانَ؟! و ذٰلِكَ لِثِقَتِهِ بِرَأيِهِ، و قِلَّةِ مَعرِفَتِهِ بِجَهالَتِهِ. فَما يَنفَكُّ بِما يَریٰ مِمّا يَلتَبِسُ عَلَيهِ رَأيُهُ مِمّا[۱۸۹] لا يَعرِفُ لِلجَهلِ مُستَفيداً، و لِلحَقِّ مُنكِراً، و فِي الجَهالَةِ مُتَحَيِّراً، و عَن طَلَبِ العِلمِ مُستَكبِراً.[۱۹۰]
- امام على علیهالسلام - در سفارش به فرزندش حسن علیهالسلام -: به راستى كه نادان، كسى است كه خود را در آنچه نمىداند، دانا بشمرد و به انديشه و رأى خويش، اكتفا ورزد، و هميشه از عالمان دورى گزيند و از آنان عیبجویی كند و آن را که با او مخالفت ورزد، خطاكار قلمداد كند و چیزهایی را که نمیشناسد، گمراه کننده معرّفی نماید. پس هر زمان كه برای او چیزی مطرح شود كه آن را نمىشناسد، انكار كند و دروغ شمرَد و از روى ناآگاهى بگويد: «اين را نمىشناسم» و «فکر نكنم در گذشته وجود داشته» و «گمان نمیکنم که در آينده محقّق گردد» و «کجا چنین چیزی است؟!». اين همه بر پايۀ اعتماد به انديشه و شناخت اندكش به ناآگاهى خويش است. چنین کسی به علّت مشتبه شدن کار [بر او]، از آنچه معتقد است، جدا نمیگردد و از آنچه میبیند، برای [برطرف کردن] جهل خود، بهرهای نمیبرد، و منكر حقيقت میگردد و در نادانى خويش سرگردان میشود و از طلب دانش، سر باز میزند.
- عنه علیهالسلام: لَو حَدَّثتُكُم ما سَمِعتُ مِن فَمِ أبِي القاسِمِ صلی الله علیه و آله لَخَرَجتُم مِن عِندي و أنتُم تَقولونَ: إنَّ عَلِيّاً مِن أكذَبِ الكَذّابينَ و أفسَقِ الفاسِقينَ، قالَ تَعالیٰ: (بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ).[۱۹۱]
- امام على علیهالسلام: اگر آنچه را از زبان پيامبر صلی الله علیه و آله شنيدم، برايتان بگويم، از نزد من خارج میشويد، در حالى كه میگوييد: به راستى كه على، دروغگوترينِ دروغگويان و بدكارترينِ بدكاران است. خداوند متعال فرمود: (بلكه دروغ شمردند آنچه را به علمش احاطه نداشتند).
ب - الإِخبارُ
ب - خبردادن
- الإمام عليّ علیهالسلام: لا خَيرَ فِي الصَّمتِ عَنِ الحُكمِ، كَما أنَّهُ لا خَيرَ فِي القَولِ بِالجَهلِ.[۱۹۲]
- امام على علیهالسلام: در نگفتن حكمت، خيرى نيست، چنان كه در سخن گفتن از روى ناآگاهى خيرى نيست.
- عنه علیهالسلام: لا تُخبِر بِما لَم تُحِط بِهِ عِلماً.[۱۹۳]
- امام على علیهالسلام: از آنچه احاطۀ علمى بِدان ندارى، خبر مده.
- عنه علیهالسلام: لا تَقولوا بِما لا تَعرِفونَ، فَإِنَّ أكثَرَ الحَقِّ في ما تُنكِرونَ.[۱۹۴]
- امام على علیهالسلام: آنچه را نمىشناسيد، بر زبان مرانيد؛ زيرا بيشترين حقيقت، در چيزى است كه انكار میكنيد.
- الإمام زين العابدين علیهالسلام: اللّٰهُمَّ إنّي أعوذُ بِكَ مِن... أن نَعضُدَ ظالِماً... أو نَقولَ فِي العِلمِ بِغَيرِ عِلمٍ.[۱۹۵]
- امام زين العابدين علیهالسلام: بار خدايا! به تو پناه میبرم از اين كه... به ستمگرى يارى رسانم... يا در مسئلهای علمی، سخنى ندانسته بر زبان آورم.
- الإمام الصادق علیهالسلام: إنَّ اللهَ خَصَّ عِبادَهُ بِآيَتَينِ مِن كِتابِهِ: ألّا يَقولوا حَتّیٰ يَعلَموا، و لا يَرُدّوا ما لَم يَعلَموا، و قالَ عزّ و جلّ: (ألَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِم مِّيثَـٰقُ ٱلْكِتَـٰبِ أن لَا يَقُولُواْ عَلَى ٱللهِ إلّا ٱلْحَقَّ)[۱۹۶]، و قالَ: (بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَاْتِهِمْ تَاْوِيلُهُ).[۱۹۷]
- امام صادق علیهالسلام: خداوند، بندگانش را به دو آيه از كتابش اختصاص داده است: اين كه تا ندانند، نگويند، و ندانسته چیزی را انکار نکنند، و خداوند عزّ و جلّ فرمود: (آيا از آنان، پيمان كتاب [آسمانى] گرفته نشده كه جز به حق، در بارۀ خدا سخن نگويند) و فرمود: (بلكه دروغ شمردند آنچه را به علمش احاطه پيدا نكردند و تأويلش به آنان نرسيد).
ج - الإِفتاءُ
ج - فتوا دادن
- رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن أفتَى النّاسَ بِغَيرِ عِلمٍ، كانَ ما يُفسِدُهُ مِنَ الدّينِ أكثَرَ مِمّا يُصلِحُهُ.[۱۹۸]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: آن كه ندانسته به مردم فتوا دهد، آنچه را از دين تباه میكند، بيش از آن است كه اصلاح میكند.
- عنه صلی الله علیه و آله: مَن أفتَى النّاسَ بِغَيرِ عِلمٍ، و هُوَ لا يَعلَمُ النّاسِخَ مِنَ المَنسوخِ وَ المُحكَمَ مِنَ المُتَشابِهِ، فَقَد هَلَكَ و أَهلَكَ.[۱۹۹]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: آن كه ندانسته به مردم فتوا دهد، در حالى كه ناسخ و منسوخ، و محكم و متشابه را نمىداند، هلاک میشود و هلاک میگرداند.
- عنه صلی الله علیه و آله: مَن أفتَى النّاسَ بِغَيرِ عِلمٍ لَعَنَتهُ مَلائِكَةُ السَّماواتِ وَ الأَرضِ.[۲۰۰]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر كه ندانسته براى مردم فتوا دهد، فرشتگان آسمانها و زمين، او را نفرين مىكنند.
- عنه صلی الله علیه و آله:مَن أُفتِيَ بِفُتيا غَيرَ ثَبتٍ فَإِنَّما إثمُهُ عَلیٰ مَن أفتاهُ.[۲۰۱]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: آن كه فتوايى تحقيق نشده به وى داده شود، همانا گناهش بر كسى است كه فتوا داده است.
- الإمام الباقر علیهالسلام: مَن أفتَى النّاسَ بِغَيرِ عِلمٍ و لا هُدىً مِنَ اللهِ لَعَنَتهُ مَلائِكَةُ الرَّحمَةِ و مَلائِكَةُ العَذابِ، و لَحِقَهُ وِزرُ مَن عَمِلَ بِفُتياهُ.[۲۰۲]
- امام باقر علیهالسلام: آن كه به مردم از روى ناآگاهى و بدون هدايتى الهى فتوا دهد، فرشتگان رحمت و فرشتگان عذاب، او را نفرين میكنند و عقوبت كسانى كه بِدان فتوا عمل كنند، به او میرسد.
راجع: هذه الموسوعة: (الافتراء / الافتراء علی الله).
ر. ک: همین دانشنامه: (اِفترا / دروغ بستن به خدا).
د - ما رُفِعَ عَن الجاهِلِ
د - آنچه از گردن جاهل (ناآگاه) برداشته شده
- رسول اللّه صلی الله علیه و آله: رُفِعَ عَن أُمَّتي تِسعَةٌ: الخَطَأُ، وَ النِّسيانُ، و ما اُكرِهُوا عَلَيهِ، و ما لا يَعلَمونَ.…[۲۰۳]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: [مسئوليت] نُه چيز، از امّت من برداشته شده است: خطا، فراموشى، آنچه بِدان مجبور شوند، آنچه ندانند.…
- الإمام الصادق علیهالسلام: رَفَعَ اللهُ عَن هٰذِهِ الأُمَّةِ أربَعاً: ما لا يَستَطيعونَ، و مَا استُكرِهوا عَلَيهِ، و ما نَسوا، و ما جَهِلوا حَتّیٰ يَعلَموا.[۲۰۴]
- امام صادق علیهالسلام: خداوند، چهار چیز را از این امّت برداشته است: آنچه را نمیتوانند، آنچه را به آن وادار میشوند، آنچه را فراموش میکنند، و آنچه را نمیدانند تا آن گاه که بدانند.
- عنه علیهالسلام - في حَديثٍ لَهُ عَنِ الحَجِّ -: أيُّ رَجُلٍ رَكِبَ أمراً بِجَهالَةٍ فَلا شَيءَ عَلَيهِ.[۲۰۵]
- امام صادق علیهالسلام - در حدیثی در بارۀ حج -: هر کس کاری ناآگاهانه از او سر بزند، چیزی بر گردنش نیست.
راجع: هذه الموسوعة: (الرُّخصَة).
ر. ک: همین دانشنامه: مَدخل (رُخصت).
توضیح
بخشی از راهکار دین برای سعادتمند کردن مردمان، وضع احکام و پافشاری بر اجرای صحیح آنهاست. بر این پایه، نیاز است که مردم از این احکام آگاهی بیابند و سپس آنها را به عمل در آورند. در واقع، این وظیفۀ همۀ گروندگان به یک آیین است که برنامهها و دستورهای آن را بگیرند و آنها را به گونۀ درست اجرا نمایند. برخی آیات شریف قرآن کریم و روایات متعدّدی از پیامبر و ائمّه: نیز آدمیان را به دانستن و پرسیدن و جستجوی معارف و احکام دینی ترغیب کرده و هیچ انسانِ قادر به آموختن را از این وظیفۀ دینی استثنا ننموده است.[۲۰۶]
در این میان و به دلیل برخی محدویتهای بشری، مانند زمانبر بودن آموختن، دوری مسافت، در دسترس نبودن عالمان در همۀ زمانها و مکانها و یا اشتغال فرد به اموری پیشبینی نشده ولی لازم و حیاتی، زدودن جهل میسّر نیست. روشن است که چنین شخصی به اختیار و انتخاب خود، یا از سر کاهلی و بیاعتنایی به دین، جاهل و بی اطّلاع از احکام دین نمانده است. با این حال، او وظیفه دارد در نخستین زمان ممکن، به آموختن دین، روی بیاورد و جهلش را بزداید. با این همه، او فقط تا زمانی که عذری مقبول نزد شارع مقدّس دارد، در عمل نکردن به تکلیف خویش یا انجام دادن نادرست آن، معذور خواهد بود. چنین فردی «جاهل قاصر» (و نه مقصّر) خوانده میشود و به دلیل بیتقصیر بودن و غیر اختیاری بودن جهلش، کیفر نمیشود.[۲۰۷] روایات اخیر ناظر به چنین فردی و چنین استثنایی هستند.
افزون بر این، روایات یاد شده میتوانند جهل به موضوع را نیز در بر بگیرند. توضیح کوتاه، این که: فقیهان، میان جهل به حکم و جهل به موضوع، فرق نهادهاند. ما مکلّف به دانستن احکام هستیم و مثلاً لازم است حکم طهارت و نجاست اشیاء و حرمت و حلّیت خوراکیها را بدانیم؛ ولی لزومی ندارد که تحقیق کنیم فلان چیز، نجس شده یا هنوز پاک مانده است، یا فلان گوسفند را قصّاب مسلمان به درستی ذبح کرده است یا نه. در این گونه موارد - که وضعیت موضوع حکم شرعی نامعلوم است -، فقیهان، برخی قواعد را از روایات استخراج کردهاند که دستۀ بزرگی از جاهلان را معذور میشمارد. نمونههای متعدّدی را میتوان در: ازدواج با زنان مطلّقه، صید حیوان در حالت احرام، استفاده از آب برای شرب یا وضو و از این قبیل ارائه داد که تفصیل آنها در کتابهای فقهی آمده است.[۲۰۸]
الفَصلُ السّادِسُ: مُواجَهَةُ الجَاهِلِ
فصل ششم: رفتار با جاهل (ناآگاه)
- الإمام عليّ علیهالسلام - في وَصِيَّتِهِ لِزِيادِ بنِ النَّضِرِ حينَ أنفَذَهُ عَلیٰ مُقَدِّمَتِهِ إلیٰ صِفّينَ -: تَعَلَّم مِن عالِمِهِم، و عَلِّم جاهِلَهُم، وَ احلُم عَن سَفيهِهِم؛ فَإِنَّكَ إنَّما تُدرِكُ الخَيرَ بِالعِلمِ و كَفِّ الأَذی وَ الجَهلِ.[۲۰۹]
- امام على علیهالسلام - خطاب به زياد بن نضر، آن گاه كه او را پيشاپيش سپاه خود، به صفّين اعزام كرد -: از دانايشان دانش بياموز، به جاهلشان دانش بياموزان و با نابخردشان بردبارى كن؛ همانا خير را با دانش و پرهيز از آزار و از ناآگاهى، به دست میآورى.
- عنه علیهالسلام - في مَوعِظَتِهِ لِهَمّامٍ -: يا هَمّامُ، المُؤمِنُ هُوَ الكَيِّسُ الفَطِنُ... مُعَلِّمٌ لِلجاهِلِ.[۲۱۰]
- امام على علیهالسلام - در اندرز خود به همّام -: اى همّام! مؤمن، زيرک و تيزهوش... و ياد دهنده به ناآگاه است.
- الإمام الصادق علیهالسلام: قَرَأتُ في كِتابِ عَلِيٍّ علیهالسلام: إنَّ اللهَ لَم يَأخُذ عَلَى الجُهّالِ عَهداً بِطَلَبِ العِلمِ، حَتّیٰ أخَذَ عَلَى العُلَماءِ عَهداً بِبَذلِ العِلمِ لِلجُهّالِ؛ لِأَنَّ العِلمَ كانَ قَبلَ الجَهلِ.[۲۱۱]
- امام صادق علیهالسلام: در كتاب على علیهالسلام خواندم كه خداوند از ناآگاهان، پيمان بر طلب علم نگرفت، مگر اين كه پيشتر، از دانايان، پيمان گرفت كه به ناآگاهان علم بخشند؛ زيرا علم، بر جهل، مقدّم بوده است.
- عنه علیهالسلام: الرِّجالُ أربَعَةٌ: رَجُلٌ يَعلَمُ و يَعلَمُ أنَّهُ يَعلَمُ فَذاكَ عالِمٌ فَتَعَلَّموا مِنهُ، و رَجُلٌ يَعلَمُ و لا يَعلَمُ أنَّهُ يَعلَمُ فَذاكَ نائِمٌ فَأَنبِهوهُ، و رَجُلٌ لا يَعلَمُ و يَعلَمُ أنَّهُ لا يَعلَمُ فَذاكَ جاهِلٌ فَعَلِّموهُ، و رَجُلٌ لا يَعلَمُ و لا يَعلَمُ أنَّهُ لا يَعلَمُ فَذاكَ أحمَقٌ فَاجتَنِبوهُ.[۲۱۲]
- امام صادق علیهالسلام: انسانها چهار دسته اند: شخصى كه مىداند و مىداند كه مىداند. او عالِم است. از او بياموزيد؛ شخصى كه مىداند و نمىداند كه مىداند. اين شخص، خواب است. بيدارش كنيد؛ شخصى كه نمىداند و مىداند كه نمىداند. او ناآگاه است. تعليمش دهيد؛ شخصى كه نمىداند و نمىداند كه نمىداند. او احمق است. از او دورى كنيد.
- الإمام الكاظم علیهالسلام - لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ -: يا هِشامُ، تَعَلَّم مِنَ العِلمِ ما جَهِلتَ، و عَلِّمِ الجاهِلَ مِمّا عُلِّمتَ. عَظِّمِ العالِمَ لِعِلمِهِ و دَع مُنازَعَتَهُ، و صَغِّرِ الجاهِلَ لِجَهلِهِ، و لا تَطرُدهُ، و لٰكِن قَرِّبهُ و عَلِّمهُ.[۲۱۳]
- امام كاظم علیهالسلام - خطاب به هشام بن حكم -: اى هشام! آنچه را نمىدانى، بياموز؛ از آنچه آموختى، به ناآگاه بياموز؛ عالم را براى علمش بزرگ شمار و با او بگومگو نکن، و ناآگاه را براى ناآگاهىاش كوچک شمار؛ امّا او را طرد مكن؛ بلكه او را به خود، نزديک ساز و آموزش ده.
- عيسى علیهالسلام: طوبیٰ لِمَن تَعَلَّمَ مِنَ العُلَماءِ ما جَهِلَ، و عَلَّمَ الجاهِلَ مِمّا عُلِّمَ. طوبیٰ لِمَن عَظَّمَ العُلَماءَ لِعِلمِهِم و تَرَكَ مُنازَعَتَهُم، و صَغَّرَ الجُهّالَ لِجَهلِهِم، و لا يَطرُدُهُم و لٰكِن يُقَرِّبُهُم وَ يُعَلِّمُهُم.[۲۱۴]
- عيسى علیهالسلام: خوشا به حال كسى كه آنچه را نمىداند، از دانايان بياموزد و آنچه را میداند، به ناآگاهان آموزش دهد! خوشا به حال كسى كه علما را به خاطر علمشان احترام نهد و از ستيزه کردن با آنان دست بردارد و ناآگاهان را به سبب ناآگاهيشان خُرد شمارد، اما آنان را طرد نكند، بلكه به خود نزديک كند و به آنان علم بياموزد.
- الإمام الرضا علیهالسلام - في كِتابِهِ إلی مُحَمَّدِ بنِ سِنانٍ -: حَرَّمَ اللهُ عزّ و جلّ التَّعَرُّبَ بَعدَ الهِجرَةِ؛ لِلرُّجوعِ عَنِ الدّينِ، و تَركِ المُؤازَرَةِ لِلأَنبِياءِ وَ الحُجَجِ:، و ما في ذٰلِكَ مِنَ الفَسادِ و إبطالِ حَقِّ كُلِّ ذي حَقٍّ - لا لِعِلَّةِ سُكنَى البَدوِ؛ و لِذٰلِكَ لَو عَرَفَ الرَّجُلُ الدّينَ كامِلاً لَم يَجُز لَهُ مُساكَنَةُ أهلِ الجَهلِ -، وَ الخَوفِ عَلَيهِ؛ لِأَنَّهُ لا يُؤمَنُ أن يَقَعَ مِنهُ تَركُ العِلمِ وَ الدُّخولُ مَعَ أهلِ الجَهلِ وَ التَّمادي في ذٰلِكَ.[۲۱۵]
- امام رضا علیهالسلام - در نامۀ خود به محمّد بن سنان -: خداوند عزّ و جلّ تعرّب (باديهنشينى) پس از هجرت را حرام كرد تا كسى از دين بر نگردد و از كمک كردن به پيامبران و پيشوايان، رها نشود و [نيز] براى آن كه اين، سبب تباهى و از ميان رفتن حقوق صاحبان حق است، نه از آن رو كه باديهنشينى، نارواست؛ بلکه بدين جهت که اگر كسى دين را به كمال بشناسد، روا نيست كه در ميان ناآگاهان، سُكنا گزيند. دليل اين نگرانى، آن است كه او مصون از آن نيست كه دانش را رها كند و در جرگۀ ناآگاهان قرار گيرد و در اين راه، پيش رود.
المبحث الثاني: الجَهلُ المُضادُّ لِلعَقلِ
مبحث دوم: جهل در مقابل عقل
الفَصلُ الأَوَّل: تَبیینُ الجَهالَةِ
فصل یکم: تبیین جهل (نابخردی)
۱ / ۱: الجَهالَةُ و عَلائِمُها
۱ / ۱: جهل (نابخردی) و نشانههای آن
- الإمام عليّ علیهالسلام: الرُّكونُ إلَى الدُّنيا مَعَ ما تُعايِنُ مِنها جَهلٌ.[۲۱۶]
- امام على علیهالسلام: دل بستن به دنيا، با وجود آن همه [دگرگونیهایی] كه از آن میبينى، نابخردى است.
- عنه علیهالسلام: طاعَةُ الجَهولِ تَدُلُّ عَلَى الجَهلِ.[۲۱۷]
- امام على علیهالسلام: فرمان بردن از نادان، نشانگر نابخردى است.
- عنه علیهالسلام: طاعَةُ الجَهولِ و كَثرَةُ الفُضولِ تَدُلّانِ عَلَى الجَهلِ.[۲۱۸]
- امام على علیهالسلام: پيروى از نادان و زيادهگویی فراوان، بر نابخردى دلالت دارد.
- عنه علیهالسلام: مَن قَعَدَ بِهِ العَقلُ قامَ بِهِ الجَهلُ.[۲۱۹]
- امام على علیهالسلام: هر كه را خردورزى بنشاند، نابخردى، او را بر میخيزاند.[۲۲۰]
- عنه علیهالسلام: إنَّ الزُّهدَ فِي الجَهلِ بِقَدرِ الرَّغبَةِ فِي العَقلِ.[۲۲۱]
- امام على علیهالسلام: به اندازۀ رغبت به خردورزی، بىرغبتى به نابخردى حاصل میشود.
- عنه علیهالسلام: كَفیٰ بِالمَرءِ جَهلاً أن يُنكِرَ عَلَى النّاسِ ما يَأتي مِثلَهُ.[۲۲۲]
- امام على علیهالسلام: در نابخردى شخص، همين بس كه كارى را كه خود انجام میدهد، براى مردم، زشت شمارد.
- الإمام عليّ علیهالسلام: كَفیٰ بِالمَرءِ جَهلاً أن يَرتَكِبَ ما نُهِيَ عَنهُ.[۲۲۳]
- امام على علیهالسلام: براى نابخردى آدمى، همين بس كه آنچه را از آن نهى شده، انجام دهد.
- عنه علیهالسلام: لا تَرُدَّ عَلَى النّاسِ كُلَّ ما حَدَّثوكَ بِهِ، فَكَفیٰ بِذٰلِكَ جَهلاً.[۲۲۴]
- امام على علیهالسلام: همۀ آنچه را مردم به تو گفتند، انكار منما كه براى نابخردى، همين بس است.
- عنه علیهالسلام: كَفیٰ بِالمَرءِ جَهلاً أن يَرضیٰ عَن نَفسِهِ.[۲۲۵]
- امام على علیهالسلام: براى نابخردى آدمى، همين بس كه از خود، راضى باشد.
- عنه علیهالسلام: كَفیٰ بِالمَرءِ جَهلاً أن يَضحَكَ مِن غَيرِ عَجَبٍ.[۲۲۶]
- امام على علیهالسلام: در نابخردى انسان، همين بس كه بدون شگفتی بخندد.
- عنه علیهالسلام: إنَّ مِنَ الجَهلِ النَّومَ مِن غَيرِ سَهَرٍ.[۲۲۷]
- امام على علیهالسلام: از نشانههاى نابخردى، خواب بدون شبزندهدارى است.
- عنه علیهالسلام: رَغبَتُكَ فِي المُستَحيلِ جَهلٌ.[۲۲۸]
- امام على علیهالسلام: آرزوى مُحال داشتن، از نابخردى است.
- عنه علیهالسلام: وُقوعُكَ في ما لا يَعنيكَ جَهلٌ مُضِلٌّ.[۲۲۹]
- امام علی علیهالسلام: پرداختنت به کار بیهوده، بیخِردی و موجب گمراهی است.
- عنه علیهالسلام: الجَهلُ في ثَلاثٍ: في تَبَدُّلِ الإِخوانِ، وَ المُنابَذَةِ بِغَيرِ بَيانٍ، وَ التَّجَسُّسِ عَمّا لا يَعني.[۲۳۰]
- امام علی علیهالسلام: نابخردی، در سه چیز است: در عوض کردن دوستان، مخالفت کردن بدون دلیل و برهان، و تجسّس در بارۀ چیزهای بیهوده.
- الإمام الحسن علیهالسلام - في خُطبَةٍ لَهُ -: أيُّهَا النّاسُ، أنَا اُخبِرُكُم عَن أخٍ لي كانَ مِن أعظَمِ النّاسِ في عَيني... كانَ خارِجاً مِن سُلطانِ الجَهالَةِ، فَلا يَمُدُّ يَدَهُ إلّا عَلیٰ ثِقَةٍ لِمَنفَعَةٍ.[۲۳۱]
- امام حسن علیهالسلام - در یکی از سخنرانیهای خود -: به شما خبر میدهم از برادرى كه بزرگترينِ مردمان در چشم من بود.… او از سيطرۀ نادانى رهيده بود. پس دست به کاری نمیزد، مگر بعد از کسب اطمینان از مفید بودن آن.
- الإمام الحسين علیهالسلام: مِن عَلاماتِ أسبابِ الجَهلِ المُماراةُ لِغَيرِ أهلِ الكُفرِ.[۲۳۲]
- امام حسین علیهالسلام: از نشانههاى اسباب نابخردى، جَدَل کردن با غیر کافران است.
- الإمام الصادق علیهالسلام: الجَهلُ في ثَلاثٍ: الكِبرِ، و شِدَّةِ المِراءِ، وَ الجَهلِ بِاللهِ، فَاُولٰئِكَ هُمُ الخاسِرونَ.[۲۳۳]
- امام صادق علیهالسلام: نابخردى، در سه چیز است: خودبزرگبینی، جَدَل بسیار و نشناختن خداوند. اینان، همان زیانکاران اند.
- عنه علیهالسلام: إنَّ مِنَ الجَهلِ الضِّحكَ مِن غَيرِ عَجَبٍ.[۲۳۴]
- امام صادق علیهالسلام: از نشانههاى نابخردى، خندۀ بدون شگفتى است.
- الإمام الكاظم علیهالسلام: كَفیٰ بِكَ جَهلاً أن تَركَبَ ما نُهيتَ عَنهُ.[۲۳۵]
- امام كاظم علیهالسلام: براى نابخردىات همين بس كه آنچه را از آن نهى شدهای، انجام دهی.
- عيسى علیهالسلام - لِلحَوارِيّينَ -: اِعلَموا أنَّ فيكُم خَصلَتَينِ مِنَ الجَهلِ: الضِّحكَ مِن غَيرِ عَجَبٍ، وَ الصُّبحَةَ[۲۳۶] مِن غَيرِ سَهَرٍ.[۲۳۷]
- عيسى علیهالسلام - خطاب به حواريان -: بدانيد در شما دو نشانه از نابخردى است: خنديدن بدون شگفت زدگى و خواب صبحگاهان، بدون شبزندهدارى.
- لقمان علیهالسلام: كَفیٰ بِكَ جَهلاً أن تَنهیٰ عَمّا تَركَبُ، وَ كَفیٰ بِكَ عَقلاً أن يَسلَمَ النّاسُ مِن شَرِّكَ.[۲۳۸]
- لقمان علیهالسلام: براى ناآگاهىات، همين بس كه ديگران را از آنچه خود انجام میدهى، نهى كنى و براى خردمندىات، همين بس كه مردم از بدى تو در امان باشند.
- مصباح الشريعة - فيما نَسَبَهُ إلَى الإِمامِ الصّادِقِ علیهالسلام -: الجَهلُ صورَةٌ رُكِّبَت في بَني آدَمَ، إقبالُها ظُلمَةٌ و إدبارُها نورٌ، وَ العَبدُ مُتَقَلِّبٌ مَعَها كَتَقَلُّبِ الظِّلِّ مَعَ الشَّمسِ[۲۳۹]، أَ لا تَریٰ إلَى الإِنسانِ تارَةً تَجِدُهُ جاهِلاً بِخِصالِ نَفسِهِ حامِداً لَها، عارِفاً بِعَيبِها في غَيرِهِ ساخِطاً لَها! وَ تارَةً تَجِدُهُ عالِماً بِطِباعِهِ ساخِطاً لَها، حامِداً لَها في غَيرِهِ! فَهُوَ مِنهُ مُتَقَلِّبٌ[۲۴۰] بَينَ العِصمَةِ وَ الخِذلانِ؛ فَإِن قابَلَتهُ العِصمَةُ أصابَ، و إن قابَلَهُ الخِذلانُ أخطَأَ.
و مِفتاحُ الجَهلِ الرِّضا وَ الاِعتِقادُ بِهِ، و مِفتاحُ العِلمِ الاِستِبدالُ مَعَ إصابَةِ
مُوافَقَةِ التَّوفيقِ[۲۴۱]. و أَدنیٰ صِفَةِ الجاهِلِ دَعواهُ العِلمَ[۲۴۲] بِلَا استِحقاقٍ، و أوسَطُهُ الجَهلُ بِالجَهلِ، و أَقصاهُ جُحودُهُ. و لَيسَ شَيءٌ إثباتُهُ[۲۴۳] حَقيقَةُ نَفيِهِ إلَا الجَهلُ وَ الدُّنيا وَ الحِرصُ، فَالكُلُّ مِنهُم كَواحِدٍ[۲۴۴]، وَ الواحِدُ مِنهُم كَالكُلِّ.[۲۴۵]
- مصباح الشریعة - در آنچه به امام صادق علیهالسلام نسبت داده است -: نابخردی، آمیزهای است كه در فرزندان آدم نهاده شده است. روى آوردن آن، تاريكى است و بازگشتش روشنى. انسان با این آمیزه همیشه همراه است، مانند سايه با خورشيد. آيا انسان را نمىبينى كه گاه به خصلتهاى خود، ناآگاه است و خود را میستاید، با آن كه همان را در ديگران عیب میشمارد و آن را دشمن میدارد، و گاه او را میبينى كه سرشتى را در خود میشناسد و آن را دشمن میدارد و همان را در ديگران میستايد!؟ پس اين انسان، ميان پارسایی و پَستی، در حركت است. اگر به پارسایی روى آورد، به مقصد [سعادت] میرسد و اگر به پَستی روى آورد، راه را به خطا میرود.
كليد نادانى، خودپسندی و خودباوری است و كليد دانایی، دگرگون کردن این خصلت است، به شرط همراهى توفيق. كمترين خصلت نابخرد، ادّعاى دانایی است بی آن که شایستۀ آن باشد و مرتبۀ بعد از آن، ناآگاهى او به جهل خويش است و بدتر از همه، انكار جهل خویش است. هيچ چيز نيست كه اثبات آن در حقيقت، نفى آن باشد، جز نادانى، دنيا [پرستی] و آزمندی. و همۀ آنها مانند يكى است و يكى از آنها، مانند همه است (همه هیچ اند و هیچ، بیارزش).
۱ / ۲: الجُهّال و خَصائصُهُم
۱ / ۲: جاهلان (نابخردان) و ویژگیهای آنان
الكتاب
قرآن
(وَ إذْ قَالَ مُوسَی لِقَوْمِهِ إنَّ ٱللهَ يَاْمُرُكُمْ أن تَذْبَحُواْ بَقَرَةً قَالُواْ أتَتَّخِذُنَا هُزُوًا قَالَ أعُوذُ بِاللهِ أنْ أكُونَ مِنَ الْجاهِلين).[۲۴۶]
(و آن گاه كه موسى به قومش گفت: «خدا به شما دستور میدهد كه ماده گاوى را سر ببريد»، آنان گفتند: آيا ما را به ريشخند میگيرى؟ گفت: «به خدا پناه میبرم [از اين] كه از نابخردان باشم»).
(وَ جَـٰاوَزْنَا بِـبَنِى إِسْرَاءِيلَ ٱلْبَحْرَ فَأَتَوْاْ عَلَى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَّهُمْ قَالُواْ يَـمُوسَى ٱجْعَل لَّنَا إِلَـٰها كَمَا لَهُمْ ءَالِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ).[۲۴۷]
(و بنى اسرائيل را از دريا گذرانديم. پس به گروهى رسيدند كه بر [پرستش] بتهايى كه داشتند، روى آورده و گرد آمده بودند. گفتند:اى موسى! همان گونه كه آنها معبودهايى دارند، تو نيز براى ما معبودى قرار ده! گفت: حقّا كه شما گروهى هستيد كه نابخردى مىكنيد).
(و یـٰقَوْمِ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیهِ مَالاً إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَى ٱللهِ وَ مَا أَنَا بِطَارِدِ ٱلَّذِیـنَ ءَامَنُوا إِنَّهُم مُّـلَاقُوا رَبِّهِمْ وَ لَـٰكِنِّى أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ).[۲۴۸]
(واى قوم من! بر اين [رسالت]، مالی از شما درخواست نمىکنم. مُزد من جز بر عهدۀ خدا نيست و کسانى را که ايمان آوردهاند، نمیرانم. بی گمان، آنان پروردگارشان را ديدار خواهند کرد؛ ولى شما را قومى مىبينم که نابخردى مىکنيد).
(قَالَ يَـٰنُوحُ إنَّهُ لَيْسَ مِنْ أهْلِكَ إنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَـٰـلِحٍ فَلَا تَسْـٔلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إنِّى أعِظُكَ أن تَكُونَ مِنَ ٱلْجَـٰهِلِينَ).[۲۴۹]
(فرمود: اى نوح! او در حقيقت، از خانوادۀ تو نيست. او كردارى ناشايست است. پس چيزى را كه بِدان علم ندارى، از من مخواه. من به تو اندرز میدهم كه مبادا از نابخردان باشى).
(قَالَ رَبِّ ٱلسِّجْنُ أحَبُّ إلَىَّ مِمَّا يَدْعُونَنِى إلَيْهِ وَ إلّا تَصْرِفْ عَنِّى كَيْدَهُنَّ أصْبُ إلَيْهِنَّ وَ أكُن مِّنَ ٱلْجَـٰهِلِينَ).[۲۵۰]
(گفت: پروردگارا! زندان را از آنچه آنان مرا به آن میخوانند، دوستتر میدارم و اگر مكر آنان را از من نگردانى، به آنان متمايل میشوم و از نابخردان خواهم بود).
(أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ ٱلرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ ٱلنِّسَاءِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ).[۲۵۱]
(آيا شما با مردها به جاى زنان به شهوت مىآميزيد؟! بلكه شما گروهى هستيد كه جهالت مىورزيد).
(قُلْ أَفَغَيْرَ ٱللهِ تَاْمُرُونِّى أَعْبُدُ أَيُّهَا ٱلْجَـٰهِلُونَ).[۲۵۲]
(بگو: اى نابخردان! آيا مرا دستور میدهيد كه جز خدا را بپرستم؟).
(وَ اذْكُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقَافِ وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِن بَينْ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ أَلَّا تَعْبُدُواْ إِلَّا اللهُ إِنىّ أَخَافُ عَلَيْكمُ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ*قَالُواْ أَ جِئْتَنَا لِتَأْفِكَنَا عَنْ ءَالهَِتِنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِين* قَالَ إِنَّمَا ٱلْعِلْمُ عِندَ ٱللهِ وَ أُبَلِّغُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ وَ لَـٰكِنِّى أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ).[۲۵۳]
([سرگذشت هود] برادر قوم عاد را ياد كن، آن زمان كه قومش را در سرزمين «احقاف» بيم داد، در حالى كه پيامبران بسيارى قبل از او در گذشتههاى دور و نزديک آمده بودند كه: جز خداى يگانه را نپرستيد [و] من بر شما از عذاب روزى بزرگ مىترسم * آنها گفتند: آيا آمدهاى كه ما را [با دروغهايت] از معبودانمان باز گردانى؟! اگر راست مىگويى، عذابى را كه به ما وعده مىدهى، بياور * گفت: علم [آن]، تنها نزد خداست. من آنچه را به آن فرستاده شدهام، به شما مىرسانم؛ ولى شما را قومى مىبينيم كه پيوسته در نابخردى هستيد).
راجع: البقرة: ۱7۰ ـ ۱7۱، المائدة: ۵۸، الحشر: ۱۴.
ر.ک: بقرة: آیۀ ۱۷۰ ـ ۱۷۱، مائده: آیۀ ۵۸، حشر: آیۀ ۱۴.
الحدیث
حدیث
- رسول اللّه صلی الله علیه و آله: الدُّنيا دارُ مَن لا دارَ لَهُ، و مالُ مَن لا مالَ لَهُ، و لَها يَجمَعُ مَن لا عَقلَ لَهُ، و شَهَواتِها يَطلُبُ مَن لا فَهمَ لَهُ، و عَلَيها يُعادي مَن لا عِلمَ لَهُ، و عَلَيها يَحسُدُ مَن لا فِقهَ لَهُ، و لَها يَسعَىٰ مَن لا يَقينَ لَهُ.[۲۵۴]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: دنيا سراىِ كسى است كه سرايى ندارد و مالِ كسى است كه مالى ندارد. كسى براى دنيا جمع میكند كه خِرَد ندارد و کسی در پی خواستههای دنیوی میرود که فهم ندارد، و كسى بر سر آن به دشمنى بر میخيزد كه از شناخت، بىبهره است و كسى به خاطر آن حسادت میورزد كه دانایی ندارد و كسى براى آن تلاش میكند كه [به آخرت] يقين ندارد.
- عنه صلی الله علیه و آله: أطِع رَبَّكَ تُسَمّیٰ عاقِلاً، و لا تَعصِهِ تُسَمّیٰ جاهِلاً.[۲۵۵]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: پروردگارت را اطاعت كن تا خردمند ناميده شوى، و او را نافرمانى مكن كه نابخرد ناميده میشوى.
- عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ الجاهِلَ مَن عَصَى اللهَ و إن كانَ جَميلَ المَنظَرِ عَظيمَ الخَطَرِ.[۲۵۶]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: نابخرد، كسى است كه خدا را نافرمانى كند، هر چند خوشسيما و بلندپايه باشد.
- عنه صلی الله علیه و آله - لِمَن سَأَلَهُ عَن أعلامِ الجاهِلِ -: إن صَحِبتَهُ عَنّاكَ[۲۵۷]، وَ إنِ اعتَزَلتَهُ شَتَمَكَ، و إن أعطاكَ مَنَّ عَلَيكَ، و إن أعطَيتَهُ كَفَرَكَ، و إن أسرَرتَ إلَيهِ خانَكَ، و إن أسَرَّ إلَيكَ اتَّهَمَكَ، و إنِ استَغنیٰ بَطِرَ و كانَ فَظّاً غَليظاً، و إِنِ افتَقَرَ جَحَدَ نِعمَةَ اللهِ و لَم يَتَحَرَّج، و إن فَرِحَ أسرَفَ وَ طَغیٰ، و إن حَزِنَ أيِسَ، و إن ضَحِكَ فَهَقَ[۲۵۸]، و إن بَكیٰ خارَ[۲۵۹]، يَقَعُ فِي الأَبرارِ، و لا يُحِبُّ اللهَ و لا يُراقِبُهُ، و لا يَستَحيي مِنَ اللهِ و لا يَذكُرُهُ، و إن أرضَيتَهُ مَدَحَكَ و قالَ فيكَ مِنَ الحَسَنَةِ ما لَيسَ فيكَ، و إن سَخِطَ عَلَيكَ ذَهَبَت مِدحَتُهُ و وَقَعَ مِنَ السّوءِ ما لَيسَ فيكَ؛ فَهٰذا مَجرَى الجاهِلِ.[۲۶۰]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله - در پاسخ كسى كه از خُلق و خوى نابخرد پرسيده بود -: اگر با او همنشين شوى، تو را خسته میكند و اگر از او كنارهگيرى كنى، تو را دشنام میدهد، و اگر چيزى به تو ببخشد، منّت میگذارد و اگر چيزى را به او ببخشى، ناسپاسى میكند و اگر رازى در اختيارش بگذارى، خيانت میكند و اگر رازى در اختيار تو نهد، تو را [به افشاى آن] متّهم میسازد، و اگر بىنياز شود، سرمستی میكند و سرسخت و خشن میشود و اگر تنگدست شود، بىپروا نعمتهاى خدا را انكار میكند، و اگر شاد باشد، زيادهروى و طغيان میکند و اگر غمين باشد، نااميد میگردد، اگر بخندد، قهقهه میزند و اگر گريه كند، در هم شكسته میشود. از نیکان، بدگویی میكند و خدا را دوست نمىدارد و در رفتارش مراقب او نیست. از خداوند، حيا نمیكند و به ياد او نیست و اگر او را خشنود كنى، تو را میستايد و آنچه از خوبىها در تو نيست، به تو نسبت میدهد و اگر ناراضى گردد، ستايش نمیكند و آنچه از بدى در تو نيست، به تو نسبت میدهد. اين، روش نابخرد است.
- عنه صلی الله علیه و آله: صِفَةُ الجاهِلِ: أن يَظلِمَ مَن خالَطَهُ، و يَتَعَدّیٰ عَلیٰ مَن هُوَ دونَهُ، و يَتَطاوَلَ عَلیٰ مَن هُوَ فَوقَهُ، كَلامُهُ بِغَيرِ تَدَبُّرٍ، إن تَكَلَّمَ أثِمَ، و إن سَكَتَ سَها، و إن عَرَضَت لَهُ فِتنَةٌ سارَعَ إلَيها فَأَردَتهُ، و إن رَأیٰ فَضيلَةً أعرَضَ و أبطَأَ عَنها، لا يَخافُ ذُنوبَهُ القَديمَةَ، و لا يَرتَدِعُ فيما بَقِيَ مِن عُمُرِهِ مِنَ الذُّنوبِ، يَتَوانیٰ عَنِ البِرِّ وَ يُبطِئُ عَنهُ، غَيرُ مُكتَرِثٍ لِما فاتَهُ مِن ذٰلِكَ أو ضَيَّعَهُ؛ فَتِلكَ عَشرُ خِصالٍ مِن صِفَةِ الجاهِلِ الَّذي حُرِمَ العَقلَ.[۲۶۱]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: ويژگى نابخرد، آن است كه بر كسى كه با او رفت و آمد دارد، ستم میكند و بر زيردستان، تجاوز روا میدارد و در برابر بالادستان، گردنكشى میكند. سخن او بدون انديشه است. اگر سخن بگويد، گناه میكند و اگر خاموش باشد، غفلت میورزد و اگر فتنهای برايش پيش آيد، به سويش میشتابد و به دست آن هلاک میشود، و اگر فضيلتى را ببيند، از آن رو میگرداند و كُند میشود. از گناهان گذشتهاش هراس ندارد و در باقى ماندۀ عمر، از گناهان دست نمیكشد. در كار نيک سُستى میكند و کاهلی مینماید و باکی ندارد که آن را انجام ندهد یا آن را تباه گرداند. اينها ده خصلت از ويژگىهاى نابخرد است كه از نعمت خرد، محروم است.
- عنه صلی الله علیه و آله: سِتُّ خِصالٍ تُعرَفُ فِي الجاهِلِ: الغَضَبُ مِن غَيرِ شَرٍّ، وَ الكَلامُ في غَيرِ نَفعٍ، وَ العَطِيَّةُ في غَيرِ مَوضِعِها، و إفشاءُ السِّرِّ، وَ الثِّقَةُ بِكُلِّ أحَدٍ، و أن لا يَعرِفَ عَدُوَّهُ مِن صَديقِهِ.[۲۶۲]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: شش خصلت در نابخرد يافت میشود: خشم بدون [زمينۀ] بدى، سخنِ بيهوده، بخشش در غير جايگاهش، آشكار ساختن راز، اعتماد به هر كس، و [این که] دوستش را از دشمنش باز نمیشناسد.
- عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ الجاهِلَ لا يَكشِفُ إلّا عَن سَوأَةٍ و إن كانَ حَصيفاً[۲۶۳] ظَريفاً عِندَ النّاسِ.[۲۶۴]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: نابخرد، تنها بدىها را آشكار میكند، گرچه در ميان مردمان، دورانديش و خوشمحضر به شمار آید.
- الإمام عليّ علیهالسلام: لا يَجتَرِئُ عَلَى اللّهِ إلّا جاهِلٌ شَقِيٌّ.[۲۶۵]
- امام على علیهالسلام: بر خداوند جرئت نمیكند، مگر نابخرد بدبخت.
- نهج البلاغة عن الإمام عليّ علیهالسلام: أنَّهُ قيلَ لَهُ: صِف لَنَا العاقِلَ، فَقالَ علیهالسلام: هُوَ الَّذي يَضَعُ الشَّيءَ مَواضِعَهُ. فَقيلَ: فَصِف لَنَا الجاهِلَ، فَقالَ: قَد فَعَلتُ[۲۶۶].[۲۶۷]
- نهج البلاغة: به امير مؤمنان گفته شد كه: خردمند را براى ما وصف كن. فرمود: «خردمند، كسى است كه هر چيز را بر جاى خود نهد». گفته شد: نابخرد را براى ما وصف كن. فرمود: «وصف كردم».
- الإمام عليّ علیهالسلام: العاقِلُ مَن وَضَعَ الأَشياءَ مَواضِعَها، وَ الجاهِلُ ضِدُّ ذٰلِكَ.[۲۶۸]
- امام على علیهالسلام: خردمند، آن است كه هر چيز را بر جاى خود نهد و نابخرد، بر خلاف اين است.
- عنه علیهالسلام: العاقِلُ عَدُوُّ لَذَّتِهِ، الجاهِلُ عَبدُ شَهوَتِهِ.[۲۶۹]
- امام على علیهالسلام: خردمند، دشمن لذّت خويش است و نابخرد، بندۀ هوسهای خويش.
- عنه علیهالسلام: لا عَقلَ لِمَن يَتَجاوَزُ حَدَّهُ وَ قَدرَهُ.[۲۷۰]
- امام على علیهالسلام: آن كه از مرز و اندازۀ خويش بگذرد، خردمند نيست.
- عنه علیهالسلام: مِن طَبائِعِ الجُهّالِ التَّسَرُّعُ إلَى الغَضَبِ في كُلِّ حالٍ.[۲۷۱]
- امام على علیهالسلام: از خوى مردمان نابخرد، اين است كه در هر حالى زود خشم میگيرند.
- عنه علیهالسلام: إنَّ قُلوبَ الجُهّالِ تَستَفِزُّهَا الأَطماعُ، و تَرتَهِنُهَا المُنیٰ، و تَستَعلِقُهَا الخَدائِعُ.[۲۷۲]
- امام على علیهالسلام: دلهاى نابخردان را طمعها بر میانگيزند و آرزوها گروگان میگيرند و فريبها به دام میاندازند.
- عنه علیهالسلام - مِن كِتابِهِ إلیٰ عَوسَجَةَ بنِ شَدّادٍ -: أمّا بَعدُ، فَإِنَّ جُهّالَ العِبادِ تُستَفَزُّ قُلوبُهُم بِالأَطماعِ، حَتّیٰ تَستَعلِقَ الخَدائِعَ، فَتَرينَ[۲۷۳] بِالمُنیٰ.[۲۷۴]
- امام علی علیهالسلام - در نامۀ خود به عوسَجَة بن شدّاد -: امّا بعد، بندگان نابخرد، دلهایشان به طمع از جا کنده میشود تا این که به دام نیرنگ میافتند و سپس در آرزو گرفتار میشوند.
- عنه علیهالسلام: أيُّهَا النّاسُ، اِعلَموا أنَّهُ لَيسَ بِعاقِلٍ مَنِ انزَعَجَ مِن قَولِ الزّورِ فيهِ، و لا بِحَكيمٍ مَن رَضِيَ بِثَناءِ الجاهِلِ عَلَيهِ. النّاسُ أبناءُ ما يُحسِنونَ، و قَدرُ كُلِّ امرِئٍ ما يُحسِنُ، فَتَكَلَّموا فِي العِلمِ تَبَیَّنْ أقدارُكُم.[۲۷۵]
- امام على علیهالسلام: اى مردم! بدانيد كه به راستى، خردمند نيست آن كه از سخن ناروا در بارهاش ناراحت گردد، و حكيم نيست، كسى كه از ستايش نادان خشنود گردد. مردم، فرزند چيزى هستند كه میدانند و منزلت هر شخص به اندازۀ دانش اوست. پس در [حوزۀ علم و] دانش سخن گوييد تا منزلَتتان آشكار گردد.
- عنه علیهالسلام: كَفیٰ بِالعالِمِ جَهلاً أن يُنافِيَ عِلمَهُ عَمَلُهُ.[۲۷۶]
- امام على علیهالسلام: در نابخردى دانشمند، همين بس كه كردارش با دانشش منافات داشته باشد.
- الإمام الصادق علیهالسلام: إنَّ في كتابِ عَلِيٍّ صَلَواتُ اللهِ عَلَيهِ: إنَّما مَثَلُ الدُّنيا كَمَثَلِ الحَيَّةِ؛ ما أليَنَ مَسَّها و في جَوفِهَا السَّمُّ النّاقِعُ، يَحذَرُهَا الرَّجُلُ العاقِلُ، و يَهوي إلَيهَا الصَّبِيُّ الجاهِلُ.[۲۷۷]
- امام صادق علیهالسلام: در کتاب علی - که درودهای خدا بر او باد - چنین آمده است: حكايت دنيا، در حقيقت، حكايت مار است كه پوستى بس نرم دارد؛ امّا در درونش زَهر كُشنده است. آدم خردمند، از آن پرهيز میكند؛ امّا كودک بیخبر، دست به سويش دراز مینمايد.
- الإمام عليّ علیهالسلام - في وَصفِ المُقَصِّرينَ -: يُبادِرُ مِنَ الدُّنيا إلیٰ ما يَفنیٰ، و يَدَعُ جاهِلاً ما يَبقیٰ.[۲۷۸]
- امام علی علیهالسلام - در توصیف مقصّران -: به سوی چیزی از دنیا میشتابد که فانی است و چیزی را نابخردانه فرو مینهد که باقی است.
- عنه علیهالسلام: الجاهِلُ لا يَرعَوي.[۲۷۹]
- امام على علیهالسلام: نابخرد، پشيمان نمیشود و از كار زشت، دست نمیكشد.
- عنه علیهالسلام: الجاهِلُ مَنِ انخَدَعَ لِهَواهُ و غُرورِهِ.[۲۸۰]
- امام على علیهالسلام: نابخرد، كسى است كه فريفتۀ هواى نفس و فريب آن شود.
- عنه علیهالسلام: الجاهِلُ مَن خَدَعَتهُ المَطالِبُ.[۲۸۱]
- امام على علیهالسلام: نابخرد، كسى است كه خواستهها او را فريب میدهند.
- عنه علیهالسلام: إنَّمَا الجاهِلُ مَنِ استَعبَدَتهُ المَطالِبُ.[۲۸۲]
- امام على علیهالسلام: نابخرد، در حقيقت، كسى است كه خواهشها او را بردۀ خود كرده باشند.
- عنه علیهالسلام: الجاهِلُ مَن أطاعَ هَواهُ في مَعصِيَةِ رَبِّهِ.[۲۸۳]
- امام على علیهالسلام: نابخرد، كسى است كه در معصيت پروردگارش از هواى نفس فرمان برد.
- عنه علیهالسلام: غُرورُ الجاهِلِ بِمُحالاتِ الباطِلِ.[۲۸۴]
- امام على علیهالسلام: نابخرد، فريفتۀ كارهاى به دست نيامدنى و بيهوده گردد.
- عنه علیهالسلام: العاقِلُ يَعتَمِدُ عَلیٰ عَمَلِهِ، الجاهِلُ يَعتَمِدُ عَلیٰ أمَلِهِ.[۲۸۵]
- امام على علیهالسلام: خردمند، به عمل خويش تكيه میكند. نابخرد، به آرزوى خويش تكيه مینمايد.
- عنه علیهالسلام: الجاهِلُ يَعتَمِدُ عَلیٰ أمَلِهِ، و يُقَصِّرُ في عَمَلِهِ.[۲۸۶]
- امام على علیهالسلام: نابخرد، به آرزويش تكيه میكند و در عملش كوتاهى میورزد.
- عنه علیهالسلام: طَلَبُ المَراتِبِ وَ الدَّرَجاتِ بِغَيرِ عَمَلٍ جَهلٌ.[۲۸۷]
- امام على علیهالسلام: جستجوى رتبه و مقام، بدون كار و تلاش، نابخردى است.
- عنه علیهالسلام: رَغبَةُ العاقِلِ فِي الحِكمَةِ، و هِمَّةُ الجاهِلِ فِي الحَماقَةِ.[۲۸۸]
- امام على علیهالسلام: ميلِ خردمند، به حكمت است و همتِ نابخرد، در کار حماقت.
- امام على علیهالسلام: نابخرد، به همتاى خود، گرايش دارد.
- عنه علیهالسلام: العاقِلُ يَطلُبُ الكَمالَ، الجاهِلُ يَطلُبُ المالَ.[۲۹۱]
- امام على علیهالسلام: خردمند، در جستجوى كمال است و نابخرد، در جستجوى ثروت.
- عنه علیهالسلام: الجاهِلُ يَستَوحِشُ مِمّا يَأنَسُ بِهِ الحَكيمُ.[۲۹۲]
- امام على علیهالسلام: آنچه خردمند بِدان اُنس میگيرد، نابخرد از آن میرمد.
- امام على علیهالسلام: زبان نابخرد، كليد مرگ اوست.
- عنه علیهالسلام: لِسانُ الجَهلِ الخُرقُ.[۲۹۵]
- امام على علیهالسلام: خشونت، زبان نابخردى است.
- امام على علیهالسلام: زبان، ترازويى است كه كفّۀ آن را نابخردى، سبک و خردمندى، سنگين میکند.
- عنه علیهالسلام: الجاهِلُ مَنِ استَغَشَّ النَّصيحَ.[۲۹۸]
- امام على علیهالسلام: نابخرد، كسى است كه خيرخواه [خویش] را نیرنگباز بشمارد.
- عنه علیهالسلام: قَد جَهِلَ مَنِ استَنصَحَ أَعداءَهُ.[۲۹۹]
- امام على علیهالسلام: نابخرد است آن كه از دشمنانش خيرخواهى طلبد.
- عنه علیهالسلام: زُهدُكَ في راغِبٍ فيكَ نُقصانُ عَقلٍ، و رَغبَتُكَ في زاهِدٍ فيكَ ذُلُّ نَفسٍ.[۳۰۰]
- امام على علیهالسلام: بىرغبتى تو به كسى كه به تو راغب است، كمعقلی است، و رغبت تو به كسى كه به تو بىرغبت است، [مايۀ] خوارى نفس است.
- عنه علیهالسلام - فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: الجاهِلُ يَذُمُّ الدُّنيا و لا يَسخو بِإِخراجِ أقَلِّها، يَمدَحُ الجودَ و يَبخَلُ بِالبَذلِ، يَتَمَنَّى التَّوبَةَ بِطولِ الأَمَلِ، و لا يُعَجِّلُها لِخَوفِ حُلولِ الأَجَلِ، يَرجو ثَوابَ عَمَلٍ لَم يَعمَل بِهِ، و يَفِرُّ مِنَ النّاسِ لِيُطلَبَ، و يُخفي شَخصَهُ لِيَشتَهِرَ، و يَذُمُّ نَفسَهُ لِيُمدَحَ، و يَنهیٰ عَن مَدحِهِ و هُوَ يُحِبُّ أن لا يُنتَهیٰ مِنَ الثَّناءِ عَلَيهِ.[۳۰۱]
- امام على علیهالسلام - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: نابخرد، دنيا را مذمّت میكند؛ امّا به بخشيدن كمترين مقدارش تن نمىدهد؛ جود را میستايد و از بخشش، بخل میورزد؛ با آرزوهاى طولانى در آرزوى توبه است و توبه را از ترس آمدن مرگ، جلو نمىاندازد؛ به اميد پاداشِ كارى است كه انجام نداده است؛ از مردم فرار میكند تا طلبش كنند و خود را پنهان میدارد تا مشهور گردد؛ خود را سرزنش میكند تا مدحش گويند؛ و ديگران را از ثناگويى نهى میكند، با آن كه دوست میدارد كه ستايش كردن از او ادامه یابد.
- عنه علیهالسلام: لا تَرَى الجاهِلَ إلّا مُفرِطاً أو مُفَرِّطاً.[۳۰۲]
- امام على علیهالسلام: نادان را نمیبينى، مگر در حال افراط یا تفریط.
- عنه علیهالسلام: لا يُرَى الجاهِلُ إلّا مُفَرِّطاً.[۳۰۳]
- امام على علیهالسلام: نابخرد، جز در حال كوتاهى كردن ديده نمىشود.
راجع: موسوعة الإمام عليّ بن أبي طالب علیهالسلام: ج۳ ص۵7۱ (دراسة حول المارقين وَ جذور انحرافهم).
ر. ک: دانشنامۀ امیر المؤمنین علیهالسلام: ج۶ ص۲۹۳ (پژوهشی در بارۀ مارقین و ریشههای انحراف آنان).
- عنه علیهالسلام - فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: إثباتُ الحُجَّةِ عَلَى الجاهِلِ سَهلٌ، و لٰكِنَّ إقرارَهُ بِها صَعبٌ.[۳۰۴]
- امام علی علیهالسلام - در حکمتهای منسوب به ایشان -: اقامۀ دلیل برای نابخرد، آسان است؛ امّا اقرار وی به آن، سخت است.
- عنه علیهالسلام - فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: يَمنَعُ الجاهِلَ أن يَجِدَ ألَمَ الحُمقِ المُستَقِرِّ في قَلبِهِ، ما يَمنَعُ السَّكرانَ أن يَجِدَ مَسَّ الشَّوكَةِ في يَدِهِ.[۳۰۵]
- امام على علیهالسلام - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: آنچه نمیگذارد نابخرد، درد حماقت را در جان خود احساس کند، همان است که نمیگذارد مست، فرو رفتن خار را در دست خود، احساس كند.
- عنه علیهالسلام: مُعاداةُ الرِّجالِ مِن شِيَمِ الجُهّالِ.[۳۰۶]
- امام على علیهالسلام: دشمنى با مردمان، از خصلتهاى نابخردان است.
- عنه علیهالسلام: الجاهِلُ لا يَعرِفُ تَقصيرَهُ، و لا يَقبَلُ مِنَ النَّصيحِ لَهُ.[۳۰۷]
- امام على علیهالسلام: نابخرد، كوتاهى خود را نمىشناسد و از خيرخواهش چیزی نمىپذيرد.
- عنه علیهالسلام - فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: أوَّلُ رَأيِ العاقِلِ آخِرُ رَأيِ الجاهِلِ.[۳۰۸]
- امام علی علیهالسلام - در حکمتهای منسوب به ایشان -: آغاز فکر خردمند، انتهای فکر نابخرد است.
- عنه علیهالسلام: ما أعجَبَ بِرَأيِهِ إلّا جاهِلٌ.[۳۰۹]
- امام على علیهالسلام: تنها جاهل است كه شيفتۀ رأى خويش است.
- عنه علیهالسلام: الجاهِلُ لا يَرتَدِعُ، و بِالمَواعِظِ لا يَنتَفِعُ.[۳۱۰]
- امام على علیهالسلام: نابخرد، باز نمىايستد (هيچ نهىای در او اثر نمىكند) و اندرزها سودش نمىدهد.
- عنه: مَن لَم يَرتَدِع يَجهَل.[۳۱۱]
- امام على علیهالسلام: هر كه [از گناهان] باز نايستد، نابخردى میكند.
- عنه علیهالسلام: فِكرُ الجاهِلِ غَوايَةٌ.[۳۱۲]
- امام على علیهالسلام: انديشۀ نابخرد، گمراهى است.
- الإمام عليّ علیهالسلام: غَضَبُ الجاهِلِ في قَولِهِ، و غَضَبُ العاقِلِ في فِعلِهِ.[۳۱۳]
- امام على علیهالسلام: خشم نابخرد، در گفتار اوست و خشم خردمند در رفتارش.
- عنه علیهالسلام: رَأيُ الجاهِلِ يُردي.[۳۱۴]
- امام على علیهالسلام: انديشۀ (نظرِ) نابخرد، نابود میگردانَد.
- عنه علیهالسلام: ضالَّةُ الجاهِلِ غَيرُ مَوجودَةٍ.[۳۱۵]
- امام على علیهالسلام: گمشدۀ نادان، وجود ندارد.
- عنه علیهالسلام: كَثرَةُ الأَمانيِّ مِن فَسادِ العَقلِ.[۳۱۶]
- امام على علیهالسلام: فراوانى آرزوها، از تباهى خرد است.
- عنه علیهالسلام: الأَمانِيُّ هِمَّةُ الجُهّالِ.[۳۱۷]
- امام علی علیهالسلام: آرزوها همّت نابخردان اند.
- عنه علیهالسلام: غِنَى العاقِلِ بِعِلمِهِ، غِنَى الجاهِلِ بِمالِهِ.[۳۱۸]
- امام على علیهالسلام: سرمايۀ خردمند، دانش اوست و سرمايۀ نابخرد، ثروت او.
- عنه علیهالسلام: ثَروَةُ الجاهِلِ في مالِهِ و أمَلِهِ.[۳۱۹]
- امام على علیهالسلام: ثروتِ نابخرد، در دارايى و آرزوى اوست.
- عنه علیهالسلام: إنَّ الجاهِلَ مِن جَهلِهِ في إغواءٍ، و مِن هَواهُ في إغراءٍ، فَقَولُهُ سَقيمٌ و فِعلُهُ ذَميمٌ.[۳۲۰]
- امام على علیهالسلام: نابخرد از روى نابخردى در گمراه كردن است و از روى هوا در فريب است. از اين رو، گفتار او بيمار و رفتارش نكوهيده است.
- الإمام الصادق علیهالسلام: مِن أخلاقِ الجاهِلِ الإِجابَةُ قَبلَ أن يَسمَعَ، وَ المُعارَضَةُ قَبلَ أن يَفهَمَ، وَ الحُكمُ بِما لا يَعلَمُ.[۳۲۱]
- امام صادق علیهالسلام: از ویژگىهاى نابخرد، پاسخ گفتن پیش از شنیدن و مخالفت کردن پیش از فهمیدن و حکم دادن به چیزى است که نمىداند.
- عنه علیهالسلام: کَفَیٰ بِخَشیَةِ اللهِ عِلماً، و كَفَىٰ بِالاِغتِرارِ بِهِ جَهلاً.[۳۲۲]
- امام صادق علیهالسلام: بیم از خداوند، در دلالت بر دانایی بس است و فریفته شدن به [کَرَمِ] او، بر نابخردی.
- امام صادق علیهالسلام: خردمند، بخشاينده است و نابخرد، فريبكار.
- مصباح الشريعة - فيما نَسَبَهُ إِلَى الإمام الصادق علیهالسلام -: مَن حَكَمَ بِخَبَرٍ بِلا مُعايَنَةٍ فَهُوَ جاهِلٌ مَأخوذٌ بِجَهلِهِ، وَ مَأثومٌ بِحُكمِهِ.[۳۲۵]
- مصباح الشریعة علیهالسلام - در سخنى که به امام صادق علیهالسلام نسبت داده است -: هر کس بر پایۀ خبر و بدون دیدن [و آگاهی] حکم دهد، نابخردی است که به خاطر نابخردیاش بازخواست میشود و در حکم دادنش گنهکار است.
- الإمام الكاظم علیهالسلام: تَعَجُّبُ الجاهِلِ مِنَ العاقِلِ أكثَرُ مِن تَعَجُّبِ العاقِلِ مِنَ الجاهِلِ.[۳۲۶]
- امام كاظم علیهالسلام: شگفتىِ نابخرد از خردمند، بيشتر از شگفتىِ خردمند از نابخرد است.
- الإمام الهادي علیهالسلام: الجاهِلُ أسيرُ لِسانِهِ.[۳۲۷]
- امام هادى علیهالسلام: نابخرد، اسير زبان خويش است.
- عنه علیهالسلام: الهُزءُ فُكاهَةُ السُّفَهاءِ، و صِناعَةُ الجُهّالِ.[۳۲۸]
- امام هادى علیهالسلام: مسخره كردن، شوخى ابلهان و كار نابخردان است.
- عيسى علیهالسلام: بِحَقٍّ أقولُ لَكُم، إنَّ الحَكيمَ يَعتَبِرُ بِالجاهِلِ، وَ الجاهِلُ يَعتَبِرُ بِهَواهُ.[۳۲۹]
- عيسى علیهالسلام: به راستى به شما مىگويم: انسانِ حكيم از نابخرد، پند مىگيرد و نابخرد، از هواى نفْس خويش.[۳۳۰]
۱ / ۳: جُنُود الجَهلِ
۱ / ۳: لشکریان جهل (نابخردی)
- الكافي عن سماعة بن مهران: كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ علیهالسلام و عِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَریٰ ذِكرُ العَقلِ وَ الجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ علیهالسلام: اِعرِفُوا العَقلَ و جُندَهُ وَ الجَهلَ و جُندَهُ، تَهتَدوا.
قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلّا ما عَرَّفتَنا، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ علیهالسلام: إنَّ اللّهَ عزّ و جلّ خَلَقَ العَقلَ - و هُوَ أَوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ - مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أَقبِل فَأَقبَلَ، فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ و تَعالیٰ: خَلَقتُكَ خَلقاً عَظيماً و كَرَّمتُكَ عَلیٰ جَميعِ خَلقي.
قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الأُجاجِ ظُلمانِيّاً[۳۳۱]، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ، ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَلَم يُقبِل، فَقالَ لَهُ: اِستَكبَرتَ، فَلَعَنَهُ.
ثُمَّ جَعَلَ لِلعَقلِ خَمسَةً و سَبعينَ جُنداً، فَلَمّا رَأَى الجَهلُ ما أكرَمَ اللهُ بِهِ العَقلَ و ما أَعطاهُ، أضمَرَ لَهُ العَداوَةَ.
فَقالَ الجَهلُ: يا رَبِّ، هٰذا خَلقٌ مِثلي خَلَقتَهُ و كَرَّمتَهُ و قَوَّيتَهُ و أنَا ضِدُّهُ و لا قُوَّةَ لي بِهِ، فَأَعطِني مِنَ الجُندِ مِثلَ ما أعطَيتَهُ، فَقالَ: نَعَم، فَإِن عَصَيتَ بَعدَ ذٰلِكَ أخرَجتُكَ و جُندَكَ مِن رَحمَتي، قالَ: قَد رَضيتُ. فَأَعطاهُ خَمسَةً و سَبعينَ جُنداً.
فَكانَ مِمّا أَعطَى العَقلَ مِنَ الخَمسَةِ وَ السَّبعينَ الجُندَ: الخَيرُ و هُوَ وَزيرُ العَقلِ، و جَعَلَ ضِدَّهُ الشَّرَّ و هُوَ وَزيرُ الجَهلِ، وَ الإِيمانُ و ضِدَّهُ الكُفرَ، وَ التَّصديقُ و ضِدَّهُ الجُحودَ، وَ الرَّجاءُ و ضِدَّهُ القُنوطَ، وَ العَدلُ و ضِدَّهُ الجَورَ، وَ الرِّضا و ضِدَّهُ السَّخَطَ، وَ الشُّكرُ و ضِدَّهُ الكُفرانَ، وَ الطَّمَعُ و ضِدَّهُ اليَأسَ، وَ التَّوَكُّلُ و ضِدَّهُ الحِرصَ، وَ الرَّأفَةُ و ضِدَّهَا القَسوَةَ، وَ الرَّحمَةُ و ضِدَّهَا الغَضَبَ، وَ العِلمُ و ضِدَّهُ الجَهلَ، وَ الفَهمُ و ضِدَّهُ الحُمقَ، وَ العِفَّةُ و ضِدَّهَا التَّهَتُّكَ، وَ الزُّهدُ و ضِدَّهُ الرَّغبَةَ، وَ الرِّفقُ و ضِدَّهُ الخُرقَ، وَ الرَّهبَةُ و ضِدَّهُ الجُرأَةَ، وَ التَّواضُعُ و ضِدَّهُ الكِبرَ، وَ التُّؤَدَةُ و ضِدَّهَا التَّسَرُّعَ، وَ الحِلمُ و ضِدَّهَا السَّفَهَ، وَ الصَّمتُ و ضِدَّهُ الهَذَرَ، وَ الاِستِسلامُ و ضِدَّهُ الاِستِكبارَ، وَ التَّسليمُ و ضِدَّهُ الشَّكَّ، وَ الصَّبرُ و ضِدَّهُ الجَزَعَ، وَ الصَّفحُ و ضِدَّهُ الاِنتِقامَ، وَ الغِنیٰ و ضِدَّهُ الفَقرَ، وَ التَّذَكُّرُ و ضِدَّهُ السَّهوَ، وَ الحِفظُ و ضِدَّهُ النِّسيانَ، وَ التَّعَطُّفُ و ضِدَّهُ القَطيعَةَ، وَ القُنوعُ و ضِدَّهُ الحِرصَ، وَ المُؤاساةُ و ضِدَّهَا المَنعَ، وَ المَوَدَّةُ و ضِدَّهَا العَداوَةَ، وَ الوَفاءُ و ضِدَّهُ الغَدرَ، وَ الطّاعَةُ و ضِدَّهَا المَعصِيَةَ، وَ الخُضوعُ و ضِدَّهُ التَّطاوُلَ، وَ السَّلامَةُ و ضِدَّهَا البَلاءَ، وَ الحُبُّ و ضِدَّهُ البُغضَ، وَ الصِّدقُ و ضِدَّهُ الكَذِبَ، وَ الحَقُّ و ضِدَّهُ الباطِلَ، وَ الأَمانَةُ و ضِدَّهَا الخِيانَةَ، وَ الإِخلاصُ و ضِدَّهُ الشَّوبَ، وَ الشَّهامَةُ و ضِدَّهَا البَلادَةَ، وَ الفَهمُ و ضِدَّهُ الغَباوَةَ، وَ المَعرِفَةُ و ضِدَّهَا الإِنكارَ، وَ المُداراةُ و ضِدَّهَا المُكاشَفَةَ، و سَلامَةُ الغَيبِ و ضِدَّهَا المُماكَرَةَ، و الكِتمانُ و ضِدَّهُ الإِفشاءَ، و الصَّلاةُ و ضِدَّهَا الإِضاعَةَ، و الصَّومُ و ضِدَّهُ الإِفطارَ، و الجِهادُ و ضِدَّهُ النُّكولَ، و الحَجُّ و ضِدَّهُ نَبذَ الميثاقِ، و صَونُ الحَديثِ و ضِدَّهُ النَّميمَةَ، و بِرُّ الوالِدَينِ و ضِدَّهُ العُقوقَ، و الحَقيقَةُ و ضِدَّهَا الرِّياءَ، وَ المَعروفُ و ضِدَّهُ المُنكَرَ، و السَّترُ و ضِدَّهُ التَّبَرُّجَ، و التَّقِيَّةُ و ضِدَّهَا الإِذاعَةَ، وَ الإِنصافُ و ضِدَّهُ الحَمِيَّةَ، وَ التَّهيِئَةُ و ضِدَّهَا البَغيَ، و النَّظافَةُ و ضِدَّهَا القَذَرَ، و الحَياءُ و ضِدَّهَا الجَلَعَ، و القَصدُ و ضِدَّهُ العُدوانَ، و الرّاحَةُ و ضِدَّهَا التَّعَبَ، و السُّهولَةُ و ضِدَّهَا الصُّعوبَةَ، و البَرَكَةُ و ضِدَّهَا المَحقَ، و العافِيَةُ و ضِدَّهَا البَلاءَ، و القَوامُ و ضِدَّهُ المُكاثَرَةَ، و الحِكمَةُ و ضِدَّهَا الهَویٰ، و الوَقارُ و ضِدَّهُ الخِفَّةَ، و السَّعادَةُ و ضِدَّهَا الشَّقاوَةَ، و التَّوبَةُ و ضِدَّهَا الإِصرارَ، و الاِستِغفارُ و ضِدَّهُ الاِغتِرارَ، و المُحافَظَةُ و ضِدَّهَا التَّهاوُنَ، و الدُّعاءُ و ضِدَّهُ الاِستِنكافَ، و النَّشاطُ و ضِدَّهُ الكَسَلَ، و الفَرَحُ و ضِدَّهُ الحُزنَ، و الاُلفَةُ و ضِدَّهَا الفُرقَةَ، و السَّخاءُ و ضِدَّهُ البُخلَ.
فَلا تَجتَمِعُ هٰذِهِ الخِصالُ كُلُّها مِن أجنادِ العَقلِ إلّا في نَبِيٍّ أو وَصِيِّ نَبِيٍّ، أو مُؤمِنٍ قَدِ امتَحَنَ اللهُ قَلبَهُ لِلإِيمانِ. و أمّا سائِرُ ذٰلِكَ مِن مَوالينا، فَإِنَّ أحَدَهُم لا يَخلو مِن أن يَكونَ فيهِ بَعضُ هٰذِهِ الجُنودِ حَتّیٰ يَستَكمِلَ و يَنقیٰ مِن جُنودِ الجَهلِ، فَعِندَ ذٰلِكَ يَكونُ فِي الدَّرَجَةِ العُليا مَعَ الأَنبِياءِ و الأَوصِياءِ، و إنَّما يُدرَكُ ذٰلِكَ بِمَعرِفَةِ العَقلِ و جُنودِهِ، و بِمُجانَبَةِ الجَهلِ و جُنودِهِ. وَفَّقَنَا اللهُ و إيّاكُم لِطاعَتِهِ و مَرضاتِهِ.[۳۳۲]
- الکافي - به نقل از سَماعة بن مِهران -: در محضر امام صادق علیهالسلام بودم و شمارى از دوستدارانش نيز نزد ايشان بودند. سخن از خرد و نابخردى به ميان آمد. امام صادق علیهالسلام فرمود: «خرد و نابخردى و سپاهيان هر يک از آن دو را بشناسيد تا در راه راست گام برداريد».
گفتم: فدايت گردم! ما چيزى جز آنچه شما به ما آموختهايد، نمىدانيم.
امام صادق علیهالسلام فرمود: «خداوند عزّ و جلّ خرد را - كه نخستين آفريده از روحانيانِ[۳۳۳] سمت راست عرش است - از نور خويش آفريد و به او فرمود: برگرد و او بر گشت. سپس فرمود: رو كن و او رو كرد. سپس خداوند - تبارک و تعالى - به او فرمود: تو را آفريدهاى شگفت آفريدم، و بر همۀ آفريدگانم برترىات بخشيدم.
سپس نابخردى را از درياى شور و تلخ، تاريک آفريد، و به او فرمود: برگرد و او بر گشت. سپس به او فرمود: رو كن و او رو نكرد. پس به او فرمود: بزرگى فروختى! و او را لعنت فرمود.
سپس براى خرد، هفتاد و پنج سرباز قرار داد. نابخردى، چون اين گراميداشت و دِهِش خداوند را به خرد ديد، دشمنى او را به دل گرفت و گفت: پروردگارا! اين نيز چون من، يک آفريده است. او را آفريدى و ارجمند داشتى و نيرومندش ساختى و من كه دشمن او هستم، در برابرش نيرويى ندارم. پس، آن اندازه سرباز كه به او دادى، به من نيز عطا كن. خدا فرمود: باشد؛ امّا اگر پس از آن، نافرمانى كردى، تو و سربازانت را از رحمتم بيرون مىكنم. نابخردى گفت: پذيرفتم. پس، خداوند به او نيز هفتاد و پنج سرباز[۳۳۴] داد.
آن هفتاد و پنج سربازى كه در اختيار خرد نهاد، بدين شرح است: نيكى - كه وزير خرد است - و ضدّ آن را بدى نهاد - که آن وزير نابخردى است - و ايمان - و ضدّ آن را كفر [نهاد] - و تصديق - و ضدّ آن را انكار [نهاد] - و اميد - و ضدّ آن را نوميدى [نهاد] - و داد - و ضدّ آن را بيداد [نهاد] - و خرسندى - و ضدّ آن را ناخرسندى [نهاد] - و سپاسگزارى - و ضدّ آن را ناسپاسى [نهاد] - و چشمداشت - و ضدّ آن را يأس [نهاد] - و توكّل [به خدا] - و ضدّ آن را آزمندى [نهاد] - و نرمدلى - و ضدّ آن را سختدلى [نهاد] - و مهر - و ضدّ آن را خشم [نهاد] - و دانش - و ضدّ آن را بىدانشى [نهاد] - و فهم - و ضدّ آن را حماقت [نهاد] - و خوددارى[۳۳۵] - و ضدّ آن را پردهدرى [نهاد] - و دنياگريزى - و ضدّ آن را دنياگزينى [نهاد] - و نرمش - و ضدّ آن را درشتى [نهاد] - و بيمناكى - و ضدّ آن را بىباكى [نهاد] - و فروتنى - و ضدّ آن را خودبزرگبينى [نهاد] - و درنگورزى - و ضدّ آن را شتابزدگى [نهاد] - و بردبارى - و ضدّ آن را سَبُكى [نهاد] - و سكوت[۳۳۶] - و ضدّ آن را ورّاجى [نهاد] - و گردن نهادن[۳۳۷] - و ضدّ آن را گردنكشى [نهاد] - و پذيرفتن - و ضدّ آن، دودلى را [نهاد] - و شكيبايى - و ضدّ آن، بىتابى را [نهاد] - و عفو كردن - و ضدّ آن، انتقام را [نهاد] - و بىنيازى[۳۳۸] - و ضدّ آن، گداصفتى را [نهاد] - و يادآورى - و ضدّ آن، غفلت را [نهاد] - و به ياد سپردن - و ضدّ آن، فراموشى را [نهاد] - و پيوستن - و ضدّ آن، بريدن[۳۳۹] را [نهاد] - و قناعت - و ضدّ آن، آزمندى را [نهاد] - و كمک كردن مالى - و ضدّ آن، دريغ ورزيدن را [نهاد] - و دوستى خالصانه - و ضدّ آن، دشمنى كينهورزانه را [نهاد] - و پيماندارى - و ضدّ آن، پيمانشكنى را [نهاد] - و فرمانبردارى - و ضدّ آن، نافرمانى را [نهاد] - و خضوع - و ضدّ آن، برترىجويى (/ خودبرتربينى) را [نهاد] - و سلامت - و ضدّ آن را بلا [نهاد] - و عشق - و ضدّ آن را نفرت [نهاد] - و راستى - و ضدّ آن را دروغ [نهاد] - و درست - و ضدّ آن را نادرست [نهاد] - و امانت - و ضدّ آن را خيانت [نهاد] - و ناب و خالص بودن - و ضدّ آن را آميختگى و ناخالصى [نهاد] - و زيركى - و ضدّ آن را گولى [نهاد] - و فهميدگى - و ضدّ آن را ابلهى [نهاد] - و شناخت - و ضدّ آن را نشناختن [نهاد] - و مدارا - و ضدّ آن را ستيزهگرى [نهاد] - و يکرنگى - و ضدّ آن را نيرنگبازى [نهاد] - و پنهاندارى - و ضدّ آن را فاشسازى [نهاد] - و نماز [درست] - و ضدّ آن را تباه كردن [نماز] [نهاد] - و روزه - و ضدّ آن را روزهخوارى [نهاد] - و جهاد - و ضدّ آن را خوددارى از جهاد [نهاد] - و حج - و ضدّ آن را وا نهادن اين پيمان [نهاد] - و سخندارى - و ضدّ آن را سخنچينى [نهاد] - و فرمان بردن از پدر و مادر - و ضدّ آن را نافرمانى [نهاد] - و روراستى - و ضدّ آن را رياست [نهاد] - و معروف - و ضدّ آن را منكر [نهاد] - و پوشش - و ضدّ آن را بىحجابى [نهاد] - و رازدارى - و ضدّ آن را پخش كردن [راز] [نهاد] - و انصاف - و ضدّ آن را جانبدارى [نهاد] - و آمادگى حقپذيرى - و ضدّ آن را از حد گذشتن [نهاد] - و پاكيزگى - و ضدّ آن را پستى [نهاد] - و آزرم - و ضدّ آن را بىشرمى [نهاد] - و ميانهروى - و ضدّ آن را زيادهروى [نهاد] - آسودگى - و ضدّ آن را رنج و زحمت [نهاد] - و آسانى - و ضدّ آن را سختى [نهاد] - و بالندگى - و ضدّ آن را كاهندگى [نهاد] - و آسايش - و ضدّ آن را گرفتارى [نهاد] - و بسندگى - و ضدّ آن را فزونخواهى [نهاد] - و فرزانگى - و ضدّ آن را هوس [نهاد] - و سنگينى - و ضدّ آن را سبكى [نهاد] - و خوشبختى - و ضدّ آن را شوربختى [نهاد] - و دست كشيدن از گناه - و ضدّ آن را ادامه دادن به گناه [نهاد] - و آمرزشخواهى - و ضدّ آن را غفلت [نهاد] - و نگهدارى - و ضدّ آن را سهلانگارى [نهاد] - و دعا كردن - و ضدّ آن را سر باز زدن [نهاد] - و كوشايى - و ضدّ آن را تنبلى [نهاد] - و شادى - و ضدّ آن را اندوه [نهاد] - و پيوستگى - و ضدّ آن را جدايى [نهاد] - و سخاوت - و ضد آن را بُخل نهاد -.
اين سربازانِ خرد، تنها در پيامبر يا وصىّ پيامبر و يا مؤمنى كه خداوند دلش را براى ايمان خالص ساخته است، به طور كامل گرد مىآيند؛ امّا بقيّۀ دوستداران ما، در هر يک از آنان، برخى از اين سربازان وجود دارند تا آن كه كامل گردد و از سربازان نابخردى پيراسته شود. در اين هنگام، با پيامبران و اوصيا در بالاترين درجه خواهد بود و اين، تنها با شناخت خرد و سربازانش و دورى كردن از نابخردى و سربازانش به دست مىآيد. خداوند، ما و شما را به فرمانبردارى از خويش و موجبات خشنودىاش موفّق بدارد».
- الإمام عليّ علیهالسلام: سِلاحُ الجَهلِ السَّفَهُ.[۳۴۰]
- امام على علیهالسلام: جنگافزار نابخردى، سبکسرى است.
راجع: موسوعة معارف الکتاب و السنَّة: ج۵ ص۴۳9 (الإنسان / تعریف الإنسان / ترکیب العقل و الشهوة).
ر. ک: دانشنامۀ قرآن و حدیث: ج۹ ص۲۹ (انسان / تعریف انسان / ترکیب خِرد و خواهش).
۱ / ۴: أَجهَلُ النّاسِ
۱ / ۴: جاهلترینِ (نابخردترینِ) مردم
- رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أنقَصُ النّاسِ عَقلاً أطوَعُهُم لِلشَّيطانِ و أعمَلُهُم بِطاعَتِهِ.[۳۴۱]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: كمخردترينِ مردمان، رام ترينِ آنان در برابر شيطان و عاملترينِ آنان به دستورهاى وى است.
- عنه صلی الله علیه و آله: أنقَصُ النّاسِ عَقلاً أخوَفُهُم لِلسُّلطانِ و أَطوَعُهُم لَهُ.[۳۴۲]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: كمخردترينِ مردم، كسى است كه از پادشاه، بیشتر بترسد و بيشتر، از او پيروى كند.
- الإمام الصادق علیهالسلام: أنقَصُ النّاسِ عَقلاً مَن ظَلَمَ دونَهُ، و لَم يَصفَح عَمَّنِ اعتَذَرَ إلَيهِ.[۳۴۳]
- امام صادق علیهالسلام: كمخردترينِ مردم، كسى است كه به زيردستان، ستم روا دارد و از كسى كه عذر آورده، نگذرد.
- الإمام عليّ علیهالسلام: إنَّ أجهَلَ النّاسِ مَن لَم يَعرِف قَدرَهُ.[۳۴۴]
- امام على علیهالسلام: نابِخْردترينِ مردم، كسى است كه اندازۀ خود را نداند.
- عنه علیهالسلام: لا جَهلَ أعظَمُ مِن تَعَدِّي القَدرِ.[۳۴۵]
- امام على علیهالسلام: نابخردیای بزرگتر از گذشتن از حد و اندازۀ خود نیست.
- عنه علیهالسلام: أعظَمُ الجَهلِ جَهلُ الإِنسانِ أمرَ نَفسِهِ.[۳۴۶]
- امام على علیهالسلام: بزرگترين نابخردى، ناآگاهى انسان به نفسِ خويشتن است.
- عنه علیهالسلام - فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: أجهَلُ الجُهّالِ مَن عَثَرَ بِحَجَرٍ مَرَّتَينِ.[۳۴۷]
- امام على علیهالسلام - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: نابخردترينِ نابخردان، كسى است كه بر يک سنگ، دو بار بلغزد.
- عنه علیهالسلام: أجهَلُ النّاسِ مُسيءٌ مُستَأنِفٌ.[۳۴۸]
- امام على علیهالسلام: نابخردترينِ مردم، بدكارِ تكرار كننده است.
- رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أعقَلُ النّاسِ مُحسِنٌ خائِفٌ، و أجهَلُهُم مُسيءٌ آمِنٌ.[۳۴۹]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: خردمندترينِ مردم، نيكوكارِ ترسان [از كيفر خدا] است و نابخردترينِ آنها، بدكارِ آسودهخاطر [از عذاب خدا].
- الإمام عليّ علیهالسلام: أجهَلُ النّاسِ المُغتَرُّ بِقَولِ مادِحٍ مُتَمَلِّقٍ؛ يُحَسِّنُ لَهُ القَبيحَ و يُبَغِّضُ إلَيهِ النَّصيحَ.[۳۵۰]
- امام على علیهالسلام: نابخردترينِ مردم، كسى است كه فريفتۀ سخنان ستايندۀ چاپلوسى شود كه زشت را در نظر او زيبا مینمايانَد و راهنماى خيرخواه را منفور او میسازد.
- امام على علیهالسلام: اوج نابخردى، اين است كه آدمى به نادانى خود ببالد.
- عنه علیهالسلام: غايَةُ الجَهالَةِ إِضاعَةُ الوُدِّ و خِيانَةُ العَهدِ.[۳۵۳]
- امام على علیهالسلام: نهایت نابخردی، تباه کردن دوستی و پیمانشکنی است.
- عنه علیهالسلام: رَأسُ الجَهلِ الخُرقُ.[۳۵۴]
- امام على علیهالسلام: اوج نابخردی، درشتی [و بدخویی] کردن با مردم است.
- عنه علیهالسلام: أعظَمُ الجَهلِ: مُعاداةُ القادِرِ، وَ مُصادَقَةُ الفاجِرِ، وَ الثِّقَةُ بِالغادِرِ.[۳۵۵]
- امام على علیهالسلام: بزرگترين نابخردى، دشمنى با توانمند، دوستى با تبهكار و اعتماد به نيرنگباز است.
- عنه علیهالسلام: رَأسُ الجَهلِ مُعاداةُ النّاسِ.[۳۵۶]
- امام على علیهالسلام: اوج نابخردى، دشمنى با مردم است.
- عنه علیهالسلام: تَكَثُّرُكَ بِما لا يَبقیٰ لَكَ و لا تَبقیٰ لَهُ مِن أعظَمِ الجَهلِ.[۳۵۷]
- امام على علیهالسلام: بزرگترين نابخردى، اين است كه آنچه را براى تو نمىماند و تو براى آن نمىمانى، زياد جمع كنى.
- عنه علیهالسلام: كَثرَةُ الخَطَأِ تُنذِرُ بِوُفورِ الجَهلِ.[۳۵۸]
- امام على علیهالسلام: فراوانی خطا، نابخردی فراوان را هشدار میدهد.
- عنه علیهالسلام: رَأسُ الجَهلِ الجَورُ.[۳۵۹]
- امام على علیهالسلام: ستمگرى، اوج نابخردی است.
- عنه علیهالسلام: لا جَهلَ كَالتَّبذيرِ.[۳۶۰]
- امام على علیهالسلام: هیچ نابخردیای چون ولخرجی نیست.
الفَصلُ الثّاني: ذَمُّ الجَهلِ وَ الجاهِلِ
فصل دوم: سرزنش جهل و جاهل (نابخردی و نابخرد)
الكتاب
قرآن
(إنَّا عَرَضْنَا ٱلَامَانَةَ عَلَى ٱلسَّمَـٰوَ ٰتِ وَ ٱلَارْضِ وَ ٱلْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أن يَحْمِلْنَهَا وَ أشْفَقْنَ مِنْهَا وَ حَمَلَهَا ٱلْإِنسَـٰنُ إنَّهُ كَانَ ظَـلُوما جَهُولاً).[۳۶۱]
(ما امانت [الهى] را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم. آنها از پذيرفتنش خوددارى ورزيدند و از آن ترسيدند؛ ولى انسان، آن را پذيرفت. به راستى كه او ستمكارى نابخرد بود).
(إنَّ شَرَّ ٱلدَّوَابِّ عِندَ ٱللهِ ٱلصُّمُّ ٱلْبُكْمُ ٱلَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ).[۳۶۲]
(قطعاً بدترين جنبندگان نزد خدا، كران و لالانى هستند كه نمىانديشند).
راجع: البقرة: ۶7، هود: ۲9و ۴۶، یوسف: ۸9، النمل: ۵۵، الزمر: ۶۴، الأحقاف: ۲۳.
ر. ک: بقره: آیۀ ۶۷، هود: آیۀ ۲۹ و ۴۶، یوسف: آیۀ ۸۹، نمل: آیۀ ۵۵، زمر: آیۀ ۶۴، احقاف: آیۀ ۲۳.
الحديث
حدیث
- الإمام عليّ علیهالسلام - مِن كَلامٍ لَهُ كانَ يوصي بِهِ أصحابَهُ -: تَعاهَدوا أمرَ الصَّلاةِ... ثُمَّ أداءَ الأَمانَةِ، فَقَد خابَ مَن لَيسَ مِن أهلِها، إنَّها عُرِضَت عَلَى السَّماواتِ المَبنِيَّةِ، وَ الأَرَضينَ المَدحُوَّةِ[۳۶۳]، وَ الجِبالِ ذاتِ الطّولِ المَنصوبَةِ، فَلا أطوَلَ و لا أعرَضَ و لا أعلیٰ و لا أعظَمَ مِنها، و لَوِ امتَنَعَ شَيءٌ بِطولٍ أو عَرضٍ أو قُوَّةٍ أو عِزٍّ لَامتَنَعنَ، و لٰكِن أشفَقنَ مِنَ العُقوبَةِ، و عَقَلنَ ما جَهِلَ مَن هُوَ أضعَفُ مِنهُنَّ، و هُوَ الإِنسانُ، (إِنَّهُ كَانَ ظَـلُوما جَهُولاً).[۳۶۴]
- امام على علیهالسلام - از سخنان ايشان در سفارش به ياران خود -: از نماز، مراقبت كنيد... و ديگر، آن كه امانتگذار باشيد؛ زيرا كسى كه امانتگذار نيست، زيانكار است. امانت، به آسمانهاى افراشته و زمينهاى گسترده و كوههاى بلند، عرضه شد؛ زيرا چيزى بالاتر و گستردهتر و بلندتر و بزرگتر از اينها نبود. اگر بنا بود چيزى به خاطر درازى يا پهنى يا نيرومندى و يا صلابت، امانت را نپذيرد، هر آينه، اين سه بودند؛ امّا از عقوبت ترسيدند و چيزى را دانستند كه موجود ناتوانتر از آنها ندانست، و او انسان است. (به راستى كه او ستمكارى نابخرد بود).
- رسول اللّه صلی الله علیه و آله: صَديقُ كُلِّ امرِیءٍ عَقلُهُ، و عَدُوُّهُ جَهلُهُ.[۳۶۵]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: دوست هر كس، خِرد اوست و دشمنش، نابخردى او.
- عنه صلی الله علیه و آله: إنَّما يُدرَكُ الخَيرُ كُلُّهُ بِالعَقلِ، و لا دينَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ.[۳۶۶]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: خير و خوبى، تماماً با خرد به دست میآيد و كسى كه خرد ندارد، دين ندارد.
- عنه صلی الله علیه و آله: يا عَلِيُّ، لا فَقرَ أَشَدُّ مِنَ الجَهلِ، و لا مالَ أَعوَدُ مِنَ العَقلِ.[۳۶۷]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله - خطاب به على علیهالسلام -: اى على! هيچ فقرى بدتر از نابخردى (عدم تعقّل) نيست و هيچ سرمايهاى سودمندتر از خِرد نيست.
- عنه صلی الله علیه و آله: أفضَلُ العِبادَةِ تَركُ الجَهلِ.[۳۶۸]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: برترین عبادت، ترک نابخردی است.
- عنه صلی الله علیه و آله: طوبیٰ لِمَن تَرَكَ الجَهلَ، و آتَى الفَضلَ، و عَمِلَ بِالعَدلِ.[۳۶۹]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: خوشا به حال کسی که نابخردی را فرو گذارد و زیادی مالش را ببخشد و به عدالت رفتار کند.
- عنه صلی الله علیه و آله: لا اُحِبُّ الشَّيخَ الجاهِلَ، و لَا الغَنِيَّ الظَّلومَ، و لَا الفَقيرَ المُختالَ.[۳۷۰]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: بزرگسال نابخرد و توانگر ستمگر و فقیر متکبّر را دوست ندارم.
- عنه صلی الله علیه و آله: الزّاهِدُ الجاهِلُ مَسخَرَةُ الشَّيطانِ.[۳۷۱]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: پارساى نابخرد، بازیچۀ شيطان است.
- الإمام عليّ علیهالسلام: لا غِنیٰ كَالعَقلِ، و لا فَقرَ كَالجَهلِ.[۳۷۲]
- امام على علیهالسلام: هيچ سرمايهاى به سان خردمندى نيست و هيچ تنگدستىاى، مانند نابخردى.
- عنه علیهالسلام: لا عَدُوَّ أضَرُّ مِنَ الجَهلِ.[۳۷۳]
- امام على علیهالسلام: هيچ دشمنى، زيانبارتر از نابخردى نيست.
- عنه علیهالسلام: عِبادَ اللهِ! لا تَركَنوا إلیٰ جَهالَتِكُم، و لا تَنقادوا لِأَهوائِكُم؛ فَإِنَّ النّازِلَ بِهٰذَا المَنزِلِ نازِلٌ بِشَفا جُرُفٍ هارٍ، يَنقُلُ الرَّدیٰ عَلیٰ ظَهرِهِ مِن مَوضِعٍ إلیٰ مَوضِعٍ لِرَأيٍ يُحدِثُهُ بَعدَ رَأيٍ، يُريدُ أن يُلصِقَ ما لا يَلتَصِقُ، و يُقَرِّبَ ما لا يَتَقارَبُ.[۳۷۴]
- امام على علیهالسلام: بندگان خدا! به نابخردی خود اعتماد نکنید و در بند هوسهایتان نیفتید که اگر کسی به چنین منزلی وارد گردد، به کسی میماند که بر کنارۀ راهآبی ایستاده که سیل از زیر، آن را برده و سستش نموده است [و] هلاکتش را بر دوش به این سو و آن سو میکشد؛ چون نظرش بنیانی ندارد و پیوسته تغییر میکند. میخواهد چیزی را بچسباند که نمیچسبد و چیزی را نزدیک کند که نزدیک نمیشود.
- عنه علیهالسلام: الجَهلُ فِي الإِنسانِ أضَرُّ مِنَ الآكِلَةِ فِي البَدَنِ.[۳۷۵]
- امام على علیهالسلام: نابخردى براى انسان، زيانبارتر از [بيمارى] خوره (جُذام) براى بدن است.
- عنه علیهالسلام: أسوَأُ السُّقمِ الجَهلُ.[۳۷۶]
- امام على علیهالسلام: ناگوارترين بيمارى، نابخردی است.
- عنه علیهالسلام: الجَهلُ أدوَأُ الدّاءِ.[۳۷۷]
- امام على علیهالسلام: نابخردی، بدترين درد است.
- امام على علیهالسلام: هيچ بيمارىاى، ناتوان كنندهتر از نابخردی (عدم تعقّل) نيست.
- عنه علیهالسلام: الجَهلُ داءٌ و عَياءٌ.[۳۸۰]
- امام على علیهالسلام: نابخردى، بيمارى و سستى است.
- عنه علیهالسلام: دولَةُ الجاهِلِ كَالغَريبِ المُتَحَرِّكِ إلَى النُّقلَةِ.[۳۸۱]
- امام على علیهالسلام: دولت نابخرد، مانند غريبى است كه براى نقل مكانْ در حركت است.
- عنه علیهالسلام: مَن لا عَقلَ لَهُ لا تَرتَجيهِ.[۳۸۲]
- امام على علیهالسلام: به آن كه از خِرَد بىبهره است، اميدوار مباش.
- عنه علیهالسلام: لِسانُ البَرِّ يَأبیٰ سَفَهَ الجُهّالِ.[۳۸۳]
- امام على علیهالسلام: زبان نيكوكار، [مهار دارد و] به سانِ زبان نابخردان، سبکی نمىكند.
- عنه علیهالسلام: لا يَردَعُ الجَهولَ إلّا حَدُّ الحُسامِ.[۳۸۴]
- امام على علیهالسلام: نابخرد را جز تيزىِ شمشير، چیزی باز نمىدارد.
- عنه علیهالسلام - في ذَمِّ أهلِ البَصرَةِ بَعدَ وَقعَةِ الجَمَلِ -: أرضُكُم قَريبَةٌ مِنَ الماءِ، بَعيدَةٌ مِنَ السَّماءِ، خَفَّت عُقولُكُم، و سَفِهَت حُلومُكُم، فَأَنتُم غَرَضٌ لِنابِلٍ، و اُكلَةٌ لآكِلٍ، و فَريسَةٌ لِصائِلٍ.[۳۸۵]
- امام على علیهالسلام - در نكوهش بصريان، پس از جنگ جمل -: سرزمين شما به آب، نزديک و از آسمان، دور است. شما مردمانى سبکمغز و سستانديشه ايد. از اين رو [همواره] هدفى براى تيرانداز و لقمهاى براى خورنده و شكارى براى شكارچى هستید.[۳۸۶]
- عنه علیهالسلام: أعظَمُ المَصائِبِ الجَهلُ.[۳۸۷]
- امام على علیهالسلام: بزرگترين مصيبت، نابخردى است.
- عنه علیهالسلام: مِن أشَدِّ المَصائِبِ غَلَبَةُ الجَهلِ.[۳۸۸]
- امام على علیهالسلام: از سختترين مصيبتها، غلبۀ نابخردى [بر انسان] است.
- عنه علیهالسلام: شَرُّ المَصائِبِ الجَهلُ.[۳۸۹]
- امام على علیهالسلام: بدترينِ مصيبتها، نابخردى (عدم تعقّل) است.
- عنه علیهالسلام: سُلطانُ الجاهِلِ يُبدي مَعايِبَهُ.[۳۹۰]
- امام على علیهالسلام: سيطره (یافتنِ) نابخرد، عيبهايش را آشكار میكند.
- عنه علیهالسلام: نِعمَةُ الجاهِلِ كَرَوضَةٍ عَلیٰ مَزبَلَةٍ.[۳۹۱]
- امام على علیهالسلام: نعمت در دست نابخرد، مانند گلزارى است در زبالهدان.
- عنه علیهالسلام: كُلَّما حَسُنَت نِعمَةُ الجاهِلِ ازدادَ قُبحاً فيها.[۳۹۲]
- امام على علیهالسلام: نعمتهایی که در دست نابخرد است، هر چه نیکوتر باشد، زشتی او در آن نعمت بیشتر میشود.
- امام على علیهالسلام: زشت خردمند، بهتر از زيباى نابخرد است.
- عنه علیهالسلام: عَداوَةُ العاقِلِ خَيرٌ مِن صَداقَةِ الجاهِلِ.[۳۹۵]
- امام على علیهالسلام: دشمنى خردمند، بهتر است از دوستى نابخرد.
- عنه علیهالسلام: أبغَضُ الخَلائِقِ إلَى اللهِ تَعالىٰ الجاهِلُ؛ لِأَنَّهُ حَرَمَهُ ما مَنَّ بِهِ عَلیٰ خَلقِهِ، و هُوَ العَقلُ.[۳۹۶]
- امام على علیهالسلام: مبغوضترينِ بندگان نزد خداوند متعال، نابخرد است؛ چرا كه خداوند، او را از نعمت عقل كه بر همۀ بندگانش ارزانى داشته، محروم كرده است.
- عنه علیهالسلام: ما أوقَحَ الجاهِلَ![۳۹۷]
- امام على علیهالسلام: نابخرد، چه قدر وقیح است!
- عنه علیهالسلام: وَيلٌ لِمَن تَمادیٰ في جَهلِهِ، و طوبیٰ لِمَن عَقِلَ وَ اهتَدیٰ.[۳۹۸]
- امام على علیهالسلام: وای بر کسی که جهلش طول بکشد! و خوش به حال کسی که خرد (تعقّل) ورزد و هدایت یابد!
- عنه علیهالسلام: عَمَلُ الجاهِلِ وَبالٌ، و عِلمُهُ ضَلالٌ.[۳۹۹]
- امام على علیهالسلام: كار نابخرد، مايۀ زيان است و دانش او، مايۀ گمراهى.
- عنه علیهالسلام: أشقَى النّاسِ الجاهِلُ.[۴۰۰]
- امام على علیهالسلام: بدفرجامترينِ مردمان، کسی است که تعقّل نمیکند (خِردوَرز نیست).
- عنه علیهالسلام: لِلجاهِلِ في كُلِّ حالَةٍ خُسرانٌ.[۴۰۱]
- امام على علیهالسلام: نابخرد (آن که تعقّل نمیکند)، در همه حال، بازنده (زيانكار) است.
- امام على علیهالسلام: نابِخردی، كُشندهترين دشمن است.
- امام على علیهالسلام: هيچ كار زشتى، رسوايىاش بيش از نابخردى نيست.
- عنه علیهالسلام - فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: ما أقبَحَ بِالصَّبيحِ الوَجهِ أن يَكونَ جاهِلاً! كَدارٍ حَسَنَةِ البِناءِ و ساكِنُها شَرٌّ، و كَجَنَّةٍ يَعمُرُها بومٌ، أو صِرمَةٍ[۴۰۶] يَحرُسُها ذِئبٌ.[۴۰۷]
- امام على علیهالسلام - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: چه قدر زشت است براى انسانِ خوشچهره كه نابخرد باشد، مانند خانۀ زيبايى كه ساكنانش پليد باشند، و يا باغى كه جغد، آن را آباد كند، يا گلۀ شترانى كه گرگى از آن پاسدارى كند!
- عنه علیهالسلام: المُؤمِنُ هُوَ الكَيِّسُ الفَطِنُ... مَنفِيّاً جَهلُهُ.[۴۰۸]
- امام علی علیهالسلام: مؤمن، انسانى زيرک و باهوش است... و نابخردى در او نيست.
- الإمام زين العابدين علیهالسلام: إنَّ اللهَ تَبارَكَ وَ تَعالیٰ أوحیٰ إلیٰ دانِيالَ: إنَّ أمقَتَ عَبيدي إلَيَّ الجاهِلُ المُستَخِفُّ بِحَقِّ أهلِ العِلمِ، التّارِكُ لِلاِقتِداءِ بِهِم.[۴۰۹]
- امام زين العابدين علیهالسلام: خداوند متعال به دانيال علیهالسلام وحى فرمود كه: «منفورترينِ بندگانم در نزد من، آن نابِخْردی است كه حقّ [و حرمت] اهل دانش را سبُک میشمارد و آنان را سرمشق خويش قرار نمىدهد».
- الإمام الصادق علیهالسلام - مِن دُعائِهِ عِندَ الصَّباحِ -: و إِنّي لِنَفسي لَظَلومٌ، و بِعُذري لَجَهولٌ، إلّا أن تَرحَمَني و تَعودَ بِحِلمِكَ عَلَيَّ، و تَدرَأَ عِقابَكَ، و تَلحَظَني بِالعَينِ الَّتي هَدَيتَني بِها مِن حَيرَةِ الشَّكِّ، و رَفَعتَني بِها مِن هُوَّةِ الجَهلِ، و نَعَشتَني بِها مِن فِتنَةِ الضَّلالَةِ.[۴۱۰]
- امام صادق علیهالسلام - در دعای صباح -: و بی گمان، من بر خویش بسیار ستمگرم و عذری برای خود نمیدانم، مگر آن که تو بر من رحم کنی و با بردباریات به سوی من باز گردی و کیفرت را از من برداری و به دیدۀ هدایت به من بنگری و مرا از سرگشتگی تردید برهانی و از قعر چاه جهل (نابِخْردی) بر فرازی و از فتنۀ گمراهی بر کشی.
- عنه علیهالسلام: لا مُصيبَةَ أعظَمُ مِنَ الجَهلِ.[۴۱۱]
- امام صادق علیهالسلام: هيچ بدبختىاى، بزرگتر از نابخردى نيست.
- امام صادق علیهالسلام: مؤمن... از هرزهگويى و نابخردی میگريزد.
- الإمام العسكريّ علیهالسلام: رِياضَةُ الجاهِلِ و رَدُّ المُعتادِ عَن عادَتِهِ كَالمُعجِزِ.[۴۱۵]
- امام عسكرى علیهالسلام: تربيت نابخرد و بازگرداندن آن كه به چيزى عادت كرده از عادتش، معجزه است.
- تنبیه الخواطر: قیلَ لِعیسیٰ علیهالسلام: مَن أدَّبَكَ؟ قالَ: ما أدَّبَني أحَدٌ؛ رَأَيتُ قُبحَ الجَهلِ فَجانَبتُهُ.[۴۱۶]
- تنبيه الخواطر: به عيسى علیهالسلام گفته شد: چه كسى تو را تربیت کرد؟
فرمود: «كسى مرا تربیت نکرد؛ بلكه زشتىِ نابخردى را ديدم و از آن دورى گزيدم».
- الإمام الهادي علیهالسلام: الجَهلُ وَ البُخلُ أذَمُّ الأَخلاقِ.[۴۱۷]
- امام هادى علیهالسلام: نابخردی و بخل، نكوهيدهترينِ خوىها هستند.
- الإمام العسكريّ علیهالسلام: الجَهلُ خَصمٌ، وَ الحِلمُ حُكمٌ.[۴۱۸]
- امام عسكرى علیهالسلام: نابخردى، دشمن است و بردبارى، پادشاهی است.
الفَصلُ الثّالِثُ: مَضارُّ الجَهلِ
فصل سوم: آسیبهای جهل (نابخردی)
۳ / ۱: عِصيانُ اللهِ
۳ / ۱: نافرمانی از خدا
الکتاب
قرآن
(قَالَ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ إِذْ أَنتُمْ جَـٰهِلُونَ).[۴۱۹]
(گفت: آيا دانستيد وقتى كه نابخرد بوديد، با يوسف و برادرش چه كرديد؟).
الحدیث
حدیث
- الإمام الصادق علیهالسلام - في قَولِهِ تَعالى: (وَإِنِّى لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ وَ ءَامَنَ وَ عَمِلَ صَـٰـلِحا ثُمَّ ٱهْتَدَیٰ)[۴۲۰] -: لِهٰذِهِ الآيَةِ تَفسيرٌ، يَدُلُّ ذٰلِكَ التَّفسيرُ عَلی أنَّ اللهَ لا يَقبَلُ مَن عَمِلَ عَمَلاً إلّا مِمَّن لَقِيَهُ بِالوَفاءِ مِنهُ بِذٰلِكَ التَّفسيرِ، و مَا اشتَرَطَ فيهِ عَلَى المُؤمِنينَ، قالَ: (إِنَّمَا ٱلتَّوْبَةُ عَلَى ٱللهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ ٱلسُّوءَ بِجَهَـٰـلَةٍ)[۴۲۱]؛ يَعني كُلَّ ذَنبٍ عَمِلَهُ العَبدُ و إن كانَ بِهِ عالِماً، فَهُوَ جاهِلٌ حينَ خاطَرَ بِنَفسِهِ في مَعصِيَةِ رَبِّهِ، و قَد قالَ في ذٰلِكَ تَبارَكَ و تَعالی يَحكي قَولَ يوسُفَ لِإخوَتِهِ: (هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ إِذْ أَنتُمْ جَـٰهِلُونَ)؛ فَنَسَبَهُم إلَى الجَهلِ؛ لِمُخاطَرَتِهِم بِأَنفُسِهِم في مَعصِيَةِ اللهِ.[۴۲۲]
- امام صادق علیهالسلام - در بارۀ اين سخن خداوند متعال: (به يقين، من آمرزندۀ كسى هستم كه توبه كند و ايمان بياورد و كار شايسته نمايد و به راه راست، رهسپار شود) -: اين آيه تفسيرى دارد و اين تفسير، دلالت بر آن دارد كه خداوند، فقط عمل كسى را مىپذيرد كه با به كار بستن آن تفسير و آنچه در آن بر مؤمنان شرط كرده است، او را ديدار كند، و فرمود: (خدا، فقط توبۀ كسانى را مىپذيرد كه نابخردانه گناه مىكنند)؛ يعنى هر گناهى كه بنده انجامش دهد، اگر چه آگاهانه باشد، باز نابخردى است؛ چون خود را در خطر معصيت پروردگارش انداخته است. خداوند - تبارک و تعالى - در نقل سخن يوسف علیهالسلام به برادرانش كه مىفرمايد: (آيا دانستيد وقتى كه نابخرد بوديد، با يوسف و برادرش چه كرديد؟)، آنان را به نابخردى نسبت داده است؛ چون خود را در خطر معصيت خداوند انداختند.
- الإمام زين العابدين علیهالسلام - مِن دُعائِهِ في طَلَبِ العَفوِ وَ الاِستقالَةِ -:... و أنَا الَّذي بِجَهلِهِ عَصاكَ، و لَم تَكُن أهلاً مِنهُ لِذاكَ.[۴۲۳]
- امام زین العابدین علیهالسلام - در دعای بخششخواهی و بازگشت -: من کسی هستم که به خاطر نابخردیاش نافرمانیات کرد و تو سزاوار این نبودی.
- الإمام عليّ علیهالسلام: وَيحَ العاصي ما أجهَلَهُ! و عَن حَظِّهِ ما أعدَلَهُ![۴۲۴]
- امام علی علیهالسلام: وای بر نافرمان، که چه قدر نابخرد است و چه قدر دور است از بهرهاش!
- عنه علیهالسلام - في دُعائِهِ -: أنتَ العالِمُ و أنَا الجاهِلُ، عَصَيتُكَ بِجَهلي، وَ ارتَكَبتُ الذُّنوبَ بِجَهلي، و أَلهَتنِي الدُّنيا بِجَهلي، و سَهَوتُ عَن ذِكرِكَ بِجَهلي، و رَكَنتُ إلَى الدُّنيا بِجَهلي.[۴۲۵]
- امام على علیهالسلام - در دعاى خود -: تو دانایی و من نادانم، به سبب نابخردیام، تو را نافرمانى كردم و به سبب نابخردیام، مرتكب گناهان شدم و به سبب نابخردیام، دنيا مرا به خود مشغول داشت و به سبب نابخردیام، از ياد تو غافل گشتم و به سبب نابخردیام، به دنيا ميل كردم.
- الإمام الباقر علیهالسلام – في ما وَعَظَ بِهِ جَماعَةً مِنَ الشّيعَةِ و هُم ساهونَ لاهونَ -:... وَيلَكَ! إنَّما أنتَ لِصٌّ مِن لُصوصِ الذُّنوبِ؛ كُلَّما عَرَضَت لَكَ شَهوَةٌ أوِ ارتِكابُ ذَنبٍ سارَعتَ إلَيهِ و أَقدَمتَ بِجَهلِكَ عَلَيهِ فَارتَكَبتَهُ، كَأَنَّكَ لَستَ بِعَينِ اللهِ، أو كَأَنَّ اللهَ لَيسَ لَكَ بِالمِرصادِ.[۴۲۶]
- امام باقر علیهالسلام - در اندرز به گروهی از شیعیان، در حالی که بیتوجّه و غافل بودند -: وای بر تو! تو دزدی از دزدان گناهی. هر گاه شهوتی برایت نمود یابد یا موقعیت گناهی پیش آید، به سویش میشتابی و با نابخردی به سویش گام بر میداری و آن را مرتکب میشوی. گویی که در دیدرس خدا نیستی، یا این که خداوند در کمین تو ننشسته است.
۳ / ۲: الکفر
۳ / ۲: کفر
الكتاب
قرآن
(وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ).[۴۲۷]
(و چون به آنان گفته شود: «از آنچه خدا نازل كرده است، پيروى كنيد»، مىگويند: «[نه؛] بلكه از چيزى كه پدران خود را بر آن يافتهايم، پيروى مىكنيم». آيا هر چند پدرانشان چيزى را درک نمىكرده و به راه صواب نمىرفتهاند [، باز در خور پيروى اند]؟).
(وَ مَثَلُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ كَمَثَلِ ٱلَّذِى يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إلّا دُعَاءً وَ نِدَاءً صُمُّم بُكْمٌ عُمْىٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ).[۴۲۸]
(و مَثَل [دعوت كنندۀ] كافران، چون مَثَل كسى است كه حيوانى را كه جز صدا و ندايى [مبهم، چيزى] نمىشنود، بانگ مىزند. [آرى،] كرند، لال اند، كورند و در نمىيابند).
(وَإذَا نَادَيْتُمْ إلَى ٱلصَّلَوٰةِ ٱتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبا ذَ ٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْقِلُونَ).[۴۲۹]
(و هنگامى كه مردم را به نماز مىخوانيد، آن را به مسخره و بازى مىگيرند؛ زيرا آنان مردمى نابخردند).
(وَ لَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةَ وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَ حَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا مَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللهُ وَ لَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ).[۴۳۰]
(و اگر ما فرشتگان را به سوى آنان مىفرستاديم و [اگر] مردگان با آنان به سخن مىآمدند و همه چیز را دسته دسته در برابر آنان گرد مىآورديم، باز هم ايمان نمىآوردند، جز اين که خدا بخواهد؛ ولى بيشترشان نابخردى مىکنند).
الحديث
حدیث
- رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّما يُدرَكُ الخَيرُ كُلُّهُ بِالعَقلِ، و لا دينَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ.[۴۳۱]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: همۀ خير (خوبى)، با خرد به دست میآيد و كسى كه خرد ندارد، دين ندارد.
- عنه صلی الله علیه و آله: قِوامُ المَرءِ عَقلُهُ، و لا دينَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ.[۴۳۲]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: جانمايۀ آدمى، خرد اوست و كسى كه خرد ندارد، دين ندارد.
- عنه صلی الله علیه و آله: دينُ المَرءِ عَقلُهُ، و مَن لا عَقلَ لَهُ لا دينَ لَهُ.[۴۳۳]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: ديندارى آدمى، به خرد اوست و آن كه خردمند نيست، دین ندارد.
- الإمام عليّ علیهالسلام: ما كَفَرَ الكافِرُ حَتّیٰ جَهِلَ.[۴۳۴]
- امام على علیهالسلام: هيچ كس كافر نگشت، مگر زمانی که نابخردی کرد.
- امام على علیهالسلام: كافر، حيلهگرى پست و خيانتپيشهاى خودبين است كه فريفتۀ نابخردىاش شده است.
- عنه علیهالسلام: الكافِرُ فاجِرٌ جاهِلٌ.[۴۳۷]
- امام على علیهالسلام: كافر، تبهكارى نابخرد است.
- عنه علیهالسلام: الجاهِلُ إذا جَمَدَ وَجَدَ، و إذا وَجَدَ ألحَدَ.[۴۳۸]
- امام على علیهالسلام: نابخرد، هر گاه بخل ورزد، صاحب ثروت میشود و زمانى كه صاحب ثروت شود، سر از الحاد در میآورد.
- الكافي عن محمّد بن خالد عن بعض أصحابنا عن الإمام الصادق علیهالسلام: لَيسَ بَينَ الإِيمانِ وَ الكُفرِ إلّا قِلَّةُ العَقلِ. قيلَ: و كَيفَ ذاكَ - يَابنَ رَسولِ اللهِ -؟ قالَ: إنَّ العَبدَ يَرفَعُ رَغبَتَهُ إلیٰ مَخلوقٍ، فَلَو أخلَصَ نِيَّتَهُ لِلهِ لَأَتاهُ الَّذي يُريدُ في أسرَعَ مِن ذٰلِكَ.[۴۳۹]
- الكافى - به نقل از محمّد بن خالد، از يكى از شيعيان -: امام صادق علیهالسلام فرمود: «ميان ايمان و كفر، فاصلهای جز كمخردى نيست». گفته شد: چگونه،اى پسر پیامبر خدا؟ فرمود: «بنده، خواستِ خود را نزد مخلوق مىبرد، در حالى كه اگر نيّتش را براى خدا خالص میکرد، به آنچه مىخواهد، زودتر مىرسید».
- الإمام الصادق علیهالسلام - في وَصِيَّتِهِ لاِبنِ جُندَبٍ -: يَابنَ جُندَبٍ، قَديماً عَمِرَ الجَهلُ و قَوِيَ أساسُهُ؛ و ذٰلِكَ لاِتِّخاذِهِم دينَ اللهِ لَعِباً، حَتّیٰ لَقَد كانَ المُتَقَرِّبُ مِنهُم إلَى اللهِ بِعِلمِهِ يُريدُ سِواهُ، اُولٰئِكَ هُمُ الظّالِمونَ.[۴۴۰]
- امام صادق علیهالسلام - در سفارش به ابن جُندَب -: اى ابن جُندَب! ديرى است كه نابِخْرَدی، آباد و بنيانش نيرومند گرديده است و اين، از آن روست كه دين خدا را به بازى گرفتند تا بدان جا كه اگر كسى از ميان آنها با دانشش به خدا نزديكى مىجويد، [در واقع] جز او را مىخواهد. بى گمان، آنان ستمكارند.
- الكافي عن عليّ بن أسباط عنهم: في ما وَعَظَ اللهُ عزّ و جلّ بِهِ عيسیٰ علیهالسلام:... يا عيسیٰ، لا تُشرِك بي شَيئاً... و كُن مَعَ الحَقِّ حَيثُما كانَ و إن قُطِّعتَ و أُحرِقتَ بِالنّارِ، فَلا تَكفُر بي بَعدَ المَعرِفَةِ، فَلا تَكونَنَّ مِنَ الجاهِلينَ.[۴۴۱]
- الکافی - به نقل از على بن اسباط، از يكى از امامان: -: در پندهاى خداوند به عيسى علیهالسلام چنين آمده: «... اى عيسى! چيزى را شريک من مساز... هميشه با حق باش، هر جا كه باشد، گرچه پاره پاره شوى و به آتش سوزانده شوى. پس از شناخت، به من كفر مَوَرز تا در زمرۀ نابخردان نباشى».
۳ / ۳: الاغترار
۳ / ۳: فریب خوردن
- تفسير الثعلبي عن صالح بن مسمار: بَلَغَني أنَّ النَّبِيَّ صلی الله علیه و آله تَلا هٰذِهِ الآيَةَ (يَـٰأَيُّهَا ٱلْإِنسَـٰنُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ ٱلْكَرِيمِ)[۴۴۲]، قالَ: جَهلُهُ.[۴۴۳]
- تفسير الثعلبى - به نقل از صالح بن مِسمار -: به من خبر رسيد كه پيامبر صلی الله علیه و آله اين آيه را: (اى انسان! چه چيز، تو را به پروردگار بزرگوارت، گستاخ كرده است؟) تلاوت كرد و فرمود: «نابخردى او».
- الإمام عليّ علیهالسلام - مِن كَلامِهِ عِندَ تِلاوَتِهِ: (يَـأَيُّهَا ٱلْإِنسَـنُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ ٱلْكَرِيمِ) -: أدحَضُ مَسؤولٍ حُجَّةً، و أَقطَعُ مُغتَرٍّ مَعذِرَةً، لَقَد أبرَحَ جَهالَةً بِنَفسِهِ[۴۴۴].[۴۴۵]
- امام على علیهالسلام - در سخنان خود به هنگام تلاوت آيۀ: (اى انسان! چه چيز، تو را به پروردگار بزرگوارت گستاخ كرده است؟) -: [انسانى كه در اين آيه مورد سؤال قرار گرفته است] هر دليلى را براى گستاخ شدنش به خدا بياورد، دليلش نادرستترينِ دليلهاست. عذر [و بهانۀ] او از عذر [و بهانۀ] هر فريب خوردهاى بىپايهتر است و نابخردى، وجود او را سخت فرا گرفته است.
- عنه علیهالسلام: الجَهلُ يَجلِبُ الغَرَرَ.[۴۴۶]
- امام على علیهالسلام: نابخردی (عقل نَوَرزیدن)، فريب و زيان را جلب میكند.
- عنه علیهالسلام: مَن جَهِلَ اغتَرَّ بِنَفسِهِ، و كانَ يَومُهُ شَرّاً مِن أمسِهِ.[۴۴۷]
- امام على علیهالسلام: هر كه نابخرد باشد، فريب نفس خود را میخورد و امروزش بدتر از ديروزش است.
- عنه علیهالسلام: كَسبُ الجَهلِ الغَفلَةُ وَ الاِغتِرارُ.[۴۴۸]
- امام على علیهالسلام: دستاورد نابخردى، غفلت و فريب خوردگى است.
- الإمام زین العابدین علیهالسلام: أي رَبِّ! بِأَنفُسِنَا استَخفَفنا عِندَ مَعصِيَتِكَ لا بِعَظَمَتِكَ، و بِجَهلِنَا اغتَرَرنا لا بِحِلمِكَ.[۴۴۹]
- امام زین العابدین علیهالسلام: ای پروردگار من! هنگام نافرمانیات، خود را حقیر کردیم، نه عظمت تو را، و از نابخردی خود فریب خوردیم، نه از بردباری تو.
- الإمام الصادق علیهالسلام - في ذِکرِ جُنودِ العَقلِ وَ الجَهلِ -: وَ الاِستِغفارُ و ضِدُّهُ الاِغتِرارُ.[۴۵۰]
- امام صادق علیهالسلام - در ذکر سربازان عقل و جهل -: استغفار، سرباز عقل است و ضدّ آن، مغرور شدن [و استغفار نکردن، سرباز جهل است].
۳ / ۴: الذِّلَّةُ وَ الزَّلَّةُ
۳ / ۴: خواری و لغزش
- رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ما أعَزَّ اللهُ بِجَهلٍ قَطُّ، و لا أذَلَّ بِحِلمٍ قَطُّ.[۴۵۱]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند، هرگز [كسى را] به سبب نابخردى عزيز نكرد، و هرگز به سبب بردبارى خوار نساخت.
- الإمام عليّ علیهالسلام: مَن فاتَهُ العَقلُ لَم يَعدُهُ الذُّلُّ.[۴۵۲]
- امام على علیهالسلام: آن كه خرد را از دست دهد، خوارى، دست از سرش برنمیدارد.
- عنه علیهالسلام: كَم مِن عَزيزٍ أذَلَّهُ جَهلُهُ![۴۵۳]
- امام على علیهالسلام: چه بسيار عزيزانى كه نابخردى، خوارشان ساخت!
- عنه علیهالسلام: ذِلَّةُ الجَهلِ أعظَمُ ذِلَّةٍ.[۴۵۴]
- امام على علیهالسلام: خوارى نابخردى، بزرگترين خوارى است.
- عنه علیهالسلام: أذَلُّ الذُّلِّ الجَهلُ؛ لِأَنَّ صاحِبَهُ أصَمُّ، أبكَمُ، أعمیٰ، حَيرانُ.[۴۵۵]
- امام على علیهالسلام: خوارترين خوارى، نابخردى است؛ چرا كه گرفتار آن، كر و لال و كور و سرگردان است.
- عنه علیهالسلام: كَفی بِالجَهلِ ضَعَةً![۴۵۶]
- امام على علیهالسلام: نابخردى (عَقلانیّت نداشتن)، براى خوارى و پستى، بس است.
- عنه علیهالسلام: الجاهِلُ يَرفَعُ نَفسَهُ فَيَتَّضِعُ.[۴۵۷]
- امام على علیهالسلام: نابخرد، خود را بلند میگرداند؛ امّا پست میشود.
- عنه علیهالسلام: العَقلُ يَهدي و يُنجي، وَ الجَهلُ يُغوي و يُردي.[۴۵۸]
- امام على علیهالسلام: خرد، هدايت میكند و رهايى میبخشد، و نابخردى، گمراه میسازد و پست میگرداند.
- امام على علیهالسلام: نابخردى، مركبى چموش است؛ آن كه بر آن سوار شود، میلغزد و هر كه با آن همراه شود، گمراه میگردد.
- الإمام الصادق علیهالسلام: الجَهلُ ذُلٌّ.[۴۶۱]
- امام صادق علیهالسلام: نابخردی، خوارى است.
۳ / ۵: الشَّرُّ
۳ / ۵: بدی
- رسول اللّه صلی الله علیه و آله: الجَهلُ رَأسُ الشَّرِّ كُلِّهِ.[۴۶۲]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: نابخردى، بالاترينِ همۀ بدیهاست.
- عنه صلی الله علیه و آله: شَرُّ الدُّنيا وَ الآخِرَةِ مَعَ الجَهلِ.[۴۶۳]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: بدىِ دنيا و آخرت، با نابخردى است.
- الإمام عليّ علیهالسلام: لا قَرينَ شَرٌّ مِنَ الجَهلِ.[۴۶۴]
- امام على علیهالسلام: هيچ دوستى بدتر از نابخردى نيست.
- عنه علیهالسلام: الجَهلُ أصلُ كُلِّ شَرٍّ.[۴۶۵]
- امام على علیهالسلام: نابخردى، ريشۀ همۀ بدیهاست.
- عنه علیهالسلام: بِالجَهلِ يُستَثارُ كُلُّ شَرٍّ.[۴۶۶]
- امام على علیهالسلام: با نابخردى، هر بدىاى برانگيخته میشود.
- عنه علیهالسلام: الجَهلُ مَعدِنُ الشَّرِّ.[۴۶۷]
- امام على علیهالسلام: نابخردى، سرچشمۀ بدیهاست.
۳ / ۶: المَوتُ وَ الهَلاك
۳ / ۶: مرگ و هلاکت
- الإمام عليّ علیهالسلام: مَنِ استَحكَمَت لي فيهِ خَصلَةٌ مِن خِصالِ الخَيرِ، احتَمَلتُهُ عَلَيها وَ اغتَفَرتُ فَقدَ ما سِواها، و لا أغتَفِرُ فَقدَ عَقلٍ و لا دينٍ؛ لِأَنَّ مُفارَقَةَ الدّينِ مُفارَقَةُ الأَمنِ، فَلا يُتَهَنَّأُ بِحَياةٍ مَعَ مَخافَةٍ، و فَقدُ العَقلِ فَقدُ الحَياةِ، و لا يُقاسُ إلّا بِالأَمواتِ.[۴۶۸]
- امام على علیهالسلام: آن كه صفتى از صفات نيک در او پا بر جا شود، او را تحمّل میكنم و نبودِ ساير خصلتها را بر او میبخشم؛ امّا نبودِ خرد و دين را نمىبخشم؛ چرا كه از دست دادن دين، از ميان رفتن امنيت است و زندگى با ترس، گوارا نيست و از دست دادن خرد، از دست دادن زندگى است و جز با مردگان سنجيده نمیشود.
- عنه علیهالسلام: الجَهلُ مُميتُ الأَحياءِ، و مُخَلِّدُ الشَّقاءِ.[۴۶۹]
- امام على علیهالسلام: نابخردى، زندهها را میميراند و بدبختى را جاودانه میسازد.
- عنه علیهالسلام: الجَهلُ مَوتٌ، التَّواني فَوتٌ.[۴۷۰]
- امام على علیهالسلام: نابخردى، مرگ است و سستى، [موجب] دست نيافتن.
- عنه علیهالسلام: الجاهِلُ مَيِّتٌ و إن كانَ حَيّاً.[۴۷۱]
- امام على علیهالسلام: نابخرد، مرده است، گرچه زنده باشد.
- عنه علیهالسلام: كَم مِن غَريقٍ هَلَكَ في بَحرِ الجَهالَةِ![۴۷۲]
- امام على علیهالسلام: چه بسيار كسانى كه در درياى نابخردى، غرق و نابود شدند!
- امام على علیهالسلام: نابخردى، پستت مىكند.
۳ / 7: الاِختِلافُ
۳ / ۷: اختلاف (تفرقه)
الكتاب
قرآن
(لَا يُقَـٰتِلُونَكُمْ جَمِيعًا إلّا فِى قُرًى مُّحَصَّنَةٍ أوْ مِن وَرَاءِ جُدُرِم بَاْسُهُم بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّیٰ ذَ ٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَعْقِلُونَ).[۴۷۵]
(آنان همه با شما نمیجنگند مگر در قريههاى داراى استحكامات، يا از پس ديوار. آنان سخت با يكديگر دشمن اند. تو يکدل میپنداریشان و حال آن كه دلهايشان از هم جداست؛ زيرا آنان مردمى بىخردند).
الحديث
حدیث
- الإمام عليّ علیهالسلام: لَو سَكَتَ الجاهِلُ مَا اختَلَفَ النّاسُ.[۴۷۶]
- امام على علیهالسلام: اگر نابخرد خاموش میمانْد، ميان مردم، اختلاف پديد نمىآمد.
- عنه علیهالسلام - مِن كَلامِهِ لأَهلِ الكوفَةِ -: أيُّهَا القَومُ الشّاهِدَةُ أبدانُهُمُ، الغائِبَةُ عَنهُم عُقولُهُمُ، المُختَلِفَةُ أهواؤُهُمُ، المُبتَلیٰ بِهِم اُمَراؤُهُم، صاحِبُكُم يُطيعُ اللهَ و أنتُم تَعصونَهُ! و صاحِبُ أهلِ الشّامِ يَعصِي اللهَ و هُم يُطيعونَهُ![۴۷۷]
- امام على علیهالسلام - در سخنان خود خطاب به كوفيان -: اى مردمى كه پيكرهايشان پيداست و خردهايشان از وجود آنها رخت بر بسته است؛ خواهشها و هدفهایشان گونه گونه است و حاکمانشان به آنها گرفتار شدهاند! زمامدار شما خدا را فرمان میبرد و شما او را نافرمانى میكنيد؛ ولى زمامدار شاميان، خدا را نافرمانى میكند و آنها از او فرمان میبرند!
- عنه علیهالسلام: أيَّتُهَا النُّفوسُ المُختَلِفَةُ، وَ القُلوبُ المُتَشَتِّتَةُ، الشّاهِدَةُ أبدانُهُم، وَ الغائِبَةُ عَنهُم عُقولُهُم، أَظأَرُكُم عَلَى الحَقِّ و أنتُم تَنفِرونَ عَنهُ نُفورَ المِعزیٰ مِن وَعوَعَةِ الَأَسَدِ![۴۷۸]
- امام على علیهالسلام: اى جانهاى گونهگون و دلهاى پراكنده، كه پيكرهايشان پيداست و خردهايشان از آنان غايب است! شما را با مهر و محبّت به سوى حق میبرم؛ امّا شما از آن میرميد، همچون رميدن بز از نعرۀ شير!
۳ / ۸: هٰذِهِ المَضارُّ
۳ / ۸: آسیبهای دیگر
- الإمام عليّ علیهالسلام: عُقبَى الجَهلِ مَضَرَّةٌ.[۴۷۹]
- امام على علیهالسلام: پایان نابِخْرَدی، زیان است.
- امام على علیهالسلام: نابخردى، بدفرجامی است.
- عنه علیهالسلام: الجَهلُ وَ البُخلُ مَساءَةٌ و مَضَرَّةٌ.[۴۸۲]
- امام على علیهالسلام: نابخردى و بخل، بدى و زيان اند.
- عنه علیهالسلام: الحِرصُ وَ الشَّرَهُ وَ البُخلُ نَتيجَةُ الجَهلِ.[۴۸۳]
- امام على علیهالسلام: آزمندى و سيرى ناپذيرى و بخل، زاييدۀ نابخردى اند.
- عنه علیهالسلام: ما عَقَلَ مَن بَخِلَ بِإِحسانِهِ.[۴۸۴]
- امام على علیهالسلام: خردمند نيست كسى كه از نيكى كردن، بخل ورزد.
- عنه علیهالسلام: الحُمقُ مِن ثِمارِ الجَهلِ.[۴۸۵]
- امام على علیهالسلام: حماقت، از ميوههاى نابخردی است.
- عنه علیهالسلام: الخُلُقُ المَذمومُ مِن ثِمارِ الجَهلِ.[۴۸۶]
- امام على علیهالسلام: خوى نكوهيده، از ميوههاى نابخردى است.
- عنه علیهالسلام: اللَّهوُ مِن ثِمارِ الجَهلِ.[۴۸۷]
- امام على علیهالسلام: سرگرمى (غفلت)، از ميوههاى نابخردى است.
- عنه علیهالسلام: إنَّكُم لَن تُحَصِّلوا بِالجَهلِ أرَباً[۴۸۸]، و لَن تَبلُغوا بِهِ مِنَ الخَيرِ سَبَباً، و لَن تُدرِكوا بِهِ مِنَ الآخِرَةِ مَطلَباً.[۴۸۹]
- امام على علیهالسلام: به راستى كه شما با نابخردى به هيچ خواستهاى نمیرسيد و با آن به هيچ سببى از اسباب خوبى دست نمیيابيد، و به هيچ مقصد آخرتى هم نائل نمیگرديد.
- عنه علیهالسلام: رُبَّ صَديقٍ يُؤتیٰ مِن جَهلِهِ، لا مِن نِيَّتِهِ.[۴۹۰]
- امام علی علیهالسلام: بسی دوست که از نابخردیاش [به دوستانش] ضربه وارد میشود، نه از خواست و نیّتش.
- عنه علیهالسلام: مَن جَهِلَ قَلَّ اعتِبارُهُ.[۴۹۱]
- امام على علیهالسلام: هر كه نابخرد باشد، پند گرفتنش اندک است.
- عنه علیهالسلام: مَن جَهِلَ اُهمِلَ.[۴۹۲]
- امام على علیهالسلام: هر كه نابخردی ورزد، [مردم] او را وا میگذارند [و رعایت او را نمیکنند].
- عنه علیهالسلام: مَنِ استَطارَهُ الجَهلُ فَقَد عَصَى العَقلَ.[۴۹۳]
- امام على علیهالسلام: هر کس که بیعقلی، او را بجنباند و از جای بر کند، عقل را نافرمانی میکند.
- عنه علیهالسلام: مَن قَلَّ عَقلُهُ ساءَ خِطابُهُ.[۴۹۴]
- امام على علیهالسلام: هر كه كمخرد باشد، بد سخن میگويد.
- عنه علیهالسلام: مَن قَلَّ عَقلُهُ كَثُرَ هَزلُهُ.[۴۹۵]
- امام على علیهالسلام: هر كه عقلش كم باشد، لودگیاش [و جدّى نبودنش] زياد است.
- عنه علیهالسلام: كَثرَةُ الهَزلِ آيَةُ الجَهلِ.[۴۹۶]
- امام على علیهالسلام: مسخرگى زياد، نشانۀ نابخردى است.
- عنه علیهالسلام: مَن كَثُرَ مِزاحُهُ استُجهِلَ.[۴۹۷]
- امام على علیهالسلام: هر كه زياد شوخى كند، نابخرد شمرده میشود.
- عنه علیهالسلام: العامِلُ بِجَهلٍ كَالسّائِرِ عَلیٰ غَيرِ طَريقٍ؛ فَلا يَزیدُهُ جِدُّهُ فِي السَّيرِ إلّا بُعداً عَن حاجَتِهِ.[۴۹۸]
- امام علی علیهالسلام: عملکننده از روی بیعقلی، مانند مسافر در بیراهه است که سرعت سیرش جز بر دوری او از حاجتش نمیافزاید.
- عنه علیهالسلام:الخِذلانُ مُمِدُّ الجَهلِ.[۴۹۹]
- امام على علیهالسلام: خواری، مددكارِ نابخردى است.
- عنه علیهالسلام: هٰذا كِتابُ اللهِ بَينَ أظهُرِنا، و عَهدُ رَسولِ اللهِ و سيرَتُهُ فينا، لا يَجهَلُ ذٰلِكَ إلّا جاهِلٌ عانِدٌ عَنِ الحَقِّ مُنكِرٌ.[۵۰۰]
- امام على علیهالسلام: اين كتاب خدا در ميان ماست و عهد و سيرۀ پيامبر خدا، در ميان ماست. از اين حقيقت، جز نابخردِ روگردان از حق و انكار كننده، بىخبر نيست.
- عنه علیهالسلام: مَن جَهِلَ كَثُرَ عِثارُهُ.[۵۰۱]
- امام على علیهالسلام: كسى كه نابخرد باشد، لغزش او زياد مىشود.
- عنه علیهالسلام: صَوابُ الجاهِلِ كَالزَّلَّةِ مِنَ العاقِلِ.[۵۰۲]
- امام على علیهالسلام: درستى از جانب نابخرد، مثل لغزش از جانب خردمند است.
- عنه علیهالسلام: الجَهلُ يُفسِدُ المَعادَ.[۵۰۳]
- امام على علیهالسلام: نابخردى، آخرت را تباه میكند.
- عنه علیهالسلام: الجَهلُ فَسادُ كُلِّ أمرٍ.[۵۰۴]
- امام على علیهالسلام: نابخردى، مايۀ تباهى همه چيز است.
- الإمام الباقر علیهالسلام: المُرُوَّةُ أن لا تَطمَعَ فَتَذِلَّ، و [لا][۵۰۵] تَسأَلَ فَتَقِلَّ، و لا تَبخَلَ فَتُشتَمَ، و لا تَجهَلَ فَتُخصَمَ.[۵۰۶]
- امام باقر علیهالسلام: مردانگى، آن است که طمع نَوَرزى تا خوار نشوى، و خواهش نکنى تا نادار نشوى، و بخل نَوَرزى تا دشنام نشنوى، و نابخردى نکنى تا شکست نخورى.
الفَصْلُ الرَّابِعُ: ما یَنبَغِي لِلجاهِلِ
فصل چهارم: آنچه برای جاهل (نابخرد)، سزاوار است
۴ / ۱: الاِستِعاذَةُ بِاللهِ
۴ / ۱: پناه بردن به خدا
- سنن النسائي عن اُمّ سلمة: إنَّ النَّبِيَّ صلی الله علیه و آله كانَ إذا خَرَجَ مِن بَيتِهِ قالَ: بِاسمِ اللهِ، رَبِّ أعوذُ بِكَ مِن أن أزِلَّ أو أضِلَّ، أو أظلِمَ أو اُظلَمَ، أو أجهَلَ أو يُجهَلَ عَلَيَّ.[۵۰۷]
- سنن النسائى - به نقل از اُمّ سَلَمه -: پيامبر صلی الله علیه و آله هر گاه از خانهاش بیرون میآمد، میگفت: «به نام خدا. پروردگارا! به تو پناه میبرم از اين كه بلغزم يا گمراه شوم، يا ستم كنم يا به من ستم شود، يا نابخردى كنم يا با من به نابخردى رفتار شود».
- الإمام عليّ علیهالسلام: اللّٰهُمَّ إنّي... أعوذُ بِكَ مِنَ الجَهلِ وَ الهَزلِ، و مِن شَرِّ القَولِ وَ الفِعلِ.[۵۰۸]
- امام على علیهالسلام: بار خدايا! من... به تو پناه میبرم از نابخردى كردن و [بی جا] شوخى نمودن، و [نیز] از گفتار و كردار بد.
- عنه علیهالسلام: إلٰهي... ألوذُ بِكَ مِن قسوَتي، و أعوذُ بِكَ مِن جُرأتي، و أستَجيرُ بِكَ مِن جَهلي، و أتَعَلَّقُ بِعُریٰ أسبابِكَ مِن ذَنبي.[۵۰۹]
- امام على علیهالسلام: معبود من!... از نيروى خود، به تو پناه میبرم و از گستاخىام، به تو پناهنده میشوم و از نابخردىِ خود، از تو امان میجويم و از گناه خويش، به دستگيرههاى ريسمانهاى تو چنگ میزنم.
- الإمام الصادق علیهالسلام: اللّٰهُمَّ بِكَ نُمسي و بِكَ نُصبِحُ، و بِكَ نَحيا و بِكَ نَموتُ، و إلَيكَ نَصيرُ، و أعوذُ بِكَ مِن أن أُذِلَّ أو أُذَلَّ، أو أُضِلَّ أو اُضَلَّ، أَو أَظلِمَ أو اُظلَمَ، أو أجهَلَ أو يُجهَلَ عَلَيَّ.[۵۱۰]
- امام صادق علیهالسلام: بار خدايا! به يارى تو، روز را به شب و شب را به روز میرسانيم، و به كمک تو زندهايم، و به قدرت تو میميريم، و به سوى تو حركت میكنيم. به تو پناه میبرم از اين كه خوار کنم يا خوارم کنند، يا گمراه کنم يا گمراهم کنند، يا ستم كنم يا به من ستم شود، يا نابخردى كنم يا با من به نابخردى رفتار شود.
- الكافي عن عبدالرّحمٰن بن سيابة: أعطاني أبو عَبدِاللهِ علیهالسلام هٰذَا الدُّعاءَ: الحَمدُ لِلهِ وَلِيِّ الحَمدِ و أهلِهِ و مُنتَهاهُ وَ مَحَلِّهِ... و أعوذُ بِكَ مِن أن أشتَرِيَ الجَهلَ بِالعِلمِ، وَ الجَفاءَ بِالحِلمِ، وَ الجَورَ بِالعَدلِ، وَ القَطيعَةَ بِالبِرِّ، وَ الجَزَعَ بِالصَّبرِ.[۵۱۱]
- الكافى - به نقل از عبد الرحمان بن سيابه -: امام صادق علیهالسلام اين دعا را به من داد: «ستايش، خداوند را كه صاحب ستايش و سزامند آن و پايانه و جايگاه آن است... و [خدايا!] به تو پناه میبرم از اين كه نابخردى را به جاى دانايى بخرم، و تندى را به جاى بردبارى، و ستم را به جاى دادگرى، و بريدن از خويشان را به جاى نيكى به آنان، و ناشكيبى را به جاى شكيبايى».
- الإمام عليّ علیهالسلام: أعوذُ بِكَ رَبّي أن أشتَرِيَ الجَهلَ بِالعِلمِ كَمَا اشتَریٰ غَيري، أوِ السَّفَهَ بِالحِلمِ.[۵۱۲]
- امام على علیهالسلام: اى پروردگار من! به تو پناه میبرم از اين كه نابخردى را به جاى دانايى بخرم - چنان كه ديگران خريدند -، يا سبکسرى را به جاى بُردباری.
۴ / ۲: الاِستِغفارُ و الاِعتذار
۴ / ۲: استغفار و اعتذار به درگاه خداوند
- رسول اللّه صلی الله علیه و آله: اللّٰهُمَّ اغفِر لي خَطيئَتي و جَهلي، و إِسرافي في أمري، و ما أَنتَ أَعلَمُ بِهِ مِنّي.[۵۱۳]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: بار خدايا! خطا و نابخردى و زيادهروىام را در كارهايم و آنچه را تو بِدان از من داناترى، بر من ببخشاى.
- الإمام عليّ علیهالسلام: إلٰهي و سَيِّدي! فَأَسأَ لُكَ... أن تَهَبَ لي في هٰذِهِ اللَّيلَةِ، و في هٰذِهِ السّاعَةِ، كُلَّ جُرمٍ أجرَمتُهُ، و كُلَّ ذَنبٍ أذنَبتُهُ، و كُلَّ قَبيحٍ أسرَرتُهُ، و كُلَّ جَهلٍ عَمِلتُهُ.[۵۱۴]
- امام على علیهالسلام: معبود من و سَرور من! از تو درخواست مىکنم... که در اين شب و در اين ساعت، هر جرمى را که مرتکب شدهام و هر گناهى را که انجام دادهام و هر زشتىاى را که مخفى داشتهام و هر کار جاهلانهاى را که انجام دادهام، بر من ببخشی.
- عنه علیهالسلام: اللّٰهُمَّ اغفِر لي خَطايايَ و عَمدي و جَهلي، و هَزلي و جِدّي، و كُلُّ ذٰلِكَ عِندي.[۵۱۵]
- امام على علیهالسلام: بار خدايا! هر گناهى را كه به خطا يا به عمد، يا از سر نابخردى يا شوخى از من سر زده است، بر من بيامرز که همۀ اینها را دارم.
- الإمام زين العابدين علیهالسلام: اللّٰهُمَّ إنّي أعتَذِرُ إلَيكَ مِن جَهلي، و أستَوهِبُكَ سوءَ فِعلي.[۵۱۶]
- امام زين العابدين علیهالسلام: خدايا! از نابخردىام به تو عذر مىآورم و از سوء رفتارم از تو طلب بخشش دارم.
۴ / ۳: التَّقویٰ
۴ / ۳: پرهیزگاری
- الإمامُ عليٌّ علیهالسلام: إنَّ تَقوَى اللهِ دَواءُ دَاءِ قُلوبِكُم، و بَصَرُ عَمىٰ أفئدتِكُم، و شِفاءُ مَرَضِ أجسادِكُم، و صَلاحُ فَسادِ صُدورِكُم، و طَهورُ دَنَسِ أنفُسِكُم، و جَلاءُ عَشا أبصارِكُم، و أمنُ فَزَعِ جَأشِكُم، و ضِياءُ سَوادِ ظُلمَتِكُم.[۵۱۷]
- امام على علیهالسلام: همانا پروا کردن از خدا داروى درد قلبهاى شماست و بينا كنندۀ كورى دلهايتان و شفابخش بيمارى جسمهايتان و برطرف كنندۀ تباهى سينههايتان و پاک كنندۀ آلودگى جانهايتان و روشنىبخش ضعف چشمهايتان و فرو نشانندۀ ترس و اضطراب دلهايتان و روشنیبخش سياهى ظُلمتتان.
- الإمام الباقر علیهالسلام: إنَّ اللهَ عزّ و جلّ يَقي بِالتَّقویٰ عَنِ العَبدِ ما عَزَبَ عَنهُ عَقلُهُ، و يَجلي بِالتَّقویٰ عَنهُ عَماهُ و جَهلَهُ.[۵۱۸]
- امام باقر علیهالسلام: خداوند عزّ و جلّ به سببِ تقوا، آنچه را از چشمِ خِرد بنده دور ماند، نگه میدارد و با تقوا، كورى و نابخردى را از او دور میگرداند.
الفَصلُ الخامِسُ: ما یَنبَغي في مُواجَهَةِ الجاهِلِ
فصل پنجم: آنچه در رفتار با جاهل (نابخرد)، شایسته است
۵ / ۱: السَّلامُ عِندَ المُخاطَبَةِ
۵ / ۱: کنارهگیری مُلایم از گفتگو
الكتاب
قرآن
(وَ عِبَادُ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى ٱلَارْضِ هَوْنا وَ إذَا خَاطَبَهُمُ ٱلْجَـٰهِلُونَ قَالُواْ سَلَـٰمًا).[۵۱۹]
(بندگان [خداى] رحمان، كسانى هستند كه با فروتنى، روى زمين راه مىروند و چون كه نابخردان با آنان وارد گفتگو شوند [، بزرگوارانه و با ملایمت]، خداحافظی میکنند).
الحديث
حدیث
- مسند ابن حنبل عن النّعمان بن مُقرّن: سَبَّ رَجُلٌ رَجُلاً عِندَهُ صلی الله علیه و آله، فَجَعَلَ الرَّجُلُ المَسبوبُ يَقولُ: عَلَيكَ السَّلامُ.
قالَ رَسولُ اللهِ صلی الله علیه و آله: أما إنَّ مَلَكاً بَينَكُما يَذُبُّ عَنكَ، كُلَّما يَشتِمُكَ هٰذا قالَ لَهُ: بَل أنتَ، و أنتَ أحَقُّ بِهِ. و إذا قُلتَ[۵۲۰] لَهُ: عَلَيكَ السَّلامُ، قالَ: لا، بَل لَكَ، أنتَ أحَقُّ بِهِ.[۵۲۱]
- مسند ابن حنبل - به نقل از نعمان بن مُقرّن -: مردى، شخصى را در نزد پيامبر صلی الله علیه و آله دشنام میداد و او در جواب میگفت: بر تو سلام!
پيامبر خدا صلی الله علیه و آله [خطاب به فردى كه با سلام، به دشنام دهنده جواب میداد،] فرمود: «آگاه باش! فرشتهاى در ميان شما دو نفر است كه از تو دفاع میكند. هر گاه او تو را دشنام میدهد، فرشته [به او] میگويد: تو چنينى؛ بلكه تو سزاوارترى، و وقتى تو در پاسخ میگويى: بر تو سلام، [آن فرشته] میگويد: نه؛ بلكه تو سزاوار سلام هستى».
- رسول اللّه صلی الله علیه و آله: اللّٰهُمَّ اجعَلنا مِنَ الَّذينَ إذا حَدَّثُوا صَدَقُوا... و إِذا جَهِلُوا رَجَعُوا... (وَ إذَا خَاطَبَهُمُ ٱلْجَـٰهِلُونَ قَالُواْ سَلَـٰمًا).[۵۲۲]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خدایا! مرا از کسانی قرار ده که چون سخن میگویند، راست میگویند... و چون نابخردی میکنند، توبه میکنند و باز میگردند... (و چون نابخردان با آنان وارد گفتگو شوند [، بزرگوارانه و با ملایمت]، خداحافظی میکنند).
- عنه صلی الله علیه و آله - في وَصفِ الصّابِرينَ -: (و إذا خاطَبَهُمُ الجاهِلونَ قالُوا سَلاماً).[۵۲۳]
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله - در توصیف شکیبایان -: (و چون نابخردان با آنان وارد گفتگو شوند، [بزرگوارانه و با ملایمت]، خداحافظی میکنند).
- الإمام عليّ علیهالسلام: يا كُمَيلُ، في كُلِّ صِنفٍ قَومٌ أرفَعُ مِن قَومٍ، فَإِيّاكَ و مُناظَرَةَ الخَسيسِ مِنهُم و إن أسمَعوكَ؛ وَ احتَمِل و كُن مِنَ الَّذينَ وَصَفَهُمُ اللهُ: (وَ إذَا خَاطَبَهُمُ ٱلْجَـٰهِلُونَ قَالُواْ سَلَـٰمًا).[۵۲۴]
- امام علی علیهالسلام: ای کمیل! در هر دسته از مردم، گروهی برتر از گروهی دیگر هستند. مبادا که با فرومایگان آنان مناظره کنی، حتّی اگر چیزی به تو گفتند. تحمّل کن و از کسانی باش که خداوند متعال این گونه توصیفشان کرده است: (و چون نابخردان با آنان در گفتگو شوند، [بزرگوارانه و با ملایمت] خداحافظی کن).
- عنه علیهالسلام - في وَصفِ أصحابِهِ -: لَو رَأيتَهُم في نَهارِهِم إذاً لَرَأيتَ قَوماً (يَمْشُونَ عَلَى ٱلَارْضِ هَوْناً)، و يَقولونَ (لِلنّاسِ حُسناً)[۵۲۵]، (وَ إذَا خَاطَبَهُمُ ٱلْجَـٰهِلُونَ قَالُواْ سَلَـٰما)، (وَ إذَا مَرُّواْ بِاللَّغْوِ مَرُّواْ كِرَاماً)[۵۲۶].[۵۲۷]
- امام على علیهالسلام - در توصیف ياران خود -: اگر در روز، آنان را ببينى، آنها را گروهى خواهى يافت كه (به نرمى بر زمين راه میروند) و با مردم به نيكى سخن میگويند (و اگر نابخردان با آنان در گفتگو شوند، [بزرگوارانه و با ملایمت] خدا حافظی میکنند) و (اگر به كارى لغو و بيهوده برخورد كنند به بزرگوارى از آن میگذرند).
- الإمام الصادق علیهالسلام - في وَصفِ شيعَةِ أهلِ البَيتِ: -: إن خاطَبَهُم جاهِلٌ سَلَّمُوا، و إن لَجَأَ إلَيهِم ذُو الحاجَةِ مِنهُم رَحِمُوا، و عِندَ المَوتِ هُم لا يَحزَنونَ.[۵۲۸]
- امام صادق علیهالسلام - در توصیف شيعيان اهل بیت: -: اگر فرد نابخردى با آنان در گفتگو شود، [به او] سلام میدهند، و اگر نيازمندى به آنان پناه برد، بر او ترحّم میكنند، و در هنگام مرگ، غمگين نیستند.
- الأغاني: كانَ إبراهيمُ[۵۲۹] شَديدَ الاِنحِرافِ عَن عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ علیهالسلام، فَحَدَّثَ المَأمونَ يَوماً أنَّهُ رَأیٰ عَلِيّاً فِي النَّومِ، فَقالَ لَهُ: مَن أنتَ؟ فَأَخبَرَهُ أنَّهُ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ. فَمَشَينا حَتّیٰ جِئنا قَنطَرَةً، فَذَهَبَ يَتَقَدَّمُني لِعُبورِها، فَأَمسَكتُهُ وَ قُلتُ لَهُ: إنَّما أنتَ رَجُلٌ تَدَّعي هٰذَا الَأَمرَ بِإِمرَةٍ وَ نَحنُ أحَقُّ بِهِ مِنكَ! فَما رَأيتُ لَهُ فِي الجَوابِ بَلاغَةً كَما يوصَفُ عَنهُ!
فَقالَ: و أيُّ شَيءٍ قالَ لَكَ؟
فَقالَ: ما زادَني عَلیٰ أن قالَ: سَلاماً سَلاماً!
فَقالَ لَهُ المَأمونُ: قَد - وَ اللهِ - أجابَكَ أبلَغَ جَوابٍ.
قالَ: و كَيفَ؟!
قالَ: عَرَّفَكَ أنَّكَ جاهِلٌ لا يُجاوَبُ مِثلُكَ، قالَ اللهُ عزّ و جلّ: (وَ إذَا خَاطَبَهُمُ ٱلْجَـٰهِلُونَ قَالُواْ سَلَـٰما)!
فَخَجِلَ إبراهيمُ، وقالَ: لَيتَني لَم اُحَدِّثكَ بِهٰذَا الحَديثِ.[۵۳۰]
- الأغانى: ابراهيم [فرزند مهدی خليفۀ عبّاسى]، بسيار با علی بن ابی طالب علیهالسلام دشمن بود. روزى به مأمون گفت كه على علیهالسلام را در خواب ديده است و از او پرسيده: «كيستى؟». جواب داده است كه على بن ابى طالب است. [ابراهيم گفت:] مقدارى راه رفتيم تا به پلى رسيديم. خواست زودتر از من عبور كند. او را گرفتم و گفتم: «تو ادّعاى فرمانروايى دارى با آن كه ما بِدان شايستهتر هستيم. او در جواب، پاسخى بليغانه، آن گونه كه او را وصف میكنند، نداد.
مأمون گفت: مگر چه پاسخ داد؟
ابراهيم گفت: چيزى نگفت جز: به سلامت! به سلامت!
مأمون گفت: به خدا سوگند، بليغ ترين پاسخ را داده است».
ابراهيم گفت: «چه طور؟».
مأمون گفت: به تو فهمانده كه نابخردى و در خور گفتگو نيستى. خداوند عزّ و جلّ فرموده است: (و چون نابخردان با آنان وارد گفتگو شوند، [بزرگوارانه و با ملایمت]، خداحافظی میکنند».
ابراهيم شرمنده شد و گفت: «كاش اين قصّه را برايت نمىگفتم!»
راجع: موسوعة العقائد الإسلامية (المعرفة): ج۱ ص۲۸۰ ح۵۲۸ و ص۲۸۶ ح۵۸۲.
ر. ک: دانشنامۀ عقاید اسلامی (معرفتشناسی): ج۱ ص۴۰۵ ح۵۲۸ و ص۴۱۶ ح۵۸۲.
۵ / ۲: السُّكوتُ و تَركُ المُنازَعَةِ
۵ / ۲: سکوت و رها کردن نزاع
- رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ موسیٰ علیهالسلام لَقِيَ الخِضرَ علیهالسلام فَقالَ: أوصِني، فَقالَ الخِضرُ:... يا موسیٰ، تَفَرَّغ لِلعِلمِ إن كُنتَ تُريدُهُ، فَإِنَّمَا العِلمُ لِمَن تَفَرَّغَ لَهُ... و أعرِض عَنِ الجُهّالِ، وَ احلُم عَنِ السُّفَهاءِ؛ فَإِنَّ ذٰلِكَ فَضلُ الحُلَماءِ و زَينُ العُلَماءِ، إذا شَتَمَكَ الجاهِلُ فَاسكُت عَنهُ سِلماً و جانِبهُ حَزماً، فَإِنَّ ما بَقِيَ مِن جَهلِهِ عَلَيكَ و شَتمِهِ إيّاكَ أكثَرُ.[۵۳۱]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: موسى علیهالسلام، خضر علیهالسلام را ملاقات كرد و گفت: مرا پند ده. خضر علیهالسلام گفت: «... اى موسى! اگر دانش میخواهى، خودت را وقف آن ساز؛ زيرا دانش، از آنِ كسى است كه خود را وقف آن سازد... و از نابخردان، كنارهگيرى كن و در برابر ابلهان، بردبار باش؛ زيرا اين براى بردباران، فضيلت و براى آگاهان، زينت است. اگر نابخردى تو را دشنام داد، به ملايمت سكوت كن و با دورانديشى، از او كناره بگير؛ زيرا ثوابى كه از نابخردى و دشنام او به تو برايت باقى مانده، بيشتر است».
- الإمام عليّ علیهالسلام: كَلامُ العاقِلِ قوتٌ، و جَوابُ الجاهِلِ سُكوتٌ.[۵۳۲]
- امام على علیهالسلام: سخن خردمند، خوراک [جان] است و پاسخ به نابخرد، سكوت.
- عنه علیهالسلام - فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: لا تُنازِع جاهِلاً.[۵۳۳]
- امام على علیهالسلام - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: با نابخرد، نزاع مكن.
- عنه علیهالسلام: لا تُنازِعِ السُّفَهاءَ و لا تَستَهتِر بِالنِّساءِ؛ فَإِنَّ ذٰلِكَ يُزري[۵۳۴] بِالعُقَلاءِ.[۵۳۵]
- امام على علیهالسلام: با ابلهان، نزاع مكن و دلباختۀ زنان مشو؛ زيرا اين خصلتها، خردمندان را خوار میگرداند.
- عنه علیهالسلام: لا تُعاتِبِ الجاهِلَ فَيَمقُتَكَ، و عاتِبِ العاقِلَ يُحبِبكَ.[۵۳۶]
- امام على علیهالسلام: نابخرد را سرزنش مكن، كه دشمنت میشود، و خردمند را سرزنش كن تا دوست تو شود.
- الكافي عن محمّد بن مسلم: كَتَبَ أبو عَبدِ اللهِ علیهالسلام إلَى الشّيعَةِ: لَيَعطِفَنَّ[۵۳۷] ذَوُو السِّنِّ مِنكُم وَ النُّهیٰ عَلیٰ ذَوِي الجَهلِ و طُلاّبِ الرِّئاسَةِ، أو لَتُصيبَنَّكُم لَعنَتي أجمَعينَ.[۵۳۸]
- الکافی - به نقل از محمّد بن مسلم -: امام صادق علیهالسلام به شيعيان نوشت: «بايد بزرگترها و خردمندان شما براى افراد نابخرد و رياستطلب، دل بسوزانند [و نصيحت و ارشادشان كنند]، و گرنه نفرين من به همۀ شما مىرسد».
- عيون أخبار الرضا علیهالسلام عَن مُوسَى بنِ مُحَمَّدٍ المُحارِبِيِّ عَن رَجُلٍ ذَكَرَ اسمَهُ عَن الإمام الرِّضا علیهالسلام: أنَّ المَأمونَ قالَ لَهُ: هَل رُويتَ مِنَ الشِّعرِ شَيئاً؟ فَقالَ: قَد رُويتُ مِنهُ الكَثيرَ،...
قالَ: فَأَنشِدني أحسَنَ ما رُويتَهُ فِي السُّكوتِ عَنِ الجَاهِلِ، و تَركِ عِتابِ الصَّدِيقِ. فَقالَ علیهالسلام:
إنّي لَيَهجُرُنِي الصَّديقُ تَجَنُّباً فَأُريهِ أنَّ لِهَجرِهِ أسبابا
وأَراهُ إن عاتَبتُهُ أغرَیتُهُ[۵۳۹] فَأَریٰ لَهُ تَركَ العِتابِ عِتَابا
وإذا بُلِيتُ بِجاهِلٍ مُتَحَكِّمٍ يَجِدُ المُحالَ مِنَ الاُمُورِ صَوابا
أولَيتُهُ مِنِّي السُّكوتَ ورُبَّما كانَ السُّكوتُ عَنِ الجَوابِ جَوابا
فَقالَ المَأمونُ: ما أحسَنَ هٰذا! هٰذا مَن قالَهُ؟ فَقالَ: لِبَعضِ فِتيانِنا.[۵۴۰]
- عيون أخبار الرضا علیهالسلام - به نقل از موسى بن محمّد مُحاربى، از مردى كه نامش را گفت -: مأمون به امام رضا علیهالسلام گفت: آيا چیزی از شعر هم برایت روایت شده [و در خاطر داری]؟ فرمود: «بسيار برایم روایت شده [و در خاطر دارم]».…
مأمون گفت: بهترين شعرى را كه در بارۀ سكوت در برابر نابخرد و نكوهش نكردن دوست برایت روایت شده، برايم بخوان.
امام علیهالسلام فرمود:
«دوستم مرا تنها مىگذارد و دور مىشود/
ولى من براى آن، علّتهايى را در نظر مىآورم.
و چنين مىبينم كه اگر سرزنشش كنم، وى را برانگيختهام./
پس سرزنش نكردنش را خود، سرزنشى مىبينم.
و هر گاه گرفتار نابخردى زورگو مىگردم/
كه كارى ناشدنى را درست مىپندارد
در برابر او سكوت اختيار مىكنم كه بسا/
خاموش ماندن از پاسخ، خود، پاسخ است».
مأمون گفت: اين [شعر] چه زيبا بود! چه كسى آن را سروده است؟ فرمود: «برای يكى از جوانان ماست».
۵ / ۳: الحِلم
۵ / ۳: بردباری
- رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ثَلاثٌ مَن لَم يَكُنَّ فيهِ لَم يَتِمَّ لَهُ عَمَلٌ: وَرَعٌ يَحجِزُهُ عَن مَعاصِي اللهِ، و خُلُقٌ يُداري بِهِ النّاسَ، و حِلمٌ يَرُدُّ بِهِ جَهلَ الجاهِلِ.[۵۴۱]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: سه چيز است كه در هر كس نباشد، هيچ عملى از او كامل نمیگردد: پارسايىاى كه او را از نافرمانى خدا باز دارد و خويى كه به وسيلۀ آن با مردم مدارا كند و بردبارىاى كه با آن نابخردی نادان را دفع سازد.
- عنه صلی الله علیه و آله: يا عَلِيُّ، ثَلاثٌ مِن مَكارِمِ الأَخلاقِ فِي الدُّنيا وَ الآخِرَةِ: أن تَعفُوَ عَمَّن ظَلَمَكَ، و تَصِلَ مَن قَطَعَكَ، و تَحلُمَ عَمَّن جَهِلَ عَلَيكَ.[۵۴۲]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: اى على! سه چيز در دنيا و آخرت، از اخلاق نيكوست: گذشت كنى از كسى كه به تو ستم كرده، و پيوند بر قرار كنى با كسى كه از تو بُريده، و بردبارى كنى با كسى كه در حقّ تو نابخردى كرده است.
- عنه صلی الله علیه و آله: إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ جَمَعَ اللهُ الخَلائِقَ في صَعيدٍ واحِدٍ... ثُمَّ يُنادي مُنادٍ آخَرُ يُسمِعُ آخِرَهُم كَما يُسمِعُ أوَّلَهُم، فَيَقولُ: أينَ أهلُ الفَضلِ؟ فَيَقومُ عُنُقٌ مِنَ النّاسِ، فَتَستَقبِلُهُم زُمرَةٌ مِنَ المَلائِكَةِ، فَيَقولونَ: ما فَضلُكُم هٰذَا الَّذي نودِيتُم بِهِ؟ فَيَقولونَ: كُنّا يُجهَلُ عَلَينا فِي الدُّنيا فَنَحتَمِلُ، و يُساءُ إلَينا فَنَعفو.
قالَ: فَيُنادي مُنادٍ مِن عِندِ اللهِ تَعالیٰ: صَدَقَ عِبادي، خَلُّوا سَبيلَهُم لِيَدخُلُوا الجَنَّةَ بِغَيرِ حِسابٍ.[۵۴۳]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: چون روز قيامت شود، خداوند، خلايق را در یک صحرا گرد مىآورد... سپس ندا دهندهٔ ديگرى از جانب خدا با صدايى كه آن را به همگان میرساند، بانگ مىزند: «كجايند اهل فضیلت؟». پس، شمارى از مردم بر مىخيزند. گروهى از فرشتگان، جلوی آنها مىروند و مىگويند: اين فضيلت شما كه در بارۀ آن بانگ زده شديد، چه بوده است؟ مىگويند: ما در دنيا چنان بوديم كه هر گاه با ما بابخردانه رفتار مىشد، تحمّل مىكرديم و هر گاه به ما بدى مىشد، گذشت مىكرديم.
در اين هنگام، ندا دهندهاى از جانب خداى بلندمرتبه، بانگ مىزند: «بندگانم راست مىگويند. راه را بر آنان بگشاييد تا بدون حسابرسى، وارد بهشت شوند».
- عنه صلی الله علیه و آله: مَن جَمَعَ القُرآنَ فَنَولُهُ[۵۴۴] لا يَجهَلُ مَعَ مَن يَجهَلُ عَلَيه.[۵۴۵]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: كسى كه قرآن را [در سينۀ خود] گِرد آورده، شايسته است كه در برابر كسى كه با او نابخردى مىكند، نابخردى ننمايد.
- عنه صلی الله علیه و آله: صِفَةُ العاقِلِ أن يَحلُمَ عَمَّن جَهِلَ عَلَيهِ.[۵۴۶]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: ويژگى خردمند، اين است كه در برابر کسی که با وی رفتار نابخردانه دارد، بردباری نشان میدهد.
- صحيح مسلم عن أبي هريرة: إنَّ رَجُلاً قالَ: يا رَسولَ اللهِ، إنَّ لي قَرابَةً أصِلُهُم و يَقطَعوني[۵۴۷]، و اُحسِنُ إلَيهِم و يُسيؤونَ إلَيَّ، و أحلُمُ عَنهُم و يَجهَلونَ عَلَيَّ!
فَقالَ: لَئِن كُنتَ كَما قُلتَ فَكَأنَّما تُسِفُّهُمُ المَلَّ[۵۴۸]، و لا يَزالُ مَعَكَ مِنَ اللهِ ظَهيرٌ عَلَيهِم ما دُمتَ عَلیٰ ذٰلِكَ.[۵۴۹]
- صحیح مسلم - به نقل از ابو هریره -: مردی گفت: ای پیامبر خدا! من نزدیکانی دارم که با آنها پیوند بر قرار میکنم؛ ولی آنها از من میبُرند. به آنان نیکی میکنم؛ ولی آنها به من بدی میکنند. با آنها بردباری میکنم؛ ولی آنها با من نابخردانه رفتار میکنند.
[پیامبر خدا] فرمود: «اگر این گونه باشد که میگویی، تو باعث روسیاهی آنها [در پیشگاه خدا] هستی و همواره و تا هنگامی که این گونه باشی، پشتیبانی از سوی خداوند در برابر آنها داری».
- تاريخ أصبهان عن أبي أيّوب: وَقَفَ عَلَينا رَسولُ اللهِ صلی الله علیه و آله، قالَ: اِبتَغُوا الرِّفعَةَ عِندَ اللهِ. قُلنا: و ما هِيَ يا رَسولَ اللهِ؟ قالَ: تَحلُمُ عَمَّن جَهِلَ عَلَيكَ، و تَصِلُ مَن قَطَعَكَ، و تُعطي مَن حَرَمَكَ.[۵۵۰]
- تاریخ أصبهان - به نقل از ابو ایّوب -: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بر سر ما ایستاد و فرمود: «والایی و بلندمرتبگی را نزد خدا بجویید». گفتیم: آن چیست، ای پیامبر خدا؟ فرمود: «در برابر کسی که با تو نابخردانه رفتار کرده است، بردباری کنی و با کسی که از تو بریده، پیوند بر قرار نمایی و به کسی که تو را محروم کرده است، عطا کنی».
- رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن أرادَ أن يُشَرِّفَ اللهُ لَهُ البُنيانَ، و أن يَرفَعَ لَهُ الدَّرَجاتِ يَومَ القِيامَةِ فَليَعفُ عَمَّن ظَلَمَهُ، و ليُعطِ مَن حَرَمَهَ، وَ ليَصِل مَن قَطَعَهَ، و ليَحلُم عَلی مَن جَهِلَ عَلَيهِ.[۵۵۱]
- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: هر کس میخواهد که خدا او را برافرازد و درجاتش را در روز قیامت بالا ببرد، باید از کسی که به او ستم کرده، در گذرد و به کسی که محرومش کرده، عطا کند و با کسی که از او بریده است، پیوند بر قرار کند و با کسی که با او نابِخْردانه رفتار کرده است، بردباری نماید.
- المستدرك على الصحيحين عن عبداللّه بن سلام: إنَّ اللهَ تَبارَكَ وَ تَعالی لَمّا أرادَ هُدیٰ زَيدِ بنِ سَعنَةَ، قالَ زَيدُ بنُ سَعنَةَ: ما مِن عَلاماتِ النُّبُوَّةِ شَيءٌ إلّا و قَد عَرَفتُها في وَجهِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله حينَ نَظَرتُ إلَيهِ، إلّا شَيئَينِ لَم أخبُرهُما[۵۵۲] مِنهُ: هَل يَسبِقُ حِلمُهُ جَهلَهُ، و لا يَزيدُهُ شِدَّةُ الجَهلِ عَلَيهِ إلّا حِلماً؟ فَكُنتُ ألطُفُ لَهُ لَأن اُخالِطَهُ فَأَعرِفَ حِلمَهُ مِن جَهلِهِ.
قالَ زَيدُ بنُ سَعنَةَ: فَخَرَجَ رَسولُ اللهِ صلی الله علیه و آله يَوماً مِنَ الحُجُراتِ و مَعَهُ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ علیهالسلام، فَأَتاهُ رَجُلٌ عَلیٰ راحِلَتِهِ كَالبَدَوِيِّ، فَقالَ: يا رَسولَ اللهِ، إنَّ بُصریٰ قَريَةُ بَني فُلانٍ قَد أسلَموا و دَخَلوا فِي الإِسلامِ، و كُنتُ حَدَّثتُهُم إن أسلَموا أتاهُمُ الرِّزقُ رَغَداً، و قَد أصابَتهُم سَنَةٌ[۵۵۳] و شِدَّةٌ و قُحوطٌ مِنَ الغَيثِ، فَأَنَا أَخشیٰ - يا رَسولَ اللهِ - أن يَخرُجوا مِنَ الإِسلامِ طَمَعاً كَما دَخَلوا فيهِ طَمَعاً، فَإِن رَأَيتَ أن تُرسِلَ إلَيهِم بِشَيءٍ تُعينُهُم بِهِ فَعَلتَ. فَنَظَرَ [أي رَسولُ اللهِ صلی الله علیه و آله] إلیٰ رَجُلٍ و إلیٰ[۵۵۴] جانِبِهِ؛ أراهُ عَلِيّاً علیهالسلام، فَقالَ: يا رَسولَ اللهِ! ما بَقِيَ مِنه شَيءٌ.
قالَ زَيدُ بنُ سَعنةَ: فَدَنَوتُ إلَيهِ فَقُلتُ: يا مُحَمَّدُ، هَل لَكَ أن تَبيعَني تَمراً مَعلوماً مِن حائِطِ بَني فُلانٍ إلیٰ أجَلِ كَذا وكَذا؟ فَقالَ: لا يا يَهودِيُّ، ولٰكِن أبيعُك تَمراً مَعلوماً إلی أجَلِ كَذا وكَذا، ولا اُسَمّي حائِطَ بَني فُلانٍ، فَقُلتُ: نَعَم، فَبايَعَني صلی الله علیه و آله، فَأَطلَقتُ هِمياني فَأَعطَيتُهُ ثَمانينَ مِثقالاً مِن ذَهَبٍ في تَمرٍ مَعلومٍ إلیٰ أجَلِ كَذا و كَذا، فَأَعطاهَا الرَّجُلَ فَقالَ: اِعدِل عَلَيهِم و أَعِنهُم بِها.
فَقالَ زَيدُ بنُ سَعنةَ: فَلَمّا كانَ قَبلَ مَحَلِّ الأَجَلِ بِيَومَينِ أو ثَلاثَةٍ، أتَيتُهُ فَأَخَذتُ بِمَجامِعِ قَميصِهِ و رِدائِهِ، و نَظَرتُ إلَيهِ بِوَجهٍ غَليظٍ، فَقُلتُ لَهُ: ألا تَقضيني يا مُحَمَّدُ حَقّي؟ فَوَاللهِ، ما عُلِمتُم - يا بَني عَبدِ المُطَّلِبِ - سَيِّئُ[۵۵۵] القَضاءِ مَطْلٌ[۵۵۶]، و لَقَد كانَ لي بِمُخالَطَتِكُم عِلمٌ.
و نَظَرتُ إلی عُمَرَ فَإذا عَيناهُ تَدورانِ في وَجهِهِ كَالفَلَكِ المُستَديرِ، ثُمَّ رَماني بِبَصَرِهِ فَقالَ: يا عَدُوَّ اللهِ! أ تَقولُ لِرَسولِ اللهِ صلی الله علیه و آله ما أسمَعُ و تَصنَعُ بِهِ ما أریٰ؟! فَوَ الَّذي بَعَثَهُ بِالحَقِّ، لَولا ما اُحاذِرُ قُوَّتَهُ[۵۵۷] لَضَرَبتُ بِسَيفي رَأسَكَ! و رَسولُ اللهِ صلی الله علیه و آله يَنظُرُ إلی عُمَرَ في سُكونٍ و تُؤَدَةٍ و تَبَسُّمٍ، ثُمَّ قالَ:
يا عُمَرُ، أنَا و هُوَ كُنّا أحوَجَ إلی غَيرِ هٰذا؛ أن تَأمُرَني بِحُسنِ الأَداءِ و تَأمُرَهُ بِحُسنِ التِّباعَةِ! اِذهَب بِهِ - يا عُمَرُ - فَأَعطِهِ حَقَّهُ و زِدهُ عِشرينَ صاعاً مِن تَمرٍ.
فَقُلتُ: ما هٰذِهِ الزِّيادَةُ - يا عُمَرُ -؟
قالَ: أمَرَني رَسولُ اللهِ صلی الله علیه و آله أن أزيدَكَ مَكانَ ما نَقِمتُكُ.
قُلتُ: أ تَعرِفُني - يا عُمَرُ -؟ قالَ: لا، مَن أنتَ؟
قُلتُ: زَيدُ بنُ سَعنَةَ. قالَ: الحِبرُ[۵۵۸]؟ قُلتُ: الحِبرُ، قالَ: فما دَعاكَ أن فَعَلتَ بِرَسولِ اللهِ صلی الله علیه و آله ما فَعَلتَ، وقُلتَ لَهُ ما قُلتَ؟
قُلتُ لَهُ: يا عُمَرُ! لَم يَكُن لَهُ مِن عَلاماتِ النُّبُوَّةِ شَيءٌ إلّا و قَد عَرَفتُهُ في وَجهِ رَسولِ اللهِ صلی الله علیه و آله حينَ نَظَرتُ إلَيهِ، إلّا اثنَينِ لَم أُخبُرهُما مِنهُ: هَل يَسبِقُ حِلمُهُ جَهلَهُ، و لا تَزيدُهُ شِدَّةُ الجَهلِ عَلَيهِ إلّا حِلماً؟ فَقَدِ اختَبَرتُهُما، فَاُشهِدُكَ يا عُمَرُ أنّي قَد رَضيتُ بِاللهِ رَبّاً، و بِالإِسلامِ ديناً، و بِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله نَبِيّاً، و اُشهِدُكَ أنَّ شَطرَ مالي - فَإِنّي أكثَرُهُم مالاً - صَدَقَةٌ عَلی اُمَّةِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله.
فَقالَ عُمَرُ: أو عَلیٰ بَعضِهِم؛ فَإِنَّكَ لا تَسَعُهُم! قُلتُ: أو عَلیٰ بَعضِهِم.
فَرَجَعَ زَيدٌ إلی رَسولِ اللهِ صلی الله علیه و آله، فَقالَ زَيدٌ: أشهَدُ أن لا إلٰهَ إلّا اللهُ، و أَشهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ و رَسولُهُ. و آمَنَ بِهِ و صَدَّقَهُ و بايَعَهُ، و شَهِدَ مَعَهُ مَشاهِدَ كَثيرَةً، ثُمَّ تُوُفِّيَ زَيدٌ في غَزوَةِ تَبوكَ مُقبِلاً غَيرَ مُدبِرٍ، و رَحِمَ اللهُ زَيداً.[۵۵۹]
- زيد بن سعنه گفت: روزى، پيامبر خدا صلی الله علیه و آله از حجرهها [ى خانهاش] بيرون آمد و على بن ابى طالب علیهالسلام هم همراهش بود. مردى مانند صحرانشينان سوار بر شترش [نزد پيامبر صلی الله علیه و آله] آمد و گفت: اى پيامبر خدا! [اهالى] روستاى بُصرا، مسلمان شده و به دين اسلام در آمدهاند و من به آنها گفته بودم كه اگر اسلام بياورند، روزىشان فراوان مىشود و حال، خشکسالى و سختى و قحطى به آنها رسيده و من مىترسم - اى پيامبر خدا - كه از اسلام به طمع چيزهاى ديگر خارج شوند، همان گونه كه به اسلام نيز طمعكارانه وارد شدهاند! اگر صلاح مىبينى، به آنها كمک [مالى] برسان. پيامبر خدا صلی الله علیه و آله به مردى در كنارش - كه فكر مىكنم على علیهالسلام بود - نگريست. او گفت: اى پيامبر خدا! چيزى از آن [ذخيره] نمانده است.
زيد بن سعنه گفت: من به او (پيامبر صلی الله علیه و آله) نزديک شدم و به او گفتم: اى محمّد! آيا مىخواهى مقدار معيّنى خرما از باغ فلان قبيله به من بفروشى [و پولش را اكنون بگيرى] و خرما را فلان زمان بدهى؟ فرمود: «نه،اى يهودى! امّا مقدار معيّنى خرما [به طور كلّى] براى تحويل در فلان زمان به تو مىفروشم و معيّن نمىكنم كه از كدام باغ است». من موافقت كردم. او با من معامله كرد و من هم كيسۀ پولم را گشودم و هشتاد مثقال طلا در برابر مقدار معيّنى خرما براى تحويل در زمانى مشخّص به او (پيامبر صلی الله علیه و آله) دادم، و او نیز آن را به آن مرد داد و گفت: «به سوى آنها برگرد و با اين پول به آنها كمک برسان».
زيد بن سعنه گفت: دو سه روز به زمان تحويل مانده، به نزد پيامبر خدا صلی الله علیه و آله رفتم و جاى گرد آمدن پيراهن و ردايش را گرفتم و با چهرهاى خشن به او نگريستم و سپس گفتم: اى محمّد! آيا حقّ مرا نمىدهى؟ به خدا سوگند - اى فرزندان عبد المطّلب - مردم از شما بدحسابى و تأخير در پرداخت حق، سراغ ندارند و من هم با شما بودهام و اين را مىدانم!
آن گاه به عمر نگريستم كه چشمانش در صورتش مانند فَلَک دوّار مىچرخيد. او چشمش را به من دوخت و گفت: اى دشمن خدا! آيا آنچه را مىشنوم، به پيامبر مىگويى و آنچه را مىبينم، با او مىكنى؟! سوگند به آن كه او را به حق بر انگيخت، اگر از پيامبر خدا نمىترسيدم، با اين شمشيرم گردنت را مىزدم! پيامبر خدا صلی الله علیه و آله با آرامش و حوصله و تبسّم به عمر مىنگريست و سپس فرمود: «اى عمر! من و او به چيزى غير از اين كار تو، به تو نيازمندتريم. تو بايد مرا به نيكو ادا كردن [بدهىام] و او را به نيكو دادخواهى كردن، فرمان دهى. عمر! با او برو و حقّش را ادا كن و بيست مَن هم اضافه بر حقّش برايش بيفزاى».
گفتم: اين اضافه براى چيست؟
[عمر] گفت: پيامبر خدا صلی الله علیه و آله به من فرمان داد در برابر كيفر كارى كه با تو كردم، برايت بيفزايم.
گفتم: اى عمر! مرا مىشناسى؟ گفت: نه. تو كيستى؟
گفتم: من، زيد بن سعنه هستم. گفت: همان عالم [يهود]؟ گفتم: همان عالم. گفت: به چه انگيزهاى، آن سخنان را به پيامبر خدا گفتى و با او چنان رفتار كردى؟
گفتم: اى عمر! همۀ نشانههاى پيامبرى را در چهرۀ پيامبر خدا به هنگام نگريستن به او ديدم، جز دو نشانه كه آنها را نيافته بودم: [اين كه] آيا بردبارىاش بر جهالتش پيشى مىگيرد و آيا شدّت نابخردى، بر بردبارىاش مىافزايد، كه اكنون آنها را آزمودم و من تو را - اى عمر - شاهد مىگيرم كه به ربوبيت خداوند و به اين كه اسلام، دينم و محمّد، پيامبرم باشد، راضى شدم، و تو را گواه مىگيرم كه نيمى از دارايىام - كه من ثروتمندترينِ يهوديان [مدينه] هستم - صدقه براى امّت محمّد باشد.
عمر گفت: براى برخى از آنان؛ چرا كه [دارايى] تو گنجايش همۀ آنها را ندارد! گفتم: براى برخى از امّت محمّد.
زيد نزد پيامبر خدا صلی الله علیه و آله باز گشت و گفت: گواهى مىدهم كه معبودى جز خداى يگانه نيست و گواهى مىدهم كه محمّد، بنده و فرستادۀ اوست. آن گاه به او ايمان آورد و تصديقش كرد و با او بيعت نمود و همراه پيامبر خدا صلی الله علیه و آله در عرصههاى متعدّدى حاضر شد و در جنگ تبوک، در همان هنگام كه به سوى دشمن مىرفتند و نه در باز گشت، از دنيا رفت. خدا زيد را رحمت كند!
- الإمام عليّ علیهالسلام: لا تَفضَحوا أنفُسَكُم لِتَشفوا غَيظَكُم، و إن جَهِلَ عَلَيكُم جاهِلٌ فَليَسَعهُ حِلمُكُم.[۵۶۰]
- امام على علیهالسلام: برای این كه خشم خود را فرو نشانيد، خود را رسوا مسازيد. اگر نادانى با شما نابخردى كرد، بردبارى شما بايد آن را بپوشاند.
- عنه علیهالسلام: لِكُلِّ شَيءٍ زَكاةٌ، و زَكاةُ العَقلِ احتِمالُ الجُهّالِ.[۵۶۱]
- امام على علیهالسلام: هر چيزى را زكاتى است و زكات خِرَد، تحمّل كردن نابخردهاست.
- عنه علیهالسلام: اِحتِمالُ الجاهِلِ صَدَقَةٌ.[۵۶۲]
- امام على علیهالسلام: تحمّل نابخرد، صدقه است.
- عنه علیهالسلام: إذا حَلُمتَ عَنِ الجاهِلِ فَقَد أوسَعتَهُ جَواباً.[۵۶۳]
- امام على علیهالسلام: چون در برابر نابخردْ بردبارى نشان دهى، بیگمان، بهترين جواب را به او دادهاى.
- عنه علیهالسلام: إِنّي لَأَرفَعُ نَفسي أن تَكونَ لَها حاجَةٌ لا يَسَعُها جودي، أو جَهلٌ لا يَسَعُهُ حِلمي.[۵۶۴]
- امام على علیهالسلام: من خود را برتر از آن میدانم که نیازی در میان باشد و سخاوتم نتواند آن را بر طرف کند یا جهالتی باشد وبردباریام از پسِ آن بر نیاید.
- شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: وَصَفَ الحَسَنُ البَصرِيُّ عَلِيّاً علیهالسلام، فَقالَ: كانَ لا يَجهَلُ، و إن جُهِلَ عَلَيهِ حَلُمَ.[۵۶۵]
- شرح نهج البلاغة، ابن ابی الحدید: حسن بصری، علی علیهالسلام را توصیف نمود و گفت: ناسنجیده رفتار نمیکرد و در برابر رفتار ناسنجیدۀ دیگران، بردباری مینمود.
- الإمام عليّ علیهالسلام - مِن وَصِيَّتِهِ لاِبنِهِ الحَسَنِ علیهالسلام -: اُوصيكَ بِمَغفِرَةِ الذَّنبِ، و كَظمِ الغَيظِ، و صِلَةِ الرَّحِمِ، وَ الحِلمِ عِندَ الجاهِلِ.[۵۶۶]
- امام على علیهالسلام - در سفارش به فرزند خود، امام حسن علیهالسلام -: سفارش میكنم تو را به بخشيدن گناه [ديگران در حقّ خودت] و فرو خوردن خشم، و رسیدگی به خویشاوندان، و بردبارى در برابر نابخرد.
- الإمام الصادق علیهالسلام: المُؤمِنُ حَليمٌ لا يَجهَلُ، و إن جُهِلَ عَلَيهِ يَحلُمُ.[۵۶۷]
- امام صادق علیهالسلام: مؤمن، بردبار است و نابخردى نمیكند، و اگر با نابخردى با او رفتار شود، بردبارى به خرج میدهد.
- الإمام الباقر علیهالسلام: النّاسُ رَجُلانِ: مُؤمِنٌ و جاهِلٌ، فَلا تُؤذِ المُؤمِنَ، و لا تُجَهِّلِ الجاهِلَ فَتَكونَ مِثلَهُ.[۵۶۸]
- امام باقر علیهالسلام: مردمان، دو گروه اند: مؤمن و نادان. به مؤمن، آزار مرسان و به نادان، نسبت نادانی مده، كه مانند او میشوى.
- عيون أخبار الرضا علیهالسلام عن موسَی بنِ محمّدٍ المُحارِبي عَن رَجُلٍ ذَکَرَ اسمَهُ عَنِ الإمامِ الرِّضا علیهالسلام: إنَّ المَأمونَ قالَ لَهُ علیهالسلام: هَل رُويتَ مِنَ الشِّعرِ شَيئاً؟ فَقالَ: قَد رُويتُ مِنهُ الكَثيرَ.
فَقالَ: أنشِدني أحسَنَ ما رُويتَهُ فِي الحِلمِ. فَقالَ علیهالسلام:
إذا كانَ دوني مَن بُليتُ بِجَهلِهِ أبَيتُ لِنَفسي أن تُقابِلَ بِالجَهلِ
وإن كانَ مِثلي في مَحَلّي مِنَ النُّهیٰ أخَذتُ بِحِلمي كَي أجِلَّ عَنِ المِثلِ
وإن كُنتُ أدنیٰ مِنهُ فِي الفَضلِ وَالحِجیٰ عَرَفتُ لَهُ حَقَّ التَّقَدُّمِ وَالفَضلِ
فَقالَ لَهُ المَأمونُ: ما أحسَنَ هٰذا! مَن قالَهُ؟! فَقالَ: بَعضُ فِتيانِنا.[۵۶۹]
- عيون أخبار الرضا علیهالسلام - به نقل از موسى بن محمّد مُحاربى، از مردى که نامش را گفت -: مأمون به امام رضا علیهالسلام گفت: آيا چیزی از شعر هم روایت شدهای [و در خاطر داری]؟ فرمود: «بسيار روایت شدهام (به خاطر دارم)».
گفت: بهترين شعرى كه در بارۀ بردبارى برایت روایت شده، بخوان. امام رضا علیهالسلام فرمود:
«اگر به نابخردى پايينتر از خود، گرفتار گردم/
مانع از آن میشوم كه نفْسم با نابخردى پاسخ دهد
و اگر با همتاى خود در خردمندى، برخورد كنم/
بردبارى پيشه میسازم تا از همانندم، برتر باشم
و اگر با بالاتر از خويش در دانش و خرد، رو به رو شوم/
براى او حقّ پيشتازى و فضيلت قائلم».
مأمون گفت: این [شعر] چه زيبا بود! چه كسى آن را سروده است؟
امام علیهالسلام فرمود: «برای یکی از جوانان ماست».
راجع: موسوعة العقائد الإسلامية (المعرفة): ج۲ ص۴۰۵ (الحلم).
ر. ک: دانشنامۀ عقاید اسلامی (معرفتشناسی): ج۳ ص۳۶۹ (بردباری).
۵ / ۴: عَدَمُ الوُثوقِ
۵ / ۴: عدم اطمینان
- الإمام عليّ علیهالسلام: لا يوثَقُ بِعَهدِ مَن لا عَقلَ لَهُ.[۵۷۰]
- امام على علیهالسلام: به پيمان كسى كه خردمند نباشد، اعتماد نمیشود.
- عنه علیهالسلام: كُن بِعَدُوِّكَ العاقِلِ أوثَقَ مِنكَ بِصَديقِكَ الجاهِلِ.[۵۷۱]
- امام على علیهالسلام: به دشمن داناى خود بيشتر اطمينان داشته باش تا به دوست نابخردت.
- عنه علیهالسلام: لا تَنتَصِح بِمَن فاتَهُ العَقلُ، و لا تَثِق بِمَن خانَهُ الأَصلُ؛ فَإِنَّ مَن فاتَهُ العَقلُ يَغُشُّ مِن حَيثُ يَنصَحُ، و مَن خانَهُ الأَصلُ يُفسِدُ مِن حَيثُ يُصلِحُ.[۵۷۲]
- امام على علیهالسلام: برای كسى كه از خرد بىبهره است، خيرخواهى مكن و به كسى كه بىريشه است، اعتماد منما؛ زيرا آن كه خرد ندارد، ضرر میزند از جايى كه گمان میكند كه خيرخواهى میكند و كسى كه بىريشه است، به جاى درست كردن، ويران میسازد.
- عنه علیهالسلام - فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: اِنفَرِد بِسِرِّكَ و لا تودِعهُ حازِماً فَيَزِلَّ، و لا جاهِلاً فَيَخونَ.[۵۷۳]
- امام على علیهالسلام - در حکمتهای منسوب به ایشان -: رازت را تنها براى خودت نگه دار و آن را [حتّى] به شخصى پخته مسپار، كه ممكن است بلغزد، و به نابخرد هم مسپار كه خيانت میكند.
- عنه علیهالسلام: لا تُسِرَّ إلَى الجاهِلِ ما لا يُطيقُ كِتمانَهُ.[۵۷۴]
- امام على علیهالسلام: رازت را به نابخردی که توان کتمانش را ندارد، نسپار.
- الإمام الصادق علیهالسلام: قالَ لُقمانُ: يا بُنَيَّ، لا تَتَّخِذِ الجاهِلَ رَسولاً، فَإِن لَم تُصِب عاقِلاً حَكيماً يَكونُ رَسولَكَ فَكُن أنتَ رَسولَ نَفسِكَ.[۵۷۵]
- امام صادق علیهالسلام: لقمان گفت: «اى پسرم! نابخرد را پيک خود انتخاب مكن. اگر شخص عاقل و حكيم كه فرستادۀ تو باشد، پيدا نكردى، خود، فرستادۀ خودت باش».
۵ / ۵: الإِعراضُ
۵ / ۵: روگردانی
الكتاب
قرآن
(خُذِ ٱلْعَفْوَ وَ اْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أعْرِضْ عَنِ ٱلْجَـٰهِلِينَ).[۵۷۶]
(گذشت پيشه کن و به [کار] پسنديده فرمان ده و از نابخردان، روی بگردان).
(وَ إذَا سَمِعُواْ ٱللَّغْوَ أعْرَضُواْ عَنْهُ وَ قَالُواْ لَنَآ أعْمَـٰـلُنَا وَ لَكُمْ أعْمَـٰـلُكُمْ سَلَـٰمٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِى ٱلْجَـٰهِلِينَ).[۵۷۷]
(و چون [سخن] لغوى بشنوند، از آن روى بر مىتابند و میگويند: كردارهاى ما از آنِ ما و كردارهاى شما از آنِ شماست. خدا نگهدارتان! جوياى [مصاحبت] نابخردان نيستيم).
الحديث
حدیث
- الكافي عن عليّ بن أسباط عنهم:: في ما وَعَظَ اللهُ عزّ و جلّ بِهِ عيسیٰ علیهالسلام:... و تَقَرَّب إِلَيَّ بِالمَوَدَّةِ جُهدَكَ، و أَعرِض عَنِ الجاهِلينَ.[۵۷۸]
- الکافی - به نقل از علی بن اسباط، از معصومان: -: در اندرزهای خدای عزّ و جلّ به عیسی علیهالسلام این بود که: «... و تا مىتوانى با محبّت ورزیدن، خودت را به من نزديک كن و از نابخردان، روى بگردان».
- رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أحكَمُ النّاسِ مَن فَرَّ مِن جُهّالِ النّاسِ.[۵۷۹]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: حكيمترين انسان، كسى است كه از مردم نابخرد بگريزد.
- عنه صلی الله علیه و آله: رُبَّ عابِدٍ جاهِلٍ، و رُبَّ عالِـمٍ فاجِرٍ؛ فَاحذَرُوا الجُهّالَ مِنَ العُبّادِ، وَ الفُجّارَ مِنَ العُلَماءِ، فَإنَّ ذٰلِكَ فِتنَةُ الفُتَناءِ.[۵۸۰]
- پيامبر خدا صلی الله علیه و آله: بسى عابد نابخرد و بَسی عالِمِ بدكار! پس، از عابدان نابخرد و عالمانِ بدكار بپرهيزيد كه اينان، اساس فتنههايند.
- الإمام عليّ علیهالسلام: كُفرُ النِّعمَةِ لُؤمٌ، و صُحبَةُ الجاهِلِ شُؤمٌ.[۵۸۱]
- امام على علیهالسلام: ناسپاسى نعمت، پستى است و همنشينى با نابخرد، بديُمن است.
- عنه علیهالسلام: كَفیٰ بِالمَرءِ جَهلاً أن يَرتَكِبَ ما نُهِيَ عَنهُ، و كَفیٰ بِهِ عَقلاً أن يُسلَمَ عَن شَرِّهِ، فَأَعرِض عَنِ الجَهلِ و أَهلِهِ.[۵۸۲]
- امام على علیهالسلام: در نابخردی انسان، همین بس که آنچه را از آن نهی شده است، مرتکب شود و در خردورزی انسان، همین بس که از شرّش آسوده باشند. پس، از نابخردی و نابخردان دوری کن.
- عنه علیهالسلام: مَن وادَّ السَّخيفَ أعرَبَ عَن سُخفِهِ.[۵۸۳]
- امام على علیهالسلام: هر كه با کمخِردْ دوستى كند، نشانۀ کمخِردی اوست.
- امام على علیهالسلام: آن كه نابخرد را به دوستى برگزيند، بر زيادى نابخردىاش دليل آورده است.
- عنه علیهالسلام: قَطيعَةُ الجاهِلِ تَعدِلُ صِلَةَ العاقِلِ.[۵۸۶]
- امام على علیهالسلام: بريدن از نابخرد، برابر است با برقرارى ارتباط با خردمند.
- عنه علیهالسلام: اِحذَرِ العاقِلَ إذا أغضَبتَهُ، وَ الكَريمَ إذا أهَنتَهُ، وَ النَّذلَ إذا أكرَمتَهُ، وَ الجاهِلَ إذا صاحَبتَهُ.[۵۸۷]
- امام على علیهالسلام: بر حذر باش از خردمند، هنگامى كه او را به خشم آوردى، و از فرد بزرگوار، هنگامى كه به او اهانت كردى، و از فرومايه، هنگامى كه او را گرامى داشتى، و از نابخرد، هنگامى كه با او همنشين شدى.
- عنه علیهالسلام - فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: لا يُؤمِنَنَّكَ مِن شَرِّ جاهِلٍ قَرابَةٌ و لا جِوارٌ، فَإِنَّ أخوَفَ ما تَكونُ لِحَريقِ النّارِ أقرَبُ ما تَكونُ إلَيها.[۵۸۸]
- امام على علیهالسلام - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: نزديكى به نابخرد و همسايگى با او، تو را از شرّش ايمن نمیدارد؛ زيرا هرچه به آتش نزديکتر باشى، خطر سوختن برايت بيشتر است.
- عنه علیهالسلام: مِن عَدَمِ العَقلِ مُصاحَبَةُ ذَوِي الجَهلِ.[۵۸۹]
- امام على علیهالسلام: همنشينى با نادانان، از بىخردى است.
- عنه علیهالسلام: لا تَصحَب مَن فاتَهُ العَقلُ، و لا تَصطَنِع مَن خانَهُ الأَصلُ؛ فَإِنَّ مَن لا عَقلَ لَهُ يَضُرُّكَ مِن حَيثُ يَریٰ أنَّهُ يَنفَعُكَ، و مَن لا أصلَ لَهُ يُسيءُ إلیٰ مَن يُحسِنُ إلَيهِ.[۵۹۰]
- امام على علیهالسلام: با آن كه از خرد بىبهره است، مصاحبت مكن، و كسى را كه بىريشه است، ويژۀ خود مگردان؛ زيرا آن كه خردمند نيست، از جايى كه گمان میكند سود میرساند، به تو آسيب خواهد رساند، و آن كه بىريشه است، به هر كه به او خوبى كند، بد خواهد کرد.
- عنه علیهالسلام: شَرُّ مَن صاحَبتَ الجاهِلُ.[۵۹۱]
- امام على علیهالسلام: بدترين كسى كه با او همنشين میشوى، نابخرد است.
- عنه علیهالسلام: شَرُّ الأَصحابِ الجاهِلُ.[۵۹۲]
- امام على علیهالسلام: بدترينِ ياران، نابخرد است.
- عنه علیهالسلام: مَن صَحِبَ جاهِلاً نَقَصَ مِن عَقلِهِ.[۵۹۳]
- امام على علیهالسلام: هر كه با نابخرد همنشينى كند، از خردش كاسته میشود.
- عنه علیهالسلام: لا تُوادُّوا الكافِرَ، و لا تُصاحِبُوا الجاهِلَ.[۵۹۴]
- امام على علیهالسلام: با كافر دوستى مورزيد و با نابخرد همنشينى مكنيد.
- عنه علیهالسلام: مَوَدَّةُ الجُهّالِ مُتَغَيِّرَةُ الأَحوالِ، وَشيكَةُ الاِنتِقالِ.[۵۹۵]
- امام على علیهالسلام: دوستى نابخردان تغيير میپذيرد و زود رخت بر میبندد.
- عنه علیهالسلام: مُصاحَبَةُ الجاهِلِ مِن أعظَمِ البَلاءِ.[۵۹۶]
- امام على علیهالسلام: مصاحبت با نابخرد، از بزرگترین مصیبتهاست.
- عنه علیهالسلام: اِحذَر مُجالَسَةَ الجاهِلِ، كَما تَأمَنُ مِن مُصاحَبَةَ العاقِلِ.[۵۹۷]
- امام على علیهالسلام: از همنشینی با نابخرد، بر حذر باش، همان گونه که در همراهی با خردمند، آسودهخاطری.
- امام على علیهالسلام: دوستِ آدم نابخرد، در معرض نابودى است.
- عنه علیهالسلام: صَديقُ الجاهِلِ مَتعوبٌ مَنكوبٌ.[۶۰۰]
- امام على علیهالسلام: دوستِ آدم نابخرد، در رنج و سختى است.
- عنه علیهالسلام: لَيسَ مَن جالَسَ الجاهِلَ بِذي مَعقولٍ، مَن جالَسَ الجاهِلَ فَليَستَعِدَّ لِقِيلٍ و قالٍ.[۶۰۱]
- امام على علیهالسلام: كسى كه با نابخرد بنشيند، خردمند نيست. كسى كه با نابخرد بنشيند، بايد خود را آمادۀ حرف و حدیث [مردم] كند.
- عنه علیهالسلام - قالَهُ لِرَجُلٍ كَرِهَ لَهُ صُحبَةَ رَجُلٍ رَهِقٍ -:
فَلا تَصحَب أخَا الجَهلِ و إيّاكَ و إيّاهُ
فَكَم مِن جاهِلٍ أردیٰ[۶۰۲] حَليماً حينَ آخاهُ[۶۰۳]
- امام على علیهالسلام - خطاب به مردی که دوست شدنش را با مردی سبکعقل، خوش نداشت -:
با دوست نابخرد مصاحبت نکن/
و از او بر حذر باش.
بسی نابخرد که زمین زده است/
با دوستیاش، بردبار را!
- الإمام زين العابدين علیهالسلام: اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اجعَلنا مِمَّن جاسوا[۶۰۴] خِلالَ دِيارِ الظّالِمينَ، وَ استَوحَشوا مِن مُؤانَسَةِ الجاهِلين.[۶۰۵]
- امام زين العابدين علیهالسلام: بار خدايا! بر محمّد و خاندان محمّد، درود فرست و ما را از كسانى قرار ده كه درون خانههاى ستمگران را [برای یافتن آنها و مجازات کردنشان] جستجو كردند و از همدلى با نابخردان رميدند.
- الإمام الصادق علیهالسلام: يا مِهزَمُ، شيعَتُنا مَن... إن لَقِيَ مُؤمِناً أكرَمَهُ، و إن لَقِيَ جاهِلاً هَجَرَهُ.[۶۰۶]
- امام صادق علیهالسلام: اى مِهزم! شيعۀ ما كسى است كه... اگر مؤمنى را ببيند، احترامش مىكند و اگر به نابخردى رسد، از او دورى مىكند.
- الإمام الكاظم علیهالسلام: مُحادَثَةُ العالِـمِ عَلَى المَزابِلِ، خَيرٌ مِن مُحادَثَةِ الجاهِلِ عَلَى الزَّرابِيِّ[۶۰۷].[۶۰۸]
- امام كاظم علیهالسلام: گفتگو با عالم در زبالهدانیها، بهتر از گفتگو با نابخرد بر فرشهاى زربافت است.
- الإمام العسكريّ علیهالسلام: صَديقُ الجاهِلِ في تَعَبٍ.[۶۰۹]
- امام عسكرى علیهالسلام: دوستِ فردِ نابخرد، رنجور است.
- تحف العقول: مُناجاةُ اللهِ عزّ و جلّ لِعيسيٰ علیهالسلام: يا عيسیٰ... لا تَكُن مَعَ الجاهِلينَ؛ فَإنَّ الشَّيءَ يَكونُ مَعَ الشَّيءِ.[۶۱۰]
- تحف العقول: مناجات خداوند با عیسی [این بود]: ای عیسی!... همراه نابخردان مباش، که هر چیز با همراهش سنجیده میشود.
- لقمان علیهالسلام - في ما وَعَظَ بِهِ وَلَدَهُ -: يا بُنَيَّ، لا تَرغَب في وُدِّ الجاهِلِ فَيَریٰ أنَّكَ تَرضیٰ عَمَلَهُ.[۶۱۱]
- لقمان علیهالسلام - در اندرز به فرزندش -: اى پسرم! در دوستى با نابخرد، رغبت نشان نده؛ زيرا او خيال میكند كه تو از كار او خشنودى.
- الإمام عليّ علیهالسلام - فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: يَنبَغي لِلعاقِلِ أن يَمنَعَ مَعروفَهُ الجاهِلَ وَ اللَّئيمَ وَ السَّفيهَ؛ أمَّا الجاهِلُ فَلا يَعرِفُ المَعروفَ و لا يَشكُرُ عَلَيهِ، و أمَّا اللَّئيمُ فَأَرضٌ سَبخَةٌ لا تُنبِتُ، و أمَّا السَّفيهُ فَيَقولُ: إنَّما أعطاني فَرَقاً[۶۱۲] مِن لِساني.[۶۱۳]
- امام على علیهالسلام - در حکمتهای منسوب به ایشان -: سزاوار است كه خردمند، خوبى را از نابخرد و فرومايه و ابله دريغ دارد؛ چرا كه نابخرد، خوبى را نمیشناسد و آن را سپاس نمیگويد و فرومايه، [همچون] شورهزارى است كه قابلِ كِشت نيست و ابله خواهد گفت: از ترس زبانم، به من بخشيد.
- ↑ معجم مقاییس اللغة: الجيم و الهاء و اللام أصلان: أحدهما خِلاف العِلْم، و الآخر الخِفّة و خِلاف الطُّمَأْنِينة.
- ↑ کتاب العین: الجَهْل: نقيض العلم. تقول: جَهِلَ فلان حقّه، و جَهِلَ علَيّ، و جَهِلَ بهذا الأمر. و الجَهَالَة: أن تفعل فعلاً بغير علم. و الجاهِلِيَّة الجَهْلَاء: زمانُ الفَترةِ قَبلَ الإسلام.
- ↑ المصباح المنیر: جَهِلْتُ الشیءَ جَهْلًا و جَهَالَةً خِلَافُ عَلِمْتُهُ، و فِى الْمَثَلِ «كَفَى بالشَّكّ جَهْلًا». و جَهِلَ عَلَى غَيْرِهِ: سَفِهَ و أَخْطَأ.
- ↑ أعلام الدين: ص۲9۴، نزهة الناظر: ص۳۰ ح۲۵ نحوه، بحار الأنوار: ج۷۷ ص۱۷۲ ح۸ و راجع تحف العقول: ص۵۲ و مشكاة الأنوار: ص۴۶۷ ح۱۵۵۷.
- ↑
المعجم الأوسط: ج۷ ص۵9 ح۶۸۴۶ عن ابن عمر؛ منية المريد: ص۱۳۷، بحار الأنوار: ج۲ ص۱۱۰ ح۲۳.
- ↑
المعجم الأوسط: ج۸ ص۳۰۲ ح۸۶9۸ عن عبد اللّٰه بن عمرو، حلية الأولياء: ج۵ ص۱۷۴ الرقم ۳۲۳؛ جامع الأحاديث للقمّي: ص۱۱۰.
- ↑
تنبيه الخواطر: ج۲ ص۱۲۲، مصباح الشريعة: ص۴۲۵ عن الإمام الصادق علیهالسلام نحوه.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۲۶۶ ح۱۰۱۸۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۱۸ ح9۳9۸.
- ↑
الأمالي للطوسي: ص۵۶ ح۷۸ عن سليمان الغازي عن الإمام الرضا عن آبائه علیهمالسلام، تنبيه الخواطر: ج۲ ص۷۸ و فیه «بعقلك، أو قال: بعلمك»، بحار الأنوار: ج۲ ص۴۸ ح۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۴۶۴ ح9۱9۳، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۳۳ ح۷۴۶۲.
- ↑
نثر الدرّ: ج۳ ص۱۵۰، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۳ ح۱۳۸۱؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۳۳۲ ح۸۱۳.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۳۲۵ ح۱۲۴۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۶ ح۱۱۴9و ۱۱۵۰.
- ↑
كنز الفوائد: ج۱ ص۳۴9، نثر الدرّ: ج۱ ص۲۸۵ نحوه، بحار الأنوار: ج۲ ص۶۷ ح۱۲؛ جامع بيان العلم: ج۱ ص۶ من دون إسناد إلى النبيّ صلّی الله علیه و آله أو أحدٍ من أهل البيت علیهمالسلام نحوه.
- ↑
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۳۱۳ ح۵99.
- ↑
نهج البلاغة: الخطبة ۱۰۳، الإرشاد: ج۱ ص۲۳۱ نحوه، إرشاد القلوب: ص۳۵، بحار الأنوار: ج۲ ص۵۸ ح۳۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۳۲۴ ح۱۲۳۸ و ۱۲۳9، عيون الحكم و المواعظ: ص۲9 ح۴۱۸ و ۴۱9.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۵۸۰ ح۷۰۵۴، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۸۵ ح۶۵۱۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۲۸۱ ح۱۱۱۴، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۴ ح۱۰۸۵.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۵۷۵ ح۷۰۷۳، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۸۶ ح۶۵۴۱.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۵۸۴ ح۷۰۷۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۸۶ ح۶۵۲۱.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۵۸۲ ح۷۰۶۱.
- ↑
سنن الدارمي: ج۱ ص۱۴۳ ح۵۴9، مسند ابن حنبل: ج۸ ص۱۰۶ ح۲۱۵۱۶.
- ↑
وسائل الشيعة: ج۱ ص۱۸ ح۳۵ نقلًا عن رسالة المحكم و المتشابه (تفسير النعماني)، بحار الأنوار: ج۶۸ ص۳9 ۱ ح۴۰.
- ↑
الخصال: ص۴۱ ح۳۰، كتاب سُليم بن قيس: ج۲ ص9۵۴ ح۸۷ كلاهما عن سليم بن قيس الهلالي، بحار الأنوار: ج۱ ص۲۰9 ح۱.
- ↑
ممكن است «قدرة» در متن عربى، تصحيف «قَدَر» به معناى تقدير اعمال باشد که چگونگى تعلّق گرفتن قدرت و دانش خدا به آن، مسئلهاى پيچيده و به تعبير امام على علیهالسلام طريقی مُظلَم و بحری عميق است (ر. ک: بحار الأنوار: ج۱ ص۲۱۰).
- ↑
نهج البلاغة: الحكمة ۱۵۶، خصائص الأئمّة: ص۱۰۷، الإرشاد: ص۲۳۲ و زاد فيه «و المعرفة» بعد «بالطاعة»، بحار الأنوار: ج۲ ص۱۰۰ ح۵9.
- ↑
نهج البلاغة: الكتاب ۳۰، بحار الأنوار: ج۳۳ ص۸۳ ح۳9۸.
- ↑
كذا في المصدر و الطبعة الجديدة منه. و الصحيح: «إن جَهِلَهُ» كما في تفسير العيّاشي: ج١ ص٢۵٢ ح١٧۵.
- ↑ النساء ۵9.
- ↑ الكافى: ج٢ ص١٩ ح۶، تفسير العيّاشى: ج١ ص٢۵٢ ح١٧۵، رجال الكشّي: ج۲ ص۷۲۳ ح۷99 کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۶٨ ص٣٣٧ ح١١.
- ↑ مجلسی در مرآة العقول میگويد: «در جملۀ "آيا در بارۀ ولايت، چيزى هست"، دو وجه محتمل است. يكى اين كه مراد، اين باشد كه آيا در باب امامت شرطى ويژه و امتيازى شناخته شده هست كه در فردى خاصو معيّن از خاندان محمّد وجود داشته باشد و اقتضا كند كه فقط او امام و ولىّ امر باشد؟... وجه دوم، اين است كه: آيا در بارۀ ولايت دليل خاصّى وجود دارد كه بر وجوب و لزوم آن دلالت بيشترى داشته باشد؟».
- ↑ فیض کاشانی در الوافى گويد: «يعنى نه على و معاويه يكساناند و نه حسين و يزيد تا امتياز و برترى معلوم نشود و اشتباه پيش آيد».
- ↑ علّامه مجلسی در مرآة العقول میگويد: «يعنى مسألۀ امامت هميشه اين گونه است: يک طرفش معصومى از اهل بيت قرار دارد، كه برترى و پارسايى و عصمت او آشكار و معلوم است و طرف ديگرش فردى نادان و تبهكار از خلفاى جور و ستم است كه نادانى و تبهكارىاش بر همگان آشكار و معلوم است».
- ↑ الكافي: ج۲ ص۲۲ ح۱۱، بحار الأنوار: ج۶9 ص۱۵ ح۱۶.
- ↑
كنز الفوائد: ج۲ ص۳۳، الإرشاد: ج۲ ص۲۰۵ نحوه، بحار الأنوار: ج۱ ص۲۰9 ح۱۲ و راجع روضة الواعظين: ج۱ ص9۷ ح9۱ و أعلام الدين: ص۸۷.
- ↑
نزهة الناظر: ص۱۲۲ ح۳، عدّة الداعي: ص۶۸، تنبيه الخواطر: ج۲ ص۱۵۴ عن الامام علی علیهالسلام نحوه، بحار الأنوار: ج۱ ص۲۲۰ ح۵۴.
- ↑
تحف العقول: ص۵۰۶، بحار الأنوار: ج۱۴ ص۳۰9 ح۱۷.
- ↑
الجامع الصغير: ج۲ ص۱۶۰ ح۵۴۷۴ نقلًا عن ابن عبدالبرّ عن أبي هريرة؛ نثر الدرّ: ج۱ ص۲۶۸ نحوه.
- ↑ المراسيل: ص۲۳۳ ح۱، الأنساب: ج۱ ص۲۲ الرقم۱۴.
- ↑ جامع بيان العلم: ج۲ ص۲۳، الأنساب: ج۱ ص۲۲ الرقم۱۳.
- ↑ الكافي: ج۱ ص۳۲ ح۱ عن إبراهيم بن عبد الحميد، معاني الأخبار: ص۱۴۱ ح۱، الأمالي للصدوق: ص۳۴۰ ح۴۰۳، بحار الأنوار: ج۱ ص۲۱۱ ح۵ و راجع منية المريد: ص۳۸۱.
- ↑
التفسر المنسوب إلی الإمام العسکری علیهالسلام: ص۶۳۵ ح۳۷۱، بحار الأنوار: ج9۷ ص۵۵ ح۱. و راجع: المدخل ح۲۱.
- ↑ الإمام عليّ علیهالسلام: رُبَّ جاهِلٍ نَجاتُهُ جَهلُهُ (غرر الحكم: ح۵۳۰۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۶۶ ح۴۸۵۱ و فيه «نجّاه» بدل «نجاته»)؛ و رُبَّ جَهلٍ أنفَعُ مِن علم (عيون الحكم و المواعظ: ص۲۶۷ ح۴۸۸9، غرر الحكم: ح۵۳۱9 و فيه «حلم» بدل «علم»).
- ↑ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ -: اثنانِ يَهونُ عَلَيهِما كُلُّ شَيءٍ: عالِمٌ عَرَفَ العَواقِبَ، وَ جاهِلٌ يَجهَلُ ما هُوَ فيهِ (شرح نهج البلاغة لابن ابی الحدید: ج۲۰ ص۲9 ۱ ح۳۳۳).
- ↑ إذا كانَ العَقلُ تِسعَةَ أجزاءٍ احتاجَ إلى جُزءٍ مِن جَهلٍ لِيُقدِمَ بِهِ صاحِبُهُ عَلَى الاُمورِ، فَإِنَّ العاقِلَ أبَداً مُتَوانٍ مُتَرَقِّبٌ مُتَخَوِّفٌ (شرح نهج البلاغة لابن ابی الحدید: ج۲۰ ص۲9۵ ح۳۷۵).
- ↑ بسی جاهل که نجاتش در جهلش است (غرر الحكم: ح۵۳۰۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۶۶ ح۴۸۵۱)؛ چه بسا نادانىاى كه از دانايى، سودمندتر است (عيون الحكم و المواعظ: ص۲۶۷ ح۴۸۸۹، غرر الحكم: ح۵۳۱۹).
- ↑ دو نفرند كه همه چيز برايشان آسان است: دانايى كه پايان كارها را مىداند و نادانى كه موقعيت خود را نمىشناسد (شرح نهج البلاغة لابن ابی الحدید: ج۲۰ ص۲۹۱ ح۳۳۳).
- ↑ اگر خرد، نُه قسمت باشد، به يک قسمت نادانى [نيز] نياز دارد تا خردمند به كارها اقدام كند؛ زيرا خردمند، هميشه سهلانگار و مراقب و ترسان است (شرح نهج البلاغة لابن ابی الحدید: ج۲۰ ص۲۹۵ ح۳۷۵).
- ↑
سنن أبي داوود: ج۴ ص۱۶ ح۳9۰۵ عن ابن عبّاس؛ عوالی اللآلي: ج۱ ص۱۸۱ ح۲۴۲، بحار الأنوار: ج۵۸ ص۲۷۷ ح۷۶.
- ↑
نهج البلاغة: الخطبة ۷9، الاحتجاج: ج۱ ص۵۶۱ ح۱۳۶، بحار الأنوار: ج۳۳ ص۳۶۲ ح۵9 ۶؛ ربیع الأبرار: ج۱ ص۱۲۸.
- ↑
گفتنی است آنچه در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمّه علیهمالسلام در میان اعراب با عنوان «علم نجوم» شناخته میشد، ترکیبی از یافتههای علمی و بافتههای کاهنان بود که عمدتاً برای طالعبینی و آیندهگویی از روی ستارگان (که امروزه «تَنجیم / ستارهگویی» نامیده میشود) به کار میرفت و نجوم به معنای علمی یا امروزین آن نبود.
- ↑
الاحتجاج: ج۲ ص۲۴۲، بحار الأنوار: ج۱۰ ص۱۸۳ ح۲.
- ↑
تهذیب الأحکام: ج۱۰ ص۱۴۸ ح۵۸۶ عَن إسحاق بن عمّار عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام، قرب الإسناد: ص۱۵۲ ح۵۵۴ عَن الإمام الصادق عن أبیه عنه علیهمالسلام نحوه، بحار الأنوار: ج٢ ص٢١٠ ح٧٩.
- ↑
الخصال: ص۲9۷ ح۶۷، بحار الأنوار: ج۵۸ ص۲۲۶ ح۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۱۶۷ ح۵۶9۴، عيون الحكم و المواعظ: ص۲9۴ ح۵۲۵۶.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۷۶ ح۵۳۵۲، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۶۷ ح۴9۰۴.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۷۵ ح۵۳۴9، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۶۵ ح۴۸۳۶.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۶۴ ح۵۳۰۰، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۶۶ ح۴۸۵۲.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۵۳۲ ح۶۸۶9، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۷۶ ح۶۳۴۵.
- ↑
الفردوس: ج۳ ص۲۰۸ ح۴۵9۰ عن ابن عمر، كنز العمّال: ج۱۰ ص۱۴۷ ح۲۸۷۵۰ نقلاً عن ابن السنّي؛ مجمع البيان: ج۲ ص۶۵9 نحوه و ليس فيه ذيله.
- ↑
الفقیه و المتفقه: ج۱ ص۴۲، الفردوس: ج۱ ص۲۴۶ ح9 ۵۲.
- ↑
مسند الشهاب: ج۲ ص۱۷ ح۷9۵ عن أبي هريرة؛ أعلام الدين: ص۸۰ ولیس فيه «و الأدب».
- ↑
نهج البلاغة: الحكمة ۲۸۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۱۳۳ ح۲99۱، بحار الأنوار: ج۱ ص۱9۶ ح۱۸.
- ↑
تحف العقول: ص۲۱۲، كشف الغمّة: ج۳ ص۴۸۸ عن الإمام الجواد عنه علیهماالسلام نحوه، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۵۰ ح۷۴.
- ↑
كنز الفوائد: ج۱ ص۳۱۸، أعلام الدین: ص۸۵، بحار الأنوار: ج۱ ص۱۸۳ ح۸۵؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۳۲۷ ح۷۵۰.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۳۰۴ ح۱۱۶۲، عیون الحکم و المواعظ: ص۳۰۳ ح۵۳۸۳ نحوه.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۳۵۲ ح۶۲9۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۴۰ ح۵۸۰۰.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۱۲۱ ح۲۰۵۴، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۰ ح۱۱۳.
- ↑
منية المريد: ص۱۱۰، بحار الأنوار: ج۱ ص۱۸۵ ح۱۰۷؛ الفصول المهمّة لابن الصبّاغ: ص۵۵۱.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۵۴ ح۱9۸.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۳۴۸ ح۱۰۴۵۰، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۳۶ ح9۸۲۴.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۱۴۳ ح۲۱۱۷ و ۲۱۱۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۶۵ ح۱۶۵۷ و ۱۶۵۸.
- ↑
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۲۵۸ ح۲۳.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۱۲9 ح۲۰۸۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۶۳ ح۱۶۳۸.
- ↑
الإرشاد: ج۱ ص۲99، کنز الفوائد: ج۱ ص۲۷9، کشف الیقین: ص۲۱9 ح۲۲9، بحار الأنوار: ج۷۴ ص۴۱9.
- ↑
الأمالي للطوسي: ص۵۴۳ ح۱۱۶۵ عن مسعدة بن زياد الربعي عن الإمام الصادق علیهالسلام، المحاسن: ج۱ ص۳۵۷ ح۷۵9، تنبیه الخواطر: ج۲ ص۶9 عن الإمام الصادق عنه علیهماالسلام و کلاهما نحوه؛ بحار الأنوار: ج۲ ص۵۲ ح۱۷.
- ↑
تنبيه الخواطر: ج۲ ص۲۶، بحار الأنوار: ج۱۳ ص۴۲۶ ح۲۱؛ ربیع الأبرار: ج۱ ص۵۰۵.
- ↑
شعب الایمان: ج۵ ص۳۸۸ ح۷۰۴۰ عن عائشة؛ جامع الأحاديث للقمّي: ص۷۰.
- ↑
صحيح البخاري: ج۱ ص۵۰ ح۱۰۰ عن عبد اللّٰه بن عمرو بن العاص؛ الأمالي للمفيد: ص۲۰ ح۱ عن ابن عمر نحوه، بحار الأنوار: ج۲ ص۱۲۱ ح۳۷.
- ↑
نهج البلاغة: الحكمة ۳۱، روضة الواعظین: ج۱ ص۱۲۳ ح۱۴۶، بحار الأنوار: ج۶۸ ص۳۴۸ ح۱۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۳۶۳ ح۱۰۵۴۲، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۳۷ ح9۸۶۴.
- ↑
الكافي: ج۱ ص۳۳ ح۶ عن بشیر الدهان، منیة المرید: ص۳۷۵، بحار الأنوار: ج۱ ص۲۲۰ ح۵9.
- ↑
في المصدر: «و تسفه»، و التصويب من بحار الأنوار.
- ↑ الأنعام: ۱۶۰.
- ↑ المائدة: ۲۷.
- ↑ معاني الأخبار: ص۳۳ ح۴ عن محمّد بن زياد و محمّد بن يسار، الاحتجاج: ج۲ ص۲۸۶ ح۲۴۳، تنبیه الخواطر: ج۲ ص9۶ کلاهما عن الإمام الصادق علیهالسلام نحوه، بحار الأنوار: ج۴۷ ص۲۳۸ ح۲۳.
- ↑
جامع بيان العلم: ج۱ ص۴۵ عن أنس، مسند الشهاب: ج۲ ص۱۲۱ ح۱۰۱۵، العقد الفرید: ج۲ ص9 کلاهما نحوه.
- ↑
الكافي: ج۱ ص۱۷ ح۱۲ عن هشام بن الحكم، تحف العقول: ص۳۸۷ و فيه «العاقل» بدل «العالم»، عدّة الداعي: ص۲۱9 نحوه، بحار الأنوار: ج۱ ص۱۳۸ ح۳۰.
- ↑
ما برحَ من مکانه: أي لم یفارقه (مجمع البحرین: ج۱ ص۱۳۴ «برح»).
- ↑
في المصدر: «فينسفه»، و التصويب من بحار الأنوار.
- ↑
الاختصاص: ص۲۴۵، بحار الأنوار: ج۱ ص۲۰۸ ح۱۰.
- ↑
یونس: ۳9.
- ↑
الأمالي للطوسي: ص۴9۴ ح۱۰۸۲ عن عبد العظيم بن عبد اللّه الحسني عن الإمام الجواد عن آبائه علیهمالسلام، بحار الأنوار: ج۷۱ ص۲۸۳ ح۳۳.
- ↑
نهج البلاغة: الحكمة ۱۷۲ و ۴۳۸، خصائص الأئمّة علیهمالسلام: ص۱۱۰، الاختصاص: ص۲۴۵.
- ↑
المناقب للخوارزمي: ص۳۷۵ ح۳۷۴ عن الجاحظ؛ شرح ابن ميثم علَی المئة كلمة: ص۸۱ ح۱9، عيون الحكم و المواعظ: ص۶۷ ح۱۷۰۸.
- ↑
الأمالي للطوسي: ص۴9۴ ح۱۰۸۲ عن عبد العظيم بن عبد اللّٰه الحسني عن الإمام الجواد عن آبائه علیهمالسلام، تحف العقول: ص۴۰۶ عن الإمام الكاظم علیهالسلام و فيه «أمراً» بدل «شيئاً»، كنز الفوائد: ج۲ ص۱۸۲، بحار الأنوار: ج۷۸ ص9۳ ح۱۰۴.
- ↑
كشف الغمّة: ج۳ ص۴9 ۰ عن الإمام الجواد علیهالسلام، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۷9 ح۶۱؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحدید: ج۲۰ ص۳۰۸ ح۵۳۰.
- ↑
الإرشاد: ج۱ ص۳۰۱، کشف الیقین: ص۱۸۳، الدرّة الباهرة: ص۳۳ عن الإمام الصادق علیهالسلام نحوه، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۲۲۸ ح۱۰۶.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۸۳ ح9۶۱۲، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۸۰ ح۸۸۲۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۴۰۷ ح۱۰۸۰۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۴۱ ح۱۰۰۳۰.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۲۷۸ ح۱۰۲۴۶، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۲۱ ح9۴۷9.
- ↑
الكافي: ج۸ ص۵۴ ح۱۶، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۳۶۱ ح۲.
- ↑
الخصال: ص۶9 ح۱۰۳، مشكاة الأنوار: ص۲۳۸ ح۶۸۷، أعلام الدين: ص9 ۴، بحار الأنوار: ج۲ ص۱۰۶ ح۳.
- ↑
معدن الجواهر (المكتبة المرتضوية): ص۲۶، منية المريد: ص۱۸۱ نحوه، بحار الأنوار: ج۱ ص۲۰۸ ح۸.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۵۲۷ ح۶۸۴۵، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۷۷ ح۶۳9۲.
- ↑
قرب الإسناد: ص۷۰ ح۲۲۶ عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق علیهالسلام، بحار الأنوار: ج۱ ص۲۰۷ ح۳.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۴۸۷ ح۶۷۰۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۶۷ ح۶۱۸۷ و راجع نهج البلاغة: الخطبة ۱۵۴.
- ↑ الکهف: ۶۸، و راجع یونس: ۳۲، و راجع أیضاً: ح۱۵۲ و ۱۵۶ و ۱۵۸.
- ↑
الفردوس: ج۳ ص۷۱ ح۴۲۰۰ عن ابن عبّاس.
- ↑
جامع بيان العلم: ج۱ ص۴۲ عن عبد اللّٰه بن عمرو، مسند الشاميّين: ج۲ ص۲۸۲ ح۱۳۴۵، مسند الشهاب: ج۱ ص۲۴۵ ح۳9 ۲ کلاهما نحوه.
- ↑
نهج البلاغة: الكتاب ۵۳، تحف العقول: ص۱۳9، بحار الأنوار: ج۳۳ ص۶۰۷ ح۷۴۴.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۳۳۴ ح۸۶۲۴، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۶۰ ح۸۳۴۴.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۳۰۴ ح۱۰۳۳۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۲۴ ح9۵۴۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۳۴۱ ح۶۲۷۰، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۲9 ح۵۶۳9.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۵۶۵ ح۶99۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۸۳ ح۶۴۶۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۳۸۷ ح۸۸۷۳، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۵۸ ح۸۲9۸.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۱99 ح۷9۶۴، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۳۰ ح۷۳۷9.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۴۲۶ ح9۰۳۴.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۴۴۲ ح۳۲۲۰، عيون الحكم و المواعظ: ص۱۱۵ ح۲۵۵۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۲۴۶ ح۸۱9۲، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۴۴ ح۷۷۸۵.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۶۲۴ ح۷۲۱۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۳9۸ ح۶۷۴۳ و فيه «يضرّه» بدل «يضلّه».
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۶۰۳ ح۳۶۳۲، عيون الحكم و المواعظ: ص۱۵۴ ح۳۳۵9.
- ↑
غرر الحكم: ج۳ ص۳۶۷ ح۴۷۶۵، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۲۳ ح۴۳۳۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۳ ص۴۱۱ ح۴9۲۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۳۴ ح۴۴۸۲.
- ↑
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۲۷۱ ح۱۳۰.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۱۸9 ح۷9۲۰، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۲۴ ح۷۱۷۲.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۳۵۳ ح۱۳۳9، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۸ ح۱۲۱۲.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۱۷۸ ح۷۸۵۶، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۵۳ ح۸۱۲۴.
- ↑
الكافي: ج۲ ص۳۱۷ ح9 عن حفص بن غياث، ثواب الأعمال: ص۲۶۳ ح۱، الأمالي للصدوق: ص۷۶۵ ح۱۰۲۸ کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۲۱ ح۱۰.
- ↑
منية المريد: ص۱۷۱، مصباح الشريعة: ص۲۶۷، بحار الأنوار: ج۲ ص۱۳۴ ح۳۱.
- ↑
الدرّة الباهرة: ص۳9، نزهة الناظر: ص۲۰۸ ح۴۵۵، أعلام الدين: ص۳۰9، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۳۶۴ ح۴.
- ↑
النحل: ۴۳، الأنبياء: ۷.
- ↑
المعجم الأوسط: ج۵ ص۲9۸ ح۵۳۶۵ عن جابر بن عبد اللّٰه، الفردوس: ج۵ ص۱۳9 ح۷۷۴۸.
- ↑
ما بين المعقوفين سقط من المصدر و أثبتناه من كنز العمّال: ج۱۰ ص۱۷۵ ح۲۸9۱۱.
- ↑
الفردوس: ج۲ ص۲۴۸ ح۳۱۶۵ عن ابن عبّاس.
- ↑
عوالي اللآلي: ج۱ ص۲۸۵ ح۱۳۵، بحار الأنوار: ج۱ ص۱۷۷ ح۵۰.
- ↑
الكُنود: كفر النعمة و الجحود (اُنظر: لسان العرب: ج۳ ص۳۸۱ «كند»).
- ↑
نهج البلاغة: الخطبة ۳۲، بحار الأنوار: ج۳۴ ص9۸ ح9۴۳؛ مطالب السؤول: ج۱ ص۱۴۸ نحوه.
- ↑
جامع بيان العلم: ج۲ ص۱۱، ربیع الأبرار: ج۳ ص۱۶۱؛ تنبیه الخواطر: ج۱ ص۶۴.
- ↑
سنن ابن ماجة: ج۲ ص9۰۸ ح۲۷۱9 عن أبي هريرة؛ السرائر: ج۳ ص۲۲۶، كشف الغمّة: ج۱ ص۲۶۰ نحوه.
- ↑
سننالدارمي: ج۱ ص۷۸ ح۲۲۵ عن ابنمسعود، مسند أبي يعلى: ج۵ ص۲9 ح۵۰۰۶ و راجع المستدرك على الصحيحين: ج۴ ص۳۶9 ح۷9۵۰ والسرائر: ج۳ ص۲۲۶.
- ↑
المحاسن: ج۱ ص۳۵۸ ح۷۶۴ عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عن أبيه علیهماالسلام، نهج البلاغة: الحكمة ۸۲، الخصال: ص۳۱۵ ح9۶ کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۱ ص۱۷۶ ح۴۵.
- ↑
الخصال: ص۳۱۵ ح9 ۵، عيون أخبار الرضا علیهالسلام: ج۲ ص۴۴ ح۱۵۵ كلاهما عن أحمد الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه علیهمالسلام، المحاسن: ج۱ ص7۱ ح۲۶ عن الإمام الصادق عن أبيه عنه علیهمالسلام نحوه، بحار الأنوار: ج۲ ص۱۱۴ ح9.
- ↑
جامع الأخبار: ص۱۱۰ ح۱9۵ عن الإمام عليّ علیهالسلام، بحار الأنوار: ج۱ ص۲۰۳ ح۲۱.
- ↑
جامع بيان العلم: ج۱ ص۴۲ عن أبي هريرة؛ تنبيه الخواطر: ج۲ ص۲۱۲.
- ↑
تحف العقول: ص9 ۴، الكافي: ج۸ ص۲۰ ح۴ عن الإمام الباقر عنه علیهماالسلام و فیه: «لا يعلم» بدل «لا يتعلّم»، بحار الأنوار: ج۷۷ ص۲۸۳ ح۱.
- ↑
غرر الحكم: ج۳ ص۱۸9 ح۴۱۶۵، عيون الحكم و المواعظ: ص۱۳۱ ح۲9۵۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۲۷۷ ح۱۰۲۴۲، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۲۱ ح9۴۷۵.
- ↑
جامع الأخبار: ص۳۸۳ ح۱۰۷۲، بحار الأنوار: ج۴۱ ص۴۳ ح۲۱.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۸9 ح۵۴۰۵، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۷۰ ح۴9۶۴.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۲۳۰ ح۵9۱۲، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۱۰ ح۵۴۴۸.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۳۸۴ ح۸۸۵9، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۵۷ ح۸۲۸۴.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۱۳۶ ح۵۵9۵، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۸۴ ح۵۱۱۸.
- ↑
الكافي: ج۱ ص۳۵ ح۵ عن أبي حمزة؛ منية المريد: ص۱۱۱، جامع الأحاديث للقمّي: ص۱9۸ نحوه، بحار الأنوار: ج۱۴ ص۳۷9 ح۲۳.
- ↑
بحار الأنوار: ج9۴ ص۱۲۷ ح۱9 نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي.
- ↑ كفاية الأثر: ص۲۵۳ عن عبد الغفّار بن القاسم، بحار الأنوار: ج۳۶ ص۳۵9 ح۲۲۸.
- ↑
المحاسن: ج۱ ص۳۵۶ ح۷۵۵ عن جابر الجعفي و ح۷۵۶ نحوه، مستطرفات السرائر: ص۱۵۷ ح۲۵ فيه «تنازعوا» بدل «سارعوا»، مشكاةالأنوار: ص۲۳۶ ح۶۷۳ عن الإمام الصادق علیهالسلام، بحار الأنوار: ج۲ ص۱۴۶ ح۱۴.
- ↑
أي فأنتم في الجهل بالأحكام الشرعيّة كالأعراب الذين قال اللّه فيهم: (الْأَعْرابُ أَشَدُّ كُفْراً وَ نِفاقاً) الْآيَةَ. و الأعراب: سكّان البادية، (لسانالعرب: ج۱ ص۵۸۶ و ۵۸۷ «عرب»).
- ↑
المحاسن: ج۱ ص۳۵۶ ح۷۵۷ عن محمّد بن مسلم، بحار الأنوار: ج۱ ص۲۱۴ ح۱۴.
- ↑
الأنعام: ۱۴9.
- ↑
الأمالي للمفيد: ص۲۲۸ ح۶ عن مسعدة بن زياد و ص۲9۲ ح۱ نحوه، الأمالي للطوسي: ص9 ح۱۰، بحار الأنوار: ج۱ ص۱۷۸ ح۵۸.
- ↑
مشكاة الأنوار: ص۵۶۴ ح۱9۰۱، تنبيه الخواطر: ج۲ ص۲۳۱ عن لقمان علیهالسلام و فيه «تعلّم من» بدل «اسأل»، بحار الأنوار: ج۱ ص۲۲۶ ح۱۷؛ تاريخ دمشق: ج۶۸ ص۶۸ عن عيسی علیهالسلام و فيه «تعلّم من» بدل «اسأل».
- ↑
المحاسن: ج۱ ص۳۵۸ ح۷۶۵ عن إسحاق بن عمّار، الکافي: ج۱ ص۳۱ ح۸، منیة المرید: ص۱۱۲ کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۱ ص۲۱۳ ح۱۲ و راجع السنن الكبرى: ج۶ ص۳۴۳.
- ↑
علل الشرائع: ص۳9 ۴ ص۱۰، المحاسن: ج۱ ص۳۵9 ح۷۶۸، بحار الأنوار: ج۱ ص۲۱۳ ح9.
- ↑ الإسراء: ۳۶.
- ↑ النور: ۱۵.
- ↑
التمحيص: ص۷۴ ح۱۷۱، بحار الأنوار: ج۶۷ ص۳۱۰ ح۴۵.
- ↑
نزهة الناظر: ص۳۰ ح۱9، نهج البلاغة: الحكمة ۱۱۳ عن الإمام عليّ علیهالسلام، بحار الأنوار: ج۲ ص۲۶۰ ح۱۵.
- ↑
الظاهر زيادة «به» كما في تحف العقول: ص۷۲.
- ↑
نهج البلاغة: الكتاب ۳۱، تحف العقول: ص۷۲ نحوه، بحار الأنوار: ج۷۷ ص۲۲۰ ح۲.
- ↑
مطالب السؤول: ج۱ ص۲۱۲، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۷ ح۶۰.
- ↑
كتاب سليم بن قيس: ج۲ ص۵۶۱ عن أبان بن أبي عيّاش، بحار الأنوار: ج۲ ص۲۱۱ ح۱۰۷.
- ↑
الكافي: ج۱ ص۵۰ ح9 عن أبي سعيد الزهري، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۳ ص۱۱ ح۳۲۳۳ عن الإمام الصادق علیهالسلام و فیه صدره، المحاسن: ج۱ ص۳۴۰ ح۶99 عن الإمام الباقر أو الإمام الصادق علیهماالسلام، بحار الأنوار: ج۲ ص۲۵9 ح۷.
- ↑
در بارۀ كلمۀ «لم تُروَهُ» - که در متن عربی حدیث آمده - وجههای گوناگونى احتمال داده شده (ر.ک: حاشيۀ ميرزا رفيعا: ص۱۷۴، شرح المازندرانى: ج۲ ص۲۳۶، مرآة العقول: ج۱ ص۱۶۸). امّا همۀ آن احتمالات، مشتمل بر اين معناست كه اگر حديثى از همۀ جهات برايت روشن نيست و از مصداقهای امر مشتبه است، باز ايستادن از آن و روايت نكردنش بهتر از روايت كردن آن است. (م)
- ↑
رام الشيء: طلبه (لسان العرب: ج۱۲ ص۲۵۸ «روم»).
- ↑
الكافي: ج۱ ص۳۵۷ ح۱۶، بحار الأنوار: ج۴۶ ص۲۰۴ ح۷9.
- ↑
الكافي: ج۱ ص۴۳ ح۷، التوحيد: ص۴۵9 ح۲۷ و فيه «حجّة اللَّه» بدل «حقّ اللَّه»، الأمالي للصدوق: ص۵۰۶ ح۷۰۱، بحار الأنوار: ج۲ ص۱۱۳ ح۲.
- ↑
الكافي: ج۲ ص۳۸۸ ح۱9 عن زرارة، المحاسن: ج۱ ص۳۴۰ ح۷۰۰ عن الإمام الباقر علیهالسلام، بحار الأنوار: ج۲ ص۱۲۰ ح۳۱.
- ↑
الكافي: ج۱ ص۵۰ ح۱۲، المحاسن: ج۱ ص۳۲۴ ح۶۵۱، بحار الأنوار: ج۲ ص۱۱۸ ح۲۰.
- ↑
النساء: ۸۳.
- ↑
تفسير العيّاشي: ج۱ ص۴۲۲ ح۱۰۵۰ عن عبد اللّٰه بن جندب، بحار الأنوار: ج۲۳ ص۲9۶ ح۳۶.
- ↑
نهج البلاغة: الخطبة9۱، التوحيد: ص۵۵ ح۱۳، تفسير العيّاشي: ج۱ ص۲9۳ ح۶۴۵ کلاهما عن الإمام الصادق علیهالسلام نحوه، بحار الأنوار: ج۵۷ ص۱۰۷ ح9۰.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۳۷۴ ح۶۳۷۵، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۴۸ ح۵9۰۰.
- ↑
عيون أخبار الرضا علیهالسلام: ج۲ ص۴۴ ح۱۵۵، الخصال: ص۳۱۵ ح9۵، صحیفة الإمام الرضا علیهالسلام: ص۸۱ ح۱۷۷ کلاهما نحوه و كلّها عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا علیهالسلام، بحار الأنوار: ج۶9 ص۳۷۶ ح۲۷.
- ↑
مصباح المتهجّد: ص۵۸9 ح۶9۱ عن أبي حمزة الثمالي، الإقبال: ج۱ ص۱۶۵، المصباح للكفعمي: ص۷۸۸، بحار الأنوار: ج9۸ ص۸۷ ح۲.
- ↑
الكافي: ج۱ ص۴۲ ح۴ عن زياد بن أبي رجاء، المحاسن: ج۱ ص۳۲۷ ح۶۶۰، تفسیر العیّاشي: ج۱ ص9۵ ح۶۶، بحار الأنوار: ج۲ ص۱۱9 ح۲۵.
- ↑ يونس: ۳9.
- ↑
زَریٰ عليه زَرياً: عابَه و استهزأ به... و الزاري على الإنسان: هو الذي يُنكِر عليه و لا يعُدّه شيئاً (اُنظر: المصباح المنير: ص۲۵۳ «زري»).
- ↑
في بحار الأنوار: «فما ینفكّ ممّا یَریٰ في ما یلتبس علیه رأیه و ممّا...» و هو الأنسب.
- ↑
تحف العقول: ص۷۳، بحار الأنوار: ج۷۷ ص۲۰۳ ح۱ نقلاً عن كتاب الرسائل للكليني و فيه «و في اللجاجة متجرّياً» بدل «و في الجهالة متحيّراً».
- ↑
ينابيع المودّة: ج۳ ص۲۰۳.
- ↑
الكافي: ج۸ ص۲۰ ح۴ عن جابر الجعفي عن الإمام الباقر علیهالسلام، نهج البلاغة: الحكمة ۱۸۲، بحار الأنوار: ج۷۱ ص۲9۱ ذيل ح۶۲؛ أنساب الأشراف: ج۲ ص۳۵۸ عن الإمام الكاظم عن آبائه عنه علیهمالسلام.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۲۶۵ ح۱۰۱۷9، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۲۰ ح9۴۵۵.
- ↑
نهج البلاغة: الخطبة ۸۷، أعلام الدین: ص۱۲۸، غرر الحكم: ج۶ ص۲۷۸ ح۱۰۲۴۵، بحار الأنوار: ج۲ ص۵۶ ح۳۶.
- ↑
الصحيفة السجّادية: ص۴۵ الدعاء۸؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۶ ص۱۸۵ عن الإمام عليّ علیهالسلام.
- ↑
الأعراف: ۱۶9.
- ↑
الكافي: ج۱ ص۴۳ ح۸ عن أبي يعقوب بن إسحاق بن عبد اللّٰه، الأمالي للصدوق: ص۵۰۶ ح۷۰۲ و فيه «عيّر» بدل «خصّ»، تفسير العيّاشي: ج۲ ص۲۷۸ ح۱9۵۷ نحوه، بحار الأنوار: ج۲ ص۱۱۳ ح۳.
- ↑
عوالي اللآلي: ج۴ ص۶۵ ح۲۲، مسند الرضا علیهالسلام: ص۷9، بحار الأنوار: ج۲ ص۱۲۱ ح۳۵.
- ↑
الكافي: ج۱ ص۴۳ ح9، المحاسن: ج۱ ص۳۲۶ ح۶۵9، الأمالي للصدوق: ص۵۰۷ ح۷۰۳ کلاهما نحوه و کلّها عن ابن شرمة عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه علیهمالسلام، بحار الأنوار: ج۲ ص۱۲۱ ح۳۶.
- ↑
عيون أخبار الرضا علیهالسلام: ج۲ ص۴۶ ح۱۷۳ عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه علیهمالسلام، المحاسن: ج۱ ص۳۲۵ ح۶۵۷ عن الإمام الصادق عن أبيه علیهمالسلام عنه صلّی الله علیه و آله، بحار الأنوار: ج۲ ص۱۱۶ ح۱۲؛ تاريخ دمشق: ج۵۲ ص۲۰ ح۱۰9 ۱۴ عن الإمام الرضا عن آبائه علیهمالسلام عنه صلّی الله علیه و آله و ليس فيه «الناس».
- ↑
سنن ابن ماجة: ج۱ ص۲۰ ح۵۳ عن أبي هريرة؛ منية المريد: ص۲۸۱ نحوه.
- ↑
الكافي: ج۷ ص۴۰9 ح۲ عن أبي عبيدة، تهذیب الأحکام: ج۶ ص۲۲۳ ح۵۳۱، المحاسن: ج۱ ص۳۲۶ ح۶۵۸، بحار الأنوار: ج۲ ص۱۱۸ ح۲۳.
- ↑
الخصال: ص۴۱۷ ح9 عن حريز بن عبد اللّٰه عن الإمام الصادق علیهالسلام، الكافي: ج۲ ص۴۶۳ ح۲ عن الإمام الصادق علیهالسلام عنه صلّی الله علیه و آله، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۱ ص۵9 ح۱۳۲ کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۵ ص۳۰۳ ح۱۴.
- ↑
دعائم الإسلام: ج۲ ص9۵ ح۲99.
- ↑
تهذيب الأحكام: ج۵ ص۷۳ ح۲۳9، عن عبد الصمد بن بشير.
- ↑ برای دیدن آیات و روایات این موضوع، ر.ک: ص۵۳ (فصل پنجم: وظایف جاهل «ناآگاه» / آنچه بر جاهل «ناآگاه» واجب است / آموختن).
- ↑ ر.ک: رسائل الشریف المرتضی: ج۲ ص۳۷۰ مسئله ۲۲، النور الساطع فی الفقه النافع: ص۹ - ۳۳ (معذورية الجاهل).
- ↑ ر.ک: الحدائق الناضرة: ج۱ ص۱۳۴، عوائد الأیّام: ص۲۴۷، عائدة ۲۵ (فی بيان حكم الخاطئ و الجاهل فی الحكم و الموضوع)، المکاسب، شیخ انصاری: ج۴ ص۳۳۸، هدایة المسترشدین: ج۳ ص۷۱۳ - ۷۲۲ (الجاهل بالحکم و الموضوع).
- ↑
تحف العقول: ص۱9۱، وقعة صفّين: ص۱۲۲ و فيه «بالحلم» بدل «بالعلم»، بحار الأنوار: ج۳۲ ص۴۱۰ ذيل ح۳۶9؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۳ ص۱9۱ و فيه «بالحلم» بدل «بالعلم».
- ↑
الكافي: ج۲ ص۲۲۶ و ۲۲9 ح۱، أعلام الدين: ص۱۱۶ كلاهما عن عبد اللّٰه بن يونس عن الإمام الصادق علیهالسلام، بحار الأنوار: ج۶۷ ص۳۶۶ ح۷۰.
- ↑
الكافي: ج۱ ص۴۱ ح۱ عن طلحة بن زيد، الأمالي للمفيد: ص۶۶ ح۱۲ عن الإمام عليّ علیهالسلام نحوه، منية المريد: ص۱۸۵، بحار الأنوار: ج۲ ص۶۷ ح۱۴.
- ↑
أخبار الحمقى و المغفّلين: ص۴۶؛ معدن الجواهر: ص۱۳۰ ح۱۶۴ عن الإمام عليّ علیهالسلام، عوالي اللآلي: ج۴ ص۷9 ح۷۴ عن بعضهم و کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۱ ص۱9۵ ح۱۵.
- ↑
تحف العقول: ص۳9۴ و ۵۰۲ عن عيسیٰ علیهالسلام نحوه، بحار الأنوار: ج۱ ص۱۴۸ ح۳۰.
- ↑
تحف العقول: ص۵۱۲، بحار الأنوار: ج۱۴ ص۳۱۷ ح۱۷.
- ↑
كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۳ ص۵۶۶ ح۴9۳۴، عيون أخبار الرضا علیهالسلام: ج۲ ص9۲ ح۱، علل الشرائع: ص۴۸۱ ح۱، بحار الأنوار: ج۷9 ص9 ح۱۰.
- ↑
نهج البلاغة: الحكمة ۳۸۴، تنبیه الخواطر: ج۲ ص۲9۷، بحار الأنوار: ج۷۱ ص۱9۰ ح۵۶؛ مطالب السؤول: ج۱ ص۲۳۶.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۲۵۰ ح۵9۸۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۱۸ ح۵۵۴۸ و فيه «الجاهل» بدل «الجهول».
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۲۵۲ ح۵99۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۱۸ ح۵۵۳۶.
- ↑
المناقب لابن شهرآشوب: ج۲ ص۴9، الصراط المستقيم: ج۱ ص۲۲۲، غرر الحكم: ج۵ ص۳۵۰ ح۸۷۰۱، بحار الأنوار: ج۴۰ ص۱۶۴ ذيل ح۵۴.
- ↑
ممکن است مراد، این باشد: «کسی که برای عقل و قیام به فرمانهای او برنخیزد و بنشیند، برخیزانَد او را جهل از برای قیام به فرمانهای خود» (شرح آقا جمال خوانساری بر غرر الحکم: ج۵ ص۳۵۰ ذیل ح۸۷۰۱).
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۵۰۳ ح۳۴۴۴، عيون الحكم و المواعظ: ص۱۵۰ ح۳۲9۳.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۵۸۴ ح۷۰۷۳، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۸۶ ح۶۵۲۴.
- ↑
مطالب السؤول: ج۱ ص۲۳۰؛ بحار الأنوار: ج۷۸ ص۸ ح۶۴.
- ↑
نهج البلاغة: الكتاب ۶9، غرر الحكم: ج۶ ص۲۸۱ ح۱۰۲۵۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۲۱ ح9۴۸۲ و فيهما «حمقاً» بدل «جهلاً»، بحار الأنوار: ج۲ ص۱۶۰ ح9.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۵۷۸ ح۷۰۴9، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۸۵ ح۶۵۱۸.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۵۷9 ح۷۰۵۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۸۵ ح۶۵۰۴ نحوه.
- ↑
الجعفريّات: ص۲۳۷ عن الإمام الكاظم عن آبائه علیهمالسلام.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۸۴ ح۵۳۸۴، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۶9 ح۴9۵۰.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۲۲۵ ح۱۰۰۸۰، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۰۳ ح9۲۲۲.
- ↑
تحف العقول: ص۳۱۷، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۲۳۰ ح۲۱.
- ↑
الكافي: ج۲ ص۲۳۷ ح۲۶، تحف العقول: ص۲۳۴ و ۲۳۵، مشكاة الأنوار: ص۴۲۱ ح۱۴۱۷ عن الإمام الحسن عن أبيه علیهماالسلام و فيه «لمنفعته» بدل «لمنفعة»، بحار الأنوار: ج۶9 ص۲9۴ ح۲۴.
- ↑
تحف العقول: ص۲۴۷، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۱۱9 ح۱۴.
- ↑
الاختصاص: ص۲۴۴، بحار الأنوار: ج۱ ص۱۳۱ ح۲۶.
- ↑
الكافي: ج۲ ص۶۶۴ ح۷ عن السكوني، تحف العقول: ص۴۸۷ عن الإمام العسكريّ علیهالسلام، مشكاة الأنوار: ص۳۳۶ ح۱۰۷۳ عن الإمام عليّ علیهالسلام، بحار الأنوار: ج۷۶ ص۵9 ح۱۰.
- ↑
الكافي: ج۱ ص۱۶ ح۱۲ عن هشام بن الحكم، تحف العقول: ص۳۸۶، الدرّ النظیم: ص۶۷۰، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۳۰۰ ح۱.
- ↑
الصُّبحَة: النوم أوّل النهار؛ لأنّه وقت الذِّكر ثمّ وقت طلب الكسب (النهاية: ج۳ ص۷ «صبح»).
- ↑
الزهد لابن المبارك: ص9۶ ح۲۸۳ عن عمران الكوفي، البداية و النهاية: ج۲ ص9۱، تنبیه الغافلین للسمرقندي: ص۱9۵.
- ↑
حلية الأولياء: ج۶ ص۶ الرقم۳۳۳ عن كعب الأحبار.
- ↑
أي كما أنّ شعاع الشمس قد يغلب على الظلّ و يضيءُ مكانه، و قد يكون بالعكس، فكذلك العلم و العقل قد يستوليان على النفس فيظهر له عيوب نفسه، و يؤوّل بعقله عيوب غيره ما أمكنه، و قد يستولي الجهل فيرى محاسن غيره مساوئ، و مساوئ نفسه محاسن (بحار الأنوار: ج۱ ص9۳).
- ↑
في الطبعة المعتمدة «منقلب»، و التصويب من طبعة المصطفوي و بحار الأنوار.
- ↑ و مفتاح الجهل الرضا بالجهل و الاعتقاد به، و بأنّه كمال لا ينبغي مفارقته، و مفتاح العلم طلب تحصيل العلم بدلاً عن الجهل، و الكمال بدلاً عن النقص، و ينبغي أن يعلم أنّ سعيه مع عدم مساعدة التوفيق لا ينفع، فيتوسّل بجنابه تعالى ليوفّقه (بحار الأنوار: ج۱ ص9۳).
- ↑ في المصدر: «بالعلم»، و الصواب ما أثبتناه کما في بحار الأنوار نقلاً عن المصدر.
- ↑ قوله: «إثباته»: أي عرفانه. قال الفيروزآبادي: أثبته: عرفه حقّ المعرفة. و ظاهر أنّ معرفة تلك الاُمور كما هي مستلزمة لتركها و نفيها، أو المعنى أنّ كلّ من أقرّ بثبوت تلك الأشياء لا محالة ينفيها عن نفسه، فالمراد بالدنيا حبّها. (بحار الأنوار: ج۱ ص9۳).
- ↑ و قوله: «فالكلّ كواحد»: لعلّ معناه أنّ هذه الخصال كخصلة واحدة؛ لتشابه مبادئها و انبعاث بعضها عن بعض و تقوّي بعضها ببعض، كما لا يخفى (بحار الأنوار: ج۱ ص9۳).
- ↑ مصباح الشريعة: ص۴۲۵، بحار الأنوار: ج۱ ص9۳ ح۱۵.
- ↑ البقرة: ۶۷.
- ↑ الأعراف: ۱۳۸.
- ↑ هود: 29.
- ↑ هود: ۴۶. النهي عن السؤال بغير علمٍ لا يستلزم تحقّق السؤال... لأنّ النهي عن الشيء لا يستلزم الارتكاب قبلاً... و من الدليل عليه قول نوح علیهالسلام: (رَبِّ إنِّى أعُوذُ بِكَ أنْ أسْـٔلَكَ مَا لَيْسَ لِى بِهِ عِلْمٌ) في الآية التالية، و لو كان سأل شيئاً لقال: أعوذ بك من سؤالي ذلك، ليفيد المصدر المضاف إلى المفعول التحقّق و الارتكاب (راجع الميزان في تفسير القرآن: ج۱۰ ص۲۳۶ و ۲۳۷).
- ↑ يوسف: ۳۳.
- ↑ النمل: ۵۵.
- ↑ الزمر: ۶۴.
- ↑ الأحقاف: ۲۱-۲۳.
- ↑
مشکاة الأنوار: ص۴۶۷ ح۱۵۶۰، تنبیه الخواطر: ج۱ ص۷۰، روضة الواعظين: ج۲ ص۴۱۶ ح۱۴۵۶، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۱۲۲ ح۱۱۱.
- ↑
حلية الأولياء: ج۶ ص۳۴۵ الرقم ۳9۴ عنأبي هريرة و أبي سعيد الخدري، المطالب العالية: ج۳ ص۲۱۵ ح۳۲9۷، الفردوس: ج۵ ص۲۸۲ ح۸۱9۰.
- ↑
كنز الفوائد: ج۱ ص۵۶، أعلام الدین: ص۱۶9، بحار الأنوار: ج۱ ص۱۶۰ ح۳9.
- ↑
يقال: لَقِيتُ من فلانٍ عَنْيةً و عَناءً: أي تَعَباً (لسان العرب: ج۱۵ ص۱۰۴ «عنا»).
- ↑
الفَهَق: الامتلاء (الصحاح: ج۴ ص۱۵۴۵ «فهق»). و المراد به هنا أنّه فتح فاه و امتلأ من الضحك.
- ↑
خار الحَرُّ، و الرجل يخور خُؤُورةً: ضعف و انكسر. خار الثور يخور خواراً: صاح (الصحاح: ج۲ ص۶۵۱ «خور»).
- ↑
تحف العقول: ص۱۸، بحار الأنوار: ج۱ ص۱۱9 ح۱۱.
- ↑
تحف العقول: ص۲9، بحار الأنوار: ج۱ ص۱۲9 ح۱۲.
- ↑
معدن الجواهر: ص۱۵9 ح۲۲۲؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۳۰۲ ح۴۵۳ و ص۲۷۷ ح۱9۳ کلاهما عن الإمام عليّ علیهالسلام نحوه.
- ↑
الحصيف: المحكم العقل (الصحاح: ج۴ ص۱۳۴۴ «حصف»).
- ↑
المطالب العالية: ج۳ ص۱۷ ح۲۷۵۸ عن أبي الدرداء، تاريخ بغداد: ج۱۳ ص۲۲۳ نحوه.
- ↑
نهج البلاغة: الكتاب ۵۳، خصائص الأئمّة: ص۱۲۳، بحار الأنوار: ج۱۰۰ ص۴۷ ح9.
- ↑
يعني: أنّ الجاهل هو الذي لا يضع الشيء مواضعه.
- ↑
نهج البلاغة: الحكمة ۲۳۵، بحار الأنوار: ج۱ ص۱۶۰ ح۳۶؛ ربیع الأبرار: ج۳ ص۱۴۲.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۷9 ح۱9۱۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۱ ح۱۳۴.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۱۲۳ ح۴۴۸ و ۴۴9، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۳ ح۵۸۶ و ۵۸۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۳۸۶ ح۱۰۶۷۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۳۸ ح99۱۱.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۲۸ ح9۳۵۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۶9 ح۸۵۵۴ نحوه.
- ↑
الكافي: ج۱ ص۲۳ ح۱۶ عن السكوني عن الإمام الصادق عن أبيه علیهماالسلام، تحف العقول: ص۲۱9، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۵۸ ح۱۳۰؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۲۵۶ ح۸ نحوه.
- ↑
رینَ بالرجل رَیناً: إذ ا وقع فیما لا یستطیع الخروج منه. و أصل الرَّین: الطَبع و التعطِیة (النهایة: ج۲ ص۲9۱ «رین»).
- ↑
الغارات: ج۱ ص۱۱۵، بحار الأنوار: ج۱۰۳ ص۳۴۵ ح۳۷.
- ↑
الكافي: ج۱ ص۵۰ ح۱۴، تحف العقول: ص۲۰۸، الاختصاص: ص۱، بحار الأنوار: ج۱ ص۲۰۴ ح۲۵.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۵۸۲ ح۷۰۶۳، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۸۵ ح۶۵۱9 و فيه «بالمرء» بدل «بالعالم».
- ↑
الكافي: ج۲ ص۱۱۲ ح۵ عن غياث بن إبراهيم عن الإمام الصادق علیهالسلام، نهج البلاغة: الحكمة ۱۱9، مشكاة الأنوار: ص۴۶۳ ح۱۵۴۳ کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۷۵ ح۳۸.
- ↑
تحف العقول: ص۱۵۸، بحار الأنوار: ج۷۷ ص۴۱۱ ح۳۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۱۶۸ ح۶۴۰، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۲ ح۵۵۲.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۳۳9 ح۱۲۸۵، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۷ ح۱۱۸۱.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۳۱۲ ح۱۱9۰. عيون الحكم و المواعظ: ص۲9 ح۴۲9 نحوه.
- ↑
غرر الحكم: ج۳ ص۷۵ ح۳۸۶۴، عيون الحكم و المواعظ: ص۱۷۷ ح۳۶۵۱.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۳۸ ح۱۷۴۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۳ ح۱۶۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۳۷۸ ح۶۳9۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۴9 ح۵9۲۲.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۳۲۴ ح۱۲۴۰، عيون الحكم و المواعظ: ص۱۸ ح۲۳ و ۲۴.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص9۲ ح۱9۶۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۵9 ح۱۴9۸.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۲۵۱ ح۵99۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۱۸ ح۵۵۳۵.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص9۴ ح۵۴۲۰، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۷۰ ح۴9۷۰.
- ↑
الشِّکل: المِثل و المذهب (النهایة: ج۲ ص۴9۶ «شکل»).
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۸۶ ح۳۲۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۳9 ح۸۶۳.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۱۵۳ ح۵۷9، عيون الحكم و المواعظ: ص۳ ح۵۷۰ و ۵۷۱.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۴۴ ح۱۷۷۲، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۳ ح۱۳۷۵ نحوه.
- ↑
الحَتف: الموت... و الهلاك (لسان العرب: ج9 ص۳۸ «حتف»).
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۱۲۴ ح۷۶۱۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۱9 ح۷۰۸9.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۱۲۴ ح۷۶۱۳، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۱9 ح۷۰9۳.
- ↑
الطيش: الخِفّة (النهاية: ج۳ ص۱۵۳ «طيش»).
- ↑
تحف العقول: ص۲۰۷، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۴۵ ح۴۷؛ ربيع الأبرار: ج۴ ص۲۵۳.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۳۶۶ ح۱۳9۴، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۸ ح۳9۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۴۷۳ ح۶۶۶۳، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۶۷ ح۶۱۷۷.
- ↑
بحار الأنوار: ج۷۴ ص۱۶۴ ح۲۸، نهج البلاغة: الحكمة ۴۵۱ و فیه «نُقصان حظٍّ» بدل «نُقصان عقلٍ».
- ↑
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۳۲۰ ح۶۷۰.
- ↑
نهج البلاغة: الحكمة ۷۰، بحار الأنوار: ج۱ ص۱۵9 ح۳۵.
- ↑
نثر الدرّ: ج۳ ص۱۵۴، غرر الحكم: ج۶ ص۳۸9 ح۱۰۶9۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۳9 ح999۱.
- ↑
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۲9۴ ح۳۶۲.
- ↑
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۳۳۳ ح۸۲۲.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۱۲9 ح9۷۸۵، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۸۸ ح9۰۴۱.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۵۴ ح۱۸۰9، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۴ ح۱۳9۸ نحوه.
- ↑
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۲9۳ ح۳۵۶.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۵۳ ح9۴۷۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۷۶ ح۸۷۲۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۳۵ ح۱۷۲9، عيون الحكم و المواعظ: ص۱۷ ح۸ و فيه صدره إلى قوله «لا يرتدع».
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۲۴۵ ح۸۱۸۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۴۴ ح۷۷۸۰.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۴۱۳ ح۶۵۳۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۵۸ ح۶۰۶۷.
- ↑
كنز الفوائد: ج۱ ص۱99، بحار الأنوار: ج۱ ص۱۶۰ ح۴۳.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص9۵ ح۵۴۲۵، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۶9 ح۴9۴۱.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۲۲۷ ح۵۸9۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۱۰ ح۵۴۵۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۵۸9 ح۷۰9۳، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۸9 ح۶۵۶۶.
- ↑
عيون الحكم و المواعظ: ص۳۵ ح۷۰۳.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۳۷۶ ح۶۳۸۱ و ۶۳۸۲، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۴۷ ح۵۸۶۷ و ۵۸۶۸.
- ↑
غرر الحكم: ج۳ ص۳۵۱ ح۴۷۰9، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۱۸ ح۴۲۷۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۵۴۴ ح۳۵۴۸.
- ↑
الدرّة الباهرة: ص۳۱، نزهة الناظر: ص۱۷۴ ح۳۶۴، أعلام الدين: ص۳۰۳، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۲۷۸ ح۱۱۳.
- ↑
تحف العقول: ص۳۶۴، تفسير القمّي: ج۲ ص۱۴۶، بحار الأنوار: ج۲ ص۲۷ ح۵؛ شعب الإيمان: ج۱ ص۴۷۲ ح۷۴۶ عن ابن مسعود من دون إسنادٍ إلی أحد من أهل البیت علیهمالسلام.
- ↑
الخترُ: شبيه بالغدر والخديعة، وقيل: هو الخديعة بعينها (لسان العرب: ج۴ ص۲۲9 «ختر»).
- ↑
الكافي: ج۱ ص۲۷ ح۲9 عن مفضّل بن عمر، تحف العقول: ص۳۵۶، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۲۶9 ح۱۰9.
- ↑
مصباح الشريعة: ص۳۵۲، بحار الأنوار: ج۲ ص۱۲۰ ح۳۴.
- ↑
تحف العقول: ص۴۱۴، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۳۲۶ ح۳۳.
- ↑
نزهة الناظر: ص۲۱۶ ح۴۸۲، الدرّة الباهرة: ص۴۱، أعلام الدين: ص۳۱۱، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۳۶۸ ح۳.
- ↑
نزهة الناظر: ص۲۱۸ ح۴9۰، الدرّة الباهرة: ص۴۲، بحار الأنوار: ج۷۵ ص۱۴۷ ح۲۰.
- ↑
تحف العقول: ص۵۱۱، بحار الأنوار: ج۱۴ ص۳۱۵ ح۱۷.
- ↑
اشاره به اين كه حكيم حتى از كارهايى كه نادان انجام مىدهد پند مىگيرد و از آن اجتناب مىكند، ولى نادان تنها در پى هوس خود مىرود، تو گويى پند آموزى جز آن ندارد.
- ↑ لیس المراد بالجهل هنا الجهل المرکّب؛ أعني الصور العلمیة الغیر مطابقة للواقع، و لا الجهل البسیط؛ أعني عدم العلم عمّا من شأنه العلم؛ لأنّ إطاعته و عصیانه غیر متصوّرة... لأنّ الجهل بهذین المعنیین من جنود الجهل المذکور هنا، و جُند الشئ غیره، و لأنّ الجهل بالمعنی الثاني أمرٌ عدميّ، و الأعدام غیر مخلوقة، سواء کانت مسلوباتٍ محضةً أو ملکاتٍ. بل المراد به مبدأ الشرور و المقابح، کما أنّ المراد بالعقل مبدأ الخیرات و المحاسن(شرح اُصول الكافي للمازندراني: ج۱ ص۲۶۶) و راجع: شرح حديث جنود عقل و جهل للسيّد روح اللّٰه الخمیني: ص۲۵۷.
- ↑ الكافي: ج۱ ص۲۱ ح۱۴، الخصال: ص۵۸9 ح۱۳ نحوه، بحار الأنوار: ج۱ ص۱۰9 ح۷.
- ↑ مقصود، جوهرهاى نورانى است كه وجودشان به اجسام تعلق ندارد (ر.ک: شرح اُصول الکافی صدر المتألهين: ج۱ ص۴۰۰).
- ↑ آنچه در ادامه به تفصيل ذكر مىشود، هفتاد و هشت ويژگى است، و منافاتى هم ميان اين دو رقم نيست؛ زيرا يا مفهوم عدد، مورد نظر نيست، يا برخى سپاهيانى كه تكرار شده اند براى تأكيد است، يا از طرف ناسخان اضافه شده اند، يا ناسخان در برخى بندها هر دو وجه را آوردهاند، غافل از آن كه يكى بدل از ديگرى است.
- ↑ عفّت، عبارت است از اعتدال نيروى شهوانى در هر چيزى، بدون گرايش به افراط و تفريط، يا عبارت است از نگهدارى شكم و شهوت از امور حرام و شبههناک. در برابر آن، پردهدرى و بىباكى است در ارتكاب امور حرام (ر.ک: الوافى: ج۱ ص۶۶، مرآة العقول: ج۱ ص۶۹).
- ↑ يعنى زبان در كام كشيدن از آنچه بِدان نياز و در آن سودى نيست (ر.ک: شرحهاى الكافى).
- ↑ علّامه فيض میگويد: «استسلام يعنى اطاعت و انقياد از هر آنچه حق است، و تسليم يعنى اذعان به حق بدون تزلزل و اضطراب» (ر.ک: الوافى: ج۱ ص۶۷، شرح ملّا صالح مازندرانى: ج۱ ص۳۰۹، مرآة العقول: ج۱ ص۷۰).
- ↑ مراد از بىنيازى و توانگرى، در اين جا، بىنيازى و توانگرى نفس است نه توانگرى مالى؛ زيرا اى بسا خردمندى كه نادار و درويش است (ر.ک: حاشیۀ ميرزا رفيعا: ص۶۳).
- ↑ مراد، پيوستن و ارتباط با خويشاوندان است كه ضدّ آن، بريدن از خويشاوندان است (ر.ک: لسان العرب: ج۸ ص۲۸۰ مادّۀ «قطع»).
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۱۲۷ ح۵۵۵۲، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۸۴ ح۵۱۲۰.
- ↑
تاريخ بغداد: ج۱۳ ص۴۰ عن زيد بن علي عن أبيه عن جدّه عن الإمام عليّ:، الأوائل للطبراني: ص۲۲، تاريخ دمشق: ج۵۶ ص۲۰۸ ح۱۱۸۲۰.
- ↑
تحف العقول: ص۵۰، بحار الأنوار: ج۷۷ ص۱۵۴ ح۱۲۶.
- ↑
الدرّة الباهرة: ص۳۱، نزهة الناظر: ص۱۷۶ ح۳۶۸، أعلام الدين: ص۳۰۳، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۲۷۸ ح۱۱۳.
- ↑
تاريخ دمشق: ج۴۲ ص۵۰۵ عن طليق؛ نهج البلاغة: الخطبة ۱۶، الإرشاد: ج۱ ص۲۳۱ نحوه.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۳۸۳ ح۱۰۶۵۴، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۳۷ ح99۰۲.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۳۸۷ ح۲9۳۶، عيون الحكم و المواعظ: ص۱۱۸ ح۲۶۳9 ولیس فيه «أمر».
- ↑
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۳۳۲ ح۸۱۱.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۳۸۷ ح۲9۳۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۱۱۴ ح۲۵۰۰.
- ↑
عوالي اللآلي: ج۱ ص۲9۲ ح۱۷۱، إرشاد القلوب: ص۱۱۳ نحوه و فیه «روي»، تنبیه الخواطر: ج۱ ص۸۷ من دون إسنادٍ إلی النبيّ أو أحد من أهل البیت:، بحار الأنوار: ج۱ ص۱۳۱ ح۱۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۴۵۲ ح۳۲۶۲، عيون الحكم و المواعظ: ص۱۲۳ ح۲۷9۷.
- ↑
يتبجّح: أي يتعظّم و يفتخر (النهاية: ج۱ ص9۶ «بجح»).
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۳۷۳ ح۶۳۷۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۵۰ ح۵9۵۰.
- ↑
عيون الحكم و المواعظ: ص۳۴۸ ح۵۸9۳.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۴۷ ح۵۲۲۵، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۶۴ ح۴۸۰۴.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۴۷۸ ح۳۳۵۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۱۲۶ ح۲۸۷۸.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۵۱ ح۵۲۴۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۶۴ ح۴۸۱۴.
- ↑
غرر الحكم: ج۳ ص۳۱۶ ح۴۵۷۶، عيون الحكم و المواعظ: ص۱99 ح۴۰۳۴ نحوه.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۵۸9 ح۷۰9۲، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۸9 ح۶۵۶۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۵۰ ح۵۲۳۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۶۳ ح۴۷۷۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۳۴۷ ح۱۰۴۴۶، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۳۲ ح9۶۸۵.
- ↑ الأحزاب: ۷۲.
- ↑ الأنفال: ۲۲.
- ↑
دَحا يَدحو: بَسَطَ وَوَسّعَ (النهاية: ج۲ ص۱۰۶ «دحا»).
- ↑
نهج البلاغة: الخطبة ۱99، الكافي: ج۵ ص۳۷ ح۱ عن عقيل الخزاعي نحوه، بحار الأنوار: ج۶۰ ص۲۸۱.
- ↑
المحاسن: ج۱ ص۳۰9 ح۶۱۰ عن الحسن بن جهم عن الإمام الرضا علیهالسلام، الكافي: ج۱ ص۱۱ ح۴، عيون أخبار الرضا علیهالسلام: ج۲ ص۲۴ ح۱ کلاهما عن الإمام الرضا علیهالسلام، بحار الأنوار: ج۱ ص۸۷ ح۱۱.
- ↑
تحف العقول: ص۵۴، غرر الحكم: ج۶ ص۴۰۰ ح۱۰۷۶۸ عن الإمام عليّ علیهالسلام و ليس فيه صدره، بحار الأنوار: ج۷۷ ص۱۵۸ ح۱۴۳؛ مكارم الأخلاق لابن أبي الدنيا: ص9۳ ح۱۱۱ عن مجمع بن جارية.
- ↑
الكافي: ج۱ ص۲۵ ح۲۵ عن السريّ بن خالد عن الإمام الصادق علیهالسلام، کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۴ ص۳۷۲ ح۵۷۶۲ عن الإمام الصادق عن آبائه علیهمالسلام عنه صلّی الله علیه و آله، بحار الأنوار: ج۷۷ ص۶۱ ح۴؛ المعجم الكبير: ج۳ ص۶9 ح۲۶۸۸ عن الحارث عن الإمام عليّ علیهالسلام عنه صلّی الله علیه و آله.
- ↑
كنز العمّال: ج۱۵ ص9۱۸ ح۴۳۵۸۴ نقلاً عن الديلمي عن معاذ.
- ↑
حلية الأولياء: ج۳ ص۲۲۱ الرقم۲۴۵ عن زيد بن أسلم.
- ↑
الزهد للحسين بن سعيد: ص۱۲۷ ح۱۵۷ عن ابن سنان عن الإمام الصادق علیهالسلام، قرب الاسناد: ص۸۳ عن الإمام الصادق علیهالسلام نحوه، بحار الأنوار: ج۷۲ ص۲۰۸ ح9.
- ↑
عوالي اللآلي: ج۱ ص۲۷۲ ح9۳.
- ↑
نهج البلاغة: الحكمة ۵۴، مشکاة الأنوار: ص۴۳۷ ح۱۴۶۸، روضة الواعظین: ج۱ ص۳۶ ح۱۰، بحار الأنوار: ج۱ ص9۵ ح۳۰.
- ↑
الإرشاد: ج۱ ص۳۰۴، كنز الفوائد: ج۱ ص۱99، بحار الأنوار: ج۱ ص9۵ ح۳۵؛ حلية الأولياء: ج۳ ح۱9۶ الرقم۲۴۲ عن عائذ بن حبيب عن الإمام الصادق علیهالسلام.
- ↑
نهج البلاغة: الخطبة ۱۰۵، بحار الأنوار: ج۳۴ ص۲۳۷ ح99۸.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۵9 ح۱۸۳۰، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۴ ح۱۴۱۱.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۳۷۷ ح۲۸۸۲.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۲۰۵ ح۸۲۰، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۲ ح99۶.
- ↑
عَيَّ بالأمرِ و عَیِيَ: عجز عنه (لسان العرب: ج۱۵ ص۱۱۱ «عیا»).
- ↑
الفصول المهمّة لابن الصبّاغ: ص۵۴۰، مئة كلمة للجاحظ: ص۴۵ ح۲9؛ شرح ابن ميثم على المئة كلمة: ص۷۰ ح۱۲.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۱۸۲ ح۶۸9، عیون الحکم و المواعظ: ص۳۰ ح۴۶۸.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص9 ح۵۱۰۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۵۰ ح۴۶9۴.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۲۲۴ ح۸۰۸۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۳۲ ح۷۴۵۶.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۱۳۲ ح۷۶۳۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۲۰ ح۷۱۰۶.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۴۰9 ح۱۰۸۱۶، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۴۱ ح۱۰۰۳۵.
- ↑
نهج البلاغة: الخطبة ۱۴، الجمل: ص۴۰۷، غرر الحكم: ج۳ ص۴۵۵ ح۵۰۷۶ کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۳۲ ص۲۴۶ ح۱9۴.
- ↑
ابن ابى الحديد میگويد: قبلاً توضيح داديم و گفتيم كه بصره دو بار در آب درياى فارس غرق شد. مرادش از جملۀ «به آب، نزديک است» يعنى به غرق شدن و زير آب رفتن، نزديک است، و امّا جملۀ «از آسمان، دور است»، دانشمندان علم هيئت و دانش نجوم میگويند كه دورترين نقطۀ زمين از آسمان، «اُبُلّه» است و اين با سخن آنان سازگارى دارد.
معناى دورى از آسمان در اين جا، دور بودن آن نقطۀ خاصّ زمين از دايرۀ معدّل النهار است. شهرها از اين جهت متفاوت اند. رصدها و ابزارهاى نجومى ثابت كردهاند كه دورترين نقطۀ مسكونى از دايرۀ معدّل النهار، اُبُلّه است و ابلّه، همان كرسى بصره است.
اين مطلب از اختصاصات امير مؤمنان علیهالسلام است؛ زيرا او از موضوعى خبر داده كه عربها با آن آشنايى نداشتند و متوجّه آن نمىشدند؛ بلكه فقط دانشمندان نكتهسنج و باريکبين، آن را در میيابند و اين، از اسرار و مطالب غريبِ بديع آنان است» (شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديد: ج۱ ص۲۶۸). احتمال هم دارد كه مراد از دورى بصره از آسمان، دورى از آسمان رحمت و آمادگى داشتن براى نزول عذاب باشد (ر.ک: بحار الأنوار: ج۳۲ ص۲۴۷).
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۳۷۱ ح۲۸۴۴.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۱9 ح9۳۰۱.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۱۶۵ ح۵۶۸۰، عيون الحكم و المواعظ: ص۲9۳ ح۵۲۲۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۱۳۳ ح۵۵۷۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۸۳ ح۵۰99.
- ↑
تنبيه الخواطر: ج۲ ص۱۷، غرر الحكم: ج۶ ص۱۷۰ ح99۵۶، عيون الحكم و المواعظ: ص۴9۷ ح9۱۵۷ و فيهما «نِعَم الجهّال» بدل «نعمة الجاهل»؛ ينابيع المودّة: ج۲ ص۴۱۴ ح۱۱۷، مئة كلمة للجاحظ: ص۵۷ ح۴۱.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۶۱9 ح۷۱9۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۳9۶ ح۶۶99؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۳۴۳ ح9۴۳.
- ↑
وقال المحدّث الأرموي في تعليقة على ضبط الحديث ما معناه: ويمكن أن تُقرأ بالإضافة؛ أي إضافة «قبيح» و «حسن»، فتكون «قبيحُ عاقلٍ خيرٌ من حُسنِ جاهِلٍ» فيكون المعنى حينئذٍ مختلفاً.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۵۱۰ ح۶۷۸۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۷۲ ح۶۳۰۳ نحوه.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۳۵۱ ح۶۲9۵، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۳9 ح۵۷۸۱.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۴۷۸ ح۳۳۵9، عيون الحكم و المواعظ: ص۱۲۶ ح۲۸۸۵.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۷۶ ح9۵۸۶، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۷۵ ح۸۷۰۲.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۲۲۷ ح۱۰۰۸9، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۰۵ ح9۲۵۵.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۳۶۲ ح۶۳۲۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۴۲ ح۵۸۵۳.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۳۷9۴.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۲۸ ح۷۳۲9، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۰۳ ح۶۸۲۱.
- ↑
شبّه الجهل بالعدوّ الذي ینکیٰ فیك؛ أي یصیب منك ویقتل ویجرح إلی أن یؤدّي إلی الوَهَن. قال الزبیدي: نکیٰ العدوَّ ونکیٰ فیه ینکیٰ نِکایةً: إذا أصاب منه و قتل فیه و جرح فَوَهَنَ لذلك (تاج العروس: ج۲۰ ص۲۶۳ «نکي»).
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۱۲9 ح۴۸۰، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۶ ح۲9۰.
- ↑
الشَّین: العیب (النهایة: ج۲ ص۵۲۱ «شین»).
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۳۸۱ ح۱۰۶۴۰، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۳۴ ح9۷۶۲.
- ↑
الصِّرمَة: هي القطع من الإبل و الغنم (لسان العرب: ج۱۲ ص۳۳۸ «صرم»).
- ↑
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۳۰۶ ح۵۰۷.
- ↑
الكافي: ج۲ ص۲۲۶ و ۲۳۰ ح۱ عن عبد اللّٰه بن يونس عن الإمام الصادق علیهالسلام، صفات الشيعة: ص99 ح۳۵ عن الإمام الصادق عن أبیه عنه علیهمالسلام، تحف العقول: ص۱۶۱ و فیهما ذیله و «متغيّباً» بدل «منفيّاً»، بحار الأنوار: ج۶۷ ص۳۶۷ ح۷۰.
- ↑
الكافي: ج۱ ص۳۵ ح۵ عن أبي حمزة، منية المريد: ص۱۱۱، بحار الأنوار: ج۱ ص۱۸۵ ح۱۰9.
- ↑
بحار الأنوار: ج۸۶ ص۳۱۸ ح۶۷ نقلاً عن مجموع الدعوات لمحمّد بن هارون التلّعُكبري، مهج الدعوات: ص۲۲۷، البلد الأمين: ص۳۸۵ كلاهما نحوه.
- ↑
الاختصاص: ص۲۴۶، غرر الحكم: ج۶ ص۳۸۵ ح۱۰۶۷۳، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۳۸ ح99۵۱ کلاهما عن الإمام عليّ علیهالسلام و فيهما «أشدّ» بدل «أعظم»، بحار الأنوار: ج۱ ص9۴ ح۲۴.
- ↑
قال الطريحي: في حديث صفات المؤمن: «يَكيع عن الخنا و الجهل»؛ أي يهابهما و يجبن عنهما؛ يقال: كِعتُ عن الشيء، إذا هِبته وجَبُنت عنه (مجمع البحرين: ج۳ ص۱۶۰9 «كيع»).
- ↑
الخَنا: من قبيح الكلام، خَنا في منطقة يخنو خنا، مقصور. و الخَنا: الفُحش (لسان العرب: ج۱۴ ص۲۴۴ «خنا»).
- ↑
الكافي: ج۲ ص۲۳۱ ح۴، الخصال: ص۵۷۱ ح۲، صفات الشيعة: ص۱۱۴ ح۵۴ كلاهما بزيادة «الباطل» قبل «الخنا»، بحار الأنوار: ج۶۷ ص۲۷۲ ح۳.
- ↑
تحف العقول: ص۴۸9، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۳۷۴ ح۳۰.
- ↑
تنبيه الخواطر: ج۱ ص9۶، بحار الأنوار: ج۱۴ ص۳۲۶ ح۴۵؛ إحياء العلوم: ج۳ ص۱۰۰ نحوه.
- ↑
نزهة الناظر: ص۲۱۸ ح۴۳9، الدرّة الباهرة: ص۴۲ و ليس فيه «الجهل»، الدرّ النظیم: ص۷۳۰، بحار الأنوار: ج۱ ص9۴ ح۲۶.
- ↑
الدرّة الباهرة: ص۴۴، نزهة الناظر: ص۲۲۶ ح۵۲۱، أعلام الدين: ص۳۱۳، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۳۷۷ ح۳.
- ↑ يوسف: ۸9.
- ↑
طه: ۸۲.
- ↑
النساء: ۱۷.
- ↑
تفسير العيّاشي: ج۱ ص۳۷۷ ح9۰۴ عن أبي عمرو الزبيري، مجمع البيان: ج۳ ص۳۶ و فيه ذيله من «كلّ ذنب»، بحار الأنوار: ج۶ ص۳۲ ح۴۱؛ تفسير الآلوسي: ج۴ ص۲۳۸ و فيه ذيله من «كلّ ذنب».
- ↑
الصحيفة السجّاديّة: ص۶۸ الدعاء ۱۶، المزار الكبير: ص۱۵۷، بحار الأنوار: ج۱۰۰ ص۴۰۸ ح۶۶؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۶ ص۱۸۰ عن الإمام عليّ و عنه علیهماالسلام.
- ↑
عيون الحكم و المواعظ: ص۵۰۳ ح9۲۱۲، غرر الحكم: ج۶ ص۲۲9 ح۱۰۰9۴ نحوه.
- ↑
الدروع الواقية: ص۲۴9، بحار الأنوار: ج9۷ ص۲۱9.
- ↑
تحف العقول: ص۲9۱، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۱۷۰ ح۴.
- ↑ البقرة: ۱۷۰.
- ↑ البقرة: ۱۷۱.
- ↑ المائدة: ۵۸.
- ↑ الأنعام: ۱۱۱.
- ↑
تحف العقول: ص۵۴، غرر الحكم: ج۶ ص۴۰۰ ح۱۰۷۶۸ عن الإمام عليّ علیهالسلام و ليس فيه صدره، بحار الأنوار: ج۷۷ ص۱۵۸ ح۱۴۳؛ مكارم الأخلاق لابن أبي الدنيا: ص9۳ ح۱۱۱ عن مجمع بن جارية.
- ↑
شعب الإيمان: ج۴ ص۱۵۷ ح۴۶۴۴ عن جابر بن عبد اللّٰه؛ كنز الفوائد: ج۲ ص۳۱، بحار الأنوار: ج۱ ص9۴ ح۱9.
- ↑
الجامع الصغير: ج۱ ص۶۵۲ ح۴۲۴۲ نقلاً عن أبي الشيخ في الثواب وابن النجّار عن جابر بن عبد اللّٰه.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۷۰ ح9۵۵۴، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۷۶ ح۸۷۴۶.
- ↑
الخَبّ - بالفتح ـ: الخدّاع... الذي يسعى بين الناس بالفساد (النهاية: ج۲ ص۴ «خبب»).
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۷۵ ح۱9۰۰، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۷ ح۱۴۵۶.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۱۸۷ ح۷۱۵، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۰ ح۴۶۳.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۳9۶ ح۱۵۳۴ و في نسخة: «الجاهل إذا جحد وحَّد، وإذا وحَّد ألحد».
- ↑
الكافي: ج۱ ص۲۸ ح۳۳ و راجع المحاسن: ج۱ ص۳9۵ ح۸۸۴.
- ↑
تحف العقول: ص۳۰۱، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۲۸۰ ح۱.
- ↑
الكافي: ج۸ ص۱۳۱ و ۱۴۱ ح۱۰۳، تحف العقول: ص۵۰۰ من دون إسناد إلى أحد من أهل البيت علیهمالسلام نحوه، بحار الأنوار: ج۱۴ ص۲99 ح۱۴.
- ↑
الانفطار: ۶.
- ↑
تفسير الثعلبي: ج۱۰ ص۱۴۶؛ مجمع البيان: ج۱۰ ص۶۸۲ نحوه، بحار الأنوار: ج۷ ص9۴.
- ↑
قال ابن أبي الحديد في بيان معاني كلامه علیهالسلام: قال علیهالسلام: «أدحض مسؤول حجّةً»، المبتدأ محذوف، و الحجّة الداحضة الباطلة. و المعذِرة - بكسر الذال -: العُذر. و يقال: لقد أبرحَ فلانٌ جهالةً، و أبرحَ لُؤماً، و أبرحَ شجاعةً، و أتى بالبرح من ذلك: أي بالشديد العظيم... و جهالةً منصوب على التمييز (شرح نهج البلاغة لابن أبي الحدید: ج۱۱ ص۲۴۰).
- ↑
نهج البلاغة: الخطبة ۲۲۳، بحار الأنوار: ج۷۱ ص۱9۲ ح۵9.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۲۰۵ ح۸۱۵، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۴ ح۲۱۱ نحوه.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۳۵9 ح۸۷۴۴، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۶۲ ح۸۳9۴.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۶۲۷ ح۷۲۲۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۳9۷ ح۶۷۳۴.
- ↑
بحار الأنوار: ج9۴ ص۱۲۵ ذيل ح۱9 نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي.
- ↑
الکافي: ج۱ ص۲۳ ح۱۴.
- ↑
الكافي: ج۲ ص۱۱۲ ح۵، مشكاة الأنوار: ص۳۷9 ح۱۲۴۵ كلاهما عن الإمام الصادق علیهالسلام، بحار الأنوار: ج۷۱ ص۴۰۴ ح۱۵؛ مسند الشهاب: ج۲ ص۶ ح۷۷۱ عن ابن مسعود.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۳۵۰ ح۸۷۰۰، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۶۱ ح۸۳۸۰.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۵۴۶ ح۶9۲۲، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۷9 ح۶۴۲۲.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۲۳۵ ح۵9۳۵، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۱۰ ح۵۴۶۶.
- ↑
نزهة الناظر: ص۱۱۰ ح۱9۴.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۵۶9 ح۷۰۱۲، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۸۶ ح۶۵۲۵.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۱۷۸ ح۶۷۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۴ ح۲۳۵.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۱۵۲ ح۲۱۵۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۶۷ ح۱۷۱۲.
- ↑
شَمَسَ الفرس شُموساً: أي مَنَع ظهرَه (الصحاح: ج۳ ص9۴۰ «شمس»).
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص9۳ ح۱9۶9، عيون الحكم و المواعظ: ص۵9 ح۱۵۰۰.
- ↑
الكافي: ج۱ ص۲۶ ح۲9 عن مفضّل بن عمر، تحف العقول: ص۳۵۶، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۲۶9 ح۱۰9.
- ↑
جامع الأحاديث للقمّي: ص۱۰۲ عن الإمام الكاظم عن آبائه علیهمالسلام، بحار الأنوار: ج۷۷ ص۱۷۵ ح9 نقلاً عن الإمامة و التبصرة.
- ↑
مشكاة الأنوار: ص۲۳9 ح۶9۱، روضة الواعظين: ج۱ ص۵۵ ح۶۶، بحار الأنوار: ج۱ ص۲۰۴ ح۲۳.
- ↑
تحف العقول: ص9۳، كنز الفوائد: ج۱ ص۳۱9، أعلام الدین: ص۸۴ و فيهما «سوء شرّ» بدل «شرّ»، بحار الأنوار: ج۱ ص۱۸۳ ح۸۸.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۲۰۵ ح۸۱9.
- ↑
غرر الحكم: ج۳ ص۲۳۴ ح۴۳۲۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۱۸9 ح۳9۰۲.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۱۷۳ ح۶۵۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۱9 ح۷۳.
- ↑
الكافي: ج۱ ص۲۷ ح۳۰، تحف العقول: ص۲۱9، غرر الحكم: ج۳ ص۴۸ ح۳۷۸۵ كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۵9 ح۱۳۱.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۳۸۱ ح۱۴۶۴.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۲۲ ح۴۷ و ۴۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۶ ح۷۵۴ و ۷۵۵.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۲9۳ ح۱۱۲۵، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۵ ح۱۰9۴.
- ↑
مطالب السؤول: ج۱ ص۲۳۴، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۱۲ ح۷۰.
- ↑
الرَّدیٰ: الهلاك... و أردَيتُه: أي أهلكتُه (لسان العرب: ج۱۴ ص۳۱۶ «ردي»).
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۴۵ ح۱۵۰، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۴ ح۶۳۳.
- ↑ الحشر: ۱۴.
- ↑
كشف الغمّة: ج۳ ص۴9۴ عن الإمام الجواد علیهالسلام، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۸۱ ح۷۵.
- ↑
نهج البلاغة: الخطبة9۷، الإرشاد: ج۱ ص۲۷9، الاحتجاج: ج۱ ص۴۱۱ ح۸9 و فيهما صدره إلى «أهواؤهم»، بحار الأنوار: ج۳۴ ص۸۱ ح9 ۳۸.
- ↑
نهج البلاغة: الخطبة ۱۳۱، بحار الأنوار: ج۷۷ ص۲9۵ ح۳؛ تذكرة الخواصّ: ص۱۲۰ عن عبد اللّٰه بن صالح العجلي نحوه.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۳۶۳ ح۶۳۳۰، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۴۱ ح۵۸۱۳.
- ↑
الوَبال: من وَبُلَ المرتَع وَبالاً... بمعنى وَخُمَ... و لمّا كان عاقبة المرعىٰ الوخيم إلى شرّ، قيل في سوء العاقبة: وَ بال، و العَمَل السیئّ: وَ بال على صاحبِهِ (المصباح المنير: ص۶۴۶ «وبل»).
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۶۳ ح۲۳۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۷ ح۳۶۲.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۷ ح۱۵۸۵، عيون الحكم و المواعظ: ص۴9 ح۱۲۵۷ و فیه «الحسد» بدل «البخل».
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۲۸ ح۱۶9۴، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۶ ح۳۰۴.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۷۶ ح9۵۸۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۸۱ ح۸۸۷۵ و فیه «مَا عَقَدَ إِيمَانَه» بدل «ما عَقَلَ».
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۳۱۳ ح۱۱9۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۳۳9 ح۱۲۸۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۷ ح۱۱۷۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۶9 ح۲۶۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۶۱ ح۱۵۸۴.
- ↑
الأرَبُ: الحاجة (المصباح المنیر: ص۱۱ «أرب»).
- ↑
غرر الحكم: ج۳ ص۶9 ح۳۸۵۶، عيون الحكم و المواعظ: ص۱۷۵ ح۳۶۳۸.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۷۲ ح۵۳۳۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۲۶۶ ح۴۸۷۲.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۱۷۴ ح۷۸۳۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۵۲ ح۸۱۰۸.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۱۴۴ ح۷۶۸۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۵۱ ح۸۰۴۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۳۰۷ ح۸۴9۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۴9 ح۷9۸۲.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۲۰۳ ح۷9۸۵، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۳۰ ح۷۳۶۵.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۳۲۰ ح۸۵۵۶، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۵۷ ح۸۲۶۵.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۵9۸ ح۷۱۲9، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۸9 ح۶۵۷۱.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۱۸۳ ح۷۸۸۳، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۵۳ ح۸۱۳۸.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۶۳ ح۱۸۴۷، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۵ ح۱۴۲۲.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۱۸۸ ح۷۱9، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۳ ح۱۰۱۲.
- ↑
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۷ ص۴۰، بحار الأنوار: ج۳۲ ص۲۰ ح۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۲۸۵ ح۸۳9۰، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۴۸ ح۷9۳۴.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۲۰۰ ح۵۸۲۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۰۳ ح۵۳۸۳.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۲۱۳ ح۸۴۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۵ ح۷۱۰.
- ↑
غرر الحكم: ج۱ ص۲۳۱ ح9۳۰، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۱ ح۵۱۴.
- ↑
ما بين المعقوفين أثبتناه من مستدرك الوسائل: ج۸ ص۲۲۴ ح9۳۱۳.
- ↑
تحف العقول: ص۲9۳، بحار الأنوار: ج۸۷ ص۱۷۲ ح۵.
- ↑
سنن النسائي: ج۸ ص۲۶۸؛ نزهة الناظر: ص۵۶ ح۱۱۰ نحوه.
- ↑
مهج الدعوات: ص۱۳۲ عن محمّد بنالنعمان الأحول عنالإمام الصادق علیهالسلام، بحار الأنوار: ج9۴ ص۲۴۰ ح9.
- ↑
الإختیار لابن باقي: ج۱ ص۲۰۵، بحار الأنوار: ج۸۷ ص۲۴۶ ح۵۶.
- ↑
كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۱ ص۳۳۷ ح9۸۲ عن عمّار بن موسیٰ، مصباح المتهجّد: ص۱۱۵ ح۱9۱، فلاح السائل: ص۴۷۵ كلاهما من دون إسنادٍ إلى أحد من أهل البيت علیهمالسلام نحوه، بحار الأنوار: ج۸۶ ص۲۸۷ ح۴۸.
- ↑
الكافي: ج۲ ص۵9۰ و ص۵9۲ ح۳۱، مصباح المتهجّد: ص۲۷۷ ح۳۸۳، جمال الاُسبوع: ص۱۴۳ كلاهما من دون إسنادٍ إلى أحد من أهل البيت علیهمالسلام، بحار الأنوار: ج۸9 ص۳۰۲ ح۱۰.
- ↑
مهج الدعوات: ص۱۲۶، بحار الأنوار: ج9۴ ص۲۳۵ ح9.
- ↑
صحيح البخاري: ج۵ ص۲۳۵۰ ح۶۰۳۶ عن أبي موسى الأشعري؛ مهج الدعوات: ص۱۶9 عن الإمام عليّ علیهالسلام، بحار الأنوار: ج9۵ ص۳9۴ ح۳۲.
- ↑
مصباح المتهجّد: ص۸۴۴ ح9۱۰، الإقبال: ج۳ ص۳۳۱، مصباح الزائر: ص۳۱۷.
- ↑
مهج الدعوات: ص۱۶9، بحار الأنوار: ج9۵ ص۳9۴ ح۳۲ نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي.
- ↑
الصحيفة السجّادية: ص۱۲۶ الدعاء ۳۱.
- ↑
نهج البلاغة: الخطبة ۱9۸، بحار الأنوار: ج۷۰ ص۲۸۴ ح۶.
- ↑
الكافي: ج۸ ص۵۲ ح۱۶، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۳۵9 ح۲.
- ↑ الفرقان: ۶۳.
- ↑ في المصدر «قال» و هو تصحیف ظاهر، قد صحّحناه من کنز العمّال: ج۳ ص۶۴۲ ح۸۳۰۲.
- ↑ مسند ابن حنبل: ج9 ص۱9۱ ح۲۳۸۰۶، تفسير ابن كثير: ج۶ ص۱۳۲.
- ↑
المصباح للكفعمي: ص۳۵۷، البلد الأمين: ص۳۵۰.
- ↑
مكارم الأخلاق: ج۲ ص۳۳9 ح۲۶۶۰ عن ابن مسعود، العدد القويّة: ص۲۰۵ ذيل ح۶ من دون إسنادٍ إلی النبي صلّی الله علیه و آله أو أحدٍ من أهل البيت علیهمالسلام، بحار الأنوار: ج۷۷ ص9۳ ح۱.
- ↑
تحف العقول: ص۱۷۲، بشارة المصطفیٰ: ص۲۶ عن كميل بن زياد، بحار الأنوار: ج۷۷ ص۲۶۸ ح۱.
- ↑
البقره: ۸۳.
- ↑
الفرقان: ۷۲.
- ↑
صفات الشيعة: ص۱۲۰ ح۶۳ عن محمّد بن الحنفيّة، بحار الأنوار: ج۷ ص۲۲۰ ح۱۳۲.
- ↑
تحف العقول: ص۳۷۸، مشكاة الأنوار: ص۱۲۶ ح۲9۱ نحوه، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۲۶۴ ح۱۶9.
- ↑
هو إبراهيم بن محمّد المهديّ، الخليفة العبّاسي، المكنّیٰ بأبي إسحاق (الأغاني: ج۱۰ ح۱۱9).
- ↑ الأغاني: ج۱۰ ص۱۵۷؛ المناقب لابن شهرآشوب: ج۳ ص۲۷۰ نحوه، بحار الأنوار: ج۳9 ص۸۶.
- ↑
منية المريد: ص۱۴۰، بحار الأنوار: ج۱ ص۲۲۶ ح۱۸؛ المعجم الأوسط: ج۷ ص۷۸ ح۶9۰۸ عن عمر بن الخطّاب نحوه.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۶۲۶ ح۷۲۲۴، عيون الحكم و المواعظ: ص۳9۵ ح۶۶۸۴.
- ↑
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۲۵9 ح۳9.
- ↑
زریٰ علیه زَرْیاً من باب رَمی، و زریَةً و زرایَةً - بالکسر -: عابه و استهزأ به (المصباح المنیر: ص۲۵۳ «زري»).
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۳۴۰ ح۱۰۴۲۲، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۱9 ح9۴۲۱.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۲۷۲ ح۱۰۲۱۵، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۱9 ح9۴۱۴.
- ↑
في مرآة العقول: ج۲۶ ص۱9: «قوله علیهالسلام: ليعطفنّ، من العطف بمعنىٰ الميل و الشفقة، أي ليترحّموا و يعطفوا علىٰ ذوي الجهل بأن ينهوهم عمّا ارتكبوه من المنكرات. و في بعض النسخ: عن ذوي الجهل، فالمراد هجرانهم و إعراضهم عنهم».
- ↑
الكافي: ج۸ ص۱۵۸ ح۱۵۲، تنبیه الخواطر: ج۲ ص۱۴۷، أعلام الدین: ص۲۳۶ کلاهما نحوه.
- ↑ وفي النسخة التی بایدینا: «أغربته»، وما أثبتناه من بحار الأنوار.
- ↑ عيون أخبار الرضا علیهالسلام: ج۲ ص۱۷۴ ح۱، العدد القويّة: ص۲9۴ ح۲۱ نحوه، بحار الأنوار: ج۴9 ص۱۰۸ ح۲.
- ↑
الكافي: ج۲ ص۱۱۶ ح۱ عن السكوني عن الإمام الصادق علیهالسلام، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۴ ص۳۶۰ ح۵۷۶۲ عن الإمام الصادق عن آبائه علیهمالسلام عنه صلّی الله علیه و آله، بحار الأنوار: ج۷۱ ص۴۲۲ ص۵9؛ شعب الإيمان: ج۶ ص۳۳9 ح۸۴۲۳ نحوه.
- ↑
كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۴ ص۳۵۷ ح۵۷۶۲ عن حمّاد بن عمرو و أنس بن محمّد عن أبيه جميعاً عن الإمام الصادق عن آبائه علیهمالسلام، الكافي: ج۲ ص۱۰۷ ح۳ عن الإمام الصادق علیهالسلام، تحف العقول: ص۲9۳ عن الإمام الباقر علیهالسلام و کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج۷۷ ص۴9 ح۲.
- ↑ الأمالي للطوسي: ص۱۰۳ ح۱۵۸ عن أبي حمزة الثمالي عن الإمام الباقر عن آبائه علیهمالسلام، تنبیه الخواطر: ج۲ ص۱۸۰، دعائم الإسلام: ج۲ ص۳۲۵ ح۱۲۲۶ کلاهما عن الإمام الباقر عن آبائه علیهمالسلام عنه صلّی الله علیه و آله نحوه، بحار الأنوار: ج۷ ص۱۷۱ ح۱.
- ↑
النَّوْل: الأجر و الحَظّ (مجمع البحرين: ج۳ ص۱۸۵۰ «نول»).
- ↑
الكافي: ج۲ ص۶۰۴ ح۵ عن عمرو بن جميع عن الإمام الصادق علیهالسلام.
- ↑
تحف العقول: ص۲۸، بحار الأنوار: ج۱ ص۱۲9 ح۱۲؛ المطالب العالية: ج۳ ص۲۳ ح۲۷۷۱ عن ابن عبّاس.
- ↑
كذا في أكثر المصادر، و في بعضها: «و يقطعون»، و في النهاية لابن الأثير في «ملل»: «و يقطعونَني».
- ↑ أسفَفت الوَسْم: هو أن يُغرِز الجلدُ بإبرة ثمّ تُحشی المغارِزُ كُحلاً. و قيل: هو من سَفِفت الدواء أسَفُّه. و المَلّ و المَلّةُ: الرماد الحارّ الذي يُحمى لِيُدفَن فيه الخبز ليَنضج. أراد: إنّما تجعل المَلّة سُفوفاً يستَفّونَه؛ يعني أنّ عطاءك إيّاهم حرام عليهم، و نارٌ في بطونهم. أو أي تجعل وجوهَهم كلون الرماد (اُنظر النهاية: ج۲ ص۳۷۵ «سفف» و ج۴ ص۳۶۱ «ملل»).
- ↑ صحيح مسلم: ج۴ ص۱9۸۲ ح۲۲، مسند ابن حنبل: ج۳ ص۱۶۲ ح۷99۸، الأدب المفرد: ص۲9 ح۵۲.
- ↑
تاريخ أصبهان: ج۱ ص۱9۵ الرقم ۲۴۴.
- ↑
تاريخ بغداد: ج۴ ص۴۱۰ الرقم ۲۳۱۳، تاريخ دمشق: ج۶۱ ص۴۶۱ ح۱۲۶۸۵.
- ↑
خَبَرتُ الشيءَ أخبُرُ: عَلِمتُهُ، فأنا خَبيرٌ به (المصباح المنير: ص۱۶۲ «خبر»).
- ↑ أصابتهم السَّنَة: يَعنون به السنَة المَجدِبَة (لسان العرب: ج۱۴ ص۴۰۵ «سنا»).
- ↑ الظاهر زيادة الواو، و المناسب: «إلى».
- ↑ كذا، و لعلّ الصواب: «سَيِّئو».
- ↑ المَطْل: التسويف و المدافعة بالعدة و الدَّين (لسان العرب: ج۱۱ ص۶۲۴ «مطل»).
- ↑ کذا في المصدر، و الظاهر أنّ الأصحّ: «فَوتَه» کما في صحیح ابن حبّان.
- ↑ الحِبر و الحَبر: العالم ذِمِّيّاً كان أو مسلماً بعد أن يكون من أهل الكتاب... [و قال] الجوهري: الحِبر و الحَبر: واحد أحبار اليهود، و بالكسر أفصح (لسان العرب: ج۴ ص۱۵۷ «حبر»).
- ↑ المستدرك على الصحيحين: ج۳ ص۷۰۰ ح۶۵۴۷، صحيح ابن حبّان: ج۱ ص۵۲۱ - ۵۲۳ ح۲۸۸، السنن الكبرى: ج۶ ص۸۶ ح۱۱۲۸۴ کلاهما نحوه.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۲۷۷ ح۱۰۲۴۰، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۲۱ ح9۴۷۳.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۱۸ ح۷۳۰۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۰۲ ح۶۷۸۴.
- ↑
عیون المعجزات: ص۳۶ ميثم التمارّ، نوادر المعجزات: ص۱۳۴، بحار الأنوار: ج۵۷ ص۳۴۵ ح۳۶.
- ↑
غرر الحكم: ج۳ ص۱۶۲ ح۴۱۰۴، عيون الحكم و المواعظ: ص۱۳۶ ح۳۱۰۵.
- ↑
غرر الحكم: ج۳ ص۴۴ ح۳۷۷۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۱۶9 ح۳۵۶۴.
- ↑
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۱ ص۳۲۳.
- ↑
تحف العقول: ص۲۲۲، شرح الأخبار: ج۲ ص۴۴۳ ح۷9۴ نحوه، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۶۲ ح۱۴۲؛ البداية و النهاية: ج۷ ص۳۲۸ و ليس فيه صدره.
- ↑
الكافي: ج۲ ص۲۳۵ ح۱۷، تنبيه الخواطر: ج۲ ص۲۰۲، أعلام الدين: ص۱۱۰، بحار الأنوار: ج۶۷ ص۳۵۸ ح۶۱.
- ↑
الخصال: ص۴9 ح۵۷ عن أبي حمزة الثمالي، بحار الأنوار: ج۷۴ ص۱۵۸ ح۷.
- ↑ عيون أخبار الرضا علیهالسلام: ج۲ ص۱۷۴ ح۱، العدد القويّة: ص۲9۳ ح۲۱، بحار الأنوار: ج۴9 ص۱۰۷ ح۲.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۴۰۶ ح۱۰۸۰۴، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۴۰ ح۱۰۰۱9.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۶۱۱ ح۷۱۷۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۳9۲ ح۶۶۴۲.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۳۳۱ ح۱۰۳99، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۲۷ ح9۵9۳ نحوه.
- ↑
نثر الدرّ: ج۳ ص۱۵۲، غرر الحكم: ج۲ ص۱۸۳ ح۲۳۰۶؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۳۲۷ ح۷۴۷.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۲۸۴ ح۱۰۲۶۵، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۲۸ ح9۶۰۲.
- ↑
قصص الأنبياء للراوندي: ص۱9۶ ح۲۴۸ عن يحيی بن سعيد القطّان، بحار الأنوار: ج۱۳ ص۴۲۱ ح۱۶.
- ↑ الأعراف: ۱99.
- ↑ القصص: ۵۵.
- ↑
الكافي: ج۸ ص۱۳۱ و ۱۳۸ ح۱۰۳، الأمالي للصدوق: ص۶۱۱ ح۸۴۲ عن الإمام الصادق علیهالسلام، تحف العقول: ص۴99، بحار الأنوار: ج۱۴ ص۲9۶ ح۱۴.
- ↑
كتاب من لا يحضره الفقيه: ج۴ ص۳9۵ ح۵۸۴۰ عن يونس بن ظبيان عن الإمام الصادق عن آبائه علیهمالسلام، معاني الأخبار: ص۱9۶ ح۱ عن الإمام الصادق عن آبائه علیهمالسلام عنه صلّی الله علیه و آله، مشكاة الأنوار: ص۲۴۱ ح۶9۸، بحار الأنوار: ج۱ ص۲۰۲ ح۱۳.
- ↑
تاريخ دمشق: ج۱۰ ص۱۷۱ ح۲۵۳۴ عن أبي اُمامة، الفردوس: ج۲ ص۲۶۸ ح۳۲۴9 نحوه.
- ↑
الكافي: ج۸ ص۲۴ ح۴ عن جابر الجعفي عن الإمام الباقر علیهالسلام، تحف العقول: ص۸۰، بحار الأنوار: ج۷۷ ص۲۸۷ ح۱؛ دستور معالم الحكم: ص۲۲.
- ↑
مطالب السؤول: ج۱ ص۲۳۰، الفصول المهمّة لابن الصبّاغ: ص۵۵۴؛ بحار الأنوار: ج۷۸ ص۸ ح۶۴.
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۲۵۶ ح۸۲۲9، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۴۵ ح۷۸۳۷.
- ↑
اصطنعه: اتّخذه، و قوله تعالى: (وَٱصْطَنَعْتُكَ لِـنَفْسِي) تأويله: اخترتُك لإقامة حجّتي و جعلتُك بيني و بين خلقي. و قال الأزهري: أي ربّيتُك لخاصّة أمري(لسان العرب: ج۸ ص۲۰9، الصحاح: ج۳ ص۱۲۴۶ «صنع»).
- ↑
غرر الحكم: ج۵ ص۲۵۷ ح۸۲۴۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۴۵ ح۷۸۳۱.
- ↑
نهج البلاغة: الكتاب ۳۱، خصائص الأئمّة علیهمالسلام: ص۱۱۷، تحف العقول: ص۸۵، بحار الأنوار: ج۷۴ ص۱۶۵ ذيل ح۲۸.
- ↑
كنز الفوائد: ج۱ ص۳۶۸، بحار الأنوار: ج۷۴ ص۱۶۶ ح۳۰.
- ↑
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۳۰۵ ح۴9۸؛ نثر الدرّ: ج۴ ص۲۰۰ من دون إسنادٍ إلی النبيّ أو أحد من أهل البیت علیهمالسلام.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۱9 ح9۲99، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۷۲ ح۸۶۴۲.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۳۲۲ ح۱۰۳۸۳، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۲۶ ح9۵۸۴ نحوه.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۱۶۶ ح۵۶9۱، عيون الحكم و المواعظ: ص۲9۳ ح۵۲۱۶.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۱۷۰ ح۵۷۰9، عيون الحكم و المواعظ: ص۲9۴ ح۵۲۵9.
- ↑
كنز الفوائد: ج۱ ص۱99، بحار الأنوار: ج۱ ص۱۶۰ ح۴۱.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۲۷۶ ح۱۰۲۳۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۵۲۱ ح9۴۷۲.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۱۳۸ ح9۸۳۳، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۸۷ ح9۰۰۷ نحوه.
- ↑
غرر الحكم: ج۶ ص۱۲9 ح9۷۸۸، عيون الحكم و المواعظ: ص۴۸9 ح9۰۵9.
- ↑
غرر الحكم: ج۲ ص۲۷9 ح۲۶۰۶، عيون الحكم و المواعظ: ص۱۰۴ ح۲۳۵۳.
- ↑
أو تضبَط: «مُعَرَّضٌ».
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۲۱۰ ح۵۸۵۶، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۰۲ ح۵۳۶۵.
- ↑
غرر الحكم: ج۴ ص۲۰۳ ح۵۸۲9، عيون الحكم و المواعظ: ص۳۰۱ ح۵۳۴۱.
- ↑
الكافي: ج۸ ص۲۲ ح۴ عن جابر الجعفي عن الإمام الباقر علیهالسلام، تحف العقول: ص9۶، بحار الأنوار: ج۷۷ ص۲۸۵ ح۱.
- ↑ في المصدر «أودى»، وما أثبتناه من المصادر الاُخرى. و الردى: الهلاك... و أرديته: أي أهلكتُه (لسان العرب: ج۱۴ ص۳۱۶ «ردي»).
- ↑ البداية و النهاية: ج۸ ص۱۱، عیون الأخبار لابن قتیبة: ج۳ ص9۱، دستور معالم الحكم: ص۱۵۷ کلاهما نحوه.
- ↑
أي طافوا في خلال الديار ينظرون هل بقي أحد لم يقتلوه. و في الصحاح: جاسوا خلال الديار؛ أي تخلّلوها فطلبوا ما فيها (لسان العرب: ج۶ ص۴۳ «جوس»)، إشارة إلی الآیة ۵ من سورة الإسراء.
- ↑
بحار الأنوار: ج9۴ ص۱۲۶ ذيل ح۱9 نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي؛ المعجم الصغير: ج۱ ص۲۰۱ من دون إسناد إلی النبيّ أو أحدٍ من أهل البيت علیهمالسلام نحوه.
- ↑
الكافي: ج۲ ص۲۳۸ ح۲۷ عن مهزم الأسدي، دعائم الإسلام: ج۱ ص۶۴ عن الإمام الباقر علیهالسلام، أعلام الدين: ص۱۱۳، بحار الأنوار: ج۶۸ ص۱۸۰ ح۳9.
- ↑
الزَّرابِيّ: الوَسائد (المصباح المنیر: ص۲۵۲ «زرب»).
- ↑
الكافي: ج۱ ص۳9 ح۲ عن إبراهيم بن عبدالحميد، الاختصاص: ص۳۳۵، بحار الأنوار: ج۱ ص۲۰۵ ح۲۷.
- ↑
تحف العقول: ص۴۸9، خصائص الأئمّة: ص۱۱9 عن الإمام عليّ علیهالسلام، العدد القويّة: ص۳۰۰ عن الإمام الرضا علیهالسلام و فیهما «في تعب» بدل «تعب»، بحار الأنوار: ج۷۸ ص۳۵۵.
- ↑
تحف العقول: ص۴9۶ - ۵۰۰، أعلام الدين: ص۲۳۳، بحار الأنوار: ج۱۴ ص۲99 ح۱۴.
- ↑
الزهد لابن حنبل: ص۱۳۲، المصنّف لعبد الرزّاق: ج۱۱ ص۱۳۸ ح۲۰۱۳۶، الزهد و الرقائق: ص۴۸۴ ح۱۳۷۴.
- ↑
الفَرَق - بالتحریك -: الخوف و الفزع (مجمع البحرین: ج۳ ص۱۳۸۸ «فرق»).
- ↑
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج۲۰ ص۳۰۱ ح۴۴۲؛ نثر الدرّ: ج۴ ص۱۸9 من دون إسناد إلی أحد من أهل البیت علیهم السلام.